راه بهشت

راه بهشت 0%

راه بهشت نویسنده:
گروه: کتابخانه عقائد

راه بهشت

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: سیدمحمد حسینی بهارانچی
گروه: مشاهدات: 17042
دانلود: 2225

توضیحات:

راه بهشت
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 329 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 17042 / دانلود: 2225
اندازه اندازه اندازه
راه بهشت

راه بهشت

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

راه بهشت

نویسنده:سیدمحمد حسینی بهارانچی.

تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنینعليهما‌السلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.

لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است

پیشگفتار

هدف از تألیف کتاب حاضر، توجّه دادن برادران و خواهران مسلمان به مسأله معاد و قیامت و حوادث بعد از این عالم است؛ در این زمان ها - که آخر الزّمان نامیده می شود - ناهنجاری های روحی و اخلاقی و عملی فراوانی بین مردم مشاهده می شود؛ مفاسد اخلاقی و مشاغل فراوان، نشاط و حوصله و روح حقیقت یابی و عاقبت اندیشی را از مردم گرفته است؛ کمتر کسی توجّه به ارزش های اخلاقی و انسانی و خودسازی و عاقبت اندیشی و... دارد؛ تنها چیزی که می تواند مردم را متحوّل و دگرگون کند و از اعمال زشت و مفاسد اخلاقی و جرأت بر گناه و... دور نماید، یاد مرگ و حوادث بعد از این عالم است(1).

از سویی مسأله بهشت و وعده های خداوند نسبت به مقامات بهشتی و درجات و منازل و قصور و حورالعین و امثال آن برای جلب توجّه مردم از هر چیزی مؤثّرتر خواهد بود، از این رو، نویسنده سعی نموده با انتخاب موضوعاتی از معاد و بهشت با استفاده از آیات و سخنان معصومینعليهم‌السلام روح امید را در دل ها زنده کند، به گونه ای که سبب جرأت بر گناه نشود و خوف و رجا و ترس و امید، به صورت معتدل در دل ها

___________________

1- 1) قال النّبیّ صلّی اللَّه علیه و آله: «کفی بالموت موعظهً.» کافی: 2 / 815

حاکم باشد؛ به امید آن که با بیان آیات و سخنان معصومینعليهم‌السلام و انتخاب صحیح، و توضیح لازم، و ترجمه روان آیات و روایات و رعایت اختصار، این هدف انجام بگیرد.

حضرت رضاعليه‌السلام فرمود: «خدا رحمت کند بنده ای که [ با بیان شایسته خود ]مردم را به ما علاقه مند کند، و سبب دوری آنان از ما نشود.» سپس فرمود: «به خدا سوگند، اگر مردم به زیبایی سخنان ما بنگرند، عزیز خواهند شد، و سخنان دشمنان ما نمی تواند در آنان مؤثّر واقع شود.»(1)

در روایت دیگری در کافی از امام صادقعليه‌السلام نقل شده که فرمود: «... به خدا سوگند اگر راویان حدیث، سخنان ما را [ بدون کم و کاست و اضافه نمودن چیزی به آنها] برای مردم نقل می کردند، مردم با دیدن سخنان ما، راه عزّت را می پیمودند، و احدی نمی توانست آنان را به این سو و آن سو بکشاند.»(2)

از این رو، ما بخش هایی از مسائل مربوط به مرگ، برزخ، قیامت، بهشت و دوزخ را به طور اختصار در اختیار دوستان قرار می دهیم، و در مورد بهشت و اهل آن بیشتر سخن می گوییم، و اسراری که در کتاب های دیگر یافت نمی شود، در این کتاب دیده خواهد

____________________

1- 2) قال الرّضاعليه‌السلام : «رحم اللَّه عبداً حبّبنا إلی النّاس، و لم یبغضنا إلیهم، و أیم اللَّه لو یرون محاسن کلامنا لکانوا أعزّ، و لا استطاع [ أحد] أن یتعلّق علیهم بشی ء.» فقه الرّضا / 356.

2- 3) فی الکافی عن أبی بصیر قال: سمعت أباعبداللَّهعليه‌السلام یقول: «رحم اللَّه عبداً حبّبنا إلی النّاس و لم یبغضنا إلیهم، أما واللَّه لو یرون محاسن کلامنا لکانوا به أعزّ، و ما استطاع أحد أن یتعلّق علیهم بشی ء، و لکن أحدهم یسمع الکلمه فیحطّ إلیها عشراً.» کافی: 8 / 229. و قال الرّضاعليه‌السلام : «رحم اللّه عبداً أحیا أمرنا... یتعلّم علومنا و یعلّمها النّاس، فإنَّ النّاس لو علموا محاسن کلامنا لاتّبعونا...» عیون أخبار الرّضا: 2 / 275.

شد. مخاطب این کتاب عموم مردم هستند، و اگر خواصّ نیز خواسته باشند از آن استفاده بکنند، آدرس منابع، در انتهای مطالب، و یا در پاورقی آماده شده است. یادآوری می شود هر انسانی جز معصومینعليهم‌السلام جایز الخطا می باشد، اگر خوانندگان محترم نقطه ابهام و یا اشکالی را مشاهده نمودند، نویسنده را قرین منّت نمایند، و خیرخواهانه تذکّر بدهند تا ان شاء اللَّه در چاپ های بعدی اصلاح شود.

خادم اهل البیتعليهم‌السلام

سیّد محمّد حسینی بهارانچی

12/ ربیع الأوّل /1431 ه ق

خروج از دنیا

اشاره

خوش آمدگویی ملائکه به مؤمن هنگام مرگ

خداوند در آیه شریفه:( إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَهُ أَلّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِروا بِالْجَنَّهِ الَّتی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ * نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَهِ وَ لَکُمْ فیها ما تَشْتَهی أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فیها ما تَدَّعُونَ * نُزُلاً مِنْ غَفُورٍ رَحیمٍ ) (1) می فرماید:

«کسانی که به یگانگی خدای خود اعتراف نمودند، و در عمل و اعتقاد استقامت کردند و از راه حقّ منحرف نشدند، هنگام مرگ ملائکه به آنان می گویند: خوف و هراسی نداشته باشید ما شما را به بهشتی که به شما وعده داده شده است بشارت می دهیم، و ما دوستان و اولیای شما هستیم در دنیا و آخرت، و برای شما در بهشت آنچه لذّت از آن ببرید و بخواهید موجود است، و این نخستین پذیرایی خدای غفور و رحیم است از شما.»

در تفسیر این آیه امام صادقعليه‌السلام می فرماید:

«مقصود از "ثمّ استقاموا" استقامت در اعتقاد به ولایت و امامت ائمّه اهل البیتعليهم‌السلام است.»(2)

و در تفسیر صافی نیز از امام رضاعليه‌السلام نقل شده که فرمود:

____________________

1- 4) فصّلت / 30 - 32.

2- 5) فی الکافی عن الصّادقعليه‌السلام قال: «استقاموا علی الأئمّه واحداً بعد واحد.» کافی: 1 / 220.

«به خدا سوگند، مقصود از "استقاموا" استقامت بر اعتقاد به امامت ائمّه اهل البیتعليهم‌السلام است.»

امام باقرعليه‌السلام در تفسیر آیه:( نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَهِ ) می فرماید:

«ملائکه هنگام مرگ به آنان می گویند: "ما در دنیا و هنگام مرگ و در آخرت دوستان شماییم، و شما را از شرّ هر شیطان و هر حادثه ناگواری حفظ خواهیم نمود.»(1)

و در تفسیر آیه( الَّذینَ آمَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْری فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَهِ لا تَبْدیلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ ) (2) امام صادقعليه‌السلام به اصحاب خود فرمود:

«سخت ترین جایی که شما نیاز به محبّت ما دارید هنگامی است که جان شما به حنجره شما می رسد. - سپس دست مبارک خود را به گلو گذارد و فرمود: - در این هنگام ملک بشیر می آید و می گوید: "بشارت باد تو را، اکنون تو از آنچه هراس داشتی ایمن شدی."»(3)

امام صادقعليه‌السلام به سدیر صیرفی فرمود:

«سوگند به خدایی که حضرت محمّدصلى‌الله‌عليه‌وآله را به پیامبری مبعوث نمود - و روح مبارک او را زودتر به بهشت فرستاد - بین یکی از شما و بین رسیدن به سرور و شادی و مبغوت شدن مقابل دیگران، و یا رسیدن به ندامت و حسرت، جز مرگ فاصله نیست، و چون ملک الموت و نکیر و منکر می آیند، و ملک الموت روح مؤمن را صدا می زند، روح او از بدن او خارج می شود، بدون این که احساس دردی بکند، چنان که خداوند می فرماید:

____________________

1- 6) عن الباقرعليه‌السلام : «نحن أولیاؤکم فی الحیاه الدّنیا، نحرسکم فی الدّنیا و عند الموت و فی الآخره.» تفسیر صافی: 4 / 359.

2- 7) یونس / 63 - 64

3- 8) محاسن: 1 / 177.

( یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ * ارْجِعی إِلی رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً * فَادْخُلی فی عِبادی * وَ ادْخُلی جَنَّتی ) (1) ؛ و این مربوط به مؤمنی است که اهل تقوا و کمک به برادران دینی، و خیرخواه آنان باشد، و امّا اگر اهل تقوا و احسان به برادران خود نباشد، به او گفته می شود: "برای چه تو اهل ورع و تقوا و احسان به برادران خود نبودی؟ و تنها با زبان خود ادّعای دوستی [ با ما] با آنان را داشتی؟"»

سپس فرمود: «چنین مسلمانی چون رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله و امیرالمؤمنینعليه‌السلام را ملاقات می کند از او اعراض می کنند، و روی خوش به او نشان نمی دهند و از او شفاعت نمی کنند.»(2)

بشارت های معصومینعليهم‌السلام به مؤمن هنگام مردن

امام صادقعليه‌السلام می فرماید:

«هیچ کدام از دوستان ما از دنیا نمی رود، جز آن که رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله و امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسینعليهم‌السلام ، [ هنگام مرگ] نزد او حاضر می شوند، و به او بشارت می دهند.»

علی بن ابراهیم قمّی در تفسیر خود گوید: دلیل بر این معنا سخنانی است که امیرالمؤمنینعليه‌السلام به حارث همدانی بشارت داد، و فرمود:

____________________

1- 9) فجر / 27 - 30.

2- 10) محاسن: 1 / 177.

یا حار همدان من یمت یرنی

من مؤمن أو منافقٍ قبلا

یعرفنی طرفه و أعرفه

بنعته و اسمه و ما فعلا

و أنت عند الصّراط تعرفنی

فلا تخف عثرهً و لا زللا

أسقیک من باردٍ علی ظمإٍ

تخاله فی الحلاوه العسلا

أقول للنار حین تعرض لِل

عَرض دعیه لا تقربی الرجلا

دعیه لا تقربیه إنّ له

حبلاً بحبل الوصیّ متّصلا(1)

مؤلّف گوید: مضمون این اشعار را امیرالمؤمنینعليه‌السلام برای دوست خود حارث همدانی که هراس از مرگ و دوزخ داشت و گریه می کرد بیان نمود، و شاعر اهل البیتعليهم‌السلام سیّد حمیری، سخنان آن حضرت را به نظم درآورد. و همدان قبیله ای است در یمن، و حارث اهل آن قبیله بوده است، از این رو، بیت اوّل این اشعار چنین است:

قول علیٍّ لحارثٍ عجب

کم ثَمَّ أعجوبه له حملا...(2)

رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود:

«روز قیامت منادی خداوند می گوید: "اهل فضل به پا خیزند"، پس گروهی به پا می خیزند، و ملائکه به آنان بشارت بهشت می دهند و می گویند: "برای چه شما قبل از حساب وارد بهشت می شوید؟" آنان می گویند: "ما از کسانی که به ما ظلم می کردند می گذشتیم، و با کسانی که از ما قطع رحم می کردند می پیوستیم، و نسبت به کسانی که با جهالت با ما برخورد می نمودند حلم می نمودیم..." سپس ملائکه به آنان بشارت بهشت می دهند، و پس از آن ندا می رسد: "لیقم جیران اللّه فی دار السّلام"، یعنی: همسایگان خدا در بهشت کجایند؟ به پا خیزند. پس عدّه ای به پا می خیزند... و آنان کسانی هستند که دوستی و زیارت و مواصلت و احسان آنان به برادران مؤمن خود برای خدا بوده است، و ملائکه به آنان بشارت بهشت می دهند و می گویند: "شما جیران اللّه هستید، وارد بهشت شوید."»(3)

____________________

1- 11) المختصر، حسن بن سلیمان حلی / 30.

2- 12) الفصول المهمّه فی أصول الأئمّه للحرّ العاملی: 1 / 314.

3- 13) دعائم الإسلام: 2 / 325.

تجسّم اعمال هنگام مرگ

مرحوم کلینی در کتاب کافی از سوید بن غفله نقل نموده که گوید: امیرالمؤمنینعليه‌السلام فرمود:

«هنگامی که فرزند آدم، در آخرین روز دنیا و اوّلین روز آخرت قرار می گیرد، مال او، فرزندان او و عمل او مقابلش مجسّم می شوند، پس به مال خود توجّه می کند و می گوید: "به خدا سوگند من برای جمع آوری تو حریص بودم، و از انفاق تو در راه خدا بخیل بودم، تو اکنون برای من چه می کنی؟" مال می گوید: "کفن خود را از من بگیر." پس به فرزندان خود توجّه می کند و می گوید: "به خدا سوگند من شما را دوست می داشتم و از شما حمایت می کردم، اکنون شما برای من چه خواهید کرد؟" آنان می گویند: "ما تو را نزدیک قبر می بریم، و بدن تو را در زیر خاک دفن می کنیم." پس به عمل خود توجّه می کند و می گوید: "به خدا سوگند من از انجام عمل خیر دوری می کردم، و تو برای من سنگین بودی، اکنون برای نجات من چه خواهی کرد؟" پس عمل می گوید: "من هم نشین قبر توام، و در قیامت نیز با تو در پیشگاه خدا عرضه خواهم شد."»

امیرالمؤمنینعليه‌السلام فرمود: «اگر او ولیّ خدا باشد، عمل او به شکل پاکیزه ترین، و خوشبوترین، و زیباترین مردم نزد او می آید و می گوید: "من تو را به روح و ریحان و بهشت و رضوان و نعمت بی پایان بشارت می دهم، خوش آمدی." پس میّت به او می گوید: "تو کیستی؟" او می گوید: "من عمل صالح و شایسته تو هستم و از دنیا تا بهشت همراه تو خواهم بود." در آن حال میّت به خوبی غسّال خود را می شناسد، و به حاملین خود سوگند می دهد و می گوید: "برای دفن من شتاب کنید، و چون داخل قبر می شود، آن دو ملک [ نکیر و منکر] قبر، مانند برق خاطف، با وضعیّت وحشتناکی نزد او حاضر می شوند، و به او می گویند: "پروردگار تو کیست؟ و دین تو چیست؟ و پیامبر تو کیست؟" و چون می گوید: "اللّه پروردگار من است، و اسلام دین من است، و حضرت محمّدصلى‌الله‌عليه‌وآله پیامبر من است"، آنان به او می گویند: "خدا تو را به آنچه دوست می داری و خشنود می شوی ثابت بدارد." همان گونه که خداوند می فرماید:( یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَهِ ) (1) .

سپس آن دو ملک، قبر او را به اندازه دید چشم وسیع می نمایند، و دری از بهشت به سوی او می گشایند، و به او می گویند: "در ناز و نعمت با چشم روشن بخواب." همان گونه که خداوند می فرماید:( أَصْحابُ الْجَنَّهِ یَوْمَئِذٍ خَیْرٌ مُسْتَقَرّاً وَ أَحْسَنُ مَقیلاً ) (2). »

سپس فرمود: «و اگر آن میّت، دشمن خدای خود باشد [ یعنی دشمن اولیای خدا باشد]، شخص بسیار زشت و بدبویی، نزد او می آید، و به او می گوید: "من تو را به آب جوشان جهنّم، و عذاب دوزخ بشارت می دهم"، او نیز غسّال خود را می شناسد، و به حاملین خود سوگند می دهد، که او را داخل قبر نبرند [ و لکن آنان سخن او را نمی شنوند] و چون او را داخل قبر می برند، آن دو ملک مأمور قبر می آیند و کفن او را کنار می زنند، و به او می گویند: "پروردگار تو کیست؟ و دین تو چیست؟ و پیامبر تو کیست؟" و چون می گوید: "نمی دانم"، به او می گویند: "ندانستی و هدایت نشدی؟" و سپس با آن گرزهای آتشین چنان بر سر او می کوبند، که هر جنبنده ای جز جنّ و انس از صدای آن وحشت می کند، سپس دری از قبر او به آتش دوزخ می گشایند، و به او می گویند: "در بدترین وضعیّت و تنگنایی [ همانند این که نیزه در دسته خود فرومی رود] بخواب."»

سپس فرمود: «او به قدری در تنگنایی قرار می گیرد، که مغز سر او از بین ناخن و

_____________________

1- 14) ابراهیم / 27.

2- 15) فرقان / 24.

گوشت او خارج می شود و خداوند مارها و عقرب ها و گزندگان زمین را بر او مسلّط می نماید و تا قیامت او را نیش می زنند، و از بس در فشار و عذاب است، آرزوی برپا شدن قیامت را می کند [ و گمان می کند که قیامت برای او آسان تر خواهد بود، و هرگز چنین نمی باشد].»(1)

معاد در قرآن و روایات

آیات زیادی، در قرآن راجع به «معاد» وارد شده است، به برخی از آنها اشاره می شود:

قال اللَّه سبحانه:( کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ) (2) .

و قال سبحانه:( وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ أَرِنی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتی قالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلی وَ لکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبی قالَ فَخُذْ أَرْبَعَهً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلی کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتینَکَ سَعْیاً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ ) (3) .

و قال سبحانه:( وَ یَقُولُ الْإِنْسانُ أَإِذا ما مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَیّاً * أَوَلا یَذْکُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ یَکُ شَیْئاً ) (4) .

و قال سبحانه:( وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا لا تَأْتینَا السَّاعَهُ قُلْ بَلی وَ رَبّی لَتَأْتِیَنَّکُمْ عالِمِ الْغَیْبِ لا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّهٍ فِی السَّمواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْبَرُ إِلّا فی کِتابٍ مُبینٍ * لِیَجْزِیَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ کَریمٌ ) (5) .

و قال سبحانه:( وَ مِنْ آیاتِهِ أَنَّکَ تَرَی الْأَرْضَ خاشِعَهً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذی أَحْیاها لَمُحْیِ الْمَوْتی إِنَّهُ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ ) (6) .

_____________________

1- 16) کافی: 3 / 231.

2- 17) بقره / 28.

3- 18) همان / 260.

4- 19) مریم / 66 - 67

5- 20) سبأ / 3 - 4.

6- 21) فصّلت / 39.

این آیات و آیات فراوان دیگری که در قرآن مشاهده می شود، هدف از معاد را رسیدن مردم به کیفر و پاداش اعمال می داند. مسأله معاد یک امر عقلی است، و اگر معاد نباشد، پاداش نیکوکاران و کیفر بدکاران داده نخواهد شد، و آن ظلم بزرگی خواهد بود. بلکه از آیات سوره زلزال:( إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها * وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها * وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها * یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها * بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحی لَها * یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِیُرَوْا أَعْمالَهُمْ * فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ * وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرّاً یَرَهُ»، و آیه: «وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَداً ) (1) ، و آیات فراوان دیگری ظاهر می شود که اعمال مردم در قیامت - خوب یا بد - به صورتی مجسّم می شود و هر کسی عمل خود را می بیند.

از سویی همه پیامبران الهی مردم را نسبت به معاد، انذار و آگاهی داده اند، و همان گونه که مشاهده می شود، بیشترین آیات قرآن و کتب آسمانی دیگر، مربوط به معاد، و توجّه دادن مردم به مرگ و حساب و میزان و صراط و بهشت و دوزخ بوده است. در روایات نیز، بیشترین تذکّر و یادآوری اولیای خدا درباره مرگ و معاد می باشد، تا جایی که یاد مرگ را عبادت بلکه مساوی با یاد خدا دانسته اند، و می فرمایند: «ذکر الموت أفضل العباده.» و یا می فرمایند: «أکثروا من ذکر الموت»(2)

امیرالمؤمنینعليه‌السلام در خطبه عید فطر و یا قربان می فرمود:

«أوصیکم عباداللّه بتقوی اللّه، و کثره ذکر الموت...»(3)

امام صادقعليه‌السلام نیز می فرمود:

____________________

1- 22) کهف / 49.

2- 23) فقه الرّضا / 339.

3- 24) مصباح المتهجّد، شیخ طوسی / 663

«لم یکثر عبد ذکر الموت إلّا زهد فی الدّنیا.»(1)

علّامه حلّی رحمه الله در کتاب نهایه الأحکام گوید: «یستحبّ للإنسان ذکر الموت و الإستعداد له لقولهعليه‌السلام : أکثروا من ذکر هادم اللّذات...»(2)

امام باقرعليه‌السلام می فرماید:

«أکثروا ذکر الموت فإنّه لم یکثر ذکر الموت الشّابّ إلّا زهد فی الدّنیا.»

یعنی: «فراوان به یاد مرگ باشید، هر جوانی که فراوان به یاد مرگ باشد در دنیا زاهد خواهد بود.»(3)

زیباترین جمله در این بحث، سخن رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله است که می فرماید:

«من أکثر ذکر الموت أحبّه اللّه.»(4)

یعنی: «هر کس فراوان به یاد مرگ باشد، خداوند او را دوست می دارد.

از سویی، یاد مرگ و توجّه به حوادث بعد از مرگ، بهترین وسیله برای دوری از گناه، و غفلت های دنیایی است، و هیچ چیزی به این اندازه انسان را بیدار، و موفّق به اعمال نیک نمی کند، و بهترین ناصح انسان یاد مرگ و لقای پروردگار است، همان گونه که رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله می فرماید: «کفی بالموت موعظه [ واعظاً].»(5)

سیّد رضی رحمه الله می گوید: امیرالمؤمنینعليه‌السلام فراوان به اصحاب خود می فرمود:(6)

____________________

1- 25) دعوات راوندی / 236.

2- 26) نهایه الأحکام: 2 / 209.

3- 27) ذکرای شهید اوّل / 36.

4- 28) کافی: 2 / 122.

5- 29) همان: 2 / 85

6- 30) تجهّزوا رحمکم اللَّه فقد نودی فیکم بالرّحیل وأقلّوا العرجه علی الدّنیا و انقلبوا بصالح ما بحضرتکم من الزّاد فإنّ أمامکم عقبه کئوداً و منازل هائله مخوفه لا بدّ من الممر علیها و الوقوف عندها...». خصائص الأئمّه / 98.

«ای اصحاب من! خدا شما را رحمت کند، همواره آماده مرگ باشید و بدانید که ندای مرگ و رفتن از این دنیا به گوش شما رسیده است، پس اقامت [ و وابستگی ]خود را در این دنیا کم کنید، و بهترین توشه ای که می توانید از آن برگیرید، همانا در مسیر شما گردنه های خطرناک و منازل وحشتناکی است، و شما چاره ای جز عبور از آنها و توقّف نمودن در آنها را ندارید.»

سپس فرمود: «ای اصحاب من! بدانید که مرگ به شما چشم دوخته، و شما در چنگال او هستید، و او چنگال خود را در بدن شما فرو برده است...»(1)

به همین علّت تشییع جنازه، و تجهیز میّت، و زیارت قبور مؤمنین، و عیادت مریض، و... مستحبّ می باشد.

مرگ برای مؤمن و کافر

از روایات استفاده می شود: مرگ برای مؤمن، انتقال از خانه بلا به خانه عافیت و رحمت و نعمت های الهی است؛ و برای کافر انتقال از خانه دنیا به خانه بلا و عذاب و گرفتاری است؛ و بلای مؤمن در دنیاست و بلای کافر در آخرت است، و بهشت مؤمن در آخرت، و بهشت کافر در دنیاست.

به امام صادقعليه‌السلام گفته شد: «مرگ را برای ما توصیف نمایید.» امامعليه‌السلام فرمود:

«مرگ برای مؤمن، مانند نسیم خوشبو و گوارایی است که چون به مشام او می رسد، نعشه می شود و تمام دردها و سختی ها از او برطرف می گردد، و مرگ برای کافر بدتر از گزیدن مارهای افعی و عقرب های خطرناک است.»

____________________

1- 31) نهج البلاغه: 2 / 184.

به آن حضرت گفته شد: «برخی از مردم می گویند: مرگ برای کافر، بدتر از ارّه شدن، و با مقراض ها ریزریز شدن، و زیر سنگ ها کوبیده شدن، و زیر سنگ آسیا قرار گرفتن است؟» امامعليه‌السلام فرمود:

«برای برخی از کافران و فاجران چنین است...»

گفته شد: «پس چگونه است که ما برخی از کفّار را می بینیم که در حال سخن گفتن و خندیدن هستند و جان می دهند و یا مانند چراغی خاموش می شوند؟ و در بین مؤمنین نیز برخی این گونه اند، و برخی از مؤمنین و کفّار را می بینیم که به سختی جان می دهند، علّت آن چیست؟» امام صادقعليه‌السلام فرمود:

«آنچه شما از راحتی مؤمن هنگام مرگ می بینید، آن نخستین پاداش اوست، و آنچه از سختی های او هنگام مرگ می بینید، مربوط به پاک شدن او از گناه می باشد، تا چون وارد عالم آخرت می شود، پاک و پاکیزه، و مستحقّ ثواب باشد، و جز مرگ مانعی برای او از بهشت و ثواب ابد نباشد، و آنچه از سهولت و راحتی کافر در هنگام مرگ می بینید، برای این است که او پاداش کارهای خیر خود را در این عالم گرفته باشد، و چون از این دنیا خارج می شود، جز عذاب و گرفتاری برای او نباشد، و این مقتضای عدل پروردگار است.»(1)

به امیرالمؤمنینعليه‌السلام گفته شد: «مرگ را برای ما توصیف نمایید.» امیرالمؤمنینعليه‌السلام فرمود:

«علی الخبیر سقطتم.» یعنی: «سؤال خود را نزد شخص دانایی آوردید.»

سپس فرمود:

«مرگ سه گونه است: 1- بشارت به نعمت ابد، 2- بشارت به عذاب ابد،

3- وضعیّت هولناک و مبهمی که صاحب آن نمی داند با او چه خواهد شد.»

____________________

1- 32) معانی الأخبار / 288.

سپس فرمود:

«امّا به ولیّ و دوست ما که از ما پیروی می نموده، بشارت به بهشت و نعمت ابدی داده می شود، و به کسی که دشمن و مخالف ما بوده است بشارت عذاب ابد داده می شود، و امّا کسی که به او خبر مبهم داده می شود و نمی داند کار او به کجا خواهد کشید، او مؤمن گنهکار و اسراف کننده ای است که نمی داند با او چه خواهد شد؟ و خبرهای وحشتناک و نامعلومی به او می رسد، و لکن هرگز خداوند او را با دشمنان ما مساوی قرار نخواهد داد، و با شفاعت ما از آتش آزاد خواهد شد.»

سپس به شیعیان خود فرمود:

«شما به وظایف خود عمل کنید، و از امامان خویش اطاعت نمایید، و به امیدهای کاذب تکیه نکنید، و عقوبت و عذاب خدا را کوچک مشمارید، چرا که برخی از گنهکاران، پس از سیصد هزار سال - که در دوزخ می مانند - شفاعت ما به آنان می رسد.»(1)

حضرت زین العابدینعليه‌السلام می فرماید:

«هنگامی که در کربلا، کار بر پدرم حسین بن علیّ بن ابی طالبعليهما‌السلام سخت شد، صورت برخی از یاران او تغییر نمود، و بدن های آنان لرزید، و قلب هایشان وحشت نمود، در حالی که پدرم بر خلاف آنان در آرامش کامل به سر می برد، و صورت او و برخی از مخصوصین او گشاده و شاد و خرّم بود، از این رو، بعضی از اصحاب به یکدیگر می گفتند: "به این آقا بنگرید، چگونه از مرگ باکی ندارد؟!" پدرم به آنان فرمود:

"صبراً بنی الکرام، فما الموت إلّا قنطره تعبر بکم عن البؤس و الضّراء إلی الجنان الواسعه و النّعیم الدّائمه، فأیّکم یکره أن ینتقل من سجن إلی قصر، و ما هو لأعدائکم إلّا کمن ینتقل من قصر إلی سجن و عذاب."

_________________

1- 33) همان.

یعنی: "ای بزرگواران، صبر پیشه کنید، همانا مرگ برای شما جز پلی نیست که شما را از بلاها و سختی ها نجات می دهد، و به بهشت وسیع، و نعمت های پایدار می رساند، کدامیک از شما کراهت دارد که از زندانی به قصری منتقل شود؟ در حالی که مرگ برای دشمنان شما مانند این است که کسی از قصری به زندانی، و از نعمتی به عذابی منتقل شود."»

سپس فرمود: «پدرم از رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله برایم حدیث نمود که آن حضرت فرمود: دنیا زندان مؤمن، و بهشت کافر است، و مرگ پلی است برای مؤمنین به سوی بهشت، و برای کافران به سوی دوزخ، من دروغ نمی گویم، و به من دروغ گفته نشده است.»(1)

به حضرت زین العابدینعليه‌السلام گفته شد: «مرگ چیست؟» فرمود:

«مرگ برای مؤمن جز بیرون آوردن لباس چرکین دنیا و جدا شدن از زنجیرها و بارهای گران دنیا و پوشیدن پاکیزه ترین و خوشبوترین لباس و سوار شدن بر مرکب های عالی و رفتن در منازل زیبای بهشتی نیست، و مرگ برای کافر جز کندن لباس های فاخر و انتقال از منازل مأنوس به وحشتناک ترین منازل و عذاب دردناک نیست.»(2)

شیرین بودن مرگ برای مؤمن

گرچه مقتضای ایمان صحیح آن است که مؤمن تا قبل از معاینه مرگ باید بین خوف و رجا یعنی ترس و امید باشد، و به همان اندازه که از عقوبت خدا هراس دارد امید به رحمت او نیز داشته باشد، و لکن علایق و ارتباطات مؤمن در دنیا نسبت به مال، و زندگی و زن و فرزند اقتضا می کند که جدا شدن از دنیا برای مؤمن سخت باشد، جز خلّص از بندگان خدا - به ویژه پیامبران و معصومینعليهم‌السلام - که مرگ برای آنان همیشه

____________________

1- 34) معانی الأخبار / 289.

2- 35) همان.

شیرین خواهد بود، از این رو، مرگ و جدا شدن از علایق دنیایی برای مؤمن ناگوار خواهد بود. از سویی، خداوند نمی خواهد بنده مؤمن خود را با کراهت از دنیا خارج نماید، و لذا می فرماید: ما تردّدت فی شی ء أنا فاعله کتردّدی فی قبض روح عبدی المؤمن یکره الموت و أکره مسائته، و لا یکون إلّا ما أرید.»(1)

یعنی: «من درباره کاری که می خواهم انجام بدهم، هرگز درنگ و توقّفی نمی کنم جز در قبض روح بنده مؤمن خود که او از آن کراهت دارد و من نمی خواهم بدون رضایت او را از دنیا خارج نمایم [ پس او را به مرگ راضی می کنم] و سپس اراده خود را درباره او انجام می دهم.»

از این رو، ملک الموت مأمور می شود که با نشان دادن مقامات بهشتی و دیدار با اولیای خدا رضایت او را به مرگ حاصل نماید.

حضرت عسکریعليه‌السلام می فرماید: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: «مؤمن همواره از عاقبت خود هراس دارد، و یقین به رسیدن به رضوان اللّه برای او حاصل نمی شود تا هنگام مرگ و ظاهر شدن ملک الموت نزد او، و ملک الموت چون وارد بر مؤمن می شود و او را در شدّت و سختی و بیماری می یابد، و جدا شدن او از اموال و عیال و اضطراب احوال او نسبت به خانواده و کسانی که با او معاشرت داشته، و نرسیدن او به آمال و آرزوهای دنیایی را بار گرانی بر او می یابد، به او می گوید: "برای چه این گونه غصّه مند هستی؟" مؤمن می گوید: "اندوه من برای دگرگونی احوال خود و جدا شدن از دنیا و نرسیدن به آرزوهای دنیایی می باشد." ملک الموت به او می گوید: "آیا هیچ عاقلی برای از دست دادن یک درهم فانی و گرفتن هزارهزار درهم به جای آن اندوه به خود راه می دهد

___________________

"1- 36) عوالی اللّئالی: 1 / 384.