بهترین هدیه خدا به انسان
خداوند در سورهٔ مبارکهٔ «الرّحمن» فهرستی از نعمتهایش را به رخ ما میکشد؛ از دنیا و آخرت، از انسان و فرشته، از بهشت و رضوان الهی. اما نکته اینجاست: برخی نعمتها، ریشهای هستند و برخی شاخهای. در ادامه، نگاهی میاندازیم به این طبقهبندی و پاسخ این پرسش مهم را جستوجو میکنیم.
۱. قرآن، برترین نعمت در حوزهٔ هدایت
«الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ» (الرحمن: ۱-۴)
سورهٔ «الرّحمن» با یادآوری بزرگترین نعمت الهی آغاز میشود: تعلیم قرآن. پیش از آنکه از خلقت انسان بگوید، از آموزش قرآن میگوید. گویی میخواهد بگوید: «انسان، بدون قرآن، انسان نیست.»
قرآن، نقشهٔ راه زندگی است. نسخهٔ شفابخشی است برای دردهای روح و روان. کتابی که در سایهٔ آن، انسان به کمال نهاییاش میرسد. خود قرآن میفرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ» (اسراء: ۸۲)؛ «و ما از قرآن آنچه را که شفا و رحمت برای مؤمنان است، فرو میفرستیم.»[۱]
۲. سلامتی، بهترین نعمت در حوزهٔ جسم
مولای متقیان، امام علی(ع) جملهای دارند که شاید هزاران بار شنیده باشیم، اما کمتر در عمق آن تأمل کردهایم:
«اَلصِّحَّةُ أفضَلُ النِّعَمِ»؛ «سلامتی، برترین نعمتهاست.»[۲]
راست میگوید امیر مؤمنان. وقتی بیمار میشوی، تازه میفهمی که روزهای عادیِ سلامت چه گنج بزرگی بوده است. کسی که بستری است، حاضر است تمام ثروتش را بدهد تا یک نفس راحت بکشد. سلامتی، بستری است که تمام لذتهای دیگر زندگی بر آن متکی است.
۳. مرگ، هدیهای برای مؤمن
شاید عجیب به نظر برسد که «مرگ» را هم نعمت بدانیم! اما از نگاه معصومان(ع)، مرگ برای مؤمن، یک هدیهٔ ارزشمند است.
رسول گرامی اسلام(ص) میفرمایند: «اَلمَوتُ تُحفَةُ المُؤمِنِ»؛ «مرگ، هدیهٔ مؤمن است.»[۳]
چرا هدیه؟ چون مؤمن با مرگ، از قفس تنگ و تاریک دنیا رها میشود و به دیدار محبوب میشتابد. دیگر آنجاست که پردهها کنار میرود و اولیای الهی را دیدار میکند. مرگ برای مؤمن، پایان نیست؛ تولد دوباره است.
۴. عقل، حجت درونی خدا
در میان تمام مخلوقات، خداوند «عقل» را چنان گرامی داشته که در حدیثی قدسی به او فرمود:
«وَعِزَّتِی وَجَلالِی ما خَلَقتُ خَلقاً أَحَبَّ إِلَیَّ مِنکَ»؛ «قسم به عزت و جلالم، هیچ موجودی را نزد خود محبوبتر از تو نیافریدم!»[۴]
پیامبر اکرم(ص) نیز فرمودند: «ای علی! عقل، چیزی است که بهشت و خشنودی خداوند مهربان با آن به دست میآید.»[۵]
و در جای دیگر، عقل را به چراغی در میان خانه تشبیه کردند که همه چیز را روشن میکند. عقل، حجت درونی خدا، راهنمای انسان و وسیلهٔ تشخیص حق از باطل است.[۶]
۵. ولایت؛ گوهر پنهان و بزرگترین نعمت خداوند
حال میرسیم به شاهبیت تمام نعمتها. نعمتی که تمام نعمتهای دیگر در سایهٔ آن معنا مییابد: ولایت اهلبیت(ع).
چرا ولایت بهترین نعمت است؟
تصور کن نعمتهای خدا را مانند یک مدار الکتریکی. ولایت، مانند کلید اصلی این مدار است. تا کلید اصلی وصل نباشد، هیچ لامپی روشن نمیشود. حتی نعمت «توحید» هم بدون ولایت، کامل و واقعی نیست. امام باقر(ع) صریحاً میفرماید:
«بِنا عُبِدَ اللَّهُ. وَ بِنا عُرِفَ اللَّهُ. وَ بِنا وُحِّدَ اللَّهُ تَبارَکَ وَ تَعالی. وَ مُحَمَّدٌ (ص) حِجابُ اللَّهِ تَبارَکَ وَ تَعالی.»[۷]
ترجمه: «به وسیلهٔ ما، خدا بندگی میشود. به وسیلهٔ ما، خدا شناخته میشود. به وسیلهٔ ما، توحید خداوند متعال تحقق مییابد. و حضرت محمد(ص) حجاب خداوند متعال است.»
«حجاب» در اینجا به معنای «واسطه» است. یعنی پیامبر و اهلبیتش، واسطهٔ بین خدا و خلقاند. واسطهای که اگر نبودند، هیچکس خدا را نه میشناخت و نه میتوانست بندگیاش کند.
گواهی آیات و روایات بر جایگاه رفیع ولایت
این سخن، یک ادعای ساده نیست. آیات قرآن و دهها روایت از آن پشتیبانی میکنند. خداوند در سورهٔ مائده میفرماید:
«اَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی» (مائده: ۳)؛ «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم.»
بسیاری از مفسران بزرگ شیعه و سنّی، این آیه را به واقعهٔ غدیر خم و معرفی امیرالمؤمنین علی(ع) به عنوان جانشین پیامبر(ص) مرتبط میدانند.[۸] یعنی نعمتی که با آن دین کامل شد، نعمت «ولایت» بود.
امام باقر(ع) خود در تفسیر این نکته گهربار میفرمایند: «نعمتِ آشکار، پیامبر است و نعمتِ پنهان، ولایت ما اهلبیت(ع) و پیمان دوستی با ماست.»[۹]
و از امیرالمؤمنین علی(ع) نقل شده که فرمودند: «نَحنُ النِّعمَةُ الَّتی أَنعَمَ اللهُ بِها عَلی عِبادِهِ وَ بِنا یَفُوزُ مَن فازَ یَومَ القِیامَةِ»؛ «ماییم آن نعمتی که خداوند بر بندگانش ارزانی داشته است. و به وسیلهٔ ما، هر که رستگار میشود، در روز قیامت رستگار میگردد.»[۱۰]
نعمت ظاهری و نعمت باطنی
در آیهٔ دیگری از قرآن میخوانیم: «وَ أَسبَغَ عَلَیکُم نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً» (لقمان: ۲۰)؛ «و خداوند نعمتهای ظاهری و باطنی خود را به طور فراوان بر شما ارزانی داشت.»
از امام کاظم(ع) دربارهٔ این آیه پرسیدند: مراد از نعمت ظاهری و باطنی چیست؟ حضرت فرمودند: «نعمت ظاهری، امام ظاهر است و نعمت باطنی، امام غایب.» راوی با تعجب پرسید: «مگر در میان شما امامی هست که غایب شود؟» فرمود: «آری، او دوازدهمین از ماست. شخصش از چشمان مردم غایب میشود، اما یادش از دلهای مؤمنان غایب نمیگردد.»[۱۱]
نتیجه گیری پایانی: نردبان نعمتها
خداوند نعمتهای فراوانی به ما داده است: سلامتی، عقل، قرآن، امنیت، خانواده، آب و نان، زمین و آسمان. اما همهٔ اینها در پرتو «ولایت» معنا پیدا میکنند.
اگر ولایت نباشد، توحید ناقص میماند. اگر ولایت نباشد، قرآن بدون مفسّر واقعی میماند. اگر ولایت نباشد، راه هدایت گم میشود.
ازاینروست که شکر واقعی این نعمت بزرگ، چیزی جز محبت و اطاعت از اهلبیت(ع) نیست.
و اینجاست که باید از خود پرسید: ما چقدر قدر این نعمت بزرگ را میدانیم؟ چقدر در مسیر ولایت قدم برمیداریم؟
منابع
[۱] قرآن کریم، سورهٔ اسراء، آیهٔ ۸۲.
[۲] عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ترجمهٔ سید هاشم رسولی محلاتی.
[۳] محمد محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ج ۱۲.
[۴] شیخ مفید، الاختصاص، ص ۲۴۳.
[۵] شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۶۹، ح ۵۷۶۲.
[۶] شیخ صدوق، علل الشرایع، ص ۹۸، ح ۱.
[۷] محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، کتاب التوحید، باب النوادر، ح ۱۰.
[۸] سید محمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۵، ص ۱۹۲.
[۹] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج ۷، ص ۴۶۰.
[۱۰] محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۱۷.
[۱۱] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۰