دردانه خلقت رفتار امت

دردانه خلقت رفتار امت28%

دردانه خلقت رفتار امت نویسنده:
گروه: حضرت فاطمه علیها السلام

  • شروع
  • قبلی
  • 30 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 8472 / دانلود: 2982
اندازه اندازه اندازه
دردانه خلقت رفتار امت

دردانه خلقت رفتار امت

نویسنده:
فارسی

تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنین عليهما السلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.

لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است.

دردانه خلقت رفتار امت

نویسنده: میر سید محمد یثربی

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

در سالیانی نه چندان دور، یك ایده مكتوب برای رسیدن به دست عموم نیازمند زمانی طولانی بود. این زمان در قرون اوّلیه اسلام به ده ها سال می رسید؛ امّا دوره ما عصر رسانه است؛ دوره ای كه نتیجه تفكّر اهل دانش سوار بر بال فن آوری در كمترین زمان، دسترسی همگانی می یابد.

سرعت انتشار مطالب بربار تعهّدات عالمان دینی می افزاید و از آنان - علاوه بر دقّت نظری كه همواره اعمال می نموده اند - آمادگی افزون تری می طلبد. دلیل این طلب، هجوم آشكار و نهان مخالفان مكتب قرآن و عترتعليهم‌السلام و اراده جدّی آنان برای از بین بردن عقیده جوامع شیعی است. حمله سازمان یافته وهّابیت هم زندگی پیروان فِرَق مختلف اسلامی در كنار یكدیگر را دچار تنش ساخته و هم چهره ای خشن از دین پیامبر رحمتصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در برابر دیدگان جهانیان ترسیم نموده است.

انبوه شبهاتی كه در طول سال ها با پاسخ مستدل علمای شیعه قدس سرهم رنگ باخته بود، امروز با سیمایی نو و با تكیه بر منابع مالی كشورهای مسلمان و حمایت طرفداران افراط گرایی، اذهان جوانان را مغشوش می نماید. از این منظر، گذشته از وظایفی كه شرع، عقل و عُرف بر عهده حاكمان مسلمان می نهد، علمای شیعه، جایگاهی فراخور اهمّیت می یابند.

عالم شیعه خود را موظّف می بیند كه با استواری، هماورد این رویارویی نابرابر باشد و قدرت استدلال شیعی را به تماشای همه فرهیختگان گذاشته، از این رهگذر دوری این مهاجمان متعصّب از منطق را به اثبات رساند. البته ضرورت مباحث اعتقادی در زندگی امروز كاملاً روشن است؛ امّا افرادی هستند كه همیشه ساز مخالف نواخته اند. اینان توجّه ندارند كه یك مسلمان بر اساس دین خود تكالیفی دارد و این تكالیف با توجّه به هر كدام از نگاه های متفاوت به مسئله ی جانشینی پیامبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم تفاوت می یابند.

از اوّلین مسائل طهارت و نماز تا آخرین فروع حدود و دیات تفاوت های فراوانی وجود دارد. كدام روش درست و مورد دستور خداوند و پیامبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم است و با عمل به كدام مكتب، وظیفه و تكلیف مسلمان ادا می شود؟ این سؤالی است كه پاسخ آن در مباحث مهم اعتقادی ریشه دارد. آیا می توان ضروری بودن این گونه پژوهش ها را انكار كرد؟

گذشته از نكات مورد اشاره - كه اهمّیت روز افزون چنین مباحثی را گوشزد می كند - عوامل فراوان دیگری نیز مبین ضرورت بررسی های اعتقادی است. البته در یك نوشتار كوتاه نمی توان تمام این عوامل را بیان نمود؛ امّا ناگزیر مورد دیگری را نیز باید مورد توجّه قرار داد.

دلایل بسیاری از قرآن مجید و سنّت رسول اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در دست است كه انگیزه های بسیار قوی در پیگیری این مباحث ایجاد می كند؛ از جمله این انگیزه ها، مسئله ی قیامت و ولایت امیرمؤمنانعليه‌السلام است. خداوند در قرآن می فرماید:( وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ ) .

آنها را نگهدارید كه باید مورد سؤال قرار گیرند. براساس این آیه شریف، انسان در محشر از سوی خداوند مورد سؤالی بس مهم قرار می گیرد. منابع مختلف و معتبر شیعه و سنّی از قول رسول مكرّمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، این سؤال را در مورد ولایت امیرالمؤمنین علیعليه‌السلام دانسته اند.

آری! در قیامت از ولایت امیرمؤمنان حضرت علیعليه‌السلام سؤال می شود. اگر مسئله ی ولایت نزد خداوند در درجه ای از اهمّیت است كه در قیامت بنده اش را مورد پرسش قرار می دهد، چرا در دنیا استحكام آن و بالتبع تحكیم عقاید جوامع شیعی مورد بی مهری قرار گیرد؟

آن جا است كه شیعیان ولایت مدار و پیرو امیرالمؤمنین و فرزندان معصوم ایشانعليهم‌السلام سرفراز بوده و از عهده پاسخگویی به این سؤال پروردگار برخواهند آمد و كوتاهی كنندگان، در جواب سرافكنده خواهند ماند. عوامل یاد شده از دلایلی بود كه موجب گردید استاد معظّم حضرت آیت اللّه یثربی (دام ظلّه) به دعوت گروهی از علاقه مندان به یادگیری مبانی ولایت پاسخ مثبت داده، هر هفته جلسات پر رونقی را برگزار نمایند؛ جلساتی كه به سرعت مورد اقبال اهل دانش واقع شد و در عرصه كشوری و سپس در صحنه جهانی مخاطبان فراوانی پیدا كرد.

موضوع اصلی این جلسات، تفسیر آیات ولایت و امامت است؛ امّا استاد معظّم بحث گسترده ای را در تمام شاخه های آن با عنایت تام به آخرین شبهات مطرح شده علیه تشیع، مطرح نمودند. معرفت نسبت به مقام امامت ائمّه اطهارعليهم‌السلام و نقد و بررسی شبهات وهّابیت علیه معارف شیعی، دو موضوعی است كه بیش از بیست جلسه را به خود اختصاص داد و پس از پایان این بخش از مباحث، در قالب جلد اوّل كتاب «سیری در آیات ولایت و امامت» عرضه گردید.

این كتاب هم اكنون به زبان های عربی و اردو ترجمه شده و سایر زبان ها نیز در دستور كار است تا رسالت عالمان شیعه در مورد دیگر علاقه مندان به دانایی و بینش نیز انجام پذیرد. نظریه عدالت صحابه، موضوع دیگری بودكه در بیش از پنجاه مجلس مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت و تحت عنوان دومین جلد از كتاب «سیری در آیات ولایت وامامت» منتشر گردید.

بررسی دقیق فتوحات خلفا و واكاوی علل منع تدوین حدیث، از دیگر موضوعاتی است كه استاد معظّم طی این جلسات به بررسی آنها پرداختند و در قالب جلد سوم كتاب «سیری در آیات ولایت و امامت» منتشر و در دسترس علاقه مندان قرار گرفت. چهارمین جلد از این مجموعه ارزنده اعتقادی شامل بحث های ریشه دار و تاریخی مربوط به عصمت پیامبرانعليهم‌السلام به ویژه رسول خاتمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم می باشد.

در این مباحث تفاوت دیدگاه شیعه و اهل سنّت درباره عصمت به تفصیل بیان شده و مطابق معمول، نظر علمای اهل سنّت به استناد آیات و احادیث صحیح مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. جلسات مرتبط با موضوع عصمت همچنان ادامه دارد و در راستای استمرار بحث، مراحل آماده سازی جلد چهارم «سیری در آیات ولایت وامامت» انجام می شود.

استاد معظّم در مناسبت های خاص، مانند موالید و ایام شهادت امامانعليهم‌السلام مباحث مرتبطی بیان كرده اند كه به صورت مجزّا با نام «گفتارهای ویژه درعقاید شیعه» نشر خواهد یافت. كتاب حاضر دومین جلد از این مجموعه بوده و حاصل چند جلسه بحث استاد درباره شخصیت حضرت زهراعليها‌السلام و مسائل مرتبط با ایشان است. انتشار این مجموعه نیز به فضل الهی در مورد شخصیت و معارف خاص سایر معصومینعليهم‌السلام ادامه خواهد یافت و در مسیر باورها و عقاید مذهب حق تشیع مشعل نورانی دیگری بر افروخته خواهد ساخت، انشاء اللّه.

در این جا لازم است از فاضل ارجمند جناب آقای محمّد هادی زاهد غروی كه در مراحل تدوین كتاب با مؤسّسه همكاری نمودند و همچنین از برادر گرامی حجّت الاسلام و المسلمین سید محمّد حسین یثربی، كه متن نهایی را بازبینی نمودند قدردانی و سپاسگزاری نماییم.

امید است این گونه مساعی مورد رضایت حضرت بقیة اللّه الاعظم امام زمان (عجّل اللّه فرجه الشریف) و ائمّه معصومینعليهم‌السلام قرار گیرد و سهم بسزایی درصیانت از اعتقاد شیعیان و رشد آگاهی جوامع اسلامی داشته باشد.

مؤسّسه تحقیقاتی علاّمه مجدّد وحید بهبهانی قدس سره

گفتار نخست

دُردانه خلقت

هر فكر و اندیشه منسجم ومنضبطی باید دارای ویژگی های خاصّی باشد؛ از جمله باید اصول و نتایج آن به شكل منطقی با هم مرتبط باشند، همچنین باید از مبنای مشخّصی جهت سنجش اعتبار و صحّت یك گزاره برخوردار باشد، برای مثال، در تفكّر وحی محور این ویژگی ها به وضوح دیده می شود.

محصول این تفكّر، مجموعه ای منسجم است كه به شكل فراگیر به آن لفظ «دین» اطلاق می گردد. در تفكّر دینی برای سنجش صحّت و درستی یك گزاره، روش خاصّی وجود دارد. در تفكّر دینی ملاك صحّت گزاره ها با نسبت آن گزاره با متون و نصوص اصلی سنجیده می شود. یكی از مفاهیم دینی كه اصالت آن با آیات و روایات اثبات می گردد، مسئله «اصطفاء واجتباء» یا به عبارت دیگر، وجود برگزیدگان در نظام آفرینش است.

آیات یكصد و سی از سوره بقره و سی و سه از سوره آل عمران، اصل وجود برگزیدگان را در نظام خلقت به روشنی بیان می نماید. این برگزیدگان به علّت دارا بودن شرایط خاص در نظام آفرینش، سه مرحله ی آفرینش، حیات و وفاتشان با دیگر انسان ها تفاوت دارد. به استناد روایات معتبر كه از طریق شیعه و اهل سنّت نقل شده، به طور قطع حضرت فاطمه زهراعليها‌السلام یكی از این برگزیدگان هستند؛ لذا ایشانعليها‌السلام نیز از این قاعده مستثنی نیستند و در سه مرحله ی آفرینش، حیات و وفاتشان با دیگران تفاوت دارند.

در این نوشتار كوتاه ابتدا با استفاده از آیات و روایات معتبر، به مسئله آفرینش و جایگاه خاصّ ایشانعليها‌السلام در نظام خلقت و سپس تبیین جایگاه حضرتعليها‌السلام نزد خدا ورسول اوصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم پرداخته شده است تا بر این اساس به قاعده ای دست یابیم كه هر پژوهشگر منصف با استناد به آن بتواند ملاك و میزان معتبر را در تشخیص حق و باطل، در اختیار داشته باشد.

داستان آفرینش حضرت زهرا عليها‌السلام

تأمّل در آفرینش حضرت زهراعليها‌السلام از آن جهت دارای اهمّیت است كه گونه ای ممتاز از خلقت را نشان می دهد. برخورداری از یك آفرینش خاص، جایگاه رفیعی را برای ایشانعليها‌السلام رقم زده است؛ لذا ابتدا داستان خلقت بانوی بزرگ اسلامعليها‌السلام را مرور نموده، سپس به نتایجی كه در پرتوی آن به دست می آید، می پردازیم.

همه مصادر و منابع روایی (اعم از شیعه و سنّی) داستان آفرینش حضرت زهراعليها‌السلام را نقل نموده اند. آغاز این داستان را از زبان حضرت امام صادقعليه‌السلام و ادامه روایت را از منابع عامّه (اهل سنّت) نقل می نماییم. (سند این روایت صحیح است و هیچ اشكالی در آن نیست و می توان بر اساس آن فتوای داد).

حضرت امام صادقعليه‌السلام می فرمایند:

«كان النبی صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم یكثر تقبیل فاطمة، فعاتبته علی ذلك عایشة، فقالت: یا رسول اللّه صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ! إنّك لتكثر تقبیل فاطمة ».

پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فاطمهعليها‌السلام را بسیار می بوسیدند. عایشه ایشان را سرزنش كرد و گفت: ای رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ! تو فاطمهعليها‌السلام را زیاد می بوسی.

ادامه روایت را از منابع اهل سنّت نقل می كنیم. سیوطی در الدرّ المنثور و طبرانی در المعجم نقل نموده اند كه پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در پاسخ به سرزنش عایشه، چنین فرمودند:

«لمّا اُسری بی إلی السماء، اُدخلت الجنّة فوقعت علی شجرة من أشجار الجنّة لم أر فی الجنّة أحسن منها ولا أبیض ورقا ولا أطیب ثمرة، فتناولت ثمرة من ثمراتها فأكلتها فصارت نطفة فی صلبی، فلمّا هبطت إلی الأرض واقعت خدیجة عليها‌السلام فحملت بفاطمة عليها‌السلام فإذا أنا اشتقت إلی ریح الجنّة، شممت ریح فاطمة عليها‌السلام ».

در معراج، وقتی مرا به بهشت وارد كردند، از میان درختان بهشت به درختی برخورد كردم كه به نیكویی آن و درخشش برگ ها و پاكیزگی میوه هایش ندیده بودم! از میوه آن خوردم پس به نطفه ای تبدیل گردید و بعد از بازگشت، در رحم خدیجهعليها‌السلام قرار گرفت و ایشان به فاطمهعليها‌السلام باردار شد. پس هرگاه مشتاق بوی بهشت می شوم، بوی فاطمهعليها‌السلام را استشمام می كنم.

به این روایت - كه بسیاری از منابع مورد اعتماد اهل سنّت آن را نقل كرده اند - دقّت كنید. رسول اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در معراج به بهشت می روند. اوّل شخصِ عالمِ خلقت و آفرینش در بالاترین و برترین جایگاه از بهترین میوه های بهشتی تناول می كنند و نطفه حضرت فاطمهعليها‌السلام متكوّن می شود.

از سوی دیگر، بر اساس آیات قرآن كریم، بین جسد و روح تناسب وجود دارد.

قرآن در مورد خلقت آدمعليه‌السلام می فرماید:

( فَإِذَا سَوَّیتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی ) .

وقتی گِل انسان را تسویه و تنظیم نمودم (و قابلیت دریافت فیض راپیدا كرد)، آن گاه از روح خود در آن دمیدم.

همچنین می فرماید:

( لَقَدْ خَلَقْنَا الاْءِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ) .

انسان را در بهترین شكل ومتناسب ترین صورت خلقت نمودیم.

واژه «فسوّاها » كه در بعضی از آیات و روایات استفاده شده، به معنای خلقت بر اساس حكمت، به شكل منظّم و مرتّب است. بعد از این تسویه و تعدیل، قابلیت دریافت فیض محقّق می گردد، یعنی پس از آمادگی جسد،

خداوند از روح خود در انسان می دمد. هر نوع جسدی قابلیت دریافت فیض خاصّ الهی را ندارد؛ به عبارت دیگر، بعضی از موجودات قابلیت پذیرش روح انسانی را ندارند.

بنابراین، جسم و جسدی كه اساس و ماهیت آن را موادّ این دنیا تشكیل می دهد، استعداد و قابلیت دریافت روح الهی را پیدا می كند، سپس خداوند روح خود را در آن می دَمَد. حال اگر ریشه جسم و جسدی برترین میوه های بهشتی باشد، قابلیت دریافت چگونه فیضی را خواهد داشت و چه روحی را دریافت خواهد نمود؟

همان طور كه بیان شد، اساس جسم حضرت زهراعليها‌السلام از برترین میوه های بهشت است، پس جسم ایشانعليها‌السلام با تمام اجسام این دنیا متفاوت است و در نتیجه روحی هم كه در این كالبد دمیده می شود، نسبت به سایرین تفاوت خواهد داشت؛ به همین دلیل، پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم می فرمایند: «همه خلق از درك و شناختِ جایگاه ایشانعليها‌السلام عاجز هستند».

جابر بن یزید جعفی - كه از اصحاب سرّ ائمّهعليهم‌السلام است - می گوید: از حضرت امام صادقعليه‌السلام سؤال كردم: چرا حضرت فاطمه زهراعليها‌السلام ، زهرا نامیده شدند؟

حضرت امام صادقعليه‌السلام در پاسخ فرمودند:

«لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ بِنُورِهَا وَ غَشِيَتْ أَبْصَارُ الْمَلَائِكَةِ وَ خَرَّتِ الْمَلَائِكَةُ لِلَّهِ سَاجِدِينَ وَ قَالُوا إِلَهَنَا وَ سَيِّدَنَا مَا لِهَذَا النُّورِ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِمْ هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِي أَسْكَنْتُهُ فِي سَمَائِي خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِي أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِي أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِكَ النُّورِ أَئِمَّةً يَقُومُونَ بِأَمْرِي يَهْدُونَ إِلَى حَقِّي وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِي فِي أَرْضِي بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْيِي ».

زیرا خداوند فاطمه زهراعليها‌السلام را از نور عظمت خویش آفرید، پس هنگامی كه این نور در جهان آفرینش تابیدن گرفت، تمام آسمان هاو زمین را روشن نمود؛ چشمان ملائكه بر اثر تلألؤ این نور بسته شد و در پیشگاه خداوند به سجده افتادند و از خداوند سؤال كردند: ای پروردگار ما! این نور چیست؟ خداوند به آنان وحی نمود: این نور، از نور من است كه آن را در آسمان ها جای دادم، این نور از عظمت من آفریده شده است. آن را از صُلب پیامبری كه بر همه پیامبران برتری داده ام، خارج می نمایم و از آن نور، امامانی را كه به امر من قیام می كنند و به سوی حق هدایت می نمایند، خارج می كنم و ایشان را آن گاه كه وحی از مردم قطع گردد، جانشینان خود در زمین قرار می دهم.

در روایتی دیگر، حضرت امام صادقعليه‌السلام از پیامبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل می فرمایند:

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم : خُلِقَ نُورُ فَاطِمَةَ عليها‌السلام قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ الْأَرْضَ وَ السَّمَاءَ. فَقَالَ بَعْضُ النَّاسِ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ! فَلَيْسَتْ هِيَ إِنْسِيَّةً؟ فَقَالَ فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ. قَالُوا يَا نَبِيَّ اللَّهِ صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ! وَ كَيْفَ هِيَ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ؟ قَالَ: خَلَقَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ نُورِهِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ إِذْ كَانَتِ الْأَرْوَاحُ، فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ عُرِضَتْ عَلَى آدَمَ، قِيلَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ! وَ أَيْنَ كَانَتْ فَاطِمَةُ عليها‌السلام ؟ قَالَ: كَانَتْ فِي حُقَّةٍ تَحْتَ سَاقِ الْعَرْشِ. قَالُوا يَا نَبِيَّ اللَّهِ صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ! فَمَا كَانَ طَعَامُهَا؟ قَالَ: التَّسْبِيحُ وَ التَّقْدِيسُ وَ التَّهْلِيلُ وَ التَّحْمِيد ...»

پیامبر گرامی اسلامصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمودند: نور فاطمه زهراعليها‌السلام قبل از خلقت آسمان ها و زمین خلق گردید. برخی از حاضران گفتند: ای رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ! آیا او انسان نیست؟ حضرت فرمودند: فاطمهعليها‌السلام حوریه ای انسان نما است. آنان گفتند: ای رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ! چگونه او حوریه ای انسان نما است؟ حضرت فرمودند: خداوند عزّوجل او را از نور خویش، قبل از خلقت آدمعليه‌السلام ، آن گاه كه ارواح وجود داشتند، خلق نمود. هنگامی كه خداوند آدمعليه‌السلام را خلق كرد، نور فاطمهعليها‌السلام را به ایشان عرضه كرد. آنان بار دیگر سؤال كردند: در این هنگام فاطمهعليها‌السلام در چه جایی قرار داشت؟ حضرت فرمودند: او در صندوقچه ای زیر ساق عرش الهی قرار داشت. آنان گفتند: ای رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ! طعام او در آن هنگام چه بود؟ حضرت فرمودند: تسبیح، تقدیس، تمجید و تهلیل ذات اقدس ربوبی.

با استناد به سه روایت فوق، می توان گفت كه ریشه آفرینش حضرت زهراعليها‌السلام از نظر جسم، میوه های بهشتی است، به لحاظ روح نیز نور عظمت الهی به واسطه برترین مخلوق آفرینش (رسول اللّهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ) در این جسد قرارگرفته است.

پیشینه ای با این عظمت، پاكی و قداست از حضرت فاطمه زهراعليها‌السلام ، وجود منحصر به فردی ساخته كه در روایت پایانی، ایشانعليها‌السلام به عنوان ودیعه خاصّ پروردگار در عرش الهی معرّفی می شوند. این نور مقدّس كه در قائمه عرش الهی به ودیعت نهاده شده، همواره مشغول تسبیح و تهلیل ذات اقدس ربوبی بوده است. همین شكل از عبادت در زندگی مادّی حضرت زهراعليها‌السلام نیز دیده می شود.

در یك نقل تاریخی چنین آمده است:

«مَا كَانَ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ أَعْبَدُ مِنْ فَاطِمَةَ عليها‌السلام .كَانَتْ تَقُومُ حَتَّى تَوَرَّمَ قَدَمَاهَا ».

در این امّت كسی عابدتر از فاطمه زهراعليها‌السلام نبود. ایشان آنقدر به عبادت می ایستادند كه پاهایشان متورّم می گردید.

عبادت های فاطمه زهراعليها‌السلام حكایت از آن دارد كه ایشان از اصل خویش، یعنی همراهی با ذكر خداوند در سایه عرش الهی جدا نگردیده اند. برخی از روایات جلوه های دیگری از شخصیت والای ایشان را نمایش می دهند به عنوان نمونه؛ حضرت امام صادقعليه‌السلام فرمودند:

«فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ ».

اگر كسی فاطمهعليها‌السلام را درست بشناسد، به درستی كه شب قدر را درك نموده است.

حضرت زهراعليها‌السلام پاره ای از وجود رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم قرآن مجید بارها و با عبارت های مختلف، كلام پیامبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را مبتنی بر وحی معرّفی نموده و عمل به آن را لازم شمرده است. رسول اللّهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بارها بیان فرموده اند كه دخترم فاطمه زهراعليها‌السلام پاره ای از وجود من و آزار واذیت او، برابر با آزار و اذیت من است. در این باره به روایت ذیل توجّه نمایید:

«خَرَجَ النَّبِیُ صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم وَهُوَ آخِذُ بَیَدِ فاطِمهَ عليها‌السلام ، فَقالَ: مَنْ عَرَفَ هذِهِ فَقَدْ عَرَفَها وَمْنَ لَمْ یَعْرِفْها فَهِىَ فاطِمَهُ بِنْتَ محُمَّدٍ وَ هِىَ بَضْعَهُ مِنّى، وَ هِىَ قَلْبى، وَ رُوحى اَلّتى بَیْنَ جَنْبى، فَمَنْ آذاها فَقَدْ آذانى، وَ مَنْ آذانى فَقَد آذى الله ».

روزی پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم دست فاطمهعليها‌السلام را گرفته، بیرون آمدند و فرمودند: هر كس او را می شناسد، می داند او كیست و هر كس او را نمی شناسد، بداند او فاطمه زهراعليها‌السلام دختر محمّدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم است. او پاره وجود من و قلب و روح من است كه در سینه من قرار دارد. هر كس او را بیازارد، مرا آزرده و هر كس مرا بیازارد، خدا را رنجانده است.

بنابراین روایت، پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم حضرت زهراعليها‌السلام را پاره ای از وجود خویش معرّفی كرده اند. تعبیر «بضعة منّی » - كه در بسیاری از منابع شیعه و سنّی به چشم می خورد - حاوی نكته مهمی است. رسول اللّهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نفرموده اند كه فاطمهعليها‌السلام پاره ای از تن یا جسد من است، بلكه از ایشان به عنوان پاره ای از وجود خویش یاد كرده اند؛ یعنی فاطمهعليها‌السلام پاره ای از شخصیت و هویت رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم است. فاطمهعليها‌السلام از هویت نبوّت ختمیه و رسالت الهیه نشئت گرفته است. در همین روایت، پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم حضرت زهراعليها‌السلام را قلب خویش نامیده اند. قلب رسول اللّهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم همانند سایر قلب ها نیست. قلب ایشان گنجینه علوم اوّلین و آخرین است. تمام علومی كه به همه انبیاعليهم‌السلام داده شده

و عقلِ تمام اولیا و انبیاعليهم‌السلام از ابتدا تا انتها، نزد رسول خاتمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم است.

بنابراین، وجود مبارك حضرت زهراعليها‌السلام تجسّم همه این كمالات است.

عصمت حضرت زهرا عليها‌السلام بالاترین مرتبه عصمت

مفاهیمی مانند عصمت، درجات و مراتب مختلفی دارند. هر یك از این مراتب در برگیرنده فرد یا افراد معینی است؛ به عبارت دیگر، عصمت خاتمیه با عصمت ابراهیمیه یا یونسیه قابل مقایسه نیست. عصمت حضرت یونسعليه‌السلام در حدّی است كه ایشان به درگاه خداوند متعال عرض می كند:

( سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِین ) .

منزّهی تو! من از ستمكاران بودم.

همچنین عصمت حضرت یوسفعليه‌السلام در حدّی است كه وقتی با درخواست زن زیبا روی مواجه می شود، برهان پروردگار - كه همان مقام عصمت است - به فریاد او می رسد. قرآن ماجرا را چنین بیان می كند:

( وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَی بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ) .

آن زن قصد او را كرد و او نیز - اگر برهان پروردگار را نمی دید - قصد وی را می نمود. این چنین كردیم تا بدی و فحشا را از او دورسازیم؛ چرا كه او از بندگان مخلص ما بود.

عصمت ایشان در حدّی است كه وقتی خواب دو زندانی را تعبیر نمود، ازكسی كه آزاد شد، درخواست كرد نزد سلطان مصر او را معرّفی نماید تا زمینه آزادی اش فراهم شود. به خاطر همین درخواست، مدّت بیشتری در زندان باقی ماند.

( وَقَالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِی عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّیطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجْنِ بِضْعَ سِنِینَ ) .

و به یكی از آن دو كه می دانست رهایی می یابد، گفت: مرا نزد صاحبت (سلطان مصر) یادآوری كن؛ ولی شیطان یادآوری او را نزد صاحبش ازخاطر وی برد و به دنبال آن چندسال درزندان باقی ماند.

بعد از روشن شدن مراتب عصمت و نیز با توجّه به مطالب ذكر شده در مورد عصمت حضرت زهراعليها‌السلام ، از فقهای اهل سنّت سؤال می كنیم: آیا روایتی را كه در مورد رضا و غضب حضرت فاطمهعليها‌السلام ذكر نموده اید، مورد تفقّه قرار داده اید؟ آیا متوجّه هستید كه چه مطالبی را روایت می كنید؟

طبق مطالب قبل، رضا و غضب حضرت فاطمهعليها‌السلام از غرایز و حتّی عقل سرچشمه نمی گیرد، بلكه منشأ و ریشه رضا و غضب حضرت فاطمهعليها‌السلام فوق عقل و فهم انسان ها است؛ همچنین رضا و غضب حضرت فاطمهعليها‌السلام فانی در رضا و غضب الهی نیست، بلكه رضا و غضب خداوند سبحان فانی در رضا و غضب حضرت فاطمهعليها‌السلام است؛ به عبارت دیگر، عصمت حضرت فاطمهعليها‌السلام فوق عصمت و نوع ویژه ای از عصمت است.

مقام حضرت زهرا عليها‌السلام بالاتر از عصمت

خداوند متعال فعّال ما یشاء جهان خلقت و آفرینش است. حضرات معصومینعليهم‌السلام وسایط فیض جاریه الهیه و قادر بر هر نوع تصرّفی در عالم تكوین هستند؛ از سوی دیگر، برای سعادت دنیوی و دسترسی به راه راست و بازشناسی حق از باطل ضرورت دارد كسانی كه حق در وجود آنها متبلور است، شناسایی شوند.

بی شك كسانی كه رضای آنها، رضای حقّ و سخط آنها، خشم ذات اقدس ذوالجلال و اطاعت آنها، اطاعت خدا و عصیان آنها، عصیان خدا است، نقش محوری در نظام خلقت دارند. حضرت زهراعليها‌السلام یكی از این شخصیت های بی نظیر است.

رسول اللّهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم درباره حضرت صدّیقه كبریعليها‌السلام می فرمایند:

«إنّ اللّه یرضی لرضا فاطمة ویغضب لغضبها ».

خداوند به رضای فاطمهعليها‌السلام خشنود و به خشم فاطمهعليها‌السلام غضبناك می گردد!

از این كلام روشن می گردد كه مقام حضرت زهراعليها‌السلام فوق مقام عصمت است؛ زیرا عصمت یعنی انسان علاوه بر اعمالش، تمام خواسته ها و خواهش های خود را متناسب با خشم و رضای خداوند قرار دهد.

اگر كسی به رضای خدا خشنود و به خشم خدا غضبناك گردد، دارای مقام عصمت است؛امّا جایگاه حضرت فاطمه زهراعليها‌السلام بالاتر از عصمت است؛ زیرا خدا به رضای حضرت فاطمهعليها‌السلام خشنود و به خشم حضرت فاطمهعليها‌السلام خشمگین می گردد؛به همین دلیل، شناخت مقام حضرت فاطمهعليها‌السلام ، بالاتر از توان عقل و درك است.

رسول اللّهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم می فرمایند:

«سُمِيَّتْ فَاطِمَةُ فَاطِمَةَ‌ لاِنَّ‌ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ‌ كُنَهِ‌ مَعْرفَتِهَا ».

ایشان به نام فاطمه نامگذاری شدند؛ زیرا مخلوقات از شناخت ایشان عاجزند.

این كلام رسول اللّهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، درخور توجّه فراوان است. «فطم » در لغت به معنی بازداشتن و «خلق » به معنی هر موجودی كه آفریده شده، می باشد.

واژه خلق دارای معنای عام می باشد و همراه شدن «الف و لام» نیز عموم آن را به شكل بارزتری در می آورد.

با عنایت به مطالب ذكر شده، كلام پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم این گونه تبیین می گردد؛ تمامی مخلوقات، نه تنها انسان ها، از شناخت و معرفت كامل نسبت به مقام حضرت زهراعليها‌السلام عاجز هستند.

اهمیت مطلب هنگامی روشن تر می شود كه توجّه كنیم، همه انبیای عظام الهیعليهم‌السلام و ملائك از جمله جبرئیل امین، میكائیل، اسرافیل و... داخل در معنی «خلق» می باشند و بدین گونه تمامی آنها در آگاهی از جایگاه و شخصیت حضرت زهراعليها‌السلام ، دچار عجز می باشند.

رسول اللّهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به حضرت فاطمهعليها‌السلام می فرمایند:

«وَ إِذَا اسْتَقَرَّ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ فِی الْجَنَّةِ زَارَكِ آدَمُ وَ مَنْ دُونَهُ مِنَ النَّبِیِّینَ ».

آن گاه كه اولیای الهی در بهشت جای گیرند، آدم و تمام انبیای پس از ایشان به زیارت تو خواهند آمد.

براساس روایت مذكور، پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم برای حضرت زهراعليها‌السلام مقام با عظمتی معرّفی می فرمایند؛ مقامی كه به سبب آن تمام انبیای الهیعليهم‌السلام در سرای جاوید به صف می ایستند تا حضرت فاطمهعليها‌السلام را زیارت كنند. روایات فراوان.در رابطه با علوّ مقام حضرت زهراعليها‌السلام وجود دارد. تواتر، كثرت و تنوّع این دسته از روایات به حدّی است كه ما را به یقین می رساند كه درك جایگاه ایشانعليها‌السلام ، فراتر از توان عقل بشریت است.

مناقب، فضایل، جایگاه و مقام حضرت فاطمه زهراعليها‌السلام را نمی توان به آسانی بر شمرد. نمونه ای دیگر از فضایل آن حضرتعليها‌السلام این است كه سوره كوثر در شأن ایشانعليها‌السلام نازل شده و پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ایشان را خیر كثیر معرّفی كرده اند. بنا به اتّفاق اكثر مفسّران شیعه و سنّی، كوثر عبارت است از، خیر كثیر و بالاترین تبلور آن، وجود حضرت صدیقه كبریعليها‌السلام است.

پیامبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در رابطه با شخصیت حضرت زهراعليها‌السلام فرموده اند:

«فَاطِمَةُ عليها‌السلام سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ مِنَ اَلْأَوَّلِينَ وَ اَلْآخِرِينَ ».

فاطمهعليها‌السلام بزرگ زنان بهشت است، از میان تمام زن های خلقت.

در رابطه با وجوب اطاعت و پیروی از حضرت زهراعليها‌السلام كه این نیز دلیلی دیگر بر عصمت ایشانعليها‌السلام است، حضرت امام باقرعليه‌السلام می فرمایند:

«لَقَدْ كَانَتَ‏ عليها‌السلام مَفْرُوضَة الطَّاعَة عَلَى جَمِیعِ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْس وَ الطَّیْرِ وَ الْوَحْشِ وَ اَلاَنبیا وَ الْمَلَائِكَةُ ».

اطاعت و پیروی از حضرت زهراعليه‌السلام بر همه مخلوقات الهی، از جن ها، انسان ها، پرندگان، حیوانات، انبیا و فرشتگان واجب و لازم است.

منشأ رضا و غضب در انسانها

وقتی سخن از رضا و غضب پیش می آید، نكته قابل توجّه این است كه منشأ رضا و غضب در انسان ها چیست؟ آیا حیوانات و نباتات نیز دارای قوّه رضا و غضب هستند یا نه؟

همه موجودات (حتّی نباتات) دارای رضا و غضب هستند. نباتات و گیاهان آنچه را كه با طبع خود سازگار می بینند، جذب می كنند و از آن راضی می شوند و آنچه را كه با طبع خود ناسازگار می بینند، دفع كرده، از آن خشمگین می شوند. حیوانات نیز دارای قوّه خشم، غضب، شهوت و...

هستند. تفاوت بین رضا و غضب انسان ها و حیوانات در این است كه رضا وغضب در حیوانات، از شهوت آنان سرچشمه می گیرد؛ امّا در انسان ها می توانداز عقل سرچشمه گرفته باشد. حضرت امام صادقعليه‌السلام می فرمایند:

«دِعَامَةُ اَلْإِنْسَانِ اَلْعَقْلُ ».

ستون و پایه انسان، عقل اوست.

از طرفی، انسان ها نیز مانند حیوانات غذا می خورند، آب می نوشند، استراحت می كنند و دارای غرایز جنسی هستند، پس تنها وجه تمایز انسان ها از حیوانات، همان عقل و قوّه تفكّر و تدبّر آنها است. پرسش این است: آیا فردی را می شناسید كه هر موقع (نه گاهی اوقات) خشمگین یا خشنود شود، منشأ آن عقل و تدبّر باشد؟

معمولاً منشاء خشم و خشنودی انسان ها، غرایز حیوانی است؛ مثلاً انسان گرسنه زمانی كه غذایش دیر آماده شود، خشمگین می شود. بی احترامی و بی ادبی از فردی كه به او خدمت كرده باشیم، موجب ناراحتی و خشم ما می گردد. معمولاً این گونه مسائل، خشم انسان ها را برمی انگیزاند.

از سوی دیگر، انسان بعضی مواقع با غذای خوب، سفره رنگین، اطعمه و اشربه خوشمزه مواجه می شود و شادمانی و رضایت خود را ابراز می كند؛ ولی اگر انسان به مرحله ای برسد كه خشم و رضای او ریشه ای جز عقلِ او نداشته باشد، چنین شاخصی می تواند مبین انسانیت او باشد. بنابراین رضا و خشمی موجب تحسین است كه ریشه و منشاء آن امری فراتر از عقل و تدبّر باشد؛ یعنی اموری كه درك و فهم آن برای عقول ناقص انسان ها محال است.

گاهی اوقات انسان مشاهده می كند كه به حریم مظلومی تجاوز شده؛ در این جا است كه به كمك او می شتابد یا انسان گرسنه ای را سیر می كند. تمام این موارد به خاطر قوّه عاقله و تدبّر او است؛ولی گاهی اوقات رضا و غضب انسان به جایی می رسد كه اراده و حركت او در اراده الهی فانی می شود؛ به این معنی كه جایی غضبناك می شود كه غضب خدا را در آن جا می بیند یا در موردی خرسند می شود كه رضایت خداوند متعال را می بیند. مصداق این موضوع روایتی است كه حضرت سیدالشهداعليه‌السلام می فرمایند:

«رضی اللّه رضانا أهل البیت ».

رضایت خداوند، همان رضایت و خشنودی ما اهل بیتعليهم‌السلام است.

حضرت ابراهیمعليه‌السلام زمانی كه رضایت خداوند را در قربانی نمودن فرزندش حضرت اسماعیلعليه‌السلام می بیند، به این كار تن می دهد و از آن خشنود می شود.

حضرت امام حسینعليه‌السلام در روز عاشورا از صبح تا بعد از ظهر هجده تن از نزدیكان خود را از دست می دهند؛ ولی با این حال در واپسین لحظات، هنگامی كه از زین اسب بر زمین می افتند، می فرمایند:

«إلهی رضا برضائك ».

بارالها! به رضای تو راضی و خشنود هستم.

این امور به سادگی قابل فهم نیست. غالبا با معیارهای مادّی و با ابزار عقل سنجش صورت می گیرد؛ امّا فنای اراده یك انسان در اراده الهی مطلبی فراتر از ادراك عقل است و این همان مقام عصمت نبی اللّه خاتمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم است.

رضایت و غضب حضرت زهرا عليها‌السلام

با توجه به مطالب گذشته مقام و عصمت حضرت زهراعليها‌السلام ثابت شد.

همچنین روشن شد كه خشنودی و خشم ایشانعليها‌السلام ، خشنودی و خشم خداوند متعال را در پی دارد. به عنوان نمونه بسیاری از كتب روایی اهل سنّت - البتّه با الفاظ متفاوت - نقل كرده اند كه پیامبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمودند:

«إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى يَرْضَى لِرِضَا فَاطِمَةَ وَ يَغْضَبُ لِغَضَبِ ها ».

همانا خداوند با رضایت فاطمهعليها‌السلام خشنود و با غضب فاطمهعليها‌السلام غضبناك می شود.

اگر طبق گفته اهل سنّت، حضرت زهراعليها‌السلام را معصوم ندانیم، معنای روایت چنین می شود كه، اگر العیاذ باللّه حضرت زهراعليها‌السلام به عمل خلافی میل و هوای نفسانی پیدا كرد، خدا نیز به آن عمل خلاف و نفسانی راضی می شود.

اگر واقعا روایت را چنین معنی كنیم، روشن می شود كه در خداشناسی نیز دچار مشكلیم و گویا خدا را هم معصوم نمی دانیم!! به استناد این قبیل دلایل است كه شیعیان حضرت زهرای مرضیهعليها‌السلام را دارای مقام رفیع عصمت می دانند. البته عصمت ایشان مانند عصمت حضرت موسی، حضرت عیسی، حضرت ابراهیم و دیگر انبیاعليهم‌السلام نیست، بلكه عصمتی همانند عصمت پدر بزرگوار خود نبی اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم دارند.

در صحیح بخاری روایتی ذكر شده است كه دقّت در آن ما را به حقیقت مهمّی رهنمون می كند. بخاری می گوید: ابوبكر پس از ارتحال رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم این مطلب را از پیامبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل كرد:

«نَحْنُ مَعاشِرَ الْأَنْبِیاءِ لا نُوَرِّثُ ما تَرَکْناهُ صَدَقَةٌ ».

ما انبیا چیزی را به عنوان ارث باقی نمی گذاریم و آنچه از ما باقی می ماند، صدقه است.

سپس با استناد به این نقل، اموال حضرت فاطمه زهراعليها‌السلام را مصادره كرد. واكنش حضرت زهراعليها‌السلام به این كار چنین بود:

«فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ ...».

فاطمه دختر رسول خداعليها‌السلام از این عمل غضبناك شدند، پس با ابوبكر قهر كرده، دیگر با او صحبت نكردند و تا زمان وفاتشان با او قهر بودند.

بخاری در ادامه مطلب نقل می كند:

«فأمّا صدقته بالمدینة فدفعها عمر إلی علی وعبّاس ».

عُمَر اموال پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را كه در مدینه بود، به علی و عباس بازگرداند.

این روایت از طریق عایشه در كتب روایی اهل سنّت نقل شده است. حال سؤال این است: اگر حضرت زهراعليها‌السلام از عمل ابوبكر غضبناك شدند، آیا غضب ایشان، غضب خداوند متعال نیست؟ آیا اهل سنّت می توانند هر دو روایت را طرد كرده، هر دو را قبول نكنند؟ این امر، محال به نظر می رسد و اهل سنّت چاره ای ندارند جز اینكه ابوبكر را مغضوب خداوند متعال بدانند.

اگر ابوبكر مغضوب خداوند است، چگونه همه جلال وجبروت و مقامات پیامبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را به او تحویل دادند؟ از طرفی، بر فرض كه درستی عمل ابوبكر رامبنی بر مصادره كردن اموال حضرت زهراعليها‌السلام بپذیریم، چرا عمر آن اموال را برگرداند؟ آیا كار عمر اشتباه و غلط بود؟ مگر نه اینكه این دو به اعتراف اهل سنّت مانند ستارگان هستند؟

سؤال ما این است كه ستاره اوّلی درست رفتار نموده یا ستاره دوم!؟ به كدامیك از این دو ستاره اقتدا كنیم تا هدایت شویم؟ طبق سخنانی كه مورد بحث و بررسی قرار دادیم، دو نكته روشن گردید:

۱. بنابر منابع روایی معتبر نزد اهل سنّت، به اثبات رسید كه رضایت و غضب حضرت زهراعليها‌السلام ، همان رضایت و غضب خداوند متعال است.

۲. طبق روایتی كه بخاری از عایشه نقل نمود، حضرت زهراعليها‌السلام از عمل ابوبكر ناراحت و غضبناك شدند. ایشانعليها‌السلام تا زمان شهادت خود، دیگر با ابوبكر صحبت نكردند و با او قهر بودند.

با این دو نكته از علمای اهل سنّت ـ كه ادّعای فقاهت می كنند ـ سؤال می كنیم: آیا غضب حضرت زهراعليها‌السلام نسبت به ابوبكر غضب خداوند را هم به دنبال دارد، یا نه؟ مسلّما پاسخ این پرسش مثبت است و سرنوشت كسی كه غضب خداوند را برای خود خریده، امری جز خسران دنیوی و اخروی نمی باشد. خداوند متعال می فرماید:

( وَمَن یحْلِلْ عَلَیهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوَی ) .

و هر كس خشم من بر او فرود آید، به راستی نابود می شود.

مگر اینكه كسی ادّعا كند ما دو روایت بالا را نمی پذیریم یا ادّعا كند برفرض صحّت دو روایت، آیه قرآن را نمی پذیریم. البته بطلان چنین ادّعاهایی واضح است.

هر پژوهشگری اگر به دور از هر گونه تعصّب اعتقادی، به وصیت نامه حضرت زهراعليها‌السلام توجّه كند، در می یابد كه حضرت زهراعليها‌السلام از ابوبكر و عمر ناخشنود و ناراضی بودند و خشم و غضب ایشانعليها‌السلام خشم الهی را در پی دارد.

از اهل سنّت می پرسیم: اگر هیچ گونه ظلم و تعدّی نسبت به دخت گرامی نبی اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم صورت نگرفته، چرا ایشان در وصیت نامه خود از حضرت امیرالمؤمنینعليه‌السلام می خواهند تشریفات خاكسپاری شان مخفیانه باشد؟

«یا علی! غسّلنی وكفّنی باللّیل وصلّ علی وادفنّی باللّیل ».

ای علی! مرا در شب غسل بده و كفن كن و در شب بر من نماز بگزار و مرا به خاك بسپار!

همچنین درخواست می كنند كه آن دو مرد اعرابی بر من نماز نخوانند و هیچ كسی را از مكان قبر من آگاه مكن! واقعا دلیل این سفارش چیست؟ چرا اهل سنّت به خاطر اعتقاد واهی و سستی همچون عدالت صحابه، واقعیات قطعی تاریخ را نمی پذیرند؟تمام این سخنان، مظلومیت حضرت فاطمه زهراعليها‌السلام را ثابت می كند

و بالاتر از آن، مظلومیت امیرالمؤمنینعليه‌السلام را نیز به اثبات می رساند. صحابه بعد از رسول اللّهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ناپسندترین رفتار ممكن را با اهل بیتعليهم‌السلام نمودند.

آنان فاتح خیبر و قاتل عمرو بن عبدود را خانه نشین كردند و پس از آنكه حقوقش را پایمال نمودند، ایشانعليه‌السلام را با اكراه به مسجد بردند تا با ابوبكربیعت نمایند.

گفتار دوم

محبّت اهل بیت عليهم‌السلام ، پاداش رسالت

در گفتار قبل با شواهد قرآنی و روایی، بعضی از امتیازها و ویژگی های حضرت فاطمه زهراعليها‌السلام را بیان نمودیم. در این گفتار با اتكا به منابع اهل سنّت، می كوشیم اهل بیتعليهم‌السلام را معرّفی نماییم. دلیل این تلاش، سفارش های مكرّر پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم است. ایشان - كه خاتم پیامبرانصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم هستند - به اندازه هیچ پیامبری در ابلاغ وحی و رسالت، آزار ندیدند. بنا به فرمایش پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، اجر و پاداش این تلاش خستگی ناپذیر در هدایت مردم، تنها لزوم احسان و مودّت با اهل بیتعليهم‌السلام است.

در این گفتار، نحوه عمل صحابه به سفارش پیامبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در خصوص اهل بیتعليهم‌السلام بیان خواهد شد. به طور طبیعی، در روال این بررسی نحوه برخورد صحابه با حضرت فاطمه زهراعليها‌السلام - كه یكی از اهل بیتعليهم‌السلام هستند - نیز روشن می شود.


3

4

5

6

7