زن و اسوه های آسمانی

زن و اسوه های آسمانی0%

زن و اسوه های آسمانی نویسنده:
گروه: کتابخانه زن و خانواده

زن و اسوه های آسمانی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: غلامعلی عباسی فردویی
گروه: مشاهدات: 2396
دانلود: 333

توضیحات:

زن و اسوه های آسمانی
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 359 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 2396 / دانلود: 333
اندازه اندازه اندازه
زن و اسوه های آسمانی

زن و اسوه های آسمانی

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

حکومت الموتیان این قانون جاری شد(۱) .

شعرای اسماعیلیه در وصف این اقدام ننگین رهبر الموت، اشعاری سرودند که از آن جمله این چند بیت است:

برداشت غل شرع به تأیید ایزدی مخدوم روزگار علی ذکره السلام

منسوخ کرد آیه ستر و حجاب را مقبول داور آمد و ممدوح خاص و عام

فرمود کای گروه به هر مرد یک نفر همسر بس است زین عدد افراط شد حرام(۲)

هدف الموتیان

انگیزه الموتیان و پیروان حسن صباح آن بود که با دفاع از زن و حقوق زن، آنان را به مسلک و مرام خود جذب کنند و زنان احساسی را وارد میدان کرده و به آسانی آنان خنجر خود را بر سینه مخالفان فرو برند(۳) . از سوی دیگر حکومت ترکان و وجود زنان طوایف ترک سلجوقی و مغول در ایران و تأثیر سنت ایلی و عشایری در پیدایش چنین اندیشه ای (زن محوری) در الموت بی تأثیر نبود.

نگاه ابزاری ترکان به زن (سلجوقیان و مغولان)

در نظام اجتماعی ترک اگر چه مردان به عنوان چوپان و دامدار نسبت به زن برتری داشتند، ولی زنان در این جامعه نقش مؤثری داشتند. آنان در امور خانه داری و مراقبت از چهارپایان، دوشیدن شیر، ساختن لبنیات، چیدن پشم حیوانات و رشتن و بافتن آن محور زندگی به حساب می آمدند. هنگام کوچ صحرانشینیان زنان قبل از مردان وارد فرودگاه می شدند و خیمه ها را بر می افراشتند و همه چیز را برای

_________________________________

۱- ۱. همان ، ص ۱۳۶.

۲- ۲. همان.

۳- ۳. یادنامه ناصر خسرو، ص ۳۶.

پذیرایی ازمردان آماده می کردند(۱) .

زن ترک، هنگام جنگ سلاح در دست می گرفت، بچه کوچکش را در توبره ای نهاده و جلو اسب محکم می بست و با دشمن می جنگید. در زمان صلح کارش عبارت بود از راندن ارابه ها، قرار دادن چادرهای متحرک روی عرابه ها، دوشیدن گاوها، ساختن انواع لبنیات، دباغی پوست، ساختن کفش و پوتین و انواع لباسها. زنان نمد می مالیدند و اطاقک ها و خانه ها را با آن می پوشانیدند(۲) .به هر روی، در جامعه ترکان و مغول زنان محور حرکت جامعه بودند و به پاس نقش اجتماعی خویش بسیار مورد توجه بوده و نهایت احترام را به آنان می گذاشتند(۳) . آنان چادر بر سر نداشتند و هنگام بروز جنگ مانند مردان می جنگیدند(۴) .

همه ترکان سرایی آفریدند

همه مه پیکر و زهره جبینند

عروسانند چون در جامه خوابند

هژبرانند چون در پشت زینند(۵)

بدون اغراق، زن در عصر مغول در مرتبه ای است که نظیر آن در هیچ یک از جامعه های انسانی در طول تاریخ دیده نشده است. آن را باید دوره ای خاص و استثنایی دانست؛ به گونه ای که این زن گرایی مغول سایر اقوام و ملل زمان خود را به شگفتی و اعجاب وا می داشت و بدون تردید مقام زن در میان این مردم بیشتر از مرد بود(۶) .

________________________________

۱- ۱. کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول، پطرو شفسکی، ج ۱، ص ۱۴۳.

۲- ۲. زن در ایران عصر مغول، شیرین بیانی، ص ۱۱۶.

۳- ۳. سفرنامه مارکوپولو، ترجمه حبیب الله صحیحی، ص ۲۱۹.

۴- ۴. تاریخ اجتماعی ایران، مرتضی راوندی، ج ۲، ص ۳۸۹.

۵- ۵. روضه الصفا، میرخواند، ج ۵، ص ۶۶.

۶- ۶. سفرنامه ابن بطوطه، صص ۲۲۲ - ۳۲۹.

چنگیز خان که به خون آشامی معروف است به پاس سوء استفاده های جنسی از زنان به آنان احترام می گذاشت.او در یکی از جنگهای خود پس از پیروزی، در حالی که اردوها در حال استراحت و رفع خستگی از جنگی بزرگ بودند، بر بالای تپه ای ایستاد. به اطراف نگریست و لشکر را نظاره کرد. چون نگاهش بر اردوی زنان افتاد گفت: «خاتونان و عروسان و دختران که همچون آتش سرخ رنگین در افشانند، دهان ایشان را شیرین گردانم و پس و پیش و دوش ایشان را بر جامه های زربفت بیاریم، و ایشان را بر اختگان راهوار سوار گردانم و آبهای صافی خوشگوار بیاشامانم...»(۱) .

در هیچ متن تاریخی توصیفی چنین در وصف زن نیامده است.

در «یاسای مغول» قسمتی که مربوط به جنگ است، تأکید شده که در حملات و قتل و غارت، همسران و دختران خوانین مغلوب از تعرض در امان باشند و نباید به ایشان آسیبی برسد(۲) .

نفوذ سیاسی

همسر سلطان مغول رسما در کار سلطنت و اداره کشور دخالت داشت و رسما نیابت سلطنت بر عهده او بود(۳) .

عنوان خاتون نیز میراث قوم مغول است و به پاس این عنوان نیز وظایف مهمی را بر عهده داشت و در کار ملک و سلطنت با شوهر خود شریک بود. در مجالس مشورتی شرکت می کرد، تصمیم می گرفت و رأی و نظر او مؤثر بود.

از وظایف مهم خاتون انتخاب شاه بود. چنان که گفته اند: «روز دیگر چنانچه رسم و آئین مغول است خواتین و دختران و دامادان، به اتفاق آقاواینی، او را بر تخت نشاندند»(۴) .

__________________________________

۱- ۱. جامع التواریخ، ج ۳، ص ۱۸۹.

۲- ۲. تاریخ وصاف، ج ۱، ص ۱۳۶.

۳- ۳. روضه الصفا، ج ۴، ص ۱۴۷.

۴- ۴. زن در ایران عصر مغول، ص ۸۸.

وظیفه دیگر خاتون ها انتخاب وزیر و مجازات یا عفو گناهکاران بود(۱) .

خاتون ها فرمان های صادر شده از سوی پادشاه را امضا می کردند و بر بالای فرامین نگاشته بود: «به فرمان سلطان و خواتین»(۲) .

خاتون ها صاحب اختیار امور کلی و جزیی بودند. در مجازات و عفو خطاکاران نیز دخالت می کردند. از این رو زمانی که چنگیز با تاتارها جنگ می کرد و سرانجام پیروز شد فرمانی صادر کرد تا همه تاتارها را قتل عام کنند؛ به گونه ای که نسلشان از بین برود؛ ولی چون دو تن از همسران او «یاسویی» و «یاسوگان» و نیز همسر جوجی از این ایل بودند، با شفاعت این سه بانو، عده زیادی از مرگ نجات یافتند و بعضی از رجال و اعیان تاتارها در دستگاه خان مغول به مقامات مهمی رسیدند(۳).

نتیجه

ترکان و مغولان بر اساس زندگانی دام محوری خویش و نیاز به کار زنان چون: دوشیدن و چراندن دام ها، فراهم کردن انواع لبنیات، چیدن، رشتن و بافتن پشم دامها، دباغی پوست گوسفندان، ساخت چرم و پوتین، برافراشتن چادرها، حمل عرابه ها، آماده ساختن منزل، جنگیدن دوشادوش مردان، و.... آنان را سروری و برتری دادند و آنان را ارج می نهادند. همان گونه که الموتیان و پیروان حسن صباح، برای استفاده از احساسات زنانه، و ساختن فدایی از آنان که به آسانی خنجر به دست آنان دهند و سینه دشمنان خود را بشکافند و نیز آماده کردن همسر و فرزندان خود برای فدا شدن در راه مسلک الموتیان، مسأله تساوی حقوق زن و مرد را شعار خود

______________________________

۱- ۱. تاریخ وصاف، ج ۳، ص ۲۶۵؛ زن در عصر مغول، ص ۸۸.

۲- ۲. سفرنامه ابن بطوطه، ص ۲۲۲.

۳- ۳. جوامع التواریخ، ج ۱، صصص ۸۱ - ۸۰ - ۷۹.

ساختند، آنان در راه رسیدن به اهداف خود از زنان استفاده ابزاری می کردند.

و نیز اروپا و آمریکای قرن هیجده و نوزده و بیست، به پاس صنعتی شدن و نیاز به کار ارزان، مسأله برابری زن و مرد را اعلام، و از آن به دفاع برخاست تا این نیمی از پیکره اجتماع انسان در خدمت صنعت و سرمایه قرار گیرد. و چون ابزاری، جزیی از زندگی ماشینی و در خدمت منافع آنان در آید. بدیهی است که در تمام این جوامع نگاه به زن ابزاری و تبعی است و به کرامت و تعالی و استقلال آن توجهی نشده است. بر هر خردورزی روشن است که زن در دنیای صنعت و سرمایه هرگز به آرمان انسانی خود نرسید.

بخش پنجم:جنبش سیاسی زنان در اسلام(نگاه استقلالی)

سابقه جنبش سیاسی _ اجتماعی زنان در اسلام به همان آغاز بعثت پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم باز می گردد، آنگاه که دریچه ملکوت بر مردم باز و فروغ وحی بر مردم تابید. قرآن از همان آغاز با آیات خود انسان را مخاطب خویش قرار داد و همه را به عروج و صعود و قرب به خدا فرا خواند. به زن و مرد به گونه استقلال نگریست و آفاق ملکوت و تعالی را بر همگان گشود. در مسائل اجتماعی نیز زنان چون مردان پایگاه مناسبی یافتند و هرگز از حرکتهای بالنده اجتماعی ممنوع نگردیدند؛ بلکه بر اساس آموزه های قرآن و سنت مسؤولیت های اجتماعی میان زن و مرد با حفظ تفاوتهای طبیعی تقسیم شد.

اگر چه بر زنان جهاد واجب نیست، ولی در سایر سنگرهای دفاعی همدوش با مردان مبارزه می کنند.

بیعت

حضور زن مسلمان در بیعت، به عنوان یکی از محوری ترین مسائل سیاسی اسلام است. چون بیعت التزام و بر عهده گرفتن اطاعت و فرمانبری از اوامر و منویّات امام و رهبر است و در تمامی بیعت ها مسلمانان می دانستند که پس از بیعت اگر مخالفت کنند، شکستن بیعت حرام است. امیرالمؤمنینعليه‌السلام فرمودند: «انّما الخیار

للناس قبل اَن یبایعو(۱) ؛ مردم پیش از بیعت مختارند، ولی پس از آن باید به رهبری وفادار بوده، و مخالفت نکنند.

بیعت با پیامبر خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و وصی او، بیعت با خداوند است و ترجمان وحی چنین اعلام می دارد: «آنانکه با تو بیعت می کنند همانا با خدا بیعت می نمایند دست خدا .بالای دستهایشان است. پس هر که بیعت شکند به زیان خود شکسته است و هر که به آن وفا کند، خداوند به زودی پاداش بزرگ به او خواهد داد»(۲) . اولین بیعت با رسول خدا بیعتی با عنوان عقبه اولی یا «بیعه النساء» است. این بیعت زمانی اتفاق افتاد که مسلمانان به شدت در تنگنا بودند و فشار مشرکین مکه به اوج خود رسیده بود. در این هنگامه، چند نفر از اهل یثرب نزد پیامبر خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم آمدند و پس از آشنایی با اسلام با پیامبر خدا بیعت کردند که این بیعت را بیعه النساء نامیده اند. در این بیعت زنی به نام عفرا، دختر عبید بن ثعلبه حضور داشت. او در زمانه ای که زن از اولین حقوق فردی و اجتماعی خود محروم بود در این بیعت شرکت کرد(۳) .

سال بعد ۷۳ نفر از مسلمانان یثرب به مکه آمدند و با پیامبر خدا بیعت کردند که به پیمان عقبه ثلاثه معروف است. در این بیعت نیز چند زن حضور داشت. بیعتی که در آن بیعت کنندگان از بذل جان و مال دریع نکنند و همان گونه که از فرزندان و خانواده خود دفاع می کنند از رسول خدا و خاندانش دفاع کنند(۴) .

در بیعت رضوان نیز که سروش وحی آن را جاودانه ساخت و خدا را خشنود ساخت(۵) و بیعتی بود که بعضی آن را بیعت مرگ نامیدند(۶)؛ و مسلمانان اوج مجاهدت و ایثار خود را در آن به نمایش گذاشتند. زنانی که حاضر بودند در بیعت شرکت کردند(۷) .

_____________________________

۱- ۱. ارشاد، مفید، ص ۱۳۰.

۲- ۲. فتح / ۱۰.

۳- ۳. تاریخ الاسلام السیاسی، ج ۱، ص ۹۹.

۴- ۴. بحار، ج ۱۹، صص ۲۷ - ۲۶.

۵- ۵. فتح / ۱۸.

۶- ۶. صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۴۸۶.

۷- ۷. اعلام النساء المؤمنات، محمد الحسون، ص ۶۲۴، ش ۳۹۱.

شیخ مفید چگونگی بیعت زنان با پیامبر خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را در حدیبیّه چنین گزارش می کند: «علیعليه‌السلام عهده دار این امر شد. لباسی را بگسترد. زنان با عنوان بیعت بر آن دست گذاشتند و سپس رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بر آن لباس دست گذاشت.»(۱) و پیمان وفاداری و فداکاری آنان با رسول خدا منعقد گردید.

پس از فتح مکه و بیعت مردان، زنان نیز با رسول خدا بیعت کردند. پیرامون چگونگی این بیعت گفته اند که پیامبر خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم با زنان با گفتار بیعت می کرد و یا این که دستور می داد ظرف آبی بیاورند و دست خود را درون آب فرو می برد. سپس زنان دست در ظرف آب می نهادند و پیمان محکم رابطه فرد و دولت تحقق می یافت. از امام باقرعليه‌السلام منقول است که بیعت زنان با پیامبر خدا از روی لباس و پوشش بود(۲).

سروش وحی این بیعت را نیز جاودانه ساخت. در پرتو قرآن چنین آمده: «ای پیامبر، اگر زنان با ایمان نزد تو آمدند تا بیعت کنند بدین شرط که هیچ کس را با خدا شریک نکنند و دزدی نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و بهتان نزنند و فرزندی را که از آن شوهرشان نیست به او نسبت ندهند و در کارهای نیک از تو نافرمانی نکنند با آنها بیعت کن و برای آنان از خدا آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده و مهربان است»(۳) .بیعت مهم و تاریخی دیگر، بیعت مسلمانان با علیعليه‌السلام در غدیر خم بود در این روز پس از آن که به فرمان خداوند علیعليه‌السلام از سوی پیامبر خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به عنوان ولی امر و جانشین رسول خدا نصب شد به فرمان رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم مسلمانان با علیعليه‌السلام بیعت

______________________________

۱- ۱. ارشاد، شیخ مفید، صص ۶۲ - ۶۰.

۲- ۲. مجمع البیان، ج ۹، ص ۲۷۶؛ خصال، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۱۴۱.

۳- ۳. ممتحنه / ۱۲.

کردند و زنان نیز در این بیعت شرکت نمودند(۱) .

پس از کشته شدن عثمان و حضور و بیعت حماسی مسلمانان با علیعليه‌السلام زنان در این واقعه حساس سیاسی، شرکت کردند. علیعليه‌السلام چگونگی بیعت مردم با آن حضرت را این گونه شرح می دهد: «شادی مردم به پاس بیعتشان با من به جایی رسید که بچه ها شاد گشتند و پیران با قدمهایی لرزان و بیماران با سختی برای بیعت آمدند و دختران جوان نیز برای بیعت آشکار شدند»(۲) .

به هر روی، حضور زنان در عرصه سیاسی مذهبی بیعت چشم افروز است و در آن زمان که مسأله حضور و حقوق زن در امور سیاسی مطرح نبود اسلام این افق را گشود.

هجرت

از واژه های ارزشی فرهنگنامه اسلامی واژه هجرت است. که در پرتو آیات قرآن جاودانه و مهاجران مجاهد، بر آسمان معنویت چون ستارگان تابانند.

هجرت دوری از هر پلیدی است(۳) و مهاجر چهره ای است که به پاس دفاع از آرمان الهی خود ترک سرزمین خویش می کند که با آن انس گرفته، و خداحافظی با تمام کسانی است که سالیانی با آنان بوده است؛ دور شدن از علقه ها و علاقه های قدیمی و پذیرفتن هجران و حرمان و غربت، به پاس این زحمات و کوششها مهاجر مأجور و مورد ستایش است.

امام رضاعليه‌السلام فرمود: «کسی که به خاطر دینش از سرزمینی به سرزمین دیگر برود هر چند مسافت این هجرت یک وجب باشد، مستوجب بهشت خواهد بود و همنشین ابراهیمعليه‌السلام و حضرت محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم خواهد گردید»(۴).

_____________________________

۱- ۱. بحار، ج ۹۴، ص ۱۲۲.

۲- ۲. نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۲۲۰.

۳- ۳. مدثر / ۵.

۴- ۴. مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۰۰.

دو هجرت تاریخ

اشاره

در زمان پیامبر خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم این ضرورت پیش آمد که مسلمانان از مکه هجرت کنند. از این رو دو هجرت تاریخی رخ داد: یکی هجرت مسلمانان به حبشه و دیگری هجرت مسلمانان و رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به یثرب.

این دو هجرت در تاریخ اسلام می درخشند و گفته ها پیرامون آن دو فراوان است. ولی آنچه باید در اینجا گفته شود حضور همپای زنان با مردان در این فراز، سرافرازی است. چون هجرت بانوان بیانگر عزم راسخ آنان در دفاع از ایمان خود، و روشنگر این حقیقت بود که ایمان به اسلام چون خون در رگ های آنان جاری گشته و حاضرند برای دفاع از مکتب اسلام از همه چیز صرفنظر کنند. بدون تردید رنج هجرت برای یک زن بیش از مرد است، ولی زنان این سختی مضاعف را پذیرفتند تا با ترک جامعه خود، نفرت و انزجار خویش را از نظام حاکم خود ابراز داشته و از سوی دیگر در سرزمین جدید به نشر آیین خود بپردازند و زمینه تأسیس حکومت اسلامی را فراهم سازند.

به پاس پیرایش از این ایده پاک است که رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در پرتو وحی اعلام می دارد: «ای کسانی که ایمان آورده اید، زنانی که با عنوان اسلام و ایمان (از دیار خود) هجرت کرده و به سوی شما آمدند خدا (به صدق و کذب) ایمانشان داناتر است (ممکن است جاسوس باشند) شما از آنها تحقیق کرده و امتحانشان کنید. اگر با ایمانشان شناختید، آنها را دیگر به شوهران کافرشان برمگردانید....»(۱).

زنان مهاجر را آزمایش کنید که انگیزه آنان چیست؟ اگر به خاطر فرار از منازعات خانواده و یا علاقه به سیر و سفر و یا جاسوسی و امور دیگر است، آنان را طرد کنید؛

_______________________________

۱- ۱. ممتحنه / ۱۰.

چون آنان مهاجر نیستند؛ ولی اگر به پاس دفاع و صیانت از حریم ایمان خود هجرت کرده اند آنان را نگاه دارید.

باری، در نهضت هجرت زنان دوشادوش مردم شرکت داشتند.

هجرت به حبشه

در این هجرت کاملاً سرّی، حدود ۸۳ مرد و ۱۸ زن حضور داشتند(۱) که گاه دسته جمعی و گاهی تنها به سوی حبشه هجرت کردند. با استقرار دولت اسلامی در مدینه این افراد از حبشه به مدینه باز گشتند و نشان شرف «للناس هجره واحده و لکم هجرتان» مزین شدند(۲) .

هجرت به مدینه

در این هجرت بزرگ که رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و مسلمانان شرکت داشتند زنان نیز همپای مردان حضور داشتند.

حضرت فاطمه زهراعليها‌السلام و حضرت فاطمهعليها‌السلام بنت اسد و فاطمهعليها‌السلام دختر زبیر را امیرالمؤمنین به مدینه آورد.

زنیب دختر رسول خدا و همسر ابوالعاص در مکه ماند؛ چون شوهرش ابوالعاص مانع از مهاجرت آن بانوی بزرگوار می شد. تا آنکه در جنگ بدر به اسارت در آمد. پیامبر خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم هنگام آزاد کردن ابوالعاص از او پیمان گرفت که در بازگشت به مکه همسرش زینب را به مدینه بفرستد. ابوالعاص پس از بازگشت به مکه قرار خود با رسول خدا را با زینب در میان گذاشت. زینب بار سفر بست و عازم مدینه گردید. رسول خدا زید بن حارثه و مردی از انصار را به استقبال زینب فرستاد تا او را به مدینه بیاورند. پیش از رسیدن این دو نفر هبار بن اسود و نافع بن عبد القیس زینب را تعقیب و مورد هجوم قرار دادند. در حمله هبّار، زینب مجروح و مصدوم گردید و بعدها؛ به همان آسیب از دنیا رفت(۳) .

_______________________________

۱- ۱. الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۰۷.

۲- ۲. اعلام النساء المؤمنات، محمد الحسون، صص ۱۱۸ - ۱۱۷.

۳- ۳. همان، صص ۴۱۵ - ۴۱۲.

حضور در میدان دفاع و حماسه

از جلوه های آشکار مشارکت زنان در عرصه سیاست حضور فعال آنان در میدان دفاع از حریم دین و ایمان بود.

اگر چه جهاد ابتدایی بر زنان لازم نبود و آنان چون مردان لباس رزم نمی پوشیدند و به جنگ مسلحانه نمی پرداختند؛ ولی دفاع از دین یک فریضه همگانی است و در هر عرصه ای که لازم بود زنان به دفاع از حریم دین قیام می کردند. از این رو همپای مردان، زنان در زمان رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در میدان های جنگ حاضر می شدند و مجاهدین را یاری می کردند، مجروحین را درمان و به رزمندگان آب می رساندند.

نسیبه دختر کعب

از جمله این بانوان فداکار نسیبه است که همراه رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در جنگ احد شرکت کرد و وظیفه آب رسانی به رزمندگان را به عهده گرفت. در این جنگ مردان سست ایمان فرار کردند و علیعليه‌السلام با تعدادی به دفاع از رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم پرداختند. نسیبه یکی از این افراد انگشت شمار بود که چون عرصه را تنگ دید و جان رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را در معرض خطر، مشک آب را بر زمین انداخت و شمشیر یکی از فراریان را برداشت و به دفاع از رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم پرداخت. در این مبارزه سیزده جراحت از سوی دشمن بر او وارد آمد. البته او تا آخر عمر به پاس آن توفیق خدای را شکر می گفت. نسیبه می گوید: «چون جان پیامبر خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را در خطر دیدم با شمشیر از رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم دفاع می کردم و گاهی نیز که دشمن مقداری دور می شد به تیراندازی می پرداختم. در حین جنگ ناگاه متوجه حمله یکی از مشرکین به رسول خدا شدم. من و مصعب بن عمیر بر او راه بستیم. او ضربتی بر من زد که تا یک سال اثر آن بر شانه ام باقی بود. رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم که متوجه زخم شدید شانه من شد. یکی از پسرانم را صدا زد و فرمود: مادرت، مادرت، زخم مادرت را ببند. خداوند شما

خانواده را مورد مهر و رحمت و برکتش قرار دهد».

وقتی پسرم زخم مرا بست دوباره برخاستم و به دفاع از پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم پرداختم. در همین حال متوجه زخمی شدن یکی از پسرانم شدم. فورا یکی از پارچه هایی را که برای درمان زخم مجروحان با خود آورده بودم به زخم پسر بستم و به او گفتم: «برخیز از رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم دفاع کن».

رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بعد از پایان جنگ، وقتی که به مدینه بازگشتند شخصی را به خانه نسیبه فرستاد تا از حال او جویا شود و به پیامبر خدا گزارش دهد و چون از سلامتی او آگاه شد مسرور گردید.

نسیبه از رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم خواست تا دعا فرمایند که در بهشت همنشین آن حضرت باشند. آن حضرت دعا کرد(۱).

نسیبه در جنگ خیبر و حنین نیز شرکت داشت. بر اساس روایات از جمله زنانی است که با رجعت، به دنیا باز می گردد و در زمره یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه قرار می گیرد(۲) .

ام سنان

ام سنان نیز ستاره دیگری است که بر این آسمان می درخشد. آن بانو هنگام عزیمت رسول خدا برای جنگ با یهودیان خیبر نزد آن حضرت آمد و گفت: «یا رسول الله، دوست دارم که همراه شما باشم و هر آنچه از دستم بر آید برای کمک به اسلام انجام دهم. رزمندگان را سیراب سازم، از لوازم جنگجویان حفاظت کنم. مجروحان را درمان نمایم و مجاهدین را یاری رسانم». رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: علی برکه الله. زنان دیگری نیز هستند که ازمن اجازه خواستند و به آنها نیز اجازه داده ام. حال اگر می خواهی، با ما بیا و اگر می خواهی با قومت باش». گفت: «دوست دارم که با شما باشم». حضرت فرمودند: «پس همراه همسرم ام سلمه باش»(۳) .

_______________________________

۱- ۱. حلیه الاولیاء، ج ۲، صص ۶۵ - ۶۴؛ ریاحین الشریعه، ج ۵، ص ۸۰؛ اعلام النساء المؤمنات، ص ۶۲۵، ش ۳۹۳.

۲- ۲. اعلام النساء المؤمنات، ص ۶۲۵.

۳- ۳. المغازی، واقدی، ج ۲، ص ۶۸۷؛ ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۴۱۰.

صفیّه، عمّه رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم

این بانوی بزرگ عمّه رسول خدا و دختر عبدالمطلب است. همانند برادرش حمزه ایمان آورد. در عرصه بلاغت از ادبیات بالنده ای برخوردار بود. در رثای پدر شعر سرود. عمری را به کرامت گذراند و سرانجام در کمال کرامت در عهد عمر رحلت کرد.

عصاره زندگی این بانو نشان می دهد که این زن خود را همانند حمزه سید الشهدا، مسؤول می دانست. تنها به اسلام و ایمان خود اکتفا نکرد و با وجود عاطفه مادری فرزندش، را به حضور در جبهه های جنگ و یاری دین خدا تشویق می کرد(۱) .

این بانوی بزرگ از شجاعت برخوردار بود و در جنگ احد و خندق مسلمانان را یاری کرد(۲) .

ام عطیّه

از بانوان بزرگواری است که در حمایت از رسول خدا در هفت جنگ شرکت کرد و به مداوای مجروحین و پرستاری بیماران پرداخت و برای رزمندگان غذا آماده می کرد(۳) . شیخ طوسی او را جزء اصحاب رسول خدا ذکر کرده و از روایتگران آن حضرت محسوب می دارد(۴) . مامقانی نیز در تنقیح او را مدح می کند(۵).

پس از پایان جنگ احد پیامبر خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به این بانو و ام سلیم امر کرد تا جراحات امیرالمؤمنینعليه‌السلام را مداوا نمایند(۶) .

______________________________

۱- ۱. درالمنثور فی طبقات ریات الخدور، ص ۲۵؛ زن در آینه جلال و جمال، ص ۳۰۱.

۲- ۲. اسد الغابه، ج ۵، ص ۴۹۳؛ بحار، ج ۲۰، صص ۲۴۵ - ۲۴۴.

۳- ۳. طبقات، ج ۸، ص ۴۵۵؛ اعلام النساء المؤمنات، ص ۱۶۹، ش ۸۸.

۴- ۴. رجال طوسی،ص

۵- ۵. تنقیح المقال، ج ۳، باب فضل النساء، ص ۷۳.

۶- ۶. بحار، ج ۴۱، ص ۳؛ مناقب، ج ۱، ص ۳۲۰.

سلمی

سلمی بانوی مسلمان دیگری است که در جنگ خیبر حاضر می شود و به رزمندگان جبهه خدمت می کند.

این بانوی بزرگ از نقل کنندگان روایت از رسول خدا و فاطمهعليها‌السلام زهراعليها‌السلام است. دامان پاکش فرزندان شایسته ای تربیت کرد علی و عبید الله دو تن از پسران او هستند که از یاران وفادار علیعليه‌السلام بودند و جزء دبیران و کاتبان آن حضرت و نیز از کارگزاران بیت المال بوده اند. ابن حجر می گوید: او بود که به علیعليه‌السلام در مراسم غسل فاطمهعليها‌السلام عليها‌السلام کمک کرد. در جنگ خیبر همراه رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بود. از پیامبر خدا و فاطمهعليها‌السلام عليها‌السلام نقل روایت می کند(۱) .

هند

هند دختر عمرو بن حزام، بانوی بزرگواری است که در جنگ احد شرکت کرد. این بانوی شجاع پس از پایان جنگ پیکر سه تن از شهدای خود، همسر خویش عمرو بن جموح، فرزندش و برادرش عبد الله بن عمرو را که همگی از عزیزانش بودند بر شتری نهاد و عازم مدینه شد. این بانوی بزرگ در حالی که شهدای خود را مشایعت می کرد چون با زنان مسلمان روبه رو گردید با خشنودی و چهره ای شاد به آنان گفت: «بشارت باد شما را که پیامبر خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم زنده و سالم است و شما را بشارت دیگری می دهم که خداوند شر کفار را بر طرف کرد».

ایمان و اخلاص این بانو چنان بود که چون رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را زیارت نمود، از آن حضرت خواست که از خداوند بخواهد اورا همنشین با شهدایش گرداند»(۲) .

سوده

دیگر ستاره فروزنده این بام سوده، دختر عماره بن الاسک همدانی است که

________________________________

۱- ۱. الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۲۲۷؛ اسد الغابه، ج ۵، ص ۴۷۸؛ الاصابه، ابن حجر، ج ۴، ص ۳۳۳، تنقیح المقال، ج ۳، باب فضل النساء، ص۸۰؛ ریاحین الشریعه، ج ۴، ص ۳۳۲.

۲- ۲. اسد الغابه، ج ۵، ص ۴۹۳؛ بحار، ج ۲۰، صص ۲۴۵ - ۲۴۴.

سرنوشت او جزء داستان های ناب تاریخ و تأثیرگذار است.

در جنگ صفین حاضر عرصه جهاد و دفاع بود و با اشعار حماسی خود رزمندگان و به خصوص برادر خود را تحریک و تشویق به جنگ با معاویه می کرد. او چنین می سرود:

وانصر علیا و الحسین و رهطه

واقصد لهند و ابنها بهوان

انّ الامام اخاالنبی محمدٍ

علم الهدی و مناره الایمان

فقد الجیوش و سر امام لوائه

قدما بأبیض صارم و سنان(۱)

این بانو هم در میدان رزم شجاع بود و هم در عرصه سخنوری، بلیغ و سخنور.

پس از شهادت امیرالمؤمنین به دربار معاویه آمد تا علیه بسر بن ارطاه افشاگری کند و داد و مردم را از آن بیدادگر بستاند.

وقتی به دربار آمد و با معاویه سخن گفت او را شناخت. گفت: «تو همان نیستی که در تشویق برادرانت در جنگ صفین شعر می خواندی و آنان را تحریک می کردی؟».سوده گفت: «دع عنک تذکار ما قدنسی، مات الرأس؛ گذشته ها را رها و فراموش کن، رأس و رهبر آن گروه رفت و پیشگامان نیز رفتند».

معاویه گفت: «جریان برادرت یک موضوع کوچکی نبود. او جزء نام آوران و سلحشوران لشکر علیعليه‌السلام بود و تو با اشعارت او را تحریک می کردی». سوده بار دیگر گفت: «از آن گذشته ها صرف نظر کن». معاویه گفت: «حاجتت چیست و برای چه آمدی؟» گفت: «کسی که مسؤولیت اداره جامعه ای را بر عهده می گیرد، در مقابل خدا مسؤول است و در حکومت او نباید به فردی ستم شود. و حق خدا ضایع گردد. بسر بن ارطاه که فرماندار توست به دیار ما آمده. او ستمگر است نه. حق مردم را مراعات می کند و نه حکم خدا را فرمانبر است. اگر او را عزل کنی، ما آرام خواهیم

____________________________

۱- ۱. اعلام النساء المؤمنات، ص ۴۵۱، ش ۲۹۴.