رفتار پيامبر صلي‌الله و عليه و آله و سلم با كودكان و جوانان

رفتار پيامبر صلي‌الله و عليه و آله و سلم با كودكان و جوانان0%

رفتار پيامبر صلي‌الله و عليه و آله و سلم با كودكان و جوانان نویسنده:
گروه: پیامبر اکرم

رفتار پيامبر صلي‌الله و عليه و آله و سلم با كودكان و جوانان

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: محمدعلي چنارانی
گروه: مشاهدات: 4240
دانلود: 1443

توضیحات:

رفتار پيامبر صلي‌الله و عليه و آله و سلم با كودكان و جوانان
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 61 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 4240 / دانلود: 1443
اندازه اندازه اندازه
رفتار پيامبر صلي‌الله و عليه و آله و سلم با كودكان و جوانان

رفتار پيامبر صلي‌الله و عليه و آله و سلم با كودكان و جوانان

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

رفتار پيامبر صلي‌الله و عليه و آله و سلم با كودكان و جوانان

نویسنده : محمدعلي چناراني

پيشگفتار

در جهان كنوني موضوع تربيت كودكان يكي از اساسي‌ترين مسائل اجتماعي و از اركان مهم سعادت بشريت به‌شمار مي‌رود. از اين‌رو دانشمندان درباره كودك از نظر رواني و تربيتي مطالعات و تحقيقات ژرف و عميقي انجام داده و كتابهاي بي‌شماري در اين‌باره نگاشته‌اند.همچنين كشورهاي بزرگ به منظور پرورش درست و صحيح جسم و جان كودكان، سازمانهاي گسترده‌اي را به وجود آورده و كودكان را از هر جهت تحت مراقبتهاي علمي و عملي قرار داده‌اند.اما در چهارده قرن پيش در روزگاري كه بشريت در تاريكي جهل و ناداني به سر مي‌برد، پيشواي گرانقدر اسلام به ارزش و اهميت پرورش كودك توجه كامل داشته و در همين راستا آموزشهاي لازم را به پيروان خود آموخته است.اگر امروزه، دانشمندان تربيت كودكان پس از تولد و زاده‌شدن و آمدن به اين جهان را مورد توجه قرار داده‌اند، اسلام درباره اصل ازدواج، شرايط همسران، چگونگي پاكي نسل، شير دادن، پرورش جسم و جان كودك، گام به گام وظايف مردم را بيان كرده است.و اگر دانشمندان امروز جهان بسياري از نكات دقيق رواني و تربيتي، مربوط به برنامه‌هاي پرورشي كودكان را، در كتابهاي علمي خود آورده‌اند، پيشوايان اسلام در زمانهاي پيشين آنها را يادآوري و در روايات مذهبي بيان كرده‌اند و خود نيز در رفتارشان نشان داده‌اند.هدف ما در اين نوشتار بر دو پايه و اصل استوار است:اول: اين كه تمام مسلمانان، خصوصاًجوانان و تحصيل كنندگان ما كه گروه بي شماري از جامعه را تشكيل مي‌دهند، از جامعيت برنامه و دستورات دين مقدس اسلام و ارزشهاي عملي اين آيين آسماني آگاه شوند و با ايمان و اعتقادي استوارتر از آن پيروي كنند و فريب برنامه‌هاي ديگران را نخورند.دوم: اين كه پدران و مادران به مسؤوليت مذهبي و ملي خود در تربيت فرزندان خويش آگاه شوند تا بهتر بتوانند انجام اين وظيفه سنگين و حياتي اقدام كنند، چرا كه بدون ترديد بخش مهمي از گرفتاريهاي اجتماعي و آلودگيهاي اخلاقي از جهل و بي‌اطّلاعي درباره انجام وظيفه به وجود مي‌آيد.از اين‌رو، بر آن شديم تا الگويي عملي براي كساني كه مي‌خواهند فرزندان سالمي از نظر جسمي و روحي تربيت كنند، ارائه دهيم. بهترين الگوها براي مسلمانان، پيشواي گرانقدر اسلام حضرت محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله و جانشينان برحق ايشان مي‌باشند؛ كه ما به گونه كاملاً اطمينان‌بخش در تمام زواياي زندگي مي‌توانيم از آنان سرمشق بگيريم و پيروي كنيم چرا كه هيچ گونه خلافي در پيروي از آن انسانهاي كامل وجود نداشته است؛ زيرا آن بزرگواران بيمه الهي مي‌باشند و اطاعت از آنان هيچ گاه و در هيچ زمان و مكاني با مشكلات برخورد نخواهد كرد. به اميد آن كه بشريت آگاه شود و از الگوهاي واقعي پيروي كند، والگوهاي كاذب، دروغين و شيطاني را رها سازد، تا از اين طريق بتواند به سعادت دنيا و آخرت دست يابد.اين نوشتار از دو بخش تشكيل يافته است.1 - رفتار پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله با كودكان كه داراي پنج فصل و هر فصل داراي چند عنوان مي‌باشد.2 - رفتار پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله با جوانان كه داراي چهار فصل و هر فصل چندين عنوان دارد.در پايان لازم مي‌دانم از تمام عزيزان به ويژه از جناب حجةالاسلام والمسلمين الهي خراساني مديرعامل محترم بنياد و همچنين از آقايان جعفر شريعتمداري، ويراستار؛ رضا ارغياني، آماده‌ساز؛ رضا وحدتي، نمونه‌خوان و محمّدعلي علاقه‌مند، حروفچين و صفحه‌آرا، كه در پيدايش اين اثر كه به زيور چاپ درآمده است نقشي داشته و زحماتي را متحمّل شده‌اند، تشكر و قدرداني كنم و توفيق روزافزون همگان را از خداوند توانا خواهانم.

رفتار پيامبر با كودكان

اشاره

مهرباني درباره كودكان از شيوه‌هاي مخصوصپيامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله بود.

تربيت

اشاره

به فرزندان خود را احترام گذاريد و با آداب و روش پسنديده با آنها رفتار كنيد.پيامبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله

اهميت تربيت

فرزند از آغاز زاده شدن، تا آن گاه كه از محيط خانواده جدا مي‌شود و زندگي مشتركي را با ديگران آغاز مي‌كند، دو دوره تربيتي را بايد بگذراند.1 - دوران كودكي كه از يك تا هفت سالگي را شامل مي‌شود، و اين زماني است كه كودك آمادگي چنداني براي تربيت مستقيم ندارد، چرا كه او دنياي خود را نمي‌شناسد.2 - از هفت تا چهارده سالگي، كه در اين دوران عقل به تدريج رشد مي‌كند و براي فعاليتهاي فكري آماده مي‌شود و مي‌تواند بياموزد و تعليم ببيند.در دوران نخست، تربيت بايد غير مستقيم باشد و هيچ گاه امر و نهي تربيتي نبايد با فشار روحي همراه باشد بلكه كودك از طريق اطرافيان خود با ادب و تربيت آشنا مي‌شود و در اصل پايه‌هاي نخست اخلاقي وي پي‌ريزي مي‌گردد و از محيط خود خاطره‌هاي خوب و رفتارهاي مناسب را در ذهن خود ثبت و ضبط مي‌كند.در دوران دوم نيز، نبايد كودك را آزاد گذاشت و خلافهاي او را ناديده گرفت، بلكه بايد از بي‌ادبيهاي وي جلوگيري كرد، نظم وانضباط رابه وي آموخت و از بازيگوشي و بيهوده گذراني اوقات او جلوگيري و او را به كارهاي عبادي و نيكو تشويق كرد. [1] .متأسفانه بيشتر مردم نمي‌دانند كه تربيت فرزندان خود را از چه زماني بايد شروع كنند. برخي از پدر و مادرها بر اين باورند كه تربيت پس از تمام شدن شش سالگي و برخي مي‌گويند آغاز تربيت از سه سالگي است.اما اين انديشه‌ها اشتباه است؛ زيرا هنگامي كه سه سالگي كودك تمام شد 75 درصد صفات خوب و بد در كودك شكل گرفته است.عده‌اي از روان‌شناسان بر اين باورند كه تربيت كودك از همان روز اول تولّد است. اما برخي ديگر تا اندازه‌اي احتياط مي‌كنند و شروع تربيت كودك را از روز اولِ ماه دوم‌زاده شدنِ كودك مي‌دانند، اما در تحقيقات عملي دقيق در دانشگاه «شيكاگو» به اين نتيجه رسيدند كه:هر كودك سالم تقريباً سطح هوش خود را50 درصد در چهارسالگي، 30 درصد در هشت سالگي، و 20درصد در هفده سالگي به دست مي‌آورد. پس هر كودك چهار ساله 50درصد قدرت هوشي دارد و تغييرات بين 2 تا 3 سالگي به مراتب بيشتر و مهمتر از تغييرات بين 8تا9 سالگي مي‌باشد.[2]

براي تربيت كودك از كجا شروع كنيم

براي آن كه آموزش و تربيت مفيد واقع شود، بايد خيلي زودتر از آنچه عموماً امروز فكر مي‌كنند شروع كرد، يعني از همان هفته‌هاي پس از تولّد. نخست بايد منحصراً به مسائل فيزيولوژيكي و پس از سال اول به مسائل رواني توجه شود.يك نكته قابل ذكر اين است كه ارزش زمان براي كودك يكسان نيست، زيرا مدت يك روز در يك سالگي به مراتب طولاني‌تر از يك روز در دوران سي سالگي مي‌باشد. و شايد شش برابر، بيشتر از حوادث فيزيولوژيكي و رواني را شامل شود. بنابراين نبايد چنين دوران پرمايه كودكي را بدون بهره‌برداري گذاشت. به احتمال زياد در طول شش سال اول زندگي، نتيجه اجراي مقررات زندگي قطعي‌تر است. [3] .بدين جهت است كه حضرت علي‌عليه‌السلام مي‌فرمايد:مَنْ لَمْ يَتَعَلَّمَ فِي الصِّغَرِ لَمْ يَتَقَدَّمَ فِي الْكِبَرِ.[4] .«كسي كه در كودكي چيزي نياموزد در بزرگي نمي‌تواند بزرگي كند.»بنابراين، دوران كودكي بهترين زمان براي فراگرفتن راه و روش درست زندگي مي‌باشد. زيرا قدرت تقليد و اقتباس و يادگيري كودك بسيار شديد است. كودك در اين زمان تمام حركات، گفتار و رفتار اطرافيان خود را با تمام دقت، همانند فيلم عكاسي در خود ضبط كند.از اين‌رو، همزمان با رشد و تكامل جسم كودك بايد روان او رابه راه صحيح هدايت كرد تا صفات پسنديده در وجودش قرار گيرد. زيرا، كودكاني كه با شيوه درست تربيت نشده‌اند، تغيير صفات اخلاقي آنان در بزرگسالي بسيار دشوار مي‌نمايد.خوشبخت‌ترين و سعادتمندترين افراد كساني هستند كه از آغاز، با پرورش درست و سالم رشد يافته‌اند و صفات برجسته و ارزشمند، آويزه گوش و جان آنان شده است.برخي از روانشناسان، كودك را همانند نهال كوچكي دانسته‌اند كه باغبان به آساني مي‌تواند با برنامه‌هاي صحيح وضع او را تغيير دهد. ولي كساني كه همانند درخت كهنسال به پرورشهاي پليد و ناپسند عادت كرده‌اند، اصلاح آنان بسيار دشوار است، و كسي كه مي‌خواهد رفتار اين‌گونه افراد را تغيير دهد بايد دشواريهاي فراواني را تحمل كند.[5]

پيامبر سرمشق مردم است

خداوند در قرآن مي‌فرمايد:«لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ». [6] .«در واقع رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله براي شما بهترين سرمشق و پيشوايي است كه مي‌توانيد از وجودش بهره‌مند گرديد.»رسول گرامي اسلام در طول تاريخ بزرگترين سرمشق بشريت بوده است؛ زيرا پيش از اين كه با گفتار خود مربي و راهنماي مردم باشد، با رفتار شخصي خويش بهترين تربيت كننده و راهبر بود.شخصيت پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله نمونه‌اي براي يك روزگار، يك نسل، يك ملت، يك مذهب و يك مكان خاص نمي‌باشد، بلكه يك سمبل جهاني و هميشگي براي تمام مردم در همه زمانهاست.ما در اين جا با توجّه و استناد به شواهد و مدارك معتبر، به رفتار و شيوه‌هاي عملي رسول گرامي درباره كودكان و جوانان مي‌پردازيم.

شخصيت دادن به كودك

اشاره

در دنياي كنوني به كودك بسيار اهميت مي‌دهند. پرورش كودكان و احترام به شخصيت آنان در خانواده و اجتماع مورد توجه كامل دولت و ملت است؛ اما با همه اين مسائل، آن اندازه كه پيشواي مسلمانان به تربيت كودكان توجه داشته است، دنياي امروز به آن توجّه ندارد.اگر چه، گاهي حكمرانان و زمامداران كشورهاي متمدن به يتيم خانه‌ها و كودكستانها مي‌روند و يكي دو ساعت را با آنان مي‌گذرانند و گاهي برخي از آنان را در آغوش مي‌گيرند و از اين صحنه‌ها، عكسها و فيلمهايي را تهيه مي‌كنند، و پيرامون آن مقالات بسياري مي‌نويسند و از اين راه مراتب احترام خويش را نسبت به كودك در افكار عمومي منعكس مي‌كنند، اما تاكنون هيچ فردي همانند رسول گرامي اسلام در نهايت سادگي و مهرباني دركوچه و خيابان اين گونه به كودكان مهرباني و محبّت نكرده و آنان را در آغوش نگرفته است. بنابراين پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله نسبت به تمام كودكان، خواه فرزندان خود و يا اطفال ديگران محبّت مخصوص داشت، از اين‌رو، درباره آن حضرت نوشته‌اند كه: وَالتَّلَطُّفُ بِالصِّبْيانِ مِنْ عادَةِ الرَّسُولِ[7] يعني: «مهرباني درباره كودكان از شيوه‌هاي مخصوص پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله بوده است.»همين شيوه را ديگر پيشوايان ديني و امامان شيعه نيز ادامه دادند، و براي كودكان شخصيت قائل بودند كه در زير به چند مورد اشاره مي‌كنيم:

پرسش از كودك

حضرت علي‌عليه‌السلام همواره در حضور مردم از فرزندان خود پرسشهاي علمي مي‌فرمود، و در برخي موارد پاسخ به پرسشهاي مردم را به آنان واگذار مي‌كرد.روزي علي‌عليه‌السلام از فرزندان خود امام حسن و امام حسينعليهما‌السلام در چند موضوع سؤالاتي كرد و هر يك از آنان با عباراتي كوتاه پاسخهايي حكيمانه دادند، آنگاه آن حضرت متوجه شخصي به نام حارث أعور كه در مجلس حاضر بود شد و فرمود:اين سخنان حكيمانه را به فرزندان خود بياموزيد، زيرا موجب تقويت عقل و فكر و انديشه آنان مي‌گردد.[8] .آن حضرت با اين عمل به بهترين وضع نسبت به آنها احترام گذاشته و بزرگترين شخصيت و استقلال را در وجود آنان ايجاد كرده است.

حسن معاشرت

يكي از اساسي‌ترين عوامل ايجاد شخصيت در كودك حسن معاشرت و رفتار نيكو با اوست، كه رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در يك عبارت بسيار كوتاه بيان فرموده و آشكارا اجراي آن را به پيروانش دستور داده است: به فرزندان خود احترام گذاريد و با آداب و روش پسنديده با آنها رفتار كنيد. [9] .بنابراين، كساني كه مي‌خواهند فرزند با شخصيت داشته باشند بايد حتماً با آموزش پسنديده آنها را راهنمايي كنند، و از رفتار زشت و ناپسند و توهين‌آميز بپرهيزند، زيرا با روش ناپسند هرگز نمي‌توان فرزندان ارزنده و با شخصيتي تربيت كرد.

وفاي به عهد

وفاي به عهد يكي از عواملي است كه اعتماد را در كودك به وجود مي‌آورد و در رشد شخصيت او بسيار مؤثر است. پيشوايان راستين اسلام درباره وفاي به عهد نسبت به كودك سفارشهاي فراواني كرده‌اند كه چند نمونه آن را يادآور مي‌شويم.حضرت علي‌عليه‌السلام مي‌فرمايد: شايسته نيست انسان به جدّي و يا به شوخي، دروغ بگويد. شايسته نيست كسي به فرزند خود وعده‌اي بدهد و به آن وفا نكند.[10] .علي‌عليه‌السلام گويد: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: اگر يكي از شما به فرزند خود وعده‌اي داد، بايد به آن وفا كند و از عهد خود تخلف ننمايد.[11] .در مصادر و مدارك حديث شيعه از قول امامان بزرگوار تشيع، درباره وفاي به عهد از سوي پدران و مادران، روايات بي‌شماري نقل شده كه به جهت اختصار، از نقل آنان خودداري مي‌كنيم.

آشنا كردن كودك با سختيها

يكي ديگر از راههاي شخصيت دادن به كودكان آشنا ساختن فرزندان خصوصاً پسران با سختيهاست تا بتوانند در آينده با مشكلات مبارزه كنند، زيرا كودكان بايد عملاً درك كنند كه به دست آوردن هر چيزي نياز به كوشش و زحمت دارد، و اگر كودكي با مشكلات و سختيها آشنا نباشد، در آينده در برابر ناملايمات گوناگون زندگي ناراحت و در نهايت سر خورده خواهد شد. اين حقيقت در روايات پيشوايان ديني نيز بيان شده است.امام موسي‌بن جعفرعليه‌السلام فرمود: بهتر است كه كودك در كوچكي با سختي و مشكلات اجتناب‌ناپذير حيات كه غرامت زندگي هستند روبرو شود، تا در جواني و بزرگسالي، بردبار و صبور گردد.[12] .لازم به تذكّر است كه، آشنا كردن كودكان با مشكلات نبايد باعث ناراحتي كودك شود. يعني، نبايد كارهايي كه به وي واگذار مي‌شود بيش از توانايي او باشد، بنابراين توانايي كودك را بايد در نظر داشت.رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در همين راستا چهار نكته را يادآور مي‌شود:1 - آنچه را كه كودك در توان خود داشته و انجام داده است از او قبول كنند.2 - آنچه را كه انجام آن براي كودك سنگين و طاقت فرساست از او نخواهند.3 - او را به گناه و سركشي وادار نكنند.4 - به او دروغ نگويند و در برابر او مرتكب اعمال احمقانه نشوند.[13] .در روايات ديگري چنين نقل شده است:هنگامي كه رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله هفت ساله بود روزي از دايه‌اش (حليمه سعديه) پرسيد، برادرانم كجا هستند؟ (چون در خانه حليمه بود، فرزندان او را برادر خطاب مي‌كرد). جواب داد: فرزند عزيز، آنان گوسفنداني را كه خداوند به بركت وجود تو به ما مرحمت كرده است به چرا برده‌اند. طفل گفت: مادر، درباره من به انصاف رفتار ننمودي. مادر پرسيد: چرا؟ گفت: آيا سزاوار است كه من در سايه خيمه بمانم و شير بنوشم ولي برادرانم در بيابان زير آفتاب سوزان باشند؟[14]

بها دادن به كار كودك

رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله علاوه بر آنچه درباره پرورش كودكان و شخصيت دادن بدانان براي پيروان خود فرموده، تمام نكات را نيز خود انجام داده است. يكي از شيوه‌هاي آن حضرت اين بود كه براي كارهاي كودكان ارزش قائل بود.از عمروبن حريث چنين روايت شده كه گفت: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله از كنار عبداللَّه بن جعفربن ابي طالب گذشت. او در حالي كه فرزند كوچكي بود حضرت درباره او چنين دعا كرد. خداوندا، كار معامله يا تجارت به او بركت عنايت فرما. [15] .

بلند شدن در برابر كودكان

يكي از شيوه‌هايي كه رسول گرامي اسلام انجام مي‌داد و بدين وسيله براي كودكان شخصيتي قا ئ ل مي‌شد، اين بود كه گاهي به احترام كودك خود، سجده نماز را طولاني مي‌كرد و يا براي احترام به كودك مردم، نماز را با سرعت پايان مي‌داد و در هر صورت به كودكان احترام مي‌گذاشت و عملاً به مردم درس پرورش شخصيت كودكان را مي‌آموخت.روزي پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله نشسته بود. امام حسن و امام حسينعليهما‌السلام وارد شدند، حضرت به احترام آنان از جا برخاست و به انتظار ايستاد. چون كودكان در راه رفتن ضعيف بودند، لحظاتي چند طول كشيد. بدين جهت پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله به سوي آنان رفت و استقبال كرد. آغوش خود را گشود و هر دو را بر دوش خويش سوار كرد و به راه افتاد و مي‌فرمود: فرزندان عزيز، مركب شما چه خوب مركبي است و شما چه سواران خوبي هستيد.[16] .آن‌حضرت در برابر حضرت‌زهراعليها‌السلام نيز به‌طور تمام‌قد برمي‌خاست.[17]

آينده نگري براي كودكان

روزي امام مجتبي‌عليه‌السلام فرزندان و برادرزادگان خود را فراخواند و به آنان فرمود: شما امروز كودكان اجتماعيد، اميد مي‌رود در آينده بزرگان اجتماع باشيد، در كسب علم‌ودانش بكوشيد، هركدام كه‌نمي‌توانيد مطالب علمي را در ذهن و حافظه خود نگه داريد آنها را بنويسيد و نوشته‌ها را در منزل نگهداري كنيد تا در موقع احتياج از آنها استفاده كنيد.[18] .همان‌گونه كه ملاحظه مي‌كنيد، امام مجتبي‌عليه‌السلام آينده كودكان را در نظر داشت و پدران و مادران را به اين حقيقت آشنا مي‌ساخت، بنابراين، آينده كودكان مورد توجه پيشوايان دين بوده است، چنان كه در حديثي مي‌خوانيم:مردي از انصار كه داراي چند كودك بود درگذشت. وي اندك سرمايه‌اي داشت كه در اواخر عمرش براي عبادت و جلب رضايت خداوند از دست داده بود. كودكانش در همان روز براي زندگي از مردم تقاضاي كمك مي‌كردند. اين ماجرا به پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله رسيد. پرسيد: با جنازه او چه كرديد؟ گفتند: دفنش كرديم. حضرت فرمود: اگر قبلاً مي‌دانستم، نمي‌گذاشتم او را در گورستان مسلمانان به خاك بسپاريد!! زيرا او اموال و ثروت خود را از دست داد و فرزندان خود رابه گدائي بين مردم رهاكرد. [19]

آموختن احكام ديني

عبادت، دعا و نيايشِ تمريني كودكان در پيشگاه خداوند، اثر درخشاني در درون كودك مي‌گذارد، اگر چه كودك ممكن است معاني الفاظ و عبارات نماز را نفهمد، ولي توجه به خداوند، راز و نياز، درخواست كمك از پروردگار، دعا و خواهش در پيشگاه الهي را در همان عالم كودكي درك مي‌كند و دلش را به خداوند و رحمت نامحدود وي مطمئن مي‌سازد و در باطن خود تكيه گاهي براي خويش احساس مي‌كند و در هنگام سختيها و روبرو شدن با حوادث قلب خود را تسكين مي‌بخشد، چنان كه خداوند مي‌فرمايد:«الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ، اَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.» [20] .«مؤمنان واقعي با ياد خدا دلي آرام و مطمئن دارند، آگاه باشيد كه تنها با ياد خداوند دلهاي مردم قرار و اطمينان پيدا مي‌كند».براي اين كه كودكان از آغاز مؤمن و خداپرست تربيت شوند، لازم است بين جسم و جان آنها از نظر ايماني هماهنگي برقرار باشد، به همين مناسبت، اسلام پدران و مادران را موظف كرده كه فرزندان خود را به خداوند متوجه سازند و به آنان خداپرستي و آموزشهاي ديني بياموزند و از سوي ديگر، دستور داده كه كودكان را به نماز و عبادت تمريني وادار كنند.معاويةبن وهب از امام صادق‌عليه‌السلام پرسيد: در چه سني كودك رابه خواندن نماز وادار كنيم؟ امام فرمود: بين شش تا هفت سالگي آنان را به خواندن نماز وادار سازيد.[21] .رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در حديثي فرمود: به كودكان خود در هفت سالگي امر كنيد نماز بگزارند.[22] .امام باقرعليه‌السلام در روايت ديگري وظايف پدران و مادران را در تربيتهاي ايماني كودكان، در دوران گوناگون سني چنين بيان فرموده است.«در سه سالگي كلمه توحيد لااله الا اللَّه را به كودك بياموزيد و در چهارسالگي محمدٌ رسول اللَّه ياد بدهيد، و در پنج سالگي صورت او را به سوي قبله نماييد و به اودستور دهيد، سر بر سجده گذارد، در شش سالگي كامل ركوع و سجود را به طور صحيح به او بياموزيد، و در هفت سالگي به كودك بگوييد دست و صورت خود را بشويد (وضو بگيرد) و نماز بگزارد.[23] «پدران، مادران و مربيان بايد توجه داشته باشند كه مذهب بزرگترين كمك و ياور آنان است، زيرا ايمان همانند مشعل فروزاني است كه تاريكترين راهها را روشن مي‌كند و وجدانها را حساس و بيدار مي‌سازد و هر كجا كه انحرافي وجود داشته باشد مي‌تواند او را به راحتي و آساني به سوي راستي و سعادت رهبري كند.

آثار تربيت صحيح در كودك

تربيت صحيح كودكان باعث مي‌شود كه آنان داراي استقلال اراده و اعتماد به نفس پرورش يابند و احترام، آنها را انسانهايي با شخصيت مي‌سازد، زيرا كودكي كه از اوّل به ارزش خود پي برد هنگامي كه بزرگ شد در خود احساس حقارت نمي‌كند چنان كه در روايات اسلامي آمده است كه: كودك و قلب وي همانند زميني خالي از بذر و گياه است، هر بذري كه در آن افشانده شود به خوبي مي‌پذيرد و در خود پرورش مي‌دهد.[24] .براي مثال شخصيت علي‌عليه‌السلام بر اثر تربيت در دامن پر مهر و محبّت رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله به اوج شكوفايي خود رسيد. اگر چه علي‌عليه‌السلام از نظر جسم و جان يك كودك عادي نبود، بلكه در وجود آن بزرگوار شايستگيهاي مخصوصي وجود داشت، ولي مراقبتهاي ويژه پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله را درباره او نبايد ناديده انگاشت.از ديگر آثار تربيت صحيح كودك اين است كه او را شجاع و دلاور بار مي‌آورد و آن را در تربيت امام حسين‌عليه‌السلام به خوبي مي‌توان مشاهده كرد.ابن شهاب گويد: روز جمعه‌اي خليفه دوم مسلمانان روي منبر بود. امام حسين‌عليه‌السلام كه كودك خردسالي بود وارد مسجد شد و گفت: اي عمر، از منبر پدرم بزير آي، عمر گريست و گفت: راست گفتي؛ اين منبر جد توست، صبر كن پسر برادر!! امام حسين‌عليه‌السلام لباس عمر را گرفته تكان مي‌داد و مي‌گفت از منبر جدم بزيرآي، عمر ناچار سخن خود را قطع كرد، از منبر پايين آمد و مشغول نماز گرديد. پس از نماز دنبال امام حسين‌عليه‌السلام فرستاد. همين كه آن حضرت آمد، عمر پرسيد: پسر برادرم!! چه كسي به تو دستور داده كه با من چنين برخورد كني؟امام حسين‌عليه‌السلام فرمود: هيچ كس به من چنين دستوري نداده است. اين عبارت را امام حسين‌عليه‌السلام سه بار تكرار كرد. در حالي كه امام حسين‌عليه‌السلام هنوز به حّد بلوغ نرسيده بود.[25] .در حالات امام جوادعليه‌السلام نقل شده است پس از در گذشت امام رضاعليه‌السلام مأمون، خليفه وقت، به بغداد آمد. روزي براي شكار كردن حركت كرد. در راه به منطقه‌اي رسيد كه چند كودك بازي مي‌كردند. امام جوادعليه‌السلام فرزند ارجمند امام رضاعليه‌السلام نيز كه در آن موقع حدود يازده سال داشت، بين كودكان ايستاده بود. هنگامي كه مأمون و اطرافيانش به آن جا رسيدند همه كودكان فرار كردند ولي امام جوادعليه‌السلام ايستاد. وقتي خليفه نزديك شد به آن حضرت نگاهي كرد و سخت مجذوب قيافه او شد. ايستاد و پرسيد: چه چيزي باعث شد كه با ديگر كودكان از اين جا نرفتي؟امام جوادعليه‌السلام فوراً جواب داد: اي خليفه مسلمين، راه تنگ نبود كه من با رفتن خود آن را براي عبور خليفه وسعت داده باشم. مرتكب گناه نشده‌ام كه از ترس مجازات فرار كنم. من نسبت به خليفه خوش گمان هستم و مي‌پندارم كه بي‌گناهان را آسيب نمي‌رساند. بدين جهت در جاي خود ايستادم و فرار نكردم!! مامون از سخنان منطقي و محكم و همچنين چهره جذاب و گيرنده او به شگفت آمد. پرسيد: نامت چيست؟ پاسخ داد محمد. پرسيد: فرزند كيستي؟ فرمود: علي‌بن موسي الرضاعليه‌السلام. [26]

محبت

اشاره

كودكان را دوست بداريد و نسبت به آنان مهربان‌باشيد.پيامبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله

محبت نسبت به كودكان

همان‌گونه كه كودك به غذا و آب و هوا نياز دارد، به محبّت و نوازش نيز نيازمند است، زيرا محبّت بهترين غذاي روحي كودك مي‌باشد، از اين جهت كودك از بوسيدن، بوييدن و در آغوش گرفتن خشنود مي‌شود و لذت مي‌برد.بنابراين، كسي كه از آغاز كودكي به اندازه كافي از مهر و محبّت پدر و مادر بهره‌مند و از چشمه گواراي محبّت سيراب شده است. روحي شاد و رواني با نشاط دارد.در روايات پيشوايان ديني محبّت به كودك به صورتهاي گوناگوني بيان و سفارش شده است كه برخي را يادآور مي‌شويم.رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در خطبه شعبانيّه در ضمن بيان وظايف مردم فرمود: به بزرگسالان خود احترام كنيد و نسبت به كودكان خود ترحم و عطوفت نشان دهيد.[27] .در حديث ديگري فرمود: كسي كه به كودكان مسلمان رحمت و محبّت نكند و بزرگسالان را احترام ننمايد از ما نيست.[28] .در روايت ديگر فرمود: كودكان را دوست بداريد و نسبت به آنان رؤوف و مهربان باشيد. [29] .علي‌عليه‌السلام هنگام شهادت چنين سفارش كرد. در خانواده خود با كودكان مهربان باش و به بزرگترها احترام نما.[30] .در روايت ديگر به پيروانش چنين فرمود: كودك بايد در رفتار خود پيرو بزرگسالان باشد و بزرگان هم حتماً با كودكان مهربان باشند، مبادا مانند جفاكاران و ستمگران دوران جاهليت رفتار كنيد.[31] .امام صادق‌عليه‌السلام فرمود: مردي كه نسبت به فرزند خود محبّت بسيار دارد مشمول رحمت و عنايت مخصوص خداوند بزرگ است. [32]

محبت پيامبر به كودكان

علي‌عليه‌السلام مي‌فرمايد: كودك كوچكي بودم، پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله مرا در دامان خود مي‌نشاند و در آغوش مي‌گرفت و به سينه خود مي‌چسبانيد، و گاهي مرا در بستر خواب خود مي‌خوابانيد و از مهرباني صورت بر صورت من مي‌نهاد، و مرا به استشمام بوي لطيف خود موفق مي‌داشت.[33] .آري، كودك احتياج به نوازش دارد، بايد دست محبّت بر سر او كشيد و با نظر محبّت به او نگريست و با نگاه گرم و مهربان او را شاد و مسرور كرد.[34] .رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله به اندازه‌اي نسبت به كودكان مهربان بود كه نقل گرديده، در ماجراي رفتن پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله به طائف، كودكانِ طائف آن حضرت را با سنگ مي‌زند، و رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله متعرّض آنان نمي‌گرديد، بلكه علي‌عليه‌السلام كودكان را از آن حضرت دور مي‌ساخت!![35] .رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله كودكان انصار را كه مي‌ديد، بر سر آنان دست مي‌كشيد و به آنان سلام مي‌كرد و دعا مي‌فرمود.[36] .انس بن مالك گويد: من هيچ كس را نديدم كه نسبت به خانواده خود از رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله مهربانتر باشد.[37] .او هر روز صبح بر سر فرزندان و نوادگان خود دست نوازش مي‌كشيد[38] و مهرباني و محبّت و عطوفت نسبت به كودكان از ويژگيهاي رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله به‌شمار مي‌رفت.[39] .روزي پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله همراه يارانش از راهي عبور مي‌كردند، در آن مسير كودكاني مشغول بازي بودند نزدِ يكي از آنان نشست و پيشاني او را بوسيد و با وي مهرباني كرد. علت آن را از وي پرسيدند. حضرت پاسخ داد: من روزي ديدم اين كودك با فرزندم حسين‌عليه‌السلام بازي مي‌كرد و خاكهاي زيرِ پاي حسين را برمي‌داشت و به صورت خود مي‌ماليد. بنابراين چون او از دوستان حسين است من هم او را دوست دارم. جبرئيل مرا خبر داد اين كودك از ياران حسين‌عليه‌السلام در كربلا خواهد بود.[40] .امام صادق‌عليه‌السلام فرمود: موسي بن عمران در مناجات خود پرسيد: پروردگارا! چه اعمالي نزد تو برتر است؟، وحي شد: دوستي كودكان نزد من برتر از همه اعمال است! زيرا كودك در ذات خود خداپرست و دوستدار؛ من است، اگر كودكي در گذشت من با رحمت خود او را داخل بهشت خود مي‌نمايم.[41] .اما نبايد در محبّت به كودكان زياده‌روي كرد؛ زيرا زيان‌آور خواهد بود و بدين جهت در روايات اسلامي از اين كار منع شده است.

علاقه رسول خدا به امام حسن و امام حسين

پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله نسبت به فرزندانش امام حسن و امام حسينعليهما‌السلام علاقه بسياري داشت. در مدارك گوناگون اين واقعيّت بيان شده است كه چند نمونه آن را در زير يادآور مي‌شويم.در كتابهاي اهل سنّت نقل شده كه عبداللَّه بن‌عمر گفت: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: امام حسن و امام حسين‌عليهما‌السلام گلهاي خوشبوي من در دنيا هستند.[42] .از انس‌بن مالك نقل شده كه: از رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله پرسيدند كدام يك از خانواده‌ات را بيشتر دوست داري؟ رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: امام حسن و امام حسينعليهما‌السلام را بيشتر از ديگران دوست دارم. [43] .در روايت ديگري سعيدبن راشد گويد: امام حسن و امام حسينعليهما‌السلام به سوي رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله دويدند. آن حضرت آنان را در آغوش گرفت و فرمود: اين دو گلهاي خوشبوي من در دنيا هستند.[44] .امام حسن‌عليه‌السلام گويد: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله به من فرمود،اي فرزندم، به راستي كه تو جگر گوشه من هستي، خوشابه حال كسي كه تو و فرزندانت را دوست بدارد و واي بر كسي كه تو را به قتل رساند.[45] .علاقه رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله به حسين‌عليه‌السلام بدان اندازه زياد بود كه نمي‌توانست صداي گريه آن حضرت را تحمل كند.يزيد بن ابي زياد گويد: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله از خانه عايشه بيرون آمد، گذرش به خانه فاطمه‌عليها‌السلام افتاد. صداي گريه حسين‌عليه‌السلام را شنيد، آن حضرت به فاطمه‌عليها‌السلام فرمود: مگر نمي‌داني كه گريه حسين‌عليه‌السلام مرا مي‌آزارد؟![46]

دعا كردن پيامبر براي كودكان

يكي ديگر از شيوه‌هاي برخورد پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله با كودكان اين بود كه مسلمانان، فرزندان خود را نزد آن حضرت مي‌آوردند و درخواست مي‌كردند كه براي آنان دعا كند.جمره دختر عبداللَّه نقل مي‌كند كه دختري گفت: پدرم مرا نزد رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله برد و درخواست كرد، برايم دعا كند. پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله مرا در دامن خود نشانيد، دستش را بر سرم نهاد و برايم دعا كرد.[47]