جرعه ای از کرامات امام حسین علیه السلام

جرعه ای از کرامات امام حسین علیه السلام0%

جرعه ای از کرامات امام حسین علیه السلام نویسنده:
گروه: امام حسین علیه السلام

جرعه ای از کرامات امام حسین علیه السلام

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: علي اکبر مهدي پور
گروه: مشاهدات: 257
دانلود: 48

توضیحات:

جرعه ای از کرامات امام حسین علیه السلام
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 170 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 257 / دانلود: 48
اندازه اندازه اندازه
جرعه ای از کرامات امام حسین علیه السلام

جرعه ای از کرامات امام حسین علیه السلام

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

.جرعه ای .از کرامات امام حسینعليه‌السلام

نویسنده: علی اکبر مهدی پور.

پیش گفتار

بسم اللّه الرحمن الرحیم

الحمد للّه ربّ العالمین، والصّلاه والسّلام علی أشرف الأنبیاء والمرسلین، وعلی آله الهداه المهدیّین، والّلعن الدّائم علی أعادیهم ومنکری فضائلهم وغاصبی حقوقهم أجمعین.

یکی از عاشقان دلباخته ی اهل بیتعليهم‌السلام از اینجانب خواست که کتابی را در مورد امام حسینعليه‌السلام که عمدتاً کرامات آن حضرت را در بر داشته باشد، معرّفی کنم تا برای محرم الحرام امسال چاپ و منتشر کنند.

کتاب های مربوط به این بُعد از ابعاد حضرت سیدالشهداءعليه‌السلام را بررسی می کردم، به نظرم رسید که کتابی در این رابطه تألیف کنم و آنچه از کرامات آن حضرت در بایگانی حافظه ام هست، بر روی صفحات کاغذ منعکس نمایم.

زمان بسیار محدود بود و فرصت مراجعه به مآخذ و منابع نبود، از این رهگذر به یادداشت های خود مراجعه کرده، آنچه میسّر شد، تدوین کردم. از برکات این نوشتار بدون تصمیم قبلی توفیق تشرّف به عتبات عالیات در ایّام عرفه نصیبم شد، آن نیز موجب محدودتر شدن فرصت شد.

از این رهگذر یادداشت ها را بدون تنظیم و تبویب لازم گردآوری کرده، به صورتی که ملاحظه می فرمایید، مهیّای نشر کردم.

آنچه در این نوشتار آمده، اندکی از بی شمار، مشتی از خروار و جرعه ای از دریای بی کران کرامات سالار شهیدان می باشد.

اگر خداوند منّان از اجل مهلت دهد، ان شاء اللّه در آینده ی نزدیک جرعه های دیگری از این اقیانوس ناپیداکرانه تهیّه و تدوین نموده، به عاشقان پاکباخته ی حضرتش تقدیم می نماییم.

دست یازیدن به چنین کاری عظیم در این زمان کوتاه هرگز صحیح نبود، ولی عمرها بی اعتبار است و فرصت ها زودگذر.

این نوشته فقط یادداشت هایی است که پیرامون سالار شهیدان، بدون رابطه و ضابطه به رشته ی تحریر درآمده است.

از خداوند منّان می خواهم که به کرم خود این تلاش ناچیز را بپذیرد، به لطف خود همه ی دست اندرکاران چاپ و نشر و خوانندگان گرامی این اثر را از فائزین به لقای حضرت بقیه اللّه ارواحنا فداه، در دوران حکومت حقّه ی آن حضرت قرار دهد. إن شاء اللّه.

۲۴ ذیحجه الحرام ۱۴۳۴ ق.

روز مباهله و خاتم بخشی مولای متّقیانعليه‌السلام

حوزه علمیّه ی قم _ علی اکبر مهدی پور

زنده جاوید

چهارده ستون از ستون های قرون، با ساعت ها، روزها و سال هایش، چون حبّه ی نمکی بر کف اقیانوس آب شد و ناپدید گشت، ولی نام مقدّس امام حسینعليه‌السلام همچنان بر فراز قرون و اعصار می درخشد.

با گذشت زمان نه تنها نام و یاد سالار شهیدان از خاطره ها محو نمی شود، بلکه هر روز ابعاد تازه ای از نهضت امام حسینعليه‌السلام آشکار می شود و تجلی می نماید.

سالار شهیدان مرز عقیده را در هم شکسته، از هر کیش و آیینی دل هایی را به سوی خود جذب و جلب کرده است.

امام حسینعليه‌السلام پیشتاز شهیدانی است که سرود پیروزی خون رنگ خود را در خیمه ی تاریخ نواختند و بزرگ ترین سرمشق را به مصلحان و آزادی خواهان جهان دادند.

«گاندی» مصلح بزرگ هند می گوید:

من برای ملت هند چیز تازه ای نیاوردم، بلکه فقط نتیجه ای را که از مطالعات خود پیرامون قهرمان کربلا به دست آورده بودم، برای ملّت هند به ارمغان آوردم.

ما اگر بخواهیم هند را نجات دهیم، باید همان راهی را برویم که حسین بن علی پیمود.(۱)

سخن پردازان هر قدر بخواهند به وصف او بپردازند و شرح قهرمانی های او

____________________________

۱- ۱. مجلّه ی «الغرّی» چاپ نجف اشرف، ربیع الاوّل ۱۳۸۱ ق.

را به تصویر کشند، باز هم در برابر حقیقت قهرمانی او بسی ناچیز خواهد بود.

«ماربین آلمانی» در این رابطه می گوید:

امام حسین نخستین شخص سیاستمداری است که تا به امروز احدی چنین سیاست موءثّری انتخاب نکرده است.

اگر حادثه ی خونی کربلا نبود، قطعاً اسلام به این حالت نمی ماند، حتی ممکن بود اسلام و اسلامیان به کلّی محو و نابود شوند.(۱)

«اقبال لاهوری» که از مکتب تشیّع بیگانه است، به هنگام ارزیابی نهضت امام حسینعليه‌السلام و آثار ارزشمند آن در حفظ استقلال ممالک اسلامی و قطع ایادی بیگانگان می گوید:

تا قیامت قطع استبداد کرد

موج خون او چمن ایجاد کرد

خون او تفسیر این اسرار کرد

ملت خوابیده را بیدار کرد

«محمد علی جناح» قائد اعظم و موءسّس پاکستان می گوید:

هیچ نمونه ای از شجاعت بهتر از آنکه امام حسینعليه‌السلام از لحاظ فداکاری و جانبازی ارایه داد، در جهان پیدا نمی شود.

به عقیده من تمامی مسلمین باید از این شهید سرفراز که خود را در سرزمین عراق فدا کرد، سرمشق بگیرند و از وی پیروی کنند.(۲)

آری! امّت اسلامی برای مبارزه با سیطره ابرقدرت ها هیچ راهی جز پیروی از سالار شهیدان ندارند که هرگز بدون جانبازی و فداکاری به آرمان های مقدس اسلامی و انسانی خود نخواهند رسید و آن را باید در مکتب امام حسینعليه‌السلام فرا گرفت.

امام حسینعليه‌السلام عملاً به جهانیان آموخت که مرگ شرافتمندانه از زندگی در زیر یوغ ستمگران شایسته تر است. به تعبیر خوشدل تهرانی:

بزرگ فلسفه ی شاه دین این است

که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است

________________________________

۱- ۱. محمود اکبرزاده، حسین پیشوای انسان ها، ص ۳۷.

۲- ۲. مجلّه ی «نور دانش» سال ۲، شماره ۳، ص ۹۶.

حسینی سعدی زمان در لمعات خود گوید:

بیدادگران را اثری نیست به عالم

زنده است حسین بن علی آن حق مطلق

ظواهر امر در روز عاشورا نشان می داد که پس از غروب غمبار خورشید امامت، دیگر هیچ نام و نشانی از آن حضرت باقی نخواهد ماند و دشمن خون آشام به دور از هر مزاحمتی بر اریکه ی قدرت تکیه خواهد زد. ولی در اندک مدتی ابرهای تیره و تار کنار رفت و سیمای پرفروغ سالار شهیدان برای دوست و دشمن آشکار شد.

به تعبیر «فوءاد کرمانی»:

دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت

آری آن جلوه که فانی نشود نور خداست

نه بقا کرد ستمگر، نه به جا ماند ستم

ظالم از دست شد و پایه ی مظلوم به جاست

«دکتر قاسم رسا» در این رابطه گوید:

در نبرد حق و باطل سرفراز آمد حسین

عاقبت بر ظلمت شب چیره شد نور سحر

«توماس کارلایل» مورّخ و فیلسوف معروف انگلیسی می نویسد:

شهدای کربلا با عمل خود اثبات کردند که تفوّق عددی در جایی که حق و باطل در مقابل یکدیگر قرار می گیرند، اهمیتی ندارد؛ پیروزی حسین با وجود اقلیّتی ناچیز در برابر دشمن بی شمار، باعث شگفتی من است.(۱)

سالار شهیدان، اقیانوس ناپیداکرانه ایست که خورشید همه ی معیارهای اسلامی و انسانی، از یک سو در آن می دمد و از سویی در آن غروب می کند.

واژه هایی چون: شهامت، شجاعت، جانبازی، پاکبازی، رادی، جوانمردی،

________________________________

۱- ۱. همان.

سرفرازی در طول تاریخ مصداق هایی داشت، ولی بی گمان بر قامت سالار شهیدان از همه راست تر و در سرشت او از همه استوارتر بود.

او وارث شجاعت و سلحشوری پدر بزرگوارش حیدر کرّار؛ وارث همه ی فضایل و کمالات پیامبران عظام از آدم ابوالبشر تا اشرف کاینات حضرت ختمی مرتبت بود.

هر نویسنده ی تلاشگر و محقق فرزانه ای که قلم به دست گرفته، شرح فداکاری ها و جانبازی های آن اسوه صفا و وفا را به تصویر کشیده، برجسته ترین و زیباترین تابلو را پدید آورده، اثر خود را با یک دنیا عذر تقصیر به پیشگاه آن بزرگ نامور تاریخ تقدیم نموده است.

برخی از این محققان به همه ی ابعاد زندگی آن حضرت اشاره کرده، برخی پیرامون فضایل بی شمار و مناقب بی کران آن حضرت سخن گفته، گروهی به تحلیل نهضت عاشورا پرداخته، عده ای فداکاری های آن سرور را در محدوده ی توان خود ترسیم کرده اند، جمعی دیگر خطبه های آتشین و سخنان دلنشین حضرتش را گرد آورده اند.

برخی آثار مجالس عزاداری را تشریح کرده، برخی دیگر بر شمارش شاعران نغمه سرایش همت گماشته اند، عده ای در فضایل گریه و اقامه ی مجالس عزا سخن گفته اند. برخی آثار شگفت مداومت بر زیارت عاشورا را گردآوری کرده اند.

هنوز سخنان ناگفته و دُرهای ناسفته ی فراوانی در ابعاد وجودی آن حضرت باقی مانده است.

در این اثر به اندکی از بسیار، مشتی از خروار و جرعه ای ناچیز از اقیانوس بی کران کرامات آن حضرت اشاره شده است.

جاودانگی نهضت حسینی

در زیارت نامه ی مأثور از معصومعليه‌السلام خطاب به امام حسینعليه‌السلام می خوانیم:

أشهد أنّ دمک سکن فی الخلد؛

من شهادت می دهم که خون تو به ابدیّت پیوست.(۱)

نشانه های جاودانگی خون امام حسینعليه‌السلام در زمین و آسمان پدیدار گردید، که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:

۱ - ابن حجر مکی در کتاب «صواعق محرقه» از شاهدان عینی نقل می کند که آسمان در اثر کشته شدن امام حسینعليه‌السلام سرخ رنگ شد.(۲)

۲ - سبط ابن جوزی نقل می کند که چون امام حسینعليه‌السلام کشته شد، آسمان گریست و گریه ی آن سرخی آن است.(۳)

۳ - سیوطی نقل کرده که در روز شهادت امام حسینعليه‌السلام خورشید گرفت و نظام عالم به هم ریخت.(۴)

۴ - طبری می نویسد: پس از شهادت امام حسینعليه‌السلام تا سه ماه از طلوع آفتاب تا چندین ساعت آسمان رنگ خون به خود می گرفت.(۵)

۵. ابن حجر از ابن سیرین نقل کرده که پیش از شهادت امام حسینعليه‌السلام سرخی

__________________________________

۱- ۱. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۵۴.

۲- ۲. ابن حجر، الصّواعق المحرقه، ص ۱۹۳.

۳- ۳. ابن جوزی، تذکره الخواصّ، ص ۲۷۳.

۴- ۴. سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص ۲۰۷.

۵- ۵. طبری، تاریخ الأمم والرّسل، ج ۵، ص ۳۹۳.

شفق که در افق دیده می شود وجود نداشت.(۱)

۶ - ابونعیم نقل کرده که به هنگام شهادت امام حسینعليه‌السلام از آسمان خون بارید و ظرف ها پُر از آب شد.(۲)

۷ - ابن حجر نقل می کند که به هنگام شهادت آن حضرت خورشید چنان گرفت که ستاره ها در وسط روز دیده شدند و مردم خیال کردند که قیامت به پا شده است.(۳)

۸ - مقریزی نقل می کند که پس از شهادت آن حضرت همه جا تاریک و ظلمانی بود.(۴)

۹ - ابن حجر گوید: روز شهادت امام حسینعليه‌السلام هیچ سنگی را در شام از زمین بلند نکردند، جز این که در زیر آن خون تازه یافتند.(۵)

۱۰ - مقریزی گزارش می دهد که در آن روز در بیت المقدس زیر و رو نکردند جز آن که در زیر آن خون تازه دیدند.(۶)

۱۱ - ابن شهاب زهری گوید: بر عبدالملک مروان واردشدم، عبدالملک خطاب به حاضران گفت: از آنچه در شب شهادت حسین بن علی در بیت المقدس اتفاق افتاده، خبر دارید؟ کسی پاسخ نداد، من گفتم: چیزی در این رابطه به من رسیده است.

مرا به نزد عبدالملک بردند، پرسید: شما کیستی؟ گفتم: من محمد بن مسلم بن عبید اللّه ابن شهاب زهری، عبدالملک به عنوان «زهری» مرا شناخت. گفت: بگو در روزی که حسین بن علی بن ابی طالب شهید شد، چه اتّفاقی در بیت المقدس افتاد.

______________________________

۱- ۱. ابن حجر، همان، ص ۱۹۲.

۲- ۲. ابونعیم، دلائل النّبوّه، ج ۲، ص ۵۵۳.

۳- ۳. ابن حجر، همان، ص ۱۹۴.

۴- ۴. مقریزی، الخطط المقریزیّه، ج ۲، ص ۲۸۹.

۵- ۵. ابن حجر، همان.

۶- ۶. مقریزی، همان.

زهری گوید: من گفتم: به من خبر رسیده که در آن شب هیچ سنگی را در بیت المقدس برداشته نشد، جز این که در زیر آن خون تازه دیده شد.(۱)

۱۲ - مقریزی می نویسد: هیچ کس از سپاه عمر سعد از زعفرانی که در خیمه ی امام حسینعليه‌السلام بود، بر صورت خود ننهاد، جز این که صورتش سوخت.(۲)

۱۳ - شتری در لشکرگاه امام حسینعليه‌السلام بود، آن را غارت کردند، نحر نمودند و طبخ کردند، گوشت آن تبدیل به حنظل تلخ شد.(۳)

۱۴ - در خمیه های امام حسینعليه‌السلام مقداری عطر بود، هیچ زنی از بنی امیّه از آن خود را خوشبو نکرد، جز این که به پیسی مبتلا شد.(۴)

۱۵ - پیامبر اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم مقداری از خاک کربلا به امّ سلمه دادند و فرمودند: هر وقت این خاک تبدیل به خون شد، بدان که حسینعليه‌السلام را شهید کرده اند.

ام سلمه گوید: من آن خاک را در ظرف شیشه ای قرار دادم و نزد خود نگه داشتم. روزی که امام حسینعليه‌السلام به شهادت رسید، آن خاک تبدیل به خون شد.(۵)

امام حسینعليه‌السلام راز خلقت جهان

در فرازی از حدیث شریف کساء آمده است که خداوند منّان خطاب به فرشتگان فرمود:

من آسمان برافراشته، زمین گسترده، خورشید فروزان، ماه تابان، فلک چرخان، دریای روان و کشتی های در حال گشت و گذار را جز برای محبّت این پنج تن که در زیر کساء هستند، نیآفریدم.

بیان حدیث قدسی صریح است، در اینکه پنج تن آل عبا علّت خلقت و رمز

______________________________

۱- ۱. ابن حجر عسقلانی، تهذیب التّهذیب، ج ۲، ص ۳۵۴.

۲- ۲. مقریزی، همان.

۳- ۳. ابن حجر، الصّواعق المحرقه، ص ۱۹۵.

۴- ۴. ابن عبدربّه، العقد الفرید، ج ۵، ص ۱۳۳.

۵- ۵. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۹۳.

آفرینش جهان هستی می باشند.

بر این اساس، امام حسینعليه‌السلام یکی از رازهای خلقت و سبب آفرینش جهان می باشد.

آیه اللّه میرجهانی در کتاب شریف: «الجُنّه العاصمه» از کتاب «کشف اللّئالی» تألیف: صالح بن عبدالوهّاب بن عرندس، حدیثی را با سند متّصل به جابر بن عبداللّه انصاری روایت کرده که رسول گرامی از خداوند منّان نقل کرده، که فرمود:

یا احمد! لولاک لما خلقت الأفلاک، ولولا علیّ لما خلقتک، ولولا فاطمه لما خلقتکما؛

ای احمد! اگر تو نبودی، این افلاک را نمی آفریدم، اگر علی نبود، تو را نمی آفریدم؛ و اگر فاطمه نبود، شما را نمی آفریدم.(۱)

ابن عرندس از علمای بزرگ و شعرای سترگ قرن نهم هجری است. «علامه امینی» در مورد یکی از قصاید ایشان می نویسد:

در میان اصحاب مشهور است که این اشعار هرگز در مجلسی خوانده نشده، جز این که حضرت بقیه اللّه ارواحنا فداه در آنجا حضور یافته است.(۲)

متن کامل این اشعار در منتخب طریحی آمده است.(۳)

علامه میرجهانی نسخه ی خطّی کتاب: «کشف اللّئالی» را در کتابخانه ی علاّمه شیخ محمّد سماوی در نجف اشرف دیده است.(۴)

روز دوشنبه ۲۴ ذیقعده الحرام ۱۴۳۴ برابر ۸/۷/۱۳۹۲ ش. در مشهد مقدس، در حسینیه ی مرحوم آیه اللّه شیرازیقدس‌سره به دیدار صدیق ارجمند محقق توانمند حجه الاسلام والمسلمین آقای سید علی اصغر امینی رفتم و از ایشان داستان

_______________________________

۱- ۱. میرجهانی، الجنّه العاصمه، ص ۲۸۴.

۲- ۲. علامه امینی، الغدیر، ج ۷، ص ۱۴.

۳- ۳. طریحی، المنتخب، ج ۲، ص ۲۵۴.

۴- ۴. میرجهانی، همان، ص ۲۸۳.

دیدارش با علامه ی امینی را جویا شدم. فرمود: هنگامی که علامه ی امینیقدس‌سره از پاکستان آمده بود و در هتل علیزاده (در بست بالا) اقامت داشت، به محضرشان شرفیاب شدم.

به هنگام بحث از سفر پاکستان فرمودند: در کراچی به دیدن آقای حافظیان رفتم، نبود.

گفتم: ایشان الآن در مشهد مقدس هستند، اگر امر بفرمایید ایشان را به محضر مقدستان می آورم.

فرمودند: مایل هستم ایشان را ببینم. برای ساعت ۹ صبح فردا وعده گذاشتیم، به اطلاع مرحوم حافظیان رسانیدم، ساعت ۹ صبح در معیت ایشان به خدمت علامه رسیدیم.

مرحوم حافظیان (۱۳۳۲ _ ۱۴۰۰ ق) یک جلد از کتاب ارزشمند خود «لوح محفوظ» را به محضر علامه تقدیم نمود.

آنگاه علامه ی امینی فرمود: شخصی به من مراجعه کرد و گفت: شما در الغدیر گاهی مطلب مهمّی را نقل کرده اید و منبع آن را بیان نکرده اید. من مراجعه کردم دیدم درست است، در مواردی منبع را فراموش کرده ام و لذا نیاز پیدا کردم به این که سفری به استانبول بکنم و در کتابخانه ی سلیمانیّه به بحث و کنکاش بپردازم.

ساعات استفاده از کتابخانه بسیار محدود بود و آن برای یک تحقیق جامع و کامل وافی نبود. با سفیر عراق و تعدادی از شخصیت ها تماس گرفتم که مسئول کتابخانه برای من امکان استفاده بیشتر بدهد، امکان پذیر نشد.

شبی به مولای متقیان امیرموءمنانعليه‌السلام متوسّل شدم و گفتم: مولا جان! من برای شما تلاش می کنم، خودتان عنایتی بفرمایید.

اول صبح در زده شد، میزبان من آمد و گفت: کسی با شما کار دارد، گفتم: بیاید.

آمد و گفت: من در کتابخانه ی سلیمانیّه مسئولیتی دارم و خود شیعه هستم،

من با تمام وجودم در خدمت شما هستم، هر کتابی که شما می خواهید، عنوانش را به من بفرمایید، من دستگاه فیلمبرداری می برم، در داخل کتابخانه از آن ها برای شما میکروفیلم می گیرم به شرط اینکه احدی از آن مطّلع نشود و لذا خودم به سراغ شما آمدم، شخص دیگری را نفرستادم و به این گونه هر چه نیاز داشتم، ایشان فیلمبرداری می کرد و برای من می آورد.(۱)

آنگاه علامه ی امینی فرمودند: من در استانبول یادداشت های فراوانی در مورد امام حسن و امام حسینعليهما‌السلام برداشته ام که دو جلد بزرگ شده است اگر آنها چاپ شود، به همان مقدار که الغدیر مفید بود، آن ها نیز مفید خواهد شد.

آنگاه علامه ی امینی شماری از یافته های خود را برای مرحوم حافظیان شرح داد، از جمله فرمود:

من در این سفر تتمه ی حدیث «لولاک» را پیدا کردم و متن کامل آن چنین است:

یا احمد! لولاک لما خلقت الأفلاک؛

ولولا علیّ لما خلقتک؛

ولولا فاطمه لما خلقتکما؛

ولولا الحسنان لما خلقتکم؛

ای احمد! اگر تو نبودی، این افلاک را نمی آفریدم؛

اگر علی نبود، تو را نمی آفریدم؛

اگر فاطمه نبود، شما دو نفر را نمی آفریدم؛

اگر حسن و حسین نبودند، شما سه نفر را نمی آفریدم.

این حدیث شریف صریح است در این که امام حسینعليه‌السلام نیز راز خلقت جهان هستی می باشد.

_______________________________

۱- ۱. موءلّف گوید: در ایام اقامت اینجانب در استانبول (۱۳۵۴ ۱۳۵۹ ش) یکی از دوستان که اهل تبریز بود و در خیابان: «یره باتان سرای جادّه سی» مغازه لباس فروشی داشت، برای اینجانب نقل کرد که او واسطه ی ایصال فیلم کتاب ها از فیلم بردار کتابخانه سلیمانیه به محضر علامه امینی بود.

معنای حدیث شریف این است که پیامبراکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم راز خلقت جهان است و امیرموءمنانعليه‌السلام تداوم بخش شریعت نبوی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسینعليهم‌السلام نیز تداوم بخش امامت می باشند.

این حدیث شریف هرگز به معنای افضلیّت امیرموءمنان یا حضرت زهرا، نسبت به رسول گرامی اسلام نمی باشد.

متن کامل این حدیث را آقای امینی بدون واسطه از علامه امینی برای اینجانب نقل کردند و این موءیَّد است با حدیث شریف کساء.(۱)

نام نامی و یاد گرامی امام حسینعليه‌السلام

خداوند منّان در قرآن کریم خبر می دهد که حضرت آدمعليه‌السلام کلماتی را از پروردگارش دریافت کرد، پس خداوند توبه اش را پذیرفت.(۲)

ابن عباس از محضر رسول عالمیان پرسید که منظور از این کلمات چیست؟ حضرت فرمود:

آدم عرضه داشت: خدایا! به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین؛ توبه ام را بپذیر. پس خداوند توبه اش را پذیرفت.(۳)

طبرسی در تفسیر این آیه می فرماید:

حضرت آدمعليه‌السلام لوحی را بر فراز عرش دید که در آن پنج نام مقدّس ثبت شده بود.

_________________________________

۱- ۱. در مورد سند حدیث کساء معروف مراجعه شود به کتاب: «حدیث کساء کلید حلّ مشکل ها» از نگارنده، چاپ قم، دلیل ما.

۲- ۲. سوره بقره، آیه ۳۷.

۳- ۳. سیوطی، الدّر المنثور، ج ۱، ص ۶۱؛ ابن مغازلی، مناقب امیرالموءمنین، ص ۶۳؛ قندوزی، ینابیع المودّه، ج ۱، ص ۲۸۸.

پرسید: این ها کیانند؟ گفته شد:

این ها عزیزترین خلق خدایند.

این ها محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین هستند.

پس حضرت آدم به آنها متوسل شد و توبه اش پذیرفته شد.(۱)

هنگامی که حضرت آدم نام مقدّس امام حسینعليه‌السلام را بر زبان جاری کرد، اشکش جاری شد و قلبش محزون شد، علّتش را از حضرت جبرئیل جویا شد، جبرئیل حوادث جانکاه کربلا را برای ایشان به طور مبسوط بیان کرد.(۲)

صدیق ارجمندم جناب آقای معرفت، روز جمعه ۱۳/۹/۸۸ برابر ۱۶ ذی حجه الحرام ۱۴۳۰ ق، در مجلس چهلم مرحوم شوریده، در حسینیه ی ایشان فرمودند:

در مسجد هدایت تهران منبر می رفتم، یک نفر از مستمعین در کنار یک نفر خارجی نشسته بود و مطالب مرا برای ایشان ترجمه می کرد.

شب دوم آن فرد به من گفت: ایشان آلمانی هستند، تازگی مسلمان شده اند. از من خواست که اسامی مقدّسه ی دوازده امام را با لاتین برایش بنویسم، من نیز با لاتین آلمانی برایش نوشتم.

چندین بار آن را قرائت کرد، سپس به من گفت:

من هر وقت نام حسین را بر زبان جاری می کنم، حال دیگری به من دست می دهد.

________________________________

۱- ۱. طبرسی، مجمع البیان، ج ۱، ص ۲۰۰.

۲- ۲. شوشتری، الخصائص الحسینیّه، ص ۱۰۳.

کشتی نجات

هزاران سال پیش از خلقت انسان، کلک قضا بر عرش خالق منّان نوشت:

إنّ الحسین مصباح الهدی وسفینه النّجاه؛

حسین مشعل هدایت و کشتی نجات است.

امام حسینعليه‌السلام مرز عقیده را در نور دیده و در میان همه ی اقوام جهان دل هایی را به سوی خود جذب کرده، آنها را در شمار عاشقان و دلدادگان خود درآورده است.

بهره گیری از نهضت سالار شهیدان، به شیعیان و مسلمانان اختصاص ندارد.

کتاب ارزشمند: «الحسین فی الفکر المسیحی» نمونه ی صدق این ادّعا می باشد.(۱)

سخنان حیات بخش و حرکت آفرین آن حضرت نیز خطاب به مسلمانان و دین باوران نداشت، بلکه همه ی وجدان های بیدار را در طول قرون و اعصار خطاب می کرد و می فرمود:

إن لم یکن لکم دین، وکنتم لا تخافون المعاد، فکونوا أحراراً فی دنیاکم؛

اگر دین ندارید و از روز رستاخیز نمی هراسید، در دینا مردمی آزاده باشید.(۲)

شاعر نکته سنج معاصر مرحوم سعدی زمان چه زیبا سروده است.

اعلامیّه از قتلگه کرب و بلا داد

با زینب و سجّاد سوی شام فرستاد

این جمله از خون در آن نشریّه بود مسطور

که باید بشر از قید اسارت بود آزاد(۳)

______________________________

۱- ۱. انطون بارا، الحسین فی الفکر الاسلامی، چاپ کویت، ۱۹۷۸ م.

۲- ۲. ابن کثیر، البدایه والنّهایه، ج ۸، ص ۲۰۳.

۳- ۳. سعدی زمان، لمعات حسینی، ج ۲، ص ۵۶.

اقبال لاهوری (۱۲۸۹ _ ۱۳۵۳ ق) در این رابطه گوید:

رمز قرآن از حسین آموختیم

وز آتش او شعله ها اندوختیم

خون او تفسیر این اسرار کرد

ملت خوابیده را بیدار کرد

تا قیامت قطع استبداد کرد

موج خون او چمن ایجاد کرد(۱)

شاعر کُردتبار معاصر در این زمینه گوید:

گر هواخواه حسینی، ترک سر کن چون حسین

شرط این میدان به خون خویش بازی کردن است

از حریم کعبه کمتر نیست دشت کربلا

صد شرف دارد بر آن وادی که گویند ایمن است

و در بیت آخر در تخلّص خود گوید:

«من سنّی ام نامم رضا کلب امام مرتضی»(۲)

اگرچه این شاعر معاصر از پیروان اهل بیتعليهم‌السلام نیست، ولی سخنانش برگرفته از سخنان امام حسینعليه‌السلام است که فرمود:

إنّی لا أری الموت إلاّ سعاده ولا الحیاه مع الظَالمین إلاّ برماً؛

من مرگ شرافتمندانه را سعادت، و زندگی زیر یوغ ستمگران را هلاکت می بینم.(۳)

___________________________________

۱- ۱. اقبال، کلیات اشعار، ص ۷۴۷۵.

۲- ۲. صفی زاده، پارسی گویان کُرد، ص ۶۹۷۳.

۳- ۳. حرّانی، تحف العقول، ص ۱۷۶.

کرامات حسینی

اشاره

ما در کتاب «کرامات معصومیّه» به تفصیل پیرامون فرق معجزه و کرامت سخن گفتیم و بیان نمودیم که معجزه همواره مقرون به «تحدّی» است، ولی در کرامت تحدّی در کار نیست و لذا آنچه در حرم پیشوایان معصوم، مجالسی حسینی و به هنگام توسل به آن بزرگواران، از امور خارق العاده اتّفاق می افتد، کرامت نامیده می شود.(۱)

آنچه در این نوشتار از امور خالق العاده نقل شده، همه اش کرامت می باشد.

و اینک گوشه ای از کرامات و عنایات سالار شهیدان امام حسینعليه‌السلام

هدایت یک جوان با نام نامی امام حسینعليه‌السلام

شب یک شنبه ۱۰/۵/۸۹ برابر ۲۰ شعبان ۱۴۳۱ ق که پایان جلسات دهه ی مهدویه و شب تجلیل از صاحب مکیال بود، یکی از خطبای ارجمند در قائمیّه ی اصفهان بر فراز منبر گفت:

دو ماه پیش با جوانی به نام رضا آشنا شدم که سرنوشت خود را برای من تعریف کرد. گفت: من جوانی شرّ بودم، پدر و مادرم را تا حدّ کشت کتک می زدم، جز نماز

__________________________________

۱- ۱. نگارنده، کرامات المعصومیه، ص ۹_ ۱۶.