حکایت های گلستان سعدی به قلم روان

حکایت های گلستان سعدی به قلم روان0%

حکایت های گلستان سعدی به قلم روان نویسنده:
گروه: کتابخانه شعر و ادب

حکایت های گلستان سعدی به قلم روان

نویسنده: آیت الله محمد محمدی اشتهاردی
گروه:

مشاهدات: 97388
دانلود: 6374

حکایت های گلستان سعدی به قلم روان
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 18 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 97388 / دانلود: 6374
اندازه اندازه اندازه
حکایت های گلستان سعدی به قلم روان

حکایت های گلستان سعدی به قلم روان

نویسنده:
فارسی

گلستان کتابی است که سعدی یک سال پس از اتمام بوستان، کتاب نخستش، آن را به نثر آهنگین فارسی در یک دیباچه و هشت باب «سیرت پادشاهان»، «اخلاق درویشان»، «فضیلت قناعت»، «فوائد خاموشی»، «عشق و جوانی»، «ضعف و پیری»، «تأثیر تربیت» و «آداب صحبت» نوشت.

غالب نوشته های آن کوتاه و به شیوهٔ داستان ها و نصایح اخلاقی است.

به دوستان و عزیزانی که علاقمند به مطالعه در زمینه ی شعر و ادب هستند این کتاب پیشنهاد می شود.

امیدواریم تلاش این مجموعه مورد توجه مخاطبین عزیز قرار گیرد. ما را با نظرات و پیشنهادات خویش، در راستای بهبود سطح کیفی مطالب وب سایت کمک نمائید.

سفرهای طولانی سعدی

سعدی پس از تحصیلات خود در دانشگاه نظامیه بغداد، به سفرهای طول و دراز دست زد. او در آن عصر و با وسایل آن زمان به شهرهای روم، حجاز، شام، هند، کاشغر، سومنات، مصر و... سفر کرد. سفرش از شیراز، در سال 620 یا 621 شروع شد و تا سال 655 هجری ادامه یافت، و در همین سال به شیراز باز گشت و تألیفات خود را در این زمان در شیراز نوشت. او پس از 30 یا 35 سال مسافرت و جهانگردی با کوله باری از تجربیات گوناگون ملتهای مختلف، و دستی پر از معلومات بشری به وطن باز گشت.(16)

او در مورد سفرهای طولانی خود می گوید:

در اقصای عالم بگشتم بسی

بسر بردم ایام با هر کسی

تمتع ز هر گوشه ای یافتم

ز هر خرمنی خوشه ای یافتم(17)

شاعر معروف، جامی می گوید:

سعدی، اقالیم را گشته و بارها به سفر حج پیاده رفته.(18)

و بنا به نقل دولتشاه:

سعدی چهارده نوبت به حج رفته و برای جهاد به سوی روم و هند رهسپار شده است.(19)

او از مسافرت و جهانگردی خسته نمی شد. کتاب بوستان و گلستان او نتیجه تجربه هایی است که در محفلها و شهرها و کشورهای گوناگون به دست آورده است.

گویند: یکی از آشنایان سعدی به او گفت: (این همه تجربه ها را از کجا به دست آورده ای؟)

سعدی در پاسخ گفت: (از سفرهای دور و دراز.)

او پرسید: (چگونه این همه خستگی سفر را تحمل کردی؟)

سعدی در پاسخ گفت:

تهی پای رفتن به از کفش تنگ

بلای سفر به که در خانه جنگ

حاضران دانستند که همسر سعدی، خوش اخلاق نیست. یکی از حاضران گفت: (با این حال همسر شیخ سعدی، برای ما مرد حکیم و عاقلی پرورش داد.(20)

علت شهرت او به سعدی

واژه سعدی، لقب شعری (تخلص) اوست. از این رو به این لقب شهرت یافته است. درباره اینکه او این واژه را از کجا اقتباس کرده، دو قول است:

1. از نام (سعدبن زنگی بن مودود سلغری) از اتابکان (که در سال 599 تا 623 در شیراز حکومت می کرد و در آن سامان، امنیت به وجود آورد.)

2. از نام نوه او (سعدبن ابی بکر بن سعدبن زنگی)

بیشتر محققان، قول دوم را برگزیده اند، زیرا تاریخ نگارش گلستان و بوستان، با تاریخ حکومت سعدبن ابی بکر، هماهنگ است.(21)

دکتر خطیت در مقدمه شرح گلستان خود می نویسد: (سعدی بوستان را به نام ابوبکر سعدبن زنگی نوشت، و گلستان را به نام (سعدبن ابی بکر) فراهم نمود.)

شأن و مقام علیعليه‌السلام و خاندانش در اشعار سعدی

گرچه مطابق قائن، سعدی در مذهب شافعی است و شاید تحت تأثیر فرزند اولین مربی و معلمش بعد از پدر، یعنی دایی اش علامه قطب الدین شیرازی شافعی قرار گرفته، ولی در وصف امیر مؤ منان علیعليه‌السلام و خاندان رسالت - از نظر کمی و کیفی - بهتر از دیگران سخن گفته و شرط انصاف را رعایت کرده، تا آنجا که می گوید:

کس را چه زور و زهره که وصف علی کند

جبار در مناقب او گفته هل اتی

زور آزمای قلعه خیبر که بند او

در یکدگر شکست به بازوی لافتی

مردی که در مصاف(22) زره پیش بسته بود

تا پیش دشمنان نکند پشت بر غزا(23)

شیر خدا و صفدر میدان و بحر جود

جانبخش در نماز و جهانسوز در وغا(24)

دیباچه مروت و دیوان معرفت

لشگر کش فتوت(25) و سردار اتقیا

فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست

ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی

پیغمبر آفتاب منیر است در جهان

آلش ستارگان بزرگان بزرگند و مقتدا

یا رب به نسل طاهر اولاد فاطمه

یا رب به خون پاک شهیدان کربلا

یا رب به صدق سینه پیران راست رو

یا رب به آب دیده مردان آشنا

یا رب خلاف امر تو بسیار کرده ایم

امید هست از کرامت عفو ما مضی(26)

دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست

ای اسم اعظمت در گنجینه شفا

گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده اند

ما را بس است رحمت و فضل تو متکا(27)

یکی دیگر از اشعار سعدی که نمایانگر علاقه او به خاندان رسالت و در وصف پیامبر اسلامصلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم آمده، چنین است:

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

تألیفات ارزشمند سعدی

محقق بزرگ، دهخدا می نویسد:

مشرف الدین، مصلح بن عبدالله، سعدی شیرازی، نویسنده و گوینده بزرگ قرن هفتم، در شیراز به کسب علم پرداخت. سپس به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تعلیم مشغول شد. سعدی سفرهای بسیاری کرد و در زمان سلطنت اتابک، ابوبکربن سعدبن زنگی (623 - 668 ه - ق) به شیراز باز گشت و تصنیف (سعدی نامه) یا بوستان (در سال 655) و گلستان (در سال 656) پرداخت. علاوه بر اینها، قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیع بند، رباعیات، مقالات و قصاید عربی دارد که همه آنها را در کلیات وی جمع کرده اند.

امتیاز بزرگ سعدی در غزل عاشقانه و مثنوی اخلاقی، و نثر فنی به سبک مقاله(28) نگاری است(29)

مجموعه کلیات سعدی که اکنون در دسترس است، حاوی همه آثار قلمی سعدی است که عبارتند از: مجالس، گلستان، بوستان غزلیات، قصاید فارسی، رباعیات، ترجیحات، قطعات، مثنویات، مطایبات، ملمعات، مثلثات و قصاید عربی.

نگاهی به گلستان سعدی

گلستان سعدی، مجموعه ای از گنجینه ها و گوهرهای فرهنگی است. بر اساس اینکه بهشت دارای هشت باب (در) است، هشت باب زیر تشکیل شده است:

باب اول: در سیرت پادشاهان.

باب دوم: در اخلاق درویشان.

باب سوم: در فضیلت قناعت.

باب چهارم: در فواید خاموشی.

باب پنجم: در عشق و جوانی.

باب ششم: در ضعف و پیری.

باب هفتم: در تأثیر تربیت.

باب هشتم: در آداب صحبت.

سخن در وصف گلستان سعدی و زیبایی واژه ها و عمق بیان دلنشین سعدی، بسیار است

کوتاه سخن آنکه: سعدی به زبان همه ملل سخن گفته، و گفتارش بعد از هفتصد و پنجاه و هشت سال تازه است و گویی برای امروز جهان نوشته شده است. از این رو زبانهای زنده جهان از جمله به زبان فرانسوی، لاتینی، آلمانی انگلیسی، عربی و ترکی ترجمه و به جهانیان گزارش شده است و مردم دنیا او را به عنوان معلم راستین ادب و اخلاق می شناسند.

دکتر (فوزی عطری) نویسنده سرشناس عرب می نویسد:

گلستان سعدی کتابی است که در زمینه پرورش ادب و اخلاق، تحریر شده و به همین جهت علاوه بر ایران، در سایر کشورها نیز به عنوان کتاب درسی، مورد مطالعه دانش آموزان و دانشجویان قرار گرفته و با این وجود از لطافت و ظرافت خاصی هم برخوردار است.... اعتقاد عمومی بر این است که شیخ شیراز، شاعر و نویسنده ای فقط متعلق به ایران نیست.

دکتر فوزی در مقاله ای تحت عنوان «سعدی شیرازی، شاعری که به زبان همه جهان سخن گفت» ، می نویسد:

وقتی (بنیامین فرانکلین) یکی از عبارات گلستان سعدی را شنید، تعجب زده گفت: (خدایا چه می شنوم؟ بی شک این عبارت یکی از عبارات گمشده تورات است.) و (امرسون) با برداشتی که از کتاب سعدی داشته، سعدی را شاعری دانسته که به زبان همه ملته سخن گفته است(30)

در اینجا به نظرم جالب آمد که نکته ای در شأن سعدی از حضرت اما خمینی رحمة الله علیه بگویم، تا هم شأن سعدی در هنر را دریابیم و هم یادگاری از اما خمینی رحمة الله علیه زینت بخش این سطور گردد.

در یکی از روزها عروس امام، همسر مرحوم حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج احمد آقارحمه‌الله با اصرار از امام در خواست می کند که اشعاری را بسراید و او اهدا کند، اما در ضمن گفتاری به او می فرماید:

شاعر اگر سعدی شیراز است

بافته های من و تو بازی است(31)

دکتر خلیل خطیب می نویسد:

گلستان را باید فرآورده آزمونها و نمودار مطالعه سعدی در افکار و احوال و اخلاق و آداب مردمی شمرد، که وی در سفر سی ساله با آنان سروکار داشته و از راز درونشان آگاه گشته و از هر یک اندرزی شنیده و نکته ای آموخته و به گنجینه خاطر سپرده است و آنگاه در فراغ بال چند ساله ای که در روزگار سلغریان یافته، این گهرهای تابناک را به رشته تحریر کشیده و گیسوی عروس سخن را به زیور نظم و نثر گرانبهای خویش بیاراسته است.

نبوغ سعدی در نویسندگان و گویندگان از گلستان، نیک نمایان است و اگر استاد جز همین اثر را به یادگار نمی گذاشت، بر اثبات بزرگی وی کافی بود. سعدی در گلستان آموزگاری خردمند است که جویندگان فضیلت را گاه با نقل افسانه و داستان به شیوه مقامه نویسان و گاه با حجت و برهان و استناد به تاریخ، به شناخت خوب و بد، توان می بخشد. از گفتن حق بیم ندارد، بر نقایصی که در اجتماع می بیند، پرده نمی پوشد، عشوه ده رشوت ستان نیست. کلام بکرش هم فلسفی است، هم عرفانی و هم به معیار دین، درست تو هم به آیین اخلاق، پسندیده.

وی فرزانه ای روانشناس است که داروی تلخ نصیحت را با شهد ظرافت آمیخته، تا نازک طلبان و نازنینان جهان هم از گفتارش ملول نشوند، این است که دانایان سخن، سعدی را زبده حکمت و خلاصه معرفت و گلستانش را چون بوستان، و بوستانش را چون گلستان، جان پرور می شمرند...(32)

کتاب حاضر

همیشه هدف بزرگانی چون سعدی این بود که الفاظ را آیینه معنی قرار دهند و آن معنی را به عنوان نصیحت و اندرز، برای هدایت انسانها، به گوش آنان برساند، نه به عکس که معنی را فدای لفظ کنند و را لفظ باز منهای معنی، مردم را سرگرم نمایند.

هدف سعدی در کتابهایش، از جمله، نگارش گلستان، نصیحت و پیام و ارشاد انسانها است، چنانکه خود در آخر مقدمه گلستان گوید:

مراد ما نصیحت بود و گفتیم

حوالت با خدا کردیم و رفتیم

و مردم را تشویق و دعوت می کند که از بوی دل انگیز گلهای کتاب گلستان، بهره جویند که همیشه با نشاط و تازه است، و مانند گلهای گیاهان، زودگذر نیست. در همین رابطه می گوید:

به چه کار آیدت ز گل طبقی؟

از گلستان من ببر ورقی

گل همین پنج روز و شش باشد

وین گلستان همیشه خوش باشد(33)

از ویژگیهای گلستان سعدی اینکه: کاملا ابتکاری و دور از تقلید از این و آن است. سعدی در این مورد گوید: (در همه گلستان، بر خلاف عادت مؤ لفان از اشعار پیشینیان، شعری به عاریت گرفته نشد، و اشعار من با اشعار آنها آمیخته نگردید:)

کهن خرقه خویش پیراستن

به از جامه عاریت خواستن

یعنی: (جامه کهنه و پاره خود را درست گردانیدن و بر تن راست کردن، بهتر از آن است که جامه نوی را به عاریت طلب نمود.)

به این ترتیب غالب گفتار سعدی شادی آور، خوشبو و نمکین و تازه است.(34)

گرچه گلستان سعدی پس از هفتصد و پنجاه و هشت سال، هنوز طراوت و تازگی خود را حفظ کرده است، ولی بر همگان روشن است که به خاطر سنگینی بیان آن عصر، برای توده مردم امروز قابل فهم نیست و جز خواص از آن بهره مند نمی شوند. بنابراین برای بهره مندی همه مردم، لازم آمد که به قلم روان و همگانی نگارش یابد تا در دسترس و بهره گیری همگان قرار گیرد.

بر همین اساس، پس از آنکه گزیده ای از (داستان مثنوی) مولانا جلال الدین را به قلم روان در سطح عموم نوشتم و در سطح وسیع انتشار یافت، بر این فکر بودم که حکایات (گلستان سعدی) را نیز به قلم روان بنویسم و تقدیم نمایم. اشتغالات به من فرصت نمی داد تا اینکه ناشر محترم (انتشارات نبوی) پیشنهاد دادند و تأکیداتشان موجب شد که همت گمارم و به این کار مثبت جامه عمل پوشم. خدا را شکر که بر این کار توفیقم داد.

تذکر چند نکته

در اینجا تذکر چند نکته لازم است:

1. ما در این کتاب، نثر حکایتهای گلستان سعدی را به قلم روان روز در آورده ایم و اشعار فارسی آن را به همان قالب خود حفظ نموده ایم، و به توضیح اشعاری که فهم معنی آن مشکل بود در پاورقی پرداخته ایم.

2. در بسیاری از موارد نثر، نیاز به توضیح بود که آن را در بین دو کروشه در متن و یا بدون کروشه، در پاورقی، آورده ایم.

4. گاهی در متن حکایتها، اشعار عربی وجود داشت که از ذکر آنها خودداری شد، با توجه به اینکه معنی آنها در اشعار فارسی یا در نثر آمده است.

5. برای توضیح، از شرح گلستان سعدی، تألیف آقای دکتر خلیل خطیب، بهره فراوان برده ایم.

6. در مواردی اندک، از ذکر چند حکایت به عللی، از جمله بدآموزی ظاهری آن و یا اینکه مقصود ما را در راستای هدف از تنظیم این کتاب، (نصیحت و عبرت) تأمین نمی کرد، خودداری شد.

7. لازم به تذکر است که تنها حکایتهای گلستان سعدی، در این کتاب، بازنویسی شده، نه مثالها یا نصایح و مطالب دیگر این کتاب که جنبه حکایت ندارند (مانند بیشتر مطالب باب هشتم)

به هر حال گلستان سعدی را چون دریایی پر از معارف، نصایح، عرفان، عشق و شور یافتم. گاهی خود را در میان امواج این دریا در تلاطم می دیدم و از پیشروی درمانده می شدم، بی اختیار این شعر در صفحه دلم روان و بر زبانم جاری می گردید که:

شناوری که نه سزای محمدی ها است

غریق جهل کجا و شنا در این دریا

این کتاب در وجود من اثر بسزا گذاشت، به امید آنکه اندرزها و سخنان از دل برخاسته و عرفانه سعدی، آن پیر خرد و مرشد نصیحت که برگرفته از آیات قرآن و روایات اسلامی و تجربیات بسیار است، و در یک کلمه ثمره یک عمر رنج و تلاش سعدی است و چکیده ای از دانشها و حکمتهاست، در راستای پاکسازی و نوسازی و بهسازی ما سودمند گردد، و ما را در بهره گیری صحیح از ارزشهای والای عرفانی و اخلاقی و عشق به معبود حق، یار و یاور باشد، که سعدی در مورد بهره گیری عرفانی از کتاب گلستان می گوید:

اگر مجنون لیلی زنده گشتی

حدیث عشق از این دفتر نبشتی

حوزه علمیه قم

محمد محمدی اشتهاردی

زمستان 1373ش