گزارش لحظه به لحظه از واقعه غدیر

نویسنده: محمد باقر انصاری
ناشرین: انتشارات دلیل ما
گروه: امام علی علیه السلام
صفحات: 47
نویسنده: محمد باقر انصاری
ناشرین: انتشارات دلیل ما
گروه: امام علی علیه السلام
صفحات: 47
تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنین عليهماالسلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.
لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام نگردیده است.
گزارش لحظه به لحظه از واقعه غدیر
محمد باقر انصاری
گزارش لحظه به لحظه از واقعه غدیر
غدير، داستان اعتقاد ۵
عظمت غدير ۷
از مدينه تا غدير ۱۱
سخنرانی غدير ۱۹
مراسم سه روزه در غدير ۳۷
در نقطه ی غدير توقفی بايد، كه با حقيقت انسان سر و كار دارد. هزار و چهارصد سال است كه شيعه زلال پر بركت غدير را به پای درختان ولايت می افشاند، و از آن بيابان خشكباغهای پر ثمر اعتقادی و گلهای زيبای محبت را پرورش می دهد .
آغاز پانزدهمين قرنی است كه شيعه با حجتی قوی و برهانی قاطع، كه پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم به دستش داده، پرچم بلند «اَشْهَدُ اَنَّ عَلِيّاً وَلِیُّ اللَّهِ » را برافراشته و از مرزهای اعتقادی خويش پاسداری می كند.
غدير ، مراسمی عظيم و مجموعه ای فراموش نشدنی در تاريخ اسلام است كه بعنوان «واقعه ی غدير » جايگاه خاصی در اعتقادات مقدس ما دارد.
در كتاب حاضر با يادی از عظمت مراسم سه روزه ی غدير در تاريخ اسلام، گزارشی به صورت لحظه به لحظه با تمام جزئيات واقعه ی غدير در قالب داستانی تقديم می شود؛ تا غدير را آنگونه كه واقع شده بياموزيم و به نسلهای آينده بسپاريم.
آنچه در ترسيم واقعه ی غدير آورده ايم با استناد به منابع است، و حتی يك كلمه بصورت تخيل و پردازش آورده نشده است. آدرسهای منابع نيز بصورت پی نوشت در پايان كتاب آمده است.
به اميد روزی كه در كنار صاحب غدير حضرت بقية اللَّه الاعظم ارواحنا فداه و عجّل اللَّه فرجه، غدير را به جشنی ديگر نشينيم، و داستان آن روزهای شيرين را از دو لب مبارك آن حضرت بشنويم.
قم، محمد باقر انصاری زنجانی
عيد غدير ۱۴۲۱، زمستان ۱۳۷۹
خطابه ی غدير بعنوان آينه ی تمام نمای ولايت اميرالمؤمنينعليهالسلام بين تمام خطابه های اسلام ويژگيهايی دارد كه آن را بصورت منحصر بفرد درآورده است. اين اهميت باز می گردد به متن خطبه و فضای خاصی كه اين سخنرانی در آن انجام شده است.
مهمترين مقاصد حضرت در خطبه ی غدير را می توان در موارد زير خلاصه كرد:
۱. نتيجه گيری از زحمات ۲۳ ساله ی رسالت با تعيين ادامه دهندگان اين راه.
۲. حفظ دائمی اسلام با جانشينانی كه از عهده ی اين مهم برآيند.
۳. اقدام رسمی برای تعيين خليفه كه از نظر قوانين ملل سنديت دارد.
۴. ترسيم خط مشی آينده ی مسلمين تا آخر دنيا.
۵. اتمام حجت بر مخالفان اسلام اعم از مقصرين و معاندين.
اين اهداف بلند در سايه ی شرايطی انجام شد كه شايسته ی ابديت غدير بود، و آن را بعنوان يك واقعه ی استثنايی در آورد. امام باقرعليهالسلام می فرمايد:
«لَمْ يُنادِ بِشَیْ ءٍ مِثْلَ ما نُودِيَ بِالْوِلايَةِ يَوْمَ الْغَديرِ .»(۱)
هيچ حكمی مثل ولايت در غدير اعلام نشده است!
عظمت خاص غدير را در جهات زير می توان ترسيم كرد:
۱. شرايطی كه برای ابلاغ اين اصل اعتقادی اسلام بر پا شد كه آن اجتماع بزرگ و شيوه ی خاص بيان و منبر، فقط در اين ماجرا بوده است. بخصوص مسئله ی وداع پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم با مردم حاكی از اين بود كه با اعلام ولايت اسلام از نظر دشمنان خارجی نفوذ ناپذير شده است.
۲. مسئله ی امامت فقط بصورت يك خبر و پيام و خطابه اجرا نشد، بلكه بعنوان حكم و فرمان اجرا گرديد، و با گرفتن بيعت از عموم مسلمانان و تعهد گرفتن از آنان اعلام شد.
۳. شرايط جغرافيايی غدير كه قبل از تقاطع جاده ها در جحفه و پيش از تفرق قبايل بوده است. همچنين توقف سه روزه در بيابانی داغ و شرايط زمانی حجة الوداع پس از ايام حج كه عظيم ترين اجتماع مسلمانان تا آن روز بود.
۴. مقام مخاطِب خطبه، و نيز حالت خاص مخاطَبين يعنی حاجيان، آن هم پس از اتمام حج و هنگام بازگشت، و نيز اعلام نزديكی رحلت پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم ، چه آنكه حضرت ۷۰ روز پس از اين سخنرانی از دنيا رحلت نمودند.
۵. خطاب خداوند كه: «ای پيامبر، ابلاغ كن آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده كه اگر ابلاغ نكنی رسالت خود را نرسانده ای »، كه در هيچيك از فرامين الهی چنين مطلبی گفته نشد.
۶. بيم پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم از كارشكنی های منافقين، و دستور قاطع الهی بر لزوم ابلاغ حكم ولايت و امامت برای آينده ی مسلمين، از خصوصيات ابلاغ اين حكم الهی بود.
۷. ضمانت الهی بر حفظ پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم از شرّ دشمنان در خصوص اين ابلاغ و رسالت كه در هيچيك از احكام الهی چنين ترسی نبود و چنين ضمانتی انجام نشد.
۸. مفاهيم بلند و حساسی كه در تبيين مقام ولايت در متن خطبه فرمودند و معنای دقيق آن را به روشن ترين وجهی بيان نمودند.
۹. مراسم خاصی كه قبل و بعد از خطبه واقع شد كه بيعت و عمامه ی «سحاب » و تهنيت از نمونه های آن است و دلالت بر اهميت ويژه ی اين ماجرا می نمايد.
۱۰. خطاب خداوند كه: «امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم »، كه تا آن روز مشابه آن را هم نفرموده بود.
۱۱. توجه خاصّ ائمهعليهمالسلام به سخنان پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم در غدير،و بخصوص كلام اميرالمؤمنين و حضرت زهراعليهماالسلام كه فرمودند:
«روز غدير خم برای كسی عذری باقی نگذاشت ». (۲) همچنين اهتمام علما به تفصيل مباحث مربوط به غدير به تبعيت از ائمهعليهمالسلام بعنوان ريشه ی اصيل ولايت و امامت، بيانگر ارزش اعتقادی آن در طول تاريخ است.
۱۲. سند و شيوه ی نقل اين حديث از نظر حديثی، تاريخی، كلامی و ادبی، و همچنين فراگيری و راهيابی آن به قلوب مردم، در ميان روايات ولايت بی مانند است. محققان تواتر اين حديث را به اثبات رسانده، و همه ی مسلمانان با هر فرقه و مسلكی كه دارند به درستی اين حديث اعتراف كرده اند.
همه ی اينها حاكی از اهميت ويژه ی غدير در فرهنگ اسلام است، و به ما هشدار می دهد كه اين اصل اعتقادی شيعه را با تمام هستی خويش پاس بداريم.
آغاز سفر(۳)
در سال دهم هجری پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم برای اولين بار بطور رسمی اعلان عمومی حج دادند تا همه ی مردم در حد امكان حاضر شوند. آن حضرت اين سفر را بعنوان «حجة الوداع » مطرح كردند، كه به معنای تنها سفر پر خاطره ی آن حضرت در دلها جای گرفت.
هدف از اين سفر بيان دو حكم مهم از قوانين اسلام بود كه هنوز برای مردم بطور كامل و رسمی تبيين نشده بود:يكی حج، و ديگری مسئله ی خلافت و ولايت و جانشينی بعد از پيامبر صلیاللهعليهوآلهوسلم .
پس از دستور الهی، پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم مناديانی را به مدينه و اطراف آن فرستادند و تصميم اين سفر را به اطلاع همه رساندند تا هركس
بخواهد خود را آماده ی اين سفر و همراهی آن حضرت نمايد.
پس از اعلان عمومی، عده ی بسياری از اطراف مدينه به شهر آمدند تا همراه حضرت و مهاجرين و انصار در سفر مكه ملازم ركاب حضرت باشند.
با حركت كاروان پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم در بين راه مدينه تا مكه افراد قبايل به جمعيت اضافه می شدند. با رسيدن اين خبر مهم به مناطق دورتر، مردم اطراف مكه و شهرهای يمن و غير آن نيز بسوی مكه سرازير شدند تا جزئيات احكام حج را شخصاً از پيامبرشان بياموزند و در اين اولين سفر رسمیِ حضرت بعنوان حج شركت داشته باشند.
اضافه بر آنكه حضرت اشاراتی فرموده بودند كه امسال سال آخر عمر من است، و اين می توانست باعث شركت همه جانبه ی مردم باشد.
جمعيتی حدود يكصد و بيست هزار نفر در مراسم حج شركت كردند، كه فقط هفتاد هزار نفر آنان از مدينه بهمراه حضرت حركت كرده بودند، و جمعيت لبيك گويان در جای جای جاده در حركت بودند.
از مدينه تا مكه(۴)
كاروان بزرگ پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم روز شنبه بيست و پنجم ماه ذی قعده از مدينه حركت كردند. به دستور آن حضرت مردم لباس احرام همراه برداشته بودند، و خود حضرت نيز غسل كرده و دو لباس احرام همراه برداشتند؛ و برای احرام تا مسجد شجره در نزديكی مدينه آمدند.
اهل بيت معظم پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم كه فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسينعليهمالسلام و ساير فرزندان آن حضرت بودند، و نيز همسران آن حضرت همگی سوار بر هودجهای شتران همراه حضرت بودند.
با رسيدن به «مسجد شجره » احرام بستند و مسير ده روزه تا مكه را آغاز كردند، و قافله ای عظيم كه شامل مردم سواره و پياده بود همراه آن حضرت به حركت در آمدند.
صبح روز يكشنبه را در منطقه ای توقف كردند و تا شب همانجا ماندند، و پس از نماز مغرب و عشا حركت كردند. صبح روز بعد به «عِرْق الظَبْيَة » رسيدند، و سپس در «رَوْحاء » توقف مختصری كردند. از آنجا برای نماز عصر به «مُنصرَف » رسيدند. هنگام نماز مغرب و عشا در «مُتَعَشّی » پياده شدند و شام را همانجا صرف كردند. برای نماز صبح به 'اثاية' رسيدند، و صبح روز سه شنبه در «عَرْج » بودند، و روز چهارشنبه به «سَقْياء » رسيدند.
در بين راه، پياده ها سختیِ راه را مطرح كردند و از حضرت سواری درخواست نمودند. حضرت كه سواری در اختيار نداشتند، دستور دادند تا برای آسانی سير، كمرهای خود را ببندند و راه رفتنشان را بين تند رفتن و دويدن قرار دهند. با انجام اين دستور راحت تر شدند.
روز پنجشنبه به «اَبْواء » رسيدند كه قبر حضرت آمنه مادر پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم آنجا بود، و حضرت قبر مادر را زيارت كردند.
روز جمعه با عبور از «جُحفه » و «غدير خم » عازم «قُدَيْد » شدند و شنبه آنجا بودند. روز يكشنبه تا «عُسفان » آمدند و روز دوشنبه به «مَرّ الظهران » رسيدند و تا شب آنجا ماندند.
شب به سوی «سَيْرَف » حركت كردند و به آنجا رسيدند كه منزل بعدی مكه معظمه بود. بعد از ده روز طی مسافت، در روز سه شنبه پنجم ذی حجة اولين كاروان حج اسلام با جلال و عظمتی بی نظير وارد شهر «مكه » شدند.
حجاج يمن همراه اميرالمؤمنين(۵)
در ايامی كه سفر حج اعلام شد، اميرالمؤمنينعليهالسلام با لشكری از طرف پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم به «نَجْران » و سپس «يمن » رفته بودند. هدف از اين سفر دعوت به اسلام و جمع آوری خمس و زكات و جزيه بود و نيز حل اختلافی كه بين اهل يمن پيش آمده بود.
پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم هنگام حركت از مدينه برای اميرالمؤمنينعليهالسلام نامه ای فرستادند، و طی آن دستور دادند آن حضرت نيز با لشكر و كسانی از اهل يمن كه مايل به شركت در مراسم حج هستند از آنجا به سوی مكه حركت كنند.
اميرالمؤمنينعليهالسلام پس از پايان كارهای محوله در نجران و يمن، با لشكر همراه و دوازده هزار نفر از اهل يمن عازم مكه شدند.
با نزديك شدن كاروان پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم به مكه از طرف مدينه، اميرالمؤمنينعليهالسلام هم از طرف يمن به اين شهر نزديك شدند و دستور دادند مردم در ميقات اهل يمن احرام ببندند.
سپس حضرت جانشينی در لشكر تعيين كردند و خود پيشتر به ملاقات پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم شتافتند، و در نزديكی مكه خدمت حضرت رسيدند و گزارش سفر را دادند. پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم بسيار مسرور شدند و
دستور دادند هر چه زودتر لشكر همراه و حجاج يمنی را به مكه بياورد. اميرالمؤمنينعليهالسلام به محل لشكر بازگشتند و همراه آنان- همزمان با قافله ی پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم - روز سه شنبه پنجم ذی حجه وارد مكه شدند.
اعمال حج
با رسيدن روز نهم ذی حجة مراسم حج آغاز شد. حضرت به موقف عرفات و سپس به مشعر رفتند، و روز دهم در مِنی قربانی و رمی جمرات و ساير اعمال را انجام دادند.
سپس طواف و سعی و بعد از آن اعمال ديگر حج را به ترتيب به انجام رساندند، و در هر مورد واجبات و مستحبات آن را برای مردم بيان فرمودند. بدينسان تا پايان روز دوازهم ذی حجة اعمال سه روزه ی حج پايان يافت.
تحويل ميراث انبياء به صاحب ولايت(۶)
پس از پايان مراسم حج دستور الهی بر پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم چنين نازل شد:
«نبوت تو به پايان رسيده و روزگارت كامل شده است. اسم اعظم و آثار علم و ميراث انبياء را به علی بن ابی طالب بسپار كه او اولين مؤمن است. من زمين را بدون عالمی كه اطاعت من و ولايتم با او شناخته شود و حجت بعد از پيامبرم باشد رها نخواهم كرد».
يادگارهای انبياءعليهمالسلام صُحُف آدم و نوح و ابراهيمعليهمالسلام و تورات و انجيل و عصای موسیعليهالسلام و انگشتر سليمانعليهالسلام و ساير ميراثهای ارجمندی است كه فقط در دست حجج الهی است، و نزد
انبيای گذشته و اوصيای ايشان دست به دست گشته تا آن روز كه خاتم انبياءصلیاللهعليهوآلهوسلم حافظ آن بود، و اينك بايد به اوصيای آن حضرت انتقال می يافت. پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم ، اميرالمؤمنينعليهالسلام را فراخواند و مجلس خصوصی تشكيل دادند و ودايع الهی را به آن حضرت تحويل داد، و بدينسان ميراث ششهزار ساله ی انبياءعليهمالسلام به اميرالمؤمنينعليهالسلام سپرده شد.
اين ودايع از اميرالمؤمنينعليهالسلام به امامان بعد منتقل شده تاكنون كه در دست مبارك آخرين حجت پروردگار حضرت بقية اللَّه الاعظمعليهالسلام است.
سلام به عنوان «اميرالمؤمنين»(۷)
پيش از حركت به سوی غدير، در مكه جبرئيل لقب «اميرالمؤمنين » را بعنوان اختصاص آن به علی بن ابی طالبعليهالسلام از جانب الهی آورد، اگر چه اين لقب قبلاً نيز برای آن حضرت تعيين شده بود.
پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم دستور دادند تا بزرگان اصحاب جمع شوند و طی مراسم خاصی نزد علیعليهالسلام بروند و بعنوان «اميرالمؤمنين » بر او سلام كنند و «السلام عليك يا اميرالمؤمنين » بگويند، و بدينوسيله در زمان حيات خود، از آنان اقرار بر امير بودن علیعليهالسلام گرفت.
در اينجا ابوبكر و عمر بعنوان اعتراض به پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم گفتند: آيا اين حقی از طرف خدا و رسولش است؟ حضرت غضبناك شد و فرمود: «حقی از طرف خدا و رسولش است. خداوند اين دستور را به من داده است».
اعلان عمومیِ حضور در غدير(۸)
با اينكه انتظار می رفت پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم در اين اولين و آخرين سفر حج خود مدتی در مكه بمانند، ولی بلافاصله پس از اتمام حج حضرت به منادیِ خودبلال دستور دادند تا به مردم اعلان كند:
فردا- روز چهاردهم ذی حجه- همه بايد حركت كنند تا در وقت معين در «غدير خم » حاضر باشند و كسی جز معلولان نبايد باقی بماند.
انتخاب منطقه ی «غدير » به امر خاص الهی از چند جهت قابل ملاحظه بود:
يكی اينكه در راه بازگشت از مكه، كمی قبل محل افتراق كاروانها و تقاطع مسيرها در جحفه است.
دوم اينكه در آينده های اسلام كه كاروانهای حج در راه رفت و برگشت از اين مسير عبور می كنند با رسيدن به وادی غدير و نماز در مسجد پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم ، تجديد خاطره و بيعتی با اين زيربنای اعتقادی خود می نمايند و ياد آن در دلها احيا می گردد.
سوم اينكه «غدير» محلی بسيار مناسب برای برنامه ی سه روزه پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم و ايراد خطبه برای آن جمعيت انبوه بود.
اينك پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم پس از دوری ده ساله از وطن خود مكه- بدون آنكه مدتی اقامت كنند تا مسلمانان به ديدارش بيايند و مسائل خود را مطرح كنند- با پايان مراسم حج فوراً از مكه خارج شدند و مردم را نيز به خروج از مكه و حضور در «غدير » امر نمودند.
موقعيت جغرافيايی غدير خم(۹)
منطقه ی غدير خم بيابانی باز و وسيع در مسير سيلاب وادی جحفه بود.
اين سيلاب از مشرق به مغرب جاری می شد و پس از عبور از غدير به جحفه می رسيد و سپس تا دريای سرخ ادامه پيدا می كرد و سيلهای ساليانه را به دريا می ريخت.
در اين مسير آبگيرهايی طبيعی بوجود آمده بود كه پس از عبور سيل، آبهای باقيمانده در آن جمع می شدند و در طول سال بعنوان ذخاير آبی شناخته می شدند و به آنها اصطلاحاً «غدير» می گفتند.
در مناطق مختلف، غديرهای زيادی در مسير سيلها وجود داشت كه با نامگذاری از يكديگر شناخته می شدند. اين غدير هم برای شناخته شدن از غديرهای ديگر بنام «غدير خم » نامگذاری شده بود.
كنار اين آبگير پنج درخت سرسبز و كهنسال از نوع «سَمُر» شبيه درخت چنار وجود داشت، كه درخت خاص صحراها است. اين پنج درخت با شاخ و برگ انبوه و قامت بلند، سايبانی خوب برای مسافران خسته ايجاد كرده بود.
لذا در آن شرايط، اين بيابان وسيع بعنوان بهترين مكان برای مراسم سه روزه ی غدير انتخاب شد، و جايگاه سخنرانی زير همان درختان در نظر گرفته شد كه هم مشرف بر بيابان و محل تجمع مخاطبين بود و هم سايبان مناسبی برای ايراد خطابه بنظر می آمد.
ورود به منطقه غدير(۱۰)
روز پنجشنبه قافله ی عظيم غدير به حركت درآمد، و سيل جمعيت كه بيش از صد و بيست هزار نفر بودند بهمراه حضرت سفر پنج روزه تا غدير را آغاز كردند. حتی پنج هزار نفر از اهل مكه و دوازده هزار نفر از اهل يمن- در جهت مخالف مسير ديار خود- برای درك مراسم غدير همراه حضرت آمدند.
طبق فرمان پيامبرصلیاللهعليهوآلهوسلم كسی از حاجيان در مكه باقی نماند و همه به قصد حضور در بزرگترين همايش تاريخی اسلام عازم ميعادگاه غدير شدند. كاروان از همان مسيری كه از مدينه تا مكه آمده بودند باز می گشتند.
پس از خروج از مكه ابتدا به «سَيْرَف » رسيدند و از آنجا تا «مَرّ الظهران » آمدند. آبادی بعدی «عُسفان » بود و از آنجا به «قُدَيْد » رسيدند. اينك به جحفه نزديك می شدند كه «غدير » كنار آن بود.
نزديك ظهر روز دوشنبه هيجدهم ذی حجه، همينكه به منطقه ی «غدير خم» رسيدند، حضرت مسير حركت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدير تغيير دادند و فرمودند:
«اَيُّهَا النَّاسُ، أجيبُوا داعِيَ اللَّهِ، اَنَا رَسُولُ اللَّهِ .»
ای مردم، دعوت كننده ی خدا را اجابت كنيد كه من پيام آور خدايم.
اين كنايه از آن بود كه هنگام ابلاغ پيام مهمی فرا رسيده است.
لذا فرمان دادند تا منادی ندا كند: «همه ی مردم متوقف شوند، و آنانكه پيش رفته اند بازگردند، و آنانكه پشت سر هستند توقف كنند »، تا آهسته آهسته همه ی جمعيت در محل از پيش تعيين شده جمع گردند.
همچنين دستور دادند: كسی زير درختان كهنسالی كه در آنجا بود نرود و آن مكان برای برپايی جايگاه سخنرانی خالی بماند.
پس از اين دستور، همه ی مَرْكبها متوقف شدند، و كسانی كه پيشتر رفته بودند بازگشتند، و همه ی مردم در منطقه ی غدير پياده شدند، و هر يك برای خود جايی پيدا كردند و برای توقف سه روزه خيمه زدند، و كم كم آرام گرفتند.
اينك صحرا برای اولين بار شاهد تجمع عظيم بشری بود. وجود مقدس پنج نور پاك، پيامبر و اميرالمؤمنين و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسينعليهمالسلام عظمت اين اجتماع بزرگ را چندين برابر می كرد.