سیری در الغدیر

سیری در الغدیر0%

سیری در الغدیر نویسنده:
گروه: کتابخانه حدیث و علوم حدیث

سیری در الغدیر

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: محمد امینی نجفی
گروه: مشاهدات: 5222
دانلود: 1368

توضیحات:

سیری در الغدیر
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 119 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 5222 / دانلود: 1368
اندازه اندازه اندازه
سیری در الغدیر

سیری در الغدیر

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنین عليهما‌السلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.

لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است.

سیری در الغدیر

نویسنده: محمد امینی نجفی

بسم الله الرحمن الرحیم

پیشگفتار

این نوشتار پرتوی است از کتاب شریف الغدیر (تألیف علامه امینی ره) که به یاد آن مرحوم وبه مناسبت هزار و چهار صدمین سالروز عید خجسته غدیر نگارش یافته است.

علامه شیخ عبد الحسین احمد امینی نجفی به سال ۱۳۲۰ هجری قمری در شهر تبریز دیده به جهان گشود. تحصیلات مقدماتی ودوره سطح علوم دینی را نزد افاضل تبریز از جمله پدر بزرگوارش فرا گرفت. در عنفوان جوانی به نجف اشرف عزیمت کرد وپس از اتمام مرحله دیگری از تحصیل، مجددا به تبریز بازگشت. چند سالی را در موطن خویش به تدریس وتحقیق پرداخت، ولی دیری نپایید که جذبه دیار ملکوتی نجف اشرف، دیگر بار او را به سوی آن سامان کشانید.

علامه به نجف رفت وبرای همیشه در آن سرزمین مقدس رحل اقامت افکند. اساتید وآیات عظام بزرگواری چون: میرزا علی شیرازی، میرزای نائینی، سید ابو الحسن اصفهانی، شیخ محمد حسین کاشف الغطا وشیخ محمد حسین غروی اصفهانی از جمله اساتید مهم علامه در نجف بودند.

جدیت وتلاش خستگی ناپذیر علامه - به مدد توفیقات الهی - خیلی زود او را به مقام والای اجتهاد رسانید. از آن پس بود که امر تحقیقات شبانه روزی وتألیفات گسترده، تمامی اوقات حیات آن مرحوم را اشغال نمود. کتبی چون تفسیر فاتحه الکتاب، شهداء الفضیله، سیرتنا وسنتنا، ثمرات الاسفار، ریاض الانس والغدیر از جمله آثار جاویدان اوست.

علامه برای تألیف کتاب الغدیر، منابع مورد نیاز موجود در کتابخانه های عمومی و خصوصی نجف اشرف را به دقت بررسی نمود وسپس برای تکمیل تحقیقات خویش به ایران، هند، سوریه وترکیه سفر کرد ومصادر مربوطه موجود در کتابخانه ها را با تلاشی تحسین برانگیز ودر عین حال حیرت آور مطالعه واحیانا استنساخ نمود.

مجاهد بزرگوار ما که در آخرین سالهای حیات خود - از فرط مطالعات بی وقفه و پیگیر - اسیر بستر بیماری گردیده بود، در روز جمعه (۲۸ ربیع الثانی ۱۳۹۰ هجری قمری مطابق با ۱۲ تیرماه ۱۳۴۹ شمسی) هنگام اذان ظهر در تهران دار فانی را بدرود گفت. او آنگاه که چشم از دنیا فرو می بست زیر لب این عبارت را با خود زمزمه می کرد: «اللهم إن هذِهِ سَکَراتُ المَوتِ قَدْ حَلتْ فَأَقْبَلْ اِلَيّ بِوَجْهِکَ الکَريمِ ...».

جنازه شریفش پس از انتقال به نجف اشرف در کتابخانه عمومی امیرالمؤمنین - که در حقیقت بوستان معرفتی بود که اساس آن را خود آن مرحوم پی ریخته بود - به خاک سپرده شد. روح پرفتوحش شاد وغریق رحمت الهی باد.

مقدمه

فروغ حیات دنیوی پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله در روز دوشنبه ۲۸ صفر(۱) سال دهم هجرت خاموش شد وپس از سه روز(۲) بدن مبارکش مظلومانه در دل شب(۳) دفن گردید. به روایت تاریخ، در این سه روز گورکنی(۴) ابو عبیده نام به مدد دلالی که چارپا می فروخت(۵) همت کردند ومردی را به بهانه اینکه از همه پیرتر است(۶) خلیفه مسلمین نمودند.(۷)

____________________

۱. در خصوص تاریخ وفات پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله اقوال دیگری نیز مطرح شده است.

۲. البدایه والنهایه ج ۵ / ۲۷۱، تاریخ ابی الفداء ۱ / ۱۵۲، تاریخ طبری ج ۳ / ۲۰۴، السیره الحلبیه ج ۳ / ۴۰۳، تاریخ الخمیس ج ۲ / ۱۹۲، الغدیر ج ۷ / ۷۵.

۳. البدایه والنهایه ج ۵ / ۲۷۰، ۲۷۱، طبقات ابن سعد ج ۲ / قسمت دوم / ۷۹، انساب الاشراف ج ۱ / ۵۶۷، ۵۶۸، ۵۷۳، امتاع الاسماع ص ۵۵۱، العقد الفرید ج ۲ / ۲۵۱، تاریخ الخمیس ج ۲ / ۱۹۲، العبر ج ۱ / ۱۱، تاریخ ابن خلدون ج ۲ / قسمت دوم / ۶۴، الغدیر ج ۷ / ۷۵.

۴. سیره ابن هشام ج ۴ / ۳۱۳، تاریخ طبری ج ۳ / ۲۰۴، البدایه والنهایه ج ۵ / ۲۶۶ - ۲۶۸، امتاع الاسماع ج ۵۴۸، السیره الحلبیه ج ۳ / ۴۰۲، انساب الاشراف ج ۱ / ۵۷۳، الغدیر ج ۵ / ۳۶۷.

۵. تاج العروس ج ۴ / ۲۸۱، النهایه فی غریب الحدیث ج ۱ / ۸۸ [ذیل کلمه برطش]، الغدیر ج ۷ / ۱۳۵.

۶. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱ / ۱۳۴، ج ۲ / ۱۸، ۲۰ ط قدیم [= ج ۲ / ۵۷، ج ۶ / ۴۳، ۴۵، ۵۱، ۵۲ ط جدید]، المحاضرات (تألیف راغب) ج ۲ / ۲۱۳، کنز العمال ج ۶ /۳۹۱، الامامه والسیاسه ج ۱ / ۱۱، انساب الاشراف ج ۱ / ۵۷۹، الغدیر ج ۱ / ۳۸۹، ج ۷ / ۸۰.

۷. تاریخ طبری ج ۳ / ۱۹۹، الصواعق المحرقه ص ۷، السیره الحلبیه ج ۳ / ۳۹۵، ۳۹۶، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱ / ۱۲۸ ط قدیم [= ج ۲ / ۳۹ ط جدید]، کنز العمال ج ۳ / ۱۴۰، العقد الفرید ج ۲ / ۲۵۲، الغدیر ج ۷ / ۷۵.

آن شب که پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله را به خاک می سپردند، مردم در خانه های خود از فرط خستگی در خوابی سنگین غنوده بودند.(۱) تنها، دختری بر سر گور با دو کودک خردسالش اشک ریزان زمزمه ها بر لب داشت: «یا ابت، یا رسول الله! ماذا لقینا بعدک من فلان وفلان ».(۲)

مردم خسته، سه روز است که فریاد کشیده اند. سه روز است که دستشان مشت وپایشان لگد به مخالفان خلیفه حواله کرده. نه پایشان یارای آن دارد که لطفی کرده تا بقیع بیایند ونه دستشان نای کندن قبری برای عزیز از دست رفته را دارد. حتی شیخین هم فرصت حضور در مراسم تدفین را نیافته اند.(۳) مردم آنقدر در دهان مخالفین خلیفه خاک پر کرده اند(۴) که لزومی ندارد ماتم ریختن خاک بر قبر پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله را داشته باشند. حنجره ها آنقدر در کشتن مخالفین «اقتلوا فلانا »(۵) ویا «قاتلوهم » یا «نضرب عنفک »(۶) گفته اند که دیگر طمع نوحه سرایی برای پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله را نباید از آنها داشت.

____________________

۱. طبقات ابن سعد ج ۲ / قسمت دوم / ۷۸، الغدیر ج ۷ / ۷۵.

۲. الامامه والسیاسه ج ۱ / ۱۳، اعلام النساء ج ۴ / ۱۱۵، الامام علی (تألیف عبد الفتاح عبد المقصود) ج ۱ / ۱۹۰، الغدیر ج ۷ / ۷۷. ۳. کنز العمال ج ۳ / ۱۴۰، الغدیر ج ۷ / ۷۵.

۴. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۲ / ۱۶ ط قدیم [= ج ۶ / ۴۰ ط جدید]، الغدیر ج ۷ / ۷۵، ۷۶.

۵ - مسند احمد بن حنبل ج ۱ / ۵۶، تاریخ طبری ج ۳ / ۲۱۰، الامامه والسیاسه ج ۱ / ۱۰، السیره الحلبیه ج ۳ / ۳۹۶، الریاض النضره ج ۱/ ۲۱۴، انساب الاشراف ج ۱ / ۲۵۸، العقد الفرید ج ۲ / ۲۵۳، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱ / ۵۸ ط قدیم [= ج ۱ / ۱۷۴ ط جدید]. الغدیر ج ۷ / ۷۶.

۶. الامامه والسیاسه ج ۱ / ۱۳، العقد الفرید ج ۲ / ۲۵۳، تاریخ ابی الفدا ج ۱ / ۱۵۶... الغدیر ج ۷ / ۷۶. ۷۸.

بدن ها خسته است وچشم ها از دود آتش خانه وحی(۱) افسرده. ای کلنگ هایی که قبر پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله را حفر می کنید، بی صدا باشید! بی صدا، که دخت خلیفه - در سایه خلافت پدر - در خواب ناز خفته است.(۲) ای کلنگ ها بی صدا باشید که مردم خفته اند و فردا وفرداهای دیگر بسی مشغله ها دارند. فردا روز غارت اموال مردم است. فردا در نماز، خلیفه با خالد قرار ترور دارد.(۳) فردا بر منبر رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله خلیفه سنت فحاشی به نوامیس پیامبر را بدعت می گذارد.(۴)

فردا بقیع، دوباره شاهد دفنی شبانه است.(۵) فردا باید از فاطمه پوزش طلبید.(۶) از فردا کسی را حق آن نیست که بر فرزندش نام

____________________

۱. تاریخ طبری ج ۳ / ۱۹۸، الامامه والسیاسه ج ۱ / ۱۲، ۱۳، تاریخ ابی الفدا ج ۱ / ۱۵۶، العقد الفرید ج ۲ / ۲۵۳، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱ / ۱۳۴ ط قدیم [= ج ۲ / ۵۶ ط جدید]، اعلام النساء ج ۴ / ۱۱۴ - ۱۱۶، اثبات الوصیه ص ۱۲۴، انساب الاشراف ج ۱ / ۵۸۶، روضه المناظر ج ۱۱ / ۱۱۳ الغدیر ج ۷ / ۷۷.

۲. طبقات ابن سعد ج ۲ / قسمت دوم / ص ۷۸، ۷۹، (الغدیر ج ۷ / ۷۵). تاریخ الخمیس ج ۲ / ۱۹۱، البدایه والنهایه ج ۵ / ۲۷۰.

۳. اثبات الوصیه ص ۱۲۴

۴. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۴ / ۸۰ ط قدیم [= ج ۱۶ / ۲۱۵ ط جدید].

۵. مستدرک الصحیحین ج ۳ / ۱۶۳، السیره الحبیه ج ۳ / ۳۹۹، مطالب السئول ص ۱۰، الریاض النضره ج ۱ / ۱۵۶.

۶. الامامه والسیاسیه ج ۱ / ۱۳، ۱۴، الریاض النضره ج ۱ / ۱۵۶، ۱۵۷، البدایه والنهایه ج ۵ / ۲۸۹، اعلام النساء ج ۴ / ۱۲۳، ۱۲۴، الغدیر ۷ / ۲۲۸، ۲۲۹.

«محمد» گذارد(۱) ویا از محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله روایت برخواند.(۲) فردا شجره رضوان را باید از ریشه برکند(۳) که یاد آور بیعت مردم با پیامبر است. فردا سر مالک بن نویره ها را باید به تیغ سپرده، ناموس آنها را به کابین در آورد.(۴)

____________________

۱. مجمع الزوائد ج ۸ / ۴۸، ۴۹... الغدیر ج ۶ / ۳۰۹، ۳۳۱.

۲. سنن دارمی ج ۱ / ۸۵، سنن ابن ماجه ج ۱ / ۱۶، مستدرک الصحیحین ج ۱ / ۱۰۲، تذکره الحفاظ ج ۱ / ۶، ۷، مجمع الزوائد ج ۱ / ۱۴۹، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۳ / ۱۲۰ ط قدیم [= ج ۱۲ / ۹۳ ط جدید]، البدایه والنهایه ج ۸ / ۱۰۶، ۱۰۷، کنز العمال ج ۵ / ۲۳۹، تلخیص المستدرک ج ۱ / ۱۴۹، الغدیر ج ۶ / ۲۹۴ - ۲۹۷.

۳. طبقات ابن سعد ج ۲ / قسمت اول / ۷۳، سیره عمر ص ۸۷، السیره الحلبیه ج ۳ / ۲۹، ۳۰، شرح المواهب اللدنیه ج ۲ / ۲۰۷، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱ / ۵۹، ۶۰، ج ۳ / ۱۲۲ ط قدیم [= ج ۱ / ۱۷۸، ج ۱۲ / ۱۰۱ ط جدید] فتح الباری ج ۷ / ۳۶۱، ارشاد الساری ج ۶ / ۳۵۰، در المنثور ج ۶ / ۷۳، الغدیر ج ۶ / ۱۴۶، ۱۴۸.

۴. تاریخ ابن عساکر ج ۵ / ۱۱۲، البدایه والنهایه ج ۶ / ۳۲۱ - ۳۲۳، روضه المناظر ج ۱۱ / ۱۱۳، ۱۱۴، تاریخ الخمیس ج ۲ / ۲۳۳ اسد الغابه ج ۳ / ۳۹، ج ۴ / ۲۹۵، تاریخ ابی الفدا ج ۱ / ۱۵۸، الاصابه ج ۱ / ۴۱۴، ۴۱۵، ج ۲ / ۲۰۹، ج ۳ / ۳۵۷، صواعق المحرقه ص ۲۱، تاج العروس ج ۸ / ۷۵، تاریخ طبری ج ۳ / ۲۱، [صفحه ۲۴۱ در چاپ افست بیروت (مکتبه خیاط) بطور کامل تحریف وحذف شده است. ضمن مقابله با نسخه اصلی الحسینیه رجوع بفرمایید به تاریخ طبری ج ۳ / ۲۷۷ - ۲۸۰ تصحیح محمد ابو الفضل ابراهیم]، کامل ابن اثیرج ۳ / ۱۳۶، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۱ / ۶۰ ط قدیم [= ج ۱ / ۱۷۹ ط جدید]، الغدیر ج ۷ / ۱۰۶، ۱۵۸ - ۱۶۹.

فردا سگان حوئب(۱) بر شتری پارس می کنند.(۲) فردا برای اعتلای دین اسلام، علی را با تیغ اجتهاد(۳) سر می زنند. فردا حسنعليه‌السلام آزرده از خنجر کینه توزان ماهها در بستر از درد می نالد.(۴) فردا سبط نبی، با جگر پاره پاره خویش نجوا دارد.(۵) فردا سر حسینعليه‌السلام در طشت طلا،(۶) از خلیفه ضربت عصا می خورد.(۷) فردا فردای خزان باغ نبی است. فردا فردای خالدها ومروانهاست. فردا روز سلطه شجره ملعونه وفرزندان طلقاست. فردا وفرداهای دیگر روز کشتار حجر بن عدی ها(۸) و محمد بن ابی بکرهاست.(۹)

____________________

۱. پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله به عایشه می فرمود: « ای عایشه! روزی بیاید که سگان حوئب بر تو پارس کنند وتو با علی جنگ می کنی ودر حق او ظلم می نمایی». العقد الفرید ج ۲ / ۲۸۸، (الغدیر ج ۳ / ۱۸۹). احادیث دیگری قریب به این مضمون از پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله نقل شده است که کلیه آنها در کتاب الغدیر با ذکر بیش از سی مصدر درج است. [الغدیر ج ۳ / ۱۸۸ - ۱۹۱].

۲. تاریخ طبری ج ۵ / ۱۷۸، تاریخ ابی الفدا ج ۱ / ۱۷۳، معجم البلدان - ذیل کلمه حوئب - ج ۳ / ۳۵۵، ۳۵۶، العقد الفرید ج ۲ / ۲۸۰ - ۲۸۸، الغدیر ج ۳ / ۱۹۰، ۱۹۱.

۳. المحلی ج ۱۰ / ۴۸۴ مسأله ۲۰۷۹، الغدیر ج ۱ / ۳۲۳ - ۳۲۸، ج ۹ / ۳۹۳.

۴. مناقب ابن مغازلی ص ۳۸۲، ۳۸۳، سیر اعلام النبلاء ج ۳ / ۲۶۹، صواعق المحرقه ص ۱۳۷....

۵. الاستیعاب ج ۱ / ۱۴۱، الاصابه ج ۱ / ۳۳۱، سیر اعلام النبلاء ج ۳ / ۲۷۳، ۲۷۴، حلیه الاولیاء ج ۲ / ۳۸، صواعق المحرقه ص ۸۴، ربیع الابرار ج ۴ / ۲۰۸، ۲۰۹. السیره الحلبیه ج ۳ / ۳۲۴. ۶. مرآه الجنان ج ۱ / ۱۳۵، تذکره الخواص ص ۲۶۷.

۷. تاریخ طبری ج ۶ / ۲۶۷، کامل ابن اثیر ج ۴ / ۳۳۰، البدایه والنهایه ج ۸ / ۱۹۲، مجمع الزوائد ج ۹ / ۱۹۵، الاتحاف ص ۲۳، صواعق المحرقه ص ۱۳۱، رسائل جاحظ ص ۲۹۵.

۸. تاریخ طبری ج ۶ / ۱۴۱ - ۱۶۰، الاغانی ج ۱۶ / ۲ - ۱۱، تاریخ ابن عساکر ج ۲ / ۳۷۰ - ۳۸۱، البدایه والنهایه ج ۸ / ۴۹ - ۵۵ الغدیر ج ۹ / ۱۱۷ - ۱۲۰، ج ۱۱ / ۳۷ - ۷۰.

۹. تاریخ طبری ج ۶ / ۵۸ - ۶۲، کامل ابن اثیر ج ۳ / ۱۴۰ - ۱۴۳، البدایه والنهایه ج ۷ / ۳۱۳، ۳۱۴، مروج الذهب ج ۲ / ۳۹، الاستیعاب ج ۲ / ۲۳۵، تهذیب التهذیب ج ۹ / ۸۱، الغدیر ج ۱۱ / ۶۴ - ۷۰.

فردا دنده های عبد الله بن مسعودها خرد می شود.(۱) فردا روز تدارک ربذه هاست.(۲)

فردا وفرداهای دیگر عمارها را باید زیر مشت ولگد گرفت.(۳) فردا مسجد کوفه انباشته از دستهای قطع شده است.(۴) فردا در دار الاماره برای هر سر بریده ۵۰۰ درهم جایزه می دهند.(۵) فردا درخت زیبا، بدن مثله شده میثم را در آغوش(۶) می کشد.(۷) فردا بر سر قبر پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله ، سر از تن جدای زید را نصب می کنند.(۸) فردا به مدت شش سال بدن بی سر(۹) یحیی رابه دار می کشند. ۴۱ فردا فردای غربت دین پیمبر است.(۱۰)

____________________

۱. انساب الاشراف ج ۵ / ۳۶، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱ / ۲۳۵ - ۲۳۷ ط قدیم [= ج ۳ / ۴۰ - ۴۴ ط جدید]، الغدیر ج ۹ / ۳ - ۶.

۲. صحیح بخاری - کتاب زکات وتفسیر - ج ۳ / ۷، ج ۷ / ۹۴، ۹۵ انساب الاشراف ج ۵ / ۵۲ - ۵۴، طبقات ابن سعد ج ۴ / قسمت اول / ۱۶۶، ۱۶۷، مروج الذهب ج ۱ / ۴۳۸ - ۴۴۰، تاریخ یعقوبی ج ۲ / ۱۴۸ - ۱۵۰، فتح الباری ج ۳ / ۲۱۲، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱ / ۲۴۰ - ۲۴۲ ط قدیم [= ج ۳ / ۵۲ - ۵۹ ط جدید]، کامل ابن اثیر ج ۳ / ۴۳، العقد الفرید ج ۲ / ۲۷۶، الغدیر ج ۸ / ۲۹۲ - ۳۳۰.

۳. انساب الاشراف ج ۵ / ۴۸، ۴۹، الامامه والسیاسه ج ۱ / ۳۳، طبقات ابن سعد ج ۳ / قسمت اول / ۱۸۵، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱ / ۲۳۹ ط قدیم [= ج ۳ / ۴۷ - ۵۲ ط جدید]، الاستیعاب ج ۲ / ۴۲۲، الغدیر ج ۹ / ۱۵ - ۲۰.

۴. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱ / ۲۸۶ ط قدیم [= ج ۳ / ۱۹۹ ط جدید]، کامل ابن اثیر ج ۳ / ۱۸۳ الغدیر ج ۱۱ / ۳۱، ۳۲.

۵. تاریخ طبری ج ۸ / ۲۷۶ [= ج ۷ / ۱۸۸ تصحیح محمد ابو الفضل ابراهیم].

۶.الاصابه ج ۳ / ۵۰۴.

۷. الغدیر ج ۳ / ۷۵، الاعلام ج ۳ / ۵۹ [= ج ۳ / ۹۹ ط قدیم].

۸. المحبر ص ۴۸۲. ۹. المحبر ص ۴۸۴.

۱۰. پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله خود می فرمود: «إنّ الإسلامَ بَدأ غَرِ يبا و سَيَعُودُ غَريبا كما بَدأ » سنن ابن ماجه ج ۲ / ۴۷۷، سنن ترمذی ج ۵ / ۱۳، مسند احمد ج ۱ / ۳۹۸، ج ۴ / ۷۳.

فردا وفرداهای دیگر ولیدها - مست و مخمور - در نماز جماعت، امامت می کنند.(۱)

فردا مغیره بن شعبه ها پس از زنا با امثال ام جمیل(۲) به محراب مسجد آمده، اظهار تقدس می کنند. فردا روز تلاش افسانه پردازان است.(۳) فردا معاویه روات را برای ساخت اکاذیب، به کاخ خضراء فرا می خواند.(۴) فردا خلیفه سوگند یاد می کند که نام پیامبر را نیز دفن کند.(۵) فردا.... الغدیر الغدیر، تاریخ این فرداهاست. الغدیر، زبان سیلی خوردگان اسلام است که از نیام خاموشی برآهیخته است. الغدیر، شکوائیه آن عزیزی است که خاری در چشم واستخوانی در گلو داشت. الغدیر، پالایش داستان اسلام از جعلیات قصه گویان است.

____________________

۱. انساب الاشراف ج ۵ / ۳۳، الاصابه ج ۳ / ۶۳۸، تاریخ الخلفاء ص ۱۵۵، الاغانی ج ۴ / ۱۷۶ - ۱۷۸، العقد الفرید ج ۲ / ۲۷۷، الغدیر ج ۸ / ۱۲۰ - ۱۲۵.

۲. سنن بیهقی ج ۸ / ۲۳۴، ۲۳۵، الاغانی ج ۱۴ / ۱۴۰، تاریخ طبری ج ۴ / ۲۰۶، ۲۰۷، فتوح البلدان ص ۳۴۴، ۳۴۵، کامل ابن اثیر ج ۲ / ۲۰۹، وفیات الاعیان ج ۲ / ۴۵۵، الغدیر ج ۶ / ۱۳۷ - ۱۴۴.

۳. رجوع شود به الغدیر ج ۵ / ۲۰۸ - ۳۷۸.

۴. الغدیر ج ۱۱ / ۷۳، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱ / ۳۵۸ ط قدیم [= ج ۴ / ۶۳ ط جدید].

۵. مروج الذهب ج ۲ / ۳۴۱، ۳۴۲، الاخبار الموفقیات ص ۵۷۶، ۵۷۷، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱ / ۴۶۳ ط قدیم [= ج ۵ / ۱۲۹، ۱۳۰ ط جدید]، الغدیر ج ۱۰ / ۲۸۳، ۲۸۴.

انگیزه نگارش کتاب الغدیر

( وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ) (۱) راز تفوق مسلمین در پرهیز از تفرق وتشعب بوده وبنیان سعادتشان در تمسک به «حبل الله» خلاصه می گردد. همانطوریکه برخی از حضرات علمای اهل سنت نقل فرموده اند، مراد از «حبل الله» در آیه فوق الذکر ولایت علی بن ابی طالبعليه‌السلام است.(۲)

شافعی (امام شافعیان) در ابیاتی که در این خصوص سروده است تصریح می کند که «حبل الهی» ولای اهل بیت است:

ولما رأیت الناس قد ذهبت بهم

مذاهبهم فی ابحر الغی والجهل

رکبت علی اسم الله فی سفن النجا

وهم اهل بیت المصطفی خاتم الرسل

وامسکت حبل الله وهو ولاؤهم

کما قد أمرنا بالتمسک بالحبل(۳)

- یعنی: آنگاه که دیدم مذاهب مردم، آنها را در دریای گمراهی وجهل فرو برده است، - با نام خدا بر کشتی های نجات - که اهل بیت پیامبر هستند - نشستم - وبه حبل الله که ولای اهل بیت است چنگ زدم، چرا که ما به تمسک به «حبل الله» امر شده ایم. حاکم حسکانی نیز که از حفاظ بزرگ حنفی مذهب است در کتاب «شواهد التنزیل» فصلی را به این موضوع اختصاص داده وبه نقل احادیث متعددی در خصوص شأن نزول این

____________________

۱. سوره آل عمران ۱۰۳.

۲. رجوع بفرمایید به العمده ص ۱۵۰، اسعاف الراغبین ص ۱۱۲، رشفه الصادی ص ۲۵، ۷۰، ینابیع الموده ص ۱۱۸، ۱۱۹، اهل البیت (تألیف توفیق ابو علم) ص ۶۱، ۶۲، شواهد التنزیل ج ۱ / ۱۳۰.... یکی از روایاتی که نقل شده است حدیث ذیل می باشد: ابن عباس روایت می کند: در خدمت پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله بودیم که فردی اعرابی آمد وبه پیامبر گفت: ای رسول خدا! ما از شما شنیدیم که فرمودید: به «حبل الله» چنگ زنید. این «حبل الله» که ما باید بدان چنگ زنیم چیست؟ پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله با دستشان به دست علیعليه‌السلام زدند وگفتند: به این علی تمسک کنید، اوست که «حبل الله المتین» است. ینابیع الموده ص ۱۱۹، اهل البیت ص ۶۱، ۶۲.

۳. رشفه الصادی ص ۲۵، الغدیر ج ۲ / ۳۰۱.

آیه پرداخته است. از جمله روایاتی که حسکانی - به نقل از عبد الله بن عمر - در کتاب خویش بدان اشاره نموده، حدیث قدسی «وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی »(۱) است. مرحوم علامه امینی بمنظور اعتلای اسلام، ایمان آورندگان به این دین حنیف را به سوی حبل الهی می خواند وکتاب الغدیر را با حدیث شریف «عنوان صحیفه المؤمن حب علی بن ابی طالب» آغاز می نماید. جویندگان جاه وقدرت وپویندگان مال وثروت، پس از فوت رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله - با این که در زمان حیات پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله با علیعليه‌السلام بعنوان جانشنین وی بیعت کرده بودند - این ریسمان الهی را رها کردند وپیشگامان طریق تفرق واضمحلال اتحاد مسلمین گشتند.

بعدها ما پول معاویه وامثال او، تاریخ زندگانی وسنت پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله دستخوش تحریف گردید، احادیث ساختگی ودروغین در منقبت خلفا ساخته شد وحتی روایات بسیاری در خصوص موضوع خلافت از زبان پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله جعل گردید. در پی تغییر احکام الهی وجعل احادیث، کتب بسیاری در زمینه های مختلف از جمله حدیث، تاریخ، تفسیر، فقه و... تدوین شد که اساس آنها بیشتر بر پایه همین روایات ساختگی استوار بود. رفته رفته مذاهب - که سنگ بنای آنها در دوره حکومت خلفای اولیه گذاشته شده بود - یکی پس از دیگری ظهور یافت ومسلمین را بیش از پیش دچار تشتت وتفرق نمود.

راه دستیابی مجدد به اتحاد مسلمین - یعنی همان اتحاد واتفاقی که در زمان رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله حاکم بود - تنها از طریق شناخت دقیق وقایع مذکور میسر است و تحصیل این حقایق مستلزم تلاشی گسترده وپیگیر می باشد تا با تحقیق وتفحص در دریای بیکران کتب، مرواریدهای حقیقت صید گردد. از اینروست که مرحوم علامه خود می فرماید: «کتاب الغدیر کوششی است برای کشف حقیقت».

____________________

۱. شواهد التنزیل ج ۱ / ۱۳۱.

در نشریه کتابخانه امیر المؤمنینعليه‌السلام - که تحت اشراف علامه امینی تنظیم می شد - آمده است که: «وحدت اسلامی بر مبنای اظهار حقایق در بین امت می باشد (حقایق قرآنی وسنت پیامبر)، نه وحدت سیاسی که استعمارگران به دست عمال خود آن را علم می کنند ووقتی نتیجه مطلوب را گرفتند آن را بهم می زنند».(۱)

____________________

۱. نشریه سالیانه مکتبه الامام امیر المؤمنینعليه‌السلام العامه - شماره ۳، سال ۱۳۸۳ - صفحه ۲۲، ۲۳.

بحث ولایت در الغدیر

در یک نگاه کلی، تمامی مطالب الغدیر را می توان در دو موضوع خلاصه کرد. موضوع اول عبارت است از: اثبات ولایت مطلقه ائمه معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) - از طریق تثبیت خلافت بلافصل امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) -، ودوم: نفی ولایت غیر معصوم در اسلام وبررسی آثار شوم وخانمانسوز ولایت غیر معصوم بر جامعه اسلامی. مرحوم علامه در جلد هفتم الغدیر در ذیل مبحثی تحت عنوان (الخلافه عندنا إمره الهیه) می فرمایند:

«به نظر شیعه جایز نیست امر خلافت را در اختیار افراد امت، یا افرادی از امت که اهل حل وعقد هستند واگذار نمود، زیرا عقل سلیم حکم می کند که امام باید ویژگیها وشرایطی داشته باشد که عصمت وقداست روحی وسرشت پاک از جمله آنهاست».

علامه در طی همین مبحث اشاره می فرمایند که تعیین امام معصومی که بتوان ولایت عامه ومطلقه جامعه اسلامی را بدو سپرد تنها از جانب خداست ومردم تحت هیچ عنوانی حق انتخاب امامی که دارای ولایت الهی باشد ندارند. مرحوم علامه درباره قاعده همیشگی جریان اینگونه انتخابات می فرمایند:

«چه بسیار آبروها که به سبب اینگونه انتخابات ریخته شده، ومقدسات مورد اهانت قرار گرفته، وحقایق ضایع گشته و حق ثابت رو به تباهی رفته است. در این انتخابات، مصالح عمومی پایمال گردیده، آئینهای درستی که باید جهان را به راهی شایسته اندازد رو به زوال ونابودی نهاده، اساس سازش درهم ریخته، ودرهای صلح وصفا به روی بشر بسته شده است ودر اثر جنگ های خانمانسوز، خونهای پاکی بر زمین جاری گشته وبنیان وپیکره اسلام راستین سست گردیده واز هم گسیخته شده است...

وخلاصه اینهمه بدبختی ها وفجایع که در اثر انتخاب مردم بوجود آمد کار را به جایی رساند که فرومایگانی همچون آن فرد بی شخصیت کفن فروش،(۱) وآن دلال چارپا که معاملات بازار او را به خود مشغول داشته بود،(۲) وآن بزازی(۳) که برادران (ودیگر اقاربش) را برگرده مردم تحمیل می نمود،(۴) وآن گورکنی(۵) دادگر و غاصب،(۶) وآن شرابخوار باده پیما،(۷) وآن آزمند آشوبگر بی پروا،(۸) همگی چشم خود را به منصب فرمانروایی بر مسلمانان دوختند. بله، همینان بودند که بندگان خدا را بردگان خویش قرار داده واموال بیت المال را جزء دارایی خود شمرده وکتاب خدا (قرآن) را وسیله نیرنگ ودغلکاری قرار دادند ودین خدا را دستاویز تبهکاریهای خویش ساختند».(۹)

که عرض خود را از طولش باز نمی شناخت، وآن اسیر آزاده شده تازه کار ونادان بی مبنای تحقیقی مرحوم علامه امینی حدود چهل سال است که از تاریخ تدوین کتاب الغدیر می گذرد وبه جرأت می توان گفت که در دنیای تحقیقات اسلامی کسی نیست که با نام الغدیر وبا نام علامه امینی ناآشنا باشد، این کتاب در ۲۰ جلد به زبان عربی، با نثر بسیار پخته وادبی نگارش یافته که تاکنون (۱۱) جلد آن به طبع رسیده است. آیه الله العظمی سید محسن حکیم و آیه الله سید حسین حمامی درباره این کتاب گفته اند:

____________________

۱. طبقات ابن سعد ج ۳ / قسم اول / ۱۳۰، ۱۳۱.

۲. تاج العروس ج ۴ / ۲۸۱، النهایه فی غریب الحدیث ج ۱ / ۸۸.

۳. المعارف ص ۵۷۵.

۴. تفصیل موضوع در صفحات ۱۲۵ تا ۱۳۹ کتاب حاضر - با مصادر مربوطه - آمده است.

۵. مراجعه بفرمایید به مصادر متعددی که در صفحه ۱۷ در ذیل پانویسهای ۴ و ۷ ذکر شده است.

۶. بحث ومصادر مربوطه در صفحات ۱۴۶ تا ۱۵۶ خواهد آمد.

۷. الاغانی ج ۴ / ۱۷۸، اسد الغابه ج ۵ / ۹۱، مروج الذهب ج ۱ / ۴۳۵.

۸. اجمال سیره مروان در صفحه ۱۲۶ کتاب حاضر وتفصیل آن در الغدیر ج ۸ / ۲۵۷ - ۲۶۷ آمده است.

۹. الغدیر ج ۷ / ۱۳۵.

( لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ ) (۱) و آیات عظام سید عبد الهادی شیرازی وشیخ محمد رضا آل یاسین وعلامه اردوباری گفته اند:( لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ‌ ) .(۲) با آن که مطالب الغدیر به مذاق بسیاری خوشایند نیست، از آنجائیکه با اتکاء به منابع ومآخذ متقن نوشته شده است تا کنون ظرف این مدت چهل سال کسی یا گروهی نتواسته نقدی یا ردی بر کتاب الغدیر ویا حتی نقدی بر صفحه ای از الغدیر بنگارد. مرحوم علامه خود می فرمود: «من برای نوشتن الغدیر، ۱۰ هزار کتاب را (که ممکن است هر کتاب در چندین مجلد باشد) از بای بسم الله تا تای تمت خوانده ام(۳) وبه ۱۰۰ هزار کتاب مراجعات مکرر داشته ام».

مصادر ومنابعی که در کتاب الغدیر مورد استناد قرار گرفته همگی از منابع علمای اهل سنت است، واین بدین معنا نیست که کتب اهل سنت در نظر علامه امینی دارای اعتبار، ویا کتب علمای مذهب شیعه غیر قابل اعتماد است. یکی از قواعد اساسی منطقی در جدل، احتجاج از طریق ارائه مسلمات طرف مقابل است. مرحوم علامه با عنایت به همین قاعده منطقی، مطالب الغدیر را با استناد به اقوال وآراء اهل سنت استوار ساخته اند وخود می فرمایند: «مطالبی که ما در الغدیر گفته ایم مذهبی نیست بلکه اسلامی است»، یعنی مسائلی نیست که فقط مذهب شیعه بدان معتقد باشد بلکه مطالبی است که در میان جمیع مذاهب اسلامی متفق علیه است.

اسلامی از یکدیگر می گردد، کسانی که این تصور را دارند نه تنها الغدیر را مطالعه نکرده اند

____________________

۱. الغدیر ج ۵ صفحه د، ه.

۲. الغدیر ج ۳ صفحه ر، ز، ح، ج ۸ صفحه ب، فهرس ملحقات احقاق الحق صفحه ۷.

۳. در نشریه کتابخانه امیر المؤمنین نیز به این موضوع اشاره شده است. رجوع بفرمایید به نشریه سالیانه کتابخانه - شماره ۱، سال ۱۳۷۳ - صفحه ۲۸.

برخی تصور باطلی از الغدیر دارند ومی پندارند الغدیر باعث تفرقه وجدایی مذاهب بلکه از تأثیر الغدیر در ممالک اسلامی بی اطلاع هستند. اولا هر کس که الغدیر را بخواند در می یابد که مؤلف کتاب از حسن نیت کاملی برخوردار است ومنظور وی از تدوین این کتاب تنها اظهار حقایق تاریخ اسلام می باشد. ثانیا مطالب الغدیر چیزی نیست که نظرات شخصی مرحوم امینی باشد وکثرت منابعی که در الغدیر بدانها اشاره شده است شاهد این مدعاست. تقریبا می توان گفت جمله ای بدون دلیل وبدون مأخذ در الغدیر نوشته نشده است.

لذا اگر کسی بخواهد ادعا کند که کتاب دارای تأثیر تفرقه کلمه می باشد، باید بپذیرد تمامی کتابهایی که در الغدیر به آنها ارجاع شده است ریشه های اصلی این تأثیر است وما می دانیم که مآخذ الغدیر عبارت است از امهات کتب اسلامی غیر شیعی از جمله صحاح سته. ثالثا پس از انتشار الغدیر، مقالات متعددی در مجلات فرهنگی مصر وسوریه وعراق و... در تجلیل از این کتاب درج گردید(۱) وسیل نامه های تقدیر از سراسر ممالک اسلام جاری شد.

اکثر نویسندگان این نامه ها از علمای بزرگ اهل سنت هستند از ملوک ووزرای کشورهای اسلامی گرفته تا ائمه جمعه وجماعات واساتید دانشگاهها برای الغدیر تقریظ نوشتند وبه قدردانی از زحمات مؤلف آن پرداختند. از میان این نامه ها واین تقاریظ، نزدیک به ۵۰ نمونه در مقدمه مجلدات الغدیر درج گردیده است. این نامه ها واین مقالات همگی بیانگر این مطلب است که الغدیر کتابی است که کلیه فرق اسلامی بر مطالب مستند آن اتفاق نظر دارند.

اینک برای آشنایی اجمالی با این کتاب، به معرفی اهم عناوین آن می پردازیم. این عناوین فقط ذکر جلوه هایی از کتاب الغدیر می باشد

____________________

۱. مراجعه بفرمایید به مقدمه جلد هشتم الغدیر.

وبه این معنا نیست که به کل موضوعات آن اشاره شده است. همچنین باید توجه داشت ارجاعاتی که در این نوشتار به الغدیر داده ایم، به متن عربی کتاب است ونه ترجمه های فارسی. شایان ذکر است که کلیه مطالبی که پس از این بیان می گردد مبتنی بر مصادر ومنابع علمای اهل سنت می باشد که تفصیل آن در الغدیر آمده است. ذیحجه سال ۱۴۱۰ هجری قمری مطابق با تیرماه ۱۳۶۹ شمسی ممحمد امینی نجفی ما خصوصیات کلیه منابعی را که در پانویس های کتاب حاضر بدانها ارجاع شده است در آخر همین کتاب بطور دقیق ذکر کرده ایم. محققینی که مایلند بطور مستقیم به مآخذ پانویس ها مراجعه بفرمایند شایسته است به محل و سال چاپ منابع مربوطه عنایت لازم را مبذول بدارند.

تذکر این نکته نیز لازم است که مصادر در پانویس های این کتاب در بسیاری از موارد یا چاپ ارجاع شده در الغدیر متفاوت است.

بحث هائی از جلد اول الغدیر

داستان غدیر

در سال دهم هجرت، رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در مدینه اعلام فرمود که عازم سفر حج است. هنگامی که پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله مدینه را به سوی مکه ترک می فرمود جمعیت کثیری او را همراهی می کردند. تعداد این جمعیت از ۹۰ هزار تا بیش از ۱۲۰ هزار نفر ثبت شده است. علاوه بر این تعداد، افراد بسیاری نیز از بلاد دیگر به سوی سرزمین مکه شتافتند. پس از انجام مناسک حج، در راه بازگشت از مکه در وادی غدیر خم - که محل جدا شدن راههای مدینه ومصر وعراق از یکدیگر است - جبرئیل وحی آورد که( يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ...) (ای رسول خدا، آن چیزی را که از سوی خداوند (درباه علی) به تو نازل شده است به مردم ابلاغ نما، که اگر چنین نکنی رسالت خدای را ابلاغ نکرده ای).(۱)

حضرت در آن وادی فرود آمد وتمامی مردم را در آن گرمای سوزان برگرد خویش جمع نمود وپس از اقامه نماز ظهر به ایراد خطبه ای طولانی پرداخت. ودر ضمن آن - به منظور ابلاغ مهمترین امر الهی - چنین فرمود: «خداوند مولای من است ومن مولای تمامی مؤمنین... هر کس که من بر او ولایت دارم علی نیز مولای اوست». بعد پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله دعا فرمود که «خدایا دوستان علی را دوست بدار ودشمنانش را دشمن باش...» پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله سپس به مردم دستور دادند که: تمامی کسانی که در این جا حضور دارند باید این خبر را (این ولایت علی را) به غائبین ابلاغ کنند.

____________________

۱. سوره مائده ۶۷.