زن و اسوه های آسمانی

زن و اسوه های آسمانی0%

زن و اسوه های آسمانی نویسنده:
گروه: کتابخانه زن و خانواده

زن و اسوه های آسمانی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: غلامعلی عباسی فردویی
گروه: مشاهدات: 2388
دانلود: 333

توضیحات:

زن و اسوه های آسمانی
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 359 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 2388 / دانلود: 333
اندازه اندازه اندازه
زن و اسوه های آسمانی

زن و اسوه های آسمانی

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

شد. زنان و کودکان امام حسینعليه‌السلام از راهنمای کاروان تقاضا کردند که راهی را انتخاب کنند تا آنان بتوانند به کربلا وارد شوند. راهنما هم این تقاضا را پذیرفت و کاروانی که بنا بر بعضی از نقل ها هشتم صفر از شام حرکت کرده بود و مسیر خود را بدون معطلی و بلکه با سرعت ادامه داد، توانست روز بیستم یا سی ام صفر ۶۱ هجری، در حالی که طبق قولی امام زین العابدین سرمقدس پدر را همراه داشت تا در کربلا دفن کند، وارد کربلا شد.

بنا به گفته سید بن طاووس: «پیش از ورود اهل بیتعليهم‌السلام جابر بن عبدالله انصاری همراه با عطیه عوفی و تعدادی از بنی هاشم برای زیارت امام حسینعليه‌السلام به آن سرزمین آمده بودند»(۱).

به هر روی بازماندگان امام حسینعليه‌السلام در همان اربعین اول خود را کنار قبر امام حسینعليه‌السلام و سایر شهدای کربلا رساندند و محشری به پا کردند. زینب و امام زین العابدینعليهما‌السلام و همراهان از یک طرف، جابر و عطیه عوفی از طرف دیگر، و افراد دیگری که برای زیارت آمده بودند، از جانب سوم، فضای کربلا را با اشک و آه و ناله خویش عطر آگین ساختند.

در پایان عزاداری و هنگام تودیع، زینبعليها‌السلام در محضر قبر امام و شهیدان ایستاد و این چنین فرمود: «بارگاه های باشکوه برای قبور شهدای سرزمین کربلا بنا گردیده است».قصرهایی جهت مرقد مطهر این شهیدان مدفون در کربلا به وجود می آید. حرم های بزرگ با آستانه های زیبا برای آرامگاه های خفتگان کربلا بنا می گردد. باغ وسیع و باصفا این قصور و این بارگاه ها را در میان گرفته و این زائرین هستند که شهدای عاشورا را که پیکر پاک و مطهرشان درون خاک خفته است را زیارت می کنند و یاد آنها را گرامی می دارند.

_______________________________

۱- ۱. لهوف، ص ۱۱۸؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۴۶.

حضرت سجادعليه‌السلام صلاح را در این دانست که کاروان هرچه سریعتر به سوی مدینه حرکت کند. چون گریه و حال اسیران چنان بود که برای آنان احساس خطر می شد. زینبعليها‌السلام فرموده برادرزاده را به جان پذیرفت و آنگاه با شهدا وداع کردند. حضرت زینبعليها‌السلام با گفتاری سوزناک فرمود:

«ای حسین! قلب من برای تو همیشه در التهاب خواهد بود و در فراق تو همواره در جوش و اضطرابم. اشک های من برای تو ای حسین عزیز پایان نمی یابد و دیدگان من برای تو تا ابد گریان خواهد ماند»(۱) .

روح شکوهمند زینب

کاروان به مدینه رسید. امام زین العابدینعليه‌السلام فرمود: پیاده شوید و خیمه ها را سرپا کنید. بانوان پیاده شدند. چادرها برافراشته شد. امام، بشیر بن جزلم را فراخواند و فرمود: «بشیر! خداوند پدرت را بیامرزد، او مرد شاعری بود. آیا تو نیز از قدرت شاعری بهره ای داری؟» گفت: «آری می توانم». او وارد مدینه شد. زینب و حضرت زین العابدینعليهما‌السلام و سایر بانوان بیرون شهر توقف کرده بودند تا شهر آماده اسقبال از اهل بیتعليهم‌السلام گردد. در این فرصت، فاطمهعليها‌السلام دختر علی به خواهر خود زینب پیشنهاد کرد که نعمان بن بشیر انصاری سرپرست کاروان با ما خوش رفتاری کرد و از هیچ خدمتی فروگذار نکرد و مناسب است هدیه ای به او بدهیم.

حضرت زینبعليها‌السلام پیشنهاد او را پذیرفت و گفت: «به خدا سوگند! ما چیزی همراه نداریم». به هر روی، باقیمانده آلات و جواهرتی که همراه زنان بود، جمع کرد و به نعمان تقدیم نمود. اما نعمان آنها را نپذیرفت و گفت: «من این خدمات را به منظور منافع مادی انجام ندادم. به خدا سوگند! من هر چه کردم، به خاطر خویشاوندی شما با

__________________________

۱- ۱. از عاشورا تا اربعین حسینی، بدرالدین نصیری، ص ۳۹۵ _ ۳۹۳.

رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بود و جز از خداوند از کسی دیگر پاداش نمی خواهم»(۱).

باری، زینبعليها‌السلام بار سنگین رسالت خویش را بر دوش گرفت و در دفاع از دین خدا شریک نهضت امام حسینعليه‌السلام گردید و انقلاب خونین کربلا را به کمال رساند و زمینه بسط فرهنگ امامت را آماده، و زمینه انحطاط یزید را فراهم کرد و بالاخره به کمتر از ۵ سال از واقعه کربلا، به طور کلی سلطنت از خاندان معاویه زایل و مروان و فرزندانش مسیر شجره ملعونه را ادامه داند.

وفات حضرت زینب عليها‌السلام

بدون تردید زینبعليه‌السلام پس از بازگشت از شام مدت طولانی زنده نبود. چنانکه مشهور است، چهاردهم رجب یا پانزدهم رجب سال ۶۲ هجری به جوار حق شتافت(۲) . ولی در کجا آن حضرت وفات کرد؟ مدینه، دمشق یا قاهره؟ هر یک از نویسندگان سیره برای درستی رأی خود دلیل و یا دلیل هایی آورده اند. مزاری نورانی که به نام ستی زینبعليها‌السلام در شهر قاهره برپاست، و شب و روز بخصوص شب ها و روزهای جمعه زیارت کنندگان بسیاری دارد همتا و همشأن زیارتگاه دیگری است که به نام آن حضرت در دمشق نورافشانی می کند. و نیز بعضی از تاریخ نگاران مدفن شریف آن حضرت را در مدینه منوره می دانند. خلاصه، قبر مطهر آن حضرت در هرکدام از این سه مزار شریف که باشد ملجأ و پناه درماندگان است.

______________________________

۱- ۱. تاریخ طبری، ج ۳، ص ۲۶۶؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۴۶؛ اعلام النساء، عمر رضا کحاله، ج ۲، ص ۹۸.

۲- ۲. بعضی سال ۶۵ را ذکر کرده اند و محل وفات را مصر دانسته اند. اعلام النساء، محمد الحسون، ص ۳۹۴؛ اخبار الزینبیات، ص ۱۲۲.

بدون تردید این زیارتگاه ها از مصادیق بیوتی است که نام خدا در آنها به بزرگی یاد می شود و مرکز ذکر و دعا و نماز و درود و تحیات بر محمد و آل محمد است و دوستداران اهل بیتعليهم‌السلام با خلوص و ارادت این مشاهد را زیارت، و مراتب ارادت خود را به نام کسی که آن مزار به نام او برپاست، بیان می دارند و با پیامبر خدا و عترتش تجدید عهد می نمایند و از اجر و ثواب و پاداش زائران آن حضرت برخوردارند(۱) .

و لذا این گونه اختلاف نظرها نباید باعث بی رغبتی نسبت به زیارت این بقاع متبرک شود.

فاطمه عليها‌السلام دختر امام حسین عليه‌السلام

اشاره

فاطمهعليها‌السلام دختر بزرگ امام حسینعليه‌السلام گوهری تابناک و بانویی مجلل و با عظمت بود.

مادرش ام اسحاق از طایفه بنی تمیم بود. فاطمهعليها‌السلام بانویی دانشمند، اندیشمند و با جلالت بود. توصیف نگاران او را به عظمت ستوده و چنین معرفی کرده اند: «عالمه، محدثه، مجاهده».

فروغ شأن و عظمتش آنگونه آشکار است که نیازی به توضیح ندارد(۲) .

این بانوی بزرگوار در پرتو تربیت پدر به مراتب والای ایمان نایل شد و فروغ معنویتش به ستیغ فضیلت درخشید. پدر بزرگوارش در وصف حال او می فرماید: «فهی اکثر شبها بامی فاطمهعليها‌السلام بنت رسول اللهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم اما فی الدین فتقوم الیل کله و تصوم النهار؛ او شبیه ترین افراد به مادرم فاطمهعليها‌السلام است؛ شب و روز در محراب عبادت خدا به سیر در ملکوت و فتح آفاق معنویت مشغول بود»(۳) .

او محدثه بود. از جده اش فاطمهعليها‌السلام و نیز از پدر بزرگوار و برادرش امام

______________________________

۱- ۱. ر.ک: اعلام النساء، محمد الحسون، ام علی مشکور، صص ۳۹۶ - ۳۹۳؛ زندگانی فاطمهعليها‌السلام زهرا، سید جعفر شهیدی، ص ۲۶۲ _ ۲۶۱.

۲- ۲. اعلام النساء المؤمنات، محمد الحسون، ص ۴۹۹.

۳- ۳. ارشاد شیخ مفید، ص ۱۹۷؛ اعلام النساء المؤمنات، ص ۵۰۰.

زین العابدین و عمه اش زینبعليها‌السلام و بلال مؤذن و عبدالله بن عباس و اسماء بنت عمیس و عایشه روایت می کند. و راویان آن بزرگوار عبارتند از فرزندانش، عبدالله، ابراهیم و حسین و ام جعفر و....(۱).

با پسر عمویش حسن بن حسنعليه‌السلام (حسن مثنی) ازدواج کرد و از این پیوند مقدس فرزندانی بزرگوار و شجاع پدید آمد که بعد از قیام عاشورا از پرچمداران انقلاب و مبارزه علیه امویان و عباسیان بودند(۲) .

فاطمهعليها‌السلام همراه پدر و همسر و سایر خاندانش به کربلا آمد و از آنجا به اسارت به کوفه و شام رفت(۳) . او همراه زینبعليها‌السلام در کربلا بود و در صبر و شکیبایی چون عمه خود نمونه بانوان جهان است.

همسر فاطمه عليها‌السلام

حسن مثنی، مردی پارسا و دانشمند بود. افتخار حضور در کربلا و همراهی با عاشورائیان نصیب او شد. با دشمنان خدا جنگید و با پیکر غرقه به خون در میان کشته شدگان افتاد. پس از شهادت امام حسین لشکر ابن زیاد او را در میان شهدا یافتند. در حالی که هنوز زنده بود، با شفاعت یکی از اقوام مادری خود از کشتن او صرفنظر کردند. او وصی و متولی صدقات و موقوفات پدر بزرگوارش بود. در ۳۵ سالگی بر اثر توطئه ولید بن عبدالملک مسموم شد و دار فانی را وداع کرد. فاطمهعليها‌السلام بر بالای قبر او چادر زد و یک سال از عمر خود را در حالی که روزها روزه و شبها را به عبادت

________________________________

۱- ۱. اعلام النساء، عمر رضا کحاله، ج ۴، ص ۴۴.

۲- ۲. فرزندان فاطمهعليها‌السلام عبارتند از: «عبد الله محض، ابراهیم غمر و حسن مثلث؛ به منتهی الامال ج ۱، ص ۵۵۹ مراجعه شود.

۳- ۳. اعلام النساء، عمر رضا کحاله، ج ۴، ص ۴۴؛ اعلام النساء المؤمنات، ص ۵۰۱.

مشغول بود، بر سر قبر او گذراند»(۱) .

آن حضرت در سال ۱۱۷ هجری در مدینه رحلت کرد و عمر مبارکش افزون بر هفتاد سال بود. بنا بر نقلی در سال ۱۱۰ وفات کرد(۲) .

عبادت و نیایش

پرورش یافته دامان حضرت امام حسینعليه‌السلام کوکب فروزنده محراب عبادت و بندگی خداست و در این افق نیکو می درخشد. او به عبادت و نیایش علاقه خاصی داشت و شب و روز را به عبادت می گذراند. پدر بزرگوارش در وصف او چنین می گوید: «دخترم فاطمهعليها‌السلام در دین داری سرآمد است. شب را سراسر به عبادت مشغول و روز را روزه می دارد»(۳).

امانتدار حسین عليه‌السلام

این بانو بسیار امین و پارسا بود؛ به گونه ای که سنگین ترین امانت که ودایع امامت بود از سوی پدر در عصر عاشورا به او سپرده شد.

امام باقرعليه‌السلام فرمود: «ان الحسین بن علیعليهما‌السلام لما حضره الذی حضر دعا ابنته الکبری فاطمهعليها‌السلام بنت الحسین فدفع الیها کتابا ملفوفا و وصیه ظاهره»؛ چون هنگام شهادت حسین بن علیعليهما‌السلام فرا رسید، دختر بزرگش فاطمهعليها‌السلام را فرا خواند و کتابی پیچیده و

__________________________________

۱- ۱. حیاه الامام حسن، باقر شریف قرشی، ج ۲، ص ۴۷۱؛ اعلام النساء المؤمنات، به نقل از نفثه المصدور، ص ۳۹.

۲- ۲. اعلام النساء، عمر رضا کحاله، ج ۴، ص ۴۷.

۳- ۳. ارشاد، شیخ مفید، ص ۱۹۷؛ اعلام النساء المؤمنات، ص ۵۰۰؛ سکینه، عبدالرزاق موسوی مقدم، ص ۱۷۰.

وصیتنامه ای آشکار به او داد؛ چون امام زین العابدینعليه‌السلام به ظاهر بیمار بود. از سوی دیگر دشمن به خاطر این که امام زین العابدین وصی پدر است او را به قتل نرساند.

پس از آن که امام زین العابدینعليه‌السلام بهبود یافت، فاطمهعليها‌السلام آن کتاب را به آن حضرت داد. امام باقر فرمود: «به خدا سوگند آن کتاب به ما رسید».

راوی می گوید: عرض کردم: «فدایت شوم در آن کتاب چه نوشته بود؟» امام باقرعليه‌السلام فرمود: «به خدا سوگند آنچه از زمان آفرینش آدم تا پایان دنیا مورد نیاز فرزندان آدم است؛ به خدا احکام حدود حتی جریمه خراش در آن نگاشته است»(۱) .

این حدیث پرتوی از معنویت و مکانت این بزرگ بانو را آشکار می کند. فاطمهعليها‌السلام امانتدار اسرار امامت از سوی امام حسینعليه‌السلام است و آن بزرگوار از امانت محافظت کرده و آن را به امام سجادعليه‌السلام تقدیم می نماید.

خطابه و بلاغت

این بانو هم امانتدار اسرار امامت است و هم یار و یاور زینبعليها‌السلام در حفظ و سرپرستی اسیران.این بانو نیز چون زینبعليها‌السلام زبان علیعليه‌السلام در کام داشت. سخنش جذاب و آتشین است. پس از خطابه انقلاب آفرین عمه اش زینب در کوفه، سخنرانی کرد و نقاب ریا و نفاق را از چهره کوفیان برداشت و جنایت و خیانت آنان را افشا کرد. در قسمتی از سخنانش پس از حمد خدا و ثنای رسولصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و بیان پرتوی از معارف الهی، و بیان شهادت پدر و یارانش فرمود: «ای اهل کوفه، نفرین بر شما باد! منتظر عذاب و عقاب خدا باشید که به همین زودی، پی در پی از آسمان بر شما نازل خواهد شد. و شما را به کیفر اعمالتان خواهد رساند. بعضی از شما را با دست بعضی دیگر نابوده کرده و از شما انتقام خواهد گرفت. آنگاه به سزای این ستم ها که در حق ما نمودید، در آتش دردناک جهنم جاودان خواهید ماند.

هان! که لعنت خدا بر ستمکاران باد! وای بر شما ای کوفیان! آیا می دانید با کدامین دست ما را هدف تیر و شمشیر خود ساختید و با کدام جان به جنگ ما پرداختید و با

______________________________

۱- ۱. اصول کافی، ج ۱، ص ۲۴۱؛ مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۱۷۲.

کدام پا به جنگ ما گام نهادید؟ به خدا سوگند دلهای شما را قساوت گرفته، دلهایتان سخت و خشن شده، سینه هایتان از علم بی بهره مانده و چشم و گوشتان کر و کور است. ای اهل کوفه! شیطان شما را فریب داد و از راه راست منحرف ساخت وپرده جهل دیدگان شما را پوشاند؛ به گونه ای که دیگر هدایت نخواهید شد. کوفیان! وای بر شما! آیا می دانید چه خون هایی از پیامبر خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بر عهده شماست و آن را از شما طلب خواهد کرد؟ و نیز آن دشمن که با برادرش علی بن ابی طالب و فرزندان و عترت او کردید و بعضی از شما به این جنایات افتخار می کنند و می گویند: «ما علی و فرزندانشعليهم‌السلام را با شمشیرهای هندی و نیزه ها کشتیم و خاندانش را با اسارت گرفتیم و آنان را چون اسیران ترک با سر نیزه ها زدیم!

سنگ و خاک بر دهانت ای کسی که به کشتن مردمانی که خداوند آنها را از هر آلودگی پاک داشته افتخار می کنی.

ای ناپاک! دهان ببند و مانند سگ بر جای خود بنشین، چنان که پدرت نشست. همانا برای هر کس کاری است که انجام داده و از پیش فرستاده است.

وای بر شما! آیا به ما به پاس آن چیزی که خداوند به ما عطا کرده است حسد می برید.... ما را گناهی نیست، جز این که دریای کرم ما روزگار را به خروش آورده است و دریای فضل شما با دعا نیز قابل مکیدن نیست! این فضل خداوند است و اوست صاحب فضل بزرگ که به هر کس بخواهد عطا خواهد کرد و کسی را خداوند از نور خود بی بهره گرداند پیوسته در تاریکی خواهد بود»(۱) .

پس از سخنان فاطمهعليها‌السلام شور و غوغا برخاست و طوفانی به پا گردید و همه بر کرده خود اشک ملامت می ریختند.

______________________________

۱- ۱. اعلام النساء المؤمنات، محمد الحسون، صص ۵۰۵ - ۵۰۴؛ ریاحین الشریعه، ج ۳، صص ۲۸۹ - ۲۸۵.

مادر انقلاب آفرینان

این بانو که سرشت فاطمی و علوی دارد، از دامان پاکش مردانی بزرگ و انقلابی پدید آمدند. جوانانی که بعد از واقعه عاشورا پرچمدار نهضت و قیام علیه حاکمان ستمگر زمان بودند. فرزندان این بانو و سادات حسنی، همچون عبدالله بن حسن مثنی و برادرانش حسن و ابراهیم و فرزندان این بزرگواران در طول دوران بنی امیه و آغاز حاکمیت بنی العباس پرچم قیام و مبارزه را در جای جای جهان اسلام بر افراشتند و خواب خوش را از چشم خلفای جور ربودند.

امام صادقعليه‌السلام به آن انقلابیون دعا می کرد. راوی می گوید: بر امام صادقعليه‌السلام وارد شدم. امام به من فرمود: «آیا شما شناختی از آل حسن که پیش از ما خروج کردند دارید؟ گزارش کارهای آنان به ما می رسید. ما نمی خواستیم در این باره سخنی بگوییم و از خدا خواستیم که آنان را در عافیت قرار دهد، ولی آنان را با عافیت چه کار؟» سپس با صدای بلند گریه کرد و فرمود: «پدرم از فاطمهعليها‌السلام دختر امام حسینعليه‌السلام روایت کرد که گفت از پدرم امام حسینعليه‌السلام شنیدم فرمود: «ای فاطمهعليها‌السلام ! از نسل تو کسانی هستند که در کنار فرات به قتل می رسند یا مجروح می شوند، نه گذشتگان به مقام آنان می رسند و نه آیندگان به مقامشان خواهند رسید و از نسل فاطمهعليها‌السلام بنت الحسینعليه‌السلام جز این افراد کسی باقی نمانده است»(۱) .

سکینه عليها‌السلام

اشاره

او از بانوان بزرگ اسلام است، نامش را آمنه و اُمیمه نگاشته اند(۲) . و لقبش سکینه می باشد. مادرش رباب، دختر امری القیس بود که به وقار زبان زد روزگار است و روحش لبریز از مهر و علاقه به امام حسینعليه‌السلام بود. پس از شهادت امام حسینعليه‌السلام

______________________________

۱- ۱. بزرگ زنان صدر اسلام، ص ۲۴۰؛ به نقل از پیرامون شناخت فرزندان و اصحاب امام حسینعليه‌السلام ، مقرّم، ص ۱۶۶.

۲- ۲. ریحانه الادب، ج ۲، ص ۲۰۸؛ وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج ۱، ص ۳۷۸.

آن بانو بیش از یک سال زنده نماند و مدام می گریست و زیر آفتاب سوزان زندگی می کرد. در مجلس ابن زیاد چون نگاهش به سر مقدس امام حسینعليه‌السلام افتاد آن را گرفته و بوسه باران کرد و این دو بیت را سرود:

و احسینا و لست اسنی حسینا

اقصد ته اسنّه الاعداء

غادروه بکربلاء صریعا

لا سقی الله جانبی کربلا

امام صادقعليه‌السلام در وصفش فرمود: «وقتی حسینعليه‌السلام کشته شد، همسرش رباب دختر امرئالقیس برایش مجلس سوگواری به پا کرد و گریست، زنان و خدمتگزاران او هم گریستند تا اشک چشمشان تمام شد»(۱) .

سکینه از بانوان بزرگ اسلام و مزین به مکارم اخلاق اسلامی بود. او سیزده سال در پرتو تربیت حضرت امام حسینعليه‌السلام در بی همتای ادب و آداب اسلامی گشته، و فروغ فصاحت و بلاغت و دانش و اندیشه، جود و کرم و سیرت نیکوی او چشم افروز بود و در محراب عبادت و نیایش سرآمد زنان روزگار خویش گردید(۲) . پدر او را به نشان «خیر النسوان» بهترین زنان مزیّن ساخت. آن بانو عابده مجلّله ای است که عمرش را در پرتو نیایش سپری کرد.

او درّ دریای معرفت و محبت و عبادت الهی است. فانی فی الله است. گوهر جهان افروزی است که فروغ معنویتش در تاریخ اسلام طنین افکنده و شعله ایمانش فرا روی بانوان مسلمان است. دلبستگی و دل مشغولی او خدا و عبادت اوست. به پاس ایمانش محبوب پدر است. گوهر بی همتای معرفت و خداشناسی است. در خبر چنین آمده که چون حسن مثنی از او و یا خواهر بزرگترش فاطمهعليها‌السلام خواستگاری می کند، امام حسینعليه‌السلام می فرماید: «اختار لک فاطمهعليها‌السلام و اما سکینه فغالب علیها الاستقراق مع الله تعالی»؛ شگفتا

________________________________

۱- ۱. کافی مترجم، ج ۲، ص ۳۶۸.

۲- ۲. اعلام النساء المؤمنات، محمد الحسون، صص ۴۳۱ - ۴۳۰.

با آن مجد و عظمت و پارسایی فاطمهعليها‌السلام که شب را به نماز و روز را روزه می دارد و شبیه ترین افراد به مادرش فاطمهعليها‌السلام زهراست و طلعت حورالعین در چهره دارد، ولی سکینه این گونه ستوده می شود که مستغرق و فانی فی الله و مستغرق دریای عشق و معرفت الهی است(۱).

جهاد و شجاعت

آن بانو در این میدان بی نظیر و یکتاست. در کربلا حضور داشت و همراه برادر و عمه و سایر اسیران اهل بیتعليهم‌السلام به اسارت رفت. در اوج دوره خفقان و وحشت اموی بر گویندگان جیره خوار بنی امیه که به ساحت مقدس علیعليه‌السلام اهانت می کردند، می خروشید و آنان را رسوا و مفتضح می ساخت(۲)

۳. تنقیح المقال، مامقانی، ج ۳، باب فضل النساء، ص ۸۰؛ اعلام النساء المؤمنات، ص ۴۳۰.(۳) .

مربی او خامس آل عبا بود که ملکوت ایمان و عرفانش عرش و فرش را نور باران ساخته بود. با گوش جان تعالیم پدر را فرا گرفت و در میدان علم، عمل، ایمان و بالندگی عروج کرد و به تعالی رسید.

زهد، ورع و پارسایی، راز و نیاز و نیایش دل مشغولی او بود و با بصیرت جان به آفاق ملکوت می نگریست. امام حسینعليه‌السلام او را بسیار دوست می داشت و می فرمود: «خانه ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. این شعر را به او نسبت می دهند:

________________________________

۱- ۱. آمنه بنت الحسین، سید محمد علی الحلو، ص ۱۴.

۲- ۲. اعلام النساء، عمر رضا کحاله، ج ۲، ص ۲۲۳. لعمرک أننی لاحب دارا تحل بها سکینه و الرباب أحبهما و أبذل جلّ مالی و لیس للائمی فیها عتاب و لست لهم و ان عبتوا مطیعا حیاتی أو یعلینی لتراب

۳- در صدف عفاف

آن بانو گوهر دریای عفاف بود. رایحه عفاف فاطمی از آن بانو استشمام می شد. پس از شهادت پدر بزرگوارش مدام ناراحتی آن بانو این بود که چرا در معرض نگاه نامحرمان قرار می گیرد.

وقتی اسرا وارد شام شدند آن اختران آسمان نبوت و ولایت، سوار بر شتران بی جهاز بودند. راوی می گوید: «دیدم دختر جوانی سوار بر شتر لاغر و بی رو پوش و جهاز در حالی که نقابی بر چهره داشت شروع کرد با صدای بلند وا محمداه، وا جداه، وا علیاه گفتن. به سوی او رفتم. فریادی زد و از حال رفت. وقتی به هوش آمد عرض کردم: «ای بانوی من، چرا فریاد زدی؟»

گفت: «آیا از خدا و رسولش حیا نمی کنی؟ به حرم رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم می نگری؟»

گفتم: «من سهل بن سعد از دوستان شما و از اصحاب جد شما هستم؟ اگر خدمتی از من ساخته است، در خدمتگزاری آماده ام».سکینه فرمود: «اگر می توانی به نیزه داری که این سر را حمل می کند، بگو تا از ما فاصله بگیرد و مردم به آن سر نگاه کنند و کمتر به حرم رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نگاه کنند»(۱).

طنین عظمت و مجد او در سخن مورخان و شرح حال نگاران چنین آمده: «سیده جلیله، ذات نبل و مقام رفیع کانت تجالس الاجله من قریش و تجتمع الیها الشعراء و الادباء....»(۲) .

و نیز گفته اند: «کانت سکینه، عفیفه سلمه برزه عن النساء، تجالس الاجله من قریش و تجتمع الیها الشعراء و الفضلاء فتجیزهم علی مقدارهم»(۳) .

___________________________________

۱- ۱. ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۲۷۷.

۲- ۲. اعلام النساء، عمر رضا کحاله، ج ۲، ص ۲۰۲.

۳- ۳. زندگانی فاطمهعليها‌السلام زهراعليها‌السلام تألیف: عماد زاده اصفهانی، ص ۶۵۲؛ زنان فاضله در صحنه دانش و اندیشه، سید نعمت الله حسینی، صص ۲۲۳ - ۲۲۲.

سکینه دُرّ دریای عفت، پارسایی و بانوی ممتاز زمان خود بود. بزرگان دانش و بینش و ادب قریش در محضرش حاضر می شدند و آثار ادبی خود را عرضه می کردند و آن حضرت به پاس تقدیر از آثارشان به آنان جایزه و صله می داد.

و نیز گفته اند: «جریر، فرزدق و جمیل و جماعتی از شعرا بر در خانه آن حضرت اجتماع می کردند، تا آن بانوی بزرگ پیرامون اشعار و آثار ادبی آنان داوری کند. کنیز آن بانو که خود ادیب بود، اشعار را از آنان می گرفت و می آورد نزد خانم می خواند و آن حضرت داوری می کرد. یک بار قصیده فرزدق را آورد خواند فرمود: «از چه کسی است؟» جواب داد: «از فرزدق است». فرمود: «به هر یک از شعرا هزار دینار و به فرزدق چهار هزار دینار عطا کنند»(۱) .

ابوالفرج اصفهانی نیز می گوید: «روزی بین جریر، فرزدق، کثیر، احوص، جمیل و نصیب، شعرای معاصر آن حضرت اختلاف ادبی ایجاد شد. آنان حل مشکل خود را به داوری سکنیهعليها‌السلام موکول نمودند. یک روز میهمان حضرت سکینهعليها‌السلام شدند. حضرت در پشت پرده قرار گرفت؛ به گونه ای که آن حضرت را نمی دیدند، ولی اشعار خود را برای آن حضرت می خواندند و آن بانو گوش می داد و پیرامون سروده آنان داوری می کرد. و فراخور شعر و اثر ادبی آنان صله و پاداش عطا می کرد(۲) .

پیرایه

اکنون جای این پرسش است. بانویی با آن همه مجد و پارسایی، فضل و ادب و ایمان، در حالی که خود همراه پدر، شاهد حادثه خونین و جانگذاز و بی مانند عاشورا بود، حادثه بزرگی که در زمین و آسمان بی نظیر بود و بزرگترین فاجعه تاریخ انسان به حساب می آید، بانویی که هنگام عبور از کنار قتلگاه وارد قتلگاه شد جنازه

_____________________________

۱- ۱. همان.

۲- ۲. اعلام النساء، عمر رضا کحاله، ج ۲، ص ۲۰۵ - ۲۰۴.

پدر را در آغوش گرفت و چنان گریست که موج گریه او در تاریخ طنین افکند(۱) و امروز نیز به پاس آن زلال اشک از دیدگان جاری است. او که هنگام وداع پدر نتوانست از گریه خودداری کند و با اشک روان و چهره اندوه بار بر پدر می نگریست، آن حضرت با مشاهده حال سکینه به او فرمود: «سکینه جان، نور دیدگانم! اکنون گریه مکن و با اشک دیدگانت دل مرا مسوزان، گریه تو بسیار خواهد بود. ای بهترین زنان، آنگاه که کشته شدم گریه کن»(۲) . و چون بعد از شهادت امام حسینعليه‌السلام اسب آن بزرگوار به سوی خیام بازگشت سکینه از خیمه بیرون آمد و فریاد برداشت: «وا قتیلاه، وا ابتاه، وا حسیناه، وا غربتاه....» انقلابی از اشک و عشق و حماسه آفرید(۳) . حادثه عاشورا چنان بزرگ بود که مدام و پیوسته از چشمه اشک وارثان عاشورا و به خصوص امام زین العابدینعليه‌السلام زلال اشک جاری بود و تا ابد هم زلال اشک عاشورائیان جاری است. آیا حضرت سکینه که خود مظهر و تجلی گاه عشق و حماسه و گریه و ادب در این انقلاب بود و در این سالها در پرتو ولایت الهیه برادر بزرگوارش امام سجادعليه‌السلام که امام مکتب گریه و نیایش است زندگی می کند. و نیز در پرتو ولایت امام محمد باقرعليه‌السلام به راستی آن بانو چه حال و چه سوز و گدازی خواهد داشت. بانویی با چنین خصال بلند و آسمانی که در همه ایام در سنگر دفاع از حریم مکتب امامت و ولایت چون کوکبی فروزان بود، آیا می توان باور کرد که خانه آن حضرت مرکزی برای شاعران و قصیده سرایان آن زمان باشد؛ که بیایند و شعر و سروده خود را بخوانند و آن بانو داوری کند و صله و پاداش به آنان عطا فرماید؟ آیا

_____________________________

۱- ۱. اعلام النساء المؤمنات، ص ۴۳۱.

۲- ۲. سکینه بنت الحسین، محمد علی دخیل، مترجم، ص ۱۴؛ بزرگ زنان صدر اسلام، ص ۲۴۷.

۳- ۳. اعلام النساء المؤمنات، ص ۴۳۱.

آن راویه ها و آن گونه اشعار را می توان پذیرفت(۱) ؟ البته آن بانو درّ دریای بلاغت و فصاحت بود. جدّه اش فاطمهعليها‌السلام و جدش علیعليه‌السلام آموزگار مکتب بلاغت و فصاحت و ادب بودند. و نیز مادرش از دودمان امرء القیس است که به شعر و ادب شهره عرب بود(۲) .

ممکن است بگوییم آن بانو از گوهر پر فروغ ادب و شعر برخوردار بود؛ ولی این داستان ها و مجالس ساخته و پرداخته دشمنان و امویان بوده است(۳) .

بدون تردید این دروغ را بنی امیه و بنی زبیر ساخته اند و اشعار و مجالسی را که در رابطه با سکینه دختر خالد بن مصعب بن زبیر بوده، به این بانوی بزرگوار نسبت داده اند(۴).

اگر او می خواست شعر بگوید زمین و زمان را از شعرهای حماسی و شورانگیز و حزین خود پیرامون شهادت پدر و حادثه کربلا لبریز می کرد(۵) . حال آن که ابیاتی بیش از آن بانوی با عظمت ذکر نگردیده است.

لا تعذلیه فهم قاطع طرقه فعینه بدموع ذرف غدقه

ان الحسین غداه الطف یرشقه ریب المنون فما أن یخطئ الحدقه(۶)....

مگر آنکه برپایی این مراسم در راستای نشر و ترویج معارف و فرهنگ مکتب امام حسینعليه‌السلام بوده باشد و چه ابزاری بهتر از شعر.

ممکن است گفته شود شاعرانی در این باره شعر می سرودند و حادثه عاشورا و شهادت شهدای کربلا را تحلیل و تکریم می کردند و از فضل و فضیلت آنان سخن می گفتند، به خصوص که در آن زمان پرچم «یا لثارات امام حسینعليه‌السلام » بر افراشته

_______________________________

۱- ۱. اعلام النساء، عمر رضا کحاله، ج ۲، ص ۲۰۹ - ۲۰۲.

۲- ۲. نهج البلاغه، صبحی صالح، ص ۵۵۶، قصار ۴۵۵؛ نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص ۱۲۹۵، قصار ۴۴۷.

۳- ۳. ر.ک: عقیله قریش آمنه بنت الحسین، سید محمد علی الحلو، ص ۹۷ _ ۵۳.

۴- ۴. همان، ص ۱۷.

۵- ۵. اعلام النساء المؤمنات، ص ۴۳۱.

۶- ۶. اعلام النساء المؤمنات، ص ۴۳۱. به نقل از امالی زجّاج، ص ۱۶۹.

بود و ریشه های انقلاب علیه امویان شکل می گرفت و سکینه با آن فضل و ادبش مشعلدار چنین نهضتی بود. بدون تردید این گونه مراسم با شخصیت حماسی و انقلابی حضرت سکینه مناسبت دارد و نیاز آن روزگار نیز بوده که در بستر چنین مراسمی با عنوان ادب و شعر ذکر فضایل و مناقب آل الله مطرح گردد. این گونه مجالس را می توان پذیرفت و این شکل ارتباط با شاعران آن عصر قابل قبول است؛ آن چنان که فرزدق سروده ای در وصف حضرت امام زین العابدینعليه‌السلام در مقابل هشام بن عبدالملک سرود و آن حضرت نیز برای او صله ای فرستاد(۱) ؛ ولی با کمال تأسف در تاریخ تشکیل چنین جلساتی ذکر نشده؛ پس بنیان این تشکیلات شاعرانه دروغ و کذب محض است(۲) .

همسر سکینه

حضرت سکینه در زمان حیات پدر بزرگوارش با پسر عموی خود عبدالله اکبر، فرزند امام حسن مجتبیعليه‌السلام ازدواج کرد. عبد الله در روز عاشورا در رکاب امام جنگید و به شهادت رسید.

وفات آن بانو

.سرانجام خورشید عمر آن مکرمه به غروب نزدیک و آن یادگار مظلومیت عاشورا در روز پنجم ربیع الاول سال ۱۱۷ در مدینه دار فانی را وداع گفت و سیمای نورانی اش بر افق ملکوت درخشید. پس از اقامه نماز بر بدن مطهر او با اجلال تمام به خاک سپرده شد(۳) . گفته شده در پنجم ربیع الاول سال ۱۲۶ وفات کردند(۴) . محل

_______________________________

۱- ۱. ارشاد مفید، ج ۲، ص ۱۵۱.

۲- ۲. ر.ک: سکینه بنت الحسین، السید محمد علی الحلو، ص ۹۷ _ ۵۳.

۳- ۳. همان، ص ۲۸۰؛ بزرگ زنان صدر اسلام، ص ۲۴۸.

۴- ۴. اعلام النساء، عمر رضا کحاله، جزء ۲، ص ۲۲۴.

دفن آن بانوی بزگوار را بعضی مدینه و بعضی مکه دانسته اند(۱) .و سلام علیها یوم ولدت و یوم تموت و یوم تبعث حیا