فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)

فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)0%

فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) نویسنده:
محقق: حبیب چایچیان
گروه: حضرت فاطمه علیها السلام

فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)

نویسنده: علامه امينى (ره)
محقق: حبیب چایچیان
گروه:

مشاهدات: 1815
دانلود: 432

توضیحات:

فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 47 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 1815 / دانلود: 432
اندازه اندازه اندازه
فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)

فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)

نویسنده:
فارسی

تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنین عليهما‌السلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.

لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است.

بسم الله الرحمن الرحيم

فاطمة الزهرا سلام الله عليها

مؤلف: گفتار علامه امينی

به كوشش: حبيب چايچيان

مقدمه

فاطمه الزهراء امّ ابيها

شعری از حسان شاعر معاصر

منم كه عصمت اللّه و، به ساق عرش زيورم

حبيبه خدامنم، حباب نور داورم

رضای من رضای او،ولای من ولای او

كه من ولية اللّه و، زهر بدی مطهرم

علی است نفس احمد وحقيقت محمدی

منم كه بضعة النبی و، با علی برابرم

به تخت اقتدارشان، نشسته ام كنارشان

به تاج افتخارشان، يگانه است گوهرم

بجز محمد و علی، كه نور ما بود يكی

ز انبياء و اولياء، خدا نموده برترم

نبی چو گفت بر ملا: اگر نبود مرتضی

ز اولين و آخرين،هر كسی نبود همسرم

علی، شهاب ثاقب و منم فروغ زُهر وی

با اوج عصمت و حيا، به هر زمان منورم

نهال عشق ايزدی، بهار حسن سرمدی

شكوفه محمدی، عطای رب و كوثرم

حسين با حسن مرا، دو گوشوار زينتند

علی است طوق گردنم، محمد است افسرم

محمد و علی و من، چو اصل و ام خلقتيم

منم كه باب خويش را، درين مقام مادرم

فدك چه جلوه ای كند، به پيشگاه دولتم

كه مالكيت جنان، به كف بود چو حيدرم

عليه غاصب فدك، از آن قيام كرده ام

كه راه پر جهاد حق، نشان دهم به دخترم

(حسان) بود مودت رسول و آل مصطفی

اميد برزخ من و، پناه روز محشرم

فاطمة الزهراءعليه‌السلام : بانوی بانوان دو جهان، عطای خداوند سبحان، كوثر پربهای قرآن، كفو و همتای اميرمومنانعليه‌السلام ، و يكی از علل آفرينش عالم امكان.

فاطمة الزهراءعليه‌السلام : در آل كسا محور، عزيز قلب پيغمبرصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، شفيعه محشر، ولية الله اطهر، و از يازده فرزند معصومش برتر...

فاطمة الزهراءعليه‌السلام : خانه اش، منزل «هل اتی»، پدرش: محمد مصطفیصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم : همسرش: علی مرتضیعليه‌السلام ، پسرانش: امام حسن مجتبیعليه‌السلام و امام حسين سيدالشهداءعليه‌السلام ، دخترانش: ام كلثومعليه‌السلام و زينب كبریعليه‌السلام ، دستش بوسه گاه رسول خداصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم مهرش: صفابخش قلوب اولياء مودتش: اجر رسالت خاتم الانبياءصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و والاترين مدحش: «ام ابيها»...

اين كتاب: از مناقب بی شمار آن حضرت شمه ای است، و از دريای بی كران فضايلش قطره ای، و از روايات موثق و متواتر و آيات رحمت قرآن بهره ای...

گفتاری است از عالم كم نظير، آيت الله كبير، دانشمند روشن ضمير صاحب كتاب «الغدير» علامه امينی رحمة الله عليه.

در آن زمان كه علامه امينی ساكن نجف اشرف بود و يا در تابستان هر سال كه به تهران می آمد، عارفی نكته دان، استاد ولايت و عرفان، عاشق دلباخته عترت و قرآن، دوست بزرگوارم: آقای حاج كريم رومينا (دستمالچی)، در انجام امور مربوط به ايشان و كتابخانه حضرت اميرالمؤ منينعليه‌السلام شبانه روز كوشا بود، و در راه خدمت علامه امينی و اهداف مقدس او، آنچه در توان داشت صميمانه ايثار می كرد.

در يكی از اين سفرها، آن دوست ارجمند، با همتی عارفانه و با اصرار و پيگيری مداوم و عاشقانه، علامه امينی را مهيا ساخت تا مطالبی بسيار جالب درباره مقام ولايت كبرای حضرت صديقه زهراء سلام الله عليها بيان فرمايد، در حالی كه آن عارف ربانی تنها مخاطب گفتار علامه امينی بود، آن مطالب بسيار ارزنده در نوارهای منحصر بفرد ضبط گرديد، كه بيش از پانزده سال با دقت علاقه ای كم نظير توسط ايشان نگهداری شده است در طی اين مدت، آنان كه از وجود اين نوارها مطلع بودند، بی صبرانه تكثير نوارها و يا پياده كردن آن گفتار را در خواست می كردند، تا به صورت كتابی در دسترس همه و مورد استفاده عموم قرار گيرد، و چون مطالب عالمانه مذكور بطور خصوصی خطاب به كی نفر ايراد شده بود، بدون اينكه در اين مورد به مراعات نظم و دقت كامل در جمله بندی و ادای كلمات (چنان كه در سخنرانيهای رسمی و عمومی معمول است) نيازی باشد؛ لذا بنظر رسيد كه بهتر از تكثير نوارها، همان پياده كردن نوارهاست به تنظيم جملات و بازنويسی كامل آن گفتار، بدون اينكه در مفهوم آن مطالب سنگين عالمانه و پربار كوچكترين تغييری حاصل شود.

در همان ايام كه دوست بزرگوارم تصميم به پياده كردن نوارها گرفت، و مرا برای اين كار مهم انتخاب كرد و در تسريع انجام آن تأكيد و اصرار داشت، شبی در يك رؤيای صادقه علامه امينی را ديدم كه بر فراز تختی نشسته است و جمعی از علاقه مندان و عاشقان مقام والای حضرت زهرا سلام الله عليها برگرد او ازدحام نموده و بی تابانه در خواست انتشار آن فرمايشان را داشتند. همان گنه كه علامه امينی در زمان حياتش، با لحنی گيرا و دلنشين، دستور می داد در مجالس علمی و آموزنده اش به قرائت اشعارم مفتخر شوم، در آن رؤ يای صادقه نيز، در حالی كه با دست به سوی من اشاره می كرد، فرمود: «حسان مأمور انجام اين كار است».

من كه از اين تأييد غيبی و مأموريت افتخار آفرين معنوی سر از پا نمی شناختم با اشتياق تمام به سوی مشهد مقدس محل سكونت دوست بزرگوارم (صاحب نوارها) شتافتم.

من به فضل و ياری خداوند مستعان، و با توجهات امام زمانعليه‌السلام ، آنچه در توان داشتم در انجام اين ماءموريت مقدس و معنوی بكار بردم، و گاهی برای نگارش عبارات تا مفهوم، سرعت و تسلط كم نظيری ادا فرموده است حتی بيش از ده بار به نوار آن گفتار گوش فرا دادم، با وجود اين، هر سهو و نارسائی و اشتباهی در اين كتاب گرانبها به نظر خوانندگان عزيز برسد از من ناچيز است.

من اقرار می كنم كه شايسته بود اين گفتار سنگين، عالمانه و پر بار و جاودانه با شرح و تفسير و حواشی مفصلی پياده شود، تا بهتر حق مطلب ادا گردد، ولی با توجه به اينكه حتی قرآن كريم كه كلام خدا و ولاترين سخنهاست اگر فقط به صورت تفاسير بسيار مفصل چاپ و منتشر می شد، عده كثيری كه حوصله و مجال كمتری برای مطالعه دارند همواره از فيوضات بی پايان آن بی بهره می ماندند، و به همين جهت است كه در تمام قرون و اعصار، كلام خدا، بطور ساده - با ترجمه - و با تفاسير مفصل (به هر سه صورت) چاپ و در دسترس و مورد استفاده عموم قرار داده شده است، من نيز با پياده كردن متن اين گفتار گرانبار فقط قدم اوليه را در نشر آن برداشته ام و به نظر من، صلاحيت شرح و تفسير و حاشيه نويسی مطالب ای كتاب را، بيش از هر كس، دو استاد محقق و دانشمند حجت الاسلام حاج آقا رضا امينی و حجت الاسلام حاج آقا هادی امينی فرزندان ارجمند علامه امينی دارا می باشند، كه اميد است در آينده به اين امر مهم اقدام فرمايند.

ام ابيهاعليه‌السلام

دنياست چو قطره ای و، دريا، زهرا

كی فرصت جلوه دارد اينجا، زهرا

قدرش بود امروز نهان چون ديروز

هنگامه كند و ليك فردا، زهرا

خالق چو كتاب خلقت انشا فرمود

عالم جو الفبا شد و معنی، زهرا

(احمد) كه خدا گفت به مدحش: لولاك

كی ميشدی آفريده، لولا، زهرا

((طاها)) و ((علی)) دو پيكران دريايند

و آن برزخ مابين دو دريا، زهرا

او سر خدا و ليلة القدر نبی است

خير دو سرا، درخت طوبی، زهرا

بر تخت جلال، از همه والاتر

بر مسند افتخار، يكتا، زهرا

در ((آل كسا)) محور شخصيتهاست

مابين ((آب)) و ((بعل)) و ((بنيها)) زهرا

سر سلسله نسل پيمبر كوثر

سرچشمه نور چشم طاها، زهرا

تنها نه همين مادر سبطين است او

فرمود نبی: ((ام ابيها))زهرا

آن پايه كه ديروز پيمبر بنهاد

امروز نگهداشته برپا، زهرا

از ((احمد)) و ((مرتضی)) چه باقی ماند

از مجمعشان، شود چو منها، زهرا

حرمت بنگر كه در صفوف محشر

يك زن نبود سواره الا زهرا

هنگام شفاعت چو رسد روز جزا

كافی است برای شيعه، تنها، زهرا

حيف است (حسانا) كه در آتش بسوزد

آن شيعه كه ورد اوست: زهرا، زهرا

پيشگفتار

اعتقاد اكثر مردم بر اين است، و معمولا چنين می پندارند كه مناقب و فضائل حضرت صديقه زهرا سلام الله عليها فقط به اين جهت است كه دختر حضرت رسول اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بوده است، و اين مطلب، موضوع بسيار مهم و گرانبهائی است كه شايسته است درباره آن مفصلا بحث و گفتگو بعمل آيد، و بايد معتقد بود كه حضرت فاطمهعليها‌السلام صاحب ولايت كبری است، يعنی همانطور كه بايد به ولايت رسول اكرم اميرالمؤ منين و حسنينعليهم‌السلام ايمان داشت، می بايست به ولايت حضرت صديقه زهراء سلام الله عليها نيز همانگونه اعتراف كرد و معتقد بود.

برای اثبات اين موضوع، می توان مطالب را از دو نظر تحقيق و بررسی كرد و در دو بخش آنها را خلاصه نمود:

١ - بخش اول: فاطمه سلام الله عليها از ديدگاه قرآن، و بررسی آياتی كه مربوط به آن حضرت است.

٢ - بخش دوم: فاطمه سلام الله عليها از ديدگاه روايات، و بررسی احاديثی كه در مناقب و فضائل آن حضرت وارد شده است و همرديف مناقبی است كه درشان پيامبر اكرم و اميرالمؤ منين سلام الله عليها و اولاد معصوم اوست.

فاطمه سلام الله عليها از ديده گاه قرآن

آيه اول:

( إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا )

«خدا چنين می خواهد كه رحبس (هر آلايش) را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را پاك و

منزه گرداند»

برخی را عقيده بر اين است كه چون اين آيه شريفه بين دو آيه واقع شده كه آن آيات درباره زوجات پيغمبرصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نازل گرديده است، بنابراين به همان نسق، اين آيه هم بايد درشان زوجات آن حضرت باشد، و ما لازم می دانيم كه از پنج طريق به اين آيه

نظر كنيم:

١ - اول بررسی اينكه بعد از نزول اين آيه، از رسول اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم درباره آن نصی (كلام صريحی) هست كه آيه تطهير درشان چه كسی نازل شده است؟

٢ - دوم اينكه در اين موضوع، از خود زنهای پيغمبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم كلام معتبر و صريحی وجود دارد كه دلالت كند اين آيه درباره كيست؟، آيا يكی از آنان ادعا كرده است كه آيه تطير درشان ما زنان پيامبر نازل شده است؟ و يا اينكه عكس اين مطلب را اظهار نموده است؟

٣ - سوم اينكه آيا علی سلام الله عليه و يا اولاد اميرالمؤ منينعليه‌السلام با اين آيه احتجاج و مشاهده كرده اند؟ آيا ادعا كرده اند كه اين آيه درشان ما اهل بيت است و در غير ما نيست؟ و آيا در مقام احتجاج از صحابه چه شنيده اند؟

٤ - چهارم اينكه آيا از خود صحابه كلام معتبر و صريحی در اين باره موجود است كه آيه تطهير درباره چه كسی نازل شده است؟

٥ - پنجم اينكه رجال تفسير و حديث در اين مورد چه می گويند؟ ايا با نظر آن كسانيكه می گويند آيه تطهير (مانند دو آيه قبل و بعد آن) مربوط به زوجات پيغمبر است همرای و موافق هستند؟ يا اينكه می گويند نه خير، چون درباره شان نزول اين آيه، نص (كلام معتبر و صريحی) وجود دارد، لذا بايد تابع آن نص شد.

بنابراين آنچه درباره تطهيرشان می شود از اين پنج طريق كه گفته شد، بيرون نيست.

آيه تطهير گفتار پيامبرصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم

اما آنچه نفس قضيه است: درشان نزول اين آيه روايات متواتری در دست است كه حاكی است آيه تطهير در خانه ام سلمه نازل شده است و در آن هنگام رسول اكرمصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، حضرت صديقه، اميرالمؤ منين، و حسنين صلوات الله عليهم حضور داشته اند، جناب ام سلمه خودش از رسول اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم تقاضا می كند كه من نيز به جمع شما داخل بشوم و تحت كسا نزد شما خاندان رسالت قرار گيرم؟ حضرت او را نهی كرد و فرمود: نه، تو داخل نشو (وانت فی خير) چون اين آيه مخصوص است به ما پنج تن.

نام جماعتی از صحابه كه شان نزول اين آيه را به همين ترتيب نقل كرده اند و روايات آنها متواتر است به اين شرح می باشد:

سعدبن ابی وقاص - انس بن مالك - ابن عباس - ابوسعيد خدری - عمر بن ابوسلمه - واصلة بن اسقع - عبدالله بن جعفر - ابوحمرا هلال - عايشه - ام سلمه - ابوهريره - معقل بن يسار - ابوطفيل - جعفربن حبان - حبيره - ابوبرزه اسلمی - مقداد بن اسود.

رواياتی كه صحابه مذكور نقل كرده اند، در اين موضوع هم رای و هم سخن هستند كه آيه شريه تطهير در خانه «ام سمله» نازل شده، و فقط درشان پنج تن بوده است و هيچيك از زنان پيغمبرصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم داخل اين قضيه نيست، و اين مطلب از مسلمات است. غير از حضرات صحابه، تقريبا ٣٠٠ نفر ديگر نيز اين روايت را به همان ترتيب و با ذكر اينكه محل نزول آيه خانه «ام سمله» بوده است، نقل كرده اند. و ما مشخصات اين ٣٠٠ نفر را كه در قرون مختلفه می زيسته اند بطور تقصيل در كتاب «الغدير» شرح داده ايم.

تمام اين ٣٠٠ نفر نصوصی از پيغمبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل كرده اند، كه بعد از نزول آيه تطهير از حضرت پرسيده شد كه اين آيه شريفه در شان كيست؟ حضرت فرمود: منم، علی، فاطمه، حسنين (عليهم‌السلام ).

پس با توجه به مطالب فوق، جای هيچگونه ترديدی نيست كه حضرت صديقه زهراء سلام الله عليها نيز مشمول آيه تطهير است و در كلمه «اهل البيت» او نيز مراد می باشد. گذشته از اينها، پيغمبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، برای اثبات و روشن شدن حقيقت امر كار بسيار جالبی كرده است كه ٩ نفر از صحابه آنرا نقل كرده اند، به اين شرح كه بعد از نزول اين آيه، حضرت رسولصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، هر روز (تا زمان وفاتش تقريبا)، هنگام خروج از منزل كه برای اقامه نماز صبح به مسجد تشريف می برد، قبل از نماز به در خانه حضرت صديقه سلام الله عليها می آمد و می فرمود:

«السلام عليكم يا اهل البيت، انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا »

«سلام بر شما ای اهل البيت، بدرستيكه خدا اراده فرموده است كه هر ناپاكی را از شما خاندان نبوت دور گرداند و شما را پاك و منزه نمايد».

راوی ديگری می گويد: من شش ماه در مدينه بودم و اين جريان را هر روز مشاهده كردم، راوی ديگر نقل می كند: من نه ماه در مدينه توقف كردم و هر روز ناظر اين صحنه بودم.

راوی ديگر اظهار می دارد: من ١٢ ماه در مدينه ساكن بودم و هر روز شاهد اين روش پيامبرصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بودم و اين جريان تا آخرين روز زندگانی رسول اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ادامه داشته است.

پس با توجه به مطالب مذكور كاملا روشن است كه آيه تطهير مخصوص بوده است به خانه صديقه سلام الله عليها، و آن اشخاصی كه در آنجا ساكن بوده اند.

حضرت رسول اكرمصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم كه به اين روش، به اين استمرار، به اين استقرار و در اين مدت متوالی، هر روز بر در خانه زهرا سلام الله عليها می آمد، منظورش اين بوده است كه اگر كسی سخنان آموزنده و تعيين كننده او را ديروز نشنيده است امروز بشنود، و اگر امروز نشد فردا، و اگر فردا نشد، روزهای ديگر....

همه صحابه، چه آنانكه در مدينه حضور داشتند، و چه مسافرينی كه وارد شهر می شدند، از اين روش رسول اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، آگاه شدند كه آيه تطهير فقط و فقط درشان خاندان پيغمبرصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم (پنج تن) نازل شده است.

آيه تطهير و گفتار زنان پيامبر اكرمصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم

اينك بررسی اينكه آيا از همسران پيغمبرصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در مورد آيه تطهير ادعائی كرده است يا نه؟ در اين مورد شيعيان رواياتی از زنان پيغمبرصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، از جمله «ام سلمه» نقل كرده اند كه آن احاديث را حضرت عامه نيز صحيح و معتبر شمرده اند.

يكی از آن روايات كه مورد قبول فريقين (شيعه و سنی) می باشد، اين است كه جناب «ام سلمه» می فرمايد: من از پيغمبرصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم پرسيدم كه اين آيه تطهير درشان كيست؟

حضرت فرمود: درباره من، علی، فاطمه، حسنين است و تهم مشمول اين آيه نيستی. مشمول اين آيه نيستم، ما همسران نبی، مورد خطاب اين قضيه نيستيم، و كاملا واضح است كه اگر آيه شريفه تطهير درباره زنان پيغميرصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بود، جناب «عايشه» آنرا بر پيشانی جمل می نوشد و غوغائی بر پا می كرد، در صورتيكه هيچيك از همسران رسول اكرمصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم هرگز چنين ادعائی نكرده اند كه اين آيه درشان آنان بوده است.

آيه تطهير و گفتار ائمه اطهارعليه‌السلام و حضرت زهراءعليه‌السلام

اميرالمؤمنينعليه‌السلام ، حضرت صديقه سلام الله عليها، حسن بن علیعليه‌السلام ، حسين بن علیعليه‌السلام ، حضرت سجاد، حضرت باقر، و حضرت صادقعليهم‌السلام همگی در هنگام منقبت شماری به اين آيه استناد و احتجاج كرده و برهان سخن خويش قرار داده اند.

اميرالمؤ منينعليه‌السلام در «يوم الدار» برای اثبات گفتار خود به اين آيه احتجاج و استنشاد نموده است كه آيا آيه تطهير در مورد ما نيست؟ و تمامی صحابه و تابعين، ضمن قبول اظهارات آن حضرت عرض كرده اند: بلی، اين آيه درشان شماست، و اين مطلب از مسلمات است.

آيه تطهير و گفتار صحابه

همانطوريكه در قسمت اول اين بخش اشاره شد، تمام صحابه و تابعين در اين مطلب هم رای و هم سخن هستند كه آيه تطهير درشان پنج تن است و از آنان كسی كه مخالف اين عقيده است، فقط و فقط «عكرمه» است كه داستان «سياق» از او نقل شده است.

آيه تطهير و رجال تفسير و حديث

علماء و رجال تفسير و حديث پس از بررسی روايات مذكور، همگی، متفق القول و هم عقيده اند كه سند «عكرمه» اعتبار ندارد، و اين استدلال ((سياق)) و برهان صحيحی نيست.

به ملاحظه اين كه ضمائر آيه شريفه تطهير همه مذكر است و ضمائر دو آيه قبل و بعد آن مؤ نث می باشد. بنابراين سياق آيه تطهير كه در وسط آن دو آيه است عوض شده، و تغيير كرده است در نتيجه نمی شود كه مربوط به همسران پيغمبرصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بوده باشد، و اگر جز آيه تطهير منقبت ديگری درشان زهرای اطهرعليه‌السلام نبود، همين يك آيه برهانی است كافی و نشانگر اينكه حضرت صديقه سلام الله عليها معصومه است، و عصمت از جمله شئون و مناصب ولايت است، و ما، غير ولی كه معصوم باشد سراغ نداريم. از ابتدای خلقت، آدم تا آخر، هر كسی كه معصوم است ولی است، يا پيغمبر است، يا امام است، و يا صديق است كه حضرت صديقه سلام الله عليها نيز يكی از آنان است.

آيه دوم:

( فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ )

«پس بگو (ای پيامبر) بيائيد ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم با مباهله بر خيزيم (يعنی در حق يكديگر نفرين كنيم) تا دروغگويان را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازيم».

اين آيه بطور صريح و آشكارا ندا می كند بر اينكه پيغمبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم هنگامی كه با نصارای نجران مباهله فرمود، حضرت صديقه سلام الله عليها نيز در اين مورد شركت داشت، و او وجود مقدسی است كه ميان چهار معصوم ديگر در آيه مباهله قرار گرفته است، دو معصوم: ابنانا (حسنينعليه‌السلام ) و دو معصوم: انفسنا (پيغمبرصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و علیعليه‌السلام ) و يك معصومه: نسائنا: ما بين آنها، كه از نساء منحصر است به اين وجود مقدس، و با توجه به اين مطلب كه مباهله (ابتهال و نفرين كردن) با نصارای نجران يك كار عادی نيست، و با زن و مرد عادی نمی توان اقدام به مباهله كرد و طرف مقابل را مغلوب و رسوا نمود، بلكه صلاحيت اقدام به چين امر خطيری را افراد مقدس و شايسته ای دارا هستند كه مورد نظر مرحمت حضرت حق تبارك و تعالی بوده باشند، و حضرت صديقه سلام الله عليها نيز يكی از آن شخصيتهائی است كه مشمول اين آيه شريفه است و اين از مسلمات است.

آيه سوم:

( فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ )

«پس حضرت آدمعليه‌السلام از حضرت حق تبارك و تعالی كلمات را فرا گرفت و آن كلمات را وسيله (قبول) توبه خويش قرار داد» درباره اين آيه احاديثی نقل شده است كه بسيار فوق العاده است، و با توجه به آيه مذكور و اين روايات، انسان می تواند بخوبی درك نمايد كه حضرت صديقه سلام الله عليها علت خلقت است و يكی از اسباب آفرينش ‍ جهان می باشد، يعنی همانطور كه رسول اكرمصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ، اميرالمؤ منين و حسنينعليهم‌السلام سبب خلقتند، حضرت صديقه سلام الله عليها نيز يكی از علل آفرينش است، و معقول نيست كسی علت خلقت باشد و ولايت نداشته باشد.

در اين باره دو روايت، يكی از جناب اميرالمؤ منين سلام الله عليها و ديگری از جناب ابن عباس نقل می كنم: روايتی كه از وجود مقدس اميرالمؤ منينعليه‌السلام است و جمعی از حفاظ عامه آن را ذكر كرده اند چنين است:

«سالت النبیصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم قول الله تعالی:( فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ ) فقال: ان الله اهبط آدم بالهند، و حوا بجدة... حتی بعث الله اليه جبرئيل و قال: يا آدم الم اخلقك بيدی؟، المانفخ فيك من روحی؟،...

قال بلی، قال: فما هذا لبكاء؟، قال: و ما يمنعنی من البكاء و قد اخرجت من جوار الرحمان.

قال: فعليك بهولاء الكلمات فان الله قابل تويتك و غافر ذنبك، قل يا آدم: اللهم انی اسالك بحق محمد و آل محمد، سبحانك لا اله الا انت عملت سوءا و ظلمت نفسی فاغفرلی، انك انت الغفور الرحيم، فهولاء الكلمات التی تلقی آدم»

«اميرالمؤ منين سلام الله عليها می فرمايد: از پيغمبر اكرمصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم معنای آيه شريفه( فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ ) را سؤال كردم، فرمود: هنگامی كه خدای تعال، آدم را در هند، و حوا را در جده فرود آورد....

(حضرت آدم مدتها گذشت كه اشك غم بر چهره می ريخت) تا اينكه خدای تعالی جبرئيل را نازل كرد و فرمود:

يا آدم، آيا من ترا بدست (قدرت) خودم نيافريدم؟ آيا از روح بر تو ندميدم؟ و ملائك را به سجده كردن بر تو فرمان ندادم؟ و حوا كنيز خود را به تو تزويج نكردم؟

حضرت آدم عرض كرد: بلی، خطاب آمد: پس اين گريه (مداوم) تو از چيست؟ عرض كرد: خدايا، چرا گريه نكنم، كه از جوار رحمت تو رانده شده ام. خدای تعالی فرمود: اينك فراگير اين كلمات را كه به وسيله آن، خدا توبه ترا قبول می كند و گناهت را می بخشد، بگو يا آدم: خدايا، پاك و منزهی تو، نيست خدائی جز تو، بد كردم و بخود ستم روا داشتم، پس به حق محمد و آل محمد، مرا ببخش، بدرستيكه اين توئی بسيار بخشنده مهربان. پيامبر اكرمصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم در پايان سخن فرمود: اين است آن كلماتی كه خدای تعالی به حضرت آدم آموخته است، گوئی خدای تعالی حضرت آدم را با اين كلمات تسلی داده است، كه اگر از جوار رحمت من دور شده ای، اينكه ارزش فراگرفتن اين كلمات گرانقدر، عوض، هم سن و برابر جوار رحمان و هم تراز فردوس و جنان است، و جبران آن نعمتی كه از آن محروم شده ای.

روايت ديگری در همين موضوع جناب ابن عباس‍ از پغمبر اكرمصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل می كند كه آن حضرت فرمود:

«لما خلق الله عزوجل آدم، و نفخ فيه من روحه عطس، فالهمه الله: الحمدلله رب العالمين.

فقال له ربه يرحمك ربك، فلما سجد له الملائكه تداخله العجب.

فقال: يا رب خلقت خلقا احب اليك منی؟ فلم يجب، ثم قال الثانيه، فلم يجب، ثم قال الثالثة، فلم يجب ثم قال الله عزول له: نعم، و لولاهم ما خلقتك.

فقال: يا رب ارنيهم، فاوحی الله تعالی الی ملائكة الحجب، آن ارفعوا الحجب فلما رفعت الحجب، اذا آدم بخمسة اشباح قدام العرش، فقال يا رب من هولاء؟ قال: يا آدم هذا محمد نبی، و هذا علی اميرالمؤ منين ابن عم النبی ووصيه، و هذه فاطمة انبة نببی، و هذآن الحسن والحسين انبا علی و ولدا نببی، ثم قال: يا آدم هم ولدك ففرح بذلك. فلما اقترف الخطيئه.

قال: يا رب اسالك بحق محمد و علی و فاطمة والحسن والحسين لما غفرت لی فغفرالله له بهذا فهذا الذی قال الله عزوجل: «فتلقی آدم من ربه كلمات فتاب عليه» فلما هبط الی الارض، صاق خاتما، فنقش عليه (محمد رسول الله و علی اميرالمؤ منين) و يكنی آدم بابی محمد»

بعد از آنكه خدای عالی آدمعليه‌السلام را آفريد، حضرت آدم عطسه كرد و با الهام خدائی «الحمدلله رب العالمين» گفت. خدای تعالی در جواب فرمود «يرحمك ربك» رحمت خدا بر تو باد (خوشا، آن بشری كه جواب عطسه اش خطاب الهی باشد).

هنگاميكه فرشتگان بر حضرت آدم سجده كردند، تكبر به او راه يافت و در حالكيه بر خود می باليد عرض كرد: پروردگارا، آيا مخلوقی كه نزد تو محبوبتر از من باشد، آفريده ای؟ و اين سؤال را سه بار تكرار كرد و هر سه بار بی جواب ماند، دفعه سوم كه حضرت آدمعليه‌السلام پرسش خود را بازگو كرد، متوجه گرديد كه سؤ ال بی پاسخ او، سخن بجائی نبوده است، آنگاه از جانب پروردگار خطاب آمد:

بلی، يا آدم مخلوقاتی از تو محبوبتر دارم، كه اگر آنها بوجود نمی آمدند، ترا نيز نمی آفريد.

عرض كرد: پروردگارا آنها را به من نشان بده.

در آن هنگام خدای تعالی به فرشتگان حاجب درگاه الهی وحی شد: پرده ها را كنار بزنيد (بلی. آفريننده جهان، در پشت پرده غيب موجوداتی دارد كه سبب تربيت آدم و اولاد آدمند).

چون حجابها برداشته شد، از پشت پرده غيب، پنج شبح ظاهر شدند كه در پيشگاه عرش ايستاده بودند.

خطاب آمد: اين پيامبر من، اين علی اميرالمؤ منين پسر عم او، اين فاطمه دخترش و اين دو، حسن و حسين، پسر آن علی، فرزندان پيامبر من هستند. و پس از معرفی نامهای آنها، خدا تعالی فرمود: يا آدم، اينان مقام اول را دارا هستند و درجاتشان بسيار عالی است، و مرتبه تو تالی مقام و والای اينها می باشد.

و بعدها وقتی كه حضرت آدم مرتكب و مبتلای آن ترك اولی شد، عرض كرد:

پروردگارا، از تو مسئلت دارم كه به حق محمد، و علی، و فاطمه، و حسن و حسين از خطای من درگذری، پس دعايش مستجاب شد و مشمول عفو و آمرزش خدای تعالی قرار گرفت و اين است معنای آيه شريفه كه خدا می فرمايد: پس آدم كلماتی از پروردگارش فرا گرفت كه به وسيله آن كلمات توبه او مورد قبول واقع گرديد.

ابن عباس، سپس روايت را چنين ادامه می دهد كه پيغمبرصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:

هنگاميكه آدمعليه‌السلام بر زمين فرود آمد، انگشتری برای خود ساخت كه نقش آن نام مبارك پيامبر اعظم «محمد رسول الله» بود، و «ابی محمد» (پدر محمدصلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ) كنيه او شد.

«حاف ابن النجار» كه يكی از بزرگان عامه (سنی) است به سند خودش از ابن عباس روايت می كند:

«سالت رسول اللهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم عن الكمات التی تليها آدم من ربه فتاب عليه، قال: سال بحق محمد، و علی، و فاطمة، والحسن والحسين الا تبت علی فتاب الله عليه تبارك و تعالی»

«از پيغمبر اكرمصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم سوال كردم: آيا آن كلمات كه حضرت آدم از پروردگار خود فرا گرفت و به وسيله آن توبه او مورد قبول واقع شد چيست؟ حضرت فرمود: آدمعليه‌السلام با اين كلمات از خدا درخواست كرد كه توبه او را بپذيرد:

«به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسين، توبه مرا قبول فرما» پس خدای تبارك و تعالی توبه او را پذيرفت.

اين روايت را «سيوطی» در «درالمنثور»، «بدخشانی» از «حافظ كبير دارقطنی» و از «ابن النجار» و «ابن مغازلی» در مناقبش، با ذكر سند نقل كرده اند، و با توجه به مطالبی كه گفته شد از اين آيه هم استفاده می شود كه وجود مقدس حضرت صديقه سلام الله عليها سبب خلقت عالم و «ولية الله» بوده است.