آيين بندگى و نيايش

آيين بندگى و نيايش8%

آيين بندگى و نيايش نویسنده:
مترجم: حسین غفاری ساروی
گروه: کتابخانه فلسفه و عرفان

آيين بندگى و نيايش
  • شروع
  • قبلی
  • 30 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 49989 / دانلود: 9577
اندازه اندازه اندازه
آيين بندگى و نيايش

آيين بندگى و نيايش

نویسنده:
فارسی

ب - از امام باقر عليه‌السلام روایت شده كه در ثلث دوم ماه مبارك رمضان (یعنی ازیازدهم تا بیستم) قرآن كریم را گرفته می گشایی و می گویی:

۱۰۸ - ( اللهما انی اسالك بكتابك المنزل و ما فیه و فیه اسمك الا عظم الاكبر واسماوك الحسنی و ما یخاف و یرجی ان تجعلنی من عتقائك من النار ) .

یعنی: خدایا! از تو درخواست دارم سوگند می دهم به قرآنی كه نازلش كردی و به هر آنچه در آن است از اسم اعظم و سایر اسماء حسنات گرفته تا آیاتی كه موجب خوف و رجاست كه مرا جزء رهایی یافتگان از آتش جهنم قرار دهی.

سپس هر حاجت كه می خواهی طلب كن.

ج - خواندن سوره قدر در ثلث آخر شب جمعه:

۱۰۹ - در روایت فضیلت پانزده مرتبه خواندن سوره قدر در یك سوم باقی مانده از شب جمعه ( ۶۰ ) ذكر شده است و بعد از آن هر دعایی كه می خواهد بنماید.

سبب پنجم: نقش مكان در دعا

الف - دعای مخصوص كنار قبر امام حسین عليه‌السلام :

از امام صادق عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

۱۱۰ - ( من كان له حاجه الی الله عزوجل فلیقف عند راس الحسین عليه‌السلام و لیقل: یا ابا عبد الله، اشهد انك تشهد مقامی، و تسمع كلامی، و انك حی عند ربك ترزق، فاسال ربك و ربی قضاء حوائجی ) .

یعنی: اگر كسی، حاجتی دارد، برود بالای سر مقدس امام حسین عليه‌السلام و بگوید: ای ابا عبد الله! شهادت و از روزی خاص الهی بهره مندی، پس از خدا تقاضا كن كه حوایج مرا بر آورده سازد. (كه ان شاء الله بر آورده خواهد شد).

ب: دعای مخصوص نزد قبر امام هادی عليه‌السلام :

روایت شده است كه فردی هر سال مبلغی از خلیفه دریافت می كرد، ولی چند سال بود كه خلیفه آن را قطع كرده بود. این فرد، نزد امام هادی عليه‌السلام آمده ماجرا را نقل كرد و از او خواست هرگاه نزد خلیفه رفت، قضیه را به او بگوید و برای شفاعت كند. سپس از نزد امام عليه‌السلام خارج شد. هنگام شب، فردی از طرف خلیفه نزد او آمد و احضارش كرد، مرد آماده شد و به سوی دربار خلیفه به راه افتاد، در بین راه چند فرستاده را مشاهده كرد كه همه می گفتند: نزد خلیفه برو... وقتی به دربار رسید از دربان پرسید. آیا علی بن محمد هادی عليهما‌السلام اینجا آمد.

گفت: خیر.

بالاخره وارد شد و خلیفه از او به گرمی استقبال كرد و در نزدیكی خود نشاند و دستور داد هر آنچه در مدت این چند سال از او دریغ داشته اند به او بدهند.

مرد، از نزد خلیفه به سوی خانه حركت كرده ناگاه دید همان دربان كه نامش فتحبود به او می گوید: به امام هادی عليه‌السلام بگو آن دعایی را كه برای تو كرده به من نیز یاد بدهد.

آن فرد، بعدا خدمت امام عليه‌السلام رسید، وقتی حضرت چهره بشاش او را مشاهده كرد، فرمود: خوشحال به نظر می رسی گویا راضی شدی؟

گفت: بلی... ولی می گویند شما نزد خلیفه نرفته اند؟ فرمود:

۱۱۱ - ( ان الله عودنا ان لا نلجا فی المهمات الا الیه، ولا نسال سواه، فخفت ان اغیر فیغیر ما بی ) .

یعنی: خداوند متعال با ما قرار گذاشته كه در امور مهم فقط به او رجوع كنیم و از او چیز بطلبیم، من ترسیدم كه اگر بر طبق وعده نكنم، او نیز عمل ننماید .

آن مرد گفت: فتح (دربان دربار خلیفه) می گوید: آن دعایی را شما بدان دعا كرده اید، به من بیاموزانید. فرمود:

( ان الفتح یوالینا بظاهره دون باطنه، الدعاء به بشرط ان یوالینا اهل البیت، لكن هذا الدعاء كثیرا ما ادعو به عند الحوائج فتقضی، و قد سالت الله عزوجل ان لا یدعو به بعدی احد عند قبری الا استجیب له، و هو ) .

یعنی: فتح، فقط در ظاهر ابراز دوستی ما را می كند، اما در باطنش خیر. دعا شرط دارد و شروطش دوستی ما اهل بیت است. اما اینكه از دعا پرسیدی، دعایی است كه من در بسیاری از موارد با آن خداوند سبحان را خوانده حاجاتم را می طلبم و بر آورده می شود. از خداوند عزیز و جلیل، خواستم كه هر كس بعد از من بر سر قبرم این دعا را خواند، اجابت شود و آن دعا این است:.

( یا عدتی عند العدد، و یا رجائی و المعتمد، و یا كهفی و السند، و یا واحد، یا احد، و یا قل هو الله احد، اسالك اللهم بحق من خلفته من خلقك و لم تجعل فی خلقك مثلهم احدا ان تصلی علیهم و ان تفعل بی كذا و كذا ) .

یعنی: ای سرمایه روزگار پیری اما! ای امید و اعتمادم! ای ملجا و تكیه گاهم! ای تنهای بی همتا! و ای كه قل هو الله احد در شان تو است! خدایا! تو را بحق آن دسته از مخلوقات كه مانند شان نیافریده ای (یعنی محمد و آلش عليه‌السلام سوگند می دهم كه بر آنان درود فرست و حوایج مرا به این شرح بر آورده ساز....

امثال اینگونه دعاها بسیار است كه به همین مقدار كفایت می كنیم.

توجه: اینكه حضرت فرمود: دعا به شرط ولایت ما اهل بیت است، اشاره به شرط قبولی دعاست، بلكه شرط قبولی همه اعمال چه واجب و چه مستحب می باشد، و آنچه محمد بن مسلم رحمه‌الله از امام محمد باقر یا امام جعفر صادق عليهما‌السلام نقل كرده، در همین معناست كه فرمود:

۱۱۲ - ای ابا محمد! مثل ما خاندان نبوت مثل آن خاندانی است كه در نبی اسرائیل بودند كه: هر گاه یكی از آنان چهل شب در راه خدا كوشش می كرد و دعا می نمود، اجابت می شد، ولی یكی از آنان پس از چهل شب بندگی و ترك گناه، هر چه دعا كرد مستجاب نشد، نزد حضرت عیسی عليه‌السلام آمد و از این وضعش شكایت كرده از آن حضرت خواست كه برایش دعا كند، حضرت عیسی عليه‌السلام تطهیر كرد (وضو ساخت) نماز گزارد و سپس دعا كرد، وحی رسید كه ای عیسی! بنده من از راهی كه می بایست بیاید نیامد و به بیراهه رفت، چون او دعا كرد در حالی كه در قبلش نسبت به نبوت تو شك داشت، و اگر به همین حال دعا كند، حتی اگر گردنش هم قطع گرد دو سرانگشتانش پراكنده شوند، او را اجابت نخواهم كرد.

عیسی عليه‌السلام به آن فرد گفت: خدای را می خوانی در حالی كه نسبت به پیامبرش شك داری؟

گفت: ای روح خدا! اینكه می گویی درست است (من نسبت به نبوت تو شك دارم) از خدا بخواه كه این شك را از من برطرف نماید.

در اینجا حضرت عیسی عليه‌السلام برایش دعا كرد، خداوند متعال هم تفضل نمود و او به سوی خاندانش برگشت و جری آنان گردید.

ما اهل بیت هم همینگونه هستیم، خداوند متعال عمل بنده ای را كه در ما شك داشته باشد، قبول نمی كند) .

سبب ششم: رابطه كارهای نیك با دعا

  الف - بعد از نماز:

امیر المومنین علی عليه‌السلام نقل كرده است كه رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۱۱۳ - ( من ادی لله مكتوبه فله فی اثرها دعوه مستجابه ) .

یعنی: هر كس نماز واجبی به جای آورد و پس از آن دعا كند، مستجاب خواهد شد .

این فحام گوید: امیر المومنین عليه‌السلام را در عالم خواب دیده از او در مورد صحت این خبر سوال كردم فرمود: صحیح است، هر وقت نماز واجبی به جای آوردی به سجده برو و بگو:

( اللهم انی اسالك بحق من رواه، و بحق من روی عنه، صل علی جماعتهم و افعل بی كیت و كیت ) .

یعنی: خدایا! از تو درخواست دارم و تو را سوگند می دهم به حق كسی كه این حدیث را روایت كرد (یعنی علی عليه‌السلام و به حق كسی كه حدیث از او روایت شده (یعنی رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم كه بر گروه آنان درود بفرستی و این كارها را برایم انجام دهی....

از امام صادق عليه‌السلام روایت است كه فرمود:

۱۱۴ - ( ان الله فرض علیكم الصلوه فی احب الاوقات الیه، فاسالوا الله حوادئجكم عقیب فرائضكم ) .

یعنی: خداوند متعال در ساعاتی نماز را بر شما واجب ساخت كه محبوبترین اوقات نزد اوست، پس بعد از انجام نماز، از خدا حاجاتتان را درخواست كنید .

از امیر المومنین علی عليه‌السلام نقل است كه فرمود:

۱۱۵ - ( لا ینفتل العبد من صلاته حتی یسال الله اجنه، و یستجیر به من النار، و ان یزوجه حور العبین ) .

یعنی: بنده از نماز بر نگردد مگر اینكه: از او بهشت را طلب كند، از آتش جهنم به او پناه ببرد و از او بخواهد كه حوارالعین را به تزویجش در آورد .

ابی حمزه گوید: شنیدم كه ابا جعفر امام محمد باقر عليه‌السلام می فرمود:

۱۱۶ - ( اذا قام المومن فی الصلاه بعث الله حور العین حتی یحدقن به، فاذا انصرف و لم یسال الله منهن شیئا تفرقن متعجبات ) .

یعنی: وقتی مومنی به نماز می ایستد، خداوند متعال حورالعین را مامور می كند كه دور او را بگیرند، اگر این مؤمن بعد از نماز برخیزد و از خدا آنان را طلب نكند، آن حورالعین با تعجب متفرق می شوند فضل بقباق از امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۱۱۷ - ( یستجاب الدعاء فی اربعه مواطن: فی الوتر، و بعد الفجر، و بعد الظهر، و بعدالمغرب ) .

یعنی: دعا در چهار موقعیت مستجاب می شود: در نماز وتر، از صبح، بعد از ظهر، و بعد از مغرب .

یعنی: دعا در چهار موقعیت مستجاب می شود: در نماز وتر، بعد از صبح، بعد از ظهر، و بعد از مغرب .

و در روایتی آمده كه بعد از مغرب، سجده كند و در سجودش دعا نماید.

ب - دعای فقیر:

وقتی چیزی به فقیر می دهند اگر فقیر در حق آن دهنده، دعا كند، مستجاب است، اما اگر در همان حال در حق خودش دعا نماید، مستجاب نیست. امام زین العابدین عليه‌السلام به خادم منزلشان كه مامور دادن صدقه به فقرا بود، می فرمودند:

۱۱۸ - ( امسك قلیلا حتی یدعو ) .

یعنی: مقداری نزد فقیر مكث كن تا دعا كند .

و نیز فرمود:

۱۱۹ - ( دعوه السائل الفقیر لاترد ) .

یعنی: دعای فقیر بر گشت ندارد .

و نیز گفته شده است كه آن حضرت به خادمی كه مامور صدقه دادن به فقیر بود، امر می كرد كه به فقیر بگوید دعا كند.

از امام باقر یا امام صادق عليهما‌السلام نقل است كه فرمود:

۱۲۰ - ( اذا اعطیتموهم فلقنوهم ادعاء فانه یستجاب لهم فیكم ولا یستجاب لهم فی انفسهم ) .

یعنی: وقتی به فقرا چیزی می دهید به آنان تلقین كنید كه دعا كنند، چون دعای اینان در حق شما مستجاب می شود ولی در حق خودشان، خیر .

صدقه و آداب آن

امام زین العابدین عليه‌السلام وقتی صدقه ای می داد، دست خود را می بوسید، علت آن را از حضرت جویا شدند، فرمود:

۱۲۱ - ( آنها فی ید الله قبل آن تقع فی ید السائل ) .

یعنی: قبل از اینكه صدقه در دست سائل نهاده شود، در دست خداوند قرار می گیرد .

امیر المومنین عليه‌السلام فرمود:

۱۲۲ - ( اذا ناولتم السائل فلیرد الذی یناوله یده الی فیه فیقبلها، فان الله عزوجل یاخدها قبل ان تقع فی ید السائل، فانه عزوجل یاخذ الصدقات ) .

یعنی: وقتی به فقیری چیزی می دهید، كسی كه داده، دست خود را به طرف لباس خویش برده آن را ببوسد، چون قبل از اینكه صدقه در دست سائل قرار گیرد، خداوند متعال آن را تحویل می گیرد كه او تحویل گیرنده صدقات است .

رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۱۲۳ - ( ما تقع صدقه المومن فی ید السائل حتی فی ید الله تعالی ) .

یعنی: صدقه ای كه مؤمن آن را می دهد، قبل از اینكه در دست فقیر واقع شود، در دست خداوند متعال قرار می گیرد .

سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود:

( الم تعلموا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده و یاخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحیم ) ( ۶۱ ) .

یعنی: آیا نمی دانید كه خداوند متعال خودش توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را تحویل می گیرد. و آیا نمی دانید كه او توبه پذیر و مهربان است .

از امام صادق عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

۱۲۴ - ( ان الله تبارك و تعالی یقول: ما من شی ء الا و قد و كلت من یقبضه غیری الا الصدقه فانی اتلقفها یبدی تلفقا حتی ان الرجل لیصدق، او المراه التصدق بالتمره، او بشق تمره، فاریبها له كما یربی الرجل فلوه و فصیله فیلقانی یوم القیامه و هی مثل جبل احد ) .

یعنی: برای هر عمل خیری، كسی را وكیل كرده ام كه آن را تحویل بگیرد، غیر از صدقه كه خودم با دستم فورا آن را می گیرم ( ۶۲ ) ممكن است مردی یا زنی یك دانه یا یك نصف دانه خرما صدقه بدهد، من آن را آنقدر بزرگش می كنم مانند بزرگ كردن كره اسب یا بچه شتر (كه چگونه در ابتدا بسیار كوچك است ولی بعدها به صورت حیوان عظیم الجثه در می آید) تا جایی كه روز قیامت مرا ملاقات می كند در حالی كه آن یك دانه یا نیم دانه خرما به اندازه كوه احد گردیده است (یعنی كوه احد چند برابر یك دانه خرماست؟ به همین نسبت روز قیامت به او پاداش خواهم داد).

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

۱۲۵ - ( استنزلوا الرزق بالصدقه ) .

یعنی: از راه صدقه دادن روزیتان را بجویید .

روزی آن حضرت به فرزندش محمد فرمودند:

۱۲۶ - فرزندم چه مقدار از آن خرجی نزد تو هست؟

گفت: چهل دینار.

فرمود: آن را بیرون بیاور و در راه خدا صدقه بده.

گفت: غیر از این چیز دیگری نداریم، فرمود:

( تصدق بها فان الله تعالی یخلفها، اما علمت ان لكل شی ء مفتاحا و مفتاح الرزق الصدقه؟ فتصدق بها ) .

یعنی: آن را در راه خدا بده تا خداوند متعال عوضش را به ما بدهد، مگر نمی دانی كه هر چیزی كلیدی دارد و كلید روزی، صدقه است؟ پس آن را صدقه بده .

فرزند حضرت آن كار را انجام داد، ده روز نگذشت كه از طریقی، چهل هزار دینار به حضرت رسید.

و نیز فرمود:

۱۲۷ - ( الصدقه تقضی الدین و تخلف بالبراكه ) .

یعنی: بخشش در راه خدا موجب پرداخت بدهكاری می شود و بركت برجای می گذارد .

همچنین فرمود:

۱۲۸ - ( اذا املقتم فتاجروا الله بالصدقه ) .

یعنی: هر گاه فقیر و بی چیز شدیدت از طریق صدقه دادن، با خدا معامله كنید (یعنی شما در راه خدا صدقه بدهید تا خداوند به شما بیشتر بدهد).

امام باقر عليه‌السلام فرمود:

۱۲۹ - ( ان الصدقه لتدفع سبعین عله من بلایا الدنیا مع میته السوء، ان صاحبها لا یموت میته السوء ابدا ) .

یعنی: همانا صدقه هفتاد بلا و مرض از بلاهای دنیا را دفع می كند به اضافه مرگ بد كه صدقه دهنده هرگز با مرگ بد، نمی میرد .

گفته شده روزی حضرت عیسی عليه‌السلام با اصحابش نشسته بودند كه مردی از كنار آنان گذشت، حضرت به یاران خود فرمود:

۱۳۰ -این مرد خواهد مرد. پس از گذشت زمانی، دیدند آن مرد برگشت در حالی كه یك بار هیزم حمل می كند. اصحاب پرسیدند ای روح الله! به ما خبر دادی كه او می میرد ولی الان می بینیم كه زنده است.

عیسی عليه‌السلام به آن مرد گفت: بار خود را بر زمین بگذارد. آن مرد بارش را بر زمین گذاشت و آن را باز كرد، ناگاه دیدند مار بزرگ سیاهی در حالی كه سنگی در دهان دارد در بین هیزم هاست. حضرت به آن مرد گفت: امروز چكار كرده ای؟

او گفت: ای روح الله! دو قرص نان داشتم، گدایی از كنارم گذشت، یكی از آن دو قرص را به او دادم (یعنی اگر تصدق آن یك قرص نان نبود، آن مار سیاه، این مرد را می گزید و می كشت).

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

۱۳۱ - ( ما احسن عبد الصدقه الا احسن الخلافه علی ولده من بعده ) .

یعنی: هر كس نیكو صدقه بدهد، خداوند متعال بعد از مرگ او بهتر از آن را برای فرزندانش جایگزین می نماید .

و نیز از آن حضرت نقل شده است كه در مورد آیه كریمه ( واطعموا القانع و المعتر ) ( ۶۳ ) . پر معنی گوشت قربانی را به قانع و معتبر بدهید تا بخورند فرمود:

۱۳۲ - ( القانع الذی یسال و المعتر صدیقك ) .

یعنی: قانع، آن فقیری است كه درخواست می كند و معتبر، دوست تو می باشد .

۱۳۳ - امام صادق عليه‌السلام در سرزمین منا بودند كه فقیری نزد آن حضرت آمد، ایشان دستور دادند یك خوشه انگور به او بدهند. فقیر گفت: به این نیازی ندارم، پول می خواهم.

حضرت فرمودند: خدا برایت گشایشی قرار بدهد. آن فرد با دست خالی رفت، بعد فقیر دیگری آمد و حضرت سه دانه انگور به او دادند، فقیر آن سه دانه را گرفت و گفت: الحمد الله رب العالمین كه به من روزی داد.

حضرت از این صحنه را دیدند، به او گفتند: صبر كن، آنگاه به اندازه كف دستشان به او انگور دادند آن مرد گرفت و گفت: الحمد الله رب العالمین .

حضرت فرمودند: صبر كن. به خدمتكارشان فرمود. چند درهم همراه تو است؟

گفت: حدود بیست درهم.

فرمود: همه را به او بدهید.

آن مرد درهم ها را گرفت و گفت: الحمد الله رب العالمینخدایا! این بخشش از جانب تو است، تو واحدی و شریكی برایت نیست.

باز حضرت فرمود: بایست. آنگاه پیراهنی كه بر تن داشتند آن را در آورده به او گفتند این را بپوش.

آن مرد پیراهن را پوشید و گفت: الحمد الله چیزی به او می داد.

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

۱۳۴ - ( من تصدق ثم ردت فلا یبها ولا یاكلها لانه لا شریك له فی شی ء مما جعل له انما هی بمنزله العتاقه لا یصلح له ردها بعد ما یعتق ) .

یعنی: اگر كسی صدقه ای داد و آن صدقه به خودش برگشت مبادا با آن معامله ای انجام دهد و مصرفش نماید؛ چون (این صدقه مال خداست و) كسی را نباید شریك خدا ساخت، این مال، نظیر برده آزاد شده ای است كه بردگی مجددش صحیح نیست .

و از آن حضرت در مورد فردی كه تا مالش را جهت دادن صدقه خارج كند، فقیر رفته بود، نقل است كه فرمود:

۱۳۵ - ( فلیعطها غیره ولا یردها فی ماله ) .

یعنی: آن مال را به دیگری بدهد و به اموال خودش بر نگرداند .

اقسام صدقه

صدقه بر پنج قسم است:

اول - صدقه مال كه گذشت .

دوم - صدقه جاه و مقام است ، كه انسان دارای مقام، برای نجات مومنین، شفاعت كند. رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۱۳۶ - ( افضل الصدقه صدقه اللسان. قبل: یا رسول الله، و ما صدقه اللسان؟ قال: الشفاعه تفك بها الاسیر، و تحقن بها الدم، و تجربها المعروف الی اخیك، و تدفع بها الكریهه ) .

یعنی: برترین صدقه، صدقه زبان است. سوال شد یا رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم صدقه زبان چیست؟ فرمود: شفاعت است كه از این طریق می توانی اسیر را آزاد كنی، از خونریزی جلوگیری نمایی، به بردار مومنت نیكی برسانی و بدی را از او دفع كنی.

اگر در مال و آبرو، با برادر دینی ات مواسات ( ۶۴ ) داشته باشی، وجب بقای! آن دو می شود.

سوم - ( صدقه دانایی و صاحب رای و نظر بودن ) است كه مشورتمی باشد. از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل شده است كه فرمود:

۱۳۷ - ( تصدقوا علی اخیك بعلم یرشده، و رای یسده ) .

یعنی: با دانشتان برادر مومنتان را راهنمایی كنید و با رای و نظرتان او را حفظ نمائید كه این دو خود صدقه می باشند .

چهارم - صدقه زبان است كه میان مردم واسطه شود و سعی نماید آتش اختلافات را خاموش كرده، بین آنان صلح برقرار كند. خداوند متعال می فرماید:

( لا خیر فی كثیر من نجویهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بین الناس ) ( ۶۵ ) .

یعنی: در بسیاری از گفتگوهای خصوصی اینان، خیر و فایده ای نیست، مگر آنانكه به صدقه یا امر نیك یا اصلاح بین مردم، فرمان دهند .

پنجم - صدقه علم است از طریق بذل و انتشار آن در بین كسانی كه صلاحیت و استحقاقش را دارند. از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل شده است كه فرمود:

۱۳۸ - ( من الصدقه ان یتعلم الرجل العلم و یعلمه الناس ) .

یعنی: اینكه از انواع صدقات این است كه انسان دانش بیاموزد و بعد به مردم بیاموزاند .

و نیز فرمود:

۱۳۹ - ( زكاه العلم تعلیمه من لا یعلمه ) .

یعنی: زكات دانش این است كه آن را به كسی كه نمی داند، بیاموزی.

از امام صادق عليه‌السلام نقل است كه فرمود:

۱۴۰ - ( لكل شی ء زكاه العلم ان یعلمه اهله ) .

یعنی: هر چیزی زكات و مالیاتی علم این است كه آن را به اهلش بیاموزد .

فضیلت دانش و وظایف دانشمندان

صاحب كتاب منتهی الیواقیت حدیثی را از امام هشتم، علی بن موسی الرضا عليه‌السلام از پدرش از پدرانش تا امیر المومنین عليهم‌السلام و آن حضرت از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل كرده است كه فرمود:

۱۴۱ - ( طلب العلم فریضه علی كل مسلم و مسلمه ) .

یعنی: كسب دانش بر هر مرد و زن مسلمان، واجب است .

( فاطلبوا العلم من مظانه و اقتبسوه من اهله )().

پس علم را از مواضعش طلب كنید و از اهلش فرا بگیرید

( فان تعلیمه لله سبحانه حسنه، و طلبه عباده، و المذاكره به تسبیح، و العمل به جهاده ) .

چون یاد گیر آن علم اگر برای خدا باشد، حسنه است (و ثواب دارد) و طلب علم عبادت است و گفتگو و بحث در مسائل علمی تسبیح حق می باشد و عمل كردن به آن، خود جهاد است

( فان تعلیمه لله سبحانه حسنه، و طلبه عباده، و المذاكره به تسبیح، و العمل به جهاد ) .

چون یاد گیری آن علم اگر برای خدا باشد، حسنه است و ثواب دارد و طلب علم عبادت است و گفتگو و بحث در مسائل علمی تسبیح حق می باشد و عمل كردن به آن، خود جهاد است .

( و تعلیمه من لا یعلمه صدقه، و بذله لاهله قربه الی الله تبارك و تعالی )().

آموختند علم به نادانان یك نوع صدقه است و بخشیدنش به كسانی كه اهلیتش را داراند، موجب نزدیكی و تقرب به خداوند تعالی می باشد

( لانه من معالم الحلال و الحرام، و منار سبیل الجنه، و المونس فی الوحشه، و الصاحب فی الغربه و الوحده، و المحدث فی الخلوه، و الدلیل علی السراء والضراء، و السلاح علی الا عداء، و الزین علی الا خلاء ) .

چون حلال و حرام را به واسطه علم می توان تمیز داد، روشنگر راه بهشت است، مونس در وقت وحشت، یار و همراه در غربت و تنهایی، هم صحبت در خلوتها، راهنما هنگام خوشحالیها و غمها، سلاح بر علیه دشمن و موجب زینت و زیبایی نزد دوستان می باشد.

( یرفع الله به اقواما فیجعلهم فی الخیر قاده یقتبس اثارهم، و یهتدی بفعالهم، و ینتهی الی رایهم ) .

خداوند متعال به وسیله علم، اقوامی را برتر می سازد و بال می برد تا جایی كه آنان را در مقام رهبری قرار می دهد كه دیگران باید از ایشان پیروی كنند و اعمال اینان را سرمشق خود قرار دهند و در نظرات و آراء به اینان رجوع نمایند .

( و ترغب الملائكه فی خلتهم و با جنحتها تمسحهم، و فی صلاتهم تبارك علیهم ) .

ملائكه آرزوی دوستی با ایشان را دارند و بالها را بر آنان می مالند و در نمازشان بر اینان درود و تبریك می فرستند.

( و یستعفر لهم كل رطب و یابس حتی حیتان البحر و هوامه، و سباع البر و انعامه ) .

هر موجودتر و خشكی برای اینان طلب مغفرت و آمرزش می كند، حتی ماهیان دریا و درندگان و چهار پایان صحرا.

( و ان العلم حیاه القلوب من الجهل، و ضیاء الا بصار من الظلمه، و قوه الابدان من الضعف ) .

علم موجب زنده شدن قلبها مرگ جهالت و نادانی است، روشنی چشمها در تاریكی و سبب قوی شدن بدن در برابر ضعفهاس ت.

( یبلغ با لعید منازل الاخیار، و مجالس الابرار، و الدرجات العلی فی الدنیا و الاخره ) .

علم بنده را به درجات برگزیدگان و مجالس نیكان می برد و در دنیا و آخرت موجب علو درجات می گردد.

( و الفكره فیه یعدل بالصیام، و مدارسته بالقیام ) .

فكر را به علم مشغول داشتن، معادل روزه است و بحث و درسش مساوی با شب زنده داری.

( و به یطاع الرب عزوجل و یعبد و به توصل الارحام، و یعرف الحلال و الحرام ) .

بندگی خدای عزیز و جلیل، پیوند خویشاوندان و شناخت حلال و حرام الهی به واسطه دانش است.

( و العلم امام العمل، و العمل تابعه ) .

علم پیشوای عمل است و عمل پیرو اوست.

( یلهمه السعداء، و یحرمه الاشقیاء ) .

خداوند سبحان آن را به افراد با سعادت می دهد و افراد با شقاوت را از آن محروم می دارد.

( فطوبی لمن لا یحرمه الله منه حظه ) .

پس خوشا به حال كسی كه خداوند او را از بركت دانش محروم نكرده باشد.

تنبیه: هماهنگی علم و عمل

خواننده گرامی! - كه خداوند تو را از رحمتش محروم نفرماید - نظر به سخن حضرت بینداز كه می فرماید: عمل تابع علم استچگونه این دو را همراه هم قرار داده و بیان فرموده كه هیچیك از آن دو بدون دیگری، نفعی نمی رسانند، پس عالم باید اهل عمل باشد. و بداند كه علم به تنها (بدون عمل) موجب نجات او نخواهد شد. به این مطلب تصریح دارد سخن حضرت كه می فرماید:

۱۴۲ - ( من از داد علما و لم یزدد هدی لم یزدد من الله الا بعدا ) .

یعنی: كسی كه عملش زیاد شود اما هدایت (و عملش) افزون نگردد، نفعی جز دوری از خدا نبرده است .

و عمل بدون عمل نیز نفعی ندارد، به دلیل كلام آن حضرت كه می فرماید: ۱۴۳ - ( و العامل علی غیر بصیره كالسائر علی غیر طریق لا یزیده سرعه السیر من الطریق الا بعدا ) .

یعنی: كسی كه بدون آگاهی و بصیرت عمل می نماید، مانند كسی است كه بیراهه حركت می كند، هر چه سریعتر برود از راه اصلی دورتر می گردد .

پس علم و عمل، هماهنگ هستند، هیچیك از آن دو نمی تواند بدون دیگری روی پای خود بایستند. هر كتابی كه نوشته شد. هر سخنرانی و موعظه ای كه گردید و هر نظریه ای كه داده شد، حول محور این دو گوهر بوده و هست، بلكه كتب آسمانی به این خاطر نازل گردیدند و انبیا نیز به همین سبب فرستاده شده اند. حتی آسمانها و زمین و مخلوقاتی كه بین آن دو هستند هم به همین خاطر خلق گردیده اند. خوب است در دو آیه از قرآن كریم تاملی بكنی تا این مطلب درست برایت جا بیفتد، اول اینكه می فرماید:

( الله الذی سبع سموات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا ان الله علی كل شی ء قدیر و ان الله قد حاط بكل شی ء علما ) ( ۶۶ ) .

یعنی: خدایی كه هفت آسمان و همانند آنها، زمین را آفرید، فرمانش بین آنها فرود می آید (و اجرا می گردد) تا شما بدانید كه او بر هر چیزی قادر است و علمش به هر چیزی احاطه دارد .

همین یك آیه در شرف علم خصوصا علم توحید بسنده می كند.

آیه دیگر آنجاست كه می فرماید:

( و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ) ( ۶۷ ) .

یعنی: جن و انس را خلق نكردم مگر اینكه عبادت كنند (و بنده من باشند).

همین یك آیه در شرف بندگی و عبادت كافی است، پس سزاوار است كه بنده جز به این دو كار (یعنی علم و عمل) مشغول نگردد و جز برای این دو زحمت نكشد و به چیز دیگر دل نبندد؛ چون غیر از این دو همه باطل و بیهوده اند و هیچ خیر و حاصلی در آنها نیست.

این را كه فهمیدی بد آنكه در بین این دو گوهر، گوهر علم برتر از گوهر عبادت است كه از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۱۴۴ - ( فضل العلم احب الی الله من فضل العباده ) .

یعنی: فضیلت علم نزد خداوند سبحان، محبوبتر است از فضیلت عبادت .

۱۴۵ - ( فضل العالم علی العابد كفضل القمر علی سائر النجوم لیله البدر )

یعنی: برتری عالم بر عابد مانند برتری مهتاب است بر ستارگان در شب بدر .

۱۴۶ - ( یا علی، نوم العالم افضل من عباده العابد، یا علی ركعتین یصلیهما العالم افضل من سبعین ركعه یصلیهما العابد ) .

یعنی: ای علی!! خواب عالم برتر از عبادت عابد است. ای علی! دو ركعت نمازی كه عالم بگزارد برتر است از هفتاد ركعت نماز عابد .

۱۴۷ - یا علی، ساعه العالم یتكی ء علی فراشه ینظر فی العلم خیر من عباده سبعین سنه .

یعنی: ای علی! زمان كه عالم به بستر خود تكیه می دهد و در علم خود تفكر می كند، از هفتاد عبادت برتر است .

دیدن چهره عالم بلكه دیدن درب خانه اش عبادت است.

و از علی عليه‌السلام روایت است كه فرمود:

۱۴۸ - ( جلوس ساعه عند العلماء احب الی الله من عباده الف سنه، و النظر الی العالم احب الی الله من اعتكاف سنه فی بیت الحرام، و زیاره العلماء احب الی الله تعالی من سبعین، طوافا حول البیت و افضل من سبعین حجه و عمره مبروره مقبوله و رفع الله تعالی له سبعین درجه و انزل الله علیه الرحمه و شهدت له الملائكه ان الجنه و جبت له ) .

یعنی: یك ساعت نزد علما نشستن در پیشگاه خداوند از هزار سال عبادت برتر است. و دیدن عالم، نزد خدا محبوبتر است از یك سال به اعتكاف نشستن در مسجد الحرام. زیارت علما، دوستی داشتنی تر است از هفتاد طواف گرد خانه كعبه و برتر است از هفتاد حج و عمره قبول شده، خداوند عالم را هفتاد درجه بالا می برد و رحمت را به او نازل می كند و ملائكه شهادت می دهند كه بهشت بر او واجب شده است .

اما باید توجه شود كه مبادا عالم به علمش اكتفا كند و از عبادت و بندگی باز بماند كه در این صورت، علمش بر باد خواهد رفت؛ چون علم به منزله درخت است و عبادت به منزله میوه آن و ارزش و اهمیت درخت به میوه آن می باشد وگرنه برای هیزم شدن و در نهایت سوختن خوب است، بنابر این، بنده خدا باید هر دو را داشته باشد ولی بین این دو، علم مقدم است؛ چون هم علم اصل و اساس عمل است و هم در آن حدیث شریف فرمودند علم پیشوای عمل است و عمل پیرو او، این امامت و پیشوایی، دو وظیفه بر عهده ات می گذارد:

اول اینكه: باید معبودت را بشناسی؛ چون معبود ناشناخته را كه نمی توان پرستید و از او فرمانبرداری كرد - دلیلهای عقلی موید همین معناست -.

دوم اینكه: بدانی وظیفه ات در برابر آن معبود چیست و چگونه باید عبادت و اطاعت كنی تا مبادا عملی را كه او خوش ندارد، به عنوان اطاعتش انجام دهی كه این را از آیات و روایات می توان استفاده كرد.

از علمی پرسیدند علم برتر است یا عمل؟ گفت: برای جاهل برتر است و عمل برای عالم.

علاوه بر اینها، می دانی كه علم بدون عمل در فردای قیامت، نفعی نخواهد داشت بلكه موجب گرفتاری صاحبش خواهد گردید، مگر سخن رسول حق صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را نشنیدی كه فرمود:

۱۴۹ - ( ان اهل النار لیتاذون من ریح العالم التارك لعلمه، و ان اشد اهل النار ندامه حسره رجل عبدا الی الله فاستجاب له و قبل منه فاطاع الله فادخله الجنه و داخل الداعی النار بتركه علمه و اتباعه الهوی ) .

یعنی: اهل جهنم از بوی بد عالمی كه اهل عمل نبود، در آزارند، بیشترین پشیمانی و حسرت در بین اهل جهنم مخصوص كسی است كه فردی را به راه خدا خواند و آن فرید پذیرفت و عمل كرد و خداوند او را وارد بهشت نمود، اما خودش داخل جهنم گردید؛ چون عملش را ترك و از هوای نفسش تبعیت نمود .

سعید بن هشامروایت كرده است كه شنیدم حضرت صادق عليه‌السلام در مورد آیه:

( فكبكبوا فیها و الغاوون ) ( ۶۸ ) .

یعنی: معبودهای دروغین و قارون را در جهنم سرنگون انداز اند فرمود:

۱۵۰ - ( الغاون هم الذین عرفوا الحق و عملوا بخلافه ) .

یعنی: غارون، كسانی هستند كه حق را شناختند ولی بر خلافتش عمل كردند .

و نیز فرمود:

۱۵۱ - ( اشد الناس عذابا عالم لا ینتفع من علمه شیئا ) .

یعنی: شدیدترین عذاب را عالمی دارد كه از علمش بهره ای نبرده است .

و نیز فرمود:

۱۵۲ - ( تعلموا ما شئتم ان تعلموا فلن ینفعكم الله بالعلم حتی تعلموا به، لان العلماء همتهم الرعایه، و السفهاء همتهم الروایه ) .

یعنی: هر چه می خواهید بیاموزید ولی خداوند متعال در برابر عملتان به شما بهره می رساند، نه علمتان؛ چون علما سعیشان در به كار بستن دانسته هاست ولی، بی خردان و سفیهان، همتشان جمع آوری و نقل سخنان می باشد .

در رابطه با فضیلت علم و علما آیات و روایات بسیاری وارد شده منجمله:

( شهد الله انه الا اله الا هو و الملائكه و اولوا العلم ) ( ۶۹ ) .

یعنی: ذات اقدس الهی شهادت می دهد كه و جزا معبودی نیست و ملائكه و اهل علم نیز (این چنین شهادت می دهند).

( هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون ) ( ۷۰ ) .

یعنی: آیا آنكه می دانند با آنانكه نمی دانند برابرند؟ .

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

۱۵۳. ( اذا كان یوم القیامه جمع الله الناس فی صعید و وضعت الموازین فیوزن دماء الشهداء مع مداد العلماء فیرجح مداد العلماء علی دماء الشهداء ) .

یعنی: وقتی روز قیامت فرا برسد، همه مردم در یك سرزمین جمع شده ترازوهای سنجش اعمال نهاده می شود، آنگاه خونهای شهدا را با جوهر قلم علما می سنجند كه در این سنجش، جوهر قلم علما بر خونهای شهدا برتری می یابد .

یكی از علما در تفسیر این حدیث گفته است: سر برتری این كه خون شهید بعد از مرگش، نفعی نمی رساند، ولی جوهر قلم عالم، پس از مرگ او، برای دیگران نفع دارد ( ۷۱ ) .

و نیز فرمود:

۱۵۴ - ( اذا مات المومن و ترك ورقه واحده علیها علم تكون تلك الورقه سترا بینه و بین النار، و اعطاه الله بكل حرف علیها مدینه اوسع من الدنیا سبع مرات ) .

یعنی: اگر مومن هنگام مرگش یك برگه از او باقی بماند كه در آن علمی گنجانده شده باشد، این برگ، مانع و پوششی می شود بین او و آتش جهنم.

و خداوند متعال در مقابل هر یك حرفی كه بر آن ورقه نوشته شده، یك شهر در بهشت به او می دهد كه هفت برابر دنیاست .

باید توجه داشت كه منظور از این علم، فقط حاضر ساختن مسائل علمی در صفحه ذهن با بحث و جدل و استدلال نیست، بلكه علمی است كه خوف بنده از خداوند متعال را زیاد كند و نسبت به اعمالی كه در آخرت نافع است، نشاط ایجاد نماید و موجب ازدیاد زهدش گردد.

امام موسی بن جعفر عليه‌السلام فرمود:

۱۵۵ - ( اولی العلم بك ما لا یصلح لك العمل الا به، واجب العلم العلم علیك ما انت مسوول عن العمل به، والزم العلمم لك ما دلك علی صلاح قلبك و اظهر لك فساده و احمد العلم عاقبته ما زادك فی عملك العاجل، فلا تشغلن بعلم ما لا یضرك جهله، ولا تغفلن عن علم ما یزید فی جهلك تركه ) .

یعنی: سزاوارترین علمی كه باید به دنبالش باشی آن علمی است كه بدون آن عملت خراب می شود و واجب ترین علم آن است كه فردای قیامت در مورد عمل بدان از تو سوال خواهند كرد و لازمترین علم آن است كه صلاح و فساد جانت را به تو بنمایاند و پسندیده ترین عاقبت و سر انجام را علمی دارد كه موجب ازدیاد اعمال نیك دنیای تو شود، پس مبادا وقت و عمر خود را صرف آموختن چیزی كنی كه اگر ندانی ضرری به حال تو ندارد و مبادا از علمی كه تركش موجب ازدیاد جهلت می گردد غافل بمانی.

اگر به قرآن كریم نظر كنی می بینی كه این كتاب انسان سازی، علما را این چنین توصیف می كند:

( انما یخشی الله من عباده العلماء ) ( ۷۲ ) .

یعنی: از بین بندگان، تنها علما هستند كه از خدا می ترسند .

در این آیه خداوند متعال علما را متصف به وصف خشیت نمود؛ یعنی آن كه خشیت ندارد، عالم نیست.

( امن هو قانت اناء اللیل ساجدا و قائما یحدز الاخره و یرجو رحمه ربه قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون ) ( ۷۳ ) .

یعنی: آیا آن كس كه در همه ساعات شب به عبادت پرداخته یا در سجود است یا در قیام و از آخرت بیمناك است و به رحمت پروردگارش امید وار، با آن كه چنین نیست یكسان است؟ بگو آیا آنانی كه می دانند با آنانی كه نمی دانند برابرند؟ .

در این آیه علما را توصیف نموده است به:

- شب زنده داری.

- نماز شب خواندن.

- راكع و ساجد بودن.

- و خوف و رجا داشتن.

( ذلك بان منهم قسیسین و رهبانا و انهم لا یستكبرون ) ( ۷۴ ) .

یعنی: چون بعض از اینان قسیس هستند و بعضی دیگر راهبانی كه تكبر نمی ورزند، (قبل از این می فرماید: دشمن ترین مردم نسبت به مومنین یهودند و مهربانترین آنان نصاری هستند).

منظور از قسیس، عالم مسیحی است كه نباید تكبر داشته باشد.

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

۱۵۶ - ( الخشیه میراث العلم، و العلم شعاع المعرفه و قلب الایمان، و من حرم الخشیه لا یكون عالما و ان شق اشعیر بمتشابهات العلم، كما قال الله تعالی: انما یخشی الله من عباده العلماء ) .

یعنی: هراس از پروردگار، میراث دانش است، شعاع نور معرفت و جان ایمان. آن كس كه خشیت و هراس ندارد، عالم نیست اگر چه با دانسته های شبیه به علمش دانه جو را شكافد ( ۷۵ ) ، و چون ذات اقدس الهی فرمود: در بین بندگان خدا تنها علمایند كه از او هراسناكید .

رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۱۵۷ - ( لا تجلسوا عند كل داع مدع یدعوكم من الیقین الی الشك، و من الا خلاص الی الریاء، و من التواضع الی التكبر، و من النصیحه الی العداوه، و من الزهد الی الریاء، و من التواضع الی التكبر، و من النصیحه الی العدواوه، و من الزهد الی لرعبه، و تقربوا من عالم یدعوكم من الكبر الی التواضع، و من الریاء الی الاخلاص، و من الشك الی الیقین، و من الرغبه الی الزهد، و من العداوه الی النصیحه ) .

یعنی: نزد هر صاحب ادعایی كه شما را به گرد خویش می خواند ننشینید كه یقین شما را به شك تبدیل می كند و اخلاصتان را مبدل به ریا می نماید. تواضع را از شما گرفته، متكبرتان می كند. و نصیحت و خیر خواهی را زدوده، تخم عداوت و دشمنی را در دلتان می كارد و بالاخره زهدتان تبدیل به دنیا گرایی می گردد، بلكه به عالمی نزدیك شوید كه به عكس، بخواهد كبر شما را به تواضع تبدیل كند وریاءتان را به اخلاص مبدل نماید. شكتان بدل به یقین گردد و از دنیا گرایی به زهد روی نمایید و دشمنی و عداوات را مبدل به خیر خواهی و نصیحت گرداند .

حضرت عیسی عليه‌السلام فرمود:

۱۵۸ - ( اشقی الناس من هو معروف عند الناس بعلمه مجهول بعمله ) .

یعنی: بدبخت ترین فرد كسی است كه تنها به علمش معروف و نسبت به عملش ناشناخته باشد .

و نیز از آن حضرت نقل است كه فرمود:

۱۵۹ - ( رایت حجرا مكتوبا علیه اقلبنی فقلبته فاذا علیه من باطنه: من لا یعمل بما یعلم مشوم علیه طلب ما لا یعلم، و مردود علیه ما علم ) .

یعنی: سنگی را دیدم كه بر رویش نوشته بود: مرا برگردان، وقتی كه برگرداندم دیدم در اندرونش نوشته شده: كسی كه به دانسته ها و علومش عمل نمی كند، علم آموزشش به ضررش تمام می شود و هر چه می داند علیه او به كار گرفته خواهد شد ( ۷۶ ) .

خداوند متعال بر داوود نبی اینگونه وحی فرستاد:

۱۶۰ - ( ان اهون ما انا صانع بعید غیر عامل بعلمه من سبعین عقوبه باطینه ان اخرج من قلبه حلاوه ذكری ) .

یعنی: اگر عالم به علمش عمل نكند، او را به هفتاد عقوبت و عذاب باطنی و درونی دچار می كنم كه كمترین و كوچكترینش این است كه شیرینی ذكرم را از قلبش می برم .

و از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل است كه فرمود:

۱۶۱ - ( العلم الذی لا یعمل به كالكنز الذی لا ینفق منه اتعب صاحبه نفسه فی جمعه و لم یصل الی نفعه ) .

یعنی: علمی كه بدان عمل نشود مانند گنجی است كه خروج نگردد، صاحبش خود را در جمع آوری آن به زحمت انداخته ولی به نفعش نرسیده است .

و از امیر المومنین عليه‌السلام نقل شده است كه:

۱۶۲ - ( العلم مقرون الی العمل، فمن علم عمل، و من عمل علم، و العلم یهتف بالعمل فان اجابه و الا ارتحل ) .

یعنی: علم همراه عمل است، هر كس كه می داند عمل می كند و هر كس كه عمل می كند، می داند. علم صاحبش را به صدای بلند به عمل می خواند اگر او این دعوت را بپذیرد، علمش باقی می ماند، اما اگر این دعوت را رد نماید، علمش كوچ خواهد كرد .

و از امام صادق عليه‌السلام در تفسیر آیه شریفه: ( انما یخشی الله من عباده العلماء ) آمده است:

۱۶۳ - ( یعنی من یصدق قوله فعله، و من لم یصدق قوله فعله فلیس بعالم ) .

یعنی: عالم كسی است كه كردارش، گفتارش را تصدیق نماید و كسی كه گفتارش به وسیله كردارش تصدیق نگردد، عالم نیست.

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل شده است كه فرمود:

۱۶۴ - ( اوحی الله بعض انبیائه: قل للذین یتفقهون لغیر الدین، و یتعلمون لغیر العمل، و یطلبون الدنیا لغیر الاخره، یلبسون للناس مسوك الكباش و قلوبهم كقلوب الذئاب، السنتهم احلی من العسل، و اعمالهم امر من الصبر: ایای یخادعون؟! و بی یستهزوون؟! ولا تیحن لكم فتنه تذر الحكیم حیرانا ) .

یعنی: خداوند متعال بر پیامبری این چنین وحی فرستاد: به كسانی كه فهمشان را در غیره راه دین صرف می كنند، و علم می آموزند برای آنكه عمل نمایند، و دنیا را طلب می كنند نه آخرت را، و پوست میش بر تن می كنند ولی در واقع مانند گرگ درنده اند، و زبانشان شیرین تر از عسل و كارهایشان تلختر از صبر ( ۷۷ ) ، بگو كه: آیا با من خدعه و نیرنگ می كنند آیا مرا مسخره می نمایند؟ شما را به فتنه ای دچار كنم كه حكما و دانشمندان از آن به حیرت بیفتند .

و نیز فرمود:

۱۶۵ - ( مثل الذی یعلم ولا یعمل به مثل السراج یضی ء للناس و یحترق نفسه ) .

یعنی: آن كس كه می داند ولی عمل نمی كند، مانند چراغی است كه به مردم نور می رساند، ولی خود را به آتش می دهد .

وظایف شاگرد در برابر استاد

تا اینجا تكالیف عالم در برابر پروردگار بیان گردید، در اینجا مناسب است تكالیف عالم در برابر استادش نیز ذكر گردد. عبد الله بن حسناز جدش عليه‌السلام نقل كرده است كه فرمود:

۱۶۶ - ( ان من حق المعلم علی المنعلم علی المتعلم ان لا یكثر السوال علیه، ولا یسبقه فی الجواب، ولا یلح علیه اذا اعرض عنه، ولا یاخذ ثوبه اذا كسل، ولا یشیر الیه بیده، ولا یخزره بعینه، ولا یشاور فی مجلسه، ولا یطلب عوراته، و ان لا یقول: قال فلان خلاف قولك، ولا یفشی له سرا، ولا یغتاب عنده، و ان یحفطه شاهدا و غائبا، و یعم بالسلام، و یخصه بالتحیه، و یجلس بین یدیه، و ان كان له حاجه سبق القوم الی خدمته، ولا یمل من طول صحبته، فانما هو مثل النخله ینتظر متی تسقط علیك منها منفعه و العالم بمنزله الصائم القائم المجاهد فی سبیل الله، و اذا مات العالم، انثلم فی الاسلام ثلمه لا تنسد الی یوم القیامه، و ان طالب العلم لیشیعونه سبعون الفا مقربی السماء ) .

یعنی: از حقوق بر شاگرد این است كه:

- زیاد از او سوال نكند.

- اگر كسی سوال كرد، او پیش از استاد جواب نگوید.

- اگر استاد رویش را برگرداند، وی پافشاری و سماجت نكند.

- اگر استاد حالش مناسب نیست، دست به دامن او نگردد.

- با دستش به سوی او اشاره نكند.

- با گوشه چشم به او نگاه نكند.

- در محضر استاد با دیگران گفتگو و مشورت ننماید.

- از استاد عیبجویی نكند.

- نزد استاد نگوید: فلانی بر خلاف گفته شما چنین گفت.

- اسرار او را فاش ننماید.

- در محضر غیبت نكند.

- هم در حضور و هم در غیاب، حافظ او باشد.

- غیر از سلامی كه به جمع می كند، تحیتی مخصوص خدمت استاد عرضه بدارد.

- در مقابلش بنشیند.

- اگر استاد چیزی خواست برای انجامش از دیگران پیشی بگیرد.

- از طولانی شدن سخنانش دلگیر نشود، چون استاد نظیر درخت خرمایی است كه باید در انتظارش نشست تا چه وقتی منفعتی از او تراوش كند.

- عالم نظیر روزه دار مجاهد در راه خداست، وقتی عالمی بمیرد، شكافی در اسلام ایجاد می شود كه تا روز قیامت، مسدود نخواهد گردید.

طالب علم را هفتاد هزار از مقربین آسمان همراهی می كنند .

از ابن عباسنقل شده است كه گفت: كوچكی طلب علم را تحمل كن تا بعدها به صورت بزرگ در آیی كه دیگران به تو مراجعه كنند .

حكیمی گفت: كسی كه در كوچكی دوران دانش آموزی را تحمل نكند تا ابد در جهلش باقی خواهد ماند .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل است كه فرمود:

۱۶۷ - ( لیس من اخلاق المومن الملق الا فی طلب العلم ) .

یعنی: تملق از اخلاق انسان با ایمان نیست، مگر در راه كسب دانش .

انواع علوم

حضرت صادق عليه‌السلام فرمود:

۱۶۸ - ( وجدت علوم الناس كلها فی اربع خصال: اولها ان تعرف ربك و الثانیه ان تعرف ما صنع یك و الثالثه ان تعرف ما اراد منك و الرابعه تعرف ما یخرجك من دینك ) .

یعنی: تمام دانشهای مردم را در چهار خصلت یافتم:

اول اینكه: پروردگارت را بشناسی.

دوم اینكه: بدانی او با تو چه كرده است.

سوم اینكه: بدانی از تو چه می خواهد.

چهارم اینكه: بدانی چه چیزی تو را از دست خارج می سازد .

و از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:

۱۶۹ - ( ما بعث الله عزوجل نبیا قط حتی یاخذ علیه ثلاثا: الا قرار بالعبودیه و خلع الانداد و ان الله تبارك و تعالی یمحو ما یشاء و یثبت ما یشاء ) .

یعنی: خداوند متعال پیامبری را مبعوث نكرد مگر اینكه از او سه پیمان گرفت: اقرار به بندگی، ترك شرك و اینكه همه چیز دست خداست، هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد نگه می دارد .

آداب كسب و كار

پس از درك فضیلت و ارزش دو گوهر گرانبهای علم و عمل باید بدانی كه غیر از این دو بقیه همه باطلند و هیچ خیری در آنها نیست و لغو و بیهوده اند و حاصلی ندارند؛ چون غیر از این دو، یا ضروریات زندگی است یا اضافه بر آن برای روشن شدن مطلب، ناچار از شرح این دو هستیم.

قسم اول (۷۸) : ضروریات زندگی

طلب آن گناه نیست بلكه از عبادات شمرده شده است، رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۱۷۰ - ( الكاد علی عیاله كالمجاهد فی سبیل الله ) .

یعنی: كسی كه در راه تامین مخارج خانواده اش زحمت می كشد، مانند مجاهد در راه خداست .

امیر المومنین عليه‌السلام فرمود:

۱۷۱ - ( اتجروا بارك الله لكم فانی سمعت رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم یقول: ان الرزق عشره اجزاء: تسعه فی التجاره و واحده فی غیرها ) .

یعنی: معامله كنید - خداوند به شما بركت بدهد - چون رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شنیدم كه می فرمود: روزی ده جزء دارد، نه جزء آن در معامله هست و یك جزء در چیزهای دیگر .

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

۱۷۲ - ( كفی بالمرء اثما یضیع من یعول ) .

یعنی: همین یك گناه مرد را بس است كه حق خانواده خود را ضایع كند .

و رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۱۷۳ - ( ملعون ملعون من یضیع من یعول ) .

یعنی: ملعون است، ملعون است كسی كه حق خانواده خویش را ضایع نماید .

باید توجه داشت كه در كسب و كار، اموری باید مراعات گردد:

اول اینكه: به دنبال حلال باشد و از حرام بلكه امور شبهه ناك بپرهیزد، چون اقدام در مواردی كه معلوم نیست حلالند یا حرام، انسان را به حرام می اندازد، رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۱۷۴ - ( من لم یبال من این اكتسب المال، لم یبال الله من این ادخله النار ) .

یعنی: كسی كه اهمیت نمی دهد (از چه راهی مال به دستش بیاید، خداوند سبحان نیز اهمیت نمی دهد كه از چه راهی او را به جهنم بیندازد .

دوم اینكه: به قدر كفایتش قناعت كند، بنابر این، اگر مثلا، می تواند تمام روز را به اندازه یك دینار كار كند ولی می داند كه مخارجش به اندازه یك سوم دینار است یك سوم روز را كار كند... و بقیه روز را در عبادت صرف نماید و می تواند یك روز را كار كند و دو روز مشغول عبادت گردد: ذخیره ساختن مخارج یك سال نیز جایز است اما بیش از آن خطرناك می باشد ( ۷۹ ) .

شیخ صدوق رحمه‌الله از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت كرده است كه فرمود:

۱۷۵ - ( من اصبح معافی فی جسده امنا فی شربه و عنده قوت یومه و لیله فكانما حیزت له الدنیا، یا ابن جعشم! یكفیك منها ما سد جوعتك، وواری عورتك، فان یكن بیت یكنك فذاك، و ان تكن دابه تركبها فبخ بخ، والا فالخبز و ماء الجزه و ما بعد ذلك حساب علیك او عذاب ) .

یعنی: كسی كه بدنش سالم، دارای امنیت و مالك مخارج یك روز و شب خود باشد، گویا تمام دنیا را دار است. ای پس جعشم! مخارجی كه بر تو لازم است، اول غذایی است كه گرسنگی تو را بر طرف سازد. و دوم لباسی است كه بدنت را بپوشاند. اگر خانه هم داشتی كه خوب است و اگر وسیله سواری هم بر اینها اضافه شد كه خیلی عالی است. اما اگر اینها فراهمم نشد، نان و آبت كه باشد، كافی است؛

چون غیر از آن، یا حساب دارد یا عذاب .

سوم اینكه: حرص را كه امر مذمومی است، ترك نماید؛ چون موجب ارتكاب كارهای مشتبه و در نتیجه، گاهی اوقات حرام می گردد و باید دانست كه روزی بندگان خدا تقسیم گردیده، نه تلاش حریص آن را زیاد می كند نه كوتاهی و نشستن، آن را كم می نماید.

از معصومین عليهم‌السلام روایت شده است كه فرمودند:

۱۷۶ - ( من لم یعط قاعدا لم یعط قائما ) .

یعنی - اگر به كسی كه نشسته و تلاش ندارد، عطایی نشود، چنانچه تلاش بیهوده هم بكند، به او عطا نخواهد شد. (یعنی تلاش بیهوده و حرص زدن، روزی حلال و عطای الهی را زیاد نمی كند ( . )

رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در حجه الوداع فرمود:

۱۷۷ - ( ایها الناس، ما اعلم عملا یقربكم الی الجنه و یباعد كم من النار الا و قد نباتكم به وحثتكم علی العمل به، و ما من عمل یقربكم من النار و یباعدكم من الجنه الا و قد حذر تكموه و نهیتكم عنه. الا و ان روح الامین نفث فی روعی انه لا تموث نفس حتی تستكمل رزقها، فاجملوا فی الطلب ولا یحملنكم استبطاء شی ءمن الرزق ان تطلبوه بمعصیه الله، ان الله قسم الا رزاق بین خلقه حلالا و لم یقسم حراما فمن اتقی و صبر اتاه رزق الله، و من هتك حجاب الستر و عجل فاخذه من غیر حله قوصص به من رزقه الحلال و حوسب به یوم القیامه ) .

یعنی: مردم! آنچه را به بهشت نزدیكتان می كند و از جهنم دورتان می سازد، به اطلاعتان رساندم و شما را بر عمل بدان تحریك نمودم. و آنچه به جهنم نزدیكتان می كند و از بهشت دورتان می سازد، شما را از آن برحذر داشتم و نهیتان نمودم. آگاه باشید كه روح الامین در قلب من دمید كه:

هیچ كس نمی میرد مگر آنكه روزیش را كاملا دریافت می دارد، پس كمتر دنبال طلب دنیا باشد، اگر روزیتان به تاخیر افتاد، مبادا از طریق معصیت آن را دنبال طلب دنیا باشید، اگر روزیتان به تاخیر افتاد، مبادا از طریق معصیت آن را بجویید، همانا خداوند متعال، روزی حلالی را بین مردم تقسیم نمود، ولی حرامی را تقسیم نكرده كسی كه صبر كند و تقوا را مراعات نماید، روزی حلال خدایی به او می رسد و كسی كه پرده دری كرد و عجله نمود و از غیر طریق حلال آن را دریافت كرد، در دنیا از روزی حلالش به همان مقدار كنم خواهد گردید و در آخرت نیز نسبت به آن به میز محاكمه كشیده خواهد شد .

روزی آن حضرت به یكی از اصحاب خود فرمود:

۱۷۸ - ( كیف بك اذا بقیت فی قوم یجمعون رزق سنتهم، و یضعف الیقین فاذا اصبحت فلا تحدث نفسك بالمساء، و اذا امسیت فلا تحدث نفسك بالصباح فانك لا تدری ما اسمك غدا ) .

یعنی: حالت چگونه خواهد بود اگر زنده بمانی و ببینی قومی را كه خرج یك سالشان را ذخیره می كنند و حال آنكه یقینشان (به مبدا و معاد) ضعیف است؟

مبادا هنگام صبح، شب را بخوری (و فكرت را بدان مشغول سازی) و مبادا هنگام شب، غصه صبح را بخوری، تو كه نمی دانی فردا نامت چیست (آیا نامت زنده است یا مرده؟).

تا اینجا مربوط به در آمد بود ( ۸۰ ) می فرماید:

( ان المبذرین كانوا اخوان الشیاطین ) ( ۸۱ ) .

یعنی: اسرافكاران، برادران شیاطینند .

و رسولش صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۱۷۹ - ( من بذر، افقره الله ) .

یعنی: كسی كه ریخت و پاش داشته باشد، خداوند متعال او را فقیر خواهد ساخت .

و نیز فرمود:

۱۸۰ - ( ما عال من اقتصد ) .

یعنی: آنكه میانه روی داشته باشد، نیازمند نخواهد شد .

در قبال افرادی كه باید مخارج آنان را بر عهده گرفت، وظایف و تكالیف هست به شرح ذیل:

اول - خود انسان:

باید از پر خوری اجتناب نمود، چون از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه:

۱۸۱ - ( حسب ابن ادم لقیمات یقمن صلبه فان كان ولا بد فلیكن الثلث للطعام و الثلث للشراب و اللثلث الاخر للنفس ) .

یعنی: برای فرزند آدم چند لقمه كه بتواند او را سر پا نگه دارد كافی است، پس وقتی احتیاج به غذا پیدا كردم (مبادا شكم را از غذا پر كند بلكه) یك سوم را به غذا اختصاص بدهد، یك سوم دیگر را به نوشیدنیها و یك سوم آخر را برای نفس كشیدن .

و نیز فرمود:

۱۸۲ - ( اكثر الناس شبعا، اطولهم جوعا یوم القیامه ) .

یعنی: طولانی ترین گرسنگی در قیامت، مخصوص كسانی است كه در دنیا سیرترند .

علاوه بر این، پرخوری آفاتی به دنبال دارد منجمله:

- موجب قساوت قلب می شود.

- اعضای بدن را از عبادت باز می دارد.

- مانع از شب زنده داری و تهجد می گردد.

- مانع از نماز شب می شود.

- آنانكه پرخورند برگرد مزبله ها می گردند، ولی كسانی كه شكمشان از غذا سبك است، در مساجد دور می زنند.

دوم - خانواده:

در این مورد باید میانه روی را مراعات نموده بر آنان تنگ نگیرد، بلكه مستحب است وسعت دهد. و هرگاه وعده ای داد به آن وفا نماید تا خوشحال شوند.

از امام موسی كاظم روایت شده است كه فرمود:

۱۸۳ - ( اذا و عدتم الصغار فاوفوا لهم فانهم یرون انكم انتم الذین ترزقونهم، و ان الله عزوجل لیس یغضب لشی ء كغضبه للنساء و الصبیان ) .

یعنی: هر وقت به بچه ها وعده دادید، به آن وفا كنید، چون اینها گمان می كنند كه شما روزی رسان هستید و خداوند عزیز و جلیل برای چیزی آنقدر غضبناك نمی شود كه به خاطر زنان و كودكان (بر مردان) غضب می كند .

از سنتهای مستحب این است كه مرد برای خانواده اش میوه تهیه كند،

خصوصا در جمعه ها كه امیر المومنین عليه‌السلام فرمود:

۱۸۴ - ( اطوقوا اهالیكم فی كل الیله جمعه بشی ء من الفاكهه ) .

یعنی: هر شب جمعه با میوه، نزد خانواده هایتان بیائید (تا اینها به خاطر جمعه خوشحال شوند).

سوم - پدر و مادر:

اكرام پدر و مادر خصوصا مادر مستحب است ( ۸۲ ) . امام صادق عليه‌السلام فرمود:

۱۸۵ - ( افضل الاعمال الصلوه لوقتها، و بر الوالدین، و الجهاد فی سبیل الله ) .

یعنی: بهترین كارها سه چیز است: نماز در اول وقت، نیكی به والدین و جهاد در راه خداوند .

در روایت آمده است كه:

۱۸۶ - ( ان موسی لما ناجی ربه رای رجلا تحت ساق العرش قائما یصلی فغبطه بمكانه و قال: یا رب، بما بلغت عبدك هذا ما اری؟ قال: یا موسی، انه كان بارا بوالدیه و لم یمش بالنمیمه ) .

یعنی: وقتی حضرت موسی عليه‌السلام با پروردگارش مناجات می كرد، مردی را دید كه زیر عرش الهی به نماز ایستاده است، بر او غبطه خورد و گفت: پروردگارا! به چه سبب این بنده را به این مقام رساندی كه می بینم؟ گفت: این بنده دو خصلت نیكو داشت كه به این مقام رسید: اولا به پدر و مادرش نیكی می كرد و ثانیا سخن چین نبود (و حرف مردم را نزد دیگران نقل نمی كرد).

فردی نزد رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم آمده عرضه داشت: یا نداده باشم، آیا راه توبه ای برایم هست؟ فرمود:

۱۸۷ - ( هل بقی من والدیك احد؟ ) .

یعنی: آیا از پدر و مادرت هیچكدام باقی مانده اند؟ .

گفت: بلی، پدرم.

فرمود: اذهب و ابرره .

یعنی: برو و به او نیكی كن .

وقتی این مرد برگشت، حضرت فرمود: لو كانت امه.

یعنی: اگر مادر می داشت، بهتر بود .

و نیز فرمود:

۱۸۸ - ( من سره ان یمد له فی عمره و یبسط له فی رزقه فلیصل ابویه فان صلتهما من طاعه الله ) .

یعنی: كسی كه دلش می خواهد عمرش طولانی شود و روزی اش فراخ و گسترده گردد، باید به پدر و مادرش نیكی كند؛ چون رسیدگی به آنان!طاعت حق محسوب می گردد .

فردی به امام صادق عليه‌السلام عرضه داشت: پدر كهنسالی دارم كه هر وقت حاجتی دارد او را حمل می كنم. حضرت فرمود:

۱۸۹ - ( ان استطعت ان تلی ذلك منه فافعل، فانه جنه لك غدا ) .

یعنی: اگر توانستی این كار را ادامه بده؛ چون این عمل تو سپری خواهد شد در برابر آتش قیامت .

و نیز فرمود:

۱۹۰ - ( ما یمنع احدكم ان یبر والدیه حیین و میتین؟ یصلی عنهما، و یصوم عنهما، و یتصدق عنهما، فیكون الذی صنع لهما و له مثل ذلك فیزیده الله ببره خیرا كثیرا ) .

یعنی: چرا به پدر و مادر زنده یا مرده خود نیكی نمی كنید؟ از طرف آنان نماز بگزارید، روزه بگیرید، صدقه دهید كه هم به آنان بهره برسد و هم به شما كه خداوند به واسطه همین اعمال نیكتان، پاداش خیر شما را زیاد خواهد نمود .

حقوق فرزند و والدین در قبال یكدیگر

چون سخن بدینجا كشید، مناسب است قدری از وظایف فرزند و والدین در قبال همدیگر و نیز كیفیت ارتباطشان مطالبی گفته شود:

فرزند نباید پدر و مادرش را به اسم، صدا بزند و نباید جلوتر از آنان راه برود و یا قبل از ایشان بنشیند. فردی به رسول الله عرض كرد: حق این فرزند چیست؟

فرمود:

۱۹۱ - ( تحسن اسمه و ادبه، و تضعه موضعا حسنا ) .

یعنی: نام نیك برایش اختیار كنی. درست ادبش نمایی و آینده خوبی را برایش در نظر بگیری. از سخنان آن حضرت است كه فرمود:

۱۹۲ - ( من سعاده الرجل الولد الصالح ) .

یعنی: فرزند صالح از نشانه های سعادت انسان است.

۱۹۳ - و فرمود: ( الولد للوالد ریحانه من الله یشمها بین عباده، و ان ریحانتی الحسن و الحسین عليهما‌السلام سمیتهما باسم سبطی بنی اسرائیل شبرا ) .

یعنی: فرزند برای پدر همانند گلی است از جانب خدا كه او را می بوید. و همان گل من حسن و حسین هستند كه آنها را همنام دو سبط بنی اسرائیل (فرزندان هارون) شبر و شبیر قرار دادم .

فضل بن ابی قرهاز امام صادق عليه‌السلام نقل كرده است كه فرمود:

۱۹۴ - ( قال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم مر عیسی بن مریم عليه‌السلام بقبر یعذب صاحبه، ثم مر به من قابل فاذا هولا یعذب فقال: یا رب مررت بهذا القبر عام اول و كان یعذب و مررت به العام فاذا هو لیس یعذب! فاوحی الله الیه انه ادرك به ولد صالح فاصلح طریقا و اوی یتیما فلهذا غفرت له بما عمل ابنه، ثم قال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم میراث الله عزوجل من عبده المومن ولد یعبده من بعده ) .

یعنی: حضرت رسول صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: عیسی بن مریم عليه‌السلام روزی گذارش بر قبری افتاد كه صاحبش در عذاب بود، سال بعد كه از همان قبر گذر كرد، مشاهده كرد كه عذاب بر طرف گردیده است عرض كرد: بار خدایا! سال قبل كه از اینجا می گذشتم این فرد در عذاب بود، اما امسال در عذاب نیست! پس خداوند متعال وحی فرستاد: فرزند صالحی از این فرد باقی مانده كه: راه را اصلاح می كند ( ۸۳ ) و یتیم را پناه می دهد، به همین خاطر (یعنی عمل فرزندش) او را بخشیدم.

سپس رسول حق صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: ارثی كه بنده مومن برای خدا به جای می گذارد، فرزندی است كه پس از او بندگی خدا كند .

آنگاه حضرت صادق عليه‌السلام این آیه را تلاوت فرمود كه خداوند متعال از زبان حضرت زكریا حضرت زكریا نقل می كند كه:

( رب... فهب لی من لدنك ولیا یرثنی و یرث من ال یعقوب و اجعله رب رضیا ) ( ۸۴ ) .

یعنی: پروردگارا! از جانب خود به من فرزندی عطا كن تا وارث من و خاندان یعقوب باشد و او را راضی قرار بده .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل شده است كه فرمود:

۱۹۵ - ( من ولد له اربعه اولاد ولم یسم احدهم باسمی، فقد جفانی ) .

یعنی: كسی كه صاحب چهار فرزند شود ولی هیچیك را به اسم من ننامد، به من جفا كرده است .

سلیمان جعفری نقل می كند كه می گوید: شنیدم امام كاظم عليه‌السلام می فرمود:

۱۹۶ - ( لا یدخل الفقر میتا فیه اسم محمد او احمد او علی او الحسن او الحسین او طالب او عبد الله او فاطمه من النساء ) .

یعنی: در خانه ای كه نام محمد، یا احمد، یا علی، یا حسن، یا حسین، یا طالب، یا عبد الله، یا فاطمه از بین زنان باشد، فقرا وارد نمی شود .

از امام باقر عليه‌السلام نقل است كه فرمود:

۱۹۷ - ( ان الشیطان اذا سمع منادیا ینادی: یا محمد، یا علی، ذاب كما یذوب الرصاص ) .

یعنی: هر وقت شیطان بشنود كسی نام محمد یا علی را صدا می زند، مانند سرب یا قلع، ذوب می شود .

امام رضا عليه‌السلام فرمود:

۱۹۸ - ( لا یولد لنا مولود الا سمیناه محمدا، فاذا مضی سبعه ایام فان شئنا غیرنا والا تركنا ) .

یعنی هرگاه فرزندی بر ایمان به دنیا آمد تا یك هفته نامش را محمد می گزاریم، پس از آن، اگر خواستیم تغییر می دهیم و گر نه همان نام را اختیار می نماییم .

و نیز فرمود:

۱۹۹ - ( استحسنوا اسماء كم فانكم تدعون بها یوم القیامه: قم یا فلان ابن فلان الی نورك، قم یا فلان ابن فلان لا نور لك ) .

یعنی: برای فرزندانتان نام نیكو انتخاب كنید؛ چون روز قیامت با همان نامها خوانده می شوید (كه صدای می رسد): ای فلانی پسر فلانی!برخیز به سوی نورت، ای فلانی فرزند فلانی تو برخیز نوری نداری.

محمد بن یعقوب از حضرت صادق عليه‌السلام نقل كرده است كه فرمود:

۲۰۰ - ( اذا كان بامراه احدكم حمل فاتی لها اربعه اشهر فلیستقبل بها القبله و لیضرب علی جنبها و لیقل: اللهم انی قد سمیه محمد فانه یجعله ذكرا فان و فی بالاسم بارك الله فیه، و ان رجع عن الاسم كان لله فیه الخیار، ان شاء اخذه و ان شاء تركه ) .

یعنی: اگر همسرتان بار دار است، چهار ماه كه گذشت؛ او را به قبله قرار داده بر پهلویش بزنید و بگویید خدایا! نامش را محمد گذاشتم. در این صورت خداوند متعال او را پسر قرار خواهد داد. پس اگر به این اسم وفا كرد و او را همینگونه نامید، خداوند در او بركت قرار می دهد و اگر از آن برگشت و اسم دیگری انتخاب كرد، ذات اقدس الهی در این صورت مختار است كه او را بگیرد یا بگذارد .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل شده است كه فرمود:

۲۰۱ - ( من كان له حمل فنوی ان یسمیه محمدا او علیا ولد له غلام ) .

یعنی: كسی كه فرزندی در راه دارد اگر نیت كند كه نامش را محمد یا علی بگذارد خداوند متعال به او پسر خواهد داد .

هر وقت به او زین العابدین عليه‌السلام بشارت می دادند كه فرزندی برایتان به دنیا آمده، سوال نمی فرمود كه آیا پسر است یا دختر، بلكه می فرمود. آیا سالم و عیب است؟ اگر می گفتند آری، می فرمود:

۲۰۲ - ( الحمد لله الذی لم یخلق منی شیئا مشوها ) .

یعنی: سپاس خدایی را كه از من فرزندی ناهنجاری به دنیا نیاورد .

باب اول: تشویق به دعا

تحریص بر دعا و تشویق عقل بر آن

عقل هر عاقلی حكم می كند كه وقتی انسان قدرت دارد، باید ضرر را از خودش دفع نماید و از طرف دیگر می دانیم كه زندگی در این دنیا برای هیچ انسانی بدون ضرر و زیان و تشویق خاطره نیست چون:

- یا درد و مرضی در اندرون خود دارد.

- یا ظالمی از خارج او را می آزارد.

- یا در شغل و كارش گرفتاری دارد.

- یا همسایه به او آزار می رساند.

- و یا...

و اگر فعلا هیچیك از این گرفتاریها پیش نیامده باشد، باز عقل محال نمی داند كه در آینده گرفتاریهایی برایش پدید آید، چگونه پدید نیاید و حال آنكه دنیا محل حوادث است و هیچوقت بر یك منوال، ثابت و برقرار نمی ماند و كسی از سختیها و مصمتهای آن در امان نیست. منتها سختیهایش برای بعضیها به فعلیت رسیده و محقق شده و برای عده دیگر در آینده محقق خواهد شد، اما عقل حكم به وجوب و لزوم بر طرف نمودن هر دو قسم از مصیبتها و گرفتاریها می كند، این از یك سوی.

از سوی دیگر، دعا وسیله ای است كه می تواند این مشكل را بر طرف سازد و آن را برای انسان حل كند، پس عقلا لازم است كه دست به دامان دعا بیاویزیم و از آن برای حل مشكلاتمان كمك بگیریم.

همین معنا در كلام امیر المومنین و سید الوصین - علیه و علی اله افضل صلوات المصلین - آمده آنجا كه می فرماید:

5 ( ما من احد ابتلی و ان عظمت بلواه با حق بالدعاء من المعافی الذی لا یا من البلاء. )

یعنی: مبادا كسی كه فعلا بلایی به او روی نیاورده و در عاقبت زندگی می كند ولی در آینده از آن در امان نیست، گمان كند كه انسان گرفتار - هر چند گرفتاریش بزرگ - بیشتر از او به دعا نیازمند است. (بلكه وی نیز برای دفع بلاهای آتیه به دعا نیاز درا .

از این حدیث، فهمیده می شود كه هر فردی به دعا نیاز دارد، چه آن كسی كه در عاقبت است و چه آن كس كه مبتلاست، منتها دومی برای بر طرف ساختن بلایی كه هست و اولی برای جلوگیری از نزول آن.

علاوه بر این، دعا سبب جلب منفعت و یا بقای نعمتهای موجود نیز می گردد؛ چون معصومین عليهم‌السلام از آن به سلاح و ترستعبیر كردند، سلاح وسیله ای است كه انسان را به منفعتی برساند، یا ضرری را از او دفع كند و ترس به سپر می گویند كه موجب حفظ و نگهداری انسان از مشكلات و سختیها می شود.

رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

6 - ( الا ادلكم علی سلاح ینحیكم من اعدائكم و یدر ارزاقكم؟ قالوا: بلی یا رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم قال: تدعون ربكم باللیل و النهار فان سلاح المومن الدعاء ) .

یعنی: آیا اسلحه ای را به شما معرفی كنم كه هم شما را از شر دشمنانتان نجات میدهد و هم روزیتان را زیاد را در شب و روز بخوانید و دعا بخوانید و دعا كنید؛ چون دعا، اسلحه مومن است .

امام علی عليه‌السلام می فرماید:

7 - ( الدعاء ترس المومن و متی تكثر قرع الباب یفتح لك ) .

یعنی: دعا، سپر مومن است، اگر باب رحمت الهی را زیاد بكوبی (و نا امید نشوی، عاقبت) آن در، به رویت گشوده خواهد شد .

امام جعفر بن محمد صادق عليه‌السلام فرمود:

8 - ( الدعاء انفذ من السنان الحدید ) .

یعنی: دعا از سر نیزه آهنی، برنده تر و نافذتر است .

امام موسی بن جعفر عليه‌السلام فرمود:

9 - ( ان الدعاء یرد ما قدر و ما لم یقد. قال: قلت: و ما قد قدر فقد عرفته فما لم یقدر؟ قال: حتی لایكون ) .

یعنی: دعا، هم آنچه مقدر شده و هم آنچه مقدر نشده، هر دو را بر می گرداند و سبب تغییرش می شود. راوی (یعنی عمر بن یزید) می گوید، گفتم: آنچه مقدر نشده چطور؟ فرمود: دعا موجب می شود كه اصلا مقدر نشود .

و نیز آن حضرت فرمود:

10 - ( علیكم بالدعاء فان الدعاء و الطلب الی الله تعالی یرد لبلاء و قد قدر و قضی یبق الا امضاوه فاذا عی الله و سئل صرفه صرفه ) .

یعنی: دعا كنید؛ چون دعا و طلب كردن از خداوند تعالی، بلا را دفع می كند حتی اگر مقدر شده و بدان حكم گردیده و بجز اجرایش چیزی نمانده باشد، در این صورت اگر از خدا بخواهید كه آن را برگرداند، بر می گرداند .

زر اره از امام محمد باقر عليه‌السلام نقل می كند كه فرمود:

11 - ( الا ادلكم علی شی ء لم یستشن فیه رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ؟ قلت: بلی، قال: الدعا یرد القضاء و قد ابرم ابراما و ضعم اصابعه ) .

یعنی: آیا می خواهید چیزی را به شما معرفی كنم كه رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم از آن استثناء نكرد (یعنی نفرمود ان شاء الله) زراره می گوید گفتم: بلی، فرمود: آن چیز، دعاست كه قضای الهی را بر می گرداند اگر چه محكم و حتمی شده باشد. آنگاه حضرت از باب تشبیه قضای حتمی الهی، انگشتان دستهایشان را در هم فرو بردند .

امام زین العابدین عليه‌السلام فرمود:

12 - ( ان الدعاء و البلاء لیتوافقان الییوم القیامه ان الدعاء لیرد البلاء و قد ابرم ابراما ) .

یعنی: دعا و بلا، تا روز قیامت با هم در مبارزه اند و در این میدان، دعا پیروزمندانه بیرون می آید اگر چه آن بلا حتمی بوده باشد .

و نیز از آن حضرت است كه فرمود:

13 - ( الدعاء یرد البلاء النازل و ما لم ینزل ) .

یعنی: دعا، هم بلای فرود آمده را بر می دارد و هم، بلای نیامده را .

با توجه به این احادیث و احادیث مشابه دیگری كه به خاطر پرهیز از طولانی شدن بحث از ذكر آنها خودداری كردیم، روشن می شود كه باید ضررها را به واسطه دعا دفع كرد.

و دافع ضرر بودن دعا، از طریق اخبار معصومین عليهم‌السلام كه علم به راستگویی آنان داریم، ثابت می شود.

تشویق بر دعا در آیات و روایات

آیات

- ( قال ما یعبوا ربی لولا دعائكم ) ( 8 ) .

یعنی: ای پیامبر! بگو اگر دعایتان نبود، پروردگار من به شما اهمیتی نمی داد .

( و قال ربكم ادعونی استجب لكم ان الذین یستكبرون عن عبادتی سید خلون جهنم اخرین ) ( 9 ) .

یعنی: پروردگارتان می گوید: مرا بخوانید تا اجابتتان كنم. مسلما آنانی كه از پرستش و عبادت من سركشی می كنند، بزودی با خواری به جهنم در می آیند .

در این آیه شریفه، خداوند متعال دعا را عبادت خوانده (یعنی اگر كسی با خدایش سخن بگوید، عبادت كرده) و سركشان از عبادت را به منزله كافر قرار داده است.

( و ادعوه خوفا و طمعم ) ( 10 ) .

یعنی: خدای را از روی بیم و امید، بخوانید .

( و اذا سالك عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبو الی و لیو منوا بی لعلهم یرشدون ) ( 11 ) .

یعنی: هرگاه بندگانم درباره من از تو سوال كردند (بگو كه) من نزدیك و به ندای كسی كه مرا بخواند، پاسخ می دهم، پس اینان باید مرا بخوانند و به من ایمان بیاورند تا ارشاد گردند .

حال كه كلام به این آیه شریفه از قران كریم رسید، خوب است نكاتی درباره آن متذكر شویم:

اول - جمله: هرگاه بندگانم از تو درباره من سوال كردند، كنایه است به اینكه خوب است بندگان من، از من سوال كنند.

دوم - خداوند متعال در پاسخ نفرمود: بگو من نزدیكم (به مناسبت اینكه اول آیه خطاب به پیامبر است) بلكه جهت تسریع در پاسخ بندگان، كلمه بگو را حذف كرده مستقیما فرمود: من نزدیكم.

سوم - بر سر جواب، حرف فاء در آورد كه دلالت بر عدم فاصله دارد.

چهارم - پروردگار سبحان خودش مستقیما پاسخ داد و این نشانه منزلت و شرف دعا نزد ذات اقدس الله است. در همین باره امام باقر عليه‌السلام می فرماید:

( لا تمل من الدعا فانه من الله بمكان ) .

یعنی: از دعا خسته مشو، چون نزد خدا ارزش دارد .

و در پاسخ برید بن معاویه كه از آن حضرت پرسیده بود آیا دعای بیشتر بهتر است یا قرائت قران بیشتر؟ فرمود:

14 - ( كثره الدعاء افضل ثم قرا: قل ما یعبوا بكم ربی لولا دعاوكم ) .

یعنی: دعای بیشتر بهتر است؛ چون خداوند فرمود: ای پیامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بگو اگر دعایتان نبود، پروردگار من به شما اهمیتی نمی داد .

پنجم - این آیه كریمه دلالت دارد بر اینكه ذات اقدس الهی، مكان ندارد، چون اگر مكان می داشت به هر مناجات كننده ای نزدیك نبود، (یعنی اگر به فردی در شرق عالم نزدیك بود، می بایست از فردی كه در غرب است دور بوده باشد، چون خاصیت موجودات مكان دار این است و حال آنكه او به هر دو نزدیك است، پس مكان ندارد).

ششم - پروردگار متعال در این آیه با جمله (فلیستجیوالی) امر به دعا كردن بندگان نموده است.

هفتم - امام صادق عليه‌السلام در تفسیر جمله ولیو منوابی فرمود:

15 - ( و لیتحققوا انی قادر علی اعطائهم ) .

یعنی: بندگان من بدانند كه من قدرت بخشش درخواستهای ایشان را دارم .

این فرمان حق، دو فایده دارد:

فایده اول: به بندگان اعلام می دارد كه وا قادر است.

فایده دوم: بندگان را در رسیدن به حاجات و درخواستهایشان امیدوار می كند؛ چون انسان اگر بداند طرف معامله اش قدرت بر تسلیم و تحویل آنچه بر عهده اوست را دارد، در او میل و رغبت ایجاد می شود كه دست به آن معامله بزند، همچنانكه اگر بداند طرف معامله اش این قدرت را ندارد اقدام نخواهد كرد، به همین خاطر می بینید كه مردم از معامله با افراد و شكسته پرهیز می كنند.

هشتم: با ذكر جمله یرشدون گویا به بندگان بشارت می دهد كه دعایتان اجابت شد، چون رشاد به راه هدایتی گویند كه به مطلوب و مقصود می رسد.

در این مورد امام صادق عليه‌السلام می فرماید:

16 - ( من تمنی شیئا و هو لله رضا لم یخرج من الدنیا حتی یعطاه ) .

یعنی: اگر كسی از خداوند متعال چیزی بخواهد كه مورد رضای حق هم باشد، تا در دنیا نرفته، آن را دریافت می كند .

این حدیث از پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نیز روایت شده است.

آن حضرت در جای دیگر می فرماید:

17 - ( اذا دعوت فظن حاجتك بالباب ) .

یعنی: هرگاه دعا كردی، گمانت این باشد كه حاجتت نزد در آماده و حاضر است .

اسرار محرومیت از اجابت دعا

حتما خواهید گفت: ما بسیاری از مردم را می بینیم كه دعا می كنند ولی اجابت نمی شود و این در ظاهر، با آیه شریفه مورد بحث ( 12 ) منافات دارد.

در پاسخ باید گفت: اجابت نشدن دعا، حتما به خاطر كوتاهی و اخلال در شرایط دعاست و آن هم دو صورت دارد:

اول اینكه: آداب آن را مراعات نكرده است؛ چون دعا دستوراتی دارد كه ان شاء الله تعالی در ابواب بعدی خواهید آمد. عثمان بن سعید می گوید: فردی به من گفت كه من به خدمت امام صادق عليه‌السلام شرفیاب شده، عرض كردم: دو آیه در قرآن كریم هست كه هنوز آن دو را درست درك نكرده ام.

فرمود: آن دو آیه كدامند؟

گفتم: یكی آیه شریفه: ادعونی استجب لكم است كه دعا می كنیم ولی اجابتی نمی بینیم.

فرمود: آیا خداوند متعال خلف وعده می كند؟

گفتم: خیر.

فرمود: پس چرا اجابت نمی شود؟

گفتم: نمی دانم.

فرمود: اما من تو را با خبر می كنم:

18 - ( من اطاع الله فیما امره ثم دعا من جهه الدعاء اجابه قلت. و ما جهه ادعاء؟ قال عليه‌السلام : تبدا فتحمد الله و تذكر نعمه عندك ثم تشكره ثم تصلی علی النبی واله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ثم تذكر ذنوبك فتقر بها ثم تستغفر الله منها فهذه جهه الدعاء ) .

یعنی: كسی كه او امر الهی را اطاعت نماید و سپس از راهش دعا كند، مستجابت می شود. گفتم: راه دعا كدام است؟

فرمود: ابتدا خداوند متعال را حمد می كنی، بعد نعمتهایش را به یاد می آوری، سپس آنها را شكر می گزاری، بعد بر پیامبر و آلش عليهم‌السلام صلوات می فرستی، آنگاه گناهان خود را یاد آور بدان اقرار می كنی، پس از آن، از گناهانت استغفار می نمائی، این طریق دعاست.

آنگاه فرمود: آیه بعدی چیست؟

گفتم: آیه: ( و ما نفقتم من شیی ء فهو یخلفه و هو خیر الرازقین ) ( 13 ) .

فرمود: آیا خداوند متعال خلف وعده می كند؟

گفتم: خیر.

فرمود: پس چرا عوض نمی دهد؟

گفتم: نمی دانم.

فرمود. ( لو ان احدكم اكتسب المال من حله و انفقه فی حقه لم ینفق رجل در هما اخلف علیه ) .

یعنی: اگر كسی مالی را از راه حلال به دست بیاورد و در موردی كه سزا ور است، انفاق كند، حتما عوضش را خواهد دید، حتی اگر یك در هم ببخشد .

دوم اینكه: چیزی را طلب كرده كه به صلاح او نیست یا مفسده ای برای خودش با دیگران در بردارد؛ چون محال است كسی چیزی از خدا بخواهد و مطابق حكمت هم باشد، ولی ذات اقدس الهی آن را اجابت نكند. بنابر این، شایسته است كه دعا كننده به هنگام دعا این شرط را ( 14 ) بر زبان بیاورد و اگر این كار را نكرد، لا اقل مقصود قلبی اش این باشد كه خدایا این حاجت را اگر خیر و مصلحت باشد، عطا كن، بنابر این، اگر در واقع چنین باشد، حتما پروردگار متعال آن را اجابت می كند و اگر مصلحت در تاخیر باشد، آن را به تاخیر می اندازد؛ چون خودش می فرماید:

( و لو یعجل الله للناس الشر استعجالهم بالخیر لقضی الیهم اجلهم ) ( 15 ) .

یعنی: اگر همان مقدار كه مردم در طلب خیر عجله به خرج می دهند، خداوند سبحان نیز در شر، عجله نشان می داد، مرگ آنان فرا می رسید .

در دعای ائمه عليهم‌السلام می خوانیم:

19 - ( یا من لا تغیر حكمته الوسائل ) .

یعنی: ای كسی كه وسیله ها (مانند دعا) موجب تغییر حكمتش نمی شوند .

بنابر این، چون علم غیب بر بندگان پوشیده است، چه بسا شخصی از روی غلبه قوای شهوانی بر عقلش، چیزی را از خدا طلب كند یا خیالاتش باعث شود كه كار فاسدی را نیك ببیند و آن را درخواست كرده و حتی اصرار و پافشاری نیز بكند ( 16 ) .

در این صورت، اگر خداوند منان، پاسخ مثبت به او بدهد و خواهشش را بر آورده سازد، موجب هلاكت او خواهد شد.

این مسئله بسیار واضح و روشن است و نیازی به توضیح ندارد كه یك وقت چیزی را طلب می كنیم، اما پس از مدتی از شر آن به خدا پناه می بریم. و در مقابل، از چیزی فرار می كنیم، اما پس از گذشته مدتی، به دنبالش می گردیم. سخن علی عليه‌السلام نیز همین معنا را می رساند آنجا كه می فرماید:

20 - ( رب امر حرص الانسان علیه فلما ادركه ود ان یكن ادركه ) .

یعنی: چه بسا انسان نسبت به چیزی حریص است و آن را می طلبد و چون به آن دسترسی پیدا كرد، دوست می دارد كه ای كاش! اصلا بدان نمی رسید .

جان كلام در آیه شریفه بقره نهفته است كه ما را از دیگر سخنها بی نیاز می سازد، می فرماید:

( و عیسی ان تكرهوا شیئا و هو خیر لكم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لكم والله یعلم و انتم لا تعلمون ) ( 17 ) .

یعنی: چه بسا از چیزی بدتان می آید، در حالی كه آن چیز برایتان خیر است. و چه بسا چیزی را خوش دارید و حال آنكه برایتان شر می باشد، خدامی داند ولی شما نمی دانید .

اصل تشریع دعا و ثواب دادن بر آن از باب رحمت خدایی است كه رحمتش بر غضبش پیشی گرفته، بنابر این، نباید چنین دعایی را اجابت نماید؛ چون عرض بنده از دعا، این است كه خیری به او برسد و حالش اصلاح گردد، نه اینكه روزگارش بدتر شود.

بنابر این، اگر چیزی از طلب می كند، منظورش این نیست كه هر چه هست (چه خوب و چه بد) می خواهم، بلكه مقصودش این است كه اگر برای من نفع دارد، می خواهم، پس این شرط در خاطره او استوا است، اگر چه به زبان نیاورده باشد حتی اگر در ذهنش هم این شرط خطور نكرده باشد (اگر كسی از او سوال كند كه این مطلب برای تو فلان مفاسد و مضرات را در پی خواهد داشت، آیا باز هم آن را می خواهی؟ مسلما جوابش منفی خواهد بود).

مانند كسی كه بخواهد با زبان بیگانه، چیزی را به كسی بفهماند، اگر در ایراد سخن، كلمه یا كلماتی را اشتباها به كار ببرد، در اینجا برداشت شنونده باید آن چیزی باشد كه گوینده قصد كرده نه آن چیزی كه به زبان آورده است.

تلفظ غلط در دعا (18)

از آنچه گفته شد می توان اینگونه نتیجه گرفت كه در روایات ( 19 ) آمده است خداوند متعال دعایی را كه غلط تلفظ گردد، قبول نمی كند، این بدین معناست كه آن را به شكل درستش می پذیرد. توضیح مطلب اینكه: از امام جواد عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

21 - ( ما استوی رجلان فی حسب و دین قط الا كان افضلهما عند الله عزوجل ادب هما قال: قلت: جعلت فداك قد علمت فضله عند الناس فی النادی و المجالس، فما، فضله عند الله عزوجل؟ قال عليه‌السلام : بقراءه القران كما انزل و دعا الله عزوجل من حیث لا یلحن و ذلك ان الدعاء الملحون لا یصعد الی الله عزوجل ) .

یعنی: اگر دو نفر در دیانت و مفاخر اباء و اجدادی برابر باشند، آن یك كه ادبش بیشتر است، نزد خداوند متعال برتر و با فضیلت تر است. روای گوید پرسیدم: فدایت شوم! برتری فرد مودب نزد مردم و در مجالس معلوم می باشد، اما نزد خداوند عزوجل چگونه است؟ فرمود: فضیلتش به این است كه قرآن را همانگونه كه نازل شده قرائت می كند و در دعا كردن از غلط گوئی پرهیز دارد؛ چون دعای غلط به سوی خداوند متعال بالا نمی رود، شبیه همین مضمون، سخن امام صادق عليه‌السلام است كه فرمود:

22 - ( نحن قوم فصحاء اذا رویتم عنا فاعربوها ) .

یعنی: ما قومی فصیح و خوش سخن هستیم، هرگاه از ما سخنی را نقل می كنید، درست نقل كنید .

همینجا اشكال می شود كه اگر مواد این دو حدیث همان معنای ظاهرشان باشد، ما در واقع خلاف آن را مشاهده می كنیم، چون چه بسا افرادی كه دعایشان از نظر ادبی غلط است، اما مستجاب می شود و چه بسا انسانهای پاك و اهل تقوا و پرهیزكار از گناه را می بینیم كه امید اجابت دعایشان می رود، ولی اصلا چیزی از ادبیات (فعل، فاعل، مفعول و...) نمی دانند.

علاوه بر این، اگر خداوند متعال به چنین دعائی توجه نمی كند، پس چه فایده ای دارد كه انسان را مامور به دعا كردن نموده بنابر این، باید بگوئیم تنها ادیبان زبر دست مامور به دعا هستند، حتی آنان نیز از اشتباه و غلط در امان نیستند، زیرا چه بسا هنگام دعا، غرق در ذكر و توجه به ذات اقدس الهی باشند كه در آن حالت، از توجه به قواعد ادبی غافل بمانند. ( 20 ) .

ولی ما یقین به بطلان تمامی این سخنان داریم، زیرا هم بالعیان خلاف آن را مشاهده می كنیم و هم ائمه اطهار عليه‌السلام بر صدا این پندارها فرمان داده اند.

اهل بیت عليه‌السلام در آداب و شروط دعا، امور زیادی را ذكر كرده اند كه ان شاء الله تعالی خواهد آمد. اما از رعایت نكات ادبی و دستوری، هیچ سخنی به میان نیاورده اند. بنابر این معنای آن دو حدیثی كه در این رابطه از امام جواد و امام صادق عليهما‌السلام در آداب و شروط دعا، امور زیادی را ذكر كرده اند كه ان شاء الله تعالی خواهد آمد. اما از رعایت نكات ادبی و دستوری، هیچ سخنی به میان نیاورده اند. بنابر این معنای آن دو حدیثی كه در این رابطه از امام جواد و امام صادق عليهما‌السلام نقل شد، چه می باشد؟

در حل این شبهه سخنانی گفته شده:

بعضی گفته اند: منظور، دعای انسان علیه خود است؛ چون هنگام گرفتاری و پریشانی، ناراحت شده، خودش را نفرین می كند، این دعا غلط است و خداوند متعال آن را نپذیرفته، مستجابش نمی كند، دلیل بر این مطلب، آیه شریفه یازدهم از سوره مباركه یونس است كه ذكرش گذشت، اینان آیه را اینگونه تفسیر كرده اند كه: اگر همان مقدار كه خداوند متعال در بر آوردن دعای خیر مردم عجله می كند، در بر آوردن دعاهای شر نظیر: خدا مرا از میان شما بردارد و... عجله می كرد، مرگشان بزودی فرا می رسید، ولی پروردگار منان، چنین كاری نمی كند بلكه به اینان مهلت می دهد تا توبه كنند و از كردارشان پشیمان گردند.

برخی دیگر گفته اند: منظور از دعای غلط، نفرین پدر بر فرزند است؛ چون پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم از خداوند متعال خواست كه نفرین انسان در حق دوست و محبوبش را مستجاب نكند.

و عده ای نیز گفته اند: منظور دعایی است كه دارای شرایط نباشد.

اما هیچ یك از این سخنان درست نیست، زیرا ابتدای كلام امام صادق عليه‌السلام كه فرمود: ما قومی فصیح و خوش سخن هستیم اشاره به رعایت كردن قواعد ادبی است؛ چون مراعات نمودن این قواعد، از شرایط فصاحت است.

سخن حق آن است كه منظور این دو روایت یك چیز نیست، بلكه هر یك معنای خاصی دارند. اما روایت اول كه فرمود: دعای غلط به سوی خداوند متعال بالا نمی رود، یعنی ذات اقدس الهی، مطابق مقصود گوینده، پاداش عطا می نماید. برای این تفسیر دو دلیل داریم:

دلیل اول اینكه: افرادی، زیارت امام معصوم عليه‌السلام را اینگونه قرائت می كنند: اشهد انك قتلت و ظلمت و غصبت (به صورت فعل معلوم).

یعنی: نعوذ بالله شهادت می دهم كه تو كشتی و ظلم كردی و غصب نمودی!! .

و حال آنكه صحیح این است كه بگوید: اشهد انك قتلت و ظلمت و غصبت (به صورت فعل مجهول).

یعنی: شهادت می دهم كه تو كشته شدی و مظلوم بودی و حقت غصب گردید .

اگر بخواهیم همین ظاهر لفظ را نظر كنیم و به موجب آن، حكم نماییم، باید بگوئیم كه این فرد كافر شده و حال آنكه احدی این چنین حكم نمی كند. بنابر این، پاداش دعا مطابق ظاهر لفظ نمی باشد، بلكه مطابق مقصود گویند خواهد بود.

دلیل دوم اینكه: اگر كسی سخن زشتی به دیگری بگوید به طوری كه این سخن در عرف و زبان دیگران، دلالت بر نسبت ناروای جنسی كند، اما در عرف و زبان گوینده، چنین نباشد، در اینجا هیچ فقهی نمی گوید كه باید بر گوینده حد ( 21 ) جاری گردد. بنابر این، دانسته می شود كه رعایت امور ادبی، در اجابت و ثواب دادن بربر دعا شرط نیست بلكه فقط موجب فضیلت و برتری آن می شود.

پس منظور امام جواد عليه‌السلام - مدح و ستایش فردی است كه در دعا اصول ادبی را مراعات می كند. و اما فضیلت و برتری سخنی كه واضح و روشن است و به وضوح دلالت بر معنای گوینده دارد، بر سخنی كه این چنین نیست و نیاز به تاویل و توجیه دارد، بر كسی پوشیده نیست.

مضافا به اینكه: دعای موافق با قواعد ادبی، فصاحت دارد و دعا خصوصا اگر منقول از معصومین عليهم‌السلام باشد، باید فصیح ادا گردد تا دلالت بر فضایل آن بزرگواران كند.

به علاوه، اگر سخن درست ادا شود و از غلط پرهیز گردد، طبع انسان به سویش كشیده می شود و در غیر این صورت، موجب تنفر می گردد كه قضایایی هم در این رابطه شده است:

الف - عاملش (كه یكی از دانشمندان ادبیات عرب است) فردی را دید كه كلامش درست نبود و غلط حرف می زد، به او گفت: این كیست كه سخن می گوید و قلب مرا ناراحت كرده است؟!

ب - گویند فردی به دیگری گفت: آیا این لباس را می فروشی؟

گفت: لا، عافاك الله: نه، خدا تو را ببخشد .

گفت: اگر سخن گفتن را یاد بگیری بهتر است؛ چون باید می گفتی لا، و عافاك الله ( 22 ) .

ج - فردی به یكی از بزرگان كه از او سوالی كرده بود، گفت: لا، واطال الله بقاك: نه، خدا تو را باقی بدارد.

آن بزرگ گفت: جایگاهی زیباتر از اینجا برای و او ندیدم.

بنابر این، همانطور كه گفتیم، معنای حدیث اول این است كه دعای غلط به همان صورت غلطش بالا نمی رود و ملائكه به همان شكل بدان شهادت نمی دهند و به همان صورت غلط جزاء داده نمی شود، بلكه طبق مقصود و مراد گوینده به او پاداش می دهند. شاهد ما روایتی است كه شیخ كلینی رحمه‌الله در كتاب شریف كافی از امام صادق عليه‌السلام بیان كرده كه رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

23 - ( ان الرجل الا عجمی من امتی لیقرا القران بعجمیته فترفعه الملائكه علی عربیته ) .

یعنی: فردی غیر عرب از امت من اگر با همان زبان خودش قرآن بخواند، ملائكه آن را به صورت عربی صحیح، بالا می برند .

گذشته از اینها، در ادعیه معصومین عليهم‌السلام الفاظی نظیر: اسمها، قسمها، حاجتها و... وجود دارد كه ممكن است معانی آنها را ندانیم با این وصف آنها را بر زبان جاری می كنیم و حال آنكه كسی نگفته چنین دعائی مردود است. و چه بسا یك فرد عامی و بی سواد، معنای كلمه ای را از یك ادیبی كه تنها به تركیبات الفاظ توجه دارد بهتر بفهمد، پس راهی باقی نمی ماند جز اینكه بگوییم: ذات اقدس الهی مطابق قصد دعا كننده جزا می دهد. دلیل ما احادیثی است كه از رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم صادر شده كه فرمود:

24 - ( الا عمال بالنیات ) .

یعنی: كارها وابسته به نیتهاست .

25 - ( نیه المومن خیر من عمله ) .

یعنی: قصد و نیت مؤمن از كارش بهتر است.

این بهترین حدیث برای اثبات ماست كه ذات اقدس، الهی مطابق قصد دعا كننده پاداش عطا می كند، چون اگر بخواهد مطابق كارش جزا بدهد، موجب بدبختی بنده خواهد شد (چون دعایی كرده كه به معنای ظاهر، به ضرر اوست).

26 - ( ان سین بلال عند الله شین ) .

یعنی: هرگاه بلال به جای حرف شین، حرف سین تلفظ كند، خداوند متعال آن را به جای حرف شین می پذیرد ( 23 ) .

فردی نزد علی عليه‌السلام آمد و عرض كرد: یا امیر المومنین عليه‌السلام : فردی با بلال مشغول گفتگوست اما چون بلال قدرت تلفظ صحیح كلمات را ندارد، به همین خاطر بر وی می خندد، حضرت فرمود:

27 - ( یا عبد الله! انما یراد اعراب الكلام و تقویمه لتقویم الاعمال و تهذیبها ما ینفع فلانا اعرابه وتقویمه لكلامه اذا كانت افعاله ملحونه اقبح لحن و ماذا یضر بلالا لحنه فی كلامه اذا كانت افعاله مقومه احسن تقویم و مهذبه احسن تهذیب ) .

یعنی: ای بنده خدا! منظور از درست ادا كردن كلام و سخن این است كه كارها و اعمال انسان درست و پاك گردد، بنابر این آن كس كه كردارش بد است، كلام خوب چه نفعی برایش خواهد داشت و بلال كه افعالش نیك و زیباست، لكنت زبان چه ضرری به حالش دارد؟ .

از این حدیث شریف گرفته می شود كه: همچنانكه سخنممكن است غلط باشد، اعمال نیز احتمال خرابی دارد و خرابی اعمال مضر است نه غلط بودن لفظ و كلام ( 24 ) .

تا اینجا مربوط به روایت اول از امام جواد عليه‌السلام بود.

اما روایت دوم كه از امام صادق عليه‌السلام است. این خبر مربوط به احكام است همچنانكه پیامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

28- ( رحم الله من سمع مقالتی فوعادها و اداها كما سمعها فرب حامل علم لیس بفقیه ) .

یعنی: رحمت كند خداوند كسی را كه سخن مرا بشنود، آن را فرا بگیرد، سپس همانگونه كه شنیده نقلش كند، چه بسا كسی علمی را حمل كند ولی آن را نفهمد .

چون با تغییر لفظ روایات، احكام الهی نیز تغییر خواهد كرد، به عنوان مثال: از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم سوال شد كه ما شتر و گاو و گوسفند را ذبح می كنیم و بعد معلوم می شود كه فرزندی در شكم این حیوان بوده، آیا این فرزند را این می توانیم بخوریم؟ فرمود:

29- ( كلوه شئتم فان ذكاه الجنین ذكاه امه ) .

یعنی: (بعضی ذكات دوم را با ضمه خوانده اند و بعضی دیگر با فتحه ( 25 ) »، در صورت اول با ضمه معنا چنین می شود: اگر خواستید، بخورید؛ چون تذكیه مادر تذكیه خود جنین هم هست و او را نیز پاك می كند .

اما در صورت دوم (با فتحه) معنا چنین خواهد شد: اگر خواستید، بخورید، چون تذكیه جنین مانند تذكیه مادر است .

یعنی همچنانكه ما در با ذبح، پاك و حلال می شود، فرزند نیز باید ذبح شود تا پاك و حلال گردد، پس اگر جنین بعد از ذبح مادر و قبل از ذبح خودش، جان داده باشد، طبق قرائت اول پاك و حلال است، ولی طبق قرائت دوم خیر.

فواعد دعا

گفته شد كه خداوند حكیم بر خلاف مقتضای حكمت، عمل نمی كند و وسایلی نظیر دعا نیز نمی توانند حكمتش را تغییر بدهند، با این دو مقدمه، ممكن است كسی گمان كند كه آنچه بنده از خدا طلب می كند از دو حال خارج نیست:

- یا مصلحتی ندارد كه خداوند آن را انجام نخواهد داد.

- یا مصلحت دارد كه حتما انجام خواهد داد اگر چه بنده آن را تقاضا نكند.

پس دعا در این میان چه نقشی دارد؟

در پاسخ باید گفت كه تاثیر دعا بسیار است: منجمله:

الف - ممكن است آنچه مصلحت گردیده و ذات اقدس الهی آن را انجام خواهد داد، بعد از دعا مصلحت شده باشد، یعنی اگر بنده آن را طلب كند، فعلش مصلحت خواهد داشت در غیر این صورت خیر، پس تا نخواهی انجام نخواهد شد. به همین معنا اشاره دارد سخن امام صادق عليه‌السلام به میسر بن عبد العزیز .

30 - ( یا میسر، ادع الله و لا تقل ان الامر قد فرغ منه ان عند الله منزله لا تنال الا بالمساله و لو ان عبدا سد فاه و لم یسال لم یعط شیئا فاسال تعط. یا میسر انه لیس یقرع باب الا یوشك ان یفتح لصاحبه ) .

یعنی: ای میسر! خدا را بخوان و نگو فرمان حق صادر شده (و طلب، فایده ای ندارد)؛ چون نزد خداوند متعال، درجه و منزلتی هست كه انسان بدون درخواست، به آن نمی رسد. اگر بنده دهانش را ببندد و از او چیزی نخواهد، هیچ به او داده نخواهد شد، پس از خدا بخواه تا به تو بدهد. ای میسر! هیچ در كوبیده شده ای نیست مگر آنكه بزودی باز خواهد شد .

عمرو بن جمیع نیز از آن حضرت روایت كرده كه فرمود:

31 - ( من لم یسال الله من فضله افتقر ) .

یعنی: كسی كه از فضل و عنایت ویژه حق، درخواست نكند فقیر می ماند .

و از علی عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

32- ( ما كان الله لیفتح باب الدعاء و یغلق عنه باب الاجابه ) .

یعنی: مبادا بپنداری كه خداوند متعال، در دعا را گشوده ولی در اجابت را بسته است .

و نیز فرمود:

33 - ( من اعطی الدعاء لم یحرم الا جابه ) .

یعنی: اگر خداوند سبحان به كسی توفیق دعا بدهد، او را از اجابت محروم نخواهد ساخت .

ب - دعا خودش ذاتا عبادت است و مطلوب حق می باشد كه بندگان از این طریق، خشوع و فقر خود را ابراز می دارند چنانچه فرمود:

( و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ) ( 26 ) .

یعنی: جنها و انسانها را خلق نكردم مگر اینكه بنده من باشند (یعنی كمال این دو موجود در این است كه بندگان مرا بكنند).

عبادت در لغت به معنای ذلت است و در اصطلاح، بهترین و زیباترین مظهر تذلل و خشوع در برابر معبود می باشد. پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

( الدعاء مخ العباده ) ( 27 ) .

یعنی: دعا جان و مغز عبادت است .

از جمله مواعظه خداوند متعال به حضرت عیسی عليه‌السلام این است كه فرمود:

( یا عیسی، اذل لی قلبك و اكثر ذكری فی الخلوات و اعلم ان سروری ان تبصبص ) ( 28 ) ( الی و كن فی ذلك حیا ولا تكن میتا ) ( 29 ) .

یعنی: ای عیسی قلبت را در برابر من خوار و ذلیل كن و مرا در خلوتها زیاد به یاد بیاور و بدان كه خوشحالی من در این است كه با بیم و امید به سوی من بیایی اما مبادا با قلبی مرده چنین كنی، بلكه باید قلبت زنده و با نشاط باشد .

ج - روایت شده كه:

34 - ( دعاء المومن یضاف الی عمله و یثاب علیه فی الاخره كما یثاب علی عمله ) .

یعنی: دعای مومن موجب اضافه شدن اعمال نیك و پاداش بردن در قیامت می شود، همچنانكه به سایر كارهای حسنه اش ثواب و پاداش می دهند .

د - می دانیم كه اگر دعا مطابق مصلحت باشد و مصلحت هم در تعجیل، حتما تعجیل خواهد شد، و اگر مصلحت در تاخیر باشد، اجابت، تاخیر می شود.

در این صورت، فایده دعا این است كه هم حاجتش انجام می پذیرد و هم برای صبرش، ثواب می برد. اما اگر اصلا مصلحت نداشته باشد، بلكه دارای مفسده باشد، در این حال، خود دعا كردنش ثواب دارد و حتی ممكن است موجب دفع ناگواریها از او بشود. دلیل ما روایت ابو سعید خدری از پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم است كه فرمود:

35 - ( ما من مومن دعا الله سبحانه و تعالی دعوه لیس فیها قطیعه رحم ولا اثم الا اعطاه الله بها احدی خصال ثلاث: اما ان یعجل دعوته، و اما ان یوخر له، و اما ان یدفع عنه من السوء. مثلها، قالوا: یا رسول، الله اذن نكثر، قال: الله اكثر. و فی روایه انس بن مالك: اكثر و اطنب ثلاث مرات - ) .

یعنی: اگر مومنی خدا سبحان را بخواند و از او اختلاف خانوادگی یا كار گناه را طلب نكند، خداوند متعال یكی از سه خصلت زیر را به او عطا خواهد فرمود:

- یا در بر آوردن دعایش تعجیل می كند.

- یا بر آوردن را به تاخیر می اندازد.

- و یا یك بدی به میزان آنچه طلب كرده را از او دفع می نماید.

اصحاب گفتند: یا رسول الله پس دعایمان را زیاد كنیم.

فرمود: خدا بیشتر اجابت می كند و در روایت انس ابن مالك آمده كه حضرت سه مرتبه فرمود: خدا بیشتر اجابت می كند .

و نیز از امیر المؤمنین عليه‌السلام نقل است كه فرمود:

36 - ( ربما اخرت عن العبد اجابه الدعاء لیكون اعظم لاجر السائل و اجزل لعطاء الامل ) .

یعنی: گاهی اوقات خداوند متعال اجابت دعا را به تاخیر می اندازد تا هم اجر عظیمتری بدهد و هم عطای بیشتری ببخشد .

ه - گاهی اوقات، تاخیر اجابت به خاطر مقام و منزلت رفیع بنده نزد خداوند متعال است، چون شنیدن صدای بنده اش را دوست دارد. در این رابطه جابر بن عبد الله انصاری از پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت كرده كه فرمود:

37 - ( ان العبد لیدعو الله و هو یحبه فیقول لجبرئیل اقض لعبدی هذا حاجته و آخرها فانی احب ان لا ازال اسمع صوته و ان العبد لیدعو الله عزوجل و هر یبعضه فیقول: یا جبرئیل، اقض لعبدی هذا حاجته و عجلها فانی اكره ان اسمع صوته ) .

یعنی: اگر بنده ای كه محبوب خداست دعا كند، ذات اقدس اله به جبرئیل می گوید حاجت بنده ام را بدهید ولی آن را به تاخیر بیندازند، چون من دوست دارم همیشه صدایش را بشنوم. و اگر بنده مغضوب حق دعا كند خداوند متعال به جبرئیل می گوید: ای جبرئیل! حاجت این بنده ام را بده و در دانش عجله كن، چون من خوش ندارم صدایش را بشنوم .

تنبیه

باید آگاه باشی كه اگر دعایی كردی و درخواستی نمودی، ممكن است آثار اجابت را ببینی و ممكن است آن را نبینی. اگر آثار اجابت را دیدی، دست نگهدار و به خود مغرور مشو، مبادا گمان كنی كه این اجابت به سبب پاكی و صالح بودن تو است، بلكه چه بسا به خاطر این باشد كه تو از كسانی هستی كه خداوند سبحان او را خوش ندارد و از صدایش بدش می آید و روا كردن حاجت تو به خاطر این باشد كه حجت را بر تو تمام كرده باشد و روز قیامت به تو بگوید:

آیا تو جزء افرادی نبودی كه استحقاق رویگردانی مرا داشتند ولی با این وصف دعایت را اجابت كردم؟

بلكه وظیفه ات این است كه در برابر نعمت و لطف الهی، اولا شكر آن را به جای آوری، و ثانیا بر كارهای نیكت بیفزایی و از او بخواهی كه این تعجیل در اجابت را دری از درهای لطف و رحمتش قرار بدهد و تو را در شكر گزاری نعمتی كه اهلیت آن را نداشتی، كمك فرماید و آن را موجب استدراج قرار ندهد ( 30 ) .

بنابر این، دو كار باید انجام بدهی: یكی اینكه حمد كنی؛ چون ممكن است این اجابت، از باب انعام الهی بوده. و دیگر اینكه استغفار نمایی؛ چون ممكن است از باب استدراج و بغض الهی باشد.

و اگر آثار اجابت را ندیدی، مبادا نا امید گردی، بلكه باید امیدت به كرم حق، بیشتر شود؛ چون ممكن است این عدم اجابت، به خاطر این باشد كه او دوست دارد صدایت را بشنود، پس در اینجا وظیفه ات اصرار در دعا و تكرار آن است به چند دلیل:

اول اینكه: با اصرار كردن، مشمول دعای معصوم عليه‌السلام گردی كه فرمود:

38 - ( رحم الله عبدا طلب من الله شیئا فالح علی ) .

یعنی: خدا رحمت كند بنده ای را كه از خدا چیزی بخواهد و بر آن اصرار بنماید! .

دوم اینكه: جزء محبوبین و دوستان خدا گردی؛ چون خودش به تو خبر داده كه صدایت را دوست دارد، پس مبادا این صدا را قطع كنی.

سوم اینكه: ممكن است با تكرار دعا در بر آورده شدن حاجتت تعجیل گردد، همچنانكه در روایت آمده است. اما به هر حال باید خوف از ذات اقدس اله را ملاك قرار داده با خودت بگویی:

شاید عدم اجابت، به خاطر این باشد كه دعایم از ذات اقدس الهی، محجوب و در پس پرده است و ملائكه حق، به خاطر گناهان بسیارم و یا به خاطر حقوق مردم كه بر عهده دارم، اعمالم را بالا نمی برند.

شاید به خاطر غفلت و قساوت قلبم باشد.

شاید به خاطر این باشد كه به خداوند سبحان، حسن ظن ندارم (خواهد آمد كه تمامی این امور موجب پرده افكنی بر دعا می شوند).

و شاید به خاطر این باشد كه من شایستگی این مقام را ندارم، چون اگر داشتم پروردگار منان بدون اینكه از او درخواست كرده باشم، آن را عطا می فرمود و...

اگر زبان حالت اینگونه بود، بدانكه به مقام خوف رسیدی و فهمیدی؟ تقصیر از جانب تو است و تو بنده كوچكی هستی كه عیبهایش او را از مولایش دور ساخته و گناهانش او را از محبوبش طرد نموده است. اعمال زشتش او را زمینگیر كرده و آرزوهایش او را زندانی نموده است. شهواتش موجب محروم گشتن از رحمت حق شده و بار گناهان، او را سنگین كرده از حركت در میدان سالكین و عروج و صعود به درجات فائزین باز داشته است.

اما باید آگاهی باشی كه اگر به همین حالت حقارت و دوری از مولایت و عقب ماندن از راهروان طریق، بر جای خودت بنشینی و چیزی نگویی، حركتی نكنی و در نتیجه از هدایت دور بمانی، در این صورت، شیطان بر تو طمع كرده، فرصت می یابد تا تو را در دام خودش بیفكند و چنگالهایش را در تو فرو ببرد كه در نتیجه راه فراری برایت باقی نخواهد ماند و به شقاوت و عذاب ابدی گرفتار می گردی، بلكه قبل از گرفتار شدن در دام آن پلید، باید فریاد بكشی، یاری بخواهی و در رحمت او را بكوبی تا ان شاء الله تعالی حجاب برداشته شود. و به زبان خجالت و شرمساری با خدایت مناجات كن و بگو:

خدای من! آقای من! اگر طلب و حاجت من مطابق مصلحت دین و دنیای من نیست بلكه مصلحت در خلاف آن است، پس مرا راضی كن به قضای خودت، و آنچه را كه برایم تقدیر فرمودی، مبارك قرار بده تا من به حالتی برسم كه نه تعجیل آنچه كه تو تاخیرش فرمودی، محبوب من باشد و نه تاخیر آنچه تو آن را تعجیل نمودی. نفس مرا در برابر آنچه كه از جانب تو به من می رسد، راضی و مطمئن قرار ده، بلكه آن را نزد من محبوب تر از چیزهای دیگر گردان.

و اگر عدم اجابت و روی گردانی تو به خاطر كثرت گناهان و خطاهای من است، پس بار الها! (من كه دعایم به سبب گناهان بسیار - مستجاب نمی شود ولی) به سوی پیامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و اهل بیت طبین و طاهرینش عليهم‌السلام دست توسل دراز می كنم و آنها را وسیله قرار می دهم.

خدایا! تو از من بی نیازی و من به تو محتاج.

خدایا! من بنده توام و بنده باید از آقای خودش حاجت بطلبد، حال كه مرا نمی پذیری به سوی چه كسی روی كنم و از خانه تو به كجا پناه ببرم.

خدایا! اگر فضلت را از من باز داری، چیزی بر تو اضافه نمی شود و عطا كردن هم نزد تو كار دشواری نیست، در حالی كه تو كریم ترین كریمانی و رحیم ترین رحیمان.

در اینجا مناسب است مناجات امام زین العابدین و سید الساجدین - علیه افضل صلوات المصلین - را متذكر شوی و در مضمونش تفكر كنی كه چگونه موجب تقویت امید در انسان می شود:

39 - ( الهی و عزتك و جلالك لو قرنتنی فی الاصفاد و منعتنی سیبك من بین الاشهاد و دللت علی فضائحی عیون العباد و امرت بی الی النار و حلت بینی و بین الا برار ما قطعت رجائی منك ولا صرفت تا میلی للعفو عنك و لا خرج حبك عن قلبی انا لا انسی ایادیك عندی و سترك علی فی دار الدنیا و حسن صنیعك الی ) .

یعنی: معبود من! به عزت و جلالت قسم! كه اگر گردنم را با زنجیر ببندی و تنها مرا از بخششت محروم سازی و رسوائیهایم را بر چشم همگان آشكار نمایی و فرمان به در آتش افتاد نم بدهی و بین من و نیكان، جدایی بیفكنی، هرگز امیدم را از تو قطع نخواهم كرد. آرزوی عفو و بخشش تو را از دلم بر نخواهم گرداند و بالاخره محبت تو از دلم خارج نخواهد شد. من هرگز نیكیها و عیب پوشیها و خوشرفتاریهای تو در دنیا را فراموش نمی كنم .

با این سخنان و امثال آن، امیدات را زیاد كن تا مبادا خوف و ترس تو بر آن غلبه كند موجب نا امیدی تو گردد؛ چون:

( ولا یفنط من رحمه ربه الا الضالون ) ( 31 ) .

یعنی: تنها گمراهانند كه از رحمت پروردگارشان مایوس می شوند .

از آن طرف، مبادا رجاء و امیدت زیاد شود و موجب غرور و حماقتت گردد كه رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

40 - ( الكیس دان نفسه و عمل لما بعد الموت و الا حمق و العاجز من اتبع نفسه هواه و تمنی علی الله المغفره ) .

یعنی: فرد هوشیار كسی است كه (هواهای) نفس خود را خوار و كوچك می نماید و برای سرای پس از مرگ، كار می كند، اما فردا حمق و عاجز آن است كه از هواهای نفس پیروی كرده با این حال از خدا آرزوی آمرزش دارد .

از معصومین عليهم‌السلام رسیده است كه:

41 - ( انما المومن كالطائر وله جناحان الرجاء و الخوف ) .

یعنی: مؤمن مانند پرنده دو بال دارد یكی امید و دیگری ترس است .

و لقمان حكیم به فرزندش نامان چنین گفت:

یا بنی، لو شق جوف لوجد علی قلبه سطر ان من نور لو وزنا لم یرجع احدهما علی الاخر مثقال جبه من خردل احد هما الرجاء و الاخر الخوف .

یعنی: ای پسركم! اگر سینه مؤمن را بشكافی، بر صفحه قلبش دو رشته نورانی خواهی دید كه اگر كشیده شوند هیچیك بر دیگری حتی به اندازه ذره مثقالی برتری نخواهد داشت، آن دو نور، یكی از امید و دیگری ترس است .

نا گفته نماند كه از ائمه اطهار عليهم‌السلام رسیده است كه در حالت مرض، خصوصا مرض مرگ، سزاوار است رجاء بیشتر از خوف باشد.

در این مقام، مناسب است مناجاتی كه جهت دفع فقر و شداید گفته شده، ذكر گردد:

1 - ( یا من یری ما فی الضمیر و یسمع انت المعد لكل ما یتوقع )

2 - ( یا من یرجی للشدائد كلها یا من الیه المشتكی و المفزع )

3 - ( یا من خزائن ملكه فی قول كن امنن فان الخیر عندك اجمع )

4 - ( مالی سوی فقری الیك وسیله بالافتقار الیك فقری ادفع )

5 - ( مالی سوی قرعی لبابك حیله ولئن رددت فای باب اقرع )

6 - ( و من الذی ادعو و اهتف باسمه ان كان فضلك عن فقیرك یمنع )

7 - ( خاشا لمجدك ان تقنط عاصیا و الفضل اجزل و المواهب اوسع )

یعنی:

1 -ای كسی كه می بینی و می شنوی! آنچه ما، در اندرونمان پنهان داریم، تویی زمینه ساز آنچه ما انتظار و وقعش را می كشیم!.

2 - ای كسی كه در شداید و سختیها، امید مایی! ای كسی كه شكایت و و زاری ستمدیدگان به سوی اوست.

3 - ای كسی كه تمامی خزائن عالم هستی، تحت فرمان اوست! بر ما منت بگذار كه تمامی خیرها نزد توست.

4 - من وسیله ای بجز فقر و نداری، ندارم، این فقر را با اظهار آن نزد تو، می خواهم دفع نمایم.

5 - چاره ای جز كوبیدن در رحمت برای من نمانده، اگر مرا برانی، كدام در را بكوبم.


3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23