شبکه فرهنگی الحسنین (علیهما السلام)

ایمان به خدا و هفت هدیه‌ای که زندگیت را زیر و رو می‌کند

0 نظرات 00.0 / 5

آرامش روحی؛ گمشده انسان امروز

زندگی پر است از فراز و نشیب. مشکلات، بیماری‌ها، شکست‌های مالی و عاطفی... همهٔ اینها می‌توانند روح آدمی را فرسوده کنند. اما نکته اینجاست: انسان مؤمن، بی‌مشکل نیست؛ اما در دل طوفان هم آرام است.
راز این آرامش کجاست؟ قرآن پاسخ می‌دهد:
· احساس پشتیبانی از سوی قدرتی بی‌نهایت: «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ» (بقره: ۲۵۷)؛ «خداوند یار و سرپرست مؤمنان است و آنان را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون می‌برد.»· توکل و اعتماد به خدا: «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (طلاق: ۳)؛ «هر کس بر خدا توکل کند، خدا او را کافی است.»· واگذاری نتایج به خدا: مؤمن تمام تلاش خود را می‌کند، ولی نتیجه را به خدا می‌سپارد. اگر به نتیجه نرسید، یقین دارد که خداوندِ دوست و یاور، مصلحتی در این کار دیده است.· راضی بودن به قضا و قدر الهی: مؤمن می‌داند هرچه پیش آید، از سوی حکیمی علیم است و در آن خیری نهفته است.
حدیثی دلگرم‌کننده:امام صادق(ع) می‌فرمایند: «شگفتا از حال مؤمن! هیچ پیشامدی برای او رخ نمی‌دهد مگر اینکه خداوند خیر او را در آن قرار می‌دهد. اگر بدنش با قیچی تکه‌تکه شود، برای او خیر است و اگر مالک شرق و غرب عالم شود، باز هم برای او خیر است.» [۱]
و خلاصهٔ کلام اینکه: آرامشی که در دل مؤمن است، نه از نبود طوفان، که از حضور ناخدایی حکیم در کشتی زندگی نشأت می‌گیرد.

۲. عزت و احساس غلبه؛ ترس را خط پایان است

آیا تا به حال دقت کرده‌ای که چرا قرآن، واژهٔ «عزت» را فقط برای خدا، پیامبر و مؤمنان به‌کار می‌برد؟ «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ» (منافقون: ۸)؛ «عزت از آنِ خدا، پیامبرش و مؤمنان است.»
عزت یعنی احساس قدرت و غلبه، نه ذلت و شکست. کسی که دلش با حقیقت مطلق و قدرت بی‌نهایت پیوند خورده، دیگر از چه کسی باید بترسد؟ او با خدایی سروکار دارد که همهٔ عوالم هستی در برابر او سر تعظیم فرود آورده‌اند.
· کسی که از دشمنان درونی (نفس و هوی و هوس) شکست خورده باشد، از هر چیزی در جهان بیرون نیز می‌ترسد.· اما کسی که بر خود مسلط شده باشد و دل به خدای جهان‌آفرین بسته باشد، در برابر هیچ قدرتی سر خم نمی‌کند و «اشدّاء علی الکفّار» می‌شود.
امام علی(ع) در وصف چنین مؤمنی می‌فرماید: «عظم الخالق فی أنفسهم فصغر ما دونه فی أعینهم»؛ «خالق در جان‌هایشان بزرگ شد، پس هرچه جز او بود، در چشمانشان کوچک گشت.» [۲]

۳. نظم و وقت‌شناسی؛ هنر گمشدهٔ ایمان

انسان مؤمن می‌داند که عمر، سرمایه‌ای است که قابل بازگشت نیست. پس از تک‌تک لحظاتش بهترین استفاده را می‌کند. زندگی او بی‌برنامه نیست؛ چون حساب و کتابی در کار است و «روز حساب» در پیش. نمازهای پنج‌گانه، خود تمرینی برای این نظم و برنامه‌ریزی است. لحظه‌ای تأخیر، ممکن است نماز را قضا کند. اینگونه انسان مؤمن، انسانی منظم، دقیق و برنامه‌ریز بار می‌آید.

۴. نترسیدن از غیر خدا؛ فقط یک دلهره وجود دارد

انسان مؤمن از هیچ موجودی جز خدا نمی‌ترسد. چرا؟ چون همهٔ قدرتمندان عالم، خودشان ذره‌ای از مخلوقات اویند. وقتی تکیه‌گاه تو «الله اکبر» است، دیگر «زید و عمرو» در برابرت هیچ‌اند.
امام باقر(ع) به یکی از یارانشان فرمودند: «آیا تو از کسی جز خدا می‌ترسی؟» آن شخص گفت: «آری.» حضرت فرمودند: «این به خاطر ضعف یقین توست. اگر یقین داشته باشی که همه چیز به دست خداست، از هیچ‌کس نخواهی ترسید.» [۳]
تنها ترس انسان مؤمن، ترس از حساب و کتاب اعمال خویش است. ترسی که مایهٔ رشد و تعالی اوست، نه ترسی که فلجش کند.

۵. خوش‌بینی و امیدواری؛ نیمهٔ پر لیوان را دیدن

ایمان، جهان‌بینی انسان را نسبت به هستی تغییر می‌دهد. فرد باایمان، هستی را بی‌هدف و پوچ نمی‌بیند. او معتقد است:
· جهان هدفی والا دارد: حرکت به سوی کمال و سعادت.· دستگاه آفرینش، حامی نیکوکاران است: اگر تو در مسیر حق گام برداری، تمام عالم به کمکت می‌آیند.· خدا عادل است: پس هیچ کار نیکی بی‌پاسخ و هیچ ظلمی بی‌مجازات نخواهد ماند.
حضرت علی(ع) می‌فرماید: «کسی که به خدا ایمان دارد و پاداش او را باور کرده، هرگز بر انجام کارهای نیک دلسرد و پشیمان نمی‌شود.» [۴]

این دیدگاه، به انسان امید می‌دهد؛ امیدی که موتور محرک زندگی است و افسردگی و ناامیدی را از دل می‌زداید.

۶. تغییر نگاه به مرگ؛ از فنا تا تولدی دوباره

برای انسان بی‌ایمان، «مرگ» یعنی پایان همه چیز. فنا، نابودی و نیستی. اما ایمان، این کابوس وحشتناک را به یک «تولد دوباره» تبدیل می‌کند. مرگ در نگاه مؤمن یعنی:
· انتقال از دنیای فانی به دنیای باقی· کوچ از جهان عمل و کشت، به جهان برداشت و محصول· پرکشیدن از قفس تنگ تن، به آسمان بی‌انتها
امام سجاد(ع) مرگ مؤمن را اینگونه به تصویر می‌کشد: «مرگ برای مؤمن، مانند کندن جامه‌ای چرکین و آلوده از تن است و گسستن غل و زنجیرهای سنگین، و پوشیدن فاخرترین و خوش‌بوترین جامه‌ها و سوار شدن بر راهوارترین مرکب‌ها و ساکن شدن در امن‌ترین منزل‌هاست.» [۵]
وقتی نگاه به مرگ این‌گونه تغییر کرد، انسان مؤمن از مرگ نمی‌هراسد، بلکه با دلی مطمئن برای آن آماده می‌شود و تلاش می‌کند با «عمل صالح» توشهٔ این سفر بزرگ را بربندد.

۷. رهایی از پوچی و هدفدار شدن زندگی

شاید بزرگ‌ترین درد انسان امروز، احساس پوچی و بی‌معنایی باشد. اینکه: «من برای چه به دنیا آمده‌ام؟» «زندگی چه ارزشی دارد اگر در نهایت همه بمیریم؟» «آمده‌ام بخورم و بخوابم و بمیرم؟»
ایمان پاسخ این پرسش‌ها را می‌دهد. قرآن می‌فرماید: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات: ۵۶)؛ «من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه مرا عبادت کنند.» این عبادت، فقط نماز و روزه نیست؛ یعنی زندگی‌ات، کارت، تحصیلت، خانواده‌ات، همه و همه در مسیر بندگی خدا و جانشینی او در زمین باشد.
انسان مؤمن می‌داند:
· خودبه‌خود به وجود نیامده است.· خدایی حکیم او را آفریده است.· برای هدفی بزرگ (عبودیت و جانشینی خدا در زمین) خلق شده است.· از تک‌تک رفتار و گفتارش حساب می‌کشند.
حضرت علی(ع) می‌فرماید: «خدا شما را به حال خود رها نکرده و بیهوده نیافریده است.»  [۶]

جمع‌بندی: ایمان، فراتر از یک باور

فهرست فواید ایمان به خدا، بسیار طولانی‌تر از این هفت مورد است. اما همین چند مورد کافی است تا دریابیم چرا قرآن کریم، مؤمنان را «زنده» و کافران را «مرده» می‌خوانَد.
ایمان به انسان:
· آرامش می‌دهد،

· عزت و قدرت می‌بخشد،

· نظم و هدفمندی می‌آموزد،

· ترس از غیر خدا را از دل می‌زداید،

· خوش‌بینی و امید را زنده می‌کند،

· مرگ را از کابوس به پرواز تبدیل می‌کند،

· و زندگی را از پوچی می‌رهاند.

و چه زیباست کلام امام صادق(ع) که می‌فرماید: «مؤمن از کوه استوارتر است؛ کوه را می‌توان کَند و تراشید، اما از ایمان مؤمن نمی‌توان چیزی کاست.» [۷]


منابع 
[۱] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۱۵۲.
[۲] نهج‌البلاغه، ترجمهٔ محمد دشتی، حکمت ۱۴۳.
[۳] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۶۰.
[۴] عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ترجمهٔ سید هاشم رسولی محلاتی، ح ۸۶۷۳.
[۵] محمد محمدی ری‌شهری، میزان الحکمه، ج ۱۲، ح ۱۹۱۰۷.
[۶] نهج‌البلاغه، ترجمهٔ محمد دشتی، خطبه ۱۵۲.
[۷] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۳۰

نظر خود را اعلام كنید

نظرات كاربران

نظری وجود ندارد
*
*

شبکه فرهنگی الحسنین (علیهما السلام)