• شروع
  • قبلی
  • 23 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 613 / دانلود: 104
اندازه اندازه اندازه
راز نیایش منتظران

راز نیایش منتظران

نویسنده:
فارسی

تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنین عليهما‌السلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.

لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام نگردیده است.

راز نيايش منتظران

نويسنده : سيد محمد تقى موسوى اصفهانى

پيشگفتار

استثمار محرومان وبهره کشى از مستضعفان، مشکلى نيست که به تازگى بر جامعه بشرى سايه افکنده باشد، بلکه از دير باز انسانيت دچار اين بلاى بزرگ اجتماعى بوده وبا آن به ستيز برخاسته است.

از آغاز خلقت که بنگريم هابيل را در برابر قابيل وابراهيم را در مقابل نمرود، موسى را رو در رو با فرعون وپيامبر اکرم را درگير با کفار قريش - همچون ابولهب، ابوجهل وابوسفيان - مشاهده مى کنيم. هميشه ودر همه جا، گروهى خود را بر ديگران تحميل نموده وبه استضعاف آنها پرداخته اند.

آيا اين جدال را پايانى هست؟ آيا بشريت سرانجام از اين مهلکه عظيم نجات خواهد يافت؟ وآيا جامعه انسانى چهره سعادت ومواسات ومساوات را خواهد ديد؟ آيا مى توان به آينده اميدى داشت؟ يا اينکه بايد بسان حشره اى گم کرده راه، همچنان در تارهاى تنيده از مشکلات مادى وهواهاى نفسانى خويش دست وبا کند وسرانجام به زندگانى ننگين خويش پايان بخشد؟

متفکران شرق وغرب به اين پرسش پاسخهاى گوناگون داده اند، گروهى آن چنان به در مرداب ياس ونا اميدى فرورفته اند که ديگر توان حرکتشان نيست، وبرخى به جاى پرداختن به جامعه خويش، گوشه نشينى ودرويش مسلکى را به عنوان آخرين پناهگاه برگزيده اند.

در اين ميان انديشمندان ژرف نگر به آينده اى روشن تر وبه ساختن جهانى برتر فکر مى کنند، واين راهى است که از دير باز براى انسانها مطرح بوده است. طرح مدينه فاضله توسط افلاطون، سرزمين الدورادور به وسيله ولتر، وشهر آفتاب از سوى توماس کامپانلا، همه نشانه اى است از اين نگرش و توقع نسبت به آينده بشريت.

پيام آوران الهى همواره امت خويش را به پايانى روشن وايده آل بشارت داده اند، بشارت بر اينکه سر انجام پيروزى از آن مستضعفين است وبس. واين وعده الهى است که:( وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ) .

وما چنين اراده کرده ايم که بر ناتوان شدگان زمين منت گذاريم وآنها را پيشوا ووارثان (راستين) آن قرار دهيم. در سيستم انديشه اسلامى انجام اين مهم، بر عهده آخرين جانشين رسول اکرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، بازمانده خدا بر روى زمين، بر پا دارنده حکومت واحد جهانى، امام زمان حضرت حجت بن الحسن العسکرى - ارواحنا فداه - گذارده شده است. پيروزى نهايى به دست قدرتمند او، ونجات مستضعفين به بازوى تواناى آن حضرت مى باشد.

در دوران غيبت امام، شيعه - اين رهروى خستگى نا پذير تاريخ - با آزمايشى سخت ودشوار، ما سازنده وانگيزنده درگير است. از يک سو، به جهت عدم شايستگى جامعه، از ديدار امامش محرم است، واز ديگر سو، در رابطه با باورداشت اين رهبر الهى، وظايفى بس سنگين بر دوش دارد.

انتظار ظهور حضرت مهدى (عجل الله فرجه) - اين حماسه پر شور تشيع - در راس اين وظايف قرار گرفته، ومنتظران حقيقى در نماياندن انتظار راستين خود، تکاليف فراوانى را بايد به انجام رسانند.

از جمله کسانى که در ارائه اين راه به مردم مشتاق کمر همت بسته، مرحوم ميرزا محمد تقى موسوى اصفهانى (معروف به احمد آباد) است. وى به سال ۱۳٠۱ ه. ق. در اصفهان متولد شد ودر سال ۱۳۴٨ ه. ق. يعنى در سن ۴٧ سالگى در گذشت. در دوران عمر کوتاه وپر برکتش حدود ۱٧ کتاب ورساله نگاشت، که از آن ميان کتاب پر ارج مکيال المکارم درباره حضرت حجت - عجل الله تعالى فرجه - مى باشد ونيز سه رساله به فارسى با نامهاى:

۱ - وظيفه الانام فى زمن غيبه الامامعليه‌السلام

۲ - نور الابصار فى فضيله الانتظار

۳ - کنز الغنائم فى فوائد الدعاء للقائمعليه‌السلام

سيرى اجمالى در آن کتاب واين سه رساله، موجى از عشق ومحبت راستين حضرت بقيه الله - ارواحنا فداه - را در نظر خواننده مجسم مى سازد، عشقى فراوان که از ايمانى راسخ سرچشمه گرفته وگويا به وصال محبوب نيز انجاميده است.

انگيزه نکارش کتاب ارزشمند مکيال المکارم يکى از نمونه هاى آن محبت متقابل است، که در عالم رويا به ملاقات آن حضرت نايل شده ودستور نوشتن کتاب را از حضرتش شنوده است که: اين کتاب را بنويس وعربى هم بنويس ونام او را - بگذار مکيال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم.

محقق فرزانه حضرت حجت الاسلام آقاى صافى گلپايگانى (گرد آورنده کتاب شريف منتخب الاثر وبسيارى نوشته هاى سودمند ديگر) در مقدمه جلد دوم کتاب مکيال مکارم مى نويسد: «الکتاب الذى يعرب عن طول باع مولفه وسعه تتبعه وتفکيره، لم نعرف له نظيرا فى بابه، ولم نطلع فى ما کتب حول المهدويه على کتاب مفرد آداب الدعاء للمهدى عليه‌السلام وفوائده غير هذا الکتاب ...»

اين کتاب گوياى حوصله فراوان مولف وگستردگى تحقيق وتفکر وتلاش اوست. در موضوع خود بى نظير است وجز اين، کتابى که در موضوع مهدويت وآداب دعاى بر حضرت مهدىعليه‌السلام وفوايد آن باشد، سراغ نداريم...

در جهت آشنايى بيشتر با شخصيت اين بزرگ، بهتر است که به نقل مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى - محقق انديشمند وکم نظير قرن اخير - اکتفا کنيم که درباره اش نوشت: «عالم فاضل وخطيب بارع... کان من العلماء الاعلام القائمين بالوظايف الشرعيه وامامه الجماعه والوعظ وغيرها

(او) دانشمندى فاضل وگوينده اى نيکو... واز دانشمندان برجسته اى بود که مسئوليتهاى دينى وپيشوايى جماعت وپند وموعظه (مردم) را به انجام مى رساند. از نوشته هاى آن مرحوم درباره حضرت ولى عصرعليه‌السلام ، کتاب مکيال المکارم در سال ۱۳٩٨ ه. ق - (قم. مطبعه العلميه) تجديد چاپ شده، ورساله وظيفه الانام فى زمن غيبه الامام نيز توسط حسينيه عماد زاده اصفهان به چاپ رسيده است. آنچه در اينجا مطالعه مى کنيد دو رساله ديگر يعنى نور البصار فى فضيله الانتظار وکنز الغنائم فى فوائد الدعاء للقائمعليه‌السلام مى باشد.

در نيمه شعبان ۱۳٩٧ نمايشگاهى از کتب ويژه حضرت مهدىعليه‌السلام با نام روزنى بسوى نور در تهران تشکيل گرديد و۳۱۳ جلد کتاب به نمايش گذارده شد، در سال ۱۳٩٨ با تعدادى فزونتر در مشهد ودر نيمه شعبان ۱۳٩٩ در تهران (موزه نگارستان) با بيش از ۵٠٠ کتاب تکرار گرديد.

اين نمايشگاهها از سوى مقامات علمى وروحانى، اساتيد محترم وانديشمندان اسلامى مورد استقبال وتشويق فراوان قرار گرفت. انجام اين امر براى پژوهشگران وعلاقمندان، انگيزه اى بود که به احياى اين آثار ارزشمند دست يا زند وکوششى فزونتر در اين مسير بکار گيرند.

به عنوان نمونه مى توان از دو اثر ارزنده کتاب الغيبه (تاليف شيخ نعمانى) والبرهان فى علامات مهدى آخر الزمان (تاليف متقى هندى) نام برد که به همت والاى دانشمند معظم جناب آقاى عى اکبر غفارى تصحيح وتجديد چاپ شدند.

انگيزه گزينش وتجديد چاپ اين دو رساله نيز همان بود، به علاوه که اين دو رساله چنان کمياب است که حتى در کتاب خانه مرکزى دانشگاه تهران، کتاب خانه آسان قدس رضوى (مشهد)، ونيز کتاب خانه مجلس شورا (تهران) يافت نشد، واين خود تاييدى ديگر بر ضرورت انجام اين مهم بود.

به هر حال نسخه عکسبردارى شده کتاب را از طريق همان نمايشگاه ونسخه اصلى را از کتاب خانه شخصى حجت الاسلام جناب آقاى شريعت پناه تهيه کرديم. بدين وسيله از الطاف و محبتهاى ايشان ومسئولين نمايشگاه صميمانه سپاسگزارى مى نماييم. در پايان، ضمن پوزش از کمبود ها، پيشنهادات و- راهنمايى هاى مفيد دانشوران معظم را ارج نهاده ومغتنم مى شماريم.

انتشارات بدر تهران - زمستان ۱۳۵٨

نور الابصار فى فضيلة انتظار

بسم الله الرحمن الرحيم و هو حسبى

«الحمد لله المنعم المنان الذى جعل انتظار مولانا صاحب الزمان افضل عبادات اهل الايمان والصلواة على نبيه وصفيه محمد الذى نزل عليه القرآن وعلى آله المعصومين امناء الرحمن وحجج الله على الانس والجان ولعنه الله على اعدائهم اهل الکفر والطغيان

اما بعد بنده شرمنده جانى محمد تقى ابن عبدالرزاق الموسوى الاصفهانى عفى الله تعالى عنهما، به عرض برادران ايمانى مى رساند که چون از افضل عبادات در اين اعصار انتظار فرج و ظهور خاتم ائمه «اطهار المدخر لاخذ الثار والانتقام من الاشرار والکفار اعنى الامام الغائب عن الابصار القائم المنتظر المهدى الحجه بن الحسن العسکرى عليهما‌السلام » است، لهذا محض خدمت به آن بزرگوار وبه جهت دلالت بسوى اين امر جليل، جمع نمودم در اين مختصر بعضى از آنچه وارد شده است در اخبار مرويه از ائمه اطهار، در فضيلت اين انتظار.

اميد آنکه در روز شمار در زمره انصاران امام ابرار بشمار آيم. وناميدم آن را به کتاب نور الابصار فى فضيله الانتظار ومشتمل نمودم آن را بر يک مقدمه وسه مقصد و يک خاتمه. اما مقدمه: بدان که مؤمن بايد قصدش در انتظار، فرمان بردارى خداوند عالميان ومحبت به رسول او وائمه اطهارعليهم‌السلام باشد تا به ثوابهاى کامله انتظار فائز ورستگار گردد، انشاء الله تعالى.

ثواب وفضيلت انتظار

در بيان جمله اى از اخبار وارده در ثواب وفضيلت انتظار، به نحو اختصار. در کمال الدين از حضرت صادقعليه‌السلام روايت شده که فرمودند: هر کس از شماها بميرد با ايمان در حالى که منتظر باشد مثل کسى است که در خيمه حضرت قائمعليه‌السلام در خدمت آن جناب باشد.

و در حديث ديگر از پدران خود از حضرت امير المؤمنينعليه‌السلام روايت فرموده که فرمودند: هر کس انتظار فرج ما را داشته باشد مانند کسى است که در راه خدا در خون خودش غلطيده باشد. ودر حديث ديگر حضرت صادقعليه‌السلام فرمود: خوشا به حال شيعيان قائم ما، که انتظار ظهور او را داشته باشند در زمان غائب بودن او، واطاعت او نمايند در زمان ظهور او، ايشانند اولياء خدا که ترس وحزنى نيست بر آنها در روز جزاء. واز حضرت رسولصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم مروى است که:

افضل عبادتها انتظار فرج داشتن است. ودر بحار از عبد الحميد واسطى منقول است که گفت: به حضرت امام محمد باقرعليه‌السلام گفتم که: ما دست از بازارها وکسبهاى خود برداشته ايم، به جهت انتظار اين امر، به نحوى که بعضى از ما نزديک است سائل به کف شود.

فرمود: اى عبد الحميد آيا گمان مى کنى کسى که در راه خدا چنين کند، خداوند فرج وگشايش باو ندهد؟ خدا رحمت کند بنده اى را که خودش را براى يارى ما نگاه مى دارد، خدا رحمت کند بنده اى را که امر ما را احياء مى کند.

گفتم: اگر به حال انتظار بميرم پيش از ظهور قائم شما، چه ثواب دارم؟ فرمود: هر کس از شماها که در حال انتظار حضرت قائم از دنيا برود، و عزم يارى کردن او را داشته باشد در زمان ظهورش، مثل کسى است که در رکاب او جهاد کرده باشد و شهيد شده باشد.

و از حضرت امام زين العابدينعليه‌السلام منقول است که فرمودند: انتظار فرج داشتن، از افضل اعمال است. و در احتجاج از آن حضرت روايت است که به ابى خالد کابلى فرمودند که:

طولانى مى شود زمان غائب بودن ولى خدا - که دوازدهمين از اوصياء حضرت رسولصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم وائمه بعد از آن جناب است - اى ابا خالد، بدرستى که آن مؤمنانى که در زمان غائب بودن او مى باشند و اعتقاد و يقين به امامت او دارند و انتظار زمان ظهور او را مى کشند، بهتراند از اهل هر زمانى، زيرا که خداوند تبارک وتعالى چنان عقل و هوشى به آنها عطا فرموده که غائب بودن امامشان با حضور او نزد آنها يکسان است، و قرار داده آنها را در آن زمان به منزله کسانى که جهاد نمودند در خدمت حضرت رسولصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم با کفار به شمشير.

ايشانند مؤمنين خالص وشيعيان ما به حقيقت و راستى، ودعوت کنندگان بسوى دين خدا عز وجل، به آشکار و نهان. و در خبر ديگر است که فرمود: هر مؤمنى که ثابت بماند بر ولايت ما، در زمان غائب بودن قائم ما، عطاء مى فرمايد حق تعالى به او ثواب هزار شهيد را، که مثل شهداى بدر واحد باشند.

مولف گويد که چون باقى بودن بر حال انتظار لازمه ثبوت ولايت وعلامات آن است، مى توان اين ثواب را براى آن اثبات نمود. ودر کمال الدين از صقر بن ابى دلف روايت است که گفت شنيدم از حضرت امام محمد تقىعليه‌السلام که فرمود: امام بعد از من پسر من على است، امر او امر من است وگفتار او گفتار من است، و اطاعت او اطاعت من. وامام بعد از او پسر او حسن است، امر او امر پدرش على است و قول او قول پدر اوست وطاعت او طاعت پدر او. آنگاه ساکت شدند.

گفتم: يابن رسول الله پس کيست امام بعد از امام حسن عسکري؟ حضرت گريه شديدى نمودند، آنگاه فرمودند: بدرستى که امام بعد از امام حسن عسکرى پسر اوست، که قائم بحق ومنتظر است.

گفتم: يابن رسول اللهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم چرا او را قائم مى نامند؟ فرمودند: براى آنکه قيام مى فرمايد بعد از اينکه نام او از ميان رفته باشد و بيشتر قائلين به امامت او از دين برگردند. (يعنى به جهت طول غيبت او) گفتم: چرا او را منتظر نامند؟

فرمود: به جهت آنکه از براى او غائب شدنى اتفاق مى افتد که بسيار مى شود روزگاران وطول مى کشد زمان آن پس مؤمنين خالص به انتظار او باقى مى مانند و شک کنندگان او را انکار مى کنند و انکار کنندگان به ذکرا واستهزاء مى نمايند و کسانى که وقت براى ظهورش معين مى کنند دروغگو مى باشند وکسانى که عجله مى کنند هلاک مى شوند (يعنى از دين بر مى گردند) وکسانى که فرمان بردار ائمه خود هستند (يعنى چون وچرا نمى کنند وبه دستور العمل امامان دين رفتار مى کنند) نجات مى يابند.

مولف مى گويد که مراد از عجله اى را که باعث هلاکت مى شود، در مقدمه کتاب کنز الغنائم بيان نموده ام. واز حضرت اميرعليه‌السلام مروى است که فرمودند: منتظر فرج باشيد واز رحمت خداوند نا اميد نباشيد، بدرستى که پسنديده ترين اعمال بسوى حق تعالى انتظار فرج است.

و از حضرت صادقعليه‌السلام مروى است که فرمود: هر کس از شماها بميرد، در حالتى که انتظار ظهور امام زمان را داشته باشد، مانند کسى است که با حضرت قائم در خيمه آن حضرت باشد. انگاه اندکى ساکت شد، بعد فرمود: بلکه مانند کسى است که در رکاب او جهاد کند. بعد فرمود: نه والله، بلکه مانند کسى است که در رکاب حضرت رسولصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شهيد شده باشد.

حقير گويد: در اين حديث سه درجه از ثواب را تدريجا ذکر فرموده اند که از براى منتظرين ظهور حضرت قائم هست. ودر بحار از حضرت امير المؤمنينعليه‌السلام حديثى روايت شده که خلاصه اش اين است که: حق تعالى به کسانى که در زمان غائب بودن امام، انتظار ظهور او را دارند، ودين خود را محکم نگاه مى دارند، عطا فرمايد آن ثوابهاى واقعى کامل را، که به آزادى عمل نمودند بر طبق احکام واقعيه و عبادات صحيحه قرار داده، اگر چه آنها به سبب غائب بودن آن حضرت، دسترسى به فهميدن حکمهاى واقعى و عبادات حقيقى نداشته باشند، (يعنى به ازاى اعمال وعبادات ظاهريه که مطابق تکليف فعلى خود بجا مى آورند، اجر وثواب اعمال وعبادات کامله حقيقه را مرحمت مى فرمايد، به واسطه فضيلت انتظار داشتن از براى ظهور امامعليه‌السلام واخذ واقعيات احکام).

و در نجم ثاقب از غيبت شيخ طوسىرحمه‌الله از مفضل روايت است که گفت: ذکر نموديم قائمعليه‌السلام را، وکسى که مرد از اصحاب ما، که انتظار او را مى کشيد. پس حضرت صادقعليه‌السلام فرمود به ما که:

چون حضرت قائمعليه‌السلام خروج کند کسى بر سر قبر مؤمن مى آيد، پس به او مى گويد که اى فلان، بدرستى که ظاهر شد صاحب تو، پس اگر خواهى که ملحث شود واگر مى خواهى که اقامت کنى در نعمت پروردگار خود پس اقامت داشته باش.

مولف گويد از اين حديث ظاهر مى شود که اين مطلب که زنده شدن در زمان ظهور آن بزرگوار باشد، يکى از جمله فوائد انتظار است، چنانچه اين فائده در دعاى براى آن حضرت نيز وارد شده.

و از ابى حمزه روايت است که گفت به حضرت صادقعليه‌السلام عرض کردم: فدايت شوم، پير وبى قوه شده ام واجلم نزديک شده است ومى ترسم پيش از وقوع امر فرج شما بميرم. فرمودند: اى ابا حمزه، هر کسى که ايمان بياورد به ما و تصديق کند حديث ما را و منتظر زمان فرج ما باشد، مثل کسى مى ماند که در زير علم حضرت قائمعليه‌السلام شهيد شده باشد، بلکه ثواب کسى را دارد که در رکاب حضرت رسولصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شهيد شده باشد.

و در حديث ديگر از آن حضرت مروى است که فرمود: هر کس از شماها بميرد در حالتى که انتظار فرج را داشته باشد افضل است نزد حق تعالى از بسيارى از شهيدان بدر واحد.

و در برهان از مسعده روايت شده که گفت: در محضر مبارک حضرت صادقعليه‌السلام بودم که پيرمرد منحنى وارد شد، در حالتى که به عصاى خود تکيه نموده بود. پس سلام کرد وحضرت جواب سلامش را دادند.

آنگاه عرض کرد: يا ابن رسول اللهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم دست خود را بدهيد من ببوسم. حضرت دست خود را دادند وبوسيد. آنگاه شروع کرد به گريه کردن. حضرت فرمودند: اى شيخ چرا گريه مى کني؟ عرض کرد: فدايت شوم، بقدر صد سال است که عمرم در انتظار قائم شما گذشته، هر ماهى نو مى شود، مى گويم در اين ماه ظاهر مى شود، وهر سالى تازه مى شود، مى گويم در اين سال واقع مى شود. اکنون پير وناتوان شده ام واجلم فرا رسيده وهنوز به مراد دل خود نرسيده ام وظهور فرج شما را نديده ام.(۱)

پس چرا گريه نکنم وحال آنکه، بعض شما را پراکنده در اطراف زمين، وبعضى را کشته به ظلم اعداى دين مى بينم.

پس حضرت صادقعليه‌السلام گريان شدند وفرمودند که: اى شيخ، اگر زنده ماندى تا زمانى که ببينى قائم ما را، مى باشى در مقام رفيع بسيار عالى، واگر پيش از ظهور حضرت او در انتظارش مردى، پس در روز قيامت در زمره آل محمد صلوات الله عليهم محشور خواهد شد، وآنها مائيم که امر به تمسک به ما نموده، در آنجا که فرمود:

«انى مخلف فيکم الثقلين فتمسکوا بهما لن تضلوا کتاب الله وعترتى اهل بيتى .» يعنى بدرستى که من دو چيز بزرگ عالى مقام در ميان شما مى گذارم، پس متوسل به آنها بشويد تا هيچ وقت گمراه نگرديد، يکى کتاب خدا قرآن، وديگرى عترت من که اهل بيت منند.

آن پيرمرد چون اين بشارت عظمى را شنيد، جزع وگريه اش ساکن گرديد وگفت: مرا با وجود اين بشارت باکى از مرگ نيست. آن گاه حضرت صادقعليه‌السلام فرمودند: اى شيخ، بدان که قائم ما بيرون مى آيد از صلب حضرت امام حسن عسکرى، و امام حسن عسکرى بيرون مى آيد از صلب امام على النقى، وعلى بيرون مى آيد از صلب امام محمد تقى، و محمد بيرون مى آيد از صلب حضرت على بن موسى، وعلى بيرون مى آيد از صلب حضرت موسى که پسر من است واو از صلب من خارج گرديده، ما دوازده نفريم که تمام ما معصوم وپاکيزه از هر گناه وکثافتى مى باشيم.

تنبيه (ياد آورى): اختلافى که در ثواب انتظار در بعض اخبار مشاهده مى شود، باعتبار اختلاف منتظرين است در درجات معرفت وتقوى وانتظار، البته هر کس اکمل است ثوابش هم اکمل است.

واجب بودن انتظار

در بيان واجب بودن انتظار ظهور حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه وشرط بودن او در قبول اعمال. در اصول کافى از اسمعيل جعفى روايت است که گفت: شخصى وارد شد بر حضرت امام محمد باقرعليه‌السلام وبا او صحيفه اى بود، حضرت به او فرمودند:

اين صحيفه مخاصم است که سؤال نمود از آن دينى که بواسطه آن اعمال انسان به درجه قبول مى رسد؟ عرض کرد: بلى، خدا شما را رحمت کند، مراد من همين است. حضرت فرمود: آن دينى که بسبب آن اعمال قبول مى شود اين اين است:

شهادت به يگانگى خدا و اينکه شريک ندارد، وشهادت به رسالت خاتم انبياء محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، و اقرار به حقيت تمام آنچه خبر داده از جانب حضرت حق تعالى، و دوستى با ما اهل بيت، و بيزارى از دشمنان ما، و فرمان بردار بودن از براى امر ما، و پرهيزگارى از گناهان، وتواضع وانتظار داشتن از براى ظهور قائم ما، بدرستى که از براى ما دولتى است که هر وقت خدا بخواهد آن را ظاهر مى گرداند.

و در غيبت شيخ نعمانى از ابى بصير روايت است که: روزى حضرت صادقعليه‌السلام فرمودند: مى خواهيد شما ها را خبر بدهم به آن چيزى که حق تعالى با نبودن آن هيچ عملى را از بندگان قبول نمى فرمايد.

گفتم: بلى. فرمود: آن شهادت به يگانگى خدا است، و آن که حضرت محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بنده او و پيغمبر اوست، اقرار به آنچه خدا امر فرموده به آن، و دوستى از براى ما، وبيزارى از دشمنان ما (يعنى دشمنان ائمه)، وفرمان بردار بودن از براى ائمه اطهارعليهم‌السلام ، و پرهيزگارى از گناهان، و کوشش نمودن در اطاعت خدا (يعنى در اداى واجبات شرعيه).

و يقين داشته (يعنى در امر اصول دين وحقيقت امر ائمه طاهرين)، وانتظار داشتن از براى ظهور حضرت قائمعليه‌السلام . آن گاه فرمودند که: از براى ما دولتى هست که ظاهر مى گرداند آن را حق تعالى هر وقت که بخواهد.

و در کمال الدين از حضرت عبد العظيم روايت است که فرمود: وارد شدم به محضر سيد خود حضرت امام محمد تقىعليه‌السلام ، و قصد داشتم که سؤال نمايم از آن جناب از قائم که همان است مهدى يا غير اوست. پس حضرت پيش از سؤال کردن من به اعجاز فرمودند:

اى ابا القاسم، بدرستى که قائم از ما همان مهدى است، که واجب است انتظار او را داشتن در زمان غائب بودن او، وواجب است اطاعت و پيروى او در زمان ظهور او، واو سومى از اولاد من است.

وشيخ صدوق در کمال الدين به سند صحيح از حضرت صادقعليه‌السلام روايت فرموده که فرمود: نزديک ترين حالات بندگان خدا به خدا، که در آن حال از آنها خشنودتر از هر زمانى است، آن وقتى است که امام آنها غائب واز نظر آنها پنهان مى باشد و مکان او را نمى دانند، و با وجود اين يقين دارند که حجت الهيه موجود است.

پس در آن زمان بايد هر صبح و شام منتظر فرج باشند. مولف گويد: هر صبح و شام کنايه است از استمرار رو دوام يعنى در هيچ حالى و در هيچ وقتى و در هيچ ماه وسالى نبايد مايوس از ظهور امامعليه‌السلام باشد، بلکه هر چه غيبت آن حضرت طولانى تر مى شود بايد اميدشان بوجود مبارک او محکم تر و ثابت تر بشود، زيرا که خود اين طول غيبت از امور غيبه ئى است که ائمه ماعليهم‌السلام پيش از وقوع آن خبر داده اند.

هر دم در انتظار تو عمرم گذر کند

آن دگر اميد مرا بيشتر کند

نوعى اثر نموده به قلبم جدائيت

کاندر رگى ضعيف اثر نيشتر کند

معناى انتظار

در بيان معنى انتظار ومقدار واجب از آن به نحو اختصار. بدان که: اصل انتظار امرى است قلبى که ظاهر و منبعث مى شود از آن امور بدنيه بسيار، که متفاوت است به حسب تفاوت درجات انتظار.

اما قدر واجب از انتظار قلبى از براى ظهور آن بزرگوار، بر حسب آنچه ظاهر مى شود از اخبار، اين است که مؤمن بايد يقين داشته باشد به اينکه حضرت قائمعليه‌السلام ، که امام دوازدهم است و فرزند صلبى بلا واسطه حضرت امام حسن عسکرى است، از روزى که متولد شده تا کنون زنده است، و به همين بدن عنصرى باقى است، و در همين عالم است و نمرده است و نخواهد مرد تا اينکه ظاهر شود به همين بدن، و در همين عالم سلطنت کند، و عالم را پر از عدل نمايد و دين اسلام را در تمام عالم رواج دهد، و ظهور را و وقت معينى ندارد که خلايق بدانند، بلکه احتمال دارد در همين سال واقع شود، و احتمال دارد سالهاى بسيار ديگر تاخير بيفتد.

و بايد مؤمن در هيچ حالى از حالها و هيچ سالى از سالها نا اميد نباشد از وقوع ظهور آن جناب، بلکه بايد هميشه اوقات و تمامى سنوات اميدوار به ظهور موفور السرور آن بزرگوار باشد.

پس اينکه بعضى از نادانها به حسب خيالات وحدسيات مى گويند حالاها امام ظاهر نمى شود، يا تا صد سال ديگر هم مثلا ظاهر نمى شود، خطاء واشتباه است وخلاف دستور العمل منقول از ائمه اطهار است، بلکه در اخبار متعدده تصريح فرموده اند که ظهور آن حضرت بغته واقع مى شود، و علامات حتميه ظهور مثل خروج سفيانى وصيحه آسمانى و قتل نفس زکيه همه در يک سال نزديک بهم واقع مى شود، چنانچه مشروحا در مکيال المکارم ذکر نموده ام با شواهد ديگر، پس ممکن است که در همين سال ظهور واقع شود، و ممکن است که سالهاى بسيار ديگر هم تاخير بيفتد، و مؤمن نبايد هيچ وقت نا اميد باشد.

وهمچنين جزم وحکم به اينکه تا فلان وقت يا فلان سال ظهور واقع مى شود، آن هم خطاء و اشتباه است، بلکه در روايات متعدده معتبره امر فرموده اند که هر کس تعيين وقت نمايد از براى ظهور حضرت قائمعليه‌السلام او را تکذيب نمائيد، زيرا که علم به آن مخصوص به خداوند عالميان جل شانه است.

انتظار واجب بدنى

واما قدر واجب از انتظار بدنى که منبعث از آن انتظار قلبى مى شود، اين است که مؤمن از معاصى وگناهان اجتناب نمايد، و صفات بدرا از خود دور نمايد، تا اينکه اگر درک نمود زمان ظهور آن حضرت را، مورد مرحمت و احسان آن جناب باشد، وآن حضرت از او خشنود باشند نه دل آزرده.

چنانچه در روايت ابى بصير است که حضرت صادقعليه‌السلام فرمودند: هر کس دوست مى دارد که از اصحاب حضرت قائمعليه‌السلام باشد، بايد انتظار ظهور آن حضرت را داشته باشد، و عمل او بر طبق ورع و پرهيزگارى باشد، و خود را بصفات خوب و اخلاق حميده متصف نمايد، در حالتى که منتظر ظهور آن حضرت است.

پس چنين کسى اگر از دنيا برود و ظهور حضرت قائمعليه‌السلام بعد از او واقع شود، ثواب کسى را دارد که درک فيض حضور آن جناب را نموده باشد و از ياران واصحاب او باشد. پس سعى کنيد در پرهيزگارى و طاعت، و منتظر ظهور امام قائمعليه‌السلام باشيد.

و در توقيع مروى از آن جناب در بحار و احتجاج مى فرمايد که: بايد هر يک از شماها کارى بکند و نوعى رفتار نمايد که به محبت ما نزديک شود، و احتراز کند و پرهيز نمايد از عملى که او را بغضب ما نزديک مى کند. الخ.

انتظار قلبى کامل

و اما انتظار قلبى کامل، پس به اين حاصل مى شود که شخص مؤمن در هيچ حالى از حالات و هيچ وقتى از اوقات وهيچ مکانى از مکانها از ياد امامش و انتظار قدوم مبارکش خالى وفارغ نباشد، بلکه اگر در مجالس و محافل مردم هم حاضر مى شود و با اهل عالم گفتگو مى کند، قلبش پيش امامعليه‌السلام باشد، و به انتظار او و خيال او و شوق وصال او باشد.

مثل شخصى که اولادش منحصر باشد بيک نفر، وآن يک نفر هم به جميع کمالات آراسته باشد، و وجودش انواع واقسام فوائد ومنافع از براى اين شخص داشته باشد، وبه سفرى رفته باشد و اين پدر از جا و منزل او خبر نداشته باشد، تصور کن، آيا يک ساعت از خيال او بيرون مى رود، يا آنکه از جستجوى او تغافل مى کند؟

حاشا و کلا، بلکه شب و روز، بلکه در تمام ساعات و حالات و حرکات و سکنات، محبوب او پيش نظر او ممثل است، چنانچه شاعر گفته:

اى غايب از دوديده چنان در دل منى

کز لب گشودنت به من آواز مى رسد

و چون مؤمن محبتش به امام زمان به اين درجه رسيد ايمانش کامل مى شود، چنانچه در حديث نبوى در دار السلام وغيره مروى است که فرمودند: مؤمن ايمانش کامل نمى شود مگر وقتى که من در نزد او از خودش عزيزتر باشم، و اولاد من در نزد او از اولاد خودش عزيزتر باشد، واهل من نزد او عزيزتر از اهل خودش باشند، و امور متعلقه به من نزد او اهم از امور متعلقه به خود او باشد. وهمين که انتظار قلبى به اين درجه از کمال رسيد، آثار ظاهريه او هم به درجه کمال مى رسد.