نهج البلاغه

نهج البلاغه0%

نهج البلاغه نویسنده:
مترجم: محمد دشتى
ناشرین: مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین علیه السلام
گروه: امام علی علیه السلام
صفحات: 648

نهج البلاغه

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: سید رضی رحمت الله علیه
مترجم: محمد دشتى
ناشرین: مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین علیه السلام
گروه: صفحات: 648
مشاهدات: 94799
دانلود: 1301

توضیحات:

نهج البلاغه
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 648 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 94799 / دانلود: 1301
اندازه اندازه اندازه
نهج البلاغه

نهج البلاغه

نویسنده:
ناشرین: مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین علیه السلام
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

ترجمه نامه ۷۷

(نامه به عبد اللّه بن عبّاس آن هنگام که او را در سال ۳۸ هجری برای گفتگو با خوارج فرستاد)

روش مناظره با دشمن مسلمان

به قرآن با خوارج به جدل مپرداز، زيرا قرآن داراى ديدگاه كلى بوده، و تفسيرهاى گوناگونى دارد، تو چيزى مى گويى، و آنها چيز ديگر، لكن با سنت پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم با آنان به بحث و گفتگو بپرداز، كه در برابر آن راهى جز پذيرش ندارند.

ترجمه نامه ۷۸

(جواب نامه ابو موسی اشعری، پیرامون حکمیّت که سعید بن یحیی اموی در کتاب المغازی آن را آورده)

علل سقوط جامعه

همانا بسيارى از مردم دگرگون شدند، و از سعادت و رستگارى بى بهره ماندند، به دنياپرستى روى آورده، و از روى هواى نفس سخن گفتند، كردار اهل عراق مرا به شگفتى واداشته است، كه مردمى خودپسند در چيزى گرد آمدند، مى خواستم زخم درون آنها را مدارا كنم، پيش از آنكه غير قابل علاج گردد.

تلاش امام در تحقق وحدت

پس بدان در امت اسلام، هيچ كس همانند من وجود ندارد كه به وحدت امت محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم از من حريص تر، و انس او از من بيشتر باشد، من در اين كار پاداش نيك و سرانجام شايسته را از خدا مى طلبم، و به آنچه پيمان بستم وفا دارم، هر چند تو دگرگون شده، و همانند روزى كه از من جدا شدى نباشى.

همانا بدبخت كسى است كه از عقل و تجربه اى كه نصيب او شده است محروم ماند،(۱) و من از آن كس كه به باطل سخن گويد يا كارى را كه خدا اصلاح كرده برهم زند، بيزارم. آنچه را نمى دانى واگذار، زيرا مردان بدكردار، با سخنانى نادرست به سوى تو خواهند شتافت، با درود.

ترجمه نامه ۷۹

(نامه به فرماندهان لشکر، پس از به دست گرفتن خلافت)

علل نابودى ملت ها

پس از ياد خدا و درود! همانا ملتهاى پيش از شما به هلاكت رسيدند، بدان جهت كه حق مردم را نپرداختند، پس دنيا را با رشوه دادن به دست آوردند، و به راه باطلشان بردند و آنان اطاعت كردند.

_____________________

۱. ردّ تفکّر: ایرسیونالیسم IRRATIONALISM (فلسفه غیر عقلی، خرد گریزی) یا یورش بر ضد عقل که در قرن ۱۹ از طرف شوپنهاور و ینچه و گریسون، رواج پیدا کرد.

۴۴۱

۴۴۲

بخش شوم

حکمت های نهج البلاغه

(در این پاسخ به پرسش ها، و گفتارهای کوتاه آمده است.)

حکمت ۱ تا ۴۸۰

۴۴۳

الحكمة: ۱

اسلوب مواجهة الفتن

وَ قَالَ عليه‌السلام : كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ، لاَ ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ، وَ لاَ ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ(فیحتلب) .

الحكمة: ۲

معرفة الرذائل الاخلاقیة

وَ قَالَ عليه‌السلام : أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ، وَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَهُ.

الحكمة: ۳

معرفة الرذائل الاخلاقیة

وَ قَالَ عليه‌السلام : الْبُخْلُ عَارٌ، وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ، وَ الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ، وَ الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِه.

الحكمة: ۴

معرفة الرذائل و الفضائل الاخلاقیة

وَ قَالَ عليه‌السلام : الْعَجْزُ آفَةٌ، وَ الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ، وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ، وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ نِعْمَ الْقَرِينُ الرِّضَى.

الحكمة: ۵

معرفة الفضائل الاخلاقیة

وَ قَالَ عليه‌السلام : وَ الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ كَرِيمَةٌ، وَ الْآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ، وَ الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ.

الحكمة: ۶

فضل التواضّع و حفظ السرّ

وَ قَالَ عليه‌السلام : صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ، وَ الاِحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ.وَ رُوِيَ أَنَّهُ قَالَ فِي الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَيْضا : الْمَسْأَلَةُ خَبْءُ الْعُيُوبِ، مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ.

الحكمة: ۷

فضل الإنفاق و ذکر القیامة

وَ قَالَ عليه‌السلام : وَ الصَّدَقَةُ دَوَأٌ مُنْجِحٌ، وَ أَعْمَالُ الْعِبَادِ فِي عَاجِلِهِمْ، نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِي آجَالِهِمْ .

الحكمة: ۸

عجائب فی خلقة الانسان

وَ قَالَ عليه‌السلام : أعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ؛ يَنْظُرُ بِشَحْمٍ، وَ يَتَكَلَّمُ بِلَحْمٍ، وَ يَسْمَعُ بِعَظْمٍ وَ يَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ!.

الحكمة: ۹

نتائج اقبال الدّنیا و إدبارها

وَ قَالَ عليه‌السلام : إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى قَوْمٍ أَعَارَتْهُمْ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ، وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُمْ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفسِهِ(اَنْفُسِهِمْ) .

الحكمة: ۱۰

أسلوب مواجهة النّاس

وَ قَالَ عليه‌السلام : خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ، وَ إِنْ عِشْتُمْ(غبتم) حَنُّوا إِلَيْكُمْ.

الحكمة: ۱۱

أسلوب مواجهة العدوّ

وَ قَالَ عليه‌السلام : إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْرا لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ.

الحكمة: ۱۲

طرُق المودة

وَ قَالَ عليه‌السلام : أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الْإِخْوَانِ، وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ.

الحكمة: ۱۳

أسلوب مواجهة النّعم الالهیه

وَ قَالَ عليه‌السلام : إِذَا وَصَلَتْ إِلَيْكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلاَ تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّكْرِ.

۴۴۴

حکمت ۱

روش برخورد با فتنه ها

(اخلاقی، سیاسی)

درود خدا بر او، فرمود: در فتنه ها، چونان شتر دوساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد، و نه پستانى تا او را بدوشند.

حکمت ۲

شناخت ضدّ ارزش ها

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: آنكه جان را با طمع ورزى بپوشاند خود را پست كرده، و آنكه راز سختى هاى خود را آشكار سازد خود را خوار كرده، و آن كه زبان را بر خود حاكم كند خود را بى ارزش كرده است.

حکمت ۳

شناخت ضدّ ارزش ها

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: بخل ننگ، و ترس نقصان است. و تهي دستى، مرد زيرك را در برهان كند مى سازد، و انسان تهي دست در شهر خويش نيز بيگانه است.

حکمت ۴

ارزش های اخلاقی و ضد ارزش ها

(اخلاقی، تربیتی)

و درود خدا بر او، فرمود: ناتوانى، آفت، و شكيبايى، شجاعت، و زهد، ثروت است و پرهيزكارى، سپر نگهدارنده است و چه همنشين خوبى است، راضى بودن و خرسندى.

حکمت ۵

شناخت ارزش های اخلاقی

(اخلاقی، سیاسی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: ميراثى گرانبها، و آداب، زيورهاى هميشه تازه، و انديشه، آيينه اى شفاف است.

حکمت ۶

ارزش رازداری و خوشرویی

(اخلاقی، سیاسی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: سينه خردمند صندوق راز اوست، و خوشرويى وسيله دوست يابى، و شكيبايى، گورستان پوشاننده عيبهاست. و يا فرمود: پرسش كردن وسيله پوشاندن عيبهاست، و انسان از خود راضى، دشمنان او فراوانند.

حکمت ۷

ایثار اقتصادی و آخرت گرایی

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: صدقه دادن دارويى ثمربخش است، و كردار بندگان در دنيا، فردا در پيش روى آنان جلوه گر است.

حکمت ۸

شگفتی های تن آدمی

(علمی، فیزیولوژی انسانی)

و درود خدا بر او، فرمود: از ويژگيهاى انسان در شگفتى مانيد، كه با پاره اى «پى»مى نگرد، و با «گوشت» سخن مى گويد، و با «استخوان» مى شنود، و از «شكافى» نفس مى كشد!!(۱)

حکمت ۹

شناخت ره آورد اقبال و ادبار دنیا

(اجتماعی، سیاسی)

و درود خدا بر او، فرمود: چون دنيا به كسى روى آورد، نيكيهاى ديگران را به او عاريت دهد، و چون از او روى برگرداند خوبيهاى او را نيز بربايد.

حکمت ۱۰

روش زندگی با مردم

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: با مردم آنگونه معاشرت كنيد، كه اگر مرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد، با اشتياق سوى شما آيند.

حکمت ۱۱

روش برخورد باب دشمن

(سیاسی، اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: اگر بر دشمنت دست يافتى، بخشيدن او را شكرانه پيروزى قرار ده.

حکمت ۱۲

آیین دوست یابی

(اخلاقی، اجتماع، تربیتی)

و درود خدا بر او، فرمود: ناتوان ترين مردم كسى است كه در دوست يابى ناتوان است، و از او ناتوان تر آنكه دوستان خود را از دست بدهد.

حکمت ۱۳

روش استفاده از نعمت ها

(اخلاقی، معنوی)

و درود خدا بر او فرمود: چون نشانه هاى نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسى نعمتها را از خود دور نسازيد.

_____________________

۱. اشاره به: اومانیسم HUMANIAM (انسان شناسی در تمام ابعاد) که از نظر بیولوژی، فیزیولوژی و روانی انسان را مورد ارزیابی قرار می دهند.

۴۴۵

الحكمة: ۱۵

أسلوب التعامل مع الفتون

وَ قَالَ عليه‌السلام : مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَبُ.

الحكمة: ۱۴

أسلوب التعامل مع الأقرباء

وَ قَالَ عليه‌السلام : مَنْ ضَيَّعَهُ الْأَقْرَبُ أُتِيحَ لَهُ الْأَبْعَدُ.

الحكمة: ۱۶

معرفة منزلة التقدیر و التّدبیر

وَ قَالَ عليه‌السلام : تَذِلُّ الْأُمُورُ لِلْمَقَادِيرِ، حَتَّى يَكُونَ الْحَتْفُ فِي التَّدْبِيرِ.

الحكمة: ۱۷

علة تغییر الشیّب

وَ سُئِلَ عليه‌السلام عَنْ قَوْلِ الرَّسُولِ صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم : «غَيِّرُوا الشَّيْبَ وَ لاَ تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ» فَقَالَ عليه‌السلام : إِنَّمَا قَالَصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ذَلِكَ وَ الدِّينُ قُلُّ، فَأَمَّا الْآنَ وَ قَدِ اتَّسَعَ نِطَاقُهُ وَ ضَرَبَ بِجِرَانِهِ، فَامْرُؤٌ وَ مَا اخْتَارَ.

الحكمة: ۱۸

النتائج الذمیمة للفرار

وَ قَالَ عليه‌السلام فی الَّذِینَ اعتَزَلُوا القِتالَ مَعَهُ: خَذَلُوا الْحَقَّ،وَ لَمْ يَنْصُرُوا الْباطِلَ

الحكمة: ۱۹

النتائج الذمیمة لا تّباع الهوی

وَ قَالَ عليه‌السلام : مَنْ جَرَى فِي عِنَان أَمَلِهِ عَثَرَ بِأَجَلِهِ.

الحكمة: ۲۰

أسلوب التعامل مع الکرام

         

وَ قَالَ عليه‌السلام : أَقِيلُوا ذَوِي الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ، فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلا وَ يَدُ اللَّهِ بِيَدِهِ يَرْفَعُهُ.

الحكمة: ۲۱

الفضائل و الرّذائل الاخلاقیة

وَ قَالَ عليه‌السلام : قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَالْحَيَأُ بِالْحِرْمَانِ، وَالْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ.

الحكمة: ۲۲

طرق أخذ الحق

وَ قَالَ عليه‌السلام : لَنَا حَقُّ، فَإِنْ أُعْطِينَاهُ، وَ إِلا رَكِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ، وَ إِنْ طَالَ السُّرَى.

وَ هذَا مِنْ لَطِيفِ الْكَلامِ وَ فَصيحِهِ، وَ مَعْناهُ، أَنا إ ن لَمْ نُعْطَ حَقِّنا أَذِلأ. وَ ذلِكَ أَنَّ الرَّديفَ يَرْكَبُ عَجُزَ الْبَعيرِ، كالْعَبْدِ وَالا سِيرِ وَ مَنْ يَجرِي مَجراهُما.

الحكمة: ۲۳

فضل العمل

وَ قَالَ عليه‌السلام : مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ(حَسْبَهُ)

الحكمة: ۲۴

أسلوب خدمة النّاس

       

وَ قَالَ عليه‌السلام : مِنْ كَفَّاراتِ الذُّنُوبِ الْعِظامِ إِغاثَةُ الْمَلْهُوفِ، وَالتَّنْفِيسُ عَنِ الْمَكْرُوبِ.

الحكمة: ۲۵

الخوف من الله عند النّعم

وَ قَالَ عليه‌السلام : يَا ابْنَ آدَمَ، إِذا رَأَيْتَ رَبَّكَسُبْحانَهُ يُتابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِيهِ فَاحْذَرْهُ.

الحكمة: ۲۶

العلاقة بین الرّوح و البدن

وَ قَالَ عليه‌السلام : مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئا إِلا ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ(لفنات) لِسانِهِ، وَ صَفَحاتِ وَجْهِهِ.

الحكمة: ۲۷

أسلوب علاج المرض

وَ قَالَ عليه‌السلام : امْشِ بِدائِكَ ما مَشَى بِكَ.

۴۴۶

حکمت ۱۴

روش برخورد با خویشاوندان

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: كسى را كه نزديكانش واگذارند، بيگانه او را پذيرا باشد.

حکمت ۱۵

روش برخورد با فریب خورده گان

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: هر فريب خورده اى را نمى شود سرزنش كرد.(۱)

حکمت ۱۶

شناخت جایگاه جبر و اختیار

(اعتقادی، معنوی)

               

و درود خدا بر او، فرمود: كارها چنان رام تقدير است كه چاره انديشى به مرگ مى انجامد.(۲)

حکمت ۱۷

ضرورت رنگ کردن مو

(بهداشتی، تجمّل و زیبایی)

و درود خدا بر او، فرمود: (از امام پرسيدند كه رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: موها را رنگ كنيد، و خود را شبيه يهود نسازيد يعنى چه؟ فرمود:) پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم اين سخن را در روزگارى فرمود كه پيروان اسلام اندك بودند، اما امروز كه اسلام گسترش يافته، و نظام اسلامى استوارشده، هر كس آنچه را دوست دارد انجام دهد.

حکمت ۱۸

ره آورد شوم فرار از جنگ

(سیاسی، اخلاق نظامی)

و درود خدا بر او، (درباره آنان که از جنگ کناره گرفتند) فرمود: حق را خوار کرده، باطل را نیز یاری نکردند.(۳)

حکمت ۱۹

ره آورد شوم هواپرستی

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: آن كس كه در پى آرزوى خويش تازد، مرگ او را از پاى درآورد.

حکمت ۲۰

روش برخورد با جوان مردان

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: از لغزش جوانمردان درگذريد، زيرا جوانمردى نمى لغزد جز آنكه دست خدا او را بلندمرتبه مى سازد.

حکمت ۲۱

ارزش ها و ضد ارزش ها

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: ترس با نااميدى، و شرم با محروميت همراه است، و فرصتها چون ابرها مى گذرند، پس فرصتهاى نيك را غنيمت شماريد.

حکمت ۲۲

روش گرفتن حق

(اخلاقی، سیاسی)

و درود خدا بر او، فرمود: ما را حقى است اگر به ما داده شود، وگرنه بر پشت شتران سوار شويم و براى گرفتن آن برانيم هر چند شب روى بطول انجامند.(۴)

(اين از سخنان لطيف و فصيح است، يعنى اگر حق ما را ندادند، خوار خواهيم شد و بايد بر ترك شتر چون بنده بنشينيم.)

حکمت ۲۳

ضرورت عمل گرایی

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: كسى كه كردارش او را بجايى نرساند، افتخارات خاندانش او را به جايى نخواهد رسانيد.

حکمت ۲۴

روش یاری کردن مردم

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: از كفاره گناهان بزرگ، به فرياد مردم رسيدن، و آرام كردن مصيبت ديدگان است.

حکمت ۲۵

ترس از خدا در فزونی نعمت ها

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: اى فرزند آدم! زمانى كه خدا را مى بينى انواع نعمتها را به تو مى رساند و تو معصيت كارى، بترس.

حکمت ۲۶

رفتار شناسی(نقش روحیّات در تن آدمی)

(علمی، اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: كسى چيزى را در دل پنهان نكند جز آنكه در لغزشهاى زبان، و رنگ رخسار، آشكار خواهد شد.(۵)

حکمت ۲۷

روش درمان درد ها

(بهداشتی، درمانی)

و درود خدا بر او، فرمود: با درد خود بساز، چندان كه با تو سازگار است.

_____________________

۱. به هنگام حرکت امامعليه‌السلام جهت سرکوب شورشیان بصره، سعد وقّاص و محمّد بن مسلمه، و اسامه بن زید و عبد اللّه بن عمر آماده حرکت نشدند. امام از آنها پرسید چرا آماده جهاد نمی شوید؟ گفتند از اینکه مسلمانی را بکشیم ناراحتیم! امام فرمود: بر بیعت من وفا دارید؟ گفتند آری، امام فرمود به خانه های تان بروید. آن گاه حکمت ۱۵ را زمزمه کرد. ۲. نقد مکتب ولونتاریسم VOLUNTARISM (مکتب اصالت اراده و اختیار) که هر گونه جبری را نفی می کند، زیرا در اسلام انسان با کمک خدا عمل می کند. ۳. حارث ابن حوط هم مخالف جنگ جمل بود و به امام عليه‌السلام گفت منهم مانند سعد وقّاص و عبد اللّه عمر شرکت نمی کنم. ۴. این کلمات را امامعليه‌السلام در روز عاشورا مطرح فرمود، که مردم داشتند با عثمان بیعت می کردند. ۵. اشاره به علم: پسی کوفیسیکس PSYCHOPHYSICS (رابطه تن با روان) و پسیکوسوماتیکس PSYCHOSOMATICS که از دو واژه PSYCHO یعنی روان و روح و SOMA به معنی بدن گرفته شده است، یعنی اشتراک روح و بدن و اشاره به علم: بی هیوریسم BEHAVIORISM (رفتار شناسی)

۴۴۷

الحكمة: ۲۸

افضل الزّهد

وَ قَالَ عليه‌السلام : أَفْضَلُ الزُّهْدِ إِخْفأُ الزُّهْدِ.

الحكمة: ۲۹

ضرورة ذکر الموت

         

وَ قَالَ عليه‌السلام : إِذا كُنْتَ فِي إِدْبارٍ، وَالْمَوْتُ فِي إِقْبالٍ، فَما أَسْرَعَ الْمُلْتَقَى!

الحكمة: ۳۰

التحذیر من الغفلة

وَ قَالَ عليه‌السلام : الْحَذَرَ الْحَذَرَ! فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ، حَتّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ.

الحكمة: ۳۱

معرفة اقسام الایمان

       

وَ سُئِلَ عليه‌السلام عَنِ الْإِيمَانِ فَقَالَ: الْإِيمَانُ عَلى أَرْبَعِ دَعائِمَ(شعب) : عَلَى الصَّبْرِ، وَالْيَقِينِ وَالْعَدْلِ، وَالْجِهادِ. فَالصَّبْرُ مِنْها عَلى أَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى الشَّوْقِ، وَالشَّفَقِ، وَالزُّهْدِ، وَالتَّرَقُّبِ: فَمَنِ اشْتاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ؛ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّماتِ؛ وَ مَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيَا اسْتَهانَ بِالْمُصِيباتِ؛ وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سارَعَ فِى الْخَيْراتِ. وَالْيَقِينُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ، وَ تَأَوُّلِ الْحِكْمَةِ، وَ مَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ، وَ سُنَّةِ الْأَوَّلِينَ. فَمَنْ تَبَصَّرَ فِي الْفِطْنَةِ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ؛ وَ مَنْ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ؛ وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَأَنَّمَا كَانَ فِى الْأَوَّلِينَ.وَالْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ، وَ غَوْرِ الْعِلْمِ؛ وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ، وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ، فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُكْمِ؛ وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ يُفَرِّطْ فِي أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِي النَّاسِ حَمِيدا. وَالْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ، وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَالصِّدْقِ فِي الْمَوَاطِنِ وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِينَ، فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينَ، وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْمُنافِقِينَ، وَ مَنْ صَدَقَ فِي الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَيْهِ، وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِينَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ، غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.وَالْكُفْرُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ: عَلَى التَّعَمُّقِ، وَالتَّنَازُعِ، وَالزَّيْغِ، وَالشِّقَاقِ: فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ يُنِبْ إِلَى الْحَقِّ؛ وَ مَنْ كَثُرَ نِزَاعُهُ بِالْجَهْلِ دَامَ عَمَاهُ عَنِ الْحَقِّ؛ وَ مَنْ زَاغَ سَاءَتْ عِنْدَهُ الْحَسَنَةُ، وَ حَسُنَتْ عِنْدَهُ السَّيِّئَةُ، وَ سَكِرَ سُكْرَ الضَّلاَلَةِ، وَ مَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ عَلَيْهِ طُرُقُهُ، وَ أَعْضَلَ عَلَيْهِ أَمْرُهُ، وَ ضَاقَ عَلَيْهِ مَخْرَجُهُ. وَالشَّكُّ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى التَّمَارِي، وَالْهَوْلِ، وَالتَّرَدُّدِ، وَالاِسْتِسْلاَمِ: فَمَنْ جَعَلَ الْمِرَأَ دَيْدَناً(دیناً) لَمْ يُصْبِحْ لَيْلُهُ؛ وَ مَنْ هَالَهُ مَا بَيْنَ يَدَيْهِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ؛ وَ مَنْ تَرَدَّدَ فِي الرَّيْبِ وَطِئَتْهُ سَنَابِكُ الشَّيَاطِينِ؛ وَ مَنِ اسْتَسْلَمَ لِهَلَكَةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ هَلَكَ فِيهِمَا.

وَ بَعْدَ هذا كَلام تَرَكْنا ذِكْرَهُ خَوفَ الا طالَة والْخُرُوجِ عَنِ الْغَرَضِ الْمَقْصُودِ فِي هذا الْكِتابِ.

الحكمة: ۳۲

فضل فاعل الخیر

وَ قَالَ عليه‌السلام : فَاعِلُ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنْهُ، وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرُّ مِنْهُ.

الحكمة: ۳۳

رعایة العدل فی البذل و المحاسبة

       

وَ قَالَ عليه‌السلام : كُنْ سَمْحاً وَ لاَ تَكُنْ مُبَذِّراً، وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لاَ تَكُنْ مُقَتِّراً.

الحكمة: ۳۴

طریق الغنی

وَ قَالَ عليه‌السلام : أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْكُ الْمُنَى.

الحكمة: ۳۵

ضرورة معرفة الزمان

وَ قَالَ عليه‌السلام : مَنْ أَسْرَعَ إِلَى النَّاسِ بِمَا يَكْرَهُونَ، قَالُوا فِيهِ مَا لاَ يَعْلَمُونَ.

الحكمة: ۳۶

طول الأمل و سوء العمل

وَ قَالَ عليه‌السلام : مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَلَ.

الحكمة: ۳۷

التحذیر من سنن الجاهلیّة

         

وَ قَالَ عليه‌السلام : وَ قَدْ لَقِيَهُ عِنْدَ مَسِيرِهِ إِلَى الشَّامِ دَهَاقِينُ الْأَنْبَارِ فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَ اشْتَدُّوا بَيْنَ يَدَيْهِ، فقال: مَا هَذَا الَّذِي صَنَعْتُمُوهُ؟ فَقَالُوا: خُلُقٌ مِنَّا نُعَظِّمُ بِهِ أُمَرَأَنَا، فَقَالَ: وَاللَّهِ مَا يَنْتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاؤُكُمْ! وَ إِنَّكُمْ لَتَشُقُّونَ

۴۴۸

حکمت ۲۸

برترین پارسایی

(اخلاقی، معنوی)

و درود خدا بر او، فرمود: برترين زهد، پنهان داشتن زهد است!

حکمت ۲۹

ضرورت یاد مرگ

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: هنگامى كه تو زندگى را پشت سر مى گذارى و مرگ به تو روى مى آورد، پس ديدار با مرگ چه زود خواهد بود

حکمت ۳۰

پرهیز از غفلت زدگی

(اخلاقی، سیاسی)

و درود خدا بر او، فرمود: هشدار! هشدار! به خدا سوگند چنان پرده پوشى كرده كه پندارى تو را بخشيده است!

حکمت ۳۱

(اخلاقی، سیاسی)

و درود خدا بر او، فرمود: (از ایمان پرسیدند، جواب داد: )

           

۱- شناخت پایه های ايمان:

ايمان بر چهار پايه استوار است، صبر، يقين، عدل و جهاد.صبر نيز بر چهار پايه قرار دارد. شوق، هراس، زهد، انتظار. آن كس كه اشتياق بهشت دارد، شهوتهايش كاستى گيرد، و آن كس كه از آتش جهنم مى ترسد، از حرام دورى مى گزيند، و آن كس كه كه در دنيا زهد مى ورزد، مصيبتها را ساده پندارد، و آن كس كه مرگ را انتظار مى كشد در نيكيها شتاب مى كند.يقين نيز بر چهار پايه استوار است، بينش زيركانه، دريافت حكيمانه واقعيتها، پند گرفتن از حوادث روزگار، و پيمودن راه درست پيشينيان.

پس آن كس كه هوشمندانه به واقعيتها نگريست، حكمت را آشكارا بيند، و آنكه حكمت را آشكارا ديد، عبرت آموزى را شناسد، و آنكه عبرت آموزى شناخت گويا چنان است كه با گذشتگان مى زيسته است. وعدل نيز بر چهار پايه برقرار است، فكرى ژرف انديش، دانشى عميق و به حقيقت رسيده، نيكو داورى كردن، استوار بودن در شكيبايى. پس كسى كه درست انديشيد به ژرفاى دانش رسيده، و آن كس كه به حقيقت دانش رسد، از چشمه زلال شريعت نوشد، و كسى كه شكيبا باشد در كارش زياده روى نكرده با نيكنامى در ميان مردم زندگى خواهد كرد. وجهاد نيز بر چهار پايه استوار است، امر به معروف، نهى از منكر، راستگويى در هر حال، و دشمنى با فاسقان، پس هر كس به معروف امر كرد، پشتوانه نيرومند مومنان است، و آن كس كه از زشتى ها نهى كرد، بينى منافقان را به خاك ماليد، و آن كس كه در ميدان نبرد صادقانه پايدارى كند حقى را كه بر گردن او بوده ادا كرده است، و كسى كه با فاسقان دشمنى كند و براى خدا خشم گيرد، خدا هم براى او خشم آورد، و روز قيامت او را خشنود سازد.

۲- شناخت اقسام كفر و ترديد

وكفر بر چهار ستون پايدار است، كنجكاوى دروغين،(۱) ستيزه جويى و جدل، انحراف از حق، و دشمنى كردن، پس آن كس كه دنبال وهم و كنجكاوى دروغين رفت به حق نرسيد.(۲) و آن كس كه به ستيزه جويى و نزاع پرداخت از ديدن حق نابيناست، و آن كس كه از راه حق منحرف گرديد، نيكويى را زشت، و زشتى را نيكويى پندارد و سرمست گمراهى هاست، و آن كس كه دشمنى ورزيد پيمودن راه حق بر او دشوار و كارش سخت، و نجات از مشكلات دشوار است. وشك چهار بخش دارد، جدال در گفتار، ترسيدن، دودل بودن، و تسليم حوادث روزگار شدن. پس آن كس كه جدال و نزاع را عادت خود قرار داد از تاريكى شبهات بيرون نخواهد آمد، و آن كس كه از هر چيزى ترسيد همواره در حال عقب گرد است، و آن كس كه در ترديد و دودلى باشد زير پاى شيطان كوبيده خواهد شد، و آن كس كه تسليم حوادث شد و به تباهى دنيا و آخرت گردن نهاد، هر دو جهان را از كف خواهد داد. (سخن امام طولانى است چون در اين فصل، حكمتهاى كوتاه را جمع آورى مى كنم از آوردن دنباله سخن خودددارى كردم)

حکمت ۳۲

ارزش و والایی انجام دهنده کار های خیر

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: نيكوكار، از كار نيك بهتر و بدكار از كار بد بدتر است.

حکمت ۳۳

اعتدال در بخشش و حسابرسی

(اخلاقی اجتماعی، اقتصادی)

و درود خدا بر او، فرمود: بخشنده باش اما زياده روى نكن، در زندگى حسابگر باش اما، سختگير مباش.

حکمت ۳۴

راه بی نیازی

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: بهترين بى نيازى ترك آرزوهاست.

حکمت ۳۶

آرزو های طولانی و بزهکار

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: كسى كه آرزوهايش طولانى، كردارش نيز ناپسند است.

حکمت ۳۷

ضرورت ترک آداب جاهلی

(اخلاقی، سیاسی، تربیتی)

                 

و درود خدا بر او، فرمود: (در سر راه صفين دهقانان شهر انبار(۳) تا امام را ديدند پياده شدند، و پيشاپيش آن حضرت مى دويدند. فرمود چرا چنين مى كنيد؟. گفتند: عادتى است كه پادشاهان خود را احترام مى كرديم، فرمود:) بخدا سوگند! كه اميران شما از اين كار سودى نبردند، و شما در دنيا با آن خود را

_____________________

۱. عمق و عمق، در بیابانی بی آب و علف، پیشروی کردن و سرگردان شدن و به هلاکت رسیدن است. کسی که با توهّم پیش رود نیز دچار همین سرنوشت خواهد بود. ۲. نقد تفکّر: ایده آلیسم IIDEALISM (خیال پرستی، ذهن گرایی) در برابر رئالیسم REALISM (واقع گرایی)

۳. شهر انبار یکی از شهرهای شام، در شصت کیلو متری بغداد قرار داشت که در سال دوازدهم هجری به دست مسلمانان افتاد.

۴۴۹

عَلَى أَنْفُسِكُمْ فِي دُنْيَاكُمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِي آخِرَتِكُمْ. وَ مَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّةَ وَرَأَهَا الْعِقَابُ، وَ أَرْبَحَ الدَّعَةَ مَعَهَا الْأَمَانُ مِنَ النَّارِ!.

الحکمة ۳۸

آداب المعاشرة

وَ قَالَ عليه‌السلام : لاِبْنِهِ الْحَسَنِ: يَا بُنَيَّ، احْفَظْ عَنِّي أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً، لاَ يَضُرُّكَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ: إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ، وَ أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ، وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ، وَ أَكْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ. يَا بُنَيَّ،إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ، فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرَّكَ؛وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِيلِ، فَإِنَّهُ يَقْعُدُ عَنْكَ أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَيْهِ؛وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ، فَإِنَّهُ يَبِيعُكَ بِالتَّافِهِ؛وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ، فَإِنَّهُ كَالسَّرَابِ: يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعِيدَ، وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَرِيبَ.

الحکمة ۳۹

منزلة الجوابات و المستحبّات

وَ قَالَ عليه‌السلام : لاَ قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ.

الحکمة ۴۰

طرق معرفة العاقل و الأحمق

       

وَ قَالَ عليه‌السلام : لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَأَ قَلْبِهِ، وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَأَ لِسَانِهِ.

وَ هذا مِنَ الْمَعانِي الْعَجِيبَةِ الشَّريفَةِ، وَالْمُرادُ بِهِ أِنَّ الْعاقِلَ لا يُطْلِقُ لِسانَهُ، إلا بَعْدَ مُشاوَرَةِ الرَّويةِ وَ مُؤ امَرَةِ الْفِكْرَةِ. والا حْمَقُ تَسْبِقُ حَذَفاتُ لِسانِهِ وَ فَلَتاتُ كَلامِهِ مُراجَعَةَ فِكْرِهِ، وَ مُماخَضَةَ رَأيِهِ. فَكَأَنَّ لِسانَ الْعاقِلِ تابِعٌ لِقَلْبِهِ، وَ كَأَنَّ قَلْبَ الا حْمَقِ تابِعٌ لِلِسانِهِ.

الحکمة ۴۱

طریق معرفة العاقل و الأحمق

وَ قَدْ رُوِىَّ عَنْهُعليه‌السلام هذَا الْمَعْنى بِلَفْظٍ آخَرَ وَ هُوَ قَوْلُهُ: قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِي فِيهِ، وَ لِسَانُ الْعَاقِلِ فِي قَلْبِهِ.وَ مَعْناهُما واحِدُ .

الحکمة ۴۲

المرض و حطّ السّیئات

وَ قالَ لِبَعضِ أصحابِهِ فی عِلَّةٍ اعتَلَّها: جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ مِنْ شَكْوَاكَ حَطّا لِسَيِّئَاتِكَ، فَإِنَّ الْمَرَضَ لاَ أَجْرَ فِيهِ، وَ لَكِنَّهُ يَحُطُّ السَّيِّئاتِ وَ يَحُتُّها حَتَّ الْأَوْراقِ، وَ إِنَّمَا الْأَجْرُ فِي الْقَوْلِ بِاللِّسانِ، وَالْعَمَلِ بِالْأَيْدِي وَالْأَقْدامِ، وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ يُدْخِلُ بِصِدْقِ النِّيَّةِ وَالسَّرِيرَةِ الصّالِحَةِ مَنْ يَشأُ مِنْ عِبادِهِ الْجَنَّةَ.

و أقول: صَدَقَعليه‌السلام إن الْمَرَضَ لا أجْرَ فِيهِ، لا نَّهُ مِنْ قَبِيلِ ما يُسْتَحَقُّ عَلَيْهِ الْعِوَض؛ لا نَّ الْعِوَضَ يُسْتَحِقُّ عَلى ما كانَ فِي مُقابَلَةِ فِعْلِ اللّه تَعالى بِالعَبْدِ مِنَ الآلامِ وَالا مْراضِ وَ ما يَجْرِي مَجْرى ذلِكَ. والا جْرُ والثَّوابُ يُسْتَحَقّانِ عَلى ما كانَ فِي مُقابَلَةِ فَعْلَ الْعَبْدِ، فَبَيْنَهُما فَرْقُ قَدْ بَيِّنَهُ ع كَما يَقْتَضِيهِ عِلْمُهُ الثّاقِبُ، وَ رَأيُهُ الصّائِبُ.

الحکمة ۴۳

خصائص خبّاب بن الأرت

وَ قَالَ عليه‌السلام : فِي ذِكْرِ خَبّابِ بْنِ الْأَرَتِّ: يَرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابا فَلَقَدْ أَسْلَمَ راغِباً، وَ هاجَرَ طائِعاً، وَ قَنِعَ بِالْكَفافِ، وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ وَ عاشَ مُجاهِداً.

الحکمة ۴۴

فضل ذکر المعاد

وَ قَالَ عليه‌السلام : طُوبى لِمَنْ ذَكَرَ الْمَعادَ، وَ عَمِلَ لِلْحِسابِ، وَ قَنِعَ بِالْكَفافِ، وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ.

الحکمة ۴۵

طریق معرفة المؤمن و المنافق

وَ قَالَ عليه‌السلام : لَوْ ضَرَبْتُ خَيْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَيْفِي هَذا عَلى أَنْ يُبْغِضَنِي ما أَبْغَضَنِي؛ وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْيا بِجَمَّاتِها عَلَى الْمُنافِقِ عَلى أَنْ يُحِبَّنِي ما أَحَبَّنِي. وَ ذلِكَ أَنَّهُ قُضِيَ فَانْقَضى عَلى لِسانِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ؛

۴۵۰

به زحمت مى افكنيد، و در آخرت دچار رنج و زحمت مى گرديد، و چه زيانبار است رنجى كه عذاب در پى آن باشد، و چه سودمند است آسايشى كه با آن امان از آتش جهنم باشد.

حکمت ۳۸

ارزش ها و آداب معاشرت با مردم

(اخلاقی، اجتماعی، تربیتی)

به فرزندش امام حسنعليه‌السلام فرمود: پسرم! چهار چيز از من يادگير (در خوبيها)، و چهار چيز به خاطر بسپار (هشدارها)، كه تا به آنها عمل كنى زيان نبينى:الف: خوبي ها

۱- همانا ارزشمندترين بى نيازى عقل است، ۲- و بزرگ ترين ترس بى خردى است، ۳- ترسناك ترين تنهايى خودپسندى است ۴- و گرامى ترين ارزش خانوادگى، اخلاق نيكوست.

ب: هشدارها

۱- پسرم! از دوستى با احمق بپرهيز، همانا مى خواهد به تو نفعى رساند اما دچار زيان مى كند.

۲- از دوستى با بخيل بپرهيز، زيرا از آنچه كه سخت به آن نيازى دارى از تو دريغ مى دارد.

۳- و از دوستى با بدكار بپرهيز، كه با اندك بهايى تو را مى فروشد.

۴- و از دوستى با دروغگو بپرهيز، كه او به سراب ماند، دور را به تو نزديك، و نزديك را دور مى نماياند.

حکمت ۳۹

جایگاه واجبات و مستحبّات

(عبادی، معنوی)

و درود خدا بر او، فرمود: عمل مستحب(۱) انسان را به خدا نزديك نمى گرداند، اگر به واجبات زيان رساند.

حکمت ۴۰

راه شناخت عاقل و احمق

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: زبان عاقل در پشت قلب اوست، و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد.(۲)

(اين از سخنان ارزشمند و شگفتى آور است، كه عاقل زبانش را بدون مشورت و فكر و سنجش رها نمى ساز، اما احمق هرچه بر زبانش آيد مى گويد بدون فكر و دقت، پس زبان عاقل از قلب او و قلب احمق از زبان او فرمان مى گيرد). (حكمت ۴۰ بگونه ديگرى نيز نقل شد)

حکمت ۴۱

راه شناخت عاقل و احمق

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: قلب احمق در دهان او، و زبان عاقل در قلب او قرار دارد.

حکمت ۴۲

بیماری و پاک شدن گناهان

(اخلاقی، معنوی)

و به يكى از يارانش كه بيمار بود، فرمود: خدا! آنچه را كه از درد بيمارى شكايت دارى موجب كاستن گناهانت قرار داد، در بيمارى پاداشى نيست اما گناهان را از بين مى برد، و آنها را چونان برگ پاييزى مى ريزاند، و همانا پاداش در گفتار به زبان، و كردار با دستها و قدمهاست، و خداى سبحان به خاطر نيت راست، و درون پاك، هر كس از بندگانش را كه بخواهد وارد بهشت خواهد كرد.

می گویم : (راست گفت امام علیعليه‌السلام «درود خدا بر او باد» که بیماری پاداشی ندارد، بیماری از چیزهائی است که استحقاق عوض دارد، و عوض در برابر رفتار خداوند بزرگ است نسبت به بنده خود، در ناملایمات زندگی و بیماری ها و همانند آنها ، امّا اجر و پاداش در برابر کاری است که بنده انجام می دهد. پس بین این دو تفاوت است که امامعليه‌السلام آن را با علم نافذ و رأی رسای خود، بیان فرمود.)

حکمت ۴۳

الگو های انسانی (فضایل اخلاقی یکی از یاران)

(اخلاقی، معنوی)

در ياد يكى از ياران، «خباب بن ارت» فرمود: خدا خباب بن أرت(۳) را رحمت كند، با رغبت مسلمان شد، و از روى فرمانبردارى هجرت كرد، و با قناعت زندگى گذراند، و از خدا راضى بود، و مجاهد زندگى كرد.

حکمت ۴۴

ارزش آخرت گرایی

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: خوشا به حال كسى كه به ياد معاد باشد، براى حسابرسى قيامت كار كند، با قناعت زندگى كند، و از خدا راضى باشد.

حکمت ۴۵

راه شناخت مؤمن و منافق

(اخلاقی، انسان شناسی، سیاسی)

         

و درود خدا بر او، فرمود: اگر با شمشيرم بر بينى مومن بزنم، كه دشمن من باشد، با من دشمنى نخواهد كرد، و اگر تمام دنيا را بر منافق به خشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد، و اين بدان جهت است كه قضاى الهى جارى شد، و بر زبان پيامبر امىصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم گذشت كه فرمود:

_____________________

۱. نافله: یعنی مستحب، و فریضه یعنی واجب. ۲. بقول سعدی: اوّل اندیشه وانگهی گفتار.

۳. خبّاب پسر أرت، از مسلمانان صدر اسلام است که در مکّه آسیب فراوان دید تا آنجا که مشرکین پشت او را داغ کردند، در جنگ صفّین در رکاب امیر المؤمنینعليه‌السلام بود و در سال ۳۷ هجری در کوفه در گذشت.

۴۵۱

أَنَّهُ قالَ: يا عَلِيُّ لا يُبْغِضُكَ مُؤْمِنٌ، وَ لا يُحِبُّكَ مُنافِقٌ.

الحکمة ۴۶

فضل الندامة

وَ قَالَ عليه‌السلام : سَيِّئَةٌ تَسُوءُكَ خَيْرٌ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُكَ.

الحکمة ۴۷

معرفة الفضائل

       

وَ قَالَ عليه‌السلام : قَدْرُ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ صِدْقُهُ عَلى قَدْرِ مُرُوْءَتِهِ، وَ شَجاعَتُهُ عَلى قَدْرِ أَنَفَتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَيْرَتِهِ.

الحکمة ۴۸

حفظ السرّ و الظّفر

وَ قَالَ عليه‌السلام : الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ، وَالْحَزْمُ بِإِجالَةِ الرَّأْيِ، وَالرَّأْيُ بِتَحْصِينِ الْأَسْرَارِ.

الحکمة ۴۹

أسلوب التعامل مع الکریم و اللّئیم

وَ قَالَ عليه‌السلام : احْذَرُوا صَوْلَةَ الْكَرِيمِ إِذا جاعَ، وَاللَّئِيمِ إِذا شَبِعَ.

الحکمة ۵۰

الطریق الی تألیف القلوب

وَ قَالَ عليه‌السلام : قُلُوبُ الرِّجالِ وَحْشِيَّةٌ، فَمَنْ تَأَلَّفَها أَقْبَلَتْ عَلَيْهِ.

الحکمة ۵۱

القدرة: ستر العیوب

وَ قَالَ عليه‌السلام : عَيْبُكَ مَسْتُورٌ ما أَسْعَدَكَ جَدُّكَ.

الحکمة ۵۲

التعامل مع الغلوب

وَ قَالَ عليه‌السلام : أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَةِ.

الحکمة ۵۳

السخاء

وَ قَالَ عليه‌السلام : السَّخأُ ما كانَ ابْتِداءً، فَأَمّا ما كانَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَحَيأٌ وَ تَذَمُّمٌ.

الحکمة ۵۴

الفضائل الاخلاقیة

         

وَ قَالَ عليه‌السلام : لا غِنى كَالْعَقْلِ، وَ لا فَقْرَ كَالْجَهْلِ؛ وَ لا مِيراثَ كَالْأَدَبِ؛ وَ لا ظَهِيرَ كَالْمُشَاوَرَةِ.

الحکمة ۵۵

اقسام الصّبر

وَ قَالَ عليه‌السلام : الصَّبْرُ صَبْرانِ: صَبْرٌ عَلى ما تَكْرَهُ، وَ صَبْرٌ عَمّا تُحِبُّ.

الحکمة ۵۶

الفقر الغربة

وَ قَالَ عليه‌السلام : الْغِنى فِي الْغُرْبَةِ وَطَنٌ، وَالْفَقْرُ فِي الْوَطَنِ غُرْبَةٌ.

الحکمة ۵۷

فضل القناعة

وَ قَالَ عليه‌السلام : الْقَناعَةُ مالٌ لا يَنْفَدُ.(وَ قَدْ رُوِىَّ هذَا الْكَلامُ عَنِ النَّبىِّ صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم .)

الحکمة ۵۸

المال و الشهّوات

وَ قَالَ عليه‌السلام : الْمَالُ مَادَّةُ الشَّهَواتِ.

الحکمة ۵۹

فضل التّحذیر

وَ قَالَ عليه‌السلام : مَنْ حَذَّرَكَ كَمَنْ بَشَّرَكَ.

الحکمة ۶۰

ضرورة تربیة اللِّسان

وَ قَالَ عليه‌السلام : اللِّسانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ.

الحکمة ۶۱

حلاوة أذی النساء

وَ قَالَ عليه‌السلام : الْمَرْأَةُ عَقْرَبٌ حُلْوَةُ اللَّسْبَةِ.

الحکمة ۶۲

کیفیة مقابلة احسان المحسنین

           

وَ قَالَ عليه‌السلام : إِذا حُيِّيتَ بِتَحِيَّةٍ فَحَيِّ بِأَحْسَنَ مِنْها، وَ إِذا أُسْدِيَتْ إِلَيْكَ يَدٌ فَكافِئْها بِما يُرْبِي عَلَيْها، وَ الْفَضْلُ مَعَ ذلِكَ لِلْبادِئ.

۴۵۲

«اى على! مومن تو را دشمن نگيرد، و منافق تو را دوست نخواهد داشت.»

حکمت ۴۶

ارزش پشیمانی و زشتی غرورزدگی

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: گناهى كه تو را پشيمان كند بهتر از كار نيكى است كه تو رابه خودپسندى وادارد.

حکمت ۴۷

شناخت ارزش ها

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: ارزش مرد به اندازه همت اوست، و راستگويى او به ميزان جوانمرديش، و شجاعت او به قدر ننگى است كه احساس مى كند، و پاكدامنى او به اندازه غيرت اوست.

حکمت ۴۸

راز داری و پیروزی

(اخلاقی، سیاسی)

و درود خدا بر او، فرمود: پيروزى در دورانديشى، و دورانديشى در بكارگيرى صحيح انديشه، و انديشه صحيح به رازدارى است.

حکمت ۴۹

شناخت بزرگوار و پست فطرت

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: از يورش بزرگوار به هنگام گرسنگى، و از تهاجم انسان پست به هنگام سيرى، بپرهيز.

حکمت ۵۰

راه جذب دل

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: دلهاى مردم وحشى است، به كسى روى آوردند كه خوشرويى كند.

حکمت ۵۱

قدرت و عیب پوشی

(اخلاقی، سیاسی)

و درود خدا بر او فرمود: عيب تو تا آنجا كه روزگار با تو هماهنگ باشد، پنهان است.

حکمت ۵۲

روش برخورد با شکست خوردگان

(اخلاقی، سیاسی)

و درود خدا بر او فرمود:سزاوارترين مردم به عفو كردن، تواناترينشان در كيفر دادن است.

حکمت ۵۳

شناخت جایگاه سخاوت و ایثارگری

(اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی)

و درود خدا بر او فرمود: سخاوت آن است كه تو آغاز كنى، زيرا آن چه با درخواست داده مى شود يا از روى شرم، و يا از بيم سخن ناپسند شنيدن است.

حکمت ۵۴

ارزش های اخلاقی

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او فرمود: هيچ بى نيازى چون عقل، و هيچ فقرى چون نادانى نيست، هيچ ارثى چون ادب، و هيچ پشتيبانى چون مشورت نيست.

حکمت ۵۵

اقسام بردباری

(اخلاقی)

و درود خدا بر او فرمود: شكيبايى دو گونه است، شكيبايى بر آنچه خوش نمى دارى، و شكيبايى از آنچه دوست مى دارى.

حکمت ۵۶

تهیدستی و تنهایی

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او فرمود: ثروتمندی در غربت، مانند در وطن بودن است و تهيدستى در وطن، غربت است.

حکمت ۵۷

ارزش قناعت و خودکفایی

(اخلاقی)

                         

و درود خدا بر او فرمود: قناعت، ثروتی است پایان ناپذیر. (این سخن از رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نیز نقل شده است.)

حکمت ۵۸

توانگری و شهوات

(اخلاقی)

و درود خدا بر او فرمود: ثروت، ريشه شهوت هاست.

حکمت ۵۹

ارزش تذکّر دادن اشتباهات

(اخلاق اجتماعی)

و درود خدا بر او فرمود: آنكه تو را هشدار داد، چون كسى است كه مژده داد.

حکمت ۶۰

ضرورت کنترل زبان

(اخلاقی، تربیتی)

و درود خدا بر او فرمود: زبان تربيت نشده، درنده اى است كه اگر رهايش كنى مى گزد!

حکمت ۶۱

شیرینی آزار زن

(اخلاقی)

و درود خدا بر او فرمود: نيش زن شيرين است.

حکمت ۶۲

روش پاسخ دادن به ستایش ها و نیکی ها

(اخلاق اجتماعی)

               

و درود خدا بر او فرمود: چون تو را ستودند، بهتر از آنان ستايش كن، و چون به تو احسان كردند، بيشتر از آن ببخش، به هر حال پاداش بيشتر از آن كسى است كه آغاز كرد.

_____________________

۱. اشاره به علم: پداگوژی PEDAGOGY (علم تربیت)

۴۵۳

الحکمة ۶۳

فضل الشفاعة

وَ قَالَ عليه‌السلام : الشَّفِيعُ جَناحُ الطّالِبِ.

الحکمة ۶۴

التحذیر من الغفلة

وَ قَالَ عليه‌السلام : أَهْلُ الدُّنْيا كَرَكْبٍ يُسارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِيامٌ.

الحکمة ۶۵

عاقبة ترک الأحبّة

وَ قَالَ عليه‌السلام : فَقْدُ الْأَحِبَّةِ غُرْبَةٌ.

الحکمة ۶۶

الطلّب الصحیح

وَ قَالَ عليه‌السلام : فَوْتُ الْحاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِها إِلى غَيْرِ أَهْلِها.

الحکمة ۶۷

فضل الإنفاق

وَ قَالَ عليه‌السلام : لا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطأِ الْقَلِيلِ، فَإِنَّ الْحِرْمانَ أَقَلُّ مِنْهُ.

الحکمة ۶۸

نتائج العِفَّة و الشکر

وَ قَالَ عليه‌السلام : الْعَفافُ زِينَةُ الْفَقْرِ، وَ الشُّكْرُ زِينَةُ الْغِنَى.

الحکمة ۶۹

حفظ الرجّاء

وَ قَالَ عليه‌السلام : إِذا لَمْ يَكُنْ ما تُرِيدُ فَلا تُبَلْ كَيْفَ كُنْتَ.

الحکمة ۷۰

علامة الجاهل؟

وَ قَالَ عليه‌السلام : لا تَرَى الْجاهِلُ إِلا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً.

الحکمة ۷۱

علامة کمال العقل

وَ قَالَ عليه‌السلام : إِذا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكَلامُ.

الحکمة ۷۲

الانسان و الدّنیا

وَ قَالَ عليه‌السلام : الدَّهْرُ يُخْلِقُ الْأَبْدانَ، وَ يُجَدِّدُ الْآمالَ(الأعمال) ، وَ يُقَرِّبُ الْمَنِيَّةَ، وَ يُباعِدُ الْأُمْنِيَّةَ، مَنْ ظَفِرَ بِهِ نَصِبَ، وَ مَنْ فاتَهُ تَعِبَ.

الحکمة ۷۳

علامة کمال العقل

وَ قَالَ عليه‌السلام : مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَامَاً فَعَلَيْهِ أَنْ يَبْدَأَ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ، وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسانِهِ؛ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُها أَحَقُّ بِالْإِجْلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ.

         

الحکمة ۷۴

ضرورة ذکر الموت

وَ قَالَ عليه‌السلام : نَفَسُ الْمَرْءِ خُطاهُ إِلى أَجَلِهِ.

الحکمة ۷۵

ضرورة ذکر فناء الدنیا

وَ قَالَ عليه‌السلام : كُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ(منقص) ، وَ كُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ.

الحکمة ۷۶

الطریق إلی الإعتبار بالأمور

وَ قَالَ عليه‌السلام : إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتِ اعْتُبِرَ آخِرُها بِأَوَّلِها.

الحکمة ۷۷

معرفة الدنیا

       

ومن خبر ضرار بن حمزة الضبائی عند دخوله علی معاویة ومسألته له ْعن أمیرمُؤْمِنِينَ، وَ قالَ: فَأَشْهَدُ لَقَدْ رَأَيْتُهُ فِي بَعْضِ مَواقِفِهِ وَ قَدْ أَرْخَى اللَّيْلُ سُدُولَهُ وَ هُوَ قائِمٌ فِي مِحْرابِهِ، قابِضٌ عَلى لِحْيَتِهِ، يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِيمِ، وَ يَبْكِي بُكأَ الْحَزِينِ، وَ يَقُولُ:

يا دُنْيا يا دُنْيا، إِلَيْكِ عَنِّي، أَبِي تَعَرَّضْتِ؟ أَمْ إِلَيَّ تَشَوَّقْتِ؟ لا حانَ حِينُكِ، هَيْهاتَ! غُرِّي غَيْرِي، لا حاجَةَ لِي فِيكِ، قَدْ طَلَّقْتُكِ ثَلاثا لا رَجْعَةَ فِيها! فَعَيْشُكِ قَصِيرٌ، وَ خَطَرُكِ يَسِيرٌ، وَ أَمَلُكِ حَقِيرٌ. آهِ مِنْ قِلَّةِ الزّادِ، وَ طُولِ الطَّرِيقِ، وَ بُعْدِ السَّفَرِ، وَ عَظِيمِ الْمَوْرِدِ!

الحکمة ۷۸

منزلة القضاء و القدر

وَ مِنْ كَلاَمٍ لَهُعليه‌السلام لِلسَّائِلِ الشّامِيِّ لَمّا سَأَلَهُ: أَكانَ مَسِيرُنا إِلَى الشّامِ بِقَضأٍ مِنَ اللَّهِ وَقَدَرٍ؟ بَعْدَ كَلامٍ طَوِيلٍ هَذا مُخْتارُهُ:

وَيْحَكَ! لَعَلَّكَ ظَنَنْتَ قَضأً لازِماً، وَ قَدَراً حاتِماً! لَوْ كانَ ذلِكَ كَذلِكَ لَبَطَلَ الثَّوابُ وَ الْعِقابُ، وَ سَقَطَ الْوَعْدُ وَ الْوَعِيدُ. إِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ أَمَرَ عِبادَهُ تَخْيِيراً، وَ نَهاهُمْ تَحْذِيراً، وَ كَلَّفَ يَسِيراً، وَ لَمْ يُكَلِّفْ عَسِيراً، وَ أَعْطَى عَلَى الْقَلِيلِ كَثِيراً، وَ لَمْ يُعْصَ مَغْلُوباً، وَ لَمْ يُطَعْ مُكْرِهاً، وَ لَمْ يُرْسِلِ الْأَنْبِيأَ لَعِباً، وَ لَمْ يُنْزِلِ الْكُتُبَ لِلْعِبادِ عَبَثاً، وَ لا خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُما بَاطِلاً:

۴۵۴

حکمت ۶۳

ارزش شفاعت

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او فرمود: شفاعت كننده چونان بال و پر درخواست كننده است.

حکمت ۶۴

غفلت دنیا پرستان

(اخلاقی)

و درود خدا بر او فرمود: اهل دنيا سوارانى در خواب مانده اند كه آنان را مى رانند.

حکمت ۶۵

ترک دوستان و تنهایی

(اخلاقی، اجتماعی، تربیتی)

و درود خدا بر او فرمود: از دست دادن دوستان غربت است.

حکمت ۶۶

روش خواستن

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: از دست دادن حاجت بهتر از درخواست كردن از نااهل است.

حکمت ۶۷

ارزش ایثار اقتصادی

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: از بخشش اندك شرم مدار كه محروم كردن از آن كمتر است.

حکمت ۶۸

ره آورد عفّت و شکر گذاری

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: عفت ورزيدن زينت فقر، و شكرگزارى زينت بى نيازى است.

حکمت ۶۹

حفظ روح امیدواری

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: اگر آنچه را كه مى خواستى به دست نيامد، از آنچه هستى نگران مباش.

حکمت ۷۰

روانشناسی جاهل

(اخلاقی، علمی)

و درود خدا بر او، فرمود: نادان را يا تندرو يا كندرو مى بينى.

حکمت ۷۱

نشانه کمال عقل

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: چون عقل كامل گردد سخن اندك باشد.

حکمت ۷۲

رابظه دنیا و انسان

(اخلاقی، علمی)

                                             

و درود خدا بر او، فرمود: دنيا بدنها را فرسوده، و آرزوها را تازه مى نمايد، مرگ را نزديك و خواسته ها را دور و دراز مى سازد، كسى كه به آن دست يافت خسته مى شود، و آنكه به دنيا نرسيد رنج مى برد.

حکمت ۷۳

ضرورت خود سازی رهبران و مدیران

(اخلاقی، تربیتی، مدیریتّی)

و درود خدا بر او، فرمود: كسى كه خود را رهبر مردم ساخته، بايد پيش از آنكه به تعليم ديگران پردازد، خود را بسازد، و پيش از آنكه به گفتار تربيت كند، با كردار تعليم دهد، زيرا آن كس كه خود را تعليم دهد و ادب كند سزاوارتر از به تعظيم است از آنكه ديگرى را تعليم دهد و ادب آموزد.

حکمت ۷۴

ضرورت یاد مرگ

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: انسان با نفسى كه مى كشد، قدمى به سوى مرگ مى رود.

حکمت ۷۵

توجّه به فنا ناپذیر دنیا

(اخلاقی، علمی، سیاسی)

و درود خدا بر او، فرمود: هر چيز كه شمردنى است پايان مى پذيرد، و هرچه را كه انتظار مى كشيدى، خواهد رسيد..

حکمت ۷۶

روش تحلیل رویداد ها

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: حوادث اگر همانند يكديگر بودند، آخرين را با آغازين مقايسه و ارزيابى مى كنند.(۱)

حکمت ۷۷

دنیا شناسی (امام و ترک دنیای حرام)

(اخلاقی)

                     

و درود خدا بر او، فرمود: (ضرار بن حمزه ضبابى،(۲) از ياران امام به شام رفت بر معاويه وارد شد، معاويه از او خواست از حالات امام بگويد، گفت علىعليه‌السلام را در حالى ديدم كه شب پرده هاى خود را افكنده بود، و او در محراب ايستاده، محاسن را به دست گرفته، چون مارگزيده به خود مى پيچيد، و محزون مى گريست و مى گفت:)

اى دنيا!! اى دنياى حرام! از من دور شو، آيا براى من خودنمايى مى كنى؟ يا شيفته من شده اى؟ چنانكه روزى در دل من جاى گيرى؟ هرگز مبادا! غير مرا بفريب، كه مرا در تو هيچ نيازى نيست، تو را سه طلاقه كرده ام، تا بازگشتى نباشد، دوران زندگانى تو كوتاه، ارزش تو اندك، و آرزوى تو پست است. آه از توشه اندك، و درازى راه، و دورى منزل، و عظمت روز قيامت!

حکمت ۷۸

شناخت جایگاه جبر و اختیار

(اعتقادی)

و در جواب مردى شامى فرمود: (مرد شامى پرسيد آيا رفتن ما به شام، به قضا و قدر الهى است؟ امامعليه‌السلام با كلمات طولانى پاسخ او را داد كه برخى از آن را برگزيديم) واى بر تو! شايد قضأ لازم، و قدر حتمى را گمان كرده اى؟ اگر چنين بود، پاداش و كيفر، بشارت و تهديد الهى، بيهوده مى بود. خداوند سبحان! بندگان خود را فرمان داد در حالى كه اختيار دارند، و نهى فرمود تا بترسند، احكام آسانى را واجب كرد،

_____________________

۱- سالی که نکوست از بهارش پیداست. ۲. به نقل قاموس الرجال ج ۵ ص ۱۴۹- و در مروج الذّهب ضرار بن حمزه و در شرح ابن ابی الحدید ضرار بن ضمره الضّابی، ثبت شد.

۴۵۵

( ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا، فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النّارِ ) . (۱)

الحکمة ۷۹

فضل الحکمة

وَ قَالَ عليه‌السلام : خُذِ الْحِكْمَةَ أَنّى كانَتْ، فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِي صَدْرِ الْمُنافِقِ فَتَلَجْلَجُ فِي صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَواحِبِها فِي صَدْرِ الْمُؤْمِنِ.

الحکمة ۸۰

المؤمن و معرفة فضل الحکمة

وَ قَالَ عليه‌السلام : الْحِكْمَةُ ضالَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَخُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفاقِ.

الحکمة ۸۱

فضل العلم

وَ قَالَ عليه‌السلام : قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ ما يُحْسِنُهُ.

(و هذه الْكَلِمَةُ الَّتِي لا تُصابُ لَها قِيمَةُ، وَ لا تُوزَنُ بِها حِكْمَةُ وَ لا تُقْرَنُ إلَيْها كَلِمَةُ.)

الحکمة ۸۲

نصائح خالدة

وَ قَالَ عليه‌السلام : أُوصِيكُمْ بِخَمْسٍ لَوْ ضَرَبْتُمْ إِلَيْها آباطَ الْإِبِلِ لَكانَتْ لِذلِكَ أَهْلاً: لا يَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِلا رَبَّهُ، وَ لا يَخافَنَّ إِلا ذَنْبَهُ، وَ لا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذا سُئِلَ عَمّا لا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ: لا أَعْلَمُ، وَ لا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ، وَ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِيمانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ، وَ لا خَيْرَ فِي جَسَدٍ لا رَأْسَ مَعَهُ، وَ لا فِي إِيمانٍ لا صَبْرَ مَعَهُ.

الحکمة ۸۳

التحذیر من الإفراط فی الثناء

وَ قَالَ عليه‌السلام : لِرَجُلٍ أَفْرَطَ فِي الثَّنأِ عَلَيْهِ، وَ كانَ لَهُ مُتَّهِما: أَنَا دُونَ ما تَقُولُ وَ فَوْقَ ما فِي نَفْسِكَ.

الحکمة ۸۴

النّاس بعد الحرب

وَ قَالَ عليه‌السلام : بَقِيَّةُ السَّيْفِ أَبْقَى عَدَداً، وَ أَكْثَرُ وَلَداً.

الحکمة ۸۵

قول الاأدری

وَ قَالَ عليه‌السلام : مَنْ تَرَكَ قَوْلَ«لا أَدْرِي» أُصِيبَتْ مَقاتِلُهُ.

الحکمة ۸۶

منزلة رأی الشیخ

       

وَ قَالَ عليه‌السلام : رَأْيُ الشَّيْخِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلامِ. وَرُوِيَ«مِنْ مَشْهَدِ الْغُلامِ» .

الحکمة ۸۷

فضل الاستغفار

وَ قَالَ عليه‌السلام : عَجِبْتُ لِمَنْ يَقْنَطُ وَ مَعَهُ الاِسْتِغْفارُ.

الحکمة ۸۸

أمانان فی الارض

       

وَ حَكى عنْهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ الْباقِرِ عليهما‌السلام ، أَنَّهُ قَالَ: كانَ فِي الْأَرْضِ أَمانانِ مِنْ عَذابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُما فَدُونَكُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّكُوا بِهِ: أَمَّا الْأَمانُ الَّذِي رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم وَ أَمّا الْأَمانُ الْباقِي فَالاسْتِغْفَارُ. قالَ اللَّهُ تَعالَى:( وَ ما كانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ) .(۲) و هذا من محاسن الاستخراج و لطائف الاستنباط .

الحکمة ۸۹

طریق اصلاح الدنیا و الآخرة

وَ قَالَ عليه‌السلام : مَنْ أَصْلَحَ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ، وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ

_____________________

۱- ص۲۷ ۲- انفال ۳۳

۴۵۶

و چيز دشوارى را تكليف نفرمود، و پاداش اعمال اندك را فراوان قرار داد، با نافرمانى بندگان مغلوب نخواهد شد، و با اكراه و اجبار اطاعت نمى شود، و پيامبران را به شوخى نفرستاد، و فرو فرستادن كتب آسمانى براى بندگان بيهوده نبود،(۱) و آسمان و زمين و آنچه را در ميانشان است بى هدف نيافريد. اين پندار كسانى است كه كافر شدند و واى از آتشى كه بر كافران است.

حکمت ۷۹

ارزش حکمت و بی لیاقتی منافق

(علمی، معنوی)

و درود خدا بر او، فرمود: حكمت را هر كجا كه باشد، فراگير، گاهى حكمت در سينه منافق است و بى تابى كند تا بيرون آمده و با همدمانش در سينه مومن آرام گيرد.

حکمت ۸۰

مؤمن و ارزش حکمت

(علمی، معنوی)

و درود خدا بر او، فرمود: حكمت گمشده مومن است، حكمت را فراگير هر چند از منافقان باشد.

حکمت ۸۱

میزان ارزش انسان ها (ارزش تخصّص و تجربه)

(اخلاقی، معنوی)

و درود خدا بر او، فرمود: ارزش هر كس به مقدار دانايى و تخصص اوست.

(اين كلماتى است كه قيمتى براى آن تصور نمى شود، و هيچ حكمتى هم سنگ آن نبوده و هيچ سخنى والايى آن را ندارد)(۲)

حکمت ۸۲

ارزش های والای انسان

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: شما را به پنج چيز سفارش مى كنم كه اگر براى آنها شتران را پرشتاب برانيد و رنج سفر را تحمل كنيد سزاوار است: كسى از شما جز به پروردگار خود اميدوار نباشد، و جز از گناه خود نترسد، و اگر از يكى سوال كردند و نمى داند، شرم نكند، و بگويد، نمى دانم، و كسى شرم نكند در آنچه نمى داند بياموزد، و بر شما باد به شكيبايى، كه شكيبايى، ايمان را، چون سر است بر بدن، كه ايمان بدون شكيبايى چونان بدن بى سر ارزشى ندارد.

حکمت ۸۳

روش برخورد با چاپلوسان

(اخلاقی، تربیتی)

و درود خدا بر او فرمود: (به شخصى كه در ستايش امام افراط كرد، و آن چه در دل داشت نگفت:) من كمتر از آنم كه بر زبان آوردى، و برتر از آنم كه در دل دارى.

حکمت ۸۴

مردم پس از جنگ

(سیاسی، نظامی)

و درود خدا بر او، فرمود: باقيماندگان شمشير و جنگ، شماره شان بادوامتر، و فرزندانشان بيشتر است.

حکمت ۸۵

پرهیز ار ادّعاهای علمی

(علمی، اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: كسى كه از گفتن نمى دانم روى گردان است، به هلاكت و نابودى مى رسد.

حکمت ۸۶

برتری تجربه پیران از قدرتمندی جوانان

(اخلاقی، تجربی)

و درود خدا بر او، فرمود: انديشه پير در نزد من از تلاش جوان خوشايندتر است. (و نقل شد كه از آمادگى رزمى جوان)

حکمت ۸۷

ارزش استغفار (طلب بخشش از خدا)

(اخلاقی، معنوی)

و درود خدا بر او، فرمود: در شگفتم از كسى كه مى تواند استغفار كند و نااميد است.

حکمت ۸۸

دو عامل أیمنی مسلمین

(اخلاقی، معنوی)

و درود خدا بر او، فرمود: (امام باقرعليه‌السلام از حضرت اميرالمومنينعليه‌السلام نقل فرمود:) دو چيز در زمين مايه امان از عذاب خدا بود، يكى از آن دو برداشته شد، پس ديگرى را دريابيد و بدان چنگ زنيد، اما امانى كه برداشته شد رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بود، و امان باقيمانده، استغفار كردن است، خداى بزرگ به رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: «خدا آنان را عذاب نمى كند در حالى كه تو در ميان آنانى، و عذابشان نمى كند تا آن هنگام كه استغفار مى كنند.»

(اين روش استخراج نيكوترين لطايف معنى، و ظرافت سخن از آيات قرآن است)

حکمت ۸۹

راه اصلاح دنیا و آخرت

(اخلاقی، تربیتی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: کسی که میان خود و خدا اصلاح کند، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد کرد، و کسی که امور آخرت را اصلاح کند،

_____________________

۱. نقد مکتب ولونتاریسم VOLUNTARISM (مکتب اصالت اراده و اختیار) که هر گونه جبری را نفی می کند، زیرا در اسلام انسان با کمک خدا عمل می کند.

۲. جاحظ، یکی از دانشمندان اهل سنّت می گوید، اگر نداشتیم جز همین رهنمود، امّت اسلامی را شافی و کافی و بی نیاز کننده بود. «البیان و التبیین ج ۱، ص ۸۳».

۴۵۷

أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْياهُ، وَ مَنْ كانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ كانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حافِظٌ.

الحکمة ۹۰

من هو الفقیه

وَ قَالَ عليه‌السلام : الْفَقِيهُ كُلُّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ، وَ لَمْ يُؤْيِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ، وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ.

الحکمة ۹۱

الطریق الی شفاء القلوب

وَ قَالَ عليه‌السلام : أوْضَعُ الْعِلْمِ ما وَقَفَ عَلَى اللَّسانِ وَ أَرْفَعُهُ ما ظَهَرَ فِى الْجَوارِحِ و الْأَرْكانِ.

الحکمة ۹۲

انواع العلم

وَ قَالَ عليه‌السلام : إِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَما تَمَلُّ الْأَبْدانُ، فَابْتَغُوا لَها طَرائِفَ الْحِكْمَةِ.

الحکمة ۹۳

معرفة الفتن

وَ قَالَ عليه‌السلام : لا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمْ:«اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتْنَةِ» لِأَنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ إِلا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَةٍ، وَ لَكِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْيَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ، فَإِنَّ اللَّهَسُبْحانَهُ يَقُولُ:( وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ ) .(۱) وَ مَعْنَى ذلِكَ أَنَّهُ يَخْتَبِرُهُمْ بِالْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ لِيَتَبَيَّنَ السَّاخِطَ لِرِزْقِهِ، وَ الرَّاضِيَ بِقِسْمِهِ، وَ إِنْ كانَسُبْحانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، وَ لَكِنْ لِتَظْهَرَ الْأَفْعالُ الَّتِي بِها يُسْتَحَقُّ الثَّوابُ وَ الْعِقابُ؛ لِأَنَّ بَعْضَهُمْ يُحِبُّ الذُّكُورَ وَ يَكْرَهُ الْإِناثَ، وَ بَعْضَهُمْ يُحِبُّ تَثْمِيرَ الْمالِ وَ يَكْرَهُ انْثِلامَ الْحالِ.وَ هذا مِنْ غَرِيبِ ما سُمِعَ مِنْهُ فِي التَّفْسِيرِ .

الحکمة ۹۴

معرفة الخیر

وَ سُئِلَ عَنِ الْخَيْرِ ما هُوَ؟ فَقالَ: لَيْسَ الْخَيْرُ أَنْ يَكْثُرَ مالُكَ وَ وَلَدُكَ، وَ لَكِنَّ الْخَيْرَ أَنْ يَكْثُرَ عِلْمُكَ. وَ أَنْ يَعْظُمَ حِلْمُكَ، وَ أَنْ تُباهِيَ النّاسَ بِعِبادَةِ رَبِّكَ؛ فَإِنْ أَحْسَنْتَ حَمِدْتَ اللَّهَ، وَ إِنْ أَسَأْتَ اسْتَغْفَرْتَ اللَّهَ. وَ لا خَيْرَ فِي الدُّنْيا إِلا لِرَجُلَيْنِ، رَجُلٍ أَذْنَبَ ذُنُوبا فَهُوَ يَتَدارَكُها بِالتَّوْبَةِ؛ وَ رَجُلٍ يُسارِعُ فِي الْخَيْراتِ.

الحکمة ۹۵

فضل العمل مع التقوی

وَ قَالَ عليه‌السلام : لا يَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى، وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ؟.

الحکمة ۹۶

فضل العلم و الطاعة

       

وَ قَالَ عليه‌السلام : إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالْأَنْبِيَأِ أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَؤُوا بِهِ،ثُمَّ تَلاَ عليه‌السلام :( إِنَّ أَوْلَى النّ اسِ بِإِبْر اهِيمَ لَلَّذِينَ اَّتبَعُوهُ وَ ه ذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا ) الآیَةَ(۲) ،ثُمَّ قَالَ : إِنَّ وَلِيَّ مُحَمَّدٍ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ، وَ إِنَّ عَدُوَّ مُحَمَّدٍ مَنْ عَصَى اللَّهَ وَ إِنْ قَرُبَتْ قَرَابَتُهُ!

الحکمة ۹۷

فضل الیقین

وَ قَدْ سَمِعَ عليه‌السلام رَجُلاً مِنَ الْحَرُورِيَّةِ يَتَهَجَّدُ وَ يَقْرَأُ، فَقَالَ: نَوْمٌ عَلَى يَقِينٍ خَيْرٌ مِنْ صَلاَةٍ فِي شَكِّ.

_____________________

۱- انفال ۲۸ ۲- آل عمران ۶۸

۴۵۸

خدا امور دنیای او را اصلاح خواهد کرد، و کسی که از درون جان واعظی دارد، خدا را بر او حافظی است.

حکمت ۹۰

شناخت عالم آگاه

(علمی، اعتقادی)

و درود خدا بر او، فرمود: فقيه كامل كسى است كه مردم را از آمرزش خدا مايوس نكند، و از مهربانى او نوميد، و از عذاب ناگهانى خدا ايمن نسازد.

حکمت ۹۱

راه درمان روان (روانکاوی، روانشناسی بالینی)

(علمی، اخلاقی)

و درود خدا بر او فرمود: همانا اين دلها همانند بدنها افسرده مى شوند، پس براى شادابى دلها، سخنان زيباى حكمت آميز را بجوييد.(۱)

حکمت ۹۲

والاترین دانش

(علمی، تربیتی)

و درود خدا بر او، فرمود: بى ارزشترين دانش، آنچه كه بر سر زبان است، و برترين علم، آنچه در اعضا و جوارح آشكار است.

حکمت ۹۳

فلسفه آزمایش ها

(اخلاقی، اجتماعی)

و درود خدا بر او، فرمود: كسى از شما نگويد: «خدايا از فتنه به تو پناه مى برم»، زيرا كسى نيست كه در فتنه اى نباشد، لكن كسى كه مى خواهد به خدا پناه برد، از آزمايشات گمراه كننده پناه ببرد؛ همانا خداى سبحان مى فرمايد. «بدانيد كه اموال و فرزندان شما فتنه شمايند.»

معنى اين آيه آن است كه خدا انسانها را با اموال و فرزندانشان مى آزمايد، تا آن كس كه از روزى خود ناخشنود، و آنكه خرسند است، شناخته شوند، گرچه خداوند به احوالاتشان از خودشان آگاه تر است، تا كردارى كه استحقاق پاداش يا كيفر دارد آشكار نمايد، چه آنكه بعضى مردم فرزند پسر را دوست دارند و فرزند دختر را نمى پسندند، و بعضى ديگر فراوانى اموال را دوست دارند و از كاهش سرمايه نگرانند.

میگویم : و اين تفاسير عمیق و پیچیده ای است كه از آن حضرت شنيده شده است.»

حکمت ۹۴

شناخت نیکی ها و خوبی ها

(اخلاقی، تربیتی)

از امام پرسيدند: «خير» چيست؟. فرمود: ) خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان، و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد، و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا بجا آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى هر دو كس خير نيست؛ يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.

حکمت ۹۵

تقوی و ارزش أعمال

(اخلاقی)

و درود خدا بر او، فرمود: هيچ كارى با تقوى اندك نيست، و چگونه اندك است آنچه كه پذيرفته شود؟

حکمت ۹۶

ارزش علم و بندگی

(اخلاقی، علمی)

و درود خدا بر او، فرمود: نزديكترين مردم به پيامبران، داناترين آنان است به آنچه که آورده اند.

سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «همانا نزديكترين مردم به ابراهيم آنانند كه پيرو او گرديدند، و مومنانى كه به اين پيامبر خاتم پیوستن.» (سپس فرمود:) دوست محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم كسى است كه خدا را اطاعت كند هر چند پيوند خويشاوندى او دور باشد، و دشمن محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم كسى است كه خدا را نافرمانى كند، هر چند خويشاوند نزديك او باشد.

حکمت ۹۷

ارزش یقین

(اخلاقی، اعتقادی)

و درود خدا بر او، (صدای مردی از اهالی حروراء(۲) را شنید كه نماز شب مى خواند و قرآن تلاوت مى كند؛) خوابيدن با يقين برتر از نمازگزاردن با شك و ترديد است.

_____________________

۱. اشاره به علم: پسی کیاتری PSYCHIATRY (شناخت امراض روانی)

۲. حروراء، دهکده ای نزدیک کوفه که گروه منحرف خوارج آنجا را برای پیکار با امامعليه‌السلام انتخاب کرده بودند و آن شخص «غروه ابن ادنه» بود که در جنگ نهروان کشته شد.

۴۵۹

الحکمة ۹۸

لزوم العمل علیم

وَ قَالَ عليه‌السلام : اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايَةٍ لاَ عَقْلَ رِوَايَةٍ، فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِيرٌ، وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ.

الحکمة ۹۹

معنی انّا الله

وَ قَدْ سَمِعَ رَجُلاً يَقُولُ: «إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ ر اجِعُونَ» فَقَالَعليه‌السلام : إِنَّ قَوْلَنَا؛«إِنّا لِلّهِ» إِقْرَارٌ عَلَى أَنْفُسِنَا بِالْمُلْكِ؛ وَ قَوْلَنَا:«وَ إِنّا إِلَيْهِ ر اجِعُونَ» إِقْرَارٌ عَلَى أَنْفُسِنَا بِالْهُلْكِ.

الحکمة ۱۰۰

دعاء الامامعليه‌السلام

وَ قَالَ عليه‌السلام : وَ قَدْ مَدَحَهُ قَوْمٌ فِي وَجْهِهِ، فقال: اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَعْلَمُ بِي مِنْ نَفْسِي، وَ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِي مِنْهُمْ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَيْراً مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لاَ يَعْلَمُونَ.

الحکمة ۱۰۱

الطریق الی رفع الحوائج

وَ قَالَ عليه‌السلام : لاَ يَسْتَقِيمُ قَضَأُ الْحَوَائِجِ إِلا بِثَلاَثٍ: بِاسْتِصْغَارِهَا لِتَعْظُمَ، وَ بِاسْتِكْتَامِهَا لِتَظْهَرَ، وَ بِتَعْجِيلِهَا لِتَهْنَأَ.

الحکمة ۱۰۲

المستقبل الممسوخ

وَ قَالَ عليه‌السلام : يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لاَ يُقَرَّبُ فِيهِ إِلا الْمَاحِلُ(الاجن) وَ لاَ يُظَرَّفُ فِيهِ إِلا الْفَاجِرُ، وَ لاَ يُضَعَّفُ فِيهِ إِلا الْمُنْصِفُ؛ يَعُدُّونَ الصَّدَقَةَ فِيهِ غُرْماً، وَ صِلَةَ الرَّحِمِ مَنّاً، وَ الْعِبَادَةَ اسْتِطَالَةً عَلَى النَّاسِ! فَعِنْدَ ذَلِكَ يَكُونُ السُّلْطَانُ بِمَشُورَةِ الالنِّساءِ، وَ إِمَارَةِ الصِّبْيَانِ، وَ تَدْبِيرِ الْخِصْيَانِ!.

الحکمة ۱۰۳

أسلوب مواجهة الدّنیا

ورُئِيَ عَلَيْهِ إِزَارٌ خَلَقٌ مَرْقُوعٌ فَقِيلَ لَهُ فِي ذَلِكَ، فَقَالَ: يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ، وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ، وَ يَقْتَدِي بِهِ الْمُؤْمِنُونَ. إِنَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ، وَ سَبِيلاَنِ مُخْتَلِفَانِ؛ فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْيَا وَ تَوَلا هَا أَبْغَضَ الْآخِرَةَ وَ عَادَاهَا، وَ هُمَا بِمَنْزِلَةِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ، وَ مَاشٍ بَيْنَهُمَا؛ كُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخَرِ وَ هُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ!.

الحکمة ۱۰۴

وصف الزّاهدین

وَ عَنْ نَوْفٍ الْبَكَالِيِّ، قَالَ: رَأَيْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَعليه‌السلام ذَاتَ لَيْلَةٍ، وَ قَدْ خَرَجَ مِنْ فِرَاشِهِ، فَنَظَرَالَى النُّجُومِ فَقَالَ لی: يَا نَوْفُ، أَرَاقِدٌ أَنْتَ أَمْ رَامِقٌ؟ فَقُلْتُ: بَلْ رَامِقٌ؛ فقَالَ:

يَا نَوْفُ، طُوبَى لِلزَّاهِدِينَ فِي الدُّنْيَا، الرَّاغِبِينَ فِي الْآخِرَةِ، أُولَئِكَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْأَرْضَ بِسَاطاً، وَ تُرَابَهَا فِرَاشاً، وَ مَأَهَا طِيباً، وَ الْقُرْآنَ شِعَاراً، وَ الدُّعَأَ دِثَاراً، ثُمَّ قَرَضُوا الدُّنْيَا قَرْضاً عَلَى مِنْهَاجِ الْمَسِيحِ.

مکاسب الأسحار

يَا نَوْفُ، إِنَّ دَاوُدَعليه‌السلام قَامَ فِي مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَةِ مِنَ اللَّيْلِ فَقَالَ: إِنَّهَا سَاعَةٌ لاَ يَدْعُو فِيهَا عَبْدٌ إِلا اسْتُجِيبَ لَهُ، إِلا أَنْ يَكُونَ عَشَّاراً أَوْ عَرِيفاً أَوْ شُرْطِيّاً، أَوْ صَاحِبَ عَرْطَبَةٍ(وَ هِيَ الطُّنْبُورُ) أَوْ صَاحِبَ كَوْبَةٍ(وَ هِيَ الطَّبْلُ وَ قَدْ قِيلَ أَيْضاً: إِنَّ الْعَرْطَبَةَ الطَّبْلُ وَ الْكَوْبَةَ الطُّنْبُورُ) .

الحکمة ۱۰۵

ضرورة العمل بالواجبات

وَ قَالَ عليه‌السلام : إِنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْكُمْ فَرَائِضَ، فَلاَ تُضَيِّعُوهَا؛ وَ حَدَّ لَكُمْ حُدُوداً، فَلاَ تَعْتَدُوهَا؛ وَ نَهَاكُمْ عَنْ أَشْيَاء،َ فَلاَ تَنْتَهِكُوهَا؛ وَ سَكَتَ لَكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ

۴۶۰