در جستجوى خدا

در جستجوى خدا0%

در جستجوى خدا نویسنده:
گروه: اصول دین

در جستجوى خدا

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

نویسنده: مهدى احمدى
گروه: مشاهدات: 1449
دانلود: 137

توضیحات:

در جستجوى خدا
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 108 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 1449 / دانلود: 137
اندازه اندازه اندازه
در جستجوى خدا

در جستجوى خدا

نویسنده:
فارسی

این کتاب در موسسه الحسنین علیهما السلام تصحیح و مقابله شده است.

در جستجوى خدا

(شگفتيها و عجائب در گذرگاه آفرينش)

نويسنده : مهدى احمدى

تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنینعليهما‌السلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.

لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است

بسم الله الرحمن الرحيم

با نام و ياد خالق بى همتا و صلوات و درود خالصانه بر پيامبر خاتم ، حضرت محمد مصطفىعليه‌السلام و فرزندانش ائمه معصومينعليه‌السلام و لا سيما امام عصر (عج) منجى عالم بشريت از همه رذائل اعتقادى و اخلاقى و سياسى و به ياد جميع شهداء كه با نثار جانشان زمينه رشد و شناخت حق را به جامعه فرسوده قرن حاضر، مهيا نموده اند تا همگام با قلم و قدم علماى دين ، جامعه را با خدا و قرآن و قيامت آشنا سازند. ثواب اين نوشتار را در طبقى از اخلاص نهاده و به ارواح طيبه همه شهداء و صلحا، معمار پير انقلاب اسلامى ايران قدس سره و رهروان كوى حسينى و اموات خوشه چينان اين كتاب خصوصا ابوى اينجانب ، مرحوم حاج روح الله احمدى تقديم مى دارم اميد است كه همگان بر سر سفره پيامبرعليه‌السلام و فاطمهعليه‌السلام و فرزندانش ائمهعليه‌السلام متنعم گردند.

التماس دعا

پيش در آمد

فطرت و خميره ذاتى بشر با توحيد عجين شده است انسان در همه ادوار تاريخ بشر، در جستجوى خدا بوده و هست

تفكر در اثرات و مخلوقات خالق هستى است عقل انسان به عنوان پيامبر درونى انسان با هدايت پيامبران بيرون به يك قانون كلى دست يافته است كه از وجود هر اثر و معلولى ، پى به مؤ ثر و علت آن برده مى شود. و اين كبراى كلى پذيرفته شده است كه هيچ معلولى و اثرى در عالم هستى يافت نشده است كه داراى منشاء و مؤ ثرى نباشد لذا انسان جستجوگر در پى خالق عوالم وجود است

حال هر چه پديده ها و اثرات عظيم تر و مهمتر باشند نشان از عظمت خالق آنها دارند. علاوه بر پديده ها و معلولهاى اين عالم ، پيدايش نظم دقيق در بين آنها است كه سبب اطمينان بيشتر بشر به وجود خالق هستى است و اين نظم در آفرينش است كه همه بينندگان و تماشاگران را مبهوت خود ساخته و سرعتى مضاعف براى پذيرش حقيقت به انسان تشنه واقعيت عطا فرمود كه بشريت را به ساحل نجات رهنمون مى كند. كتاب حاضر در همين راستا در چهار فصل تدوين شده كه در پيرامون پديدهاى عالم و شگفتى ها و عجائب در عوالم وجود از خلقت آسمانها و زمين و آنچه را كه در آنها مى بينيم ، آفرينش انسان ، حيوانات و گياهان سخن به ميان آمده است البته سعى شده است بيشتر در امور و پديدهاى مهمه بحث شود تا از تطويل كاسته و متناسب با حوصله متعارف خوانندگان باشد اگر چه شما برادر يا خواهر مستحضريد كه اين گونه مطالعات قدرت ايمان و درجات خداشناسى انسان را مضاعف كرده و روحيه ذكر و مناجات در خلوت و جلوت را تقويت مى كند. باشد كه علاوه بر هدايت پديده هاى هستى كه هر يك به عنوان تابلوى راهنمايى كه سمت و سوى فلش راهنماى آن به سوى ذات يكتا است ، از هدايت پروردگار عزيز و مقتدر برخوردار باشيم چرا كه انسان به نفس و گذار شده ، در عالم آخرت كوله بارى از حسرت و آه ، بر دوش خواهد داشت اميد آنكه با تلاش و جستجو در پى يافتن حقائق در كتب نفس و آفاق به شناخت خويشتن دست يافته تا در نهايت در ساحل معرفت حق بار يابيم آمين يا رب العالمين

قم المقدسه - جور كريم اهل بيت فاطمه معصومهعليه‌السلام

فصل اول : شگفتى ها و عجائب در آفرينش آسمان ها و زمين

آيا شمارش نعمات خداوند ممكن است ؟

( وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ) (١)

(اگر همه درختان در زمين قلم شوند و دريا مركب شود و هفت درياى ديگر به آن دريا متصل گردند تا كلمات خداوند را بنويسند، آب همه درياها تمام مى شود ولى كلمات خداوند به اتمام نمى رسد. به درستى كه خداوند تواناى حكيم است .)

آرى حقيقت همان است كه خداوند فرموده است خداوند كريمى كه كرامت و رحمانيت او همه عالم را منور كرده است چرا كه انگشت به سمت و سوى هر نعمت و پديده اى نشانه بگيريم فرياد توحيد سر مى دهد و مشغول ذكر و تسبيح ذات احديت است و سر تا پاى وجود هر موجودى و اتمهاى هر شى ء از اشياء عالم فريادگر شهادت و حضور است و در محضر خداوند سر تسليم فرود آورده است

او كه خود نه در مكان مى گنجد و نه در زمان ، كلماتش هم نا محدود است و بى نهايت و هر چه به انتهاى عالم هستى بنگريم افقى يافت نخواهد شد.

آنچه را كه آيه به عنوان تنظير و تشبيه آورده است ، تشبيه معقول به محسوس است تا ذهنهاى بشر را متنبه سازد كه هرگز كلمات الهى همچون ذات و صفات ذاتش در قالب شمارش نمى گنجند چرا كه هر آنچه هست تا بى نهايت ، نعمات است و از آنجائى كه انسان در نعمات الهى مستغرق است ، قدرشناس نعمات نمى تواند باشد.

تفكر در عظمت خداوند و نجات از آتش

قال علىعليه‌السلام

ولو فكروافى عظيم القدرة و جسيم النعمه لرجعوا الى الطريق و خافوا عذاب الحريق(٢)

علىعليه‌السلام مى فرمايد:

و اگر در عظمت قدت عظيم الهى و نعمتهاى فراوان او مى انديشيدند، هر آينه به راه راست و خداشناسى بر مى گشتند و از عذاب دوزخ مى ترسيدند.

اگر در طول تاريخ شاهد انحرافات فكرى ، اعتقادى و اخلاقى هستيم بخاطر عدم استفاده از پديده ها و آفرينش هستى است عبور از لابلاى پديده هاى طبيعت و گذرگاه هستى بدون هيچ تعقل و تفكر پيرامون آفرينش و جودى آنها، انسان را از طريق حق خارج و به انحرافات سوق مى دهد. و براى نجات از اين انحراف بايد به قدرت عظيم الهى به تاءمل نشسته و به وسعت نعمات الهى بينديشد و با شكر قولى و عملى بر سر سفره طبيعت و نظام هستى متنعم به نعمات خداوند گردد و در اين فرصت طلايى است كه به دور از هرگونه انحراف فكرى و اعتقادى در طريق هدايت گام نهد و خود را از عذاب و آتش قيامت برهاند.

نگاه علىعليه‌السلام به پديده ها

قال علىعليه‌السلام :

مارايت شيا الا و رايت الله قبله و بعده و معه

علىعليه‌السلام مى فرمايد:

هيچ پديده اى را در عالم هستى نديده ام مگر آنكه قبل از آن و بعد از آن و همراه آن پديده خدا را ديده ايم

سلاح برنده تفكر و عبرت بالاتر از عبادت

امام صادقعليه‌السلام :

كان اكثر عبادة ابى ذر التفكر و الاعتبار تفكر ساعه خير من عبادة سنه انما يتذكروا اءولوالالباب(٣)

ابوذر غفارى از ياران بزرگ پيامبر اسلامعليه‌السلام بود كه تا آخرين نفس در راه خدا و محبت پيامبر زندگى كرد و در نهايت در تبعيدگاه ربذه ، دار فانى را وداع نمود. ابوذر شخصى متفكر بود كه در تمام عمرش به تدبر و تعمق در امور دين و دنيا مشغول و مشهور بود.

تا جايى كه امام صادقعليه‌السلام فرمود: ابوذر عابد بود ولى بيشتر عبادتش تفكر بود كه تفكر و عبرت گرفتن از تاريخ و پديده هاى هستى نوعى عبادت بلكه بالاتر از عبادت است تا جايى كه امامعليه‌السلام فرمود يك ساعت فكر كردن در امور مهمه عالم هستى از يك سال عبادت و ركوع و سجود بالاتر است و در روايت ديگر مى فرمايند: از هفتاد سال عبادت بهتر است

همانا صاحبان لب و عقل چنين حقيقت مهمى را متذكر خواهند شد و از اين سلاح برنده براى نجات و رستگارى خود بهره مى گيرند.

عبور از كنار پديده ها و درس توحيد

( وَكَأَيِّن مِّنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ .) (٤)

(و اين مردم چه بسيار بر آيات ونشانه هاى قدرت حق در آسمانها و زمين مى گذرند و از آنها روى بر مى گردانند.)

در محيط اطراف انسان به هر سو كه مى نگريم به اشياء و پديده هاى بر مى خوريم كه نشان از يك آفرينش منظم دارند.

كتاب طبيعت و آفاق همانند كتاب نفس قابل مطالعه است البته با كمى حوصله و دقت به آنچه را كه مى شنويم يا با چشمان سرمان مشاهده مى كنيم در لابراتوار فكر و انديشه ، تشريح و تحقيق نمائيم تا در منشاء آفرينش اشياء و نفس مطالعه كنيم اگر با اين دقت و حوصله در اشياء اطراف بنگريم و به قول فرمايش قرآن كريم ، از آنها اعراض و دورى نكنيم و به بدون تاءمل از كنارشان عبور نكنيم ، آفريننده پديده ها را به چشم دل خواهيم ديد. مثلا انسان در طبيعت پا مى گذارد و از بين گلها عبور مى كند و هر گلى بوى خاص به خود را دارد و رنگ و شكل اندازه هر يك متفاوت است و اين در حالى است كه منشاء پرورش همه آنها خاكى است كه در منابع تغذيه آنها مشترك است ولى چگونه يك تخم گل نه بوئى از آن گل در خود دارد و نه رنگى ولى وقتى در زير خاك مرطوب قرار مى گيرد و سر از خاك برآورده و پس از زمان كوتاهى گلهاى رنگارنگ با بوهاى معطر، فضاى اطراف خود را با زيباترين شكل ممكن تزيين مى كند. آيا اين همه عظمت آفرينش طبيعت براى بيدارى انسان بيننده كافى نيست ؟

برگ درختان سبز در نظر هوشيار

هر ورقش دفترى است از معرفت كردگار

انسان به طور مكرر از كنار درختان عبور مى كند و چه بسا از سايه آن بهره مند مى شود و برگها و شاخه هاى درخت را در دست خود مى گيرد. و يا از درختان به عنوان هيزم ، براى گرم شدن ، ساختمان سازى و كشتى سازى و بسيارى از موارد ديگر بهره مى گيرد ولى اگر همين نگاه كردنها و بهره گرفتن ها با تدبر نباشد و صرفا بهره هاى فيزيكى از آنها برده شود چه بسا انسان نه تنها از سود بلكه از سرمايه متضرر شده است ، لذا بيائيم كلام نورانى قرآن را به گوش جان بشنويم و از آيه و نشانه اى از آيات و نشانه هاى در طبيعت نگذريم مگر آنكه درس خداشناسى بگيريم

قدر نعمت را بدانيم

قدر و منزلت نعمات الهى ، زمانى به معناى واقعى كلمه شناخته مى شود كه آن نعمات از دست صاحب آن خارج شود. لذا انسان و يا هر موجود زنده ديگر از نباتات و حيوانات تا موقعى كه غرق در نعمات خداوندى است ، قدر آنها را نمى داند و همين كه نعمت را از كف داد، تازه متوجه عظمت آن نعمت مى شود.

اگر انسان ، تاريكى و ظلمت را نمى ديد و هميشه در دل نور مستغرق بود، جايگاه نور براى او شناخته نمى شود. و اگر به انسان گفته مى شود شما غرق در نوريد، با تعجب مى گفت نور چيست ؟! ولى اگر اين نور از او گرفته شود و در تاريكى و ظلمت قرار بگيرد، تازه متوجه مى شود كه نعمتى به اسم نور وجود دارد كه چون مستغرق در نور بود توجهى به آن نداشت همانند ماهى تا زمانى كه در داخل آب است قدر آب را نمى داند ولى همين كه از آب خارج شد تازه متوجه مى شود كه نعمت حياتى عظيمى را از دست داد. ولى همين ماهى تا زمانى كه در داخل آب شنا مى كرد اگر سئوال مى شود آب چيست ؟ جواب مى داد: هيچ از آب خبر ندرم و نمى دانم كه آب چيست

و يا اكسيژن براى انسان و يا هر موجود زنده ديگر و چون دائما با هوا سروكار داريم و تمام اطراف ما را پوشانده است و خود را غرق در هوا مى بينيم و از آن استشمام مى كنيم و حياط دنيوى ما مستقيما به آن وابسته است لذا اين نعمت عظماى الهى را نمى شناسيم ولى اگر هواى اطراف ما را تخليه كنند و از جهت تنفس و دم و بازدم در مضيقه قرار بگيريم تازه متوجه اين نعمت بزرگ الهى مى شويم

يك بار هم به صانع بنگر

اى مسكين تاكى در صنايع و بدايع نگرى ، يك بار در صانع و مبدع نگر تا لطيفه اى شگفت آور بينى از صنعتها و ساخته هاى او آن بينى كه از او خيزد و از صنعتكار و بديعه نگار آن بينى كه از او سزا است پس هر كس كه نظرگاه او جز شواهد صنايع نيست او را در راه جوان مردان قدمى نيست و از اين حديث به مشام او بوئى رسيده نيست بسيار پيش آمد باشد كه نه صنعت نه علاقه ، نه زمان نه زمين ، نه مكان نه مكين ، نه عرش نه فرش ، نه سمانه سمك ، نه فلك نه ملك ، نه ماه نه ماهى ، نه اعيان نه آثار، و نه عيان و نه اخبار نباشد و تنها حق صاحب جلال حاضر و حقيقت حاصل باشد. آن قيوم پاينده كه به هيچ هست نماند و بوده و هست و خواهد بود بى تغير و انتقال ، موصوف به صف جلال و جمال ، هر چه خلق است همه نابودنى و فانى و خالق به جلال عزت خود بودنى و باقى است(٥)

جهان آفرينش آياتى براى عقلا است

( وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّـهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ) .(٦)

(ونيز در رفت و آمد شب و روز و آنچه خداوند از آسمان براى روزى خلق از برف و باران مى فرستد و زمين را پس از مرگ ، ديگر بار زنده مى سازد و در وزش بادهاى عالم در همه اين موجودات براى خردمندان جهان ، آيات صانع پيدا است .)

آرى جهان هستى و آنچه را كه در آن آفريده شد، نشان از صانع دارد كه همه آنها آيات و نشانه هائى براى انسانهاى عاقل مى باشد. لذا انسانهاى بى تفكر و تدبر از اين همه آيات ، سودى نخواهند برد چرا كه نمى انديشند.

رعد و برق براى خوف و اميد

( هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ .) (٧)

(خداوند است كه برق را به شما مى نماياند كه براى مسافر، بيم و براى كشاورز، اميد باران و او است كه ابرهاى گران بار و پر آب مى سازد.)

صداى غرش و رعد و برق از آسمان شنيده مى شود. ابرهاى بار دار و مثبت و نفى با رسيدن به يكديگر و اختلاط آنان ايجاد رعد و برق مى كند به طورى كه چشمها را خيره كرده و گوشها را نوازش مى دهد و موسيقى اميد را بر خيره كرده و گوشها را نوازش مى دهد و موسيقى اميد را بر قلوب كشاورزان و دامداران و نيازمندان به نعمات سماوى مى نوازد و از طرفى طبل خوف و وحشت را در دلهاى مسافرين و يا غافلين و به خواب رفتگان مى كوبد تا به هوش باشند و به ياد نشانه هاى قيامت بنشينند. باشد كه از خواب غفلت بيدار گردند و در صورت شدت آن ، به نماز آيات بايستند. همين ابرهاى رحمت هستند كه نعمات سماوى را به سوى زمين و زمينيان نازل مى كنند و همگان را سيراب مى سازند. اگر چه انسان نا سپاسى مى كند و در مقابل اين نعمات الهى شاكر نيست

خلقت آسمانها و زمين

( إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ ) (٨)

(بدرستى كه در خلقت آسمانها و زمين و در اختلاف بين شب و روز نشانه هايى است براى صاحبان عقل و درك)

آسمانهاى هفتگانه و آن چرا كه در بين آسمانها آفريده شده است از كهكشانها و سيارات و ستارگان كه هر يك در مدار خاصى قرار داده شده اند، زمينه اى است بسيار مساعد براى تفكر بيشتر و تدبر دائم در آنها و خالق هستى و پيدا كردن حقيقت عالم هستى و عوالم وجود. آنچرا كه انسان در شبها به آسمان نگاه مى كند و به چشم او مى آيد قسمتى از آسمان اول است نه همه آن و نه آسمان دوم و سوم تا آسمان هفتم

قرآن مى فرمايد: اينكه شما به آسمان نگاه مى كنيد و آن را چراغانى مى بينيد، آسمان اول است

( إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ ) (٩)

(ما آسمان دنيا شما را به وسيله ستارگان و سيارات چراغانى و زيبا نموديم)

البته همه ستارگان و سيارات به چشم انسان نمى آيند مگر با تلسكوپهاى قوى كه آنهم قادر به رصد همه آنها نيست و انسان قادر نخواهد بود كه همه آنها را شمارش و شناسايى نمايد.

( لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ) (١٠)

(بدرستى كه خلقت آسمانها و زمين بزرگتر از خلقت انسان است ولى اكثر مردم نمى دانند).

با توجه به پيچيدگى خلقت انسان كه خود عظيم ترين فعل خداوند متعال است ، خلقت آسمانها و زمين بزرگتر از خلقت انسان است كه اين خود تعمق و تفكر بيشترى را مى طلبد.

در آخر اين آيه شريفه مى فرمايد: بيشتر مردم اين واقعيت را نخواهند فهميد.

( وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ۚ ذَٰلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ .) (١١)

(و ما آسمان و زمين و آنچه بين آنها است را به باطل نيافريديم)

و كسانى كه اين خلقت ما را باطل مى دانند سخت در اشتباه بسر مى برند ذلك ظن الذين كفروا فويل الذين كفروا من النار

(اين گمان آنانى است كه كافرند پس واى بر كافران از عذاب آتش)

( وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ .) (١٢)

(و ما آسمان و زمين و آنچه را كه در بين آنها است را به بازيچه نيافريديم .)

تفكر و تدبر در آسمانها و زمين و آنچه را كه خداوند در بين اين دو آفريده است ، انسان را بيدار دل متوجه خالق آنها مى شود و به عظمت وجود ذات حق پى مى برد و اين باعث شناخت خويشتن خويش مى گردد و در نهايت خالق خود را خواهد شناخت و به خالقيت او ايمان آورده و سر تسليم فرود خواهد آورد.

زمين گهواره موجودات ، پس قدر نعمت را بدانيم

( الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ .) (١٣)

(خدائى كه براى شما زمين را محل آرامش قرار داد و در آن راههايى قرار داد، باشد تا هدايت شويد.)

همه ما كم و بيش شاهد پرورش برادران و خواهران خود در گهواره خانگى توسط دستها پر مهر و محبت است تا جايى كه احساس بهترين آرامش را در گهواره دارد و به خواب مى رود. خداوند كره خاكى را همانند گهواره اى مى داند كه در حال حركت و چرخش به دور خود و خوشيد، آرامش را براى ساكنان اين گهواره عظيم به همراه دارد.

يكى از نعمات الهى كه بهتر به آن توجه مى شود گهواره زمين است كه در حال چرخش به دور محور خود و خورشيد است و اين در حالى است كه موجودات در دل اين گهواره عظيم با كمال آرامش و آسايش به حيات خويش ادامه مى دهند و هيچ احساس اضطراب در آنان مشاهده نمى شود و خداوند اين كره خاكى را از هرگونه اعوجاج و انحراف محفوظ داشت انسان در اين زمين پهناور زندگى مى كند و فارغ از هر گونه تفكر پيرامون چرخش زمين حركت اين كره خاكى به دور خورشيد و خطرات آسمانى نسبت به زمين ، با احساس آرامش كامل ، همچون كودك در گهواره ، شب را با استراحت به صبح مى رساند بدون آنكه لحظه اى را به تفكر و تدبر در آفاق بنشينيد تا شايد افق ديدش نسبت به جهان هستى به سمت و سويى سوق داده شود كه او را به خالق هستى رهنمون گرداند.

كره زمين داراى ٥ نوع حركت است

كره زمين داراى پنج نوع حركت است ، اگر چه انسان آن را ساكن مى بيند:

١ - حركت چرخشى زمين به دور محور خودش كه شبانه روز بوجود مى آيد.

٢ - حركت انتقالى زمين به دور خورشيد كه سال را بوجود مى آورد

٣ - حركت تقديمى و نوسانى محور زمين

٤ - حركت زمين و خورشيد و ساير سيارات در جهت ستاره نسر واقع وگا vega

٥ - حركت زمين و ميلياردها ستاره حول مركز كهكشان راه شيرى و...

كره زمين اين گهواره به ظاهر آرام داراى پنج نوع حركت است كه شايد الان هم بسيارى از مردم باور نمى كنند كه همگان با همه ادعايشان در داخل يك توپى با پنج نوع حركت در هوا معلقند.

ادعاى برونو و گاليله پيرامون حركت زمين و محاكمه آنان

( أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادً ) آيا ما زمين را گهواره آسايش قرار نداديم(١٤)

كپرنيك و برونو معتقد بودند كه زمين داراى حركت است ولى اهل كليساها مخالفت مى كردند و برونو را به خاطر ادعاى او بطور زنده زنده در آتش ‍ سوزاندند. و سپس گاليله آمد كه همين ادعا را تكرار كرد و او را به دادگاه احضار كردند و گاليله بخاطر اينكه به سرنوشت برونو گرفتار نشود توبه كرد.

وقتى در سال ١٦١٠ ميلادى موفق به ساختن تلسكوپ شدند حقائقى از عوالم وجود كشف شد و ثابت شد كه زمين در حال حركت است اگر چه انسان اين حركت را احساس نمى كند.

قرآن كريم هم در چندين سوره به اين حقيقت اشاره مى كند كه زمين مانند گهواره است و در حال حركت و چرخش است و انسانها در اين گهواره عظيم در آسايش و آرامش كامل زندگى مى كنند.

كره زمين بدون ستون آفريده شد

و انشاء الارض فامسكه ا من غير اشتغال(١٥)

(و خداوند زمين را خلق كرد بدون اينكه مشغول باشد آن را نگه داشت .) يكى از عجائب آفرينش آسمانها و زمين حركات و چرخش سيارات و ستارگان و زمين است در حالى كه در فضاى بيكران معلقند بدون آنكه ستونهايى وجود داشته باشد و بجاى ستونها چيز ظريفتر و زيباترى را آفريد كه نيروى جاذبه نام گرفت و با اين نيروى عظيم جاذبه است كه همه كهكشانها و سيارات و ستارگان عالم وجود و كره زمين به حركات و چرخش ‍ خود ادامه مى دهند بدون آنكه مزاحمتى براى همديگر ايجاد كنند و آنها را از هرگونه سقوط و متلاشى شدن حفظ مى كند.

اين جاذبه زمين را در نقطه معينى و با فاصله مشخصى از خورشيد و ماه قرار داده است كه اگر مقدار اندكى به خورشيد نزديكتر مى شود آتش مى گرفت و مى سوخت و همينطور اگر كمى از خورشيد دورتر مى شد همه زمين را يخ و سرما فرا مى گرفت و هيچ اثرى از حيات باقى نمى ماند.

خداوند با نظم خاصى زمين را در مدار خود قرار داد كه بر محور خود هر ٢٤ ساعت يك بار مى چرخد تا شبانه روز پديدار شود و هر يك سال يك بار به دور كره خورشيد مى چرخد.

در قرآن آمده است لايشغله شاءن عن شاءن

(هيچ كارى خداوند را از كار ديگر باز نخواهد داشت .)(١٦)

زمين بى آنكه داراى پايه و ستونى باشد در مدار خود قرار داده شد بدون آنكه براى اين كار عظيم ، نيروئى صرف شود و يا كارهاى ديگرى ، خداوند را از آن باز دارد و يا غفلتى ايجاد گردد.

چون غفلت و اشتغال و فراموشى از عوارضى هستند كه بر اجسام همچون انسان عارض خواهند شد و خداوند جسم نيست لذا عارى از اينگونه عوارض است انسان اگر بخواهد چيزى را اختراع كند و بسازد و يا حرفى را بزند، كارهاى ديگر را بايد كنار بگذارد و در يك زمان و مكان نمى تواند چندين كار را با هم انجام دهد. مثلا اگر مشغول حل مسائل رياضى است در همان زمان نمى تواند به چيز ديگرى فكر كند و يا به عمل ديگرى دست بزند ولى آيه مذكور مى فرمايد خداوند در حالى كه زمين را خلق مى كرد مى توانست مخلوقات ديگرى را هم داشته باشد و هيچ فعلى خداوند را در زمانى كه اراده فعلى را داشته باشد مشغول نخواهد ساخت بر خلاف انسان كه در زمان واحد هرگز نمى تواند به دو چيز فكر كند يا به چند عمل دست بزند.

و رفعها بغير دعائم

(و بدون ستونها زمين را بلند كرده است).

علىعليه‌السلام مى فرمايد: خداوند زمين را در فضا بر افراشته است بدون آنكه ستونهايى براى زمين قرار داده باشد بلكه در فضاى پهناور آسمان ، متعلق شده است و از اين جمله علىعليه‌السلام فهميده مى شود كه زمين كروى شكل است چون اگر مسطح بود فقط يك قسمت زمين در فضا قرار مى گرفت و حال ثابت شد كه زمين كروى است و قاره هايى مانند آمريكاى شمالى و آمريكاى جنوبى در قسمت پايين زمين قرار دارند و كل اين كره خاكى در فضا معلق است

و حصنها من الاود و الاعوجاج(١٧)

(و زمين را از نوع كجى و اعوجاج دور داشت)

خداوند زمين را در جاى امن و محفوظى قرار داد و آن را حفظ كرد به طورى كه هرگز بر اثر چرخش متلاشى نخواهد شد. و نيروى گريز از مركز آن را از محور خودش دور نخواهد كرد.

و منعها من التهافث و الانفراج(١٨)

(و زمين را از افتادن و شكافته شدن باز داشت)

كره زمين به حالت كروى بودن خود باقى خواهد ماند و هيچ شكاف و انفراجى در زمين پيدا نخواهد شد. و خداوند به وسيله نيروى جاذبه زمين را از هر نوع پارگى و سقوط محفوظ داشت و اين از هيچ قدرتى امكان پذير نيست مگر قدرت لايزال الهى كه بر همه كائنات و هستى سايه افكنده است

ميدان مغناطيسى در زمين

كره زمين توسط يك ميدان مغناطيسى احاطه شده است كه نيروى آن به اطراف زمين نيز امتداد دارد. منشاء ميدان مغناطيسى زمين نامعلوم است ميدان مغناطيسى زمين نتيجه چرخش آرام جسمى جامد از آهن و نيكل است كه در درون زمين قرار دارد. البته بعضى هم معتقدند كه وجود نوعى دينامو حركات همرفتى در داخل زمين موجب ميدان مغناطيسى است و اين در حالى است كه اگر گرماى جسمى از حدود ٥٠٠ درجه بگذرد، خاصيت مغناطيسى آن از بين مى رود. و در عمق ٣٠ كيلومترى زمين به چنين دمايى مى رسيم عقربه قطب نما تحت تاءثير نيروى مغناطيسى زمين در جهت مشخصى قرار مى گيرد. و الان استفاده هاى بسيارى از قطب نما مى شود.(١٩)

در آفرينش كوهها

( وَأَلْقَىٰ فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلًا لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ .) (٢٠)

(و نيز كوههاى بزرگ را بر زمين بنهاد تا از حيوانى و اضطراب برهيد و نهرها جارى كرد و راهها پديدار ساخت تا مگر هدايت شويد.)

اگر خلقت كوهها نمى بود چرخش زمين دچار اضطراب مى شود و سرعت بى حد چرخش زمين به دور محور خودش و به دور كره خورشيد باعث حيران و اضطراب ساكنان اين كره خاكى مى شد. ولى وجود كوهها همچون ميخى محكم در زمين جلوى هرگونه لغزش و دگرگونى چرخش آن را گرفته است علاوه بر اين فلسفه مهم آفرينش كوهها، جارى شدن نهرها و چشمه ها از ديگر فوائد اين پديده است

كوهها به عنوان ميخهاى جارى

ارسى اوتادها (ميخهاى زمين را محكم نمود).

همانطور كه در خلقت بدن انسان را كه شامل گوشت و پوست و غضروف و چربى است نگه بدارد، كره زمين نيز داراى استخوان بندى خاص خود است كه همان كوهها و قله هاى سر به فلك كشيده اى مى باشند كه مانع از متلاشى شدن زمين خواهند بود. كوهها همانند ميخهائى محكم و استوار كه پوسته زمين را از شكافتن محفوظ نگه مى دارد. و اگر نبود خلقت كوهها هر آينه مواد مذاب زير زمينى به پوسته زمين مى آمد و باعث آتش فشانهاى متعدد و خطرناكى مى شد.

در روايتى از معصومينعليه‌السلام نقل شده است همانطور كه سر ميخ بر روى چوب مشخص است و خود ميخ در داخل چوب فرو رفته است و انسان فقط سر ميخ را مى بيند نه خود ميخ را، كوهها هم به منزله سر ميخ هستند كه خود و ريشه هاى آن در دل زمين فرو رفته اند تا زمين را از متلاشى شدن حفظ نمايند لذا انسان به عظمت اين خلقت پى خواهد برد. كه كوههاى با اين همه ارتفاع بلند همانند اورست و دماوند و... به عنوان سر ميخهاى زمين هستند، پس خود كوهها بايد بسيار بلندتر و عظيم تر باشند كه در داخل زمين فرو رفته اند. آرى اگر انسان كمى پيرامون خلقت كوهها تفكر كند به خلق حكيم پى خواهد بود. اگر چه انسانهاى غافل بر روى كوهها راه مى روند و كوه پيمايى مى كنند ولى هيچ درسى از كوهها نمى گيرند. و اين در حالى است كه كوهها با انسان سخن مى گويند.

كوهها در زمين همانند سد عمل مى كنند

و ضرب اسدادها (و خداوند سدهايش كوههايش را نصب نمود.)

اين كوه ها كه همانند ميخهايى در زمين قرار گرفته اند مانند سدهائى مى باشند كه قسمتى از زمين را از قسمت ديگر آن جدا مى سازند كه براى ايجاد فاصله در زمين كوه ها را آفريده است

همانطور كه سد باعث جدايى قسمتى از زمين مى شود كوهها هم اينگونه اند. البته اند. البته با كمى دقت متوجه امر ديگرى مى شويم كه كوهها علاوه بر عظمتى كه براى آرامش زمين مى آفرينند به زيبايى اين كره خاكى افزوده اند. آنگاه كه برفها بر قله كوهها مى نشينند چه زيبايى خاصى به طبيعت ارزانى مى دارند. و حال مجموعه آفرينش كوهها با همه شگفتى ها و زيبائى ها راه روشنى براى شناخت خداوند كريم خواهد بود.

در آفرينش سايه و غار

( وَاللَّـهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلَالًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ كَذَٰلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ ) .(٢١)

(خداوند از آنچه آفريد سايه ها به شما داد و براى شما در دل كوهها، غارها ساخت و شما را لباسها داد كه از گرما محفوظ بمانيد و پيراهنهاى زره كه شما را در جنگلها از زخميها باز دارد اين گونه نعمت خود را بر شما تمام مى كند و گستراند تا شايد شما تسليم خدا شويد و گردن نهيد.)

يكى از زيبائيهاى طبيعت و الهى ، سايه است كه بهره هاى زيادى از آن برده مى شود. خصوصا سايه هاى درختان بلند و حجيم براى كاروانهاى خسته و از راه رسيده و از حرارت شعاع آفتاب ، گرمازده شده ، چقدر نشستن زير سايه درختان در دل بيابانها لذت بخش است

و همينطور در دل كوهها و صخره ها، غارها و شكافهاى فراوان قرار داده است تا انسان براى حفظ جان خويش از آن بهره بگيرد و يا براى استراحت موقت و نجات از خطرات احتمالى از طوفان و سيل و درندگان استفاده نمايد. آيا هيچ به اين نعمتها انديشيده ايم و يا مثل همه جا و هميشه از كنار پديده هاى عالم به آسانى و بدون عبرت و درس عبور مى كنيم ؟