شبکه فرهنگی الحسنین (علیهما السلام)

امام صادق (علیه السلام) از دیدگاه ائمه اطهار و اعلام اهل سنت

0 نظرات 00.0 / 5

 

الحمد لله و كفی و سلام علی عباد الذين اصطفی
قال الله تبارك و تعالی فی كتابه (قل لااسئلكم عليه اجرا الا المودة فی القربی)
«بگو ای پيامبر من از شما چيزی در برابر دعوتم جز دوستی نزديكانم نمی طلبم»

 


مقدمه

سپاس و ستايش خداوند يكتا را سزد كه وعدههايش همواره صادق بوده و هست و خواهد بود و سعادت و خوشبختی ابدی را در صداقت صادقان وعده فرموده و درود بر روان پاك و مطهر سرور كائنات حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله (صلی الله عليه وآله) كه اصدق الصادقين است و با به ارمغان آوردن صداقت، كذب را از اعماق سينه ها بيرون كشيد و روح انسانی را در قالب صدق، با صفا و محبت آشنا ساخت. و درود بر اهلبيت (عليهم السلام) گرانقدرش كه چون ذبيح الله صادقانه راه سعادت و نجات را در مدرسه عشق و وفا و دوستی و محبت و زهد و پارسايی به بشر آموختند.
درطول تاريخ بشر همواره كسانی بودهاند كه پس از وفاتشان خلاء نبود آنها كاملاً حس شده است، اما انديشمندان پس از آنها آن خلاء را بنوعی پركردهاند، ولی كم هستند كسانی كه پس از حياتشان انديشه خود آنها به كمك جامعه آمده و بر جامعه حاكم شود بگونهای كه انديشمندان بعد از او پيرامون محور فكری او بينديشند. و امام جعفر صادق (عليه السلام) يكی از معدود كسانی است كه خلاء وجودی حضرتش را جز انديشه های والا و بلند او نتوانسته است پر كند.
لذا او نه چون شمع است كه از سوز و گدازش صحبت شود تا پروانه ها گرد آيند و نه چون خورشيد است كه از تابش نورش حرفی زده شود تا عوام راه جويند كه او اظهر من الشمس است كه پيران طريقت برای شناخت خود نيازمند مصاحبت وجود شريف اويند.
لذا لزوماً برای شناخت بهتر او بدنبال راهروان راه كمال كه از راه پيمودن طريقهی مقدسهی سلوك حضرتش به اوج قله سعادت دست يازيدهاند و بهره وافر بردهاند و در نهايت از بلندای آن قله عظيم، معرفت و عشق را درك كرده و اعتراف به بزرگی و عظمت شخصيت شريفش نمودهاند طی طريق خواهيم نمود و در اين رهگذر از زبان معترف سالكان طريقتش سخن خواهيم گفت.
و با استفاده از عنوان «ما قاله الاعلام فی فضائل الامام الصادق (عليه السلام)» ثمره نخل بارورش را بر تنگدستان خواهيم بخشيد و با بر تن كردن جامه تقوی چون پاك باختگان، راه عزت و شرافت را خواهيم پيمود و تمام سعی و تلاش خود را در راه خدمت بخلق خدا بخاطر رضای حق تعالی بكار خواهيم گرفت و در اين آشفته بازار محبت و صداقت را پسنديده و با قلبی مطمئن به مسير آخرت قدم خواهيم گذاشت.
و اما از بزرگان علم و معرفت و محبان اهل بيت(عليهم السلام) زيادند كسانی كه از محضر شريف حضرتش مستقيماً و يا غير مستقيم بهره بردهاند و درباره ايشان سخنها گفتهاند و مقالات با ارزش به رشته تحرير كشيدهاند ولی ما در اينجا باختصار از كتب اهل سنت بطور مستند و مستدل نظر تنی چند از اعلام ايشان را دربارهی آن حضرت(عليه السلام) ذكر می كنيم. يادشان زنده و روحشان شاد باد.

 


1 ـ امام مالك بن انس

محمد بن زياد ازدی گفت: شنيدم كه مالك بن انس میگويد بر جعفر بن محمد الصادق(عليه السلام)وارد شدم بگونهای كه زياد از من قدرشناسی میكرد و میفرمود «ای مالك تو را دوست دارم و من از اين بابت مسرور میگشتم و خدا را سپاس میگفتم و هيچگاه نشد كه ايشان را ببينم مگر اينكه يا روزه داشتند و يا نماز میخواندند و يا مشغول به ذكر خداوند تبارك و تعالی بودند»
و نيز گفتهاند: «هيچگاه نديدم ايشان را مگر بر سه خصلت نيك يا نماز میخواند و يا روزهدار بود و يا به تلاوت قرآن مشغول بود و هيچگاه ايشان را بیوضو نديدم» (1)

 


2 ـ امام ابوحنيفه

و ابوحنيفه فرموده است «فقيه تر از جعفر بن محمد بچشم نديده ام» (2)

 


3 ـ امام شافعی

ابن حجر عسقلانی گفته است: اسحاق بن را هويه گفت به شافعی گفتم: جعفر بن محمد نزد تو چگونه است؟ شافعی گفت: «ثقة» (3)
يعنی «مورد اعتماد و اطمينان كامل من است»

 


4 ـ عمرو بن المقدام

ابونعيم اصفهانی در كتابش بنام حلية الاولياء از عمرو بن المقدام نقل میكند كه گفت «كنت اذا نظرت الی جعفر بن محمد علمت انه من سلالة النبيين» يعنی «چون نگاه به جعفر بن محمد میكردم میدانستم كه او از سلاله پيامبران است» (4)

 


5 ـ ابن حبان

و باز ابن حجر عسقلانی از قول ابن حبان درباره امام صادق (عليه السلام) میگويد:
ابن حبان گفته: «وی از سادات اهل بيت است كه فقيه و عليم و فاضل بود و به سخنش نيازمند بوديم» (5)
و در روايت ديگری آمده است كه وی تنها كسی بود كه همه فقها و علما و فضلا محتاج و نيازمند سخنش بودند.

 


6 ـ ابوحاتم

و ذهبی در كتاب خود موسوم به تذكرة الحفاظ مینويسد قال ابوحاتم «ثقة لايسأل عن مثله» (6)
يعنی «امام صادق آنگونه مورد اطمينان است كه از كسی همانند او سئوال نمیشود».

 


7 ـ ابن ابی حاتم

و در جای ديگر ابن حجر عسقلانی در كتاب تهذيب التهذيب از ابن ابی حاتم نقل میكند كه گفت از قول پدرش: (جعفر الصادق) ثقة لايسأل عنه. (7) يعنی: «امام جعفر صادق(عليه السلام) شخصيت مورد اطمينانی است كه نياز نيست درباره او از كسی پرسش شود»

 


8 ـ شهرستانی

وی در كتاب خود موسوم به الملل و النحل درباره عظمت و بزرگی حضرت صادق(عليه السلام)می نويسد: «وی به جهت شدة محبتی كه به اُنس با خدا داشت، وحشت داشت كه با مردم تماس داشته باشد و همواره از مردم دوری میگزيد و معتقد بود هر كس با غير از خدا مأنوس شد متوجه وسواس میشود.» (8)

 


9 ـ ابن حجر هيثمی

وی كه يكی ديگر از مؤلفين بنام اهل سنت بشمار میآيد در كتاب خود موسوم به الصواعق المحرقه موضوعی را در رابطه به اينكه شش فرزند از سلاله پاك محمد بن علی (عليهما السلام) بدنيا آمدند كه افضل و كامل تر از همه آنها امام جعفر صادق (عليه السلام) بودند كه پس از وی خليفه و وصی ايشان شدند و مردم از علوم منتشره ايشان به تمامی شهرها سخن گفتهاند و پيشوايان بزرگی از او حديث روايت كردهاند.(9)

 


10 ـ عبدالرحمن بن الجوزی

ابن جوزی كه خود از عرفاء بنام اهل سنت میباشد و از مؤلفين مشهور جهان اسلام است در كتابش موسوم به صفة الصفوة مینويسد «كان (جعفر بن محمد) مشغولا بالعبادة عن حب الرياسة» (10)
يعنی: جعفر بن محمد شخصيتی بود كه مشغوليت فراوانش به عبادت او را از عشق رياست بازداشته و سيراب كرده بود.

 

 

11 ـ شبلنجی

اين عارف بزرگ ربانی نيز كه يكی ديگر از مؤلفين مشهور اهل سنت است در كتاب معروفش به اسم نورالابصار نوشته است: «كان جعفر الصادق (رضی الله عنه) مستجابالدعوة و اذا سأل الله شيئاً لم يتم قوله الا و هو بين يديه» (11)
يعنی: جعفر صادق (رضی الله عنه) مستجاب الدعوه بود و دعايش هميشه مورد قبول حق تعالی واقع میشد و چون از خداوند چيزی میخواست هنوز قولش پايان نيافته بود چيز مورد نظر برايش مهيا بود.

 


12 ـ ابن خلكان

اين مؤلف مشهور و بنام اهل سنت نيز در كتاب خود موسوم به وفيات الاعيان اظهار داشته است: «و كان من سادات اهل البيت و لقب بالصادق لصدقه فی مقالته... و كان تلميذه ابوموسی جابر بن حيان الصوفی الطرسوسی قدألف كتاباً يشتمل علی ألف ورقة تتضمن رسائل جعفر الصادق وهی خمس مأة رسالة» (12)
يعنی: حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) از سادات اهل بيت (عليهم السلام) بشمار میرود و بدليل راستگويی در گفتارش ملقب به صادق شده است ... و ابوموسی جابر بن حيان يكی از شاگردان اوست كه كتابی مشتمل بر هزار برگ تأليف نموده كه متضمن رساله های امام جعفر صادق (عليه السلام) است كه مقدار آنها به پانصد رساله میرسد.

 


13 ـ خير الدين الزركلی

وی يكی ديگر از مؤلفين بنام اهل سنت میباشد كه تأليفات ارزشمندی را از خود به يادگار گذاشته است او در كتاب الاعلام درباره امام جعفر صادق (عليه السلام) نوشته: «كان من أجلّاء التابعين و له منزلة رفيعة فی العلم. أخذ عنه جماعة، منهم الإمامان ابوحنيفة و مالك و لقب بالصادق لأنه لم يعرف عنه الكذب قط له اخبار مع الخلفاء من بنی العباس و كان جريئاً عليهم صداعاً بالحق» (13)
يعنی: امام جعفر صادق(عليه السلام) از بزرگان تابعين بشمار میرود و در علم و دانش دارای منزلتی رفيع است و جماعت زيادی از او كسب علم كردهاند كه از جمله آنها دو نفر از پيشوايان اهل سنت امام ابوحنيفه و امام مالك هستند و لقبشان صادق است بخاطر اينكه هرگز كسی از او كذب نشنيده است و در خبرهای مربوط به او آمده است كه وی برای اعتلاء حق پيوسته عليه خلفای بنی عباس در ستيز بوده و به مبارزه پرداخته است.

 


14 ـ محمد فريد وجدی

اين نويسنده بنام نيز كه يكی از انديشمندان بزرگ اسلام و صاحب تأليفات متعددی میباشد در دائرة المعارف مشهور خود از امام جعفر صادق ((عليه السلام)) صحبت به ميان آورده و بعنوان يك سنی مذهب مینويسد: «ابوعبدالله جعفر الصادق بن محمدالباقر بن علی زين العابدين ابن الحسين بن علی ابن ابيطالب هو احد الأئمة الأثنی عشر علی مذهب الامامية كان من سادات اهل البيت النبوي، لقب الصادق لصدقه فی كلامه كان من افاضل الناس» (14)
يعنی: ابوعبدالله جعفر الصادق فرزند محمد باقر فرزند علی زين العابدين فرزند حسين فرزند علی فرزند ابيطالب يكی از ائمه دوازده گانه مذهب اماميه است وی از سادات نبوی(صلی الله عليه وآله) میباشد و به دليل صداقت در گفتارش به صادق ملقب شده است و يكی از بزرگان زمان خود در ميان مردم است.

 


15 ـ ابو زهره

محمد ابوزهره از ديگر نويسندگان جهان اسلام و از انديشمندان بنام در كتابی كه به نام الامام الصادق به رشته تحرير كشيده است درباره حضرت مینويسد:«امام صادق(عليه السلام) در طول مدت زندگی پربركتش هميشه در طلب حق بود و هرگز پردهای از ريب و شك و ترديد بر قلب او مشاهده نشد و كارهايش به مقتضيات كجانديشی سياستمداران زمانش رنگ نباخت و لذا هنگامی كه رحلت فرمود عالم اسلامی فقدان او را كاملا حس كرد زيرا كه ياد او هر زبانی را عطرآگين میساخت و همه علماء و انديشمندان بر فضل او اجماعاً معترفند»
و اضافه میكند «علماء اسلام در هيچ مسألهای آنگونه كه بر فضل امام صادق و دانش او اجماع نمودهاند عليرغم اختلاف طوائفشان در امری به اين شكل اجماع ننمودهاند و تعداد زيادی از ائمه اهل سنت هستند كه معاصر با ايشان بودند و هم عصر با ايشان زيسته و از محضر مباركشان فيض بردهاند و بدين سان وی به پيشوايی علمی زمانش كاملا شايسته بوده همچنانكه اين شايستگی را قبل از او پدر و جدش و نيز عمويش زيد رضی الله عنهم اجمعين داشتهاند.
و همه پيشوايان راه هدايت به آنها اقتداء نموده و از حرفهای آنها اقتباس نمودهاند» (15)

 


16 ـ ابن الصباغ مالكی

اين نويسنده نامدار اهل سنت نيز كه در كتاب خود بنام الفصول المهمة در ارتباط با مناقب امام جعفر صادق (عليه السلام) مطالب قابل توجهی را ذكر نموده است در اين باره مینويسد:«مناقب جعفر الصادق (عليه السلام) فاضلة أو صفاته فی الشرف كاملة، و شرفه علی جبهات الأيام سائلة، و أندية المجد و الغر بمفاخره و مآثره آهلة» (16)

 


17 ـ عبدالله بن شبرمة

ابونعيم اصفهانی در كتاب معروفش بنام حلية الأولياء بنقل از ابن شبرمة در باب احتجاج امام صادق(عليه السلام)مینويسد: «امام جعفر به هنگامی كه من و ابوحنيفه به محضر ايشان وارد شديم به ابن ابی ليلی فرمودند چه كسی با شماست؟ پس از معرفی ابوحنيفه (رضي الله عنه) بين امام جعفر الصادق(عليه السلام)و ابوحنيفه سؤالاتی رد و بدل شد و در قسمتی از آن سؤالات امام جعفر صادق(عليه السلام) به ابوحنيفه گفت: «كداميك از جهت كيفر و عقاب عظيمتر است؟ آدم كشی يا زنا؟»
ابوحنيفه جواب داد: آدم كشی. امام فرمود: «پس به درستی كه خداوند عزّ و جلّ شهادت دو نفر در آدمكشی پذيرفته و در زنا نپذيرفته مگر اينكه چهار نفر باشند، سپس گفت: «كداميك از اين دو عبادت عظيمترند. نماز يا روزه؟» ابوحنيفه جواب داد: نماز. فرمود:«پس چگونه است كه حائض قضای روزه دارد اما نمازهايش قضا نمیشود!» لذا بصراحت ابوحنيفه را از قياس دين با رأی خودش بازداشت و فرمود: «از خدا بترس و دين را به رأيت قياس مكن» (17)
و باز ابونعيم اصفهانی در همين كتاب به نقل از ابن بسطام مینويسد: «كان جعفر بن محمد يطعم حتی لايبقی لعياله شيءٌ» (18)
يعنی: جعفر بن محمد به هنگام اطعام، فقيران را به گونهای طعام میداد كه چيزی برای خانوادهاش باقی نمیگذاشت.
و در جلد سوم اين كتاب در صفحه 198 نوشته است: تعداد زيادی از تابعين از امام صادق (عليه السلام) حديث روايت نمودهاند كه از ميان آنها میتوان يحيی بن سعيد الأنصاری، و ايوب سختيانی و أبان بن تغلب و ابوعمرو بن المعلاء و يزيد بن عبدالله بن بن الهاد را نام برد.
مضافاً اينكه ائمه و أعلام اهل سنت مانند مالك بن انس و شعبة بن الحجاج و سفيان ثوری و ابن جريح و عبدالله بن عمر و روح بن القاسم و سفيان بن عيينة و سليمان بن بلال و اسماعيل بن جعفر و حاتم بن اسماعيل و عبدالعزيز بن مختار و وهب بن خالد و مسلم بن حجاج نيز از ايشان حديث روايت نمودهاند.
وی به گونهای كه ذهبی در كتاب تذكرة الحفاظ ياد كرده است فرزند محمد بن علی بن حسين بن علی بن ابیطالب(عليهم السلام) است. و از قبيله بنیهاشم است. روز يكشنبه و بنا به روايت ديگری روز دوشنبه در حالی كه سيزده شب از ماه ربيعالاول باقی بود در سال 83 هجری در مدينه منوره ديده به جهان گشود وهمزمان با روز ولادت رسول اعظم حضتر محمد بن عبدالله(صلی الله عليه وآله) میباشد و در سال 148 هجری در سن 68 سالگی بدست منصور دوانيقی به شهادت رسيده و به ديار باقی شتافتند و در جنة البقيع در كنار قبری كه پدر بزرگوارشان امام باقر(عليه السلام) و جدشان امام علی زين العابدين(عليه السلام) قرار داشتند مدفون گرديدند.

 


پی نوشتها :
1 ـ تهذيب التهذيب ج2 ص 104 ابن حجر عسقلانی.
2 ـ تذكرة الحفاظ، ج 1، ص 166
3ـ تهذيب التهذيب، ج 2، ص 103
4 ـ حلية الاولياء، ج 3، ص 193
5 ـ تهذيب التهذيب، ج 2، ص 104
6 ـ تذكرة الحفاظ، ج 1، ص 166
7 ـ تهذيب التهذيب، ج 2، ص 103
8 ـ الملل و النحل، ج 1، ص 166.
9 ـ ابن حجر هيثمی: الصواعق المحرقة، ص 120
10ـ صفة الصفوة، ج 2، ص 168، رقم 186
11 ـ نورالابصار، ص 170
12 ـ وفيات الأعيان، ج 1، ص 291
13 ـ الاعلام، ج 2، ص 121
14 ـ دائرة المعارف، ج 3، ص 109
15 ـ الإمام الصادق، ص 65 و 68
16 ـ الفصول المهمة، ص 230
17 ـ حلية الأولياء، ج 3، ص 196
18 ـ حلية الأولياء، ج 3، ص 194

نظر خود را اعلام كنید

نظرات كاربران

نظری وجود ندارد
*
*

شبکه فرهنگی الحسنین (علیهما السلام)