امام علی (علیه السلام) و مسائل سياسى / الگوهای رفتاری جلد ۲

امام علی (علیه السلام) و مسائل سياسى / الگوهای رفتاری0%

امام علی (علیه السلام) و مسائل سياسى / الگوهای رفتاری نویسنده:
گروه: امام علی علیه السلام

امام علی (علیه السلام) و مسائل سياسى / الگوهای رفتاری

نویسنده: محمد دشتى
گروه:

مشاهدات: 2088
دانلود: 280


توضیحات:

جلد 1 جلد 2 جلد 3 جلد 4
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 103 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 2088 / دانلود: 280
اندازه اندازه اندازه
امام علی (علیه السلام) و مسائل سياسى / الگوهای رفتاری

امام علی (علیه السلام) و مسائل سياسى / الگوهای رفتاری جلد 2

نویسنده:
فارسی

تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنین عليهما‌السلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.

لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است.

الگوهاى رفتارى جلد ۲

«امام علىعليه‌السلام و مسائل سياسى»

نويسنده: محمد دشتي رحمة الله عليه

سر آغاز

معرفى اجمالى كتاب حاضر

نوشتار نورانى و مبارك و ارزشمندى كه در پيش روى داريد، تنها برخى از الگوهاى رفتارى آن يگانه بشريت، باب علم نبى، پدر بزرگوار امامان معصومعليهم‌السلام ، تنها مدافع پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌ به هنگام بعثت و دوران طاقت فرساى هجرت، و جنگ ها و يورش هاى پياپى قريش، و نابود كننده خط كفر و شرك و نفاق پنهان، اول حافظ و جامع قرآن، و قرآن مجسم، حضرت اميرالمؤمنينعليه‌السلام است. كه همواره با قرآن بود، و با قرآن زيست و از قرآن گفت، و تا بهشت جاويدان، در كنار چشمه كوثر و پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌ ، وحدتشان جاودانه است.

مباحث ارزشمند آن در حال تكامل و گسترش است، نورانى است، نور نور است، و عطرآگين از جذبه هاى عرفانى وشناخت و حضور است، كه با نام هاى مبارك زير، در آسمان پر ستاره انديشه ها خواهد درخشيد مانند:

۱- امام علىعليه‌السلام و اخلاق اسلامى

الف - اخلاق فردى

ب - اخلاق اجتماعى

ج - آئين همسردارى

۲- امام علىعليه‌السلام و مسائل سياسى

۳- امام علىعليه‌السلام و اقتصاد

الف - كار و توليد

ب - انفاق و ايثارگرى

ج - عمران و آبادى

د - كشاورزى و باغدارى

۴- امام علىعليه‌السلام و امور نظامى

الف - اخلاق نظامى

ب - امور دفاعى و مبارزاتى

۵- امام علىعليه‌السلام و مباحث اطلاعاتى و امنيتى

۶- امام علىعليه‌السلام و علم و هنر

الف - مسائل آموزشى و هنرى

ب - مسائل علمى و فرهنگى

۷- امام علىعليه‌السلام و مديريت

۸- امام علىعليه‌السلام و امور قضائى

الف - امور قضائى

ب - مسائل جزائى و كيفرى

۹ - امام علىعليه‌السلام و مباحث اعتقادى

۱۰ - امام علىعليه‌السلام و مسائل حقوقى

۱۱ - امام علىعليه‌السلام و نظارت مردمى (امر به معروف ونهى منكر)

۱۲ - امام علىعليه‌السلام و مباحث معنوى و عبادى

۱۳ - امام علىعليه‌السلام و مباحث تربيتى

۱۴ - امام علىعليه‌السلام و مسائل بهداشت و درمان

۱۵ - امام علىعليه‌السلام و تفريحات سالم

الف - تفريحات سالم

ب - تجمل و زيبائى

مطالب و مباحث هميشه نورانى مباحث ياد شده، از نظر كاربردى مهم و سرنوشت سازند، زيرا تنها جنبه نظرى ندارند، بلكه از رفتار و سيره و روشهاى الگوئى امام علىعليه‌السلام نيز خبر مى دهند، تنها داراى جذبه قال نيست كه دربردارنده جلوه هاى حال نيز مى باشد.

دانه هاى انگشت شمارى از صدف ها و مرواريدهاى هميشه درخشنده درياى علوم نبوى است؛ از رهنمودها و راهنمائي هاى جاودانه علوى است، از محضر حق و حقيقت است و از زلال و جوشش هميشه جارى واقعيت هاست كه تنها نمونه هائى اندك از آن مجموعه فراوان و مبارك را در اين جزوات مى يابيد و با مطالعه مطالب نورانى آن، از چشمه زلال ولايت مى نوشيد كه هر روز با شناسائى منابع جديد در حال گسترش و ازدياد و كمال و قوام يافتن است.(۱)

و در آينده به عنوان يك كتاب مرجع و تحقيقاتى مطرح خواهد بود تا:

چراغ روشنگر راه قصه پردازان و سناريو نويسان فيلم نامه ها و طراحان نمايشنامه ها و حجت و برهان جدال احسن گويندگان و نويسندگان متعهد اسلامى باشد، تا مجالس و محافل خود را با ياد و نام آن اول مظلوم اسلام نورانى كنيم.

كه رسول گرامى اسلام فرمود:

«نَوِّروُا مَجالِسَكُمْ بِذِكرِ عَلِىّ بْنِ اَبى طالِب »

«جلسات خود را با نام و ياد علىعليه‌السلام نورانى كنيد»

با كشف و شناسائى الگوهاى رفتارى امام علىعليه‌السلام حقيقت چگونه بودن؟! براى ما روشن مى شود و آنگاه چگونه زندگى كردن؟! نيز مشخص خواهد شد.

پيروى از امام علىعليه‌السلام و الگو قرار دادن راه و رسم زندگى آن بزرگ معصوم الهى،بر اين حقيقت تكيه دارد كه با مطالعه همه كتب و منابع ومآخذ روائى و تاريخى و سياسى موجود كشف كنيم كه:

امام علىعليه‌السلام چگونه بود؟

آنگاه بدانيم كه: چگونه بايد باشيم

زيرا خود فرمود:

«اَيُّهَا النّاسُ اِنّى وَاللّهِ ما أَحُثُّكُم عَلى طاعَةٍ اِلاَّ وَ أَسْبِقُكُم الَيْهَا، وَ لا أَنْهاكُم عَنْ مَعْصِيَةٍ اِلاّ وَ أَتَناهى قبلَكُمْ عَنها »(۲)

«اى مردم! همانا سوگند به خدا من شما را به عمل پسنديده اى تشويق نمى كنم جز آنكه در عمل كردن به آن از شما پيشى مى گيرم، و شما را از گناهى باز نمى دارم جز آنكه پيش از نهى كردن، خود آن را ترك كرده ام»

پس توجه به الگوهاى رفتارى امام علىعليه‌السلام براى مبارزان و دلاورانى كه با نام او جنگيدند، و با نام او خروشيدند، و هم اكنون در جاى جاى زندگى، در صلح و سازندگى، در جنگ و ستيز با دشمن، در خودسازى و جامعه سازى و در همه جا به دنبال الگوهاى كامل روانند، بسيار مهم و سرنوشت ساز است تا در تداوم راه امامرحمه‌الله بجوشند، و در همسوئى با امير بيان بكوشند، كه بارها پيامبر اسلامصلى‌الله‌عليه‌وآله‌ فرمود:

«آنانكه از على پيروى كنند اهل نجات و بهشتند» و به علىعليه‌السلام اشاره كرد و فرمود:

«اين على و پيروان او در بهشت جاى دارند»(۳)

و اميدواريم كه كشف و شناسائى الگوهاى رفتارى امام علىعليه‌السلام آغاز مباركى باشد تا اين راه تداوم يابد، وبه كشف و شناسائى الگوهاى رفتارى ديگر معصومينعليهم‌السلام بيانجامد.

در اينجا توجه به چند تذكر أساسى لازم است.

اول - الگوهاى رفتارى و عنصر زمان و مكان

رفتارهاى امام علىعليه‌السلام برخى اختصاصى و بعضى عمومى است، كه بايد در ارزيابى الگوهاى رفتارى دقت شود.

گاهى عملى يا رفتارى را حضرت اميرالمؤمنين علىعليه‌السلام در شرائط زمانى و مكانى خاصى انجام داده است كه متناسب با همان دوران و شرائط خاص قابل ارزيابى است، و الزامى ندارد كه ديگران همواره آن را الگو قرار داده و به آن عمل كنند، كه در اخلاق فردى امام علىعليه‌السلام نمونه هاى روشنى را جمع آورى كرده ايم، و ديگر امامان معصومعليه‌السلام نيز توضيح داده اند كه:

شكل و جنس لباس حضرت اميرالمؤمنين علىعليه‌السلام تنها در روزگار خودش قابل پياده شدن بود، اما هم اكنون اگر آن لباس ها را بپوشيم، مورد اعتراض مردم قرار خواهيم گرفت.

يعنى عنصر زمان و مكان، در كيفيت ها تأثير بسزائى دارد.

پس اگر الگوهاى رفتارى، درست تبيين نگردد، ضمانت اجرائى ندارد و از نظر كاربردى قابل الگوگيرى يا الگوپذيرى نيست، مانند:

- غذاهاى ساده اى كه امام علىعليه‌السلام ميل مى فرمود، در صورتى كه فرزندان و همسران او از غذاهاى بهترى استفاده مى كردند.

- لباس هاى پشمى و ساده اى كه حضرت اميرالمؤمنين علىعليه‌السلام مى پوشيد، اما ضرورتى نداشت كه ديگر امامان معصومعليهم‌السلام بپوشند.

- در برخى از مواقع، امام علىعليه‌السلام با پاى برهنه راه مى رفت، كه در زمان هاى ديگر قابل پياده شدن نبود.

حضرت اميرالمؤمنين علىعليه‌السلام خود نيز تذكر داد كه:

«لَنْ تَقْدِروُنَ عَلى ذلِك وَلكِن اَعينوُنى بِوَرَعٍ وَاجْتَهاد »

«شما نمى توانيد همانند من زندگى كنيد، لكن در پرهيزكارى و تلاش براى خوبى ها مرا يارى دهيد»(۴)

وقتى عاصم بن زياد، لباس پشمى پوشيد و به كوه ها مى رفت و دست از زندگى شست و تنها عبادت مى كرد، امام علىعليه‌السلام او را مورد نكوهش قرار داد، كه چرا اينگونه زندگى مى كنى؟

عاصم بن زياد در جواب گفت:

«قَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، هذَا أَنْتَ فِي خُشُونَةِ مَلْبَسِكَ وَجُشُوبَةِ مَأْكَلِكَ! »

«عاصم گفت، اى اميرمؤمنان، پس چرا تو با اين لباس خشن، و آن غذاى ناگوار بسر مى برى؟»

حضرت اميرالمؤمنين علىعليه‌السلام فرمود:

«قَالَ: وَيْحَكَ، إِنِّي لَسْتُ كَأَنْتَ، إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ، كَيْلاَ يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُهُ! »(۵)

واى بر تو، من همانند تو نيستم، خداوند بر پيشوايان حق واجب كرده كه خود را با مردم ناتوان همسو كنند، تا فقر و ندارى، تنگدست را به هيجان نياورد، و به طغيان نكشاند.

دوم - اقسام الگوهاى رفتارى

بعضى از رفتارهاى امام علىعليه‌السلام زمان و مكان نمى شناسد، و همواره براى الگوپذيرى ارزشمند است، مانند:

۱ - ترويج فرهنگ نماز

۲ - اهميت دادن به نماز اول وقت

۳ - ترويج فرهنگ اذان

۴ - توجه فراوان به باز سازى، عمران و آبادى و كشاورزى و كار و توليد

۵ - شهادت طلبى و توجه به جهاد و پيكار در راه خدا

۶ - حمايت از مظلوم و...

زيرا طبيعى است كه كيفيت ها متناسب با زمان و مكان و شرائط خاص فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعى در حال دگرگونى است.

گرچه اصول منطقى همان كيفى ت ها، جاودانه اند، يعنى همواره ساده زيستى، خودكفائى، ساده پوشى ارزشمند است، اما در هر جامعه اى چهار چوب خاص خودش را دارد، پس كميت ها و اصول منطقى الگوهاى رفتارى ثابت، و كيفيت ها، و چگونگى الگوهاى رفتارى متغير و در حال دگرگونى است.

۱. سياست از ديدگاه امام علىعليه‌السلام

مقدمه اى كوتاه

مى پرسند: آيا دين و سياست يكى است؟

آيا اصول و مبانى سياست در نهج البلاغه وجود دارد؟

و مباحث سياسى نهج البلاغه كدامند؟

براى پاسخ دادن به پرسش هاى يادشده ابتدا بايد سياست و مسائل سياسى را تعريف كنيم و آنگاه به ارزيابى دين و هدفدارى آن پرداخته بدانيم كه؛

دين و سياست يكى مى باشند يا از يكديگر جدا هستند.

اول - تعريف سياست

در فرهنگ نامه ها، و كتب و مقالاتى كه به سياست و علوم سياسى اختصاص دارد سياست و مسائل سياسى را اينگونه تعريف و توضيح داده اند كه شامل مسائل پيرامون؛

روابط فرد با فرد؛

روابط فرد با جمع و جامعه؛

روابط جمع با جمع و جامعه؛

روابط متقابل دولت و مردم، مردم و دولت؛

روابط متقابل دولت با دولت ها (برون مرزى) خواهد شد.

سياست و مسائل سياسى به روابط اجتماعى انسان ها وابسته است.

هر كتابى كه به امور اجتماعى انسان ها اختصاص داشته باشد كتابى سياسى است.

هر قانونى، هر دستورالعملى كه به روابط اجتماعى انسان ها بپردازد سياسى است.

سياست و امور سياسى به كيفيت اداره زندگى مجتمع هاى انسانى در بخش هاى مديريت نظامى، مديريت اجتماعى، مديريت اقتصادى، مديريت علمى و بهداشتى و... ارتباط دارد؛

كه همه اديان الهى به امور يادشده مى پرداختند و به اداره امور اجتماعى ملت ها توجه داشتند.

حضرت موسىعليه‌السلام يا حضرت ابراهيم پيامبرعليه‌السلام و رسول گرامى اسلامصلى‌الله‌عليه‌وآله‌ با انواع تلاش ها و مجاهدت ها:

با رژيم هاى اسبتدادگر مبارزه مى كردند، كارى سياسى بود.

رژيم طاغوتى را سرنگون كردند، كارى سياسى بود.

رژيم الهى و عادلانه را استقرار مى بخشيدند، كارى سياسى بود.

تشكيل دولت مى دادند، و امَّتى را به وجود مى آوردند و تدوين قانون داشتند، كارى سياسى بود.

و پس از پيروزى در اجراى عدالت اقتصادى و عدالت اجتماعى مى كوشيدند و با فساد و فسادگر مبارزه مى كردند، و به كار و توليد و سازندگى مى پرداختند و مشكلات نظامى و اقتصادى و بهداشتى مردم را برطرف مى كردند، كارى سياسى بود.

خود در رأس امور اجتماعى قرار داشتند، رهبرى مردم را بر عهده مى گرفتند جنگ و صلح را مى گذراندند، جامعه را به سوى كمال و تكامل هدايت مى كردند كارى سياسى بود.

اگر آيات قرآن كريم نسبت به آغاز مبارزات حضرت موسى يا عيسى يا ابراهيم پيامبرعليهم‌السلام تا پايان مراحل تشكيل دولت و ملت، استخراج و سازماندهى شود متوجه خواهيم شد كه كار و مبارزه سياسى پيامبران الهى داراى چه ويژگى هاى ارزشمند سياسى بود كه انواع مديريت ها را سامان بخشيدند، و با انواع ظلم و نابرابرى ها مبارزه كردند.

كتاب نهج البلاغه گرچه كتاب اخلاق است، كتاب معنويت است، كتاب دل است، كتاب نيايش و راز و نياز است.

اما در همين محورهاى يادشده خلاصه نمى شود كه نهج البلاغه كتاب سياست است زيرا اكثر خطبه ها و تمام نامه ها و برخى از حكمت هاى آن در دوران ۵ سال حكومت امام علىعليه‌السلام پديد آمده است.

در اين كتاب نورانى انواع دستورالعمل هاى نظامى، اقتصادى، علمى، اجتماعى، بهداشتى وجود دارد كه تمامى آن سياست است و به امور سياسى اختصاص دارد.

در خطبه ها:

به بازسازى دل ها، به استقرار نظم اجتماعى، به اصلاح جامعه، به روش هاى دفاع به شيوه هاى جهاد و پيكار، به كار و توليد و سازندگى، به برقرارى عدالت اجتماعى و اقتصادى مى پردازد كه سياسى است.

و در نامه ها:

به معيارهاى گزينش كارگزاران فرماندهان، فرمانداران و استانداران و علل عزل و نصب فرمانداران به روش هاى دفاع و پيكار به شيوه هاى استقرار عدالت و اجراى حقوق فرد و جامعه، و استقرار نظم و قانون توجه دارد كه تمامى آن سياسى است.

آيا باز هم مى شود گفت: دين از سياست جداست؟

و قرآن كارى به مسائل سياسى ندارد؟

و نهج البلاغه را مى شود از مباحث و مسائل سياسى جدا كرد؟

با توجه به واقعيت هاى يادشده بايد كلمات نورانى آيت اللَّه مدرس شهيد را زمزمه كرد كه فرمود: سياست ما عين ديانت ما، و سياست ما عين ديانت ماست.

دوم - نغمه هاى جدائى

اگر دين و سياست يكى است و ديانت بدون سياست امكان ندارد و سياست بدون ديانت مفهومى نخواهد داشت مى پرسند، چرا برخى نغمه جدائى ساز مى كنند، و با مطرح كردن سكولاريسم(۶) جدائى دين از سياست مى خواهند بگويند كه دين از سياست جداست، و رهبران روحانى نبايد در مسائل سياسى دخالت كنند؟

در پاسخ به اين دسته از سؤالات بايد زمينه هاى پيدايش تفكر جدائى يا جداسازى دين از سياست را باز شناخت كه چرا و در كجا اينگونه از تفكرات پديد آمد.

در اروپا و غرب آنگاه كه كليسا و روحانيون كليسا با علم و تئورى هاى علمى به جنگ و ستيز برخاستند، و در طول ۷ قرن هزاران دانشمند نوآور را سوزاندند يا كشتند يا محاكمه كردند، و دوران تفتيش عقائد و انگيزيسيون را سامان دادند، ضربه هاى جدى بر دين در اروپا وارد شد و سرانجام با پيروزى محافل علمى بر مذهب و كليسا، همه از دين فاصله گرفتند، مردم لائيك شدند، و ساختار حكومت به سكولاريسم ختم شد.

اين جدائى و فاصله گرفتن به برخوردهاى غير انسانى، روحانيون كليسا ارتباط دارد.

هم مسيحيت يك دين نسخ شده بود كه توسط مدعيان آن مسخ و تحريف شد و نتوانست به نيازهاى انسان در غرب و اروپا پاسخ دهد، و هم يك دين كامل الهى چونان اسلام در اروپا و غرب حضور نداشت تا نغمه هاى جدائى را پاسخ مناسب دهد.

ادعاى جدائى دين از سياست، به جوامع لائيك و حكومت هاى سكولار اختصاص دارد كه از دين و كليسا فاصله گرفتند، اين شعار دروغين در كشورهاى اسلامى جايگاهى ندارد، زيرا:

اسلام با علم و علوم جنگى ندارد.

اسلام مشوق علم و علوم و پديد آمدن فرضيه ها و كاوش هاى علمى است و آن را عبادت مى شمارد و والاترين ارزش ها را براى عالم قائل است.

اسلام زمينه هاى پيدايش علوم و فنون را فراهم مى آورد.

اسلام عامل اصلى شكوفائى علمى، اختراعات، اكتشافات و تحولات علمى است، كه مولوى مى گويد:

پس طبيبان از سليمان ز آن گيا

عالم و دانا شدندى مقتدى

تا كتب هاى طبيبى ساختند

جسم را از رنج مى پرداختند

اين نجوم و طب وحى انبياست

عقل و حس را سوى بى سوره كجاست

عقل جز وى عقل استخراج نيست

جز پذيراى فن و محتاج نيست

قابل تعليم و فهمست اين خرد

ليك صاحب وحى تعليمش دهد

جمله حرفتها يقين از وحى بود

اول او ليك عقل آنرا فزود

هيچ حرفت را ببين كين عقل ما

تاند او آموختن بى اوستا

گرچه اندر مكر موى اشكاف بد

هيچ پيشه رام بى استا نشد

دانش پيشه ازين عقل اربدى

پيشه بى اوستا حاصل شدى(۷)

وقتى اسلام عامل پيدايش علوم است، و در مسائل و مباحث سياسى نيز حرف اول و آخر را مى زند، و شيوه ها و طرح هاى اجتماعى آن در اجراى عدالت اقتصادى و اجتماعى كاربردى و قابل اجراست، همه آن را مى پذيرند و بكار مى گيرند.

نه دين از سياست و مسائل سياسى جداست؛

و نه سياست بدون دين قابل اجراست.

امام علىعليه‌السلام اين حقيقت روشن را در خطبه ۳ نهج البلاغه اينگونه بيان مى فرمايد:

«أما والَّذي فلق الحبَّة، وبرأ النَّسمة، لولاَ حضور الحَاضر، وَقيَام الحجَّة بوجودالنَّاص ر، وما أخذ اللَّه على العلماء ألاَّ يقارُّوا على كظَّة ظالمٍ، ولاَسَغَب مَظلومٍ، لَأَلقَيت حَبلَهَا عَلَى غَار بهَا، وَلَسَقَيت آخرَهَا بكَأس أَوَّلهَا، وَلَأَلفَيتم دنيَاكم هذه أزهد عندي من عفطة عنزٍ! »

«سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و جان را آفريد، اگر حضور فراوان بيعت كنندگان نبود، و ياران، حجت را بر من تمام نمى كردند، و اگر خداوند از علماء عهد و پيمان نگرفته بود كه برابر شكم بارگى ستمگران، و گرسنگى مظلومان، سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته، رها مى نمودم، و آخر خلافت را به كاسه اول آن سيراب مى كردم، آنگاه مى ديديد كه دنياى شما نزد من از آب بينى گوسفندى بى ارزش تراست.»

امام علىعليه‌السلام در خطبه ۱۱۹ مسئوليت هاى دينى و سياسى را با بيان هشدار دهنده اى اينگونه مطرح فرمود كه:

« ولاَ يَنبَغي لي أَن أَدَعَ الجندَ وَالمصرَ وَبَيتَ المَال وَجبَايَةَ الْأَرْض، وَالْقَضَاءَ بَيْنَ المسلمين، والنَّظر في حقوق المطالبين، ثمَّ أخرج في كتيبةٍ أتبع أخرى، أتقلقل تقلقل القدح في الجفير الفارغ.

وإنَّما أنا قطب الرَّحا، تدور عليَّ وأنا بمكاني، فإذا فارقته استحار مدارها، واضطرب ثفالها.

هذا لعمر اللَّه الرَّأي السُّوء.

واللَّه لولاَ رَجَائي الشَّهَادَةَ عندَ لقَائي العَدوَّ - وَلَو قَد حمَّ لي لقَاؤه - لَقَرَّبت ركَابي ثمَّ شخصت عنكم فلاَ أَطلبكم مَا اختَلَفَ جَنوبٌ وَشَمَالٌ؛ طَعَّانينَ عَيَّابينَ، حَيَّادينَ روَّاغين.

إنَّه لاَ غَنَاءَ في كَثرَة عَدَدكم مَعَ قلَّة اجتَِماعِ قلوبِكم. لَقَد حَمَلتكم عَلَى الطَّرِيقِ الواضح الَّتي لاَ يَهلك عَلَيهَا إلاَّ هَالكٌ، مَن استَقَامَ فَإلَى الجَنَّة، وَمَن زَلَّ فَإلَى النَّار!»

«و براى من سزاوار نيست كه لشگر و شهر و بيت المال و جمع آورى خراج و قضاوت بين مسلمانان، و گرفتن حقوق درخواست كنندگان را رها سازم، آنگاه با دسته اى بيرون روم، و به دنبال دسته اى به راه افتم، و چونان تير نتراشيده در جعبه اى خالى به اين سو و آن سو سرگردان شوم.

من چونان سنگ آسياب، بايد بر محور خود استوار بمانم، و همه امور كشور، پيرامون من و به وسيله من بگردش در آيد، اگر من از محور خود دور شوم مدار آن بلرزد و سنگ زيرين آن فرو ريزد.

به حق خدا سوگند كه اين پيشنهاد بدى است.

به خدا سوگند! اگر اميدوارى به شهادت در راه خدا را نداشتم، پاى در ركاب كرده از ميان شما مى رفتم، و شما را نمى طلبيدم چندان كه باد شمال و جنوب مى وزد زيرا شما بسيار طعنه زن، عيب جو، رويگردان از حق، و پر مكر و حيله ايد.

مادام كه افكار شما پراكنده است فراوانى تعداد شما سودى ندارد، من شما را به راه روشنى بردم كه جز هلاك خواهان، هلاك نگردند، آن كس كه استقامت كرد به سوى بهشت شتافت و آن كس كه لغزيد در آتش سرنگون شد.»(۸)