ترجمه امالى شيخ صدوق

ترجمه امالى شيخ صدوق 0%

ترجمه امالى شيخ صدوق نویسنده:
گروه: متون حدیثی

ترجمه امالى شيخ صدوق

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: شیخ صدوق ترجمه شيخ محمد باقر كمره اى
گروه: مشاهدات: 29358
دانلود: 2502

توضیحات:

ترجمه امالى شيخ صدوق
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 103 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 29358 / دانلود: 2502
اندازه اندازه اندازه
ترجمه امالى شيخ صدوق

ترجمه امالى شيخ صدوق

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

مجلس دوازدهم سه شنبه سه روز مانده از شعبان سال ٣٦٧

١- امام پنجم فرمود : چون چشم رسول خدا بماه رمضان مى افتاد رو بقبله ميكرد ميفرمود خدايا آن را نو كن بر ما به امنيت و ايمان و تندرستى و مسلمانى و عافيت سرا پا و روزى فراوان و دفع بيمارى و تلاوت قرآن و كمك بر نماز و روزه خدايا ما را براى ماه رمضان سالم دار و آن را براى ما سلامت دار و از ما دريافت كن تا ماه رمضان بگذرد و ما را آمرزيده باشى سپس رو بمردم ميكرد و ميفرمود اى گروه مردم مسلمان چون ماه نو رمضان بر آيد شياطين متمرد در بند شوند و درهاى آسمان و درهاى بهشت و درهاى رحمت گشوده گردند و درهاى دوزخ بسته شوند و دعا مستجاب گردد و براى خداى عز و جل نزد هر افطارى آزادشدگانى باشند كه آنها را از دوزخ آزاد كند و هر شب منادى فرياد زند آيا خواهشمندى هست ؟ آيا آمرزشجوئى هست ؟ خدايا به هر خرج كنى عوض بده و به هر ممسكى تلف بده تا چون هلال شوال بر آيد فرياد شود به مؤمنان كه فردا براى جائزه هاى خود حاضر باشيد كه فردا روز جائزه است سپس امام پنجم فرمود هلا بدان كه جانم بدست او است اين جائزه پول طلا و نقره نيست

٢- سعيد بن جبير گويد: به ابن عباس گفتم ثواب كسى كه ماه رمضان را روزه دارد و حق آن را بشناسد چيست ؟ گفت اى پسر جبير آماده باش تا بتو حديثى گويم كه گوشت نشنيده و بدلت نگذشته است دل خود را براى آنچه پرسيدى فارغ كن كه آنچه خواستى علم اولين و آخرينست سعيد بن جبير گويد از نزد او بيرون شدم و خودم را آماده كردم براى فردا، سپيده دم نزد او رفتم و نماز بامداد را گذاردم و حديث را باو ياد آور شدم رو بمن كرد و گفت بشنو آنچه گويم ، رسول خدا ميفرمود اگر بدانيد آنچه شما در ماه رمضان داريد براى خدا بيشتر شكر ميكرديد. شب اول - خدا همه گناهان امتم را از عيان و نهان بيامرزد و براى شما هزار هزار درجه بالا برد و پنجاه شهر براى شما بسازد. روز دوم - خداى عز و جل به هر گامى كه برداريد عبادت يك سال و ثواب يك پيغمبر و روزه يك سال براى شما بنويسد. روز سوم به هر مو كه در تن داريد گنبدى در فردوس براى شما بسازد از در سفيد كه در زير آن ١٢ هزار و در نشيب آن ١٢ هزار خانه نور بشما دهد كه در هر خانه هزار تخت و بر هر تختى حوريه باشد و هر روزى هزار فرشته بر شما در آيد با هر فرشته هديه اى باشد. روز چهارم - خدا در بهشت خلد بشما هفتاد هزار قصر دهد در هر قصرى هفتاد هزار خانه و در هر خانه پنجاه هزار تخت و بر هر تخت حوريه اى و برابر هر حوريه هزار كنيزك و روسرى هر كنيزك بهتر است از دنيا و ما فيها. روز پنجم - خدا در جنة الماوى بشما هزار هزار شهر دهد كه در هر شهرى هفتاد هزار خانه و در هر خانه هفتاد هزار خوان و بر هر خوان هفتاد هزار كاسه كه در آن شصت هزار رنگ خوراك مختلف است روز ششم - خدا در دار السلام بشما صد هزار شهر بدهد كه در هر شهرى صد هزار خانه و در هر خانه صد هزار تخت طلا بطول هزار ذراع است و بر هر تختى زنى از حور العين است كه سى هزار گيسوان بافته بادر و ياقوت دارد و هر گيسوئى را صد هزار كنيزك بردارد. روز هفتم - خدا در جنة نعيم ثواب چهل هزار شهيد و چهل هزار صديق دهد. روز هشتم - خدا بشما مزد كردار شصت هزار عابد و شصت هزار زاهد دهد. روز نهم - خدا بشما عطاى هزار عالم و هزار معتكف و هزار مرابط دهد. روز دهم - هفتاد هزار حاجت از شما بر آورد و خورشيد و ماه و ستارگان و جانداران و پرنده و درنده و هر سنك و كلوخ و هر تر و خشك و ماهيان دريا و برگهاى درختان و كتابهاى خدا عز و جل براى شما آمرزش جويد. روز يازدهم - ثواب چهار حج و عمره كه هر حجى با پيغمبرى و هر عمره اى با صديقى يا شهيدى انجام شده باشد. روز دوازدهم - خدا سيئات شما را بدل بحسنات كند و براى هر حسنه هزار هزار حسنه بنويسد. روز سيزدهم - خدا مانند ثواب اهل مكه و مدينه بشما دهد و به هر سنگ و كلوخى ميان مكه و مدينه شفاعت بشما بخشد. روز چهاردهم - گويا آدم و نوح را ديدار كرديد و پس از آنها ابراهيم و موسى و سپس داود و سليمان و گويا با هر پيغمبرى دويست سال خدا را عبادت كرديد. روز پانزدهم - حوائجى از دنيا و آخرت شما را بر آورد و بشما بدهد آنچه به ايوب داد و حاملان عرش براى شما آمرزش جويند و خداى عز و جل روز قيامت بشما چهل نور عطا كند از هر سمتى ده نور: شانزدهم - از قبر كه در آئيد خدا شصت حله بشما دهد تا در بر كنيد و ناقه اى كه سوار شويد و ابرى كه از گرماى آن روز بر شما سايه كند. هفدهم - خداى عز و جل فرمايد آنها را با پدرانشان آمرزيدم و سختيهاى روز قيامت را از آنها برداشتم هيجدهم - خداى تبارك و تعالى بجبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و حاملان عرش و كروبيان دستور دهد براى امت محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم تا سال آينده آمرزش ‍ جويند و ثواب بدريون بشما عطا كند. نوزدهم - فرشته اى در آسمانها و زمين نماند جز آنكه از خدا اجازه خواهند كه هر روز با هديه و نوشابه گوارا شما را زيارت كند. بيستم - خداى عز و جل هفتاد هزار فرشته فرستد تا شما را از هر شيطان رجيمى حفظ كند و براى هر روز ثواب صد سال روزه بشما بنويسد و ميان شما و آتش خندقى نهد و بشما ثواب كسى دهد كه تورات و انجيل و زبور و فرقان را خوانده و بشماره پرهاى جبرئيل بشما ثواب يك سال عبادت دهد و ثواب تسبيح عرش و كرسى بشما دهد و به هر آيه كه در قرآنست هزار حوريه بشما تزويج كند. بيست و يكم - هزار فرسخ گور شما را گشاد كند و ظلمت و وحشت از آن ببرد و مانند گور شهدايش سازد و روى شما را چون روى يوسف بن يعقوب كند. بيست و دوم - ملك الموت را بوضع انبياء بالين شما فرستد و از شما هراس ‍ منكر و نكير و هم عذاب آخرت را بگرداند. بيست و سوم - با پيغمبران و صديقان و شهيدان بر صراط بگذريد و چنان باشد كه هر يتيم امتم را سير كرده و هر عريان امتم را پوشيده ايد. بيست و چهارم - از دنيا نرويد تا هر كس جاى خود را در بهشت ببيند و ثواب هزار بيمار و هزار غريب در راه خدا بشما عطا شود و ثواب آزاد كردن هزار بنده از اولاد اسماعيل بشما عطا كند. بيست و پنجم - خداى عز و جل براى شما بنا كند زير عرش هزار گنبد سبز كه بر سر هر گنبد خيمه نورى باشد خداى عز و جل فرمايد اى امت محمد منم پروردگار شما شمائيد بندگان و كنيزان من در اين گنبدها زير سايه عرش ‍ من باشيد و گوارا بخوريد و بنوشيد ترس و غمى بر شما نيست اى امت محمد بعزت و جلال خودم شما را چنان ببهشت برم كه اولين و آخرين در شگفت مانند و بر سر هر كدام شما هزار تاج از نور گذارم و هر كدام شما را بر ناقه اى سوار كنم كه از نور خلق شده و مهار نور دارد و در آن مهار هزار حلقه طلا است و به هر حلقه فرشته ايست كه عمود نور در دست دارد تا بيحساب وارد بهشت شود. روز بيست و ششم - خدا نظر رحمت بوى كند و همه گناهانش را جز قتل نفس و بدهى مالى مى آمرزد و هر روز هفتاد بار از غيبت و دروغ و بهتان پاكش كند. روز بيست و هفتم - گويا هر مرد و زن مؤمن را يارى گرديد و هفتاد هزار برهنه پوشانيده و هزار مرزبان را خدمت كرده و هر كتابى كه خدا فرستاده خوانده ايد. روز بيست و هشتم - خدا در بهشت خلد صد هزار شهر نور بشما دهد و در جنة الماوى صد هزار كاخ نقره و در جنة الفردوس صد هزار شهر و در هر شهرى صد هزار منبر مشك كه در درون هر منبرى هزار خانه از زعفران است و در هر خانه هزار تخت از در و ياقوت و بر هر تختى همسرى از حور العين بيست و نهم - خدا هزار هزار محله دهد كه درون هر محله گنبد سفيديست و دور هر گنبد تختى از كافور سفيد و بر آن تخت هزار بستر از سندس سبز و بالاى هر بسترى حوريه در هفتاد هزار حله و بر سرش هشتاد هزار شقه گيسو است و هر شقه مكلل بدر و ياقوت بوده سى ام - خدا بنويسد براى شما به هر روزى كه بر شما گذرد ثواب هزار شهيد و هزار صديق و بنويسد براى هر روزى ثواب روزه دو هزار روز و بشماره هر چه برويد به آب رود نيل درجه شما را بالا برد و بنويسد براى شما برات آزادى از دوزخ و جواز از صراط و امان از عذاب ، بهشت را دريست بنام ريان كه تا روز قيامت گشوده نگردد و براى مردان و زنان روزه دار باز كنند كه از امت محمدندصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و رضوان خازن بهشت جار زند اى امت محمد بيائيد بسوى ريان و امت من از اين در وارد بهشت شوند هر كه در ماه رمضان آمرزيده نشود در چه ماهى آمرزيده شود؟ نيست جنبش و توانائى جز بخدا بس است ما را خدا و چه خوب وكيلى است در اين روز پس از جلسه حديث ديگرى است - از ابى ذر جندب بن جنادهرضي‌الله‌عنه گفت شنيدم رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم به علىعليه‌السلام سه جمله فرمود كه اگر يكى از آنها از من بود دوستتر بود براى من از دنيا و ما فيها شنيدم ميفرمود بار خدايا كمكش ‍ كن و بكمكش خواه خدايا ياريش كن و ياريش خواه زيرا او بنده تو و رسول تو است سپس ابو ذر گفت گواهم براى علىعليه‌السلام بولاء و اخوت و وصيت كريزة بن صالح راوى حديث از ابو ذر گويد گواهى ميدادند براى علىعليه‌السلام بمانند همين سلمان فارسى ، مقداد و عمار و جابر بن عبد اللّه انصارى ، ابو الهيثم تيهان ، خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين و ابو ايوب ميزبان پيغمبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و هاشم بن عتبه مرقال كه همه از افاضل اصحاب رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بودند وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ.

مجلس سيزدهم روز جمعه غره ماه رمضان ٣٦٧

١- امام پنجم ميفرمود : براستى براى خداى تبارك و تعالى فرشتگانيست موكل بروزه داران كه هر روز ماه رمضان تا پايانش براى آنها آمرزش جويند و هنگام افطار روزه روزه داران را ندا زنند كه مژده گيريد بندگان خدا اندكى گرسنه شديد و بزودى بسيار سير شويد مبارك باشيد و مبارك كنيد تا شب آخر ماه رمضان به آنها ندا كنند مژده گيريد بندگان خدا بتحقيق خدا گناهان شما را آمرزيد و توبه شما را پذيرفت نظر كنيد كه در آينده چگونه خواهيد بود.

٢- رسول خدا فرمود : ماه رمضان ماه بزرگى است خدا حسنات را در آن دو چندان كند و سيئات را در آن محو كند و درجات را بالا برد هر كه در اين ماه صدقه اى دهد خدا او را بيامرزد و هر كه در آن احسان كند بمملوكان خود خدايش بيامرزد و هر كه خوش خلقى كند خدايش بيامرزد و هر كه خشم خود را فرو خورد خدايش ‍ بيامرزد و هر كه صله رحم كند خدايش بيامرزد سپس فرمود براستى اين ماه شما چون ماههاى ديگر نيست براستى چون بشما رو كند با بركت و رحمت آيد و چون از شما برود با آمرزش گناهان برود اين ماهيست كه حسنات در آن دو چندانست و اعمال خير در آن قبول است هر كه در اين ماه براى خداى عز و جل دو ركعت نماز نافله بخواند خدا او را بيامرزد سپس فرمود بدبخت بحق كسى است كه اين ماه را طى كند و گناهانش آمرزيده نشود اينجا است كه زيانكار باشد و خوش كرداران به جوائز پروردگار كريم كامياب گردند.

٣- امام ششم از پدرانش نقل كرده كه : هر كس شامگاه صد تكبير گويد چون كسى باشد كه صد بنده آزاد كند.

٤- امام صادق فرمود : هر كه خدا را هر روز سى بار تسبيح گويد خداى تبارك و تعالى از او هفتاد نوع بلاء دفع كند كه كمترش فقر است

٥- مردى بنام شيبه هذلى خدمت رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم آمد عرضكرد: من پيره مردى سالخورده ام و از كارهاى نماز و روزه و حج و جهاد خود ناتوان شدم يا رسول اللّه بمن كلام سودمندى بياموز و وظيفه ام سبك كن حضرت فرمود دوباره بگو تا سه بار تقاضاى خود را باز گفت رسول خدا فرمود درخت و كلوخى نيست جز آنكه از ضعف تو گريست چون نماز صبح بخوانى ده بار بگو سبحان اللّه العظيم و بحمده و لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم براستى خداى عز و جل بوسيله آن تو را از كورى و ديوانگى و خوره و فقر و شكستگى عافيت دهد عرضكرد يا رسول اللّه اين براى دنيا است براى آخرت چه ؟ فرمود در دنبال هر نمازى ميگوئى اللهم اهدنى من عندك و افض على من فضلك و انشر على من رحمتك و انزل على من بركاتك - خدايا مرا از طرف خود رهنمائى كن و از فضل خود بر من بيافشان و از رحمت خود بر من بپراكن گويد آن مرد با دست آنها را شماره گذاشت مردى بابن عباس گفت خالت چه محكم آنها را دريافت ميكند؟. پيغمبر فرمود هلا اگر آنها را بروز قيامت برساند و عمدا ترك نكند هشت در بهشت بروى او باز شود كه از هر كدام خواهد وارد بهشت گرد.

٦- امام صادق فرمود : هر كه روزه خود را بگفتار شايسته يا كردار شايسته پايان دهد خدا روزه اش ‍ را قبول كند باو عرض شد يا بن رسول اللّه گفتار شايسته چيست ؟ گفت شهادت بيگانگى خدا و كردار صالح اداى فطره است

٧- امام صادقعليه‌السلام فرمود : هر كه با عيب كن ما مجالست كند يا دشمن ما را مدح كند يا با كناره گير ما پيوست كند يا از بستگان ما كناره گيرد يا با دشمن ما دوستى كند يا با دوست ما دشمنى كند كافر است بدان كه سبع مثانى و قرآن عظيم را فرو فرستاده

٨- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : خوشا بكسى كه طولانيست عمرش و خوبست كردارش و خوش است آخرتش براى اينكه خوشنود است از او پروردگارش عز و جل واى بر كسى كه طولانيست عمرش و بد است آخرتش كه خشمگين است بر او پروردگارش عز و جل

٩- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : هر كه در آنچه از عمرش مانده خوش رفتار باشد مؤ اخذه از گذشته ندارد و هر كه در آنچه از عمرش مانده بدكردار شد از اول تا آخر مؤ اخذه دارد.

١٠- پيغمبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : علىعليه‌السلام وصى و خليفه من و شوهر فاطمه بانوى زنان جهانيانست دختر من و حسن و حسين دو سيد جوانان اهل بهشتند و دو فرزند منند هر كه دوستشان دارد مرا دوست داشته و هر كه دشمنشان دارد مرا دشمن داشته و هر كه از آنها دورى كند از من دورى كرده و هر كه با آنها جفا كند بمن جفا كرده و هر كه با آنها خوشرفتارى كند با من خوشرفتارى كرده ، پيوست كند خدا با كسى كه با آنها پيوندد و ببرد از كسى كه با آنها ببرد و يارى كند هر كه به آنها كمك كند و واگذارد هر كه آنها را واگذارد، خدايا هر كه از پيغمبران و رسولانت بنه اى دارد و خاندانى ، على و فاطمه و حسن و حسين خاندان و بنه منند ببر از آنها پليدى را و بخوبى پاكشان كن

مجلس چهاردهم پنجم ماه رمضان سال ٣٦٧

١- امام صادق جعفر بن محمدعليه‌السلام فرمود : براستى براى خداى تبارك و تعالى در هر شبى از ماه رمضان آزادشده ها و رهاشده هائى از دوزخ است مگر آنكه با مسكر افطار كند و در شب آخر آن شماره آنچه در همه ماه آزاد كرده آزاد كند.

٢- امام پنجم فرمود : چون ماه رمضان ميرسيد پيغمبر سه روز از شعبان مانده به بلال دستور مى داد جار زند و مردم را جمع كند و بر منبر ميرفت و حمد و ثناى خداى ميكرد و ميفرمود اى مردم اين ماه بشما در آمد و آن سيد ماها است در آن شبى است كه بهتر از هزار ماه است بسته شود در آن درهاى دوزخ و باز شود درهاى بهشت هر كه آن را دريابد و آمرزيده شود خدايش دور كند و هر كه در خدمت پدر و مادر خود آمرزيده نشود خدايش دور كند و هر كه نام مرا بشنود و بر من صلوات نفرستد خدايش دور كند.

٣- ابن عباس گفت : شيوه رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بود كه چون ماه رمضان ميشد هر اسيرى را آزاد ميكرد و به هر سائل عطا مى داد.

٤- حسن بن علىعليه‌السلام به رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم گفت : پدر جان جزاى كسى كه تو را زيارت كند چيست ؟ فرمود هر كه مرا يا پدرت را يا برادرت را زيارت كند بر من حق دارد كه روز قيامت او را زيارت كنم تا از گناهانش رها كنم

٥- امام پنجم فرمود : هر چيزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه رمضانست

٦- جعفر بن محمدعليه‌السلام فرمود : حافظ قرآن و عامل بقرآن همراه سفره گرامند.

٧- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : هر كه شبى ده آيه قرائت كند از غافلان نوشته نشود و هر كه پنجاه آيه قرائت كند از ذاكران نوشته شود و هر كه صد آيه قرائت كند از عابدان نوشته شود و هر كه دويست آيه بخواند از خاشعان نوشته شود و هر كه سيصد آيه بخواند از كاميابان نوشته شود و هر كه پانصد آيه بخواند از مجتهدان نوشته شود و هر كه هزار آيه بخواند براى او قنطارى نويسند و قنطار پنجاه هزار مثقال طلا است و هر مثقالى بيست و چهار قيراط كه كوچكترش چون كوه احد است و بزرگترش ميان آسمان و زمين

٨- امام پنجم فرمود : هر كه در نماز وتر معوّذتين و قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ بخواند باو گويند اى بنده خدا مژده گير كه خدا وتر تو را پذيرفت

٩- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : هر كه راهى رود كه در آن علمى جويد خدا او را راهى برد كه به بهشت در آورد زيرا كه فرشتگان پرهاى خود را براى طالب علم بگسترانند از پسند او و براستى همانا براى طالب علم آمرزش جويد هر كه در آسمان و زمين است تا برسد به ماهيان دريا و فضل عالم بر عابد چون فضل ماه است بر ساير اخترها در شب چهارده و براستى علماء وارثان پيغمبرانند زيرا پيغمبران نه دينار و نه درهمى به ارث ندادند ولى علم را بارث دادند هر كه از آن اخذ كند بهره فراوانى گرفته

١٠- امام صادق جعفر بن محمدعليه‌السلام از گفته پدرانش فرمود : همنشينى اهل دين شرف و دنيا و آخرتست

١١- رسول خدا فرمود : اى على تو برادر، وزير و پرچمدار منى در دنيا و آخرت و تو صاحب حوضى هر كه دوستت دارد دوستم دارد و هر كه دشمنت دارد دشمن من باشد.

مجلس پانزدهم روز جمعه هشتم ماه رمضان ٣٦٧

١- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : باصحاب خود آيا بشما خبر ندهم از چيزى كه اگر عمل كنيد شيطان باندازه مشرق تا مغرب از شما دور شود؟ عرضكردند چرا يا رسول اللّه ، فرمود روزه رويش را سياه كند و صدقه پشتش را ميشكند و دوستى براى خدا و همدستى در كار خير دنباله اشرا ميبرند و آمرزشجوئى و تينش را ميبرد و هر چه زكاتى دارد و زكات تن ها روزه است

٢- امير مؤمنانعليه‌السلام فرمود : بر شما باد در ماه رمضان بكثرت استغفار و دعاء اما دعاء وسيله دفع بلا است و اما استغفار وسيله محو گناهان شماست

٣- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : براستى خداى تبارك و تعالى شش خصلت را برايم بد داشت و من هم براى اوصياء از فرزندانم و پيروانم بد دارم پس از خودم بازى در نماز، جماع در روزه ، منت پس از صدقه ، جنب رفتن در مساجد، سركشى در خانه ها، خنده ميان گورها.

٤- جعفر بن محمدعليه‌السلام فرمود : براستى شماره ماههاى سال نزد خداى عز و جل دوازده ماهست در دفتر خدا از روزى كه آسمان و زمين را آفريده جبهه درخشان ماهها ماه خداى عز و جل است و آن ماه رمضانست و دل ماه رمضان شب قدر است و قرآن در اول شب ماه رمضان نازل شده و ماه رمضان را با قرآن استقبال كن

٥- جعفر بن غياث گويد: بامام صادقعليه‌السلام گفتم بمن خبر ده از گفته خداى عز و جل ماه رمضانى كه نازل شده در آن قرآن ، چگونه قرآن در ماه رمضان نازل شده و همانا قرآن در مدت بيست سال از اول تا آخرش نازل شده ؟ فرمود همه قرآن در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شده و در مدت بيست سال از بيت المعمور نازل شده است

٦- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : محققا يكى از پاره هاى تنم در زمين خراسان دفن شود و هيچ مؤمنى او را زيارت نكند جز آنكه خداى عز و جل بهشت را بر او واجب كند و تنش را بر دوزخ حرام كند.

٧- أ بو الحسن على بن موسى الرضاعليه‌السلام فرمود : براستى در خراسان بقعه ايست كه در زمان آينده محل رفت و آمد فرشتگان شود پياپى فوجى از آسمان فرود آيند و فوجى بالا روند تا در صور بدمند باو عرض شد يا ابن رسول اللّه آن كدام بقعه است ؟ فرمود زمين طوس ‍ است و آن بخدا باغى است از باغ هاى بهشت هر كه مرا در آن بقعه زيارت كند چون كسى باشد كه رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را زيارت كرده و بنويسد خداى تبارك تعالى برايش بدان ثواب هزار حج مبروره و هزار عمره مقبوله و من و پدرانم شفيعان او باشيم در روز قيامت

٨- عبد السلام بن صالح هروى گويد: از رضاعليه‌السلام شنيدم ميفرمود بخدا نيست كسى از ما جز آنكه مقتول و شهيد است باو عرض شد يا ابن رسول اللّه كه شما را ميكشد؟ فرمود بدترين خلق خدا در زمان من مرا با زهر ميكشد و سپس مرا در خانه گمگاه و بلاد غربت بخاك ميسپارد حالا هر كه مرا در غربتم زيارت كند خداى عز و جل برايش ‍ ثواب صد هزار شهيد و صد هزار صديق و صد هزار حاج و عمره كننده و صد هزار مجاهد بنويسد و در زمره ما محشور شود و در درجات عالى از بهشت رفيق ما باشد.

٩- ابى نصر بزنطى گويد: در كتاب ابى الحسن الرضاعليه‌السلام خواندم كه به شيعيان من برسانيد زيارت من برابر است نزد خداى عز و جل با هزار حج گويد به امام نهم گفتم هزار حج ، فرمود آرى بخدا هزار هزار حجه است براى كسى كه او را با معرفت زيارت كند.

١٠- از امام هشتم روايت است كه : مردى خراسانى باو عرضكرد يا بن رسول اللّه من رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را در خواب ديدم گويا بمن ميفرمود چطور باشيد وقتى كه در زمين شما دفن شود پاره اى از تن من و امانت تن من بشما سپرده شود و در زمين شما ستاره من غروب كند، حضرت رضا فرمود منم مدفون در زمين شما و منم پاره تن پيغمبر شما و منم امانت و منم آن ستاره حالا هر كه مرا زيارت كند و آنچه خداى تبارك و تعالى از حق و طاعت من واجب كرده بشناسد من و پدرانم روز قيامت شفيعان اوئيم و هر كه ما شفيعان او باشيم در روز قيامت نجات يابد گرچه بر او مانند گناهان انس و جن باشد به تحقيق براى من باز گفت پدرم از جدم از پدرش كه رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود هر كه مرا در خواب بيند خود مرا ديده زيرا شيطان در صورت من در نيايد و نه در صورت احدى از اوصيايم و نه در صورت احدى از شيعيانشان و براستى خواب راست يكى از هفتاد جزء نبوتست

١١- ابن عباس گويد: رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بالاى منبر رفت و خطبه خواند و مردم گرد او جمع شدند فرمود اى گروه مردم مؤمن براستى خدا بمن وحى كرده است كه من جان ميدهم و پسر عمم على كشته مى شود من بشما خبرى ميدهم كه اگر بدان عمل كنيد سالم مانيد و اگر آن را وانهيد هلاك شويد براستى پسر عمم علىعليه‌السلام او برادر و وزير و خليفه من است و او از طرف من تبليغ كند و او است امام متقيان و پيشواى دست و روسفيدان اگر از او طلب ارشاد كنيد شما را ارشاد كند و اگر پيرو او شويد شما را نجات دهد و اگر مخالفت او كنيد گمراه شويد و اگر اطاعت او كنيد خدا را اطاعت كرديد و اگر نافرمانى او كنيد خدا را نافرمانى كرديد و اگر با او بيعت كنيد با خدا بيعت كرديد و اگر بيعت او بشكنيد بيعت خدا را شكستيد براستى خداى عز و جل فرو فرستاده قرآن را بر من و آنست كه هر كه مخالفتش كند گمراه است و هر كه علم خود از نزد جز على جويد هلاك است اى مردم گفتار مرا بشنويد و حق اندرز مرا بشناسيد و پس از من با خاندانم جز آنكه دستور حفظ آنها را دادم عمل كنيد زيرا آنها حوزه من و خويشان و برادران و فرزندان منند و شما فراهم گرديد و از ثقلين بازپرسى شويد بنگريد چگونه در باره آنها پس از من بوده باشيد براستى آنها خاندان منند و هر كه آزارشان كند مرا آزرده و هر كه ستمشان كند مرا ستم كرده و هر كه خوارشان كند مرا خوار كرده و هر كه عزيزشان دارد مرا عزيز داشته و هر كه گراميشان دارد مرا گرامى داشته و هر كه ياريشان كند مرا يارى كرده و هر كه دست از آنها بردارد دست از من برداشته و هر كه از غير آنها هدايت جويد مرا تكذيب كرده اى مردم از خدا بپرهيزيد و بنگريد چه خواهيد گفت گاهى او را ملاقات كنيد من خصم هر كسم كه آزارشان كند و هر كه من خصمش باشم مغلوبش سازم اين گفتار خود را ميگويم و از خدا براى خود و شما آمرزش جويم

مجلس شانزدهم دوازدهم ماه رمضان ٣٦٧

١- انس بن مالك گفته : پسرى از عثمان بن مظعونرضي‌الله‌عنه مرد و بر او چنان غمنده شد كه در خانه اش مسجدى گرفت و در آن بعبادت پرداخت اين خبر به رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم رسيد باو فرمود اى عثمان براستى خداى تبارك و تعالى بر ما رهبانيت و ترك دنيا ننوشته همانا رهبانيت امتم جهاد در راه خدا است اى عثمان بن مظعون بهشت را هشت در است و دوزخ را هفت در شاد نيستى كه بر هر درى از آن برآيى پسرت را يابى كه در پهلوى تو است و دامنت گرفته و بدرگاه خدا از تو شفاعت ميكند؟ گفت چرا مسلمانان گفتند يا رسول اللّه ما هم در مرگ گذشتگان خود اجر عثمان را داريم ؟ فرمود آرى هر كدامتان صبر كنيد و بحساب خدا گذاريد سپس فرمود اى عثمان هر كه نماز صبح را بجماعت بخواند و بنشيند ذكر خدا گويد تا آفتاب برآيد در فردوس هفتاد درجه دارد كه فاصله آنها باندازه هفتاد سال دويدن اسب نجيب كمر باريك است و هر كه ظهر را در بجماعت بخواند در جنات عدن پنجاه درجه دارد كه فاصله هر كدام باندازه پنجاه دويدن چنين اسبى است و هر كه عصر را بجماعت بخواند ثواب آزاد كردن هشت تن اولاد اسماعيل دارد كه هر كدام خانواده داشته باشند و هر كه نماز مغرب را بجماعت بخواند ثواب حج مبرور و عمره مقبوله دارد و هر كه نماز عشاء را بجماعت بخواند ثواب احياى شب قدر را دارد.

٢- رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود : خداى تبارك و تعالى را فرشته ايست بنام سخائيل كه وقت هر نمازى برات براى نمازگزاران از خداوند رب العالمين دريافت ميكند صبح كه مؤمنان برخيزند و وضو سازند و نماز فجر گذارند براتى از خداى عز و جل براى آنها بگيرد كه در آن نوشته است منم خداى باقى بنده ها و كنيزهايم شما را در پناه خود دارم و در حفظ خود و زير سايه خود گرفتم بعزت خودم شما را وانگذارم و گناهان شما آمرزيده است تا ظهر و چون ظهر برخيزند و وضوء و نماز بجا آرند برات دومى از خدا براى آنها بگيرد كه نوشته منم خداى توانا بندهايم كنيزهايم ، سيئات شما را بدل به حسنات كردم و سيئات شما را آمرزيدم و شما را برضاى خود در دار الجلال وارد كردم وقت عصر كه به وضوء و نماز برخيزند برات سومى از خدا براى آنها بگيرد كه نوشته منم خداى جليل جل ذكرى و عظم سلطانى بنده و كنيزهايم تن هاى شما را بر آتش حرام كردم و شما را به مساكن ابرار در آوردم و برحمت خود شر بدان از شما دفع كرد وقت نماز مغرب كه نماز بخوانند از خداى عز و جل برات چهارمى بگيرد كه در آن نوشته منم خداى جبار كبير متعال بنده و كنيزهايم فرشتگانم رضايتمند از طرف شما بالا آمدند و بر من حق است كه شما را خشنود كنم و روز قيامت آرزوى شما را بر آورم ، وقت عشاء كه وضوء و نماز بجا آرند برات پنجمى از خداى عز و جل براى آنها بگيرد كه در آن نوشته است براستى منم خدائى كه جز من معبود حقى نيست و پروردگارى جز من نباشد بنده هايم كنيزهايم در خانه هاى خود تطهير كرديد و بخانه من آمديد و در ذكر من اندر شديد و حق مرا شناختيد و فرائضم را ادا كرديد، گواهت گيرم اى سخائيل با فرشتگان ديگرم كه من از آنها راضيم گفت سخائيل هر شب پس از نماز عشاء سه بار جار كشد كه اى فرشتگان خدا براستى خداى تبارك و تعالى نمازگزاران يگانه پرست را آمرزيد و براى ادامه آنها باين عمل دعا كند و هر بنده و كنيز خدا كه موفق به نماز شب شود براى خداى عز و جل از روى اخلاص و وضوء كامل گيرد براى خدا و به نيت درست و دل سالم و تن خاشع و چشم گريان نماز گذارد خداى تبارك و تعالى پشت سرش نه صف فرشته نهد كه شماره هر صف را جز خدا نداند يكسر هر صف مشرق باشد و ديگرى مغرب گفت و چون فارغ شود بشماره آنها درجه برايش نوشته شود منصور يكى از راويان حديث گويد چون ربيع بن بدر اين حديث را نقل ميكرد ميگفت اى غافل تو كجائى از دريافت اين كرم الهى و تو كجائى از شب خيزى و درك اين ثواب جزيل و اين كرامت

٣- مامون بحضرت رضا عرضكرد: يا ابن رسول اللّه من فضل و دانش و زهد و ورع و عبادت تو را مى دانم و تو را بخلافت از خود احق ميدانم حضرت فرمود ببندگى خداى عز و جل افتخار كنم و بزهد در دنيا اميد نجات دارم از شر دنيا و به ورع از حرامها اميد فوز به غنيمتها دارم و بتواضع در دنيا اميد رفعت در درگاه خدا دارم مأ مون گفت من در نظر دارم از خلافت من عزل شوم و آن را به تو واگذارم و با تو بيعت كنم حضرت فرمود اگر اين خلافت از تو هست و خدايت عطا كرده روا نباشد جامه اى كه خدايت پوشيده بكنى و آن را براى ديگرى گذارى و اگر خلافت از تو نباشد روا نباشد چيزى كه از تو نيست بمنش دهى مأ مون گفت يا ابن رسول اللّه بناچار بايد اين امر را بپذيرى فرمود بدلخواه هرگز نپذيرم چند روزى به آن حضرت اصرار كرد تا نوميد شد از قبول او و گفت اگر خلافت را نپذيرى و بيعت مرا نخواهى بايد ولى عهد من باشى و پس از من خلافت از آن تو باشد حضرت رضا فرمود بخدا پدرم از پدرانش از امير مؤمنان از رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم براى من باز گفت كه من به زهر پيش از تو مظلومانه از دنيا ميروم و فرشته هاى آسمان و فرشته هاى زمين بر من ميگريند و در زمين غربت كنار هارون الرشيد مدفون ميشوم مأ مون گريست و عرضكرد يا ابن رسول اللّه تا من زنده ام كى تو را ميكشد و قدرت بر بدى كردن بتو دارد، فرمود اگر بخواهم بگويم كه مرا ميكشد توانم گفت مامون گفت يا ابن رسول اللّه مقصودت از اين گفتار اينست كه خود را سبك بار كنى و اين امر را از خود بگردانى تا مردم بگويند تو در دنيا زاهدى حضرت رضا فرمود بخدا از گاهى كه پروردگارم عز و جل مرا آفريده دروغ نگفتم و بخاطر دنيا زهد نفروختم و من ميدانم مقصود تو چيست ؟ مامون گفت مقصودم چيست ؟ فرمود در امانم راست بگويم ؟ گفت در امانى فرمود مقصودت اينست كه مردم بگويند على بن موسى زاهد در دنيا نبود و بلكه دنيا نسبت باو بيرغبت بود آيا نمى بينيد كه بطمع خلافت قبول ولايت عهد كرد مامون بخشم شد و گفت تو هميشه مرا بدان چه بد دارم برخورد كنى و خود را از سطوت من در امان دانى بخدا قسم اگر قبول ولايت عهد نكنى تو را بدان مجبور سازم و اگر نپذيرى گردنت را بزنم حضرت رضا فرمود خدا مرا نهى كرده كه خود را بدست خود در هلاكت اندازم اگر كار بر اين منوال است هر چه خواهى بكن و من آن را بپذيرم بشرط آنكه احدى را والى نكنم و احدى را معزول نسازم و رسم و قانونى را نقض نكنم و دورا دور در اين كار مشاورى باشم بدين راضى شد و او را بناخواه وى ولى عهد كرد.