پیام عاشورا (حاوی بیش از 160 پیام از حسین بن علی علیه السلام)

پیام عاشورا (حاوی بیش از 160 پیام از حسین بن علی علیه السلام)0%

پیام عاشورا (حاوی بیش از 160 پیام از حسین بن علی علیه السلام) نویسنده:
گروه: امام حسین علیه السلام
صفحات: 111

  • شروع
  • قبلی
  • 111 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 12495 / دانلود: 1556
اندازه اندازه اندازه
پیام عاشورا (حاوی بیش از 160 پیام از حسین بن علی علیه السلام)

پیام عاشورا (حاوی بیش از 160 پیام از حسین بن علی علیه السلام)

نویسنده:
فارسی

مناسب است مطلبى را كه (ابن الحديد) در همين زمينه نقل نموده، در اينجا بياوريم: او مى گويد به يك نفر از لشكريان عمر سعد كه در جنگ با حسين بن علىعليه‌السلام شركت كرده بود، گفتند واى بر شما كه فرزندان پيامبر خداصلى‌الله‌عليه‌وآله را كشتيد! آن شخص پاسخ داد:

«عضضت بالجندل، انك لو شهدت ما شهدنا لفعلت ما فعلنا، ثارت علينا عصابة ايديها فى مقابض سيوفها كالا سود الضارية، تحطم الفرسان يمينا و شمالا، و تلقى انفسها على الموت، لا تقبل الامان، و لا ترغب فى المال، و لا يحول حائل بينها و بين الورود على حياض المنية او الاستيلأ على الملك، فلو كففنا عنها رويدا لاتت على نفوس العسكر بحذافيرها، فما كنا فاعلين، لا ام لك.»

«دهانت بشكند! آنچه را كه ما ديديم اگر تو نيز مى ديدى، كارى را مى كردى كه ما انجام داديم؛ زيرا گروهى را در مقابل خود ديديم كه دست در قبضه شمشيرشان مانند شيران غرنده در حالى كه شجاعان لشكر را از چپ و راست در هم مى شكستند به سوى مرگ مى شتافتند، نه از كسى قبول امام مى كردند و نه به مال دنيا ميل و رغبت مى نمودند. آخرين خواسته آنان اين بود: يا مرگ يا پيروزى، اگر كمى فرصت مى داديم از لشكر ما يك نفر زنده نمى گذاشتند، با اين شرايط چه مى توانستيم بكنيم، مادرت به عزايت بنشيند؟!».

۶۱

اينكه اين پيام ها:

۱/۱۲ - «مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا فَإِنَّنِي رَاحِلٌ مُصْبِحاً إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى‌ ».(۱)

«هر يك از شما حاضر است در راه ما از خون خود در گذرد و براى لقاى خدا (شهادت) نثار جان كند، آماده حركت با ما باشد كه ان شأالله من فردا صبح حركت خواهم نمود».

اين فراز آخرين جمله سخنرانى حسين بن علىعليه‌السلام است كه شب هشتم ذيحجه سال شصت در مكه ايراد و روز هشتم به سوى عراق حركت نمود.

۲/۱۲ - «أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي لاَ أَعْلَمُ لِي أَصْحَاباً أَوْفَى وَ لاَ خَيْراً مِنْ أَصْحَابِي وَ لاَ أَهْلَ بَيْتٍ أَبَرَّ وَ لاَ أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَجَزَاكُمُ اَل لَّهُ عَنِّي [جَمِيعاً] خَيْراً ».(۲)

(اما بعد، من اصحاب و يارانى بهتر از ياران خود نديده ام و نه اهل بيتى باوفاتر و صديق تر از اهل بيتم. خداوند به همه شما در حمايت از من پاداش نيكو بدهد).

اين جمله از فرازهاى سخنرانى حسين بن علىعليه‌السلام در شب عاشورا است كه خطاب به اهل بيت و اصحابش ايراد فرمود.

۳/۱۲ - «وَاللَّهِ لَقَدْ بَلَوْتُهُمْ فَما وَجَدْتُ فيهِمِ اِلاّ الأشْوَسَ الاَقْعَسَ يَسْتَأْنِسُونَ بِالْمَنِّيَةِ دُوني اِسْتِيناسَ الطِّفْلِ اِلَي مَحالِبِ اُمِّهِ ».(۳)

«به خدا سوگند! آنان (اصحابم) از آزمودم و نديدم آنان را مگر دلاور و غرنده (شيروار) و با صلابت و استوار (كوهوار) كه به كشته شدن در كنار من چنان مشتاقتند مانند اشتياق طفل شير خوار به پستان مادرش».

______________________

۱- بحارالانوار ۳۴۷/۴۴. لهوف/۵۳ و مثير الاحزان/۴۱.

۲- طبرى ۶/۲۳۸. كامل ابن اثير ۳/۲۸۵ و مقاتل الطالبين/۸۲.

۳- مقتل مقرم/۲۱۹.

۶۲

امامعليه‌السلام اين جمله را شب عاشورا در پاسخ زينب كبراعليهما‌السلام فرمود، آنگاه كه سؤال كرد از برادر! آيا ياران خود را آزموده اى و به نيت آنان پى برده اى؟! مبادا در موقع سختى، دست از تو بردارند و در ميان دشمن، تو را تنها بگذارند.

۴/۱۲ - «جزاكما الله يا ابنى اخى بوجد كما من ذلك و مواساتكما اياى بانفسكا احسن جزأ المتقين ».(۱)

«اى فرزند برادران من! خداوند در مقابل اين احساس وظيفه و نصرت و يارى كه نسبت به من انجام داده ايد، بهترين پاداش متقين را بر شما عنايت كند».

حسين بن علىعليه‌السلام اين جمله تشكرآميز را خطاب به (سيف) و (مالك) كه دو پسر عمو بودند، ايراد فرمود، آنگاه كه ديد گريه مى كنند و آن حضرت چون علت گريه آنان را سؤال فرمود، پاسخ دادند:

«به خدا سوگند! نه از ترس جان خودمان بلكه براى تنهايى شما گريه مى كنيم در حالى كه مى بينيم ما يك جان بيشتر نداريم. و بجز يكبار كشته شدن كارى از ما ساخته نيست».

۵/۱۲ - «ألَا وإنِّي زاحِفٌ بهذِهِ الأُسرةِ على قلَّةِ العَدَدِ، وكَثرةِ العدُوِّ، وخِذلانِ الناصرِ ».(۲)

«آگاه باشيد كه من با همين گروه كم از يارانم و با عقب نشستن كسانى كه انتظار يارى و كمك از آنان مى رفت، به سوى جهاد در راه خدا خواهم رفت».

امامعليه‌السلام اين جمله را كه دليل بر استقامت و پايدارى يك گروه با تعداد كم ولى دارأى ايمان ثابت است، در دومين سخنرانى خود در روز عاشورا ايراد فرمود.

______________________

۱- بحار الانوار ۴۵/۲۹. تنقيح المقال ۲/۷۸. طبرى ۶/۲۵۳ و ابن اثير ۳/۲۹۲.

۲- مقتل مقرم/۲۳۴، متن مشروح اين خطبه را در سخنان حسين بن علىعليه‌السلام نقل نموده ايم، مراجعه شود.

۶۳

۶/۱۲ - «أَنْتَ الْحُرُّ کَمَا سَمَّتْکَ أُمُّکَ حُرّاً فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ ».(۱)

«تو آزاد مرد هستى همانگونه كه مادرت تو را (حر) ناميده است و تو آزاد مردى در دنيا و در آخرت».

امامعليه‌السلام آنگاه كه در كنار پيكر خون آلود (حر) نشست و خون از سر و صورت او پاك مى نمود، اين جمله را - كه مدال افتخارى است در سينه او - ايراد فرمود.

______________________

۱- مقتل عوالم ۱۷/۲۵۸. مقتل مقرم/۲۴۵، امالى صدوق رحمة الله عليه، مجلس ۳۰ و خوارزمى ۲/۱۱.

۶۴

۱۳ - پيام انتخاب

يكى از خصوصيات قيام حسين بن علىعليه‌السلام و از پيامهاى عاشورا اين است كه آن حضرت على رغم قلت ياران و كثرت دشمنانش كه بايد طبق محاسبات ظاهرى به هر نحو ممكن، اصحاب و ياران خويش را براى كمك و ياريش دعوت و تشويق و در صورت نياز از جايگاه ولايت و امامت، آنان را مجبور و ملزم نمايد، ولى برخلاف اين روش، آن حضرت در موارد مختلف، گاهى به طور عموم و گاهى به طور خصوص، به آن اجازه انتخاب كارزار يا ترك آن را داده و حتى نزديكترين اهل بيت خويش را نيز در اين انتخاب نمودن مسير دلخواه و مورد نظرشان، مخير نموده است.

اين اصل اساسى است در ميان قيام هاى ظاهرى و معنوى و يك فرق بارزى است كه پيشوايان و رهبران غير واقعى متمايز مى سازد؛ چون اين نوع رهبران، معمولا براى جلب و مساعدت ديگران، به هر حيله و تزوير متمسك مى گردند و براى به دست آوردن پيروزى، از توسل به هيچ عمل خلاف و غير انسانى، امتناع نمى ورزند.

اينك متن اين پيام ها:

۱/۱۳ - «فَمَنْ اَحَبَّ مِنْکُمُ الانْصِرافَ فَلیَنْصَرِفْ لَیْسَ عَلَیْهِ مِنّا ذِمامٌ ».(۱)

«هر يك از شما (ياران من) بخواهد برگردد، آزاد است و از طرف ما بيعتى برگردنش نيست».

______________________

۱- طبرى ۶/۲۲۶ و ارشاد مفيد/۲۳۱.

۶۵

امام علىعليه‌السلام اين جمله را در (منزل زباله) خطاب به همه اصحاب و اهل بيتش فرمود، آنگاه كه از كشته شدن (مسلم وهانى) در كوفه، در اين منزل مطلع گرديد و شهادت آنان را با يارانش در ميان گذاشت و از بى وفايى مردم كوفه و دورويى آنان سخن گفت، سپس فرمود: «فمن احب منكم ...».

۲/۱۳ - «وَانِّى قَدْ اَذِنْتُ لَکُمْ فَانْطِلقُوا جَمیعاً فى حِلّ لَیْسَ عَلَیْکُمْ مِنِّى ذِمامٌ وَهذااللّیلُ قَدْ غَشِیَکُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَملاً وَلِیَاءْخُذْ کُلُّ رَجُلٍ مِنْکُمْ بِیَدِ رَجُلٍ مِنْ اَهْلِبَیْتِى، ...و تفرقوا فى سوادكم و مدائنكم ».(۱)

«و من به همه شما اجازه دادم به وطن هاى خود برگرديد، همه شما آزاد هستيد و من بيعتى در گردن شما ندارم، اينك شب فرا رسيده، تاريكى آن را مركب خويش قرار دهيد و هر يك از شما دست يكى از اهل بيت مرا بگيريد و به سوى شهر و ديار خود متفرق شويد».

امامعليه‌السلام نزديك غروب تاسوعا يا پس از نماز مغرب شب عاشورا، خطاب به اهل بيت و اصحاب خود، خطبه اى ايراد فرمود، در آن خطبه ضمن سپاسگذارى از همه آنان خبر شهادت خويش را كه در كربلا واقع خواهد شد، از زبان رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله نقل فرمود و اين جمله را هم اضافه نمود كه اينك زمان اين شهادت فرا رسيده است، سپس به تمام اهل بيت و يارانش فرمود شما در رفتن و نجات جان خويشتن آزاد هستيد. و جمله ياد شده از فرازهاى همين خطبه است:

۳/۱۳ - «حسبكم من القتل بمسلم، اذهبوا قد اذنت لكم ».(۲)

«فرزندان عقيل! كشته شدن مسلم بن عقيل براى (خانواده) شما بس است، من شما را مرخص كردم از اين منطقه بيرون برويد».

______________________

۱- مقتل مقرم/۲۱۳. طبرى ۶/۲۳۸ - ۲۳۹ و كامل ۳/۲۷۸ و ۲۸۵.

۲- مقتل مقرم/۲۱۳.

۶۶

امامعليه‌السلام در سخنرانى شب عاشورا (در فراز قبل اشاره گرديد) پس از اجازه مرخصى عمومى و پس از شنيدن پاسخ ياران خويش كه دليل وفادارى و ايمان ثابت آنان بود، متوجه فرزندان عقيل گرديد و آنان را بالخصوص مورد خطاب قرار داد كه: «حسبكم من القتل بمسلم، اذهبوا قد اذنت لكم ».

و آنان نيز جواب دادند اگر ما تو را ترك كنيم و از ما بپرسند چرا دست از آقا و مولاى خود برداشتيد چه پاسخى خواهيم داشت؟ نه، به خدا سوگند! جان و مال و فرزند و عيال خود را فداى تو خواهيم كرد و تا نفس آخر، در كنار تو خواهيم بود.

۴/۱۳ - «أَنْتَ فِي إذْن مِنّي، فَإِنَّما تَبِعْتَنا طَلَباً لِلْعافِيَةِ فَلا تَبْتُلْ بِطَريقِنا ».(۱)

«جون! من بيعت را از تو برداشتم؛زيرا تو به اميد عافيت و آسايش به همراه ما آمده اى، خود را در راه ما گرفتار و مصيبت مكن!».

امامعليه‌السلام اين جمله را در روز عاشورا و در اوج جريان جنگ خطاب به جون، غلام خود فرمود، آنگاه كه او براى خدا حافظى و اذن براى رفتن به ميدان جنگ، به خدمت آن حضرت شرفياب گرديد.

۵/۱۳ - «رَحِمَکَ اللَّهُ أَنْتَ فِی حِلٍّ مِنْ بَیْعَتِی فَاعْمَلْ فِی فَکَاکِ ابْنِک ».(۲)

«محمد بن بشير! خدا تو را رحمت كند، اينك تو از طرف من آزادى و من بيعت را از تو برداشتم تا درباره آزادى فرزندت، تلاش كنى».

______________________

۱- لهوف/۹۵.ابصارالعين/۱۰۵. مثير الاحزان/۶۳.

۲- مقتل مقرم/۲۱۴.

۶۷

امامعليه‌السلام اين جمله را خطاب به (محمد بن بشير حضرمى) فرمودند؛ زيرا در همين روزها به وى خبر رسيده بود كه فرزندت در اطراف رى، گرفتار و زندانى شده است و چون اين جريان را آشنايان و دوستان محمد بن بشير با او در ميان گذاشتند، او از مفارقت فرزند پيامبر امتناع ورزيد؛ و چون آن حضرت او را اين گونه ديد، فرمود: (رحمك الله...).

پاسخ وى به امامعليه‌السلام اين بود كه: «اكلتنى السباع حيا ان فارقتك ».

«درندگان بيابان مرا زنده پاره پاره كنند اگر از شما جدا شوم».

امامعليه‌السلام لباس هايى كه قيمت آنها به هزار دينار بالغ مى گرديد، در اختيار وى قرار داد تا آنها براى رهايى فرزندش، استفاده كند.

۶۸

۱۴ - پيام اتمام حجت

در بخش گذشته با پيامهاى حسين بن علىعليه‌السلام كه ياران خود را در ماندن يا رفتن آزاد گذاشته بود، آشنا شديم و اينك پيام هاى ديگرى از آن حضرت كه در آنها (احتجاج و اتمام حجت) مى باشد در اختيار خواننده عزيز قرار مى دهيم.

امامعليه‌السلام با اين پيام ها در روز عاشوا به مردم و لشكريان بنى اميه كه كه قصد جنگ با آن حضرت را داشتند، به صورت عام و گاهى به طور خاص و انفرادى، موعظه و نصيحت و اتمام حجت نموده و عواقب خطرناك دنيوى و مجازات سخت اخروى جنايت هولناك آنان را گوشزد و ياد آورى فرموده است. و اين اتمام حجت گاهى به مرحله استغاثه و استمداد و دعوت و درخواست، جهت حمايت از آن حضرت و دفاع از خاندان پيامبرصلى‌الله‌عليه‌وآله رسيده است و احيانا چنين استمدادى در كنار درخواست توبه و بازگشت از گناه نسبت به بعضى از افرادى كه با آن حضرت قصد خصومت و جنگ و منازعه نداشتند و دارأى شرارت و سابقه جنايت بودند آن هم قبل از عاشورا و پيش از رسيدن به كربلا، به وقوع پيوسته است.

در اينجا ممكن است اين سؤال مطرح شود كه آيا اين دو نوع پيام با هم متضاد و متناقض نيستند؟ آن اجازه مرخصى و برداشتن بيعت و پيمان شهادت از افراد متعهد و از جان گذشته و اهل بيت و ياران باوفا و اين استغاثه و استمداد و دعوت به يارى از دشمنان و افرادى خونخوار!!

پاسخ اين است همانگونه كه در بخش قبل اشاره نموديم، فرق بارز و روشنى هست ميان قيام و مبارزه اى كه پيشوايان دينى انجام مى دهند، با رهبران غير مذهبى و مبارزه اى كه رهبران غير مذهبى در پيش مى گيرند و موضوع مورد سؤال يكى از همين موارد امتياز است و مطلب را بايد از اين زاويه بررسى نمود.

آرى، حسين بن علىعليه‌السلام در پى پيروزى و شكست ظاهرى نيست، بلكه او در فكر انجام يك وظيفه الهى و فريضه مذهبى است و لذا به افرادى كه با آن حضرت پيمان شهادت بسته اند و ايمان و عقيده و استقامت خود را تا پاى جان نسبت به آن حضرت به اثبات رسانيده و تا اين بيابان با همان فكر و انديشه به همراه او حركت نموده اند، رنج سفر و ترس از دشمن، كوچكترين تزلزل و سستى در آنان به وجود نياورده است، اگر آنان با اين شرايط و با اجازه ولى امر و امامشان، صحنه جنگ را ترك نمايند، گرچه به اجر و پاداش و مقام ارجمند شهدا نايل نخواهد گرديد و آن هماى سعادت را كه تنها در بالاى سر آنان به پرواز در آمده است، براى هميشه و به رايگان از دست خواهند داد، ولى به هر حال در پيشگاه عدل خداوند مورد سؤال و مؤ اخذه قرار نخواهد گرفت.

ولى آنجا كه امامعليه‌السلام استغاثه و استمداد مى كنند، شرايط ديگرى به وجود آمده است و صحبت نجات يك فرد و يا گروهى از بدبختى هلاكت ابدى و عذاب حتمى است. اين استغاثه و استمداد و اتمام حجت، متوجه گروهى است كه مصمم شده است خون امام زمان خويش را بريزد و پيكر پاكش را قطعه - قطعه كند و اهل و عيالش را به خون اسير خارجى و كسانى كه با اسلام و قرآن در ستيز هستند، شهر به شهر بگرداند كه اگر اين فكر و انديشه عملى شود، نه تنها همه افراد اين گروه، بلكه حتى كسانى كه بر عمل آنان راضى هستند به خسران ابدى و عذاب دايمى گرفتار خواهند گرديد.

و اينجاست كه امكان دارد اين اتمام حجت ولو تنها يك نفر از آنان را از عذاب دايمى نجات بخشد و براى هيچ يك از آنان در روز قيامت بهانه و توجيهى وجود نداشته باشد و نگويد:

۶۹

( رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزى‌ ) .(۱)

«پروردگارا! چرا به سوى ما پيامبرى نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم پيش از آنكه خوار و رسوا شويم».

به هر حال، اين پيامها را مى توان در طى دو خطبه مفصلى كه حسين بن علىعليه‌السلام در روز عاشورا و يا خطابه هاى كوتاه ديگرى كه آن حضرت به صورت عام و يا به طور خاص ايراد فرموده است، ملاحضه نمود.

و ما هم از همين دو خطبه عاشورا، آغاز و از روش اين جزوه كه نقل پيام ها به صورت كوتاه نه به شكل مشروح و طولانى است، پيروى مى كنيم.

______________________

۱- طه/۱۳۴.

۷۰

خطبه اول

۱/۱۴ - «أيُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا قَوْلِى وَ لا تَعْجَلُوا حَتَّى أعِظُكُمْ بِمَا هُوَ حَقٌّ لَكُمْ عَلَىَّ؛ وَ حَتَّى أعْتَذِرُ إلَيْكُمْ مِنْ مَقْدَمِى عَلَيْكُم! فِإن قبلتُم عُذرِى، وَ صَدَّقتُم ق ولِى وَ أعطَيتُمُونِى النِّصفَ مِن أنفُسِكُم كُنتُم يذَلِكَ أسعَدَ؛ وَ لَم يَكُن لَكُم عَلَىَّ سَبِيلٌ. وَ إن لَم تَقبَلُوا مِنِّى العُذرَ وَ لَم تُعطُوا النِّصفَ مِن أنفُسِكُم؛ فَأجَمِعُوا أمرَكُم وَ شُرَكَاءَ كُم ثُمَّ لَا يَكُن أمرُكُم عَلَيكُم غَمَّةً ثُمَّ اقضُوا إلَىَّ وَ لَا تُنظِرُونِ. إنَّ وَلِيَّىَ اللهُ الذَّى نَزَّلَ الكِتَابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِيِنَ

«اى مردم! گناه مرا بشنويد و در جنگ و خونريزى شتاب نكنيد تا امن وظيفه موعظه كه حق شما و به عهده من است، را انجام بدهم و انگيزه سفر به سوى شما را بيان كنم، اگر دليل مرا پذيرفتيد و با من منصفانه رفتار ننمودديد، همه شما متحد شويد و هر انديشه باطل كه درباره من داريد اجرا كنيد و مهلتم ندهيد، ولى به هر حال، امر بر شما مشتبه نباشد، و در نهايت يار و ياور من خدايى است كه قرآن را فرو فرستاد و اوست ياور صالحان».

۲/۱۴ - «عِبادَ اللَّهَ‌ اتَّقُوا اللَّهَ‌ وَ كُونُوا مِن الدُّنْيا عَلى حَذَرٍ، فَاِنَّ‌ الدُّنْيا لَوْ بَقِيَتْ‌ عَلى احَدٍ اوْ بَقِىَ‌ عَلَيْها احَدٌ لَكانَتِ‌ الْاَنْبِياءُ احَقَّ‌ بِالْبَقاءِ وَ اوْلى بِالرِّضا وَ ارْضى بِالْقَضاءِ غَيْرُ ان اللّهَ‌ خَلَق الدُّنْيا لِلْفَناءِ فَجَديُدها بالٍ‌ وَ نَعيمُها مُضْمَحِلٌّ‌ وَ سُرُورُها مُكْفَهِرٌّ وَ الْمَنْزِلُ‌ تَلْعَةٌ‌ وَ الدّارُ قَلْعَةٌ‌. فَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ‌ خَيْرَ الزّٰادِ التَّقْوىٰ‌ فَاتقُوا اللَّهَ‌ لَعَلَّكُمْ‌ تُفْلِحُون

«اى بندگان خدا! از خدا بترسيد و از دنيا برحذر باشيد كه اگر بنا بود همه دنيا از آن كسى باشد و او نيز براى هميشه در دنيا بماند، پيامبران براى بقا سزاوارتر و جلب خشنودى آنان بهتر و چنين حكمى خوش آيندتر بود، ولى هرگز! زيرا سرور و شاديش به غم و اندوه مبدل خواهد گرديد. دون منزلى است و موقت خانه اى، پس براى آخرت خود توشه اى برگيريد و بهترين توشه تقواست، و تقوا پيشه كند اميد است رستگار شويد».

۳/۱۴ - «ايها الناس! الْحَمْدُلِلَّهِ‌ الَّذِى خَلَق الدُّنْيَا فَجَعَلَهَا دَارَ فَنَاءٍ وَ زَوَالٍ‌، مُتَصَرِّفَةً‌ بِاَهْلِهَا حَالاً بَعْدَ حَالٍ‌، فَالْمَغْرُورُ مَنْ‌ غَرَّتْهُ‌ وَ الشَّقِىُّ‌ مَنْ‌ فَتِنَتهُ‌ فَلَا تَغُرَّنَّكُمْ‌ هَذِهِ‌ الدُّنْيَا فَاِنَّهَا تَقْطَعُ‌ رَجَاءَ مَنْ‌ رَكَن الَيْهَا، وَ تُخَيِّبُ‌ طَمَعَ‌ مَنْ‌ طَمِعَ‌ فِيهَا

«اى مردم! خدا دنيا را محل فنا و زوال قرار داده كه اهل خويش را تغيير مى دهد و وضعشان را دگرگون مى سازد، مغرور و گول خورده كسى است كه فريب دنيا را بخورد و بدبخت كسى است كه مفتون آن گردد، پس دنيا شما را گول نزند كه هر كه بدو تكيه كند نااميدش سازد و هر كس بر وى طمع كند، به يأس و نااميدش كشاند».

۴/۱۴ - «وأراكُم قدِ اجتمعتُم على أمرٍ قد أَسخَطتُمُ اللهَ فيه عَليكُم، وأعرَضَ بوجهِهِ الكريمِ عنكُم، وأحلَّ بِكُم نِقْمتَهُ، وجَنَّبَكُم رحمَتَهُ، فنِعْمَ الربُّ‏ ربُّنا، وبئَسَ العَبيدُ أنتُم، أَقْررتُم بالطاعةِ، وآمنتم بالرسولِ محمّدٍ صلى‌الله‌عليه‌وآله ثمَّ إنَّكُم زَحَفتُم إلى ذرِّيَّتِهِ وعِترتِهِ تريدونَ قَتْلَهُم، لقدِ استَحوذَ عَليكُمُ الشَّيطانُ فأنْساكُم ذِكرَ اللهِ العَظيمِ. فتبّاً لكُم ولما تُريدونَ. إنّا للهِ وإنّا إليهِ راجعونَ، هؤلاءِ قومٌ كَفَروا بعدَ إيمانِهِم فبُعداً للقومِ الظالمينَ

«و اينك مى بينم شما به امرى هم پيمان شده ايد كه خشم خدا را بر انگيخته و به سبب آن خدا از شما اعراض كرده و غضبش را بر شما فرو فرستاده است، چه نيكوست خداى ما و چه بندگان بدى هستيد شما كه به فرمان خدا گردن نهاديد و به پيامبرش حضرت محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله ايمان آورديد، سپس براى كشتن اهل بيت و فرزندانش هجوم آورديد، شيطان بر شما مسلط شده كه خداى بزرگ را از ياد شما برده است، ننگ بر شما و بر هدفتان! ما از خداييم و به سوى او باز مى گرديم.

اين قوم ستمگر از رحمت خدا دور باشند كه پس از ايمان، به كفر گراييدند».

۵/۱۴ - «ايها الناس! انسبونى من انا، ثم ارجعوا الى انفسكم وعاتبوها، و انظروا هل يحل لكم قتلى و انتهاك حرمتى؟ الست ابن بنت نبيكم و ابن وصية و ابن عمه و اول المومنين بالله و المصدق لرسوله بما جأ من عند ربه؟ اوليس حمزة سيد الشهدأ عم ابى؟ اوليس جعفر الطيار عمى، اولم يبلغكم قول رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله لى ولاخى: هذان سيدا شباب اهل الجنة؟ »

«مردم! نسب مرا بشناسيد كه من چه كسى هستم، سپس بخود آييد و خويشتن را ملامت كنيد و ببينيد آيا كشتن من و درهم شكستن حريم حرمت من براى شما جايز است؟ آيا من فرزند دختر پيامبر شما نيستم؟ آيا من فرزند وصى و پسر عم پيامبر شما نيستم؟ آيا من فرزند كسى هستم كه وى اولين كسى است كه به خدا ايمان آورد و رسالت پيامبرش را تصديق نمود؟ آيا حمزه سيد الشهدأ عموى پدر من نيست؟ آيا جعفر طيار عموى من نيست؟ آيا سخن رسول خدا را درباره من و برادرم نشنيده ايد كه فرمود: اين دو سرور جوانان بهشتند؟».

۶/۱۴ - «فان صدقتمونى بما اقول و هو الحق و الله ما تعمدت الكذب منذ علمت ان الله يمقت عليه اهله و يضر به من اختلفه و ان كذبتمونى فان فيكم من ان سالتموه عن ذلك اخبركم، سلوا جابربن عبدالله الانصارى و ابا سعيد الخدرى و سهل بن سعد الساعدى وزيد بن ارقم و انس بن مالك يخبروكم انهم سمعوا هذه المقالة من رسول الله و لاخى، اما فى هذا حاجز لكم عن سفك دمى.»

«اگر مرا در گفتار تصديق كنيد كه حق است، به خدا سوگند از روز اول دروغ نگفته ام، چون دريافته ام كه خداوند به دروغگو غضب كرده و ضرر دروغ را به خود دروغگو بر مى گرداند و اگر مرا تكذيب مى كنيد، اينك در ميان مسلمانان از صحابه پيامبر، كسانى هستند كه مى توانيد از آنان سؤال كنيد كه همه آنان گفتار پيامبر را درباره من و برادرم شنيده اند و شما را از آن آگاه خواهند نمود و همين گفتار مى تواند مانع خونريزى شما گردد».

از جابر بن عبدالله و ابوسعيد خدرى و سهل بن سعد ساعدى و زيد بن ارقم و انس بن مالك بپرسيد كه همه آنان به شما خواهند گفت كه اين گفتار را از رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله درباره من و برادرم شنيده اند كه فرمود: (آنها سرور جوانان بهشتند) و همين گفتار مى تواند مانع ريختن خون من گردد.

۷/۱۴ - «فِإنْ كنتُم فِي شكٍّ مِن ذلكَ، أفَتَشُكُّونَ أنّي ابنُ بنتِ نبيّكُم؟! فواللهِ، مَا بينَ المشرقِ والمغربِ ابنُ بنتِ نبيٍّ غَيري فيكُم ولا في غَيرِكُم، أَنَا ابنُ بنتِ نبيّكُم خاصّةً. وَيْحَكُم! أفتطلِبُونني بقتيلٍ منكُم قَتلْتُهُ، أَو مالٍ لكُمُ اسْتَهلكْتُهُ، أو بقِصاصٍ من جِراحةٍ؟ فأخذُوا لا يكلِّمونَه، فنَادَى: يا شِبثَ بْنَ رِبعي، ويا حَجَّارَ بْنَ أبْجَرَ، ويا قَيسَ بْنَ الأشْعَثِ، ويا زيدَ بنَ الحَرثِ، أَلَم تكتُبُوا إليَّ: أنْ قَدْ أينعتِ الثِمارُ، واخضَرَّ الجَنَابُ، وإنَّما تُقدِمُ على جُندٍ لكَ مُجنَّدَةٍ ؟ »(۱)

«اگر در گفتار پيامبر درباره من و برادرم ترديد داريد، آيا در اين واقعيت نيز شك مى كنيد كه من فرزند پيامبر شما هستم و در همه دنيا نه در ميان شما و نه در جاى ديگر، براى پيامبر فرزندى بجز من وجود ندارد. واى بر شما! آيا كسى را از شما كشته ام كه به قصاص او مرا مى كشيد؟ آيا مال كسى از شما را تباه ساخته ام؟ آيا جراحتى بر كسى وارد كرده ام تا مستحق مجازاتم بدانيد؟!

اى شبث بن ربعى! اى حجار بن ابجر! اى قيس بن اشعث! و اى يزيد بن حارث! آيا شما نبوديد براى من نامه نوشتيد كه ميوه هاى ما رسيده و درختان ما سر سبز و خرم است و در انتظار تو دقيقه شمارى مى كنيم و در كوفه لشكريانى مجهز و آماده در اختيار تو مى باشد!».

______________________

۱- مقتل مقرم/۲۲۷ - ۲۲۸.

۷۱

اين بود هفت فقره از اتمام حجت بن علىعليه‌السلام كه مجموعا اولين خطبه آن حضرت را كه در روز عاشورا ايراد فرموده است، تشكيل مى دهد آرى هفت فقره اتمام حجت در ضمن يك سخنرانى و كيفيت ايراد اين خطبه به طورى كه در منابع نقل شده بدين صورت بوده است كه امامعليه‌السلام پس از تنظيم صفوف لشكر خويش، سوار بر اسب گرديد و از خيمه هاى خود فاصله گرفت و با صداى بلند و رسا به ايراد اين خطبه پرداخت.(۱)

خطبه دوم

خطبه و سخنرانى دوم حسين بن علىعليه‌السلام نيز كه مجموعه ديگرى است از اتمام حجت آن بزرگوارى، دارأى هفت فراز است و مشتمل بر دلايل و بيانات مختلف و اتمام حجت در ابعاد گوناگون و در كيفيت ايراد اين سخنرانى (خطيب خوارزمى) مى گويد:

روز عاشورا پس از آنكه هر دو سپاه كاملا آماده گرديد و پرچمهاى لشكر عمر سعد بر افراشته شد و صداى طبل و شيپور آنان در بيابان كربلا طنين افكن گرديد، به طرف خيمه هاى حسين بن على حركت كرده و خيمه ها را احاطه نمودند، حسين بن على از ميان خيمه و از داخل لشكر خويش بيرون آمد و در برابر صفوف لشكر دشمن قرار گرفت و از آنان خواست تا سكوت كنند و به سخنان او گوش فرا دهند، ولى آنان همچنان سر و صدا و هلهله مى كردند و صداى قهقهه و شاديشان بلند بود كه آن حضرت با اين جملات، به آرامش و سكوتشان دعوت نمود:

______________________

۱- اين دو سخنرانى با اختلاف جزئى در طبرى ۶/۲۴۲ - ۲۴۳. كامل ابن اثير ۳/۲۸۷ - ۲۸۸، ارشاد مفيد/۲۳۴ و مقتل خوارزمى ۱/۲۵۳ و ۲/۶ - ۸ آمده است.

۷۲

۸/۱۴ - «وَيْلَكُمْ ما عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْصِتُوا إِلَىَّ فَتَسْمَعُوا قَْولي، وَ إِنَّما أَدْعُوكُمْ إِلى سَبيلِ الرَّشادِ، فَمَنْ أَطاعَني كانَ مِنَ الْمُرْشَدينَ، وَ مَنْ عَصاني كانَ مِنَ الْمُهْلَكينَ، وَ كُلُّكُمْ عاص لاَِمْري غَيْرُ مُسْتَمِع لِقَوْلي، قَدِ انْخَزَلَتْ عَطِيّاتُكُمْ مِنَ الْحَرامِ وَ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرامِ، فَطَبَعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِكُمْ، وَيْلُكُمْ! أَلا تَنْصِتُونَ ؟! أَلا تَسْمَعُونَ ؟! »(۱)

«واى بر شما! چرا گوش فرا نمى ندهيد تا گفتار را كه شما را به رشد و سعادت فرا مى خوانم بشنويد، هر كس از من پيروى كند، خوشبخت و هر كس عصيان و مخالفت ورزد، از هلاك شدگان است و همه شما عصيان و سركشى نمود، و با دستور من مخالفت مى كنيد كه به گفتارم گوش فرا نمى دهيد. آرى، در اثر هداياى حرامى كه به دست شما رسيده، و در اثر غذاها و لقمه هاى غير حلال ك شكمهاى شما از آنها انباشته شده، خدا بر دلهاى شما اين چنين زده است. واى بر شما! چرا آرام نمى شويد؟! چرا گوش فرا نمى دهيد؟!».

۹/۱۴ - «تَبّاً لَکُمْ أَیَّتُهَا الْجَماعَهُ وَ تَرْحاً، أَفَحینَ اسْتَصْرَخْتُمُونا والِهینَ مُتَحَیِّرینَ فَأَصْرَخْناکُمْ مُؤَدّینَ مُسْتَعِدّینَ، سَلَلْتُمْ عَلَیْنا سَیْفاً فی رِقابِنا، وَ حَشَشْتُمْ عَلَیْنا نارَ الْفِتَنِ الَّتی جَناها عَدُوُّکُمْ وَ عَدُوُّنا فَأَصْبَحْتُمْ إِلْباً عَلى أَوْلِیائِکُمْ، وَ یَداً عَلَیْهِمْ لاَِعْدائِکُمْ، بِغَیْرِ عَدْل أَفْشَوهُ فیکُمْ، وَلا أَمَل أَصْبَحَ لَکُمْ فیهِمْ، إِلاَّ الْحَرامَ مِنَ الدُّنْیا أَنالُوکُمْ، وَ خَسیسَ عَیْش طَمَعْتُمْ فیهِ، مِنْ غَیْرِ حَدَث کانَ مِنّا، وَ لا رَأْى تَفَیَّلَ لَنا ».

«اى مردم! ننگ و عار و حزن ذلت بر شما باد كه با اشتياق فراوان در حالى كه سرگردان بوديد. ما را به يارى خود خوانديد و چون به فرياد شما پاسخ مثبت داده و با سرعت به سوى شما شتافتيم،

______________________

۱۰۸- مقتل خوارزمى ۲/۶.

۷۳

شمشيرهايى كه از خود ما بود، بر عليه ما به كار گرفتيد و آتش ‍ فتنه اى را كه دشمن مشترك برافروخته بود، بر عليه ما شعله ور ساختيد، به حمايت از دشمنانتان بر عليه پيشوايانتان به پا خاستيد بى آنكه ما در ميان شما عدالتى را بر قرار سازند. و يا اميد چيزى در آنان داشته باشيد به جز طعمه حرامى كه به شما رسانيده اند و مختصر زندگى ذلت بارى كه چشم طمع به آن دوخته ايد و شما آنگاه بر عليه ما به پا ساختيد كه نه خطايى از ما سرزده و نه عقيده و انديشه نادرستى از ما مشاهده كرده ايد».

۱۰/۴ - «فَهَلاّ لَکُمُ الْوَیْلاتُ إِذْ کَرِهْتُمُونا وَ تَرَکْتُمُونا، تَجَهَّزْتُمُوها وَ السَّیْفُ لَمْ یَشْهَرْ، وَ الْجَأْشُ طامِنٌ، وَ الرَّأْىُ لَمْ یُسْتَحْصَفْ، وَ لکِنْ أَسْرَعْتُمْ عَلَیْنا کَطَیْرَهِ الدِّبا، وَ تَداعَیْتُمْ اِلَیْها کَتَداعی الْفَراشِ، فَقُبْحاً لَکُمْ، فَإِنَّما أَنْتُمْ مِنْ طَواغیتِ الاُْمَّهِ، وَ شِذاذِ الاَْحْزابِ، وَ نَبَذَهِ الْکِتابِ، وَنَفَثَهِ الشَّیْطانِ، وَ عَصَبَهِ الاْثامِ، وَ مُحَرِّفِی الْکِتابِ، وَ مُطْفِیءِ السُّنَنِ، وَ قَتَلَهِ أَوْلادِ الاَْنْبِیاءِ، وَمُبیری عِتْرَهِ الاَْوْصِیاءِ، وُ مُلْحِقِی الْعِهارِ بِالنَّسَبِ، وَ مُؤْذی الْمُؤْمِنینَ، وَ صُراخِ أَئِمَّهِ الْمُسْتَهْزِئینَ، اَلَّذینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضینَ

«هان! واى بر شما كه با ناخوشايندى روى از ما برتافتيد و از يارى ما سرباز زديد و آماده جنگ با ما شديد، آنگاه كه شمشيرها در غلاف و دلها آرام و رأيها نيكو نبود، با اين وصف مانند ملخ از هر سو به ما يارى روى آورديد و چون پروانه از هر طرف فرو ريختند، رويتان سياه باد كه شما از سركشان امت و از بازماندگان احزاب منحرف هستيد كه قرآن را پشت سر انداخته و از دماغ شيطان در افتاده ايد.

شما از گروه جنايتكار و تحريف كنندگان كتاب و خاموش كنندگان سنتها مى باشيد كه فرزندان پيامبر را مى كشيد و نسل اوصيا را از بين مى بريد. شما از گروه ملحق كنندگان زنازادگان به نسب و آزار دهندگان مومنان و فرياد رس پيشوايان استهزاكنندگان مى باشيد، همانان كه قرآن را پاره پاره كردند (آنچه را به سودشان بود پذيرفتند، و آنچه را بر خلاف هوسهايشان بود رها نمودند)!».

۱۱/۴ - «وَ أَنْتُمْ اِبْنُ حَرْب وَ أَشْیاعُهُ تَعْتَمِدُونَ، وَ إِیّانا تَخْذِلُونَ، أَجَلْ! وَ اللّهِ الْخَذْلُ فیکُمْ مَعْرُوفٌ، وَ شَجَتْ عَلَیْهِ عُرُوقُکُمْ، وَ تَوارَثَتْهُ أُصُولُکُمْ وَ فُرُوعُکُمْ، وَ نَبَتَتْ عَلَیْهِ قُلُوبُکُمْ وَغَشِیَتْ صُدُورُکُمْ، فَکُنْتُمْ أَخْبَثَ شَىْء سِنْخاً لِلنّاصِبِ وَ أَکْلَهً لِلْغاصِبِ، أَلا لَعْنَهُ اللّهِ عَلَى النّاکِثینَ الَّذینَ یَنْقُضُونَ الاَْیْمانَ بَعْدَ تَوْکیدِها، وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَیْکُمْ کَفیلا فَأَنْتُمْ وَ اللّهِ هُمْ

«و شما اينك به فرزند حرب و پيروانش اتكا و اعتماد نموده و دست از يارى ما بر مى داريد، بلى به خدا سوگند! غدر و خذل از صفات بارز شماست كه رگ و ريشه شما بر آن استوار، تنه و شاخه شما آن را به ارث برده، دلهايتان با اين عادت نكوهيده رشد نموده و سينه هايتان با آن مملو گرديده است.

شما به آن ميوه نامباركى مى مانيد كه درگلوى باغبان رنجيده اش گير كند و در كام سارق ستمگرش، لذتبخش باشد. لعنت خدا بر پيمان شكنان كه پيمانشان را پس از تاكيد و توثيق آن، درهم مى شكنند و حال آنكه شما خدا را بر عهد و پيمان خود ضامن قرار داده بوديد و به خدا سوگند! كه شما همان پيمان شكنان هستيد».

۱۲/۴ - «ألَا وإنّ الدَعِيَّ ابنَ الدَعِيِّ قدْ رَكَزَ بينَ اثنَتَينِ: بينَ السِّلَّةِ والذِّلَّةِ، وهيهاتَ منّا الذِّلَّةُ، يأبَى اللهُ لَنَا ذلكَ ورَسُولُهُ والمؤمِنونَ، وحُجورٌ طابَتْ وطَهُرتْ، وأُنُوفٌ حَمِيَّةٌ ونُفُوسٌ أبِيَّةٌ مِنْ أنْ نؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ على مصارِعِ الكِرَامِ. ألَا وَقَدْ أَعْذَرْتُ وأَنْذَرْتُ، ألَا وإنِّي زاحِفٌ بهذِهِ الأُسرةِ على قلَّةِ العَدَدِ، وكَثرةِ العدُوِّ، وخِذلانِ الناصرِ ».

«آگاه باشيد! كه اين فرومايه (ابن زياد) و فرزند فرومايه مرا در بين دو راهى شمشير و ذلت قرار داده است ما كجا و ذلت كجا چرا كه خدا و پيامبرش و مومنان از ذلت پذيرى ما ابا دارند و دامنهاى پاك مادران و مغزهاى با غيرت و نفوس با شرافت پدران، روا نمى دارند، كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه كرام و نيك منشان مقدم بداريم. آگاه باشيد! كه من با اين گروه كم و با قلت ياران و عقب نشينى كنندگان، براى جهاد آماده ام».

۱۳/۴ -

فإن نَهزِمْ فهزَّامونَ قُدماً

وإن نُهزم فغيرُ مهزَّمينا

وما إن طبّنا جبنٌ ولكن

منايانا ودولة آخرينا

فقلْ للشامتين بنا : أفيقوا

سيلقى الشامتون كما لقينا

إذا ما الموتُ رفّعَ عن أناسٍ

بكلكلهِ أناخَ بآخرينا

«اگر ما پيروز شويم، درگذشته هم پيروز بوديم و اگر شكست بخوريم، باز هم شكست واقعى از آن ما نيست؛ ترس، از شؤون ما نيست، ولى حوادثى به ظاهر بر عليه ما رخ داده و سودى به ديگران رسيده است؛ شماتت كنندگان ما را بگو به هوش باشيد كه آنان نيز مانند ما مورد شماتت قرار خواهند گرفت؛ و اين مرگ هر وقت شترش را از كنار درى بلند كرد، در كنار خانه ديگرى خواهد خوابانيد».

۱۴/۴ - «لَا تَلْبَثُونَ بَعْدَهَا إلَّا کرَیثما یرْکبُ الْفَرَسُ، حَتَّی تَدُورَ بِکمْ دَوْرَ الرَّحَی! وَتَقْلَقَ بِکمْ قَلَقَ الْمِحْوَرِ! عَهْدٌ عَهِدَهُ إلَی أَبِی عَنْ جَدِّی؛ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکمْ وَشُرَکآءَکمْ ثُمَّ لَا یکنْ أَمْرُکمْ عَلَیکمْ غُمَّه ثُمَّ اقْضُوا إِلَی وَلَا تُنظِرُونِ! إِنِّی تَوَکلْتُ عَلَی اللَهِ رَبِّی وَرَبِّکم مَّا مِن دَآبَّه إِلَّا هُوَ ءَاخِذٌ بِنَاصِیتِهَآ إنَّ رَبِّی عَلَی از صِرَا طٍ مُّسْتَقِیمٍ ».(۱)

«آگاه باشيد! به خدا سوگند! پس از اين جنگ به شما مهلت داده نمى شود كه بر مركب مراد خويش سوار شويد مگر به اندازه مدت كوتاهى كه شخص سواره بر اسب خويش سوار است (كه به زودى بايد پياده شود). آنگاه آسباب حوادث شما را به سرعت بچرخاند و مانند محور و مدار سنگ آسياب، مضطربتان گرداند و اين عهد و پيمانى است كه پدرم از جدم رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله براى من بازگو نموده است و

______________________

۱- مقتل مقرم/۲۳۴ - ۲۳۵.

۷۴

اينك، همه شما پس از آنكه امر بر شما روشن گرديده است، دست به دست توكل مى كنم كه پرودگار من و شماست و اختيار هر جنبده اى در دست اوست و خداى من بر صراط مستقيم است».

و اين بود هفت فراز از اتمام حجت امام در دومين خطبه عاشوراى آن حضرت.

۱۵/۱۴ - «وَیْحَکُمْ یا شیعَةَ آلِ أَبی سُفْیانَ! إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینٌ، وَکُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ، فَکُونُوا أَحْراراً فِی دُنْیاکُمْ هذِهِ، وَارْجِعُوا إِلى أَحْسابِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ عَرَباً کَما تَزْعُمُونَ ... أَنَا الَّذی أُقاتِلُکُمْ، وَتُقاتِلُونی، وَالنِّساءُ لَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ، فَامْنَعُوا عُتاتَکُمْ وَطُغاتَکُمْ وَجُهّالَکُمْ عَنِ التَّعَرُّضِ لِحَرَمی ما دُمْتُ حَیّاً ».(۱)

«واى بر شما اى شيعيان آل ابى سفيان! شما اگر دين نداريد و از روز جزا نمى هراسيد (لا اقل) در زندگى خود آزار مرد باشيد و اگر خود را عرب مى پنداريد، به نياكان خود بينديشيد و شرف انسانى خود را حفظ كنيد من با شما جنگ مى كنم و شما با من و اين زنانى گناهى ندارند، تا من زنده هستم از تعرض ياغيان و تجاوزگرانتان به حريم اهل بيت من جلوگيرى كنيد».

(خوارزمى) مى گويد: امام حسينعليه‌السلام جنگ سختى نمود و در هر حمله عده اى از دشمن را به هلاكت رسانيد دشمن خواست با وارد كردن ضربه روحى آن حضرت را تضعيف كند و با حايل شدن در خيمه ها و قتلگاه، حمله به خيمه ها را شروع كرد، در اينجا بود كه آن حضرت لشگريان كوفه را با اين جملات مورد خطاب قرار داد: (يا شيعة آل ابى سفيان...).

______________________

۱- مقتل خوارزمى ۲/۳۳.

۷۵

۱۵ - اتمام حجت خصوصى

اين بود فراز از اجتجاج و اتمام حجت عمومى حسين بن علىعليه‌السلام كه در اين فرازها بود مورد خطاب آن حضرت، همه لشكريان ابن زياد و همه افرادى است كه براى جنگ با فرزند رسول خدا در كربلا شده بودند.

ولى در احتجاج آن بزرگوار، مواردى نيز وجود دارد كه در آنها طرف خطاب، افراد مخصوصى بوده و اتمام حجت آن حضرت عنوان فردى و شخصى داشته است، به ذكر نمونه هايى از اين نوع اتمام حجت كه در دسترس ما بوده، مى پردازيم:

با عبيد الله بن حر جعفى

۱/۱۵ - «يا بن الحر! ان اهل مصركم كتبوا الى انهم مجتمعون على نصرتى و سالونى القدوم عليهم و ليس الامر عل ما زعموا و ان عليك ذنوبا كثيرة، فهل لك من توبة تمحو بها ذنوبك؟... تنصرابن بنت نبيك و تقاتل معه ».(۱)

«(اى پسر حر!) همشهريان شما (كوفه) براى من نامه نوشته اند كه بر نصرت و يارى من اتحاد نموده ايد و از من خواسته اند به شهرشان بيايم. در حالى كه حقيقت امر غير از اين است و تو اى (حر جعفى!) گناهان زيادى را مرتكب شده اى، آيا نمى خواهى از آن گناهان تو كنى؟... فرزند دختر پيامبرت را يارى كرده و به همراه او با دشمنانش بجنگى».

امامعليه‌السلام اين جملات را در منزل (قصربن مقاتل) و هنوز به كربلا وارد نشده بود و به (عبيدالله) فرمود، آنگه كه در ميان آنان ملاقاتى رخ داد، ولى عبيدالله به بهانه اى مادى، توفيق اين توبه را از دست داد.

______________________

۱- مقتل مقرم/۱۸۹. طبرى ۶/۲۳۱. مقتل خوارزمى ۱/۲۲۶ - ۲۲۷.

۷۶

بايد توجه داشت كه (عبيدالله بن حر) از افراد شجاع و سرشناس ‍ و از هواداران عثمان بود و پس از كشته شدن او، نزد معاويه رفت و در جنگ صفين در صف لشكريان او با امير مومنانعليه‌السلام جنگ نمود، در تاريخ از غارتگريها و راهزنيهاى عبيدالله در دوران معاويه و غير آن، مطالب فراوان نقل گرديده است.

با عمر بن سعد

۲/۱۵ - «وَیْلَکَ یَابْنَ سَعْد أَما تَتَّقِی اللّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعادُکَ؟ أَتُقاتِلُنِی وَ أَنَا ابْنُ مَنْ عَلِمْتَ؟ ذَرْ هؤُلاءِ الْقَوْمَ وَ کُنْ مَعی، فَإِنَّهُ أَقْرَبُ لَکَ إِلَى اللّهِ تَعالى »(۱)

«اى پسر سعد! آيا مى خواهى با من جنگ كنى؟ در حالى كه مرا مى شناسى و مى دانى من فرزند چه كسى هستم و آيا از خدايى كه بازگشت تو به سوى اوست نمى ترسى؟! آيا نمى خواهى به همراه من باشى و دست از اينها (بنى اميه) بردارى كه اين عمل به خداوند نزديكتر (و جلب كننده رضاى اوست)».

امامعليه‌السلام اين جمله را در شب هشتم و نهم محرم در ضمن ملاقاتى كه در ميان دو لشكر و طبق پيشنهاد آن حضرت با عمرسعد داد، خطاب بدو ايراد فرمود.

بازهم با عمر سعد

۳/۱۵ - «يا عُمَرُ، أنتَ‌ تَقتُلُني وتَزعُمُ‌ أن يُوَلِّيَكَ‌ الدَّعِيُّ‌ بنُ‌ الدَّعِيِّ‌ بِلادَ الرَّيِّ‌ وجُرجانَ‌؟ وَاللّٰهِ‌، لا تَتَهَنَّأُ بِذٰلِكَ‌ أبدَاً، عَهدٌ مَعهودٌ، فَاصنَع ما أنتَ‌ صانِعٌ‌؛ فَإِنَّكَ‌ لا تَفرَحُ‌ بَعدي بِدُنيا ولا آخِرَةٍ‌، وكَأَنّي بِرَأسِكَ‌ عَلىٰ‌ قَصَبَةٍ‌ قَد نُصِبَ‌ بِالكوفَةِ‌، يَتَراماهُ‌ الصِّبيانُ‌، ويَتَّخِذونَهُ‌ غَرَضاً بَينَهُم ...».(۲)

«اى عمر سعد! آيا تو خيال مى كنى با كشتن من (به جايزه بزرگى دست خواهى يافت و) اين فرومايه ( ابن زياد) حكومت رى و گرگان را به تو واگذار خواهد نمود،

______________________

۱- مقتل مقرم/۲۰۵ و مقتل خوارزمى ۱/۲۴۵.

۲- مقتل مقرم/۲۳۵. مقتل خوارزمى ۲/۸ و عوالم ۱۷/۲۵۳.

۷۷

به خدا سوگند! چنين حكومتى بر تو گوارا نخواهد گرديد واين پيمانى است محكم و پيش بينى شده، اينك آنچه درباره ما از دست تو بر مى آيد انجام بده كه پس از (كشتن) من نه در دنيا و نه در آخرت روى خوشى و راحتى نخواهى ديد و چندان دور نيست روزى كه در همين شهر كوفه، سر بريده تو را بر نيزه بزنند و كودكان آن را اسباب بازى قرار داده و سنگ بارانشان قرار بدهند».

حسين بن علىعليه‌السلام پس از سخنرانى دوم در روز عاشورا، عمر سعد را گرفت و او با اينكه از اين ملاقات اكراه داشت، به ناچار از صف دشمن فاصله گرفت و جلو آمد به طورى كه گردن اسب امام با گردن اسب وى مقابل هم قرار گرفت، آن حضرت براى آخرين بار با جملاتى كه ملاحظه فرموديد، با وى اتمام حجت فرمود و آينده تيره و تاريك او را ترسيم نمود، اما او از نصيحت و اتمام حجت امام بهره اى نگرفت و همانگونه كه آن حضرت فرمود به شقاوت و بدبختى دنيا و آخرت دچار گرديد.

با عمرو بن حجاج

۴/۱۵ - «يحك يا عمرو! اعلى تحرض الناس؟ انحن مرقنا من الدين و انت تقيم عليه؟ ستعلمون اذا فارقت ارواحنا اجسادا من اولى بصلى النار(۱)

«واى بر تو اى عمرو! آيا مردم را به اين بهانه كه ما از دين خارج شده ايم بر عليه من مى شورانى؟ آيا ما از دين خارج شده ايم و تو در آن پا برجا هستى؟! آرى، به زودى كه روح، از بدن ما جدا مى شود، خواهيد ديد كه چه كسى از دين بيرون رفته و سزاور آتش خواهد بود».

______________________

۱- مقتل مقرم/۲۴۰. طبرى ۶/۲۴۹. كامل ابن اثير ۳/۲۹۰ و مقتل خوارزمى ۲/۱۵ با تفاوت مختصر در متن.

۷۸

امامعليه‌السلام اين اتمام را به (عمرو بن حجاج) يكى از فرماندهان لشگر كوفه نمود آنگاه كه ديد وى افراد تحت فرماندهى خود را كه چهار هزار نفر بودند با اين جملات بر جنگ با آن حضرت تشويق مى كند:

قاتلوا من مرق عن الدين و فارق الجماعة!!!.

«بجنگيد! با كسى (حسين بن علىعليه‌السلام ) كه از دين خدا برگشته و از صف مسلمانان خارج شده است!!!».

۷۹

۱۶ - پيام استمداد

اين بود پيام هاى اتمام بخش حسين بن علىعليه‌السلام . به طورى كه قبلا اشاره نموديم، در اين بخش علاوه بر پيام اتمام حجت، با پيام هاى استمداد و استغاثه آن حضرت هم آشنا خواهيم گرديد و اينك:

۱/۱۶ - «أَمَا مِنْ مُغِیثٍ یُغِیثُنَا لِوَجْهِ اللهِ؟ أَمَا مِنْ ذَابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ الله صلى‌الله‌عليه‌وآله(۱)

«آيا فرياد رسى نيست كه براى رضاى خدا به فرياد ما برسد؟! آيا دفاع كننده اى نيست كه از حرم رسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله دفاع كند؟!».

امامعليه‌السلام اين جمله را در روز عاشورا، در ضمن جملاتى پس از آنكه سخنرانى عموميش تمام شد، ايراد فرمود، آنگاه كه از طرف دشمن، گروه تيراندازان، ياران حسين بن علىعليه‌السلام را تيرباران نمودند و تعدادى از آنان را به خاك و خون كشيدند و طبق نقل مرحوم مقرم، چون صداى استغاثه امامعليه‌السلام به گوش اهل بيت آن حضرت رسيد، صداى گريه و ناله از ميان خيمه ها برخاست.

۲/۱۶ - «هَلْ مِنْ ذَابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ ؟! هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ یَخَافُ اللَّهَ ؟! فِینَا هَلْ مِنْ مُغِیثٍ یَرْجُو اللَّهَ بِإِغَاثَتِنَا ؟! هَلْ مِنْ مُعِینٍ یَرْجُو مَا عِنْدَ اللَّهِ فِی إِعَانَتِنَا ؟! »(۲)

«آيا مدافعى هست از حرم رسول خدا دفاع كند؟! آيا بنده يكتا پرستى هست درباره ستمى كه بر ما وارد مى شود از خدا بترسد؟! آيا فرياد رسى هست كه به اميد خداوندى به فرياد ما برسد؟! آيا يارى دهنده اى هست كه به اميد ثواب الهى به يارى ما برخيزد؟!».

______________________

۱- مقتل مقرم/۲۴۰ و لهوف/۹۰.

۲- مقتل خوارزمى ۲/۳۲.

۸۰