حيات القلوب تاريخ پيامبران و بعضى از قصه هاى قرآن جلد ۱

حيات القلوب تاريخ پيامبران و بعضى از قصه هاى قرآن0%

حيات القلوب تاريخ پيامبران و بعضى از قصه هاى قرآن نویسنده:
گروه: سایر کتابها
صفحات: 808

حيات القلوب تاريخ پيامبران و بعضى از قصه هاى قرآن

نویسنده: علامه مجلسى
گروه:

صفحات: 808
مشاهدات: 49493
دانلود: 2601


توضیحات:

جلد 1 جلد 2 جلد 3 جلد 4 جلد 5
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 808 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 49493 / دانلود: 2601
اندازه اندازه اندازه
حيات القلوب تاريخ پيامبران و بعضى از قصه هاى قرآن

حيات القلوب تاريخ پيامبران و بعضى از قصه هاى قرآن جلد 1

نویسنده:
فارسی

۱

۲

۳
۴

بسم الله الرحمن الرحیم

۵
۶

فهرست مطالب

پيشگفتار 13

مقدمه 27

كتاب اول: در بيان تاريخ، احوال و صفات و معجزات و علوم و معارف مقربان ساحت قرب حضرت ذوالجلال، از انبياء عظام و اوصياى كرام و بعضى از بندگان شايسته خداى تعالى و احوال بعضى از پادشاهان كه از زمان حضرت آدم تا قريب به زمان بعثت حضرت خاتم الانبياء بوده اند 33

باب اول: در بيان امور و احوالى چند كه در ميان جميع پيغمبران و اوصياى ايشان مشترك است و در آن چند فصل است 35

فصل اول: در بيان علت بعثت پيغمبران و معجزات ايشان است 37

فصل دوم: در بيان عدد انبيا و اصناف ايشان 40

فصل سوم: در بيان عصمت انبيا و ائمه عليهم‌السلام 65

فصل چهارم: در بيان فضايل و مناقب انبيا و اوصيا و مشتركات و مجملات احوال ايشان است در حال حيات و بعد از فوت ايشان 71

۷

باب دوم: در بيان فضائل و تواريخ و قصص آدم و حوا عليهما‌السلام و اولاد كرام ايشان است 87

فصل اول: در بيان فضيلت حضرت آدم و حوا صلوات الله عليهما، و علت تسميه ايشان، و ابتداى خلق ايشان و بعضى از احوال ايشان است 89

فصل دوم: در خبر دادن جناب مقدس ايزدى ملائكه را از خلق آدم و امر كردن ايشان را به سجده او، و امتناع نمودن ابليس لعين 109

فصل سوم: در بيان ترك اولى كه از حضرت آدم و حوا عليهما‌السلام صادر شد وآنچه بعد از آن جارى شد تا فرود آمدن ايشان بر زمين 138

فصل چهارم: در بيان فرود آمدن حضرت آدم و حوا عليهما‌السلام به زمين و كيفيت آن وتوبه ايشان، و ساير احوالى كه بعد از فرود آمدن بود تا هنگام وفات ايشان 163

فصل پنجم: در بيان احوال اولاد آدم عليه‌السلام و كيفيت بهم رسيدن نسل از ذريه آدم 192

فصل ششم: در بيان وحى هائى كه به آدم عليه‌السلام نازل شد 213

فصل هفتم: در بيان وفات حضرت آدم عليه‌السلام ، و مدت عمر شريف آن حضرت ووصيت نمودن به حضرت شيث عليه‌السلام ، واحوال آن حضرت است 214

باب سوم: در بيان قصص حضرت ادريس عليه‌السلام است 227

۸

باب چهارم: در بيان قصص حضرت نوح على نبينا و آله و عليه‌السلام 243

فصل اول: در بيان ولادت و وفات و مدت عمر و نامها و نقش نگين واحوال و اولاد و اخلاق پسنديده و بعضى از مجملات احوال آن حضرت است 245

فصل دوم: در بيان مبعوث شدن حضرت نوح عليه‌السلام است بر قوم، و آنچه ميان او و قوم او گذشت تا غرق شدن ايشان، و سايراحوال آن حضرت 254

باب پنجم: در بيان قصص حضرت هود عليه‌السلام و قوم آن حضرت و قصه شديد وشداد و ارم ذات العماد 279

فصل اول: در قصه هود عليه‌السلام و قوم او عاد است 281

فصل دوم: در قصه شديد و شداد و ارم ذات العماد است 299

باب ششم: در بيان قصه هاى حضرت صالح عليه‌السلام و ناقه آن حضرت، و قوم اوست 303

باب هفتم: در بيان قصه هاى حضرت ابراهيم خليل الرحمن عليه‌السلام و اولاد امجاد آن حضرت است 321

فصل اول: در بيان فضايل و مكارم اخلاق و نامهاىجليل و نقش نگين آن حضرت است 323

فصل دوم: در بيان قصه هاى آن حضرت عليه‌السلام از هنگام ولادت تا شكستن بتها،و آنچه گذشت ميان آن حضرت و ظالمان آن زمان خصوصا نمرود و آزر 335

۹

فصل سوم: در بيان آنكه حق تعالى به ابراهيم عليه‌السلام نمود ملكوت آسمانها وزمين را، و سؤال كردن آن حضرت از خدا زنده كردن مرده را و آنچه وحى به آن حضرت رسيد، و علومى كه از او ظاهر شده است 361

فصل چهارم: در بيان مدت عمر شريف و كيفيت وفات و بعضى از نوادراحوال آن حضرت است 376

فصل پنجم: در بيان احوال خير مال اولاد امجاد و ازواج مطهرات آن حضرت و كيفيت بناكردن خانه كعبه و ساكن گردانيدن اسماعيل عليه‌السلام در آن مكان 382

فصل ششم: در بيان مأمور شدن ابراهيم عليه‌السلام به ذبح فرزندش 402

باب هشتم: در بيان قصص حضرت لوط عليه‌السلام و قوم آن حضرت است 413

باب نهم: در قصص ذوالقرنين عليه‌السلام است 437

باب دهم: در بيان قصه هاى حضرت يعقوب و حضرت يوسف عليهما‌السلام 473

باب يازدهم: در بيان غرائب قصص ايوب عليه‌السلام 553

باب دوازدهم: در قصه هاى حضرت شعيب عليه‌السلام 567

باب سيزدهم: در بيان قصص حضرت موسى و حضرت هارون عليهما‌السلام است و در آن چند فصل است 577

۱۰

فصل اول: در بيان نسب و فضايل و بعضى ازاحوال ايشان است 579

فصل دوم: در بيان ولادت موسى و هارون عليهما‌السلام و سايراحوال ايشان است تا نبوت ايشان 585

فصل سوم: در بيان مبعوث گردانيدن حضرت موسى و حضرت هارون عليهما‌السلام است بر فرعون و اصحاب او، و آنچه در ميان ايشان گذشت تا غرق شدن فرعون و اتباع او 619

فصل چهارم: در بيان بعضى از فضائل و احوال آسيه زوجه فرعون و مؤمن آل فرعون، رضى الله عنهما است 652

فصل پنجم: در بيان احوال بنى اسرائيل بعد از بيرون آمدن از دريا و حيران شدن ايشان در زمين، و ساير احوالى كه در اين مدت بر ايشان وارد شده 660

فصل ششم: در بيان نازل شدن تورات و گوساله پرستيدن بنىاسرائيل و سؤ ال رؤ يت نمودن ايشان است 679

فصل هفتم: در بيان قصه قارون است 712

فصل هشتم: در بيان قصه گاو كشتن بنىاسرائيل و زنده شدن آن به امر الهى 724

فصل نهم: در بيان قصه ملاقات موسى و خضر عليهما‌السلام و سايراحوال و قصص خضر عليه‌السلام است 736

فصل دهم: در بيان مواعظ و حكمتهايى است كه حق تعالى به حضرت موسى عليه‌السلام وحى نموده يا از آن حضرت منقول گرديده و بعضى از نوادراحوال آن حضرت است 767

۱۱

فصل يازدهم: در بيان كيفيت وفات حضرت موسى و هارون عليهما‌السلام واحوال حضرت يوشع عليه‌السلام و ذكر قصه بلعم بن باعور است 797

۱۲

پيشگفتار

اكنون كه نزديك به دوازده قرن از عصر ائمه معصومينعليهم‌السلام مى گذرد، و عالم در دوران غيبت كبراى حجت خدا و امام دوازدهم بسر مى برد، و امتها در انتظار آن مصلح حقيقى جهان نشسته و چشم به ظهور عدالت گستر گيتى مهدى موعود عجل الله تعالى فرجه الشريف دوخته اند؛ آنچه كه در اين دوران طولانى توانسته است آن خلاء ظاهرى را تا حدودى جبران كرده و از گمراهى ها و انحرافات و همچنين از دلهره ها و نگرانيها بمقدار زيادى بكاهد و آرامش و سكون را جايگزين اضطراب و تشويش نمايد، سه عامل بوده است:

1 - قرآن كريم كه انس گرفتن با آن و تلاوتش باعث نشاط روح و روان و شفاى جسم و جان مى گردد( وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْ‌آنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَ‌حْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارً‌ا ) .(1)

2 - گفتار و سخنان رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و ائمه معصومينعليهم‌السلام كه در سخن و حديث آنان نورى وجود دارد كه بر اعماق جان انسانها مى تابد و زنگار آينه دل را مى زدايد ((كلامُكُم نُورٌ وَ اَمرُكُم رشدٌ))(2)

3 - علماء و دانشمندانى كه در دروان غيبت آمده و محصول عمر و ثمره وجود خود را براى آيندگان در قالب تأليفات و نوشته ها بجاى گذارده اند كه آنان با سيره و روش

____________________

1- سوره اسراء: 82.

2- زیارت جامعه.

۱۳

خود در زمان حياتشان مرشد و هدايتگر جامعه و مردم بوده و نيز با تدوين و تأليف و كتبى كه از آنها به يادگار مانده است نسبت به نسلهاى آينده نقش هدايتى خود را ايفاء كرده اند.

اميرالمؤ منينعليه‌السلام به كميل بن زياد فرمود: (هلك خزان الاموال و هم احياء و العلماء باقون ما بقى الدهر، اعيانهمه مفقودة و امثالهم فى القلوب موجودة)(1) جمع كنندگان ثروت اگر چه به ظاهر زنده اند، ولى در واقع آنان هلاك شدند بر خلاف دانشمندان كه جاويد هستند و هميشگى، پيكر آنان از ديده ها پنهان و خاطره و ياد آنها در دلها موجود است.

تلاشهاى علماء و دانشمندان شيعه در طول غيبت كبرى در زمينه هاى مختلف علوم مانند علم تفسير، كلام، فقه، حديث، اخلاق، رجال، درايه و تراجم امروز بصورت مجموعه اى وسيع و گسترده از نوشته ها و كتابهايى در اختيار علاقمندان و پيروان مكتب راستين اسلام و تشيع قرار گرفته است، براستى اگر كوششهاى شبانه روزى و بى وقفه محدثان و راويان و دانشمندان و علماء نبود، اين منابع كه امروز در اختيار ماست چه مى شد؟! از اين رو مى بينيم كه حضرت صادقعليه‌السلام فرمود: كسى را همانند زراره و ابوبصير و محمد بن مسلم و بريد بن معاويه نيافتم كه ذكر ما و احاديث پدرم را احياء نمايد.(2)

و باز فرمود: خدا زراره را رحمت كند، اگر او نبود آثار نبوت و احاديث پدرم از ميان رفته بود.(3)

بهر حال نقش علماء و راويان احاديث در حفظ و نگهدارى آثار دين و دفاع از آنها و رساندن اين آثار به آيندگان با تأليف و تدوين، نقشى است انكارناپذير، و حقوقى را براى آنان بر طالبان علم و حقيقت ايجاب مى كند.

____________________

1- نهج البلاغه ، باب حكم اميرالمؤ منين عليه السلام ، شماره 147.

2- اختصاص شيخ مفيد 61.

3- اختصاص شيخ مفيد 61.

۱۴

علامه مجلسى

در اين راستا از جمله دانشمندان و شخصيتهاى برجسته جهان تشيع و از چهره هاى بارز و مشهور علماء شيعه در قرن يازدهم و اوائل قرن دوازدهم هجرى، علامه مجلسى رضوان الله تعالى عليه است.

نام او محمد باقر ملقب به مجلسى است، و تاريخ ولادت او بنابر آنچه در مقدمه كتاب بحار الانوار از مرآة الاحوال نقل شده است، سال 1038 هجرى قمرى بوده است(1) ، ولى مرحوم نورى در كتاب فيض القدسى از كتاب وقايع الايام و السنين تاريخ ولادت او را سال 1037 هجرى قمرى ذكر كرده است.(2)

والد علامه مجلسى

والد علامه مجلسى مرحوم محمد تقى فرزند مقصود على است، او بنا بر گفته مرحوم اردبيلى يگانه عصر و زمان خود بوده است، شخصيت و جلالت و همچنين تبحر او در علوم نياز به بيان ندارد، و تعبيرات درباره منزلت او قاصر است از اينكه بتواند منعكس كننده شخصيت و مقام والاى آن عالم ربانى باشد.

او پرهيزكارترين، زاهدترين، متقى ترين و عابدترين اهل زمان خود بوده، و بيشتر اهل آن زمان از خواص و عوام از فيوضات دينى و دنيوى او بهره مى بردند، يكى از خدمتهايى كه به اهل بيتعليهم‌السلام انجام داد اين است كه اخبار ائمه معصومينعليهم‌السلام را در اصفهان نشر داد.

از تأليفات او: شرح عربى و نيز شرح فارسى بر كتاب من لا يحضره الفقيه؛ كتاب حديقة المتقين؛ شرح بعضى از كتابهاى تهذيب الاحكام؛ و رساله اى در افعال حج

____________________

1- مقدمه بحار الانوار 62.

2- الفيض القدسى - بحار الانوار 102 / 149.

۱۵

و رساله اى در رضاع

او در سال 1070 در سن 67 سالگى وفات يافت.(1)

مرحوم ملا محمد تقى مجلسى از مكتب اساتيدى همانند شيخ بزرگوار بهاء الدين عاملى و علامه زاهد مولى عبدالله شوشترى بهره برد، و پس از فراغت از تحصيل راهى نجف اشرف گرديد و به رياضت نفس و تصفيه باطن و تهذيب اخلاق مشغول گرديد و براى او مكاشفات و رؤ ياهاى حسنه اى بوده است.

پدرش مولى مقصود على مردى بصير و پرهيزكار و مروج مذهب شيعه اثنى عشرى بوده و اشعار زيبا و بديعى سروده است، و چون داراى حسن محاضرت و مجالست بود لذا او را مجلسى لقب دادند، و اين لقب در فرزندان او باقى ماند.

مادر مولى محمد تقى عارفه مقدسه صالحه دختر عالم جليل كمال الدين درويش محمد بن الشيخ حسن عاملى كه از بزرگان ثقات علماء است و از محقق بزرگوار شيخ على كركى روايت مى كند، و از مناقب الفضلاء نقل شده است كه مولى كمال الدين اهل عبادت و زهد بوده است و در نطنز مدفون است و براى او قبه اى است معروف. مرحوم شيخ يوسف بحرانى گفته است: او اول كسى بود كه در عصر دولت صفويه حديث را در اصفهان نشر داد.(2)

علامه مجلسى از ديدگاه علماء

از آنجا كه براى ارزيابى هر چيزى بايد به آگاهان و اهل خبره و كسانى كه تخصص در آن رشته دارند، مراجعه كرد، ما نيز براى دستيابى و نيل به ابعاد شخصيت والاى علامه مجلسى و آگاهى از مرتبه، علم، دانش و ديگر ويژگيهاى اين فرزانه دهر و عالم عاليمقام، به گفتار و اظهار نظر و تعبيرات زيادى كه از علماء و دانشمندان معاصر و يا پس

____________________

1- جامع الرواة 2 / 82.

2- الكنى و الالقاب 3 / 151.

۱۶

از او به ما رسيده است، مى پردازيم، و ابتدا به آنچه از علماى معاصر او درباره اين عالمه جليل بيان كرده اند مى نگريم:

1 - مرحوم اربيلى صاحب كتاب جامع الرواة كه بنا بر تصريح خودش 11 اجازه روايت دارد درباره او چنين مى گويد: محمد باقر فرزند محمد تقى مقصود على ملقب به مجلسى، استاد و شيخ ما و شيخ اسلام و مسلمين و خاتم المجتهدين است؛ او امام، علامه، محقق، مدقق، جليل القدر، عظيم الشأن، رفيع المنزله، وحيد العصر، فريد الدهر، ثقة، ثبت، عين، كثير العلم و جيد التصانيف است. امر او در علو قدر، عظمت شأن، بلندى مرتبه، تبحر در علوم عقليه و نقليه، دقت نظر، صائب بودن راءى، وثاقت، امانت و عدالت مشهورتر است از آنكه ذكر شود، و فوق اين تعبيرات است؛ فيض او و والدش چه در زمينه امور دنيوى و چه اخروى به اكثر مردم از عام و خاص رسيده است؛ جزاه الله تعالى افضل جزاء المحسنين. او داراى كتابهاى نفيس و بسيار خوبى است كه مرا اجازه داد از تمام آن كتابها روايت كنم.(1)

2 - معاصر ديگر او شيخ محمد بن حسن حر عاملى صاحب كتاب وسائل الشيعة درباره آن بزرگوار چنين مى گويد: محمد باقر فرزند مولاى ما محمد تقى مجلسى عالم، فاضل، ماهر، محقق، مدقق، علامه، فهامه، فقيه، متكلم، محدث، ثقة ثقة، جامع محاسن و فضائل، جليل القدر، عظيم الشأن اطال الله بقاءه؛ براى او مؤ لفات سودمند بسيارى است.(2)

3 - امير محمد صالح خاتون آبادى درباره او مى گويد: مولانا محمد باقر مجلسى نور الله ضريحه الشريف، او از بزرگترين اعاظم فقهاء و محدثين و علماى اهل دين است، و در فنون فقه، تفسير، علم حديث، رجال، اصول كلام و اصول فقه بر ساير فضلاء فائق آمد، و بر گروهى از علماء مقدم بود بطورى كه احدى از متقدمين از اهل

____________________

1-جامع الرواة 2 / 78.

2-اءمل الآمل 60.

۱۷

علم و عرفان و متاءخرين آنان از نظر جلالت و عظمت به مرتبه او نرسيدند و جامعيت اين مرد الهى را نداشتند.(1)

و اما از شخصيتهائى كه پس از علامه مجلسى آمده اند و از او با عظمت ياد كرده و مراتب علمى و كمالات او را اذعان داشته و بر شمرده اند، مى توان به بعضى از آنان اشاره كرد:

1 - علامه طباطبائى بحر العلوم در اجازه اى كه به سيد بزرگوار سيد عبدالكريم داده است مرحوم علامه مجلسى را چنين ثنا گفته است: خاتم المحدثين و ناشر علوم شريعت، عالم ربانى و نور شعشعانى، خادم اخبار ائمه اطهار و غواص بحار الانوار دائى ما علامه محمد باقر كه شكافنده علوم دين است.(2)

2 - محقق كاظمى درباره علامه مجلسى مى گويد: او منبع فضائل و اسرار حكمت و غواص بحار الانوار و استخراج كننده گنجينه هاى اخبار و رموز آثار، شخصيتى كه همانند او در اعصار و ادوار ديده نشده است، او كشف كننده انوار تنزيل و اسرار تاءويل و حل كننده معضلات احكام و مشكلات فهم ها با بهترين طريق و نيكوترين دليل بوده است.(3)

3 - محدث نورى صاحب كتاب مستدرك الوسائل از علامه مجلسى چنين ياد مى كند كه: توفيقى كه براى اين شيخ معظم له حاصل شده است براى احدى در اسلام ميسر نگرديده است از ترويج مذهب و اعلاى كلمه حق و شكستن قدرت و صولت بدعتگزاران و قلع و قمع كننده دستاوردهاى ملحدين و زنده كننده سنتهاى فراموش شده دين و نشر دهنده آثار پيشوايان مسلمين به طرق و راههاى متعدد و شكلهاى مختلف كه بهترين آنها تصانيف و كتبى است كه در ميان مردم شايع و روز و شب اصناف از عالم و جاهل، خاص و عام، عربى و عجمى از آنها بهره مى برند، و از مجلس او گروه

____________________

1- مقدمه بحار الانوار 38.

2- بحار الانوار 102 / 25.

3- مقدمه بحار الانوار 40.

۱۸

زيادى از فضلاء بيرون آمده اند كه تلميذ بزرگ او ملا عبدالله اصفهانى تعداد آنها را هزار نفر ذكر كرده است.(1)

4 - علامه نورى از بعضى از شاگردان صاحب جواهر رحمة الله نقل مى كند كه گفت: استاد ما شيخ الفقهاء صاحب كتاب جواهر الكلام روزى در مجلس بحث و تدريس خود فرمود: ديشب در عالم رؤ يا مجلس عظيم و با شكوهى را ديدم و جماعتى از علماء در آن حضور داشتند و دربانى كنار درب آن مجلس بود، من از او اذن گرفتم و او مرا وارد مجلس نمود، ديدم تمام علماء از متقدمين و متاءخرين در آن مجلس جمع بودند و علامه مجلسى در صدر آن مجلس بود، من در شگفت شدم و از آن دربان سؤ ال كردم از علت تقدم علامه مجلسى بر ديگران، او در پاسخ گفت: او نزد ائمهعليه‌السلام معروف است.(2)

مشايخ و اساتيد او

از جمله مشايخ و اساتيد علامه مجلسى مى توان به اين علماى بزرگوار اشاره نمود:

1 - - عالم و فاضل بزرگوار ابوالشرف اصفهانى.

2 - مولى حسنعلى تسترى فرزند ملا عبدالله اصفهانى.

3 - قاضى امير حسين.

4 - مولى خليل قزوينى متوفاى 1089، شارح كتاب كافى.

5 - فاضل صالح شيخ عبدالله فرزند شيخ جابر عاملى.

6 - سيد شرف الدين على بن حجة الله بن شرف الدين طباطبائى شولستانى متوفاى 1060، مؤ لف كتاب توضيح المقال.

7 - سيد نور الدين على بن على بن الحسين موسوى عاملى متوفاى 1068، كه بوسيله نامه اجازه اى را براى علامه فرستاده، و مجاور بيت الله الحرام بوده است؛ او صاحب

____________________

1- الكنى و الالقاب 3 / 147.

2- الكنى و الالقاب 3 / 150.

۱۹

كتاب الفوائد المكية مى باشد و شرحى بر مختصر النافع و شرحى بر اثنى عشريه شيخ بهائى دارد.

8 - شيخ على فرزند شيخ محمد فرزند حسن فرزند شهيد ثانى، متوفاى 1103، صاحب شرح كافى و الدر المنثور.

9 - سيد على خان فرزند سيد نظام الدين شيرازى، شارح صحيفه سجاديه و كتاب صمديه و صاحب كتاب سلافة العصر و درجات الرفيعة فى طبقات الامامية و انوار الربيع فى انواع البديع و ديگر تصانيف، او در سال 1120 وفات يافته است.

10 سيد فيض الله فرزند سيد غياث الدين محمد طباطبائى قهپائى.(1)

11 مولى محمد تقى مجلسى والد معظم خود علامه، كه در سال 1070 وفات يافته است.(2)

12 سيد رفيع الدين محمد بن حيدر حسينى طباطبائى، صاحب حاشيه بر اصول كافى و حاشيه بر شرح اشارات و حاشيه بر مختلف و حاشيه بر صحيفه كامله و تأليفات ديگر.

13 عالم فاضل امير محمد قاسم قهپائى.

14 عالم صالح محمد شريف فرزند شمس الدين رويدشتى اصفهانى، او پدر حميده كه صاحب كتاب رياض العلماء او را از زنان عالمه و عارفه بر شمرده و گفته است كه آشنا به علم رجال بوده و حواشى و تدقيقاتى دارد بر كتب حديث مثل استبصار و ديگر كتب حديث كه دلالت بر دقت نظر و اطلاع و فهم او خصوصا آنچه مربوط به تحقيقات او در علم رجال مى شود.

15 الامير محمد مؤ من بن دوست محمد استرابادى، عالم و محدث بزرگوار كه در سال 1088 در مكه بدست دشمنان دين به شهادت رسيد.

16 سيد محمد مشهور به سيد ميرزا جزائرى فرزند شرف الدين على بن نعمة الله

____________________

1- مقدمه بحار الانوار 52.

2- الكنى و الالقاب 3 / 151.

۲۰