ترجمه امالى شيخ صدوق

ترجمه امالى شيخ صدوق 0%

ترجمه امالى شيخ صدوق نویسنده:
گروه: متون حدیثی

ترجمه امالى شيخ صدوق

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: شیخ صدوق ترجمه شيخ محمد باقر كمره اى
گروه: مشاهدات: 29353
دانلود: 2502

توضیحات:

ترجمه امالى شيخ صدوق
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 103 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 29353 / دانلود: 2502
اندازه اندازه اندازه
ترجمه امالى شيخ صدوق

ترجمه امالى شيخ صدوق

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

مجلس چهل و هفتم روز جمعه پنجم ماه ربيع الاول سال ٣٦٨

١- محمد بن فرج رخجى گويد: به امام دهم نوشتم و از او پرسيدم از آنچه هشام بن حكم راجع به جسم گفته و هشام بن سالم راجع به صورت ، در پاسخ نوشت سرگردانى حيران را از سر بگذار و پناه بر بخدا از شيطان رجيم قول درست آن نيست كه دو هشام گفته اند.

٢- صقر بن دلف گويد: از امام دهمعليه‌السلام راجع به توحيد پرسيدم و باو گفتم كه من معتقد بقول هشام بن حكمم ، در خشم شد و فرمود تو را بگفته هشام چكار او از ما نيست هر كه معتقد است كه خدا جسم است ما از او بيزارم در دنيا و آخرت اى پسر دلف جسم حادث است و خدا او را پديد كرده و جسم ساخته

٣- على بن مهزيار گويد: بامام نهم نوشتم قربانت پشت سر كسى كه به جسم معتقد است و هم عقيده يونس است يعنى پسر عبد الرحمن نماز بخوانم ؟ در جواب نوشت پشت سر آنها نماز نخوانيد و زكات به آنها ندهيد و از آنها بيزار باشيد خدا از آنها بيزار است

٤- عبد اللّه بن سنان از پدرش نقل كرده كه : حضور امام باقرعليه‌السلام بودم يكى از خوارج خدمتش رسيد و گفت اى ابا جعفر چه را پرستى ؟ فرمود خدا را گفت او را ديدى ؟ فرمود ديده ها عيانش ‍ نبينند و دلها بحقيقت ايمانش دريابند بسنجش نتوانش شناخت و بمردم مانند نيست بنشانه ها ستوده گردد و بعلامتها شناخته است در حكمش جور نيست آنست خدا نيست معبود حقى جز او، گويد آن مرد بيرون شد و ميگفت خدا داناتر است كه كجا رسالت خود را بنهد.

٥- امام هشتمعليه‌السلام ميفرمود : هميشه خداى تبارك و تعالى دانا و توانا زنده و قديم ، شنوا و بينا بوده است فضل بن سليمان كوفى گويد عرضكردم يا بن رسول اللّه مردمى گويند هميشه خدا دانا است به علم و تواناست به قدرت و زنده است به حيات و قديم است به قدم و شنواست به سمع و بيناست به بصر، فرمود هر كه چنين گويد و بدان معتقد باشد با خدا خدايان ديگر شريك كرده و با ولايت ، ما سر و كارى ندارد سپس فرمود هميشه خدا بذات خود دانا توانا زنده و قديم و شنوا و بيناست و برتر است از آنچه مشركان و مشبهه گويند بى اندازه

٦- محمد بن عماره از پدرش گفته است كه : از امام صادقعليه‌السلام پرسيدم يا ابن رسول اللّه بمن خبرده كه خدا را رضا و سخط باشد؟ فرمود آرى ولى نه مانند مخلوق خشم خدا عقاب او است و رضايش ثواب او.

٧- امام صادقعليه‌السلام فرمود : براستى خداى تبارك و تعالى متصف به زمان و مكان و حركت ، و انتقال و سكون نيست بلكه او است خالق زمان و مكان و حركت و سكون و انتقال برتر است از آنچه ظالمان گويند بى اندازه

٨- امام صادقعليه‌السلام فرمود : من نه معتقد به جبرم و نه به تفويض

٩- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : براستى خداى جل جلاله بدنيا خطاب كرد كه خادم خود را برنج افكن و تارك خود را خدمت كن و چون بنده در نيمه شب تار با آقاى خود خلوت كند و راز گويد خدا نور را در دلش برجا دارد چون گويد يا رب يا رب جليل جل جلاله او را ندا كند لبيك عبد من بخواه تا بتو بدهم بر من توكل كن تا تو را كفايت كنم سپس خداى جل جلاله به ملائكه خود فرمايد اى ملائكه ببينيد بنده مرا كه در دل شب تار با من خلوت کرده و بيهودگان در بازى و غفلتند و بخواب اندرند گواه باشيد كه من او را آمرزيدم پس از آن فرمود بر شما باد به ورع و كوشش و عبادت و بى رغبت باشيد در اين دنيا كه بشما بى رغبت است زيرا كه پرفريب دهنده است خانه فنا و زوال است بسيار كسى كه فريب آن خورد و نابودش كرد و بدان تكيه زد خيانتش نمود و بسيار كسى كه بدان اعتماد كرد و فريبش داد و او را وانهاد، بدانيد كه در پيش شما راهيست هراسناك و سفريست دراز و گذشت شما بر صراط است و بناچار مسافر را توشه بايد و هر كه بى توشه سفر كند در رنج افتد و هلاك شود و بهترين توشه تقوى است سپس ياد كنيد وقوف خود را در برابر خداى جل جلاله كه او حاكم عادل است و آماده جوابش شويد در موقع بازپرسى او از شما كه بناچار از شما بازپرسى كند نسبت به هر چه كرديد (در آنجا ميان شما بجا نهادم خ ب) از ثقلين پس از من كه كتاب خدا و خاندان منند و ملاحظه كنيد كه نگوئيد كتاب را تغيير داديم و تحريف نموديم و اما از خاندان جدا شديم و آنها را كشتيم كه در اين موقع پاداش شما جز دوزخ نباشد هر كدام شما كه خواهد از هراس اين روز بركنار باشد بايد پيرو ولى من و تابع وصى و خليفه بعد از من على بن ابى طالبعليه‌السلام باشد كه او صاحب حوض من است و دشمنانش را از آن طرد كند و دوستانش را از آن سيراب نمايد و هر كه از آن ننوشد هميشه تشنه است و هرگز سيراب نشود و هر كه از آن شربتى نوشد هرگز تشنه نشود و براستى على بن ابى طالب صاحب پرچم من است در آخرت چنانچه صاحب پرچم من است در دنيا و اول كس باشد كه در بهشت درآيد زيرا جلو من لواء حمد را ميكشد كه زيرا آن آدم و پيغمبران ديگرند.

١٠- مردى خدمت امام صادقعليه‌السلام آمد و عرضكرد: يا ابن رسول اللّه مرا به مكارم اخلاق مطلع كن ، فرمود گذشت از كسى كه بتو ظلم كرده و صله با آنكه از تو ببرد و عطاى بكسى كه تو را محروم كند و گفتار حق و گرچه بر زيان خودت باشد.

١١- امام صادقعليه‌السلام فرمود : هر كه از زوال پنجشنبه تا ظهر جمعه بميرد از مؤمنان خدا او را از فشار قبر پناه دهد.

١٢- مردى بامام صادقعليه‌السلام گفت : بمن سفارش كن فرمود بنه خود را آماده ساز و توشه سفر طولانى خود را پيش فرست و خود وصى خود باشد و ديگرى را امين مدان كه آنچه تو را اصلاح كند برايت بفرست

١٣- امام صادقعليه‌السلام فرمود : هر كه سى بار گويد سبحان اللّه و بحمده سبحان اللّه العظيم و بحمده رو بتوانگرى كرده و پشت به فقر داده و در بهشت را كوبيده

١٤- امام باقرعليه‌السلام فرمود : بخدا شيوه علىعليه‌السلام بود كه چون بندگان خوراك ميكرد و بر زمين مى نشست و دو پيراهن سنبلانى ميخريد و خدمتكار او به اختيار خود بهتر آنها را برميداشت و خود آن ديگر را مى پوشيد و اگر آستينش از انگشتانش ‍ بلندتر بود آن را قطع ميكرد و اگر دامنش از كعب ميگذشت آن را مى چيد پنج سال خليفه بود نه آجرى بر آجرى گذاشت و نه خشتى بر خشتى و نه دهى مالك شد و نه پول نقره يا طلا بجاى خود گذاشت به مردم نان گندم و گوشت ميخورانيد و خود به منزل برميگشت و نان جو با زيت و سركه ميخورد و هر گاه با دو كار خدا پسند روبرو ميشد سخت تر آنها را انتخاب ميكرد و هزار بنده از دسترنج خود آزاد كرد كه در آن دستش خاك آلود شده و چهره اش عرق ريخته بود و كسى را تاب كار و كرد او نبود او در شبانه روز هزار ركعت نماز ميخواند و مانندترين مردم باو على بن الحسين بود و كسى بعد از او توان كار او را نداشت ، مردى از تابعين از انس بن مالك شنيد كه اين آيه در باره على بن ابى طالب نازل شده (زمر- ٩) آيا كسى كه عبادت كند در آناى شب با سجده و قيام براى حذر از آخرت و اميد برحمت پروردگارش آن مرد گويد نزد علىعليه‌السلام رفتم تا عبادت او را بنگرم خدا گواه است هنگام مغرب نزد او بودم و ديدم با يارانش نماز مغرب ميخواند و چون فارغ شد به تعقيب مشغول بود تا برخاست نماز عشاء را خواند و بمنزلش آمد من با او وارد منزل شدم و در تمام شب نماز ميخواند و قرآن ميخواند تا سپيده دميد و تجديد وضوء كرد و به مسجد آمد و با مردم نماز خواند و مشغول تعقيب شد تا آفتاب برآمد و مردم بدو مراجعه كردند و دو مرد نزد او به محاكمه مينشستند و چون فارغ ميشدند دو مرد ديگر جاى آنها را ميگرفتند تا براى نماز ظهر بپا خواست و وضوء تازه كرد و با اصحابش نماز ظهر را خواند و مشغول تعقيب بود تا نماز عصر را با آنها خواند و موقع مراجعه مردم رسيد و دو مرد نزد او مى نشستند و چون بر ميخاستند دو مرد ديگر جاى آنها را مى گرفت و او ميان آنها قضاوت مى كرد و فتوى ميداد تا آفتاب غروب كرد و من گفتم خدا را گواه دانم كه اين آيه در باره او نازل شده

١٥- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : هر كه مؤمنى را در گرسنگى اطعام كند خدايش از ميوه هاى بهشتى اطعام كند و هر كه او را از برهنگى بپوشاند خدايش از استبرق و حرير بپوشاند و هر كه او را شربت آبى بنوشاند در تشنگى خدايش از رحيق مهر زده بنوشاند و هر كه او را يارى كند يا گرفتارى او را برطرف كند خدا او را در سايه عرش ‍ خود جاى دهد روزى كه سايه اى جز سايه او نيست

١٦- اصبغ بن نباته گفت : مال خراجى كه براى امير المؤمنين مى آوردند، وارد بيت المال مسلمانان ميكرد و مستحقان را جمع ميكرد و با دست خود به راست و چپ پهن ميكرد و ميفرمود اى پول هاى زرد و سفيد مرا نفريبيد ديگرى را بفريبيد. هذا جناى و خياره فيه اذ كل جان يده الى فيه اين است ميوه كه من چيدم و خوبش در آنست و هر كه ميوه چيند با دست خود بدهان گذارد- سپس بيرون نميرفت تا هر چه در بيت المال مسلمانان بود قسمت ميكرد و دستور ميداد آن را جاروب ميكردند و آب ميپاشيدند و دو ركعت نماز در آن ميخواند و دنيا را سه طلاق ميداد و بعد از سلام نماز ميفرمود اى دنيا بمن مياويز و مرا بخود تشويق مكن و فريب مده كه من تو را سه طلاق دادم و بتو رجوع نتوانم

١٧- از امام هشتم پرسيدند عقل چيست ؟ فرمود : غصه خوردن و با دشمنان مسامحه كردن و با دوستان مدارا نمودن

١٨- امام صادقعليه‌السلام فرمود : چون روز قيامت شود خدا خلق اولين و آخرين را در يك زمين گرد آورد و تاريكى سختى همه را فراگيرد و به پروردگار خود بنالند و گويند پروردگارا اين تاريكى را از ما برطرف كن فرمود جمعى آيند و نورى برابر آنهاست كه عرصه قيامت را روشن كرده حاضران قيامت گويند اينان پيغمبران خدايند، از خدا ندا رسد كه اينان پيغمبر نيستند همه گويند اينها فرشته اند ندا رسد از جانب خدا اينان فرشته نيستند همه گويند اينان شهيدانند ندا رسد كه از خود آنها بپرسيد كيانند؟ همه گويند شما كه باشيد؟ گويند ماها علويه و ذريه محمد رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و اولاد على ولى خدائيم مائيم مخصوص ‍ بكرامت خدا در آسايش و در اطمينان هستيم به آنها از طرف خدا ندا رسد كه دوستان و شيعيان خود را شفاعت كنيد و هر كه را بايد شفاعت كنند،

١٩- يك روز رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به اصحابش فرمود معاشر اصحاب من براستى خداى جل جلاله دستور ميدهد بشما به ولايت على بن ابى طالب و پيروى او كه ولى و امام شما است پس از من مخالفت او نكنيد تا كافر شويد و از او جدا نشويد تا گمراه گرديد به راستى خدا جل جلاله على را نشانه ميان نفاق و ايمان ساخته هر كه او را دوست دارد مؤمن است و هر كه دشمنش دارد منافقست براستى خداى جل جلاله على را وصى و نوربخش پس از من نموده او سر نگهدار و گنجينه علم من و خليفه بعد از منست در خاندانم بخدا از ظالمان به وى شكايت كنم ؟

مجلس چهل و هشتم نهم ربيع الاول ٣٦٨

١- امام صادقعليه‌السلام فرمود : ابليس تا آسمان هفتم را در مينوشت و چون عيسىعليه‌السلام زاده شد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار ديگر ميرفت و چون رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم متولد شد از هفت آسمان ممنوع شد و شياطين را با تير ميزدند، قريش گفتند اين قيام همان كسى است كه ميشنيديم اهل كتاب او را نام ميبردند، عمرو بن اميه كه ستاره شناس تر مردم جاهليت بود گفت به ستاره ها توجه كنيد كه راهنما بودند و وقت زمستان و تابستان با آنها شناخته مى شود اگر آنها سقوط كنند همه چيز هلاك شود و اگر آنها برجايند و ستاره هاى ديگرى سقوط ميكنند امر تازه ايست ، در صبح روز ولادت پيغمبر همه بتها سرنگون شدند و برو بر خاك افتادند، در آن شب طاق كسرى شكست برداشت و چهارده كنگره از آن فروريخت و درياچه ساوه خشك شد و وادى ساوه پر از آب شد و آتشكده فارس كه از هزار سال فروزان بود خاموش گرديد و مؤبدان در خواب ديدند كه شتران سختى اسبان عربى را يدك دارند و از دجله گذشتند و در بلاد عجم منتشر شدند و طاق كسرى از وسط شكست و رود دجله عريان بر آن مسلط شد و در آن شب نورى از سمت حجاز برآمد و تا مشرق تتق كشيد و تخت همه سلاطين وارونه شد و خودشان لال شدند و در آن روز نتوانستند سخن گويند دانش كاهنان ربوده شد و سحر جادوگران باطل گرديد و كاهنه هاى عرب از همزاد شيطانى خود ممنوع شدند و قريش در ميان عرب آل اللّه ناميده شدند. امام صادق فرمود آنها را آل اللّه گفتند براى آنكه در بيت اللّه بودند آمنه گفت بخدا چون فرزندم سقوط كرد دست بر زمين نهاد و سر به آسمان برآورد و بدان نگريست و نورى از من تابيد كه همه چيز را روشن كرد و در آن نور شنيدم كه گوينده ميگفت تو سيد عرب را زادى و او را محمد بنام و عبد المطلب آمد كه او را ديدار كند و آنچه مادرش گفته بود شنيده بود او را در دامن گرفت و گفت حمد خدا را كه اين پسر را بمن داد كه اندامى خوشبو دارد و در گهواره بر همه پسران آقا است و باركان كعبه او را پناهيد و اشعارى در باره او سرود و ابليس در ميان اعوان خود فرياد كشيد و همه ابليسان گردش را گرفتند و گفتند آقاى ما تو را چه بهراس افكنده ؟ گفت واى بر شما از ديشب وضع آسمان و زمين را ديگرگون بينيم در زمين تازه عجيبى رخ داده كه از زمان ولادت عيسى تا كنون سابقه نداشته برويد و خبرى از اين پيش آمد تازه بگيريد همه پراكنده شدند و برگشتند و گفتند ما تازه اى نديديم ابليس گفت من خود بايد خبر گيرم در دنيا بگردش پرداخت تا به ناحيه حرم مكه رسيد ديد فرشتگان گرد آن را گرفتند و خواست وارد آن شود باو بانك زدند و بر گشت و چون گنجشكى گرديد و از طرف غار حرى برآمد كه جبرئيل باو نهيب زد برو اى ملعون گفت اى جبرئيل از تو سخنى پرسم بگو كه از ديشب تا كنون چه تازه اى رخ داده ؟ گفت محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم متولد شده ، گفت مرا در او بهره اى است ؟ گفت نه گفت در امتش چطور؟ گفت آرى ؟ گفت خشنودم

٢- خداى جل جلاله فرمايد: هر كه گناه بزرگ يا كوچكى كند و در نظر ندارد كه من ميتوانم او را عذاب كنم يا از او درگذرم هرگز از او درنگذرم نسبت به آن گناه و اگر معتقد است من ميتوانم او را عذاب كنم يا از او گذشت كنم از او درميگذرم

٣- ام ايمن خدمت رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم رسيد و چيزى در چادر داشت ، رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود چه دارى ؟ گفت : فلانه را عروس كردند و بر او نثار ريختند و من از نثار او برگرفتم سپس ام ايمن گريست و گفت يا رسول اللّه فاطمه را تزويج كردى و چيزى بر او نثار نكردى ؟ فرمود ام ايمن چرا دروغ گوئى براستى خداى تبارك و تعالى چون فاطمه را به على تزويج كرد دستور داد كه درختان بهشت بر اهل آن از زيور و جامه و ياقوت و در و زمرد و استبرق نثار كردند و آنچه را ندانند از او برگرفتند و خدا درخت طوبى را بخشش فاطمه نمود و آن را در منزل علىعليه‌السلام نهاد.

٤- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : هر كه را خوش آيد كه چون برق جهنده بر صراط گذرد و بى حساب ببهشت رود بايد ولايت ورزد با ولى و وصى و رفيق و خليفه من بر خاندان و امتم على بن ابى طالبعليه‌السلام و هر كه را خوش آيد به دوزخ رود ترك ولايتش كند بعزت و جلال پروردگارم كه او است باب اللّه كه جز از آن نيايند و او است صراط مستقيم و او است كه روز قيامت از ولايتش پرستش شود.

٥- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : خدا رحمت كند كسى را كه كمك پدرش كند در احسان باو و رحمت كند پدرى را كه كمك فرزندش كند در احسان باو خدا رحمت كند همسايه اى را كه به همسايه اش كمك كند در احسان باو خدا رحمت كند رفيقى را كه برفيقش كمك كند در احسان باو خدا رحمت كند هم صحبتى را كه بهم صحبت خود كمك كند در احسان باو خدا رحمت كند كسى را كه به سلطان خود كمك كند در احسان باو.

٦- امام صادقعليه‌السلام فرمود : نيكى كنيد با پدرانتان تا بشما نيكى كنند پسرانتان و پارسا باشيد از زنان مردم تا پارسا باشند از زنانتان

٧- امام صادقعليه‌السلام فرمود : ما خاندانى هستيم كه مردانگى ما در بخشش به كسى است كه بما ستم كرده است

٨- احمد بن عمر حلبى گويد: بامام صادق گفتم چه خصلتى براى مرد زيباتر است ؟ فرمود وقار بى مهابت و بخشش بى درخواست و اشتغال بامر آخرت

٩- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : هر كه شب را خسته از طلب حلال بگذراند شب را گذرانده و آمرزيده شده

١٠- احمد بن عبد اللّه گويد از امام هشتم پرسيدم ذو الفقار شمشير رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم از كجا بود؟ فرمود جبرئيل آن را از آسمان آورد و نقره نشانست و پيش منست

١١- از امير المؤمنين على بن ابى طالب پرسش شد ثبات ايمان چيست ؟ فرمود : به ورع است گفتند زوالش به چيست فرمود به طمع ،

١٢- امام صادقعليه‌السلام فرمود : چون مؤمنى بميرد هفتاد هزار فرشته تا گورش او را تشييع كنند و چون بگورش درآيد منكر و نكير آيند و او را بنشانند و باو گويند پروردگارت كيست : دينت كدامست پيغمبرت كيست ؟ گويد پروردگارم خداست و محمد پيغمبر منست و اسلام دينم گورش را تا چشم رسد گشاد كنند و طعام بهشت برايش آورند و روح و ريحان بر او در آورند و اينست تفسير گفته خداى عز و جل (سوره واقعه) و اما هر كه از مقربانست روح و ريحان دارد يعنى در قبرش و جنت نعيم دارد يعنى در آخرت سپس فرمود چون كافر ميرد هفتاد هزار دوزخبان او را تا گورش همراه باشند و او فرياد كشد كه همه چيز جز جن و انس بشنود و گويد كاش برميگشتم و مؤمن ميشدم و به حاملان خود قسم دهد و گويد مرا بر گردانيد تا شايد آنچه ترك كردم عمل كنم دوزخبانان باو پاسخ دهند كه نه هرگز، اين كلمه ايست بزبان گوئى و فرشته اى ندا كند به آنها كه اگر برگردد بدان چه نهى شده باز گردد و چون در گورش در آيد و مردم از او جدا شوند، و منكر نكير در هراسناكتر شكلى باو وارد شوند و او را بپا دارند و گويند كيست پروردگارت چيست دينت ؟ كيست پيغمبرت ؟ زبانش بطپيدن افتد و قادر بجواب نيست او را ضربتى زنند از عذاب خدا كه هر چيز از آن ترسد و لرزد باز باو گويند خدايت كيست دينت چيست پيغمبرت كيست ؟ گويد نميدانم باو گويند ندانستى و ره نيافتى و رستگار نباشى سپس درى از دوزخ بروى او باز كنند و حميم دوزخ براى آورند و اينست تفسير گفته خداى عز و جل و اما اگر از مكذبان گمراه باشد پذيرائى از حميم شود يعنى در قبر و آتش دوزخ در او گيرد يعنى در آخرت

١٣- امام صادقعليه‌السلام فرمود : براى خداى عز و جل سه حرمت است كه مانندى ندارد قرآن كه حكمت او است و نور او و خانه او كه قبله مردمش ساخته و از كسى توجه بجز سوى آن را نپذيرد و خاندان پيغمبر شما.

١٤- امير المؤمنينعليه‌السلام فرمود : در بهشت درختى است كه از بالايش جامه برآيد و از پائينش اسبان بازين و مهار و پردار كه نه سرگين كنند و نه بشاشند اولياء خدا بر آن سوار شوند و در بهشت هر جا خواهند پرواز كنند و آنان كه پست درجه تر از آنهايند گويند پروردگارا اين بندگانت از كجا باين كرامت رسيدند؟ خداى جل جلاله فرمايد اينها بودند كه شب عبادت ميكردند و روزها روزه بودند و نميخوردند و با دشمن جهاد ميكردند و نميترسيدند و صدقه ميدادند و بخيل نبودند.

١٥- امام صادقعليه‌السلام فرمود : هر كه پنج چيز ندارد بهره بسيار ندهد عرض شد يا ابن رسول اللّه آنها چيست ؟ فرمود، دين ، عقل ، حياء و حسن خلق و حسن ادب و پنج چيز است كه هر كه ندارد زندگى او گوارائيست : تندرسى ، آسودگى ، بي نيازى ، قناعت و انيس موافق

١٦- مردى از على بن ابى طالبعليه‌السلام پرسيد: از شب زنده دارى با قرائت قرآن فرمود مژده باد هر كه ده يك شب خود را براى رضاى خدا نماز بخواند خداى عز و جل به فرشتگانش فرمايد براى اين بنده من به شماره آنچه در نيل از برگ و درخت رويد و به شماره هر نى و خوط و چراگاه ثواب نويسند و هر كه يك شب را نماز بخواند خدا باو ده دعوت مستجاب دهد و روز قيامت نامه عملش را بدست راستش دهد و هر كه هشت يك شب نماز بخواند خدا اجر شهيد خوش نيت باو دهد و شفاعتش را در باره خاندانش بپذيرد و هر كه هفت يك شب نماز بخواند از قبرش برآيد روز بعث با چهره تابانى چون ماه شب چهارده تا بر صراط گذرد با آسودگان و هر كه يك ششم شب را نماز بخواند از براى او امان نوشته شود و هر چه گناه كرده آمرزيده گردد و هر كه پنج يك شب را نماز بخواند با ابراهيم خليل الرحمن در گنبد او هم دوش باشد و هر كه ربع شب را نماز بخواند در اول فائزان باشد تا چون باد تند بر صراط گذرد بى حساب به بهشت رود و هر كه سه يك شب را نماز بخواند فرشته اى نباشد جز آنكه بر مقام او نزد خداى عز و جل غبطه برد و باو گويند از هر كدام هشت در بهشت خواهى وارد شو و هر كه نيمى از شب را نماز بخواند اگر پر زمين طلا داده شود هفتاد هزار بار برابر، پاداش او نباشد و هر كه دو ثلث شب را نماز بخواند و تلاوت قرآن كند بشماره ريگ تپه عالج حسنه داشته باشد كه كمترين آنها ده بار سنگين تر از كوه احد است و هر كه شب را نماز بخواند و تلاوت قرآن كند و در ركوع و سجود ذكر بگذراند باو ثوابى دهند كه كمترش ‍ اينست كه از گناهان بيرون آيد چون روزى كه مادر او را زائيده و بشماره هر چه خدا آفريده حسنه برايش نويسند و مانند آن درجه و نور در قبرش ثابت باشد و گناه و حسد از دلش برود و از عذاب قبر در پناه باشد و از دوزخ برائت باو دهند از آمنين مبعوث شود و خداى تبارك و تعالى بفرشتگانش ‍ گويد اى فرشتگانم ببنده من نگاه كنيد كه شب را همه احياء كرده براى رضاى من او را ببهشت فردوس بريد كه در آن صد هزار شهر دارد و در هر شهريست هر آنچه دل خواهد و ديده لذت برد و بر خاطر كس نگذشته باشد علاوه بر آنچه از كرامت و مزيد براى او آماده شده و تقرب بحق الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ و صلواته على خير خليقه محمد و آله اجمعين

مجلس چهل و نهم روز جمعه دوازدهم ربيع الاول ٣٦٨

١- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : روح الامين جبرئيل از پروردگارم بمن خبر داد كه هيچ كس نميرد تا همه روزى مقدر خود را بخورد از خدا پرهيز كنيد و در طلب رزق آرام باشيد و بدانيد كه دو روزى هست يك روزى كه شما جوئيد و يك روزى كه شما را جويد، روزى خود را از حلال جوئيد كه اگر از راه حلال جوئيد آن را حلال بخوريد و اگر از راه حرام جوئيد آن را بحرامى خوريد و همان روزى شما گردد و ناچاريد آن را بخوريد.

٢- امام هشتمعليه‌السلام فرمود : نگاه بذريه ما عبادتست عرض شد يا ابن رسول اللّه نگاه ما بامامان از شما عبادتست يا نگاه به همه اولاد پيغمبر؟ فرمود نگاه به همه اولاد پيغمبر عبادتست

٣- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : چون در مقام محمود برآيم براى معصيت كاران گناه كبيره از امتم شفاعت كنم و خدا بپذيرد و بخدا كه در باره كسانى كه ذريه مرا آزار كرده اند شفاعت نكنم

٤- امام صادقعليه‌السلام فرمود : چون گناهان بنده بسيار شود و جبران آن نكند خدا او را باندوه در دنيا گرفتار سازد تا كفاره آن گردد و گر نه بيمارش كند تا كفاره گردد و گر نه در هنگام مرگ بر او سخت گيرد تا كفاره گناه او گردد و گر نه در قبر عذابش كند تا گاه ملاقات پروردگار گناهى نداشته باشد.

٥- امام صادقعليه‌السلام فرمود : هر كه منكر سه چيز باشد شيعه ما نباشد: معراج و سؤ ال قبر و شفاعت

٦- امام صادقعليه‌السلام فرمود : نزديك است كه فقر كفر باشد و حسد بر تقدير چهره گردد.

٧- امير المؤمنينعليه‌السلام فرمود : چيزى با چيزى جمع نشود كه بهتر باشد از جمع حلم با علم ،

٨- امام صادقعليه‌السلام ميفرمود : محبوبترين بنده نزد خداى عز و جل مرديست راستگو و حافظ بر نماز و آنچه خدا بر او واجب كرده و مواظب اداء امانت سپس فرمود هر كه بر امانتى امين شود و آن را ادا كند هزار گره آتش از گردن خود گشوده ، باداى امانت پيشى گيريد زيرا هر كه امين بر چيزى شود ابليس صد شيطان مرده از يارانش بر او گمارد تا او را گمراه كنند و وسوسه نمايند تا هلاكش كنند مگر كسى كه خداى عز و جل او را حفظ كند.

٩- امام صادقعليه‌السلام فرمود : از جور است كه سواره به پياده گويد راه بده

١٠- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : قسم بدان كه مرا براستى مبعوث كرده تا مژده ده باشم خدا هرگز يگانه پرستى را بدوزخ عذاب نكند و اهل توحيد شفاعت كنند و شفاعتشان پذيرفته گردد سپس فرمود چون روز قيامت شود خداى تبارك و تعالى دستور دوزخ صادر كند براى كسانى كه در دنيا بد كردار بودند عرض كنند خدايا چگونه ما را بدوزخ برى و ما در دار دنيا تو را يگانه شناختيم و چطور زبان ما را بسوزانى و گوياى بتوحيد تو بوده در دار دنيا و چطور دل ما را بسوزانى با اينكه علاقمند باين بوده كه نيست معبود بر حقى جز تو و چطور چهره ما را بسوزانى با اينكه براى تو بخاك نهاديم و چطور دستهاى ما را بسوزانى و بدرگاه تو بلندشان نموديم براى دعا خداى جل جلاله ميفرمايد بندگانم در دار دنيا بد كردار بودند و كيفر شما دوزخ است عرض كنند پروردگارا عفوت بزرگتر است يا خطاى ما؟ خداى عز و جل فرمايد عفو من ، گويند رحمتت پهناورتر است يا گناهان ما؟ خداى عز و جل فرمايد رحمت من گويند اقرار ما بتوحيد تو بزرگتر است يا گناهان ما خداى عز و جل فرمايد اقرار شما بتوحيد من بزرگتر است عرض ‍ كنند پروردگارا بايد عفو و رحمت واسعه تو ما را فراگيرد، خداى جل جلاله فرمايد ملائكه من بعزت و جلالم سوگند خلقى را نيافريدم كه محبوبتر باشد نزد من از مقرين بتوحيد من و اينكه معبود حقى جز من نيست و بر من حقست كه به آتش نسوزانم اهل توحيدم را بندگانم را به بهشت بريد.

١١- امام صادقعليه‌السلام فرمود : در اين ميان كه خليل الرحمن در كوه بيت المقدس دنبال چرا گاهى براى گوسفندان خود بود آوازى شنيد و ناگاه مردى را ديد بطول دوازده وجب كه ايستاده نماز ميخواند باو گفت اى بنده خدا براى كه نماز ميخوانى ؟ گفت براى خداى آسمان ، ابراهيم گفت از قوم تو ديگرى مانده ؟ گفت نه ، گفت از كجا غذا ميخورى ؟ گفت در تابستان ميوه اين درخت مى چينم و در زمستان ميخورم ، گفت منزلت كجا است به كوهى اشاره كرد، ابراهيم گفت مرا با خودت ميبرى تا امشب را با تو بگذرانم گفت جلو من آبى است كه نميشود در آن فروشد، گفت خودت چه ميكنى ؟ گفت من روى آن راه ميروم ، فرمود مرا با خود ببر شايد خدا آنچه را بتو روزى كرده بمن روزى كند. گويد عابد دستش را گرفت و باهم رفتند تا به آبى رسيدند و بر آن راه رفت ، ابراهيم با او رفت تا بمنزل رسيدند ابراهيم باو گفت كدام روزها بزرگتر است ؟ عابد گفت روز جزا كه مردم از هم بازخواست كنند فرمود مى آئى دست برداريم بدرگاه خدا دعا كنيم كه ما را از شر آن روز آسوده دارد، گفت به دعوت مرا چه كنى بخدا من سى سال است بدرگاه خدا دعائى كنم و اجابت نشده ، گفت بتو آگاهى بدهم كه چرا دعايت حبس شده ؟ گفت چرا، فرمود براستى خدا چون بنده اى را دوست دارد دعايش را نگهدارد تا با او راز گويد و از او خواهش كند و از او بجويد و چون بنده اى را دشمن دارد زود دعايش را مستجاب كند يا بدلش نوميدى نهد سپس باو گفت چه دعائى ميكردى ؟ گفت گله گوسفندى بمن گذشت و پسرى با آن بود و گيسوانى داشت گفتم اى پسر اين گوسفندها از كيست ؟ گفت از ابراهيم خليل الرحمن ، گفتم خدايا اگر در زمين خليلى دارى او را بمن بنما، ابراهيم فرمود خدا دعايت را مستجاب كرد من ابراهيم خليل الرحمن هستم و همديگر را در آغوش ‍ كشيدند و چون خدا محمد را مبعوث كرد مصافحه مقرر شد.

١٢- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : منم سيد انبياء و مرسلين و بهتر از ملائكه مقربين و اوصيايم سادات اوصياء پيغمبران و مرسلانند و ذراريم بهتر ذريه انبياء و مرسلانند و دخترم فاطمه سيده زنان عالميان است و طاهرات از زنانم امهات مؤمنانند و امتم بهترين امتى است كه براى مردم قيام كردند و من روز قيامت بيشتر از همه انبياء پيرو دارم و حوضى دارم كه پهنايش باندازه ميانه بصرى در دنيا تا صنعاء است و بعدد ستاره هاى آسمان ابريق در آنست و خليفه من بر اين حوض در آن روز خليفه منست در دنيا عرض شد آن كيست ؟ فرمود امام مسلمانان و امير مؤمنان و سرور آنها پس از من على بن ابى طالب كه دوستانش را از آن سيراب كند و دشمنانش را براند چنانچه يكى از شماها شتران بيگانه را از سر آب خود ميراند سپس فرمود هر كه على را دوست دارد و در دنيا او را اطاعت كند فردا بر حوض من وارد شود و در بهشت با من هم درجه باشد و هر كه در دنيا على را دشمن دارد و او را نافرمانى كند او را نبينم و مرا نبيند در روز قيامت و جدا از من بلرزه افتد و از سمت چپ به دوزخش برند.

١٣- على بن ابى طالبعليه‌السلام فرمود : هر كه نام خدا را بر خوراك ببرد خدا از حق نعمت آن او هرگز پرسش ‍ نكند.

١٤- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : هر كه تكه نانى يا خرمائى بيابد و آن را بردارد بخورد از درونش نرود تا خدا او را بيامرزد.

١٥- طاوس يمانى گويد: على بن الحسين سيد عابدان بود و اين دعا را ميخواند: معبودا بعزت و جلال بزرگيت اگر من از آغاز فطرتم كه عيان كردى از اول روزگار تا دوام خلود پروردگاريت تو را عبادت كنم در هر موئى بهر چشم همزدن تا سرمد ابد بحمد و شكر همه خلائق هر آينه در رسيدن بحق اداى شكر نهانترين نعمت تو مقصرم ، اگر من معادن آهن دنيا را با دندان خود بركنم و زمين هاى آن را با مژگان چشم شخم كنم و بكارم و از ترست مانند درياهاى آسمان و زمين خون و چرك بگريم همانا كه آن كم است نسبت بكثرت حق واجب تو بر من و اگر چنانچه معبودا تو پس از اينها مرا عذاب كنى بعذاب همه خلق و بزرگ كنى براى خلقت دوزخ و تن مرا و پر كنى همه دوزخ و طبقه هايش را از من تا در آن معذبى جز من نباشد و دوزخ را هيزمى جز من نبود اين نظر بعدل تو كمى است از بيش آنچه من مستوجب كيفر توام

١٦- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به علىعليه‌السلام فرمود : اى على تو امام مسلمانان و امير مؤمنان و قائد الغر المحجلين و پس از من حجت خدائى بر همه خلق تو سيد اوصياء و وصى سيد انبيائى اى على چون مرا به آسمان هفتم بالا بردند و از آنجا به سدرة المنتهى رسيدم و از آنجا به حجب نور و پروردگارم جل جلاله مرا گرامى داشت به مناجات خود فرمود اى محمد گفتم لبيك ربى و سعديك تباركت و تعاليت گفت بدرستى كه على امام اولياء من و نور است براى هر كه مرا اطاعت كرده است و كلمه اى كه بايست متقيانست هر كه او را اطاعت كند مرا اطاعت كرده و هر كه او را نافرمانى كند مرا نافرمانى كرده ، او را بدين مژده دهعليه‌السلام عرضكرد يا رسول اللّه مقام من به آنجا رسيده كه در آن مقام ذكر شوم فرمود آرى على پروردگارت را شكر كن على رو بر خاك نهاد و سجده كرد بشكرانه اين نعمتى كه خدا باو داده ، رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود اى على سر بردار كه خدا بتو بر ملائكه خود مباهات دارد.