سنن النبی

سنن النبی 0%

سنن النبی نویسنده:
گروه: پیامبر اکرم

سنن النبی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: علامه سيد محمد حسين طباطبائى‏ (ره)
گروه: مشاهدات: 1086
دانلود: 199

توضیحات:

سنن النبی
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 99 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 1086 / دانلود: 199
اندازه اندازه اندازه
سنن النبی

سنن النبی

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

می فرمود: این کار حافظه را زیاد می کند و بلغم را از بین می برد.

۸۹ - رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: گرفتن از موی شارب به حدی که خط لب آشکار شود از سنّت است.

۹۰ - رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: مجوس (زرتشتیان) ریش خود را می تراشند و سبیل را پر پشت می گذارند، و ما سبیل خود را می زنیم و ریش خود را بلند می گذاریم.

۹۱ - روایت است که دفن کردن مو و ناخن و خون از سنّت است.

۹۲ - امام صادقعليه‌السلام فرمود: گرفتن ناخن ها از سنّت است.

۹۳ - محمّد بن مسلم از امام باقرعليه‌السلام از خضاب کردن (رنگ کردن موی سر و صورت) پرسید، آن حضرت فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله خضاب می کرد، و اکنون موی خضاب شده آن حضرت نزد ماست.

۹۴ - رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله و حسین بن علی و امام باقرعليهم‌السلام با رنگ مخصوصی به نام «کتم» (برگ نیل، وسمه) خضاب می کردند، و امام سجادعليه‌السلام با حنا و کتم خضاب می نمود.

۹۵ - رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله نوره می کشید، و تا حدی که لنگ به کمر بسته بود دیگری برای آن حضرت نوره می مالید و آن مقدار را که زیر لنگ پوشیده بود خود نوره می کشید.

۹۶ - امام صادقعليه‌السلام می فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله موهای زیر ناف و میان پاها را در هر جمعه نوره می کشید.

۹۷ - امام صادقعليه‌السلام فرمود: نوره کشیدن در هر پانزده روز یک بار سنّت است.

و اگر کسی بیست روز بر او بگذرد و پول نداشته باشد، به ضمانت خداوند قرض کند و نوره بکشد. و هر که چهل روز بر او بگذرد و نوره نکشد نه مؤمن است و نه کافر، و ارج و قربی ندارد.

۹۸ - علیعليه‌السلام فرمود: زدن موی زیر بغل، بوی گند را از انسان دور می کند، و آن نظافت و سنّتی است که پیامبر پاکصلى‌الله‌عليه‌وآله به آن دستور داده است.

۹۹ - امام صادقعليه‌السلام فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله چون به بستر خواب می رفت با «سنگ سرمه» سرمه می کشید و عدد آن را طاق قرار می داد (سه یا پنج یا هفت بار)

۱۰۰ - امام صادقعليه‌السلام فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله پیش از خواب سرمه می کشید، چهار بار به چشم راست و سه بار به چشم چپ.

۱۰۱ - رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله سه بار به چشم راست و دو بار به چشم چپ سرمه می کشید و آن حضرت سرمه دانی داشت که هر شب با آن سرمه می کشید، و سرمه اش سنگ سرمه بود (که آن را نرم کنند و به چشم کشند)

۱۰۲ - امام صادقعليه‌السلام فرمود: پیامبر گرامیصلى‌الله‌عليه‌وآله سرمه دانی داشت که هر شب هنگام خواب سه میله از آن به هر یک از چشمهای خود می کشید.(۱)

۱۰۳ - امام صادقعليه‌السلام فرمود: چهار چیز از اخلاق پیامبران است: عطر زدن، تراشیدن موی سر با تیغ، ازاله موی بدن با نوره، و کثرت آمیزش جنسی.(۲)

۱۰۴ - امام صادقعليه‌السلام فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله مشکدانی داشت که بلافاصله پس از وضو با همان دست تر آن را می گرفت و خود را خوشبو می ساخت، و چون از خانه بیرون می شد مردم از بوی خوش آن می دانستند که آن حضرت آمده است.

۱۰۵ - طبرسی گوید: هیچ گاه عطری به آن حضرت تعارف نمی شد مگر آنکه خود را به آن معطر می ساخت و می فرمود: بویش خوش و حمل کردنش آسان است.

و اگر [به جهت عذری]از آن عطر استفاده نمی کرد انگشت مبارک را در ظرف عطر می کرد و سر انگشت را به آن می آمیخت.

_______________________________________

۱- ۱) اختلاف اخبار در تعداد سرمه کشیدن آن حضرت نشان می دهد که در هر وقتی به گونه ای عمل می کرده است. بنا بر این اصل سرمه کشیدن در هنگام خواب سنّت است نه تعداد خاص آن. (مؤلف ره)

۲- ۲) روایات در این باره فراوان است، پاره ای در گذشته ذکر شد، و پاره ای هم در آینده ذکر خواهد شد. (مؤلف ره)

۱۰۶ - و نیز گوید: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله با «عود قماری» خود را بخور می داد.

۱۰۷ - در ذخیره المعاد گوید: محبوبترین عطرها نزد آن حضرت مشک بود.

۱۰۸ - امام صادقعليه‌السلام فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله بیش از مقداری که خرج خوراک می کرد خرج عطر می نمود.

۱۰۹ - امام صادقعليه‌السلام فرمود: عطر زدن به شارب از اخلاق پیامبران و احترام به فرشتگان نویسنده اعمال است.

۱۱۰ - امام صادقعليه‌السلام فرمود: بر هر مکلّفی لازم است که در هر جمعه شارب و ناخنهای خود را بگیرد و مقداری عطر مصرف کند. رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله چون جمعه فرا می رسید و عطری نزد او نبود برخی از روسری های زنان خود را [که معطر بود] می گرفت و با آب نم می زد و به صورت خود می گذاشت.

۱۱۱ - شیخ صدوق گوید: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله چون روز جمعه فرا می رسید و عطری پیدا نمی کرد، لباسی را که با زعفران رنگ شده بود می خواست و بر آن آب می پاشید، آن گاه آن را به دست و صورت خود می کشید.

۱۱۲ - امام صادقعليه‌السلام فرمود: چون در روز عید فطر برای رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله عطر می آوردند، اول به زنان خود می داد.

۱۱۳ - علیعليه‌السلام فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله هدیّه عطر و حلوا را رد نمی کرد.

۱۱۴ - غزالی در شمار اخلاق رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله گوید: آن حضرت عطریات را دوست داشت، و از بوی های ناخوش بدش می آمد(۱).

۱۱۵ - طبرسی گوید: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله روغن زدن به مو را دوست می داشت، و از ژولیدگی بدش می آمد، و می فرمود: روغن زدن غم و پریشانی را بر طرف می کند.

۱۱۶ - و نیز گوید: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله از انواع روغن ها استفاده می کرد و پیش از محاسن، سر را روغن می زد، و می فرمود: باید سر پیش از محاسن روغن زده شود.

۱- ۱) از محتوای این اخبار به دست آمد که آن حضرت از انواع عطر استفاده می کرده است (مؤلف)

۱۱۷. و نیز گوید: آن حضرت بیشتر با «روغن بنفشه» روغن می زد، و می فرمود: این روغن بهترین روغنهاست.

۱۱۸ - و نیز گوید: آن حضرت اول ابروان خود را روغن می زد و بعد شارب را، آن گاه روغن را به داخل بینی می برد و می بویید، سپس موی سر را روغن می زد.

۱۱۹ - و نیز گوید: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله برای رفع سر درد، ابروان خود را روغن می زد، و شارب خویش را با غیر روغنی که به محاسن مالیده بود روغن می مالید.

ملحقات

۸۸) حضرت رضاعليه‌السلام فرمود: یکی از اخلاق پیامبران نظافت کردن است.

۸۹) امام صادقعليه‌السلام فرمود: چهار چیز از سنن پیامبران است: عطر زدن، مسواک کردن، آمیزش با همسران و با حنا رنگ کردن.

۹۰) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فراوان عطر مصرف می نمود تا آنجا که عطر، رنگ محاسن و موی سر آن حضرت را به زردی تغییر می داد.

۹۱) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله شانه می زد و سر خود را با شانه مرتب می کرد، و بسا در روز دو بار محاسن خود را شانه می زد، و پس از شانه زدن شانه را زیر تشک خود می نهاد.

۹۲) عمرو بن ثابت گوید: به امام صادقعليه‌السلام گفتم: مردم چنین روایت کنند که فرق باز کردن در موی سر از سنّت است. امام با تعجب فرمود: از سنّت است؟ ! گفتم:

گمان مردم آن است که پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله فرق باز می کرد. حضرت فرمود: هرگز رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فرق باز نکرد و پیامبران هم موی سرشان را چندان بلند نمی کردند [که محتاج فرق باز کردن باشند].

۹۳) ایوب بن هارون گوید: به امام صادقعليه‌السلام گفتم: آیا رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله از میان موی سر خود فرق باز می کرد؟ فرمود: نه، زیرا رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله هر گاه موی سرش بلند می شد تا نرمه گوش می رسید [و چندان بلند نبود که بخواهد فرق باز کند].

۹۴) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله هنگام تراشیدن موی سر از جلو سر شروع می کرد، زیرا این از سنن پیامبرانعليهم‌السلام است.

۹۵) ابو بصیر گوید: به امام صادقعليه‌السلام گفتم: فرق باز کردن در موی سر از سنّت است؟ فرمود: نه، گفتم: آیا رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله هرگز فرق سر را باز کرد؟ فرمود:

آری، گفتم: چگونه رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فرق باز می کرد در حالی که از سنّت نیست؟ ! فرمود: هر که در شرایطی که رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله قرار گرفت قرار گیرد و مانند آن حضرت فرق باز کند به سنّت او عمل کرده است و الاّ نه. گفتم: چگونه؟ فرمود: هنگامی که رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله [در سال ششم هجرت]برای عمره احرام بست و قربانی همراه برد ولی توسط کفار مکه از رفتن به مکه باز داشته شد، خداوند رؤیایی را به او نمود که در قرآن کریم از آن یاد کرده و فرموده: «همانا خداوند رؤیای رسول خود را به حق راست آورد که به خواست خدا با امنیت کامل به مسجد الحرام در خواهید آمد در حالی که سر تراشنده و ناخن گیرنده باشید و هیچ بیمی نداشته باشید.»(۱) از این رو رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله دانست که خداوند به آنچه به او نموده وفا خواهد کرد [و در آینده نزدیک به سلامت وارد مکّه معظمه خواهد شد]. به همین دلیل از زمانی که احرام بسته بود موی سرش را نزد و آن را بلند نمود تا در مکّه هنگام عمره بتراشد چنان که خداوند وعده فرموده بود، [لذا به ناچار به خاطر بلندی مو فرق سر را باز می کرد.]اما پس از انجام عمره که آن را تراشید دیگر موی سرش را بلند نکرد و نه پیش از آن زمان موی سر خود را بلند می گذاشت [تا محتاج به باز کردن فرق باشد].

۹۶) حفص اعور گوید: از امام صادقعليه‌السلام پرسیدم: آیا خضاب کردن محاسن و سر از سنّت است؟ فرمود: بلی

__________________________________________

۱- ۱) فتح/۲۷.

۹۷) عایشه گوید: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله دستور می داد هفت چیز از اجزاء بدن انسان را دفن کنند: مو، ناخن، خون، چیزی که ایام حیض از زن خارج می شود، بچه دان، دندان و خون بسته شده هنگام سقط جنین.

۹۸) عبد اللّه بن ابی یعفور گوید: ما در مدینه بودیم که زراره با من در باره کندن یا تراشیدن موی زیر بغل به بحث پرداخت. من گفتم: تراشیدن آن بهتر است و زراره گفت: کندن آن بهتر است. با هم به در خانه امام صادقعليه‌السلام رفته، اجازه ورود خواستیم و حضرت به ما اجازه داد. پس از ورود دیدیم که حضرت در حمام است و زیر بغلهایش نوره کشیده است. به زراره گفتم: همین [عمل امام]تو را کافی است؟ گفت: نه، شاید این عمل مخصوص آن حضرت باشد و برای من جایز نباشد. حضرت فرمود: چه بحثی دارید؟ گفتم: زراره با من در باره کندن یا تراشیدن موی زیر بغل به بحث پرداخته است، من گویم: تراشیدن آن بهتر است و او گوید: کندن آن بهتر است.

حضرت فرمود: سخن تو مطابق سنّت است و زراره از راه سنّت به خطا رفته؛ تراشیدن آن از کندن بهتر است، و ازاله آن با نوره از تراشیدن بهتر

۹۹) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: حبیبم جبرئیل به من گفت: یک روز در میان خود را معطّر ساز، و در روزهای جمعه هرگز آن را ترک مکن.

۱۰۰) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله به علیعليه‌السلام فرمود: ای علی، بر تو باد که هر جمعه خود را خوشبو کنی، زیرا که این از سنّت من است و تا زمانی که بوی آن از تو شنیده شود برایت حسنه می نویسند.

۱۰۱) انس گوید: هر گاه به رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله گیاه خوشبویی تقدیم می شد آن را می بویید و به صاحبش باز می گرداند، مگر مرزنجوش(۱) را که پس از بوییدن باز نمی گرداند.

_____________________________________

۱- ۱) مرزنجوش: گیاهی است خوشبو، دارای شاخه های بلند، برگهای آن باریک و شبیه گوش موش است و خط و خال معشوق را به آن تشبیه کنند.

۱۰۲) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در روز جمعه پیش از خارج شدن برای نماز، ناخنهای خود را می گرفت و شاربش را کوتاه می کرد.

۱۰۳) مردی نصرانی گوید: از اصحاب رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله پرسیدم: کدام هدیّه نزد آن حضرت از همه محبوبتر است؟ گفتند: عطر نزد آن حضرت از همه چیز محبوبتر است و رغبت زیادی به آن دارد.

۱۰۴) امام کاظمعليه‌السلام فرمود: پنج چیز در سر و پنج چیز در بدن از سنّت است.

اما آنچه در سر است مسواک کردن، گرفتن شارب، فرق باز کردن در موی سر، مضمضه و استنشاق است(۱). اما آنچه در بدن است عبارت است از: ختنه کردن، زدودن موی زیر شکم، زدودن موی زیر بغل ها، گرفتن ناخنها و طهارت گرفتن.

۱۰۵) حضرت رضاعليه‌السلام فرمود: بر شما باد به سنّتهای روز جمعه و آن هفت چیز است: آمیزش با همسران، شستن سر و محاسن با گل ختمی، گرفتن شارب، گرفتن ناخن ها، عطر زدن(۲).

۱۰۶) تکرار روایت ۱۰۲) است.

۱۰۷) تکرار روایت ۹۹) است.

۱۰۸) امام صادقعليه‌السلام فرمود: صلوات فرستادن بر محمّد و آل محمّد در روز جمعه هزار مرتبه، و در غیر روز جمعه صد مرتبه از سنّت است

________________________________________

۱- ۱) مضمضه: شستن دهان. استنشاق: شستن بینی.

۲- ۲) در اینجا پنج چیز شمرده شده، و در کتاب فقه الرضاعليه‌السلام تغییر لباس (لباس تمیز پوشیدن) و غسل هم ذکر شده است.

۴ - آداب و سنن آن حضرت در سفر و لواحق آن

اشاره

۱۲۰ - امام باقرعليه‌السلام فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله روز پنجشنبه مسافرت می کرد(۱) .

۱۲۱ - رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله به هنگام سفر پنج چیز را با خود برمی داشت: آینه، سرمه دان، شانه، مسواک و قیچی.

۱۲۲ - ابن عباس گوید: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله چنان راه می رفت که ناتوان و کسل به نظر نمی رسید(۲).

۱۲۳. رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله سوار شدن بر درازگوشی را که فقط پالانی روی آن انداخته باشند دوست داشت.

۱۲۴ - حضرت رضاعليه‌السلام فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در سفر حج خود صبحگاهان که از منی حرکت فرمود از راه «ضبّ» آمد و هنگام بازگشت از راه میان مشعر و

______________________________________

.۱- ۱) احادیث در این معنی فراوان است. (مؤلف)

۲- ۲) در احادیث چندی گذشت که آن حضرت هنگام راه رفتن کمی به جلو تمایل داشت گویی از سراشیبی فرود می آید. (مؤلف)

عرفه برگشت. و به طور کلّی آن حضرت از راهی که می رفت از همان راه باز نمی گشت.

۱۲۵ - رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله هر گاه می خواست به جنگ رود، مقصد خود را طوری بیان می داشت که کسی به آن پی نبرد.

۱۲۶ - امام صادقعليه‌السلام فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در سفر هر گاه از بلندی سرازیر می شد «سبحان اللّه» می گفت، و چون به بلندی بالا می رفت«اللّه اکبر» می گفت.

۱۲۷ - رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در سفر از منزلی به منزل دیگر کوچ نمی کرد جز آنکه در آن منزل دو رکعت نماز می گزارد و می فرمود: می خواهم این مکان برایم به نماز خواندن گواهی دهد.

۱۲۸ - رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله هنگام وداع با مؤمنانی که عازم سفر بودند می فرمودند:

خداوند تقوا را توشه شما کند، شما را با هر خیری مواجه سازد، همه حاجاتتان را برآورد، دین و دنیای شما را برایتان سالم بدارد و شما را سالم به من باز گرداند.

۱۲۹ - امام صادقعليه‌السلام با مردی خداحافظی کرد و در حق وی چنین دعا فرمود: «دین و امانتت را به خدا سپردم، خداوند تقوا را توشه تو کند، و هر جا رو کنی با خیرت مواجه سازد.» سپس رو به حاضران کرد و فرمود: این بود وداع رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله با علیعليه‌السلام هر گاه که وی را به جایی روانه می ساخت(۱) .

۱۳۰ - علیعليه‌السلام فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله به کسانی که از سفر مکه بازمی گشتند می فرمود: «خداوند اعمال حجّ تو را قبول کند، گناهت را بیامرزد، و آنچه خرج کرده ای به تو باز گرداند.»

_______________________________________

۱- ۱) روایات در دعاهای آن حضرت در هنگام وداع مختلف است و اختلافات زیادی دارند، ولی در همه آنها دعا به سلامتی و غنیمت نهفته است. (مؤلف)

ملحقات

(۱۰۹) (این شماره در متن از قلم افتاده)

۱۱۰) امام صادقعليه‌السلام به محمّد بن ابی الکرام فرمود: من دوست دارم که روز پنجشنبه برای سفر بیرون شوی، زیرا رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله هنگامی که می خواست به جنگ دشمن رود در این روز بیرون می شد.

۱۱۱) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله هنگامی که می خواست سفر کند میان زنان خود قرعه می کشید [و به قید قرعه یکی از آنان را با خود همراه می برد].

۱۱۲) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله دوست نداشت کسی بدون همسفر مسافرت کند.

۱۱۳) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: از سنّت است که چون گروهی به سفر روند زاد و توشه خویش را با خود بردارند، زیرا این کار سبب دلخوشی و دلگرمی و خوش خلقی آنان خواهد بود.

۱۱۴) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در مسافرتها چند چیز از او جدا نبود: شیشه روغن (که سر و موی خود را روغن زند) ، سرمه دان، قیچی، مسواک، شانه، نخ و سوزن خیاطی، درفش کفاشی، بند چرمی کفش. و آن حضرت در سفر لباسش را می دوخت و کفش خود را پینه می زد.

۱۱۵) انس بن مالک گوید: هیچ گاه رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله قصد سفر نمی کرد جز آنکه هنگام برخواستن از جا می گفت: «خدایا به یاری تو سفر می کنم، و به سوی تو روی می آورم، و به دامن رحمت تو چنگ می زنم، تو پشتیبان و نقطه امید منی.

خداوندا، مرا در آنچه برایم مهم است و آنچه مهم نمی شمارم و آنچه که تو خود بهتر از من می دانی کفایت کن. خدایا، تقوا را توشه من کن و گناهم را بیامرز، و به هر سو رو کنم مرا با خیر مواجه ساز» این دعا را می خواند و برای سفر بیرون می شد.

۱۱۶) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در مسافرت ها سریع راه می پیمود و چون به راه پهناوری می رسید بر سرعت خود می افزود.

۱۱۷) امام باقرعليه‌السلام فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله چون می خواست با مسافری وداع کند دست او را می گرفت (سپس به آنچه در نظر داشت در حق او دعا می کرد)

۱۱۸) علیعليه‌السلام فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله عصایی داشت که ته آن آهن نوک تیزی قرار داشت، بر آن تکیه می کرد و روزهای عید [فطر و قربان]و در سفرها آن را همراه می برد و در نماز جلو خود می نهاد [تا حریم نمازش باشد].

۱۱۹) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله فرمود: عصا برداشتن نشانه مؤمن و سنّت پیامبران است(۱) .

۱۲۰) بر عصا تکیه کردن از اخلاق پیامبرانعليهم‌السلام است.

۱۲۱) کعب بن مالک گوید: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله از سفر باز نمی گشت مگر هنگامی که روز بر آمده باشد.

۱۲۲) سنّت آن است که مسافر برای استراحت فرود نیاید مگر هنگامی که هوا مقداری گرم شده باشد؛ و باید بیشتر سیرش در شب باشد.

۱۲۳) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در سفرها هر گاه اول شب می خوابید دستش را دراز می کرد و ساق دست را زیر سر می نهاد. و هر گاه در آخر شب می خوابید دستش را بلند می کرد و سر مبارکش را روی کف دست می نهاد.

۱۲۴) سنّت آن است که از منازل صبح زود حرکت کنند و آغاز سفر روز پنجشنبه باشد.

۱۲۵) در سفرها همراه بردن مشک آب و امثال آن از سنّت است.

______________________________________

۱- ۱) گفته اند: عصا به دست گرفتن نشانه سفر رفتن است، و عصا به دست گرفتن مؤمن نشانه آن است که وی آماده سفر آخرت است و زاد و توشه آن را تهیه دیده است. یا آنکه عصا داشتن نشانه ضعف است و به دست گرفتن عصا برای اظهار تواضع و فرو کاستن تکبر است.

۱۲۶) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله چون از جنگ یا سفر حج بازمی گشت به هر بلندیی از زمین می رسید سه بار «اللّه اکبر» می گفت و این دعا را می خواند:

لا اله الاّ اللّه وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد، یحیی و یمیت، و هو علی کلّ شیء قدیر.

آئبون عابدون ساجدون ربّنا حامدون. صدق اللّه وعده، و نصر عبده، و هزم الاحزاب وحده. «معبودی جز اللّه نیست که یگانه و بی شریک است، فرمانروایی و ستایش ویژه اوست، زنده می کند و می میراند و بر هر چیزی تواناست. ما باز گردنده به سوی پروردگارمان، و پرستش گر و سجده کننده و ستاینده پروردگارمان هستیم.

خداوند به وعده اش وفا کرد، بنده اش را یاری داد و خود به تنهایی احزاب کفر را در هم شکست.»

۱۲۷) رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله هنگامی که از سفر بازمی گشت نخست به مسجد می رفت و دو رکعت نماز می خواند سپس به خانه در می آمد.

۵ - آداب و سنن آن حضرت در لباس

اشاره

۱۳۱ - رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله هر نوع لباسی که دسترسی داشت می پوشید از روپوش و عبا و پیراهن و جبّه و امثال آن. و از لباس سبز خوشش می آمد، و بیشتر لباسهایش سفید بود، و می فرمود: زندگان خود را سفید بپوشانید و مردگانتان را در آن کفن کنید. آن حضرت چه در جنگ و چه در غیر جنگ لباس لایه دار می پوشید. و قبایی از سندس(۱) داشت که چون به تن می کرد رنگ سبز آن بر سپیدی روی حضرتش غلبه داشت و روی هم رفته زیبا جلوه می نمود.

بلندی لباسهای آن حضرت تا بالای قوزک پاها بود، و روپوشی که به تن می کرد از آن کوتاه تر بود و تا نصف ساق پا می رسید. همیشه میان کمر را می بست و بسا در حال نماز و غیر نماز آن را می گشود. آن حضرت روپوشی داشت که با زعفران رنگ شده بود و بسا که با همان یک پوشش با مردم نماز جماعت

______________________________________

۱- ۱) سندس: دیبا و ابریشم لطیف. و در اینجا منظور ابریشم ناخالص است، زیرا پوشیدن ابریشم خالص برای مردان حرام است.

می گذاشت. و گاهی تنها یک عبا به تن داشت.

و نیز عبای کهنه وصله داری داشت که آن را می پوشید و می فرمود: من بنده ام و لباس بندگان می پوشم. و دو جامه داشت مخصوص روزهای جمعه، غیر از لباسهای دیگری که در غیر جمعه می پوشید. و بسا که فقط یک روپوش بدون لباسهای دیگر به تن می کرد، و دو طرف آن را میان دو شانه خود گره می زد و با همان لباس با مردم بر جنازه ها نماز می خواند. و بسا همان روپوش را به خود می پیچید و آن را از چپ و راست بر دوش می افکند و با آن در خانه خود نماز می خواند و این لباسی بود که در همان روز در آن مجامعت کرده بود. گاهی در همان ازار نماز شب می خواند، یک طرف پارچه را به روی خود و طرف دیگرش را به روی بعضی از زنان خود می انداخت و به این ترتیب در آن نماز می خواند.

آن حضرت عبای سیاه رنگی داشت که به کسی بخشید. امّ سلمه گفت: پدر و مادرم فدایت! آن عبای سیاه چه شد؟ فرمود: آن را [به برهنه ای]پوشاندم. امّ سلمه گفت: هرگز چیزی زیباتر از سفیدی شما بر سیاهی آن عبا ندیدم.

انس گوید: بسا آن حضرت در قطیفه ای که دو طرف آن را [پشت گردن]گره زده بود با ما نماز ظهر می خواند.

و آن حضرت انگشتر به دست می کردو با همان انگشتر نامه ها را مهر می کرد، و می فرمود: مهر کردن نامه ها بهتر از ایجاد شک و تهمت است.

آن حضرت شب کلاه به سر می گذاشت، گاه زیر عمامه و گاه بدون عمامه. و گاهی آن را از سر بر می داشت و جلوی خود به عنوان حریم نماز می نهاد و به سوی آن نماز می خواند. و بسا عمامه نداشت و شال را بر سر و پیشانی می بست. عمامه ای داشت به نام سحاب و آن را به علیعليه‌السلام بخشید. بسا بود که علیعليه‌السلام با آن عمامه می آمد و پیامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله می فرمود: علی در سحاب نزد شما آمد.

همیشه لباس را از طرف راست می پوشید و چنین می خواند:

الحمد للّه الّذی کسانی ما اواری به عورتی، و اتجمّل به فی النّاس «سپاس و ستایش خدایی را که بر من جامه ای پوشانید که با آن شرمگاهم را بپوشانم و آراسته در میان مردم ظاهر شوم.» و چون لباس را در می آورد از سمت چپ بیرون می آورد.

چون لباس نو می پوشید، لباسهای کهنه را به فقیر می داد و می فرمود: هیچ مسلمانی نیست که لباس کهنه خود را فقط برای رضای خدا به فقیری بپوشاند مگر آنکه در پناه و خیر خداوند خواهد بود تا زمانی که آن لباس بر تن فقیر است، خواه بخشنده لباس زنده باشد یا مرده.

تشکی از پوست داشت که با لیف خرما پر شده بود و طول آن حدود دو ذراع و عرض آن حدود یک ذراع و یک وجب بود. و نیز عبایی داشت که هر جا می رفت آن را دو تا کرده به زیر آن حضرت می انداختند. و نیز روی حصیر بدون آنکه چیز دیگری زیر خود بیندازد می خوابید.

از اخلاق آن جناب این بود که چهارپایان و اسلحه و اثاث خود را نامگذاری می نمود. نام پرچمش عقاب، و نام شمشیرش که با آن در جنگها حاضر می شد ذو الفقار، و نام شمشیرهای دیگرش مخذم، رسوب و قضیب بود.

قبضه شمشیرش به نقره آراسته بود، و کمربندی که می بست از چرم بود و سه حلقه نقره در آن بود. کمانش کتوم، و جعبه تیرش کافور نام داشت. نام شتر آن حضرت قصوی بود که به آن عضباء می گفتند. و نام استرش دلدل، و درازگوشش یعفور، و گوسفندی که از شیر آن می آشامید عینه بود.

آن حضرت سبویی از سفال داشت که با آب آن وضو می گرفت و از آن می نوشید، و مردم کودکان خردسال خود را که خوب و بد را می فهمیدند می فرستادند و آنان داخل منزل آن حضرت می شدند بدون آنکه کسی مانع آنها شود، آن گاه اگر در آن سبو آبی می یافتند می آشامیدند و برای تبرّک بر صورت و بدن خود می مالیدند.

۱۳۲ - روایت شده که عمامه آن حضرت به اندازه ای بود که سه دور یا پنج دور به سرش می پیچید.

۱۳۳ - روایت است که آن حضرت عمامه سیاهی داشت که به سر می بست و در آن نماز می خواند.

۱۳۴ - علیعليه‌السلام فرمود: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله شب کلاه های راه راه به سر می نهاد و زرهی داشت به نام ذات الفضول که دارای سه حلقه از نقره بود، یکی در جلو و دو تا در پشت

۱۳۵. رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله شمله و نمره(۱) به خود می پیچید، اما نمره از آن جهت که خطوط سیاه آن بر سفیدی ساقها و قدمهای نمایان آن حضرت قرار می گرفت بر اندام او زیبا می نمود.

۱۳۶ - رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در یک لباس گشاد نماز می خواند.

۱۳۷ - رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله دو برد (جامه راه راه) (عبای پشمی سیاه) داشت که فقط در حال نماز می پوشید، و امتش را به نظافت ترغیب می نمود و به آن دستور می داد.

۱۳۸ - امیر مؤمنانعليه‌السلام فرمود: لباس پنبه بپوشید که لباس رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله از پنبه بود و لباس ما اهل بیت نیز از پنبه است.

۱۳۹ - علیعليه‌السلام فرمود: لباس پنبه بپوشید که آن لباس رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله بود. و آن حضرت لباس مویین و پشمین نمی پوشید مگر آنکه علت و ضرورتی پیدا می شد(۲) .

۱۴۰ - آن حضرت کمربندی داشت از چرم دباغی شده که در سر آن قلاّب

________________________________________

۱- ۱) شمله لباسی است کوچکتر از قطیفه. و نمره لباسی است از پشم که دارای خطوط سفید و سیاه می باشد.

۲- ۲) از این خبر معنای آنچه در باب معاشرت آن حضرت گذشت که لباس پشمینه می پوشید روشن می شود که حضرت در حال ضرورت لباس پشمینه می پوشیده است، بنا بر این منافاتی میان این اخبار نیست. (مؤلف)