درس هایی از مکتب امام صادق (علیه السلام)

درس هایی از مکتب امام صادق (علیه السلام)0%

درس هایی از مکتب امام صادق (علیه السلام) نویسنده:
گروه: امام صادق علیه السلام

درس هایی از مکتب امام صادق (علیه السلام)

نویسنده: محمد تقی حکیم
گروه:

مشاهدات: 4829
دانلود: 1270

توضیحات:

درس هایی از مکتب امام صادق (علیه السلام)
جستجو درون كتاب
  • شروع
  • قبلی
  • 194 /
  • بعدی
  • پایان
  •  
  • دانلود HTML
  • دانلود Word
  • دانلود PDF
  • مشاهدات: 4829 / دانلود: 1270
اندازه اندازه اندازه
درس هایی از مکتب امام صادق (علیه السلام)

درس هایی از مکتب امام صادق (علیه السلام)

نویسنده:
فارسی

تذکراین کتاب توسط مؤسسه فرهنگی - اسلامی شبکة الامامین الحسنین عليهما‌السلام بصورت الکترونیکی برای مخاطبین گرامی منتشر شده است.

لازم به ذکر است تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی، روی این کتاب انجام گردیده است.

نام کتاب: درس هایی از مکتب امام صادقعليه‌السلام

نویسنده:محمدتقی حکیم

مقدمه

این است ششمین پیشوای ما

قدی متوسط، صورتی درخشان، مویی سیاه و مجعد، بینی ای کشیده، دو طرف پیشانی بی مو، بر گونه ی او خالی سیاه و بر بدن وی خال های قرمز.(۱)

انسانی جلیل، شخصی با ابهت، به همه ی محامد آداب متصف، از همه ی صفات رذیله بر کنار، آثار زهد و عبادت از سیمای او هویدا، نشانه های خلوص و بندگی در وی به حد اعلی، دوست و دشمن به برتری او مقر و به عجز و ناتوانی خود معترف.(۲)

چشم اندازی بی پایان، دریایی بیکران، امواجی خروشان علم او، راستی علم او!(۳)

مغزی بزرگ، فکری مستقیم، اندیشه ای عمیق. از او می پرسند، همه می پرسند. می گویند، مثل او نمی گویند. حمله می کنند، شکست خورده به عقب بر می گردند. خطا می گویند، صواب می شنوند. مرکز اوست. محور اوست. اگر امضا کرد، درست است. اگر رد کرد، نادرست است. تأملی در کار نیست، مگر برای اینکه طرف بیشتر تشنه شود.(۴)

دانایان در مقابل او نادان، استادان در برابر وی شاگرد، هر چه ندانند او داند و بیاموزد و هر چه نفهمند او درک کند و بفهماند.(۵)

هر که او را می شناخت که می شناخت. و هر که او را نمی شناخت از همان دم که لب می گشود و سخن آغاز می کرد، می گفت: «به یقین این مرد، عالم اهل بیت، جعفر بن محمد است».

در حضر، خانه ی او مرکز فضیلت و محضر او دانشگاه علوم و خود او برای استفاده های علمی انگشت نما بود. هر محققی برای رفع اشکال خود در برابر او زانو می زد و هر تازه واردی به منظور کسب فیض به سوی او هدایت می شد.(۶)

هنگامی که آهنگ سفر می کرد و به راه می افتاد، گویی کاروانی از دانش و بینش است که به راه افتاده، و دایرة المعارفی از فنون است که در وجود یک انسان گرد آمده است.

هر جا که وارد می شد، محل تجمع تشنگان علم وادب می گشت، و هر کجا که می نشست دل باختگان معارف و کمالات دور او حلقه می زدند. جایی نبود که از پرتو نور دانش او بی فروغ ماند، و عاشق علمی نبود که از فضیلت او کامیاب نشود.(۷)

موقعی که به مکه مشرف می شد، از خدا چنان سخن می گفت که گویی کعبه ی صامت، برای حاجیان به سخن آمده و خدای نادیده در برابر دیدگان آنان مجسم شده است.(۸) فضای عرفات و مشعر و منی به آواز و بیان او آشنا بودند. و آن بیابان های مقدس صدای تکبیر و تهلیل او را تشخیص می دادند.

پرسش های آزمایشی را چنان مفصل و روشن پاسخ می گفت، که سؤال کنندگان را شرمنده و از سؤال پشیمان شان می کرد.(۹) سؤال کوچکی را به نحوی شرح و بسط می داد که سائل مات و مبهوت می شد، و با خود می گفت: «آیا می شود انسان تا این اندازه در علوم و فنون مختلف اطلاعاتی دامنه دار داشته باشد؟»(۱۰)

اشخاصی را که به خیال خود معلومات داشتند و در مقابل وی خود را کسی می دانستند، در میدان سنجش دانش، چنان بر زمین می کوبید که هیچ گاه نمی توانستند در مقابل وی عرض وجود کنند.(۱۱)

مردم متکبر که دستورات دین را بازیچه فرض می کردند و آنها را وسیله ی رهبری و گردآوری مردم عوام می دانستند و شأن خود را بالاتر از آن می پنداشتند که زیر بار آن تکالیف بروند، چنان مجاب و قانع می کرد که تا آخر عمر روی اعتراض نداشتند، و به فکر ایراد گرفتن و پرسیدن از وی نمی افتادند.(۱۲)

آری، این است ششمین پیشوای ما، امام صادقعليه‌السلام !

زندگی حضرت صادق

نام آن حضرت جعفر، کنیه ی او اباعبدالله و مشهورترین لقب آن بزرگوار صادق است.(۱۳) وی روز دوشنبه هفدهم ربیع الاول سال هشتاد و سه هجری در مدینه متولد شد.(۱۴)

پدر وی، امام محمد باقر بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالبعليه‌السلام است. مادر او، فاطمه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر است.(۱۵)

امام صادق دوازده سال از عمر خود را با جد، و نوزده سال را با پدر خویش گذراند و مدت امامت وی بعد از پدر سی و چهار سال بود.(۱۶)

دوران امامت آن حضرت با سال های حکومت دو تن از خلفای بنی امیه: ابراهیم بن ولید و مردان حمار؛ و نیز با حکومت ابوالعباس سفاح - که چهار سال و شش ماه و چند روز طول کشید مقارن بود.

همچنین دو سال از امامت آن حضرت مصادف بود با حکومت بیست و دو ساله ی ابوجعفر منصور.(۱۷)

امام صادق ده فرزند داشت، هفت پسر و سه دختر:

اسماعیل، عبدالله، امام موسی کاظمعليه‌السلام ، اسحاق، محمد، عباس، علی، ام فروه، اسماء، و فاطمه(۱۸)

امام صادقعليه‌السلام در ماه شوال سال یکصد و چهل و هشت هجری در سن شصت و پنج سالگی بدرود حیات گفت و در بقیع (قبرستان مشهور مدینه) در جوار پدرش امام باقر و جدش امام زین العابدین و عمویش حسن بن علی، مدفون شد.(۱۹) .

درسی از امام

مردی خوش لباس و خوش منظر، خانه ای نظیف اثاثی پاک، ظاهری چون باطن آراسته، و زندگی مرتب. آری امام صادق چنین وضعی داشت، و معتقد بود مردم باید آن طور باشند. از این نظر این مطلب را به زبان آورده می فرمود: «خداوند زیبائی و آراستگی را دوست دارد. از فقر و به شکل فقرا در آمدن خوشش نمی آید.(۲۰) هرگاه خداوند به بنده ی خود نعمتی عطا فرمود، دوست دارد آن نعمت را بر او ببیند. چون خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.»(۲۱)

«من هیچ گاه برای مرد نمی پسندم که خداوند به او نعمتی مرحمت فرماید و او آن نعمت را اظهار نکند.»(۲۲) .

و نیز در جواب این سؤال که چگونه اثر نعمت بر آدمی آشکار می شود. فرمود: «لباس خود را نظیف کند خود را خوشبو نماید، خانه ی خود را سفید کند، جلو در خانه را جاروب زند و حتی روشن کردن چراغ پیش از غروب آفتاب فقر را نابود ساخته و رزق را زیاد می کند.»(۲۳)

مردم بدبین و خرده گیر، لباس نیکو را در شأن امام نمی پنداشتند، و در این باره به آن حضرت ایراد می گرفتند و می گفتند: «شما از اهل بیت نبوت هستید و باید به پدران خود تأسی نمایید و پدر شما لباس فاخر نمی پوشید.»(۲۴)

حضرت صادق در جواب آنان، این آیه را تلاوت می کرد:

«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ(۲۵)

چه کسی زینت خدا را که برای بندگانش قرار داده و روزی های پاکیزه و حلال را حرام کرده است.

گاهی امام صادق در پاسخ معترضین که می گفتند: «علیعليه‌السلام لباس خشن در بر می کرد، چرا شما لباس نرم و خوب می پوشید؟»

می فرمود: «علیعليه‌السلام در زمان سختی و ناداری زندگی می کرد. در آن روزگار، لباس خشن زشت شمرده نمی شد. ولی اکنون مردم در آسایش و راحتی به سر می برند. در چنین موقعی سزاوار است که لباس خوب بپوشند و اگر من در این عصر مانند علیعليه‌السلام لباس بپوشم مرا ریاکار می شمرند.»