زن و اسوه های آسمانی

زن و اسوه های آسمانی0%

زن و اسوه های آسمانی نویسنده:
گروه: کتابخانه زن و خانواده

زن و اسوه های آسمانی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: غلامعلی عباسی فردویی
گروه: مشاهدات: 1223
دانلود: 196

توضیحات:

زن و اسوه های آسمانی
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 359 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 1223 / دانلود: 196
اندازه اندازه اندازه
زن و اسوه های آسمانی

زن و اسوه های آسمانی

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

است: «علی کُل امرئٍ غنم او اکتسب الخمس ممّا اصاب لفاطمه ، و لِمَن یلی امرها مِن بعدها من ذرّیتها الحجج...»(۱) یا این شأن، پرتوی از آن شأن است که در زیارت جامعه می خوانیم: «والشأن الکبیر والشّفاعه المقبوله...»(۲)

یا مقام بندگی و اطاعت خداوند است که ولایت آفرین است؛ اطاعتی که حاصل آن معرفه اللّه است و معرفتی که ولایت الهی ثمره آن می باشد و در افق های گوناگون تجلّی می کند؛ گاه در سیمای نبیصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ظاهر می شود و گاه دیگر، بر پیشانی وصّی، فروزان می گردد.

بندگی خداوند است که انسان را مَثَل و مثال خداوند قرار می دهد. در حدیث قدسی آمده است: «یابن آدم انا اقولُ للشی ء کُن فیکون، اَطِعْنی فیما اَمَرْتُکَ، اَجْعَلْکَ تَقُولُ للشی ءِ کُن فیکون(۳) ؛ فرزند آدم، مرا اطاعت کن به آن چه به تو دستور می دهم تا تو را آن چنان سازم که هر آن چه را اراده کنی همان گردد.»

در محراب عبادت و بندگی خداوند است که پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به مقام محمود نایل می گردد؛ مقامی که جمال مصطفی از آن تجلّی می کند و فروغ شفاعت، بر امت، می افشاند.(۴)

بندگی خداوند، روح را لبریز از عشق و محبّت می سازد؛ جلوه معرفت الهی بر جان انسان پرتو می افکند و او را از روح قدسی برخوردار می نماید. روح قدسی است که انسان را مظهر صفات خداوند می گرداند و درهای آسمان و ملکوت بر او باز می گردد. قطره وجود انسان به دریای مجد و عظمت الهی متصل گشته، و قطره چون وصل به دریا گشت دریا می شود. از علاقه ها وارسته و به حق پیوسته و ضیاء نظر الهی، آبشاری از نور را بر دیده جانش جاری می سازد(۵) .

___________________________________

۱- ۱. وسائل الشیعه، ج ۶، ابواب ما یجب فیه الخمس، باب ۸، ح ۸.

۲- ۲. من لایحضره الفقیه، صدوق، ج ۳، ص ۵۴۷، ۵۵۱ و ۵۵۲ (کتاب مزار).

۳- ۳. مستدرک الوسائل، نوری، ج ۲، ص ۲۹۸، (کتاب الجهاد، ابواب جهاد نفس و مایناسبه).

۴- ۴. مسند، احمد بن حنبل، ج ۲، ص ۵۲۸؛ سنن ترمذی، ج ۴، ص ۳۶۵.

۵- ۵. مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.

امام صادقعليه‌السلام در تعریف این مقام می فرماید: «اَلْعُبُودِیَّهُ جَوهَرَهٌ کُنْهُ هاالرُّبُوبِیَّه(۱) ؛ بندگی خداوند، گوهری است که باطن و ژرفای آن فرمانروایی بر موجودات است».

فاطمه معصومهعليها‌السلام درس معرفت و اطاعت را از امامان معصومعليهم‌السلام فرا گرفت و در مقام بندگی خداوند، نیکو ظاهر شد. جلوه ای از این بندگی در هفده روز اقامتش در قم، «بیت النّور»(۲) آفرید و تجلّی عبادت واطاعتش، ذکر و تسبیحش، سجود و رکوعش و قیام و قعودش، آسمان قم را تا ابد نور باران ساخت.در این مکتب است که حضرت فاطمه معصومهعليها‌السلام به مقام «شأناً من الشّأن» نایل می گردد؛ مقامی عرشی و آسمانی که جز آگاهان به اسرار غیب، آن را نشناسند؛ نور شفاعت از آن می تابد و فروغ کرامات الهی از آن ظاهر می گردد.

شفاعت

مقام شفاعت، موهبتی است الهی که خداوند متعال به آنان که روحشان به جلوه قدسی مزیّن است، عنایت می کند. براساس بیان و دلالت روایات، عالی ترین مرتبه آن «مقام محمود» است که پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در روز رستاخیز در آن مقام طلوع می کند و آبشار نور شفاعت را از آن مطلع بر امت جاری می گرداند.(۳)

شفاعت در قرآن

بیست و پنج آیه قرآن(۴) درباره شفاعت نفیاً و اثباتاً نازل شده است و فزون از

_________________________________

۱- ۱. مصباح الشّریعه، باب ۱۰۰، ص ۶۶؛ تفسیر نور الثقلین، ج ۴، ص ۵۵۶؛ شرح اسماء الحسنی، ملا هادی سبزواری، ص ۵.

۲- ۲. بقعه ای است در قم، خیابان چهارمردان، ابتدای بلوار عمار یاسر، میدان میر، مدرسه ستیّه.

۳- ۳. المیزان، طباطبایی، ج ۱، ص ۱۷۶ و ۱۷۷.

۴- ۴. المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، واژه «شَفَعَ».

۳۰ مرتبه این کلمه و مشتقات آن در قرآن تکرار گردیده است. این فزونی آیات، دلیل روشنی بر اهمیّت موضوع شفاعت در قرآن است.

بعضی از بزرگان، این مجموعه آیات را به هفت گروه تقسیم نموده و به بحث درباره آن پرداخته اند.(۱)

آیاتی که مقام شفاعت را برای دارندگان اذن الهی اثبات می کند، عبارتند از:

۱.( مَنْ ذَالَّذی یَشْفَعُ عِندَهُ اِلاّ بِاِذْنِهِ ) (۲)

«کیست که بدون اذن او شفاعت کند.»

۲.( ما مِنْ شَفیِعٍ اِلاّ مِنْ بَعْدِ اِذْنِهِ ) (۳)

شفیعی نیست که جز به اذن و فرمان او شفاعت کند.»

۳.( وَ لا تَنْفَعُ الشَّفعَهُ عِنْدَهُ اِلاّ لِمَنْ اَذِنَ لَهُ ) (۴)

«در روز رستاخیز، شفاعت کسی سودی نمی بخشد، مگر شفاعت آن که خدا به او اذن دهد.»

۴.( یَومَئذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفعَهُ اِلاّ مَنْ اَذِنَ لَهُ الرّحمنُ وَ رَضِیَ لَهُ قولاً ) (۵)

«در آن روز، شفاعت هیچ کس سودی نبخشد؛ جز آن کسی که خدا به او اذن دهد و به گفتار او راضی شود.»

۵.( وَ لا یَمْلِکُ الّذینَ یَدعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفعَهَ الاّ مَنْ شَهِدَ بِاْلحَقِّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ ) (۶)

«کسانی، غیر خدا که مورد پرستش واقع می شوند [بتها...] هرگز قادر بر شفاعت نیستند؛ مگر آن گروه که به حق گواهی دهند و از صمیم جان به آن دانا باشند.»

۶.( وَلا یَمْلِکُونَ الشَّفعَهَ اِلاّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحمنِ عَهْداً ) (۷)

«در آن روز هیچ کس [معبودهای دروغی] مالک شفاعت نباشد مگر آنکه (در این رابطه) با خدا عهدی داشته باشند.»

________________________________

۱- ۱. شفاعت در قلمرو عقل، قرآن و حدیث، جعفر سبحانی، ص ۱۰۰ _ ۵۸؛ شفاعت در قرآن و حدیث، رضا استادی، ص ۳۴ _ ۶؛ شفاعت، احمد مطهری و غلامرضاکاردان، ص ۴۴ _ ۹.

۲- ۲. بقره/ ۲۵۵.

۳- ۳. یونس/ ۳.

۴- ۴. سبأ/ ۲۳.

۵- ۵. طه/ ۱۰۹.

۶- ۶. زخرف/ ۸۶.

۷- ۷. مریم / ۸۷.

۷ -( ... وَ لا یَشْفَعُونَ اِلاّ لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُون ) (۱)

در باره کسانی شفاعت می کنند که مورد پسند خدا باشند و آنان از خوف خدا هراسانند.

دقّت در مفاهیم آیات، ما را به نکات زیر راهنمایی می کند:

۱ - در روز رستاخیز، گروهی باداشتن شرایطی شفاعت خواهند کرد.

۲ - یکی از شرایط شفاعت، اذن الهی است.

۳ - شفاعت کننده باید به یگانگی خدا و بندگی خویش گواهی دهد:( اِلاّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقّ )

۴ - شفاعت کننده باید با خداوند، پیمان شفاعت داشته باشد:( اِلاّ مَنِ اتَّخِذَ عِنْدَ الرَّحْمن عهداً )

۵ - تقاضای شفاعت نباید با سخنی که خشم خدا را بر می انگیزد آمیخته باشد:( وَ رَضِیَ لَهُ قولاً )

شاید مقصود آیه این باشد که درخواست شفاعت نباید در باره افرادی باشد که شایستگی شفاعت را ندارند.

۶ - شفاعت شونده باید مورد رضایت خدا باشد:( الاّ لِمَن اِرْتضی )

شفاعت در آیینه روایات

پیامبر اکرم و جانشینان راستین آن حضرتعليهم‌السلام ، به پیروی از قرآن مجید و در راستای تفسیر آیات شفاعت، این موضوع را در سخنان خود یاد کرده و آن را یک اصل ثابت و نقطه درخشان در فرهنگ نامه اسلام، بیان نموده اند.

صدها روایت، درباره شفاعت و شرایط آن، در کتاب های حدیثی شیعی و سنی موجود است. به ذکر چند روایت اکتفا می کنیم.

_______________________________

۱- ۱. انبیاء/ ۲۸.

شفاعت کنندگان

اولین شفیع رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم :

۱ - پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: «اُعطیتُ خَمْساً... و اُعطِیتُ الشَّفاعَهَ فَاَخَّرْتُها لاُِمَّتی فَهِیَ لِمن لا یُشْرِکُ بِاللّهِ شَیْئاً(۱) ؛ خداوند بزرگ به من پنج امتیاز عطا فرمود و یکی از آن ها شفاعت است که آن را برای امت خود نگاه داشته ام، برای کسانی که مشرک نباشند».

۲ - پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: «اَنَا اَوَّلُ شافِعٍ و اوَّلُ مُشَفَّعٍ(۲) ؛ من نخستین کسی خواهم بود که شفاعت می کند و اولین کسی خواهم بود که شفاعتش پذیرفته می شود».

۳ - نیز فرمود: «اَسْعَدُ النّاسِ بِشَفاعَتی یَوْمَ الْقِیامَهِ، مَنْ قالَ لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ خالِصاً مِنْ قَلْبِهِ اَوْ نَفْسِهِ(۳) ؛ خوش بخت ترین افراد به واسطه شفاعت من در روز رستاخیز کسی است که بگوید: «لا اله الاّ اللّه» در حالی که در قلب و وجودش اخلاص داشته باشد».

۴ - نیز فرمود: «مَنْ صَلّی عَلی مُحَمَّدٍ وَ قالَ الَلّهُمَّ اَنْزِلْهُ الْمَقْعَدَ المُقَرَّبَ...(۴) ؛ هر کس بر من درود فرستد و بگوید: خدایا، او را در روز قیامت به مقام قرب خود جای ده، شفاعت من برای او واجب می شود».

شفاعت قرآن و اهل بیتعليهم‌السلام

۵ - علیعليه‌السلام فرمود: «لَنا شَفاعَهٌ و لاَِهْلِ مَوَدَّتِنا شَفاعَهٌ(۵) ؛ ما شفاعت می کنیم و دوستان ما نیز دارای مقام شفاعتند».

بنابر احادیث فراوان، در روز رستاخیز، قرآن و عترت نیز شفاعت می کنند. پیامبراکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: «اِنّی لاَشْفَعُ یَوْمَ الْقِیامَهِ فَاُشَفَّعُ، و یَشْفَعُ عَلِیٌّ فَیُشَفَّعُ وَ یَشْفَعُ اَهْلُ بَیْتی فَیُشَفَّعُونَ(۶) ؛ من در روز قیامت، شفاعت می کنم و شفاعتم پذیرفته می شود و

_______________________________

۱- ۱. مسند احمد، ج ۱، ص ۳۰۱؛ صحیح بخاری، ج ۱، ص ۹۲ و ۱۱۹ (باب التّیمّم و کتاب الصلوه).

۲- ۲. سنن ترمذی، ج ۵، ص ۲۴۸، ح ۳۶۹۵؛ سنن دارمی، ج ۱، ص ۲۶ _ ۲۷.

۳- ۳. صحیح بخاری، ج ۱، ص ۳۶، (کتاب العلم، باب الحرص علی الحدیث).

۴- ۴. همان، ج ۴، ص ۱۰۸.

۵- ۵. خصال صدوق، ص ۶۲۴.

۶- ۶. مناقب، ابن شهرآشوب، ج ۲، ص ۱۵؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۰۴، (با اندکی تفاوت).

علیعليه‌السلام شفاعت می کند و شفاعتش پذیرفته می شود، اهل بیت من شفاعت می کنند و شفاعت آنان هم پذیرفته می شود».

نیز فرمود: «اَلشُّفَعاءُ خَمْسَهٌ: اَلْقُرآنُ وَ الرَّحِمُ وَالاَمانَهُ و نَبِیُّکُمْ وَ اَهْلُ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ(۱)؛ شفاعت کنندگان پنج دسته اند: قرآن، خویشاوندان، امامت، رسول اکرم و اهل بیت پیامبرعليهم‌السلام ».

نیز فرمود: «قرآن را بیاموزید؛ زیرا قرآن در روز قیامت، اهل قرآن را شفاعت می کند.(۲) »

امام صادقعليه‌السلام سه مرتبه فرمود: «وَاللّهِ لَنَشْفَعَنَّ لِشیعَتِنا...(۳) ؛ به خدا سوگند! شیعیان خود را شفاعت می کنیم».

نیز فرمود: «شَفاعَتُنا لاَِهْلِ الْکَبائِرِ مِنْ شِیعَتِنا...(۴) ؛ شفاعت ما برای کسانی از شیعیان ما است که مرتکب گناهان بزرگ شده اند».

معاویه بن عمار از امام صادقعليه‌السلام پرسید: «مَنْ ذَالَّذِی یَشْفُعُ عِنْدُهُ اِلاّ بِاِذْنِهِ؛ آنان که از سوی خداوند اذن دارند، چه کسانی اند؟».

آن حضرت پاسخ داد: «قالَ نَحْنُ اُولئِکَ الشّافِعُونَ(۵) ؛ ماییم آن شفاعت کنندگان که به اذن الهی شفاعت خواهند کرد».

شفاعت پیامبران، فرشتگان و مؤمنان

پس از قرآن و عترت، فروغ شفاعت از جمال انبیای بزرگ، فرشتگان مقرّب، علمای ربانی، شهدا و مؤمنان، ساطع است. آنان در عرصه رستاخیز به شفاعت گناهکاران قیام می کنند.

____________________________

۱- ۱. همان، ص ۱۴.

۲- ۲. مسند، احمد بن حنبل، ج ۵، ص ۲۵۱.

۳- ۳. مناقب، ابن شهرآشوب، ج ۲، ص ۱۴.

۴- ۴. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۷۶.

۵- ۵. تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۱۳۶؛ محاسن برقی، ص ۱۸۳، (با اندکی تفاوت).

پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: «یَشْفَعُ النَّبِیُّونَ وَالْمَلائِکَهُ وَالْمُؤْمِنُونَ...(۱) پیامبران و فرشتگان و مؤمنان شفاعت می کنند».

شفاعت حضرت فاطمه معصومه عليها‌السلام

اکنون روشن شد که شفاعت جلوه های قدسی با اذن خداوند نزد او پذیرفته است. پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شفاعت می کند. قرآن و عترت شفاعت می کنند. پیامبران خدا شفاعت می کنند. دانشوران دینی و شهیدان شفاعت می کنند. خلاصه آن که، علیعليه‌السلام فرمود: «ما شفاعت می کنیم و دوستان ما نیز مقام شفاعت دارند.»(۲)

حضرت فاطمه معصومهعليها‌السلام نیز شفاعت می کند. گستره سفره شفاعتش به وسعت تاریخ تشیّع و عموم شیعیان است. حضرت امام صادقعليه‌السلام فرمود: «تَدْخُلُ بِشَفاعَتِها شیعَتِیَ الْجَنَّهَ بِاَجْمَعِهِمْ(۳) ؛ به شفاعت او (فاطمه معصومهعليها‌السلام ) همه شیعیانم به بهشت می روند.»

استحقاق چنین مقام و منزلتی برای حضرت معصومهعليها‌السلام روشن و آشکار است. پیامبراکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: «کسی که قرآن را بیاموزد و احکام آن را پاس بدارد، خداوند او را اهل بهشت قرار می دهد و شفاعت او را درباره ده نفر از خویشاوندانش که همه سزاوار آتش باشند، می پذیرد.»(۴)

نیز فرمود: «هنگامی که انسان مؤمنی، به نودسالگی رسد، خداوند گناهان او را می بخشد و شفاعت او را درباره خویشانش می پذیرد.»(۵)

همچنین فرمود: «در پرتو شفاعت یک نفر از امت من، جمعیتی بیش از افراد

________________________________

۱- ۱. صحیح، بخاری، ج ۹، ص ۴۰.

۲- ۲. خصال، صدوق، ص ۶۲۴.

۳- ۳. سفینه البحار، ج ۲، ص ۳۷۶.

۴- ۴. سنن ترمذی، ج ۴، ص ۲۴۵؛ سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۷۸؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۱۴۸.

۵- ۵. مسند احمد، ج ۲، ص ۸۹.

قبیله بنی تمیم به بهشت خواهند رفت.»(۱)

شیخ مفید می گوید: «وَ یَشْفَعُ الْمُؤْمِنُ البَرُّ، لِصَدیقِهِ الْمُؤمِنِ المُذْنِبِ، فَتَنْفَعُهُ شَفاعَتُهُ و یُشَفِّعُهُ اللّهُ وَ عَلی هذَا الْقَوْلِ اِجْماعُ اْلاِمامِیَّهِ(۲) ؛ مؤمن پارسا و نیکوکار برای دوست گناهکارش شفاعت می کند و خداوند، شفاعتش را می پذیرد و این مطلب، نزد عموم امامیه پذیرفته شده است. امامیه، اجماعی است.»

پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: «... وَ اِنَّ اَدْنَی الْمُؤْمِنِینَ شَفاعَهً یَشْفَعُ فی اَرْبَعینَ مِنْ اِخْوانِهِ(۳) ؛ و کم ترین مرتبه شفاعت مؤمن آن است که در باره چهل نفر از برادرانش شفاعت می کند».

با توجه به این مجموعه روایات، آشکار و بدیهی است که در سایه رحمت واسعه خداوند رحمان و مکانت عرشی حضرت فاطمه معصومهعليها‌السلام ، همه شیعیان به نور شفاعت آن حضرت وارد بهشت شوند.

عصمت

عصمت از گناه و خطا، گوهری است آسمانی که خداوند متعال وجود پیامبران، ائمه هدی و فاطمه زهراعليهم‌السلام را به آن مزیّن نموده است و در کتب کلامی ما به این صفت ممتازند(۴) . این فروغ عرشی بسان نور، از افق های مختلفی تجلّی می کند و مانند وجود، بر واجب و ممکن جاری است؛ گاه صبح باز می گردد و چهره خورشید نور می افشاند و گاه دیگر، بر آسمان شب، مهتاب فروزان است.

_______________________________

۱- ۱. سنن دارمی، ج ۲، ص ۳۲۸؛ سنن ترمذی، ج ۴، ص ۴۶؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۴۴۴.

۲- ۲. اوائل المقالات، مفید، ص ۵۲.

۳- ۳. همان، ص ۵۳.

۴- ۴. الشّافی فی الامامه، شریف مرتضی، ج ۲، ص ۲۵۷ و ۲۸۱؛ تلخیص الشافعی، شیخ طوسی، ج ۱، ص ۶۲ و ۱۸۴؛ قواعد المرام فی علم الکلام، میثم بن علی بحرانی، ص۱۷۴ _ ۱۷۹؛ کشف الفوائد، علامه حلی، ص ۸۱؛ گوهر مراد، لاهیجی، ص ۳۳۳؛ احقاق الحق، قاضی، ص ۲۸۶ و ۳۹۲؛.

فروغ عصمت، عالی ترین افقش مشکات وجود پیامبراکرم وائمهعليهم‌السلام است. پرتو عصمت در سیمای تربیت شدگان دامان رسالت و امامت نیز مشاهده می گردد و شخصیت های فرزانه ای مانند: عباس، زینب، علی اکبر و فاطمه معصومهعليهم‌السلام مهتاب آسمان عصمتند.

بدون تردید، عصمت در سایه بندگی، اخلاص و اطاعت از خداوند متعال به دست می آید و هر قدر نور معرفت و عرفان افزون گردد، مراتب قُرب به خداوند افزون می شود. ثمره نزدیکی و قرب به خدا، دوری از پلیدی و گناه است.

شیخ مفید در «اوائل المقالات» چنین می نگارد: «اِنَّ اْلاِنْسانَ اِذا اَطاعَ سَمی تَوْفِیقاً وَ عِصْمَهً، وِ اِنْ لَمْ یُطِعْ لَمْ یَسْمُ تَوْفِیقاً وَ لا عِصْمَهً، وَ قَدْبَیَّنَ اللّهُ ذِکْرَ هذَاالْمَعْنِی فی کِتابِهِ بِقَوْلِهِ: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعاً»(۱) وَ حَبْلُ اللّهِ هُوَدِینُهُ... فَصارَ تَمَسُّکُهُمْ بِاَمْرِهِ اِعْتِصاماً وَ صارَ لُطْفُ اللّهِ لَهُمْ فِی الطّاعَهِ عِصْمَهً، فَجَمیعُ الْمُؤْمِنینَ مِنَ الْمَلائِکَهِ وِ النَّبِییِّنَ، وَ اْلاَئِمَّهِ الْمَعْصُومُینَ، لاَِنَّهُمْ مَتَمَسِّکُونَ بِطاعَهِ اللّهِ تَعالی.»(۲)

باری ملکه عصمت، نشان افتخاری است که در محراب بندگی و اطاعت الهی به دست می آید و این پیام قرآن کریم است:

( وَاذْکُرْ عِبدَنا اِبْراهِیمَ وَ اِسْحقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الاَیْدِی وَاْلاَبْصارِ؛ وَ اِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفینَ اْلاَخْیارِ ) (۳) .

( وَ جَعَلْناهُمْ اَئِمَّهً یَهْدُونَ بِاَمْرِنا وَ اَوْ حَیْنا اِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ اِقامَ الصَّلوهِ وَ ایْتاءَالزَّکوهِ وَ کانُوا لَنا عابِدِین ) (۴) .

در این آیات، خداوند می فرماید: ما پیامبران را به پاس مقام بندگی و اخلاص برگزیدیم و آنان را به شکوه پیامبری و خصال آسمانی رساندیم.

زمزمه عارفانه و مناجات پیشوایان دین، جلوه ای از این بندگی بود. آنان می گفتند: «اِلهی هَبْ لی کَمالَ اْلاِنْقِطاعِ إِلَیْکَ ...»

_______________________________

۱- ۱. آل عمران/ ۱۰۴.

۲- ۲. اوائل المقالات، مفید، ص ۱۱۱.

۳- ۳. ص / ۴۵ و ۴۷.

۴- ۴. انبیاء/ ۷۳.

«خدایا! مرا به مقام انقطاع نایل فرما! و دیدگان جان ما را به تابش نظر خود روشن ساز تا پرده های نور را بشکافد و به سرچشمه عظمت و بزرگواری متصل گردد و ارواح ما آویزه مقام قدسی و عزّت گردد»(۱).

«اِلهی! وَ اَلْحِقنِی بِنُورِ عِزِّکَ اْلاَبهَجِ...(۲) ؛ خدایا! مرا به نور عزّت افروزت ملحق فرما، تا تو را بهتر بشناسم و از غیر تو جدا شوم و از مقام تو ترسان و نگران باشم».

فاطمه معصومهعليها‌السلام پرورش یافته دامان امامت است و در پرتو وارثان آیه تطهیر، به رشد و تعالی رسیده و به مقام قرب الهی راه یافته است. او از گناه و اشتباه منزّه است. بر آسمان خصال و رفتارش، فروغ عصمت پرتو افکنده است. او با صفت «معصومه»، شهره خاص و عام گردیده است و چون زینبعليها‌السلام فروغ عصمت از آن وجود آسمانی ساطع است(۳) .

در زیارت نامه دومی که برای حضرت معصومهعليها‌السلام نقل شده، آن حضرت با صفت «طاهره» تقدیس گردیده است: «السلام علیکِ ایّتهاالطاهرهُ الحمیده...(۴) ؛ سلام بر تو ای بانوی پاک و ستایش شده...»

این بانوی بزرگ، در سایه سار آیه تطهیر تربیت شده است.

فرهنگ زیارت

زیارت چیست و آثار آن کدام است؟

زیارت، جان را به اشراق ملکوت سپردن، حضور در محضر نور و عروج و صعود روح است.

زیارت، ارتباط عرش و فرش، تجلّی عشق و شوق و عرصه جلوه و جذبه است.

_____________________________

۱- ۱. مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.

۲- ۲. همان.

۳- ۳. تنقیح المقال، مامقانی، ج ۳، باب فضل النساء، ص ۷۹.

۴- ۴. انوار المشعشعین، ج ۱، ص ۴۹۴، نشر جدید.

زیارت، عبادت خداوند، فروغ عقل(۱) و بصیرت جان است.

زیارت، نیاز روح و پیوند قطره با دریا است. نسیم بهشتی است که از شاخسار درخت طوبی روح را نوازش می کند. بارش باران رحمت بر بوستان جان و شگفتن گلواژه های معرفت است.

پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم که جلوه عرش خداست، به زیارت ملکوت می رود، آیات خدا را زیارت می کند(۲) و در کنار «سدره المنتهی» نور باران می گردد.

زیارت انسان عارف، توجه به خداوند و رمز تقرّب به او است و جان را متحوّل می سازد و زنگار گناه از جان می شوید.

زیارت، نوعی حضور در برابر آینه است. خود را به «میزان» عرضه کردن است. خود را محک زدن است و خود را با الگو و مدل سنجیدن است(۳) .

در این تابش است که «پاکی» آنان ما را به «آلودگی»هایمان آشنا می سازد؛ «معنویت» و «روحانیت» آنان ما را به «مادیت» و «دنیا»گرایی مان آگاه می گرداند.

طاعت آنان، معصیت ما را نورانیّت آنان تیره جانی و تاریک دلی ما را؛ صفای آنان، غل و غش ما را؛ خدا ترسی آنان هواپرستی ما را؛ تعالی روح و رتبه والایشان، مقام و پستی ما را نمایان می کند.

حضور در مزار امامان پاک، ما را آگاه می کند که اگر آنان در قلّه اند، ما هنوز به دامنه هم نرسیده ایم؛ اگر آنان مطهّرند، ما هنوز در فکر طهارت هم نیستیم؛ اگر آنان معصوم اند، ما گرفتار معصیتیم؛ اگر آنان برگزیده خدایند، ما هنوز در دام ابلیس و هوای نفس اسیریم؛ اگر آنان در اوج معراج معنوی اند، ما در هبوط مادی مانده ایم؛ اگر آنان بنده خدایند، مادر بند خودیم.

زیارت، زمینه ساز این تقابل و تقارن و مقایسه و محاسبه است و تا این سنجش

_______________________________

۱- ۱. «العقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ...» (اصول کافی، کتاب العقل).

۲- ۲. اسراء/ ۱.

۳- ۳. زیارت، جواد محدثی، ص ۱۳۷.

انجام نگیرد، به کاستی اخلاقی و ضعف های معنوی خود واقف نخواهیم شد.»(۱)

در این مقام است که ناقص، خود را در مقابل کامل و بیمار، خود را در محضر طبیب می یابد و درمان خود طلب می کند؛ حرکت و خودسازی آغاز می گردد. عشق از یک سو و فیض از سوی دیگر تجلّی می کند و زائر به سوی قلّه کمال بال می گشاید. زائر خود را در ساحتی می یابد که جلوه های انسانی و مدل ها حاضرند. به ساحت آنان درود می فرستد. مقامشان را تقدیس می کند. برق تجلیّات الهی از عرشه ضریح بر جانش پرتو افشانی می کند، او را بی اختیار می سازد. احساس می کند که زیارت در حال حیات او است. گویا «مقام زیارت شده» را می بیند و مشاهده حضوری رخ می دهد؛ زیرا معتقد است که سلام و کلام مرا می شنود و پاسخ می دهد. به راستی حضور در یک چنین عرصه عرشی، چه جذبه و شوقی می آفریند. بدون شک، احساس حضور در چنین میقاتی زائر را تشنه شهد وصال می سازد و ارتباط عالم عرش و فرش حاصل می گردد.

نزول عرشیان، با لطف و فیض و عروج فرشیان با شهپر عشق و ایمان. این یک روی سکّه و آن روی دیگر، داستان هدایت و تربیت و معرفت است. آن عرشیان مهربان که هدایت انسان آرمانشان است، دریچه های ملکوت را به زائر می گشایند، دستش را گرفته و به سوی خود بالا می برند. در این حال است که زائر خود را در هنگامه خاصی می یابد؛ روحش به طراوت نسیم بهشتی خشنود است. در دریای جان او طوفانی برپا می گردد. امواج عشق، محبت و عرفان درهم می غلطند. انقلابی در وجودش پدید می آید. بارقه ای در ملکوت جانش می درخشد(۲) که او را به معدن عزّت و عظمت الهی متصل می گرداند. قطرات اشک از دیدگانش جاری می شود و زیباترین مفاهیم معرفتی در کتاب ضمیرش نقش می بندد. نسیم لطف الهی برجانش

________________________________

۱- ۱. همان، ص ۱۳۸.

۲- ۲. نهج البلاغه، دکتر صبحی صالح، خطبه ۲۲۰، ص ۳۳۷؛ فیض الاسلام، خطبه ۲۱۰، ص ۶۹۲.

می وزد. نفخات ربانی بر او نازل می گردد. بر زائر است که پاسدار چنین لحظه ها باشد؛ زیرا پیامبراکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: «اِنّ فی ایام دهرکم نفحاتٌ الا فتعرّضوا لها...»(۱) ؛ گل توحید بر درخت فطرتش می شکفت و زمزمه تکبیر و تحمید و تسبیحش طنین می افکند، فروغی از مجد و عظمت پروردگار خویش را بر مشرق بارگاه «مزور» نظاره می کند.

از قبور اولیای خدا، نور معرفت، هدایت و عنایت می درخشد. اینان واسطه های فیضند و زیارتشان کانونی برای رشد معنویات و زمینه ای برای تعالی ارزشهای الهی در انسان هاست.

مرحوم نراقی در این رابطه می نویسد: «اِعْلَمْ اَنَّ النُّفُوسَ الْقَوِیَّهَ القُدْسِیَّهَ، لاسِیَّما نُفُوسَ اْلاَنْبِیاءِ وَ اْلاَئِمَّهِعليهم‌السلام اِذانَفَضُوا اَبْدانُهُمْ الشَّرِیفَهُ...»(۲)

نفوس نیرومند قدسی، به خصوص پیامبران و امامان معصومعليهم‌السلام پس از رهایی از قفس تن و عروج به عالم ملکوت، بر جهان و امور آن کمال احاطه و استیلا را دارند. امور جهان نزد آنان آشکار است و موادّ جهان متأثّر از قدرت آنان است

هرکس به زیارتشان برود از آن آگاه و بر او شاهد و ناظرند.»

پس نسیم لطف این دوستان خدا بر زائران می وزد و پرتوی از فیوضات آنان بر زائران می تابد. بنابراین زائر مهمان مائده معنوی اولیای خداست و زیارت، سرچشمه ای است که زائر از آن شهد ولی و معرفت می نوشد و در پرتو فیوضات «مقام زیارت شده» شایستگی آن را می یابد که مورد توجه و عنایت قرار گیرد و رهپوی طریق هدایت گردد. زیارت، مؤمن را در آستانه ایمان مجسّم و اسوه اخلاق می نشاند. اشراق ملکوتی اماکن مقدس، فطرت را آفت زدایی می کند... زیارت انسان را به خطاهایش

___________________________________

۱- ۱. بحار، ج ۶۸، ص ۲۲۱.

۲- ۲. جامع السعادات، محمد مهدی نراقی، ج ۳، ص ۳۱۸.

متوجه و معترف می کند و در او بارقه امید و مغفرت می آفریند.(۱)

این است رمز و راز صدور صدها روایت از سوی پیامبر اکرم و ائمه هدیعليهم‌السلام درباره «شأن» و «اجر» و «کیفیّت» و آداب زیارت.(۲)

آن همه پاداش بزرگ و بهت آور برای زیارت و برای هر قدم آن، به پاس نقش فرهنگی، تربیتی، معرفتی، سیاسی، اجتماعی و هدایتگر فرهنگ زیارت است.

پاداش و فضیلت زیارت حضرت فاطمه معصومه عليها‌السلام

درباره فضیلت زیارت حضرت فاطمه معصومهعليها‌السلام روایات متعددّی از سوی امامان معصومعليهم‌السلام صادر گردیده است که هم بر منزلت و قداست این بانوی بزرگوار دلالت می کند و هم پاداش زیارتش را بیان می دارد؛ پاداشی بزرگ و بی مانند که همانند آن برای غیر امام معصومعليه‌السلام کم نظیر است.

اینک چند روایت نقل می کنیم:

۱ -۰ امام رضاعليه‌السلام فرمود: «مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّهُ(۳) ؛ کسی که فاطمهعليها‌السلام معصومه را زیارت کند بهشت برای او خواهد بود».

۲ - امام جوادعليه‌السلام فرمود: «مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتی بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّهُ(۴)؛ کسی که قبر عمه ام را در قم زیارت کند، بهشت برای اوست».

۳ - امام رضاعليه‌السلام فرمود: «مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُ الْجَنَّهُ(۵) ؛ کسی که فاطمهعليها‌السلام معصومه

__________________________________

۱- ۱. زیارت، محدثی، جواد، ص ۱۵۱.

۲- ۲. ر.ک: کامل الزیارات، ابن قولویه؛ بحارالانوار (المزار).

۳- ۳. کامل الزیارات، ص ۵۳۶، ح ۸۲۶؛ بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۲۶۵؛ ثواب الاعمال، ص ۱۲۴؛ عیون اخبارالرضا، ج ۲، ص ۲۶۷.

۴- ۴. کامل الزیارات، ص ۵۳۶، ح ۸۲۷.

۵- ۵. بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۲۶۶.

را زیارت کند، در حالی که حق او را بشناسد، بهشت برای او است».

۴ - امام صادقعليه‌السلام فرمود: «... وَ لَنا حَرَماً و هُو قُمُّ و سَتُدْفَنُ فیها اِمْرَأَهٌ مِنْ وُلْدی تُسمّی فاطمهعليها‌السلام ، مَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّهُ(۱) ؛ و برای ما حرمی است و آن شهر قم است و به زودی زنی از فرزندان من در آن جا دفن می شود که نامش فاطمهعليها‌السلام می باشد. هرکس او را زیارت کند، بهشتی شدنش حتمی است».

۵ - پیامبراکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمودند: «مَنْ زارَنی اَوْ زارَ اَحَداً مِنْ ذُرِّیَّتی، زُرْتُهُ یومَ الْقِیامَهِ فَاَنْقَذْتُهُ مِنْ اَهْوالِها(۲) ؛ آن کس که مرا یا یکی از فرزندانم را زیارت کند، روز قیامت او را دیدار خواهم کرد و از ترس و وحشت آن روز، نجاتش خواهم داد».