آيين بندگى و نيايش

آيين بندگى و نيايش8%

آيين بندگى و نيايش نویسنده:
مترجم: حسین غفاری ساروی
گروه: کتابخانه فلسفه و عرفان

آيين بندگى و نيايش
  • شروع
  • قبلی
  • 30 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 49991 / دانلود: 9577
اندازه اندازه اندازه
آيين بندگى و نيايش

آيين بندگى و نيايش

نویسنده:
فارسی

1

2

3

باب چهارم: كیفیت دعا

آداب قبل ازدعا

الف - طهارت

ب - استعمال بوی خوش

ج - رو به قبله بودن

د - صدقه دادن

خداوند متعال می فرماید:

- ( فقدموا بین یدی نجویكم صدقه ) ( ۱۲۵ ) .

یعنی: پیش از نجوا كردنتان، صدقه بدهید .

ه - اعتقاد به قدرت خداوند سبحان بر انجام كارش كه در قرآن كریم می فرماید:

( و لیومنوابی ) ) ( ۱۲۶ ) .

یعنی: باید برایشان محقق شود كه من قدرت بر اعطای در خواستشان را دارم .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل است كه فرمود:

۳۶۶ - ( یقول الله عزوجل: من سالنی و هو یعلم انی اضر و انفع استجیب له ) .

یعنی: خداوند عزیز و جلیل می فرماید: هر كه از من چیزی بخواهد و یقین داشته باشد كه ضرر و منفعت در دست من است، اجابتش خواهم نمود .

و - حسن ظن به خدا داشتن به اینكه اجابتش خواهد نمود.

رجا و امیدواری به رحمت حق

خداوند متعال می فرماید:

( و ادعوه خوفا و طعا ) ( ۱۲۷ ) .

یعنی: خدای را از روی بیم و امید بخوانید .

۳۶۷ - ( انا عند ظن عبدی بی فلا یظن عبدی بی الا خیرا ) .

یعنی: گمان بنده ام به من هر چه باشد، من نیز همانطور هستم، پس سزاوار نیست كه به من جز حسن ظن داشته باشد .

رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۳۶۸ - ( ادعوا الله و انتم موقنون بالا جابه ) .

یعنی: در حالی كه یقین به اجابت خدا دارید، او را بخوانید .

در آنچه خداوند متعال بر حضرت موسی عليه‌السلام وحی فرستاد آمده است:

۳۶۹ - ( یا موسی، ما دعوتنی و رجوتنی فانی ساغفر لك ) .

یعنی: ای موسی! اگر در حالت امیدواری مرا بخوانی، بزودی تو را خواهم آمرزید .

سلیمان بن فراء از راویان حدیث از امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

( اذا دعوت فظن حاجتك بالباب ) ( ۱۲۸ ) .

یعنی: هر گاه دعا می كنی، گمانت این باشد كه حاجتت پشت در آماده است .

و در روایت دیگر آمده است كه فرمود:

۳۷۰ - ( فاقبل بقلبك وظن حاجتك بالباب ) .

یعنی: با قلبت به او روی كن و گمانت این باشد كه حاجتت پشت در آماده است .

چگونه انسان حسن ظن به خدا پیدا نكند در حالی كه او اكرم الامین و ارحم الراحمین می باش و اوست كه رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است.

روایت شده است كه:

۳۷۱ - ( ان الله سبحانه لما نفخ فی ادم من روحه و صار بشرا فعندما استوی جالسا عطس فالهم ان قال: الحمد لله رب العالمین، فقال الله تعالی: یرحمك الله یا ادم ) .

یعنی: هنگام كه خداوند متعال از روحش در آدم دمید و آدم به صورت بشر در آمد، نشست و عطسه ای كرد، به او الهام شد كه بگوید: الحمد لله رب العالمین، خداوند متعال در پاسخش گفت: یرحمك الله یا ادم؛ یعنی: ای آدم خدا! تو را رحمت كند .

بنابر این، اولین خطاب خداوند متعال به حضرت آدم عليه‌السلام توام با رحمت بود.

در روایت آمده است كه:

۳۷۲ - ( ان الله سبحانه قال لموسی حین ارسله الی فرعون یتوعده و اخبره انی الی العفو و المغفره اسرع منی الی الغضب و العقوبه ) .

یعنی: خداوند سبحان حضرت موسی عليه‌السلام را به سوی فرعون فرستاد تا تهدیدش كند و به او بگوید: سرعت من به رحمت و مغفرت بیشتر است تا به خشم و عقوبت .

در روایت دیگر آمده است:

۳۷۳ - ( انه استغاث بموسی حین ادركه الغرق و لم یستغث بالله فاوحی الیه یا موسی لم تغث فرعون لانك لم تخلقه ولو استغاث بی لا غثته )

یعنی: فرعون هنگام غرق شدن به جای كمك خواستن از خداوند متعال، از حضرت موسی عليه‌السلام كمك خواست خداوند متفال به او وحی كرد كه ای موسی! او را یاری نمدی چون تو را خلق نكرده ای اما اگر از من یاری می طلبید كمكش می كردم .

محمد بن خالد در كتابش از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت كرده است كه فرمود:

۳۷۴ - وقتی حضرت یونس عليه‌السلام به دریایی رسید كه قارون در آن بود تقارن به فرشته ای كه مامور او بود گفت: این صدا و ترس و وحشت چیست كه میشنوم؟

فرشته گفت: این یونس است كه خداوند او را در شكم ماهی زندانی كرده و در دریاهای هفتگانه او را گردانده تا به این دریا رسیده است، این صدا و وحشت به خاطر وجود اوست.

قارون گفت: آیا اجازه می دهی با او سخن بگویم؟

فرشته گفت: اجازه دادم.

آنگاه قارون به حضرت یونس عليه‌السلام گفت: چرا به سوی پروردگارت توبه نمی كنی؟

یونس در جواب گفت: چرا تو به سوی پروردگارت توبه نكردی؟

قارون گفت: من به سوی موسی عليه‌السلام توبه كردم ولی از من نپذیرفت، اما اگر توبه سوی خدا توبه كنی و باز گردی، در اولین قدمی كه به سویش برداری، رحمتش را می یابی. مگر نمی بینی كه او با بندگانش چه نیك رفتار می كند و چگونه احسان و رحمتش را بر آنان ارزانی می دارد؟

از جمله نشانه های رحمتش این است كه مومنین را تحریك كرده كه برای برادران ایمانی خود دعا كنند و فرموده است كه:

با زبانی كه مرا با آن معصیت نكرده ای دعا كن و آن زبان دیگران است ( ۱۲۹ ) .

هم آن دعا را مستجاب می كند و هم چندین برابرش را به تو می دهد، كه این مطلب ان شاء الله به طور مفصل خواهد آمد ( ۱۳۰ ) .

از دیگر نشانه های رحمتش، روایاتی است كه در ترغیب اهدای ثواب طاعات و عبادات برای مردگان آمده و ثواب آن را چندین برابر قرار داده تا جایی كه از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه فرمود:

۳۷۵ - ( تدخل علی المیت فی قبره الصلاه و الصوم و الحج و الصدقه و الدعاء و البر و یكتب اجره للذی یفعله و للمیت ) .

یعنی: بعد از مرگ، ثوابهای نماز و روزه و حج و صدقه و دعا و نیكهایی كه برای میت انجام می گیرد به او می رسد و پاداشش هم برای كسی كه آنها را انجام داده، نوشته میشود و هم برای آن مرده.

و نیز فرمود:

۳۷۷ - ( من عمل من المسلمین عن میت عمل خیر اضعف الله اجره و نفع الله به المیت ) .

یعنی: هر مسلمانی كه به نیابت از طرف میتی، عمل خیری انجام دهد، خداوند متعال پاداش او را دو برابر كرده به آن مرده نیز بهره ای می رساند .

علامت سوی برای رحمت واسعه حق، فرمان او به پیامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم است كه فرمود:

( فاعلم انه لا اله الا الله و استغفر لذنبك و للمومنین و المومنات ) ( ۱۳۱ ) .

یعنی: پس بدانكه هیچ خدایی جز الله نیست، برای گناه خود و گناه مردان و زنان با ایمان، آمرزش بخواه .

در این آیه كریمه دقت كن و ببین كه چگونه ذات اقدس الهی، فرمان به استغفار را در كنار شهادت به توحید كه اساس اسلام است و احكام الهی، حول آن محور دور می زند قرار داد؟ آیا این جز نهایت عنایت و توجه و كمال رحمت و تفضل اوست؟ به این مقدار هم اكتفاء نكرد و در جای دیگر فرمود:

( انا عند ظن عبدی بی )() ) ( ۱۳۲ ) .

یعنی: گمان بنده ام هر چه باشد، من همانجا هستم.

و نیز كسی را كه به او سوء ظن داشته و بر او غضب كند، ترسانیده است.

واضحتر از همه دلیلها بر فراوانی لطف و محبتش نسبت به كسی كه به او حسن ظن دارد و اینكه اگر گمان بنده به او نیك باشد، هرگز خلافش را انجام نمی دهد، آیه شریفه قرآن است كه فرمان به توكل می دهد و می فرماید:

( و علی الله فتوكلو ان كنتم مومنین ) ( ۱۳۳ ) .

یعنی: تنها بر خدا توكل كنید اگر مومن هستید .

اگر جز این آیه، چیز دیگری ما را بر توكل، تحریك نمی كرد كافی بود، چون توكل را شرط ایمان قرار داده است.

سپس این كلام را با بشارت به جزای نیك و تفضل و... برای كسانی كه گرد آن جمع شوند تاكید كرد و فرمود:

( وقالوا حسبنا الله و نعم الوكیل فانقلبوا بنعمه من الله و فضل لم یمسسهم سوء و اتبعوا رضوان الله ) ( ۱۳۴ ) .

یعنی: گفتند: خدا ما را بسنده است و چه نیكو یاوری است، آنگاه از جنگ بازگشتند در حالی كه نعمت و فضل خدا را به همراه داشتند و هیچ آسیبی به آنان نرسیده بود، اینان به راه خشنودی و رضایت خدا رفتند .

علاوه بر آن بشارت داده كه متوكلین را دوست دارد.

( ان الله یحب المتوكلین ) ( ۱۳۵ ) .

یعنی: خدا توكل كنندگان را دوست دارد .

از حضرت صادق عليه‌السلام سوال شد كه میزان توكل چیست؟ فرمود:

۳۷۸ - ( الا یخاف مع الله شیئا ) .

یعنی: وقتی با خدا بود، دیگر از غیر او هراسی نداشته باشد .

بنابر این، مدار و مركز توكل، حسن ظن به خداست، چون تنها، كسی كه به خدا حسن ظن داشته باشد، از غیر او ترسی ندارد.

پس از بررسی آیات قرآنی، نظری به روایات وارده از معصومین عليهم‌السلام نما كه در این باره چه فرموده اند؟

از امام كاظم عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

۳۷۹ - ( والله ما اعطی مومن قط خیر الدنیا و الاخره الا بحسن ظنه بالله عزوجل و رجائه له و حسن خلقه والكف عن اغتیاب المومنین، والله تعالی لا یعذب عبدا بعد التوبه و الا ستغفار الا بسوء ظنه و تقصیره فی رجائه الله عزوجل و سوء خلقه و اغتیابه المومنین ) .

یعنی: به خدا قسم به هیچ مومنی، خیر دنیا و آخرت داده نشد مگر به خاطر:

- حسن ظن به خداوند عزیز و جلیل و امیدش به او.

- اخلاق نیكویش.

- و دست برداشتن از غیب مومنین.

- و خدا بنده ای را بعد از توبه و استغفارش عذاب نكرد مگر به خاطر:

- سوء ظن و امید نداشتن به خداوند عزیز و جلیل.

- بد اخلاقی.

- و غیبت مومنین را نمودن .

( ولیس یحسن ظن عبد مومن بالله عزوجل الا كان الله عند ظنه لان الله كریم یستحی ان یخلف ظن عبده و رجاءه فاحسنوا الظن بالله و ارغبوا الیه فان الله تعالی یقول: ) .

یعنی: هرگز بنده مومنی به خداوند عزیز و جلیل حسن ظن نشان نمی دهد مگر آنكه خداوند متعال با او بر اساس همان ظن و گمان نیكش رفتاری نماید؛ چون خداوند، كریم است و شرم دارد از اینكه با گمان و امید بنده اش مخالف كند، بنابر این گمانتان را به خداوند نیك گردانید و به سوی او میل و رغبت نشان دهید كه خودش می فرماید:.

( الظانین بالله ظن السوء علیهم دائره السوء و غضب الله علیهم ) ( ۱۳۶ ) .

یعنی: (منافقین و مشركین) بر خدا گمان بد دارند (بدین سبب) بدی برگردشان حلقه زد و خداوند نیز بر آنان خشم گرفت.

در روایت آمده است كه:

۳۸۰ - ( ان الله تعالی اذا حاسب الخلق یبقی رجل قد فضلت سیئاته علی حسناته فتاخذه الملائكه الی النار و هو یلتقت فیامر الله تعالی برده فیقول له: لم تلتقت و هو اعلم به -؟ فیقول: یا رب، ما كان هذا حسن ظنی بك، فیقول الله تعالی: ملائكتی و عزتی و جلالی ما احسن ظنه بی یوما ولكن انطلقوا به الی الجنه لا دعائه حسن الظن بی ) .

یعنی: خداوند متعال حساب خلق را كه رسید، یك نفر باقی می ماند كه سیئاتش بر حسناتش فزونی دارد، ملائكه او را می گیرند تا به سوی آتش ببرند در حالی كه او پشت سر خود را نگاه می كند، در این هنگام خداوند متعال فرمان می دهد او را برگردانند آنگاه به او می گوید: چرا پشت سر خود را نگاه كردی؟ - البته ذات اقدس الهی خود علت آن را می داند - آن فرد می گوید: خدایا! گمان نیكوی من به تو این نبود (كه مرا به آتش بسوزانی)، در اینجا خداوند سبحان می فرماید:

ملائكه من، به عزت و جلالم سوگند! این بنده حتی یك روز هم به من حسن ظن نداشت، اما او را به بهشت ببرید، چون ادعا كرد كه به من حسن ظن دارد .

عطاء بن یسار می گوید: امیر المومنین عليه‌السلام فرمود:

۳۸۱ - ( یوقف العبد یوم القیامه بین یدی الله سبحانه و تعالی فیقول: قیسوا بین نعمتی علیه و بین عمله، فیستغرق النعم العمل، فیقول الله: و قد و هبت له نعمتی له فقیسوا بنی الخیر و الشر، فان استوی العملان اذهب الله تعالی الشر بالخیر و ادخله الجنه، و ان كان له فضل اعطاه الله بفضله، و ان كان علیه فضل و هو من اهل التقوی لم یشرك بالله تعالی و اتقی الشرك فهو من اهل المغفره یغفر له ربه برحمته و یدخله الجنه ان شاء بعفوه ) .

یعنی: روز قیامت بنده ای را در برابر خداوند سبحان نگه می دارند، آنگاه (به ملائكه) فرمان می دهد: نعمتهای مرا با عمل او بسنجید، كه نعمت بر عمل می چربد و آن را در بر می گیرد. در اینجا ذات اقدس الهی می فرماید: تمام نعمتهایم را به او بخشیدم، كارهای خیر و شرش را با هم بسنجید، در این هنگام اگر این دو مساوی بودند، خداوند متعال كارهای شر را به واسطه كارهای خیر می برد و او را داخل در بهشت می نماید و اگر كارهای خیرش برتر بود، خداوند متعال او را می بخشد و اگر كارهای شرش برتر بود، ولی با این حال، او در دنیا انسانی با تقوا بوده و چیزی را شریك خداوند متعال قرار نمی داده، و از آن پرهیز داشته است، پروردگار منان به واسطه رحمتش او را بخشیده و از اهل مغفرتش قرار می دهد. و اگر بخواهد، به واسطه عفوش او را داخل بهشت می نماید .

در روایت آمده است كه:

۳۸۲ - ( ان الله سبحانه و تعالی یجمع الخلق یوم القیامه و لبعضهم علی بعض حقوق و له تعالی قبله تبعات فیقول: عبادی ما كان لی قبلكم فقد و هبته لكم فهبوا بعضكم تبعات بعض و ادخلوا الجنه جمیعا برحمتی ) .

یعنی: خداوند سبحان، روز قیامت تمام خلق را جمع می كند در حالی كه هم آنان بر یكدیگر حقوقی دارند و هم خداوند متعال بر آنان، در این هنگام می فرماید: بندگانم! من حق خود را بخشیدم، شما نیز حقوق یكدیگر را به هم ببخشید و همگی به واسطه رحمت من، وارد بهشت شوید .

از پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل است كه فرمود:

۳۸۳ - ( ینادی مناد یوم القیامه تحت العرش: یا امه محمد ما كان لی قبلكم فقد وهبته لكم و قد بقیت التبعات بینكم فتوا هبوا و ادخلوا الجنه برحمتی ) .

یعنی: روز قیامت از عرش الهی ندا می رسد كه: ای امت محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم هر حقی از من برگردنتان بود آن را به شما بخشیدم، باقی می ماند حقوق خودتان، پس همدیگر را ببخشید و به واسطه رحمت من وارد بهشت شوید .

محمد بن خالد برقی به واسطه ای از امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۳۸۴ - مرد عابدی در میان بنی اسرائیل بود، خداوند متعال بر حضرت داوود عليه‌السلام وحی فرستاد كه او ریاكار است، پس از گذشت مدتی، آن مرد از دنیا رفت. حضرت داوود عليه‌السلام بر جنازه اش حاضر نشد، اما چهل نفر از بنی اسرائیل بر جسدش ایستاده و گفتند:

خدایا! ما از او جز خیر دیگری نمی دانیم، اما تو از ما داناتری و بهتر می دانی، او را بیامرز.

بعد از غسل دادن چهل نفر دیگر ایستادند و گفتند:

خدایا! ما از او جز خیر چیز دیگر نمی دانیم، اما تو از ما داناتری و بهتر می دانی، او را بیامرز.

در اینجا خداوند متعال بر داوود عليه‌السلام وحی فرستاد كه چرا بر او نماز نگزاری! داوود عليه‌السلام جواب داد: به خاطر اینكه خودت به من گفتی كه او ریاكار است.

وحی آمد كه: چون عده ای به نیكوكاری او شهادت دادند، من شهادتشان را تجویز كردم و آنچه را كه من می دانم و آنان نمی دانند، برایش آمرزیدم.

خوف و ترس از خدا

سزاور است كه امیدواری همراه با خوف باشد كه امیر المومنین عليه‌السلام فرمود:

۳۸۵ - ( ان استطعتم ان یحسن ظنكم بالله و یشتد خوفكم منه فاجمعوا بینهما فانما یكون حسن ظن العبد بربه علی قدر خوفه منه، و ان احسن الناس بالله ظنا لا شدهم خوفا منه ) .

یعنی: سعی كنید هم به خداوند حسن ظن و هم از او هراس داشته باشید؛ چون حسن ظن هر كس به خدا به اندازه ترس او از خداست. بنابر این، كسانی گمانشان به او نیك تر است كه از او هراس بیشتری دارند .

حسن بن ابی ساره گوید: شنیدم حضرت صادق عليه‌السلام می فرمود:

۳۸۶ - ( لا یكون العبد مومنا حتی یكون راجیا خائفا، ولا یكون راجیا خائفا حیت یكون عاملا لما یخاف و یرجو ) .

یعنی: بنده به درجه ایمان نمی رسد مگر آنكه هم امیدوار باشد و هم خائف و امیدوار و خائف نمی گردد مگر آنكه بر طبق ترس و رجائش عمل كند .

علی بن محمد روایت كرده است كه یكی از اصحاب گوید: به حضرت صادق عليه‌السلام گفتم: عده ای از دوستان شما مرتكب گناه می شوند و می گویند (به رحمت حق) امیدواریم، حضرت فرمود:

۳۸۷ - ( كذبوا اولئك لیسوا لنا بموالی اولئك قوم رجحت بهم الامانی، و من رجا شیئا عمل له، و من خاف شیئا هرب منه ) .

یعنی: دروغ می گویند، هرگز دوستان ما نیستند، اینان افرادی هستند كه آرزوهایشان بر آنان چیره شده، كسی كه به چیره شده، كسی كه به چیزی امید دارد، كاری می كند كه به آن برسد و كسی كه از چیزی می ترسد، از آن فرار می نماید .

نمونه هایی از خوف اولیا

۳۸۸ - صدای حزن و ناله حضرت ابراهیم عليه‌السلام تا حدود یك میل ( ۱۳۷ ) به گوش می رسد. تا جایی كه خداوند متعال او را اینگونه مدح كرد:

( ان ابراهیم لحلیم اواه منیب ) ( ۱۳۸ ) .

یعنی: همانا ابراهیم سه صفت داشت. بردبار بود، ناله های بسیار داشت و اهل توبه و انابه بود .

و هنگامه نماز، از او صدایی چون صدای دیگ جوشان شنیده می شد.

دوم - از سینه مبارك رسول خاتم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نیز چنین صدایی شنیده می شد.

سوم - امیر مومنان عليه‌السلام هرگاه وضو ساختن را آغاز می كرد، رنگ چهره اش از ترس خداوند متعال تغییر می كرد.

چهارم - حضرت فاطمه - سلام الله علیها - در نماز از ترس خداوند متعال به هیجان می آمد.

پنجم - امام حسن مجتبی عليه‌السلام وقتی از وضویش فارغ می شد، رنگش بر می گشت و چون سببش را از حضرت می پرسیدند، می فرمود:

۳۸۹ - ( حق علی من اراد ان یدخل علی ذی العرش ان یتغیر لونه ) .

یعنی: كسی كه می خواهد بر صاحب عرش وارد شود، سزاوار است كه رنگش تغییر كند .

ششم - مانند همین، از امام زین العابدین عليه‌السلام نیز روایت شده است.

هفتم - مفضل بن عمر از امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۳۹۰ - ( حدثنی ابی عن ابیه عليه‌السلام ان الحسن بن علی علیهماالسلام كان اعبد الناس فی زمامه و ازهد هم و افضلهم، و كان اذا حج ما شیا و ربما مشی حافیا، و كان اذا ذكر الموت بكی، و اذا ذكر البعث و النشور بكی، و اذا ذكر الموور علی الصراط بكی، و اذا ذكر العرض علی الله شهق شهقه یغشی علیه منها، و كان اذا قام فی صلاته ترتعد فرائصه بین یدی ربه عزوجل و كان اذا ذكر الجنه و النار اضطرب اضطراب السلیم، و سال الله الجنه، و تعوذ بالله من النار ) .

یعنی: پدرم از پدرش روایت كرده است كه فرمود: امام حسن بن علی عليهما‌السلام عابدترین و زاهدترین و فاضل ترین مردم در روزگار خود بود، اگر به حج می رفت با پای پیاده و چه بسا با پای برهنه می رفت.

هرگاه به یاد مرگ می افتاد، گریه می كرد، وقتی برانگیخته شدن در قیامت را به یاد می آورد، گریه می كرد، به یاد گذشتن بر صراط كه می افتاد، گریه می كرد و آنگاه كه به یاد عرضه اعمال در برابر ذات اقدس الهی می افتاد، نعره ای می زد و خاموش می شد. وقتی در برابر پروردگار عزیز و جلیلش به نماز می ایستاد، گوشتهای دو پهلویش می لرزید. و هر وقت بهشت و جهنم را یاد می كرد مانند انسان مار گزیده، به اضطراب می آمد، از خدا آرزوی بهشت می كرد و از جهنم به او پناه می برد .

هشتم - عایشه گوید:

رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم با ما سخن می گفت و ما با او حرف می زدیم، اما همینكه وقت نماز فرا می رسید، گویا نه او ما را می شناسد و نه ما او را.

وقتی مقربین در درگاه الهی و انبیا و مرسلین اینگونه هراس در دل داشته باشد، امثال ما كه غرق در گناهیم و عیوب، ما را فرا گرفته چه باید بكنیم؟

ز - ادب دیگر این است كه از خدا چیز حرام یا قطع رحم درخواست نكند.

ح - چیزی كه متضمن قلت حیاهای باشد، از خداوند نخواهد.

در تفسیر آیه شریفه:

( ادعوا ربكم تضرعا و خفیه انه لا یحب المعتدین ) ( ۱۳۹ ) .

یعنی: پروردگارتان را با تضرع و در نهان بخوانید كه او متجاوزان را دوست ندارد .

مفسرین گفته اند: تضرعا و خفیهیعنی با حالت خشوع و فروتنی از خدا چیز بخواهد و معتدین، كسانی اند كه در دعا از حدود خود تجاوز می كنند؛ مثلا از خداوند منازل و درجات انبیا عليهم‌السلام را می طلبند.

امیر المومنین عليه‌السلام فرمود:

۳۹۱ - ( یا صاحب الدعاء لا تسال ما لا یكون ولا یحل ) .

یعنی: ای كه اهل دعایی چیزی را كه امكان ندارد یا حلال نیست، نخواه .

و نیز فرمود:

۳۹۲ - ( من سال فوق قدره استحق الحرمان ) .

یعنی: كسی كه بیش از قدر و اندازه خود، طلب كند، مستحق محروم شدن است .

ط - پاكسازی شكم از طریق روزه، گرسنگی و توبه مجدد نمودن.

رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل است كه فرمود:

۳۹۳ - ( من اكل الحلال اربعین یوما نور الله قلبه ) .

یعنی: كسی كه چهل روز حلال بخورد، خداوند متعال قلبش را نورانی می گرداند .

۳۹۴ - ( ان الله ملكا ینادی علی بیت المقدس كل لیله: من اكل حراما لم یقبل الله منه صرفا ولا عدلا ) .

یعنی: خداوند متعال فرشته ای دارد كه هر شب بر بیت المقدس اینگونه ندا می دهد: كسی كه حرامی بخورد، نه عمل مستحبی از او قبول می شود و نه عمل واجبی.

۳۹۵ - ( لو صلیتم حتی تكونوا كالا وتار، و صمتم حتی تكونوا كالحنایا، لم یقبل الله مكنم الا بورع حاجز ) .

یعنی: اگر آنقدر نماز بگذارید تا مانند زه كمان گردید و آنقدر روزه بگیرند تا چون كمان شوید، خداوند قبول نمی كند مگر آنكه از محرمات دوری كنید .

۳۹۶ - ( العباده مع اكل الحرام كالبناء علی الرملو قیل: علی الماء ) .

یعنی: عبادت همراه با حرامخوری مانند ساختن ساختمان بر روی ریگ است. و در روایتی آمده: مانند ساختن ساختمان بر آب است .

۳۹۷ - ( یكفی من الدعاء مع البر ما یكفی الطعام من الملح ) .

یعنی: آن مقدار نمك كه در غذا كافی است، همان مقدار دعا در كنار عمل كفایت می كند ( ۱۴۰ ) .

باید دانست: بعضی از این شروطی كه ذكر شد، همچنانكه جزء مقدمات دعاست، تداوم آن تا بعد از دعا نیز لازم است.

آداب همراه دعا

الف - درنگ نمودن در حال دعا و عجله نكردن:

در وحی قدیم آمده است كه:

۳۹۸ - ( ولا تمل من الدعاء فانی لا امل الا جابه ) .

یعنی: از دعا كردن، ناراحت و ملول نشو؛ چون من از اجابت كردن، ناراحت نمی شوم .

عبد العزیز طویلاز امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۳۹۹ - ( ان العبد اذا دعا لم یزل الله تعالی فی اجابته ما لم یستعجل ) .

یعنی: بنده وقتی دعا می كند اگر عجله نكند خداوند متعال حاجتش را خواهد داد .

و از آن حضرت مروی است كه فرمود:

۴۰۰ - ( ان العبد اذا عجل فقام لحاجته یقول الله تبارك و تعالی: اما یعلم عبدی انی انا الله الذی اقضی الحوائج؟ ) .

یعنی: اگر بنده ای عجله كند و به دنبال حاجتش بر خیزد، خداوند تبارك و تعالی می گوید: آیا بنده ام نمی داند كه من باید حوایج را بر آورده سازم؟ .

در روایت دیگر آمده است كه:

۴۰۱ - ( اذا استعجل العبد فی صلاته یقول سبحانه: استعجل عبدی ایراه یظن ان حوائجه بید غیری؟ ) .

یعنی: هرگاه بنده در نمازش عجله كند، خداوند سبحان می گوید: بنده ام عجله به خرج داد، آیا گمان می كند حوایجش در دست غیر من است؟ .

از امام باقر عليه‌السلام روایت است كه:

۴۰۲ - ( یا باغی العلم، صل قبل ان لا تقدر علی لیل ولا نهار تصلی فیه، انما مثل الصلاه لصاحبها كمثل رجل دخل علی ذی سلطان فانصب له حتی فرغ من حاجته فكذلك المرء المسلم باذن الله عزوجل ما دام فی الصلاه لم یزل الله عزوجل ینظر الیه یفرغ من صلاته ) .

یعنی: اس كسی كه در طلب دانشی! نماز بگزار قبل از آنكه نه شب، قدرت بر نماز داشته باشی و نه روز، نماز گزار چون كسی است كه بر سلطانی وارد شود و آن سلطان به سخنان وی گوش فرا دهد تا از ذكر خواسته هایش فارغ گردد، انسان مسلمان نیز این چنین است، تا وقتی كه در نماز است، خداوند متعال به او گوش می دهد و نظر و توجه می كند تا از نمازش فارغ گردد .

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

۴۰۳ - ( اذا صلیت فریضه فصلها لوقتها صلاه مودع یخاف ان لا یعود الیها ابدا ثم اصرف بصرك الی موضع سجودك فلو تعلم من عن یمینك و شمالك لا حسنت صلاتك، و اعلم انك بین یدی من یراك ولا تراه ) .

یعنی: هرگاه خواستی نماز واجبی به جای بیاوری، مانند كسی باش كه می خواهد با نماز، وداع كند و دیگر هرگز به آن بر نخواهد گشت (چون مرگش فرا رسیده است) چشمت را به سجدگاه متوجه كن، اگر بدانی كه افرادی در راست و چپت، تو را می بینند، نماز بهتر بجای می آوری اما بدان در برابر كسی هستی كه تو را می بیند ولی تو او را نمی بینی.

پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۴۰۴ - ( یا ابا ذر، ما دمت فی الصلاه فانك تقرع باب الملك و من یكثر قرع باب الملك یفتح له، یا ابا ذر، ما من مومن یقوم الی الصلاه الا تناثر علیه البر ما بینه و بین العرش و وكل الله به ملكا ینادی: یابن ادم، لو تعلم مالك فی صلاتك و لمن تناجی لما سئمت ولا التقت الی شی ء ) .

یعنی: ای ابا ذر! مادام كه در نمازی، مشغول كوبیدن در خانه پادشاه عالمی و هر كس كه در خانه چنین پادشاهی را بكوبد، حتما آن در بر رویش گشوده خواهد شد. ای ابا ذر! هر گاه مومنی به نماز می ایستد، به اندازه فاصله اش تا عرش الهی بر او نیكی می ریزد و خداوند متعال فرشته ای را به او وكیل می كند كه ندا بدهد: ای فرزند آدم! اگر بدانی كه در نمازت چه هست و با چه كسی مشغول مناجاتی، هرگز خسته نمی شوی و به چیز دیگری روی نخواهی كرد .

در آنچه خداوند متعال بر فرزند عمران وحی فرستاده آمده است كه:

۴۰۵ - ( یا موسی، عجل التوبه، و اخر الذنب، و تان فی المكث بین یدی فی الصلاه، ولا ترج غیری، و اتخذنی جنه للشدائد، و حصنا لملمات الامور ) .

یعنی: ای موسی! توبه را پیش بینداز و گناه را پس. و وقتی در برابرم به نماز ایستاده ای، دقت به خرج بده، به غیر من دل نبند و مرا چون سپری بنما در برابر سختیها و قلعه ای در برابر حوادث .

ب - اصرار و پافشاری در دعا:

رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

۴۰۶ - ( ان الله یحب السائل اللحوح ) .

یعنی: خداوند درخواست كننده مصررا دوست دارد .

ولید بن عقبه هجری گوید شنیدم امام باقر عليه‌السلام می فرماید:

۴۰۷ - ( والله لا یلح عبد مومن علی الله فی حاجته الا قضاها الله له ) .

یعنی: به خدا قسم! هرگز بنده مومنی در حاجتش بر خدا اصرار نكرد مگر آنكه خداوند متعال آن حاجت را بر آورده نمود .

ابوالصباحاز امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۴۰۸ - ( ان الله كره الحاح الناس بعضهم علی بعض فی المساله، واحب ذلك لنفسه، ان الله یحب ان یسال و یطلب ما عنده ) .

یعنی: خداوند متعال دوست ندارد كه مردم هنگام درخواست از یكدیگر، اصرار ورزند اما این را برای خودش دوست دارد، خدا دوست دارد كه مردم آنچه نزد اوست، بخواهند و طلب كنند .

ج - نام بردن حاجت:

ابن عبد الله فراء از حضرت صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۴۰۹ - ( ان الله تبارك و تعالی یعلم ما یرید العبد اذا ولكنه یحب ان یبث الیه الحوائج ) .

یعنی: خداوند تبارك و تعالی می داند كه بنده هنگام دعا چه می خواهد، ولی دوست دارد كه حوایج از به درگاهش شرح دهد .

از كعب الاحبار مروی است كه در تورات نوشته شده:

( یا موسی، من احبنی لم ینسنی، و من رجا معروفی الح فی مسالتی. یا موسی، انی لست بغافل عن خلقی ولكن احب ان تسمع ملائكتی ضجیج الدعاء من عبادی، وتری حفظتی تقرب بنی ادم الی بما انا مقویهم علیه و مسببه لهم ) ( ۱۴۱ ) .

یعنی: از موسی! كسی كه مرا دوست دارد، فراموش نمی كند و كسی كه به نیكیهای من امیدوار است، در درخواستش، اصرار می نماید. ای موسی! من از مخلوقاتم غافل نیستم (و خبر دارم) ولی دوست دارم كه ملائكه ام صدای ضجه دعا را از بندگانم بشنوند و ملازمان من ببینند كه چگونه بنی آدم به خاطر چیزهایی كه قدرت و اسبابش در دست من است، به من تقرب می جویند .

د - مخفی دعا كردن:

اولا این دعا از آفت ریا به دور است و ثانیا خداوند متعال بدان فرمان داده است كه:

( ادعوا ربكم تضرعا و خفیه ) ( ۱۴۲ ) .

یعنی: پروردگارتان را با حالت تضرع و خفا بخوانید .

و ثالثا روایاتی در این باب آمده است از جمله:

اسماعیل بن هماماز امام رضا عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۴۱۰ - ( دعوه العبد سرا دعوه واحده تعدل سبعین دعوه علانیه ) .

یعنی: یك دعای مخفی بنده، برابر است با هفتاد دعای علنی.

در روایت دیگر آمده است كه:

۴۱۱ - ( دعوه تخفیها افضل من سبعین دعوه تظهرها ) .

یعنی: دعایی كه آن را مخفی بداری از هفتاد دعایی كه آشكارش نمایی، برتر است .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه فرمود:

۴۱۲ - ( ان ربك یباهی الملائكه بثلاثه نفر: رجل یصبح فی ارض قفر فیاذن و یقیم ثم یصلی، فیقول ربك للملائكه: انظروا الی عبدی یصلی ولا یراه احد غیری، فینزل سبعون الف ملك یصلون وراءه و یستغفرون له الی الغد من ذلك الیوم. و رجل قام من اللیل یصلی وحده فسجد و نام و هو ساجد فیقول: انظروا الی عبدی روحه عندی و جسده ساجد لی. و رجل فی زحف فیفر اصحابه و یثبت و هو یقاتل حتی قتل ) .

یعنی: پروردگار منان به واسطه وجود سه نفر، بر ملائكه مباهات می كند:

اول - كسی كه در بیابان بی آب و علف و خالی از سكنه واقع شده، اذان و اقامه می گوید و نماز می خواند، در اینجا پروردگار به ملائكه می گوید: به بنده ام نظر كنید، نماز می خواند در حالی كه احدی جز من او را نمی بیند، در این حال هفتاد هزار فرشته فرود آمده پشت سرش نماز می گزارند و تا فردای آن روز، برایش استغفار می كنند.

دوم - كسی كه از خوابش بر می خیزد تا به تنهایی نماز بخواند، به سجده می رود و در همان حال خواب او را فرا می گیرد، در اینجا خداوند متعال می گوید: به بنده ام نظر كنید، روحش نزد من است و جسدش در برابرم ساجد.

سوم - كسی كه در حال جنگ، یارانش فرار كنند ولی او ثابت قدم بماند و نبرد كند تا كشته شود .

ه - دعا را نسبت به دیگران گسترش دادن:

ابن قداح از حضرت صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۴۱۳ - ( قال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم : اذا دعا احدكم فلیعمم فانه اوجب للدعاء. )

یعنی: رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: هرگاه یكی از شما خواست دعا كند، آن را تعمیم بدهد (و برای دیگران نیز دعا كند) كه این عمل در دعا شایسته است .

و - اجتماع كردن برای دعا:

خداوند متعال می فرماید:

( واصبر نفسك مع الذین یدعون ربهم ) ( ۱۴۳ ) .

یعنی: در كنار كسانی كه پروردگارشان را می خوانند، صبر كن .

علاوه بر این، برای مباهله (كه خود یك دعاست) فرمان به اجتماع داده است، ابو خالد گوید: حضرت صادق عليه‌السلام فرمود:

۴۱۴ - ( ما من رهط اربعین رجلا اجتمعوا فدعوا الله فی امر الا استجاب الله لهم، فان لم یكونوا اربعین فاربعه یدعون الله عشر مرات الا استجاب الله عزوجل لهم فان لم یكونوا اربعه فواحد یدعو الله اربعین مره یستجیب الله العزیز الجبار له ) .

یعنی: رخ نداده است كه چهل نفر در یك جا جمع شوند و خداوند متعال را در كاری بخوانند مگر آنكه ذات اقدس الهی آنان را اجابت فرمود، اگر چهل نفر نشدند، می شود چهار نفر جمع شوند و ده بار خدای را بخوانند تا اجابتشان كند و اگر چهار نفر هم نبودند، حتی یك نفر هم می تواند خداوند را چهل مرتبه بخواند و دعا كند تا آن ذات عزیز و جنات اجابتش نماید .

عبد الا علی نیز از آن حضرت روایت كرده است كه:

۴۱۵ - ( ما اجتمع اربعه قط علی امر فدعوا الله تعالی الا تفرقوا عن اجابه ) .

یعنی: هر گز نشده است كه چهار نفر برای یك كاری اجتماع كنند و خداوند متعال را بخوانند مگر آنكه با اجابت دعا، متفرق گردیدند .

آمین گفتن در دعا

آن كس كه آمینمی گوید: در دعا شریك است، آنجا كه خداوند متعال به موسی و هارون عليهما‌السلام می فرمود:

( قد اجیبت دعوتكما ) ( ۱۴۴ ) .

یعنی: دعای شما دو نفر اجابت شد .

دعا را حضرت موسی عليه‌السلام كرده بود و هارون، آمین گفته بود، اما ذات اقدس الهی، آن را به هر دو نسبت می دهد.

علی بن عقبه از مردی و او از امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۴۱۶ - ( كان ابی اذا حزنه امر جمع النساء والصبیان ثم دعا و امنوا ) .

یعنی: هرگاه پدرم از چیزی محزون می شد (و مشكلی برایش پیش می آمد) زنان و كودكان را جمع كرده و دعا می نمود و آنان آمین می گفتند .

سكونی از امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۴۱۷ - ( الداعی و المومن شریكان ) .

یعنی: دعا كننده و آمین گو، با هم شریكند .

ز - اظهار خشوع:

خداوند متعال می فرماید:

( ادعوا ربكم تضرعا و خفیه ) ( ۱۴۵ ) .

یعنی: پروردگارتان را در حال تضرع و خفا بخوانید .

در دعای معصومین عليهم‌السلام آمده است كه:

۴۱۸ - ( ولا ینجی منك الا التضرع الیك ) .

یعنی: تنها تضرع به درگاه تو موجب نجات است.

در آنچه به موسی عليه‌السلام وحی شده آمده است:

( یا موسی، كن اذا دعوتنی خائفا مشفقا و جلا، و عفر وجهك فی التراب، و اسجد لی بمكارم بدنك، و اقنت بین یدی فی القیام و ناجنی حیث تناجنی بخشیه من قلب و جل ) ( ۱۴۶ ) .

یعنی: ای موسی به هنگام دعا باید خائف، سوخته دل و بیمناك باشی، صورتت را به خاك بمال و با بهترین اعظمت در برابرم سجده كن، در مقابل من كه ایستاده ای دستهای گدایی را به قنوت بلند كن و به هنگام مناجات با حالتی هراسناك و قلبی بیمناك مناجات بنما .

و در آنچه كه بر عیسی عليه‌السلام وحی فرستاده آمده است كه:

۴۱۹ - (یا عیسی، ادعنی دعاء الغریق الحزین الذی لیس له مغیث.

یا عیسی، اذل قلبك و اكثر ذكری فی الخلوات و اعلم ان سروری ان تبصیص الی و كن فی ذلك حیا ولا تكن میتا و اسمعنی منك صوتا حزینا) .

یعنی: ای عیسی! همچون انسان غریق و محزونی كه هیچ نجات دهنده ای ندارد، مرا بخوان؛ ای عیسی! قلبت را در برابر من خوار و ذلیل كن و در خلوتها بسیار یاد من باش. بدان خوشحالی من در این است كه با خوف و رجا به سوی من بیایی، اما مبادا با قلبی مرده چنین كنی، بلكه باید قلبت زنده و با نشاط باشد و از جانب خودت، صوت حزینی را بگوش من برسان .

در روایت آمده است كه:

۴۲۰ - ( لما بعث الله موسی و هارون عليهما‌السلام الی فرعون قال لهما: لا یروعكما لباسه فان ناصیته بیدی، ولا یعجبكما ما متع به من زهره الحیاه الدنیا و زینه المترفین فلو شئت زینتكما بزینه یعرف فرعون حین یراها ان مقدرته یعجز عنها ) .

یعنی: آنگاه كه خداوند متعال موسی هارون عليهما‌السلام را به سوی فرعون فرستاد به آن دو گفت: مبادا لباسهای فاخرش شما را بترساند كه زمام كار او در دست من است. و مبادا از بهره وری دنیا و زینتهای او تعجب كنید كه اگر می خواستم شما دو نفر را طوری زینت می كردم كه هر وقت، فرعون شما را ببیند بفهمند كه قدرتش در برابر آن عاجز است .

( ولكنی ارغب بكما عن ذلك فازوی الدنیا عنكما، و كذلك افعل باولیائی انی لازودهم عن نعیمها كما یزود الراعی غنمه عن مراتع الهلكه، و انی لا جنبهم سلوكها كما یجنب الراعی اشفیق ابله عن موارد العثره و ما ذاك لهوانهم علی ولكن لیستكموا نصیبهم من كرامتی سالما موفرا ) .

یعنی: ولی من شما را بر آن ترجیح می دهم، بنابر این، دنیا را از شما دور كردم و این روش برخورد من است با دوستانم. به آنان آن مقدار نعمت دنیا می دهم كه چوپان از علفهای هلاكت و نابودی به گوسفندانش می دهد، من دوستانم را از سلوك در دنیا دور نگه می دارم همچنانكه چوپان مهربان، شترهایش را از لغزشگاهها و پرتگاهها نگاهداری می نماید، بنابر این، دور نگهداشتن دوستانم از دنیا به خاطر این نیست كه آنان من بی ارزشند بلكه به خاطر این است كه در حال سلامت، به كمال كرامت در نزد من برسند .

( انما یتزین لی اولیائی بالذل و الخشوع و الخوف الذی یثبت فی قلوبهم فیظهر من قلوبهم علی اجسادهم، فهو شعارهم و دثارهم الذی به یستشعرون، و نجاتهم التی بها یفوزون، و درجاتهم التی یاملون، و مجدهم الذی به یفتخرون، و سیماهم التی بها یعرفون ) .

یعنی: زینت اولیایم در برابر من، فروتنی و خشوع و هراسی است كه در قلبهاشان خانه كرده و از آنجا در بدنهایشان آشكار شده است. این چنین حالتی ظاهر و باطن آنان را تشكیل می دهد و موجب نجاتشان است تا به درجاتی كه آرزویش را می كشند نایل آیند، مجد و عظمت آنان در همین فروتنی و خشوع است و بدان افتخار هم می كنند، این حالت، علامت آنان است كه بدان شناخته می شوند .

( فاذا لقیتهم یا موسی، فاخفض لهم جناحك، و الن لهم جانبك، و ذلل لهم قلبك ولسانك، و اعلم انه من اخاف لی ولیا فقد بارزنی بالمحاربه ثم انا الثائر لهم یوم القیامه. )

یعنی: ای موسی! هر گاه اینان را دیدی، برایشان بال گسترده، با نرمش و ملاطفت رفتار كن و قلب و زبانت را برایشان فروتن قرار بده و بدانكه هر كس دوست مرا بترساند با من به جنگ و مبارزه برخاسته است و در قیامت علیه او غضبناك خواهم بود .

ح - مقدم داشتن مدح و ثنای الهی بر هر چیز:

- حارث بن مغیرهروایت كرده است كه شنیدم امام صادق عليه‌السلام می گفت:

۴۲۱ - ( ایاكم اذا اراد ان یسال احدكم ربه شیئا من حوائج الدنیا حتی یبدا بالثناء علی الله عزوجل و الحمدحه له، و الصلوه علی النبی و اله، ثم یسال الله حوائجه ) .

یعنی: اگر یكی از شما حاجتی از حوایج دنیای داشت، قبل از هر چیز اول خداوند عزیز و جلیل را ثنا كند و مدح گوید، بعد صلوات بر پیامبر و آلش بفرستد، سپس حاجات خود را طلب كند .

و فرمود:

۴۲۲ - ( ان رجلا دخل المسجد وصل ركعتین، ثم سال الله عزوجل، فقال رسول الله، صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم -: اعجل العبد ربه، و جاء اخر فصلی ركعتین ثم اثنی علی الله عزوجل، وصلی علی النبی صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، فقال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم : سل تعطه. )

یعنی: فردی داخل مسجد شد، دو ركعت نماز گزارد و از خدا چیزی طلب كرد، رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: این بنده در درگاه الهی عجله به خرج داده است. فرد دیگری آمد و دو ركعت نماز گزارد، سپس خداوند عزیز و جلیل را ثنا كرد و صلوات بر رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرستاد، در این هنگام حضرت فرمود: بخواه كه حاجتت داده خواهد شد .

محمد بن مسلم گوید: امام صادق عليه‌السلام فرمود:

۴۲۳ - ( ان فی كتاب امیر المومنین عليه‌السلام ان المساله بعد المدحه فاذا دعوت فمجده، قال: قلت: كیف نمجده؟ قال: تقول: ) .

یعنی: در كتاب امیر المومنین عليه‌السلام آمده است: سئوال، مرتبه اش بعد از مدح الهی است، پس هر گاه خواستی دعا كنی، او را به بزرگی یاد كن .

راوی گوید: حضرت پرسیدم چگونه او را به بزرگی یاد كنم؟ فرمود: می گویی:

( یا من هو اقرب الی من حبل الورید، یا من یحول بین المرء و قلبه، یا من هو بالمنظر الا علی، یا من لیس كمثله شی ء ).

یعنی: ای كسی كه از رگ گردن به من نزدیكتری! ای كسی كه میان انسان و قلبش، حایل می شوی! ای كسی كه در نظرها برتری! ای كسی كه چیزی مانند تو نیست! .

معاویه بن عمار از حضرت صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۴۲۴ - ( انما المدحه ثم الثناء ثم الا قرار بالذنب ثم المساله، انه والله ما خرج عبد من الذنب الا بالا قرار ) .

یعنی: اول مدح و ثنا، سپس اعتراف به گناه، آنگاه طرح سوال و درخواست، كه به خدا قسم! بنده ای از گناه، نجات نیافت مگر به واسطه اقرار .

عیسی بن ابی القاسم گوید: امام صادق عليه‌السلام فرمود:

۴۲۵ - ( اذا طلب احدكم الحاجه فلیثن علی ربه و لیمدحه، فان الرجل منكم اذا طلب الحاجه من سلطان هیا له من الكلام احسن ما یقدر علیه، فاذا طلبتم الحاجه فمجدوا الله العزیز الجبار و امدحوه و اثنوا علیه تقول: ) .

یعنی: هر گاه یكی از شما خواست حاجتی طلب كند، اول پروردگارش را مدح و ثنا نماید؛ چون اگر فردی از سلطانی چیزی بخواهد، تا آنجا كه می تواند، كلام نیك به كار می برد، پس هنگام طلب حاجت، اول خداوند عزیز و جبار را به بزرگی یاد كنید و اینگونه مدح و ثنا نمایید:.

( یا اجود من اعطی، و یا خیر من سئل، و یا ارحم من استرحم، یا واحد، یا احدی، یا صمد، یا من لم یلد و لم یولد ولم یكن له كفوا احد، یا من لم یتخذ صاحبه ولا ولدا، یا من یفعل ما یشاء و یحكم ما یرید و یقضی ما احب، یا من یحول بین المرء و قلبه، یا من هو بالمنظر الا علی، یا من لیس كمثله شی ء، یا سیمع، یا بصیر،.... )

یعنی: ای كسی كه در میان بخشندگان، بخشنده تری! ای كسی كه از هر سوال شونده ای بهتری! ای رحیم تر از هر رحم كننده ای! ای تنها! ای بی همتا! ای كسی كه همه به تو نیازمندند! ای كسی كه نمی زایی و زائیده نشده ای! ای كسی كه هیچ كس با تو برابری نمی كند! ای كسی كه همسر و فرزندی برای خود اختیار نكرده ای! ای كسی كه هر چه بخواهی انجام می دهی! ای كسی كه هر چه اراده كنی بر طبق آن حكم می كنی! ای كسی كه هر چه دوست داشته باشی آن را مقدر می نمایی! ای كسی كه بین انسان و قلش حایل می شوی! ای كسی كه در چشم اندازی والائی! ای كسی كه چیزی چون تو نیست! ای شنونده! ای بیننده!....

( و اكثر من اسماء الله عزوجل فان اسماء الله تعالی كثیره، وصل علی محمد وال محمد، و قل:. )

یعنی: نامهای خداوند عزیز و جلیل را هر چه بیشتر (بر زبان جاری) كن، چون او نامهای فراوانی دارد، بعد بر محمد و آل محمد صلوات بفرست آنگاه بگو:.

( اللهم اوسع علی من رزقك الحلال ما اكف به وجهی، و اودی به امانتی، و اصل به رحمی، ویكون لی عونا علی الحج و العمره )().

یعنی: بار الها! روزی حلالت را بر من بگستران آن مقدار كه بتوانم آبرویم را حفظ كرده، دیونم را ادا كنم، صله رحم بنمایم و كمكی برای من باشد تا بتوانم حج و عمره به جای آوردم .

ط - تقدیم صلوات بر پیامبر و آلش علیهم السلام.

ابو بصیر از امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۴۲۶ - ( قال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم : من ذكرت عنده فنسی ان یصلی علی خطی ء الله به طریق الجنه ) .

یعنی: پیامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

كسی كه در برابرش نام من برده شود و فرامش كند بر من صلوات بفرستد، خداوند متعال او را از بهشت به خطا می برد .

ابن القداح نیز از آن حضرت روایت كرده است كه فرمود:

۴۲۷ - ( سمع ابی رجلا بالبیت یقول: اللهم صل علی محمد، فقال: لا تبترها ولا تظلمنا حقنا، قل: اللهم صل علی محمد و اهل بیته ) .

یعنی: پدرم از فردی كه خود را به خانه كعبه آویزان كرده بود شنید كه می گوید: اللهم صل علی محمد، به او گفت: آن را ابتر ودم بریده نكن و نسبت به حق ما ظلم روا مدار بلكه بگو: اللهم صلی علی محمد و اهل بیته .

عبد الله بن نعیم گوید به حضرت صادق عليه‌السلام عرض كردم: من داخل خانه خدا شدم در حالی كه هیچ دعایی به خاطرم نمی آمد مگر صلوات بر محمد و آل محمد، حضرت فرمود:

۴۲۸ - ( اما انه یخرج احد بافضل مما خرجت به ) .

یعنی: آگاه باش كه كسی بهتر از آنچه تو كردی انجام نداده است .

جابر از امام باقر عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۴۲۹ - ( ان عبدا مكث فی النار یناشد الله سبعین خریفا و سبعین حریفا و الخریف سبعون سنه وسبعون سنه ثم قال عليه‌السلام : انه سال الله بحق محمد و اهل بیته لما رحمتنی، قال عليه‌السلام : فاوحی الله الی جبرئیل عليه‌السلام ان اهبط الی عبدی فاخرجه الی، قال، یا رب، كیف لی بالهبوط فی النار؟ قال: انی قد امرها ان تكون علیك بردا و سلاما، قال: یا رب، فما علمی بموضعه؟ قال: انه فی جب من سجین، قال: فهبط الیه و هو معقول علی وجهه بقدومه، قال: قلت: كم لبث فی النار؟ قال: ما احصی كم تركت فیها خلفا، قال: فاخرجه الیه، قال: فقال له: یا عبدی، كم كنت تناشدنی فی النار؟ قال: ما احصی یا رب، قال: اماو عزتی و جلالی لولا ما سالتنی به لاطلت هوانك فی النار لكنه حتم حتمته علی نفسی لا یسالنی عبد بحق محمد و اهل بیته الا عفرت له ما كان بینی و بینه، فقد غفرت لك الیوم ) .

یعنی: بنده ای در آتش جهنم، صد و چهل حریف خدا را می خواند كه هر حریف، صد و چهل سال است، آنگاه خدا را به حق محمد و اهل بیتش قسم می دهد كه: بر من ترحمی بنما، در اینجا خداوند متعال به جبرئیل وحی می فرستد كه: به سوی بنده ام پایین برو و او را از جهنم خارج كرده به سوی من بیاورم. جبرئیل می گوید: پروردگار! من چگونه درون آتش بروم؟ خداوند متعال می فرماید: من به آتش امر كردم كه برای تو جنگ و سلامت باشد. جبرئیل می گوید: پروردگارا! نمی دانم بنده ات در كجاست. خداوند سبحان می فرماید: او در گودالی در سجین قرار دارد.

امین وحی به سوی او می رود و می بیند پاهایش بسته و به صورت آویزان است، به او می گوید: چه مدتی است كه در آتشی؟ می گوید: نمی دانم چه مدتی را در جهنم پشت سر گذاشته ام، جبرئیل او را به سوی پروردگار عالم می برد، آنگاه ذات اقدس الهی به او می گوید:

ای بنده من! چه مدتی است كه مرا میان آتش صدا می زنی؟ می گوید: حساب ندارم ای پروردگار من!

می فرماید: آگاه باش كه به عزت و جلالم سوگند! اگر این جملاتی را كه گفتی بر زبان جاری نمی كردی، تو را در جهنم نگاه می داشتم لكن بر خودم لازم و حتمی كردم كه بنده ای مرا به حق محمد و اهل بیتش سوگند ندهد مگر آنكه هر چه بین من و اوست را برایش بیامرزم و (به همین خاطر) امروز تو را آمرزیدم .

از سلمان فارسی روایت شده است كه گوید: شنیدم رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم می فرمود:

۴۳۰ - ( ان الله عزوجل یقول: یا عبادی، اولیس من له الیكم حوائج كبار لا تجودون بها الا ان یتحمل علیكم باحب الخلق الیكم تقضونها كرامه لشفیعهم؟ الا فاعلموا ان اكرم الخلق علی و افضلهم لدی محمد و اخوه علی و من بعده الائمه الذین هم الوسائل الی، الا فلید عنی من همته حاجه یرید نفعها، اودهته داهیه یرید كشف ضررها، بمحمد و اله الطیبین الطاهرین اقضها له احسن ما یقضیها من یستشفعون باعز الخلق علیه ) .

یعنی: خداوند عزیز و جلیل می گوید: ای بندگان من! آیا اتفاق نیفتاده كه: فردی از شما حاجتهای بزرگی بخواهد كه شما آن حوایج را نمی دهید مگر اینكه محبوبترین خلق نزد شما را حاضر كند و شما به احترام آن شفیع محبوب و دوست داشتنی درخواستهای او را بدهید؟

آگاه باشید و بدانید كه با كرامتترین و برترین خلق نزد من، محمد و برادرش علی و پس از آن ائمه هستند، آنانی كه وسیله تقرب به من می باشند. آگاه باشید كه هر كس حاجت مهمی دارد و می خواهد نفعی به او برسد یا مشكلی برایش پدید آمده و خواهان دفع ضرر آن است، اگر مرا به محمد و آل پاكش بخواند، آنچنان حاجتش را بر آورده می سازم كه بهتر و برتر باشد از بر آورده ساختن كسی كه محبوبترین خلق را نزد او شفیع قرار می دهند .

سخنان سلمان كه به اینجا رسید، عده ای از مشركین و منافقین در حالی كه او را مسخره می كردند گفتند: ای سلمان! چرا خدا را به اینها قسم نمی دهی تا تو را بی نیازترین و پولدارترین فرد مدینه قرار دهد؟

سلمان پاسخ داد: من خدا را خواندم و از او خواستم كه چیزی به من بدهد كه از حكومت بر كل دنیا برتر و با منفعت تر باشد. من از خدا خواستم و او را به این بزرگواران قسمش دادم كه به من زبانی ذاكر بدهد كه او را احمد و ثنا كند، قلبی بدهد كه شاكر نعمتهای او باشد، بدنی بدهد كه در برابر سختیها صبر نماید و آن خدای عزیز و جلیل این التماسهای مرا اجابت فرمود.

این چیزهایی كه من از خدا خواستم از حكومت بر تمامی دنیا و هر چه در آن است، هزار هزار بار برتر و بالاتر است.

محمد بن علی بابویهاز امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

۴۳۱ - زلیخا از یوسف عليه‌السلام اجازه ملاقات خواست. عده ای به او گفتند ما به خاطر آن بلاهایی كه بر سر آن حضرت آوردی، می ترسیم تو را نزد او ببریم (شاید مجازاتت كند).

زلیخا گفت: من از كسی كه از خدا می ترسد، نمی ترسم، بالاخره وارد شد.

یوسف عليه‌السلام به او گفت: ای زلیخا! چه شده كه رنگت تغییر كرده است؟

زلیخا گفت: سپاس خدایی را كه پادشاهان را به سبب گناهانشان برده می كند و بردگان را به سبب طاعتشان پادشاه می نماید.

یوسف عليه‌السلام گفت: ای زلیخا! چه چیزی باعث شده آن كار را انجام بدهی؟

زلیخا گفت: زیبایی چهره تو، ای یوسف!

ب - از امام باقر عليه‌السلام روایت شده كه در ثلث دوم ماه مبارك رمضان (یعنی ازیازدهم تا بیستم) قرآن كریم را گرفته می گشایی و می گویی:

108 - ( اللهما انی اسالك بكتابك المنزل و ما فیه و فیه اسمك الا عظم الاكبر واسماوك الحسنی و ما یخاف و یرجی ان تجعلنی من عتقائك من النار ) .

یعنی: خدایا! از تو درخواست دارم سوگند می دهم به قرآنی كه نازلش كردی و به هر آنچه در آن است از اسم اعظم و سایر اسماء حسنات گرفته تا آیاتی كه موجب خوف و رجاست كه مرا جزء رهایی یافتگان از آتش جهنم قرار دهی.

سپس هر حاجت كه می خواهی طلب كن.

ج - خواندن سوره قدر در ثلث آخر شب جمعه:

109 - در روایت فضیلت پانزده مرتبه خواندن سوره قدر در یك سوم باقی مانده از شب جمعه ( 60 ) ذكر شده است و بعد از آن هر دعایی كه می خواهد بنماید.

سبب پنجم: نقش مكان در دعا

الف - دعای مخصوص كنار قبر امام حسین عليه‌السلام :

از امام صادق عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

110 - ( من كان له حاجه الی الله عزوجل فلیقف عند راس الحسین عليه‌السلام و لیقل: یا ابا عبد الله، اشهد انك تشهد مقامی، و تسمع كلامی، و انك حی عند ربك ترزق، فاسال ربك و ربی قضاء حوائجی ) .

یعنی: اگر كسی، حاجتی دارد، برود بالای سر مقدس امام حسین عليه‌السلام و بگوید: ای ابا عبد الله! شهادت و از روزی خاص الهی بهره مندی، پس از خدا تقاضا كن كه حوایج مرا بر آورده سازد. (كه ان شاء الله بر آورده خواهد شد).

ب: دعای مخصوص نزد قبر امام هادی عليه‌السلام :

روایت شده است كه فردی هر سال مبلغی از خلیفه دریافت می كرد، ولی چند سال بود كه خلیفه آن را قطع كرده بود. این فرد، نزد امام هادی عليه‌السلام آمده ماجرا را نقل كرد و از او خواست هرگاه نزد خلیفه رفت، قضیه را به او بگوید و برای شفاعت كند. سپس از نزد امام عليه‌السلام خارج شد. هنگام شب، فردی از طرف خلیفه نزد او آمد و احضارش كرد، مرد آماده شد و به سوی دربار خلیفه به راه افتاد، در بین راه چند فرستاده را مشاهده كرد كه همه می گفتند: نزد خلیفه برو... وقتی به دربار رسید از دربان پرسید. آیا علی بن محمد هادی عليهما‌السلام اینجا آمد.

گفت: خیر.

بالاخره وارد شد و خلیفه از او به گرمی استقبال كرد و در نزدیكی خود نشاند و دستور داد هر آنچه در مدت این چند سال از او دریغ داشته اند به او بدهند.

مرد، از نزد خلیفه به سوی خانه حركت كرده ناگاه دید همان دربان كه نامش فتحبود به او می گوید: به امام هادی عليه‌السلام بگو آن دعایی را كه برای تو كرده به من نیز یاد بدهد.

آن فرد، بعدا خدمت امام عليه‌السلام رسید، وقتی حضرت چهره بشاش او را مشاهده كرد، فرمود: خوشحال به نظر می رسی گویا راضی شدی؟

گفت: بلی... ولی می گویند شما نزد خلیفه نرفته اند؟ فرمود:

111 - ( ان الله عودنا ان لا نلجا فی المهمات الا الیه، ولا نسال سواه، فخفت ان اغیر فیغیر ما بی ) .

یعنی: خداوند متعال با ما قرار گذاشته كه در امور مهم فقط به او رجوع كنیم و از او چیز بطلبیم، من ترسیدم كه اگر بر طبق وعده نكنم، او نیز عمل ننماید .

آن مرد گفت: فتح (دربان دربار خلیفه) می گوید: آن دعایی را شما بدان دعا كرده اید، به من بیاموزانید. فرمود:

( ان الفتح یوالینا بظاهره دون باطنه، الدعاء به بشرط ان یوالینا اهل البیت، لكن هذا الدعاء كثیرا ما ادعو به عند الحوائج فتقضی، و قد سالت الله عزوجل ان لا یدعو به بعدی احد عند قبری الا استجیب له، و هو ) .

یعنی: فتح، فقط در ظاهر ابراز دوستی ما را می كند، اما در باطنش خیر. دعا شرط دارد و شروطش دوستی ما اهل بیت است. اما اینكه از دعا پرسیدی، دعایی است كه من در بسیاری از موارد با آن خداوند سبحان را خوانده حاجاتم را می طلبم و بر آورده می شود. از خداوند عزیز و جلیل، خواستم كه هر كس بعد از من بر سر قبرم این دعا را خواند، اجابت شود و آن دعا این است:.

( یا عدتی عند العدد، و یا رجائی و المعتمد، و یا كهفی و السند، و یا واحد، یا احد، و یا قل هو الله احد، اسالك اللهم بحق من خلفته من خلقك و لم تجعل فی خلقك مثلهم احدا ان تصلی علیهم و ان تفعل بی كذا و كذا ) .

یعنی: ای سرمایه روزگار پیری اما! ای امید و اعتمادم! ای ملجا و تكیه گاهم! ای تنهای بی همتا! و ای كه قل هو الله احد در شان تو است! خدایا! تو را بحق آن دسته از مخلوقات كه مانند شان نیافریده ای (یعنی محمد و آلش عليه‌السلام سوگند می دهم كه بر آنان درود فرست و حوایج مرا به این شرح بر آورده ساز....

امثال اینگونه دعاها بسیار است كه به همین مقدار كفایت می كنیم.

توجه: اینكه حضرت فرمود: دعا به شرط ولایت ما اهل بیت است، اشاره به شرط قبولی دعاست، بلكه شرط قبولی همه اعمال چه واجب و چه مستحب می باشد، و آنچه محمد بن مسلم رحمه‌الله از امام محمد باقر یا امام جعفر صادق عليهما‌السلام نقل كرده، در همین معناست كه فرمود:

112 - ای ابا محمد! مثل ما خاندان نبوت مثل آن خاندانی است كه در نبی اسرائیل بودند كه: هر گاه یكی از آنان چهل شب در راه خدا كوشش می كرد و دعا می نمود، اجابت می شد، ولی یكی از آنان پس از چهل شب بندگی و ترك گناه، هر چه دعا كرد مستجاب نشد، نزد حضرت عیسی عليه‌السلام آمد و از این وضعش شكایت كرده از آن حضرت خواست كه برایش دعا كند، حضرت عیسی عليه‌السلام تطهیر كرد (وضو ساخت) نماز گزارد و سپس دعا كرد، وحی رسید كه ای عیسی! بنده من از راهی كه می بایست بیاید نیامد و به بیراهه رفت، چون او دعا كرد در حالی كه در قبلش نسبت به نبوت تو شك داشت، و اگر به همین حال دعا كند، حتی اگر گردنش هم قطع گرد دو سرانگشتانش پراكنده شوند، او را اجابت نخواهم كرد.

عیسی عليه‌السلام به آن فرد گفت: خدای را می خوانی در حالی كه نسبت به پیامبرش شك داری؟

گفت: ای روح خدا! اینكه می گویی درست است (من نسبت به نبوت تو شك دارم) از خدا بخواه كه این شك را از من برطرف نماید.

در اینجا حضرت عیسی عليه‌السلام برایش دعا كرد، خداوند متعال هم تفضل نمود و او به سوی خاندانش برگشت و جری آنان گردید.

ما اهل بیت هم همینگونه هستیم، خداوند متعال عمل بنده ای را كه در ما شك داشته باشد، قبول نمی كند) .

سبب ششم: رابطه كارهای نیك با دعا

  الف - بعد از نماز:

امیر المومنین علی عليه‌السلام نقل كرده است كه رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

113 - ( من ادی لله مكتوبه فله فی اثرها دعوه مستجابه ) .

یعنی: هر كس نماز واجبی به جای آورد و پس از آن دعا كند، مستجاب خواهد شد .

این فحام گوید: امیر المومنین عليه‌السلام را در عالم خواب دیده از او در مورد صحت این خبر سوال كردم فرمود: صحیح است، هر وقت نماز واجبی به جای آوردی به سجده برو و بگو:

( اللهم انی اسالك بحق من رواه، و بحق من روی عنه، صل علی جماعتهم و افعل بی كیت و كیت ) .

یعنی: خدایا! از تو درخواست دارم و تو را سوگند می دهم به حق كسی كه این حدیث را روایت كرد (یعنی علی عليه‌السلام و به حق كسی كه حدیث از او روایت شده (یعنی رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم كه بر گروه آنان درود بفرستی و این كارها را برایم انجام دهی....

از امام صادق عليه‌السلام روایت است كه فرمود:

114 - ( ان الله فرض علیكم الصلوه فی احب الاوقات الیه، فاسالوا الله حوادئجكم عقیب فرائضكم ) .

یعنی: خداوند متعال در ساعاتی نماز را بر شما واجب ساخت كه محبوبترین اوقات نزد اوست، پس بعد از انجام نماز، از خدا حاجاتتان را درخواست كنید .

از امیر المومنین علی عليه‌السلام نقل است كه فرمود:

115 - ( لا ینفتل العبد من صلاته حتی یسال الله اجنه، و یستجیر به من النار، و ان یزوجه حور العبین ) .

یعنی: بنده از نماز بر نگردد مگر اینكه: از او بهشت را طلب كند، از آتش جهنم به او پناه ببرد و از او بخواهد كه حوارالعین را به تزویجش در آورد .

ابی حمزه گوید: شنیدم كه ابا جعفر امام محمد باقر عليه‌السلام می فرمود:

116 - ( اذا قام المومن فی الصلاه بعث الله حور العین حتی یحدقن به، فاذا انصرف و لم یسال الله منهن شیئا تفرقن متعجبات ) .

یعنی: وقتی مومنی به نماز می ایستد، خداوند متعال حورالعین را مامور می كند كه دور او را بگیرند، اگر این مؤمن بعد از نماز برخیزد و از خدا آنان را طلب نكند، آن حورالعین با تعجب متفرق می شوند فضل بقباق از امام صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:

117 - ( یستجاب الدعاء فی اربعه مواطن: فی الوتر، و بعد الفجر، و بعد الظهر، و بعدالمغرب ) .

یعنی: دعا در چهار موقعیت مستجاب می شود: در نماز وتر، از صبح، بعد از ظهر، و بعد از مغرب .

یعنی: دعا در چهار موقعیت مستجاب می شود: در نماز وتر، بعد از صبح، بعد از ظهر، و بعد از مغرب .

و در روایتی آمده كه بعد از مغرب، سجده كند و در سجودش دعا نماید.

ب - دعای فقیر:

وقتی چیزی به فقیر می دهند اگر فقیر در حق آن دهنده، دعا كند، مستجاب است، اما اگر در همان حال در حق خودش دعا نماید، مستجاب نیست. امام زین العابدین عليه‌السلام به خادم منزلشان كه مامور دادن صدقه به فقرا بود، می فرمودند:

118 - ( امسك قلیلا حتی یدعو ) .

یعنی: مقداری نزد فقیر مكث كن تا دعا كند .

و نیز فرمود:

119 - ( دعوه السائل الفقیر لاترد ) .

یعنی: دعای فقیر بر گشت ندارد .

و نیز گفته شده است كه آن حضرت به خادمی كه مامور صدقه دادن به فقیر بود، امر می كرد كه به فقیر بگوید دعا كند.

از امام باقر یا امام صادق عليهما‌السلام نقل است كه فرمود:

120 - ( اذا اعطیتموهم فلقنوهم ادعاء فانه یستجاب لهم فیكم ولا یستجاب لهم فی انفسهم ) .

یعنی: وقتی به فقرا چیزی می دهید به آنان تلقین كنید كه دعا كنند، چون دعای اینان در حق شما مستجاب می شود ولی در حق خودشان، خیر .

صدقه و آداب آن

امام زین العابدین عليه‌السلام وقتی صدقه ای می داد، دست خود را می بوسید، علت آن را از حضرت جویا شدند، فرمود:

121 - ( آنها فی ید الله قبل آن تقع فی ید السائل ) .

یعنی: قبل از اینكه صدقه در دست سائل نهاده شود، در دست خداوند قرار می گیرد .

امیر المومنین عليه‌السلام فرمود:

122 - ( اذا ناولتم السائل فلیرد الذی یناوله یده الی فیه فیقبلها، فان الله عزوجل یاخدها قبل ان تقع فی ید السائل، فانه عزوجل یاخذ الصدقات ) .

یعنی: وقتی به فقیری چیزی می دهید، كسی كه داده، دست خود را به طرف لباس خویش برده آن را ببوسد، چون قبل از اینكه صدقه در دست سائل قرار گیرد، خداوند متعال آن را تحویل می گیرد كه او تحویل گیرنده صدقات است .

رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

123 - ( ما تقع صدقه المومن فی ید السائل حتی فی ید الله تعالی ) .

یعنی: صدقه ای كه مؤمن آن را می دهد، قبل از اینكه در دست فقیر واقع شود، در دست خداوند متعال قرار می گیرد .

سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود:

( الم تعلموا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده و یاخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحیم ) ( 61 ) .

یعنی: آیا نمی دانید كه خداوند متعال خودش توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را تحویل می گیرد. و آیا نمی دانید كه او توبه پذیر و مهربان است .

از امام صادق عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:

124 - ( ان الله تبارك و تعالی یقول: ما من شی ء الا و قد و كلت من یقبضه غیری الا الصدقه فانی اتلقفها یبدی تلفقا حتی ان الرجل لیصدق، او المراه التصدق بالتمره، او بشق تمره، فاریبها له كما یربی الرجل فلوه و فصیله فیلقانی یوم القیامه و هی مثل جبل احد ) .

یعنی: برای هر عمل خیری، كسی را وكیل كرده ام كه آن را تحویل بگیرد، غیر از صدقه كه خودم با دستم فورا آن را می گیرم ( 62 ) ممكن است مردی یا زنی یك دانه یا یك نصف دانه خرما صدقه بدهد، من آن را آنقدر بزرگش می كنم مانند بزرگ كردن كره اسب یا بچه شتر (كه چگونه در ابتدا بسیار كوچك است ولی بعدها به صورت حیوان عظیم الجثه در می آید) تا جایی كه روز قیامت مرا ملاقات می كند در حالی كه آن یك دانه یا نیم دانه خرما به اندازه كوه احد گردیده است (یعنی كوه احد چند برابر یك دانه خرماست؟ به همین نسبت روز قیامت به او پاداش خواهم داد).

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

125 - ( استنزلوا الرزق بالصدقه ) .

یعنی: از راه صدقه دادن روزیتان را بجویید .

روزی آن حضرت به فرزندش محمد فرمودند:

126 - فرزندم چه مقدار از آن خرجی نزد تو هست؟

گفت: چهل دینار.

فرمود: آن را بیرون بیاور و در راه خدا صدقه بده.

گفت: غیر از این چیز دیگری نداریم، فرمود:

( تصدق بها فان الله تعالی یخلفها، اما علمت ان لكل شی ء مفتاحا و مفتاح الرزق الصدقه؟ فتصدق بها ) .

یعنی: آن را در راه خدا بده تا خداوند متعال عوضش را به ما بدهد، مگر نمی دانی كه هر چیزی كلیدی دارد و كلید روزی، صدقه است؟ پس آن را صدقه بده .

فرزند حضرت آن كار را انجام داد، ده روز نگذشت كه از طریقی، چهل هزار دینار به حضرت رسید.

و نیز فرمود:

127 - ( الصدقه تقضی الدین و تخلف بالبراكه ) .

یعنی: بخشش در راه خدا موجب پرداخت بدهكاری می شود و بركت برجای می گذارد .

همچنین فرمود:

128 - ( اذا املقتم فتاجروا الله بالصدقه ) .

یعنی: هر گاه فقیر و بی چیز شدیدت از طریق صدقه دادن، با خدا معامله كنید (یعنی شما در راه خدا صدقه بدهید تا خداوند به شما بیشتر بدهد).

امام باقر عليه‌السلام فرمود:

129 - ( ان الصدقه لتدفع سبعین عله من بلایا الدنیا مع میته السوء، ان صاحبها لا یموت میته السوء ابدا ) .

یعنی: همانا صدقه هفتاد بلا و مرض از بلاهای دنیا را دفع می كند به اضافه مرگ بد كه صدقه دهنده هرگز با مرگ بد، نمی میرد .

گفته شده روزی حضرت عیسی عليه‌السلام با اصحابش نشسته بودند كه مردی از كنار آنان گذشت، حضرت به یاران خود فرمود:

130 -این مرد خواهد مرد. پس از گذشت زمانی، دیدند آن مرد برگشت در حالی كه یك بار هیزم حمل می كند. اصحاب پرسیدند ای روح الله! به ما خبر دادی كه او می میرد ولی الان می بینیم كه زنده است.

عیسی عليه‌السلام به آن مرد گفت: بار خود را بر زمین بگذارد. آن مرد بارش را بر زمین گذاشت و آن را باز كرد، ناگاه دیدند مار بزرگ سیاهی در حالی كه سنگی در دهان دارد در بین هیزم هاست. حضرت به آن مرد گفت: امروز چكار كرده ای؟

او گفت: ای روح الله! دو قرص نان داشتم، گدایی از كنارم گذشت، یكی از آن دو قرص را به او دادم (یعنی اگر تصدق آن یك قرص نان نبود، آن مار سیاه، این مرد را می گزید و می كشت).

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

131 - ( ما احسن عبد الصدقه الا احسن الخلافه علی ولده من بعده ) .

یعنی: هر كس نیكو صدقه بدهد، خداوند متعال بعد از مرگ او بهتر از آن را برای فرزندانش جایگزین می نماید .

و نیز از آن حضرت نقل شده است كه در مورد آیه كریمه ( واطعموا القانع و المعتر ) ( 63 ) . پر معنی گوشت قربانی را به قانع و معتبر بدهید تا بخورند فرمود:

132 - ( القانع الذی یسال و المعتر صدیقك ) .

یعنی: قانع، آن فقیری است كه درخواست می كند و معتبر، دوست تو می باشد .

133 - امام صادق عليه‌السلام در سرزمین منا بودند كه فقیری نزد آن حضرت آمد، ایشان دستور دادند یك خوشه انگور به او بدهند. فقیر گفت: به این نیازی ندارم، پول می خواهم.

حضرت فرمودند: خدا برایت گشایشی قرار بدهد. آن فرد با دست خالی رفت، بعد فقیر دیگری آمد و حضرت سه دانه انگور به او دادند، فقیر آن سه دانه را گرفت و گفت: الحمد الله رب العالمین كه به من روزی داد.

حضرت از این صحنه را دیدند، به او گفتند: صبر كن، آنگاه به اندازه كف دستشان به او انگور دادند آن مرد گرفت و گفت: الحمد الله رب العالمین .

حضرت فرمودند: صبر كن. به خدمتكارشان فرمود. چند درهم همراه تو است؟

گفت: حدود بیست درهم.

فرمود: همه را به او بدهید.

آن مرد درهم ها را گرفت و گفت: الحمد الله رب العالمینخدایا! این بخشش از جانب تو است، تو واحدی و شریكی برایت نیست.

باز حضرت فرمود: بایست. آنگاه پیراهنی كه بر تن داشتند آن را در آورده به او گفتند این را بپوش.

آن مرد پیراهن را پوشید و گفت: الحمد الله چیزی به او می داد.

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

134 - ( من تصدق ثم ردت فلا یبها ولا یاكلها لانه لا شریك له فی شی ء مما جعل له انما هی بمنزله العتاقه لا یصلح له ردها بعد ما یعتق ) .

یعنی: اگر كسی صدقه ای داد و آن صدقه به خودش برگشت مبادا با آن معامله ای انجام دهد و مصرفش نماید؛ چون (این صدقه مال خداست و) كسی را نباید شریك خدا ساخت، این مال، نظیر برده آزاد شده ای است كه بردگی مجددش صحیح نیست .

و از آن حضرت در مورد فردی كه تا مالش را جهت دادن صدقه خارج كند، فقیر رفته بود، نقل است كه فرمود:

135 - ( فلیعطها غیره ولا یردها فی ماله ) .

یعنی: آن مال را به دیگری بدهد و به اموال خودش بر نگرداند .

اقسام صدقه

صدقه بر پنج قسم است:

اول - صدقه مال كه گذشت .

دوم - صدقه جاه و مقام است ، كه انسان دارای مقام، برای نجات مومنین، شفاعت كند. رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

136 - ( افضل الصدقه صدقه اللسان. قبل: یا رسول الله، و ما صدقه اللسان؟ قال: الشفاعه تفك بها الاسیر، و تحقن بها الدم، و تجربها المعروف الی اخیك، و تدفع بها الكریهه ) .

یعنی: برترین صدقه، صدقه زبان است. سوال شد یا رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم صدقه زبان چیست؟ فرمود: شفاعت است كه از این طریق می توانی اسیر را آزاد كنی، از خونریزی جلوگیری نمایی، به بردار مومنت نیكی برسانی و بدی را از او دفع كنی.

اگر در مال و آبرو، با برادر دینی ات مواسات ( 64 ) داشته باشی، وجب بقای! آن دو می شود.

سوم - ( صدقه دانایی و صاحب رای و نظر بودن ) است كه مشورتمی باشد. از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل شده است كه فرمود:

137 - ( تصدقوا علی اخیك بعلم یرشده، و رای یسده ) .

یعنی: با دانشتان برادر مومنتان را راهنمایی كنید و با رای و نظرتان او را حفظ نمائید كه این دو خود صدقه می باشند .

چهارم - صدقه زبان است كه میان مردم واسطه شود و سعی نماید آتش اختلافات را خاموش كرده، بین آنان صلح برقرار كند. خداوند متعال می فرماید:

( لا خیر فی كثیر من نجویهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بین الناس ) ( 65 ) .

یعنی: در بسیاری از گفتگوهای خصوصی اینان، خیر و فایده ای نیست، مگر آنانكه به صدقه یا امر نیك یا اصلاح بین مردم، فرمان دهند .

پنجم - صدقه علم است از طریق بذل و انتشار آن در بین كسانی كه صلاحیت و استحقاقش را دارند. از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل شده است كه فرمود:

138 - ( من الصدقه ان یتعلم الرجل العلم و یعلمه الناس ) .

یعنی: اینكه از انواع صدقات این است كه انسان دانش بیاموزد و بعد به مردم بیاموزاند .

و نیز فرمود:

139 - ( زكاه العلم تعلیمه من لا یعلمه ) .

یعنی: زكات دانش این است كه آن را به كسی كه نمی داند، بیاموزی.

از امام صادق عليه‌السلام نقل است كه فرمود:

140 - ( لكل شی ء زكاه العلم ان یعلمه اهله ) .

یعنی: هر چیزی زكات و مالیاتی علم این است كه آن را به اهلش بیاموزد .

فضیلت دانش و وظایف دانشمندان

صاحب كتاب منتهی الیواقیت حدیثی را از امام هشتم، علی بن موسی الرضا عليه‌السلام از پدرش از پدرانش تا امیر المومنین عليهم‌السلام و آن حضرت از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل كرده است كه فرمود:

141 - ( طلب العلم فریضه علی كل مسلم و مسلمه ) .

یعنی: كسب دانش بر هر مرد و زن مسلمان، واجب است .

( فاطلبوا العلم من مظانه و اقتبسوه من اهله )().

پس علم را از مواضعش طلب كنید و از اهلش فرا بگیرید

( فان تعلیمه لله سبحانه حسنه، و طلبه عباده، و المذاكره به تسبیح، و العمل به جهاده ) .

چون یاد گیر آن علم اگر برای خدا باشد، حسنه است (و ثواب دارد) و طلب علم عبادت است و گفتگو و بحث در مسائل علمی تسبیح حق می باشد و عمل كردن به آن، خود جهاد است

( فان تعلیمه لله سبحانه حسنه، و طلبه عباده، و المذاكره به تسبیح، و العمل به جهاد ) .

چون یاد گیری آن علم اگر برای خدا باشد، حسنه است و ثواب دارد و طلب علم عبادت است و گفتگو و بحث در مسائل علمی تسبیح حق می باشد و عمل كردن به آن، خود جهاد است .

( و تعلیمه من لا یعلمه صدقه، و بذله لاهله قربه الی الله تبارك و تعالی )().

آموختند علم به نادانان یك نوع صدقه است و بخشیدنش به كسانی كه اهلیتش را داراند، موجب نزدیكی و تقرب به خداوند تعالی می باشد

( لانه من معالم الحلال و الحرام، و منار سبیل الجنه، و المونس فی الوحشه، و الصاحب فی الغربه و الوحده، و المحدث فی الخلوه، و الدلیل علی السراء والضراء، و السلاح علی الا عداء، و الزین علی الا خلاء ) .

چون حلال و حرام را به واسطه علم می توان تمیز داد، روشنگر راه بهشت است، مونس در وقت وحشت، یار و همراه در غربت و تنهایی، هم صحبت در خلوتها، راهنما هنگام خوشحالیها و غمها، سلاح بر علیه دشمن و موجب زینت و زیبایی نزد دوستان می باشد.

( یرفع الله به اقواما فیجعلهم فی الخیر قاده یقتبس اثارهم، و یهتدی بفعالهم، و ینتهی الی رایهم ) .

خداوند متعال به وسیله علم، اقوامی را برتر می سازد و بال می برد تا جایی كه آنان را در مقام رهبری قرار می دهد كه دیگران باید از ایشان پیروی كنند و اعمال اینان را سرمشق خود قرار دهند و در نظرات و آراء به اینان رجوع نمایند .

( و ترغب الملائكه فی خلتهم و با جنحتها تمسحهم، و فی صلاتهم تبارك علیهم ) .

ملائكه آرزوی دوستی با ایشان را دارند و بالها را بر آنان می مالند و در نمازشان بر اینان درود و تبریك می فرستند.

( و یستعفر لهم كل رطب و یابس حتی حیتان البحر و هوامه، و سباع البر و انعامه ) .

هر موجودتر و خشكی برای اینان طلب مغفرت و آمرزش می كند، حتی ماهیان دریا و درندگان و چهار پایان صحرا.

( و ان العلم حیاه القلوب من الجهل، و ضیاء الا بصار من الظلمه، و قوه الابدان من الضعف ) .

علم موجب زنده شدن قلبها مرگ جهالت و نادانی است، روشنی چشمها در تاریكی و سبب قوی شدن بدن در برابر ضعفهاس ت.

( یبلغ با لعید منازل الاخیار، و مجالس الابرار، و الدرجات العلی فی الدنیا و الاخره ) .

علم بنده را به درجات برگزیدگان و مجالس نیكان می برد و در دنیا و آخرت موجب علو درجات می گردد.

( و الفكره فیه یعدل بالصیام، و مدارسته بالقیام ) .

فكر را به علم مشغول داشتن، معادل روزه است و بحث و درسش مساوی با شب زنده داری.

( و به یطاع الرب عزوجل و یعبد و به توصل الارحام، و یعرف الحلال و الحرام ) .

بندگی خدای عزیز و جلیل، پیوند خویشاوندان و شناخت حلال و حرام الهی به واسطه دانش است.

( و العلم امام العمل، و العمل تابعه ) .

علم پیشوای عمل است و عمل پیرو اوست.

( یلهمه السعداء، و یحرمه الاشقیاء ) .

خداوند سبحان آن را به افراد با سعادت می دهد و افراد با شقاوت را از آن محروم می دارد.

( فطوبی لمن لا یحرمه الله منه حظه ) .

پس خوشا به حال كسی كه خداوند او را از بركت دانش محروم نكرده باشد.

تنبیه: هماهنگی علم و عمل

خواننده گرامی! - كه خداوند تو را از رحمتش محروم نفرماید - نظر به سخن حضرت بینداز كه می فرماید: عمل تابع علم استچگونه این دو را همراه هم قرار داده و بیان فرموده كه هیچیك از آن دو بدون دیگری، نفعی نمی رسانند، پس عالم باید اهل عمل باشد. و بداند كه علم به تنها (بدون عمل) موجب نجات او نخواهد شد. به این مطلب تصریح دارد سخن حضرت كه می فرماید:

142 - ( من از داد علما و لم یزدد هدی لم یزدد من الله الا بعدا ) .

یعنی: كسی كه عملش زیاد شود اما هدایت (و عملش) افزون نگردد، نفعی جز دوری از خدا نبرده است .

و عمل بدون عمل نیز نفعی ندارد، به دلیل كلام آن حضرت كه می فرماید: 143 - ( و العامل علی غیر بصیره كالسائر علی غیر طریق لا یزیده سرعه السیر من الطریق الا بعدا ) .

یعنی: كسی كه بدون آگاهی و بصیرت عمل می نماید، مانند كسی است كه بیراهه حركت می كند، هر چه سریعتر برود از راه اصلی دورتر می گردد .

پس علم و عمل، هماهنگ هستند، هیچیك از آن دو نمی تواند بدون دیگری روی پای خود بایستند. هر كتابی كه نوشته شد. هر سخنرانی و موعظه ای كه گردید و هر نظریه ای كه داده شد، حول محور این دو گوهر بوده و هست، بلكه كتب آسمانی به این خاطر نازل گردیدند و انبیا نیز به همین سبب فرستاده شده اند. حتی آسمانها و زمین و مخلوقاتی كه بین آن دو هستند هم به همین خاطر خلق گردیده اند. خوب است در دو آیه از قرآن كریم تاملی بكنی تا این مطلب درست برایت جا بیفتد، اول اینكه می فرماید:

( الله الذی سبع سموات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا ان الله علی كل شی ء قدیر و ان الله قد حاط بكل شی ء علما ) ( 66 ) .

یعنی: خدایی كه هفت آسمان و همانند آنها، زمین را آفرید، فرمانش بین آنها فرود می آید (و اجرا می گردد) تا شما بدانید كه او بر هر چیزی قادر است و علمش به هر چیزی احاطه دارد .

همین یك آیه در شرف علم خصوصا علم توحید بسنده می كند.

آیه دیگر آنجاست كه می فرماید:

( و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ) ( 67 ) .

یعنی: جن و انس را خلق نكردم مگر اینكه عبادت كنند (و بنده من باشند).

همین یك آیه در شرف بندگی و عبادت كافی است، پس سزاوار است كه بنده جز به این دو كار (یعنی علم و عمل) مشغول نگردد و جز برای این دو زحمت نكشد و به چیز دیگر دل نبندد؛ چون غیر از این دو همه باطل و بیهوده اند و هیچ خیر و حاصلی در آنها نیست.

این را كه فهمیدی بد آنكه در بین این دو گوهر، گوهر علم برتر از گوهر عبادت است كه از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

144 - ( فضل العلم احب الی الله من فضل العباده ) .

یعنی: فضیلت علم نزد خداوند سبحان، محبوبتر است از فضیلت عبادت .

145 - ( فضل العالم علی العابد كفضل القمر علی سائر النجوم لیله البدر )

یعنی: برتری عالم بر عابد مانند برتری مهتاب است بر ستارگان در شب بدر .

146 - ( یا علی، نوم العالم افضل من عباده العابد، یا علی ركعتین یصلیهما العالم افضل من سبعین ركعه یصلیهما العابد ) .

یعنی: ای علی!! خواب عالم برتر از عبادت عابد است. ای علی! دو ركعت نمازی كه عالم بگزارد برتر است از هفتاد ركعت نماز عابد .

147 - یا علی، ساعه العالم یتكی ء علی فراشه ینظر فی العلم خیر من عباده سبعین سنه .

یعنی: ای علی! زمان كه عالم به بستر خود تكیه می دهد و در علم خود تفكر می كند، از هفتاد عبادت برتر است .

دیدن چهره عالم بلكه دیدن درب خانه اش عبادت است.

و از علی عليه‌السلام روایت است كه فرمود:

148 - ( جلوس ساعه عند العلماء احب الی الله من عباده الف سنه، و النظر الی العالم احب الی الله من اعتكاف سنه فی بیت الحرام، و زیاره العلماء احب الی الله تعالی من سبعین، طوافا حول البیت و افضل من سبعین حجه و عمره مبروره مقبوله و رفع الله تعالی له سبعین درجه و انزل الله علیه الرحمه و شهدت له الملائكه ان الجنه و جبت له ) .

یعنی: یك ساعت نزد علما نشستن در پیشگاه خداوند از هزار سال عبادت برتر است. و دیدن عالم، نزد خدا محبوبتر است از یك سال به اعتكاف نشستن در مسجد الحرام. زیارت علما، دوستی داشتنی تر است از هفتاد طواف گرد خانه كعبه و برتر است از هفتاد حج و عمره قبول شده، خداوند عالم را هفتاد درجه بالا می برد و رحمت را به او نازل می كند و ملائكه شهادت می دهند كه بهشت بر او واجب شده است .

اما باید توجه شود كه مبادا عالم به علمش اكتفا كند و از عبادت و بندگی باز بماند كه در این صورت، علمش بر باد خواهد رفت؛ چون علم به منزله درخت است و عبادت به منزله میوه آن و ارزش و اهمیت درخت به میوه آن می باشد وگرنه برای هیزم شدن و در نهایت سوختن خوب است، بنابر این، بنده خدا باید هر دو را داشته باشد ولی بین این دو، علم مقدم است؛ چون هم علم اصل و اساس عمل است و هم در آن حدیث شریف فرمودند علم پیشوای عمل است و عمل پیرو او، این امامت و پیشوایی، دو وظیفه بر عهده ات می گذارد:

اول اینكه: باید معبودت را بشناسی؛ چون معبود ناشناخته را كه نمی توان پرستید و از او فرمانبرداری كرد - دلیلهای عقلی موید همین معناست -.

دوم اینكه: بدانی وظیفه ات در برابر آن معبود چیست و چگونه باید عبادت و اطاعت كنی تا مبادا عملی را كه او خوش ندارد، به عنوان اطاعتش انجام دهی كه این را از آیات و روایات می توان استفاده كرد.

از علمی پرسیدند علم برتر است یا عمل؟ گفت: برای جاهل برتر است و عمل برای عالم.

علاوه بر اینها، می دانی كه علم بدون عمل در فردای قیامت، نفعی نخواهد داشت بلكه موجب گرفتاری صاحبش خواهد گردید، مگر سخن رسول حق صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را نشنیدی كه فرمود:

149 - ( ان اهل النار لیتاذون من ریح العالم التارك لعلمه، و ان اشد اهل النار ندامه حسره رجل عبدا الی الله فاستجاب له و قبل منه فاطاع الله فادخله الجنه و داخل الداعی النار بتركه علمه و اتباعه الهوی ) .

یعنی: اهل جهنم از بوی بد عالمی كه اهل عمل نبود، در آزارند، بیشترین پشیمانی و حسرت در بین اهل جهنم مخصوص كسی است كه فردی را به راه خدا خواند و آن فرید پذیرفت و عمل كرد و خداوند او را وارد بهشت نمود، اما خودش داخل جهنم گردید؛ چون عملش را ترك و از هوای نفسش تبعیت نمود .

سعید بن هشامروایت كرده است كه شنیدم حضرت صادق عليه‌السلام در مورد آیه:

( فكبكبوا فیها و الغاوون ) ( 68 ) .

یعنی: معبودهای دروغین و قارون را در جهنم سرنگون انداز اند فرمود:

150 - ( الغاون هم الذین عرفوا الحق و عملوا بخلافه ) .

یعنی: غارون، كسانی هستند كه حق را شناختند ولی بر خلافتش عمل كردند .

و نیز فرمود:

151 - ( اشد الناس عذابا عالم لا ینتفع من علمه شیئا ) .

یعنی: شدیدترین عذاب را عالمی دارد كه از علمش بهره ای نبرده است .

و نیز فرمود:

152 - ( تعلموا ما شئتم ان تعلموا فلن ینفعكم الله بالعلم حتی تعلموا به، لان العلماء همتهم الرعایه، و السفهاء همتهم الروایه ) .

یعنی: هر چه می خواهید بیاموزید ولی خداوند متعال در برابر عملتان به شما بهره می رساند، نه علمتان؛ چون علما سعیشان در به كار بستن دانسته هاست ولی، بی خردان و سفیهان، همتشان جمع آوری و نقل سخنان می باشد .

در رابطه با فضیلت علم و علما آیات و روایات بسیاری وارد شده منجمله:

( شهد الله انه الا اله الا هو و الملائكه و اولوا العلم ) ( 69 ) .

یعنی: ذات اقدس الهی شهادت می دهد كه و جزا معبودی نیست و ملائكه و اهل علم نیز (این چنین شهادت می دهند).

( هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون ) ( 70 ) .

یعنی: آیا آنكه می دانند با آنانكه نمی دانند برابرند؟ .

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

153. ( اذا كان یوم القیامه جمع الله الناس فی صعید و وضعت الموازین فیوزن دماء الشهداء مع مداد العلماء فیرجح مداد العلماء علی دماء الشهداء ) .

یعنی: وقتی روز قیامت فرا برسد، همه مردم در یك سرزمین جمع شده ترازوهای سنجش اعمال نهاده می شود، آنگاه خونهای شهدا را با جوهر قلم علما می سنجند كه در این سنجش، جوهر قلم علما بر خونهای شهدا برتری می یابد .

یكی از علما در تفسیر این حدیث گفته است: سر برتری این كه خون شهید بعد از مرگش، نفعی نمی رساند، ولی جوهر قلم عالم، پس از مرگ او، برای دیگران نفع دارد ( 71 ) .

و نیز فرمود:

154 - ( اذا مات المومن و ترك ورقه واحده علیها علم تكون تلك الورقه سترا بینه و بین النار، و اعطاه الله بكل حرف علیها مدینه اوسع من الدنیا سبع مرات ) .

یعنی: اگر مومن هنگام مرگش یك برگه از او باقی بماند كه در آن علمی گنجانده شده باشد، این برگ، مانع و پوششی می شود بین او و آتش جهنم.

و خداوند متعال در مقابل هر یك حرفی كه بر آن ورقه نوشته شده، یك شهر در بهشت به او می دهد كه هفت برابر دنیاست .

باید توجه داشت كه منظور از این علم، فقط حاضر ساختن مسائل علمی در صفحه ذهن با بحث و جدل و استدلال نیست، بلكه علمی است كه خوف بنده از خداوند متعال را زیاد كند و نسبت به اعمالی كه در آخرت نافع است، نشاط ایجاد نماید و موجب ازدیاد زهدش گردد.

امام موسی بن جعفر عليه‌السلام فرمود:

155 - ( اولی العلم بك ما لا یصلح لك العمل الا به، واجب العلم العلم علیك ما انت مسوول عن العمل به، والزم العلمم لك ما دلك علی صلاح قلبك و اظهر لك فساده و احمد العلم عاقبته ما زادك فی عملك العاجل، فلا تشغلن بعلم ما لا یضرك جهله، ولا تغفلن عن علم ما یزید فی جهلك تركه ) .

یعنی: سزاوارترین علمی كه باید به دنبالش باشی آن علمی است كه بدون آن عملت خراب می شود و واجب ترین علم آن است كه فردای قیامت در مورد عمل بدان از تو سوال خواهند كرد و لازمترین علم آن است كه صلاح و فساد جانت را به تو بنمایاند و پسندیده ترین عاقبت و سر انجام را علمی دارد كه موجب ازدیاد اعمال نیك دنیای تو شود، پس مبادا وقت و عمر خود را صرف آموختن چیزی كنی كه اگر ندانی ضرری به حال تو ندارد و مبادا از علمی كه تركش موجب ازدیاد جهلت می گردد غافل بمانی.

اگر به قرآن كریم نظر كنی می بینی كه این كتاب انسان سازی، علما را این چنین توصیف می كند:

( انما یخشی الله من عباده العلماء ) ( 72 ) .

یعنی: از بین بندگان، تنها علما هستند كه از خدا می ترسند .

در این آیه خداوند متعال علما را متصف به وصف خشیت نمود؛ یعنی آن كه خشیت ندارد، عالم نیست.

( امن هو قانت اناء اللیل ساجدا و قائما یحدز الاخره و یرجو رحمه ربه قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون ) ( 73 ) .

یعنی: آیا آن كس كه در همه ساعات شب به عبادت پرداخته یا در سجود است یا در قیام و از آخرت بیمناك است و به رحمت پروردگارش امید وار، با آن كه چنین نیست یكسان است؟ بگو آیا آنانی كه می دانند با آنانی كه نمی دانند برابرند؟ .

در این آیه علما را توصیف نموده است به:

- شب زنده داری.

- نماز شب خواندن.

- راكع و ساجد بودن.

- و خوف و رجا داشتن.

( ذلك بان منهم قسیسین و رهبانا و انهم لا یستكبرون ) ( 74 ) .

یعنی: چون بعض از اینان قسیس هستند و بعضی دیگر راهبانی كه تكبر نمی ورزند، (قبل از این می فرماید: دشمن ترین مردم نسبت به مومنین یهودند و مهربانترین آنان نصاری هستند).

منظور از قسیس، عالم مسیحی است كه نباید تكبر داشته باشد.

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

156 - ( الخشیه میراث العلم، و العلم شعاع المعرفه و قلب الایمان، و من حرم الخشیه لا یكون عالما و ان شق اشعیر بمتشابهات العلم، كما قال الله تعالی: انما یخشی الله من عباده العلماء ) .

یعنی: هراس از پروردگار، میراث دانش است، شعاع نور معرفت و جان ایمان. آن كس كه خشیت و هراس ندارد، عالم نیست اگر چه با دانسته های شبیه به علمش دانه جو را شكافد ( 75 ) ، و چون ذات اقدس الهی فرمود: در بین بندگان خدا تنها علمایند كه از او هراسناكید .

رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

157 - ( لا تجلسوا عند كل داع مدع یدعوكم من الیقین الی الشك، و من الا خلاص الی الریاء، و من التواضع الی التكبر، و من النصیحه الی العداوه، و من الزهد الی الریاء، و من التواضع الی التكبر، و من النصیحه الی العدواوه، و من الزهد الی لرعبه، و تقربوا من عالم یدعوكم من الكبر الی التواضع، و من الریاء الی الاخلاص، و من الشك الی الیقین، و من الرغبه الی الزهد، و من العداوه الی النصیحه ) .

یعنی: نزد هر صاحب ادعایی كه شما را به گرد خویش می خواند ننشینید كه یقین شما را به شك تبدیل می كند و اخلاصتان را مبدل به ریا می نماید. تواضع را از شما گرفته، متكبرتان می كند. و نصیحت و خیر خواهی را زدوده، تخم عداوت و دشمنی را در دلتان می كارد و بالاخره زهدتان تبدیل به دنیا گرایی می گردد، بلكه به عالمی نزدیك شوید كه به عكس، بخواهد كبر شما را به تواضع تبدیل كند وریاءتان را به اخلاص مبدل نماید. شكتان بدل به یقین گردد و از دنیا گرایی به زهد روی نمایید و دشمنی و عداوات را مبدل به خیر خواهی و نصیحت گرداند .

حضرت عیسی عليه‌السلام فرمود:

158 - ( اشقی الناس من هو معروف عند الناس بعلمه مجهول بعمله ) .

یعنی: بدبخت ترین فرد كسی است كه تنها به علمش معروف و نسبت به عملش ناشناخته باشد .

و نیز از آن حضرت نقل است كه فرمود:

159 - ( رایت حجرا مكتوبا علیه اقلبنی فقلبته فاذا علیه من باطنه: من لا یعمل بما یعلم مشوم علیه طلب ما لا یعلم، و مردود علیه ما علم ) .

یعنی: سنگی را دیدم كه بر رویش نوشته بود: مرا برگردان، وقتی كه برگرداندم دیدم در اندرونش نوشته شده: كسی كه به دانسته ها و علومش عمل نمی كند، علم آموزشش به ضررش تمام می شود و هر چه می داند علیه او به كار گرفته خواهد شد ( 76 ) .

خداوند متعال بر داوود نبی اینگونه وحی فرستاد:

160 - ( ان اهون ما انا صانع بعید غیر عامل بعلمه من سبعین عقوبه باطینه ان اخرج من قلبه حلاوه ذكری ) .

یعنی: اگر عالم به علمش عمل نكند، او را به هفتاد عقوبت و عذاب باطنی و درونی دچار می كنم كه كمترین و كوچكترینش این است كه شیرینی ذكرم را از قلبش می برم .

و از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل است كه فرمود:

161 - ( العلم الذی لا یعمل به كالكنز الذی لا ینفق منه اتعب صاحبه نفسه فی جمعه و لم یصل الی نفعه ) .

یعنی: علمی كه بدان عمل نشود مانند گنجی است كه خروج نگردد، صاحبش خود را در جمع آوری آن به زحمت انداخته ولی به نفعش نرسیده است .

و از امیر المومنین عليه‌السلام نقل شده است كه:

162 - ( العلم مقرون الی العمل، فمن علم عمل، و من عمل علم، و العلم یهتف بالعمل فان اجابه و الا ارتحل ) .

یعنی: علم همراه عمل است، هر كس كه می داند عمل می كند و هر كس كه عمل می كند، می داند. علم صاحبش را به صدای بلند به عمل می خواند اگر او این دعوت را بپذیرد، علمش باقی می ماند، اما اگر این دعوت را رد نماید، علمش كوچ خواهد كرد .

و از امام صادق عليه‌السلام در تفسیر آیه شریفه: ( انما یخشی الله من عباده العلماء ) آمده است:

163 - ( یعنی من یصدق قوله فعله، و من لم یصدق قوله فعله فلیس بعالم ) .

یعنی: عالم كسی است كه كردارش، گفتارش را تصدیق نماید و كسی كه گفتارش به وسیله كردارش تصدیق نگردد، عالم نیست.

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل شده است كه فرمود:

164 - ( اوحی الله بعض انبیائه: قل للذین یتفقهون لغیر الدین، و یتعلمون لغیر العمل، و یطلبون الدنیا لغیر الاخره، یلبسون للناس مسوك الكباش و قلوبهم كقلوب الذئاب، السنتهم احلی من العسل، و اعمالهم امر من الصبر: ایای یخادعون؟! و بی یستهزوون؟! ولا تیحن لكم فتنه تذر الحكیم حیرانا ) .

یعنی: خداوند متعال بر پیامبری این چنین وحی فرستاد: به كسانی كه فهمشان را در غیره راه دین صرف می كنند، و علم می آموزند برای آنكه عمل نمایند، و دنیا را طلب می كنند نه آخرت را، و پوست میش بر تن می كنند ولی در واقع مانند گرگ درنده اند، و زبانشان شیرین تر از عسل و كارهایشان تلختر از صبر ( 77 ) ، بگو كه: آیا با من خدعه و نیرنگ می كنند آیا مرا مسخره می نمایند؟ شما را به فتنه ای دچار كنم كه حكما و دانشمندان از آن به حیرت بیفتند .

و نیز فرمود:

165 - ( مثل الذی یعلم ولا یعمل به مثل السراج یضی ء للناس و یحترق نفسه ) .

یعنی: آن كس كه می داند ولی عمل نمی كند، مانند چراغی است كه به مردم نور می رساند، ولی خود را به آتش می دهد .

وظایف شاگرد در برابر استاد

تا اینجا تكالیف عالم در برابر پروردگار بیان گردید، در اینجا مناسب است تكالیف عالم در برابر استادش نیز ذكر گردد. عبد الله بن حسناز جدش عليه‌السلام نقل كرده است كه فرمود:

166 - ( ان من حق المعلم علی المنعلم علی المتعلم ان لا یكثر السوال علیه، ولا یسبقه فی الجواب، ولا یلح علیه اذا اعرض عنه، ولا یاخذ ثوبه اذا كسل، ولا یشیر الیه بیده، ولا یخزره بعینه، ولا یشاور فی مجلسه، ولا یطلب عوراته، و ان لا یقول: قال فلان خلاف قولك، ولا یفشی له سرا، ولا یغتاب عنده، و ان یحفطه شاهدا و غائبا، و یعم بالسلام، و یخصه بالتحیه، و یجلس بین یدیه، و ان كان له حاجه سبق القوم الی خدمته، ولا یمل من طول صحبته، فانما هو مثل النخله ینتظر متی تسقط علیك منها منفعه و العالم بمنزله الصائم القائم المجاهد فی سبیل الله، و اذا مات العالم، انثلم فی الاسلام ثلمه لا تنسد الی یوم القیامه، و ان طالب العلم لیشیعونه سبعون الفا مقربی السماء ) .

یعنی: از حقوق بر شاگرد این است كه:

- زیاد از او سوال نكند.

- اگر كسی سوال كرد، او پیش از استاد جواب نگوید.

- اگر استاد رویش را برگرداند، وی پافشاری و سماجت نكند.

- اگر استاد حالش مناسب نیست، دست به دامن او نگردد.

- با دستش به سوی او اشاره نكند.

- با گوشه چشم به او نگاه نكند.

- در محضر استاد با دیگران گفتگو و مشورت ننماید.

- از استاد عیبجویی نكند.

- نزد استاد نگوید: فلانی بر خلاف گفته شما چنین گفت.

- اسرار او را فاش ننماید.

- در محضر غیبت نكند.

- هم در حضور و هم در غیاب، حافظ او باشد.

- غیر از سلامی كه به جمع می كند، تحیتی مخصوص خدمت استاد عرضه بدارد.

- در مقابلش بنشیند.

- اگر استاد چیزی خواست برای انجامش از دیگران پیشی بگیرد.

- از طولانی شدن سخنانش دلگیر نشود، چون استاد نظیر درخت خرمایی است كه باید در انتظارش نشست تا چه وقتی منفعتی از او تراوش كند.

- عالم نظیر روزه دار مجاهد در راه خداست، وقتی عالمی بمیرد، شكافی در اسلام ایجاد می شود كه تا روز قیامت، مسدود نخواهد گردید.

طالب علم را هفتاد هزار از مقربین آسمان همراهی می كنند .

از ابن عباسنقل شده است كه گفت: كوچكی طلب علم را تحمل كن تا بعدها به صورت بزرگ در آیی كه دیگران به تو مراجعه كنند .

حكیمی گفت: كسی كه در كوچكی دوران دانش آموزی را تحمل نكند تا ابد در جهلش باقی خواهد ماند .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل است كه فرمود:

167 - ( لیس من اخلاق المومن الملق الا فی طلب العلم ) .

یعنی: تملق از اخلاق انسان با ایمان نیست، مگر در راه كسب دانش .

انواع علوم

حضرت صادق عليه‌السلام فرمود:

168 - ( وجدت علوم الناس كلها فی اربع خصال: اولها ان تعرف ربك و الثانیه ان تعرف ما صنع یك و الثالثه ان تعرف ما اراد منك و الرابعه تعرف ما یخرجك من دینك ) .

یعنی: تمام دانشهای مردم را در چهار خصلت یافتم:

اول اینكه: پروردگارت را بشناسی.

دوم اینكه: بدانی او با تو چه كرده است.

سوم اینكه: بدانی از تو چه می خواهد.

چهارم اینكه: بدانی چه چیزی تو را از دست خارج می سازد .

و از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:

169 - ( ما بعث الله عزوجل نبیا قط حتی یاخذ علیه ثلاثا: الا قرار بالعبودیه و خلع الانداد و ان الله تبارك و تعالی یمحو ما یشاء و یثبت ما یشاء ) .

یعنی: خداوند متعال پیامبری را مبعوث نكرد مگر اینكه از او سه پیمان گرفت: اقرار به بندگی، ترك شرك و اینكه همه چیز دست خداست، هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد نگه می دارد .

آداب كسب و كار

پس از درك فضیلت و ارزش دو گوهر گرانبهای علم و عمل باید بدانی كه غیر از این دو بقیه همه باطلند و هیچ خیری در آنها نیست و لغو و بیهوده اند و حاصلی ندارند؛ چون غیر از این دو، یا ضروریات زندگی است یا اضافه بر آن برای روشن شدن مطلب، ناچار از شرح این دو هستیم.

قسم اول (78) : ضروریات زندگی

طلب آن گناه نیست بلكه از عبادات شمرده شده است، رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

170 - ( الكاد علی عیاله كالمجاهد فی سبیل الله ) .

یعنی: كسی كه در راه تامین مخارج خانواده اش زحمت می كشد، مانند مجاهد در راه خداست .

امیر المومنین عليه‌السلام فرمود:

171 - ( اتجروا بارك الله لكم فانی سمعت رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم یقول: ان الرزق عشره اجزاء: تسعه فی التجاره و واحده فی غیرها ) .

یعنی: معامله كنید - خداوند به شما بركت بدهد - چون رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شنیدم كه می فرمود: روزی ده جزء دارد، نه جزء آن در معامله هست و یك جزء در چیزهای دیگر .

امام صادق عليه‌السلام فرمود:

172 - ( كفی بالمرء اثما یضیع من یعول ) .

یعنی: همین یك گناه مرد را بس است كه حق خانواده خود را ضایع كند .

و رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

173 - ( ملعون ملعون من یضیع من یعول ) .

یعنی: ملعون است، ملعون است كسی كه حق خانواده خویش را ضایع نماید .

باید توجه داشت كه در كسب و كار، اموری باید مراعات گردد:

اول اینكه: به دنبال حلال باشد و از حرام بلكه امور شبهه ناك بپرهیزد، چون اقدام در مواردی كه معلوم نیست حلالند یا حرام، انسان را به حرام می اندازد، رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

174 - ( من لم یبال من این اكتسب المال، لم یبال الله من این ادخله النار ) .

یعنی: كسی كه اهمیت نمی دهد (از چه راهی مال به دستش بیاید، خداوند سبحان نیز اهمیت نمی دهد كه از چه راهی او را به جهنم بیندازد .

دوم اینكه: به قدر كفایتش قناعت كند، بنابر این، اگر مثلا، می تواند تمام روز را به اندازه یك دینار كار كند ولی می داند كه مخارجش به اندازه یك سوم دینار است یك سوم روز را كار كند... و بقیه روز را در عبادت صرف نماید و می تواند یك روز را كار كند و دو روز مشغول عبادت گردد: ذخیره ساختن مخارج یك سال نیز جایز است اما بیش از آن خطرناك می باشد ( 79 ) .

شیخ صدوق رحمه‌الله از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت كرده است كه فرمود:

175 - ( من اصبح معافی فی جسده امنا فی شربه و عنده قوت یومه و لیله فكانما حیزت له الدنیا، یا ابن جعشم! یكفیك منها ما سد جوعتك، وواری عورتك، فان یكن بیت یكنك فذاك، و ان تكن دابه تركبها فبخ بخ، والا فالخبز و ماء الجزه و ما بعد ذلك حساب علیك او عذاب ) .

یعنی: كسی كه بدنش سالم، دارای امنیت و مالك مخارج یك روز و شب خود باشد، گویا تمام دنیا را دار است. ای پس جعشم! مخارجی كه بر تو لازم است، اول غذایی است كه گرسنگی تو را بر طرف سازد. و دوم لباسی است كه بدنت را بپوشاند. اگر خانه هم داشتی كه خوب است و اگر وسیله سواری هم بر اینها اضافه شد كه خیلی عالی است. اما اگر اینها فراهمم نشد، نان و آبت كه باشد، كافی است؛

چون غیر از آن، یا حساب دارد یا عذاب .

سوم اینكه: حرص را كه امر مذمومی است، ترك نماید؛ چون موجب ارتكاب كارهای مشتبه و در نتیجه، گاهی اوقات حرام می گردد و باید دانست كه روزی بندگان خدا تقسیم گردیده، نه تلاش حریص آن را زیاد می كند نه كوتاهی و نشستن، آن را كم می نماید.

از معصومین عليهم‌السلام روایت شده است كه فرمودند:

176 - ( من لم یعط قاعدا لم یعط قائما ) .

یعنی - اگر به كسی كه نشسته و تلاش ندارد، عطایی نشود، چنانچه تلاش بیهوده هم بكند، به او عطا نخواهد شد. (یعنی تلاش بیهوده و حرص زدن، روزی حلال و عطای الهی را زیاد نمی كند ( . )

رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در حجه الوداع فرمود:

177 - ( ایها الناس، ما اعلم عملا یقربكم الی الجنه و یباعد كم من النار الا و قد نباتكم به وحثتكم علی العمل به، و ما من عمل یقربكم من النار و یباعدكم من الجنه الا و قد حذر تكموه و نهیتكم عنه. الا و ان روح الامین نفث فی روعی انه لا تموث نفس حتی تستكمل رزقها، فاجملوا فی الطلب ولا یحملنكم استبطاء شی ءمن الرزق ان تطلبوه بمعصیه الله، ان الله قسم الا رزاق بین خلقه حلالا و لم یقسم حراما فمن اتقی و صبر اتاه رزق الله، و من هتك حجاب الستر و عجل فاخذه من غیر حله قوصص به من رزقه الحلال و حوسب به یوم القیامه ) .

یعنی: مردم! آنچه را به بهشت نزدیكتان می كند و از جهنم دورتان می سازد، به اطلاعتان رساندم و شما را بر عمل بدان تحریك نمودم. و آنچه به جهنم نزدیكتان می كند و از بهشت دورتان می سازد، شما را از آن برحذر داشتم و نهیتان نمودم. آگاه باشید كه روح الامین در قلب من دمید كه:

هیچ كس نمی میرد مگر آنكه روزیش را كاملا دریافت می دارد، پس كمتر دنبال طلب دنیا باشد، اگر روزیتان به تاخیر افتاد، مبادا از طریق معصیت آن را دنبال طلب دنیا باشید، اگر روزیتان به تاخیر افتاد، مبادا از طریق معصیت آن را بجویید، همانا خداوند متعال، روزی حلالی را بین مردم تقسیم نمود، ولی حرامی را تقسیم نكرده كسی كه صبر كند و تقوا را مراعات نماید، روزی حلال خدایی به او می رسد و كسی كه پرده دری كرد و عجله نمود و از غیر طریق حلال آن را دریافت كرد، در دنیا از روزی حلالش به همان مقدار كنم خواهد گردید و در آخرت نیز نسبت به آن به میز محاكمه كشیده خواهد شد .

روزی آن حضرت به یكی از اصحاب خود فرمود:

178 - ( كیف بك اذا بقیت فی قوم یجمعون رزق سنتهم، و یضعف الیقین فاذا اصبحت فلا تحدث نفسك بالمساء، و اذا امسیت فلا تحدث نفسك بالصباح فانك لا تدری ما اسمك غدا ) .

یعنی: حالت چگونه خواهد بود اگر زنده بمانی و ببینی قومی را كه خرج یك سالشان را ذخیره می كنند و حال آنكه یقینشان (به مبدا و معاد) ضعیف است؟

مبادا هنگام صبح، شب را بخوری (و فكرت را بدان مشغول سازی) و مبادا هنگام شب، غصه صبح را بخوری، تو كه نمی دانی فردا نامت چیست (آیا نامت زنده است یا مرده؟).

تا اینجا مربوط به در آمد بود ( 80 ) می فرماید:

( ان المبذرین كانوا اخوان الشیاطین ) ( 81 ) .

یعنی: اسرافكاران، برادران شیاطینند .

و رسولش صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

179 - ( من بذر، افقره الله ) .

یعنی: كسی كه ریخت و پاش داشته باشد، خداوند متعال او را فقیر خواهد ساخت .

و نیز فرمود:

180 - ( ما عال من اقتصد ) .

یعنی: آنكه میانه روی داشته باشد، نیازمند نخواهد شد .

در قبال افرادی كه باید مخارج آنان را بر عهده گرفت، وظایف و تكالیف هست به شرح ذیل:

اول - خود انسان:

باید از پر خوری اجتناب نمود، چون از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه:

181 - ( حسب ابن ادم لقیمات یقمن صلبه فان كان ولا بد فلیكن الثلث للطعام و الثلث للشراب و اللثلث الاخر للنفس ) .

یعنی: برای فرزند آدم چند لقمه كه بتواند او را سر پا نگه دارد كافی است، پس وقتی احتیاج به غذا پیدا كردم (مبادا شكم را از غذا پر كند بلكه) یك سوم را به غذا اختصاص بدهد، یك سوم دیگر را به نوشیدنیها و یك سوم آخر را برای نفس كشیدن .

و نیز فرمود:

182 - ( اكثر الناس شبعا، اطولهم جوعا یوم القیامه ) .

یعنی: طولانی ترین گرسنگی در قیامت، مخصوص كسانی است كه در دنیا سیرترند .

علاوه بر این، پرخوری آفاتی به دنبال دارد منجمله:

- موجب قساوت قلب می شود.

- اعضای بدن را از عبادت باز می دارد.

- مانع از شب زنده داری و تهجد می گردد.

- مانع از نماز شب می شود.

- آنانكه پرخورند برگرد مزبله ها می گردند، ولی كسانی كه شكمشان از غذا سبك است، در مساجد دور می زنند.

دوم - خانواده:

در این مورد باید میانه روی را مراعات نموده بر آنان تنگ نگیرد، بلكه مستحب است وسعت دهد. و هرگاه وعده ای داد به آن وفا نماید تا خوشحال شوند.

از امام موسی كاظم روایت شده است كه فرمود:

183 - ( اذا و عدتم الصغار فاوفوا لهم فانهم یرون انكم انتم الذین ترزقونهم، و ان الله عزوجل لیس یغضب لشی ء كغضبه للنساء و الصبیان ) .

یعنی: هر وقت به بچه ها وعده دادید، به آن وفا كنید، چون اینها گمان می كنند كه شما روزی رسان هستید و خداوند عزیز و جلیل برای چیزی آنقدر غضبناك نمی شود كه به خاطر زنان و كودكان (بر مردان) غضب می كند .

از سنتهای مستحب این است كه مرد برای خانواده اش میوه تهیه كند،

خصوصا در جمعه ها كه امیر المومنین عليه‌السلام فرمود:

184 - ( اطوقوا اهالیكم فی كل الیله جمعه بشی ء من الفاكهه ) .

یعنی: هر شب جمعه با میوه، نزد خانواده هایتان بیائید (تا اینها به خاطر جمعه خوشحال شوند).

سوم - پدر و مادر:

اكرام پدر و مادر خصوصا مادر مستحب است ( 82 ) . امام صادق عليه‌السلام فرمود:

185 - ( افضل الاعمال الصلوه لوقتها، و بر الوالدین، و الجهاد فی سبیل الله ) .

یعنی: بهترین كارها سه چیز است: نماز در اول وقت، نیكی به والدین و جهاد در راه خداوند .

در روایت آمده است كه:

186 - ( ان موسی لما ناجی ربه رای رجلا تحت ساق العرش قائما یصلی فغبطه بمكانه و قال: یا رب، بما بلغت عبدك هذا ما اری؟ قال: یا موسی، انه كان بارا بوالدیه و لم یمش بالنمیمه ) .

یعنی: وقتی حضرت موسی عليه‌السلام با پروردگارش مناجات می كرد، مردی را دید كه زیر عرش الهی به نماز ایستاده است، بر او غبطه خورد و گفت: پروردگارا! به چه سبب این بنده را به این مقام رساندی كه می بینم؟ گفت: این بنده دو خصلت نیكو داشت كه به این مقام رسید: اولا به پدر و مادرش نیكی می كرد و ثانیا سخن چین نبود (و حرف مردم را نزد دیگران نقل نمی كرد).

فردی نزد رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم آمده عرضه داشت: یا نداده باشم، آیا راه توبه ای برایم هست؟ فرمود:

187 - ( هل بقی من والدیك احد؟ ) .

یعنی: آیا از پدر و مادرت هیچكدام باقی مانده اند؟ .

گفت: بلی، پدرم.

فرمود: اذهب و ابرره .

یعنی: برو و به او نیكی كن .

وقتی این مرد برگشت، حضرت فرمود: لو كانت امه.

یعنی: اگر مادر می داشت، بهتر بود .

و نیز فرمود:

188 - ( من سره ان یمد له فی عمره و یبسط له فی رزقه فلیصل ابویه فان صلتهما من طاعه الله ) .

یعنی: كسی كه دلش می خواهد عمرش طولانی شود و روزی اش فراخ و گسترده گردد، باید به پدر و مادرش نیكی كند؛ چون رسیدگی به آنان!طاعت حق محسوب می گردد .

فردی به امام صادق عليه‌السلام عرضه داشت: پدر كهنسالی دارم كه هر وقت حاجتی دارد او را حمل می كنم. حضرت فرمود:

189 - ( ان استطعت ان تلی ذلك منه فافعل، فانه جنه لك غدا ) .

یعنی: اگر توانستی این كار را ادامه بده؛ چون این عمل تو سپری خواهد شد در برابر آتش قیامت .

و نیز فرمود:

190 - ( ما یمنع احدكم ان یبر والدیه حیین و میتین؟ یصلی عنهما، و یصوم عنهما، و یتصدق عنهما، فیكون الذی صنع لهما و له مثل ذلك فیزیده الله ببره خیرا كثیرا ) .

یعنی: چرا به پدر و مادر زنده یا مرده خود نیكی نمی كنید؟ از طرف آنان نماز بگزارید، روزه بگیرید، صدقه دهید كه هم به آنان بهره برسد و هم به شما كه خداوند به واسطه همین اعمال نیكتان، پاداش خیر شما را زیاد خواهد نمود .

حقوق فرزند و والدین در قبال یكدیگر

چون سخن بدینجا كشید، مناسب است قدری از وظایف فرزند و والدین در قبال همدیگر و نیز كیفیت ارتباطشان مطالبی گفته شود:

فرزند نباید پدر و مادرش را به اسم، صدا بزند و نباید جلوتر از آنان راه برود و یا قبل از ایشان بنشیند. فردی به رسول الله عرض كرد: حق این فرزند چیست؟

فرمود:

191 - ( تحسن اسمه و ادبه، و تضعه موضعا حسنا ) .

یعنی: نام نیك برایش اختیار كنی. درست ادبش نمایی و آینده خوبی را برایش در نظر بگیری. از سخنان آن حضرت است كه فرمود:

192 - ( من سعاده الرجل الولد الصالح ) .

یعنی: فرزند صالح از نشانه های سعادت انسان است.

193 - و فرمود: ( الولد للوالد ریحانه من الله یشمها بین عباده، و ان ریحانتی الحسن و الحسین عليهما‌السلام سمیتهما باسم سبطی بنی اسرائیل شبرا ) .

یعنی: فرزند برای پدر همانند گلی است از جانب خدا كه او را می بوید. و همان گل من حسن و حسین هستند كه آنها را همنام دو سبط بنی اسرائیل (فرزندان هارون) شبر و شبیر قرار دادم .

فضل بن ابی قرهاز امام صادق عليه‌السلام نقل كرده است كه فرمود:

194 - ( قال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم مر عیسی بن مریم عليه‌السلام بقبر یعذب صاحبه، ثم مر به من قابل فاذا هولا یعذب فقال: یا رب مررت بهذا القبر عام اول و كان یعذب و مررت به العام فاذا هو لیس یعذب! فاوحی الله الیه انه ادرك به ولد صالح فاصلح طریقا و اوی یتیما فلهذا غفرت له بما عمل ابنه، ثم قال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم میراث الله عزوجل من عبده المومن ولد یعبده من بعده ) .

یعنی: حضرت رسول صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: عیسی بن مریم عليه‌السلام روزی گذارش بر قبری افتاد كه صاحبش در عذاب بود، سال بعد كه از همان قبر گذر كرد، مشاهده كرد كه عذاب بر طرف گردیده است عرض كرد: بار خدایا! سال قبل كه از اینجا می گذشتم این فرد در عذاب بود، اما امسال در عذاب نیست! پس خداوند متعال وحی فرستاد: فرزند صالحی از این فرد باقی مانده كه: راه را اصلاح می كند ( 83 ) و یتیم را پناه می دهد، به همین خاطر (یعنی عمل فرزندش) او را بخشیدم.

سپس رسول حق صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: ارثی كه بنده مومن برای خدا به جای می گذارد، فرزندی است كه پس از او بندگی خدا كند .

آنگاه حضرت صادق عليه‌السلام این آیه را تلاوت فرمود كه خداوند متعال از زبان حضرت زكریا حضرت زكریا نقل می كند كه:

( رب... فهب لی من لدنك ولیا یرثنی و یرث من ال یعقوب و اجعله رب رضیا ) ( 84 ) .

یعنی: پروردگارا! از جانب خود به من فرزندی عطا كن تا وارث من و خاندان یعقوب باشد و او را راضی قرار بده .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل شده است كه فرمود:

195 - ( من ولد له اربعه اولاد ولم یسم احدهم باسمی، فقد جفانی ) .

یعنی: كسی كه صاحب چهار فرزند شود ولی هیچیك را به اسم من ننامد، به من جفا كرده است .

سلیمان جعفری نقل می كند كه می گوید: شنیدم امام كاظم عليه‌السلام می فرمود:

196 - ( لا یدخل الفقر میتا فیه اسم محمد او احمد او علی او الحسن او الحسین او طالب او عبد الله او فاطمه من النساء ) .

یعنی: در خانه ای كه نام محمد، یا احمد، یا علی، یا حسن، یا حسین، یا طالب، یا عبد الله، یا فاطمه از بین زنان باشد، فقرا وارد نمی شود .

از امام باقر عليه‌السلام نقل است كه فرمود:

197 - ( ان الشیطان اذا سمع منادیا ینادی: یا محمد، یا علی، ذاب كما یذوب الرصاص ) .

یعنی: هر وقت شیطان بشنود كسی نام محمد یا علی را صدا می زند، مانند سرب یا قلع، ذوب می شود .

امام رضا عليه‌السلام فرمود:

198 - ( لا یولد لنا مولود الا سمیناه محمدا، فاذا مضی سبعه ایام فان شئنا غیرنا والا تركنا ) .

یعنی هرگاه فرزندی بر ایمان به دنیا آمد تا یك هفته نامش را محمد می گزاریم، پس از آن، اگر خواستیم تغییر می دهیم و گر نه همان نام را اختیار می نماییم .

و نیز فرمود:

199 - ( استحسنوا اسماء كم فانكم تدعون بها یوم القیامه: قم یا فلان ابن فلان الی نورك، قم یا فلان ابن فلان لا نور لك ) .

یعنی: برای فرزندانتان نام نیكو انتخاب كنید؛ چون روز قیامت با همان نامها خوانده می شوید (كه صدای می رسد): ای فلانی پسر فلانی!برخیز به سوی نورت، ای فلانی فرزند فلانی تو برخیز نوری نداری.

محمد بن یعقوب از حضرت صادق عليه‌السلام نقل كرده است كه فرمود:

200 - ( اذا كان بامراه احدكم حمل فاتی لها اربعه اشهر فلیستقبل بها القبله و لیضرب علی جنبها و لیقل: اللهم انی قد سمیه محمد فانه یجعله ذكرا فان و فی بالاسم بارك الله فیه، و ان رجع عن الاسم كان لله فیه الخیار، ان شاء اخذه و ان شاء تركه ) .

یعنی: اگر همسرتان بار دار است، چهار ماه كه گذشت؛ او را به قبله قرار داده بر پهلویش بزنید و بگویید خدایا! نامش را محمد گذاشتم. در این صورت خداوند متعال او را پسر قرار خواهد داد. پس اگر به این اسم وفا كرد و او را همینگونه نامید، خداوند در او بركت قرار می دهد و اگر از آن برگشت و اسم دیگری انتخاب كرد، ذات اقدس الهی در این صورت مختار است كه او را بگیرد یا بگذارد .

از رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل شده است كه فرمود:

201 - ( من كان له حمل فنوی ان یسمیه محمدا او علیا ولد له غلام ) .

یعنی: كسی كه فرزندی در راه دارد اگر نیت كند كه نامش را محمد یا علی بگذارد خداوند متعال به او پسر خواهد داد .

هر وقت به او زین العابدین عليه‌السلام بشارت می دادند كه فرزندی برایتان به دنیا آمده، سوال نمی فرمود كه آیا پسر است یا دختر، بلكه می فرمود. آیا سالم و عیب است؟ اگر می گفتند آری، می فرمود:

202 - ( الحمد لله الذی لم یخلق منی شیئا مشوها ) .

یعنی: سپاس خدایی را كه از من فرزندی ناهنجاری به دنیا نیاورد .


6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23