سلوك علوى

سلوك علوى30%

سلوك علوى نویسنده:
گروه: امام علی علیه السلام
صفحات: 200

سلوك علوى
  • شروع
  • قبلی
  • 200 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 180050 / دانلود: 3647
اندازه اندازه اندازه
سلوك علوى

سلوك علوى

نویسنده:
فارسی

سلوك علوى (راهبردهاى امام على (ع) در تربيت فرزندان)

مؤلف : سيد حسين اسحاقى

۱

پيش گفتار

بسم الله الرحمن الرحيم

مقتداى راهمان على عليه السلام است ، همو كه واژگان ، تاب بزرگى روحش ‍ را ندارند. با كدامين واژه مى توان به توصيف آفتاب نشست ؟ آن گاه كه از روى سينه عبدود برخاست ، اخلاص معنا گرفت . چون به همراه همسر و فرزندانش افطار خود را سه شب پياپى به مسكين و يتيم و اسير بخشيد، خودخواهى ها رخت بربست و دگر خواهى معنا و مفهومى تازه يافت . آن شب كه ضربه شمشير ابن ملجم بر فرق نازنينش نشست ، واژگان محبت و گذشت در برابرش ، به زانو درآمد. او كه عارفان و مجتهدان ، پدر عرفان و پيشواى زاهدان مى نامندش . همو كه شجاعان و دليران ، او را مظهر شجاعت و جوانمردى ، عدل پيشگان و دادخواهان ، او را سرمشق دادگسترى ، حكمرانان و كارگزاران ، حكومتش را نمونه اعلاى حكومت انسانى ، فيلسوفان و انديشمندان ، او را در قله هاى حكمت و دانايى و مددكاران عالم ، وى را نمونه دستگيرى مى دانند. به راستى ، گفتار و كردار آن پيشواى سترگ مانند آب حياتى از چشمه سار زلال هستى مى جوشد و در جويبار اجتماع جارى مى شود و روح تعالى مى دمد. درخشش نور حق در جمال على عليه السلام چنان تابناك است كه ديده ها را توان تماشاى آن نيست . على عليه السلام اقيانوسى است كه كرانه اش سراسر هستى را پوشانيده است . خورشيد محبت على عليه السلام روشناى دل هاى عاشقان و نورافشان پرده هاى زمان است .

اينك كه كالبد زمان ، با نام زيباى او جانى تازه يافته ، در درياى مواج كرامت هايش غور مى كنيم و

۲

در واژه هايى از فضل و تربيت برمى چينيم و آن را ره توشه راهمان مى سازيم . آموزه هاى نورانى اش را پاس مى داريم ؛ زيرا پويا،شيوا، انسان ساز و حيات آفرين است . بر عجز و ضعف خويش ‍ معترفيم ؛ چه از اقيانوس بيكران كلامش همان قدر مى دانيم كه آن ايستاده بر ساحل دريا از عمق و وسعت و عجايب دريا مى داند، جز هيمنه اى از امواج ، چيزى در گوش نداريم و جز به قدر وسعت ديدمان نمى بينيم . واپسين كلاممان اين است : اى على ! اى كه زادگاهت بيت الله ، زندگانى ات عبدالله ، وجودت محو ذات الله ، پيكارت فى سبيل الله ، سخنانت نورالله ، سيمايت تجسم صفات الله و سرانجامت فناى فى الله است ! ما را از زلال هدايتت نصيب فرما، دل هايمان را از درياى كمالاتت سيراب و مشام جانمان را از بوى خوش علوى ، سرمست گردان ، كه در هر حال ، پيوندمان با اهل بيت عليه السلام ناگسستنى است .

در اينجا لازم است از مركز پژوهش هاى اسلامى صداوسيما كه زمينه انجام اين تحقيق را فراهم آورده و نيز از همكارى مسئولان محترم بوستان كتاب قم كه امكان انتشار اين اثر را فراهم آوردند، سپاسگذارى نمايم . اميد آن كه تلاش ما مقبول طبع بلند شما تربيت يافتگان مكتب اهل بيت عليه السلام قرار گيرد كه بى گمان پذيرشتان قبول حضرت حق را در پى خواهد داشت . در هر حال ، پنجره ديدگانمان را به سوى رهنمودهاى سودمندتان مى گشاييم .

سيد حسين اسحاقى

مقدمه

تربيت از ابتدايى ترين و اساسى ترين نيازهاى زندگى بشرى است . نه تنها تربيت لازمه جدايى ناپذير زندگى است ،

۳

بلكه انسان ، تنها در پرتو تربيت صحيح مى تواند موجودى هدفمند و انديشه ورز بوده ، به اهداف و آرمان هاى خود دست يازيده و قله رفيع سعادت را فتح كند. انسان مسلمان ، براى پيمودن راه سعادت و بندگى ، نيازمند الگوهاى مطمئن در عرصه عمل است . تنها معصومين عليه السلام هستند كه از گوهر عصمت و مصونيت برخوردار و از خطا و اشتباه به دورند. آنان بهترين و مطمئن ترين الگوهاى تربيتى اند و ارائه ديدگاه هايشان ، ضرورتى انكارناپذير براى پويندگان عرصه تعليم و تربيت است . در اين ميان ، الگوى تربيتى امام على عليه السلام جايگاه ويژه اى دارد. آشنا ساختن فرزندان با علوم اهل بيت عليه السلام ، از جمله عناصر مهم تربيت دينى در فرهنگ شيعى و علوى است . بايد بكوشيم تا فرزندانمان را با معارف غنى ، متقن و روشنگر اهل بيت عليه السلام آشنا سازيم و آنان را با تعليم معارف و محاسن دانش ناب اهل بيت عليه السلام در حريم امن عقيده و عمل قرار دهيم و در برابر هجوم عقايد و انديشه هاى ناپاك ، سدى مستحكم ايجاد كنيم ؛ همان گونه كه حضرت على عليه السلام مى فرمايند: به كودكان خود، آن مقدار از دانش ما را، كه به حال آنان مفيد است ، تعليم دهيد تا انديشه مخالفان و مرجئه ، بر آنان غالب نشود. (۱)

در سيره تربيتى معصومين عليه السلام تربيت ، پيش از تولد آغاز مى شود؛ بدين معنا كه پدران و مادران موظفند زمينه هايى را فراهم آورند كه فرزندانمان به اعمالى چون نماز كه بارزترين و مهم ترين مصداق تربيت دينى است و تلاوت قرآن كريم كه سرچشمه معارف الهى است و دعا و همه فضيلت ها و ارزش هاى دينى و اخلاقى ديگر در آنان ملكه شود.

_________________________

۱- حر عاملى ، وسائل الشيعه ، ج ۱۵، ص ۱۹۷ .

۴

 ضرورت و اهميت تربيت

توجه به تربيت ، توجه به حياتى ترين مقوله انسانى است . همه بسامان ها و نابسامانى ها، صلاح ها و فسادها وسعادت ها و شقاوت ها به نوع تربيت باز مى گردد. تربيت از حياتى ترين ابعاد زندگى انسان است و در پرتو آن ، انسان به سعادت مطلوب نايل مى شود. بزرگ مربى اسلام حضرت على عليه السلام بارها و بارها در سخنان خود، به بيان اين مهم پرداخته و آثار و نتايج مثبت تربيت فرزند و پى آمدهاى منفى بى توجهى به آن را بيان كرده اند. امام على عليه السلام به تربيت فرزند، فراتر از تاءمين نيازهاى جسمى و عاطفى آن نگريسته و آن را عطيه اى الهى شمرده اند كه در پرتو تربيت سازنده به كمالات انسانى خواهد رسيد. ايشان تربيت و ادب آموزى را ميراثى بى مانند تلقى كرده اند. (۲) على عليه السلام ثمره و محصول تربيت را پرورش فرزند ناصالح دانسته اند. ايشان فرزند صالح را نيكوترين يادگار، بلكه مساوى با همه يادگارهاى باقى مانده از والدين معرفى (۳) و از ديگر سو فرزند ناصالح را مايه نابودى شرف و بلند مرتبگى پدران ، و پيشينيان آنان معرفى مى كنند. (۴) فرزند ناصالح نه تنها خويشتن خود را گم مى كند و گوهر بندگى و انسانيت خويش را از دست مى دهد بلكه گاهى ممكن است پدر صالح و شايسته را به انسانى ناصالح تبديل كند. حضرت على عليه السلام درباره زبير مى فرمايند: پيوسته زبير مردى از ما اهل بيت بود تا اين كه فرزند شوم و ناخلف او، عبدالله بزرگ شد (۵)

_________________________

۳- همان ، ص ۲۳. ولد الصالح اءحد الذكرين .

۴- همان ، ص ۲۲۲. ولد السؤ يهدم الشرف و يئسين السلف .

۵- نهج البلاغه ، كلمات قصار، ش ۴۵۳.

۵

(و او را از ما جدا كرد) بنابراين ، تربيت ، بستر خوشبختى و بدبختى انسان ها و جوامع مختلف را فراهم مى سازد. انسان به سبب تربيت درست ، متخلق به اخلاق ربانى مى شود و با تربيت نادرست ، از سير كمال باز مانده و به بيراهه مى رود. البته انسان ها در پذيرش تربيت متفاوتند. حضرت على عليه السلام مى فرمايند:  الناس ثلاثه : فعالم ربانى و متعلم على سبيل نجاه و همج رعاع اتباع كل ناعق يميلون مع كل ريح لم يستضيوا بنور العلم و لم يلجؤ ا الى ركن وثيق ؛ (۶) مردم سه دسته اند: دانايى كه خداشناس است ؛ آموزنده اى كه در راه رستگارى كوشا است و فرومايگانى رونده به چپ و راست ، كه در هم آميزند و پى هر بانگى را گيرند و با هر باد به سويى خيزند، نه از روشنى دانش فروغى يافتند و نه به سوى پناهگاهى استوار شتافتند.

انسان مى تواند به سبب تربيت ، به كمالات انسانى دست يابد يا به پايين ترين مراتب انسانى تنزل كند و از حقيقت وجودى خويش بى بهره بماند. پرداختن به تربيت ، در حقيقت ، توجه به ضرورى ترين امور انسان و جامعه انسانى است . امير مؤمنان عليه السلام مى فرمايند: عدم الادب سبب كل شر ؛ (۷) فقدان ادب ، سبب هر شر و بدى است .

پيشوايان معصوم عليه السلام مسئله تربيت و هدايت مردم را در راءس ‍ برنامه هاى خود قرار داده بودند. آنان در سخت ترين شرايط نيز به اين مهم عنايت داشتند.نمونه بارز اين مسئله ، در پاسخ حضرت على عليه السلام به معترضانى كه پس از بازپس گيرى شريعه آب از سپاه معاويه و

_________________________

۶- همان ، حكمت ۱۴۳.

۷- ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه ، ج ۲۰، ص ۲۵۸.

۶

سپس آزاد گذاشتن آن براى استفاده لشگريان دشمن ، خرده مى گرفتند، مشهود است :  اءما قولكم : اءكل ذلك كراهيه الموت ! فوالله ما اءبالى ؛ دخلت الى الموت اءو خرج الموت الى . و اءما قولكم شكا فى اءهل الشام ! فوالله ما دفعت الحرب يوما الا و اءنا اءطمع اءن تلحق بى طائفه فتهتدى بى و تعشو الى ضوئى و ذلك اءحب الى من اءن اءقتلها على ضلالها و ان كانت تبوء باثامها ؛ (۸)

اما سخن شما كه اين همه تاءمل و درنگ مرا حمل بر ترس و كشته شدن كرده ايد! پس سوگند به خدا هيچ باكى ندارم از داخل شدن در مرگ (كشته شدن در ميدان كارزار) يا اين كه ناگاه مرگ مرا دريابد. اما سخن شما كه با مرا شك و ترديدى است . (و فرمان جنگيدن نمى دهم)، پس سوگند به خدا يك روز جنگ كردن را به تاءخير نينداختم ، مگر آن كه مى خواهم گروهى (از آنان)به من ملحق گرديده و هدايت شوند(دست از گمراهى كشيده به راه راست قدم نهند) و با چشم كم نور خود، روشنى راه مرا ببينند و اين تاءمل و درنگ در كارزار، نزد من محبوب تر از اين است كه آن گمراهان را بكشم و اگر چه ايشان دست از ضلالت و گمراهى برندارند سرانجام كشته مى شوند و در روز قيامت با گناهانشان (كه مخالفت با امام و پيروى از دشمنان است)باز مى گردند. حضرت على عليه السلام گاهى در ميدان هاى جنگ ، علاوه بر تربيت گروهى ، به تربيت فردى نيز مبادرت مى ورزيدند. در اين باره نقل شده است كه در جنگ جمل ، از بين لشكريان حضرت ، فردى برخاست و عرض كرد: آيا اعتقاد شما بر اين است كه خدا يكى است ؟ اصحاب امير مؤمنان عليه السلام از اين سؤ ال در آن شرايط حساس تعجب كردند و گفتند:

_________________________

۸- نهج البلاغه ، خطبه ۵۴.

۷

مگر نمى بينى امام در اين جبهه با چه مسائلى مواجه است . حضرت على عليه السلام فرمودند: بگذاريد جواب سؤ ال خود را بگيرد و درباره خداى خود شناختى كسب كند؛ زيرا او همان را مى خواهد كه ما آن را دشمن خود (در جنگ)مى خواهيم ؛ يعنى هدف ما از جنگ ، تربيت و بيدارى مردم است و مبارزه و جنگ ، اصالت ندارد و هدف نيست ، سپس با كمال خون سردى در ميدان جنگ ، مسئله توحيد و خداشناسى را براى او تشريح كردند تا وى كاملا قانع شد. (۹)

 تسريع در تربيت فرزندان

براى موجوداتى كه در طريق تغيير، تحول ، رشد و تكامل هستند معمولا موسم مناسبى وجود دارد كه در آن زمان رشد آنان سريع تر صورت مى گيرد. گل ها در موسم بهار مى رويند، چشمه ها در زمستان جارى مى شوند، ابرها در همين فصل بارور مى گردند و درختان در گرماى تابستان به بار مى نشينند و ثمر مى دهند. تربيت فرزند نيز موسم مناسب مى طلب كه زمان آن در كودكى ، نوجوانى و عنفوان جوانى است ؛ آن گاه كه فرزند، قلبى آسمانى دارد و هواهاى نفسانى و خواهش هاى غيرانسانى به سرزمين پاك و بى آلايش او رسوخ نكرده اند، هنوز پليدى ها و زنگارها ميهمان ناخواسته وجود نگشته و كشتزار دل او آماده پذيرش هر بذرى است . على عليه السلام به اين مهم توجه نموده و در منشور تربيتى خويش فرموده اند: فرزند دلبندم ! چون ساليانى را پشت سر نهاده و به سستى در افتاده ام ، بدين وصيت براى تو مبادرت كردم و خصلت هايى را در آن برشمردم پيش از آن كه مرگ بشتابد و

_________________________

۹- شيخ صدوق ، التوحيد، باب سوم ، ج ۳.

۸

مرا دريابد و آنچه در انديشه دارم به تو ناگفته ماند يا انديشه ام هم چون تنم نقصان به هم رساند يا پيش از نصيحت من ، پاره اى خواهش هاى نفسانى بر تو غالب گردد يا فريبندگى هاى دنيا تو را بفريبد و هم چون شترى گريزان و نافرمان باشى . به درستى كه دل جوان هم چون زمين ناكشته است هر چه در آن افكنند بپذيرد. پس به ادب آموختنت پرداختم پيش از آن كه دلت سخت شود و خردت هوايى ديگر گيرد. (۱۰)

امام عليه السلام در قسمت ديگرى از نامه مى فرمايند:

چون به كار تو مانند پدرى مهربان عنايت داشتم ، بر ادب آموختنت همت گماشتم ، چنان ديدم كه اين عنايت در عنفوان جوانى و در بهار زندگانى كه نيتى پاك و نفسى صاف و بى آلايش دارى ، به كار رود. (۱۱)

امروز كه فرزندان ما در خطر تهاجم فرهنگى دشمنان قرار گرفته اند و با كمترين غفلت و بى توجهى ، فرزندانمان به عناصرى ناپاك و ناخلف تبديل مى شوند بسيار ضرورى است كه خانواده به عنوان اولين و اساسى ترين نهاد تربيتى ، تلاش مضاعفى را متحمل شود و هيچ گاه از توجه به وظيفه خطير تربيت فرزند كوتاهى نكند؛ چه در آن صورت كسى جز خود را نتوان ملامت كرد.

_________________________

۱۰- نهج البلاغه ، ترجمه سيد جعفر شهيدى ، نامه ۳۱، ص ۲۹۷.

۱۱- همان ، ص ۲۹۸.

۹

بخش اول : تربيت و مسائل اساسى آن از ديدگاه امام على عليه السلام

  تعريف تربيت

واژه تربيت از ريشه ربوبه معناى زيادت ، فزونى ، رشد و برآمدن گرفته شده است . (۱۲) و در اصطلاح ، به معناى فراهم كردن زمينه مناسب براى پرورش استعدادهاى جسمانى ، روحانى و هدايت آن ها در جهت مطلوب و جلوگيرى از وقوع انحرافات و ناهنجارى ها است . البته تربيت ، به معناى رسيدن به رشد، هدايت به حق و كمال ، رسيدن به حد بلوغ و تشخيص تزكيه نفس و اخلاق و به معناى ادب كردن هم آمده است . كلمه ادب را در احاديث مى توان تعبيرى از تربيت يا حتى مترادف آن دانست . حضرت على عليه السلام فرمودند:

 ما نحل والد ولدا نحلا اءفضل من اءدب حسن ؛ (۱۳)

هيچ بخششى از جانب پدر به فرزند، برتر از ادب و تربيت نيكو نيست .

در خصوص فراهم نمودن زمينه مناسب براى پرورش ، دل اشخاص ، مانند زمين آماده اى است كه استعداد رويش هر گياهى در آن وجود دارد؛ بر اين اساس ، امير مؤمنان عليه السلام در وصاياى خود به امام حسن مجتبى عليه السلام مى فرمايند:  انما قلب الحدث كالاءرض الخاليه ما اءلقى فيها من شى ء قبلته مبادرتك بالاءدب قبل اءن يقسر قلبك و يشتغل لبك لتستقبل بجد راءيك من الاءمر ما قد كفاك اءهل التجارب بغيته و تجربته ؛ (۱۴)

_________________________

۱۲- معجم مقاييس اللغه .

۱۳- مستدرك الوسائل ، ج ۲، ص ۱۵.

۱۴- نهج البلاغه ، ترجمه و شرح فيض الاسلام ، ص ۹۱۳.

۱۰

همانا دل فرد جوان مانند زمين دست نخورده اى است كه هنوز بذرى در آن پاشيده نشده است و هر بذرى كه در آن افكنده شود به خود مى گيرد و آن را مى روياند. پس به ادب و تربيت تو، قبل از آن كه دلت سخت شود و حقايق را نپذيرد و عقلت به امور ديگر مشغول گردد، اهتمام ورزيدم تا در سايه انديشه و تفكر، به امور مربوط به خود اقدام كنى و از تجربه هاى مكرر و انجام آزمايش هايى كه اهل تجربه انجام داده اند، معاف گردى .

انسان داراى استعدادهاى نهفته اى است كه با تربيت صحيح ، مورد بهره بردارى قرار مى گيرد. به وسيله تربيت مى توان تمامى استعدادهاى جسمانى و روحانى و عقلانى و عاطفى را رشد داد. از آن گذشته ، تربيت جنبه عملى هم دارد؛ يعنى انسان به هنگام تربيت ، علم و آگاهى خود را به كار مى گيرد و از دانسته هاى خود، استفاده كاربردى مى نمايد.

 ويژگى هاى تربيت اسلامى

اسلام در تربيت ، چهره ممتازى دارد و برخلاف نظام هاى متداول تربيتى كه فاقد جهت متعالى و هدف الهى هستند، داراى زيربناى معنوى و جهان بينى خدايى است و جهان را از دايره تنگ ماده پرستى و طبيعت گرايى فراتر مى برد و در آن آموزش و پرورش بر اساس متافيزيك و اعتقاد به اصول دين و پايه هاى انسانى شكل مى گيرد. تربيت اسلامى زمينه هدايت ، پويايى و شكوفايى عقلانى انسان را فراهم مى سازد و به تربيت جسم ، عقل و روان انسان مى پردازد. شاخص هاى تربيت اسلامى را مى توان به اختصار در محورهاى زير جست وجو كرد:

۱۱

 ۱. تزكيه و اصلاح خويش

اسلام ، هر كسى را مسئول اعمال و رفتار خود مى داند و بر اين اساس ، دستور اكيد به خودسازى مى دهد. هيچ كس مسئوليت اعمال و رفتار خود را نمى تواند برگردن ديگران بگذارد. اگر نيكى كند به خود او باز مى گردد و اگر بدى هم كند گريبان گير شخص او خواهد بود. اسلام مى خواهد، انسان قبل از اين كه ديگران را هدايت كند ابتدا به تزكيه و اصلاح خود پرداخته حرف و عملش يكى شود حضرت امير عليه السلام مى فرمايند:

 لعن الله الامرين بالمعروف التاركين له و الناهين عن المنكر العاملين به ؛ (۱۵)

لعنت خدا بر آنان كه به معروف فرمان دهند و خود آن را واگذارند و از منكر باز دارند و خود آن را به جا آورند.

حضرت بارها فرمودند: هيچ سخنى نگفتم و هيچ دستورى به شما ندادم ، مگر اين كه خود، قبل از شما به آن عمل نمودم .

 ۲. هدايت و حفاظت از ديگران

هر مسلمانى وظيفه دارد ديگران را به سوى خدا دعوت كرده و آنان را با احكام اسلامى آشنا سازد و راه صحيح را به ديگران بنماياند. خداوند كسانى را كه به اين رويه عمل مى كنند ستوده و مى فرمايد:

 و من اءحسن قولا ممن دعا الى الله و عمل صالحا و قال اننى من المسلمين؛(۱۶)

_________________________

۱۵- همان ، خطبه ۱۲۹.

۱۶- فصلت (۴۱) آيه ۳۳.

۱۲

چه كسى گفتارش بهتر است از آن كسى كه دعوت به سوى خدا مى كند و عمل صالح انجام مى دهد و مى گويد من از مسلمينم .

حضرت امير عليه السلام مى فرمايند:

 و انهوا غيركم عن المنكر و تناهوا عنه فانما اءمرتم بالنهى بعد التناهى ؛ (۱۷)

نهى كنيد ديگران را از ارتكاب منكر و خودتان هم دست بكشيد؛ زيرا شما ماءمور شده ايد كه نهى از منكر نماييد، پس از آن كه خود، از منكر اجتناب كرديد.

بنابراين ، انسان نه تنها مسئول اعمال و رفتار خود است ، بلكه بايد در صورت امكان از ديگران نيز در برابر كجروى ها حفاظت نمايد و آنان را با ارشاد راهنمايى ، امر به معروف و نهى از منكر به راه راست بازگرداند. از پيامبر گرامى اسلام عليه السلام نقل شده است :

بدانيد همه شما نگهبانيد و همه در برابر كسانى كه ماءمور نگهبانى آن ها هستيد مسئوليد، امير و رئيس حكومت اسلامى ، نگهبان مردم است و در برابر ايشان مسئول است . زن نيز نگهبان خانواده ، شوهر و فرزندان است و در برابر آنان مسئول ، بدانيد همه شما نگهبانيد و در برابر كسانى كه ماءمور نگهبانى آنان هستيد مسئوليد. (۱۸)

بنابراين انسان ، مسئول اعمال ديگران مخصوصا خانواده خويش است . در همين زمينه حضرت على عليه السلام مى فرمايند:

 علموا اءنفسكم و اءهل بيتكم الخير و اءدبوهم ؛ (۱۹)

_________________________

۱۷- نهج البلاغه ، خطبه ۱۰۴.

۱۸- مجموعه ورام ، ج ۱، ص ۶.

۱۹- درالمنثور، ج ۶، ص ۱۴۴.

۱۳

به خود و خانواده تان نيكى بياموزيد و آن ها را ادب كنيد.

قرآن مجيد هم در بيانى زيبا مى فرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسان ها و سنگ ها است نگه داريد.(۲۰)

 ۳. ناظر دانستن خدا براعمال خويش

از ديگر ويژگى هاى تربيت اسلامى اين است كه مسلمان را به گونه اى تربيت مى كند كه عالم را محضر خدا و او را بر تمام امور شاهد و ناظر مى داند. او اين درس را از قرآن مجيد و اولياى الهى (مفسران حقيقى قرآن) آموخته است ، او مى داند كه  والله شهيد على ما تعلمون (۲۱)  خداوند شاهد و گواه براعمال و رفتارتان است .

خداوند در همه جا، خود را همراه با ما مى داند و مى فرمايد:

 هو معكم اءين ماكنتم والله بما تعلمون بصير ؛ (۲۲)  هر جا باشيد خدا با شما است و خداوند به آنچه انجام مى دهيد بينا است . امام على عليه السلام مى فرمايند: در هر حال ، انسان بايد خداى متعال را حاضر و ناظر بر اعمال خود بداند: فرحم الله امرءا راقب ربه و تنكب ذنبه ، و كابر هواه ، و كذب مناه امرءا زم نفسه من التقوى بزمام و اءلجمها من خشيه ربها بلجام ، فقادها الى الطاعه بزمامها، و قدعها عن المعصيه بلجامها،

_________________________

۲۰- تحريم (۶۶) آيه ۶ يا اءيها الذين آمنوا قوا اءنفسكم و اءهليكم نارا و قودها الناس و الحجاره...

۲۱- آل عمران (۳) آيه ۹۸؛ هم چنين ر.ك : نساء (۴) آيه ۳۲؛ مائده (۵) آيه ۱۷؛سباء(۳۴) آيه ۴۷؛ يونس (۱۰) آيه ۴۶؛ فصلت (۴۱) آيه ۵۳؛ بروج (۸۵) آيه ۹ فجر (۸۹) آيه ۱۴.

۲۲- حديد (۵۷) آيه ۴.

۱۴

رافعا الى المعاد طرفه ، متوقعا فى كل اءوان حتفه دائم الفكر ؛ (۲۳)

خدا رحمت كند انسانى را كه هميشه پرورگارش را در نظر داشته ، از گناه كناره گيرد و با خواهش دل بجنگد و آرزوى دنيايى خود را تكذيب كند؛ آن انسانى كه نفس سركش خود را با تقوا و پرهيزگارى مهار كند و با لگام ترس از پروردگار خويش بر دهانش دهنه زند و مهارش را به سوى طاعت و فرمان بردارى خدا كشاند و از نافرمانى و معصيت بازش دارد. آن بنده اى كه ديده به روز معاد دوخته و هرآنى انتظار مرگ خود را دارد و پيوسته در تفكر و انديشه به سر مى برد.

 ۴. مقدم بودن حيات اخروى بر حيات دنيوى

اسلام ، دنيا را مقدمه نيك بختى آخرت مى داند و بر بهره ورى سالم از مواهب دنيا نيز تاءكيد دارد. در اسلام ترك دنيا و گوشه گيرى و انزوا هم مردود است ، اما اصل ، زندگى اخروى است همان گونه كه خداوند مى فرمايد:

 و الاخره خير واءبقى ؛ (۲۴)

در حالى كه آخرت بهتر و پايدارتر است .

حضرت على عليه السلام پس از نكوهش كسانى كه تنها براى دنيا كار مى كنند به طورى كه از آخرت باز مى مانند مى فرمايند:

_________________________

۲۳- الكافى ، ج ۸، ص ۱۷۲.

۲۴- اعلى (۸۷) آيه ۱۷.

۱۵

و عامل عمل فى الدنيا لما بعدها فجآءه الذى له من الدنيا بغير عمل ، فاءحرز الخطين معا و ملك الدارين جميعا، فاءصبح و جيها عندالله ، لايسال الله حاجه فيمنعه ؛ (۲۵)

يكى در دنيا براى آخرت كار مى كند و آنچه بر او (مقدر) است از دنيا مى رسد، پس هر دو بهره را جمع نموده و هر دو سرا را به دست آورده است و نزد خدا با آبرو گشته و از او حاجتى نخواهد كه روا نسازد. (زيرا آبرومندى او نزد خدا مستلزم روا شدن در خواست هاى او است).

 ۵. جامعيت و شمول

در منطق تربيتى اسلام ، همه ابعاد وجودى انسان محترم و ارزشمند است و سعى مى كند هم به ابعاد وجودى او توجه نمايد. هم به جسم و جانش و هم به عقل و روانش . تعاليم اسلام ، همه جهات انسانى را شامل مى شود، اجازه ضرر و زيان به ابدان نمى دهد و تلاش مى كند تا هر مؤمن و مسلمانى در صيانت و به كارگيرى عقل و منويات آن كوشا بوده و در تزكيه آن تلاش كند. قرآن مجيد مى فرمايد:  قد اءفلح من زكيها . اسلام همان گونه كه عقل را ميزان سنجش صواب از ناصواب معرفى مى كند، قلب را نيز كانونى براى به ثمر رسيدن عواطف عالى انسانى مى شمارد.

حضرت على عليه السلام مى فرمايد:

 كفاك من عقلك ما اءوضح لك سبل غيك من رشدك ؛ (۲۶)

_________________________

۲۵- نهج البلاغه ، ترجمه و شرح فيض الاسلام ، ص ۱۲۱۷.

۲۶- همان ، حكمت ۴۲۱.

۱۶

از خرد، تو را اين بس است كه راه گمراهى ات را از راه رستگارى ات نمايان مى سازد.

اگر بر اساس تربيت اسلامى ، عقل به درستى به كار گرفته شود، مفاسد و مصالح را مى شناسد و راه سعادت و كمال را به انسان نشان مى دهد؛ زيرا تفكر، عاقبت انديشى و واقع نگرى كار عقل است . عقل با تفكر صحيح مى تواند واقعيات را كشف و سعادت و كمال واقعى انسان را تاءمين كند، مبداء آفرينش جهان را بشناسد و از دستورهايش پيروى كند، فضايل و مكارم اخلاق را بشناسد و خودسازى كند، رذايل اخلاقى را تشخيص دهد و از آن ها اجتناب كند.

حضرت درباره تربيت قلب فرموده است :

به رگى از (رگ هاى) اين انسان ، پاره گوشتى آويخته شده كه آن شگفت ترين چيزى است كه در او است و آن قلب است كه براى آن اوصاف پسنديده و ناپسنديده اى است . اگر اميد و آرزو به آن رو كند، طمع و آز خوارش ‍ مى گرداند و اگر طمع در آن بجوشد، حرص تباهش سازد. اگر نوميدى به آن دست دهد، حسرت و اندوه او را مى كشد. اگر غضب و تندخويى بران آن پيش آيد، خشم به آن سخت گيرد. اگر رضا و خشنودى آن را همراه شود، خوددارى (ازناپسندى ها) را فراموش كند. اگر ناگهان ترس او را فراگيرد، دورى جستن (از كار) مشغولش سازد و اگر ايمنى و آسودگى آن فزونى نگيرد، غفلت آن را مى ربايد. اگر به آن مصيبت و اندوه رخ دهد، بى تابى رسوايش كند. اگر مالى بيابد، توانگرى او را ياغى گرداند اگر بى خبرى آن را بيازارد، بلا و سختى گرفتارش كند. اگر گرسنگى بر آن سخت گيرد، ناتوانى از پايش در مى آورد.

۱۷

اگر سيرى آن بسيار گشته ، از حد بگذرد، شكم پرورى به رنجش مى اندازد، پس هر كوتاهى از حد آن را زيان رساند و هر بيشى در حد، آن را تباه گرداند. (۲۷) (بنابراين قلبى كه اعتدال و ميانه روى را از دست نداده و به حكمت رفتار كند، دارنده آن سود دنيا و آخرت خواهد برد.)

 ۶. عبادت بودن تربيت اسلامى

در اسلام آن قدم هايى را كه انسان براى رشد و كمال خود و پرورش ديگران برمى دارد و در جهت رضاى خداوند است ، عبادت محسوب مى شود. عبادت كردن ، محدود به آن لحظات كوتاهى كه انسان مشغول مراسم عبادى ، از قبيل نمازگزاردن و دعاكردن است ، نمى شود. عبادت ، هنگامى ارزش خود را بروز مى دهد كه به صورت راه و رسم زندگى درآيد. ارزش آن در مواقعى است كه شيوه رفتار و كردار و تفكر و همه شئون زندگى فرد را فراگيرد. عبادت به معناى ايجاد پيوند بين قلب انسان و خدا است . اسلام فرد را چنان تربيت مى كند كه در همه حال با خدا مرتبط باشد. عبادت ، وسيله اى براى اصلاح نفس و اصلاح زندگى است و تمام منافع و عوايد آن نصبب خود انسان مى شود و او را رستگار مى سازد. در حقيقت ، دستورات عبادى اسلام ، هم در برگيرنده فوايد شخصى است و هم داراى منافع اجتماعى . حضرت على عليه السلام در خطبه معروف همام فرموده اند:

_________________________

۲۷- همان ، ص ۱۱۳۶ - ۱۱۳۷.

۱۸

 ان الله سبحانه خلق الخلق حين خلقهم غنيا عن طاعتهم ؛ امنا عن معصيتهم ؛ لاءنه لا تضره معصيه من عصاه ، ولا تنفعه طاعه من اءطاعه ؛ (۲۸) همانا خداوند مخلوقات را آفريد و از اطاعت و عبادت آنان بى نياز و از گناه و معصيت آنان ايمن است ؛ زيرا معصيت افراد، ضررى به وى نمى زند و اطاعت آنان ، براى او نفعى ندارد.

اگر انسان نيات خود را خالص گرداند و قصد قربت كند كه در تلاش تربيتى براى خودسازى و ديگرسازى ، رضاى الهى را در نظر بگيرد، در همه حال ماءجور خواهد بود.

 ۷. هماهنگى با فطرت انسان

برنامه ها و اقدامات تربيت اسلامى بر فطرت آدمى استوار است و مى كوشد تا حجاب هاى فطرت را بزدايد و آن را شكوفا سازد. تربيت فطرى ، متناسب با وجود آدمى و نيازهاى او و در خور حقيقت انسانى است ؛ تربيتى است كه عشق به كمال مطلق و انزجار از نقص را جلوه مى دهد. تربيتى كه در خلاف جهت حقيقت جويى ، زيبادوستى ، علم جويى ، آزادى ، راءفت گرايى ، عدالت خواهى و حق گرايى گام بردارد؛ تربيتى است خلاف فطرت . رسالت تربيتى است همه انبياى الهى ، تربيت فطرى بوده است . حضرت على عليه السلام در بيان هماهنگى تربيت اسلامى با فطرت مى فرمايند:

_________________________

۲۸- همان ، خطبه ۱۸۳.

۱۹

و اصطفى سبحانه من ولده اءنبياء، اءخذ على الوحى ميثاقهم ، و على تبليغ الرساله اءمانتهم ، لما بدل اءكثر خلقه عهد الله اليهم فجهلوا حقه ، و اتخذوا الاءنداد معه و اجتالتهم الشياطين عن معرفته ، و اقتطعهم عن عبادته ، فبعث فيهم رسله و واتر اليهم اءنبياءه ليستاد و هم ميثاق فطرته و يذ كروهم منسى نعمته ؛ (۲۹)

خداى سبحان از فرزندان آدم عليه السلام پيامبرانى برگزيد و به زبان وحى پيمان هر يك از ايشان را شنيد كه امانت او نگاه دارند و حكم خدا را به ديگران برسانند و اين هنگامى بود كه بيشتر آفريدگان از فطرت خويش ‍ بگرديدند و طومار عهد در نور ديدند. حق او را نشناختند و برابر او خدايانى ساختند. شيطان ها، آنان را از خداشناسى به گمراهى كشيدند و پيوندشان را با پرستش خدا بريدند. پس هر چندگاه پيامبرانى فرستاد و به وسيله آنان به بندگان هشدار داد تا حق ميثاق فطرت بگزارند نعمت فراموش كرده را به ياد آورند.

براى شكوفا شدن فطرت و استعدادها محيط تربيتى لازم است و گرنه استعدادهاى درونى انسانى در جهت خير و صلاح رشد نمى يابد. اسلام براى تطابق روش تربيتى خود با فطرت انسان به همه جهات تربيتى و مراحل رشد آدمى توجه دارد و براى هر وضعيت و موقعيتى دستورهاى تربيتى خاصى ارائه مى دهد.

 اهداف تربيت

در نظام تربيتى اسلام ، بحث اهداف از كليدى ترين مباحث است ؛ زيرا بدون داشتن هدف و تعيين آن ،

_________________________

۲۹- همان ، خطبه ۱.

۲۰

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

31

32

33

34

35

36

37

38

39

40

41

42

43

44

45

46

47

48

49

50

51

52

53

54

55

56

57

58

59

60

61

62

63

64

65

66

67

68

69

70

71

72

73

74

75

76

77

78

79

80

81

82

83

84

85

86

87

88

89

90

91

92

93

94

95

96

97

98

99

100

101

102

103

104

105

106

107

108

109

110

111

112

113

114

115

116

117

118

119

120

121

122

123

124

125

126

127

128

129

130

131

132

133

134

135

136

137

138

139

140

141

142

143

144

145

146

147

148

149

150

151

152

153

154

155

156

157

158

159

160

 ب) خانواده هاى دو قطبى (ناهماهنگ):

در مقابل نمونه بالنده و سرزنده خانواده هماهنگ ، با نمونه هاى ديگرى از خانواده ها با مديريت متفاوت روبه رو مى شويم ، اگر خانواده ها به صورت دو قطبى باشند و پدر ومادر در سياست هاى تربيت خودشان هماهنگى و وحدت نظر نداشته باشند، چنين خانواده هايى دو قطبى ناميده مى شوند. يك قطب پدر و قطب ديگر مادر. تاءثير خانواده هاى دو قطبى در پيدايش ‍ روحيه اى به نام تعارض بسيار مؤثر است . تعارض يك اصطلاح روان شناسى و يك وضعيت بد روانى است . زمانى كه دو مسئله در عرض هم قرار گيرند كه از جهت شدت كيفيت و تقويت هر دو جاذبه و دافعه شان يك سان باشد و فرد ناچار باشد يكى را انتخاب كند، در اين حال وضعيت دشوارى ايجاد مى شود؛ زيرا امكان چشم پوشى از يك طرف بسيار دشوار مى شود.

 راه هاى ايجاد محيط آرام در خانواده

با تدابيرى مى توان محيط خانواده را صميمى كرد تا فرزندان درد دل هايشان را با والدين مطرح كنند و حرف هايشان را بزنند. اگر چيزى مى خواهند، از آنان بخواهند. گاهى مى شنويم كه پدرى با پسر جوانش ‍ دوست است يا با او به مسافرت مى رود، راه مى رود و درد دل مى كند؛ اما گاهى رابطه ها تشريفاتى است . احوالى پرسيده مى شود و به سلام و عليكى قانع هستند؛ يعنى آن قدر فاصله زياد است كه حرفى براى گفتن ندارند. صميميت وجود ندارد. براى ايجاد محيطى آرام و صميمى اصول زير مى تواند كارگشا باشد:

۱۶۱

 ۱. وجود صميمت بين پدر و مادر؛

اگر مى خواهيم فرزندان با ما صميمى بوده ، همكارى و اطاعت داشته باشند بايد خودمان با هم صميمى باشيم . عمل صميمانه اعضاى خانواده مى تواند راه و جهت صحيح را به فرزندان منتقل كند. حضرت على (عليه السلام) مى فرمايند:

مردم را با غير زبانتان - عملا - به خوبى ها دعوت نماييد. (۳۳۱)

 ۲. هوشيارى و دقت و حسابگرى ؛

اگر فرزند احساس كند اوليايش انسان هاى هوشيار و مشكل گشايى هستند، در آن ها ايجاد صميميت و اعتماد مى شود. اگر خانواده ساده لوح ، ضعيف و غير هوشيار باشد، فرزندان احساس صميميت نمى كنند، موضع گيرى مى كنند و كار خودشان را انجام خواهند داد.

 ۳. رفتار اخلاقى و شخصيت تربيتى ؛

بايد فرزندان خاطره خوبى از رفتار اخلاقى و شخصيت تربيتى والدين داشته باشند و احساس كنند كه والدينشان راستگو، عادل و رستگارند.

 ۴. برخورد منطقى با خطاهاى فرزندان ؛

نبايد با ديدن كوچك ترين تخلف فرزند، عكس العمل شديد نشان داد. برخورد منطقى با خطاها و لغزش فرزندان از اصول مهم ايجاد صميميت است .

_________________________

۳۳۱- اصول كافى ، ج ۳، ص ۱۲۴.

۱۶۲

 ۵. بها دادن به نقاط قوت فرزندان ؛

امتياز دادن و تشويق كردن فرزندان در برابر كارهاى مثبت ، نقش ارزنده اى در ايجاد صميميت دارد.

 ۶. ايجاد محيطى صميمانه براى بحث و گفتگو؛

انسان بايد وقت كافى در اختيار فرزندان بگذارد، براى آن ها قصه و داستان بگويد، موضوعى را طرح و پيرامون آن به بحث و گفتگو بپردازد. موقع صحبت كردن فرزند، كاملا گوش دهد، به او نگاه كند و لبخند بزند و به بحث و بررسى موضوع بپردازد.

 ۷. نظرخواهى از فرزندان در امور خانواده ؛

اين روش براى پرورش شخصيت فرزندان بسيار سازنده است ؛ زيرا ايشان نيز داراى فكر و عقيده اند و دوست دارند در خانواده با آن ها مشورت شود كه اگر به اين مهم توجه شود به تدريج آن ها نيز در هنگام مشكلات شخصى ، براى مشورت به سراغ خانواده مى آيند و به سوى غريبه ها و بيگانگان نخواهند رفت .

 ۸. ايجاد محيط همكارى و تقسيم مسئوليت ؛

كارها را بايد خيلى منطقى و عادلانه تقسيم كرد. اگر تقسيم كار نباشد و بى حساب عمل شود گاهى غير عادلانه كارى به يكى از فرزندان تحميل مى شود و نتايج بدى را به بار مى آورد.

 ۹. رعايت عدالت در بين فرزندان ؛

اگر مى خواهيم فرزندانى وفادار و صميمى داشته باشيم . بايد با آن ها رفتار عادلانه داشته باشيم .

۱۶۳

 ۱۰. ايجاد جهان بينى مشترك بين افراد خانواده ؛

ما كتاب هايى خوانده ايم ، مطالبى شنيده ايم ، جلساتى رفته ايم كه فرزندان ما با آن ها آشنا نيستند. آنان كتاب هاى ديگرى مى خوانند، جلسات ديگرى مى روند و تلقى و برداشت هاى ما با هم متفاوت مى شود. در نتيجه ، رفته رفته فاصله ما با آنان بيشتر مى شود. بايد به همديگر نزديك شويم با به تدريج به جهان بينى مشتركى دست پيدا كنيم . (۳۳۲)

 راه هاى رسيدن اركان خانواده به اهداف متعالى

۱. توجه به اهداف ارزشمند؛

در هيچ حال والدين نبايد در تربيت فرزندان برومند از توجه به اهداف ارزشمند و متعالى غفلت بورزند؛ زيرا پدر و مادر پايه گذاران شخصيت فرزندان و معماران خوشبختى آنان هستند. آن ها بايد از موقعيت به دست آمده ، نهايت استفاده را ببرند و همواره شرايط مطلوب را از دست ندهند. حضرت على (عليه السلام) مى فرمايند:

براى قلب انسان حالت اقبال و ادبارى است . (۳۳۳)

يعنى انسان ها در مواردى با نشاط و انبساط و سرحال هستند چنانچه در بعضى از زمان ها، گرفته و كسل هستند. بايد در زمان آمادگى اقدام نمود.

_________________________

۳۳۲- دكتر خدايارى ، مسايل نوجوانان و جوانان (با تلخيص و اضافات ).

۳۳۳- سيد جواد مصطفوى ، الكاشف ، ماده دبر، ص ۱۳۹.

۱۶۴

 ۲. شناخت و ايفاى حقوق متقابل

شناخت حقوق متقابل يكديگر و ايفاى اين حقوق نسبت به همديگر و خوددارى از مصاحبت و همنشينى با خانواده هاى ناباب ؛ حضرت على (عليه السلام) مى فرمايند:

نيازى به سؤال كردن از شخصيت افراد نيست . شخصيت افراد همان است كه در دوستان آنان وجود دارد. (۳۳۴)

 ۳. ترجيح منفعت زندگى برمنافع شخصى ؛

براى بقا و تداوم و تعالى خانواده و دست يابى به كانونى ارزشمند، مصلحت زندگى را بر منفعت شخصى ترجيح دهند و در راه رسيدن به اهداف متعالى از خود انعطاف پذيرى نشان دهند؛ حضرت على (عليه السلام) مى فرمايند:

با لجاجت دوستى حاصل نمى شود. (۳۳۵)

 ۴. رعايت اقتصاد و اعتدال ؛

از دل سختى ها و كوره مذاب زندگى ، آسانى پديد مى آيد. انسان در زندگى با مشكلات گوناگونى مواجه مى شود. همسران متعادل كسانى هستند كه در همه مسائل زندگى ، احساس مشاركت و سهيم بودن مى كنند. اقتصاد و اعتدال زندگى را مراعات و از اسراف و تبذير خوددارى مى كنند. حضرت على (عليه السلام) مى فرمايند:

_________________________

۳۳۴- همان ، ماده قرن ، ص ۳۴۹.

۳۳۵- شرح غرر الحكم ، ش ۱۰۴۳۵.

۱۶۵

فردى كه اصول اقتصادى را رعايت كند، هرگز به فقر و ندارى گرفتار نخواهد شد. (۳۳۶)

هم چنين مى فرمايند:

خداوند رحمت كند كسى كه اندازه خويش را بشناخت و از حد خويش ‍ درنگذشت . (۳۳۷)

 ۵. تعادل در عواطف ؛

خانواده متعادل ؛ خانواده اى است كه در بيان عواطف از افراط و تفريط بپرهيزد.

 ۶. هم گرايى و همدلى ؛

زوجين بايد سعى كنند به مرز تفاهم و صميميت برسند. از لجاجت و رقابت ناسالم با همسرتان جدا پرهيز كنيد. جاى آن را به يك دلى و يك رنگى وصميميت بدهيد.

 ۷. مثبت گرايى ؛

شناخت نقاط مثبت شخصيت همسر و تقويت و تشويق كردن آن ، هم چنين شناخت نقاط ضعف و نارسايى او و در صورت امكان برطرف ساختن يا تحمل كردن آن مؤثر است . حضرت على (عليه السلام) مى فرمايند:

اگر برادر دينى تو عمل غير صحيحى را انجام داد، براى آن عمل عذرى بتراش

_________________________

۳۳۶- سفينه البحار، باب اقتصاد، ج ۲، ص ۴۳۱.

۳۳۷- المناقب ، ص ۳۷۵.

۱۶۶

و اگر نتوانستى عذر و بهانه اى بياورى بكوش تا از سوى خود، انجام آن عمل را به نوعى توجيه كنى . (۳۳۸)

 ۸. پرهيز از مردسالارى يا زن سالارى ؛

در مديريت درست خانواده ، همواره از حق پيروى كنند و از دامن زدن زه مسئله مرد سالارى يا زن سالارى جدا پرهيز كنند.

 ۹. اولويت فرزندان ؛

در خانواده متعادل و مورد نظر اسلام ، فرزندان جايگاه ارزشمندى دارند و در تصميم گيرى ها و برنامه ريزى ها شركت مى كنند. كمى سن ، دليل برناصواب بودن راءى و نظر نيست . حضرت على (عليه السلام) مى فرمايند:

در گوينده سخن منگر، به آنچه مى گويد، نگاه كن . (۳۳۹)

 ۱۰. عمل يك پارچه و صميمى ؛

در تربيت فرزندان ، بايد با رفتارى عادلانه ، يك پارچه ، صميمى و هماهنگ عمل كرد و در توزيع توجه ، محبت و نگاه با نهايت عدالت و انصاف با يكديگر و فرزندان رفتار كرده و از مقايسه رنج آور بين فرزندان پرهيز كرد.

 ۱۱. واقع بينى ؛

بايد در نگرش به مسائل ، به جاى بدبينى و يا خوش بينى ساده لوحانه ، ديدى واقع بينانه داشت .

_________________________

۳۳۸- سفينه البحار، ج ۲، ص ۱۱۰.

۳۳۹- شرح غرر الحكم ، ش ۱۰۱۸۹.

۱۶۷

 ۱۲. اعتلاى سطح عشق و محبت ؛

محبت جوششى زلال است كه از قلوب متصاعد شده و دل ها را زير نفوذ قرار مى دهد. محبت نيروى محركه زندگى است كه وجود آن در زندگى لازم و ضرورى است .

 ۱۳. انتظارات متناسب از يكديگر؛

توقعات و انتظارات بايد متناسب با امكانات و توانمندى يكديگر باشد. به يقين هم خوانى خواسته ها و انتظارات منطقى ، روح تفاهم ، همدلى و شادابى زندگى را افزايش مى دهد. از همديگر انتظار بى جا نداشته باشيد، چنانچه حضرت على (عليه السلام) فرموده اند:

كارى كه از عهده زنان خارج است به ايشان تحميل مكن . (۳۴۰)

 ۱۴. تغافل و مدارا؛

براى دست يابى به يك زندگى سالم و متعادل ، عفو و تغافل از بعضى گفته ها و رفتارها و ناديده انگاشتن بعضى از اشتباهات و بهره گيرى از سعه صدر و بزرگ منشى ، از رموز اساسى تحكيم بنيان خانواده است . حضرت على (عليه السلام) فرموده اند:

انسان عاقل كسى است كه نيمى از وجودش را تحمل ونيمى ديگر را تغافل تشكيل داده باشد. (۳۴۱)

_________________________

۳۴۰- نهج البلاغه ، ماده ريحانه ، ص ۶۳۹.

۳۴۱- الكاشف ، ماده غفل ، ص ۳۱۷.

۱۶۸

 ۱۵. عيب پوشى ؛

از موشكافى عيوب و عيب جويى و به رخ كشيدن آن ها پرهيز شود. بايد عيب پوشى ، سرلوحه مناسبات قرار گيرد تا امنيت روحى و آرامش روانى ، در كانون خانواده برقرار باشد.

 ۱۶. پرهيز از امر كردن ؛

در ارتباط و گفتگوها از لحن آمرانه و تحكمى خوددارى شود و نظرها درباره بهبود زندگى و برخورد مناسب با فرزندان يا ديگران به صورت پيشنهاد ارائه شود. هر كلمه از گفتار انسان ، در بردارنده بار عاطفى و روانى است كه مى تواند تاءثير منفى يا مثبت ايجاد كند. سعى شود از كلمات تواءم با احترام و محبت استفاده شود. حضرت على (عليه السلام) در اين باره مى فرمايند:

خوى نيكو از همه آداب بهتر است . (۳۴۲)

 ۱۷. مهار خشونت ؛

هنگام عصبانيت اين گفتار مشهور على (عليه السلام) مد نظر قرار گيرد:

به هنگام خشم نه تنبيه ، نه دستور، نه تصميم .

 ۱۸. زندگى بر خوش بينى بنا شود؛

با اين نگرش ، سلامت و نشاط زندگى به اطرافيان اهدا مى شود.

 ۱۹. خداباورى و اخلاص ؛

در تمام مراحل زندگى و در ارتباط خانوادگى ، خداوند در نظر باشد و در گفتار و برخورد با همسر و ساير اعضاى خانواده ، نيت خالص شود.

_________________________

۳۴۲- نهج البلاغه ، حكمت ۳۸.

۱۶۹

ايمان و پرهيزگارى ، عامل مهمى در رعايت حقوق متقابل است .

حضرت على (عليه السلام) مى فرمايند:

بندگان خدا!پرهيزگارى ، قلعه اى بس استوار و مستحكم است و بدانيد هر كه از درون خود واعظ و زاجرى نداشته باشد، عوامل بيرونى فايده اى نخواهد داشت . (۳۴۳)

 ۲۰. همسان انگارى ؛

نبايد خود را برتر و بالاتر از همسر دانست . او شريك زندگى است . درجات تحصيلى ، موقعيت اجتماعى ، وضعيت سنى و امكانات مالى بايد بر ميزان فروتنى و خضوع بيفزايد. به خصوص زمانى كه در پيشرفت هاى تحصيلى و موفقيت هاى مادى ، همسر هم نقش اساسى داشته است .

 ۲۱. مشاركت و مشورت در زتدگى

نبايد همه كارها را به تنهايى انجام داد، بلكه بايد از همسر و فرزندان نيز كمك گرفت . بايد به جنبه هاى مشترك فكرى و روحى همسر توجه كرد و سعى نمود خصايص مثبت و سازنده هر دو به تدريج بيشتر شود. حضرت على (عليه السلام) مى فرمايند:

هر كس مشورت نكند، پشيمان خواهد شد. (۳۴۴)

هم چنين مى فرمايند:

خودپسندى از بدترين امور است . (۳۴۵)

_________________________

۳۴۳- الكاشف ، ماده وقى ، ص ۴۶۳.

۳۴۴- مستدرك الوسائل ، ج ۲، ص ۶۵.

۳۴۵- غرر الحكم ، فصل ۴۱، ش ۵۱.

۱۷۰

 ۲۲. بايد به اصل تفاوت هاى فردى معتقد بود.

انسان ها از نظر هوش ، استعداد، علايق و خصايص جسمانى و اخلاقى تفاوت هايى دارند. بايد مكمل و متمم يكديگر بود و در تكامل و رشد يكديگر كمك كرد. بايد همسر را فردى باارزش و برخوردار از كرامت انسانى دانست .

 ۲۳. پاسدارى از حريم ؛

بايد حريم يكديگر را مراعات و از جرو بحث خوددارى كرده و مطالب بى جا را با سكوت و يا ارائه پيشنهاد مناسب ، به گفتگوهاى سازنده ثمر بخش ‍ تبديل كرد. حضرت على (عليه السلام) مى فرمايند:

هركس زبان او خوش باشد برادران او بسيار مى شوند. (۳۴۶)

 توصيه هاى كاربردى به خانواده ها جهت كاهش مشكلات رفتارى فرزندان

  والدين بايد:

۱. نوجوانان و جوانان را از محبت سيراب كنند تا آنان به هر آشنا و بيگانه اى روى نياورند، به سوى افراد فاسد و اماكن فساد كشيده نشوند؛ چرا كه بسيارى از انحرافات به خاطر كمبود محبت ها است.

۲. خانواده را براى فرزندان ، محلى امن و پناهگاهى مستحكم سازند. به خصوص در حضور آنان به يكديگر احترام بگذارند و از اشتباهات و خطاهاى يكديگر چشم بپوشند. به مشاجره نپردازند و عيوب يكديگر را بازگو نكنند.

۳. به فرزندان خود احترام بگذارند و به آنان كمك كنند تا نواقص خود را رفع كنند.

_________________________

۳۴۶- شرح غرر الحكم ، ش ۷۷۶۱.

۱۷۱

نصايح و تذكرات خود را با استدلال و منطق و در خلوت با آنان در ميان نهند.هرگز در حضور ديگران به خصوص هم سالان به پند و اندرزدادن نپردازند، در ضمن سخنى به آنان نگويند كه خود بدان عمل نمى كنند.

۴. با فرزندان خود صحبت كرده و به سخنان آنان نيز گوش فرادهند. به آنان توجه كنند و زمينه اى راايجاد كنند تا نوجوانان و جوانان حرف ها و رازهاى خود را برايشان بازگو كنند. والدين را غمخوار و يار خيرخواه خود بدانند نه كسانى كه با خشونت و تحميل تصميمات خود، با آنان رفتار مى كنند.

۵. نوجوانان و جوانان خود را به خاطر ضعف هايى كه دارند، تحقير نكنند و آنان را با هم سن و سالان خود مقايسه نكرده و صفات نيكوى ايشان را به رخشان نكشند.

۶. بيش از حد توان و ظرفيت از فرزندانشان انتظار و توقع نداشته باشند و با درك دنياى آنان به هر مقدار كه تلاش مى كنند، از ايشان قدردانى كنند.

۷. به نوجوانان و جوانان بياموزند كه از مشكلات نبايد گريخت ، بلكه راه هاى مبارزه با مشكلات و راه حل آن ها را به فرزندان خود آموزش ‍ بدهند.

۸. فرزندان خود را در مضيقه شديد مالى قرار ندهند و آن ها را بدون كمك رها نكنند. در اين دوره زندگى از آنان حمايت كنند و امكانات و آموزش لازم را براى كسب درآمد در اختيار آنان قرار دهند و در حد امكان ضمن تحصيل ايشان ، حرفه اى نيز به آن ها بياموزند.

۹. امكانات ازدواج را هر چه زودتر براى فرزندان فراهم كنند با به فساد چشم ، دل و عمل مبتلا نگردند.

۱۷۲

۱۰. روح مذهب و معنويت را در فرزندان تقويت كنند و ارزش هاى انسانى ، مذهبى و اخلاقى را با ايمان و اعتقاد به مبانى الهى به طور صحيح در آنان ايجاد كنند.

۱۱. به فرزندان خود مسئوليت هاى مختلف زندگى را واگذار كنند تا آن ها اهل تفكر و كار و سازندگى شوند.

۱۲. بدانند كه جوان در صدد است راه مستقلى براى خود انتخاب كند. در نتيجه ، عاقلانه نيست كه الگوهاى بزرگسالى خود را بر او تحميل كنند،

بلكه بايد متناسب با تفاوت هاى فردى ، او را در رشد كردن آزاد بگذارند. انتخاب الگوها، به جاى آن كه از خارج و بازور انجام پذيرد، بهتر است درونى آزادانه باشد.

۱۳. به فرزندان خود كمك كنند تا درباره دوست ، درست بينديشند و باادب و نزاكت ، حالت عصبى و طغيان احساسات آن ها را فرو نشانند. اشتباهات ، بى تفاوتى ، سنگدلى و بى توجهى آنان را به دوستانشان گوشزد كرده و شوق بهتر شدن ، با لياقت بودن ، پاكى و عفت در دوستى را در آن ها به وجود آورند. بديهى است چنين نظارتى مى تواند فرزندان را ازهم نشينى با دوستان ناباب برحذر دارد؛ زيرا در غير اين صورت :

۱۷۳

صد هزاران دام و دانه ست اى خدا
دم به دم ما بسته دام نويم
چشم باز و گوش باز و دام پيش

ما چو مرغان حريصى بينوا
هر يكى گر باز و سيمرغى شويم

سوى دامى مى پرد با پر خويش (۳۴۷)

 پرورش روحيه اجتماعى در فرزندان

در تاءثير اجتماع برتربيت انسان جاى هيچ گونه شك و شبهه اى نيست . انسان پس از اين كه ساليانى چند در كنار خانواده به سر مى برد، به محيط اجتماعى گام مى نهد. آداب و رسوم ، معاشرت و... را از اجتماع مى آموزد. انسان زمانى كه به اجتماع مى پيوندد درصدد برآوردن نيازهاى خود است . بعضى از نيازها منحصرا در جامعه برآورده مى شوند، نمونه آن نيازهايى است كه هرناى (horney) آن ها را برشمرده است :

الف) نياز به مورد پسند ديگران واقع شدن ؛ ب) نياز به پشتيبان ؛ ج) نياز به بهره بردارى از ديگران ؛ د) نياز به تحسين و تمجيد.

البته وى نيازهاى ديگرى را هم برمى شمارد كه عبارتند از: ۱. نياز به قدرت ؛ ۲. نياز به حيثيت و آبرو؛ ۳. نياز به احساس امنيت ؛ ۴. نياز به كمال و انتقاد ناپذيرى . (۳۴۸)

اجتماعى بودن ، خصيصه اى ذاتى است كه در همه انسان ها وجود دارد. همه آدميان ، حتى كسانى كه روان گسيخته بوده و به ظاهر از اجتماع گريزان هستند، مايلند كه در اجتماع باشند.

_________________________

۳۴۷- مولوى .

۳۴۸- ر.ك : هرناى نظريه هاى شخصيت ، ترجمه دكتر سياسى ، ص ۱۲۹ به بعد.

۱۷۴

البته اگر انسانى كه به اجتماع مى پيوندد به منظور برآورده كردن نيازهاى خورد، خوراك ، پوشاك ، نوشاك و نظاير آن باشد، اين گونه اجتماعى بودن ، حالتى يك سويه است و اين تفكر، ناشى از يك حس خودخواهى و خودبينى است . اين افراد، جامعه اى ساخته و پرداخته براى خود مى خواهند و هيچ نقش سازنده اى را هم به عهده نمى گيرند. به راستى شخصى كه براى استقلال كشور فكرى نكرده و گامى برنداشته ، چگونه مى تواند خود را صاحب خوى اجتماعى بداند؟ منظور از سازندگى اجتماعى آن است كه انسان طورى ساخته شود كه چه سودى (مادى يا مقامى) در بين باشد يا نباشد، همواره براى خدمت به اجتماع به اعتقاد ما دين عالى ترين و بهترين روش ها را داراست كه مى تواند اجتماع بشر را منظم ساخته و بيش از هر روش ديگر، مردم را به رعايت قوانين اجتماعى وادار نمايد. امتياز جامعه دينى در پرورش روح اجتماعى ، به واسطه خصوصيت هاى زير است :

الف) فطرت خداجويى ؛ اگر فطرت انسان در اثر تكرار معاصى ، با تيرگى ها پوشيده نشده باشد، با خلوص و صفا به اجتماع مى پيوندد، فطرت پاك ، به انسان الهام مى كند كه در مقابل افراد اجتماع ، وظايف و تكاليفى داراست كه نمى تواند بى تفاوت از كنار آن ها بگذرد.

ب) اعتقاد توحيدى ؛ شخص دين دار، خداوند را ناظر و عالم به احوال خويش و حسابگر و مراقب و منتقم مى بيند، لذا از انجام كارهاى ضداجتماعى پرهيز مى كند و در صدد ايفاى نقش هاى سازنده اجتماعى برمى آيد؛ زيرا خداوند به تعاون ، احسان ، وفاى به عهد، امر به معروف و نهى از منكر و... فرمان مى دهد،

۱۷۵

از سوى ديگر خداوند به خوددارى از دروغ ، تعدى ، تجاوز، ظلم ، عداوت ، عدم پيروى از هوا، غيبت ، افترا، تمسخر و... دستور مى فرمايد. در نتيجه ، شخص خداشناس و خداپرست نه تنها در حال انضباط معتقدات خويشتن است و از عمل ضداجتماعى بيم دارد، بلكه ظريف تر از آن ، از انجام آن نيز احساس شرم مى كند.

ج) اعتقاد به نبوت ؛ شخص دين دار به انبياى الهى عشق مى ورزد و آن ها را اسوه مى داند و مايل است تا دستورات آن ها را انجام داده و به نوعى شبيه سازى كند. از آن جا كه انبيا در خدمت بشر بوده و از روحيه ايثار و تعاون بسيار بالايى برخوردار بوده اند، لذا شخص با اعتقاد نيز، سعى مى كند كه چون آن ها رفتار نموده و ارتباط حسنه و دوستانه اى با افراد اجتماع پيدا كند. در نتيجه ، محبت به انبيا، اوليا و اهل بيت عليهم السلام تبديل به عامل وحدت بخش مى شود.

د) وجود ضابطه حل اختلاف ؛ انسان در مقابل مقررات آزاد نيست و نمى تواند از خود قانونى مباين با قوانين الهى پديد آورد. ظوابط قانونى كه مطاقبت با احكام الهى دارند. متناسب با خلقت و فطرت انسان و عادلانه است و پذيرش آن ها براى انسان سليم و مؤمن دلپذير است . در اين صورت وقتى اختلافى پيدا مى كنند و به حكم خداوند آگاه مى شوند، زودتر حل اختلاف كرده و به تفاهم مى رسند.

ه) نرم خويى در اعمال روش ؛ هر توصيفى كه از خلق و خو و رفتار پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) و ائمه اطهار عليهم السلام مى شود، خود سفارشى است كه همه مؤمنان رفتار خود را مشابه آنان نموده و

۱۷۶

در روابط اجتماعى چون آن ها رفتار كنند. رفتارى تواءم با ملاطفت و راءفت با زيردستان ، چشم پوشى از لغزش ها، مشورت با مردم ، مسئوليت پذيرى ، توكل در انجام كارها، احسان ، تعاون و... .

در خاتمه بايد گفت كه هر كدام از واجبات ، علاوه بر آن كه داراى آثار نفسانى و فردى زيادى است آثارى در تربيت روحيه اجتماعى دارند؛ مثلا درباره نماز توصيه شده كه به جماعت و حتى الامكان در مساجد به جا آورده شود؛ زيرا نماز انسان رااز فحشا و منكر باز مى دارد و در نتيجه ، در تحكيم مبانى اجتماعى نيز اثرگذار است . روزه ، صفت صبر و برد بارى را پرورش مى دهد و انسان صبور روابط بهترى با ديگران برقرار مى كند. علاوه بر اين كه پرداخت فطريه در پايان ماه رمضان عملى انسانى و اجتماعى است . خمس و زكات هر كدام روشى براى تعديل ثروت و توزيع امكانات مالى ميان اقشار كم درآمد و موجب بركت اموال است . رعايت آن ها براى هم بستگى اجتماعى بسيار مفيد است . حج اجتماع عظيمى از مسلمانان جهان و بهترين فرصت براى هماهنگى ميان قبايل ، ملت ها و دولت هاى اسلامى است . حج علاوه بر بعد عبادى داراى ارزش هاى اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى و فرهنگى است . جهاد و دفاع ، مسئله نظامى است و دفاع ، ضامن حفاظت از حدود و حرم الهى و نگهدارنده مرزهاى كشورهاى اسلامى و ماءيوس كردن طمع كاران از دست اندازى به سرزمين مسلمانان است . پرورش روحيه دفاع و رزم جويى از با ارزش ترين عبادات نيز محسوب مى شود.

۱۷۷

امر به معروف و نهى از منكر، مؤثرترين روشى است كه مى توان براى آموزش اطلاعات دينى ،اجتماعى و پرورش روحيه اجتماعى به حساب آورد.

 تاءثير عوامل محيطى بر انسان (۳۴۹)

۱. دوستان و هم سالان

دوستان و هم سالان ، از مهمترين عوامل تاءثير گذار بر تربيت فرزندان به حساب مى آيند. فرزندان به خصوص در دوران نوجوانى و جوانى ، گرايش ‍ زيادى به دوستان دارند فرصت زيادى را به هم نشينى با آنان اختصاص ‍ مى دهند و همين هم نشينى و رفاقت زمينه تاءثير پذيرى آنان را فراهم مى سازد. امام على (عليه السلام) توجه ويژه اى به نقش تربيتى دوستان دارند و فرزندان خود را به رفاقت با دوستان صالح توصيه مى كنند و خطاب به فرزندش امام حسن (عليه السلام) مى فرمايند:

قبل از پرسش از راه و مسير (در مسافرت) از (اخلاق و خصوصيات) رفيق و همراهت پرسش نما. (۳۵۰)  هم چنين در توصيه به محمد حنيفه مى فرمايند:

فرزندم !از بهترين بهره هاى انسان ، دوست و هم نشينى صالح است . با نيكوكاران هم نشين شو تا از آنان باشى و از بدكاران و اهل شر و كسانى كه به واسطه كارهاى باطل و سخنان مهيج و ساختگى ، تو را از ياد خدا و مرگ بازمى دارند، دورى كن تا از آنان نباشى . (۳۵۱)

_________________________

۳۴۹- در تهيه مطالب اين بخش از مقاله جناب آقاى على همت بنارى در مجله فرهنگ كوثر، ش ۳۷ استفاده شده است .

۳۵۰- صدوق ، من لايحضره الفقيه ، ج ۴، ص ۳۲۹.

۳۵۱- نهج البلاغه ، ترجمه سيد جعفر شهيدى ، حكمت ۳۸، ص ۳۶۹.

۱۷۸

حضرت پس از معرفى نمونه هايى از دوستان ناصالح در موعظه اى به فرزندش امام حسن (عليه السلام) مى فرمايند:

فرزندم !از دوستى نادان بپرهيز؛ زيرا او آنچه را سخت بدان نيازمندى از تو دريغ دارد و از دوستى تبهكار بپرهيز كه به اندك بهايى تو را بفروشد و از دوستى دروغگو بپرهيز كه او به سرابى ماند كه دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دور مى نماياند. (۳۵۲)

البته والدين نقش مؤثرى در دوست يابى فرزندان دارند و مى توانند به طور غير مستقيم به فرزندانشان كمك كنند. امام على (عليه السلام) با ديدگاهى ظريف به اين مسئله توجه داده و مى فرمايند كه والدين با افراد صالح و شايسته كه فرزندان صالحى دارند رابطه دوستى و هم نشينى پيدا كنند تادر پرتو ارتباط والدين فرزندان نيز با هم دوست و هم نشين گردند. ايشان فرموده اند

 موده الآباء قرابه بين الاءبناء ؛ (۳۵۳)

دوستى پدران ، سبب نزديكى فرزندان به هم مى گردد.

 ۲. انجمن ها و گروه ها

انجمن ها و گروه ها و تشكل ها نيز از عوامل محيطى مؤثر برتربيت فرزندان هستند. فرزندان آن گاه كه به گروه و تشكلى احساس تعلق پيدا كنند، در مجالس و محافل آنان شركت كرده و تحت تاءثير ويژگى ها و رفتارهاى آن ها قرار مى گيرند. اگر آن گروه استنادى يا مرجع ، داراى ويژگى هاى مثبت و سازنده باشد،

_________________________

۳۵۲- همان ، حكمت ۳۰۸.

۳۵۳- خوانسارى ، شرح غرر الحكم و دررالكلم ، ج ۶، ص ۱۳۲.

۱۷۹

بر فرزندان تاءثير مثبت مى گذارد و الا باعث انحراف نوجوانان و جوانان خواهد شد. امام على (عليه السلام) در وصيت به فرزندش امام حسن مجتبى (عليه السلام) مى فرمايند:

 قارن اءهل الخير تكن منهم ، و باين اءهل الشر تبن عنهم ؛ (۳۵۴)

باگروه خوبان و نيكوكاران هم نشين شو تا از آنان باشى و از گروه بدان و شرور دور باش تا از آنان نباشى .

حضرت على (عليه السلام) در حديث ديگر به عنوان يك پدر دلسوز و مراقب فرزندش را حضور در مجالس و محافل نامطمئن و جاهايى كه انسان در مظان اتهام قرار مى گيرد، بر حذر داشته و در وصيت به امام حسن (عليه السلام) مى فرمايند:

 اياك و مواطن التهمه و المجلس المظنون به السوء؛ لاءن قرين السوء يغير جليسه ؛ (۳۵۵)

از حضور در محل هاى تهمت زا و مجلسى كه گمان بدى در آن مى رود، بپرهيز؛ چون هم نشين بد، هم نشين خود را دگرگون مى سازد.

 ۳. علما و دانشمندان

از ديگر عوامل تاءثير گذار بر تربيت انسان ، هم نشينى با علما و دانشمندان است . آنان به خاطر برخوردارى از فضايل علمى و عملى ، تاءثير شگرفى در ديگران به خصوص شاگردان خود دارند. اگر عالمى وارسته و دنياگريز باشد، ارتباط با وى در تهذيب نفس و الگوپذيرى اخلاقى بسيار مؤثر است .

_________________________

۳۵۴- امالى مفيد، به نقل از: وصاياء الرسول و الائمه عليهم السلام ، ص ۱۶۴.

۳۵۵- حرانى ، تحف العقول ، ص ۵۰۸۹.

۱۸۰

181

182

183

184

185

186

187

188

189

190

191

192

193

194

195

196

197

198

199

200