پیام عاشورا (حاوی بیش از 160 پیام از حسین بن علی علیه السلام)

پیام عاشورا (حاوی بیش از 160 پیام از حسین بن علی علیه السلام)33%

پیام عاشورا (حاوی بیش از 160 پیام از حسین بن علی علیه السلام) نویسنده:
گروه: امام حسین علیه السلام
صفحات: 111

  • شروع
  • قبلی
  • 111 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 32364 / دانلود: 4151
اندازه اندازه اندازه
پیام عاشورا (حاوی بیش از 160 پیام از حسین بن علی علیه السلام)

پیام عاشورا (حاوی بیش از ۱۶۰ پیام از حسین بن علی علیه السلام)

نویسنده:
فارسی

تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنین عليهما‌السلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.

لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است.

۱

معرفى اهل بيتعليها‌السلام و بنى اميه در پيام امام حسينعليها‌السلام

پيام عاشورا (حاوى بيش از ۱۶۰ پيام از حسين بن علىعليها‌السلام )

محمد صادق نجمى

۲

مقدمه دفتر

(عاشورا) واژه اى است خاطره انگيز كه پيوسته، فداكارى، شجاعت، جوانمردى، ايستادگى در برابر بيدادگرى، پيروى از رهبر اسلامى و حمايت از دين را به همراه دارد.

(عاشورا) نشانگر حركت آغاز شده از سوى آدمعليها‌السلام است كه وارث او پرچمداريش را به عهده گرفته و در راه آن، جان باخته است.

(عاشورا) آيينه تمام نماى فرياد (هيهات منا الذلة) امام حسينعليها‌السلام است كه هيچ سنگى توان شكستن آن را ندارد.

(عاشورا) خورشيد فروزانى است كه ابرهاى تيره و تار ستم، هرگز توان پنهان ساختن آن را ندارند.

كلام آخر اينكه: (عاشورا)، پيام آور انقلاب سرخ علوى است كه تا ستم و ستم پيشه در جهان وجود دارد، هرگز از جوش و خروش باز نمى ايستد.

كتابى كه اكنون در دست شما خواننده گرامى است، بيان چندين پيام از پيام هاى عاشورا است كه توسط مؤ لف محترم آن به رشته تحرير درآمده، بدان اميد كه مشعل فروزان شام سياه انسان ها قرار گيرد.

اين دفتر، پس از بررسى، ويرايش و اصلاح، آن را به زيور چاپ آراسته و در اختيار حق جويان قرار مى دهد و جز خشنودى خداوند بزرگ، هدفى را پى نمى گيرد. در خاتمه تذكر چند نكته ضرورى است:

۱ - از آنجا كه اين كتاب، سخنان امام حسينعليها‌السلام را به منابع فراوان مستند ساخته و پيداست كه همه آنها يكسان نبوده و با يكديگر اختلاف دارند لذا واحد تحقيق و بررسى سعى نموده مدارك خطبه هاى متن را با يك منبع تطبيق داده و همان را نخستين مدرك قرار دهد و منابع ديگر را به دنبال آن ذكر نمايد.

۲ - كوشش شده منبعى انتخاب شود كه متن كتاب با آن همخوانى داشته باشد.

۳ - از خوانندگان محترم تقاضا داريم هرگونه انتقاد يا پيشنهادى دارند، به آدرس: قم - صندوق پستى ۷۴۹ - دفتر انتشارات اسلامى - بخش فارسى، ارسال دارند.

دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم.

۳

مقدمه مؤلف

انگيزه تنظيم كتاب با كيفيت موجود اين است كه: از شهادت حسين بن علىعليها‌السلام تا به امروز كه نزديك به چهارده قرن مى گذرد، كتابها و تأليفات بى شمارى درباره شخصيت و بيان عظمت قيام و ابعاد مظلوميت آن حضرت، تأليف گرديده، مقالات بى حد، نگارش يافته و سخنرانيها بى شمارى ايراد شده، است و اين وضع، با روندى بيشتر، ادامه دارد و درباره هيچكس جز سالار شهيدان، اين همه تأليفات و مقالات و سخنرانى سابقه ندارد،( ۱ ) و هر نويسنده و گوينده در حد اخلاص خود، مثاب و مأجور خواهد بود.

آنچه قابل ذكر است اينكه محتواى بعضى از اين تأليفات و سخنرانيها را جنبه تاريخى عاشورا و ابعاد ظلم و ستمى كه بر فرزند پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله و خاندانش وارد شده تشكيل مى دهد و جنبه هاى تحليلى قيام عاشورا و اهداف اين حركت تاريخى، كمتر مورد توجه قرار مى گيرد. و گاهى نيز اين حادثه عظيم تنها از جنبه خاص و از زاويه محدودى تجزيه و تحليل مى گردد و يا انگيزه هاى فرعى با عوامل اصلى، درهم آميخته و مسائل فرعى، جايگزين اهداف اصلى در اين قيام معرفى مى شود.

______________________

۱- اخيرا آقاى (نجفقلى حبيبى) در يك كتابشناسى، ۸۷۸ عنوان كتاب درباره حسين بن علىعليهما‌السلام معرفى نموده است، كه اين عناوين، فقط بخشى از تأليفات در اين موضوع است كه در دسترس اين نويسنده گرامى قرار گرفته است. از باب مثال، نوشته حقير (خطبه حسين بن علىعليهما‌السلام در منى) و (سخنان حسين بن علىعليهما‌السلام ) را معرفى نموده است ولى چون ترجمه هاى كتاب اخير را كه به (زبان آذرى) در (استانبول) و به (زبان اردو) در بمئى) چاپ شده، به دستشان نرسيده، نياورده است.

۴

براى تكميل اين بحث و جلوگيرى از خلظ انگيزه هاى اصلى و فرعى در قيام حسين بن علىعليهما‌السلام به نظر رسيد نامه ها و خطبه هاى آن حضرت را از بدو حركت از مدينه تا هنگام شهادتش، از منابع معتبر و با ترتيب زمانى و با توضيحات لازم، در يك مجموعه گرد آورديم تا راهى براى تفسير و تحليل قيام آن بزرگوار، بر اساس گفتار آن حضرت باشد. اميد است اين اقدام، مورد استقبال طيف عظيمى از خطبا، گويندگان و نويسندگان قرار مى گيرد.

بايد دانست آن چنان شخصيت حسين بن علىعليها‌السلام از لحاظ شجاعت، فداكارى و مظلوميت در ميان جامعه مطرح است، هيچ يك از مدافعان حق و حقيقت و شهداى راه فضيلت، در اين حد مطرح نيستند.

تشكيل هيأتهاى عزادارى و مجالس سوگوارى، سرودن اشعار و مراثى، گريه كردن و نوحه سرايى، اظهار حزن و اندوه و ابراز تأثر و تأسف در حدى كه در مصيبت حضرت سيدالشهدأ، انجام مى گيرد و اين اظهار ارادت كه به آستان مقدس آن حضرت، با تاريخ اسلام عجين گرديده است، درباره هيچ يك از رجال آسمانى و پيشوايان مذهبى سابقه ندارد؛ همانگونه كه خود حضرت فرمود: انا قتيل العبرة يذكرنى مؤ من الا بكى؛ من كشته اشكم، هيچ مؤ منى مرا ياد نمى كند مگر اينكه مى گريد.( ۱ )

______________________

۱- كامل الزيارت/۲۱۶.

۵

لذا حسينعليها‌السلام يك چهره شناخته شده تاريخ است و همه مسلمانان جهان و حتى افراد بيگانه از اسلام با نام عزيز حسينعليها‌السلام آشنا هستند و همه عزاداران و نه تنها نام زيباى او را مى شناسند بلكه مى دانند كه او بسط رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله و فرزند على مرتضىعليها‌السلام و فاطمه زهراست. و مى دانند كه او در سوم شعبان سال چهارم هجرت، متولد و در عاشورأى سال ۶۱ در كربلا به شهادت رسيد و قبر مطهر او در قتلگاهش، زيارتگاه شيعيانش مى باشد.

- همگان نام برادران، خواهران و فرزندان او را مى دانند و از واقعه شهادت جانگداز او آگاهند.

- مى دانند شماره ياران او در كربلا چند نفر بودند و ماجراى شهادت و اسارت آنان چه بوده است. آرى، همه عزاداران آن حضرت با اين مطالب و مطالب ديگر درباره شهادت او آشنا هستند و آنها را مى دانند.

ولى آيا همه عزاداران او فلسفه قيام و شهادتش را مى دانند؟ آيا همه كسانى كه بر او اشك مى ريزند، با پيام او آشنا هستند و يا در اشعار و مراثى و در مراسم عزادارى در حالى كه سيل اشك بر رخسارها جارى است و بيانگر حركت سيل ارادت و عواطف به آستان مقدس (فرزند رسول خدا)صلى‌الله‌عليه‌وآله است، اهداف والا و مقدس آن حضرت هم متجلى و متبلور است. و همه جملاتى كه به صورت شعر، شعار و ذكر مصيبت بر زبانها جارى است، مى تواند زبانحال واقعى و گوياى آن حقيقت باشد كه حسينعليها‌السلام و يارانش فداى آن گرديدند؟

۶

يا بيشتر آنها برخاسته از عواطف گويندگان و بيانگر فكر و انديشه آنان است كه به عنوان زبانحال امام حسينعليها‌السلام و ايده و انديشه او ارائه مى گردد؟ آيا همه عزاداران و خطبا و گويندگان ما به اين واقعيت مى انديشند كه تاريخ از ديد قصه و بيان حوادث، گر چه تنها يك (يزيد) دارد كه لحظاتى از تاريخ يك قومى و ايامى از روزهاى مردمى را اشغال كرد و جناياتى آفريد و گذاشت و گذشت، اما از ديدگاه صحيح و درست تاريخ، عناصرى زنده و فعال در ميان اقوام و ملل مختلف در تمام دور آنها و لحظات تاريخ وجود دارد كه مى تواند مستمرا يزيد آفرين باشد و اين عناصر، هيچگاه عقيم نيستند و اگر جامعه ما رو نداشت، بلكه از وجود چنين يزيدى غافل بود.

از شناخت حسين روز هم غافل بود، در عزاى حسينعليها‌السلام كوتاهى نداشت در حالى كه در نظامى زندگى مى كرد كه همه برنامه اش ضد حسين ضد مكتب حسين بود. تسلط دشمنان حسينعليها‌السلام آنچنان عميق بود كه تصميم داشت هر چه رنگ و بوى اسلام دارد، از ميان بردارد و اگر شناخت صحيح از حسين و يزيد زمانه وجود داشت، بايستى از مدتها قبل و نه در سال ۵۷، انقلاب صورت بگيرد. و اگر امام خمينى (قدس سره) نبود، نه حسين زمان شناخته مى شد و نه يزيد زمان.

از اصل موضوع، دور شديم.سخن در اينجا بود كه بخش مهمى از اشعار، مراثى، شعارها و نوحه ها هماهنگى كامل با فكر و انديشه امامعليها‌السلام و قيام او ندارد و پيام عاشورا در آنها كم رنگ است و يا اصلا مشهود نيست. و يكى از علل آن، عدم درك صحيح از واقعه عاشورا و قيام حسين بن علىعليهما‌السلام است؛ زيرا يك شاعر و گوينده هر چه توانا و گويا و ارتباط او با آنچه توصيف مى كند، نزديك باشد، باز هم از ترسيم واقعيت آن عاجز و از بيان حقيقت آن ناتوان خواهد بود، آن هم در يك حادثه عظيم تاريخى مانند حادثه عاشورا و قيام اباعبدالله الحسين، با گذشت بيش از چهارده قرن و با ابعاد و جنبه هاى متعددى كه بر آن حاكم بوده كه حقا تجزيه و تحليل صحيح آن براى افراد عادى، مشكل و يا غير ممكن است.

مگر اينكه ترسيم اين هدف و ابلاغ اين پيام از خود حسين بن علىعليها‌السلام باشد و اين واقعيت را از كلام خود او دريابيم، بر اين اساس، تصميم گرفتيم از سخنان و گفتارهاى آن حضرت، فرازها و فقرات كوتاه كه داراى جنبه عاشوراست، در اختيار ارادتمندان آن حضرت از شعرا، مداحان، نوحه سرايان و عزاداران قرار بگيرد تا تدريجا اين مفاهيم عالى و ارزشمند، جايگزين مطالب احيانا تكرارى و بعضى اشعار كم محتوا گرديده و پيام دلنشين عاشورا كه سراپا درس عشق و شهادت و درس دشمن شناسى و ثبات و استقامت در مبارزه با اوست، گسترش يابد، همانگونه كه در نظام اسلامى، بر مسؤ ولين ذيربط است كه در حذف مطالب و حركات بى مفهوم و گسترش پيام واقعى عاشورا، تلاش و هدايت بيشترى را بر عهده بگيرند.

آرى، چه كلامى بالاتر و شيرين تر از كلام حسين بن علىعليها‌السلام ؟ و چه شعارى گوياتر و كوبنده تر از شعار او؟! و چه پيامى جاودانه تر و سازنده تر از پيام او؟

براى تأمين اين منظور، تا آنجا كه امكان داشت، پيامهاى موجود آن حضرت را به تناسب موضوعات، گردآورى و نقل نموديم و بعضى از پيامها كه داراى دو جنبه بوده، مكرر نقل گرديده است كه مجموعا ۱۶۳ پيام در بيست و سه موضوع مختلف، محتواى اين جزوه را تشكيل مى دهد. و ثواب آن را به روح پدر و مادر عزيزم كه ارادت به خاندان عصمت را به عمق جانم در آميخته اند، تقديم مى دارم.

اللهم تقبلة بمنك و كرمك

محمد صادق نجمى آذر ماه ۱۳۷۵

۷

معرفى اهل بيتعليها‌السلام و بنى اميه در پيام امام حسينعليها‌السلام

حسين بن علىعليها‌السلام در فرازهايى از سخنانش، اهل بيت پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله و شخص خويش و همچنين بنى اميه را عموما و از ميان آنان (معاوية بن ابى سفيان و يزيد بن معاويه) را خصوصا معرفى نموده است كه يكى از آثار و ابعاد مهم اين معرفى اين است كه جهانيان متوجه اين نكته باشند و اين حقيقت را از زبان فرزند رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله دريابند كه انگيزه جنگ و نزاع در ميان اين دو خاندان و عامل اصلى پديدآورنده واقعه عاشورا و حادثه كربلا يك انگيزه و عامل شخصى و مادى و يا مقطعى نبوده است بلكه اين اختلاف دارأى ريشه عميق و برخاسته از طرز تفكر دينى و اعتقادى اين دو خاندان بوده است كه از دوران بعثت پيامبر اسلام در دو جبهه مخالف و با دو هدف متضاد در مقابل هم قرار گرفته بودند.

الف - خاندان پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله

در اين خاندان، وحى و نبوت، دعوت به توحيد و يگانه پرستى و هدايت جامعه به وسيله شخص رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله تحقق يافت و نگهدارى اين هدف بزرگ، از زيارت و نقصان و از دست برد بيگانگان نيز بايد به وسيله عترت او تحقق يابد.

ب - بنى اميه

اين خاندان هميشه رقيب و مخالف سرسخت پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله بود و تا فتح مكه و يأس كامل مشركين، در حال جنگ با اسلام و قرآن بوده و در جنگ بدر، احد و احزاب، نه تنها پرچم كفر به دوش ابوسفيان و معاويه قرار داشت، بلكه در بعضى از اين جنگ ها، (هند) همسر ابوسفيان نيز به عنوان تقويت روحى و حمايت معنوى از سپاهيان شرك، به همراه آنان در ميدان جنگ حضور مى يافت.

۸

ولى پس از پيروزى اسلام در (جزيرة العرب) كه براى آنان تظاهر به شرك و جنگ علنى وجود نداشت، اين كفر به نفاق مبدل گرديد و ظاهرا اسلام را پذيرفتند، اما در باطن امر و در عمل، همان دشمنى و كينه گذشته با اسلام و قرآن را تعقيب نمودند و آنگاه كه معاويه به قدرت رسيد، در كنار اين نفاق، ظلم و ستم بر مسلمانان واقعى را به حد اعلى رسانيده و پيروان اميرمؤ منانعليها‌السلام را به زنجير كشيد و اينك نوبت به فرزند او يزيد فاسق رسيده است.

آرى، حسين بن علىعليها‌السلام در لابلاى پيام ها و گفتارهايش، هم از اهل بيت سخن گفته و هم خودش را معرفى نموده است و هم فساد بنى اميه و دشمنى آنان با اسلام و همچنين ظلم معاويه و فساد و انحراف يزيد را برملا ساخته است.

اينك پيامهاى آن حضرت را به ترتيبى كه اشاره نموديم به صورت چند بخش مستقل مى آوريم:

۹

۱ - معرفى اهل بيتعليها‌السلام

۱/۱ - «إِنَّا أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنُ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلاَئِكَةِ وَ بِنَا فَتَحَ اللَّهُ وَ بِنَا خَتَمَ اللَّهُ ».( ۱ )

«(امير!) ماييم خاندان نبوت و معدن رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و محل نزول رحمت الهى. خداوند، دين و آيين خود (اسلام) را از خاندان ما شروع كرده، و آن را با خاندان ما ختم خواهد نمود».

حسين بن علىعليها‌السلام اين جملات را در پاسخ (وليد بن عقبة) استاندار مدينه ايراد فرمود، آنگاه كه او جريان مرگ معاويه را مطرح كرده و پيشنهاد نمود كه آن حضرت طبق دستور (يزيد بن معاويه) با وى بيعت نمايد.

۲/۱ - «وَ نَحْنُ اَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صلى‌الله‌عليه‌وآله اَوْلي بِوِلايَةِ هذَا الْاَمْرِ عَلَيْکُمْ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ، وَ السَّائِرينَ فيکُمْ بِالْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ »(۲)

«تنها ما خاندان محمد به حكومت و رهبرى جامعه، شايسته و سزاواريم نه اينان (بنى اميه) كه به ناحق مدعى اين مقام هستند و هميشه راه ظلم و فساد و راه دشمنى (با دين خدا) را در پيش گرفته اند».

اين جملات بخشى از خطبه حسين بن علىعليها‌السلام است كه در منزل (شراف) پس از نماز عصر به حاضرين از اصحاب خويش و سپاهيان (حربن يزيد رياحى) ايراد فرمود.

۳/۱ - «اَللّهُمَّ اِنِّى اَحْمَدُکَ عَلى اَنْ اَکْرَمْتَنا بِالنُّبُوُّةِ وَعَلَّمْتَنا الْقُرْآنَ وَفَقَّهْتَنا فِى الدِّینِ وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ».(۳)

______________________

۱- مقتل خوارزمى ۱/۱۸۴ و لهوف/۱۰.

۲- كامل ابن اثير ۳/۲۸۰. ارشاد مفيد/۲۲۵. مقتل خوارزمى ۱/۲۳۲ و مناقب ۴/۸۸.

۳- طبرى ۶/۲۳۸. ارشاد /۲۳۱ و مقتل خوارزمى ۱/۲۴۶.

۱۰

«خدايا! سپاسگزار تو هستم كه بر خاندان ما نبوت را كرامت بخشيدى و قرآن را بر ما آموختى و ما را با آيينت آشنا نمودى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بين) و قلب روشن عطا فرمودى. و سپاسگزار تو مى باشم كه ما را از گروه مشرك قرار ندادى».

اين جملات هم بخشى از خطبه آن حضرت است كه در (شب عاشورا) براى اهل بيت باوفا و ياران با صفايش ايراد فرموده است.

۴/۱ - «اللّهمّ‌ انّا اهل بيت نبيّك و ذرّيّته و قرابته، فاقصم من ظلمنا و غصبنا حقّنا انّك سميع قريب ».( ۱ )

«خدايا! ما خاندان پيامبر تو و فرزندان و قوم و عشيره او هستيم، كسانى را كه بر ما ستم نمودند و حق ما را غصب كردند، ذليل كن، تو كه بر دعاى بندگانت شنوا و بر آنان از همه نزديكتر هستى».

امام، اين جمله را كه مشتمل بر دعا و نفرين است، در روز عاشورا آنگاه ايراد فرمود كه در طى سخنرانى مفصل، مردم كوفه را نصيحت و موعظه نمود، ولى مواعظ و نصايح فرزند پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله در دلهاى سخت تر از سنگ آن مردم مؤ ثر واقع نگرديد؛ زيرا آنان از شنيدن كلام امامى كه به حق سخن مى گويد أبا و امتناع داشتند و خود را آماده جنگ و رسيدن به زخارف دنيا كرده بودند.

۵/۱ - «و کُنّا أهلَهُ و أولِیاءَهُ و أوصِیاءَهُ و وَرَثَتَهُ و أحَقَّ النّاسِ بِمَقامِهِ فِی النّاسِ. .. و نَحنُ نَعلَمُ أنّا أحَقُّ بِذلِکَ الحَقِّ المُستَحَقِّ عَلَینا مِمَّن تَوَلاّهُ »(۲)

______________________

۱- مقتل خوارزمى ۱/۲۴۹.

۲- طبرى ۶/۲۰۰.

۱۱

«و ما خاندان پيامبر و اوليا و اوصياى او و وارثان بحق و شايسته ترين افراد نسبت به مقام او، در ميان امت هستيم... و ما مى دانيم كه شايسته اين حق (حكومت) بوديم نه كسانى كه آن را به ناحق به دست گرفتند».

اين دو جمله فرازهايى از نامه حسين بن علىعليها‌السلام است كه از مكه به سران مردم بصره نگاشته اند، ما متن مشروح اين نامه را در كتاب (سخنان حسين بن علىعليها‌السلام ) نقل نموده ايم.

۱۲

۲ - معرفى حسين بن علىعليها‌السلام

۱/۲ - «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللّهِ! أَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ فاطِمَةَ، أَنَا فَرْخُکَ وَابْنُ فَرْخَتِکَ »( ۱ )

«سلام بر تو يا رسول الله! من حسين، فرزند فاطمه و پرورش يافته آغوش تو و آغوش دخترت هستم كه براى هدايت جامعه، جانشين خود قرار داده اى».

اين جمله از فرازهاى اولين زيارتى است كه حسين بن علىعليها‌السلام پس از آنكه تصميم گرفت از مدينه به سوى مكه حركت كند، قبر جدش رسول خدا را زيارت و در موضوع مهمى كه به عنوان وظيفه مبارزه با يزيد بر او متوجه گرديده است، از آن حضرت استمداد كند.

۲/۲ - «اللهم هذا قَبْرُ نَبِیِّکَ مُحَمَّد صلى‌الله‌عليه‌وآله وَ أَنَا ابْنُ بِنْتِ مُحَمَّد وَ قَدْ حَضَرَنِی مِنَ الاَْمْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ »( ۲ ) .

«خدايا! اين قبر پيامبر تو محمد است و من فرزند دختر پيامبر تو هستم اينكه براى من امرى رخ داده است كه خودت از آن آگاهى».

و اين فراز از زيارت دوم آن حضرت، در آستانه حركت از مدينه مى باشد.

۳/۲ - «فانا الحسين بن على و ابن فاطمة بنت رسول الله ...( ۳ )

«(مردم!) من حسين فرزند على و فرزند فاطمه، دختر پيامبر خدا هستم.»

اين معرفى، جزء فرازهايى از سخنرانى آن حضرت در منزل (بيضه)( ۴ ) است كه متن مشروح آن در كتاب (سخنان حسين بن على) آورده ايم.

______________________

۱- مقتل عوالم ۱۷/۱۷۷، در مقتل خوارزمى عبارت مذكور چنين است (الثقل الذى خلفته فى امتك).

۲- عوالم ۱۷/۱۷۷.

۳- مقتل مقرم /۱۸۵ و خوارزمى ۱/۱۸۶

۴- (بيضه) به كسربأ، يكى از منازلى است كه در مسير مدينه به سوى كوفه و در بين منزل (شراف و رهيمه) قرار داشت.

۱۳

۴/۲ - «فانسِبُوني وانظُروا مَنْ أنَا، ثمَّ ارجِعُوا إلى أنفسِكُم فعاتِبُوها، وانظُروا هلْ يحِلُّ‏ لكُم قَتلي وانتهاكُ حُرْمتي؟ أَلَستُ ابْنَ بنتِ نبيِّكُم وابْنَ وصيِّهِ وابنِ عمِّهِ وأوَّلِ المؤمنينَ باللهِ والمصدِّقِ لرسولِهِ بِما جاءَ بِهِ مِن عندِ رَبِّه؟ أَوَلَيسَ حَمزةُ سيّدُ الشهداءِ عَمَّ أَبي؟! أَوَليسَ جَعفرٌ الشهيدُ الطيَّارُ ذو الجَناحَينِ عمِّي؟! أَوَلَم يبلُغْكُم قولُ رَسولِ اللهِ صلى‌الله‌عليه‌وآله لي ولأَخِي: "هَذانِ سَيِّدا شَبابِ أهلِ الجنَّةِ ...؟»( ۱ )

«اى مردم! نسب مرا بگوييد كه من چه كسى هستم، پس به خود آييد و خويشتن را ملامت كنيد و ببينيد آيا كشتن من و درهم شكستن حرمت حريم من براى شما روا و جايز است؟ و آيا من فرزند دختر پيامبر شما نيستم؟ و آيا من فرزند وصى و پسر عم پيامبر شما و فرزند اولين كسى كه ايمان آورد، نيستم؟ و آيا من فرزند اولين كسى كه رسالت پيامبر را تصديق نمود، نيستم؟ آيا حمزه سيدالشهدأ عموى پدر من نيست؟ آيا جعفر طيار عموى من نيست؟ آيا گفتار رسول خدا را شنيده ايد كه درباره من و برادرم فرمود: اين دو، سرور جوانان بهشتند...».

۵/۲ - «أفَتَشُكُّونَ أنّي ابنُ بنتِ نبيّكُم؟! فواللهِ، مَا بينَ المشرقِ والمغربِ ابنُ بنتِ نبيٍّ غَيري فيكُم ولا في غَيرِكُم »(۲)

«اى مردم! آيا در اين واقعيت شك داريد كه من فرزند دختر پيامبر شما هستم؟ به خدا سوگند! نه در ميان مشرق و مغرب و نه در ميان شما و غير شما، فرزند پيامبرى بجز من وجود ندارد».

اين دو فراز، از جمله فرازهاى اولين سخنرانى مشروح حسين بن علىعليها‌السلام است كه در روز عاشورا ايراد فرموده است.

______________________

۱- مقتل مقرم /۲۲۸.

۲- مقتل مقرم، /۲۲۸ و مقتل خوارزمى /۲۵۳.

۱۴

۶/۲ - «فَلَعَمْرِی مَا الاِمامُ إِلاَّ الْعامِلُ بِالْکِتابِ، وَ الاْخِذُ بِالْقِسْطِ، وَ الدَّائِنُ بِالْحَقِّ، وَ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلى ذاتِ اللهِ وَ السَّلامُ »(۱)

«به جانم سوگند! امام به حق و پيشواى راستين كسى است كه به كتاب خدا عمل كند و راه عدل را پيشه خود سازد و ملازم حق بوده و وجود خويش را وقف و فداى فرمان خدا كند».

اين جمله را حسين بن علىعليها‌السلام در ضمن نامه اى كه در پاسخ نامه ها درخواستهاى مكرر مردم كوفه نگاشت و به وسيله مسلم بن عقيل ارسال داشت، مرقوم فرموده است و در ضمن، خودش را با اين اوصاف معرفى نموده است.

۷/۲ - «إمامٌ‌ دَعا إلی‌ هُدیً‌ فَأجابُوهُ‌ إلَیهِ‌، وَإمامٌ‌ دَعا إلی‌ ضَلالَةٍ‌ فَأجابُوا إلَیها؛ هَؤلاءِ فِی‌الجَنّة‌ وَهَؤلاءِ فِی‌ النّار »(۲)

(امام، رهبرى هست كه مردم را به راه درست و به سوى سعادت و خوشبختى مى خواند و گروهى بدو پاسخ مثبت مى دهند و از او پيروى مى كنند و پيشوا و رهبر ديگرى هم هست كه به سوى ضلالت و بدبختى مى خواند، گروهى هم از وى پيروى مى كنند، آنان در بهشتند و اينان در دوزخ).

امامعليها‌السلام اين جمله را در منزل (ثعلبيه) در پاسخ شخصى فرمود كه تفسير اين آيه شريفه را سؤال نمود:( يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ ...) (۳)

______________________

۱- طبرى ۶/۱۹۸. كامل ابن اثير ۳/۲۶۷. ارشاد /۲۰۴ و مقتل خوارزمى ۱/۱۹۵.

۲- مقتل مقرم/۱۷۹. امالى صدوق رحمه الله، مجلس ۳۰/۱۳۱ و مقتل خوارزمى ۲۲۱/۱

۳- اسرأ /۷۱.

۱۵

توضيح : بايد توجه داشت گرچه پاسخ در اين دو فراز اخير، كلى است و در آنها شرايط رهبر واقعى كه عمل كردن به دستورهاى قرآن و اجراى قسط و عدالت در جامعه و فدا شدن در راه خدا مطرح گرديده و همچنين از دو نوع پيشوا؛ پيشواى هدايت و پيشواى ضلالت، سخن رفته است ولى در شرايط آن روز، مصداق اين امام و رهبر با چنين شرايط و كسى كه در مقابله پيشوايان ضلالت، رهبرى صحيح جامعه را به عهده بگيرد بجز آن حضرت نبوده است و اين دو فراز، در واقع معرفى حسين بن علىعليها‌السلام است با بيان كلى.

۱۶

۳ - معرفى بنى اميه

به طورى كه در صفحات گذشته اشاره نموديم، عدالت و دشمنى (بنى اميه) با خاندان پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله عميق و ريشه دار بوده و منحصر به دوران پيامبر و صدر اسلام نبود، بلكه آنگاه كه اين خانواده به حكومت دست يافت و معاويه به قدرت رسيد، اين دشمنى را به صورت شديدتر و با محاسبه دقيق تر اجرا نمود؛ زيرا اينك نه رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله در حيات است و نه مانند گذشته جنگ و مبارزه با ظواهر اسلام صحيح است و لذا بايد اين عداوت را به اهل بيت پيامبر و حاميان واقعى اسلام متوجه و در جانشينان به حق رسول الله متمركز سازند و اين در شرايطى است كه اكثر مردم از حقيقت امر، بى اطلاع و توده جامعه به ظواهر امر، دلبسته اند و از درك حقايق غافلند، در اينجاست كه حسين بن علىعليه‌السلام با بيان عمق دشمنى بنى اميه و تكرار آن در مناسبت هاى مختلف، خواسته است گوشه اى از اين واقعيت را ابراز كند و پرده از افكار پليد و عقايد خطر ناك و تحريف در دين كه به وسيله امويان به وجود آمده است، كنار بزند و آتش كينه و عداوت آنان در نسبت به اهل بيت كه شعله آن با هيچ عاملى بجز ريختن خون فرزندان پيامبر، فرو نخواهد نشست و در اجراى دشمنى خود با اهل بيت به كمتر از قتل حسينعليه‌السلام و يارانش و اسارت فرزندانش راضى نخواهد گرديد، برملا سازد.

ولى مهم اين است كه بدانيم چون اين عداوت، ريشه فكرى - اعتقادى دارد، لذا منحصر به دوران پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله و ائمه نيست بلكه در هر زمان و عصرى، بنى اميه هايى وجود دارند كه با اسلام و مسلمين در جنگ و ستيز هستند و به عقيده خود تا اسلام را سركوب و تا مسلمانان را از صحنه خارج نكنند و آنان را به زنجير ذلت نكشند، خواب راحت به چشمشان نخواهد رفت.

بنى اميه پيروان شيطان

۱/۳ - «إِنَّ هؤُلاءِ قَدْ لَزِمُوا طاعَةَ الشَّیْطانِ، وَ تَرَکُوا طاعَةَ الرَّحْمنِ، وَ اَظْهَرُوا الْفَسادَ، وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ وَاسْتَأْثَرُوا بِالْفَیءِ، وَ أَحَلُّوا حَرامَ اللّهِ، وَ حَرَّمُوا حَلالَ اللّهِ ...؛ و اينان ( بنى اميه) اطاعت خدا را ترك و اطاعت شيطان را بر خود فرض نموده اند. فساد را ترويج و حدود و قوانين الهى را تعطيل كرده اند. بيت المال را بر خود اختصاص داده اند. حرام خدا را حلال و حلال او حرام كرده اند».(۱)

اين جملات، در معرض بنى اميه فرازهايى از سخنرانى حسين بن علىعليه‌السلام است كه در (منزل بيضه) خطاب به ياران خود و سپاهيان (حر بن يزيد رياحى) ايراد فرمود.

بنى اميه دشمنان مسلمانان و اهل بيتعليها‌السلام

۲/۳ - «وَ حَمَشْتُمْ عَلَيْنَا نَاراً أَضْرَمنَاهَا عَلَى عَدُوِّكُمْ وَ عَدُوِّنَا فَأَصْبَحْتُمْ إِلْباً عَلَى أَوْلِيَائِكُ مْ وَ يَداً عَلَى أَعْدَائِكُمْ ؛ و شما (مردم كوفه) آتش فتنه اى را كه (بنى اميه) دشمن شما و دشمن ما برافروخته بود، بر عليه ما شعله ور ساختيد و به حمايت از دشمانتان بر عليه پيشوايانتان فتنه بر پا نموديد.»(۲)

اين جمله، از فرازهاى دومين سخنرانى حسين بن علىعليه‌السلام در روز عاشورا است.

۳/۳ - «يا ابا هرم! ان اميه شتموا عرضى فصبرت، و اخذوا مالى فصبرت، و طلبوا دمى فهربت، و ايم الله ليقتوا نى فيلبسهم الله ذلا شاملا و سيفا قاطعا ؛ اى ابا هرم! بنى اميه با فحاشى و ناسزاگويى، احترام مرا در هم شكستند، صبر و سكوت اختيار نمودم، ثروتم را از دست گرفتند، باز شكيبايى كردم و چون خواستند خونم را بريزند، شهر و ديار خويش را ترك نمودم. و به خدا سوگند! همان بنى اميه مرا خواهند كشت و خداوند آنها را به ذلتى فراگير و شمشيرى بران مبتلا خواهد نمود».(۳)

______________________

۱- طبرى ۶/۲۲۹ و كامل ابن اثير ۳/۲۸۰. انساب الاشراف ۳/۱۷۱.

۲- مقتل خوارزمى ۲/۶ و تحف العقول/۱۷۳.

۳- مقتل خوارزمى ۲/۶ و تحف العقول/۱۷۳.

۱۷

اين جمله را امامعليه‌السلام در (منزل رهيمه) در پاسخ به نام (ابوهرم) فرمود، آنگاه كه سؤال كرد يابن رسول الله! چه عاملى شما را واداشت كه از حرم جدتان خارج شويد؟

۴/۳ - «يا ابن العم!... و الله لا يدعونى حتى يستخرجوا هذه العلقة من جوفى ؛ پسر عم! به خدا سوگند! بنى اميه دست از من بر نمى دارد مگر اينكه خون مرا بريزند».(۱)

امام اين جمله را در ضمن پاسخ به (عبدالله بن عباس) كه مخالف سفر آن حضرت به عراق بود، ايراد فرمود.

۵/۳ - «كانى باوصالى تقطعها عسلان الفوات بين النواويس و كربلا فيملان منى اكراشا جوفا و اجريه سغبا ؛ گويا مى بينم كه درندگان بيابان ها (پيروان بنى اميه) در سرزمينى در ميان نواويس و كربلا، اعضاى بدن مرا قطعه قطعه و شكمهاى گرسنه خود را سيرو انبانهاى خود را پر مى كنند».(۲)

امامعليه‌السلام اين جمله را در ضمن خطبه اى در شب هشتم ذيحجه سال شصت در مكه ايراد فرمود و صبح همان روز به سوى عراق حركت نمود.

۶/۳ - «و ايم الله! لو كنت فى ثقب جحر هامة من هذه الهوام لا ستخر جونى حتى يقضوا فى حاجتهم ...؛ بخدا سوگند! اگر در آشيانه پرنده اى هم باشم، (بنى اميه) مرا بيرون خواهند كشيد تا با كشتن من به خواسته خود نايل گردند»(۳)

______________________

۱- مقتل مقرم/۱۶۸. طبرى ۶/۲۱۷ و كامل ابن اثير ۳/۲۷۶.

۲- لعوف/۲۶ و مثير الا حزان/۴۱.

۳- مقتل مقرم/۱۶۶. انساب الاشراف ۳/۱۶۴. طبرى ۶/۲۱۷ و كامل الزيارات/۷۲.

۱۸

حسين بن علىعليه‌السلام اين جمله را در پاسخ (عبدالله بن زبير) در مكه فرمود كه او باطن به خارج شدن آن حضرت از مكه راضى و خوشحال بود، ولى در ظاهر امر، پيشنهاد اقامت در مكه و گاهى وعده كمك و مساعدت هم مى داد!!

۷/۳ - «ان هوأ اخافونى و هذه كتب اهل الكوفة و هم قاتلى ؛ از طرفى اينان (بنى اميه) مرا تهديد و تخويف نمودند و از طرف ديگر، اهل كوفه اين همه دعوتنامه براى من فرستادند و همين مردم كوفه هستند كه (به دستور بنى اميه) مرا به قتل خواهند رسانيد».(۱)

اين جمله، بخشى از پاسخ حسين بن علىعليه‌السلام است به سؤال شخصى كه در مسير عراق با آن حضرت ملاقات كرده و سؤال نمود يابن رسول الله! پدر و مادر فداى تو باد! چه انگيزه اى شما را از شهر و ديار خود به اين بيابان بى آب و علف كشانده است؟

۸/۳ - «يا عبدالله!... و الله لايد عونى حتى يستخرجوا هذه العلقة من جوفى(۲)

(اى بنده خدا! بنى اميه دست از من بر نمى دارند تا اينكه خون مرا بريزند).

اين جمله را نيز آن حضرت در منزل (بطن عقبه) در نزديكى كربلا در پاسخ شخصى به نام (عمرو بن لوذان) فرمود؛ زيرا وى كه در اين منزل به قافله آن حضرت ملحق شده بود سؤال كرد ابن رسول الله مقصد شما كجاست در پاسخ وى جمله بالا را ايراد فرمود.

۹/۳ - «...و تقرقوا فى سوادكم و مدائنكم، فان القوم انما يطلبوننى، و لو اصابونى لذهلوا عن طلب غيرى(۳)

______________________

۱- مقتل مقرم/۱۷۵. ابن عساكر/۲۱۱ و البداية و النهاية ۸/۱۶۹.

۲- ارشاد مفيد ۲/۷۶ و ابن عساكر/۲۱۱.

۳- مقتل مقرم/۲۱۳. تاريخ طبرى ۶/۲۳۹. كامل ابن اثير ۳/۲۸۵.

۱۹

«... و هر يك از شما به شهر و ديار خويش متفرق شويد، زيرا اينان تنها در تعقيب من هستند و اگر بر من دست يابند، كارى با ديگران ندارند».

امامعليه‌السلام اين جمله را در شب عاشورا و در ضمن سخنرانى خود، خطاب به ياران خويش ايراد فرمود.

۲۰

۴ - معرفى معاويه

۱/۴ - «اَمَّا بَعْدُ، فَاِنَّ هذِهِ الطَّاغِيَةَ قَدْ فَعَلَ بِنا وَ بِشيعَتِنا ما قَدْ رَأَيْتُمْ وَ عَلِمْتُمْ وَ شَهِدْتُمْ ؛ (شما حاضرين از شخصيت هاى اسلامى) از جناياتى كه معاويه اين جبار طاغيه نسبت به ما شيعيان ما روا داشته، آگاهيد و شاهد ستمگري هاى او هستيد».

توضيح: اين فراز و سه فراز آينده از فرمايشات حسين بن علىعليه‌السلام در معرفى معاويه و حكومت جابرانه و ظالمانه او و ترسيم اجمالى از وضع شيعيان اهل بيت و مظلوميت آنان در دوران حكومت معاويه، بخشهاى مختلف از خطبه حسين بن علىعليه‌السلام در سرزمين منى است.

۲/۴ - «فيا عجبا! وَ مٰالی لا أَعْجَبُ، وَ الأرْضُ مِنْ غاشٍ‏ ‎ ‎ ‏غَشُومٍ وَ مُتَصَدِّقٍ ظَلُوْمٍ وَ عٰامِلٍ عَلَی الْمُؤمنینَ بِهِمْ غَیْر رَحیمٍ ؛ شگفتا! و چرا شگفت زده نباشيم در حالى كه جامعه در تصرف مرد دغلباز و ستمكارى (چون معاويه) است كه مامورين مالياتيش ستم مى ورزند و استانداران و فرماندارانش بر مومنان بى رحم و خشن هستند».

۳/۴ - «فَمِنْ بَیْنِ مُسْتَعْبَدٍ مَقْھُوْرٍ وَ بَیْنِ مُسْتَضْعَفٍ عَلیٰ مَعِیْشَتِہِ مَغْلُوْبٍ یَتَقَلَّبُوْنَ فی الْمُلْک بِآرٰائِھِمْ وَ یَسْتَشْعِرُوْنَ الْخِزْیَ بِاَھْوٰائِھِمْ اِقْتِدٰاءً بِاْلاَشْرٰارِ وَ جُرْأَةً عَلیٰ الْجَبّٰ ارِ ؛ گروهى از مومنان ( در حكومت او) مانند بردگانى هستند سركوفته و گروه ديگر، بيچارگانى كه سرگرم تأمين آب و نانشان در حالى كه حاكمان دست نشانده او، در منجلاب فساد حكومت و سلطه گرى خويش غوطه ورند و با هوسبازي هاى خويش، رسوايى به بار مى آورند، زيرا از چنان اشرارى پيروى نموده و در برابر خدا گستاخى مى كنند».

۴/۴ - «فَالاَرْضُ لَهُمْ شاغِرَةٌ وَ أَیْدیهِمْ فیها مَبْسُوطَةٌ، وَالنّاسُ لَهُمْ خَوَلٌ لا یَدْفَعُونَ یَدَ لامِس، فَمِنْ بَیْنِ جَبّار عَنید، وَ ذی سَطْوَة عَلَى الضَّعَفَةِ شَدیدٌ، مُطاع لا یَعْرِفُ الْمُبْدِىءَ وَ الْمُعیدَ ؛ زمين در زير پايشان است و دستشان به هر جنايتى باز است. مردم برده آنان هستند و قدرت دفاع از خود را ندارند. در يك بخش از كشور اسلامى، حاكمى است ديكتاتور و كينه ورز و خود خواه و حاكمى است كه بيچارگان را مى كوبد و بر آنان قلدرى و سخت گيرى مى كند و در نقطه ديگر، فرمانروايى است كه نه خدا را مى شناسد و نه روز جزا را).(۱)

______________________

۱- كتاب خطبه حسين بن علىعليها‌السلام در منى/۵۵، ۷۰، ۷۶ و ۷۷

۲۱

۵ - معرفى يزيد

۱/۵ - «و علَی الإسلام اَلسّلام اذا بُلِیَت براعٍ مِثلِ یزید. و لقَد سمعتُ جدّی رسولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آله یقول: الخلافةُ مُحرَّمةٌ علی آل ابی سفیانَ. فإذا رأیتُم مُعاویةَ علی مِنبَری فابْقَروا بَطنَه، و قد رآهُ أهلُ المَدینَةِ علَی المِنبر فَلَم یَبقَروا فابتَلاهُم اللّه ُ بیَزیدَ الفاسق ؛ امام حسينعليها‌السلام فرمود: ما از خدا هستيم و به سوى او بر مى گرديم، اينك بايد فاتحه اسلام را خواند؛ زيرا امت به يك فرمانروايى فاسد مانند يزيد مبتلا شده اند، آرى، من از جدم رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله شنيدم كه مى فرمود: خلافت بر آل ابى سفيان است و اگر روزى معاويه را بر منبر من ديديد پس او را بكشيد و چون مردم او را در عرشه منبر رسول خدا ديدند و به قتلش نرسانيدند، خداوند آنان را به بدتر از وى، يعنى يزيد فاسق مبتلا گردانيد».(۱)

اين جمله، پاسخ امامعليه‌السلام است به (مروان بن حكم) كه در مدينه و قبل حركت آن حضرت به سوى مكه، پيشنهاد سازش با حكومت اموى و بيعت با يزيد را مى نمود.

۲/۵ - «وَ يَزِيدُ رَجُلٌ فَاسِقٌ شَارِبُ الْخَمْرِ قَاتِلُ النَّفْسِ الْمُحَرَّمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلِي لاَ يُبَايِعُ بِمِثْلِهِ ؛ و يزيد شخصى است فاسق شرابخوار و آدمكش، متظاهر به فسق و فردى مانند من، با چنين كسى بيعت نخواهد كرد».(۲)

اين جمله را هم، امام در پاسخ (وليد بن عتيقه) فرماندار مدينه فرمود آنگاه كه پيشنهاد بيعت با يزيد را به آن حضرت ارائه نمود.

______________________

۱- مقتل مقرم/۱۳۳. مقتل خوارزمى ۱/۱۸۴. لهوف/۲۰. مثيرالاحزان/۲۵. مقتل عوالم ۱۷ /۱۷۵. لهوف/۱۱ و بحارالنوار ۴۴/۳۲۶.

۲- لهوف/۱۰. مقتل/۱۳۱. مقتل خوارزمى ۱/۱۸۴. بحارالانوار ۴۴/۳۲۵ و عوالم ۱۷/۱۷۴.

۲۲

۶ - نكوهش مردم كوفه در پيام امام حسينعليها‌السلام

حسين بن علىعليه‌السلام در چند فراز از سخنانش، مردم كوفه را مورد ملامت و نكوهش قرار داده، حالت تزلزل و نوسان روحى، پيمان شكنى و عدم ثبات فكرى - عقيدتى آنان را كه يكى از عوامل مهم آن، تغذيه از حرام و استفاده از هداياى غير مشروع حكام و فرمانداران معاويه بود، مطرح نموده است، آنگاه به ثمره تلخ و نتيجه خطر ناك اين وضع نابسامان عقيدتى آنان اشاره كرده است و آن حمايت بى دريغشان آنان از بنى اميه دشمنان سرسخت اسلام و قرآن و عداوت و دشمنى با امام و رهبرشان و با فرزند پيامبرشان مى باشد كه با علم و آگاهى و شناختى كه از او دارند، به جنگ با وى آماده شده و جناياتى كه در تاريخ بشريت بى سابقه است، مرتكب گردانيده اند.

اين درسى است براى همه مسلمانان در طول تاريخ كه ممكن است افرادى به همان علل و عواملى كه موجب انحراف مردم كوفه گرديد، منحرف گردند و در عين ادعاى اسلام و پيروى از قرآن، عملا در اختيار دشمنان اسلام و حركتشان در مسير تحقق اهداف و آرمان آنان باشد و حتى گاهى سكوتشان موجب تقويت جبهه دشمن و تاييد و تثبيت حكومت نااهلان و بنى اميه هاى دوران گردد.

۱/۶ - «وَ قَدْ اَتَتْني کُتُبُکُمْ وَ قَدَّمَتْ عَلَيَّ رُسُلُکُمْ بِبَيْعَتِکُمْ، اِنَّکُمْ لاتُسَلِّموُني وَ لاتَخْذُلوُني. فَاِنْ اَتْمَمْتُمْ عَلَيَّ بَيْعَتَکُمْ تُصيبوُا رُشْدَکُمْ، فَاَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ ابْنُ فاطِمَةَ بِنْتِ رَسوُلِ اللَّهِ، نَفْسي مَعَ اَنْفُسِکُمْ، وَ اَهْلي مَعَ اَهْلِکُمْ، وَ لَکُمْ فِيَّ اُسْوَةٌ. وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلوُا، وَ نَقَضْتُمْ عَهْدَکُمْ وَ خَلَّفْتُمْ بَيْعَتي مِنْ اَعْناقِکُمْ، ما هِيَ لَکُمْ بِنُکْرٍ، لَقَدْ فَعَلْتُموُها بِاَبي وَ اَخي وَ ابْنِ عَمّي مُسْلِمٍ، فَالْمَغْروُرُ مَنْ اِغْتَرَّ بِکُمْ، فَحَظَّکُمْ اَخْطَأْتُمْ وَ نَصيبَکُمْ ضَيَّعْتُمْ، وَ مَنْ نَکَثَ فَاِنَّما يَنْکُثُ عَلي نَ فْسِهِ ....؛ و به سيله نامه ها و پيام پيك هايى كه به من فرستاديد، با من بيعت نموديد و پيمان بستيد كه در مقابل دشمن، مرا تنها نخواهيد گذاشت و دست از ياريم نخواهيد كشيد، اينك اگر بر اين پيمان وفادار و باقى بوديد، به سعادت و ارزش انسانى خود دست يافته ايد... و اگر با من پيمان شكنى كنيد و بر بيعت خود باقى نمانيد، به خدا سوگند! اين عمل شما بى سابقه نيست كه با پدرم و برادرم و پسر عمويم مسلم هم اين چنين رفتار نموديد، پس كسى گول خورده است كه به حرف شما اعتماد كند شما مردمانى هستيد كه در به دست آوردن نصيب اسلامى خود، راه خطا پيموده و سهم خود را به رايگان از دست داده ايد و هر كس پيمان شكنى كند، خود متضرر خواهد گرديد...».

اين جملات، بخشى از سخنرانى حسين بن علىعليه‌السلام است كه در (منزل بيضه) به سپاهيان (حر بن يزيد رياحى) ايراد فرمود.

۲/۶ - «اِنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنْيا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحوطونَهُ ما دَرَّتْمَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ ؛ اين مردم (مردم كوفه) برده و اسير دنيا هستند و دين لقلقه زبانشان، پيروى نمودن آنان از دين تا آنجاست كه زندگيشان در رفاه باشد و آنگاه كه در بوته امتحان قرار بگيرند، دينداران، كم خواهند بود».(۱)

اين فراز، آخرين جمله در خطبه حسين بن على بن علىعليه‌السلام است كه پس از ورود به كربلا در ميان اهل بيت و ياران خويش ايراد فرمود.

توضيح اينكه: منظور از (الناس) با قرينه صدر و ذيل خطبه و شرايط موجود، مردم كوفه مى باشد و (الف و لام) نه براى (جنس) بلكه براى (عهد خارجى) است.

______________________

۱- مقتل مقرم/۱۹۳. طبرى ۶/۲۲۹. تحف العقول/۱۷۴ و خوارزمى ۱/۲۳۷.

۲۳

۳/۶ - «و اراكم قد اجتمعتم على امر قد اسخطتم الله فيه وَ أَراكُم قَد اجتَمَعتُم عَلى أَمرٍ قَد أسخَطتُمُ اللهَ فِيهِ عَلَيكُم؛ وَ أعرَضَ بِوَجهِهِ الكَريمِ عَنكُم وَ أحلَّ بِكُم نِقمَتَهُ؛ وَ جَنَّبَكُم رَحمَتَهُ. فَنِعمَ الرَّبُّ رَبُّنَا، وَ بِئسَ العَبيدُ أنتُم! أقرَرتُم بِالطَاعَةِ وَ أمنُتُم باِلرَّسُولِ مُحَمَّدٍ صلى‌الله‌عليه‌وآله ؛ثُمَّ إنَّكُم زَحَفتُم إلى ذُريَّتِهِ وَ عِترَتِهِ؛ تُريِدوُنَ قَتلَهُم. لَقَدِ استَحوَذَ عَلَيكُمُ الشَّيطَانُ فَأنساَكُم ذِكرَ اللهِ العَظيمِ! فَتَباًّ لَكُم وَ لِمَا تُريِدُونَ ...؛ مى بينم كه شما (مردم كوفه) براى امرى اجتماع كرده ايد كه خشم خدا را بر عليه خود بر انگيخته ايد و موجب اعراض خدا از شما گرديده و غضبش را بر شما فرو فرستاده است. چه نيكوست خداى ما و چه بندگانى هستيد شماها كه به فرمان خدا گردن نهاديد و به پيامبرش ايمان آورديد و سپس گرديده و خداى بزرگ را از ياد شما برده است، ننگ بر شما بر آنچه اراده كرده ايد».(۱) اين فراز، بخشى از اولين سخنرانى حسين بن علىعليه‌السلام در روز عاشوراست كه خطاب به سپاهيان عمر سعد، ايراد فرموده است.

۴/۶ - «وَ إِنَّما أَدْعُوكُمْ إِلى سَبيلِ الرَّشادِ، فَمَنْ أَطاعَني كانَ مِنَ الْمُرْشَدينَ، وَ مَنْ عَصاني كانَ مِنَ الْمُهْلَكينَ، وَ كُلُّكُمْ عاص لاَِمْري غَيْرُ مُسْتَمِع لِقَوْلي، قَدِ انْخَزَلَتْ عَطِيّاتُكُمْ مِنَ الْحَرامِ وَ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرامِ، فَطَبَعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِكُمْ، وَيْلُكُمْ أَلا تَنْصِتُونَ، أَلا تَسْمَعُونَ ؟! »(۲)

«... من شما (مردم كوفه) را به رشد و سعادت فرا مى خوانم، هر كس را من پيروى كند، از رشد يافتگان است و هر كس ‍ مخالفت ورزد، از هلاك شدگان است. اينك همه شما سركشى و عصيان و با دستور من مخالفت مى كنيد كه گفتار مرا نمى شنويد، آرى در اثر هداياى حرام كه به دست شما رسيده و در اثر غذاهاى حرام كه شكمهاى شما از آنها انباشته شده، خداوند اين چنين بر دلهاى شما مهر زده است واى بر شما! چرا ساكت نمى شويد؟! چرا به سخنانم گوش فرا نمى دهيد؟!».

______________________

۱- مقتل مقرم/۲۲۷ - ۲۲۸ و مقتل خوارزمى ۱/۲۵۳. ۲- مقتل خوارزمى ۲/۶.

۲۴

و اين فراز و دو فراز آينده، از دومين سخنرانى حسين بن علىعليه‌السلام در روز عاشوراست ما مشروح اين دو سخنرانى را با ذكر منابع، در (سخنان حسين بن علىعليه‌السلام ) نقل نموده ايم.

۵/۶ - «فَقُبْحاً لَكُمْ، فَإِنَّما أَنْتُمْ مِنْ طَواغيتِ الاُْمَّةِ، وَ شِذاذِ الاَْحْزابِ، وَ نَبَذَةِ الْكِتابِ، وَنَفَثَةِ الشَّيْطانِ، وَ عَصَبَةِ الاْثامِ، وَ مُحَرِّفِي الْكِتابِ، وَ مُطْفِيءِ السُّنَنِ، وَ قَتَلَةِ أَوْلادِ الاَْنْبِياءِ، وَمُبيري عِتْرَةِ الاَْوْصِياءِ، وُ مُلْحِقِي الْعِهارِ بِالنَّسَبِ، وَ مُؤْذي الْمُؤْمِنينَ، وَ صُراخِ أَئِمَّةِ الْمُسْتَهْزِئينَ، اَلَّذينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضينَ(۱)

«رويتان سياه باد! شما از سركشان امت و از بازماندگان احزاب مشرك هستيد كه قرآن را به دور انداخته ايد و از دماغ شيطان افتاده ايد. شما از گروه جنايتكاران و تحريف كنندگان كتاب و خاموش كنندگان سنن هستيد كه فرزندان پيامبر را مى كشيد و نسل اوصيا را ريشه كن مى كنيد. شما پيروان كسانى هستيد كه زنازادگان را به نسب ملحق كردند و اذيت كنند گان مومنان و فرياد رس پيشوايان استهزا كنندگان مى باشيد كه قرآن را بخشهايى نامفهوم و بى محتوا تصور مى كنند».

۶/۶ - «اجل و الله! الخذل فيكم معروف، و شجت عليه عروقكم، و توراثته اصولكم و فروعكم، و نبتت عليه قلوبكم، و غشيت به صدوركم فكنتم اخبث ثمرة شجى للناس و اكلة للغاصب ...»(۲)

«آرى، به خدا سوگند! مكر و فريب، از صفات بارز شماست كه رگ و ريشه شما بر آن استوار و تنه و شاخه شما آن را به ارث برده و دلهايتان با اين عادت نكوهيده، رشد نموده و سينه هايتان با آن مملو گرديد، است به آن ميوه نامبارك شبيه هستيد كه در گلوى باغبان رنج ديده اش، گير كند، و در كام سارق ستمگر شيرين و گوارا باشد».

______________________

۱- همان مدرك ۲/۷.

۲- تحف العقول/۲۴۱.

۲۵

۷ - پيام مقاومت

يكى از مبانى اعتقادى شيعه - در اصل همانند نبوت - برترى امام در همه اوصاف حسنه و فضايل اخلاقى انسانى است. و امام افضل افراد امت و ارجح از همه آحاد مردم باشد؛ زيرا مقدم داشتن (مفضول) و كسانى كه از لحاظ فضايل در سطح پايين قرار دارند بر (فاضل) و افراد برجسته و لايق، عقلا نادرست و بر خلاف نظام اتم آفرينش و قانون تشريع الهى است. و اين حقيقت را مى توان از اين آيه شريفه به وضوح دريافت كه:

( أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَىٰ فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ) .(۱)

«آيا كسى كه هدايت به سوى حق مى كند براى پيروى شايسته تر است يا آن كس كه خود هدايت نمى شود مگر هدايتش كنند؟ شما را چه مى شود، چگونه داورى مى كنيد؟!».

اصلا واژه (امام) كه از قرآن كريم گرفته شده است، به معناى (رهبر، پيشوا، الگو و سرمشق) است. الگو و سرمشق در چه؟ در همه فضايل معنوى و اخلاقى، در علم و دانش، در تواضع و فروتنى، در كرامت و عزت نفس، در عبادت و شجاعت، در كرم و سخاوت... و بالاخره در صبر و شكيبايى به هنگام مقابله با دشمن و در استقامت و پايدارى در دفاع از اسلام و قرآن و اين است مفهوم (امام).

______________________

۱- يونس/۳۵.

۲۶

حسين بن علىعليه‌السلام يكى از امامان و پيشوايان معصوم و يكى از اين الگوهاست كه چون در صحنه مبارزه با دشمن قرار مى گيرد، پيام استقامت و پايدارى او در همه انسانها موج و تحرك ايجاد مى كند و آنجا كه اسلام به فداكارى او نيازمند است، شعار صبر و شكيباييش براى همه جهانيان الگو و سرمشق مى گردد.

اين معنا و پيام استقامت و پايدارى در كلمات حسين بن علىعليه‌السلام بيش از پيام هاى ديگرش منعكس گرديده و تعداد اين شعارها در گفتار آن حضرت كه به صورت نظم و نثر به دست ما رسيده، بيش از ساير پيام ها و شعارهايش ظهور و تجلى دارد كه در اينجا بيست مورد از آنها را ذكر مى كنيم:

۱/۷ - «یَزِیدُ رَجُلٌ فَاسِقٌ شَارِبُ الْخَمْرِ قَاتِلُ النَّفْسِ الْمُحَرَّمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ(۱)

«و يزيد شخصى است فاسق، شرابخوار، آدمكش و آشكارا مرتكب فسق و فجور مى شود و شخصى مانند من با فردى مثل او بيعت نخواهد كرد».

به طورى كه در صفحات گذشته اشاره نموديم، امامعليه‌السلام اين جمله را در پاسخ (وليد بن عتبه) فرماندار مدينه ايراد فرمود كه پس از مرگ معاويه به آن حضرت پيشنهاد بيعت با يزيد را مطرح نمود و اين جمله در عين اينكه فساد يزيد را بيان مى كند، پايدارى و استقامت حسين بن علىعليه‌السلام را نيز مى رساند كه در مقابل فساد، به مبارزه ادامه خواهد داد.

______________________

۲- لهوف/۱۰. بحار الانوار ۴۴/۳۲۵ و عوالم ۱۷/۱۷۴.

۲۷

۲/۷ - «وَ أَنَّهُ لاَ أُعْطِي الدَّنِيَّةَ مِنْ نَفْسِي أَبَداً »

(همانا من هيچ گاه زير بار ذلت نخواهم رفت).

امامعليه‌السلام اين جمله را در پاسخ برادرش (عمر) معروف به (اطرف) بيان نمود، آنگاه كه او قبل از حركت از مدينه، حادثه كربلا و جريان شهادت امام را از زبان امام حسن نقل و در خواست نمود كه امام از اين سفر منصرف شود و با يزيد سازش ‍ كند، آن حضرت در پاسخ وى ضمن اينكه آگاهى خود را بيش از آنچه (عمر اطرف) در جريان اين حوادث بود، به اطلاع وى رسانيده و جريان شهادت خود و امام مجتبى را به طورى كه از رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله شنيده بود براى وى نقل كرد، اين جمله را هم اضافه نمود كه: (به خدا سوگند! به اين همه فشارها ابدا به زير بار ذلت نخواهم رفت).

دعوت به صبر و پايدارى

۳/۷ - «یا أَخِی! وَاللهِ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِی الدُّنْیا مَلْجَأٌ وَ لا مَأْوَى، لَما بایَعْتُ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ .» (۱)

«برادر (محمد!) اگر در تمام دنيا (با اين همه وسعت) هيچ پناهگاه و ملجأاى نباشد، باز هم من دست بيعت به يزيد بن معاويه نخواهم داد».

امامعليه‌السلام اين جمله را در پاسخ برادرش (محمد حنيفه) فرمود، آنگاه كه وى به آن حضرت اين چنين پيشنهاد نمود كه به عقيده من شما در يك شهر معين اقامت نكنيد و به همراه فرزندانت در يك منطقه دور دست قرار بگيريد و از آنجا نمايندگانى را به سوى شهرها گسيل داريد، اگر مردم با شما بيعت نمودند، شكر خداى را به جاى آوريد و اگر با ديگران بيعت كردند، باز هم لطمه اى بر شما وارد نخواهد گرديد.

______________________

۱- مقتل عوالم ۱۷/۱۷۸ و خوارزمى ۱/۱۸۸.

۲۸

۴/۷ - «فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرما(۱)

(من (در چنين محيط ذلت بار) مرگ را جز سعادت و خوشبختى و زندگى با اين ستمگران را چيزى جز ننگ و نكبت نمى دانم).

اين جمله از فرازهاى سخنرانى آن حضرت است كه در روز دوم محرم، پس از ورود به كربلا ايراد فرموده است.

۵/۷ - «لاَ وَاللَهِ لاَ أُعْطِيكُمْ بِيَدِي‌ إعْطَاءَ الذَّلِيلِ؛ وَلاَ أُق ِرُّ لَكُمْ إقْرَارَ الْعَبِيدِ ».(۲)

(به خدا سوگند! نه دست ذلت در دست آنان مى گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ و از برابرشان فرار مى كنم).

امام اين جمله را در ضمن سخنرانى اول خود در روز عاشورا ايراد فرمود.

۶/۷ - «أَلا إِنَّ الدَّعِی بْنَ الدَّعِی قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ ، یأْبَی‏الله‏ُ لَنا ذلِک وَ رَسُولُه وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِیةٌ وَ نُفُوسٌ أَبِیةٌ ، مِنْ أنْ نؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ على مصارِعِ الكِرَامِ ....»(۳)

«آگاه باشيد كه اين فرومايه (ابن زياد) و فرزند فرومايه، مرا در بين و دو راهى شمشير (شهادت) و ذلت (زندگى) قرار داده است و هيهات! كه ما به زير بار ذلت برويم؛ زيرا خدا و رسولش و مومنان از اينكه ما پذيراى ذلت باشيم، ابا ندارد و دامنهاى پاك مادران ما و مغزهاى با غيرت و نفوس با شرافت پدران ما روا نمى دارد كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه مردان با فضيلت، مقدم بداريم».

اين جملات از فرازهاى دومين حسين بن علىعليه‌السلام در روز عاشورا است.

______________________

۱- بحار الانوار ۴۴/۱۹۲.

۲- مقتل خوارزمى ۱/۲۵۳.

۳- مقتل مقرم/۲۳۴. مقتل خوارزمى ۲/۷ - ۸ اين فراز را ابن ابى الحديد ۳/۲۴۹ از امام سجادعليه‌السلام نقل نموده است.

۲۹

۷/۷ - «أَمَا وَ اَللَّهِ لاَ أُجِيبُهُمْ إِلَى شَيْءٍ مَمَّا يُرِيدُونَ حَتَّى أَلْقَى اَللَّهَ تَعَالَى وَ أَنَا مُخَضَّبٌ بِدَمِي(۱)

(آگاه باشيد! به خدا سوگند! من به هيچ يك از خواسته هاى دشمنان جواب مثبت نخواهم داد تا محاسنم به خونم خضاب گشته، و به دلقاى خدا نايل گردم).

اين جمله، از فرازهايى از سخنان حسين بن علىعليه‌السلام است كه در روز عاشورا پس از آنكه در ميان دو لشكر، جنگ مغلوبه اى واقع گرديد و گروهى از ياران آن حضرت به شهادت رسيدند، براى تشجيع و تسلى بقيه يارانش، ايراد فرموده است.

۸/۷ - «عِنْدَ ذلك اَحْتَسِبُ نَفْسي وَحُمٰاةَ اَصْحٰابي(۲)

«بذل جانم و كشته شدن اصحاب و يارانم كه به فرمان خداست، به حساب اوست و از پيشگاه او در خواست اجر و پاداش مى نمايم».

امامعليه‌السلام اين جمله را در كنار پيكر قطعه - قطعه شده (حبيب بن مظاهر) سرباز كهنسالش ايراد فرمود.

۹/۷ - «إِنّي في غَدٍ أُقْتَلُ وَتُقْتَلوُنَ كُلُّكُمْ مَعي وَلا يَبْقى مِنْكُمْ واحِدٌ ».(۳)

«من فردا كشته مى شوم و همه شما حاضرين نيز كشته خواهيد شد و كسى شما زنده نخواهد ماند... و حتى قاسم و عبدالله شير خوار نيز كشته خواهند شد.»

طبق نقل نفس المهوم، امامعليه‌السلام اين جمله را در شب عاشورا پس از سخنرانى كه خطاب به اهل بيت و اصحاب خود ايراد فرمود، تذكر داد آنگاه كه به آنان اجازه داد مرخص شوند و صحنه كربلا را ترك نمايند، ولى هر يك از آنان به نحوى و با بيانى استقامت و پايدارى و حمايت خود را از امامعليه‌السلام اعلام نمودند.

______________________

۱- مقتل مقرم/۲۴۰.

۲- مقتل مقرم/۲۴۴.

۳- نفس المهوم/۲۳۰.

۳۰

۱۰/۷ - «هَوَّنَ عَلَيَّ مَا نَ زَلَ بِي أَنَّهُ بِعَيْنِ اللهِ ».(۱)

«تحمل اين مصيبت نيز بر من آسان است؛ زيرا خداوند او را مى بيند».

بنا به نقل (سيد بن طاووس) حسين بن علىعليه‌السلام اين جمله را هنگامى ايراد فرمود كه طفل شير خوارش در روى دستش هدف تير قرار گرفت و آن حضرت خون گلوى او را گرفت و به سوى آسمان پاشيد.

و بالاخره از پيام هاى استقامت و شعارهاى پايدارى آن حضرت كه به صورت نثر به دست ما رسيده است، يكى هم اين جمله است كه:

۱۱/۷ - «موتٌ في عزّ خير من حياة في ذلّ ».

«مرگ با عزت بهتر از زندگى با ننگ و ذلت است».

اين جمله را مرحوم مجلسى در بحارالانوار(۲) در ضمن بعضى از فرمايشات آن حضرت از مناقب نقل نموده است.

و اينك پيام و شعار مقاومت و پايدارى آن حضرت كه به صورت شعر نقل گرديده است:

۱۲/۷ -

سامضى و ما بالموت عار على الفتى

اذا ما نوى حقا و جاهد مسلما

«من به سوى مرگ مى روم كه مرگ بر جوانمرد ننگ نيست، آنگاه كه نيتش حق و جهادش براى اسلام باشد».

______________________

۱- نفس المهوم/۳۴۹.

۲- بحارالانوار ۴۴/۱۹۲ و مناقب ۴/۶۸.

۳۱

۱۳/۷ -

وواسى الرجال الصالحين بنفسه

وفارق مثبورا و خالف مجرما

«و با ايثار جانش از مردان نيك حمايت كند و از دشمنى با خدا، و از جنايتكاران دورى گزيند».

۱۴/۷ -

اقدم نفسى لا اريد بقأها

لتقلى خميسا فى الهياج عرمرما

«من اينك جانم را تقديم مى كنم و دست از زندگى مى شويم تا در جنگى سخت و با دشمنى بس بزرگ مواجه شوم».

۱۵/۷ -

فان عشت لم اندم و ان مت لم الم

كفى بك ذلا ان تعيش و ترغما

«اگر با اين عقيده زنده بمانم، پشيمانى ندارم و اگر بميرم مورد ملامت نيستم، ولى براى تو همين بس كه چنين ذلت بار و ننگينى را سپرى كنى».

امامعليه‌السلام اين شعار و اين ابيات چهارگانه را در منزل (اشراف) خطاب به (حربن يزيد رياحى) ايراد نمود، آنگاه كه در ميانشان بحث طولانى شد، زيرا امامعليها‌السلام مى خواست به حركت خود به سوى كوفه ادامه دهد و حر، تصميم گرفته بود طبق ماموريتى كه به وى محول شده بود، از حركت آن حضرت جلوگيرى نمايد. تا آنجا كه به آن حضرت عرض كرد اگر شما اين سفر را ادامه دهيد منجر به جنگ خواهد گرديد و اگر جنگى پيش بيايد، شما حتما كشته خواهيد شد.

آن حضرت در پاسخ وى فرمود: «أَفَبِالْمَوْتِ تُخَوِّفُنِي؟! وَهَلْ يَعْدُو بِكُمُ الْخَطْبُ إنْ تَقْتُلُونِي‌ ؟ ».

«آيا مرا با مرگ مى ترسانى، مگر بيش از كشتن من نيز كارى از شما ساخته است»؟

آنگاه فرمود: در اينجا من همان اشعارى را مى خوانم كه آن برادر مسلمان از قبيله اوس هنگامى كه مى خواست براى نصرت و يارى پيامبر در جنگ شركت كند، خواند، سپس اشعار ياد شده را ايراد فرمود.(۱)

۱۶/۷ -

فان نهزم فهزامون قدما

و ان نهزم فغير مهزمينا

«ما اگر پيروز شديم، پيروزى ما سابقه دار و قديمى است (كه پدرم و جدم بر كفار پيروز گشته اند). و اگر شكست بخوريم، باز هم ما شكست نخورديم (زيرا ما طرفدار حقيم و حق پايدار است)».

اين يكى از چهار بيت شعرى است كه امامعليه‌السلام در ضمن دومين سخنرانى مشروح خود كه در روز عاشورا براى اهل كوفه ايراد فرمود، به آنها متمثل گرديد.(۲)

۱۷/۷ -

و ان تكن الا بدان للموت انشات

فقتل امرء بالسيف فى الله افضل(۳)

«و اگر اين بدنها براى مرگ آفريده شده است، پس كشته شدن مرد با شمشير در راه خدا چه بهتر!».

اين بيت هم يكى از چهار بيت شعرى است كه امامعليه‌السلام در (منزل شقوق) در پاسخ مسافرى كه از كوفه مى آمد، ايراد فرمود؛ زيرا وى از وضع آينده اين سفر و از حوادث ناگوارى كه حسين بن علىعليه‌السلام ممكن است با آنها مواجه شود، اظهار نگرانى نمود.

______________________

۱- مقتل مقرم/۱۸۴ و مقتل خوارزمى ۱/۲۳۳.

۲- مقتل مقرم/۲۳۵ و مقتل خوارزمى ۲/۷.

۳- مقتل مقرم/۱۸۰. ابن عساكر/۱۶۴. مقتل خوارزمى ۱/۲۳۳ و مناقب ۴/۹۵.

۳۲

۱۸/۷ -

الموت اولى من ركوب العار

و العار اولى من دخول النار(۱)

«مرگ بهتر از پذيرفتن ننگ است و ننگ بهتر از قبول آتش مى باشد».

۱۹/۷ -

انا الحسين بن على

اليت ان لا انثنى

«من حسين بن على هستم، سوگند ياد كرده ام كه (در مقابل دشمن) سرفرود نياورم».

۲۰/۷ -

احمى عيالات ابى

امضى على دين النبى(۲)

«من اينك از اهل و عيال و پدرم دفاع مى كنم و در راه دين پيامبر كشته مى شوم».

اين اشعار را امامعليه‌السلام روز عاشورا در حالى خواند كه به دشمن حمله نموده و مبارزه مى طلبيد.

______________________

۱- مقتل مقرم/۲۷۴. مثير الاحزان/۷۲ و مقتل عوالم ۱۷/۲۹۳.

۲- مقتل عوالم ۱۷/۲۹۲.

۳۳

۸ - دعوت به صبر و پايدارى

( إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ ) .(۱)

«من امروز آنان را به خاطر صبر و استقامتشان پاداش مى دهم، آنان پيروز و رستگارند».

در فصل گذشته ملاحضه فرموديد كه يكى از خصوصيات اخلاقى و از برجسته ترين فضايلى كه در دوران امامت و به هنگام پذيرش مسووليت در بى اعتنايى آن حضرت به قدرت ظاهرى بنى اميه بود.

اينك در اين فصل، با بعد ديگرى از اين فضيلت آشنا مى شويم، زيرا آن بزرگوار، گذشته از اينكه خودش داراى اين روحيه مقاوم و استوار بود، خاندان و يارانش را نيز بر اين اصل مهم دعوت و در آنان هم، چنين روحيه اى را تقويت مى نمود.

و با اينكه آنان در اثر ايمان قوى و اعتقاد راسخ از صبر و شيكبايى والايى برخوردار بودند، ولى باز هم آن حضرت با توجه به حساسيت شرايط و استثنايى بودن حادثه در مواردى بانوان و دختران خردسال و اصحاب و يارانش را به استقامت و پايدارى و صبر و شكيبايى توصيه مى نمود و با بيانات مختلف و ترسيم پاداشهاى معنوى و اخروى آنان را تقويت و بر دلهايشان نيرو و آرامش‍ مى بخشيد و براى استقبال از شهادت و اسارت، آماده تر و دلگرمتر مى ساخت و اين جملات در تقويت روحى و ايجاد اعتماد و توكل در آنان آنچنان مؤ ثر بود كه نه از مواجه شدن با نيزه و شمشير، در خود ترس و واهمه راه دادند و نه از قطعه - قطعه شدن پيكرشان، احساس درد و رنج نمودند، سيلى و تازيانه دشمن نتوانست كودكان را مرعوب كند و شماتت و استهزايش در بانوان، موجب شكست روحى آنان نگرديد.

______________________

۱- مومنون/۱۱۱.

۳۴

و اينك ده فقره از اين پيام هاى آرام بخش:

۱/۸ - «يَا اخْتاهُ تَعَزّىٰ بِعَزاءِ اللّٰه و إعْلَمي أَنَّ اهْلَ الاَرْضِ يَمُوتُونَ وَ اهْلَ السَّماِء لاٰ يَبْقُونَ ».(۱)

«خواهرم! با استمداد از خداوند، صبر و شكيبايى در پيش بگير و بدانكه همه مردم دنيا مى ميرند و كسى از اهل آسمان باقى نمى ماند».

طبق آنچه در منابع معتبر از امام سجادعليه‌السلام نقل شده است، حسين بن علىعليه‌السلام اين جملات را در شب عاشورا خطاب به زينب كبراعليه‌السلام فرمود، آنگاه كه امام حسين بن علىعليه‌السلام در ميان خيمه اش اشعارى در بى وفايى دنيا مى خواند: (يا دهر اف لك من خليل...).

زينب كبرا در كنار بستر امام سجاد نشسته بود، با شنيدن اين اشعار از برادرش، با عجله وارد خيمه او گرديد و چنين گفت: (برادرم! كاش مى مردم و چنين روزى را نمى ديدم كه اين مصيبت، همه مصايب را زنده كرد) و امامعليه‌السلام با جملات ياد شده خواهرش را تسلى داد. آنگاه چنين فرمود:

۲/۸ - «انْظُرْنَ إِذَا أَنَا قُتِلْتُ فَلَا تَشْقُقْنَ عَلَیَّ جَیْباً وَ لَا تَخْمِشْنَ عَلَیَّ وَجْهاً وَ لَا تَقُلْنَ هُجْراً ».(۲)

«خواهرم ام كلثوم! (دخترم) فاطمه! (همسرم) رباب! پس از مرگ من گريبان چاك نكنيد، سيلى به صورت نزنيد و سخنى كه از شما شايسته نيست بر زبان نرانيد».

______________________

۱- مقتل مقرم/۲۱۷. طبرى ۶/۲۴۰. كامل ابن اثير ۳/۲۸۶ و ارشاد مفيد/۲۳۲.

۲- مقتل مقرم/۲۱۸.

۳۵

۳/۸ - «استعدوا للبلأ، واعلموا ان الله تعالى حاميكم و حافظكم، وسينجيكم من شر الاعدأ، ويجعل عاقبة امركم الى خير، و يعذب عدوكم بانواع العذاب، و يعوضكم عن هذه البلية بانواع النعم و الكرمة، فلا تشكوا و لا تقولوا بالسنتكم ما ينقض‍ من قدر كم ».(۱)

«براى سختي ها آماده باشيد و بدانيد خداوند پشتيبان و حافظ شما است و در آينده نزديك، شما را از دست دشمنان نجات خواهد داد و فرجام كار شما را نيكو قرار مى دهد. و دشمن را به عذابهاى گوناگون معذب و براى شما در مقابل اين گرفتارى، نعمت ها و عزت هاى فراوان ارزانى خواهد داشت، پس شكوه نكنيد و آنچه ارزش شما را كم مى كند، بر زبان نياوريد».

اين جملات را امامعليه‌السلام در آخرين وداعش خطاب به خواهران خود و بانوان حرم ايراد فرمود.

۴/۸ - «ان الله تعالى اذن فى قتلكم و قتلى فى هذا اليوم، فعليكم بالصبرو القتال ».(۲)

«خداوند اجازه داده كه من و شما در اين روز كشته شويم؛ (حكم جهاد، شامل حال ما گرديده است) بر شما است كه صبر و شكيبايى كنيد و با دشمن بجنگيد».

۵/۸ - «صَبرًا بَنِي الكِرامِ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِكُم عَنِ البُؤسِ والضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ والنَّعيمِ الدّائِمَةِ، فَأَيُّكُم يَكرَهُ أن يَنتَقِلَ مِن سِجنٍ إلى قَصرٍ؟! وما هُوَ لِأَعدائِكُم إلاّ كَمَن يَنتَق ِلُ مِن قَصرٍ إلى سِجنٍ وعَذابٍ ».(۳)

______________________

۱- مقتل مقرم/۲۷۶ و نفس المهموم/۳۵۵.

۲- مقتل مقرم/۲۲۵. كامل الزيارات/۷۳ و اثبات الوصية/۱۳۹.

۳- معانى الاخبار/۲۸۹. و كامل الزيارات/۳۷ و اثبات الوصية/۱۹۳.

۳۶

«اى بزرگ زادگان! صبر و شكيبايى كنيد كه مرگ جز پلى نيست كه شما را از سختي ها و رنج ها عبور داده به بهشت پهناور و نعمت هاى هميشگى مى رساند و چه كسى از شما است كه نخواهد از زندان به قصر انتقال يابد و همين مرگ براى دشمنان شما مانند آن است كه آنان را از كاخى به زندان و شكنجه گاه، منتقل كنند».

۶/۸ - «اَبِي حَدَّثَّني عَنْ رَسُولِ اللَّهِ اِنَّ الدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤمِنِ وَجَنَّةُ الْكافِر والْمَوْتُ جِسْرُ هُؤُلاءِ اِلي جِنانِهِمْ وَجِسْرُ هؤلاءِ اِلي جَحيمِهِمْ ما كُذِبْتُ وَلا كَذِبْتُ ».(۱)

«پدرم از رسول خدا نقل نمود اينكه دنيا زندان مؤ من و بهشت كافر است و مرگ پل آنان (مسلمانان) است براى بهشتشان و پل اينان (كافر) است براى دوزخشان، نه به من دروغ گفته اند و نه من دروغ مى گويم».

اين سه فراز از خطبه حسين بن علىعليها‌السلام است كه در روز عاشورا پس از اقامه نماز صبح، خطاب به يارانش ايراد نمود.

۷/۸ - «قُومُوا رَحِمَكُمُ اللهُ إلى المَوتِ الذي لا بُدَّ منه، فإنَّ هذه السِّهام رُسُل القَومِ إِليكُم »(۲)

«اى بزرگواران برخيزيد به سوى مرگ كه راه گريزى از آن نيست و اين تيرها پيكهاى مرگ است كه از اين مردم به سوى شما پرتاب مى شود».

______________________

۱- همان.

۲- عوالم ۱۷/۲۵۵

۳۷

حسين بن علىعليه‌السلام اين جملات را در روز عاشورا آنگاه ايراد فرمود كه مراجعت نمود و در اين موقع، عمر سعد، به خيمه اش تيرى به سوى خيمه گاه آن حضرت رها كرده و گفت: شما نزد امير (ابن زياد) شهادت بدهيد من اولين كسى بودم كه به سوى خيمه هاى حسين، تيراندازى نمودم. لشكريان او با ديدن اين صحنه، تيرها را مانند قطرات باران به خيمه ها فرو ريختند كه بنا به نقلى در اثر اين تيراندازى عمومى، در ميان خيمه ها كمتر كسى ماند كه تيرى بر بدن او اصابت نكرده باشد، امام در اين موقع حساس فرمود: ( ايها الكرام!...)

۸/۸ - «يا كِرامُ، هذهِ الجنَّةُ فُتِحَتْ أبوابُها، واتَّصلَتْ أنهارُها، وأينَعتْ ثِمارُها، وهذا رسولُ صلى‌الله‌عليه‌وآله والشهداءُ الذينَ قُتلوا في سبيلِ اللهِ، يَتوقَّعونَ قُدومَكُم ويتباشرونَ بكم، فحامُوا عن دينِ اللهِ ودينِ نبيّهِ صلى‌الله‌عليه‌وآله ، وذُبُّوا عن حُرَمِ الرسولِ صلى‌الله‌عليه‌وآله(۱)

«اى عزيزان! اى بزرگ منشان! اينك درهاى بهشت (به روى شما باز شده كه نهرهايش جارى و درختانش سرسبز و خرم است و اينك رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله و شهيدان راه خدا منتظر شما هستند و ورود شما را به همديگر مژده مى دهند، پس بر شماست كه از دين خدا و رسولش حمايت و از حرم پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله ، دفاع كنيد».

حسين بن علىعليه‌السلام اين جملات را پس از اقامه نماز ظهر، آنگاه كه چند نفر به هنگام نماز، در دفاع از آن بزرگوار سينه خود را سپر نموده و به خاك و خون غلطيدند؛ ايراد فرمود.

۹/۸ - «تقدم فانا لا حقون بك عن ساعة ».(۲)

______________________

۱- مقتل مقرم/۲۴۶.

۲- مقتل خوارزمى ۲/۲۴.

۳۸

«( عمرو!) پيش به سوى بهشت! ما نيز، به زودى به تو ملحق مى شويم».

امامعليه‌السلام اين جمله را هنگامى به (عمرو بن خالد صيداوى) فرمود كه وى عرضه داشت يابن رسول الله! جانم به قربانت! من تصميم گرفته ام هر چه دارم زودتر به ياران شهيد تو ملحق شوم؛ زيرا براى من سخت است كه خودم را كنار بكشم و ببينم كه تو در ميان اهل و عيالت تنها مانده اى و به دست دشمن كشته مى شوى).

۱۰/۸ - «رح الى ماهو خير لك من الدنيا و ما فيها، و الى ملك لا يبلى ».(۱)

«(حنظله!) بشتاب به سوى (بهشتى كه) بهتر از دنيا و آنچه در اوست و بشتاب به سوى ملك و مقامى كه هميشگى است و كهنه نمى شود».

(حنطله شبامى) كه تاخير در شهادت را جايز نمى دانست، عرض ‍ كرد:

افلا نروح ربنا و نلحق باخواننا؟؛ آيا به سوى پروردگارمان نروم و به برادرنمان كه به فيض شهادت نايل گشته اند لاحق نشوم؟).

حضرت در پاسخ فرمود: (رح الى...).

۱۱/۸ - «صَبراً يا بَني عُمومَتي صَبراً يا أهلَ بَيتي، لا رَأَيتُم هَواناً بَعدَ هذَا اليَومِ أبَداً ».(۲)

«عموزادگان من! اهل بيت من! (در مقابل مرگ)، صبور و شكيبا باشيد كه پس از اين جنگ و بعد از شهادت، روى خوارى نخواهيد ديد».

حسين بن علىعليه‌السلام اين جمله را در حالى فرمود كه چند نفر از جوانان بنى هاشم به سوى دشمن حمله كردند و چون امام اين حمله دستهه جمعى را مشاهده نمود، فرمود: (صبرا...).

______________________

۱- مقتل خوارزمى ۲/۲۵. طبرى ۶/۲۵۴. كامل ابن اثير ۳/۲۹۲ و لهوف/۹۶.

۲- مقتل مقرم/۲۶۵.

۳۹

۱۲/۸ - «يا بن اخى! اصبر على ما نزل بك فان الله يلحقك بابائك الطاهرين الصالحين. برسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله و على و حمزة و جعفر و الحسن ».(۱)

«فرزند برادرم! صبور و شكيبا باش بر رنج و فشارى كه برتو وارد مى شود زيرا خداوند تو را به نياكان پاك و صالحت رسول خدا، على، حمزه، جعفر و حسن ملحق خواهد نمود».

حسين بن علىعليه‌السلام پس از مرگ طولانى كه در روى خاك و در محاصرت دشمن قرار گرفت كودكى از برادر زادگان آن حضرت، خود را شتابان به امامعليه‌السلام رسانيد، زينب كبرى او را به خيمه در كنار او قرار گرفت، يكى از افراد دشمن به نام (بحر بن كعب) به سوى امام حمله نمود، آن كودك دست خود را پيش برد تا مانع رسيدن شمشير به عمويش شود، شمشير به دست طفل فرود آمد و آن را قطع نمود و دست آويزان گرديد، امامعليه‌السلام در حالى كه به روى خاك افتاده بود، آن طفل را به آغوش كشيد و دست به گردن وى انداخت و با همين جمله او را تسلى داد:

(يا بن اخى! اصبر على ما نزل بك...).

______________________

۱- كامل ابن اثير دار صادر ۴/۷۷و ارشاد /۲۴۱.

۴۰

41

42

43

44

45

46

47

48

49

50

51

52

53

54

55

56

57

58

59

60

61

62

63

64

65

66

67

68

69

70

71

72

73

74

75

76

77

78

79

80

81

82

83

84

85

86

87

88

89

90

91

92

93

94

95

96

97

98

99

100

101

102

103

104

105

106

107

108

109

110

111