داستانهایی از اذکار و ختوم و ادعیه مجرب

داستانهایی از اذکار و ختوم و ادعیه مجرب 66%

داستانهایی از اذکار و ختوم و ادعیه مجرب نویسنده:
گروه: ادعیه و زیارات

  • شروع
  • قبلی
  • 60 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 5681 / دانلود: 5092
اندازه اندازه اندازه
داستانهایی از اذکار و ختوم و ادعیه مجرب

داستانهایی از اذکار و ختوم و ادعیه مجرب

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

داستانهایی از اذکار و ختوم و ادعیه مجرب

نویسنده: احمد میرخلف زاده

تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنینعليهما‌السلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.

لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است

مقدمه

الحمد للّه ربّ العالمین والعاقبه لاهل التّقوی والیقین ، الصّلوه والسّلام علی اءشرف الانبیاء والمرسلین ، حبیب اله العالمین ابی القاسم محمّد ،صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم المعصومین ، الذین اذهب اللّه عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا ، سیّما حجّه بن الحسن العسکری روحی و ارواح العالمین له الفداء

قال رسول اللّهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم :

لَیْسَ شَیْیٌ اَکرَمُ عِنْدَاللّهِ مِنَ الدُّعا

هیچ چیز نزد خدا گرامی تر از دعا نیست

دعا :آرامش روح می آورد ، روح و جسم را تزکیه و پاک می نماید ، روح واراده را تقویت می کند ، مشکلات و موانع را بر طرف می نماید ، شفای امراضِ صعب العلاج است ، رفع بلا و عذاب و نقمت و بد بختیها نموده و درهای رحمت و برکات حق را باز و مفتوح می نماید

دعا : افضل ترین عبادت است و انسان را به تکامل می رساند و ضعفها را جبران می کند ، آثار بسیار مؤ ثر و مهم دارد و دلهای مرده و مترلزل انسانها را آرامش می دهد و یکی از بهترین عوامل اطمینان قلب و آرامش خاطره است

دعا : روح را طاهر و تزکیه و پاکیزه می نماید ، صفای باطن می آورد ، چون بهترین عبادتهاست و عامل خود سازی است انسان ، قبل از دعا قلبی آکنده از اضطراب و دلی پر از اندوه و زبانی حاکی از آه و ناله دارد ، ولی وقتی رو بخدا می کند و نیازهایش را به درگاه حق مطرح می نماید ، قلبی مطمئن تر از همیشه برای زندگی می یابد

انسان ، بعداز دعا ، حالت عرفانی و روح سخنوری با خدا را می یابد ، چون ارتباط با خالق ، قلب را هدف دار می نماید و از گناهان دور می کند و به همین خاطر است که آثار تقوی در صورت داعیان حق جلوه گرتر است

دعا : بهترین عبادتی است که پیش از هر چیز انسان را به خدا نزدیک می کند و چون افضل است ، اثر معنوی بیشتری دارد

حضرت صادق آل محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم می فرماید :

برشما باد به دعا کردن ، براستی هیچ عبادتی مثل دعا انسان را به خدا نزدیک تر نمی کند ه

دعا و نیایش با پرورگار :

به روح انسان عظمت می دهد ، قدرتش را افزون تر و ارادتش را قویت می نماید

او پهلوان نیرومند و پرقدرتی است که پنجه در پنجه مشکلات افکنده و کُنده زانوی آن را بخاک می مالد و از مقابل خود بر می دارد

دعا : شفای درد دردمندان والیتام بخش زخمداران ماءیوس از زندگیست ، علاج دردهای ناعلاج است ، دارو و درمان

و شفای دل ماءیوس است ، داروی شفا بخش دل نالان و امید دل ناامیدان است و داروی بزرگ عمومی برای شفای تمامی دردهاست که آن حضرت فرمودند :

بر تو باد که دعا کنی براستی که آن شفای هر درد است

دعا : بلاهای آسمانی و عذابهای زمینی را بر میدارد و بقول حضرت سجادیهعليه‌السلام که می فرماید :

دعابلای نازل شده و نازل نشد ه را دفع می کند

شکنجه و عذاب به توسط نیایش و دعا بر طرف می شود و در اثر رگبار دعاهای مخلصانه در رحمت بسوی خلق مفتوح و زندگی انسانها مملّو از نعمات و برکات الهی می گردد

بر اثر دعا چه کمبودها و ناداری ها و فقر و ضعفهای مادی و معنوی بر طرف می شود و چه رَحمات و برکاتِ واسعه ای بجای آنها قرار می گیرند

حضرت امیرالمؤ منین علیعليه‌السلام میفرماید : هیچوقت نعمتی از ملتی سلب نمی شود ، مگر بخاطر گناهانشان پس ای مردم نعمت خدا را به طاعت و عبادت و پیروی او حفظ کنید زیرا دعا سبب گشایش باب رحمت و چراغ قلوب زاهدان و آثار شوق عابدان است

خلاصه انسان معاصر باید حجابهای ظلمت و کدورت را بوسیله دعا بر طرف کند و زمزمه های سوزناک وجودش را به وسیله نیایش فرا خوانده و حل نماید کتاب حاضر داستانهایی از (آثار دعا) ختوم و اذکار و ادعیه های مجرب است که اندک تلاش در باب دعاها و ذکرها است ، تا مردم دینی و ولائی ما قوت ایمانشان با مطالعه حالات بعضی از دردمندان و گرفتاران و حاجتمندانی که به وسیله دعا و نیایش درمان و شفا یافته اند ، استوارتر و محکمتر و زیادتر گردد و از فیض عظمای آن بهرمند گردند انشاءاللّه در جلد دوم این کتاب بنام درمان و شفا با دعا که دعاها و ختوم و اذکار مؤ ثر را در آنجا بطور مفصل و کامل و موضوعی بیان نموده ایم و علاقه مندان می توانند به این کتاب مراجعه نمایند و از آن بهره مند گردند این مختصر را جهت شادی قلب امام زمان (عج اللّه تعالی فرجه شریف ) و رفع موانع ظهور آن حضرت و شادی روح امام عزیز و تمام شهدا ، علی الخصوص بردار شهیدم آشیخ احمد میرخلف زاده هدیه می نمایم تا شاید مورد دعای حضرت مهدی عج اللّه تعالی فرجه شریف قرار گیریم و به واسطه آن حضرت گرفتاری های مردم برطرف گردد ، انشاء اللّه التماس دعا

۲۱/۸/۱۳۷۸ سوم شعبان ۱۴۲۰ سالروز تولد سالار شهیدان حضرت اباعبد اللّه الحسینعليه‌السلام

کلب آستان حسینعليه‌السلام علی میرخلف زاده

شیرینی عسل

یک روز آقا رئیس اسلام ، خاتم الانبیاء ، محمّد مصطفیصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، با آقا امیرالمؤ منین علیعليه‌السلام ، در میان نخلستانها نشسته بودند که یک وقت سر و کله زنبورِ عسلی ظاهر شد ، و شروع کرد ، دور پیغمبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم چرخیدن

پیغمبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود :

یا علی ! می دانی این زنبور چه می گوید

حضرت علیعليه‌السلام فرمود : خیر

آقا رسول اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمودند :

این زنبور امروز ما را مهمانی کرده و می گوید : یک مقدار عسل در فلان

محل گذاشته ام ، آقا امیرالمؤ منینعليه‌السلام را بفرستید ، تا آن را از آن محل بیاورد .آقا امیرالمؤ منین علیعليه‌السلام بلند شدند و آن عسل را از آن محل آوردند

حضرت رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود :

ای زنبور ، غذای شما که از شکوفه گل تلخ است به چه علّتی آن شکوفه به عسل شیرین تبدیل می شود ؟

زنبور گفت : یا رسول اللّه ، شیرینی این عسل ، از برکت ذکر وجود مقدّس شما ، و (آل ) شماست ، چون هر وقت ، مقداری از شکوفه استفاده می کنیم ، همان لحظه به ما الهام می شود که سه بار بر شما صلوات بفرستیم

وقتی که می گوئیم : اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد به برکت صلوات بر شما ، عسل ما شیرین می شود(۱)

غذای مسموم در آنها اثر نکرد

وقتی که رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم وارد مدینه منوّره شدند و پرچم اسلام را بلند کردند ، شخصی به نام عبداللّه اُبَیْ که یکی از دشمنان سرسخت پیامبر اسلام بود بر آن حضرت حسد بُرد و می خواست حضرت را به قتل برساند عبداللّه ، حضرت و اصحاب حضرت را به منزلش دعوت کرد و غذای مسمومی را ترتیب داد

جبرئیل به رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم خبر داد

همینکه غذا حاضر شد رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمودند :

یا علی دعای پُرمنفعت را بر این غذا بخوان

علیعليه‌السلام دعا را خواندند

بِسْمِ اللّهِ الشّافی ، بِسْمِ اللّهِ الْکافی ، بِسْمِ اللّهِ الَّذی لایَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَی ءٌ وَ لا داءٌ فی الاْرْضِ وَ لا فی السَّماءِ وَ هُوَ السَّمیعُ العَلیمُ

وقتی دعا خوانده شد همه غذا را خوردند و سیر شدند و ضرری به آنها نرسید با صحت و سلامتی برخواستند و رفتند

وقتی که عبداللّه اُبی این صحنه را دید ، گمان کرد آشپز فراموش کرده سمّ را داخل غذا کرده باشد ، رفت وتمام رفقایش را جمع کرد و از غذا خوردند همه به جهنم رسیدند(۲)

گفتگوی دو شیطان در باره بسم اللّه

یک روز شیطان چاقی ، شیطان لاغری را ملاقات کرد

شیطان چاق ، از شیطان لاغر پرسید :

چرا تو اینقدر لاغر و ضعیف شده ای ؟

شیطان لاغر ، جواب داد :

من بر شخصی مسلّط و ماءمور شده ام که او را گمراه کنم ولی آن شخص در اوّل هر کار ، مانند : خوردن ، آشامیدن ، . ، زبانش به ذکر بسم اللّه الرحمن الرحیم گویا است ، از این رو از نفوذ در او ، و شرکت در کارهای او محروم هستم و همین سبب و موجب لاغری من شده است ، حال تو بگو بدانم ، چطور چاق شده ای ؟

شیطان چاق پاسخ داد :

چاقی من به خاطر آن است که شاد هستم ، زیرا بر شخص غافل و بی خبر و بی تفاوت مسلّط شده ام که در هیچ کاری بسم اللّه نمی گوید ، مثلا هنگام ورود و خروج و هنگام خوردن و نوشیدن . و در هر کاری ، آنچنان غافل و سرگرم است که اصلا به یاد خدا نیست(۳)

پس ای مؤ منین در اول هر کاری بسم اللّه الرحمن الرحیم یادتان نرود زیرا با گفتن بسم اللّه شیطان از شما دور میشود

شفای امراض

مردی از دوستان و مُحبّین و ارادتمندان آقا حضرت امام صادق آل محمّدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به محضر مقدّس و مبارک آن حضرت شرف یاب شد ، در حالیکه مریض و دردمند بود ، و از مرضش رنج می برد

آقا حضرت صادقعليه‌السلام فرمود :

چی شده ، چرا رنگت پریده ؟

گفت : آقاجان ، فدایت شوم ، یک ماه است که سخت مریض و بیمار و دردمند و ناراحتم و تب از من دور نمی شود و مرا رها نمی کند

هرچه پیش دکتر و طبیب و پزشک رفتم ، و آنچه را که دستور دادند ، و نسخه نوشتند و ویزیت دادند ، پیچیده ام و انجام داده ام ، ولی نتیجه ندیده ام ، بهره و سود و خوبی و فایده ای نداشته

آقاجون دستم به دامنت ، کمکم کن ، ما بیچاره ها کسی را جز شما نداریم

یک دعایی یا ثنایی یا دوایی به ما عنایت کنید تا خوب شوم

آقا حضرت صادقعليه‌السلام ، فرمود :

یقه پیراهنت را باز کن وسرت را در آن فرو کن و بعد از اذان و اقامه هفت بار سوره حمد را بخوان و به خودت فوت کن ، انشاء اللّه خوب می شوی

آن مرد می گوید : همینکه دستور فرزند زهراعليها‌السلام را انجام دادم ، گویا آب روی آتش بود ، مثل اینکه مرا به طناب بسته باشند و بعد باز کرده باشند و رهایم کنند ، همینطور من هم از درد و ناراحتی و رنج آزاد شدم(۴)

داروی ناتوانی در دنیا و آخرت

حضرت امام محمّد باقرعليه‌السلام فرمودند :

یک روز شبیه هذلی محضر مقدس (حضرت رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ) مشرّف شد و گفت :

یا رسول اللّه ، من پیر شده ام و قوه بدنیم مرا به یک سری اعمالی از قبیل نماز و روزه و حج و جهاد . که قبلا بر آن مداومت داشتم و انجام می دادم ، یاری نمی دهد و الان هم توانایی بر آن اعمال را ندارم ، از شما خواهش می کنم که عملی سبک و حدیثی پربار و آسان به من بیاموزید که بتوانم آن را انجام دهم و خداوند متعال هم مرا از منبع فیض خودش بهرمند سازد

حضرت فرمود :ای مرد ، خواسته خود را تکرار کن ؟

هذلی خواسته خود را سه مرتبه اعاده نمود

حضرت فرمود :

هیچ درخت و کلوخی در اطراف تو نماند ، مگر از ترحم بر خواسته تو گریست

پس هر وقت از نماز صبح فارغ شدی ده مرتبه بگو :

سُبْحانَ اللّهِ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِه ، وَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَهَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلیِّ الْعَظیم

خداوند متعالی بواسطه این دعا تو را عافیت می دهد و به برکت این ختم تو را از کوری و دیوانگی و خوره و پیسی و پریشانی و کند ذهنی و خرفتی نجات می دهد

شبیه هذلی گفت :

یا رسول اللّه ؛ این ذکری را که فرمودید؛ برای دنیای من بود ، لطفا برای آخرتم هم نسخه ای بفرمائید تااز آن هم بهرمند گردم

حضرت رسول اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود :

بعد از هر نماز بگو :

اَللّهُمَّ اهْدِنی مِنْ عِنْدِکَ وَ اَفِضْ عَلَیّ مِنْ فَضْلِکَ وَ اَنْشُرْ عَلَیَّ مِنْ رَحْمَتِکَ وَ اَنْزِلْ عَلَیَّ مِنْ بَرَکاتِکَ

اگر بر این ادعیه مواظبت کردی و عمدا آن را تادم مرگ ترک نکردی ، وقتی که قیامت شود و به صحرای محشر وارد شوی ، هشت در بهشت برای تو باز می شود ، و از هر دری که خواستی می توانی داخل شوی(۵)

داروی بیماری و تنگ دستی

مردی محضر مقدّس حضرت رسول اللّهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم مشرف شد و از بیماری و تنگدستی خودش به آن حضرت شکایت کرد

آن حضرت به او فرمودند : بعد از نمازهای واجبت بگو :

تَوَکَلْتُ عَلَی الْحَیِّ الَّذی لایَمُوتُ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الذَّی لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَهً وَ لا وَلَدا وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیُّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِرْهُ تَکْبیرا

من به این ختم عمل کردم ، هیچ شدّت و سختی به طرف من نیآمد مگر اینکه جبرئیل برای من متمثل می شد و می فرمود : این دعا را بخوان و من می خواندم و آن شدائد از من بر طرف می شد(۶)

مونس

مردی خدمت با سعادت آقا (حضرت امام جعفر صادقعليه‌السلام )

شرفیاب شد و گفت :

ای مولای من ، سِنَّم بالا رفته و خویشانمُ مرده اند و مونسی ندارم و می ترسم که من هم بمیرم چه کنم ؟

حضرت فرمودند :

برادران مؤ من و صالح برای انس گرفتن بهتر هستند از قوم و خویشان اگر طول عمر خود و خویشان و دوستان را می خواهی این دعا را بعد از هر نمازی بخوان :

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، اَللّهُمَّ اِنَّ رَسُولَکَ الصّادِقَ الْمُصَدَّقَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ قالَ اِنَّکَ قُلْتَ ما تَرَدَّدْتُ فی شَئٍ اَنَا فاعِلُهُ کَتَرَدُّدی فی قَبْضِ رُوحِ عَبْدِیَ الْمُؤ مِنِ یَکْرَهُ الْمَوتَ وَ اَکْرَهُ مَسائَلَهُ ، اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ لِوَلِیّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافِیَهَ وَ النَّصْرَ وَ لا تَسُؤْنی فی نَفْسی وَ لا فی اَحَدٍ مِنْ اَحِبَّتی

و اگر خواستی یکی از دوستان خود را نام ببر و بگو :

وَلافی فُلانٍ وَ لافی فُلانٍ

راوی گفت : چون بر این دعا مداومت کردم ، اینقدر عمرم زیاد شد که از زندگی ملول شدم

این دعا بقدری معتبر است که در تمام کتب دعا نقل شده(۷)

کار بسته شده

مردی خدمت با سعادت آقا حضرت امام موسی کاظمعليه‌السلام شرف یاب شد و از مشکلات کاری به آقا شکایت کرد که : آقا جان کار من بسته شده و به هر کاری که متوجه می شوم و دست میزنم ، سودی نمی کنم و به هر حاجتی رو می آورم آن حاجتم روا نمی شود ، چه کنم ؟ !

حضرت موسی بن جعفرعليه‌السلام فرمودند :

بعد از نماز صبح ده مرتبه بگو :

سُبْحانَ اللّهِ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ

راوی گفت : چند صباحی بر این دعا مداومت کردم ، جمعی از هم محلی هایم نزد من آمدند و گفتند :

مردی از اقوام شما مرده و غیر از تو وارث دیگری ندارد(۸)

خلاصه : به مال زیادی رسیدم و تا بحال بی نیاز هستم

دعای خیر دنیا و آخرت

مردی بنام هلقام محضر مقدس حضرت موسی بن جعفرعليه‌السلام مشرف شده و عرضکرد : یا بن رسول اللّه ، دعایی به من یاد بدهید که برای دنیا و آخرتم جامع و آسان باشد

حضرت به آن مرد فرمود :

هر کسی بعد از نماز صبح ، تا وقت طلوع آفتاب این دعا را مداومت کند ، خیر دنیا و آخرت به او خواهد رسید

سُبْحانَ اللّهِ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ

آن مرد گفت : از آن روزی که این ختم را شروع کردم و

مداومت برآن نمودم ، حالم خوب شد و از زندگیم لذّت بردم و

گرفتار چیزی نشدم مگر به برکت این ذکر احوالاتم نکو گشت(۹)

پریشانی ومریضی

مردی به حضرت رسول اللّهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم از تنگدستی و پریشانی و بیماری خود شکایت کرد

حضرت رسولصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود :

هر کس هر صبح و شب ، ده مرتبه این دعا را بخواند و بر آن مداومت داشته باشد ، تنگدستی و پریشانی و مریضی او بر طرف خواهد شد

لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ ، تَوَکَّلْتُ عَلَی الْحَیِّ الَّذی لا یَمُوتُ وَ الْحَمْدُلِلّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَهً وَ لا وَ وَلَداً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِّیٌ مَنَ الذُّلِ وَ کَبِّرْهُ تَکْبیراً

آن مرد می گوید : من سه روز بر این ختم مداومت کردم ، حالم صحیح و سالم شد و ثروتمند شدم و پریشانیم رفع گردید(۱۰)

داروی علیلی

مردی به محضر مقدس حضرت صادق آل محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شر فیاب شد و از مریضی همسرش به حضرت شکایت کرد و گفت :

آقاجان ، قربانت گردم ، اُمّ وَلَدی دارم که علیل است ،

هر چه دکتر و طبیب گفته انجام داده ام ولی علت او خوب نشده چه کنم ؟ !

حضرت به آن مرد فرمود :

بعد از هر نماز واجبت در سجده شکر این ذکر را بگو :

یا رَؤُفُ یا رَحیمُ یا رَبِّ یا سَیِّدی

سپس حاجت خود را بطلب ، انشاءاللّه آن مرض از او دفع خواهد شد راوی می گوید : چون بر آن ختم مداومت کردم ، علت و مرضِ همسرم بر طرف شد(۱۱)

بنده در سجده

حضرت صادقعليه‌السلام فرمود :

هر گاه بنده ای در سجده سه مرتبه بگوید :

یا اَللّهُ یا رَباهُ یا سَیِّداهُ

خداوند کریم در جواب او می فرماید :

لبیک ، ای بنده من ، حاجتِ خودت را از من بخواه ، تا به تو عنایت کنم و هر کس در سجده آنقدر بگوید :

یا رَبّاهُ یا سَیِّداهُ تانفسش قطع شود ، حضرت حق تعالی می فرماید :

حاجت خودت را طلب کن ، ای بنده من(۱۲)

بیماری طولانی

حضرت صادق آل محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود :

مردی از انصار چند روز خدمت حضرت رسولصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نیامد

بعد از چند روز که خدمت حضرت شرفیاب شد ، حضرت احوال او را پرسید و فرمود :

چرا چند روز است که غایب هستی و نزد ما نمی آیی ؟ !

عرض کرد : آقاجان فدای شما بشوم ، چند وقت است که دستم تنگ شده و بیماریم طول کشیده

حضرت فرمود : می خواهی به تو دعایی یاد بدهم که وقتی که فقیر و بیمارشدی ، فقر وبیماریت از تو بر طرف شود ؟ !

گفت : بله ، یا رسول اللّه چه از این بهتر حضرت فرمود :

هر صبح و شب این دعا را بخوان :

لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ ، تَوَکَّلْتُ عَلَی الْحَیِّ الَّذی لا یَمُوتُ وَ الْحَمْدُلِلّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِّیٌ مَنَ الذُّلِ وَ کَبِّرْهُ تَکْبیراً

می گوید : چون بر آن مداومت کردم احوالاتم نکو گشت ، و حالم بهتر شد(۱۳)

به تعداد رگهای بدنت

مرحوم قطب راوندیرضي‌الله‌عنه روایت کرده است که : بنی اسرائیل عابدی بود که سالها حق تعالی را عبادت می کرد روزی دعا کرد که : پروردگار را می خواهم حال خودم را نزد تو بدانم ، کدامین عمل هایم را پسندیدی ، تا همیشه آن عمل را انجام دهم ، واِلاّ پیش از مرگم توبه کنم ؟ !

حضرت حق تعالی ، ملکی را نزد آن عابد فرستاد و فرمود : تو پیش خدا هیچ عمل خیری ندارد

گفت : خدایا ، پس عبادتهای من چه شد ؟ ! ملک فرمود : هر وقت عمل خیری انجام میدادی به مردم خبر میدادی ، و می خواستی مردم به تو بگویند :

چه آدم خوبی هستی و به نیکی از تو یاد کنند خُب ، حالا ثوابت را گرفتی ، آیا برای عملت راضی شدی ؟

این حرف برای عابد خیلی گران آمد و محزون و ناراحت شد ، و صدایش به ناله بلند گردید

ملک بار دیگر آمد و فرمود :

حق تعالی می فرماید :

الحال خود را از من بخر ، و هر روز به تعداد رگهای بدنت تصدق بده

عابد گفت : خدایا چطوری من که چیزی ندارم ؟ ! فرمود : هر روز سیصد و شصت مرتبه ، به تعداد رگهای بدنت بگو :

سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لااِلهَ اِلا اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَر وَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَهَ اِلاّ بِااللّهِ

عابد گفت : خدایا اگر این طور است ، زیادتر بفرما ؟ !

فرمود : اگر زیادتر بگویی ثوابت بیشتر است(۱۴)

فضیلتهای این نماز

یک روز مردی بادیه نشین و صحرایی خدمت با کرامت حضرت رسالت پناهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم مشرف شد و گفت :

پدر و مادرم فدای شما باد ، ای رسول خدا ، ما در بادیه و بیابان هستیم و از مدینه دوریم و نمی توانیم هر جمعه به نماز جمعه حاضر شویم ، از شما خواهشی دارم که به من عملی تعلیم کنید که وقتی که آن را بجا آوردم فضیلت نماز جمعه را در یابم و وقتی که به اهل و قبیله ام برگشتم آن را به آنها بیاموزم

حضرت رسولصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمودند :

وقتی که روز بر آمد ، دو رکعت نماز بخوان ، در رکعت اول بعد از حمد هفت مرتبه قل اعوذ برب الفلق بخوان و در رکعت دوم بعد از حمد هفت مرتبه قل اعوذ برب الناس را بخوان و بعد از سلام هفت مرتبه آیه الکرسی بخوان ، سپس برخیز و هشت رکعت دیگر بخوان به دو سلام و بعد بنشین

بعد از هر دو رکعت از آن تشهد را بخوان و سلام نمازت رانگو و چون چهار رکعت دیگر را تمام کردی سلام نمازت رابگو و چهار رکعت دیگر هم به همین نحو بجا آور و در هر رکعتی ، سوره حمد یک مرتبه و اذاجانصراللّه یک مرتبه و قل هواللّه احد بیست و پنج مرتبه و چون از تشهد و سلام فارغ شدی ، این دعا را هفت مرتبه بخوان : یا حَیُّ یا قَیُّومُ ، یا ذَالْجَلالِ وَ الاِْکْرامِ یا اِلهَ اَلاَْوَّلینَ وَ الاَّْخِرینَ ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ ، یا رَحْمنَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ وَ رَحیمَهُما ، یارَبِّ یارَبِّ یارَبِّ یارَبِّ یارَبِّ یارَبِّ ، یااَللّهُ یااَللّهُ یااَللّهُ یااَللّهُ یااَللّهُ یااَللّهُ ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَ اغْفِرلی

پس حاجت خودت را بگو بعد هفتاد مرتبه بگو :لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلیِّ الْعَظیمِ ، سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعَرْشِ الْکَریمِ

به حق آن خداوندی که مرا به صدق و راستی فرستاد ، سوگند می خورم

که هر مؤ من و مؤ منه ای که این نماز را در روز جمعه بجا آورد ، من برای او بهشت را ضامن هستم

و از جانمازش برنخیزد مگر اینکه خداوند متعال ، تمام گناهان او و گناهان پدر و مادرش را بیاموزد و حضرت حق تعالی ، به خاطر آن نمازهایی را که انجام داده ، برای او ثواب شهرهای مسلمانان را بنوسید

و برای او اجر کسی است که در مشرق و مغرب عالم روزه گرفته و نماز خوانده و حق تعالی ، آنچه را که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشیده به او عنایت می فرماید(۱۵)

رحم بر مرده ها

حضرت رسولصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمودند :

برمیت سخت تر از شب اول قبر نمی گذرد ، پس برمردهای خودتان رحم کنید و صدقه برای آنها بدهید ، و اگر چیزی پیدا نکردید که صدقه بدهید ، یکی از شماها دو رکعت نماز برای او بخواند که در رکعت اول آن سوره حمد یک مرتبه و اَلهیکُم التَّکاثُر ده مرتبه و بعد از سلام بگو :

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمِّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها اِلی قَبْرِ ذلِکَ الْمَیِّتِ فُلانِ بْنِ فُلان (اسم مرده را می بری )

حضرت حق سبحانه و تعالی ، (بواسطه این عمل ) همان ساعت هزار ملک که با هرملک جامه و حله ای است را به سوی قبر آن میت می فرستد ، و تنگی قبر بر آن مرده تا روز نفخه صور (قیامت ) وسیع خواهد شد

و خداوند متعال به خواننده این نماز به تعداد آنچه که آفتاب بر او طلوع کرده حسنات خواهد بخشید ، و چهل درجه بالا به او عنایت خواهد کرد

(البته این نماز را بطور دیگر هم روایت کرده اند که دو رکعت است ، در رکعت اول بعد از حمد آیه الکرسی

یکمرتبه و توحید دو مرتبه بخواند )(۱۶)

حدیث نفس

حضرت صادق آل محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود :

برای هر مؤ منی چهل روز نمی گذرد ، مگر اینکه گرفتار حدیث نفس می شود پس هر وقت حدیث نفس بر کسی عارض شد ، دو رکعت نماز بجا آورد و از شّر آن به خدا پناه ببرد

چون یک روز حضرت آدمعليه‌السلام از حدیث نفس به خداوند عزوجل شکایت کرد

حضرت جبرئیلعليه‌السلام نازل شد و فرمود : بگو : لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ

حضرت آدمعليه‌السلام تا این ذکر را فرمود ، حدیث نفس او بر طرف شد(۱۷)

وسوسه

حضرت امام محمد باقرعليه‌السلام فرمودند :

یک روز مردی محضر مقدس آقا حضرت رسولصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم مشرف شد از وسوسه حدیث نفس و قرضی که برای او سنگین شده بود و از فقر و درویشی به آن حضرت شکایت کرد

حضرت رسولصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به او فرمودند :

این ذکر را همیشه تکرار کن و بگو : تَوَکَّلْتُ عَلَی الْحَیِّ الَّذی لایَمُوتُ وَ الْحَمْدُلِلّ هِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیُّ مَنَ الذُّلِ وَ کَبِّرْهُ تَکْبیراً

آن مرد رفت .چند روزی نگذشته بود که دوباره خدمت حضرت آمد و گفت : یا رسول اللّه ( عجب ذکری به من عنایت کردی ، دستت درد نکند) ، خداوند متعال به برکت این ذکر ، وسوسه را از من دور کرد وقرض مرا ادا نمود و مرا از درویشی و فقر نجات داد و توانگر فرمود(۱۸)

قرض و ستم

مردی خدمت با شرافت حضرت صادق آل محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شرفیاب شد و از قرض و ستم سلطان به آن حضرت شکایت کرد و گفت :

اِی آقای من ، اطرافم را قرض احاطه کرده و سلطانی هم هست که به من ظلم می کند ، اگر دعایی دارید به من بیآموزید تا به وسیله آن دعا ، غنیمتی ، گنجی ، زیرخاکی ، چیزی پیدا کنم و قرضهایم را اداء کنم و ستم سلطان را هم با آن باز دارم ؟ !

حضرت فرمود :

وقتی که شب شد ، دو رکعت نماز بخوان ، که در رکعت اول آن : بعد از حمد آیه الکرسی باشد و در رکعت دوم : بعد از حمد ، آخر سوره حشر را بخوان( لَوْ اَنْزَلْنا هذَا الْقُرآنَ عَلی جَبَلٍ )

را تا آخر سوره بجا آور(۱۹)

بعد قرآن را بر سرت بگذار و بگو :

بِحَقِّ هَذَا الْقُرْانِ وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤ مُنٍ مَدَحْتَهُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ

و بعد ده مرتبه بگو :

بِکَ یا اَللّهُ

و بعد ده مرتبه ، یا مُحَمَّدُ

و بعد ده مرتبه ، یا عَلِیُّ

و بعد ده مرتبه ، یا فاطِمَهُ

و بعد ده مرتبه ، یا حَسَنُ

و بعد ده مرتبه ، یا حُسِیْنُ

و بعد ده مرتبه ، یا عَلِّی بْنَ الْحُسَیْنِ

و بعد ده مرتبه ، یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیّ

و بعد ده مرتبه ، یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ

و بعد ده مرتبه ، یا مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ

و بعد ده مرتبه ، یا عَلِّی بْنِ مُوسی

و بعد ده مرتبه ، یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلی

و بعد ده مرتبه ، یا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ

و بعد ده مرتبه ، یا حَسَن بْنَ عَلی

و بعد ده مرتبه ، بِالْحُجَّهِ

بعد حاجت خود را از خداوند متعال بخواه

راوی گفت : آن مرد رفت و بعد از یک مدتی آمد ، در حالیکه قرضهایش را اداء کرده بود و امر سلطانش اصلاح شده بود و مالش زیاد گشته بود(۲۰)

سفرهای طولانی سعدی

سعدی پس از تحصیلات خود در دانشگاه نظامیه بغداد، به سفرهای طول و دراز دست زد. او در آن عصر و با وسایل آن زمان به شهرهای روم، حجاز، شام، هند، کاشغر، سومنات، مصر و... سفر کرد. سفرش از شیراز، در سال 620 یا 621 شروع شد و تا سال 655 هجری ادامه یافت، و در همین سال به شیراز باز گشت و تألیفات خود را در این زمان در شیراز نوشت. او پس از 30 یا 35 سال مسافرت و جهانگردی با کوله باری از تجربیات گوناگون ملتهای مختلف، و دستی پر از معلومات بشری به وطن باز گشت.(16)

او در مورد سفرهای طولانی خود می گوید:

در اقصای عالم بگشتم بسی

بسر بردم ایام با هر کسی

تمتع ز هر گوشه ای یافتم

ز هر خرمنی خوشه ای یافتم(17)

شاعر معروف، جامی می گوید:

سعدی، اقالیم را گشته و بارها به سفر حج پیاده رفته.(18)

و بنا به نقل دولتشاه:

سعدی چهارده نوبت به حج رفته و برای جهاد به سوی روم و هند رهسپار شده است.(19)

او از مسافرت و جهانگردی خسته نمی شد. کتاب بوستان و گلستان او نتیجه تجربه هایی است که در محفلها و شهرها و کشورهای گوناگون به دست آورده است.

گویند: یکی از آشنایان سعدی به او گفت: (این همه تجربه ها را از کجا به دست آورده ای؟)

سعدی در پاسخ گفت: (از سفرهای دور و دراز.)

او پرسید: (چگونه این همه خستگی سفر را تحمل کردی؟)

سعدی در پاسخ گفت:

تهی پای رفتن به از کفش تنگ

بلای سفر به که در خانه جنگ

حاضران دانستند که همسر سعدی، خوش اخلاق نیست. یکی از حاضران گفت: (با این حال همسر شیخ سعدی، برای ما مرد حکیم و عاقلی پرورش داد.(20)

علت شهرت او به سعدی

واژه سعدی، لقب شعری (تخلص) اوست. از این رو به این لقب شهرت یافته است. درباره اینکه او این واژه را از کجا اقتباس کرده، دو قول است:

1. از نام (سعدبن زنگی بن مودود سلغری) از اتابکان (که در سال 599 تا 623 در شیراز حکومت می کرد و در آن سامان، امنیت به وجود آورد.)

2. از نام نوه او (سعدبن ابی بکر بن سعدبن زنگی)

بیشتر محققان، قول دوم را برگزیده اند، زیرا تاریخ نگارش گلستان و بوستان، با تاریخ حکومت سعدبن ابی بکر، هماهنگ است.(21)

دکتر خطیت در مقدمه شرح گلستان خود می نویسد: (سعدی بوستان را به نام ابوبکر سعدبن زنگی نوشت، و گلستان را به نام (سعدبن ابی بکر) فراهم نمود.)

شأن و مقام علیعليه‌السلام و خاندانش در اشعار سعدی

گرچه مطابق قائن، سعدی در مذهب شافعی است و شاید تحت تأثیر فرزند اولین مربی و معلمش بعد از پدر، یعنی دایی اش علامه قطب الدین شیرازی شافعی قرار گرفته، ولی در وصف امیر مؤ منان علیعليه‌السلام و خاندان رسالت - از نظر کمی و کیفی - بهتر از دیگران سخن گفته و شرط انصاف را رعایت کرده، تا آنجا که می گوید:

کس را چه زور و زهره که وصف علی کند

جبار در مناقب او گفته هل اتی

زور آزمای قلعه خیبر که بند او

در یکدگر شکست به بازوی لافتی

مردی که در مصاف(22) زره پیش بسته بود

تا پیش دشمنان نکند پشت بر غزا(23)

شیر خدا و صفدر میدان و بحر جود

جانبخش در نماز و جهانسوز در وغا(24)

دیباچه مروت و دیوان معرفت

لشگر کش فتوت(25) و سردار اتقیا

فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست

ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی

پیغمبر آفتاب منیر است در جهان

آلش ستارگان بزرگان بزرگند و مقتدا

یا رب به نسل طاهر اولاد فاطمه

یا رب به خون پاک شهیدان کربلا

یا رب به صدق سینه پیران راست رو

یا رب به آب دیده مردان آشنا

یا رب خلاف امر تو بسیار کرده ایم

امید هست از کرامت عفو ما مضی(26)

دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست

ای اسم اعظمت در گنجینه شفا

گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده اند

ما را بس است رحمت و فضل تو متکا(27)

یکی دیگر از اشعار سعدی که نمایانگر علاقه او به خاندان رسالت و در وصف پیامبر اسلامصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم آمده، چنین است:

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

تألیفات ارزشمند سعدی

محقق بزرگ، دهخدا می نویسد:

مشرف الدین، مصلح بن عبدالله، سعدی شیرازی، نویسنده و گوینده بزرگ قرن هفتم، در شیراز به کسب علم پرداخت. سپس به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تعلیم مشغول شد. سعدی سفرهای بسیاری کرد و در زمان سلطنت اتابک، ابوبکربن سعدبن زنگی (623 - 668 ه - ق) به شیراز باز گشت و تصنیف (سعدی نامه) یا بوستان (در سال 655) و گلستان (در سال 656) پرداخت. علاوه بر اینها، قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیع بند، رباعیات، مقالات و قصاید عربی دارد که همه آنها را در کلیات وی جمع کرده اند.

امتیاز بزرگ سعدی در غزل عاشقانه و مثنوی اخلاقی، و نثر فنی به سبک مقاله(28) نگاری است(29)

مجموعه کلیات سعدی که اکنون در دسترس است، حاوی همه آثار قلمی سعدی است که عبارتند از: مجالس، گلستان، بوستان غزلیات، قصاید فارسی، رباعیات، ترجیحات، قطعات، مثنویات، مطایبات، ملمعات، مثلثات و قصاید عربی.

نگاهی به گلستان سعدی

گلستان سعدی، مجموعه ای از گنجینه ها و گوهرهای فرهنگی است. بر اساس اینکه بهشت دارای هشت باب (در) است، هشت باب زیر تشکیل شده است:

باب اول: در سیرت پادشاهان.

باب دوم: در اخلاق درویشان.

باب سوم: در فضیلت قناعت.

باب چهارم: در فواید خاموشی.

باب پنجم: در عشق و جوانی.

باب ششم: در ضعف و پیری.

باب هفتم: در تأثیر تربیت.

باب هشتم: در آداب صحبت.

سخن در وصف گلستان سعدی و زیبایی واژه ها و عمق بیان دلنشین سعدی، بسیار است

کوتاه سخن آنکه: سعدی به زبان همه ملل سخن گفته، و گفتارش بعد از هفتصد و پنجاه و هشت سال تازه است و گویی برای امروز جهان نوشته شده است. از این رو زبانهای زنده جهان از جمله به زبان فرانسوی، لاتینی، آلمانی انگلیسی، عربی و ترکی ترجمه و به جهانیان گزارش شده است و مردم دنیا او را به عنوان معلم راستین ادب و اخلاق می شناسند.

دکتر (فوزی عطری) نویسنده سرشناس عرب می نویسد:

گلستان سعدی کتابی است که در زمینه پرورش ادب و اخلاق، تحریر شده و به همین جهت علاوه بر ایران، در سایر کشورها نیز به عنوان کتاب درسی، مورد مطالعه دانش آموزان و دانشجویان قرار گرفته و با این وجود از لطافت و ظرافت خاصی هم برخوردار است.... اعتقاد عمومی بر این است که شیخ شیراز، شاعر و نویسنده ای فقط متعلق به ایران نیست.

دکتر فوزی در مقاله ای تحت عنوان «سعدی شیرازی، شاعری که به زبان همه جهان سخن گفت» ، می نویسد:

وقتی (بنیامین فرانکلین) یکی از عبارات گلستان سعدی را شنید، تعجب زده گفت: (خدایا چه می شنوم؟ بی شک این عبارت یکی از عبارات گمشده تورات است.) و (امرسون) با برداشتی که از کتاب سعدی داشته، سعدی را شاعری دانسته که به زبان همه ملته سخن گفته است(30)

در اینجا به نظرم جالب آمد که نکته ای در شأن سعدی از حضرت اما خمینی رحمة الله علیه بگویم، تا هم شأن سعدی در هنر را دریابیم و هم یادگاری از اما خمینی رحمة الله علیه زینت بخش این سطور گردد.

در یکی از روزها عروس امام، همسر مرحوم حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج احمد آقارحمه‌الله با اصرار از امام در خواست می کند که اشعاری را بسراید و او اهدا کند، اما در ضمن گفتاری به او می فرماید:

شاعر اگر سعدی شیراز است

بافته های من و تو بازی است(31)

دکتر خلیل خطیب می نویسد:

گلستان را باید فرآورده آزمونها و نمودار مطالعه سعدی در افکار و احوال و اخلاق و آداب مردمی شمرد، که وی در سفر سی ساله با آنان سروکار داشته و از راز درونشان آگاه گشته و از هر یک اندرزی شنیده و نکته ای آموخته و به گنجینه خاطر سپرده است و آنگاه در فراغ بال چند ساله ای که در روزگار سلغریان یافته، این گهرهای تابناک را به رشته تحریر کشیده و گیسوی عروس سخن را به زیور نظم و نثر گرانبهای خویش بیاراسته است.

نبوغ سعدی در نویسندگان و گویندگان از گلستان، نیک نمایان است و اگر استاد جز همین اثر را به یادگار نمی گذاشت، بر اثبات بزرگی وی کافی بود. سعدی در گلستان آموزگاری خردمند است که جویندگان فضیلت را گاه با نقل افسانه و داستان به شیوه مقامه نویسان و گاه با حجت و برهان و استناد به تاریخ، به شناخت خوب و بد، توان می بخشد. از گفتن حق بیم ندارد، بر نقایصی که در اجتماع می بیند، پرده نمی پوشد، عشوه ده رشوت ستان نیست. کلام بکرش هم فلسفی است، هم عرفانی و هم به معیار دین، درست تو هم به آیین اخلاق، پسندیده.

وی فرزانه ای روانشناس است که داروی تلخ نصیحت را با شهد ظرافت آمیخته، تا نازک طلبان و نازنینان جهان هم از گفتارش ملول نشوند، این است که دانایان سخن، سعدی را زبده حکمت و خلاصه معرفت و گلستانش را چون بوستان، و بوستانش را چون گلستان، جان پرور می شمرند...(32)

کتاب حاضر

همیشه هدف بزرگانی چون سعدی این بود که الفاظ را آیینه معنی قرار دهند و آن معنی را به عنوان نصیحت و اندرز، برای هدایت انسانها، به گوش آنان برساند، نه به عکس که معنی را فدای لفظ کنند و را لفظ باز منهای معنی، مردم را سرگرم نمایند.

هدف سعدی در کتابهایش، از جمله، نگارش گلستان، نصیحت و پیام و ارشاد انسانها است، چنانکه خود در آخر مقدمه گلستان گوید:

مراد ما نصیحت بود و گفتیم

حوالت با خدا کردیم و رفتیم

و مردم را تشویق و دعوت می کند که از بوی دل انگیز گلهای کتاب گلستان، بهره جویند که همیشه با نشاط و تازه است، و مانند گلهای گیاهان، زودگذر نیست. در همین رابطه می گوید:

به چه کار آیدت ز گل طبقی؟

از گلستان من ببر ورقی

گل همین پنج روز و شش باشد

وین گلستان همیشه خوش باشد(33)

از ویژگیهای گلستان سعدی اینکه: کاملا ابتکاری و دور از تقلید از این و آن است. سعدی در این مورد گوید: (در همه گلستان، بر خلاف عادت مؤ لفان از اشعار پیشینیان، شعری به عاریت گرفته نشد، و اشعار من با اشعار آنها آمیخته نگردید:)

کهن خرقه خویش پیراستن

به از جامه عاریت خواستن

یعنی: (جامه کهنه و پاره خود را درست گردانیدن و بر تن راست کردن، بهتر از آن است که جامه نوی را به عاریت طلب نمود.)

به این ترتیب غالب گفتار سعدی شادی آور، خوشبو و نمکین و تازه است.(34)

گرچه گلستان سعدی پس از هفتصد و پنجاه و هشت سال، هنوز طراوت و تازگی خود را حفظ کرده است، ولی بر همگان روشن است که به خاطر سنگینی بیان آن عصر، برای توده مردم امروز قابل فهم نیست و جز خواص از آن بهره مند نمی شوند. بنابراین برای بهره مندی همه مردم، لازم آمد که به قلم روان و همگانی نگارش یابد تا در دسترس و بهره گیری همگان قرار گیرد.

بر همین اساس، پس از آنکه گزیده ای از (داستان مثنوی) مولانا جلال الدین را به قلم روان در سطح عموم نوشتم و در سطح وسیع انتشار یافت، بر این فکر بودم که حکایات (گلستان سعدی) را نیز به قلم روان بنویسم و تقدیم نمایم. اشتغالات به من فرصت نمی داد تا اینکه ناشر محترم (انتشارات نبوی) پیشنهاد دادند و تأکیداتشان موجب شد که همت گمارم و به این کار مثبت جامه عمل پوشم. خدا را شکر که بر این کار توفیقم داد.

تذکر چند نکته

در اینجا تذکر چند نکته لازم است:

1. ما در این کتاب، نثر حکایتهای گلستان سعدی را به قلم روان روز در آورده ایم و اشعار فارسی آن را به همان قالب خود حفظ نموده ایم، و به توضیح اشعاری که فهم معنی آن مشکل بود در پاورقی پرداخته ایم.

2. در بسیاری از موارد نثر، نیاز به توضیح بود که آن را در بین دو کروشه در متن و یا بدون کروشه، در پاورقی، آورده ایم.

4. گاهی در متن حکایتها، اشعار عربی وجود داشت که از ذکر آنها خودداری شد، با توجه به اینکه معنی آنها در اشعار فارسی یا در نثر آمده است.

5. برای توضیح، از شرح گلستان سعدی، تألیف آقای دکتر خلیل خطیب، بهره فراوان برده ایم.

6. در مواردی اندک، از ذکر چند حکایت به عللی، از جمله بدآموزی ظاهری آن و یا اینکه مقصود ما را در راستای هدف از تنظیم این کتاب، (نصیحت و عبرت) تأمین نمی کرد، خودداری شد.

7. لازم به تذکر است که تنها حکایتهای گلستان سعدی، در این کتاب، بازنویسی شده، نه مثالها یا نصایح و مطالب دیگر این کتاب که جنبه حکایت ندارند (مانند بیشتر مطالب باب هشتم)

به هر حال گلستان سعدی را چون دریایی پر از معارف، نصایح، عرفان، عشق و شور یافتم. گاهی خود را در میان امواج این دریا در تلاطم می دیدم و از پیشروی درمانده می شدم، بی اختیار این شعر در صفحه دلم روان و بر زبانم جاری می گردید که:

شناوری که نه سزای محمدی ها است

غریق جهل کجا و شنا در این دریا

این کتاب در وجود من اثر بسزا گذاشت، به امید آنکه اندرزها و سخنان از دل برخاسته و عرفانه سعدی، آن پیر خرد و مرشد نصیحت که برگرفته از آیات قرآن و روایات اسلامی و تجربیات بسیار است، و در یک کلمه ثمره یک عمر رنج و تلاش سعدی است و چکیده ای از دانشها و حکمتهاست، در راستای پاکسازی و نوسازی و بهسازی ما سودمند گردد، و ما را در بهره گیری صحیح از ارزشهای والای عرفانی و اخلاقی و عشق به معبود حق، یار و یاور باشد، که سعدی در مورد بهره گیری عرفانی از کتاب گلستان می گوید:

اگر مجنون لیلی زنده گشتی

حدیث عشق از این دفتر نبشتی

حوزه علمیه قم

محمد محمدی اشتهاردی

زمستان 1373ش


3