تفسير نور (سوره قصص)

تفسير نور (سوره قصص)0%

تفسير نور (سوره قصص) نویسنده:
گروه: شرح و تفسیر قرآن
صفحات: 128

تفسير نور (سوره قصص)

نویسنده: حجة الاسلام محسن قرائتي
گروه:

صفحات: 128
مشاهدات: 71299
دانلود: 1254

توضیحات:

تفسير نور (سوره قصص)
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 128 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 71299 / دانلود: 1254
اندازه اندازه اندازه
تفسير نور (سوره قصص)

تفسير نور (سوره قصص)

نویسنده:
فارسی

۲- تعاليم پيامبران الهى ، تابع آداب ورسوم گذشتگان نيست . ما سمعنا بهذا فى آبائنا

۳- در پذيرش عقايد، منطق وبرهان ملاك است ، نه سيره ى پدران . ما سمعنا بهذا فى آبائنا (پيشينه نداشتن يك تفكّر، دليل نادرستى آن نيست)

۴- برخى انسان ها، منطق روشن را فداى گذشته تاريك مى كنند. جاءهم باياتنا بيّنات ما سمعنا بهذا فى آبائنا الاوّلين

 (۳۷) وَ قَالَ مُوسَى رَبِّىَّ اءَعْلَمُ بِمَن جَآءَ بِالْهُدَى مِنْ عِندِهِ وَمَن تَكُونُ لَهُ عَقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لاَيُفْلِحُ الظَّلِمُونَ

ترجمه :

و موسى (در پاسخ تكذيب فرعونيان) گفت : پروردگار من به كسانى كه از جانب او آمده اند، آگاه تر است و (مى داند) سرانجام (نيك) آخرت براى چه كسانى است . بدرستى كه ستمكاران رستگار نخواهند شد.

نكته ها :

در آيه ى قبل آمد كه فرعونيان با گستاخى كامل ، معجزات الهى را سحر معرّفى كرده و اظهار داشتند كه ما در تاريخ نياكانمان چنين حرف هايى نشنيده ايم ، در اين آيه حضرت موسى به كنايه به آنان مى فرمايد: شما دروغ مى گوييد، زيرا قبل از من ، كسانى چون حضرت يوسف چراغ هدايت نياكان شما را در دست داشته و دين ابراهيم را ترويج مى كرده اند.

۶۱

پيام ها :

۱- در برابر تكذيب كفّار كه معجزات را سحر مى خوانند، بايد به خدا توكّل كرد. ما هذا الاّ سحر... ربّى اعلم ...

۲- ادّعاهاى پوچ را با شعارهاى الهى خنثى سازيم . ما هذا الاّ سحر... ربّى اعلم

۳- خداوند، هيچ گروهى را بى راهبر و راهنما نگذاشته است . ربّى اعلم بمن جاء بالهُدى

۴- هدايت يافتگان ، خوش عاقبتند. له عاقبة الدّار

۵- توجّه به معاد، در راءس برنامه هاى انبيا بوده است . مَن تكون له عاقبة الدّار

۶- كسانى كه انبيا را ساحر مى نامند، ستمگرانى بد عاقبت اند. لايفلح الظالمون

 (۳۸) وَقَالَ فِرْعَوْنُ يََّاءَيُّهَا الْمَلاَُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِى فَاءَوْقِدْ لِى يَهَمَنُ عَلَىالطِّينِ فَاجْعَل لِّى صَرْحاً لَّعَلِّىَّ اءَطَّلِعُ إِلَىَّ إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّى لاََظُنُّهُ مِنَ الْكَذِبِينَ

ترجمه :

وفرعون گفت : اى بزرگان قوم ! (اگرچه) من جز خودم معبودى براى شما نمى شناسم (امّابراى تحقيق بيشتر) اى هامان ! براى من آتشى بر گِل بيفروز (و آجر تهيه كن) پس برجى بلند براى من بساز، شايد (به واسطه بالا رفتن از آن) به خداى موسى دست يابم . و همانا من او را از دروغگويان مى پندارم .

۶۲

نكته ها :

كلمه ى «صَرح» به معناى ساختمان بلند است . اين آيه نشان مى دهد كه در مصر قديم ، هم كوره هاى آجرپزى بوده و هم قدرت بر ساختن برج داشتند.

پيام ها :

۱- روحيّه ى استكبارى ، مانع پذيرش حقّ است . فرعون گفت : جز خودم هيچ خدايى براى شما نمى شناسم . ما علمت لكم من اله غيرى

۲- مستكبران ، عقايد و افكار خود را به ديگران تحميل مى كنند. ما علمت لكم من اله

۳- شعار مستكبران اين است : هر چه را من نمى شناسم ، پس وجود ندارد. ما علمت ...

۴- توقّع ديدن خداوند با چشم ظاهرى ، تفكّر فرعونى است . اَطّلع الى اله موسى

۵ قدرت نمايى ، عوام فريبى با ژست تحقيق و بررسى ، و منحرف كردن افكار عمومى ، از شيوه هاى مستكبران است . فاوقد لى يا هامان ...

۶- مستكبران ، خود را محور همه چيز مى دانند. (فرعون به هر مناسبتى خود را مطرح مى كرد) ما علمتُ غيرى اءوقد لى فاجعل لى لعلّى اطّلع اِنّى لاظّنه

۶۳

 (۳۹) وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِى الاَْرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوَّاْ اءَنَّهُمْ إِلَيْنَالاَ يُرْجَعُونَ

ترجمه :

او (فرعون) و سپاهيانش به ناحقّ در زمين تكبّر ورزيدند و پنداشتند كه آنان به سوى ما بازگردانده نمى شوند.

پيام ها :

۱- مردم از دين حاكمان پيروى مى كنند. استكبر هو و جنوده

۲- معيار ستايش ها و انتقادهاى قرآن ، حقّ است . بغير الحقّ

۳- غفلت از گذرا بودن دنيا و گمان به جاودانگى ، زمينه ساز خوى استكبارى است . وظنّوا اءنّهم الينا لا يرجعون

۴- عدم اعتقاد و توجّه به معاد و حساب ، زمينه ى شكل گيرى استكبار است. لايرجعون

استكبار و مستكبر

در طول تاريخ ، افراد مغرور و متكبّرى بوده اند كه خودشان را محور و مركز همه چيز مى پنداشتند. در اين سوره فرعون مى گويد: ما علمتم لكم من اله غيرى من جز خودم براى شما معبودى سراغ ندارم و هنگامى كه ساحران به موسى ايمان آوردند گفت : آمنتم به قبل اءن آذن لكم آيا بدون اجازه ى من به موسى ايمان آورده ايد.

فرعون توقّع دارد كه هيچ كس بدون اجازه او، هيچ عقيده اى نداشته باشد. امروز نيز فرعون ها و ابرقدرت هايى هستند

۶۴

كه مى خواهند خود را محور سياست و اقتصاد جهان بدانند.

مستكبران گاهى براى قدرت نمايى ، فرد يا گروه يا كشورى را نابود مى كنند يا مورد لطف قرار مى دهند. نظير نمرود كه به حضرت ابراهيم گفت : اَنا اُحيى و اُميت (۵۱) حيات و مرگ اين مردم به دست من است ، هر كه را بخواهم مى كشم و هر كه را بخواهم از زندان آزاد مى كنم .

مستكبران ، گاهى زرق و برق و جلوه هاى مادى را به رخ مردم مى كشند، همان گونه كه فرعون مى گفت : اءليس لى مُلك مصر وهذه الانهار تجرى من تحتى (۵۲) آيا حكومت مصر از آنِ من نيست ؟ آيا نمى بينيد كه اين نهرها از زير كاخ من جارى است ؟

مستكبران ، گاهى با ارعاب ، مردم را به تسليم وادار مى كنند. فرعون به ساحرانى كه به موسى ايمان آوردند گفت : لاُقطّعنّ اءيديكم و اءرجُلكم من خلاف (۵۳) من دست و پاى شما را بر خلاف يكديگر قطع مى كنم .

مستكبران ، گاهى با مانور وخودنمايى ، مردم ساده لوح را فريفته ى خود مى كنند. قارون به گونه اى در كوچه وبازار راه مى رفت كه مردم دنياپرست ، آه از دل كشيده و مى گفتند: اى كاش براى ما نيز آنچه براى قارون است وجود داشت . (۵۴)

_________________________

۵۱- بقره ، ۲۵۸.

۵۲- زخرف ، ۵۱.

۵۳- اعراف ، ۱۲۴.

۵۴- قصص ، ۷۹.

۶۵

مستكبران ، گاهى با تطميع مى خواهند مغزها و فكرها را بخرند. فرعون به ساحران گفت : اگر آبروى موسى را بريزيد، من به شما پاداش بزرگى مى دهم وشما را از مقرّبان دربارم قرار مى دهم . (۵۵)

مستكبران ، گاهى با سفرهاى خود دلها را متزلزل مى كنند. قرآن مى فرمايد: گردش كفّار در شهرها تورا مغرور نكند. (۵۶)

مستكبران گاهى با تحقير ديگران جنگ روانى به راه مى اندازند و به طرفداران انبيا نسبت هاى ناروا مى دهند و آنان را اراذل و اوباش مى خوانند.(۵۷)

مستكبران ، گاهى با ايجاد ساختمان هاى بلند و رفيع ، دلربايى مى كنند. فرعون به وزيرش هامان گفت : برجى براى من بساز تا از آن بالا روم و خداى موسى را ببينم ! (۵۸)

واقعاً قرآن چقدر زنده است كه خلق و خوى و رفتار و كردار زشت مستكبران را به گونه اى ترسيم كرده كه با زمان ما نيز قابل تطبيق است .

_________________________

۵۵- اعراف ، ۱۱۴.

۵۶- آل عمران ، ۱۹۶.

۵۷- شعراء، ۱۱۱.

۵۸- غافر، ۳۶.

۶۶

 (۴۰) فَاءَخَذْنَهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَهُمْ فِى الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَقِبَةُ الظَّلِمِينَ

ترجمه :

پس ما (نيز) او و لشكريانش را (با قهر خود) گرفتيم و به دريا افكنديم . پس بنگر كه پايان كار ستمگران چگونه است .

نكته ها :

در اين آيه فرعون و لشكرش به چيز بى ارزشى كه از زمين برگرفته وبه دريا پرتاب شود، تشبيه شده اند. اين تحقير براى آن است كه تمام قدرت ها در برابرقدرت وقهر الهى ناچيزند.

«نَبذ»، يعنى دورانداختن اشياى بى ارزش و بى مقدار است .

پيام ها :

۱- كيفرهاى الهى ، اختصاص به آخرت ندارد. (فرعون در همين دنيا غرق شد) فاخذناه

۲- ياران فرد ستمكار، در سرنوشت او سهيم و شريكند. فاخذناه و جنوده

۳- سرانجام مستكبران ، ذلّت و قهر است . نبذناه

۴- به حوادث تاريخى به ديده ى عبرت بنگريم . فانظر

۵ ستمگران ، سرنوشت مشتركى دارند. عاقبة الظالمين (به جاى عاقبت فرعون فرمود: عاقبت همه ستمگران چنين است)

۶- مهم عاقبت كار است ، نه جلوه هاى زودگذر آن . فانظر... عاقبة الظالمين

۶۷

 (۴۱) وَجَعَلْنَهُمْ اءَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَمَةِ لاَ يُنصَرُونَ

ترجمه :

وآنان (فرعونيان) را پيشوايانى قرارداديم كه به آتش (دوزخ) دعوت مى كنند و (البتّه در) روز قيامت ، يارى نخواهند شد.

 (۴۲) وَاءَتْبَعْنَهُمْ فِى هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَمَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ

ترجمه :

ودر اين دنيا، لعنتى بدرقه آنان كرديم و روز قيامت ، آنان از زشت چهره گان خواهند بود.

نكته ها :

قرآن مجيد همچنان كه در مورد پيشوايان هدايت و نور، كلمه ى «ائمّة» را بكار برده است ، و جعلناهم ائمّة يَهدون باَمرنا (۵۹) اين كلمه را بر جلوداران ضلالت و نار نيز اطلاق فرموده است ، «و جعلناهم ائمّة يدعون الى النّار» و از اينروست كه در قيامت ، هر كس با رهبرى كه در دنيا انتخاب كرده به دادگاه عدل الهى احضار مى شود. يوم نَدعوا كلّ اُناس بامامهم (۶۰) فرعون نيز به عنوان يكى از همين پيشوايان در آن روز قومش را به دوزخ وارد مى كند. يقدم قومه فاوردهم النّار (۶۱)

_________________________

۵۹- انبياء، ۷۳.

۶۰- اسراء، ۷۱.

۶۱- هود، ۹۸.

۶۸

پيام ها :

۱- روحيّه استكبارى ، انسان را رهبر دوزخيان مى سازد. جعلناهم ائمة يدعون الى النّار

۲- تبليغات مستكبرين ، در واقع دعوت به دوزخ است . يدعون الى النّار

۳- مستكبرينى كه امروز به عِدّه و عُدّه دل خوش دارند، در قيامت ، بى كس ‍ وياور خواهند بود. يوم القيامة لا ينصرون

۴- كيفرهاى الهى ، مخصوص آخرت نيست . و اَتبعناهم فى هذه الدّنيا

۵ لعنت ونفرين مردم ، تبلور قهر الهى است . اتبعناهم فى هذه الدّنيا لعنة چنانكه دعاى خير مردم و نام نيك ، نشانه ى لطف خداست . واجعل لى لسان صدق فى الاخرين (۶۲)

۶- نفرين بر ظالم حتّى بعد از نابودى او لازم است . اتبعناهم ... لعنة

۷- زشت كارى هاى دنيوى ، به زشت روئى هاى اُخروى مى انجامد. يوم القيامة هم من المقبوحين

 (۴۳) وَ لَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى الْكِتَبَ مِن بَعْدِ مَآ اءَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الاُْولَى بَصَآئِرَ لِلنَّاسِ وَهُدىً وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

ترجمه :

و به تحقيق بعداز آنكه نسل هاى نخستين را نابود ساختيم ، به موسى كتاب (آسمانى تورات را) عطاكرديم (تا وسيله اى) براى بصيرت مردم و هدايت و رحمت باشد، شايد كه آنان پند گيرند.

_________________________

۶۲- شعراء، ۸۴.

۶۹

نكته ها :

كلمه «بصائر» جمع «بَصيرت» به معناى بينش و آگاهى و كلمه ى «اءبصار» جمع «بَصَر» به معناى چشم است .

پيام ها :

۱- با شكست طاغوت ، زمينه براى صالحان فراهم مى گردد. آتينا موسى الكتاب من بعد ما اهلكنا

۲- پايان كار مستكبران ، هلاكت و نابودى است . اهلكنا القرون الاولى

۳- ديندارى بايد براساس بصيرت باشد. بصائر

۴- احكام الهى ، مايه ى رحمت براى مردم است . للنّاس ... رحمة

۵ كتب آسمانى ، عامل بصيرت و هدايت است . بصائر للناس و هدى

۶- تا انسان بصيرت پيدا نكند، هدايت نمى شود و تا هدايت نشود، لطف ورحمت الهى را دريافت نمى كند. بصائر للنّاس وهُدىً ورحمة

۷- دين ، جزو فطرت انسان هاست و كتب آسمانى آن فطرت را غبارزدايى مى كنند. يتذكّرون

 (۴۴) وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِىِّ إِذْ قَضَيْنَآ إِلَى مُوسَى الاَْمْرَ وَمَا كُنتَمِنَ الشَّهِدِينَ

ترجمه :

و هنگامى كه فرمان (نبوّت) را به موسى داديم ، تو در جانب غربى (كوه طور) حضور نداشتى و از شاهدان نبودى .

۷۰

نكته ها :

عبارت «ما كُنتَ» چهار مرتبه در اين آيه و آيات بعد تكرار گرديده كه بر غيبى بودن اخبارِ تاريخى قرآن تاءكيد دارد.

با مطالعه تاريخ گذشتگان ، مى توان با آنان زندگى كرد، هر چند درميانشان حضور فيزيكى نداشت . حضرت على عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: من گرچه عمر پيشينيان را نداشته ام امّا بخاطر مطالعه ، تفكّر و دقّت در زندگانى وآثار آنان ، گويى يكى از آنان شده و با آنان زندگى كرده ام . (۶۳)

پيام ها :

۱- نقل ماجراى نبوّت حضرت موسى با همه ى ريزه كارى هاى آن ، از زبان كسى كه اُمّى است و در آن زمان ها حضور نداشته ، نشانه ى حقّانيّت و اعجاز قرآن است . ما كنتَ... و ما كنتَ...

۲- داستان هاى قرآن ، از اخبار غيبى است نه از نقل شاهدان عينى . وما كنتَ

۳- بخش غربى كوه طور، محلّ نزول تورات بوده است . بجانب الغربى

 (۴۵) وَلَكِنَّآ اءَنشَاءْنَا قُرُوناً فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَ مَا كُنتَ ثَاوِياً فِىَّ اءَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُواْ عَلَيْهِمْ ءَايَتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ

ترجمه :

ولى ما (اقوامى را) در اعصار مختلف خلق كرديم ، پس زمان هاى طولانى بر آنها گذشت

_________________________

۶۳- نهج البلاغه ، نامه ۳۱.

۷۱

(و آثار انبيا از دلهايشان محو شد، پس تو را با كتاب آسمانى به سوى مردم فرستاديم)، و تو در ميان اهل مَدين اقامت نداشته اى تا (از وضع آنان آگاه باشى و بتوانى) آيات ما را (پيرامون مردم مَديَن) بر آنان (مردم مكّه) بخوانى ، ليكن اين ما بوديم كه تو را فرستاديم (و اخبار قرن هاى پيشين را در اختيار تو قرار داديم).

 (۴۶) وَ مَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَكِن رَّحْمَةً مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْماً مَّآ اءَتَهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

ترجمه :

وآنگاه كه ما (موسى را) ندا داديم ، تو در كنار كوه طور نبودى ، ليكن (اين وحى و اطلاع از اخبار گذشتگان) رحمتى است از جانب پروردگارت تا تو (به واسطه ى آن) قومى را كه پيش از تو هشدار دهنده اى برايشان نيامده بود، هشداردهى ، شايد آنان متذكّر شوند.

نكته ها :

كلمه ى «ثاويا» از ماده ى «ثَوى» و به معناى مقيم مى باشد، چنانكه كلمه ى «مَثوى» از همين ماده ، به معناى جايگاه و قرارگاه است .

پيام ها :

۱- گذشت زمان ، آثار انبياى گذشته را كم رنگ و زمينه را براى آمدن پيامبر اسلام فراهم كرده است . فتَطاول عليهم العُمُر... كنّا مرسلين

۲- بعثت ، سنّت خداوند است . كنّا مرسلين

۷۲

۳- انبيا بدون اتصال به عالم وحى ، همچون ساير مردم اخبار غيبى را نمى دانند. ما كنت ...

۴- مقايسه بين جهل و علم ، عجز و قدرت ، فقر و غنا، نقص و كمال ، كليد خودشناسى و خداخواهى است . ما كنت ... لكن رحمة من ربّك

۵ خاطرات قرآنى ، همگى از سرچشمه وحى است . ما كنت اذ نادينا

۶- بيان داستان هاى حقيقى و عبرت آموز قرآن ، وسيله اى براى رحمت ، تربيت و هشدار است . رحمة من ربّك لتنذر

۷- براى هدايت افراد غافل ، انذار و هشدار، كارسازتر است . لتنذر من نذير (با اينكه رسالت پيامبران در قالب مجموعه اى از بشارات و انذارهاست ، ولى از آنجاكه انذار اثر بيشترى در روحهاى غفلت زده دارد، در قرآن توجّه بيشترى به مساءله ى انذار شده است .)

۸ مردم در انتخاب راه و عقيده آزادند و اجبارى در پذيرش دعوت پيامبران ندارند. لتنذر... لعلّهم يتذكّرون

۹- انسان ها، به واسطه ى فطرت ، مسائلى را در ضمير خويش مى دانند، ولى براى جلوگيرى از فراموشى ، بايد آنها را تذكّر داد. يتذكّرون

 (۴۷) وَ لَوْلاََّ اءَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةُ بِمَا قَدَّمَتْ اءَيْدِيِهمْ فَيَقُولُواْ رَبَّنَا لَوْلاََّ اءَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ ءَايَتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

ترجمه :

و اگر نبود اينكه هرگاه مصيبتى در اثر عملكردشان به آنان برسد، مى گويند: پروردگارا! (ما كه نمى دانستيم) چرا براى ما پيامبرى نفرستادى تا آيات تو را پيروى كنيم و از ايمان آورندگان باشيم ،

۷۳

(ما هرگز پيامبرى به سوى آنان نمى فرستاديم).

نكته ها :

آيه ى قبل هدف آمدن انبيا را انذار و هشدار دانست ، اين آيه هدف ديگر بعثت را كه اتمام حجّت و بستن راه بهانه و عذر است بيان مى كند.

مفهوم آيه اين است كه كفّار مى گويند: بدبختى ومصيبت ما به خاطر عمل فاسدى است كه به سبب نداشتن پيامبر مرتكب شده ايم ، اگرپيامبر مى داشتيم گرفتار نمى شديم ، خداونددر پاسخ مى فرمايد: ما براى اتمام حجّت بر آنها پيامبرانى فرستاديم .

پيام ها :

۱- بسيارى از مصائب و حوادث تلخ ، مولود عملكرد خود انسان است . تصيبهم مصيبة بما قدمت ايديهم آرى اعمال نيك و بد، در همين دنيا نيز اثر خود را مى گذارند.

۲- ايمان به خدا و پيروى از انبيا، رمز نجات از مصيبت هاست . تصيبهم مصيبة لولا ارسلت

۳- عقل ، علم و فطرت ، به تنهايى كافى و كارساز نيست ، وحى لازم است . لولاارسلت

۴- عقاب بدون بيان ، قبيح است . لولا ارسلت (بعثت انبيا يك اتمام حجّت است تا كسى نگويد: ما كه خبر نداشتيم و ندانسته مرتكب خلاف شده ايم .)

۷- پيروى و اطاعت ، نشانه ى ايمان واقعى است . نتّبع آياتك و نكون من المؤمنين

۷۴

 (۴۸) فَلَمَّا جَآءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ لَوْلاََّ اءُوتِىَ مِثْلَ مَآ اءُوتِىَ مُوسَىَّ اءَوَلَمْ يَكْفُرُواْبِمَآ اءُوتِىَ مُوسَى مِن قَبْلُ قَالُواْ سِحْرَانِ تَظَهَرَا وَقَالُوَّاْ إِنَّا بِكُلٍّ كَفِرُونَ

ترجمه :

پس هرگاه از جانب ما (آيات) حقّ براى آنان آمد، گفتند: چرا آنچه (به اين پيامبر) داده شده ، شبيه آن چه به موسى داده شده نيست ؟ (چرا معجزاتى مثل تبديل عصا به اژدها ويا نزول دفعى كتاب ، مثل تورات كه قابل مشاهده باشد ندارد؟! اما) مگر (همين كافران لجوج و بهانه گير) به آنچه قبلا به موسى داده شده بود، كفر نورزيدند؟ (مگر آنها نبودند كه) گفتند: (اين دو كتاب تورات و قرآن) سحرهايى هستند كه پشتيبان يكديگرند و (نيز) گفتند: همانا ما به همه ى آنها كافريم ؟!

نكته ها :

در اينكه جمله ى «سِحران تَظاهرا» اشاره به كدام دو چيز است ، احتمالات زيادى داده شده كه با توجّه به آيه بعد معلوم مى شود مراد، قرآن و تورات است.

پيام ها :

۱- رسالت پيامبر وقرآن ، حقّ است . لولا ارسلت الينا رسولا فلما جاءهم الحقّ

۲- منكرين حقّ، بجاى توجّه به حقّانيّت ، تنها به مقايسه هاى بى اساس ‍ وباطل نظر دارند.جاءهم الحقّ لولا اوتى مثل ما اوتى

۷۵

۳- افراد متحجّر، حاضر به پذيرش حرف جديد و منطقى نيستند. لولا اُوتى مثل ما اوتى موسى

۴- سحر و ساحرى ، شايع ترين تهمتى است كه به انبيا زده مى شود. سحران (منكرين بهانه جو اظهار مى داشتند كه اين قرآن و آن تورات ، دو كتاب سحرند كه از يكديگر پشتيبانى مى كنند.)

۵- غالب بهانه گيران ، داراى سوء سابقه هستند. اءولم يكفروا... من قبل

۶- دشمنان ، منطق و كلام حقّ را خدشه دار مى كنند تا راه را براى انكار خود باز كنند. سحران ... انّا بكلّ كافرون

 (۴۹) قُلْ فَاءْتُواْ بِكِتَبٍ مِّنْ عِندِ اللّهِ هُوَ اءَهْدَى مِنْهُمَآ اءَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَدِقِينَ

ترجمه :

(اى پيامبر! به آنان) بگو: (اكنون كه منكر هر دو كتاب هستيد) اگر راست مى گوييد، شما كتابى از جانب خداوند بياوريد كه از اين دو (كتاب تورات و قرآن) هدايت بخش تر باشد تا من از آن پيروى كنم .

پيام ها :

۱- بايد به ياوه سرايى منكران ، جواب مناسب داد. قل ...

۲- انتقاد به تنهايى كافى نيست ، بايد همراه آن طرح و پيشنهاد داد. سحران تظاهرا... فاءتوا بكتاب

۳- از جمله امتيازات انبيا، تحدّى ومبارزه طلبى در آوردن كتاب يا معجزه است . فاءتوا بكتاب اهدى

۷۶

۴- توراتِ اصلى وقرآن ، بهترين كتاب هاى آسمانى براى هدايت بشر مى باشند. فاءتوا بكتاب ... اهدى منهما

۵- در مقابل كفر و انكار بايد پيروان اديان الهى حامى يكديگر باشند. اءهدى منهماو نفرمود: «اءهدى منّى» آرى ، با اينكه قرآن ، تورات را تحريف شده مى داند، ولى در برابر دشمن مشتركى كه به همه ى كتب آسمانى كافر است و شعار اِنّا بكلٍّ كافرون سر مى دهد، از آن حمايت كرده و آن را در كنار خويش قرار مى دهد.

۶- رهبر آسمانى بايد بهترين سخن و منطقى ترين شيوه را در مقابل مخالفان ارائه دهد. فاءتوا بكتاب ... اهدى منهما اتّبعه

۷- ملاك ومعيار، تبعيّت از بهترين هاست . اهدى منهما اتّبعه

۸ در گزينش مربّى ، دوست وكتاب ، هدايت بخش بودن ، معيار است . اهدى منهما اتّبعه

۹- انسان از آوردن كتابى برتر از قرآن وتورات اصلى عاجز است . اِن كنتم صادقين

 (۵۰) فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكَ فَاعْلَمْ اءَنَّمَا يَتَّبِعُونَ اءَهْوَآءَهُمْ وَ مَنْ اءَضَلُّ مِمَّن اتَّبَعَ هَوَيَهُ بِغَيْرِ هُدىً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّلِمِينَ

ترجمه :

پس اگر (خواسته و پيشنهاد) تو را نپذيرفتند، بدان كه آنان پيرو هوسهاى نفسانى خويش اند و كيست گمراه تر از آن كس كه بدون (پذيرش حقّ و توجّه به) هدايت و رهنمون الهى ، از هوس خود پيروى نمايد؟همانا خداوند، قوم ستمگر را هدايت نمى كند.

۷۷

نكته ها :

براى انسان سه دشمن معنوى شمرده اند: جلوه هاى دنيوى ، تمايلات نفسانى و وسوسه هاى شيطانى . در اين ميان ، دنيا و جلوه هاى آن همچون كليدى است كه با حركت به يك سوى ، در را باز مى كند و با حركت به سوى ديگر مى بندد، يعنى هم مى توان از آن بهره ى خوب گرفت و هم مى توان آن را در راه بد بكار برد. وسوسه هاى شيطانى نيز اگر چه نقش آفرين هستند ولى انسان را به گناه مجبور نمى كنند، مضافا بر اينكه ، شيطان در دل اولياى خدا راه نفوذ و تسلّطى ندارد. امّا دشمن دوّم كه از همه كارسازتر است ، هواها و تمايلات نفسانى است كه خطرناك ترين دشمن انسان بشمار مى رود. (۶۴)

پيام ها :

۱- گاه هواپرستى با تبليغات ، توجيهات ، مغالطه كارى و طرفدارى اكثريّت چنان جلوه مى كند كه شناخت آن ، بصيرت و دقّت لازم دارد. فاعلم

۲- آنجا كه هدايت پذيرى نباشد، هواپرستى حاكم است . لم يستجيبوا... يتّبعون اهوائهم

۳- منكران حقّ وهواپرستان ، گمراه ترين مردم هستند. من اضلّ ممّن اتّبع هواه

۴- هدايت واقعى ، هدايتى است كه از علم و حكمت بى نهايت سرچشمه گرفته باشد. هدىً من اللّه

_________________________

۶۴- تفسير اطيب البيان .

۷۸

۵- هواپرستى ظلم است وهواپرستان از هدايت الهى بدورند. انّ اللّه لايهدى القوم الظالمين

 (۵۱) وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

ترجمه :

وما پيوسته براى آنان سخن گفتيم (و آيات قرآن را برايشان نازل كرديم) شايد كه پندگيرند ومتذكّر شوند.

 (۵۲) اءلَّذِينَ ءَاتَيْنَهُمُ الْكِتَبَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُونَ

ترجمه :

(برخى از) آنان كه پيش از اين (قرآن) كتابشان داديم ، همانها به آن (قرآن) ايمان مى آورند.

نكته ها :

كلمه «وَصّلنا» از «وَصل»، به معناى ارتباطدادن ومتّصل كردن است . مراد از اين اتّصال يا پى در پى بودن تذكّرات است و يا هماهنگى و هم سويى مطالبى كه ارائه مى شود.

از سنّت هاى خداوند، هدايت انسان هاست كه لحظه اى قطع نمى شود؛ اِنّ علينا للهُدى (۶۵) و از طريق آيات الهى ، انبيا واوصيا عليهم السلام و علماى دين، تداوم مى يابد؛ وَصّلنالهم وچنانچه منطقه اى به اين هدايت الهى دسترسى نداشت، مى بايست

_________________________

۶۵- ليل ، ۱۲.

۷۹

گروهى از آن منطقه كوچ كرده و با تفقّه در دين ، مردم را از آن بهره مند سازند.(۶۶)

پيام ها :

۱- در تربيت بايد تذكّرات ، تدريجى ، گام به گام ، مكرّر و متنوّع باشد. وصّلنا (آرى با يك يا دو تذكّر مختصر نبايد انتظار اصلاح وتربيت داشت)

۲- آيات قرآن داراى يك نوع همسويى و پيوستگى است . وصّلنالهم القول

۳- همه ى آيات الهى ، كتب آسمانى و رهبران دينى ، يك حرف و هدف را دنبال مى كنند. وصّلنا لهم القول

۴- انسان ، موجودى فراموشكار است و نياز به تذكّر دارد. يتذكّرون

۵ اهل كتاب واقعى ، كسانى هستند كه با ديدن اسلام ، ايمان مى آورند. الّذين آتيناهم الكتاب ... به يؤ منون

 (۵۳) وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوَّاْ ءَامَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَآ إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ

ترجمه :

و زمانى كه (قرآن) بر آنان تلاوت شود، گويند: ما به آن ايمان آورديم ، همانا آن ، حقّى است از طرف پروردگارما (و) ما پيش از اين (نيز) اهل تسليم بوده ايم .

_________________________

۶۶- توبه ، ۱۲۲.

۸۰