سیری در الغدیر

سیری در الغدیر0%

سیری در الغدیر نویسنده:
گروه: کتابخانه حدیث و علوم حدیث

سیری در الغدیر

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: محمد امینی نجفی
گروه: مشاهدات: 10101
دانلود: 2477

توضیحات:

سیری در الغدیر
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 119 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 10101 / دانلود: 2477
اندازه اندازه اندازه
سیری در الغدیر

سیری در الغدیر

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

۴ -کتاب الانتصار (تألیف ابو الحسن خیاط معتزلی) ابو الحسن خیاط چنین می نویسد:

۱- شیعیان می گویند خدایشان جسمی است دارای شکل و صورت، گاهی حرکت می کند و گاهی در یک جا قرار می گیرد، زوال می پذیرد و نقل مکان می کند.(۲۷)

۲- شیعه ای روی زمین پیدا نمی شود که قائل به جسم بودن خدا نباشد.(۲۸)

۳- شیعیان معتقدند که حتی صد مرد می تواند با یک زن در یک روز آمیزش کند، بدون اینکه آن زن پاک شود وعده نگهدارد.(۲۹)

عبارات فوق که از کتاب الانتصار نقل گردید، مشتی از خروارها افترائی است که مؤلف آن از خود بر بافته است. پیامدهای کتب افتراء بزرگترین خطری که جامعه اسلامی را تهدید می کند نوشتن واشاعه تهمت هایی است که فوقا به نمونه هایی از آن اشاره شد.

همین دست ها بود که بذر نفاق و روح نفرت را در سرزمین های اسلامی پراکند، و همین اکاذیب است که پیام دوستی ومهربانی و شفقت را در گلوی مسلمین خفه می کند. این برگردن آحاد مسلمانان است که ریشه های دروغ وافتراء وتهمت وناسزا را از بیخ بر کنند ونگذارند شیطان صفتان به قلم مسموم خود (که چون دندان گرگ بیشه است) اتحاد امت پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله ، را از هم بدرند. در جلد سوم الغدیر، ۱۶ کتاب که در آنها به شیعه افتراهای نامربوط زده اند معرفی شده ومورد نقد وبررسی قرار گرفته است.

____________________

۱. الانتصار ص ۷، ۸.

۲. الانتصار ص ۱۴۴.

۳. الانتصار ص ۸۹، ۹۰.

بحث هایی از جلد چهارم الغدیر

غدیریه های قرن چهارم و پنجم و ششم

غدیریه سرایان این دوره ۳۱ نفر می باشند. درباره شرح حال این ۳۱ نفر - که همگی از علما و شعرای برجسته هستند - بطور مبسوط در جلد چهارم الغدیر بحث شده و مخصوصا میزان توانایی ادبی آنها مورد بررسی دقیق قرار گرفته است. اصولا شعر و ادب، روح حاکم بر جلد چهارم الغدیر است. در میان غدیریه سرایان این دوره چهره های برجسته ای نظیر شریف رضی، سید مرتضی و خطیب خوارزمی دیده می شود.

غدیریه صاحب بن عباد

یکی از غدیریه سرایان این دوره صاحب بن عباد (متوفی ۳۸۵) است.

وی در چکامه بلند خویش می گوید:

قالت فمن صاحب الدین الحنیف اجب؟!

فقلت: احمد خیر الساده الرسل

قالت: فمن ساد فی یوم الغدیر ابن؟!

فقلت: من کان فی الاسلام خیر ولی

قالت: فمن هو هذا الفرد سمه لنا؟

فقلت: ذاک امیر المؤمنین علی

- گفت: بازگو که صاحب این دین حنیف کیست؟ گفتم (همان کسی است که) بهترین سرور در میان رسولان است.

- گفت: بگو که چه کسی در روز غدیر به سیادت وسروری نائل آمد؟ گفتم: همان کسی که در اسلام بهترین ولی است. - گفت: این فرد چه کسی است؟ نام او را آشکار کن! - گفتم: او امیر مؤمنان علی (بن ابی طالب) است.

غدیریه ابو الحجاج بغدادی

غدیریه سرای دیگر این عصر ابو الحجاج بغدادی (متوفی ۳۹۱) است که ذیلا ابیاتی از غدیریه وی را با مطلع معروفش می خوانیم:

یا صاحب القبه البیضاء فی النجف

من زار قبرک واستشفی لدیک

شفی لا قدس الله قوما قال قائلهم

بخ بخ لک من فضل و من شرف

وبایعوک بخم ثم اکدها

محمد بمقال منه غیر خفی

هذا ولیکم بعدی فمن علقت

به یداه فلن یخشی و لم یخف

- ای صاحب بارگاه تابان نجف! آن کس که مزار تو را زیارت کرد و از تو شفا طلبید قطعا درمان یافت. - خداوند نیامرزد آن جماعت (منافقی) را که سخن گویشان به فضل و شرف تو آفرین گفت. (چرا که آن گروه پیمان خود را شکستند). - آنان در روز غدیر خم با تو بیعت کرده بودند. پیامبر (در آن روز) با بیانی رسا چنین تأکید فرموده بود که: - این علی - پس از من - ولی شماست. هر کس دست به دامان او زند، هر گز دچار خوف و واهمه ای نخواهد شد.

غدیریه ابو محمد عونی

ابیات زیر نیز از غدیریه ابو محمد عونی است. وی درباره حضرت امیرعليه‌السلام می گوید:

والله البسه المهابه والحجی

و ربا به ان یعبد الأصناما

ام من سواه یقول فیه احمد

یوم الغدیر وغیره ایاما

هذا اخی مولاکم وإمامکم

وهو الخلیفه إن لقیت حماما

- خداوند علی را به جامه هیبت و خردمندی بسیار است و او را از عبادت بت ها حفظ فرمود.... پیامبر به جز او درباره چه کسی در روز غدیر و روزهای دیگر فرمود که: - این برادر من، مولا و امام شماست و هنگامی که مرگ به سراغ من آمد او خلیفه (و جانشین من) خواهد بود.

شریف رضی و سید مرتضی در الغدیر

پس از ذکر غدیریه های شریف رضی و سید مرتضی، به مصادر شرح زندگانی آنها بطور مشروح اشاره می شود. نام اساتید و شاگردان شریف رضی و سید مرتضی آورده شده و همچنین تألیفات آنها شمارش گردیده است. شریف رضی ۱۹ کتاب و رساله دارد که یکی از آنها نهج البلاغه است.

این کتاب از جمله محفوظات شریف رضی بوده و از زمان نگارش آن تا قرن اخیر حدود ۸۵ شرح بر آن نوشته شده است. سید مرتضی (متوفی ۴۳۶) با این که برادر بزرگتر شریف رضی است، سی سال پس از فوت برادر جهان را بدرود گفته است.

سید مرتضی نیز ۸۶ کتاب و رساله تألیف کرده که کتاب «الشافی» یکی از مهمترین آنها می باشد. این دو برادر از نوادر ومفاخر تاریخ اسلام هستند. گذشته از مراتب علمی این دو بزرگوار، جزالت بیان آنها در شعر همواره بر ستیغ قله ادب می درخشد.

ثعالبی درباره سید مرتضی می گوید: «امروز در مجد و شرافت، و در علم و ادب، و در فضل و کرم، ریاست به سید مرتضی - که در بغداد است - منتهی می شود» غدیریه خوارزمی خطیب خوارزمی (متوفی ۵۶۸) که از حفاظ مشهور حنفی مذهب است، غدیریه زیبایی دارد که ابیاتی از آن را ذیلا می خوانیم:

الا هل من فتی کأبی تراب

إمام طاهر فوق التراب

إذا ما مقلتی رمدت فکحلی

تراب مس نعل ابی تراب

الاياعين لاترق وجودى

الاياعين لاترق وجودى

حدیث برائت وغدیر خم - آیا بر روی زمین جوانمرد و امام پاکی چون بو تراب وجود دارد؟ - آنگاه که چشمان مرا درد فرا گیرد، خاک پای بو تراب توتیای دیدگان من خواهد بود. - حدیث برائت و (روایت) غدیر خم ورایت خیبر، پایان سخن است.

ملک صالح از غدیریه سرایان دیگر، طلایع بن رزیک (مشهور به ملک صالح) می باشد که در سال ۵۵۶ به شهادت رسیده است. ابیات زیر از اشعار زیبای اوست که در مدح امیر المومنینعليه‌السلام سروده شده است:

یا عروه الدین المتین

وبحر علم العارفینا یا قبله للأولیاء

وکعبه للطائفینا من اهل بیت لم یزالوا

فی البریه محسنینا التائبین العابدین

الصائمین القائمینا العالمین الحافظین

الراکعین الساجدینا یا من إذا نام الوری

- (ای علی!) ای ریسمان استوار دین، و ای دریای دانش دانشوران، - ای قبله اولیاء، و ای کعبه (مقصود) طواف کنندگان، - تو از خاندانی هستی که همواره در میان مردم، (نمونه و) نیکوکار بوده اند. - خاندان که همگی ایشان تائبان و عابدان (درگاه الهی هستند). روزه دارند و پیوسته نماز می گزارند. - آنان عالمان و حافظان حریم حقند و همواره (در پیشگاه عظمت الهی) در حال رکوع و سجود می باشند. - شما (خاندان پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله هستید که) هنگام خفتن مردم، شب را با نماز به روز می آورید.

غدیریه ابن عودی

ابن عودی نیلی (متوفی ۵۵۸) یکی دیگر از غدیر سرایان این عصر است، اشعار وی در روانی و استواری کم نظیر است. ابیات زیر از غدیریه بلند او انتخاب شده است:

واصفیت مدحی للنبی وصنوه

وللنفر البیض الذین هم هم

هم التین والزیتون آل محمد

هم شجر الطوبی لمن یتفهم

هم جنه المأوی هم الحوض فی غد

هم اللوح والسقف الرفیع المعظم

فلو لا هم لم یخلق الله خلقه

ولا هبطا للنسل حوا وآدم

وقد نصها یوم الغدیر محمد

وقال: ألا یا ایها الناس فاعلموا

لقد جاء نی فی النص: بلغ رسالتی

وها انا فی تبلیغها المتکلم علی وصیی

فاتبعوه فانه إمامکم

بعدی إذا غبت عنکم

الاياعين لاترق وجودى

الاياعين لاترق وجودى

من مدح و ثنای خود را مخصوص پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله و همتای او کرده ام، همانانکه در درخشش و تابندگی بینظیرند.

-مراد از «تین» و «زیتون» خاندان پیامبرست، و در نظر کسانی که حقایق را درک می کنند، آنان شجره طوبی هستند. - جنه المأوی و حوض کوثر در فردای قیامت چیزی جز اهل بیت پیامبر نیست، آنان لوح محفوظ و چتر برافراشته و گسترده (رحمت الهی) می باشند. - اگر آل محمد نبودند خداوند هرگز مخلوقات خود را نمی آفرید و هیچگاه آدم و حوا برای پیدایش نسل بشر به زمین نمی آمدند.(۱)

- در روز غدیر محمد (مصطفی) نص خلافت علی را ابلاغ نمود و فرمود: ای مردم بدانید که: - فرمان الهی بر من نازل شده است تا رسالت خود را ابلاغ نمایم و اکنون برای تبلیغ آن سخن می گویم. - علی وصی من است پس فقط از او پیروی نمایید، و بدانید هنگامی که من از میان شما رفتم پس از من او امام شما خواهد بود. ممکن است برخی، فضایل مأثوره از ائمه معصومین را حمل بر غلو نمایند. برای توضیح، طی مطالب جلد پنجم سخنی در این باره خواهیم داشت.(۲)

____________________

(۱) مراجعه بفرمایید به الغدیر ج ۲ / ۳۰۰، ۳۰۱.

(۲) بحث غلو در جلد هفتم الغدیر آمده است که ما به اختصار در طی مطالب جلد پنجم به آن اشاره کرده ایم.

بحث هایی از جلد پنجم الغدیر

غدیریه های قرن ششم و هفتم

غدیریه های مربوط به اواخر قرن ششم تا اواخر قرن هفتم در جلد پنجم الغدیر نقل گردیده است. غدیریه سرایان این دوره ۱۲ نفر می باشند.


غدیریه سید محمد اقساسی

اولین غدیریه ای که در این مجلد آمده است متعلق به سید محمد اقساسی (متوفی ۵۷۵) می باشد. اقساسی قضیه ای خواندنی با مستنصر (خلیفه عباسی) دارد که اجمال آن از این قرار است که: روزی مستنصر قصد زیارت قبر سلمان فارسی را نمود. ابو الحسن اقساسی نیز همراه وی بود. مستنصر در راه به اقساسی گفت: یکی از دروغ هایی که غلات شیعه برای علیعليه‌السلام روایت می کنند این است که در روز وفات سلمان فارسی، علی بن ابی طالبعليه‌السلام از مدینه طی الارض کرده و به مدائن آمده و پس از تغسیل سلمان همان شب به مدینه بازگشته است. اقساسی بالبدیهه این ابیات را سرود:

انکرت لیله إذ صار الوصی إلی

ارض المداین لما أن لها طلبا

و غسل الطهر سلمانا وعاد إلی

عراص یثرب والاصباح ما وجبا

وقلت: ذلک من قول الغلاه

وما ذنب الغلاه اذ لم یورد واکذبا

واصف قبل رد الطرف من سبأ

بعرش بلقیس وافی یخرق الحجبا

فانت فی آصف لم تغل فیه بلی

فی «حیدر» انا غال إن ذا عجبا

إن کان احمد خیر المرسلین؟ فذا

خیر الوصیین اوکل الحدیث هبا

- تو شبی را که وصی پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله به مدائن طی الارض نمود انکار کردی. همان شبی که در مدائن به وجود علیعليه‌السلام نیاز بود.

- علی بدن پاک سلمان را در مدائن غسل داد و قبل از سپیده دم به سرزمین یثرب بازگشت. - تو گفتی: این حرفها، از گفته های غلات است، ولی غلات چه گناهی کرده اند اگر این خبر دروغ نباشد.

- (از طرفی هم اعتقاد داری که) آصف برخیا در کمتر از یک چشم بر هم زدن طی الارض نموده و تخت بلقیس را از سرزمین سبا (به بیت المقدس) آورده است.

- عجیب است که تو درباره آصف برخیا غلو نکرده ای، ولی من درباره حیدر غلو کرده ام.

- اگر احمد بهترین رسول خداست، علی نیز بهترین اوصیا می باشد مگر اینکه بگوئی همه اخبار دروغ است.

مایه شگفتی این است که برخی از علمای عامه این منقبت را برای علیعليه‌السلام غیر قابل قبول می دانند و حال آنکه مورخین اهل تسنن نظیر آن را حتی برای افرادی گمنام قائل شده اند. به عنوان نمونه: ابن عساکر می گوید: «حبیب بن محمد عجمی روز ترویه (هشتم ذی الحجه) در بصره بود و روز عرفه در عرفات».(۱) ابن کثیر می گوید: «شیخ عبد الله یونینی از طریق هوا (طی الارض کرده) و به حج رفته.»(۲) یافعی نیز طی الارضی را نقل نموده است.(۳)

صاحب «شذرات الذهب» نقل می کند که شیخ سلطان بعلبکی ۱۳ بار طی الارض کرده و به حج رفته است.(۴) همچنین «در شذرات الذهب» آمده که یک روز جلال الدین سیوطی خادم خود را (که محمد حباک نام داشت) یک روزه از مصر به مکه برد و بازگرداند.(۵)

____________________

۱. تاریخ ابن عساکر ج ۴ / ۳۳.

۲. البدایه والنهایه ج ۱۳ / ۹۴.

۳. مرآه الجنان ج ۳ / ۴۲۱.

۴. شذرات الذهب ج ۵ / ۲۱۱.

۵. شذرات الذهب ج ۸ / ۵۴.

بررسی مناقب و فضائل اهل بیت

علامه امینی در اثبات مناقب ائمه هدیعليه‌السلام ، تحقیقات عمیق و گسترده خود را در چند مرحله قرار داده اند:

مرحله اول: ذکر احادیثی که بیانگر بعضی از فضائل ائمه معصومین است.

مرحله دوم: بررسی دلائل صحت احادیث مربوطه، از جهت سند و متن.

مرحله سوم: دفع وجه استبعاد در مورد این فضائل ورد سخن کسانی که این گونه فضائل را غلو می دانند.

مرحله چهارم: ذکر احادیث جعلی در خصوص فضائل خلفای غاصب، ائمه مذاهب اربعه و دیگران.

مرحله پنجم. ارائه دلائل ساختگی بودن احادیث مرحله چهارم، از حیث سند و متن.

غلو و حد و مرز آن(۱)

اگر خداوند در قرآن تصریح می فرماید که عصای موسی به اذن الهی اژدها شده و یا آنکه عیسی مرده ای را زنده نموده است و یا آنکه ابراهیم در آتش حتی احساس گرما نکرده و یا آنکه آصف بر خیاطی الارض نموده، بدین معنا نیست که حضرت حق خواسته در حق موسی و عیسی و ابراهیم و آصف برخیا غلوی بنماید.

به کارهائی که خارق عادت بوده و توسط پیامبران و ائمه معصومین به اذن خداوند صورت گرفته است عنوان معجزه داده اند و این از مختصات تمامی ادیان الهی است. زمانی این امر به غلو منتهی می شود که مثلا العیاذ بالله برای حضرت عیسی الوهیتی قائل شویم. در این مرحله دیگر قضیه منقبت و یا معجزه صادق نیست.

____________________

۱. در خصوص غلو به جلد هفتم الغدیر رجوع بفرمایید.

درباره علی بن ابی طالب نیز موضوع همینطور است. هر چند که فضائل و مناقب حضرت امیرعليه‌السلام مورد تأیید عامه و خاصه است، کسانی که قائل به الوهیت و یا حتی نبوت علی بن ابی طالبعليه‌السلام شده اند غالی بوده و از سوی شیعه همواره مطرود گردیده اند. اغلب کسانی که به نفی مناقب علی و دیگر ائمه اطهارعليه‌السلام می پردازند، نه تنها منکر معجزه نشده اند، بلکه عین مناقب ائمه معصومینعليه‌السلام را برای افراد دیگر جعل نموده اند.

سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که براستی علت واقعی انکار منقبت «طی الارض» و نظایر آن در خصوص علی بن ابی طالبعليه‌السلام چیست و چرا این مناقب برای افراد دیگر ساخته شده است؟ با کمی تأمل و دقت دلایل عمده این جریان را می توان در «پیشبرد مقاصد سیاسی» و «جریانات انحرافی مذهبی» و همچنین «غرض ورزی های شخصی» خلاصه کرد.

فضایل دیگری که به سرنوشت منقبت «طی الارض» دچار شده اند زیاد است. قضیه «رد الشمس» و «محدث بودن امام» نیز از جمله آنهاست. همچنین شایان ذکر است که تمامی احادیثی را که پیامبر درباره خلافت علی بن ابی طالبعليه‌السلام فرموده برای ابو بکر و عمر و عثمان جعل کرده اند. اینک بطور مختصر به بررسی موارد فوق (یعنی: «رد الشمس» و «محدث بودن امام» و «احادیثی چند درباره خلافت») می پردازیم:

حدیث رد الشمس

بسیاری از حفاظ - که در قرون مختلفه می زیسته اند - حدیث رد الشمس را نقل نموده اند و حتی برخی از ایشان کتابی مستقل در این زمینه تألیف کرده اند. اجمال قضیه این است که «روزی پیامبر در صهباء - که از اراضی خیبر بود - نماز ظهر را بجای آورد و پس از نماز، علیعليه‌السلام را برای انجام کاری فرستاد. هنگامی که پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله نماز عصر را اقامه فرمود علیعليه‌السلام حضور نداشت. پس از اینکه علیعليه‌السلام آمد، پیامبر سر مبارک خود را بر دامن علی گذاردند و خوابیدند. علی بن ابی طالب برای آنکه پیامبر بیدار نشوند از جای خود تکان نخورد. رفته رفته آفتاب غروب کرد. هنگامی که پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله از خواب برخاستند و متوجه شدند که نماز علی قضا شده دعا فرمودند که: بارالها! بنده تو، علی، خودش را وقف پیامبر تو نموده بود، خورشید را برای او بازگردان. پس از لحظاتی چند، خورشید بازگشت و برفراز کوهها قرار گرفت. آنگاه علی وضو گرفت و نماز عصر را بجای آورد. بعد از نماز علی بود که خورشید مجددا غروب کرد».(۱) همچنین محدثین و مورخین نقل نموده اند که علی بن ابی طالب بعدها به این منقبت خود احتجاج ومنا شده نموده وصحابه آن را تأیید کرده اند.(۲)

ماجرای بازگشت خورشید برای علیعليه‌السلام از وقایع قطعی و مسلم تاریخ اسلام است. با این حال عده ای نظیر ابن حزم - که حتی قاتل علی را مجتهد ومأجور می دانند(۳) - به نفی آن پرداخته اند.(۴) برخی هم سعی کرده اند که این منقبت را برای افراد دیگری نظیر «حضرمی» (متوفی ۶۷۶) اثبات کنند.

____________________

۱. مصادر و منابع کثیری در این خصوص موجود است که به تفصیل در الغدیر ج ۳ / ۱۲۶ - ۱۴۱ آمده است.

۲. فرائد السمطین ج ۱ / ۳۲۱... الغدیر ج ۳ / ۱۴۱.

۳. المحلی ج ۱ / ۴۸۴ / مسأله ۲۰۷۹.

۴. الفصل ج ۴ / ۱۳۸.

گروه اخیر می گویند: «روزی حضرمی به هنگام مسافرت - در میان راه - به خادمش گفت: به خورشید بگو سر جایش باشد تا ما به منزل برسیم. خادم به خورشید رو کرد و گفت: «قال لک الفقیه اسماعیل قفی ؛ [ای خورشید، اسماعیل فقیه می گوید سر جایت توقف کن]، خورشید نیز در سر جایش ایستاد تا حضرمی با خادمش به منزل رسیدند.»(۱)

محدث بودن علی بن ابی طالبعليه‌السلام

محدث کسی است که بدون اینکه ملائکه را ببیند و یا مقام نبوت را دارا باشد، می تواند صدای ملائکه را بشنود. تمامی فرق اسلامی قضیه محدث را پذیرفته اند. کسانی که در اسلام محدث هستند عبارتند از ائمه معصومین و فاطمه سلام الله علیهم اجمعین. در اینباره نیز برخی مانند عبد الله قصیمی، محدث بودن علی و فاطمه و اولاد معصوم آنها را رد کرده اند. برخی هم مانند بخاری ومسلم، همین منقبت محدث بودن را برای عمر بن خطاب قائل شده اند، و یا مانند ابن عبد ربه وابن حجر، محدث بودن را در خصوص عمران بن حصین خزاعی (متوفی ۵۲) پذیرفته اند. ابن جوزی وابن کثیر نیز، ابو المعالی صالح (متوفی ۴۲۷) را محدث دانسته اند.(۲)

____________________

۱. طبقات الشافعیه ج ۵ / ۵۱، مرآه الجنان ج ۴ / ۱۷۸، شذرات الذهب ج ۵ / ۳۶۲، الفتاوی الحدیثیه ص ۲۳۲.

۲. رجوع بفرمایید به الغدیر ج ۵ / ۴۲ - ۵۰.

جعل احادیث در خصوص خلافت

خلفای غاصب احادیث بسیاری در کتب اهل سنت از جمله صحاح درج است که همگی دلالت بر ولایت و خلافت بلافصل علی بن ابی طالبعليه‌السلام دارد. یکی از این احادیث حدیث غدیر بود. احادیث دیگر نیز فراوان هستند. راویان دروغگو وکذاب برای این که انحراف از علیعليه‌السلام را توجیه کنند به ساختن اکاذیب متوسل شدند و در مقابل هر یک از این احادیث حدیثی را برای خلفا جعل کردند.

ذیلا سه حدیث درباره خلافت علی آورده ایم و آنها را با جعلیاتی که در همین زمینه صورت گرفته - به اجمال - مقایسه نموده ایم.

۱ - در آن روزی که پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله برای اولین بار خویشاوندان نزدیک خود را دعوت کردند و اسلام را بر آنان عرضه داشتند به آنان فرمودند: «إِنَّ هَذَا (علی) أَخِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِیكُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا ؛ یعنی علی برادر و وصی من و جانشین من در میان شماست، پس سخنش را بشنوید و اطاعت کنید». این حدیث را کثیری از علمای عامه نقل کرده اند و آن را حدیثی صحیح دانسته اند.(۱) برای از بین بردن حدیث فوق، جاعلان حدیث روایات مختلفی ساخته اند که یکی از آنها این است که: «پس از نزول آیه( إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ) ، عباس (عموی پیامبر) نزد علی آمد و با وی به حضور پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله رفت. زمانی که خدمت پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله رسیدند از تفسیر این آیه پرسیدند. پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: ای عباس خداوند ابو بکر را خلیفه من قرار داد، «فاسمعوا له تفلحوا، واطیعوا ترشدوا ؛ سخنان ابو بکر را بشنودید تا رستگار شوید و از او اطاعت کنید تا هدایت گردید». ابن عباس می گوید، پس او را اطاعت کردند و هدایت شدند.

____________________

۱. تاریخ طبری ج ۲ / ۲۱۷، کامل ابن اثیر ج ۲ / ۲۲، تاریخ ابی الفدا ج ۱ / ۱۱۶... [الغدیر ج ۲ / ۲۷۸ - ۲۸۹].

حدیث فوق در کتاب «تاریخ بغداد» درج است.(۱) ذهبی درباره این حدیث می گوید: «این روایت، حدیث صحیحی نیست».(۲) خطیب بغدادی این حدیث را از طریق «عمر بن ابراهیم بن خالد» که از کذاب های معروفست نقل می کند. جلال الدین سیوطی نیز این حدیث را از قول خطیب بغدادی نقل کرده و سپس می گوید: خطیب بغدادی (پس از نقل حدیث) تصریح نموده که «عمر بن ابراهیم» فرد کذابی است.(۳) متأسفانه دست های خیانتکار ناشرین «تاریخ بغداد» عبارت خطیب بغدادی را (مبنی بر اینکه عمر بن ابراهیم کذاب است) حذف کرده اند، غافل از این که سیوطی این حدیث را قبلا از قول خطیب بغدادی در کتاب اللئالی نقل نموده و عبارت اخیر وی را نیز (عمر بن ابراهیم کذاب است) در کتاب خود ثبت کرده است.

در خصوص حدیث فوق، تذکر یک نکته دیگر نیز ضروری است و آن اینکه خود عباس نیز بعدها از بیعت با ابوبکر خودداری نمود.(۴)

۲ - پیامبر می فرماید: «علی ولیی فی کل مؤمن بعدی » (بر تمامی مومنین - بعد از من - علی ولی من خواهد بود).(۵) از جمله روایات که در مقابل این حدیث ساخته اند این است که، زنی نزد پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله آمد و مطلبی را پرسید. پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: بعدا بیا! زن گفت: ای پیامبر اگر من بعدا آمدم و شما فوت کرده بودید چه کنم؟ پیامبر گفت: اگر آمدی و مرا نیافتی نزد ابو بکر برو چون او خلیفه پس از من است «فانه الخلیفه من بعدی ».(۶)

گویا سند حدیث فوق چنان مخدوش و غیر قابل اعتنا بوده که حتی ابن حجر خجالت کشیده سند روایت را در «صواعق » نقل کند.

____________________

۱. تاریخ بغداد ج ۱۱ / ۲۹۴. ۲. میزان الاعتدال ج ۲ / ۲۴۹.

۳. اللئالی المصنوعه ج ۱ / ۱۵۲. ۴. الامامه والسیاسه ج ۱ / ۱۴، ۱۵.

۵. مسند احمد بن حنبل ج ۱ / ۳۳۱، ج ۴ / ۴۳۸. ۶. صواعق المحرقه ص ۱۱.

۳ - عایشه می گوید: «علی، فاطمه را [دختر رسول خدا] شبانه دفن کرد و ابو بکر از آن مطلع نشد و این علی بود که بر فاطمه نماز خواند.»(۱) برای تحریف این ماجرای تاریخی و همچنین جهت جعل صحت خلافت ابو بکر روایتی بدین ترتیب نقل کرده اند: «شبی که فاطمه فوت نمود، ابو بکر وعمر و جماعتی کثیر آمدند وابوبکر به علی گفت: ای علی جلو بایست تا ما با تو اقتدا کنیم و بر فاطمه نماز بخوانیم. علی گفت: به خدا قسم من جلو نمی ایستم و حال آن که تو خلیفه رسول خدا هستی. ابو بکر پس از این کلام علی جلو ایستاد و نماز میت را با چهار تکبیر خواند».(۲)

ذهبی درباره حدیث فوق می گوید: «این از دروغ هایی است که عبد الله بن محمد مقدامی آن را ساخته است.» ابن عدی می گوید: «هیچ یک از احادیث عبد الله مقدامی از دیگران شنیده نشده است.» ابن حبان می گوید: «عبدالله مقدامی اخبار را واژگونه می کند و می توان گفت ۱۵۰ حدیث فقط از طریق مالک بدین گونه جعل کرده است.» حاکم و نقاش می گویند: «عبد الله مقدامی احادیث ساختگی از مالک نقل می کند.» سمعانی نیز در انساب الاشراف می گوید: «عبد الله مقدامی در اخبار تدلیس می کرده و نمی شود به احادث وی استدلال نمود.»(۳)

____________________

۱. مستدرک الصحیحین ج ۳ / ۱۶۲، ۱۶۳.

۲. لسان المیزان ج ۳ / ۳۳۴، میزان الاعتدال ج ۲ / ۷۰

۳. میزان الاعتدال ج ۲ / ۷۰، لسان المیزان ج ۳ / ۳۳۴ - ۳۳۶.

حدیث سازی

از زمان فوت رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله تاکنون، پیوسته احادیث مجعولی به پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله نسبت داده شده است. حدیث سازان بقدری در گفتن مطالب کذب افراط نموده اند که در همه زمینه ها - از تفسیر و تاریخ گرفته تا اعتقادات و احکام - تاثیرات سوء جعلیاتشان مشهود است. حتی بسیاری از صلحا وزهاد بودند که به زعم خود « قربه إلی الله» دروغ می گفتند و حدیث جعل می نمودند. - یحیی بن سعید قطان می گوید: «من هیچ صنفی را در حدیث گویی، کذابتر از صلحا ندیدم.»(۱)

- حاکم نیسابوری و دیگر شیوخ محدثین نقل کرده اند که: «فردی از زهاد در فضیلت قرآن و سوره های آن حدیث جعل می کرد. به او گفتند: چرا چنین می کنی؟ گفت: مردم از قرآن کناره گرفته اند و من دوست دارم بوسیله این احادیثی که می سازم به قرآن علاقمند بشوند. به او گفتند: پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله فرموده هر کس از قول من دروغ بگوید جایگاهش آتش است. آن فرد زاهد پاسخ داد: دروغهای من علیه پیامبر نیست بلکه به نفع اوست.»(۲)

- هیثم طائی (متوفی ۲۰۷) تمام شب را نماز می خواند و چون صبح می شد می نشست و دروغ می گفت.(۳)

- حافظ عبد المغیث حنبلی (متوفی ۵۸۳) که از زهاد بوده و به دیانت و امانت و اجتهاد موصوف می باشد، یک کتاب پر از احادیث جعلی در فضایل یزید بن معاویه نوشته است.(۴)

____________________

۱. صحیح مسلم ج ۱ / ۱۳، تاریخ بغداد ج ۲ / ۹۸.

۲. التذکار ص ۱۵۶.

۳. تاریخ بغداد ج ۱۴ / ۵۳، میزان الاعتدال ج ۳ / ۲۶۵، ۲۶۶ همچنین مراجعه کنید به اللئالی المصنوعه ج ۲/۳، مجمع الزوائد ج ۱۰ / ۱۰.

۴. شذرات الذهب ج ۴ / ۲۷۵، ۲۷۶.

- احمد بن محمد باهلی (متوفی ۲۷۵) از بزرگان زهاد بود و در عین حال فردی بود کذاب و حدیث ساز.(۱)

- وهب بن حفص از افراد زاهد بود. بیست سال با احدی سخن نگفت، با این وجود نام وی را در زمره دروغگویان ذکر کرده اند.(۲) مناقب دروغین ابو حنیفه امثال همین دروغگویان احادیث بسیاری از زبان رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله درباره ابو حنیفه ساخته اند که ذیلا چند نمونه از آنها را می خوانیم:

۱- پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: «پس از من مردی می آید به نام نعمان بن ثابت که کنیه او ابو حنیفه است، به دست این فرد دین خدا و سنت من زنده خواهد شد.» خطیب بغدادی این حدیث را از طریق محمد بن یزید مستملی کذاب نقل می کند. خطیب بغدادی پس از ذکر این حدیث می گوید: «این روایت دروغ و باطل است.»(۳)

۲- پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: «مردی به نام ابو حنیفه پس از من در میان امت من خواهد آمد که چراغ امت من است.» شیخ علی قاری می گوید: «این روایت به اتفاق جمیع محدثین دروغ است.»(۴)

۳ - پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: « مردی پس از من در میان امتم می آید که نعمان نام دارد و کنیه اش ابو حنیفه است، خداوند به دست او سنت مرا احیاء می کند.» ابن عدی می گوید: «این حدیث از جعلیات احمد جویباری کذاب است.»(۵)

____________________

۱. تاریخ بغداد ج ۵ / ۷۸، ۷۹، لسان المیزان ج ۱ / ۲۷۲، ۲۷۳.

۲. میزان الاعتدال ج ۳ / ۲۷۷، اللئالی المصنوعه ج ۱ / ۴۵.

۳. تاریخ بغداد ج ۲ / ۲۸۹.

۴. کشف الخفاء ج ۱ / ۳۳.

۵. لسان المیزان ج ۱ / ۱۹۳، اللئالی المصنوعه ج ۱ / ۲۳۸.