بیان امیرالمومنین(ع) : شناخت افراد در تحول روزگار
از دیرباز، یکی از دغدغههای اصلی بشر، شناخت خویشتن و همنوعان بوده است. در آموزههای اسلامی، شناخت انسان (انسانشناسی) جایگاه ویژهای دارد؛ چرا که مقدمه خودسازی، جامعهسازی و خداشناسی است. اما سؤال اینجاست که انسانها را در چه شرایطی میتوان به درستی شناخت؟ آیا ظاهر افراد، شاخصی کافی برای ارزیابی شخصیت آنهاست؟ معرفی حدیث نورانی امیرالمومنین علی (ع) و تأکید بر محتوای عمیق آن: امیرالمومنین علی (ع)، که خود نمونه کامل انسانیت و اسوه کرامت بودند، در کلامی پرمعنا و عمیق، پرده از راز شناخت حقیقی شخصیتها برمیدارند: «فِی تَقَلُّبِ الاَْحْوَالِ، عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ»(1) (در دگرگونی حالات، گوهر مردان شناخته میشود). این حدیث نه تنها یک جمله حکمتآمیز، بلکه یک اصل روانشناختی و جامعهشناختی عمیق است که راهنمای ما در ارزیابی خود و دیگران میباشد.
تبیین عبارت «فِی تَقَلُّبِ الاَْحْوَالِ»:
«تقلب الأحوال» تنها به معنای سختیها و مشکلات نیست، بلکه معنای گستردهتری دارد. شامل تغییر از فقر به غنا، از قدرت به ضعف، از گمنامی به شهرت، از بیماری به سلامتی و بالعکس است. حتی دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی، و فراز و نشیبهای زندگی روزمره نیز بخشی از این دگرگونی حالات محسوب میشوند. هر موقعیتی که انسان را از حالت عادی و روزمره خود خارج کند، میتواند میدان آزمایش باشد.
نقش شرایط متغیر در آشکارسازی باطن: انسان در شرایط یکنواخت و بدون چالش، کمتر مجبور به تصمیمگیریهای سخت میشود و اغلب میتواند نقاب بر چهره حقیقی خود بزند. اما به محض تغییر شرایط، به ویژه در مواجهه با فشارها، وسوسهها یا فرصتهای بزرگ، شخصیت حقیقی او نمایان میشود. آیا در سختیها صبر پیشه میکند یا ناشکری؟ آیا در ثروت و قدرت، عدالت را رعایت میکند یا طغیان؟ آیا در هنگام شکست، ناامید میشود یا مقاوم؟
دگرگونی حالات به عنوان غربال الهی: این دگرگونیها را میتوان به مثابه یک غربال یا فیلتر طبیعی دید که ناخالصیها را از گوهر جدا میکند. بسیاری از ادعاهای اخلاقی، دینی و انسانی در شرایط عادی مطرح میشوند، اما در کوران حوادث، محک میخورند و صدق یا کذب آنها مشخص میشود.
چرایی عدم شناخت شخصیت در شرایط عادی: در شرایط عادی، منافع شخصی، روابط اجتماعی، ترس از قضاوت دیگران و حتی عادتها، ممکن است انسان را به رفتارهایی سوق دهند که لزوماً بازتابدهنده باطن حقیقی او نیستند. بسیاری از صفات، مانند شجاعت، سخاوت، صبر یا وفاداری، در شرایط عادی قابلیت ظهور کامل را ندارند و باید در بوته آزمایش قرار گیرند.
گوهر مردان: تفاوت ادعا با واقعیت:
تبیین عبارت «عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ»:
معنای «گوهر»و «رجال»: «گوهر» به معنای اصل و ذات چیزی است، آن بخش اصیل و تغییرناپذیر وجود. «رجال» نیز در اینجا به معنای انسانهاست، فارغ از جنسیت، و بیشتر بر بعد شخصیتی و انسانیت تأکید دارد. پس «گوهر مردان» یعنی اصالت وجودی، ذات حقیقی، ارزشهای باطنی و نهاد اخلاقی انسانها.
تمایز «گوهر»از «نمود» و «تظاهر»: این حدیث به ما میآموزد که ظاهر افراد، موقعیت اجتماعی، ثروت یا حتی گفتار نیکو، لزوماً نشاندهنده گوهر درونی آنها نیست. چه بسا افرادی که در ظاهر بسیار موجه به نظر میرسند، اما در هنگام بحران، خودخواهی، بخل یا بزدلی از خود نشان میدهند. در مقابل، چه بسا افراد گمنامی که در آزمونهای سخت، اوج فضایل انسانی را متجلی میسازند.
گوهر، همان اعتقادات و صفات راسخ: گوهر انسان را باید در اعتقادات راسخ، ارزشهای اخلاقی ثابت، ایمان حقیقی، صبر در برابر سختیها، بخشندگی در هنگام داشتن، و وفاداری در شرایط دشوار جستجو کرد. اینها همان اصولی هستند که در دگرگونی حالات پایدار میمانند.
«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ /وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ»(2)
این آیات به صراحت بیان میکنند که خداوند انسانها را پس از ادعای ایمان، بدون آزمایش رها نمیکند. امتحان الهی، سنت قطعی است برای اینکه صادقان از دروغگویان مشخص شوند. کلمه «فَتَنَّ» (امتحان کردیم) از ریشه «فتن» به معنای گداختن طلا در آتش برای جداسازی ناخالصیهاست.
این آیه، محور اصلی حدیث امیرالمومنین علی (ع) را تأیید میکند. «دگرگونی حالات» همان «فتنه» و آزمایش الهی است که به واسطه آن «گوهر مردان» (صادقان و کاذبان در ادعای ایمان) آشکار میشود. ایمان و شخصیت حقیقی در شرایط آزمایش است که خود را نشان میدهد، نه صرفاً با یک ادعا.
آزمایشهای الهی: وسیلهای برای تشخیص و رشد:
حکمت آزمایشهای الهی: از دیدگاه قرآن و حدیث، آزمایشها و دگرگونی حالات، صرفاً برای شناخت خداوند از انسانها نیست (زیرا او عالم به غیب و شهادت است)، بلکه برای شناخت خود انسان از خویشتن، و برای رشد و تعالی اوست.
جدا شدن حق از باطل و ثبات از تزلزل: دگرگونی حالات، وسیلهای است برای مشخص شدن خط حق از باطل، و نشان دادن کسانی که بر اعتقادات و اصول خود ثابت قدم هستند از کسانی که با کوچکترین تزلزلی، دست از باورهایشان برمیدارند. این جدا شدن در سطح فردی و اجتماعی رخ میدهد.
رشد و تعالی روحی: انسانها در شرایط سخت، ظرفیتهای پنهان خود را کشف میکنند. صبرشان افزایش مییابد، ارادهشان قویتر میشود و ارتباطشان با خالق محکمتر میگردد. همانطور که فلز در آتش خالصتر میشود، روح انسان نیز در کوره آزمایش صیقل مییابد.
«وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ / الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ/ أُولَٰئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ » (3)
این آیات به صراحت انواع آزمایشهای الهی را ذکر میکنند: ترس، گرسنگی، کمبود مال، جان و محصولات. سپس پاداش عظیم صابران را بیان میدارند؛ کسانی که در مصائب میگویند: ما از خداییم و به سوی او بازمیگردیم و بر آنها درود و رحمت الهی و هدایت است.
این آیات نمونههای بارزی از «تقلب الأحوال» را فهرست میکنند و نشان میدهند که در این دگرگونیها، «گوهر»صابران از ناشکران متمایز میشود. این آیات، راهکار مواجهه با بحرانها را نیز بیان میکند: صبر و توکل به خدا که خود نشانهای از گوهر پاک انسانی است.
«وَلَقَدْ صَدَقَکُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ ۖ حَتَّیٰ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَعَصَیْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاکُم مَّا تُحِبُّونَ ۚ مِنکُم مَّن یُرِیدُ الدُّنْیَا وَمِنکُم مَّن یُرِیدُ الْآخِرَةَ ۚ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ ۖ وَلَقَدْ عَفَا عَنکُمْ ۗ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ » (4)
این آیه به واقعه جنگ احد اشاره دارد، جایی که مسلمانان ابتدا پیروز شدند، اما سپس به دلیل اختلاف و نافرمانی گروهی از کمانداران که برای جمعآوری غنایم از جایگاه خود حرکت کردند، شکست خوردند. خداوند میفرماید این اتفاق برای «ابْتَلَاء»(آزمایش) بود تا مشخص شود چه کسی دنیاگراست و چه کسی آخرتگرا.
این واقعه تاریخی نمونهای واضح از "تقلب الأحوال" (تغییر از پیروزی به شکست) و آشکار شدن «گوهر رجال» است. در این بحران، مشخص شد که چه کسانی در ظاهر مطیع و مؤمن بودند، اما در باطن اسیر طمع و دنیاپرستی (که گوهر ناخالص آنها بود) و چه کسانی بر عهد و ایمان خود ثابت قدم ماندند.
بنابراین حدیث شریف امیرالمومنین علی (ع) یک اصل اساسی در شناخت انسان و حکمت آزمایشهای الهی است. این کلام نورانی به ما میآموزد که شخصیت حقیقی افراد نه در گفتار، که در عمل و در هنگام دگرگونی شرایط و مواجهه با چالشها، آشکار میشود. آیات قرآن نیز این حقیقت را تأیید کرده و آزمایش را سنت الهی برای تمییز صادق از کاذب و رشد انسان معرفی میکنند. این بصیرت، هم در شناخت خودمان و هم در ارزیابی دیگران کاربرد حیاتی دارد. به ما کمک میکند تا در شرایط سخت، خود را محک بزنیم و به نقاط قوت و ضعفمان پی ببریم و برای تعالی آنها بکوشیم. همچنین در انتخاب همراهان، دوستان، رهبران و شرکای زندگی، به ما چشم بصیرت میبخشد تا انسان فریب ظواهر را نخورد و گوهر واقعی افراد را درک کنیم. پس به جای گریز از دگرگونی حالات، باید آنها را فرصتی برای رشد و آشکارسازی گوهر حقیقی وجود خود دانست. چرا که تنها در کوران حوادث است که فلز وجود آدمی صیقل مییابد و به کمال میرسد.
پی نوشت:
1.حکمت 217 نهج البلاغه
2.سوره عنکبوت/ آیات 2 و 3
3.سوره بقره/ آیات 155 تا 157
4.سوره آل عمران/ آیه 152

