آيين بندگى و نيايش

آيين بندگى و نيايش8%

آيين بندگى و نيايش نویسنده:
مترجم: حسین غفاری ساروی
گروه: کتابخانه فلسفه و عرفان

آيين بندگى و نيايش
  • شروع
  • قبلی
  • 30 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 49990 / دانلود: 9577
اندازه اندازه اندازه
آيين بندگى و نيايش

آيين بندگى و نيايش

نویسنده:
فارسی

باب دوم: اسباب اجابت

سبب اول: زمان دعا

الف: شب و روز جمعه:

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

۶۵ - ( ما طلعت الشمس بیوم افضل من یوم الجمعه، و ان كلام الطیر فیه اذا لقی بعضها بعضا: سلام سلام، یوم صالح ) .

یعنی: خورشید بر روزی برتر از روز جمعه طلوع نكرد، وقتی پرندگان آسمان در این روز یكدیگر را ملاقات می كنند، بر هم سلام می فرستند و می گویند: روز خوبی است! .

۶۶ - گفته شده كه رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در ابتدای تابستان، وقتی می خواست از اتاق خارج شود، روز پنجشنبه خارج می شد و در ابتدای زمستان وقتی می خواست داخل شود، روز جمعه داخل می گردید.

در همین رابطه از ابن عباسروایت شده است كه حضرت، شب جمعه خارج می شد و سبب جمعه داخل می گردید ( ۳۳ ) .

از امام باقر عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

( اردت ان تتصدق بشی ء قبل اجمعه فاخره الی یوم الجمعه ) ( ۳۴ ) .

یعنی: اگر قبل از روز جمعه خواستی صدقه ای بدهی، آن را تا روز جمعه به تاخیر بینداز .

و نیز از همان حضرت روایت شده است كه فرمود:

۶۷ - ( ان الله تعالی لینادی كل لیله جمعه من فوق عرشه من اول اللیل الی اخره. الا عبد مؤمن یدعونی لدینه او دنیاه قبل طلوع الفجر فاجیه؟ الا عبد مؤمن یتوب الی من ذنوبه قبل طلوع الفجر فاتوب الیه؟ الا عبد مؤمن قد قتر علیه رزقه فیسالنی الزیاده فی رزقه قبل طلوع الفجر فازیده و اوسع علیه؟ الا عبد مؤمن سقیم فیسالنی ان اشفیه قبل طلوع الفجر فاعافیه؟ الا عبد مؤمن محبوس مغموم فیسالنی ان اطلقه من سجنه فاخلی سربه؟ الا عبد مؤمن مظلوم یسالنی ان اخذ بضلامته قبل طلوع الفجر فانتصر له و اخذ له بضلامته؟ قال: فلا یزال ینادی بهذا حتی یطلع الفجر ) .

یعنی: ذات اقدس الهی هر شب جمعه از اول تا آخر شب اینگونه ندا می دهد:

- آیا بنده مومنی نیست كه تا قبل از صبح مرا برای دین یا دنیایش بخواند تا من اجابتش كنم؟

- آیا بنده مومنی نیست كه تا قبل از صبح از گناهانش توبه كند و بر گردد و من نیز رحمت و مغفرتم را برگردانم؟

- آیا بنده مومنی نیست كه روزیش تنگ شده باشد و تا قبل از فجر، از من بخواهد آن را زیاد كنم و من هم حاجتش را بر آورده روزیش را زیاد و وسیع گردانم؟

- آیا بنده مؤمن مریضی نیست كه تا قبل از طلوع فجر از من بخواهد كه شفایش بدهم و من هم او را عافیت و تندرستی عطا نمایم؟

- آیا بنده زندانی گرفتاری نیست كه از من بخواهد از زندان آزادش كنم و من نیز آزادش گردانم؟

- آیا بنده مؤمن مظلومی نیست كه تا قبل از صبح از من بخواهد حقش را از ظالم بستانم و من نیز او را یاری كرده حقش را برگردانم؟

آنگاه حضرت فرمود: همینطور ذات اقدس الهی ندا می دهد تا صبح شود .

از امام باقر یا امام صادق عليهما‌السلام روایت شده است كه فرمود:

۶۸ - ( ان العبد المومن یسال الله الحاجه فیوخر الله عزوجله قضاء حاجته التی سال الی یوم الجمعه ) .

یعنی: بنده مؤمن از خدا حاجتی طلب می كند و خداوند عزیز و جلیل بر آوردن آن را تا روز جمعه به تاخیر می اندازد .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم رسیده است كه فرمود:

۶۹ - ( ان یوم الجمعه سید الایام و اعظمها عند الله تعالی و اعظم من یوم الفطر و یوم الاضحی، و فیه خمس خصال. خلق الله فیه ادم، و اهبط فیه ادم الی الارض، و فیه توفی الله ادم، و فیه ساعه لا یسال الله تعالی فیها احد شیئا الا اعطاه ما لم یسال حراما، و ما من ملك مقرب و لا سماء ولا ارض ولا ریاح ولا جبال ولا شجر الا و هو یشفق یوم الجمعه ان تقوم الساعه فیه ) .

یعنی: همانا جمعه آقای روزها و با عظمت ترین آنها نزد خداوند تعالی است، بلكه از عید فطر و قربان هم برتر است. این روز، پنج خصلت دارد:

اول: خداوند متعال حضرت آدم عليه‌السلام را در این روز خلق فرمود.

دوم: آن حضرت را در همین روز از بهشت بر زمین فرود آورد.

سوم: در چنین روزی حضرت آدم عليه‌السلام را قبض روح كرد.

چهارم: در این روز ساعتی هست كه هر كس در آن ساعت از خداوند متعال چیزی طلب كند به او خواهد داد به شرط اینكه چیز حرام نخواهد.

پنجم: ملائكه مقرب، آسمان، زمین، بادها، كوههای درختها همگی هراس دارند از اینكه قیامت در این روز واقع شود .

فرزندان یعقوب از پدرشان خواستند كه از خداوند متعال بر ایشان طلب آمرزش و بخشش كند، آن حضرت اینگونه پاسخ دادند:

( سوف استغفر لكم ربی ) ( ۳۵ )

یعنی: بزودی برایتان از پروردگارم تقاضای مغفرت خواهم كرد .

در تفسیر همین آیه از امام صادق عليه‌السلام روایت شده است كه حضرت فرمود:

۷۰ - ( اخره الی السحر من لیله الجمعه ) .

یعنی حضرت یعقوب عليه‌السلام این استغفار را تا سحرگاه شب جمعه به تاخیر انداخت .

در روز جمعه دو ساعت هست كه زمان استجابت دعاست.

- یكی وقتی كه خطیب (و امام) جمعه از خطبه فارغ شده تا صفوف نماز جمعه مرتب شود.

- دیگری آخرین لحظات روز جمعه است كه در روایت آمده:

۷۱ - زمانی كه نصف قرص خورشید پنهان شد ( ۳۶ ) .

امام باقر عليه‌السلام فرمود:

۷۲ - ( اول وقت الجمعه ساعه تزول الشمس الی ان تمضی ساعه یحافظ علیها فان رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم قال: لا یسال الله تعالی فیها عبد خیرا الا اعطاه ) .

یعنی: در روز جمعه از اول زوال (ظهر شرعی) تا ساعتی را باید محافظت كرد، چون رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: هیچ بنده ای در این ساعت از خداوند تعالی خیری طلب نمی كند مگر آنكه آن را عطا می نماید .

ب: روز چهار شنبه بین ظهر و عصر:

جابر بن عبد الله انصاری رحمه‌الله اینگونه روایت كرده است كه:

در جنگ احزاب (خندق) وجود مقدس رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روزهای دوشنبه و سه شنبه علیه كفار دعا كرد و روز چهارشنبه بین ظهر و عصر مستجاب گردید كه رد نتیجه آن، خوشحالی در چهره حضرت نمودار شد، من هم هر گاه مشكلی برایم پیش آمد و در این وقت دعا كردم، دعایم مستجاب و مشكلم بر طرف گردید .

ج: وقت نماز عشاء:

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت است كه فرمود:

۷۳ - ( من كان له حاجه فلیطلبها فی العشاء الاخره فانها لم یعطها احد من الا مم قبلكم ) .

یعنی: هر یك از شما حاجتی داد آن را به هنگام نماز عشا طلب كند، زیرا این (مخصوص شماست و) به امتهای پیش از شما داده نشده است.

د: یك ششم اول از نیمه شب (۳۷) .

اولا: روایاتی داریم كه بیانگر فضیلت نماز شب هستند در حالی كه مردم در خواب می باشند.

ثانیا: روایاتی داریم كه بیانگر فضیلت ذكر خداوند متعال در میان غافلین اند ( ۳۸ ) شكی نیست كه در این زمان مخصوص، اكثر مردم به خواب می روند، به خلاف نیمه اول شب كه در تداوم بیداری روز، بسیاری از مردم در آن هنگام بیدارند. از طرف دیگر، آخر شب (نزدیكهای طلوع فجر) نیز چه بسا مردم جهت رفتن به محل كار یا حركت برای سفر، بیدار شوند، پس لحظه ای كه اكثرا در خوابند همان اوایل نیمه دوم شب است؛ بیدار ماندن در آن لحظات، نتیجه مجاهده با نفس، ترك خواب، دوری از بستر نرم و خلوت با مالك عباد و سلطان دنیا و معاد است.

و ثانیا: عمر بن اذینه می گوید: شنیدم حضرت صادق عليه‌السلام می فرمود:

۷۴ - ( ان فی اللیل ساعه ما یوافق فیها عبد مؤمن یصلی و یدعو الله فیها الا استجاب له قلت: اصلحك الله و ای ساعه من اللیل هی؟ قال: اذا مضی نصف اللیل و بقی السدس الاول من اول النصف ) .

یعنی: در شب، ساعتی است كه اگر بنده مؤمنی آن را درك كرده، در آن نماز بگزارد و خدا را بخواند حتما اجابت خواهد شد. گفتم: خدای توفیقت دهد، آن ساعت كدام است؟ فرمود: بعد از رفتن نصف شب، یك ششم اول از نیمه دوم آن .

ه - یك سوم آخر شب:

روایات در این مورد فراوان است منجمله: وجود مبارك رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۷۵ - ( اذا كان اخر اللیل یقول الله سبحانه و تعالی: هل من داع فاجیه؟ هل من سائل فاعطیه سوله؟ هل من مستغفر فاغفر له؟ هل من تائب فاتوب علیه؟ ) .

یعنی: ذات اقدس الهی، آخر هر شب این چنین می گوید:

- آیا دعا كننده ای هست تا من او را اجابت كنم؟

- آیا در خواست كننده ای هست تا خواسته اش را عطا كنم؟

-آیا آمرزش خواهی هست تا او را بیامرزم؟

- آیا بنده توبه كاری هست تا توبه اش را بپذیریم؟ .

ابراهیم بن ابی محمود می گوید به امام رضا عليه‌السلام عرض كردم: مردم می گویند رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: خداوند متعال هر شب به آسمان دنیا می آید، نظر شما در این رابطه چیست؟ فرمود:

۷۶ - ( لعن الله المحرفین الكلم عن مواضعه، و الله ما قال رسول الله كذالك انما قال صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم : ان الله تبارك و تعالی ینزل ملكا الی السما الدنیا كل لیله فی الثلث الاخیر ولیله اجمعه من اول اللیل فیامره فینادی: هل من سائل فاعطیه سوله؟ هل من تائب فاتوب علیه؟ هل من مستغفر فاغفر له؟ یا طالب الخیر اقبل، یا طالب الشر القصر، فلا یزال ینادی بها حتی یطلع الفجر فاذا طلع عاد الی محله من ملكوت السماء حدثنی بذالك ابی عن جدی عن ابائه عن رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) .

یعنی: خدا لعنت كند كسانی را كه سخنان را تحریف می كنند، به خدا قسم! رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم اینگونه (كه می گویند) نگفت بلكه فرمود:

خداوند تبارك و تعالی در یك سوم آخر هر شب و در شب جمعه از ابتدای آن فرشته ای را به آسمان دنیا می فرستد و این چنین ندا می دهد:

- آیا درخواست كننده ای هست تا خواسته اش را بدهم؟

- آیا توبه كننده ای هست تا توبه اش را بپذیرم؟

- آیا استغفار كننده ای هست تا او را ببخشم؟

- ای طالب خیر! بیا و ای طالب شر! دست بردار...

همینطور ندا می دهد تا صبح شود، در این هنگام آن فرشته به جایگاه اولش در ملكوت آسمان باز می گردد. این سخن را پدرم از پدرش از پدرانش ازرسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل فرمودند

نصیحت

كسی كه ایمان و اعتقاد صحیح در تصدیق رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و اولاد طاهرینش عليهم‌السلام دارد و می داند كه هر آنچه این بزرگواران از جانب رب جلیل آوردند حق است، بر او سزاوار است كه در این ساعتها حوائجش را به چنین منادی عرضه بدارد و ندایش را بی پاسخ نگذارد، مگر نه این است كه اگر حاكمی از حاكمین دنیا فرستاده ای را به خانه كسی بفرستد و بگوید: حاجتهایت را عرضه كن چون حاكم به تو اجازه داده كه آنها را بیان كنی تا برایت انجام دهد، در اینجا این فرد، فرصت را غنیمت شمرده، نه تنها نیازهای خود بلكه حوائج نزدیكان و خویشان خود را هم جدا جدا ذكر می كند، خصوصا اگر این حاكم، مشهور به بخشندگی وجود و سخای بی حد باشد. و در صورتی كه به او نیاز داشته باشد، هرگز از آن فرستاده روی بر نمی گرداند او را بی جواب نمی گذارد.

بنابر این، بنده حق هم نباید پیام مولایش را سبك پندارد كه در این صورت، مستحق جواب: ( ان الذین یستكبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم آخرین ) خواهد شد. و نباید غافل بماند كه در اثر آن، در زمره محرومین از رحمت حق در می آید و بار سنگین گناهان بر دوشش باقی خواهد ماند كه در حدیث آمده:

۷۷ - ( من ترك مساله الله افتقر ) .

یعنی: هر كس سوال و در خواست از خدا را ترك كند، فقیر خواهد شد .

مناسب است در چنین لحظاتی از شب، مناجاتی را كه عارف كامل مرحوم سید بن طاووس (قده) آموخته بر زبان جاری كنی و بگویی:

بار الها! من ربوبیت تو را تصدیق می كنم، به رسالت خاتم پیامبرانت محمد مصطفی صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم معتقدم و به آن فرشته ای كه ندای جود و بخشش تو را می رساند، ایمان دارم. اگر گوش من ندایش را نشنید، عقل من هم این ندا را دریافت كرد و هم اخبار و روایاتی را كه در بردارنده چنین وعده هایی از جانب تو است، پذیرفت در یك چنین حال و هوایی، سخن من این است:

ای فرشته ای كه از جانب خدا مالك و حكیم و كریم و بخشنده و... به سوی ما آمدی، سخن تو را كه حاوی كامیابی ماست، با گوش عقلمان درك كردیم كه گفتی: آیا درخواست كننده ای هست تا خواسته اش را بدهم؟

من سائل و گدایم و چنین نیازهایی دارم:

- هر چه موجب روی آوردن ذات اقدس الهی به من می شود.

- من نیز در مقابل توفیق روی آوردن به او را داشته باشم.

- در محضر پر بركت او، كمال ادب را حفظ كنم.

- مرا (از لغزشها و شیطانهای درونی و بیرونی و خلاصه هر چه مرا از او دوری كند)، حفظ كند.

- توفیقاتی را كه به من داده سلب ننموده، محافظتش نماید.

و نیز عقل ما سخن آقایمان را درك كرده كه فرمود: آیا توبه كاری هست تا توبه اش را بپذیرم؟

من از گناهانم توبه می كنم؛ چون برای پناه بردن از غضب و عقابش و جلب رضایت و ثوابش، ناچارم توبه كنم. و اگر نفسم توبه صادقانه نداشت، عقلم حكم می كند كه باید به سوی او توبه كرد، (و مرضها و كثافات و چركهای گناهان را از این راه زدود و آینه دل را صاف نمود).

ای فرشته الهی! سخنت را شنیدیم كه از طرف خداوند رحیم گفتی: آیا استغفار كننده ای هست تا او را بیامرزم؟

من از هر چه او خودش ندارد استغفار می كنم و به عفو او پناه می برم و اگر این گفتار از روی صداقت نبود عقلم حكم می كند كه باید چنین كرد، بنده مضطر و گرفتار و ور شكسته چاره ای جز عذر خواهی نزد رب جلیل و رحیم ندارد.

ای فرشته پروردگار! این درخواست و توبه و استغفار و فقر و ذلت و ورشكستگی را كه گفتم، نزد تو به امانت می گذارم تا آن را به خدایی كه تو را به سویمان فرستاد و راه رسیدن به كویش را به رویمان گشود، عرضه بداری.

سید بن طاووس رحمه‌الله به اینجا كه می رسد، می فرماید: اگر نتوانستی این سخنان را از بركنی، می توانی آن را در ورقه ای بنویسی و همراه خود داشته یا زیر سرت بگذاری اما باید آن را مانند عزیزترین وسائلت، محافظت نمایی و وقتی آن زمان موعود از شب فرا رسید، برگه را بیرون آورده اینگونه بگویی:

ای فرشته ای كه از جانب خدای ارحم الراحمین و اكرم الا كرمین ندا در می دهم!! این قصه من است كه به تو تسلیمش می كنم، نه زبانی برایم مانده و نه روحیه ای كه بتوانم با تو سخن بگویم.

در اینجا سخنان سید رحمه‌الله به پایان رسید.

من می گویم:

اگر در یك چنین وقت حساس، توانستی آن وظایفی را كه اهل بیت عليهم‌السلام برایت معین فرمودند عمل كنی، پس خوشا به حالت والا می توانی این چنین بگویی:

خدایا! من به تو ایمان دارم و پیامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم‌السلام را در مورد اخباری كه پیرامون لطف و عفو تو گفته اند تصدیق می كنم، پس اولا بر آن وجودهای پاك (یعنی پیامبر و آل او) درود بفرست و بعد از آن، در این شب هر دعایی كه در امور دینی یا دنیایی به درگاهت عرضه می شود، مرا در آن شریك و سهیم گردان، بارالها! با ما آنچنان كه سزاوار خدایی تو است رفتار كن نه آنچنان كه ما بندگان رو سیاه سزاوار آنیم، ای ارحم الراحیمن - درودت بر محمد و خاندان پاكش باد!

و بدانكه از حضرت صادق عليه‌السلام روایت شده كه فرمود:

۷۸ - ( لا تعطموا العین حظها فانها اقل شی ء شكرا ) .

یعنی: نگذار چشم بهره كاملی (از خواب) ببرد؛ چون كمترین شكر گزاری را او دارد .

و نیز از وجود مقدس رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده كه فرمود:

۷۹ - ( اذا قام العبد من لذیذ مضجعه و النعاس فی عینیه لیرضی ربی عزوجل الصلاه لیله باهی الله به ملائكته فقال: اما ترون عبدی هذا؟ قد قام من مضجعه الی صلاه لم افرضها علیه اشهدوا انی قد غفرت له ) .

یعنی: وقتی بنده حق از خوابگاهش بر می خیزد تا خداوند متعال را با نماز شبش خشنود سازد در حالی كه چرت، چشمانش را فرا گرفته، در این حال، ذات اقدس الهی به ملائكه اش مباهات كرده می فرماید: آیا این بنده مرا می بینید كه از خوابگاهش برخاسته تا نمازی را بگزارد كه آن را بر او واجب نكرده ام! پس شاهد باشید كه او را بخشیدم.

فایده

هر روز، دوازده قسمت می شود و هر قسمت آن منسوب به یكی از ائمه دوازده گانه عليهم‌السلام است كه مناسب است در آن ساعت، توسل به آن امام.

و دعایی نیز مخصوص آن ساعات در كتاب شریف مصباح نقل گردیده است ( ۳۹ ) .

سید طاووس رحمه‌الله نیز آورده كه روزهای هفته به ائمه عليهم‌السلام منسوب است و در هر روز، میهمان انهایم، بنابر این زیارت آن امام یا ائمه به ترتیب زیر در آن روز، مناسب است ( ۴۰ ) :

شنبه: مخصوص پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم است.

یكشنبه: مخصوص امیر المومنین علی بن ابی طالب عليه‌السلام است.

دو شنبه: مخصوص امام حسن و امام حسین عليهم‌السلام است.

سه شنبه: مخصوص امام زین العابدین، امام باقر و امام صادق عليهم‌السلام است.

پنجشبنه: مخصوص امام حسن عسكری عليه‌السلام است.

و جمعه: مخصوص وجود مبارك امام مهدی عليه‌السلام است.

و - شب قدر:

این شب در ماه مبارك رمضان قرار دارد ولی مشخص نیست كه كدام شب است. ممكن است یكی از سه شب نوزدهم یا بیست و یكم یا بیست و سوم باشد، لكن بر شب بیست و سوم تاكید شده است.

ز: شبهای احیا:

چهار شب است كه احیا و بیداری در آن مستحب است، این شبها عبارتند از:

۱ - شب اول ماه رجب.

۲ - شب نیمه شعبان.

۳ - شب عید فطر.

۴ - شب عید قربان.

نقل است كه:

۸۰ - برای امیر المومنین عليه‌السلام شگفت انگیز بود كه در این شبها بیكار بماند و عبادت نكند (۴۱)

ح - روز عرفه

این روز، روز و طلب حاجت به درگاه الهی است لذا با اینكه روزه اش مستحب موكد هم هست ولی اگر كسی در اثر روزه، ضعیف شود و نتواند دعا كند، روزه نگرفتن و دعا خواندن بهتر است ( ۴۲ ) .

ط - هنگام وزش باد.

ی - هنگام اذان ظهر.

ك - هنگام نزول باران.

ل - هنگام ریزش اولین قطره از خون شهید:

زید شحام از امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه حضرت فرمود:

۸۱ - ( اطلبوا الدعاء اربع ساعات: عند هبوب الریاح، و زوال الافیاء، و نزول المرط، و اول قطره من دم القتیل المومن فان، ابواب السماء تفتح عند هذه الا شیاء ) .

یعنی: در چهار وقت به دنبال دعا باشید: وزش باد، زوال سایه ها (كه همان ظهر سایه شرعی است)، نزول باران و اولین قطره از خون مؤمن؛ چون در این اوقات، درهای آسمان گشوده خواهد شد .

و نیز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:

۸۲ - ( اذا زالت الشمس فتحت ابواب السماء و ابواب الجنان و قصیت الحوائج العظام ) .

یعنی: وقتی زوال آفتاب (ظهر شرعی) فرا رسید، درهای آسمان و درهای بهشت گشوده خواهد شد و حاجتهای بزرگ بر آورده خواهد گردید .

سوال شد از چه هنگام؟ فرمود:

( مقدار ما یصلی الرجل اربع ركعات مترسلا ) .

یعنی: به مقداری ككه بتوان یك نماز چهار ركعتی، بدون عجله و سر فرصت خواند .

م - از طلوع فجر (اذان صبح) تا طلوع آفتاب:

ابو الصباح كنانی از امام باقر عليه‌السلام این چنین روایت كرده است كه:

۸۳ - ( ان الله عزوجل یجیب من عباده كل دعاء، فعلیكم بالدعاء فی السحر الی طلوع الشمس فانها ساعه تفتح فیها ابواب السماء و تقسم فیها الارزاق، و تقضی فیها الحوائج العظام ) .

یعنی: خداوند متعال از بین بندگانش آنكه بیشتر اهل دعاست را اجابت می كند پس دعا كنید در سحرها تا طلوع آفتاب؛ چون درهای بهشت در این هنگام باز می شوند، روزهای در این زمان تقسیم می گردند و حاجتهای بزرگ در این وقت بر آورده می شوند .

سبب دوم: مكان دعا

الف - سرزمین عرفات

در خبر آمده است كه:

۸۴ - ( ان الله سبحانه و تعالی یقول للملائكه فی ذلك الیوم: یا ملائكتی الا ترون الی عبادی و امائی جاووا من اطراف البلاد شعثاء غبراء اتدرون ما یسالون؟ فیقولون: ربنا انهم یسالونك المعفره فیقول: اشهدو انی قد غفرت لهم ) .

یعنی: خداوند سبحان در این روز به ملائكه می گوید: ای فرشتگان من! آیا بندگان مرا نمی بینید كه از سرزمینهای مختلف آمده اند در حالی كه موهایشان پریشان است و گرد غبار بر چهره شان نشسته؟ آیا می دانید اینان چه می خواهند؟

ملائكه می گویند: پروردگار! اینان از تو آمرزش گناهانشان را می طلبند. در اینجا خداوند متعال می فرماید: شاهد باشید كه گناهانشان را آمرزیدم.

و نیز در روایت دیگر آمده است كه:

۸۵ - ( ان من الذنوب مالا یغفر الا بعرفه و المشعر الحرام، قال الله تعالی. فاذا افصتم من عرفات فاذكر و الله عند المشعر الحرام ) (۴۳) ( و لیله من لیالی الاحیاء ) .

یعنی: برخی از گناهان فقط در این سه موقعیت بخشیده می شوند: - عرفات - مشعر الحرام، كه خداوند متعال فرمود: وقتی از عرفات كوچ كردید، خدای را مشعر الحرام به یاد بیاورید. و شبی از شبهای احیا ( ۴۴ ) .

ب - حرم الهی (در مكه) و كعبه

از امام رضا عليه‌السلام روایت شده است كه:

۸۶ - ( ما وقف احد بتلك الجبال الا استجیب له فاما المومنون فیستجاب لهم فی اخرتهم، و اما الكفار فیستجاب لهم فی دنیاهم ) .

یعنی: كسی در این كوهها توقف نكرد (حتی كافر) مگر آنكه (دعایش) اجابت شده، اگر مؤمن باشد، اجابت اخروی و اگر كافری باشد اجابت دنیایی دارد .

ج - مسجد

چون آنجا خانه خداست و كسی كه بد انجام می رود مقصود و مطلوبش خداست و قصد زیارت او را دارد، در حدیث قدسی آمده است:

۸۷ - ( الا بیوتی فی الارض المساجد، فطوبی لعبد تطهر فی بیته ثم زار نی فی بیتی ) .

یعنی: آگاه باشید كه مساجد، خانه های من بر روی زمین اند، پس خوشا به حال بنده ای كه در خانه خود تطهیر كند (و وضو بسازد) سپس مرا در خانه ام زیارت كند .

و او كریمتر زا آن است كه قاصد و زا ترش را نا امید و محروم نماید.

سعید بن مسلماز معاویه بن عمار روایت كرده است كه وجود مقدس آقا آن را طلب می كرد، بدین ترتیب كه اولا چیزی در راه خدا صدقه می داد بعد بوی خوشی استشمام می كرد و سپس به مسجد رفته هر حاجتی داشت آن را به محضر حق تعالی عرضه می داشت ناگفته نماند كه این خبر دلالت بر چهار مطلب دارد بدین شرح.

اول - هنگام ظهر، وقت طلب حاجت است.

دوم - مستحب است ابتدا صدقه ای داده شود.

سوم - خوب است بوی خوشی استشمام گردد.

چهارم - مسجد محل خوبی جهت طلب حاجت می باشد.

د: در جوار قبر مقدس حضرت ابا عبد الله الحسین عليه‌السلام

بلكه شرافت این مكان از سایر مكانها بیشتر است، در روایت آمده است:

۸۸ - ( ان الله سبحانه و تعالی عوض الحسین عليه‌السلام من قتله با ربع خصال: جعل الشفاء فی تربته، و اجابه الدعاء تحت قبته، و الائمه من ذریته، و ان لا یعد ایام زائریه من اعمارهم ) .

یعنی: خداوند سبحان، در عوض قتل آقا سید الشهداء عليه‌السلام چهارم خصلت عطا كرده است:

- شفا را در تربتش نهاد.

- اجابت دعا را زیر گنبدش قرار داد.

- ائمه بعدی از نسل آیند.

- مدت زمانی را كه زائرین آن حضرت برای زیارت می گذارند، جزء عمرشان به حساب نمی آورد .

و نیز روایت شده است كه بر امام صادق عليه‌السلام مرضی عارض شد، آخر حضرت به نزدیكانش امر كرد كه فردی را اخیر كنند تا به زود نزد قبر امام حسین عليه‌السلام (و برایش دعا كند) یكی از دوستان حضرت، جهت انجام این فرمان از خانه خارج شد، فردی را جلوی درب خانه دید و ماجرا را برایش باز گو كرد، آن مرد من می روم ولی شبهه ای در ذهنم ایجاد شده و آن اینكه امام حسین عليه‌السلام امامی است كه طاعتش واجب است و او (یعنی امام صادق عليه‌السلام ) نیز امامی است كه طاعتش واجب است، پس این كار چه معنا دارد؟ (یعنی فرقی بین این دو امام نیست، پس چرا برای شفای این امام، نزد آن امام بروم و دعا كنم؟).

آن فرد به خانه برگشت و مطلب را خدمت امام عرضه داشت، حضرت فرمود:

۸۹ - ( هو كما قال لكن ما عرف ان لله تعالی بقاعا یستجاب فیها الدعاء فتلك البقعه من تلك البقاع ) .

یعنی: سخن این مرد درست است (كه فرقی بین دوم امام نیست) اما ندانسته است كه خداوند متعال سرزمینهایی دارد كه در آنجا دعا مستجاب می شود و حرم حضرت سید الشهدا عليه‌السلام از آنهاست .

سبب سوم: دعاهای مستجاب

الف - دعایی كه در بردارنده اسم اعظم الهی باشد، خواه آن اسم اعظم معین و مشخص باشد و خواه نباشد.

غیر از انبیا و اولیا كسی از آن اطلاعی ندارد كه بگوید حتما فلان اسم، اسم اعظم است، بله در روایات اشاراتی به آن شده است من جمله:

۹۰ - اسم اعظم در آیات آخر سوره حشر است ( ۴۵ ) .

۹۱ - اسم اعظم در آیه الكرسی و اول آل عمران است فلذا گفته شده كه باید حتما دو اسم الحی القیوم باشند؛ چون فقط این دو اسمند كه هم در آیه الكرسی و هم در اول سوره آل عمران وجود دارند ( ۴۶ ) .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه فرمود:

۹۲ - ( بسم الله الرحمن الرحیم اقرب الی الاسم الاعظم من سواد العین الی بیاضها ) .

یعنی: بسم الله الرحمن الرحیم، نزدیكتر است به اسم اعظم از سیاهی چشم به سفیدی آن .

گفته شده است اسم اعظم در:

یا حی یا قیوم است.

۹۳ - یا ذالجلال و الاكرام است ( ۴۷ ) .

یا هو یا من لا هو الا هو است ( ۴۸ ) .

۹۴ الله است ( ۴۹ ) كه:

این نام مشهورترین نام پروردگار است.

در اذكار، برترین مقام را دار است.

- در ادعیه، برترین مقام را داراست.

- امام سایر اسماء قرار داده شده است.

در كلمه اخلاص (یعنی لا اله الا الله) تنها از این اسم نام برده شده است.

اگر كسی بخواهد با ابراز شهادتین، اسلامش را اظهار كند، باید با این اسم باشد (یعنی اگر مثلا بگوید: اشهد ان لا اله الا الرب، اسلامش پذیرفته نیست).

در اینجا دو نكته قابل توجه است:

۱ - این قول آخر (كه اسم اعظم كلمه الله باشد) بسیار قوی است؛ چون در این رابطه روایات زیادی وارد شده است.

۲ - این اسم مقدس، امتیازات و خواصی نسبت به سایر اسماء الهی به شرح زیر دارد:

اول - این اسم مخصوص ذات اقدس الهی است (یعنی اسم خاص است) و به غیر او نمی توان اللهگفت، نه حقیقتا و نه مجازا فلذا فرموده:

( هل تعلم له سمیا ) ( ۵۰ ) .

یعنی: آیا همنامی برای او سراغ داری؟ .

یعنی آیا غیر از او كسی را می شناسی كه نامش الله باشد؟

دوم - این اسم دلالت بر ذات اقدس الهی دارد، اما سایر اسماء هر یك دلالت بر یك معنای بخصوصی می كنند؛ مثلا اسم قادر: بر قدرتدلالت دارد، اسم عالم، بر علم دلالت دارد و...

سوم - سایر اسماء را می توانیم به این نام بخوانیم، مثلا بگوییم: صبور آسیم از اسماء الله است، اما این نام را به آن اسماء نمی توان خواند؛ مثلا نمی توان گفت: الله اسمی از اسماء صبور است.

این سه امتیاز به اضافه شش امتیاز دیگر كه قبل از این گفته شد، جمعا می شود نه امتیاز برای این اسم مقدس.

در روایت آمده است كه:

۹۵ - حضرت سلیمان عليه‌السلام وقتی با خبر شد بلقیسبه سوی او می آید كه بین آن دو تنها یك فرسخ فاصله بود، در این حال رو به اطرافیان كرده فرمود: كدامیك از شما می تواند تخت این زن را به اینجا بیاورد قبل از اینكه اینان به حالت تسلیم نزد من آیند؟

عفریتی ( ۵۱ ) از جن - كه فردی قوی بود - گفت: من می توانم آن را بیاورم قبل از اینكه از مجلس قضاوت خود برخیزی - و حضرت سلیمان عليه‌السلام از صبح تا نیمه روز در این مجلس می نشست - علاوه بر این، نسبت به جواهراتش نیز امین هستم.

حضرت سلیمان عليه‌السلام فرمود: من سریعتر از این می خواهم.

در این لحظه وزیر آن حضرت و خواهر زاده اش؛ یعنی آصف بن برخیا كه اسم اعظم می دانست و بدین وسیله مستجاب الدعوه هم بود - گفت:

( انا اتیك به قبل ان یرتد الیك طرفك ) ( ۵۲ ) .

در مورد این جمله، سخنانی گفته شده منجمله:

- قبل از اینكه آن دورترین فرد، در مقابل چشمت به تو برسد، من می توانم آن را بیاورم.

- تا آنجا كه می توانی چشمت را نگه دار، وقتی كه دیگر نتوانستی نگه داری و پلكهایت را بر هم گذاشتی، قبل از اینكه مجددا آن را بگشایی، من تخت را نزد تو حاضر می كنم.

كلبی گوید در این هنگام، آصفبه سجده افتاد و خداوند متعال را با اسم اعظمش خواند، سپس به قدرت لا یزال الهی تخت بلقیس، كنار تخت حضرت سلیمان آشكار شد.

و امام آن اسم اعظمی كه آصف بدان دعا كرد چه بود؟ اقوالی است، از جمله:

الله و الرحمن بود .

یا حی یا قیوم بود كه در زبان عبرانی می گویند: اهیا شراهیا .

یا ذالجلال و الاكرام بود .

یا الهنا و اله كل شی ء الها واحدا لا اله الا انت بو د ( ۵۳ ) .

ب - از امام صادق عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

۹۶ - ( من قال: یا الله، عشر مرات قیل له: لبیك عبدی سل حاجتك تعط ) .

یعنی: كسی كه ده بار بگوید یا الله! یا الله! به او ندا می رسد:

لبیك ای بنده من حاجتت را بخواه تا به تو داده شود .

و نیز روایت شده است كه:

۹۷ - ( من قال: یا رباه، یا رباه، عشرا ) .

یعنی: كسی كه ده بار بگوید یا رباه (به او نیز چنین ندایی می رسد).

و نظیر این دو است یا رب، یا رب، و یا سیداه،

و نیز روایت شده است كه:

۹۸ - ( من قال فی سجوده: یا الله، یا رباه، یا سیداه، ثلاثا - ) .

یعنی: كسی كه در سجودش سه بار بگوید یا الله! یا رباه! یا سیداه! همینگونه جواب می شنود .

ج - سماعه روایت كرده است كه امام كاظم عليه‌السلام به من فرمود:

۹۹ - ( اذا كانت لك یا سماعه حاجه فقل: اللهم انی اسالك بحق محمد و علی فان لهما عندك شانا من الشان و قدرا من القدر، فبحق ذلك الشان و بحق ذلك القدر ان تفعل بی كذا و كذا، فانه اذا كان یوم القیامه لم یبق ملك مقرب ولا نبی مرسل ولا عبد مؤمن امتحن الله قبله للایمان الا و هو محتاج الیهما فی ذلك الیوم ) .

یعنی: ای سماعه! هر وقت حاجتی داری بگو: خدایا! تو را قسم می دهم به حق محمد و علی عليهما‌السلام این دو نزد تو قدر و مقامی دارند، به قدر مقام این دو قسمت می دهم حاجات مرا بر آوری كه عبارتند از چنین و چنان؛ چون در روز قیامت هیچ فرشته مقرب و هیچ پیامبر مرسل و هیچ بنده مومنی كه خداوند سبحان قلبش را بر ایمانش امتحان كرده باشد نیست مگر اینكه به این دو بزرگوار (یعنی محمد و علی عليهما‌السلام ) نیازمند است .

د - ابن ابی عمیر از معاویه بن عمار روایت كرده است كه:

۱۰۰ - ( من قال فی دبر الفریضه: یا من یفعل ما یشاء ولا یفعل ما یشاء احد غیره ثلاثا ثم یسال الله اعطی ما سال ) ( ۵۴ ) .

یعنی: -هر كس بعد از نماز واجب، سه مرتبه بگوید: ای كسی كه هر چه بخواهی انجام می دهی و غیر از تو كسی نمی تواند همه چه را كه خواست انجام بدهد، سپس از خدا چیزی بخواهد، خواسته اش داده خواهد شد .

ه - و نیز روایت شده است كه برای بدهكاری و دین ادا گردد، در روز جمعه یا هر روزدیگر بگوید:

۱۰۱ - ( اللهم اغنی بحلالك عن حرامك و بفضلك عمن سواك ) .

یعنی: خدایا! مرا با روزی حلالت از حرام و با عطا و بخشش خود از دیگران بی نیاز گردان .

و - برای وسعت روزی بعد از نماز صبح گفته شود:

- ( سبحان الله العظیم و بحمده استغفر الله و اساله من فضله ) ( ۵۵ ) .

یعنی: منزه است خداوند عظیم و حمد و سپاس مخصوص اوست، از او طلب آمرزش دارم و می خواهم كه از عطایای مخصوصش مرا بهره ور بفرماید .

ز - و نیز بعد از نماز عشا بخواند:

۱۰۲ - ( اللهم انه لیس لی علم بموضع رزقی و انا طلبه بخطرات تخطر علی قلبی فاجول فی طلبه البلدان و انا فیما طلب كالحیران لا ادری افی سهل هو ام فی جبل ام فی ارض ام فی سماء ام فی بر ام فی بحر؟ و علی یدی من؟ و من قبل من؟ و قد علمت ان علمه عندك، و اسبابه بیدك، و انت الذی تقسمه بلطفك، و تسببه برحمتك. اللهم صل علی محمد و ال محمد و اجعل لی یا رب رزقك و اسعا، و مطلبه سهلا، و ماخذه قریبا، ولا تعنی بطلب ما لم تقدر لی فیه رزقا فانك غنی عن عذابی و انا فقیر الی رحمتك، فصل علی محمد و ال محمد وجد علی عبدك انك ذو فضل عظیسم ) .

یعنی: بار الها! من محل روزی خود را نمی دانم و بر اساس گمانهایی كه به قلبم خطور می كند، شهرها را جستجو می كنم (تا بدان برسم) در این قضیه حیران و سر گردان مانده ام كه (روزی من كجاست) آیا در دشت و صحراست یا در كوهها؟

در زمین است یا در آسمان؟ در خشكی است یا در دریا؟ به دست چه كسی است و به جانب چه كسی باید رفت؟ اما می دانم كه تو هم محلش را می دانی و هم موجبات و اسبابش به دست تو است. و آن را بر اساس لطف و رحمتش تقسیم می كنی.

خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست و روزی مرا وسیع گردان، طلب آن را آسان و محل دریافتش را نزدیك قرار بده و برای آنچه برایم مقدر نشده مرا به رنج نینداز (تا زحمت بیهوده در طلبش نكشم) همانا تو از عذاب من بی نیازی ولی من به رحمت تو محتاج هستم، پس بر محمد و آل محمد درود بفرست و بر بنده ات ببخشای كه تو صاحب فضل او عنایتی عظیم هستی ( ۵۶ ) .

ح - برای دفع ترس از ظلم و وارد شدن بر سلطان (جائز) خوب است

خواندن آن دعایی كه حضرت صادق عليه‌السلام هنگام ورود بر منصور می خواند كه:

۱۰۳ - ( یا عدتی عند شدتی، و یا غوثی عند كربتی، احرسنی بعینك التی لا تنام، واكنفنی بركنك الذی لا یرام ) .

یعنی: ای ذخیره و سرمایه من در شداید! و ای فریاد رس من در سختیها! مرا با آن چشمت كه خواب در آن راه ندارد، حراست كن و با آن تكیه گاهت كه شكست ندارد محافظت نما .

ط - برای پرداخت شدن بدهكاری و ادای دین، مناسب است خواندن آنچه معاذ بنجبلنقل كرده كه گفت:

روز جمعه ای با رسول الله نماز جمعه نخواندم، به من فرمود:

۱۰۴ - ( یا معاذ، ما منعك عن الصلوه الجمعه؟ ) .

یعنی: چه چیزی مانع حضور تو در نماز جمعه شده؟.

گفتم: یا رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم یوحنای یهودی از من یك اوقیه ( ۵۷ ) طلا، طلبكار است و كنار در منزل كشیك مرا می كشید، ترسیدم اگر بیرون بیایم مرا بگیرد و نتوانم به نماز جمعه بیایم، فرمود: اتحب یا معاذن ان یقضی الله دینك؟.

یعنی: آیا دوست داری كه خدا دینت را ادا، كند؟ .

گفتم بلی یا رسول الله! فرمود: بگو:

اللهم مالك الملك، توتی الملك من تشاء، و تنزع الملك ممن تشاء، و تعز من تشاء، و تذل من تشاء، بیدك الخیر، انك علی كل شی ء قدیر، تولج اللیل فی النهار، و تولج النهار فی اللیل، و تخرج الحی من المیت، و تخرج المیت من الحی، و ترزق من تشاء بغیر حساب ( ۵۸ ) ، یا رحمن الدنیا والاخره و رحیمهما تعطی منهما ما تشاء و تمنع منهما ما تشاء، صل علی محمد وال محمد اقض عنی دینی یا كریم.

یعنی: بار خدایا! ملك و حكومت در عالم هستی از آن توانست، آن را به هر كه بخواهی می دهی و از هر كه بخواهی می گیری، هر كس را بخواهی عزیز و هر كس را بخواهی ذلیل می كنی. همه نیكیها به دست تو است و بر هر چیزی قادری. شب را در روز نهان می سازی و روز را در شب. زنده را از مرده بیرون می آورد و مرده را از زنده و به هر كه بخواهی، بی حساب روزی می دهی. ای كسی كه در دنیا و آخرت دو رحمت داری، (یكی رحمت واسعه كه همه موجودات از آن بهره می برند و دیگر رحمتی مخصوص بندگان شایسته ات)، این دو رحمت را به هر كه بخواهی می دهی و از هر كه بخواهی منع می نمایی (بار الها!) بر محمد و آل محمد درود فرست و دین مرا ادا كن ای كریم! .

آنگاه فرمود: فلو كان علیك مل ء الارض ذهبا لاداه الله عنك .

یعنی: اگر به اندازه كره زمین طلا بدهكار باشی، ذات اقدس الهی از طرف تو آن را پرداخت خواهد كرد .

ی - برای تقویت قوه حافظه و حفظ نمودن هر آنچه انسان می شنود،

مناسب است دعای مروری از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم كه فرمود:

۱۰۵ - ( یا علی، اذا اردت ان تحفظ كلما تسمع فقل فی دبر كل صلوه ) : ( سبحان من لا یعتدی علی اهل مملكته! سبحان من لا یواخذ اهل الارض بانواع العذاب! سبحان الرووف الرحیم! اللهم اجعل لی فی قلبی نورا و بصرا و فهما و علما انك علیكل شی ء قدیر. )

یعنی: ای علی! هر گاه خواسته آنچه را می شنوی حفظ كنی، بعد از هر نماز بگو: سبحان من... پاك و منزه است خدایی كه بر اهل مملكتش ستم روا نمی دارد. پاك و منزه است خدایی كه ساكنین زمین را با عذابهای گوناگون، گرفتار نمی كند. پاك و منزه است خدای مهربان و رحیم، خدایا! در قلبم برای من نو رودید و فهم و علم قرار بده كه تو بر هر چیزی قادری) .

ك - برای دفع آزار همسایه:

فردی نزد امام حسن بن علی عليهما‌السلام شكایت كرد كه همسایه ام مرا آزار می دهد، حضرت فرمود:

۱۰۶ - ( اذا صلیت المغرب فضل ركعتین ثم قل: یا شدید المحال، یا عزیز اذللت بعزتك جمیع ما خلقت، اكفنی شر فلان بما شئت ) .

یعنی: پس از نماز مغرب، دو ركعت نماز بگزار و بعد از آن بگو: یا شدید المحال... ای آن كه مكرت شدید است! ای آن كه جمیع مخلوقات را در برابر عزت خوار و ذلیل قرار دادی! شر فلانی را از من بردار هر طور كه خودت خواسته باشی.

این شخصی، طبق دستور حضرت عمل كرد، نیمه شب صدای فریاد و شیون شنید، به او خبر دادند كه فلان كس (یعنی همان همسایه) مرد.

نظیر این سرد ادعیه و اخبار، زیاد است كه با ذكر آن، بحث طولانی می شود.

برای اطلاع از آنها به كتابهای دعا مراجعه شود.

سبب چهارم، نقش زمان دعا

الف - دعای سمات (۵۹) :

۱۰۷ - مستحب است خواندن دعای سمات در آخرین لحظات روز جمعه و نیز بعد از آن گفته شود:

( اللهم انی اسالك بحرمه هذا الدعاء و بما فات منه من الاسماء و بما یشتمل علیه من التفسیر و التدبیر الذی لا یحیط به الا انت ان تفعل بی كذا و كذا ) .

یعنی: خدایا! تو را به حرمت این دعا و به حرمت آن اسمهائی كه در آن نیامده، و به تفسیر و تدبیر آن اسمها كه غیر از تو احدی آن را نمی داند، سوگندت می دهم كه حاجات مرا به این شرح بر آوری....

6 - چه كسی را می توانم صدا بزنم؟ در حالی كه تو فضل و عطایت را از فقیری چون من، منع كرده باشی.

7 - مجد و عظمت تو برتر از آن است كه گنهكار را نا امید نمایی، در حالی كه عطای تو از هر كسی برتر و بخشش تو از هر كسی، وسیعتر است.

مناجات دیگر:

1 - ( اجلك عن تعذیب مثلی علی ذنبی و لا ناصر لی غیر نصرك یا رب )

2 - ( انا عبدك المحقور فی عظم شانكم من الماء قد انشات اصلی و من ترب )

3 - ( و نقلتنی من ظهر ادم نطفه احدر فی قفر جریح من الصلب )

4 - ( و اخر جتنی من ضیق قعر یمنكم و احسانكم اهوی الی الواسع الرحب )

5 - ( فحاشاك فی تعظیم شانك و العلی تعذب محفورا باحسانكم ربی )

6 - ( لانا راینا فی الا نام معظما یخلی عن المحقور فی الحبس و الضرب )

7 - ( و از فده مالا و لو شاء قتله لقطعه باسیف اربا علی ارب )

8 - ( و ایضا اذا عذبت مثلی و طابعا تنعمه فالعفو منك لمن تحبی )

9 - ( فما هو الا لی فمند رایته لكم شیمه اعددته لمحو للذنب )

10 - ( و اطمعتنی لما رایتك غافرا و وهاب قد سمیت نفسك فی الكتب )

11 - ( فان كان شیطانی اعان جوارحی عصتكم فمن توحید كم خلا قلبی )

12 - ( فتو جید كم فیه و ال محمد سكنتم به فی حبه القلب و اللب )

13 - ( و جیرانكم هذا الجوارح كلها و انت فقد او صیت بالجار ذی الجنت )

14 - ( و ایضا راینا العرب تحمی نزیلها و جیرانها التابعین من الخطب )

15 - ( فلم لا ارجی فیك یا غایه المنی جما مانعا ان صح هذا من العرب )

یعنی:

1 - من تو را بزرگتر از آن می دانم كه انسانی مانند مرا بر گناهانش عذاب نمایی و حال آنكه غیر از نصرت تو، یار و یاوری بر آیم نمانده است.

2 - شان و مقام شما عظیم و رفیع است، ولی من بنده حقیر توام، كه مرا از آب و خاك خلق نمودی.

3 - نطفه مرا از پشت آدم انتقال دادی تا اینكه از صلب پدر، در قعر رحم مادر قرار گرفتم.

4 - باز بر من منت نهاده مرا از تنگنای رحم بیرون كشیدی و به سبب لطف و احسان تو به این دنیای وسیع و فراخ پای نهادم.

5 - از مقام و مرتبه رفیع و عظیم تو دور است كه بنده حقیری مانند مرا - كه به دست تو پرور یده شده - عذاب نمایی.

6 - چون در میان، خلایق، گاهی اوقات دیده می شود كه شخص بزرگی، زندانی پست و حقیر خود را از حبس و زدن، آزاد می كند (تا چه رسد به تو).

7 - علاوه بر آزادی، مالی نیز به او بخشید و حال آنكه اگر می خواست او را بكشد، می توانست با شمشیر پاره پاره اش نماید.

8 - اگر گنهكاری مانند مرا عذاب نمایی و بنده مطیع را نعمت دهی، پس عفو خود را برای چه كسی نگه داشته ای؟.

9 - عفو تنها برای امثال من است. من از روزی كه آن را خوی و خصلت همیشگی شما یافتم، به عنوان محو كننده گناهان خود قرارش دادم.

10 - از وقتی كه خود را در كتابها، غافر و وهاب آمرزنده و بخشنده نام نهادی، مرا به طمع انداختی.

11 - اگر شیطان، اعضا و جوارح مرا كمك كرد كه از فرمان شما سرپیچی كنند، ولی قلب من از توحید (و ایمان به شما) خالی نیست.

12 - به آل محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم سوگند! كه توحید شما در قلب من استوار است، شما خودتان آن را در قلب و اندیشه من كاشته اید.

13 - این اعضا و جوارح من، همگی همسایه های شمایند، خودت امر فرمودی كه حتی با همسایه های دور نیز، خوشرفتاری داشته باشید.

14 - افزون بر این، عرب را می بینیم كه میهمانان خود را حمایت می كنند، و همسایه ها و توابع خود را از بلاهای بزرگ نگهداری می نمایند.

15 - وقتی چنین حمایتی از عربها نیكو و صحیح شمرده می شود، پس چرا من حمایتی كه مانع از آتش جهنم و عذاب باشد را از همچون تویی كه نهایت آرزوها هستی، امیدوار نباشم.

نصیحت (اگر دعا اجابت نشد)

اگر دیدی اجابت دعایت به تاخیر افتاد، سزاوار است كه به قضای الهی راضی باشی و آن را حمل بر خیر كنی. و بدانی كه حتما آن حالی كه فعلا عین صلاح تو است، چون تنها در این صورت است كه به درجه عالی، تفویض و واگذار كردن كارها به ذات اقدس الهی خواهی رسید. در این مورد از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده كه فرمود:

43 - ( لا تسخطوا نعم الله، و لا حوا علی الله، و اذا ابتلی احدكم فی رزقه و معیشه فلا یحدثن شیئا یساله فی ذلك حتفه و هلاكه، ولكن لیقل ) :

اللهم بجاه محمد واله الطیبین ان كان ما كرهته من امری هذا خیرا لی و افضل فی دینی فصبرنی علیه و قونی علی احتماله و نشطنی بثقله، و ان كان خلاف ذلك خیرا فجد علی به و رضنی بقصائك علی كل حال فلك الحمد .

یعنی: از نعمتهای الهی بدتان نیاید و فكر نكرده از خدا چیزی طلب نكنید.

و اگر بلائی در روزی و زندگانی یكی از شما پدیدار شد، مبادا چیز دیگری از خدا طلب كند چون شاید آن چیز جدید، موجب مرگ و نابودی او شود، بلكه اینگونه بگوید:

بار خدایا! تو را به جاه و جلال محمد و آلش صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم قسمت می دهم! اگر این مسئله ای كه مرا ناراحت كرده، برایم خیر است، مرا نسبت بدان صبور گردان و نه تنها قوت بر تحملش عنایت كن، بلكه مرا نسبت بدان با نشاط نیز بگردان. اما اگر خلاف آن برایم خیر است، پس همان (خلاف) را به من ببخش. به هر حال مرا نسبت به قضای خود، راضی گردان كه تنها تو سزاوار ستایشی.

و آنچه كه از امام صادق عليه‌السلام روایت شده نیز همین معنا را می رساند كه: خدای متعال به موسی بن عمران عليه‌السلام اینگونه وحی كرد:

44 - ( یا موسی ما خلقت احب الی من عبدی المومن، و انی انما ابتلیته لما هو خیر له، و اعافیه لما هو خیر له، و انا اعلم بما یصلح عبدی علیه، فلیصبر علی بلائی، و لیشكر علی نعمائی، اثبته فی الصدیقین عندی اذا عمل برضائی و اطاع امری ) .

یعنی: ای موسی! احدی را محبوبتر از بنده مومنم خلق نكردم و اگر او را مبتلا بر بلایی می سازم یا از آن معافش می دارم، حتما به خیر و صلاح اوست؛ چون من صلاح او را بهتر می دانم. پس در موارد بلا، سزاوار است صابر و در موارد نعمت، شاكر باشد تا او را نزد خود جزء صدیقین قرار بدهم. و این وقتی است كه مطابق رضای من عمل كند و فرمان مرا اطاعت نماید .

45 - ( یا عبادی اطیعونی فیما امرتكم به ولا تعلمونی بما یصلحكم فانی اعلم به ولا علیكم بمصالحكم ) .

یعنی: ای بندگان من! هر فرمانی كه دادم اطاعتش كنید، مبادا بخواهید مصالح خود را به من بیاموزید؛ چون من خود بهتر از شما می دانم و بخیل هم نیستم (تا بگویند مصلحت ما را می داند و نمی دهد).

و از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه فرمود:

46 - ( یا عباد الله، انتم كالمرضی، و رب العالمین كالطبیب، فصلاح المرضی بمایعلمه الطبیب و یدبره لا فیما یشتهیه المریض و یفتر حه، الا فسلموا الله امره تكونوا من الفائزین ) .

یعنی: ای بندگان خدا! شما همانند مریض هستید و پروردگار عالمین همانند طبیب است و صلاح مریض در آن چیزی است كه طیب آن را می آموزند و عاقبت اندیشی می كند، نه در اشتهای مریض و خواسته های بی جایش، پس تسلیم فرمان حق باشید تا رستگار و پیروز گردید .

از امام صادق عليه‌السلام نیز آمده است:

47 - ( عجبت للمرء المسلم لا یفضی الله بقضائه الا كان خیراله، ان قرض بالمقاریض كان خیرا اله، و ان ملك مشارق الارض و مغاربها كان خیرا له ) .

یعنی: حالات مرد مسلمان موجب شگفتی است، هر حكمی كه ذات اقدس الهی در مورد او جاری كند برای او خیر می باشد، اگر با قیچی قطعه قطعه گردد خیر اوست كما اینكه اگر مالك شرق و غرب عالم گردد نیز، برای وا خیر خواهد بود .

و از آن حضرت است كه خداوند متعال می فرماید:

48 - ( لیحذر عبدی الذی یستبطی ء رزقی ان اغضب فا فتح علیه بابا من الدنیا ) .

یعنی: آن بنده ای كه گمان می كند من روزی خود را دیر به او می رسانم، باید خود را از غضب من نگه دارد (و چنین گمانی را بر طرف نماید) كه مبادا (در اثر همین خیالش) بابی از دنیا را بر او بگشایم .

و از جمله سخنانی كه ذات اقدس الهی بر داوود نبی عليه‌السلام وحی فرستاد این است كه:

49 - ( من انقطع الی كیفته و من سالنی اعطینه و من دعانی اجبته ) . یعنی: هر كس به من روی كند و از غیر من قطع امید بنماید، او را كفایت می كنم (و كارهایش را بر عهده می گیرم و به انجام می رسانم) هركه از من درخواست كند به او عطا خواهم كرد و هر كه مرا بخواند، جوابش را خواهم داد .

( و انما اوخر دعوته و هی معلقه و قد استجبتها له حتی یتم قضائی فاذا تم قضائی انفذت ما سال ) .

یعنی: و اگر دعای اجابت شده او را معلق می گذارم و آن را به تاخیر می اندازم به خاطر این است كه حكم و قضای من به درجه اتمام و اكمال برسد (و تمام مصالح آن فراهم گردد) و وقتی به این درجه رسید، درخواستش را انجام خواهم داد .

( قل للمظلوم: انما اوخر دعوتك و قد استجبتها لك علی من ظلمك حتی یتم قضائی لك علی من ظلمك لظروب كثیره غابت عنك و انا احكم الحاكمین ) .

یعنی: ای داود! به مظلوم بگو: اگر من دعای مستجاب شده ات علیه كسی كه به تو ظلم روا داشته را به تاخیر می اندازم، به خاطر كامل شدن قضا و فراهم آمدن جهات مصلحت آن است، این جهات بسیار زیاد بوده، تو آن را نمی دانی ولی من احكم الحاكمین هستم (دستوراتم بی پایه و بی سابقه نیست بلكه استوارترین احكام از من صادر می شود .

( ما ان تكون قد ظلمت رجلا فدعا علیك فتكون هذه بهذه لا لك و لا علیك ) .

یعنی: به عنوان مثال، ممكن است تو در گذشته بر كسی ظلمی كرده باشی كه آن مظلوم علیه تو دست به دعا برداشته باشد، در نتیجه این، در مقابل آن، نه طلبكاری و نه بدهكار (و حال آنكه اگر دعای تو علیه ظالم را اجابت می كردم، می بایست دعای آن مظلوم علیه تو را نیز اجابت می نمودم، در نتیجه دچار عذاب و عقاب می شدی).

- ( و اما ان تكون لك درجه فی الجنه لا تبلغها عندی الا بظلمه لك لانی اختبر عبادی فی اموالهم و انفسهم ) .

یعنی: و با اینكه برای تو در بهشت درجه ای فراهم كردم كه بدان نمی رسی مگر اینكه بر تو ظلمی شود؛ چون من بندگانم را در مالها و جانهایشان مورد امتحان و آزمایش قرار می دهم .

( و ربما امرضت العبد فقلت صلاته و خدمته، و لصوته اذا دعانی فی كربته احب الی من صلاه الصلین ) .

یعنی: چه بسا بنده ای را مریض كنم كه اثر آن، نماز و خدمات او كم گردد، اما صدای او در حالت غم و اندوهش، نزد من محبوبتر و دوست داشتنی تر از نماز نماز گزاران است .

( و ربما صلی العبد فاضرب بها واحجب عنی صوته، اتدری من ذلك یا داود؟ ذلك الذی یكثر الالتفات الی حرم المومنین بعین الفسق، و ذلك الذی حدثته نفسه لو ولی امرا لضرب فیه الاعناق ظلما ) یعنی و چه بسا بنده ای نماز بگزارد ولی من همان نماز را بر چهره او بكوبم و صدایش را نشنوم و بدان اعتنایی نكنم.

ای داوود! آیا می دانی او چه كسی است؟ او فردی است كه به حرم مومنین، با نگاه شهوت آلود و حرام، زیاد می نگرد و كسی است كه اگر بر مردم حاكم شود، ظلم كرده، گردنها را می زند .

( یا داود، نح علی خطیئتك الثكلی علی ولدها ).

یعنی: ای داوود! برای گناهانت نوحه و زاری كن آنچنان كه مادر فرزند مرده بر پسرش نوحه و زاری می كند .

( لو رایت الذین یاكلون الناس بالسنتهم و قد بسطتها بسط الادیم، و ضربت نواحی السنتهم بمقامع من نار، ثم سلطت علیهم موبخا لهم یقول: یا اهل النار، هذا فلان السلیط فاعرفوه ) .

یعنی: خوب بودی می دیدی حالات آن افرادی را كه با زبانشان، گوشت مردم را می خورند (نظیر غیض كنندگان) در حالی كه زبانهایشان را مانند پوستی می گسترانم و اطرافش را با گرزهایی از آتش می زنم، سپس فردی را بر او می گمارم كه توبیخش كند و بگوید: ای اهل جهنم! این فلان شخص بد زبان است بشناسیدش .

( كم ركعه طویله فیها بكاء بخشیه قد صلاها صاحبها لا تساوی عندی فتیلا حین نظرت فی قبله فوجدته ان سلم من الصلوه و برزت له امراه و عرضت علیه نفسها اجابها، و ان عامله مؤمن خاتله ).

یعنی: چه بسا ركعتهای طولانی كه دارای اشك و گریه از روی خشیت باشد اما نزد من ذره ای (حتی به مقدار تار باریك هسته خرما) ارزش ندارد، چون وقتی نظر به قلب او می كنم، می بینم اگر بعد از نماز، زنی خود را به او عرضه كند، اجابتش خواهد كرد. و اگر مومنی با وی معامله ای انجام بدهد، آن مؤمن را فریب خواهد داد .

روایات

اخباری كه دلالت بر تشویق به دعا دارند بسیارند كه ذكر همه آنها موجب طولانی شدن بحث می شود، بنابر این فقط نمونه هایی از آن عرضه می گردد:

اول - حنان بن سدیر می گوید به امام باقر عليه‌السلام عرض كردم: كدام عبادت برتر است؟ فرمود:

50 - ( ما من شی ء احب الی الله من ان یسال و یطلب ما عنده، و ما احد ابغض الی الله ممن یستكبر عن عبادته ولا یسال ما عنده ) .

یعنی: هیچ چیزی نزد خدا محبوبتر از این نیست كه بندگان از او طلب كنند و حاجت بخواهند. و هیچ كس نزد او مبغوض تر نیست از كسی كه از عبادت خدا سركشی و از او چیزی نخواهد .

دوم - زراره از امام باقر عليه‌السلام روایت كرد كه حضرت فرمود:

51 - ( ان الله عزوجل یقول: ان الذین یستكبرون عن عبادتی سید خلون جهنم داخرین. قال: هو الدعاء و افضل العباده الدعاء ) .

یعنی: خداوند سبحان می گوید: كسانی كه از عبادت من استكبار بورزند، با خواری داخل در جهنم می شوند، منظور از عبادت، دعاست كه برترین عبادت است .

زراره می گوید: عرض كردم معنای این آیه چیست كه می فرماید:

( ان ابراهیم لاواه حلیم ) ( 32 ) قال: الاواه هو الدعاء.

یعنی: هر آینه ابراهیم او اه و بردبار بود فرمود: او اه یعنی بسیار دعا كننده .

سوم - ابن قداح از امام ششم عليه‌السلام اینگونه روایت كرد:

52 - ( قال امیر المومنین عليه‌السلام : احب الاعمال الی الله فی الارض الدعاء، و افضل العفاف، قال: و كان امیر المومنین عليه‌السلام رجلا دعاء ) .

یعنی: امیر المومنین علی بن ابی طالب عليه‌السلام فرمود: محبوبترین كارها در روی زمین، نزد خداوند متعال، دعاست. و برترین عبادت عفاف می باشد. بعد حضرت صادق عليه‌السلام فرمود: امیر المومنین عليه‌السلام بسیار اهل دعا بود .

چهارم - عبید بن زراره از پدرش و او هم از مردی نقل كرده كه حضرت جعفر بن محمد الصادق عليه‌السلام فرمود:

53 - ( الدعاء هو العباده قال الله: ان الذین یستكبرون عن عبادتی... الایه ادع الله ولا تقل الامر قد فرغ ) .

یعنی: دعا همان عبادتی است كه در آیه شریفه آمده: كسانی كه از عبادت من سركشی كنند... خدا را بخوان و نیكوكار از كار گذشته است .

پنجم - عبد الله بن میمون قداح از امام صادق عليه‌السلام روایت كرد كه فرمود:

54 - ( الدعاء كهف الاجابه كما ان السحاب كهف المطر ) .

یعنی: دعا معدن (و موجب) اجابت است همچنانكه ابر، معدن باران می باشد .

ششم: هشام بن سالم گوید امام صادق عليه‌السلام فرمود:

55 - ( اتعرفون طول البلاء من قصره؟ قلنا: لا. قال: اذا الهم احدكم الدعاء فاعلموا ان البلاء قصیر ) .

یعنی: آیا می توانید بلای طولانی را از بلای كوتاه تشخیص بدهید؟ گفتند: نه. فرمود: هرگاه به یكی از شما دعا الهام گردید (و بدان موفق شد) بدانید كه بلا كوتاه خواهد بود .

هفتم - ابو ولاد گوید : امام موسی كاظم عليه‌السلام فرمود:

56 - ( ما من بلاء ینزل علی عبد مؤمن فیلهه الله الدعاء الا كان كشف ذلك البلاء و شیكا، و ما من بلاء ینزل علی عبد مؤمن فیمسك عن الدعاء الا كان البلاء طویلا فاذا نزل البلاء فعلیكم بالدعاء و التضراع الی الله عزوجل ) .

یعنی: اگر بلا بر بنده مومنی كه خداوند او را موفق به دعا كرده نازل شود، بزودی بر طرف خواهد شد، اما اگر بر بنده مومنی كه از دعا كردن دست نگه داشته، بلایی نازل گردد، طولانی خواهد گردید، پس هرگاه بلایی نازل شد، بر شماست كه به درگاه خداوند عزیز و جلیل، دعا و تضرع كنید .

هشتم -از وجود مقدس حضرت رسول صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت گردید:

57 - ( افزعوا الی الله فی حوائجكم، و الجلاوا الیه فی ملماتكم، و تضرعوا الیه و ادعوه فان الدعاء مخ العباده، و ما من مؤمن یدعو الله الا استجاب له، فاما ان یعجل له فی الدنیا او یوجل له فی الاخره، و اما ان یكفر عنه من ذنوبه بقدر ما دعا ما لم یدع بماثم ) .

یعنی: در حوائجتان از خدا كمك بخواهید، در شداید و گرفتاریها به او پناه ببرید و به سوی او تضرع كنید، او را بخوانید و دعا كنید؛ چون دعا مغز عبادت است، هیچ مومنی خدا را نمی خواند مگر آنكه به یكی از این وجوه اجابت می شود:

- یا در دنیا بزودی حاجتش را خواهد گرفت.

- یا در آخرت آن را دریافت خواهد كرد.

- و یا به مقداری كه دعا كرده، گناهانش پرده پوشی خواهد شد به شرط آنكه برای گناه دعا نكرده باشد .

نهم - و نیز از آن حضرت نقل گردیده است كه:

58 - ( اعجز الناس من عجز عن الدعاء، و ابخل الناس من بخل بالسلام ) .

یعنی: عاجزترین مردم كسی كه از دعا درمانده باشد و بخیل ترین مردم كسی است كه در سلام كردن، بخل بورزد .

دهم - همچنین فرمود:

59 - ( الا ادلكم علی ابخل الناس، و اكسل الناس، و اسرق الناس، و اجفا الناس، و اعجز الناس؟ قالوا: بلی یا رسول الله، قال: اما بخل الناس، فرجل یمر بمسلم و لم یسلم علیه، و اما اكسل الناس، فعبد صحیح فارغ لا یذكر الله بشفه ولا بلسان. و اما اسرق الناس، فالذی یسرق من صلاته تلف كما یلف الثوب الخلق فیضرب بها و جهه. و اما اجفا الناس، فرجل ذكر، بین یدیه فلم یصل علی. و اما اعجز الناس، فمن یعجز عن الدعاء ) .

یعنی: آیا بخیل ترین، كسل ترین، و دزدترین، و ستمكارترین و عاجزترین مردم را به شما معرفی كنم؟ گفتند: بلی یا رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

- بخیل ترین مردم كسی است كه گذارش بر مسلمانی می افتد ولی به او سلام نمی كند.

- كسل ترین مردم فردی است كه از صحت و سلامت برخوردار است ولی در اوقات بیكاری با لب و زبانش ذكر حق نمی گوید.

- دزدترین مردم كسی كه از نمازش می كاهد، چنین نمازی همانند لباس كهنه، در هم پیچیده شده به صورتش زده می شود.

- جفا كار ترین مردم كسی است كه نام من در برابرش برده می شود، ولی بر من صلوات نمی فرستد.

- عاجزترین مردم كسی است كه از دعا، درمانده باشد .

یازدهم - و نیز از آن حضرت روایت شده است كه فرمود:

60 - ( افضل العبادات الدعاء، و اذا اذن الله للعبد فی الدعاء فتح له باب الرحمه، انه لن یهلك مع الدعاء احد ) .

یعنی: برترین عبادت، دعاست، اجازه دعا كردن از سوی خداوند متعال و گفتگوی بنده با او مساوی است با گشودن در رحمت برای وی، كسی كه اهل دعا باشد، هرگز بدبخت نمی شود .

دوازدهم - معاویه بن عمار گوید : به امام صادق عليه‌السلام عرض كردم: دو نفر در یك لحظه نمازشان را آغاز می كنند، یكی از آن دو در نمازش قرآن بیشتری تلاوت می كند و دیگری بیشتر دعا می نماید و سپس هر دو در یك لحظه نمازشان را پایان می دهند، كدامیك افضلند؟ فرمود:

61 - ( كل فیه فضل و كل حسن ) .

یعنی: هر دو دارای فضیلت بوده و هر دو نیكند .

گفتم: می دانم هر دو خوبند، ولی می خواهم بدانم كدامیك بهتر است؟

فرمود:

( الدعاء افضل، اما سمعت قول الله عزوجل: و قال ربكم ادعونی استجب لكم ان الذین یستكبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین؟ هی والله العباده، هی والله افضل؛ هی والله العباده، هی والله اشدهن ) .

یعنی: دعا، برتر است، مگر سخن خدای متعال را نشنیدی كه فرمود: مرا بخوانید تا اجابتتان كنم، همانا كسانی كه از عبادت من سركشی كردند، آن را با خواری داخل جهنم خواهم كرد، به خدا قسم! منظور از عبادت، همان دعاست، به خدا قسم! دعا برتر است، به خدا قسم! دعا عبادت است، به خدا قسم! دعا شدیدترین عبادت است .

سیزدهم: یعقوب بن شعیب گوید: شنیدم كه امام صادق عليه‌السلام فرمود:

62 - ان الله اوحی الی ادم عليه‌السلام انی ساجمع لك الكلام فی اربع كلمات. قال: یا رب ما هن؟ قال: واحده لی ء واحده لك، واحده فیما بینی و بینك، واحده بینك و بین الناس، فقال ادم عليه‌السلام : بینهن لی یا رب. فقال الله تعالی: اما التی هی لی فتعبدنی ولا تشرك بی شیئا، و اما التی لك فاجزیك بعملك احوج ما تكون الیه، و اما التی بینی و بینك فعلیك الدعاء و علی الا جابه، و اما التی بینك و بین الناس فترضی للناس ما ترضی لنفسك .

یعنی: خداوند متعال بر حضرت آدم عليه‌السلام وحی فرستاد كه من تمام سخنان را در چهار جمله برای تو گرد می آورم.

گفت: پروردگار! آن چهار جمله چیست؟

فرمود: یكی مال من، دیگری مال تو، سومی مربوط به ما بین من و تو و آخری مربوط به ما بین تو و مردم است.

حضرت آدم عليه‌السلام گفت: پروردگار! آنها را برایم روشن كن خداوند متعال فرمود:

- آنكه مال من است این است كه بنده من باشی و چیزی را شریك من قرار ندهی.

- و آنكه مال تو است كه جزای عملت را به چیزی كه بیشترین احتیاج را بدان داری می دهم.

- و آنكه مربوط به ما بین من و تو است این است كه تو دعا كن، من اجابت می نمایم.

- و آنكه مربوط به مابین تو و مردم است این است كه هر آنچه را كه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند .

چهاردهم: از كتاب دعای محمد بن حسن صفار از رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل شده كه فرمود:

63 - ( یدخل الجنه رجلان كانا یعملان عملا واحدا فیری احد هما صاحبه فیقول: یا رب، بما اعطیته و كان عملنا واحدا؟ فیقول الله تبارك و تعالی: سالنی و لم تسالنی، ثم قال صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم : اسالوا و اجزلوا فانه لا یتعاظمه شی ء ) .

یعنی: دو نفر كه هر دو یك گونه عمل انجام داده اند وارد بهشت می شوند ولی یكی دیگری را برتر از خود می بیند، لذا می گوید: پروردگار! من و او عملمان یكی بود، این مقام برتر او در برابر چیست؟ خدای تبارك و تعالی می فرماید: او از من درخواست كرد ولی تو نخواستی. آنگاه حضرت فرمود: از خدا بخواهید و زیاد هم بخوانید؛ چون در برابر ذات اقدس حدیث، چیزی بزرگ نیست .

پانزدهم - و نیز در همان كتاب آمده است كه از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

64 - ( لیسالن الله او لیقضین علیكم، ان الله عبادا یعملون فیعطیهم، و اخرین یسالونه صادقین فیعطیهم ثم یجمعهم فی الجنه فیقول الذین عملوا: ربنا عملنا فاعطیتنا فبما اعطیت هولاء؟ فیقول: هولاء عبادی اعطیتكم اجوركم و لم التكم من اعمالكم شیئا، و سالنی هولاء فاعطیتهم، و هو فضلی اوتیهه من اشاء ) .

یعنی: از خدا بخواهید تا او حكم كند، همانا خداوند متعال به یك سری از بندگانش در مقابل اعمالشان بخشش دارد و به گروه دیگر در برابر درخواست صادقانه شان، سپس هر دو گروه را در بهشت جمع می كند، گروه اول می گویند: پروردگار! ما اهل عمل بودیم، به ما عطا كردی اما اینها را به چه سبب؟ می فرماید: اینان بندگان من هستند، من اجر و پاداش شما را و از آن چیزی كم نكردم، اما اینان از من درخواست كردند و من هم از فضل و رحمت فوق العاده خود به آنان دادم (بلكه) به هر كسی كه بخواهیم، می دهم .


3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23