آيين بندگى و نيايش

آيين بندگى و نيايش8%

آيين بندگى و نيايش نویسنده:
مترجم: حسین غفاری ساروی
گروه: کتابخانه فلسفه و عرفان

آيين بندگى و نيايش
  • شروع
  • قبلی
  • 30 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 49993 / دانلود: 9577
اندازه اندازه اندازه
آيين بندگى و نيايش

آيين بندگى و نيايش

نویسنده:
فارسی

1

2

باب سوم: اوصاف دعا كننده

كسانی كه دعایشان مستجاب است

الف - روزه دار.

ب - حاجی (كسی كه اعمال حج انجام می دهد).

ج - معتمر (كسی كه عمره به جای می آورد).

د - جنگ كننده (در راه خدا).

ه - امام و رهبر عادل.

و - مظلوم.

ز - كسی كه پشت سر برادر مومن برایش دعا كند.

ح - دعای فرزند صالح برای پدر و مادرش.

ط - دعای پدر و مادر صالح برای فرزند.

عبد الله بن سنان از حضرت صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۳۳۲ - ( خمس دعوات لا یحجبن عن الرب تبارك و تعالی: دعوه الامام المقسط، و دعوه المظلوم، یقول الله عزوجل: لا نتقیمن لك ولو بعد حین، والولد الصالح لوالدیه، والدالد الصالح لولده، و دعوه المومن لاخیه بظهر الغیب فیقول: ولك مثله ) .

یعنی: پنج دعاست كه از پروردگار متعال مخفی نمی ماند ( ۱۲۰ ) :

- دعای امام و رهبر عادل.

- دعای مظلوم كه خداوند عزیز و جلیل می گوید: حتما انتقامت را خواهم گرفت و لو بعد از گذشت مدتی.

- دعای فرزند صالح برای پدر و مادرش.

- دعای پدر و مادر صالح برای فرزند.

- دعای مومن برای برادر مومن در پشت سرش كه خداوند متعال می فرماید: برای تو نیز مانند آن خواهد بود .

روایت شده است كه:

۳۳۳ - ( ان اله سبحانه قال الموسی: ادعنی علی لسان لم تعصنی به، فقال: یا رب، انی لی بذلك؟ فقال، ادعنی علی السان غیرك ) .

یعنی: خداوند سبحان به حضرت موسی عليه‌السلام فرمود: ای موسی! مرا به زبانی كه با آن گناه نكردی بخوان، گفت: این چنین زبانی كجا دارم؟ فرمود: مرا با زبان دیگران بخوان .

ی - كسی كه دعایش را تعیم بدهد، (یعنی تنها برای خود دعا نكند).

ك - كسی كه قبل از نزول بلا دعا كرده باشد.

هارون بن خارجه از امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۳۳۴ - ( ان الدعاء فی الرخاء لیستخر جمهوری اسلامی ایران الحوائج فی البلاء ) .

یعنی: دعا در زمان راحتی و آسایش، برای برآورده شدن حوایج روز نیازمندی است .

محمد بن مسلم نیز از آن حضرت روایت كرده است كه فرمود:

۳۳۵ - ( كان جدی یقول: تقدموا فی الدعاء فان العبد اذا دعا فنزل به البلاء فدعا قیل: صوت معروف، فاذا لم یكن دعا فنزل به البلاء قیل: این كنت قبل الیوم؟ ) .

یعنی: حدم می فرمود: در دعا پیشی بگیرید؛ چون هر وقت بنده ای دعا كند، بعد بلایی نازل شود، پس از بلا نیز دعا كند، گفته می شود: صدایی است آشنا، اما اگر دعا نكرده، بلا نازل گردد، گفته می شود: تا امروز كجا بودی؟ .

و از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:

۳۳۶ - ( من تخوف من البلاء یصیبه فتقدم فیه بالدعاء لم یره الله ذلك البلاء ابدا ) .

یعنی: كسی كه از رسیدن بلایی هراسناك است، اگر قبل از آن دعا كند، خداوند متعال هرگز آن بلا را به او نشان نخواهد داد .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل است كه فرمود:

۳۳۷ - ( یا اباذر، الا اعلمك كلمات ینفعك الله بها؟ قلت: بلی یا رسول الله، قال: احفظ الله یحفظك الله، احفظ الله تجده امامك، تعرف الی الله فی الرخاء یعرفك فی الشده، و اذا سالت فاسال الله، و اذا استعنت فاستعن بالله، فقد جری القلم بما هو كائن، و لو ان الخلق كلهم جهدوا ان ینفعوك بشی ء لم یكتبه الله لك ما قدروا علیه ) .

یعنی: ای اباذر! آیا كلماتی به تو بیاموزم كه برایت منفعت داشته باشد؟

(اباذر می گوید:) گفتم: بلی ای رسول خدا! فرمود: تو از خدا حفاظت كن تا خدا از تو حفاظت كند، اگر از خدا حفاظت نمایی، او را در جلو خود خواهی یافت، در روز راحتی و آسایش، معروف و شناخته شده درگاه حق باش تا او تو را در روز شدت و نیازت، بشناسد. اگر درخواستی داری از خدا بطلب و اگر كمك می خواهی از او بخواه، همانا مقدرات عالم تحت قلم ذات اقدس الهی است، اگر تمام خلق بكوشند تا نفعی به تو برسانند كه خدا آن را برایت ثبت نكرده است، هرگز قدرت چنین كاری را نخواهند داشت .

سكونی از حضرت صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۳۳۸ - ( قال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم : ایاكم و دعوه المظلوم فانها ترفع فوق السحاب حتی ینظر الله الیها فیقول ارفعوها حتی استجیب له، و ایاكم و دعوه الوالد فانها احد من السیف. )

یعنی: رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: خود را از نفرین مظلوم دور نگه دارید (یعنی مبادا مظلومی علیه شما دعا كند) چون این دعا از ابرها فراتر خواهد رفت تا جایی كه خداوند متعال بدان نظر كرده می فرماید: آن را بالا بیاورید تا برایش اجابت كنم. و خود را از نفرین پدر و مادر نیز نگه داری نمایید، چون این دعا از شمشیر تیزتر است .

از حضرت صادق عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

۳۳۹ - ( ثلاث دعوات لا یحجبن عن الله عزوجل: دعاء الوالد اذا بره، و علیه اذا عقه، و دعاء المظلوم علی ظالمه، و دعاوه لمن انتصر له منه، و رجل مومن دعا لاخیه المومن اذا واساه فینا، و دعاوه علیه اذا لم یواسه مع القدره علیه و اضطرار اخیه الیه ) .

یعنی: سه دعاست كه از خداوند عزیز و جلیل مخفی نمی ماند:

اول - دعای پدر و مادر برای فرزندش، زمانی كه به او نیكی كنند و نفرینشان بر او وقتی كه ایشان را بیازارد.

دوم - نفرین مظلوم علیه ظالم و دعایش برای كسی كه وی را علیه ظالم یاری كرده است.

سوم - دعای مومن برای برادر مومنی كه او را در راه ما یاری كرده باشد و نفرینش علیه او زمانی كه او را یاری نكرده باشد با اینكه هم او قدرت این كار را داشت و هم برادر مومنش بدان نیازمند بود .

در حدیث دیگر آمده:

۳۴۰ - ( اتقوا دعوه الوالد فانها ترفع فوق السحاب، و اتقوا دعوه الوالد فانها احد من السیف ) .

یعنی: خود را از نفرین پدر و مادر نگهداری كنید؛ چون این نفرین به بالای ابرها می رود، خود را از نفرین پدر و مادر نگهداری كنید؛ برای اینكه این نفرین از شمشیر تیزتر است .

در روایت آمده است.

۳۴۱ - ( ان الولد اذا مرض ترقی امه السطح و تكشف عن قناعها حتی یبرز شعرها نحو السماء فتقول: ) .

یعنی: وقتی فرزند مریض می شود، مادرش به پشت بام برود و رو سری را از سر خود بردارد تا موهایش به سوی آسمان آشكار شود، آنگاه بگوید:.

( اللهم انت اعطیتنیه و انت و هبته لی اللهم فاجعل هبتك الیوم لی جدیده انك قادر مقتدر ) .

یعنی: خدایا! تو این فرزند را به من عطا كردی و بخشیدی، خدایا! امروز هدیه ات را تجدید كن كه تو قادری.

( ثم تسجد فانها لا ترفع راسها الا قد برا ابنها )().

یعنی: سپس سجده كند كه از آن سجده سر بر نمی دارد مگر اینكه فرزندش از آن مرض بهبودی یافته است .

ل - كسی كه در حوایجش بر غیر خداوند سبحان تكیه نمی كند.

پروردگار متعال می فرماید:

( و من یتوكل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لكل شی ء قدرا ) ( ۱۲۱ ) .

یعنی: كسی كه بر خدا توكل كند، خداوند او را كافی است، او كار خود را به اجرا می رساند و برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است .

حفص بن غیاثاز امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۳۴۲ - ( اذا اراد احدكم ان لا یسال ربه شیئا الا اعطاه فلییاس من الناس كلهم ولا یكون رجاء الا من عند الله، فاذا علم الله ذلك من قلبه لم یساله شیئا الا اعطاه ) .

یعنی: اگر كسی خواست طوری باشد كه هرگاه از خدا چیزی درخواست نمود به او بدهد، باید از همه مردم قطع امید كند و تنها امیدش به درگاه او باشد، وقتی خداوند این حالت را در قلب كسی یافت، هرگاه چیزی بخواهد به او عطا می كند .

از جمله موعظه های خداوند متعال به حضرت عیسی عليه‌السلام این است كه فرمود:

۳۴۳ - ( یا عیسی، ادعنی دعاء الحزین الغریق الذی لیس له مغیث، یا عیسی، سلنی ولا تسال غیری فیحسن منك الدعاء و منی الاجابه، ولا تدعنی الا متضرعا الی و همك هما وحدا فانك متی تدعنی كذلك اجبك ) .

یعنی: ای عیسی! مرا بخوان مانند انسان محزون در حال غرق شدن كه هیچ دادرسی برایش نیست. ای عیسی! از من بخواه و از غیر من نخواه تا از تو دعای نیك بر آید و از من اجابت، دعا مكن مگر با حالت تضرع و تمام همتت را صرف این امر بنما كه هرگاه اینگونه مرا خواندی تو را اجابت خواهم نمود .

تنبیه

سزاوار است بنده مومن در تمام حوایج - چه بزرگ و چه كوچك - به پروردگارش مراجعه كند و از درخواست چیزهای كوچك، خجالت نكشد؛ چون پروردگارش مراجعه كند و از درخواست چیزهای كوچك، خجالت نكشد؛ چون چنین حالتی نشانه غایت توكل بر اوست. در حدیث قدسی آمده است:

۳۴۴ - ( یا موسی، سلنی كلما تحتاج الیه حتی علف شاتك و ملح عجینك ) .

یعنی: ای موسی! هر چه بدان نیاز داری از من بخواه، حتی علف گوسفند و نمك غذایت را .

از حضرت صادق عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

۳۴۵ - ( علیكم بالدعاء فانكم لا تتقربون الی الله بمثله، ولا تتركوا صغیره لصغرها ان تدعوا بها فان صاحب الصغار هو صاحب الكبار ) .

یعنی: بر شما باد به دعا كردن كه چیزی مانند آن شما را به خدا نزدیك نمی سازد، مبادا در امور كوچك دعا را ترك كنید و بگویید چیزی نیست؛ چون همان كس كه كارهای كوچك در دست اوست، كارهای بزرگ را نیز در دست دارد .

نصیحت

وقتی فهمیدی كه نجات و رستگاری در گرو اعتماد بر خداست، پس بدانكه روی گردانی از او به طرف دیگران، همراه با بدبختی و فضاحت و موجب ذلت و محروم ماندن از رحمت حق خواهد بود، مگر حكایت محمد بن عجلانرا نمی دانی كه در اثر مشكلات زمان به تنگنا افتاده بود؟ از زبان خودش بشنوید كه می گوید:

در تنگدستی و مضیقه شدیدی گرفتار شدم، در آن حال رفیقی نداشتم، دین سنگینی هم بر گردنم بود و طلبكار هر لحظه در مطالبه خود اصرار می ورزید. در این حال، به سمت خانه حسن بن زید كه در آن زمان امیر مدینه بود - رفتم چون او مرا می شناخت، پسر خاله ام محمد بن عبد الله نوه امام علی بن الحسین عليهما‌السلام وقتی این را فهمید در راه مرا دید، دستم را گرفت و گفت: فهمیدم كه چكار می خواهی بكنی؛ بگو ببینم به در خانه چه كسی برای گشایش مشكلت بستی؟

گفتم: حسن بن زید .

گفت: اگر این كار را انجام بدهی، نیازت برطرف نخواهد شد، بلكه باید به سوی كسی روی كنی كه قدرت و توان این كار را دارد و او همان خدائی است كه بخشنده ترین بخشندگان است. پس امید و آرزویت به درگاه باشد؛ چون من از پسر عمویم امام جعفر صادق عليه‌السلام شنیدم و او از پدرش از پدرانش از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل كرده است كه فرمود:

۳۴۶ - ( اوحی الله الی بعض انبیائه فی بعض وحیه: و عزتی و جلالی لا قطعن امل كل امل امل غیری بالایاس، ولا كسونه ثوب المذله فی الناس، ولا بغدنه من فرجی وفضلی ) .

یعنی: از جمله چیزهائی كه خداوند متعال بر یكی از پیامبر وحی فرستاد این بود كه فرمود: به عزت و جلالم سوگند! كه هر كس به غیر من دل ببندد، امیدش را مبدل به یاس می كنم و بر تنش لباس مذلت می پوشانم و از فضل و گشایش خود، دورش می سازم .

( اعبدی یامل فی الشدائد غیریو الشدائد بیدی؟! ویرجو سوای و انا الغنی الجواد؟ بیدی مفاتیح الابواب و هی المغلقه و بابی مفتوح لمن دعانی )().

یعنی: آیا بنده من در شداید و سختیها به دیگران دل بسته است؟ در حالی كه گرفتاریها همه به دست من است؛ آیا به دیگران امیدوار است؟ در حالی كه منم آن بی نیاز بخشنده ای كه كلیدهای تمامی درهای بسته در دست اوست، دار خانه من، برای هر كس كه مرا بخواند گشوده است .

( الم تعلمون ان من دهته نائبه لم یملك كشفها عنه غیری؟ فمالی اراه یامله معرضا عنی و قد اعطیته بجودی و كرمی ما لم یساله فاعرض عنی ولم یسالنی و سال فی نائبته غیری؟! ) .

یعنی: آیا نمی دانید كه اگر بر كسی حادثه ای وارد شود، غیر از من كسی نمی تواند آن را بردارد، پس چه شده است كه او را در حال اعراض از خود می بینم، من بر اساس جود و كرمم چیزهایی به او دادم كه حتی از من از درخواست هم نكرده بود، با این حال در مشكلاتش به غیر من رجوع نمود و از او طلب كرد و از من روی برگرداند!؟ .

( و انا الله ابتدی ء با لعطیه قبل المساله افاسال فلا اجود؟ كلا الیس الجود و الكرم لی؟ الیس الدنیا و الاخره بیدی؟ فلو ان اهل سبع سماوات و ارضین سالونی جمیعاو اعطیت كل واحد منهم مسالته ما نقص ذلك من ملكی مثل جناح البعوضه و كیف ینقص ملك انا قیمه؟ ) .

یعنی: من آن خدایی هستم كه ابتدا به بخشش نمودم قبل از اینكه از من چیزی بخواهند، اما اگر چیزی خواستند به آنان نمی دهم؟ نخیر (این چنین نیست) آیا مگر جود و كرم، مخصوص من نیست؟ آیا مگر دنیا و آخرت در دست من نیست؟ اگر ساكنین زمین و آسمانهای هفتگانه همگی از من چیزی بخواهند و من تمام خواسته هایشان را بر آورده سازم، چیزی حتی به اندازه بال یك پشه هم از ملكم كه نخواهد شد، چگونه كم شود ملكی كه من قیم آن هستم؟ .

( فیا بوسا لمن عصانی و لم یراقبنی )().

یعنی: بنابر این، بدا به حال آن حس كه مرا معصیت كرد و مراقبم نبود .

به محمد بن عبد اللهگفتم این حدیث را تكرار كن، او سه مرتبه تكرار كرد، آنگاه گفتم: نه، به خدا قسم! از این به بعد، هرگز از كسی حاجتی طلب نمی كنم، مدتی نگذشت كه خداوند متعال از خزانه غیبی اش به من روزی رسانید.

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل است كه فرمود:

۳۴۷ - ( قال الله عزوجل: ما من مخلوق یعتصم بمخلوق دونی الا قطعت اسباب السموات و اسباب الارض دونه، فان سالنی لم اعطه، و ان دعانی لم اجبه، و ما من مخلوق یعتصم بی دون خلقی الا ضمنت السموات و الارض رزقه، فان دعانی اجبته، و ان سالنی اعطیته، و ان استغفرنی غفرت له ) .

ضمانت می كنم كه آسمان و زمین روزی اش را بدهند، چنین فردی اگر دعایم كند، اجابتش می كنم و اگر از من چیزی بخواهد، به او می دهم و اگر طلب آمرزش كند او را می آمرزم.

از امام حسن عسكری عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

۳۴۸ - ( ارفع المساله وجدت التحمل یمكنك فان لكل یوم رزقا جدیدا، و اعلم ان الالحاح فی المطالب یسلب البهاء، ویورث التعب و العناء، فاصبر حتی یفتح الله لك بابا یسهل الدخول فیه، فما اقرب الصنع من الملهوف، و الامن من الهارب المخوف، فربما كانت الغیر نوعا من ادب الله ) .

یعنی: تا می توانی چیزی نخواه؛ چون هر روز را روزی تازه ای است و بدانكه اصرار در طلب، ارزش و بهای آدمی را زایل می سازد و رنج و سختی را بر جای می گذارد، پس صبر كن تا خداوند متعال دری بر تو بگشاید كه دخول در آن آسان باشد. چه نزدیك است نیكی و احسان به انسان اندوهگین و مظلوم و امن و امان به فرد ترسیده. و چه بسا تغییر حالات انسان (از غنی به فقر، از صحت به مرض و...) نوعی از تربیت الهی باشد .

( والحظوظ مراتب فلا تعجل علی ثمره لم تدرك فانما تنالها فی اوانها و اعلم ان المدبر لك اعلم بالوقت الذی یصلح حالك فیه فثق بخیرته فی جمیع امورك یصلح حالك ولا تعجل بحوائجك قبل وقتها فیضیق قلبك و صدرك و یعشیك القنوط ) .

یعنی: بهره ور روزی، مراتبی دارد پس نسبت به ثمره و حاصلی كه به تو نرسیده عجله نكن؛ چون هرگاه وقتش برسد، بدان خواهی رسید. بدان آن كس كه كارگردان تو است بهتر می داند كه چه وقتی برای تو مناسب تر است؛ بنابر این، به اختیار و انتخاب او در تمام كارهایت اعتماد كن تا حالت اصلاح شود و در حاجات خود، قبل از رسیدن زمانش، تعجیل ننما كه در این صورت، قلبت گرفته، سینه ات تنگ خواهد شد و نا امیدی تو را در بر می گیرد .

( و اعلم ان للحیاء مقدارا فان زاد علیه فهو سرف، و ان للحزم مقدارا فان زاد علیه فهو تهور، واحذر كل ذكی ساكن الطرف ولو عقل اهل الدنیا خربت ) .

یعنی: بدانكه حیا را اندازه ای است كه زیاده بر آن اسراف است و برای احتیاط و محكم كاری هم حدی است كه بیش از آن، كار را خراب می كند، مبادا افراد باهوش كه چشم بر هم نمی گذارند، به تو آسیبی برسانند اگر اهل دنیا عقل داشتند (و آن را به كار می بستند، هرگز دنیا آباد نمی شد بلكه) خراب می گشت .

ای عزیز! در این حدیث نظر كن كه چه آداب دقیقی را در بردارد و چگونه انسان را به سوی زهد در دنیا گرایش می دهد كه می فرماید: اگر اهل دنیا عقل می داشتند، دنیا خراب می شد، بنابر این، عقل سالم حكم به خراب ساختن دنیا و بی اعتنایی بدان دارد، هر كس به آن اهمیت بدهد و آبادش سازد، معلوم می شود كه عقل ندارد.

كسانی كه دعایشان مستجاب نیست

الف - ب - ج - د - جعفر بن ابراهیم از امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۳۴۹ - ( اربعه لا یستجاب لهم دعوه: رجل جالس فی بیته یقول: اللهم ارزقنی، فیقال له: الم امرك فی الطلب؟ و رجل كانت له امراه فاجره فدعا علیها، فیقال له: الم اجعل امرها الیك؟ و رجل كان له مال فافسده، فیقول: اللهم ارزقنی، فیقال له: الم امرك بالاقتصاد ) .

یعنی: چهارم كس اند كه دعایشان مستجاب نیست:

اول - كسی كه در خانه اش می نشیند و می گوید: خدایا به من روزی بده، به او گفته می شود: مگر من به تو دستور ندادم كه به دنبال روزی بروی؟

دوم - مردی كه زن بدكاره ای دارد و بر او نفرین می كند، به چنین فردی گفته می شود: مگر زمام كار او (طلاق یا نگهداریش) به دست تو نیست؟

سوم - مردی كه مالی دارد و آن از تباه كرده سپس می گوید: خدایا به من روزی بده، به او گفته می شود: مگر به تو فرمان ندادم كه میانه روی پیشه كنی؟ .

سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود:

( والذین اذا انفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا وكان بین ذلك قواما ) ( ۱۲۲ ) .

یعنی: كسانی كه در مخارجشان اسراف نمی كند و تنگ هم نمی گیرند بلكه میان این دو، راه اعتدال را می پیمایند .

( ورجل كان له مال فادانه رجلا ولم یشهد علیه فجحده، فیقال له: الم امرك بالاشهاد؟ ) .

چهارم - كسی كه مالی داشت و به فردی قرض داد، ولی قرض دادن، شاهدی نگرفت، آن بدهكار هم این قضیه را انكار نمود، به این فرد گفته می شود: مگر به تو نگفتم كه به هنگام قرض دادن شاهد بگیر؟.

ه - و پنجمین این افراد در روایت ولید بن صبیح آمده است كه:

۳۵۰ - ( ورجل یدعو علی جاره و قد جعل الله له السبیل الی ان یتحول عن جواره ببیع داره ) .

یعنی: پنجم - مردی كه بر همسایه اش نفرین می كند در حالی كه خداوند متعال راهش را باز گذاشته كه خانه اش را بفروشد و از آنجا كوچ كند .

یونس بن عمال گوید: شنیدم كه امام صادق عليه‌السلام می فرمود:

۳۵۱ - ( ان العبد لیبسط یدیه و یدعو الله و یساله من فضله مالا فیرزقه فینفقه فیما لا خیر فیه ثم یعود و یدعوالله، فیقول: الم اعطك؟ الم بك كذا و كذا؟ ) .

یعنی: بنده ای دستش را به سوی خدا می گشاید، او را می خواند و از فضلش، مال طلب می كند، خداوند متعال هم آن مال را به وی می دهد، اما او آن را در راهی كه خیری در آن نیست خرج می كند، مجددا از خدا درخواست می نماید، در اینجا ذات اقدس الهی به او می گوید: مگر به تو ندادم؟ مگر با تو چنین و چنان نكردم؟ .

و - كسی كه خدا را در حال قساوت قلب یا بی توجهی بخواند:

سلیمان بن عمر گوید: شنیدم حضرت امام جعفر بن محمد الصادق عليه‌السلام می فرمود:

۳۵۲ - ( ان الله لا یستجیب دعاء بظهر قلب ساه فاذا دعوت فاقبل بقلبك ثم استیقن بالا جابه ) .

یعنی: خداوند متعال دعای كسی را كه قلبش متوجه او نیست، مستجاب نخواهد كرد، پس هرگاه خواستی دعا كنی، با قلبت به او روی بیاور، آنگاه یقین به اجابتش داشته باش .

ز - كسی كه قبل از نزول بلا نكرده باشد:

سیف بن عمیرهبه واسطه عده ای از آن حضرت نقل كرده است كه فرمود:

۳۵۳ - ( ان الله عزوجل لا یستجیب دعاء بظهر قلب قاس، و من لم یتقدوم فی الدعاء لم یسمع منه اذا نزل به البلاء ) .

یعنی: خداوند عزیز و جلیل، دعای صاحب قلب قاسی را مستجاب نمی كند و كسی كه قبلا دعا نكرده باشد، دعایش هنگام بلا شنیده نخواهد شد .

هشام بن سالمنیز از آن حضرت روایت كرده است كه فرمود:

۳۵۴ - ( من تقدم فی الدعاء استجیب له اذا نزل به البلاء وقیل: صوت معروف، ولم یحجب عن السماء، و من لم یتقدم فی الدعاء لم یستجب له اذا نزل به البلاء و قالت الملائكه: ان ذا الصوت لا نعرفه ) .

یعنی: كسی كه قبل از نزول بلا دعا كند، دعایش هنگام نزول آن اجابت خواهد شد و گفته می شود: صدایی است آشنا و از آسمان پوشیده نمی ماند و كسی كه در دعا پیشی نگیرد، دعایش هنگام نزول بلا مستجاب نخواهد گردید و ملائكه می گویند: این صدا را نمی شناسیم.

ح - كسی كه در حال اصرار بر گناهان، دعا می كند:

رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۳۵۵ - ( مثل الذی یدعو بغیر عمل كمثل الذی یرمی بغیر وتر ) .

یعنی: كسی كه بدون كار نیك، تنها دعا می كند، مانند تیز اندازی است كه بدون وتر ( ۱۲۳ ) می خواهد تیر اندازی نماید .

از حضرت صادق عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

۳۵۶ - ( كان رجل من بنی اسرائیل یدعو الله تعالی ان یرزقه غلاما ثلاث سنین، فلما رای ان الله لا یجیبه قال: یا رب، ابعید انا منك فلا تسمعنی ام قریب فلا تجیبنی؟ فاتاه ات فی منامه قال: انك تدعو الله منذ ثلاث سنین بلسان بذی و قلب عات غیر صافیه فاقلع عن بذائك ولیتق الله قلبك ولتحسن نیتك، ففعل الرجل ذلك عاما فولد له غلام ) .

یعنی: مردی از بنی اسرائیل سه سال تمام دعا كرد كه خداوند متعال پسر بچه ای به او بدهد، وقتی مشاهده كرد كه دعایش مستجاب نمی شود گفت: پروردگار! آیا من از تو دور هستم و صدای مرا نمی شنوی یا می شنوی ولی جوابم را نمی دهی؟

در خواب دید فردی به او می گوید: تو سه سال است كه خداوند متعال را با زبانی آلوده و قلبی چركین و نیتی دروغین می خوانی، باید آلودگی را از زبانت بزدایی، قلبت تقوای الهی را پیشه خود سازد و نیت درست شود. آن مرد یك سال چنین كرد آنگاه برایش پسر بچه ای به دنیا آمد .

این حدیث، چهار شرط را در بردارد:

اول - بد زبانی را بركندن.

دوم - قساوت قلب نداشتن.

سوم - نیت پاك داشتن كه در اینجا عبارت است از حسن ظن.

چهارم - توبه و بازگشت از گناه كه از جمله فاقلع عن بذائك ولیتق الله قلبك فهمیده می شود.

ط - دعای انسان حرام مخوار:

در حدیث قدسی آمده است:

۳۵۷ - ( فمنك الدعاء و علی الاجابه فلا تحتجب عنی دعوه الا دعوه اكل الحرام ) .

یعنی: از تو دعا كردن است و بر من اجابت نمودن كه هیچ دعایی از من محجوب نمی ماند مگر دعای انسان حرامخوار .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه فرمود:

۳۵۸ - ( من احب ان یستجاب دعاوه فلیطیب مطعمه و كسبه ) .

یعنی: كسی كه دوست دارد دعایش مستجاب شود، خوراك و كسبش را پاك گرداند .

و نیز به كسی كه گفت دوست دارم دعایم مستجاب شود، فرمود:

۳۵۹ - ( طهر ماكلك ولا تدخل بطنك الحرام ) .

یعنی: مركز تامین غذایت را پاك كن و در شكمت، حرام داخل ننما .

علی بن اسباط از امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۳۶۰ - ( ترك لقمه الحرام احب الی الله من صلاه الفی ركعه تطوعا ) .

یعنی: ترك یك لقمه حرام نزد خدا، محبوبتر است از هزار ركعت نماز داوطلبانه .

۳۶۲ - ( رد دانق حرام یعدل عند الله سبعین حجه مبروره ) .

یعنی: برگرداندن یك دانگ ( ۱۲۴ ) حرام، برابر است با هفتاد حج پاك و مخلصانه.

ی - كسی كه حقوق بندگان خدا بر عهده اوست:

از معصومین عليهم‌السلام روایت شده است كه:

۳۶۳ - ( فیما وعظ الله به عیسی عليه‌السلام : یا عیسی، قل الظلمه بنی اسرائیل: غسلتم وجوهكم و دنستم قلوبكم ابی تغترون؟ ام علی تجتروون؟ تطیبون بالطیب لاهل الدنیا و اجوافكم عندی بمنزله الجیف المنتنه كانكم اقوام میتون ) .

یعنی: از جمله چیزهایی كه خداوند متعال بر حضرت عیسی عليه‌السلام وحی فرستاد این كه: ای عیسی! به ظالمان بنی اسرائیل بگو: صورتهایتان را شستید در حالی كه قلوبتان را چركین و آلوده كرده اید، آیا می زنید؟ یا بر من جرئت نشان می دهید؟ با بوهای خوش، خود را برای اهل دنیا آراستید در حالی كه اندرونتان نزد من مانند مرداری گندیده است، شما همانند مردمی مرده اید .

( یا عیسی، قل لهم: قلموا اظافر كم من كسب الحرام، و اصموا اسماعكم عن ذكر الخناء، و اقبلوا علی بقلوبكم فانی لست ارید صوركم ) .

یعنی: ای عیسی به آنان بگو چنگالهایتان را از كسب حرام كوتاه كنید و گوشهایتان را از شنیدن سخنان زشت بپوشانید، با قلبهایتان به سوی من روی كنید كه من صورتهای شما را نمی خواهم .

( یا عیسی، قل لظلمه بنی اسرائیل: لا تدعونی و السحت تحت اقدامك والاصنام فی بیوتكم، فانی الیت ان اجیب من دعانی، و ان اجابتی ایاهم لعنا لهم حتی یتقرقوا ) .

یعنی: ای عیسی! به ظالمان بنی اسرائیل بگو: مرا نخوانید در حالی كه احكام كسبهای حرام را لگدكوب می كنید و بتها در خانه هایتان جای كرده؛ من قسم یاد كردم كه هر كس مرا خواند، او را اجابت كنم (اگر اینان نیز بخواهند مرا بخوانند اجابتشان خواهم كرد) و اجابت من برای اینان، لعن و نفرین آنان است تا جمعشان پراكنده گردد .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه فرمود:

۳۶۴ - ( اوحی الله الی ان یا اخا المرسلین، ویا اخالمنذرین، انذر قومك لا یدخلوا بیتا من بیوتی ولاحد من عبادی عند احد منهم مظلمه، فانی العنه ما دام قائما یصلی بین یدی حتی یرد تلك المظلمه فاكون سمعه الذی یسمع به، واكون بصره الذی یبصربه، و یكون من اولیائی، و یكون جاری مع النبیین و الصدیقین والشهداء والصالحین فی الجنه ) .

یعنی: خداوند متعال بر من وحی فرستاد كه ای برادر انبیا و ای برادر بیم دهندگان! قومت را بترسان از اینكه وارد خانه ای از خانه های من شوند در حالی كه حقی از بندگان من بر عهده آنان است؛ چون ما دامی كه این فرد در برابر من نماز می گزارد، او را لعنت می فرستم تا زمانی كه آن حق را برگرداند، اگر چنین كند من گوشش می شوم كه با آن می شنود و چشمش می شوم كه با آن می بیند. او جزء دوستان و برگزیدگان من می گردد و همراه با پیامبران و صدیقین و شهدا و صالحین در بهشت، همسایه من می شود .

از امیر المومنین عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

۳۶۵ - ( اوحی الله الی عیسی قل لبنی اسرائیل: لا یدخلوا بیتا من بیوتی الا بابصار خاشعه، و قلوب طاهره، واید تقیه، و اخبرهم انی لا استجیب لاحد منهم دعوه ولاحد من خلقی لدیه مظلمه ) .

یعنی: خداوند متعال بر حضرت عیسی عليه‌السلام وحی فرستاد كه به بنی اسرائیل بگو: داخل خانه ای از خانه های من نشوید مگر با چشمهای خاشع و قلبهای پاك و دستهای بی گناه، و به آنان خبر بده كه من دعای احدی از آنان را مستجاب نخواهم كرد در حالی كه حق یكی از مخلوقات من بر عهده اوست .

باب دوم: اسباب اجابت

سبب اول: زمان دعا

الف: شب و روز جمعه:

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

65 - ( ما طلعت الشمس بیوم افضل من یوم الجمعه، و ان كلام الطیر فیه اذا لقی بعضها بعضا: سلام سلام، یوم صالح ) .

یعنی: خورشید بر روزی برتر از روز جمعه طلوع نكرد، وقتی پرندگان آسمان در این روز یكدیگر را ملاقات می كنند، بر هم سلام می فرستند و می گویند: روز خوبی است! .

66 - گفته شده كه رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در ابتدای تابستان، وقتی می خواست از اتاق خارج شود، روز پنجشنبه خارج می شد و در ابتدای زمستان وقتی می خواست داخل شود، روز جمعه داخل می گردید.

در همین رابطه از ابن عباسروایت شده است كه حضرت، شب جمعه خارج می شد و سبب جمعه داخل می گردید ( 33 ) .

از امام باقر عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

( اردت ان تتصدق بشی ء قبل اجمعه فاخره الی یوم الجمعه ) ( 34 ) .

یعنی: اگر قبل از روز جمعه خواستی صدقه ای بدهی، آن را تا روز جمعه به تاخیر بینداز .

و نیز از همان حضرت روایت شده است كه فرمود:

67 - ( ان الله تعالی لینادی كل لیله جمعه من فوق عرشه من اول اللیل الی اخره. الا عبد مؤمن یدعونی لدینه او دنیاه قبل طلوع الفجر فاجیه؟ الا عبد مؤمن یتوب الی من ذنوبه قبل طلوع الفجر فاتوب الیه؟ الا عبد مؤمن قد قتر علیه رزقه فیسالنی الزیاده فی رزقه قبل طلوع الفجر فازیده و اوسع علیه؟ الا عبد مؤمن سقیم فیسالنی ان اشفیه قبل طلوع الفجر فاعافیه؟ الا عبد مؤمن محبوس مغموم فیسالنی ان اطلقه من سجنه فاخلی سربه؟ الا عبد مؤمن مظلوم یسالنی ان اخذ بضلامته قبل طلوع الفجر فانتصر له و اخذ له بضلامته؟ قال: فلا یزال ینادی بهذا حتی یطلع الفجر ) .

یعنی: ذات اقدس الهی هر شب جمعه از اول تا آخر شب اینگونه ندا می دهد:

- آیا بنده مومنی نیست كه تا قبل از صبح مرا برای دین یا دنیایش بخواند تا من اجابتش كنم؟

- آیا بنده مومنی نیست كه تا قبل از صبح از گناهانش توبه كند و بر گردد و من نیز رحمت و مغفرتم را برگردانم؟

- آیا بنده مومنی نیست كه روزیش تنگ شده باشد و تا قبل از فجر، از من بخواهد آن را زیاد كنم و من هم حاجتش را بر آورده روزیش را زیاد و وسیع گردانم؟

- آیا بنده مؤمن مریضی نیست كه تا قبل از طلوع فجر از من بخواهد كه شفایش بدهم و من هم او را عافیت و تندرستی عطا نمایم؟

- آیا بنده زندانی گرفتاری نیست كه از من بخواهد از زندان آزادش كنم و من نیز آزادش گردانم؟

- آیا بنده مؤمن مظلومی نیست كه تا قبل از صبح از من بخواهد حقش را از ظالم بستانم و من نیز او را یاری كرده حقش را برگردانم؟

آنگاه حضرت فرمود: همینطور ذات اقدس الهی ندا می دهد تا صبح شود .

از امام باقر یا امام صادق عليهما‌السلام روایت شده است كه فرمود:

68 - ( ان العبد المومن یسال الله الحاجه فیوخر الله عزوجله قضاء حاجته التی سال الی یوم الجمعه ) .

یعنی: بنده مؤمن از خدا حاجتی طلب می كند و خداوند عزیز و جلیل بر آوردن آن را تا روز جمعه به تاخیر می اندازد .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم رسیده است كه فرمود:

69 - ( ان یوم الجمعه سید الایام و اعظمها عند الله تعالی و اعظم من یوم الفطر و یوم الاضحی، و فیه خمس خصال. خلق الله فیه ادم، و اهبط فیه ادم الی الارض، و فیه توفی الله ادم، و فیه ساعه لا یسال الله تعالی فیها احد شیئا الا اعطاه ما لم یسال حراما، و ما من ملك مقرب و لا سماء ولا ارض ولا ریاح ولا جبال ولا شجر الا و هو یشفق یوم الجمعه ان تقوم الساعه فیه ) .

یعنی: همانا جمعه آقای روزها و با عظمت ترین آنها نزد خداوند تعالی است، بلكه از عید فطر و قربان هم برتر است. این روز، پنج خصلت دارد:

اول: خداوند متعال حضرت آدم عليه‌السلام را در این روز خلق فرمود.

دوم: آن حضرت را در همین روز از بهشت بر زمین فرود آورد.

سوم: در چنین روزی حضرت آدم عليه‌السلام را قبض روح كرد.

چهارم: در این روز ساعتی هست كه هر كس در آن ساعت از خداوند متعال چیزی طلب كند به او خواهد داد به شرط اینكه چیز حرام نخواهد.

پنجم: ملائكه مقرب، آسمان، زمین، بادها، كوههای درختها همگی هراس دارند از اینكه قیامت در این روز واقع شود .

فرزندان یعقوب از پدرشان خواستند كه از خداوند متعال بر ایشان طلب آمرزش و بخشش كند، آن حضرت اینگونه پاسخ دادند:

( سوف استغفر لكم ربی ) ( 35 )

یعنی: بزودی برایتان از پروردگارم تقاضای مغفرت خواهم كرد .

در تفسیر همین آیه از امام صادق عليه‌السلام روایت شده است كه حضرت فرمود:

70 - ( اخره الی السحر من لیله الجمعه ) .

یعنی حضرت یعقوب عليه‌السلام این استغفار را تا سحرگاه شب جمعه به تاخیر انداخت .

در روز جمعه دو ساعت هست كه زمان استجابت دعاست.

- یكی وقتی كه خطیب (و امام) جمعه از خطبه فارغ شده تا صفوف نماز جمعه مرتب شود.

- دیگری آخرین لحظات روز جمعه است كه در روایت آمده:

71 - زمانی كه نصف قرص خورشید پنهان شد ( 36 ) .

امام باقر عليه‌السلام فرمود:

72 - ( اول وقت الجمعه ساعه تزول الشمس الی ان تمضی ساعه یحافظ علیها فان رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم قال: لا یسال الله تعالی فیها عبد خیرا الا اعطاه ) .

یعنی: در روز جمعه از اول زوال (ظهر شرعی) تا ساعتی را باید محافظت كرد، چون رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: هیچ بنده ای در این ساعت از خداوند تعالی خیری طلب نمی كند مگر آنكه آن را عطا می نماید .

ب: روز چهار شنبه بین ظهر و عصر:

جابر بن عبد الله انصاری رحمه‌الله اینگونه روایت كرده است كه:

در جنگ احزاب (خندق) وجود مقدس رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روزهای دوشنبه و سه شنبه علیه كفار دعا كرد و روز چهارشنبه بین ظهر و عصر مستجاب گردید كه رد نتیجه آن، خوشحالی در چهره حضرت نمودار شد، من هم هر گاه مشكلی برایم پیش آمد و در این وقت دعا كردم، دعایم مستجاب و مشكلم بر طرف گردید .

ج: وقت نماز عشاء:

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت است كه فرمود:

73 - ( من كان له حاجه فلیطلبها فی العشاء الاخره فانها لم یعطها احد من الا مم قبلكم ) .

یعنی: هر یك از شما حاجتی داد آن را به هنگام نماز عشا طلب كند، زیرا این (مخصوص شماست و) به امتهای پیش از شما داده نشده است.

د: یك ششم اول از نیمه شب (37) .

اولا: روایاتی داریم كه بیانگر فضیلت نماز شب هستند در حالی كه مردم در خواب می باشند.

ثانیا: روایاتی داریم كه بیانگر فضیلت ذكر خداوند متعال در میان غافلین اند ( 38 ) شكی نیست كه در این زمان مخصوص، اكثر مردم به خواب می روند، به خلاف نیمه اول شب كه در تداوم بیداری روز، بسیاری از مردم در آن هنگام بیدارند. از طرف دیگر، آخر شب (نزدیكهای طلوع فجر) نیز چه بسا مردم جهت رفتن به محل كار یا حركت برای سفر، بیدار شوند، پس لحظه ای كه اكثرا در خوابند همان اوایل نیمه دوم شب است؛ بیدار ماندن در آن لحظات، نتیجه مجاهده با نفس، ترك خواب، دوری از بستر نرم و خلوت با مالك عباد و سلطان دنیا و معاد است.

و ثانیا: عمر بن اذینه می گوید: شنیدم حضرت صادق عليه‌السلام می فرمود:

74 - ( ان فی اللیل ساعه ما یوافق فیها عبد مؤمن یصلی و یدعو الله فیها الا استجاب له قلت: اصلحك الله و ای ساعه من اللیل هی؟ قال: اذا مضی نصف اللیل و بقی السدس الاول من اول النصف ) .

یعنی: در شب، ساعتی است كه اگر بنده مؤمنی آن را درك كرده، در آن نماز بگزارد و خدا را بخواند حتما اجابت خواهد شد. گفتم: خدای توفیقت دهد، آن ساعت كدام است؟ فرمود: بعد از رفتن نصف شب، یك ششم اول از نیمه دوم آن .

ه - یك سوم آخر شب:

روایات در این مورد فراوان است منجمله: وجود مبارك رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

75 - ( اذا كان اخر اللیل یقول الله سبحانه و تعالی: هل من داع فاجیه؟ هل من سائل فاعطیه سوله؟ هل من مستغفر فاغفر له؟ هل من تائب فاتوب علیه؟ ) .

یعنی: ذات اقدس الهی، آخر هر شب این چنین می گوید:

- آیا دعا كننده ای هست تا من او را اجابت كنم؟

- آیا در خواست كننده ای هست تا خواسته اش را عطا كنم؟

-آیا آمرزش خواهی هست تا او را بیامرزم؟

- آیا بنده توبه كاری هست تا توبه اش را بپذیریم؟ .

ابراهیم بن ابی محمود می گوید به امام رضا عليه‌السلام عرض كردم: مردم می گویند رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: خداوند متعال هر شب به آسمان دنیا می آید، نظر شما در این رابطه چیست؟ فرمود:

76 - ( لعن الله المحرفین الكلم عن مواضعه، و الله ما قال رسول الله كذالك انما قال صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم : ان الله تبارك و تعالی ینزل ملكا الی السما الدنیا كل لیله فی الثلث الاخیر ولیله اجمعه من اول اللیل فیامره فینادی: هل من سائل فاعطیه سوله؟ هل من تائب فاتوب علیه؟ هل من مستغفر فاغفر له؟ یا طالب الخیر اقبل، یا طالب الشر القصر، فلا یزال ینادی بها حتی یطلع الفجر فاذا طلع عاد الی محله من ملكوت السماء حدثنی بذالك ابی عن جدی عن ابائه عن رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) .

یعنی: خدا لعنت كند كسانی را كه سخنان را تحریف می كنند، به خدا قسم! رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم اینگونه (كه می گویند) نگفت بلكه فرمود:

خداوند تبارك و تعالی در یك سوم آخر هر شب و در شب جمعه از ابتدای آن فرشته ای را به آسمان دنیا می فرستد و این چنین ندا می دهد:

- آیا درخواست كننده ای هست تا خواسته اش را بدهم؟

- آیا توبه كننده ای هست تا توبه اش را بپذیرم؟

- آیا استغفار كننده ای هست تا او را ببخشم؟

- ای طالب خیر! بیا و ای طالب شر! دست بردار...

همینطور ندا می دهد تا صبح شود، در این هنگام آن فرشته به جایگاه اولش در ملكوت آسمان باز می گردد. این سخن را پدرم از پدرش از پدرانش ازرسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل فرمودند

نصیحت

كسی كه ایمان و اعتقاد صحیح در تصدیق رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و اولاد طاهرینش عليهم‌السلام دارد و می داند كه هر آنچه این بزرگواران از جانب رب جلیل آوردند حق است، بر او سزاوار است كه در این ساعتها حوائجش را به چنین منادی عرضه بدارد و ندایش را بی پاسخ نگذارد، مگر نه این است كه اگر حاكمی از حاكمین دنیا فرستاده ای را به خانه كسی بفرستد و بگوید: حاجتهایت را عرضه كن چون حاكم به تو اجازه داده كه آنها را بیان كنی تا برایت انجام دهد، در اینجا این فرد، فرصت را غنیمت شمرده، نه تنها نیازهای خود بلكه حوائج نزدیكان و خویشان خود را هم جدا جدا ذكر می كند، خصوصا اگر این حاكم، مشهور به بخشندگی وجود و سخای بی حد باشد. و در صورتی كه به او نیاز داشته باشد، هرگز از آن فرستاده روی بر نمی گرداند او را بی جواب نمی گذارد.

بنابر این، بنده حق هم نباید پیام مولایش را سبك پندارد كه در این صورت، مستحق جواب: ( ان الذین یستكبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم آخرین ) خواهد شد. و نباید غافل بماند كه در اثر آن، در زمره محرومین از رحمت حق در می آید و بار سنگین گناهان بر دوشش باقی خواهد ماند كه در حدیث آمده:

77 - ( من ترك مساله الله افتقر ) .

یعنی: هر كس سوال و در خواست از خدا را ترك كند، فقیر خواهد شد .

مناسب است در چنین لحظاتی از شب، مناجاتی را كه عارف كامل مرحوم سید بن طاووس (قده) آموخته بر زبان جاری كنی و بگویی:

بار الها! من ربوبیت تو را تصدیق می كنم، به رسالت خاتم پیامبرانت محمد مصطفی صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم معتقدم و به آن فرشته ای كه ندای جود و بخشش تو را می رساند، ایمان دارم. اگر گوش من ندایش را نشنید، عقل من هم این ندا را دریافت كرد و هم اخبار و روایاتی را كه در بردارنده چنین وعده هایی از جانب تو است، پذیرفت در یك چنین حال و هوایی، سخن من این است:

ای فرشته ای كه از جانب خدا مالك و حكیم و كریم و بخشنده و... به سوی ما آمدی، سخن تو را كه حاوی كامیابی ماست، با گوش عقلمان درك كردیم كه گفتی: آیا درخواست كننده ای هست تا خواسته اش را بدهم؟

من سائل و گدایم و چنین نیازهایی دارم:

- هر چه موجب روی آوردن ذات اقدس الهی به من می شود.

- من نیز در مقابل توفیق روی آوردن به او را داشته باشم.

- در محضر پر بركت او، كمال ادب را حفظ كنم.

- مرا (از لغزشها و شیطانهای درونی و بیرونی و خلاصه هر چه مرا از او دوری كند)، حفظ كند.

- توفیقاتی را كه به من داده سلب ننموده، محافظتش نماید.

و نیز عقل ما سخن آقایمان را درك كرده كه فرمود: آیا توبه كاری هست تا توبه اش را بپذیرم؟

من از گناهانم توبه می كنم؛ چون برای پناه بردن از غضب و عقابش و جلب رضایت و ثوابش، ناچارم توبه كنم. و اگر نفسم توبه صادقانه نداشت، عقلم حكم می كند كه باید به سوی او توبه كرد، (و مرضها و كثافات و چركهای گناهان را از این راه زدود و آینه دل را صاف نمود).

ای فرشته الهی! سخنت را شنیدیم كه از طرف خداوند رحیم گفتی: آیا استغفار كننده ای هست تا او را بیامرزم؟

من از هر چه او خودش ندارد استغفار می كنم و به عفو او پناه می برم و اگر این گفتار از روی صداقت نبود عقلم حكم می كند كه باید چنین كرد، بنده مضطر و گرفتار و ور شكسته چاره ای جز عذر خواهی نزد رب جلیل و رحیم ندارد.

ای فرشته پروردگار! این درخواست و توبه و استغفار و فقر و ذلت و ورشكستگی را كه گفتم، نزد تو به امانت می گذارم تا آن را به خدایی كه تو را به سویمان فرستاد و راه رسیدن به كویش را به رویمان گشود، عرضه بداری.

سید بن طاووس رحمه‌الله به اینجا كه می رسد، می فرماید: اگر نتوانستی این سخنان را از بركنی، می توانی آن را در ورقه ای بنویسی و همراه خود داشته یا زیر سرت بگذاری اما باید آن را مانند عزیزترین وسائلت، محافظت نمایی و وقتی آن زمان موعود از شب فرا رسید، برگه را بیرون آورده اینگونه بگویی:

ای فرشته ای كه از جانب خدای ارحم الراحمین و اكرم الا كرمین ندا در می دهم!! این قصه من است كه به تو تسلیمش می كنم، نه زبانی برایم مانده و نه روحیه ای كه بتوانم با تو سخن بگویم.

در اینجا سخنان سید رحمه‌الله به پایان رسید.

من می گویم:

اگر در یك چنین وقت حساس، توانستی آن وظایفی را كه اهل بیت عليهم‌السلام برایت معین فرمودند عمل كنی، پس خوشا به حالت والا می توانی این چنین بگویی:

خدایا! من به تو ایمان دارم و پیامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم‌السلام را در مورد اخباری كه پیرامون لطف و عفو تو گفته اند تصدیق می كنم، پس اولا بر آن وجودهای پاك (یعنی پیامبر و آل او) درود بفرست و بعد از آن، در این شب هر دعایی كه در امور دینی یا دنیایی به درگاهت عرضه می شود، مرا در آن شریك و سهیم گردان، بارالها! با ما آنچنان كه سزاوار خدایی تو است رفتار كن نه آنچنان كه ما بندگان رو سیاه سزاوار آنیم، ای ارحم الراحیمن - درودت بر محمد و خاندان پاكش باد!

و بدانكه از حضرت صادق عليه‌السلام روایت شده كه فرمود:

78 - ( لا تعطموا العین حظها فانها اقل شی ء شكرا ) .

یعنی: نگذار چشم بهره كاملی (از خواب) ببرد؛ چون كمترین شكر گزاری را او دارد .

و نیز از وجود مقدس رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده كه فرمود:

79 - ( اذا قام العبد من لذیذ مضجعه و النعاس فی عینیه لیرضی ربی عزوجل الصلاه لیله باهی الله به ملائكته فقال: اما ترون عبدی هذا؟ قد قام من مضجعه الی صلاه لم افرضها علیه اشهدوا انی قد غفرت له ) .

یعنی: وقتی بنده حق از خوابگاهش بر می خیزد تا خداوند متعال را با نماز شبش خشنود سازد در حالی كه چرت، چشمانش را فرا گرفته، در این حال، ذات اقدس الهی به ملائكه اش مباهات كرده می فرماید: آیا این بنده مرا می بینید كه از خوابگاهش برخاسته تا نمازی را بگزارد كه آن را بر او واجب نكرده ام! پس شاهد باشید كه او را بخشیدم.

فایده

هر روز، دوازده قسمت می شود و هر قسمت آن منسوب به یكی از ائمه دوازده گانه عليهم‌السلام است كه مناسب است در آن ساعت، توسل به آن امام.

و دعایی نیز مخصوص آن ساعات در كتاب شریف مصباح نقل گردیده است ( 39 ) .

سید طاووس رحمه‌الله نیز آورده كه روزهای هفته به ائمه عليهم‌السلام منسوب است و در هر روز، میهمان انهایم، بنابر این زیارت آن امام یا ائمه به ترتیب زیر در آن روز، مناسب است ( 40 ) :

شنبه: مخصوص پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم است.

یكشنبه: مخصوص امیر المومنین علی بن ابی طالب عليه‌السلام است.

دو شنبه: مخصوص امام حسن و امام حسین عليهم‌السلام است.

سه شنبه: مخصوص امام زین العابدین، امام باقر و امام صادق عليهم‌السلام است.

پنجشبنه: مخصوص امام حسن عسكری عليه‌السلام است.

و جمعه: مخصوص وجود مبارك امام مهدی عليه‌السلام است.

و - شب قدر:

این شب در ماه مبارك رمضان قرار دارد ولی مشخص نیست كه كدام شب است. ممكن است یكی از سه شب نوزدهم یا بیست و یكم یا بیست و سوم باشد، لكن بر شب بیست و سوم تاكید شده است.

ز: شبهای احیا:

چهار شب است كه احیا و بیداری در آن مستحب است، این شبها عبارتند از:

1 - شب اول ماه رجب.

2 - شب نیمه شعبان.

3 - شب عید فطر.

4 - شب عید قربان.

نقل است كه:

80 - برای امیر المومنین عليه‌السلام شگفت انگیز بود كه در این شبها بیكار بماند و عبادت نكند (41)

ح - روز عرفه

این روز، روز و طلب حاجت به درگاه الهی است لذا با اینكه روزه اش مستحب موكد هم هست ولی اگر كسی در اثر روزه، ضعیف شود و نتواند دعا كند، روزه نگرفتن و دعا خواندن بهتر است ( 42 ) .

ط - هنگام وزش باد.

ی - هنگام اذان ظهر.

ك - هنگام نزول باران.

ل - هنگام ریزش اولین قطره از خون شهید:

زید شحام از امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه حضرت فرمود:

81 - ( اطلبوا الدعاء اربع ساعات: عند هبوب الریاح، و زوال الافیاء، و نزول المرط، و اول قطره من دم القتیل المومن فان، ابواب السماء تفتح عند هذه الا شیاء ) .

یعنی: در چهار وقت به دنبال دعا باشید: وزش باد، زوال سایه ها (كه همان ظهر سایه شرعی است)، نزول باران و اولین قطره از خون مؤمن؛ چون در این اوقات، درهای آسمان گشوده خواهد شد .

و نیز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:

82 - ( اذا زالت الشمس فتحت ابواب السماء و ابواب الجنان و قصیت الحوائج العظام ) .

یعنی: وقتی زوال آفتاب (ظهر شرعی) فرا رسید، درهای آسمان و درهای بهشت گشوده خواهد شد و حاجتهای بزرگ بر آورده خواهد گردید .

سوال شد از چه هنگام؟ فرمود:

( مقدار ما یصلی الرجل اربع ركعات مترسلا ) .

یعنی: به مقداری ككه بتوان یك نماز چهار ركعتی، بدون عجله و سر فرصت خواند .

م - از طلوع فجر (اذان صبح) تا طلوع آفتاب:

ابو الصباح كنانی از امام باقر عليه‌السلام این چنین روایت كرده است كه:

83 - ( ان الله عزوجل یجیب من عباده كل دعاء، فعلیكم بالدعاء فی السحر الی طلوع الشمس فانها ساعه تفتح فیها ابواب السماء و تقسم فیها الارزاق، و تقضی فیها الحوائج العظام ) .

یعنی: خداوند متعال از بین بندگانش آنكه بیشتر اهل دعاست را اجابت می كند پس دعا كنید در سحرها تا طلوع آفتاب؛ چون درهای بهشت در این هنگام باز می شوند، روزهای در این زمان تقسیم می گردند و حاجتهای بزرگ در این وقت بر آورده می شوند .

سبب دوم: مكان دعا

الف - سرزمین عرفات

در خبر آمده است كه:

84 - ( ان الله سبحانه و تعالی یقول للملائكه فی ذلك الیوم: یا ملائكتی الا ترون الی عبادی و امائی جاووا من اطراف البلاد شعثاء غبراء اتدرون ما یسالون؟ فیقولون: ربنا انهم یسالونك المعفره فیقول: اشهدو انی قد غفرت لهم ) .

یعنی: خداوند سبحان در این روز به ملائكه می گوید: ای فرشتگان من! آیا بندگان مرا نمی بینید كه از سرزمینهای مختلف آمده اند در حالی كه موهایشان پریشان است و گرد غبار بر چهره شان نشسته؟ آیا می دانید اینان چه می خواهند؟

ملائكه می گویند: پروردگار! اینان از تو آمرزش گناهانشان را می طلبند. در اینجا خداوند متعال می فرماید: شاهد باشید كه گناهانشان را آمرزیدم.

و نیز در روایت دیگر آمده است كه:

85 - ( ان من الذنوب مالا یغفر الا بعرفه و المشعر الحرام، قال الله تعالی. فاذا افصتم من عرفات فاذكر و الله عند المشعر الحرام ) (43) ( و لیله من لیالی الاحیاء ) .

یعنی: برخی از گناهان فقط در این سه موقعیت بخشیده می شوند: - عرفات - مشعر الحرام، كه خداوند متعال فرمود: وقتی از عرفات كوچ كردید، خدای را مشعر الحرام به یاد بیاورید. و شبی از شبهای احیا ( 44 ) .

ب - حرم الهی (در مكه) و كعبه

از امام رضا عليه‌السلام روایت شده است كه:

86 - ( ما وقف احد بتلك الجبال الا استجیب له فاما المومنون فیستجاب لهم فی اخرتهم، و اما الكفار فیستجاب لهم فی دنیاهم ) .

یعنی: كسی در این كوهها توقف نكرد (حتی كافر) مگر آنكه (دعایش) اجابت شده، اگر مؤمن باشد، اجابت اخروی و اگر كافری باشد اجابت دنیایی دارد .

ج - مسجد

چون آنجا خانه خداست و كسی كه بد انجام می رود مقصود و مطلوبش خداست و قصد زیارت او را دارد، در حدیث قدسی آمده است:

87 - ( الا بیوتی فی الارض المساجد، فطوبی لعبد تطهر فی بیته ثم زار نی فی بیتی ) .

یعنی: آگاه باشید كه مساجد، خانه های من بر روی زمین اند، پس خوشا به حال بنده ای كه در خانه خود تطهیر كند (و وضو بسازد) سپس مرا در خانه ام زیارت كند .

و او كریمتر زا آن است كه قاصد و زا ترش را نا امید و محروم نماید.

سعید بن مسلماز معاویه بن عمار روایت كرده است كه وجود مقدس آقا آن را طلب می كرد، بدین ترتیب كه اولا چیزی در راه خدا صدقه می داد بعد بوی خوشی استشمام می كرد و سپس به مسجد رفته هر حاجتی داشت آن را به محضر حق تعالی عرضه می داشت ناگفته نماند كه این خبر دلالت بر چهار مطلب دارد بدین شرح.

اول - هنگام ظهر، وقت طلب حاجت است.

دوم - مستحب است ابتدا صدقه ای داده شود.

سوم - خوب است بوی خوشی استشمام گردد.

چهارم - مسجد محل خوبی جهت طلب حاجت می باشد.

د: در جوار قبر مقدس حضرت ابا عبد الله الحسین عليه‌السلام

بلكه شرافت این مكان از سایر مكانها بیشتر است، در روایت آمده است:

88 - ( ان الله سبحانه و تعالی عوض الحسین عليه‌السلام من قتله با ربع خصال: جعل الشفاء فی تربته، و اجابه الدعاء تحت قبته، و الائمه من ذریته، و ان لا یعد ایام زائریه من اعمارهم ) .

یعنی: خداوند سبحان، در عوض قتل آقا سید الشهداء عليه‌السلام چهارم خصلت عطا كرده است:

- شفا را در تربتش نهاد.

- اجابت دعا را زیر گنبدش قرار داد.

- ائمه بعدی از نسل آیند.

- مدت زمانی را كه زائرین آن حضرت برای زیارت می گذارند، جزء عمرشان به حساب نمی آورد .

و نیز روایت شده است كه بر امام صادق عليه‌السلام مرضی عارض شد، آخر حضرت به نزدیكانش امر كرد كه فردی را اخیر كنند تا به زود نزد قبر امام حسین عليه‌السلام (و برایش دعا كند) یكی از دوستان حضرت، جهت انجام این فرمان از خانه خارج شد، فردی را جلوی درب خانه دید و ماجرا را برایش باز گو كرد، آن مرد من می روم ولی شبهه ای در ذهنم ایجاد شده و آن اینكه امام حسین عليه‌السلام امامی است كه طاعتش واجب است و او (یعنی امام صادق عليه‌السلام ) نیز امامی است كه طاعتش واجب است، پس این كار چه معنا دارد؟ (یعنی فرقی بین این دو امام نیست، پس چرا برای شفای این امام، نزد آن امام بروم و دعا كنم؟).

آن فرد به خانه برگشت و مطلب را خدمت امام عرضه داشت، حضرت فرمود:

89 - ( هو كما قال لكن ما عرف ان لله تعالی بقاعا یستجاب فیها الدعاء فتلك البقعه من تلك البقاع ) .

یعنی: سخن این مرد درست است (كه فرقی بین دوم امام نیست) اما ندانسته است كه خداوند متعال سرزمینهایی دارد كه در آنجا دعا مستجاب می شود و حرم حضرت سید الشهدا عليه‌السلام از آنهاست .

سبب سوم: دعاهای مستجاب

الف - دعایی كه در بردارنده اسم اعظم الهی باشد، خواه آن اسم اعظم معین و مشخص باشد و خواه نباشد.

غیر از انبیا و اولیا كسی از آن اطلاعی ندارد كه بگوید حتما فلان اسم، اسم اعظم است، بله در روایات اشاراتی به آن شده است من جمله:

90 - اسم اعظم در آیات آخر سوره حشر است ( 45 ) .

91 - اسم اعظم در آیه الكرسی و اول آل عمران است فلذا گفته شده كه باید حتما دو اسم الحی القیوم باشند؛ چون فقط این دو اسمند كه هم در آیه الكرسی و هم در اول سوره آل عمران وجود دارند ( 46 ) .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه فرمود:

92 - ( بسم الله الرحمن الرحیم اقرب الی الاسم الاعظم من سواد العین الی بیاضها ) .

یعنی: بسم الله الرحمن الرحیم، نزدیكتر است به اسم اعظم از سیاهی چشم به سفیدی آن .

گفته شده است اسم اعظم در:

یا حی یا قیوم است.

93 - یا ذالجلال و الاكرام است ( 47 ) .

یا هو یا من لا هو الا هو است ( 48 ) .

94 الله است ( 49 ) كه:

این نام مشهورترین نام پروردگار است.

در اذكار، برترین مقام را دار است.

- در ادعیه، برترین مقام را داراست.

- امام سایر اسماء قرار داده شده است.

در كلمه اخلاص (یعنی لا اله الا الله) تنها از این اسم نام برده شده است.

اگر كسی بخواهد با ابراز شهادتین، اسلامش را اظهار كند، باید با این اسم باشد (یعنی اگر مثلا بگوید: اشهد ان لا اله الا الرب، اسلامش پذیرفته نیست).

در اینجا دو نكته قابل توجه است:

1 - این قول آخر (كه اسم اعظم كلمه الله باشد) بسیار قوی است؛ چون در این رابطه روایات زیادی وارد شده است.

2 - این اسم مقدس، امتیازات و خواصی نسبت به سایر اسماء الهی به شرح زیر دارد:

اول - این اسم مخصوص ذات اقدس الهی است (یعنی اسم خاص است) و به غیر او نمی توان اللهگفت، نه حقیقتا و نه مجازا فلذا فرموده:

( هل تعلم له سمیا ) ( 50 ) .

یعنی: آیا همنامی برای او سراغ داری؟ .

یعنی آیا غیر از او كسی را می شناسی كه نامش الله باشد؟

دوم - این اسم دلالت بر ذات اقدس الهی دارد، اما سایر اسماء هر یك دلالت بر یك معنای بخصوصی می كنند؛ مثلا اسم قادر: بر قدرتدلالت دارد، اسم عالم، بر علم دلالت دارد و...

سوم - سایر اسماء را می توانیم به این نام بخوانیم، مثلا بگوییم: صبور آسیم از اسماء الله است، اما این نام را به آن اسماء نمی توان خواند؛ مثلا نمی توان گفت: الله اسمی از اسماء صبور است.

این سه امتیاز به اضافه شش امتیاز دیگر كه قبل از این گفته شد، جمعا می شود نه امتیاز برای این اسم مقدس.

در روایت آمده است كه:

95 - حضرت سلیمان عليه‌السلام وقتی با خبر شد بلقیسبه سوی او می آید كه بین آن دو تنها یك فرسخ فاصله بود، در این حال رو به اطرافیان كرده فرمود: كدامیك از شما می تواند تخت این زن را به اینجا بیاورد قبل از اینكه اینان به حالت تسلیم نزد من آیند؟

عفریتی ( 51 ) از جن - كه فردی قوی بود - گفت: من می توانم آن را بیاورم قبل از اینكه از مجلس قضاوت خود برخیزی - و حضرت سلیمان عليه‌السلام از صبح تا نیمه روز در این مجلس می نشست - علاوه بر این، نسبت به جواهراتش نیز امین هستم.

حضرت سلیمان عليه‌السلام فرمود: من سریعتر از این می خواهم.

در این لحظه وزیر آن حضرت و خواهر زاده اش؛ یعنی آصف بن برخیا كه اسم اعظم می دانست و بدین وسیله مستجاب الدعوه هم بود - گفت:

( انا اتیك به قبل ان یرتد الیك طرفك ) ( 52 ) .

در مورد این جمله، سخنانی گفته شده منجمله:

- قبل از اینكه آن دورترین فرد، در مقابل چشمت به تو برسد، من می توانم آن را بیاورم.

- تا آنجا كه می توانی چشمت را نگه دار، وقتی كه دیگر نتوانستی نگه داری و پلكهایت را بر هم گذاشتی، قبل از اینكه مجددا آن را بگشایی، من تخت را نزد تو حاضر می كنم.

كلبی گوید در این هنگام، آصفبه سجده افتاد و خداوند متعال را با اسم اعظمش خواند، سپس به قدرت لا یزال الهی تخت بلقیس، كنار تخت حضرت سلیمان آشكار شد.

و امام آن اسم اعظمی كه آصف بدان دعا كرد چه بود؟ اقوالی است، از جمله:

الله و الرحمن بود .

یا حی یا قیوم بود كه در زبان عبرانی می گویند: اهیا شراهیا .

یا ذالجلال و الاكرام بود .

یا الهنا و اله كل شی ء الها واحدا لا اله الا انت بو د ( 53 ) .

ب - از امام صادق عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

96 - ( من قال: یا الله، عشر مرات قیل له: لبیك عبدی سل حاجتك تعط ) .

یعنی: كسی كه ده بار بگوید یا الله! یا الله! به او ندا می رسد:

لبیك ای بنده من حاجتت را بخواه تا به تو داده شود .

و نیز روایت شده است كه:

97 - ( من قال: یا رباه، یا رباه، عشرا ) .

یعنی: كسی كه ده بار بگوید یا رباه (به او نیز چنین ندایی می رسد).

و نظیر این دو است یا رب، یا رب، و یا سیداه،

و نیز روایت شده است كه:

98 - ( من قال فی سجوده: یا الله، یا رباه، یا سیداه، ثلاثا - ) .

یعنی: كسی كه در سجودش سه بار بگوید یا الله! یا رباه! یا سیداه! همینگونه جواب می شنود .

ج - سماعه روایت كرده است كه امام كاظم عليه‌السلام به من فرمود:

99 - ( اذا كانت لك یا سماعه حاجه فقل: اللهم انی اسالك بحق محمد و علی فان لهما عندك شانا من الشان و قدرا من القدر، فبحق ذلك الشان و بحق ذلك القدر ان تفعل بی كذا و كذا، فانه اذا كان یوم القیامه لم یبق ملك مقرب ولا نبی مرسل ولا عبد مؤمن امتحن الله قبله للایمان الا و هو محتاج الیهما فی ذلك الیوم ) .

یعنی: ای سماعه! هر وقت حاجتی داری بگو: خدایا! تو را قسم می دهم به حق محمد و علی عليهما‌السلام این دو نزد تو قدر و مقامی دارند، به قدر مقام این دو قسمت می دهم حاجات مرا بر آوری كه عبارتند از چنین و چنان؛ چون در روز قیامت هیچ فرشته مقرب و هیچ پیامبر مرسل و هیچ بنده مومنی كه خداوند سبحان قلبش را بر ایمانش امتحان كرده باشد نیست مگر اینكه به این دو بزرگوار (یعنی محمد و علی عليهما‌السلام ) نیازمند است .

د - ابن ابی عمیر از معاویه بن عمار روایت كرده است كه:

100 - ( من قال فی دبر الفریضه: یا من یفعل ما یشاء ولا یفعل ما یشاء احد غیره ثلاثا ثم یسال الله اعطی ما سال ) ( 54 ) .

یعنی: -هر كس بعد از نماز واجب، سه مرتبه بگوید: ای كسی كه هر چه بخواهی انجام می دهی و غیر از تو كسی نمی تواند همه چه را كه خواست انجام بدهد، سپس از خدا چیزی بخواهد، خواسته اش داده خواهد شد .

ه - و نیز روایت شده است كه برای بدهكاری و دین ادا گردد، در روز جمعه یا هر روزدیگر بگوید:

101 - ( اللهم اغنی بحلالك عن حرامك و بفضلك عمن سواك ) .

یعنی: خدایا! مرا با روزی حلالت از حرام و با عطا و بخشش خود از دیگران بی نیاز گردان .

و - برای وسعت روزی بعد از نماز صبح گفته شود:

- ( سبحان الله العظیم و بحمده استغفر الله و اساله من فضله ) ( 55 ) .

یعنی: منزه است خداوند عظیم و حمد و سپاس مخصوص اوست، از او طلب آمرزش دارم و می خواهم كه از عطایای مخصوصش مرا بهره ور بفرماید .

ز - و نیز بعد از نماز عشا بخواند:

102 - ( اللهم انه لیس لی علم بموضع رزقی و انا طلبه بخطرات تخطر علی قلبی فاجول فی طلبه البلدان و انا فیما طلب كالحیران لا ادری افی سهل هو ام فی جبل ام فی ارض ام فی سماء ام فی بر ام فی بحر؟ و علی یدی من؟ و من قبل من؟ و قد علمت ان علمه عندك، و اسبابه بیدك، و انت الذی تقسمه بلطفك، و تسببه برحمتك. اللهم صل علی محمد و ال محمد و اجعل لی یا رب رزقك و اسعا، و مطلبه سهلا، و ماخذه قریبا، ولا تعنی بطلب ما لم تقدر لی فیه رزقا فانك غنی عن عذابی و انا فقیر الی رحمتك، فصل علی محمد و ال محمد وجد علی عبدك انك ذو فضل عظیسم ) .

یعنی: بار الها! من محل روزی خود را نمی دانم و بر اساس گمانهایی كه به قلبم خطور می كند، شهرها را جستجو می كنم (تا بدان برسم) در این قضیه حیران و سر گردان مانده ام كه (روزی من كجاست) آیا در دشت و صحراست یا در كوهها؟

در زمین است یا در آسمان؟ در خشكی است یا در دریا؟ به دست چه كسی است و به جانب چه كسی باید رفت؟ اما می دانم كه تو هم محلش را می دانی و هم موجبات و اسبابش به دست تو است. و آن را بر اساس لطف و رحمتش تقسیم می كنی.

خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست و روزی مرا وسیع گردان، طلب آن را آسان و محل دریافتش را نزدیك قرار بده و برای آنچه برایم مقدر نشده مرا به رنج نینداز (تا زحمت بیهوده در طلبش نكشم) همانا تو از عذاب من بی نیازی ولی من به رحمت تو محتاج هستم، پس بر محمد و آل محمد درود بفرست و بر بنده ات ببخشای كه تو صاحب فضل او عنایتی عظیم هستی ( 56 ) .

ح - برای دفع ترس از ظلم و وارد شدن بر سلطان (جائز) خوب است

خواندن آن دعایی كه حضرت صادق عليه‌السلام هنگام ورود بر منصور می خواند كه:

103 - ( یا عدتی عند شدتی، و یا غوثی عند كربتی، احرسنی بعینك التی لا تنام، واكنفنی بركنك الذی لا یرام ) .

یعنی: ای ذخیره و سرمایه من در شداید! و ای فریاد رس من در سختیها! مرا با آن چشمت كه خواب در آن راه ندارد، حراست كن و با آن تكیه گاهت كه شكست ندارد محافظت نما .

ط - برای پرداخت شدن بدهكاری و ادای دین، مناسب است خواندن آنچه معاذ بنجبلنقل كرده كه گفت:

روز جمعه ای با رسول الله نماز جمعه نخواندم، به من فرمود:

104 - ( یا معاذ، ما منعك عن الصلوه الجمعه؟ ) .

یعنی: چه چیزی مانع حضور تو در نماز جمعه شده؟.

گفتم: یا رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم یوحنای یهودی از من یك اوقیه ( 57 ) طلا، طلبكار است و كنار در منزل كشیك مرا می كشید، ترسیدم اگر بیرون بیایم مرا بگیرد و نتوانم به نماز جمعه بیایم، فرمود: اتحب یا معاذن ان یقضی الله دینك؟.

یعنی: آیا دوست داری كه خدا دینت را ادا، كند؟ .

گفتم بلی یا رسول الله! فرمود: بگو:

اللهم مالك الملك، توتی الملك من تشاء، و تنزع الملك ممن تشاء، و تعز من تشاء، و تذل من تشاء، بیدك الخیر، انك علی كل شی ء قدیر، تولج اللیل فی النهار، و تولج النهار فی اللیل، و تخرج الحی من المیت، و تخرج المیت من الحی، و ترزق من تشاء بغیر حساب ( 58 ) ، یا رحمن الدنیا والاخره و رحیمهما تعطی منهما ما تشاء و تمنع منهما ما تشاء، صل علی محمد وال محمد اقض عنی دینی یا كریم.

یعنی: بار خدایا! ملك و حكومت در عالم هستی از آن توانست، آن را به هر كه بخواهی می دهی و از هر كه بخواهی می گیری، هر كس را بخواهی عزیز و هر كس را بخواهی ذلیل می كنی. همه نیكیها به دست تو است و بر هر چیزی قادری. شب را در روز نهان می سازی و روز را در شب. زنده را از مرده بیرون می آورد و مرده را از زنده و به هر كه بخواهی، بی حساب روزی می دهی. ای كسی كه در دنیا و آخرت دو رحمت داری، (یكی رحمت واسعه كه همه موجودات از آن بهره می برند و دیگر رحمتی مخصوص بندگان شایسته ات)، این دو رحمت را به هر كه بخواهی می دهی و از هر كه بخواهی منع می نمایی (بار الها!) بر محمد و آل محمد درود فرست و دین مرا ادا كن ای كریم! .

آنگاه فرمود: فلو كان علیك مل ء الارض ذهبا لاداه الله عنك .

یعنی: اگر به اندازه كره زمین طلا بدهكار باشی، ذات اقدس الهی از طرف تو آن را پرداخت خواهد كرد .

ی - برای تقویت قوه حافظه و حفظ نمودن هر آنچه انسان می شنود،

مناسب است دعای مروری از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم كه فرمود:

105 - ( یا علی، اذا اردت ان تحفظ كلما تسمع فقل فی دبر كل صلوه ) : ( سبحان من لا یعتدی علی اهل مملكته! سبحان من لا یواخذ اهل الارض بانواع العذاب! سبحان الرووف الرحیم! اللهم اجعل لی فی قلبی نورا و بصرا و فهما و علما انك علیكل شی ء قدیر. )

یعنی: ای علی! هر گاه خواسته آنچه را می شنوی حفظ كنی، بعد از هر نماز بگو: سبحان من... پاك و منزه است خدایی كه بر اهل مملكتش ستم روا نمی دارد. پاك و منزه است خدایی كه ساكنین زمین را با عذابهای گوناگون، گرفتار نمی كند. پاك و منزه است خدای مهربان و رحیم، خدایا! در قلبم برای من نو رودید و فهم و علم قرار بده كه تو بر هر چیزی قادری) .

ك - برای دفع آزار همسایه:

فردی نزد امام حسن بن علی عليهما‌السلام شكایت كرد كه همسایه ام مرا آزار می دهد، حضرت فرمود:

106 - ( اذا صلیت المغرب فضل ركعتین ثم قل: یا شدید المحال، یا عزیز اذللت بعزتك جمیع ما خلقت، اكفنی شر فلان بما شئت ) .

یعنی: پس از نماز مغرب، دو ركعت نماز بگزار و بعد از آن بگو: یا شدید المحال... ای آن كه مكرت شدید است! ای آن كه جمیع مخلوقات را در برابر عزت خوار و ذلیل قرار دادی! شر فلانی را از من بردار هر طور كه خودت خواسته باشی.

این شخصی، طبق دستور حضرت عمل كرد، نیمه شب صدای فریاد و شیون شنید، به او خبر دادند كه فلان كس (یعنی همان همسایه) مرد.

نظیر این سرد ادعیه و اخبار، زیاد است كه با ذكر آن، بحث طولانی می شود.

برای اطلاع از آنها به كتابهای دعا مراجعه شود.

سبب چهارم، نقش زمان دعا

الف - دعای سمات (59) :

107 - مستحب است خواندن دعای سمات در آخرین لحظات روز جمعه و نیز بعد از آن گفته شود:

( اللهم انی اسالك بحرمه هذا الدعاء و بما فات منه من الاسماء و بما یشتمل علیه من التفسیر و التدبیر الذی لا یحیط به الا انت ان تفعل بی كذا و كذا ) .

یعنی: خدایا! تو را به حرمت این دعا و به حرمت آن اسمهائی كه در آن نیامده، و به تفسیر و تدبیر آن اسمها كه غیر از تو احدی آن را نمی داند، سوگندت می دهم كه حاجات مرا به این شرح بر آوری....


5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23