شبکه فرهنگی الحسنین (علیهما السلام)

گلچین احادیث معصومین (علیهم السلام)

0 نظرات 00.0 / 5

 

پيامبر مكرم اسلام (صلّى الله عليه وآله)

1 ـ قال رَسُولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) : «لا تُضَيِّعُوا صَلاتَكُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلاتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلىِ اللّهِ أنْ يُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقينَ».(1)
پيامبر مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمود: نماز را سبك و ناچيز مشماريد، هر كس نسبت به نمازش بى اعتنا باشد و آنرا سبك و ضايع گرداند همنشين قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقين در آتش داخل نمايد.
2 ـ قالَ (صلى الله عليه وآله): «مَنْ مَشى إلى مَسْجِد مِنْ مَساجِدِ اللّهِ، فَلَهُ بِكُّلِ خُطْوَه خَطاها حَتّى يَرْجِعَ إلى مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَنات، وَ مَحى عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئات، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجات.» (2)
فرمود: هر كس قدمى به سوى يكى از مساجد خداوند بردارد، براى هر قدم ثواب ده حسنه مى باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هايش پاك مى شود، همچنين در پيشگاه خداوند ده درجه ترفيع مى يابد.
3 ـ «بَيْنَما رَسُولُ اللّهِ (صلى الله عليه وآله) جا لِسٌ فِى الْمَسْجِدِ، إذْدَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ يُصَلّى، فَلَمْ يُتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لا سُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرابِ، لَئِنْ ماتَ هذا وَ هكَذا صَلوتُهُ لَيَمُوتُنَّ عَلى غَيْرِ ديني.» (3)
رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در مسجد نشسته بود كه شخصى وارد شد و مشغول خواندن نماز شد و ركوع و سجودش را كامل انجام نمى داد و عجله و شتاب مى كرد. حضرت فرمود: كار اين شخص همانند كلاغى است كه منقار بر زمين مى زند، اگر با اين حالت از دنيا برود بر دين من نمرده است.
4 ـ قالَ (صلى الله عليه وآله) لِعَلىّ(عليه السلام): «أنَا رَسُولُ اللّهِ الْمُبَلِّغُ عَنْهُ، وَ أنْتَ وَجْهُ اللّهِ وَ الْمُؤْتَمُّ بِهِ، فَلا نَظير لى إلاّ أنْتَ، وَ لا مِثْلَ لَكَ إلاّ أنَا».(4)            رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به امام علىّ (عليه السلام)
فرمود: من رسول خدا هستم، كه از طرف او تبليغ و هدايت مى نمايم; و تو وجه اللّه مى باشى، كه امام و مقتداى (بندگان خدا) خواهى بود، پس نظيرى براى من وجود ندارد مگر تو; و همانند تو نيست مگر من.
5 ـ قالَ (صلى الله عليه وآله): «يا أباذَر، اَلدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤْمِن وَ جَنَّهُ الْكافِرِ، وَ ما أصْبَحَ فيها مُؤْمِنٌ إلاّ وَ هُوَ حَزينٌ، وَ كَيْفَ لايَحْزُنُ الْمُؤْمِنُ وَ قَدْ أوَعَدَهُ اللّهُ أنَّهُ وارِدٌ جَهَنَّمَ».(5)
فرمود: اى ابوذر، دنيا زندان مؤمن و بهشت كافران است، مؤمن هميشه محزون و غمگين مى باشد، چرا چنين نباشد و حال آن كه خداوند به او - در مقابل گناهان و خطاهايش - وعده مجازات و دخول جهنّم را داده است.
6 ـ وَ قالَ(صلى الله عليه وآله): «يا عَلىّ! اِفْتَحْ طَعامَكَ بِالْمِلْحِ، فَإنَّ فيهِ شِفاءٌ مِنْ سَبْعينَ داء، مِنْها: الْجُنُونُ وَ الْجُذامُ وَ الْبَرَصُ وَ وَجَعُ الْحَلْقِ وَ الاْضْراسِ وَ وَجَعُ الْبَطْنِ».(6)
رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به امام علىّ (عليه السلام) فرمود: غذاى خود را با (تناول نمودن كمى) نمك شوع نما، همانا كه در آن درمان و شفاء هفتاد نوع بلا و آفت خواهد بود، كه ديوانگى، پيسى، جُذام، درد و ناراحتى هاى حلق، دندان ها; و شكم و معده از آنها مى باشد.
7 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «شَرُّالنّاسِ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْياهُ، وَ شَرٌّ مِنْ ذلِكَ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيا غَيْرِهِ».(7)
فرمود: بدترين افراد كسى است كه آخرت خود را به دنيايش بفروشد و بدتر از او آن كسى خواهد بود كه آخرت خود را براى دنياى ديگرى بفروشد.
8 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «ثَلاثَهٌ أخافُهُنَّ عَلى اُمتَّى: ألضَّلالَهُ بَعْدَ الْمَعْرِفَهِ، وَ مُضِلاّتُ الْفِتَنِ، وَ شَهْوَهُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ».(8)
فرمود: در سه چيز براى امّت خود احساس خطر مى كنم: گمراهى، بعد از آن كه هدايت و معرفت پيدا كرده باشند. گمراهى ها و لغزش هاى به وجود آمده از فتنه ها. مشتهيات شكم، و آرزوهاى نفسانى و شهوت پرستى.
9 ـ قالَ (صلى الله عليه وآله): «ثَلاثَهٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُها وَ لا تُؤَخَّرُ إلى الاخِرَهِ: عُقُوقُ الْوالِدَيْنِ، وَ الْبَغْيُ عَلَى النّاسِ، وَ كُفْرُ الاْحْسانِ».(9)
فرمود : عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زودرس مى باشد و به قيامت كشانده نمى شود: ايجاد ناراحتى براى پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم، ناسپاسى در مقابل كارهاى نيك ديگران.
10 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «إنَّ أعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ، وَ إنَّ أبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ».(10)
فرمود: عاجز و ناتوان ترين افراد كسى است كه از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخيل ترين اشخاص كسى خواهد بود كه از سلام كردن خوددارى نمايد.
11 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «إذا تَلاقَيْتُمْ فَتَلاقُوا بِالتَّسْليمِ وَ التَّصافُحِ، وَ إذا تَفَرَّقْتُمْ فَتَفَرَّقُوا بِإلاسْتِغْفارِ».(11)
فرمود: هنگام بر خورد و ملاقات با يكديگر سلام و مصافحه نمائيد و موقع جدا شدن براى همديگر طلب آمرزش كنيد.
12 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «بَكِرُّوا بِالصَّدَّقَهِ، فَإنَّ الْبَلاءَ لا يَتَخَطاّها».(12)
فرمود: صبحگاهان حركت و كار خود را با دادن صدقه شروع نمائيد چون كه بلاها و آفت ها را بر طرف مى گرداند.
13 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله) : «يُؤْتَى الرَّجُلُ في قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ رَأسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَهُ الْقُرْآنِ، وَ إذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ يَدَيْهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَهُ، وَ إذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ رِجْلَيْهِ دَفَعَهُ مَشْيُهُ إلىَ الْمَسْجِدِ».(13)
فرمود: هنگامى كه بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاى سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مى گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و كارهاى نيك مانع آن مى باشد. و چنانچه از پائين پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوى مسجد مانع آن خواهد گشت.
14 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «عَلَيْكُمْ بِمَكارِمِ الاْخْلاقِ، فَإنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ بَعَثَني بِها، وَ إنَّ مِنْ مَكارِمِ الاْخْلاقِ: أنْ يَعْفُوَالرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ يُعْطِيَ مَنْ حَرَمَهُ، وَ يَصِلَ مَنْ قَطَعَهُ، وَ أنْ يَعُودَ مَنْ لايَعُودُهُ».(14)
فرمود: بر شما باد رعايت مكارم اخلاق، كه خداوند مرا بر آن ها مبعوث نمود، و ـ بعضى از ـ آن ها عبارتند از: كسى كه بر تو ظلم كند ـ به جهت غرض شخصى ـ او را ببخش، كسى كه تو را نسبت به چيزى محروم گرداند كمكش نما، با شخصى كه با تو قطع دوستى كند رابطه دوستى داشته باش، شخصى كه به ديدار تو نيايد به ديدارش برو.
15 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «مَنْ وَجَدَ كَسْرَهً اَوْ تَمْرَهً فَأكَلَهَا لَمْ يُفارِقْ جَوْفَهُ حَتّى يَغْفِرَاللّهُ لَهُ».(15)
فرمود: هر كس تكّه اى نان يا دانه اى خرما در جائى ببيند، و آن را بردارد و ميل كند، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار مى گيرد.
16 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «ما تَواضَعَ أحَدٌ إلاّ رَفَعَهُ اللّهُ».(16)
فرمود: كسى اظهار تواضع و فروتنى نكرده، مگر آن كه خداوند متعال او را رفعت و عزّت بخشيده است.
17 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «مَنْ أنْظَرَ مُعْسِراً، كانَ لَهُ بِكُلِّ يَوْم صَدَقَهٌ».(17)
فرمود: هر كس بدهكار ناتوانى را مهلت دهد براى هر روزش ثواب صدقه در راه خدا مى باشد.
18 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «ما مِنْ هُدْهُد إلاّ وَ في جِناحِهِ مَكْتُوبٌ بِالِسّرْيانيَّهِ «آلُ مُحَمَّد خَيْرُ الْبَريَّهِ».(18)
فرمود: هيچ پرنده اى به نام هدهد وجود ندارد مگر آن كه روى بال هايش به لغت سريانى نوشته شده است: آل محمّد (صلوات الله عليهم اجمعين) بهترين مخلوق روى زمين مى باشند.
19 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «يَأتي عَلىَ النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ مِنْهُمْ عَلى دينِهِ كَالْقابِضِ عَلىَ الْجَمَرِ».(19)
فرمود: زمانى بر مردم خواهد آمد كه صبر نمودن در برابر مسائل دين ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است.
20 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «سَيَأتي زَمانٌ عَلى اُمتَّي يَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَماءِ كَما يَفِرُّ الْغَنَمُ مِنَ الذِّئْبِ، إبْتَلاهُمُ اللّهُ بِثَلاثَهِ أشْياء: الاْوَّلُ: يَرَفَعُ الْبَرَكَهَ مِنْ أمْوالِهِمْ، وَ الثّاني: سَلَّط اللّهُ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً جائِراً، وَ الثّالِثُ: يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيا بِلا إيمان».(20)
فرمود: زمانى بر امّت من خواهد آمد كه مردم از علماء گريزان شوند همان طورى كه گوسفند از گرگ گريزان است، خداوند چنين جامعه اى را به سه نوع عذاب مبتلا مى گرداند: 1 ـ بركت و رحمت خود را از اموال ايشان برمى دارد. 2 ـ حكمفرمائى ظالم و بى مروّت را بر آن ها مسلّط مى گرداند. 3 ـ هنگام مرگ و جان دادن، بى ايمان از اين دنيا خواهند رفت.
21 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «اَلْعالِمُ بَيْنَ الْجُهّالِ كَالْحَىّ بَيْنَ الاْمْواتِ، وَ إنَّ طالِبَ الْعِلْمِ يَسْتَغْفِرُلَهُ كُلُّ شَيء حَتّى حيتانِ الْبَحْرِ، وَ هَوامُّهُ، وَ سُباعُ الْبَرِّ وَ أنْعامُهُ، فَاطْلُبُوا الْعِلْمَ، فَإنّهُ السَّبَبُ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ إنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَريضَهٌ عَلى كُلِ مُسْلِم».(21)
پيامبر مكرم اسلام (صلّى الله عليه وآله) ) فرمود: دانشمندى كه بين گروهى نادان قرار گيرد همانند انسان زنده اى است بين مردگان، و كسى كه در حال تحصيل علم باشد تمام موجودات برايش طلب مغفرت و آمرزش مى كنند، پس علم را فرا گيريد چون علم وسيله قرب و نزديكى شما به خداوند است، و فراگيرى علم، بر هر فرد مسلمانى فريضه است.
22 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «مَنْ زارَ عالِماً فَكَأنَّما زارَني، وَ مَنْ صافَحَ عالِماً فَكأنَّما صافَحَني، وَ مَنْ جالَسَ عالِماً فَكَأنَّما جالَسَني، وَ مَنْ جالَسَني فِى الدُّنْيا أجْلَسْتُهُ مَعى يَوْمَ الْقِيامَهِ».(22)
فرمود: هر كس به ديدار و زيارت عالم و دانشمندى برود مثل آن است كه مرا زيارت كرده، هر كه با دانشمندى دست دهد و مصافحه كند مثل آن كه با من مصافحه نموده، هر شخصى همنشين دانشمندى گردد مثل آن است كه با من مجالست كرده، و هر كه در دنيا با من همنشين شود، در آخرت همنشين من خواهد گشت.
23 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «مَنْ تَزَوَّجَ إمْرَأهً لِمالِها وَ كَلَهُ اللّهُ إلَيْهِ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِجَمالِها رَأى فيها ما يَكَرَهُ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِدينِها جَمَعَ اللّهُ لَهُ ذلِكَ.»(23)
فرمود: هر كس زنى را به جهت ثروتش ازدواج كند خداوند او را به همان واگذار مى نمايد، و هر كه با زنى به جهت زيبائى و جمالش ازدواج كند خوشى نخواهد ديد، و كسى كه با زنى به جهت دين و ايمانش تزويج نمايد خداوند خواسته هاى او را تأمين مى گرداند.
24 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «مَنْ قَلَّ طَعامُهُ، صَحَّ بَدَنُهُ، وَ صَفا قَلْبُهُ، وَ مَنْ كَثُرَ طَعامُهُ سَقُمَ بَدَنُهَ وَ قَسا قَلْبُهُ».(24)
فرمود: هر كه خوراكش كمتر باشد بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود، و هر كس خوراكش زياد باشد امراض جسمى بدنش و كدورت، قلبش را فرا خواهد گرفت.
25 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «لا تُشْبِعُوا، فَيُطْفأ نُورُ الْمَعْرِفَهِ مِنْ قُلُوبِكُمْ».(25)
فرمود: شكم خود را از خوراك سير و پر مگردانيد، چون كه سبب خاموشى نور عرفان و معرفت ـ در افكار و ـ قلب هايتان مى گردد.
26 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «مَنْ تَوَلّى عَمَلا وَ هُوَيَعْلَمُ أنَّهُ لَيْسَ لَهُ بِأهْل، فَلْيتُبَّوَءُ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ».(26)
فرمود: هر كه رياست و مسئوليتى را بپذيرد و بداند كه أهليّت آن را ندارد، ـ در قبر و قيامت ـ جايگاه او پر از آتش خواهد شد.
27 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «إنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعيفِ الَّذي لادينَ لَهُ، فَقيلَ: وَ ما الْمُؤْمِنُ الضَّعيفُ الَّذي لا دينَ لَهُ؟ قالَ: اَلذّي لا يَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ».(27)
فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن مؤمنى را كه ضعيف و بى دين است، سؤال شد: مؤمن ضعيف و بى دين كيست؟ پاسخ داد: كسى كه نهى از منكر و جلوگيرى از كارهاى زشت نمى كند.
28 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «صَدَقَهُ السِّرِّ تُطْفِىءُ الْخَطيئَهَ، كَما تُطْفِىءُ الماءُ النّارَ، وَ تَدْفَعُ سَبْعينَ باباً مِنَ الْبَلاءِ».(28)
فرمود: صدقه اى كه محرمانه و پنهانى داده شود سبب پاكى گناهان مى باشد، همان طورى كه آب، آتش را خاموش مى كند، همچنين صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر طرف مى نمايد.
29 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ مَخافَهَ الدّاءِ، كَيْفَ لايَحْتمى مِنَ الذُّنُوبِ، مَخافَهَ النّارِ».(29)
فرمود: تعجّب دارم از كسانى كه نسبت به خورد و خوراك خود اهميّت مى دهند تا مبادا مريض شوند وليكن اهميّتى نسبت به گناهان نمى دهند و باكى از آتش سوزان جهنّم ندارند.
30 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ يُنْبِتُ النِّفاقَ فِى الْقَلْبِ، كَما يُنْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ».(30)
فرمود: علاقه نسبت به رياست و ثروت سبب روئيدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همان طورى كه آب و باران سبب روئيدن سبزيجات مى باشند.
31 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «مَنْ اَصابَ مِنْ إمْرَأه نَظْرَهً حَراماً، مَلاَاللّهُ عَيْنَيْهِ ناراً».(31)
فرمود: هركس نگاه حرامى به زن نامحرمى بيفكند، خداوند چشم هاى او را پر از آتش مى گرداند.
32 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «حَسِّنُوا أخْلاقَكُمْ، وَ ألْطِفُوا جيرانَكُمْ، وَ أكْرِمُوا نِسائَكُمْ، تَدْخُلُوا الْجَنّهَ بِغَيْرِ حِساب».(32)
فرمود: رفتار و اخلاق خود را نيكو سازيد، نسبت به همسايگان با ملاطفت و محبّت برخورد نمائيد، زنان و همسران خود را گرامى داريد تا بدون حساب وارد بهشت گرديد.
33 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «اَلْمَرْءُ عَلى دينِ خَليلِهِ، فَلْيَنْظُر أحَدُكُمْ مَنْ يُخالِطُ».(33)
فرمود: انسان بر روش و اخلاق دوستش پرورش مى يابد و شناخته مى شود، پس متوجّه باشيد با چه كسى دوست و همنشين مى باشيد.
34 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «اَلصَّدقَهُ بِعَشْر، وَ الْقَرْضُ بِثَمانِيَهَ عَشَرَ، وَ صِلَهُ الرَّحِمِ بِأرْبَعَهَ وَ عِشْرينَ».(34)
فرمود: پاداش و ثواب دادنِ صدقه ده برابر درجه، ودادن قرض الحسنه هيجده درجه، و انجام صله رحم بيست و چهار درجه افزايش خواهد داشت.
35 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «لا يَمْرُضُ مُؤْمِنٌ وَ لا مُؤْمِنَهٌ إلاّ حَطّ اللّهُ بِهِ خَطاياهُ».(35)
فرمود: هيچ مؤمن و مؤمنه اى مريض نمى گردد مگر آن كه خطاها و لغزش هايش پاك و بخشوده مى شود.
36 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «مَنْ وَقَّرَ ذا شَيْبَه فِى الاْسْلامِ أمَّنَهُ اللّهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيامَهِ».(36)
فرمود: هر كس بزرگ سال مسلمانى را گرامى دارد و احترام نمايد، خداوند او را در قيامت از سختى ها و مشكلات در أمان مى دارد.
37 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «كُلُّ عَيْن باكِيَهٌ يَوْمَ الْقِيامَهِ إلاّ ثَلاثَ أعْيُن: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيَهِ اللّهِ ، وَ عَيْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ، وَ عَيْنٌ باتَتْ ساهِرَهً فى سَبيلِ اللّهِ».(37)
فرمود: تمامى چشم ها در روز قيامت گريانند، مگر سه دسته: 1 ـ آن چشمى كه به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گريه كرده باشد. 2 ـ چشمى كه از گناهان و موارد خلاف بسته و نگاه نكرده باشد. 3 ـ چشمى كه شبها در عبادت و بندگى خداوند متعال بيدار بوده باشد.
38 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «سادَهُ النّاسِ فِى الدُّنْيا الأسْخِياء، سادَهُ النّاسِ فِى الاخِرَهِ الاْتْقِياء».(38)
فرمود: سرور و سيّد مردم در دنيا افراد سخاوتمند خواهند بود، و سيّد و سرور انسان ها در قيامت پرهيزكاران مى باشند.
39 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «وَ عَظَني جِبْرئيلُ(عليه السلام): يا مُحَمَّدُ ، أحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإنَّكَ مُفارِقُهُ، وَ اعْمَلْ ما شِئْتَ فَإنَّكَ مُلاقيهِ».(39)
فرمود: جبرئيل مرا موعظه و نصحيت كرد: با هر كس كه خواهى دوست باش، بالأخره بين تو و او جدائى خواهد افتاد. هر چه خواهى انجام ده، ولى بدان نتيجه و پاداش آنرا خواهى گرفت.
40 ـ قالَ(صلى الله عليه وآله): «اَوْصانى رَبّى بِتِسْع: اَوْصانى بِالاْخْلاصِ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانِيَهِ، وَ الْعَدْلِ فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ، وَ الْقَصْدِ فِى الْفَقْرِ وَ الْغِنى، وَ اَنْ أعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنى، وَ أعطِيَ مَنْ حَرَمَنى، وَ أصِلَ مَنْ قَطَعَنى، وَ اَنْ يَكُونَ صُمْتى فِكْراً، وَ مَنْطِقى ذِكْراً، وَ نَظَرى عِبْراً».(40)
فرمود: پروردگار متعال، مرا به 9 چيز سفارش نمود: اخلاص در آشكار و پنهان، دادگرى در خوشنودى و خشم، ميانه روى در نياز و توانمندى، بخشيدن كسى كه در حقّ من ستم روا داشته است، كمك به كسى كه مرا محروم گردانده، ديدار خويشاوندانى كه با من قطع رابطه نموده اند، و اين كه خاموشيم انديشه و سخنم، يادآورى خداوند; و نگاهم عبرت و پند باشد.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1 - وسائل الشّيعه: ج 4، ص 30، ح 4431.
2 - عقاب الأعمال: ص 343، س 14، وسائل الشّيعه: ج 5، ص 201، ح 6328.
3 - وسائل الشّيعه: ج 4، ص 31، ح 4434.
4 - تأويل الآيات الظاهره: ص 549، س 5; و تفسير البرهان: ج 4، ص 184، س 26.
5 - أمالى طوسى: ج 2، ص 142، بحارالأنوار: ج 74، ص 80، ح 3.
6 - محاسن برقى: ص 593، ح 110، بحار: ج 63، ص 398، ح 20.
7 - من لا يحضره الفقيه: ج 4، ص 353، ح 5762 چاپ جامعه مدرّسين.
8 - أمالى طوسى: ج 1، ص 158، بحارالأنوار: ج 10، ص 368، ح 15.
9 - أمالى طوسى: ج 1، ص 13، بحارالأنوار: ج 70، ص 373، ح 7.
10 - أمالى طوسى: ج 1، ص 87، بحارالأنوار: ج 90، ص 291، ح 11.
11 - أمالى طوسى: ج 1، ص 219، بحارالأنوار: ج 73، ص 4، ح 13.
12 - أمالى طوسى: ج 1، ص 157، بحارالانوار: ج 93، ص 177، ح 8.
13 - مسكّن الفؤاد شهيد ثانى: ص 50، س 1.
14 - أمالى طوسى: ج 2، ص 92، بحارالأنوار: ج 66، ص 375، ح 24.
15 - أمالى صدوق: ص 246، ح 14، بحارالأنوار: ج 63، ص 430، ح 12.
16 - أمالى طوسى: ج 1، ص 56، بحارالأنوار: ج 72، ص 120، ح 7.
17 - أعيان الشّيعه: ج 1، ص 305، بحارالأنوار: ج 100، ص 151، ح 17.
18 - أمالى طوسى: ج 1، ص 360، بحارالأنوار: ج 27، ص 261، ح 2.
19 - أمالى طوسى: ج 2، ص 92، بحارالأنوار: ج 28، ص 47، ح 9.
20 - مستدرك الوسائل: ج 11، ص 376، ح 13301.
21 - بحارالأنوار: ج 1، ص 172، ح 25.
22 - مستدرك الوسائل: ج 17، ص 300، ح 21406.
23 - تهذيب الأحكام: ج 7، ص 399، ح 5.
24 - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 548، بحارالأنوار: ج 59، ص 268، ح 53.
25 - مستدرك الوسائل: ج 16، ص 218، ح 19646.
26 - تاريخ إلاسلام: ج 101ـ120، ص 285.
27 - وسائل الشّيعه: ج 16، ص 122، ح 21139.
28 - مستدرك الوسائل: ج 7، ص 184، ح 7984.
29 - بحارالأنوار: ج 70، ص 347، ح 34.
30 - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 264
31 - مستدرك الوسائل: ج 14، ص 270، ح 16685.
32 - أعيان الشّيعه: ج 1، ص 301.
33 - أمالى طوسى: ج 2، ص 132، بحارالأنوار: ج 71، ص 192، ح 12.
34 - مستدرك الوسائل: ج 7، ص 194، ح 8010.
35 - جامع الأحاديث: ج 3، ص 89، ح 35، مستدرك الوسائل: ج 2، ص 66، ح 1422.
36 - كافى: ج 2، ص 658، ح 3، بحارالأنوار: ج 7، ص 302، ح 53.
37 - ثواب الأعمال: ص 211، ح 1، بحارالأنوار: ج 46، ص 100، ح 88.
38 - أعيان الشّيعه: ج 1، ص 302، بحارالأنوار: ج 68، ص 350، ح 1.
39 - أمالى طوسى : ج 2، ص 203، بحارالأنوار: ج 68، ص 188، ح 54.
40 - أعيان الشّيعه، ج 1، ص 300، بحارالأنوار: ج 74، ص 139، ضمن ح 1.

 

 

حضرت امام على (عليه السلام)

1 ـ قالَ الاْمامُ علىّ بن أبي طالِب أميرُ الْمُؤْمِنينَ (عَلَيْهِ السلام) : «إغْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسَهِ مَواطِنَ: عِنْدَ قِرائَهِ الْقُرْآنِ، وَ عِنْدَ الاْذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَيْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاءِ الصَفَّيْنِ لِلشَّهادَهِ، وَ عِنْدَ دَعْوَهِ الْمَظْلُومِ، فَاِنَّهُ لَيْسَ لَها حِجابٌ دوُنَ الْعَرْشِ».(1)
حضرت امير المومنين امام علي (عليه السلام) فرمود: پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنيمت شماريد: موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد ـ فى سبيل اللّه ـ موقع ناراحتى و آه كشيدن مظلوم. در چنين موقعيت ها مانعى براى استجابت دعا نيست.
2 ـ قالَ(عليه السلام): «اَلْعِلْمُ وِراثَهٌ كَريمَهٌ، وَ الاْدَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَ الْفِكْرَهُ مِرآهٌ صافِيَهٌ، وَ الاْعْتِذارُ مُنْذِرٌ ناصِحٌ، وَ كَفى بِكَ أَدَباً تَرْكُكَ ما كَرِهْتَهُ مِنْ غَيْرِكَ».(2)
فرمود: علم; ارثيه اى با ارزش، و ادب; زيورى نيكو، و انديشه; آئينه اى صاف، و پوزش خواستن; هشدار دهنده اى دلسوز خواهد بود. و براى با أدب بودنت همين بس كه آنچه براى خود دوست ندارى، در حقّ ديگران روا نداشته باشى.
3 ـ قالَ(عليه السلام): «اَلـْحَقُّ جَديدٌ وَ إنْ طالَتِ الاْيّامُ، وَ الْباطِلُ مَخْذُولٌ وَ إنْ نَصَرَهُ أقْوامٌ».(3)
فرمود: حقّ و حقيقت در تمام حالات جديد و تازه است گر چه مدّتى بر آن گذشته باشد. و باطل هميشه پست و بى أساس است گر چه افراد بسيارى از آن حمايت كنند.
4 ـ قالَ(عليه السلام): «اَلدُّنْيا تُطْلَبُ لِثَلاثَهِ أشْياء: اَلْغِنى، وَ الْعِزِّ، وَ الرّاحَهِ، فَمَنْ زَهِدَ فيها عَزَّ، وَ مَنْ قَنَعَ إسْتَغْنى، وَ مَنْ قَلَّ سَعْيُهُ إسْتَراحَ.» (4)
فرمود: دنيا و اموال آن، براى سه هدف دنبال مى شود: بى نيازى، عزّت و شوكت، آسايش و آسوده بودن. هر كه زاهد باشد; عزيز و با شخصيّت است، هر كه قانع باشد؛ بى نياز و غنى گردد، هر كه كمتر خود را در تلاش و زحمت قرار دهد; هميشه آسوده و در آسايش است.
5 ـ قالَ(عليه السلام): «لَوْ لاَ الدّينُ وَ التُّقى، لَكُنْتُ أدْهَى الْعَرَبِ».(5)
فرمود: چنانچه دين دارى و تقواى الهى نمى بود، هر آينه سياستمدارترين افراد بودم ـ ولى دين و تقوا مانع سياست بازى مى شود ـ .
6 ـ قالَ(عليه السلام): «اَلْمُلُوكُ حُكّامٌ عَلَى النّاسِ، وَ الْعِلْمُ حاكِمٌ عَلَيْهِمْ، وَ حَسْبُكَ مِنَ الْعِلْمِ أنْ تَخْشَى اللّهَ، وَ حَسْبُكَ مِنَ الْجَهْلِ أنْ تَعْجِبَ بِعِلْمِكَ». (6)
فرمود: ملوك بر مردم حاكم هستند و علم بر تمامى ايشان حاكم خواهد بود، تو را در علم كافى است كه از خداوند ترسناك باشى; و به دانش و علم خود باليدن، بهترين نشانه نادانى است.
7 ـ قالَ(عليه السلام): «ما مِنْ يَوْم يَمُرُّ عَلَى ابْنِ آدَم إلاّ قالَ لَهُ ذلِكَ الْيَوْمُ: يَابْنَ آدَم أنَا يَوُمٌ جَديدٌ وَ أناَ عَلَيْكَ شَهيدٌ. فَقُلْ فيَّ خَيْراً، وَ اعْمَلْ فيَّ خَيْرَاً، أشْهَدُ لَكَ بِهِ فِى الْقِيامَهِ، فَإنَّكَ لَنْ تَرانى بَعْدَهُ أبَداً».(7)
فرمود: هر روزى كه بر انسان وارد شود، گويد: من روز جديدى هستم، من بر اعمال و گفتار تو شاهد مى باشم. سعى كن سخن خوب و مفيد بگوئى، كار خوب و نيك انجام دهى. من در روز قيامت شاهد اعمال و گفتار تو خواهم بود. و بدان امروز كه پايان يابد ديگر مرا نخواهى ديد و قابل جبران نيست.
8 ـ قالَ(عليه السلام): «فِى الْمَرَضِ يُصيبُ الصَبيَّ، كَفّارَهٌ لِوالِدَيْهِ».(8)
فرمود: مريضى كودك، كفّاره گناهان پدر و مادرش مى باشد.
9 ـ قالَ(عليه السلام): «الزَّبيبُ يَشُدُّ الْقَلْبِ، وَ يُذْهِبُ بِالْمَرَضِ، وَ يُطْفِىءُ الْحَرارَهَ، وَ يُطيِّبُ النَّفْسَ.» (9)
فرمود: خوردن مويز ـ كشمش سياه ـ قلب را تقويت، مرض ها را برطرف، و حرارت بدن را خاموش، و روان را پاك مى گرداند.
10 ـ قالَ(عليه السلام): «أطْعِمُوا صِبْيانَكُمُ الرُّمانَ، فَإنَّهُ اَسْرَعُ لاِلْسِنَتِهِمْ».(10)
فرمود: به كودكان خود أنار بخورانيد تا زبانشان بهتر و زودتر باز شود.
11 ـ قالَ(عليه السلام): «أطْرِقُوا أهاليكُمْ فى كُلِّ لَيْلَهِ جُمْعَه بِشَيْء مِنَ الْفاكِهَهِ، كَيْ يَفْرَحُوا بِالْجُمْعَهِ».(11)
فرمود: در هر شب جمعه همراه با مقدارى ميوه ـ يا شيرينى،... ـ بر اهل منزل و خانواده خود وارد شويد تا موجب شادمانى آن ها در جمعه گردد.
12 ـ قالَ(عليه السلام): «كُلُوا ما يَسْقُطُ مِنَ الْخوانِ فَإنَّهُ شِفاءٌ مِنْ كُلِّ داء بِإذْنِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، لِمَنْ اَرادَ أنْ يَسْتَشْفِيَ بِهِ».(12)
فرمود: آنچه اطراف ظرف غذا و سفره مى ريزد جمع كنيد و بخوريد، كه همانا هركس آن ها را به قصد شفا ميل نمايد، به اذن حق تعالى شفاى تمام دردهاى او خواهد شد.
13 ـ قالَ(عليه السلام):«لا ينبغى للعبد ان يثق بخصلتين: العافيه و الغنى، بَيْنا تَراهُ مُعافاً اِذْ سَقُمَ، وَ بَيْنا تَراهُ غنيّاً إذِ افْتَقَرَ».(13)
فرمود: سزاوار نيست كه بنده خدا، در دوران زندگى به دو خصوصيّت اعتماد كند و به آن دلبسته باشد: يكى عافيت و تندرستى و ديگرى ثروت و بى نيازى است. زيرا چه بسا در حال صحّت و سلامتى مى باشد ولى ناگهان انواع مريضى ها بر او عارض مى گردد و يا آن كه در موقعيّت و امكانات خوبى است، ناگهان فقير و بيچاره مى شود، ـ پس بدانيم كه دنيا و تمام امكانات آن بى ارزش و بىوفا خواهد بود و تنها عمل صالح مفيد و سودبخش مى باشد ـ .
14 ـ قالَ(عليه السلام): «لِلْمُرائى ثَلاثُ عَلامات: يَكْسِلُ إذا كانَ وَحْدَهُ، وَ يَنْشطُ إذاكانَ فِى النّاسِ، وَ يَزيدُ فِى الْعَمَلِ إذا أُثْنِىَ عَلَيْهِ، وَ يَنْقُصُ إذا ذُمَّ».(14)
فرمود: براى رياكار سه نشانه است: در تنهائى كسل و بى حال، در بين مردم سرحال و بانشاط مى باشد. هنگامى كه او را تمجيد و تعريف كنند خوب و زياد كار مى كند و اگر انتقاد شود سُستى و كم كارى مى كند.
15 ـ قالَ(عليه السلام): «اَوْحَى اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى إلى نَبيٍّ مِنَ الاْنْبياءِ: قُلْ لِقَوْمِكَ لا يَلْبِسُوا لِباسَ أعْدائى، وَ لا يَطْعَمُوا مَطاعِمَ أعْدائى، وَ لا يَتَشَكَّلُوا بِمَشاكِلِ أعْدائى، فَيَكُونُوا أعْدائى».(15)
فرمود: خداوند تبارك و تعالى بر يكى از پيامبرانش وحى فرستاد : به امّت خود بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند و غذاى دشمنان مرا ميل نكنند و هم شكل دشمنان من نگردند، وگرنه ايشان هم دشمن من خواهند بود.
16 ـ قالَ(عليه السلام): «اَلْعُقُولُ أئِمَّهُ الأفْكارِ، وَ الاْفْكارُ أئِمَّهُ الْقُلُوبِ، وَ الْقُلُوبُ أئِمَّهُ الْحَواسِّ، وَ الْحَواسُّ أئِمَّهُ الاْعْضاءِ».(16)
فرمود: عقل هر انسانى پيشواى فكر و انديشه اوست; و فكر پيشواى قلب و درون او خواهد بود; و قلب پيشواى حوّاس پنج گانه مى باشد، و حوّاس پيشواى تمامى اعضاء و جوارح است.
17 ـ قالَ(عليه السلام): «تَفَضَّلْ عَلى مَنْ شِئْتَ فَأنْتَ أميرُهُ، وَ اسْتَغِْنِ عَمَّنْ شِئْتَ فَأنْتَ نَظيرُهُ، وَ افْتَقِرْ إلى مَنْ شِئْتَ فَأنْتَ أسيرُهُ».(17)
فرمود: بر هر كه خواهى نيكى و احسان نما، تا رئيس و سرور او گردى; و از هر كه خواهى بى نيازى جوى تا همانند او باشى. و خود را نيازمند هر كه خواهى بدان ـ و از او تقاضاى كمك نما ـ تا اسير او گردى.
18 ـ قالَ(عليه السلام): «أعَزُّ الْعِزِّ الْعِلْمُ، لاِنَّ بِهِ مَعْرِفَهُ الْمَعادِ وَ الْمَعاشِ، وَ أذَلُّ الذُّلِّ الْجَهْلُ، لاِنَّ صاحِبَهُ أصَمُّ، أبْكَمٌ، أعْمى، حَيْرانٌ».(18)
فرمود: عزيزترين عزّت ها علم و كمال است، براى اين كه شناخت معاد و تأمين معاشِ انسان، به وسيله آن انجام مى پذيرد. و پست ترين ذلّت ها جهل و نادانى است، زيرا كه صاحبش هميشه در كرى و لالى و كورى مى باشد و در تمام امور سرگردان خواهد بود.
19 ـ قالَ(عليه السلام): «جُلُوسُ ساعَه عِنْدَ الْعُلَماءِ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِنْ عِبادَهِ ألْفِ سَنَه، وَ النَّظَرُ إلَى الْعالِمِ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِنْ إعْتِكافِ سَنَه فى بَيْتِ اللّهِ، وَ زيارَهُ الْعُلَماءِ أحَبُّ إلَى اللّهِ تَعالى مِنْ سَبْعينَ طَوافاً حَوْلَ الْبَيْتِ، وَ أفْضَلُ مِنْ سَبْعينَ حَجَّه وَ عُمْرَه مَبْرُورَه مَقْبُولَه، وَ رَفَعَ اللّهُ تَعالى لَهُ سَبْعينَ دَرَجَهً، وَ أنْزَلَ اللّهُ عَلَيْهِ الرَّحْمَهَ، وَ شَهِدَتْ لَهُ الْمَلائِكَهُ: أنَّ الْجَنَّهَ وَ جَبَتْ لَهُ».(19)
فرمود: يك ساعت در محضر علماء نشستن ـ كه انسان را به مبدأ و معاد آشنا سازند ـ از هزار سال عبادت نزد خداوند محبوب تر خواهد بود. توجّه و نگاه به عالِم از إعتكاف و يك سال عبادت ـ مستحبّى ـ در خانه خدا بهتر است. زيارت و ديدار علماء، نزد خداوند از هفتاد مرتبه طواف اطراف كعبه محبوب تر خواهد بود، و نيز افضل از هفتاد حجّ و عمره قبول شده مى باشد. همچنين خداوند او را هفتاد مرحله ترفيعِ درجه مى دهد و رحمت و بركت خود را بر او نازل مى گرداند، و ملائكه شهادت مى دهند به اين كه او اهل بهشت است.
20 ـ قالَ(عليه السلام): «يَا ابْنَ آدَم، لا تَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذى لَمْ يَأتِكَ عَلى يَوْمِكَ الَّذى أنْتَ فيهِ، فَإنْ يَكُنْ بَقِيَ مِنْ أجَلِكَ، فَإنَّ اللّهَ فيهِ يَرْزُقُكَ».(20)
فرمود: اى فرزند آدم، غُصّه رزق و آذوقه آن روزى كه در پيش دارى و هنوز نيامده است نخور، زيرا چنانچه زنده بمانى و عمرت باقى باشد خداوند متعال روزىِ آن روز را هم مى رساند.
21 ـ قالَ(عليه السلام): «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ شُجاعَتُهُ عَلى قَدْرِ نَفَقَتِهِ، وَ صِداقَتُهُ عَلى قَدْرِ مُرُوَّتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلى قَدْرِ غِيْرَتِهِ».(21)
فرمود: ارزش هر انسانى به قدر همّت اوست، و شجاعت و توان هر شخصى به مقدار گذشت و احسان اوست، و درستكارى و صداقت او به قدر جوانمردى اوست، و پاكدامنى و عفّت هر فرد به اندازه غيرت او خواهد بود.
22 ـ قالَ(عليه السلام): «مَنْ شَرِبَ مِنْ سُؤْرِ أخيهِ تَبَرُّكاً بِهِ، خَلَقَ اللّهُ بَيْنَهُما مَلِكاً يَسْتَغْفِرُ لَهُما حَتّى تَقُومَ السّاعَهُ».(22)
فرمود: كسى كه دهن خورده برادر مؤمنش را به عنوان تبرّك ميل نمايد، خداوند متعال ملكى را مأمور مى گرداند تا براى آن دو نفر تا روز قيامت طلب آمرزش و مغفرت نمايد.
23 ـ قالَ(عليه السلام): «لا خَيْرَ فِى الدُّنْيا إلاّ لِرَجُلَيْنِ: رَجَلٌ يَزْدادُ فى كُلِّ يَوْم إحْساناً، وَ رَجُلٌ يَتَدارَكُ ذَنْبَهُ بِالتَّوْبَهِ، وَ أنّى لَهُ بِالتَّوْبَهِ، وَالله لَوْسَجَدَ حَتّى يَنْقَطِعَ عُنُقُهُ ما قَبِلَ اللهُ مِنْهُ إلاّ بِوِلايَتِنا أهْلِ الْبَيْتِ».(23)
فرمود: خير و خوبى در دنيا وجود ندارد مگر براى دو دسته: دسته اوّل آنان كه سعى نمايند در هر روز، نسبت به گذشته كار بهترى انجام دهند. دسته دوّم آنان كه نسبت به خطاها و گناهان گذشته خود پشيمان و سرافكنده گردند و توبه نمايند، و توبه كسى پذيرفته نيست مگر آن كه با اعتقاد بر ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت باشد.
24 ـ قالَ(عليه السلام): «عَجِبْتُ لاِبْنِ آدَم، أوَّلُهُ نُطْفَهٌ، وَ آخِرُهُ جيفَهٌ، وَ هُوَ قائِمٌ بَيْنَهُما وِعاءٌ لِلْغائِطِ، ثُمَّ يَتَكَبَّرُ».(24)
فرمود: تعجبّ مى كنم از كسى كه اوّلش قطره اى آب ترش شده و عاقبتش لاشه اى متعفّن ـ بد بو ـ خواهد بود و خود را ظرف فضولات قرار داده است، با اين حال تكبّر و بزرگ منشى هم مى نمايد.
25 ـ قالَ(عليه السلام): «إيّاكُمْ وَ الدَّيْن، فَإنَّهُ هَمٌّ بِاللَّيْلِ وَ ذُلٌّ بِالنَّهارِ».(25)
فرمود: از گرفتن نسيه و قرض، خود را برهانيد، چون كه سبب غم و اندوه شبانه و ذلّت و خوارى در روز خواهد گشت.
26 ـ قالَ(عليه السلام): «إنَّ الْعالِمَ الْكاتِمَ عِلْمَهُ يُبْعَثُ أنْتَنَ أهْلِ الْقِيامَهِ، تَلْعَنُهُ كُلُّ دابَّه مِنْ دَوابِّ الاْرْضِ الصِّغارِ».(26)
فرمود: آن عالم و دانشمندى كه علم خود را ـ در بيان حقايق ـ براى ديگران كتمان كند، روز قيامت با بدترين بوها محشور مى شود و مورد نفرت و نفرين تمام موجودات قرار مى گيرد.
27 ـ قالَ(عليه السلام): «يا كُمَيْلُ، قُلِ الْحَقَّ عَلى كُلِّ حال، وَوادِدِ الْمُتَّقينَ، وَاهْجُرِ الفاسِقينَ، وَجانِبِ المُنافِقينَ، وَلاتُصاحِبِ الخائِنينَ».(27)
فرمود: در هر حالتى حقّ را بگو و مدافع آن باش، دوستى و معاشرت با پرهيزگاران را ادامه ده، و از فاسقين و معصيت كاران كناره گيرى كن، و از منافقان دورى و فرار كن، و با خيانتكاران همراهى و هم نشينى منما.
28 ـ قالَ(عليه السلام): فى وَصيَّتِهِ لِلْحَسَنِ (عليه السلام): «سَلْ عَنِ الرَّفيقِ قَبْلَ الطَّريقِ، وَعَنِ الْجارِ قَبْلَ الدّارِ».(28)
ضمن سفارشى به فرزندش امام حسن (عليه السلام) فرمود: پيش از آن كه بخواهى مسافرت بروى، رفيق مناسب راه را جويا باش، و پيش از آن كه منزلى را تهيّه كنى همسايگان را بررسى كن كه چگونه هستند.
29 ـ قالَ(عليه السلام): «اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَليلٌ عَلى ضَعْفِ عَقْلِهِ».(29)
فرمود: فخر كردن انسان به خودش، نشانه كم عقلى او مى باشد.
30 ـ قالَ(عليه السلام): «أيُّهَا النّاسُ، إِيّاكُمْ وُحُبَّ الدُّنْيا، فَإِنَّها رَأْسُ كُلِّ خَطيئَه، وَبابُ كُلِّ بَليَّه، وَداعى كُلِّ رَزِيَّه».(30)
فرمود: اى گروه مردم، نسبت به محبّت و علاقه به دنيا مواظب باشيد، چون كه علاقه و محبّت به دنيا اساس هر خطا و انحرافى است، و دروازه هر بلا و گرفتارى است، و نزديك كننده هر فتنه و آشوب; و نيز آورنده هر مصيبت و مشكلى است.
31 ـ قالَ(عليه السلام): «السُّكْرُ أرْبَعُ السُّكْراتِ: سُكْرُ الشَّرابِ، وَسُكْرُ الْمالِ، وَسُكْرُ النَّوْمِ، وَسُكْرُ الْمُلْكِ».(31)
فرمود: مستى در چهار چيز است: مستى از شراب (و خمر)، مستى مال و ثروت، مستى خواب، مستى رياست و مقام.
32 ـ قالَ(عليه السلام): «أللِّسانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ».(32)
فرمود: زبان، همچون درّنده اى است كه اگر آزاد باشد زخم و جراحت (سختى به جسم و ايمان) خواهد زد.
33 ـ قالَ(عليه السلام): «يَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَى الظّالِمِ أشَدُّ مِنْ يَوْمِ الظّالِمِ عَلَى الْمَظْلُومِ».(33)
فرمود: روز داد خواهى مظلوم بر عليه ظالم سخت تر است از روزى كه ظالم ستم بر مظلوم مى كند.
34 ـ قالَ(عليه السلام): «فِى الْقُرْآنِ نَبَأُ ما قَبْلَكُمْ، وَخَبَرُ ما بَعْدَكُمْ، وَحُكْمُ ما بَيْنِكُمْ».(34)
فرمود: قرآن احوال گذشتگان، و أخبار آينده را در بردارد، و شرح وظايف شما را بيان كرده است.
35 ـ قالَ(عليه السلام): «نَزَلَ الْقُرْآنُ أثْلاثاً، ثُلْثٌ فينا وَفى عَدُوِّنا، وَثُلْثٌ سُنَنٌ وَ أمْثالٌ، وَثُلْثٌ فَرائِض وَأحْكامٌ».(35)
فرمود: نزول قرآن بر سه قسمت است: يك قسمت آن درباره اهل بيت عصمت و طهارت : و دشمنان و مخالفان ايشان; و قسمت ديگر آن، اخلاقيّات و ضرب المثلها; و قسمت سوّم در بيان واجبات و احكام إلهى مى باشد.
36 ـ قالَ(عليه السلام): «ألْمُؤْمِنُ نَفْسُهُ مِنْهُ فى تَعَب، وَالنّاسُ مِنْهُ فى راحَه».(36)
فرمود: مؤمن آن كسى است كه خود را به جهت رفاه مردم در زحمت بيندازد و ديگران از او در أمنيّت و آسايش باشند.
37 ـ قالَ(عليه السلام): «كَتَبَ اللّهُ الْجِهادَ عَلَى الرِّجالِ وَالنِّساءِ، فَجِهادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مالِهِ وَنَفْسِهِ حَتّى يُقْتَلَ فى سَبيلِ اللّه، وَجِهادُ الْمَرْئَهِ أنْ تَصْبِرَ عَلى ماتَرى مِنْ أذى زَوْجِها وَغِيْرَتِهِ».(37)
فرمود: خداوند جهاد را بر مردان و زنان لازم دانسته است. پس جهاد مرد، آن است كه از مال و جانش بگذرد تا جائى كه در راه خدا كشته و شهيد شود. و جهاد زن آن است كه در مقابل زحمات و صدمات شوهر و بر غيرت و جوانمردى او صبر نمايد.
38 ـ قالَ(عليه السلام): «فى تَقَلُّبِ الاْحْوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ».(38)
فرمود: در تغيير و دگرگونى حالات و حوادث، فطرت و حقيقت اشخاص شناخته مى شود.
39 ـ قالَ(عليه السلام): «إنّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَلا حِسابَ، وَغَداً حِسابٌ وَ لا عَمَل».(39)
فرمود: امروزه - در دنيا - زحمت و فعاليّت، بدون حساب است و فرداى قيامت، حساب و بررسى اعمال و دريافت پاداش است.
40 ـ قالَ(عليه السلام): «إتَّقُوا مَعَاصِيَ اللّهِ فِى الْخَلَواتِ فَإنَّ الشّاهِدَ هُوَ الْحاكِم».(40)
فرمود: دورى و اجتناب كنيد از معصيت هاى إلهى، حتّى در پنهانى، پس به درستى كه خداوند شاهد اعمال و نيّات است; و نيز او حاكم و قاضى خواهد بود.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1 ـ أمالى صدوق : ص 97، بحارالأنوار: ج 90، ص 343، ح 1.
2 ـ أمالى طوسى : ج 1، ص 114 ح 29، بحارالأنوار: ج 1، ص 169، ح 20.
3 ـ وسائل الشّيعه: ج 25، ص 434، ح 32292.
4 ـ وافى: ج 4، ص 402، س 3.
5 ـ أعيان الشّيعه: ج 1، ص 350، بحارالأنوار: ج 41، ص 150، ضمن ح 40.
6 ـ أمالى طوسى: ج 1، ص 55، بحارالأنوار: ج 2، ص 48، ح 7.
7 ـ أمالى صدوق: ص 95، بحارالأنوار: ج 68، ص 181، ح 35.
8 ـ بحار الأنوار: ج 5، ص 317، ح 16، به نقل از ثواب الأعمال.
9 ـ أمالى طوسى : ج 1، ص 372، بحارالأنوار: ج 63، ص 152، ح 5.
10 ـ أمالى طوسى: ج 1، ص 372، بحارالأنوار: ج 63، ص 155، ح 5.
11 ـ عدّه الدّاعى: ص 85، ص 1، بحارالأنوار: ج 101، ص 73، ح 24.
12 ـ مستدرك الوسائل : ج 16، ص 291، ح 19920.
13 ـ بحارالأنوار: ج 69، ص 68، س 2، ضمن ح 28.
14 ـ محبّه البيضاء: ج 5، ص 144، تنبيه الخواطر: ص 195، س 16.
15 ـ مستدرك الوسائل: ج 3، ص 210، ح 3386.
16 ـ بحارالأنوار: ج 1، ص 96، ح 40.
17 ـ بحارالأنوار: ج 70، ص 13.
18 ـ نزهه الناظر و تنبيه الخاطر حلوانى: ص 70، ح 65.
19 ـ عدّه الدّاعى: ص 75، س 8، بحارالأنوار: ج 1، ص 205، ح 33.
20 ـ نزهه الناظر و تنبيه الخاطر حلوانى: ص 52، ح 26.
21 ـ نزهه الناظر و تنبيه الخاطر حلوانى: ص 46، ح 12.
22 ـ اختصاص شيخ مفيد: ص 189، س 5.
23 - وسائل الشيعه: ج 16 ص 76 ح 5.
24 ـ وسائل الشّيعه: ج 1، ص 334، ح 880.
25 ـ وسائل الشّيعه: ج 18، ص 316، ح 23750.
26 ـ وسائل الشّيعه: ج 16، ص 270، ح 21539.
27 ـ تحف العقول: ص 120، بحارالأنوار: ج 77، ص 271، ح 1.
28 ـ بحارالأنوار: ج 76، ص 155، ح 36، و ص 229، ح 10.
29 ـ اصول كافى: ج 1، ص 27، بحارالأنوار: ج 1، ص 161، ح 15.
30 ـ تحف العقول: ص 152، بحارالأنوار: ج 78، ص 54، ح 97.
31 ـ خصال : ج 2، ص 170، بحارالأنوار: ج 73، ص 142، ح 18.
32 ـ شرح نهج البلاغه ابن عبده: ج 3، ص 165.
33 ـ شرح نهج البلاغه فيض الاسلام: ص 1193.
34 ـ شرح نهج البلاغه فيض الاسلام: ص 1235.
35 ـ اصول كافى، ج 2، ص 627، ح 2.
36 ـ بحارالأنوار: ج 75، ص 53، ح 10.
37 ـ وسائل الشّيعه: ج 15، ص 23، ح 19934.
38 ـ شرح نهج البلاغه فيض الإسلام: ص 1183.
39 ـ شرح نهج البلاغه ابن عبده: ج 1، ك 41.
40 ـ شرح نهج البلاغه ابن عبده: ج 3، ص 324.

 

 

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)

1 ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء ( سلام الله عليها) : «نَحْنُ وَسيلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَيْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَهُ أنْبيائِهِ».(1)
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمود: ما أهل بيت پيامبر، وسيله ارتباط خداوند با خلق او هستيم، ما برگزيدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشيم، ما حجّت و راهنما خواهيم بود; و ما وارثان پيامبران الهى هستيم.
2 ـ عَبْدُ اللّهِ بْنِ مَسْعُود، فالَ: «أتَيْتُ فاطِمَهَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْها، فَقُلْتُ: أيْنَ بَعْلُكِ؟ فَقالَتْ(عليها السلام): عَرَجَ بِهِ جِبْرئيلُ إلَى السَّماءِ، فَقُلْتُ: فيما ذا؟ فَقالَتْ: إنَّ نَفَراً مِنَ الْمَلائِكَهِ تَشاجَرُوا فى شَيْىء، فَسَألُوا حَكَماً مِنَ الاْدَمِيّينَ، فَأَوْحىَ اللّهُ إلَيْهِمْ أنْ تَتَخَيَّرُوا، فَاخْتارُوا عَليِّ بْنِ أبي طالِب (عليه السلام).» (2)
عبد اللّه بن مسعود گويد: روزى بر فاطمه زهراء(عليها السلام)وارد شدم و عرضه داشتم: همسرت كجا است؟ فرمود: همراه جبرائيل به آسمان عروج نموده است، گفتم: براى چه موضوعى؟! فرمود: بين عدّه اى از ملائكه الهى مشاجره اى شده است; و تقاضا كرده اند يك نفر از آدم ها بين ايشان حكم و قضاوت نمايد; و خداوند به ملائكه وحى فرستاد: خودتان يك نفر را انتخاب نمائيد; و آن ها هم حضرت علىّ بن ابى طالب (عليه السلام) را برگزيدند.
3 ـ قالَتْ(عليها السلام): «وَهُوَ الإمامُ الرَبّانى، وَالْهَيْكَلُ النُّورانى، قُطْبُ الأقْطابِ، وَسُلالَهُ الاْطْيابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَهُ دائِرَهِ الإمامَهِ.» (3)
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در تعريف امام علىّ (عليه السلام) فرمود : او پيشوائى الهى و ربّانى است، تجسّم نور و روشنائى است، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوينده اى حقّ گو و هدايتگر است، او مركز و محور امامت و رهبريّت است.
4 ـ قالَتْ(عليها السلام): «أبَوا هِذِهِ الاْمَّهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىٌّ، يُقْيمانِ أَودَّهُمْ، وَ يُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إنْ أطاعُوهُما، وَ يُبيحانِهِمُ النَّعيمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.» (4)
فرمود: حضرت محمّد (صلى الله عليه وآله) و علىّ (عليه السلام)، والِدَين اين امّت هستند، چنانچه از آن دو پيروى كنند آن ها را از انحرافات دنيوى و عذاب هميشگى آخرت نجات مى دهند; و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.
5 ـ قالَتْ (عليها السلام): «مَنْ أصْعَدَ إلىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ أفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ».(5)
فرمود: هركس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترين مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدير مى نمايد.
6 ـ قالَتْ (عليها السلام): «إنَّ السَّعيدَ كُلَّ السَّعيدِ، حَقَّ السَّعيدِ مَنْ أحَبَّ عَليّاً فى حَياتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ».(6)
فرمود: همانا حقيقت و واقعيّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ (عليه السلام) در زمان حيات و پس از رحلتش خواهدبود.
7 ـ قالَتْ (عليها السلام): «إلهى وَ سَيِّدى، أسْئَلُكَ بِالَّذينَ اصْطَفَيْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَيَّ فى مُفارِقَتى أَنْ تَغْفِرَ لِعُصاهِ شيعَتى، وَشيعَهِ ذُرّيتَى.» (7)
فرمود: خداوندا، به حقّ اولياء و مقرّبانى كه آن ها را برگزيده اى، و به گريه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ايشان، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شيعيان و پيروان ما را ببخشى.
8 ـ قالَتْ (عليها السلام): «شيعَتُنا مِنْ خِيارِ أهْلِ الْجَنَّهِ وَكُلُّ مُحِبّينا وَ مَوالى اَوْليائِنا وَ مُعادى أعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا».(8)
فرمود: شيعيان و پيروان ما، و همچنين دوستداران اولياء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نيز آن هائى كه با قلب و زبان تسليم ما هستند بهترين افراد بهشتيان خواهند بود.
9 ـ قالَتْ (عليها السلام): «وَاللّهِ يَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا أنّى أكْرَهُ أنْ يُصيبَ الْبَلاءُ مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ أنّى سَأُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ أجِدُهُ سَريعَ الاْجابَهِ».(9)
حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسيدم كه عذاب الهى بر بى گناهى، نازل گردد; متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرين مى كردم. و مى ديدى چگونه دعايم سريع مستجاب مى گرديد.
10 ـ قالَتْ (عليها السلام): «وَاللّهِ! لا كَلَّمْتُكَ أبَداً، وَاللّهِ! لاَدْعُوَنَّ اللّهَ عَلَيْكَ فى كُلِّ صَلوه».(10)
پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، ديگر با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرين خواهم كرد.
11 ـ قالَتْ (عليها السلام): «إنّى أُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، أنَّكُما اَسْخَطْتُمانى، وَ ما رَضيتُمانى، وَ لَئِنْ لَقيتُ النَبِيَّ لأشْكُوَنَّكُما إلَيْهِ».(11)
هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مى گيرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده ايد، و مرا راضى نكرديد، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكايت شما دو نفر را خواهم كرد.
12 ـ قالَتْ (عليها السلام): «لا تُصَلّى عَلَيَّ اُمَّهٌ نَقَضَتْ عَهْدَ اللّهِ وَ عَهْدَ أبى رَسُولِ اللّهِ فى أمير الْمُؤمنينَ عَليّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَ أخَذُوا إرْثى، وَ خَرقُوا صَحيفَتى اللّتى كَتَبها لى أبى بِمُلْكِ فَدَك».(12)
فرمود: افرادى كه عهد خدا و پيامبر خدا را درباره اميرالمؤمنين علىّ (عليه السلام) شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثيّه ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نبايد بر جنازه من نماز بگذارند.
13 ـ قالَتْ (عليها السلام): «إلَيْكُمْ عَنّي، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَديرِكُمْ، وَ الاَْمْرُ بعد تقْصيركُمْ، هَلْ تَرَكَ أبى يَوْمَ غَديرِ خُمّ لاِحَد عُذْوٌ».(13)
خطاب به مهاجرين و انصار كرد و فرمود: از من دور شويد و مرا به حال خود رها كنيد، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هايتان، عذرى براى شما باقى نمانده است. آيا پدرم در روز غدير خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت؟
14 ـ قالَتْ (عليها السلام): «جَعَلَ اللّهُ الاْيمانَ تَطْهيراً لَكُمْ مِنَ الشّـِرْكِ، وَ الصَّلاهَ تَنْزيهاً لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَ الزَّكاهَ تَزْكِيَهً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَ الصِّيامَ تَثْبيتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْييداً لِلدّينِ» (14)
فرمود: خداوند سبحان، ايمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس) را براى تزكيه نفس و توسعه روزى تعيين نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست. و حجّ را براى استحكام أساس شريعت و بناء دين اسلام واجب نمود.
15 ـ قالَتْ (عليها السلام): «يا أبَا الْحَسَنِ! إنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ أهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَ لا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِمْرِاللّهِ تَعالى وَ ارْضَ بِقَضائِهِ.» (15)
فرمود: اى ابا الحسن! ـ همسرم ـ ، همانا رسول خدا با من عهد بست و اظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بيتش كه به او ملحق مى شوم و چاره اى از آن نيست، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش.
16 ـ قالَتْ (عليها السلام): «مَنْ سَلَّمَ عَلَيْهِ اَوْ عَلَيَّ ثَلاثَهَ أيّام أوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّهَ، قُلْتُ لَها: فى حَياتِهِ وَ حَياتِكِ؟ قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا.» (16)
فرمود: هر كه بر پدرم ـ رسول خدا ـ و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند. راوى گويد: عرضه داشتم: آيا در زمان حيات و زنده بودن؟ فرمود: چه در زمان حيات ما باشد; و يا پس از مرگ.
17 ـ قالَتْ (عليها السلام): «ما صَنَعَ أبُو الْحَسَنِ إلاّ ما كانَ يَنْبَغى لَهُ، وَ لَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسيبُهُمْ وَ طالِب هُمْ».(17)
فرمود: آنچه را امام علىّ (عليه السلام) ـ نسبت به دفن رسول خدا و جريان بيعت ـ انجام داد، وظيفه الهى او بوده است، و آنچه را ديگران انجام دادند خداوند آن ها را محاسبه و مجازات مى نمايد.
18 ـ قالَتْ (عليه السلام): «خَيْرٌ لِلِنّساءِ أنْ لا يَرَيْنَ الرِّجالَ وَ لا يَراهُنَّ الرِّجالُ».(18)
فرمود: بهترين چيز براى حفظ شخصيت زن آن است كه مردى را نبيند و نيز مورد مشاهده مردان قرار نگيرد.
19 ـ قالَتْ (عليها السلام): «أوُصيكَ يا أبَا الْحَسنِ أنْ لا تَنْسانى، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى».(19)
ضمن وصيّتى به همسرش اظهار داشت: مرا پس از مرگم فراموش نكن; و به زيارت و ديدار من ـ بر سر قبرم ـ بيا.
20 ـ قالَتْ (عليها السلام): «إنّى قَدِاسْتَقْبَحْتُ ما يُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ يُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَهِ الثَّوبَ فَيَصِفُها لِمَنْ رَأى، فَلا تَحْمِلينى عَلى سَرير ظاهِر، اُسْتُرينى، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ».(20)
در آخرين روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصيّتى به اسماء فرمود: من بسيار زشت و زننده مى دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه اى روى بدنش تشييع مى كنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى ديگران تعريف مى نمايند. مرا بر تخت ـ و بلانكاردى ـ كه اطرافش پوشيده نيست و مانع مشاهده ديگران نباشد قرار مده ـ بلكه مرا با پوشش كامل تشييع كن ـ ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نمايد.
21 ـ قالَتْ (عليها السلام): «... إنْ لَمْ يَكُنْ يَرانى فَإنّى أراهُ، وَ هُوَ يَشُمُّ الريح».(21)
مرد نابينائى وارد منزل شد و حضرت زهراء (عليها السلام)پنهان گشت، وقتى رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) علّت آن را جويا شدي در پاسخ پدر اظهار داشت: اگر آن نابينا مرا نمى بيند، من او را مى بينم، ديگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.
22 ـ قالَتْ (عليها السلام): «أصْبَحْتُ وَ اللهِ! عاتِقَهً لِدُنْياكُمْ، قالِيَهً لِرِجالِكُمْ».(22)
بعد از جريان غصب فدك و احتجاج حضرت، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جويا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنيا را آزاد كردم و هيچ علاقه اى به آن ندارم، همچنين دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.
23 ـ قالَتْ (عليها السلام): «إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما أمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَأنْتَ مِنْ شيعَتِنا، وَ إلاّ فَلا».(23)
فرمود: اگر آنچه را كه ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت ـ دستور داده ايم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ايم خوددارى نمائى، تو از شيعيان ما هستى وگرنه، خير.
24 ـ قالَتْ (عليها السلام): «حُبِّبَ إلَيَّ مِنْ دُنْياكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَهُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبيلِ اللّهِ».(24)
فرمود: سه چيز از دنيا براى من دوست داشتنى است: تلاوت قرآن، نگاه به صورت رسول خدا; و انفاق و كمك ـ به نيازمندان ـ در راه خداوند متعال.
25 ـ قالَتْ (عليها السلام): «أُوصيكَ اَوّلاً أنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَهِ اُخْتى أمامَهَ، فَإنَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ».(25)
در آخرين لحظات عمرش به همسر خود چنين سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم أمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متديّن است. همانا مردان در هر حال، نيازمند به زن مى باشند.
26 ـ قالَتْ (عليها السلام): «الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّهَ تَحْتَ أقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّهَ».(26)
فرمود: هميشه در خدمت مادر و پاى بند او باش، چون بهشت زير پاى مادران است; و نتيجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.
27 ـ قالَتْ (عليها السلام): «ما يَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِيامِهِ إذا لَمْ يَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ».(27)
فرمود: روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و ديگر اعضاء و جوارح خود را كنترل ننمايد هيچ سودى از روزه خود نمى برد.
28 ـ قالَتْ (عليها السلام): «اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ يُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّهَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ يَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ».(28)
فرمود: تبسّم و شادمانى در برابر مؤمن موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتيجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ايمنى از عذاب خواهد بود.
29 ـ قالَتْ (عليها السلام): «لا يَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، يَبيتُ وَ فى يَدِهِ ريحُ غَمَر».(29)
فرمود: كسى كه بعد از خوردن غذا، دست هاى خود را نشويد دست هايش آلوده باشد، ـ چنانچه ناراحتى برايش بوجود آيد ـ كسى جز خودش را سرزنش نكند.
30 ـ قالَتْ (عليها السلام): «اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإنْ رَأيْتَ نِصْفَ عَيْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأعْلِمْنى حَتّى أدْعُو».(30)
روز جمعه نزديك غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشيد غروب كرد مرا خبر كن تا براى خود ـ و ديگران ـ دعا كنم.
31 ـ قالَتْ (عليها السلام): «إنَّ اللّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً وَلايُبالى».(31)
فرمود: همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از كسى باكى نخواهد داشت.
32 ـ قالَتْ (عليها السلام): «الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاهِ فى مَنْزِلِهِ إلاَّ الاْمامَ يَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَيْهِ».(32)
فرمود: هر شخصى نسبت به مركب سوارى، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از ديگرى در أُلويّت است، مگر آن كه ديگرى امام جماعت باشد و مردم بخواهند با او نماز جماعت را إقامه نمايند.
33 ـ قالَتْ (عليها السلام): «يا أبَه، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَوُقُوفَ النّاسِ عُراهً يَوْمَ الْقيامَهِ، وا سَوْأتاهُ يَوْمَئِذ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ».(33)
اظهار داشت: اى پدر، من به ياد روز قيامت افتادم كه مردم چگونه در پيشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ايستاد ـ و فرياد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بيت (عليهم السلام) ـ.
34 ـ قالَتْ (عليها السلام): «إذا حُشِرْتُ يَوْمَ الْقِيامَهِ، أشْفَعُ عُصاهَ أُمَّهِ النَّبىَّ».(34)
فرمود: هنگامى كه در روز قيامت برانگيخته و محشور شوم، خطاكاران امّت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)، را شفاعت مى نمايم.
35 ـ قالَتْ (عليها السلام): «فَأكْثِرْ مِنْ تِلاوَهِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَهٌ يَحْتاجُ الْمَيِّتُ فيها إلى أُنْسِ الاْحْياءِ».(35)
ضمن وصيّتى به امام علىّ (عليه السلام) اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى، برايم قرآن را بسيار تلاوت نما، و برايم دعا كن، چون كه ميّت در چنان موقعيّتى بيش از هر چيز نيازمند به اُنس با زندگان مى باشد.
36 ـ قالَتْ (عليها السلام): «يا أبَا الحَسَن، إنّى لأسْتَحى مِنْ إلهى أنْ أكَلِّفَ نَفْسَكَ ما لا تَقْدِرُ عَلَيْهِ».(36)
خطاب به همسرش اميرالمؤمنين علىّ (عليه السلام) كرد و اظهار نمود: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چيزى را در خواست نمايم و تو توان تهيه آنرا نداشته باشى.
37 ـ قالَتْ (عليها السلام): «خابَتْ أُمَّهٌ قَتَلَتْ إبْنَ بِنْتِ نَبِيِّها».(37)
فرمود: رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پيامبر خود را به قتل رسانند.
38 ـ قالَتْ (عليها السلام): «... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزيهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَهِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَهِ ايجاباً لِلْعِّفَهِ».(38)
فرمود: خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاكى جامعه از زشتى ها و جنايت ها; و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرين قرار داد; و دزدى نكردن، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى گردد.
39 ـ قالَتْ(عليها السلام): «وَ حَرَّمَ - اللّه - الشِّرْكَ إخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِيَّهِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إلاّ وَ أنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ أطيعُوا اللّه فيما أمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إنَّما يَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ».(39)
فرمود: خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف) حرام گرداند تا آن كه همگان تن به ربوبيّت او در دهند و به سعادت نائل آيند; پس آن طورى كه شايسته است بايد تقواى الهى داشته باشيد و كارى كنيد تا با اعتقاد به دين اسلام از دنيا برويد. بنابر اين بايد اطاعت و پيروى كنيد از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده يا از آن نهى كرده است، زيرا كه تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت.
40 ـ قالَتْ (عليها السلام): «أمّا وَاللّهِ، لَوْ تَرَكُوا الْحَقَّ عَلى أهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَهَ نَبيّه، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَ لَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَف، وَ خَلْفٌ بَعْدَ خَلَف، حَتّى يَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ(عليه السلام)».(40)
فرمود: به خدا سوگند، اگر حقّ ـ يعنى خلافت و امامت ـ را به اهلش سپرده بودند; و از عترت و اهل بيت پيامبر صلوات اللّه عليهم پيروى و متابعت كرده بودند حتّى دو نفر هم با يكديگر درباره خدا ـ و دين ـ اختلاف نمى كردند. و مقام خلافت و امامت توسط افراد شايسته يكى پس از ديگرى منتقل مى گرديد و در نهايت تحويل قائم آل محمّد ( عجّل اللّه فرجه الشّريف ، و صلوات اللّه عليهم اجمعين) مى گرديد كه او نهمين فرزند از حسين (عليه السلام) مى باشد.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: ج 16، ص 211.
2 - اختصاص شيخ مفيد: ص 213، س 7، بحارالأنوار: ج 37، ص 150، ح 15.
3 ـ رياحين الشّريعه: ج 1، ص 93.
4 ـ تفسير الإمام العسكرى (عليه السلام): ص 330، ح 191، بحارالأنوار: ج 23، ص 259، ح 8.
5 ـ تنبيه الخواطر معروف به مجموعه ورّام: ص 108 و 437، بحار: ج 67، ص 249، ح 25.
6 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: ج 2، ص 449 مجمع الزّوائد: ج 9، ص 132.
7 ـ كوكب الدّرىّ: ج 1، ص 254.
8 ـ بحارالأنوار: ج 68، ص 155، س 20، ضمن ح 11.
9 ـ اصول كافى: ج 1، ص 460، بيت الأحزان: ص 104، بحارالأنوار: ج 28، ص 250، ح 30.
10 ـ صحيح مسلم: ج 2، ص 72، صحيح بخارى: ج 6، ص 176.
11 ـ بحارالأنوار: ج 28، ص 303، صحيح مسلم: ج 2، ص 72، بخارى: ج 5، ص 5.
12 ـ بيت الأحزان: ص 113، كشف الغمّه: ج 2، ص 494.
13 ـ خصال: ج 1، ص 173، احتجاج: ج 1، ص 146.
14 ـ رياحين الشّريعه: ج 1، ص 312، فاطمه الزّهراء (عليها السلام): ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرين و انصار.
15 ـ بحارالأنوار: ج 43، ص 200، ح 30.
16 ـ بحارالأنوار: ج 43، ص 185، ح 17.
17 ـ الإمامه والسّياسه: ص 30، بحارالأنوار: ج 28، ص 355، ح 69.
18 ـ بحارالأنوار: ج 43، ص 54، ح 48.
19 ـ زهره الرّياض ـ كوكب الدّرى: ج 1، ص 253.
20 ـ تهذيب الأحكام: ج1، ص 429، كشف الغمّه: ج 2، ص 67، بحار:ج 43، ص 189،ح 19.
21 ـ بحارالأنوار: ج 43، ص 91، ح 16، إحقاق الحقّ: ج 10، ص 258.
22 ـ دلائل الإمامه: ص 128، ح 38، معانى الأخبار: ص 355، ح 2.
23 ـ تفسير الإمام العسكرى (عليه السلام): ص 320، ح 191.
24 - وقايع الايام خيابانى، جلد صيام، ص295
25 ـ بحارالأنوار: ج 43، ص 192، ح 20، أعيان الشّيعه: ج 1، ص 321.
26 ـ كنزل العمّال: ج 16، ص 462، ح 45443.
27 ـ مستدرك الوسائل: ج 7، ص 336، ح 2، بحارالأنوار: ج 93، ص 294، ح 25.
28 ـ تفسير الإمام العسكرى (عليه السلام): ص 354، ح 243، مستدرك الوسائل: ج 12، ص 262، بحارالأنوار: ج 72، ص 401، ح 43.
29 ـ كنزل العمّال: ج 15، ص 242، ح 40759.
30 ـ دلائل الإمامه: ص 71، س 16، معانى الأخبار: ص 399، ضمن ح 9.
31 ـ تفسير التّبيان: ج 9، ص 37، س 16.
32 ـ مجمع الزّوائد: ج 8 ، ص 108 ، مسند فاطمه: ص 33 و 52.
33 ـ كشف الغمّه: ج 2، ص 57، بحار الأنوار: ج 8 ، ص 53، ح 62.
34 ـ إحقاق الحقّ: ج 19، ص 129.
35 - بحارالأنوار: ج 79، ص 27، ضمن ح 13.
36 ـ أمالى شيخ طوسى : ج 2، ص 228.
37 ـ مدينه المعاجز: ج 3، ص 430.
38 ـ رياحين الشّريعه: ج 1، ص 312، فاطمه الزهراء (عليها السلام): ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه.
39 - همان مدرك قبل.
40 ـ الإمامه والتبصره: ص 1، بحارالأنوار: ج 36، ص 352، ح 224.

 


حضرت امام حسن مجتبى (عليه السلام)

1 ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى (عَلَيْهِ السَّلام): «يَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ يُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً».(1)
امام حسن مجتبي (عليه السلام) فرمود: اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى عفيف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان برايت تقسيم و مقدّر نموده است، تا هميشه غنى و بى نياز باشى. نسبت به همسايگان، دوستان و همنشينان خود نيكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى. با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى ديگران همانگونه با تو بر خورد نمايند.
2 ـ قالَ(عليه السلام): «وَ نَحْنُ رَيْحانَتا رَسُولِ اللّهِ، وَ سَيِّدا شَبابِ أهْلِ الْجَنّهِ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ يَتَقَدَّمُ، اَوْ يُقَدِّمُ عَلَيْنا اَحَداً».(2)
امام حسن مجتبي (عليه السلام) به دنباله وصيّتش در حضور جمعى از أصحاب فرمود: و ما دو نفر ـ يعنى حضرت و برادرش امام حسين (عليهما السلام) ـ ريحانه رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) و دو سرور جوانان اهل بهشت هستيم، پس خدا لعنت كند كسى را كه بر ما پيشقدم شود يا ديگرى را بر ما مقدّم دارد.
3 ـ قالَ(عليه السلام): «وَ إنّ حُبَّنا لَيُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنى آدَم، كَما يُساقِطُ الرّيحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ».(3)
فرمود: همانا محبّت و دوستى با ما (اهل بيت رسول اللّه (صلى الله عليه وآله) سبب ريزش گناهان ـ از نامه اعمال ـ مى شود، همان طورى كه وزش باد، برگ درختان را مى ريزد.
4 ـ قالَ(عليه السلام): «لَقَدْ فارَقَكُمْ رَجُلٌ بِالاْمْسِ لَمْ يَسبِقْهُ الاْوَّلُونَ، وَ لا يُدْرِكُهُ أَلاْخِرُونَ».(4)
پس از شهادت پدرش اميرالمؤمنين علىّ (عليه السلام)، در جمع اصحاب فرمود: شخصى از ميان شماها رفت كه در گذشته مانند او نيامده است، و كسى در آينده نمى تواند هم تراز او قرار گيرد.
5 ـ قالَ(عليه السلام): «مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ كانَتْ لَهُ دَعْوَهٌ مُجابَهٌ، إمّا مُعَجَّلهٌ وَإمّا مُؤجَلَّهٌ».(5)
فرمود: كسى كه قرآن را ـ با دقّت ـ قرائت نمايد، در پايان آن ـ اگر مصلحت باشد ـ دعايش سريع مستجاب خواهد شد ـ و اگر مصلحت نباشد ـ در آينده مستجاب مى گردد.
6 ـ قالَ(عليه السلام): «إنّ هذَا الْقُرْآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ وَشِفاءُ الصُّدُورِ».(6)
فرمود: همانا در اين قرآن چراغ هاى هدايت به سوى نور و سعادت موجود است و اين قرآن شفاى دل ها و سينه ها است.
7 ـ قالَ(عليه السلام): «مَنَ صَلّى، فَجَلَسَ فى مُصَلاّه إلى طُلُوعِ الشّمسِ كانَ لَهُ سَتْراً مِنَ النّارِ».(7)
فرمود: هر كه نماز ـ صبح ـ را به خواند و در جايگاه خود بنشيند تا خورشيد طلوع كند، برايش پوششى از آتش خواهد بود.
8 ـ قالَ(عليه السلام): «إنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْماراً لِخَلْقِهِ، فَيَسْتَبِقُونَ فيهِ بِطاعَتِهِ إِلى مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا، وَقَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا».(8)
فرمود: خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود ميدان مسابقه قرار داد. پس عدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و خوشنودى الهى از يكديگر سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و سهل انگارى خسارت و ضرر مى نمايند.
9 ـ قالَ (عليه السلام): «مَنْ أدامَ الاْخْتِلافَ إلَى الْمَسْجِدِ أصابَ إحْدى ثَمان: آيَهً مُحْكَمَهً، أَخاً مُسْتَفاداً، وَعِلْماً مُسْتَطْرَفاً، وَرَحْمَهً مُنْتَظِرَهً، وَكَلِمَهً تَدُلُّهُ عَلَى الْهُدى، اَوْ تَرُدُّهُ عَنْ الرَّدى، وَتَرْكَ الذُّنُوبِ حَياءً اَوْ خَشْيَهً».(9)
فرمود: هركس جايگاه ـ عبادات ـ خود را در مسجد قرار دهد يكى از هشت فايده شاملش مى گردد: برهان ونشانه اى ـ براى معرفت ـ، دوست و برادرى سودمند، دانش واطلاعاتى جامع، رحمت و محبّت عمومى، سخن و مطلبى كه او را هدايت گر باشد، ـ توفيق إجبارى ـ در ترك گناه به جهت شرم از مردم و يا به جهت ترس از عقاب.
10 ـ قالَ (عليه السلام): «مَنْ أكْثَرَ مُجالِسَه الْعُلَماءِ أطْلَقَ عِقالَ لِسانِهِ، وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّ ما وَجَدَ مِنَ الزِّيادَهِ فى نَفْسِهِ، وَكانَتْ لَهُ وَلايَهٌ لِما يَعْلَمُ، وَ إفادَهٌ لِما تَعَلَّمَ».(10)
فرمود: هر كه با علماء بسيار مجالست نمايد، سخنش و بيانش در بيان حقايق آزاد و روشن خواهد شد، و ذهن و انديشه اش باز و توسعه مى يابد و بر معلوماتش افزوده مى گردد و به سادگى مى تواند ديگران را هدايت نمايد.
11 ـ قالَ(عليه السلام): «تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ، فَإنْ لَمْ تَسْتَطيعُوا حِفْظَهُ فَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُيُوتِكُمْ».(11)
فرمود: علم و دانش را ـ از هر طريقى ـ فرا گيريد، و چنانچه نتوانستيد آنرا در حافظه خود نگه داريد، ثبت كنيد و بنويسيد و در منازل خود در جاى مطمئن قرار دهيد.
12 ـ قالَ(عليه السلام): «مَنْ عَرَفَ اللّهَ أحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْيا زَهِدَ فيها».(12)
فرمود: هركس خدا را بشناسد، (در عمل و گفتار) او را دوست دارد و كسى كه دنيا را بشناسد آن را رها خواهد كرد.
13 ـ قالَ(عليه السلام): «هَلاكُ الْمَرْءِ فى ثَلاث: اَلْكِبْرُ، وَالْحِرْصُ، وَالْحَسَدُ; فَالْكِبْرُ هَلاكُ الدّينِ،، وَبِهِ لُعِنَ إبْليسُ. وَالْحِرْصُ عَدُوّ النَّفْسِ، وَبِهِ خَرَجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّهِ. وَالْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ، وَمِنْهُ قَتَلَ قابيلُ هابيلَ».(13)
فرمود: هلاكت و نابودى دين و ايمان هر شخص در سه چيز است: تكبّر، حرص، حسد. تكبّر سبب نابودى دين و ايمان شخص مى باشد و به وسيله تكبّر شيطان ـ با آن همه عبادت ملعون گرديد. حرص و طمع دشمن شخصيّت انسان است، همان طورى كه حضرت آدم (عليه السلام) به وسيله آن از بهشت خارج شد. حسد سبب همه خلاف ها و زشتى ها است و به همان جهت قابيل برادر خود هابيل را به قتل رساند.
14 ـ قالَ(عليه السلام): «بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ أرْبَعُ أصابِع، ما رَأَيْتَ بَعَيْنِكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَقَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَيْكَ باطِلاً كَثيراً».(14)
فرمود: بين حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است، آنچه كه را با چشم خود ببينى حقّ است; و آنچه را شنيدى يا آن كه برايت نقل كنند چه بسا باطل باشد.
15 ـ قالَ(عليه السلام): «ألْعارُ أهْوَنُ مِنَ النّارِ».(15)
فرمود: سرزنش و ننگ شمردن مردم انسان را، آسان تر است از معصيت و گناهى كه موجب آتش جهنّم شود.
16 ـ قالَ(عليه السلام): «إذا لَقى أحَدُكُمْ أخاهُ فَلْيُقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ».(16)
فرمود: وقتى انسان برادر مؤمن ـ و دوست ـ خود را ملاقات نمود، بايد پيشانى و سجده گاه او را ببوسد.
17 ـ قالَ(عليه السلام): «إنَّ اللّهَ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثاً، وَلَيْسَ بِتارِكِكُمْ سُدًى، كَتَبَ آجالَكُمْ، وَقَسَّمَ بَيْنَكُمْ مَعائِشَكُمْ، لِيَعْرِفَ كُلُّ ذى لُبٍّ مَنْزِلَتَهُ، وأنَّ ماقَدَرَ لَهُ أصابَهُ، وَما صُرِفَ عَنْهُ فَلَنْ يُصيبَهُ».(17) «وَ قالَ: مَنْ عَبَدَ اللّهَ، عبَّدَ اللّهُ لَهُ كُلَّ شَىْء».(18)
فرمود: خداوند شما انسان ها را بيهوده و بدون غرض نيافريده و شما را آزاد، رها نكرده است. لحظات آخر عمر هر يك معيّن و ثبت مى باشد، نيازمندى ها و روزى هركس سهميّه بندى و تقسيم شده است تا آن كه موقعيّت و منزلت شعور و درك اشخاص شناخته گردد. و نيز فرمود: هر كسى كه خداوند را عبادت و اطاعت كند، خداى متعال همه چيزها را مطيع او گرداند.
18 ـ قالَ(عليه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: «يا بُنَيَّ! لا تُواخِ أحَداً حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ، فَإذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخِبْرَهَ، وَ رَضيتَ الْعِشْرَهَ، فَآخِهِ عَلى إقالَهِ الْعَثْرَهِ، وَ الْمُواساهِ فىِ الْعُسْرَهِ».(19)
به بعضى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با كسى دوستى و برادرى بر قرار نكن مگر آن كه او را از هر جهت بشناسى و مورد اطمينان باشد، پس هنگامى كه چنين فردى را يافتى در همه امور با او باش.
19 ـ سُئِلَ(عليه السلام): «عَنِ الْبُخْلِ؟ فَقالَ: هُوَ أنْ يَرىَ الرَّجُلُ ما أنْفَقَهُ تَلَفاً، وَما أمْسَكَهُ شَرَفاً.» (20)
از حضرت پيرامون بُخل سؤال شد؟ در جواب فرمود: معناى آن چنين است كه انسان آنچه را به ديگرى كمك و انفاق كند فكر نمايد كه از دست داده و تلف شده است و آنچه را ذخيره كرده و نگه داشته است خيال كند برايش باقى مى ماند و موجب شخصيّت و شرافت او خواهد بود.
20 ـ قالَ(عليه السلام): «تَرْكُ الزِّنا، وَكَنْسُ الْفِناء، وَغَسْلُ الاْناء مَجْلَبَهٌ لِلْغِناء» (21)
فرمود: انجام ندادن زنا، جاروب و نظافت كردن راهرو و درب منزل، و شستن ظروف سبب رفاه و بى نيازى مى گردد.
21 ـ قالَ(عليه السلام): «السِّياسَهُ أنْ تَرْعى حُقُوقَ اللّهِ، وَحُقُوقَ الاْحْياءِ، وَحُقُوقَ الاْمْواتِ».(22)
فرمود: ـ مفهوم و معناى ـ سياست آن است كه حقوق خداوند و حقوق موجودات زنده و حقوق مردگان را رعايت كنى.
22 ـ قالَ(عليه السلام): «ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إلاّ هُدُوا إلى رُشْدِهِمْ».(23)
فرمود: هيچ گروهى در كارهاى ـ اجتماعى، سياسى، اقتصادى، فرهنگى و ... ـ با يكديگر مشورت نكرده اند مگر آن كه به رشد فكرى و عملى و... رسيده اند.
23 ـ قالَ(عليه السلام): «اَلْخَيْرُ الَذّى لا شَرَّفيهِ: ألشُّكْرُ مَعَ النِّعْمَهِ، وَالصّبْرُ عَلَى النّازِلَهِ».(24)
فرمود: آن خوبى كه شرّ و آفتى در آن نباشد شكر در مقابل نعمت ها و صبر و شكيبائى در برابر سختى ها است.
24 ـ قالَ(عليه السلام): «يَابْنَ آدَم! لَمْ تَزَلْ فى هَدْمِ عُمْرِكَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ اُمِّكَ، فَخُذْ مِمّا فى يَدَيْكَ لِما بَيْنَ يَدَيْكَ، فَإنَّ الْمُؤْمِنَ بَتَزَوَّدُ وَ الْكافِرُ يَتَمَتَّعُ».(25)
فرمود: اى فرزند آدم از موقعى كه به دنيا آمده اى، در حال گذراندن عمرت هستى، پس از آنچه دارى براى آينده ات (قبر و قيامت) ذخيره نما، همانا كه مؤمن در حال تهيّه زاد و توشه مى باشد; وليكن كافر در فكر لذّت و آسايش است.
25 ـ قالَ(عليه السلام): «إنَّ مَنْ خَوَفَّكَ حَتّى تَبْلُغَ الاْمْنَ، خَيْرٌ مِمَّنْ يُؤْمِنْكَ حَتّى تَلْتَقِى الْخَوْفَ».(26)
فرمود: همانا كسى تو را ـ در برابر عيب ها و كم بودها ـ هشدار دهد تا آگاه و بيدار شوى، بهتر است از آن كسى كه فقط تو را تعريف و تمجيد كند تا بر عيب هايت افزوده گردد.
26 ـ قالَ(عليه السلام): «القَريبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّهُ وَإنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَالْبَعيدُ مَنْ باعَدَتْهُ الْمَوَدَّهُ وَإنْ قَرُبُ نَسَبُهُ».(27)
فرمود : بهترين دوست نزديك به انسان، آن كسى است كه در تمام حالات دلسوز و با محبّت باشد گرچه خويشاوندى نزديكى هم نداشته باشد. و بيگانه ترين افراد كسى است كه از محبّت و دلسوزى بيگانه باشد گرچه از نزديك ترين خويشاوندان باشد.
27 ـ وَسُئِلَ عَنِ الْمُرُوَّهِ؟ فَقالَ(عليه السلام): «شُحُّ الرَّجُلِ عَلى دينِهِ، وَإصْلاحُهُ مالَهُ، وَقِيامُهُ بِالْحُقُوقِ».(28)
از حضرت (عليها السلام) پيرامون مُروّت و جوانمردى سؤال شد، فرمود: جوانمرد كسى است كه در نگهدارى دين و عمل به آن تلاش نمايد، در اصلاح اموال و ثروت خود همّت گمارد، و در رعايت حقوق طبقات مختلف پا بر جا باشد.
28 ـ قالَ(عليه السلام): «عَجِبْتُ لِمَنْ يُفَكِّرُ فى مَأكُولِهِ كَيْفَ لايُفَكِّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَيَجْنِبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ، وَيُوَدِّعُ صَدْرَهُ ما يُرْديهِ».(29)
فرمود: تعجّب مى كنم از كسى كه در فكر خوراك و تغذيه جسم و بدن هست ولى درباره تغذيه معنوى روحى خود نمى انديشد، پس از غذاهاى فاسد شده و خراب دورى مى كند. و عقل و قلب و روح خود را كارى ندارد ـ هر چه و هر مطلب و برنامه اى به هر شكل و نوعى باشد استفاده مى كند ـ .
29 ـ قالَ(عليه السلام): «غَسْلُ الْيَدَيْنِ قَبْلَ الطَّعامِ يُنْفِى الْفَقْرَ، وَبَعْدَهُ يُنْفِى الْهَمَّ».(30)
فرمود: شستن دست ها قبل از طعام فقر و تنگدستى را مى زدايد و بعد از آن ناراحتى ها و آفات را از بين مى برد.
30 ـ قالَ(عليه السلام): «حُسْنُ السُّؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ».(31)
فرمود: كسى كه عادت سؤال و حالت پرس و جو دارد مثل آن است كه نصف علم ها را فرا گرفته باشد.
31 ـ قالَ(عليه السلام): «إنّ الْحِلْمَ زينَهٌ، وَالْوَفاءَ مُرُوَّهٌ، وَالْعَجَلهَ سَفَهٌ».(32)
فرمود: صبر و شكيبائى زينت شخص، وفاى به عهد علامت جوانمردى، و عجله و شتابزدگى (در كارها بدون انديشه) دليل بى خردى مى باشد.
32 ـ قالَ(عليه السلام): «مَنِ اسْتَخَفَّ بِإخوانِهِ فَسَدَتْ مُرُوَّتُهُ».(33)
فرمود: كسى كه دوستان و برادرانش را سبك شمارد و نسبت به آن ها بى اعتناء باشد، مروّت و جوانمرديش فاسد گشته است.
33 ـ قالَ(عليه السلام): «إنّما يُجْزى الْعِبادُ يَوْمَ الْقِيامَهِ عَلى قَدْرِ عُقُولِهِمْ».(34)
فرمود: همانا در روز قيامت بندگان به مقدار عقل و درك و شعورشان مجازات مى شوند.
34 ـ قالَ(عليه السلام): «إنَّ الْقُرْآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ، وَ شِفاءُ الصُّدُورِ، فَيَجِلْ جالَ بَصَرُهُ، وَ لْيَلْجَمُ الصِّفّهَ قَلْبِهِ، فَإنَّ التَّفْكيرَ حَياهُ الْقَلْبِ الْبَصيرِ، كَما يَمْشي الْمُسْتَنيرُ فىِ الظُّلُماتِ بِالنُّورِ».(35)
فرمود: همانا در قرآن چراغ هاى روشنائى بخش; و شفا بخش دردها و گرفتارى هاى درونى وجود دارد، پس كسى كه (خود را) با قرآن جلى دهد چشمانش قوى و روشن مى گردد; وقلب و درون خويش را صفا خواهد داد، چون كه تفكّر و انديشه (در قرآن سبب) حيات قلبِ آگاه مى باشد، همچنان كه شخص روشن دل در تاريكى ها به وسيله نور چراغ حركت مى نمايد و راه مى رود.
35 ـ قالَ(عليه السلام): «ألْمِزاحُ يَأْكُلُ الْهَيْبَهَ، وَ قَدْ أكْثَرَ مِنَ الْهَيْبَهِ الصّامِت» (36)
فرمود: مزاح و شوخى ـ هاى زياد و بيجا ـ شخصيّت و وقار انسان را از بين مى برد، و چه بسا افراد ساكت داراى شخصيّت و وقار عظيمى مى باشند.
36 ـ قالَ(عليه السلام): «أللُؤْمُ أنْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَهَ».(37)
فرمود: از علائم پستى شخص، شكر نكردن از ولى نعمت است.
37 ـ قالَ(عليه السلام): «لَقَضاءُ حاجَهِ أخ لى فِى اللّهِ أحَبُّ مِنْ إعْتِكافِ شَهْر».(38)
فرمود: هر آينه برآوردن حاجت و رفع مشكل دوست و برادرم، از يك ماه اعتكاف، در مسجد ـ و عبادت مستحبّى، نزد من ـ بهتر و محبوب تر است.
38 ـ قالَ(عليه السلام): «إنَّ الدُّنْيا فى حَلالِها حِسابٌ، وَ فى حَرامِها عِقابٌ، وَفِى الشُّبَهاتِ عِتابٌ، فَأنْزِلِ الدُّنْيا بِمَنْزَلَهِ الميتَهِ، خُذْمِنْها مايَكْفيكَ».(39)
فرمود: چيزهاى دنيا اگر حلال باشد حساب و بررسى مى شود و اگر از حرام به دست آيد عذاب و عقاب دارد و اگر حلال و حرام آن معلوم نباشد سختى و ناراحتى خواهد داشت. پس بايد دنيا (و موجوداتش) را همچون ميته و مردارى بشناسى كه به مقدار نياز و اضطرار از آن استفاده كنى.
39 ـ قالَ(عليه السلام): «وَ اعْمَلْ لِدُنْياكَ كَأنَّكَ تَعيشُ أبَداً، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأنّكَ تَمُوتُ غدَاً».(40)
فرمود: در دنيا ـ از نظر اقتصاد و صرفه جوئى و... ـ چنان برنامه ريزى كن مثل آن كه مى خواهى هميشه دوام داشته باشى، و نسبت به آخرت به نوعى حركت و كار كن مثل اين كه فردا خواهى مُرد.
40 ـ قالَ(عليه السلام): «أكْيَسُ الْكَيِّسِ التُّقى، وَ أحْمَقُ الْحُمْقِ الْفُجُورَ، الْكَريمُ هُوَ التَّبَرُّعُ قَبْلَ السُّؤالِ».(41)
فرمود: زيرك ترين و هوشيارترين افراد، شخص باتقوا و پرهيزكار مى باشد; أحمق و نادان ترين افراد، كسى است كه تبه كار و اهل معصيت باشد; گرامى ترين و با شخصيّت ترين افراد، آن كسى است كه به نيازمندان پيش از اظهار نيازشان، كمك نمايد.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1 ـ نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر: ص 79، ح 33، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 8.
2 ـ كلمه الإمامُ الْحَسَن (عليه السلام): 7، ص 211.
3 ـ كلمه الإمامُ الْحَسَن (عليه السلام): 7، ص 25، بحارالأنوار: ج 44، ص 23، ح 7.
4 ـ إحقاق الحقّ: ج 11، ص 183، س 2 و ص 185.
5 ـ دعوات الرّاوندى: ص 24، ح 13، بحارالأنوار: ج 89، ص 204، ح 21.
6 - بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ضمن ح 6.
7 ـ وافى: ج 4، ص 1553، ح 2، تهذيب الأحكام: ج 2، ص 321، ح 166.2.
8 ـ تحف العقول: ص 234، س 14، من لا يحضره الفقيه: ج 1، ص 511، ح 1479.
9 ـ تحف العقول: ص 235، س 7، مستدرك: ج 3، ص 359، ح 3778.
10 ـ إحقاق الحقّ : ج 11، ص 238، س 2.
11 ـ إحقاق الحقّ: ج 11، ص 235، س 7.
12 - كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 140.
13 ـ أعيان الشّيعه: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ح 6.
14 - تحف العقول: ص 229، س 5، بحارالأنوار: ج 10، ص 130، ح 1.
15 ـ كلمه الإمام حسن (عليه السلام): ص 138، تحف العقول: ص 234، س 6، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
16 ـ تحف العقول: ص 236، س 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
17 - تحف العقول: ص 232، س 2، بحار الأنوار: ج 75، ص 110، ح 5.
18 ـ تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 427، بحار: ج 68، ص 184، ضمن ح 44.
19 - تحف العقول: ص 164، س 21. بحار الأنوار: ج 75، ص 105، ح 3.
20 ـ أعيان الشّيعه: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 113، ح 7.
21 ـ كلمه الإمام حسن (عليه السلام): ص 212، بحارالأنوار: ج 73، ص 318، ح 6.
22 ـ همان مدرك: ص 57.
23 ـ تحف العقول: ص 233، أعيان الشّيعه: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
24 ـ تحف العقول: ص 234، س 7، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
25 ـ نزهه الناظر و تنبيه الخاطر: ص 79، س 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ح 6.
26 ـ إحقاق الحقّ: ج 11، ص 242، س 2.
27 ـ تحف العقول: ص 234، س 3، بحارالأنوار: ج 75، ص 106، ح 4.
28 ـ تحف العقول: ص 235، س 14، بحارالأنوار: ج 73، ص 312، ح 3.
29 ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام)، ص 39، بحارالأنوار: ج 1، ص 218، ح 43.
30 ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 46.
31 ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) : ص 129.
32 ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) : ص 198.
33 ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) : ص 209.
34 ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) : ص 209.
35 ـ نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر: ص 73، ح 18، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 15.
36 ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 139، بحارالأنوار: ج 75، ص 113، ح 7.
37 ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 139، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
38 ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 139.
39 ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 36، بحارالأنوار: ج 44، ص 138، ح 6.
40 ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) ص 37، بحارالأنوار: ج 44، ص 138، ح 6.
41 ـ إحقاق الحقّ : ج 11، ص 20 س 1، بحارالأنوار: ج 44، ص 30.


 

حضرت امام حسين (عليه السلام)

1- قالَ الاْمامُ سيد الشهداء أبُوعَبْدِ اللّهِ الْحُسَيْن (عَلَيْه السلام) : «إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَهً فَتِلْكَ عِبادَهُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَهً فَتِلْكَ عِبادَهُ الْعَبْيدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَهٌ الْأحْرارِ، وَ هِيَ أفْضَلُ الْعِبادَهِ.»(1)
حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمود: همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن يك معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند; و اين نوع، عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.
2- قالَ(عليه السلام): «إنَّ أجْوَدَ النّاسِ مَنْ أعْطى مَنْ لا يَرْجُوهُ، وَ إنَّ أعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَه، وَ إنَّ أَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ».(2)
فرمود: همانا سخاوتمندترين مردم آن كسى است كه كمك نمايد به كسى كه اميدى به وى نداشته است. و بخشنده ترين افراد آن شخصى است كه ـ نسبت به ظلم ديگرى با آن كه توان انتقام دارد ـ گذشت نمايد. صله رحم كننده ترين مردم و ديد و بازديد كننده نسبت به خويشان، آن كسى ست كه صله رحم نمايد با كسى كه با او قطع رابطه كرده است.
3- قيلَ:«مَا الْفَضْلُ؟ قالَ (عليه السلام): مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْحْسانِ، قيلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّكَلُّفُ لِما لا يُعنيكَ».(3)
از حضرت سؤال شد كرامت و فضيلت انسان در چيست؟ در پاسخ فرمود: كنترل و در اختيار داشتن زبان و سخاوت داشتن، سؤال شد نقص انسان در چيست؟ فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه كه مفيد و سودمند نباشد.
4- قالَ(عليه السلام): «النّاسُ عَبيدُالدُّنْيا، وَ الدّينُ لَعِبٌ عَلى ألْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّيّانُونَ».(4)
فرمود: افراد جامعه بنده و تابع دنيا هستند و مذهب، بازيچه زبانشان گرديده است و براى إمرار معاش خود، دين را محور قرار داده اند ـ و سنگ اسلام را به سينه مى زنند ـ . پس اگر بلائى همانند خطر ـ مقام و رياست، جان، مال، فرزند و موقعيّت، ... ـ انسان را تهديد كند، خواهى ديد كه دين داران واقعى كمياب خواهند شد.
5- قالَ(عليه السلام): «إنَّ الْمُؤْمِنَ لا يُسىءُ وَ لا يَعْتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ كُلَّ يَوْم يُسىءُ وَ يَعْتَذِرُ».(5)
ضمن فرمايشى فرمود: همانا شخص مؤمن خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند. ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.
6- قالَ(عليه السلام): «إعْمَلْ عَمَلَ رَجُل يَعْلَمُ أنّه مأخُوذٌ بِالاْجْرامِ، مُجْزى بِالاْحْسانِ».(6)
فرمود: كارها و أمور خود را همانند كسى تنظيم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقيب قرار مى گيرد و مجازات خواهد شد. و در صورتى كه كارهايش صحيح باشد پاداش خواهد گرفت.
7- قالَ(عليه السلام): «عِباداللهِ! لا تَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإنَّ الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَ لا تَغْعُلُوا».(7)
فرمود: اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا ـ و تجمّلات آن ـ قرار ندهيد كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل ـ صالح ـ در آن مفيد و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد كه غفلت نكنيد.
8- قالَ(عليه السلام): «لا تَقُولَنَّ فى أخيكَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْكَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ أنْ يَقُولَ فيكَ إذا تَوارَيْتَ عَنْهُ».(8)
فرمود: سخنى ـ كه ناراحت كننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.
9- قالَ(عليه السلام): «يا بُنَىَّ! إيّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِراً إلاّ اللهَ».(9)
فرمود: بپرهيز از ظلم و آزار رساندن نسبت به كسى كه ياورى غير از خداوند متعال نمى يابد.
10- قالَ(عليه السلام): «إنّي لا أري الْمَوْتَ إلاّ سَعادَه، وَ لاَ الْحَياهَ مَعَ الظّالِمينَ إلاّ بَرَماً».(10)
فرمود: به درستى كه من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بينم; و زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم.
11- قالَ(عليه السلام): «مَنْ لَبِسَ ثَوْباً يُشْهِرُهُ كَساهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَهِ ثَوْباً مِنَ النّارِ».(11)
فرمود: هركس لباس شهرت - و انگشت نما از هر جهت - بپوشد، خداوند او را در روز قيامت لباسى از آتش مى پوشاند.
12- قالَ(عليه السلام): «أنَا قَتيلُ الْعَبَرَهِ، لايَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إلاّ اِسْتَعْبَرَ».(12)
فرمود: من كشته گريه ها و اشك ها هستم، هيچ مؤمنى مرا ياد نمى كند مگر آن كه عبرت گرفته و اشك هايش جارى خواهد شد.
13- قالَ(عليه السلام): «لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ أَوْمى إلىَ الْيُمْنى، وَ اعْتَذَرَ لى فىِ الاُْخْرى لَقَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ، وَ ذلِكَ أَنَّ أَميرَ الْمُؤْمِنينَ (عليه السلام) حَدَّثَنى أَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللهِ (صلى الله عليه وآله)يَقُولُ: لا يَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ أَوْ مُبْطِل».(13)
فرمود: چنانچه با گوش خود بشنوم كه شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم، از او مى پذيرم و گذشت مى نمايم، چون كه پدرم اميرالمؤمنين علىّ (عليه السلام) از جدّم رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت نمود:
كسى كه پوزش و عذرخواهى ديگران را نپذيرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.
14- قيلَ لِلْحُسَيْنِ بن علىّ(عليه السلام): «مَنْ أعْظَمُ النّاسِ قَدْراً؟ قالَ: مَنْ لَمْ يُبالِ الدُّنْيا فى يَدَيْ مَنْ كانَتْ».(14) از حضرت سؤال شد: با شخصيّت ترين افراد چه كسى است؟ در جواب فرمود: آن كسى است كه اهميّت ندهد كه دنيا در دست چه كسى مى باشد.
15- قالَ(عليه السلام): «مَنْ عَبَدَاللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللهُ فَوْقَ أمانيهِ وَ كِفايَتِهِ.» (15)
فرمود: هركس خداوند متعال را با صداقت و خلوص، عبادت و پرستش نمايد; خداى متعال او را به بهترين آرزوهايش مى رساند و امور زندگيش را تأمين مى نمايد.
16- قالَ(عليه السلام): «احْذَرُوا كَثْرَهَ الْحَلْفِ، فِإنَّهُ يَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَل أرَبَعَ: إمّا لِمَهانَه يَجِدُها في نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَهِ إلى تَصْديقِ النّاسِ إيّاهُ. وَ إمّا لِعَىّ في الْمَنْطِقِ، فَيَتَّخِذُ الاْيْمانَ حَشْواً وَصِلَهً لِكَلامِهِ. وَ إمّا لِتُهْمَه عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَيَرى أَنَّهُمْ لايَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إلاّ بِالْيَمينِ. وَ إمّا لاِرْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَيْرِ تَثْبيت».(16)
فرمود: خود را از قسم و سوگند برهانيد كه همانا انسان به جهت يكى از چهار علّت سوگند ياد مى كند: در خود احساس سستى و كمبود دارد، به طورى كه مردم به او بى اعتماد شده اند، پس براى جلب توجّه مردم كه او را تصديق و تأييد كنند، سوگند مى خورد. و يا آن كه گفتارش معيوب و به دور از حقيقت است، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقويت و جبران كند. و يا در بين مردم متّهم است ـ به دروغ و بى اعتمادى ـ پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نمايد. و يا آن كه سخنان و گفتارش متزلزل است ـ هر زمان به نوعى سخن مى گويد ـ و زبانش به سوگند عادت كرده است.
17- قالَ(عليه السلام): «أيُّما إثْنَيْنِ جَرى بَيْنَهُما كَلامٌ، فَطَلِبَ أَحَدُهُما رِضَى الاْخَرِ، كانَ سابِقَهُ إلىَ الْجَنّهِ».(17)
فرمود: چنانچه دو نفر با يكديگر نزاع و اختلاف نمايند و يكى از آن دو نفر، در صلح و آشتى پيشقدم شود، همان شخص سبقت گيرنده، جلوتر از ديگرى به بهشت وارد مى شود.
18- قالَ(عليه السلام): «وَ اعْلَمُوا إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ الله عَلَيْكُمْ، فَلا تَميلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِماً».(18)
فرمود: توجّه داشته باشيد كه احتياج و مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است، پس نسبت به نعمت ها روى، بر نگردانيد; وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.
19- قالَ(عليه السلام): «يَا ابْنَ آدَم! اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَيْنَ يَدَي اللهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَيْكَ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الْأقْدام».(19)
فرمود: اى فرزند آدم، بياد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنين بياد آور كه در پيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.
20- قالَ(عليه السلام): «مُجالَسَهُ أهْلِ الدِّناءَهِ شَرٌّ، وَ مُجالَسَهُ أهْلِ الْفِسْقِ ريبَهٌ».(20)
فرمود: همنشينى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ و بد يختى خواهد گشت; و همنشينى و مجالست با معصيت كاران موجب شكّ و بدبينى خواهد شد.
21- قالَ(عليه السلام): «إنَّ اللهَ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ أهْلَها لِلْفَناءِ».(21)
فرمود: به درستى كه خداوند متعال دنيا ـ و اموال آن ـ را براى آزمايش افراد آفريده است. و همچنين موجودات دنيا را جهت فناء ـ و انتقال از اين دنيا به جهانى ديگر ـ آفريده است.
22- قالَ(عليه السلام): «لا يَأمَنُ يوم الْقِيامَهِ إلاّ مَنْ قَدْ خافَ اللهَ في الدُّنْيا».(22)
فرمود: كسى در روز قيامت از شدائد و أحوال آن در أمان نمى باشد، مگر آن كه در دنيا از خداوند متعال ترس داشته باشد ـ و اهل گناه و معصيت نگردد ـ .
23- قالَ(عليه السلام): «لِكُلِّ داء دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الإسْتِغْفارِ».(23)
فرمود: براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.
24- قالَ(عليه السلام): «مَنْ قَرَءَ آيَهً مِنْ كِتابِ الله عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِماً، يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ حَرْف مِأهُ حَسَنَه».(24)
فرمود: هركس آيه اى از قرآن را در نمازش تلاوت نمايد، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن يكصد حسنه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد.
25- قالَ(عليه السلام): «سَبْعَهُ أشْياء لَمْ تُخْلَقْ فى رَحِم: فَأوّلُها آدَمُ «عليه السلام»، ثُمَّ حَوّاء، وَ الْغُرابُ، وَ كَبْشُ إبْراهيم «عليه السلام»، وَ ناقَهُ اللهِ، وَ عَصا مُوسى «عليه السلام»، وَ الطَّيْرُالَّذى خَلَقَهُ عيسىَبْنُ مَرْيَم (عليهما السلام)». (25)
ضمن جواب سؤال هاى پادشاه روم، فرمود: آن هفت موجودى كه بدون خلقت در رحم مادر، آفريده شده اند، عبارتند از: حضرت آدم (عليه السلام) و همسرش حوّاء. و كلاغى كه براى راهنمائى دفن هابيل آمد. و گوسفندى كه براى قربانى، به جاى حضرت اسماعيل(عليه السلام) آمد. و شترى كه خداوند براى پيامبرش، حضرت صالح فرستاد. و عصاى حضرت موسى (عليه السلام). و هفتمين موجود آن پرنده اى بود كه توسّط حضرت عيسى (عليه السلام)آفريده شد.
26- قالَ(عليه السلام): «إنَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّهِ ما مِنْ صَباح إلاّ و تُعْرَضُ عَلَى اللهِ تَعالى».(26)
فرمود: همانا ـ نامه كردار و ـ أعمال اين امّت، در هر صبحگاه بر خداوند متعال عرضه مى گردد.
27- قالَ(عليه السلام): «إجْتَنِبُوا الْغِشْيانَ في اللَّيْلَهِ الَّتى تُريدُون فيها السَّفَرَ، فإنَّ مَنْ فَعَلَ ذلِكَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ كانَ جَوّالَهً».(27)
فرمود: در آن شبى كه قصد مسافرت داريد، با همسر خود زناشوئى نكنيد، كه چنانچه عمل زناشوئى انجام گردد و در آن زمان فرزندى منعقد شود، بسيار متحرّك و افكارش مغشوش مى باشد.
28- قالَ(عليه السلام): «الرّكْنُ الْيَماني بابٌ مِنْ أبْوابِ الْجَنَّهِ، لَمْ يَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَ إنَّ ما بَيْنَ الرُّكْنَيْنِ ـ الأسْوَد وَ الْيَماني ـ مَلَكٌ يُدْعى هُجَيْرٌ، يُؤَمِّنُ عَلى دُعاءِالْمُؤْمِنينَ».(28)
فرمود: رُكن يَمانىِ كعبه الهى، دربى از درب هاى بهشت است و مابين ركن يمانى و حجرالأسود ملك و فرشته اى است كه براى استجابت دعاى مؤمنين آمّين مى گويد.
29- قالَ(عليه السلام): «إنَّ الْغِنى وَ اْلِعزَّ خَرَجا يَجُولانِ، فَلَقيا التَّوَكُلَّ فَاسْتَوْطَنا».(29)
فرمود: عزّت و بى نيازى ـ هر دو ـ شتاب زده به دنبال پناهگاهى مى دويدند، چون به توكّل برخورد كردند، آرامش پيدا نموده و آن را پناهگاه خود قرار دادند.
30- قالَ(عليه السلام): «مَنْ نَفَّسَ كُرْبَهَ مُؤْمِن، فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْيا وَالاْخِرَهِ».(30)
فرمود: هركس گره اى از مشكلات مؤمنى باز كند و مشكلش را برطرف نمايد، خداوند متعال مشكلات دنيا و آخرت او را اصلاح مى نمايد.
31- قالَ(عليه السلام): «مَنْ والانا فَلِجَدّى (صلى الله عليه وآله وسلم) والى، وَ مَنْ عادانا فَلِجَدّى عادى».(31)
فرمود: هر كه ما را دوست بدارد و پيرو ما باشد، پس دوستى و محبّتش به جهت جدّم رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مى باشد. و هركس با ما دشمن و كينه توز باشد، پس دشمنى و مخالفت او به جهت جدّم رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) خواهد بود.
32- قالَ(عليه السلام): «يَا ابْنَ آدَمَ! أُذْكُرْ مَصارِعَ آبائِكَ وَ أبْنائِكَ، كَيْفَ كانُوا، وَ حَيْثُ حَلّوُا، وَ كَأَنَّكَ عَنْ قَليل قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ».(32)
فرمود: اى فرزند آدم، بياد آور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان ـ و دوستان ـ تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آن ها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و كجا رفتند. و بينديش كه تو نيز همانند آن ها به ايشان خواهى پيوست ـ پس مواظب اعمال و رفتار خود باش ـ .
33- قالَ(عليه السلام): «يَا ابْنَ آدَمَ، إنَّما أنْتَ أيّامٌ، كُلَّما مَضى يَوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُكَ».(33)
فرمود: اى فرزند آدم، بدرستى كه تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى، هر آنچه از آن بگذرد، زمانى از تو فانى و سپرى گشته است ـ بنابراين لحظات عمرت را غنيمت شمار كه جبران ناپذير است ـ .
34- قالَ(عليه السلام): «مَنْ حاوَلَ أمْراً بِمَعْصِيَهِ اللهِ كانَ أفْوَتُ لِما يَرْجُو وَ أسْرَعُ لِمَجيىءِ ما يَحْذَرُ».(34)
فرمود: هركس از روى نافرمانى و معصيتِ خداوند، كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريع تر از دست مى دهد و به آنچه هراسناك و بيمناك مى باشد مبتلا مى گردد.
35- قالَ(عليه السلام): «الْبُكاءُ مِنْ خَشْيَهِ الله نَجاتٌ مِنَ الّنارِ وَ قالَ: بُكاءُ الْعُيُونِ، وَ خَشْيَهُ الْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَهِ اللهِ».(35)
فرمود: گريان بودن به جهت ترس از ـ عذاب ـ خداوند، سبب نجات از آتش دوزخ خواهد بود; و فرمود: گريان بودن چشم و خشيت داشتن دل ها يكى از نشانه هاى رحمت الهى ـ براى بنده ـ است.
36- قالَ(عليه السلام): «لا يَكْمِلُ الْعَقْلُ إلاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ».(36)
فرمود: بينش و عقل و درك انسان تكميل نمى گردد مگر آن كه ـ أهل حقّ و صداقت باشد و ـ از حقايق، تبعيّت و پيروى كند.
37- قالَ(عليه السلام): «أَهْلَكَ النّاسَ إثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ».(37)
فرمود: دو چيز مردم را هلاك و بيچاره گردانده است: يكى ترس از اين كه مبادا در آينده فقير و نيازمند ديگران گردند. و ديگرى فخر كردن ـ در مسائل مختلف ـ و مباهات بر ديگران است.
38- قالَ(عليه السلام): «مَنْ عَرَفَ حَقَّ أَبَوَيْهِ الاْفْضَلَيْنِ مُحَمَّد وَ عَلىّ، و أطاعَهُما، قيلَ لَهُ: تَبَحْبَحْ فى أيِّ الْجِنانِ شِئْتَ».(38)
فرمود: هر شخصى كه حقّ والدينش محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) ، و علىّ (عليه السلام) را كه با شرافت و با فضيلت ترين انسان ها هستند، بشناسد و ـ در تمام امور زندگى ـ از ايشان تبعيّت و اطاعت كند; در قيامت به او خطاب مى شود: هر قسمتى از بهشت را كه خواستار باشى، مى توانى انتخاب كنى و در آن وارد شوى.
39- قالَ(عليه السلام): «مَنْ طَلَبَ رِضَى اللهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ الله اُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللهِ وَ كَّلَهُ اللهُ إلَى النّاسِ».(39)
فرمود: هركس رضايت و خوشنودى خداوند را ـ در أمور زندگى ـ طلب نمايد گرچه همه افراد از او رنجيده شوند، خداوند مهمّات و مشكلات او را كفايت خواهد نمود. و كسى كه رضايت و خوشنودى مردم را طالب گردد گرچه مورد خشم و غضب پروردگار باشد، خداوند أمور اين شخص را به مردم واگذار مى كند.
40- قالَ(عليه السلام): «إنَّ شيعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَ غِلّ وَ دَغَل».(40)
فرمود: شيعيان و پيروان ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) ـ آن كسانى هستند كه أفكار و درون آن ها از هر گونه حيله و نيرنگ و عوام فريبى سلامت و تهى باشد.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1 - تحف العقول: ص 177، بحارالأنوار: ج 75، ص 117، ح 5.
2 - نهج الشّهاده: ص 39، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4.
3 - مستدرك الوسائل: ج 9، ص 24، ح 10099 به نقل از مجموعه شهيد.
4 - محجّه البيضاء: ج 4، ص 228، بحارالأنوار: ج 75، ص 116، ح 2.
5 - تحف العقول: ص 179، بحارالأنوار: ج 75، ص 119، ح 2.
6 - بحارالأنوار: ج 2، ص 130، ح 15 و ج 75، ص 127، ح 10.
7 - نهج الشّهاده: ص 47.
8 - بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 10.
9 - وسائل الشّيعه: ج 11، ص 339، بحارالأنوار: ج 46، ص 153، ح 16.
10 - بحار الأنوار: ج 44، ص 192، ضمن ح 4، و ص 381، ضمن ح 2.
11 - كافى: ج 6، ص 445، ح 4.
12 - أمالى شيخ صدوق: ص 118، بحارالأنوار: ج 44، ص 284، ح 19.
13 - إحقاق الحقّ: ج 11، ص 431.
14 - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 348، س 11.
15 - تنبيه الخواطر: ص 427، س 14، بحارالأنوار: ج 68، ص 183، ح 44.
16 - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 429، س 6.
17 - محجّه البيضاء: ج 4، ص 228.
18 - نهج الشّهاده: ص 38.
19 - نهج الشّهاده: ص 59.
20 - نهج الشّهاده: ص 47، بحارالأنوار: ج 78، ص 122، ح 5.
21 - نهج الشّهاده: ص 196.
22 - بلاغه الحسين(عليه السلام): ص 285، بحار الأنوار: ج 44، ص 192، ح 5.
23 - وسائل الشّيعه: ج 16، ص 65، ح 20993، كافى: ج 2، ص 439، ح 8.
24 - اصول كافى: ج 2، ص 611، بحارالأنوار: ج 89، ص 200، ح 17.
25 - تحف العقول: ص 174، و بحارالأنوار: ج 10، ص 137، ح 4.
26 - بحارالأنوار: ج 70، ص 353، ح 54، به نقل از عيون الأخبارالرّضا(عليه السلام).
27 - وسائل الشّيعه: ح 20، ج 3، ص 243، بحارالأنوار: ج 100، ص 292، ح 39.
28 - مستدرك الوسائل: ج 9، ص 391، ج 1، بحارالأنوار: ج 69، ص 354، ح 11.
29 - مستدرك الوسائل: ج 11، ص 218، ح 15، بحارالأنوار: ج 75، ص 257، ح 108.
30 - مستدرك الوسائل: ج 12، ص 416، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 121، ح 4.
31 - ينابيع المودّه: ج 2، ص 37، ح 58.
32 - نهج الشّهاده: ص 60.
33 - نهج الشّهاده: ص 346.
34 - اصول كافى: ج 2، ص 373، ح 3، بحارالأنوار: ج 75، ص 120، س 6، وسائل الشّيعه: ج 16، ص 153، ح 3.
35 - نهج الشّهاده: ص 370، مستدرك الوسائل: ج 11، ص 245، ح 12881.
36 - نهج الشّهاده: ص 356، بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 11.
37 - بحارالأنوار: ج 75، ص 54، ح 96.
38 - نهج الشّهاده: ص 293، تفسيرالامام العسكرى (عليه السلام): ص 330، بحار: ج 23، ص 260، ح 8.
39 - أمالى شيخ صدوق: ص 167، مستدرك الوسائل: ج 12، ص 209، ح 13902.
40 - تفسيرالإمام العسكرى(عليه السلام): ص 309، ح 154، بحارالأنوار: ج 65، ص 156، ح 11.

 

 

حضرت امام سجاد (عليه السلام)

1- قالَ الاْمامُ عَلىّ بنُ الْحسَين، زَيْنُ الْعابدين (عَلَيْهِ السَّلام) : «ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ مِنَ الْمُؤمِنينَ كانَ في كَنَفِ اللّهِ، وَأظَلَّهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَهِ في ظِلِّ عَرْشِهِ، وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْيَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أَعْطى النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، ورَجُلٌ لَمْ يَقْدِمْ يَداً وَرِجْلاً حَتّى يَعْلَمَ أَنَّهُ فى طاعَهِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ فى مَعْصِيَتِهِ، وَرَجُلٌ لَمْ يَعِبْ أخاهُ بِعَيْب حَتّى يَتْرُكَ ذلكَ الْعِيْبَ مِنْ نَفْسِهِ».(1)
امام سجاد(عليه اسلام) فرمود: سه حالت و خصلت در هر يك از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهى مى باشد و از سختى ها و شدايد صحراى محشر در امان است: اوّل آن كه در كارگشائى و كمك به نيازمندان و درخواست كنندگان دريغ ننمايد. دوّم آن كه قبل از هر نوع حركتى بينديشد كه كارى را كه مى خواهد انجام دهد يا هر سخنى را كه مى خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودى خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او مى باشد. سوّم قبل از عيب جوئى و بازگوئى عيب ديگران، سعى كند عيب هاى خود را برطرف نمايد.
2- قالَ(عليه السلام): «ثَلاثٌ مُنْجِياتٌ لِلْمُؤْمِن: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِيابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما يَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ، وَ طُولُ الْبُكاءِ عَلى خَطيئَتِهِ».(2)
فرمود: سه چيز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشت زبان از بدگوئى و غيبت مردم، خود را مشغول به كارهائى كردن كه براى آخرت و دنيايش مفيد باشد. و هميشه بر خطاها و اشتباهات خود گريان و ناراحت باشد.
3- قالَ(عليه السلام): «أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فيهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِيَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض: وِقاءٌ لِلّهِ بِما يَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْسْتحْياء مِنْ كُلِّ قَبِيح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ».(3)
فرمود: هركس داراى چهار خصلت باشد، ايمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مى كند كه از او راضى و خوشنود است: 1 ـ خصلت خودنگهدارى و تقواى الهى به طورى كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نمايد. 2 ـ راست گوئى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى. 3 ـ حيا و پاكدامنى نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى.
4 ـ خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عيال خود.
4- قالَ(عليه السلام): «يَا ابْنَ آدَم، إنَّكَ لا تَزالُ بَخَيْر ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَما كانَتِ الْمُحاسَبَهُ مِنْ هَمِّكَ، وَما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعاراً».(4)
فرمود: اى فرزند آدم، تا آن زمانى كه در درون خود واعظ و نصيحت كننده اى دلسوز داشته باشى، و در تمام امور بررسى و محاسبه كارهايت را اهميّت دهى، و در تمام حالات ـ از عذاب الهى ـ ترس و خوف داشته باشى; در خير و سعادت خواهى بود.
5- قالَ(عليه السلام): «وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعاءً لِقَليل مِنَ الْحَرامِ وَ لا لِكَثير، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِى الْحَلالِ».(5)
فرمود: حقّى كه شكم بر تو دارد اين است كه آن را ظرف چيزهاى حرام ـ چه كم و چه زياد ـ قرار ندهى و بلكه در چيزهاى حلال هم صرفه جوئى كنى و به مقدار نياز استفاده نمائى.
6- قالَ(عليه السلام): «مَنِ اشْتاقَ إلى الْجَنَّهِ سارَعَ إلى الْحَسَناتِ وَسَلاعَنِ الشَّهَواتِ، وَمَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ بادَرَ بِالتَّوْبَهِ إلى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَراجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ».(6)
فرمود: كسى كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهاى نيك، سرعت مى نمايد و شهوات را زير پا مى گذارد; و هركس از آتش قيامت هراسناك باشد به درگاه خداوند توبه مى كند و از گناهان و كاهاى زشت دورى مى جويد.
7- قالَ(عليه السلام): «طَلَبُ الْحَوائِجِ إلىَ النّاسِ مَذَلَّهٌ لِلْحَياهِ وَمَذْهَبَهٌ لِلْحَياءِ، وَاسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَقِلَّهُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَى الْحاضِر».(7)
فرمود: دست نياز به سوى مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خوارى در زندگى و در معاشرت خواهد بود. و نيز موجب از بين رفتن حياء و ناچيز شدن شخصيت خواهد گشت به طورى كه هميشه احساس نياز و تنگ دستى نمايد. و هرچه كمتر به مردم رو بيندازد و كمتر درخواست كمك نمايد بيشتر احساس خودكفائى و بى نيازى خواهد داشت.
8- قالَ(عليه السلام): «اَلْخَيْرُ كُلُّهُ صِيانَهُ الاْنْسانِ نَفْسَهُ».(8)
فرمود: سعادت و خوشبختى انسان در حفظ و كنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه كار زشت و خلاف است.
9- قالَ(عليه السلام): «سادَهُ النّاسِ فى الدُّنْيا الأَسْخِياء، وَ سادَهُ الناسِ في الآخِرَهِ الاْتْقياءِ».(9)
فرمود: در اين دنيا سرور مرد، سخاوتمندان هستند; ولى در قيامت سيّد و سرور مردم، پرهيزكاران خواهند بود.
10- قالَ(عليه السلام): «مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَوَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ يَوْمَ الْقِيامَهِ».(10)
فرمود: هركس براى رضا و خوشنودى خداوند ازدواج نمايد و با خويشان خود صله رحم نمايد، خداوند او را در قيامت مفتخر و سربلند مى گرداند.
11- قالَ(عليه السلام): «مَنْ زارَ أخاهُ فى اللّهِ طَلَباً لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَيَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَك، وَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْف ألاطِبْتَ وَطابَتْ لَكَ الْجَنَّهُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَهُ».(11)
فرمود: هركس به ديدار دوست و برادر خود برود و براى رضاى خداوند او را زيارت نمايد به اميد آن كه به وعده هاى الهى برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشايعت خواهند كرد، همچنين مورد خطاب قرار مى گيرد كه از آلودگى ها پاك شدى و بهشت گوارايت باد. پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند مورد رحمت قرار خواهد گرفت.
12- قالَ(عليه السلام): «إنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ يَمينِكَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلى يَسارِكَ فَاعْتَذَرَ إلَيْكَ فَاقْبَلْ مِنْهُ».(12)
فرمود: چنانچه شخصى تو را بدگويى كند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهى و پوزش او را پذيرا باش.
13- قالَ(عليه السلام): «عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، كَيْفَ لايَحْتَمى مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ».(13)
فرمود: تعجّب دارم از كسى كه نسبت به تشخيص خوب و بد خوراكش اهتمام مىورزد كه مبادا ضررى به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و ديگر كارهايش اهميّت نمى دهد، و نسبت به مفاسد دنيائى، آخرتى روحى، فكرى، اخلاقى و... بى تفاوت است.
14- قالَ(عليه السلام): «مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً مِنْ جُوع أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّهِ، وَمَنْ سَقى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَأ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحيقِ الْمَخْتُومِ، وَمَنْ كَسا مُؤْمِناً كَساهُ اللّهُ مِنَ الثّيابِ الْخُضْرِ».(14)
فرمود: هركس مؤمن گرسنه اى را طعام دهد خداوند او را از ميوه هاى بهشت اطعام مى نمايد، و هر كه تشنه اى را آب دهد خداوند از چشمه گواراى بهشتى سيرآبش مى گرداند، و هركس برهنه اى را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتى ـ كه بهترين نوع و رنگ مى باشد ـ خواهد پوشاند.
15- قالَ(عليه السلام): «إنَّ دينَ اللّهِ لايُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَهِ، وَالاْراءِ الْباطِلَهِ، وَالْمَقاييسِ الْفاسِدَهِ، وَلايُصابُ إلاّ بِالتَّسْليمِ، فَمَنْ ـ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدى بِنا هُدِىَ، وَمَنْ دانَ بِالْقِياسِ وَالرَّأْىِ هَلَكَ.» (15)
فرمود: به وسيله عقل ناقص و نظريه هاى باطل، و مقايسات فاسد و بى اساس نمى توان احكام و مسائل دين را به دست آورد; بنابراين تنها وسيله رسيدن به احكام واقعى دين، تسليم محض مى باشد; پس هركس در مقابل ما اهل بيت تسليم باشد از هر انحرافى در امان است و هر كه به وسيله ما هدايت يابد خوشبخت خواهد بود. و شخصى كه با قياس و نظريات شخصى خود بخواهد دين اسلام را دريابد، هلاك مى گردد.
16- قالَ(عليه السلام): «الدُّنْيا سِنَهٌ، وَالاْخِرَهُ يَقْظَهٌ، وَنَحْنُ بَيْنَهُما أضْغاثُ أحْلامِ.» (16)
فرمود: دنيا همچون نيمه خواب (چرت) است و آخرت بيدارى مى باشد و ما در اين ميان رهگذر، بين خواب و بيدارى به سر مى بريم.
17- قالَ(عليه السلام): «مِنْ سَعادَهِ الْمَرْءِ أنْ يَكُونَ مَتْجَرُهُ فى بِلادِهِ، وَيَكُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحينَ، وَتَكُونَ لَهُ أوْلادٌ يَسْتَعينُ بِهِمْ.» (17)
فرمود: از سعادت مرد آن است كه در شهر خود كسب و تجارت نمايد و شريكان و مشتريانش افرادى صالح و نيكوكار باشند، و نيز داراى فرزندانى باشد كه كمك حال او باشند.
18- قالَ(عليه السلام): «آياتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، كُلَّما فُتِحَتْ خَزانَهٌ، فَيَنْبَغى لَكَ أنْ تَنْظُرَ ما فيها.» (18)
فرمود: هر آيه اى از قرآن، خزينه اى از علوم خداوند متعال است، پس هر آيه را كه مشغول خواندن مى شوى، در آن دقّت كن كه چه مى يابى.
19- قالَ(عليه السلام): «مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَكَّه لَمْ يَمُتْ حَتّى يَرى رَسُولَ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم)، وَيَرَى مَنْزِلَهُ فى الْجَنَّهِ.» (19)
فرمود: هر كه قرآن را در مكّه مكرّمه ختم كند، نمى ميرد مگر آن كه حضرت رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم); و نيز جايگاه خود را در بهشت رؤيت مى نمايد.
20- قال(عليه السلام): «يا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ يَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَعَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِكَ يَجِبُ عَلَيْكُمْ تُشارِكُوهُمْ فى الاْجْرِ.» (20)
فرمود: شماهائى كه به مكّه نرفته ايد و در مراسم حجّ شركت نكرده ايد، بشارت باد شماها را به آن حاجيانى كه بر مى گردند، با آن ها ـ ديدار و ـ مصافحه كنيد تا در پاداش و ثواب حجّ آن ها شريك باشيد.
21- قالَ(عليه السلام): «الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضاءِ، مِنْ أعْلى دَرَجاتِ الْيَقينِ.» (21)
فرمود: شادمانى و راضى بودن به سخت ترين مقدّرات الهى از عالى ترين مراتب ايمان و يقين خواهد بود.
22- قالَ(عليه السلام): «ما مِنْ جُرْعَه أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ جُرْعَتَيْنِ: جُرْعَهُ غَيْظ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْم، أَوْ جُرْعَهُ مُصيبَه رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْر.» (22)
فرمود: نزد خداوند متعال حالتى محبوب تر از يكى از اين دو حالت نيست: حالت غضب و غيظى كه مؤمن با بردبارى و حلم از آن بگذرد و ديگرى حالت بلا و مصيبتى كه مؤمن آن را با شكيبائى و صبر بگذراند.
23- قالَ(عليه السلام): «مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فيهِمْ رَمَوْهُ بِما لَيْسَ فيِهِ.» (23)
فرمود: هركس مردم را عيب جوئى كند و عيوب آنان را بازگو نمايد و سرزنش كند، ديگران او را متهّم به غير واقعيّات مى كنند.
24- قالَ(عليه السلام): «مُجالَسَهُ الصَّالِحيِنَ داعِيَهٌ إلى الصَّلاحِ، وَ أَدَبُ الْعُلَماءِ زِيادَهٌ فِى الْعَقْلِ.» (24)
فرمود: هم نشينى با صالحان انسان را به سوى صلاح و خير مى كشاند; و معاشرت و هم صحبت شدن با علماء، سبب افزايش شعور و بينش مى باشد.
25- قالَ(عليه السلام): «إنَّ اللّهَ يُحِبُّ كُلَّ قَلْب حَزين، وَ يُحِبُّ كُلَّ عَبْد شَكُور.» (25)
فرمود: همانا خداوند مهربان دوست دارد هر قلب حزين و غمگينى را (كه در فكر نجات و سعادت خود باشد); و نيز هر بنده شكرگذارى را دوست دارد.
26- قالَ(عليه السلام): «إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَم يَشْرُفُ عَلى جَميعِ جَوارِحِهِ كُلَّ صَباح فَيَقُولُ: كَيْفَ أصْبَحْتُمْ؟ فَيَقُولُونَ: بِخَيْر إنْ تَرَكْتَنا، إنَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِكَ.» (26)
فرمود: هر روز صبحگاهان زبان انسان بر تمام اعضاء و جوارحش وارد مى شود و مى گويد: چگونه ايد؟ و در چه وضعيّتى هستيد؟ جواب دهند: اگر تو ما را رها كنى خوب و آسوده هستيم، چون كه ما به وسيله تو مورد ثواب و عقاب قرار مى گيريم.
27- قالَ(عليه السلام): «ما تَعِبَ أوْلِياءُ اللّهُ فِى الدُّنْيا لِلدُّنْيا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْيا لِلاْخِرَهِ.» (27)
فرمود: دوستان و اولياء خدا در فعاليّت هاى دنيوى خود را براى دنيا به زحمت نمى اندازند و خود را خسته نمى كنند بلكه براى آخرت زحمت مى كِشند.
28- قالَ(عليه السلام): «لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فِى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْبِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.» (28)
فرمود: چنانچه مردم منافع و فضايل تحصيل علوم را مى دانستند هر آينه آن را تحصيل مى كردند گرچه با ريخته شدن و يا فرو رفتن زير آب ها در گرداب هاى خطرناك باشد.
29- قال(عليه السلام): «لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماءِ وَ الاْرْضِ أنْ يَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ يَقْدِرُوا.» (29)
فرمود: چنانچه تمامى اهل آسمان و زمين گِرد هم آيند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصيف و تعريف كنند، قادر نخواهند بود.
30- قالَ(عليه السلام): «ما مِنْ شَيْىء أحبُّ إلى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّهِ بَطْن وَفَرْج، وَما شَيْىءٌ أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ أنْ يُسْألَ.» (30)
فرمود: بعد از معرفت به خداوند چيزى محبوب تر از دور نگه داشتن شكم و عورت ـ از آلودگى ها و هوسرانى ها و گناهان ـ نيست، و نيز محبوبترين كارها نزد خداوند مناجات و درخواست نيازمنديها به درگاهش مى باشد.
31- قالَ(عليه السلام): «إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّهُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ.» (31)
فرمود: با فضيلت ترين ومهمترين مجاهدت ها، عفيف نگه داشتن شكم و عورت است ـ از چيزهاى حرام و شبهه ناك ـ .
32- قالَ(عليه السلام): «إبْنَ آدَم إنَّكَ مَيِّتٌ وَمَبْعُوثٌ وَمَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ جَواباً.» (32)
فرمود: اى فرزند آدم! (اى انسان! تو) خواهى مُرد و سپس محشور مى شوى و در پيشگاه خداوند متعال جهت سؤال و جواب احضار خواهى شد، پس جوابى (قانع كننده و صحيح در مقابل سؤال ها) مهيّا و آماده كن.
33- قالَ(عليه السلام): «نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِى وَجْهِ أخِيهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّهِ وَالْمَحَبَّهِ لَهُ عِبادَه.» (33)
فرمود: نظر كردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.
34- قالَ(عليه السلام): «إيّاكَ وَمُصاحَبَهُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُكَ بِأكْلَه أَوْ أقَلّ مِنْ ذلِكَ وَإيّاكَ وَمُصاحَبَهُ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فى كِتابِ اللّهِ.» (34)
فرمود: بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق چون كه او به يك لقمه نان و چه بسا كمتر از آن هم، تو را مى فروشد; و مواظب باش از دوستى و صحبت كردن با كسى كه قاطع صله رحم مى باشد چون كه او را در كتاب خدا ملعون يافتم.
35- قالَ(عليه السلام): «أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعات: السّاعَهُ الَّتى يُعايِنُ فيها مَلَكَ الْمَوْتِ، وَالسّاعَهُ الَّتى يَقُومُ فيها مِنْ قَبْرِهِ، وَالسَّاعَهُ الَّتى يَقِفُ فيها بَيْنَ يَدَيِ الله تَبارَكَ وَتَعالى، فَإمّا الْجَنَّهُ وَإمّا إلَى النّارِ».(35)
فرمود: مشكل ترين و سخت ترين لحظات و ساعات دوران ها براى انسان، سه مرحله است:
1 ـ آن موقعى كه عزرائيل بر بالين انسان وارد مى شود و مى خواهد جان او را برگيرد.
2 ـ آن هنگامى كه از درون قبر زنده مى شود و در صحراى محشر به پا مى خيزد.
3 ـ آن زمانى كه در پيشگاه خداوند متعال ـ جهت حساب و كتاب و بررسى اعمال ـ قرار مى گيرد و نمى داند راهى بهشت و نعمت هاى جاويد مى شود و يا راهى دوزخ و عذاب دردناك خواهد شد.
36- قالَ(عليه السلام): «إذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شيعَتِنا الْعاهَهَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كُزُبُرِ الْحَديدِ، وَجَعَلَ قُوَّهَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّهَ أرْبَعينَ رَجُلاً.» (36)
فرمود: هنگامى كه قائم ما ( حضرت حجّت، روحى له الفداء و عجّ) قيام و خروج نمايد خداوند بلا و آفت را از شيعيان و پيروان ما بر مى دارد ودل هاى ايشان را همانند قطعه آهن محكم مى نمايد، و نيرو و قوّت هر يك از ايشان به مقدار نيروى چهل نفر ديگران خواهد شد.
37- قالَ(عليه السلام): «عَجَباً كُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَتَرَكَ دارَ الْبقاء.» (37) فرمود: بسيار عجيب است از كسانى كه براى اين دنياى زودگذر و فانى كار مى كنند و خون دل مى خورند ولى آخرت را كه باقى و ابدى است رها و فراموش كرده اند.
38- قالَ(عليه السلام): «رَأْيْتُ الْخَيْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِى قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِى أيْدِى النّاسِ.» (38)
فرمود: تمام خيرات و خوبى هاى دنيا و آخرت را در چشم پوشى و قطع طَمَع از زندگى و اموال ديگران مى بينم (يعنى قناعت داشتن).
39- قالَ(عليه السلام): «مَنْ لَمْ يَكُنْ عَقْلُهُ أكْمَلَ ما فيهِ، كانَ هَلاكُهُ مِنْ أيْسَرِ ما فيهِ.» (39)
فرمود: كسى كه بينش و عقل خود را به كمال نرساند ـ و در رُكود فكرى و فرهنگى بسر برد ـ به سادگى در هلاكت و گمراهى و سقوط قرار خواهد گرفت.
40- قالَ(عليه السلام): «إنَّ الْمَعْرِفَهَ، وَكَمالَ دينِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فيما لايُغْنيهِ، وَقِلَّهُ ريائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ.» (40)
فرمود: همانا معرفت و كمال دين مسلمان در گرو رهاكردن سخنان و حرف هائى است كه به حال او ـ و ديگران ـ سودى ندارد. همچنين از ريا و خودنمائى دورى جستن; و در برابر مشكلات زندگى بردبار و شكيبا بودن; و نيز داراى اخلاق پسنديده و نيك سيرت بودن است.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1 ـ تحف العقول: ص204، بحارالأنوار: ج 75، ص 141، ح 3.
2 ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 75، ص 140، ح 3.
3 ـ مشكاه الأنوار: ص 172، بحارالأنوار: ج 66، ص 385، ح 48.
4 ـ مشكاه الأنوار: ص 246، بحارالأنوار: ج 67، ص 64، ح 5.
5 ـ تحف العقول: ص 186، بحارالأنوار: ج 71، ص 12، ح 2.
6 ـ تحف العقول: ص 203، بحارالأنوار: ج 75، ص 139، ح 3.
7 ـ تحف العقول: ص 210، بحارالأنوار: ج 75، ص 136، ح 3.
8 ـ تحف العقول: ص201، بحارالأنوار: ج 75، ص 136، ح 3.
9 ـ مشكاه الأنوار: ص 232، س 20، بحارالأنوار: ج 78، ص 50، ح 77.
10 ـ مشكاه الأنوار: ص 166، س 3.
11 ـ مشكاه الأنوار: ص 207، س 18.
12 ـ مشكاه الأنوار: ص 229، س 10، بحارالأنوار: ج 78، ص 141، ح 3.
13 ـ أعيان الشّيعه: ج 1، ص 645، بحارالأنوار: ج 78، ص 158، ح 19.
14 ـ مستدرك الوسائل: ج 7، ص 252، ح 8.
15 ـ مستدرك الوسائل: ج 17، ص 262، ح 25.
16 ـ تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 343، س 20.
17 ـ وسائل الشيعه: ج 17، ص 647، ح 1، ومشكاه الأنوار: ص 262.
18 ـ مستدرك الوسائل: ج 4، ص 238، ح 3.
19 ـ من لا يحضره الفقيه: ج 2، ص 146، ح 95.
20 ـ همان مدرك: ج 2، ص 147، ح97.
21 ـ مستدرك الوسائل: ج 2، ص 413، ح 16.
22 ـ مستدرك الوسائل: ج 2، ص 424، ح 21.
23 ـ بحار الأنوار: ج 75، ص 261، ح 64.
24 ـ بحارالأنوار: ج 1، ص 141، ضمن ح 30، و ج 75، ص 304.
25 ـ كافى: ج 2، ص 99، بحارالأنوار: ج 71، ص 38، ح 25.
26 ـ اصول كافى: ج 2، ص 115، وسائل الشّيعه: ج 12، ص 189، ح 1.
27 ـ بحارالأنوار: ج 73، ص 92، ضمن ح 69.
28 ـ اصول كافى: ج 1، ص 35، بحارالأنوار: ج 1، ص 185، ح 109.
29 ـ اصول كافى: ج 1، ص 102، ح 4.
30 ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 41، ح 3.
31 ـ مشكاه الأنوار: ص 157، س 20.
32 ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 70، ص 64، ح 5.
33 ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 140، ح 3.
34 ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 74، ص 196، ح 26.
35 ـ بحار الأنوار: ج 6، ص 159، ح 19، به نقل از خصال شيخ صدوق.
36 ـ خصال: ج 2، ص 542، بحارالأنوار: ج 52، ص 316، ح 12.
37 ـ بحارالأنوار: ج 73، ص 127، ح 128.
38 ـ اصول كافى: ج 2، ص 320، بحارالأنوار: ج 73، ص 171، ح 10.
39 ـ بحارالأنوار: ج 1، ص 94، ح 26، به نقل از تفسير امام حسن عسكرى (عليه السلام).
40 ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 2، ص 129، ح 11.

 

 

حضرت امام باقر (عليه السلام)

1- قالَ الاْمامُ أبوُ جَعْفَر محمّد الباقر (عَلَيْه السلام) : «إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فيكَ خَيْراً، فَانْظُرْ إلى قَلْبِكَ فَإنْ كانَ يُحِبُّ أهْلَ طاعَهِ اللّهِ وَ يُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَفيكَ خَيْرٌ; وَاللّهُ يُحِبُّك، وَ إذا كانَ يُبْغِضُ أهْلَ طاعَهِ اللّهِ وَ يُحِبّ أهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَلَيْسَ فيكَ خَيْرٌ; وَ اللّهُ يُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ.» (1)
حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) فرمود: اگر خواستى بدانى كه در وجودت خير و خوشبختى هست يا نه، به درون خود دقّت كن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصيت و گناه ناخوشايندى، پس در وجودت خير و سعادت وجود دارد; و خداوند تو را دوست مى دارد. ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشايند باشى و به اهل معصيت عشق و علاقه ورزيدى، پس خير و خوبى در تو نباشد; و خداوند تو را دشمن دارد. و هر انسانى با هر كسى كه به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور مى گردد.
2- قالَ (عليه السلام): «مَنْ كَفَّ عَنْ أعْراضِ النّاسِ أقالَهُ اللّهُ نَفْسَهُ يَوْمَ الْقِيامَهِ، وَ مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ يَوْمَ الْقِيامَهِ.» (2)
فرمود: هركس دنبال هتك حرمت - ناموس و آبروى - ديگران نباشد، خداوند متعال او را در قيامت مورد عفو و بخشش قرار مى دهد; و هركس غضب و خشم خود را از ديگران باز دارد، خداوند نيز خشم و غضب خود را در قيامت از او بر طرف مى سازد.
3- قالَ (عليه السلام): «مَنْ ثَبَتَ عَلى وِلايَتِنا فِي غِيْبَهِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَجْرَ ألْفِ شَهيد مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَ حُنَيْن.» (3)
فرمود: كسى كه در زمان غيبت امام زمان (عجّل الله فرجه الشّريف) بر ايمان و ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهيد از شهداى جنگ بدر و حنين به او عطا مى فرمايد.
4- قالَ (عليه السلام): «لَوْ أنَّ الاْمامَ رُفِعَ مِنَ الاْرْضِ ساعَهً، لَماجَتْ بِأهْلِها كَما يَمُوجُ الْبَحْرُ بِأهْلِهِ.» (4)
فرمود: اگر امام و حجّت خدا لحظه اى از روى زمين و از بين افراد جامعه برداشته شود، زمين اهل خود را در خود مى بلعد و فرو مى برد همان طورى كه دريا چيزهاى خود را در خود متلاطم و آشفته مى سازد.
5- قالَ (عليه السلام): «إنَّ جَميعَ دَوابِّ الاْرْضِ لَتُصَلّي عَلى طالِبِ الْعِلْمِ حَتّى الْحيتانِ في الْبَحْرِ.» (5)
فرمود: به درستى كه تمام موجودات و جانوراان زمين و بلكه ماهيان دريا براى تحصيل كنندگان علوم ـ اسلامى و معارف الهى ـ تحيّت و درود مى فرستند.
6- قالَ (عليه السلام): «لَوْ أُوتيتُ بِشابٍّ مِنْ شَبابِ الشّيعَهِ لا يَتَفَقَّهُ فِي الدّينِ، لَأَوجَعْتُهُ.» (6)
فرمود: اگر جوانى از جوانان شيعه را نزد من بياورند كه به مسائل دين ـ و زندگى ـ آشنا نباشد، او را تنبيه و تأديب خواهم كرد (تا به دنبال تحصيل مسائل دين برود).
7- قالَ (عليه السلام): «مَنْ أفْتَى النّاسَ بِغَيْرِ عِلْم وَ لا هُدىً، لَعَنَتْهُ مَلائِكَهُ الرَّحْمَهِ وَ مَلائِكَهُ الْعَذابِ، وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفَتْياهُ.» (7)
فرمود: هركس درباره مسائل دين فتوا و نظريه اى دهد كه بدون علم و اطّلاع باشد، ملائكه رحمت و ملائكه عذاب او را لعن و نفرين مى كنند و گناه عمل كننده ـ اگر خلاف باشد ـ بر عهده گوينده است.
8- قالَ (عليه السلام): «الصَّلاهُ عَمُودُ الدّينِ، مَثَلُها كَمَثَلِ عَمُودِ الْفِسْطاطِ، إذا ثَبَتَ الْعَمُودُ ثَبَتَ الاَْوْتادُ وَ الاَْطْناب، وَ إذا مالَ الْعَمُودُ وَانْكَسَرَ لَمْ يَثْبُتْ وَ تَدٌ وَ لا طَنَبٌ.» (8)
فرمود: نماز ستون دين است و مثالش همانند تيرك و ستون خيمه مى باشد كه چنانچه محكم و استوار باشد ميخ ها و طناب هاى اطراف آن پا بر جا خواهد بود ولى اگر ستون سُست يا كج باشد ميخ ها و طنابهاى اطراف آن نمى تواند پا برجا باشد.
9- قالَ (عليه السلام): «لا تَتَهاوَنْ بَصَلاتِكَ، فَإنَّ النَّبيَّ (صلى الله عليه وآله وسلم) قالَ عِنْدَ مَوْتِهِ: لَيْسَ مِنّى مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلاتِهِ، لَيْسَ مِنّى، مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً، لا يَرِدُ عَلَىّ الْحَوْضَ، لا وَ اللهِ.» (9)
فرمود: نسبت به نماز بى اعتنا مباش و آن را سبك و ناچيز مشمار، همانا كه پيامبر خدا هنگام وفات خود فرمود: هركس نماز را سبك شمارد و يا مسكرات بنوشد از ـ امّت ـ من نيست و بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.
10- قالَ (عليه السلام): «بُنِيَ الاْسْلامُ عَلى خَمْسَهِ أشْياء: عَلَى الصَّلاهِ، وَ الزَّكاهِ، وَ الْحَجِّ، وَ الصَّوْمِ، وَ الْوِلايَهِ، وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْىء مِثْلَ ما نُودِىَ لِلْوِلايَهِ.» (10)
فرمود: دين مبين اسلام بر پنج پايه و اساس استوار است: نماز، زكات، خمس، حجّ، روزه، ولايت اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام). سپس افزود: آن مقدارى كه نسبت به ولايت سفارش شده است نسبت به هيچ كدام تأكيد نگرديده است و ولايت اساس و محور تمام اعمال مى باشد.
11- قالَ (عليه السلام): «مَنْ دَعَا اللهَ بِنا أفْلَحَ، وَ مَنْ دَعاهُ بِغَيْرِنا هَلَكَ وَ اسْتَهْلَكَ.» (11)
فرمود: هر كه خداوند را به وسيله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رستگار و موفّق خواهد شد. و كسى كه غير از ما اهل بيت ـ عصمت و طهارت ـ را وسيله گرداند نااميد و هلاك خواهد گشت.
12- قالَ (عليه السلام): «الاْعْمالُ تُضاعَفُ يَوْمَ الْجُمُعَهِ، فَأكْثِرُوا فيها مِنَ الصَّلاهِ وَ الصَّدَقَهِ وَ الدُّعاءِ.» (12)
فرمود: پاداش اعمال ـ بد يا خوب ـ در روز جمعه دو برابر ديگر روزها است، پس سعى نمائيد در اين روز نماز و صدقه و دعا بسيار انجام دهيد.
13- قالَ (عليه السلام): «مَنْ طَلَبَ الدُّنْيا اسْتِعْفافاً عَنِ النّاسِ، وَ سَعْياً عَلى أهْلِهِ، وَ تَعَطُّفاً عَلى جارِهِ، لَقَى اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ الْقِيامَهِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَيْلَهَ الْبَدْرِ.» (13)
فرمود: هركس دنيا را به جهت يكى از اين سه حالت طلب كند: بى نيازى از مردم، آسايش و رفاه خانواده و عائله اش، كمك و رسيدگى به همسايه اش. روز قيامت در حالتى محشور مى گردد و به ملاقات خداوند متعال نايل مى شود كه صورتش همچون ماه شب چهارده، نورانى است.
14- قالَ (عليه السلام): «ثَلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللهُ لِأحَد فيهِنَّ رُخْضهً: أداءُ الاْمانَهِ إلَى الْبِرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبِّرِ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَيْنِ بِرَّيْنِ كانا اَوْ فاجِرَيْنِ.» (14)
فرمود: خداوند سبحان در سه چيز رخصت قرار نداده است: امانت را سالم تحويل صاحبش دادن، خواه آن كه صاحبش آدم خوبى باشد يا فاجر. وفاى به عهد نسبت به هر شخصى خوب باشد يا بد.
15- قالَ (عليه السلام): «إنَّ الْجَنَّهَ وَ الْحُورَ لَتَشْتاقُ إلى مَنْ يَكْسَحُ الْمَسْجِدَ، اَوْ يَأخُذُ مِنْهُ الْقَذى.» (15)
فرمود: همانا بهشت و حورالعين در انتظار افرادى است كه در نظافت و تميز كردن مسجد سعى و تلاش نمايند.
16- قالَ (عليه السلام): «إنَّما يَبْتَلِى الْمُؤمِنُ فِى الدُّنْيا عَلى قَدْرِ دينِهِ.» (16)
فرمود: همانا مؤمن در اين دنيا هر مقدارى كه دين و ايمان داشته باشد به همان اندازه مورد امتحان و آزمايش قرار مى گيرد.
17- قالَ (عليه السلام): «لا يَكُونُ الْعَبْدُ عابِداً لِلّهِ حَقَّ عِبادَتِهِ حَتّى يَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ، فَحينَئِذ يَقُولُ: هذا خالِصٌ لى، فَيَقْبَلُهُ بِكَرَمِهِ.» (17)
فرمود: كسى به بندگى و ستايش گر حقيقى در برابر خداوند نمى رسد مگر آن كه از تمام افراد قطع اميد كند و تنها اميدش خداى يكتا باشد. در يك چنين حالتى خداوند گويد: اين عمل خالصانه براى من است و آن را مورد قبول و عنايت خود قرار مى دهد.
18- قالَ (عليه السلام): «اُقْسِمُ بِاللهِ وَ هُوَ حَقٌّ، مافَتَحَ رَجُلٌ عَلى نَفْسِهِ بابَ الْمَسْألَهِ إلاّ فَتَحَ اللهُ عَلَيْهِ بابَ فَقْر.» (18)
فرمود: سوگند به خدائى كه بر حقّ است، چنانچه شخصى در موردى، تقاضاى خود را به يكى از هم نوعان خود بگويد و بدون توجّه به خداوند متعال درخواست كمك نمايد، خداوند درى از درهاى فقر و تنگ دستى را بر او بگشايد.
19- قالَ (عليه السلام): «مَنْ قَضى مُسْلِماً حاجَتَهُ، قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ثَوابُكَ عَلَىَّ وَلا اَرْضى لَكَ ثَواباً دُونَ الْجَنَّهِ.» (19)
فرمود: هركس حاجتى را براى مسلمانى برآورده كند و گره از مشگلش بگشايد، خداوند متعال به او خطاب كند: ثواب و پاداش تو بر عهده من خواهد بود و غير از بهشت چيز ديگرى لايق تو نخواهد بود.
20- قالَ (عليه السلام): «إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحى إلى شُعَيْب النَّبي(صلى الله عليه وآله وسلم): إنّى مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِكَ مِائَهَ ألْف، أرْبَعينَ ألْفاً مِنْ شِرارِهِمْ وَ سِتّينَ ألْفاً من خِيارِهِمْ. فقال: يارَبِّ هؤُلاءِ الاْشْرار فَما بالُ الاْخْيار؟ فَأوحىَ اللهُ إلَيْهِ: إنَّهُمْ داهَنُوا أهْلَ الْمَعاصى وَ لَمْ يَغْضِبُوا لِغَضَبي.»(20)
فرمود: همانا خداوند متعال، براى حضرت شعيب (عليه السلام)وحى فرستاد: من از قوم تو يكصد هزار نفر را عذاب و هلاك مى نمايم كه شصت هزار نفر ايشان، اشرار و چهل هزار نفر ديگرشان از خوبان و عبادت كنندگان خواهند بود. حضرت شعيب (عليه السلام) سؤال نمود: اشرار كه مستحقّ عذاب هستند ولى خوبان را چرا عذاب مى نمائى؟ خداوند وحى نمود: به جهت آن كه اين افراد، نسبت به گناهكاران بى تفاوت بوده و با ايشان سازش مى كردند.
21- قالَ (عليه السلام): «مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً، أطْعَمَهُ اللهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّهِ.» (21)
فرمود: هركس مؤمنى را طعام دهد، خداوند از ميوه هاى بهشتى روزى او گرداند.
22- قالَ (عليه السلام): «مَنْ حَمَلَ أخاهُ عَلى رَحْلِهِ بَعَثَهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَهِ إلىَ الْمَوْقِفِ عَلى ناقَهِ مِنْ نُوْقِ الْجَنَّهِ يُباهى بِهِ الْمَلائِكَهَ.»(22)
فرمود: كسى كه برادرش را (و هركس كه در مسير راه بدون وسيله است) سوار وسيله نقليه خود كند ـ و حتّى الإمكان او را به مقصد برساند ـ خداوند متعال او را در قيامت سوار شترى از شترهاى بهشتى مى گرداند ـ كه سريع او را به مقصد برساند و از شدائد و سختى هاى محشر در امان گردد ـ، و به بر ملائكه مباهات و افتخار مى كنند.
23- قالَ (عليه السلام): «إذا دَخَلَ أحَدُكُمْ عَلى أخيهِ فى بَيْتِهِ، فَلْيَقَعُدْ حَيْثُ يَأمُرُهُ صاحِبُ الرَّحْلِ، فَإنَّ صاحِبَ الْبَيْتِ أعْرَفُ بِعَوْره بَيْتِهِ مِنَ الدّاخِلِ عَلَيْهِ.» (23)
فرمود: هنگامى به منزل يكى از برادران و دوستانتان وارد شديد، هر كجا به شما گفت بنشينيد، بپذيريد و همانجا بنشينيد، چون كه صاحب منزل بيش از ديگران به اسرار منزل خود آشنا و آگاه است.
24- قالَ (عليه السلام): «اَلْجَنَّهُ مُحَرَّمَهٌ عَلَى الْفَتّانينَ الْمشّائينَ بِالنَّميمَهِ.» (24)
فرمود: بهشت ـ و نعمت هاى حيات بخش آن ـ براى اشخاص فتنه گر و سخن چينِ آشوب طلب، حرام است.
25- قالَ (عليه السلام): «إنّا نَأمُرُ صِبْيانَنا بِالصَّلاهِ إذا كانُوا بَنى خَمْسِ سِنين، فَمُرُوا صِبْيانَكُمْ إذا كانوا بَنى سَبْعِ سِنين.» (25)
فرمود: ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت ـ كودكان خود را از دوران پنج سالگى به انجام نماز دستور مى دهيم، ولى شما ـ دوستان و پيروان ما ـ فرزندان خود را از سنين هفت سالگى وادار به نماز نمائيد.
26- قالَ (عليه السلام): «مَنْ حَمَلَ جِنازَهً مِنْ اَرْبَع جَوانِبِها، غَفَرَ اللهُ لَهُ اَرْبَعينَ كَبيرَهً.» (26)
فرمود: هركس جنازه اى را تشييع نمايد و چهار جانب تابوت را بر شانه خود حمل كند، خداوند چهل گناه از گناهانش را مى آمرزد.
27- قالَ (عليه السلام): «خَفِ اللهَ تَعالى لِقُدْرَتِهِ عَلَيْكَ، وَ اسْتَحِ مِنْهُ لِقُرْبِهِ مِنْكَ.» (27)
فرمود: بترس از قدرت بى منتهاى خداوند متعال كه از ـ جهات مختلف ـ بر تو دارد، و از خداوند شرم و حيا كن ـ در انجام گناهان ـ به جهت آن كه از هر چيزى به تو نزديك تر است.
28- قالَ (عليه السلام): «الْحِكْمَهُ ضالَّهُ الْمُؤْمِنِ، فَحَيْثُ ماوَجَدَ أحَدُكُمْ ضالَّتَهُ فَلْيَأخُذْها.» (28)
فرمود: دانش و حكمت، گمشده ـ ارزشمندى است براى ـ مؤمن كه هر كجا و نزد هركس يافت شود بايد آن را دريافت نمايد.
29- قالَ (عليه السلام): «فِي الْمِلْحِ شِفاءٌ مِنْ سَبْعينَ داء، ثُمَّ قالَ: لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فِى الْمِلْحِ ما تَداوَوا إلاّ بِهِ.» (29)
فرمود: نمك شفابخش و درمان كننده هفتاد نوع مرض و درد خواهد بود و افزود چنانچه مردم خواصّ نمك مى شناختند به چيزى غير از نمك مداوا و درمان نمى كردند.
30- قالَ (عليه السلام): «إنَّ الْمُؤمِنَ إذا صافَحَ الْمُؤمِنَ تَفَرَّقا مِنْ غَيْرِ ذَنْب.» (30)
فرمود: همانا مؤمنى كه با برادر مؤمنش ديدار و مصافحه نمايد، گناهانشان ريخته مى شود و بدون گناه از يكديگر جدا خواهند شد.
31- قالَ (عليه السلام): «مَثَلُ الْحَريصِ عَلَى الدُّنْيا مَثَلُ ذَرْوَهِ الْقَزِّ، كُلَّما ازْدادَتْ عَلى نَفْسِها لَفّاً كانَ أبْعَدُ مِنَ الْخُرُوجِ حَتّى تَمُوتَ غَمّاً.» (31)
فرمود: تمثيل افراد حريص به مال و زيورآلات دنيا همانند كرم ابريشمى است كه هر چه اطراف خود بچرخد و بيشتر فعاليّت كند و تارهاى ابريشم را به دور خود بپيچد، خارج شدنش از بين آن تارها سخت تر گردد و چه بسا غير ممكن مى شود تا جائى كه چاره اى جز مرگ نداشته باشد.
32- قالَ (عليه السلام): «إنَّ الْمُؤْمِنَ أخُ الْمُؤمِنِ لا يَشْتِمُهُ، وَ لا يُحَرِّمُهُ، وَ لا يُسيىءُ بِهِ الظَّنَّ.» (32)
فرمود: مؤمن برادر مؤمن است، بايد او را دشنام ندهد، سرزنش و بدگوئى نكند، و او را از خوبيها محروم نگرداند، و به او بدگمان نباشد.
33- قالَ (عليه السلام): «اَلْكَمالُ كُلُّ الْكَمالِ، التَّفَقُّهُ فِى الدّينِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النائِبَهِ، وَ تَقْديرُ الْمَعيشَهِ.» (33)
فرمود: تمام كمالات - معنوى و مادّى انسان - در فقاهت و شناخت دقيق و صحيح مسائل دين و معارف الهى است; و صبر و شكيبائى در مقابل ناملايمات، و نيز زندگى را با تدبّر و مديريّت برنامه ريزى كردن مى باشد.
34- قالَ (عليه السلام): «صِلِهُ الاْرْحامِ تُزَكّي الاْعْمالَ، وَ تُنْمِى الاْمْوالَ، وَ تَدْفَعُ الْبَلْوى، وَ تُيَسِّرُ الْحِسابَ، وَ تُنْسِىءُ فِى الاْجَلِ.» (34)
صله رحم نمودن (پنج فايده دارد:) موجب تزكيه اعمال و عبادات مى شود، سبب رشد و بركت در اموال مى گردد، بلاها، آفات; و گرفتارى ها را دفع و بر طرف مى نمايد، حساب (قبر و قيامت) را آسان مى گرداند و مرگ و أجل (معلّق) را تأخير مى اندازد.
35- قالَ (عليه السلام): «فَضْلُ صَلاهِ الْجَماعَهِ عَلى صَلاهِ الرَّجُلِ فَرْداً خَمْساً وَ عِشْرينَ دَرَجَهً فِى الْجَنَّهِ.» (35)
فرمود: فضيلت و برترى نماز جماعت بر نماز فرادا و تنها، بيست و پنج درجه از مقامات بهشتى است.
36- قالَ (عليه السلام): «وَ أمَّا الْمُنْجِيات: فَخَوْفُ اللهِ فِى السِّرَ وَ الْعَلانِيَهِ، وَ الْقَصْدُ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ كَلِمَهُ الْعَدْلِ فِى الرِّضا وَ السّخَطِ.» (36)
فرمود: از اسباب نجات، ترس از خدا در خفاء و آشكارا است، رعايت اقتصاد و صرفه جوئى در تمام حالات بى نيازى و نيازمندى، نيز رعايت انصاف و گفتن سخن حقّ و عدالت در همه حالت هاى خوشى و ناراحتى.
37- قالَ (عليه السلام): «لا تَنالُ وِلايَتُنا إلاّ بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ.»(37)
فرمود: ولايت و شفاعت ما شامل نمى شود مگر افرادى را كه داراى عمل ـ صالح ـ و نيز پرهيز از گناه داشته باشند.
38- قالَ (عليه السلام): «إنَّ أعْمالَ الْعِبادِ تُعْرَضُ عَلى نَبيِّكُمْ كُلَّ عَشيَّهِ خَميس، فَلْيَسْتَحِ أحَدُكُمْ أنْ يُعْرِضَ عَلى نَبيِّهِ الْعَمَلَ الْقَبيح.» (38)
فرمود: همانا تمام كارها و حركات بندگان در هر شب جمعه بر پيغمبر اسلام عرضه مى گردد، پس حياء كنيد از اين كه عمل زشت شما را نزد پيغمبرتان ارائه دهند.
39- قالَ (عليه السلام): «مَنْ عَلَّمَ بابَ هُدىً فَلَهُ مِثْلُ أجْرِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَلايَنْقُصُ اُولئِكَ مِنْ أجُورِهِمْ.» (39)
فرمود: هركس راه هدايت و سعادتى را بگشايد و يا به ديگران تعليم دهد، اجر و پاداش او همانند كسى است كه به آن كار خير عمل كرده باشد بدون آن كه از پاداش عمل كنندگان كسر شود.
40- قالَ (عليه السلام): «اَرْبَعٌ مِنْ كُنُوزِالْبِرِّ: كِتْمانُ الْحاجَهِ، وَ كِتْمانُ الصَّدَقَهِ، وَ كِتْمانُ الْوَجَعِ، وَ كِتْمانُ الْمُصيبَهِ.» (40)
فرمود: چهار حالت از كنزهاى نيك و پسنديده است: پوشاندن نياز و حاجت خود را از ديگران، دادن صدقه و كمك به افراد به طور مخفيانه و محرمانه، دردها و مشكلات و ناراحتى ها را تحمّل كردن و هنگام مصيبت و حوادث، جزع و داد و فرياد نكردن.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1 - اصول كافى: ج 2، ص 103، ح 11، وسائل الشّيعه: ج 16، ص 183، ح 1.
2 - كتاب الزّهد: ص 1، ح 9.
3 - إثبات الهداه: ج 3، ص 467.
4 - اصول كافي: ج 1، ص 179، ح 12.
5 - بحارالأنوار: ج 1، ص 137، ح 31.
6 - محاسن برقي: ج 1، ص 228.
7 - اصول كافي: ج 1، ص 42، ح 3، و مستدرك الوسائل: ج 17، ص 244.
8 - وسائل الشيعه: ج 4، ص 27، ح 4424.
9 - وسائل الشّيعه: ج 4، ص 23، ح 4413.
10 - وسائل الشّيعه: ج 1، ص 18، ح 10.
11 - أمالى شيخ طوسى: ج 1، ص 175.
12 - مستدرك الوسائل: ج 6، ص 64، ح 15.
13 - وسائل الشّيعه: ج 17، ص 21، ح 5.
14 - وسائل الشّيعه: ج 21، ص 490، ح 3.
15 - مستدرك الوسائل: ج 3، ص 385.
16 - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 523، بحارالأنوار: ج 67، ص 210، ح 12، به نقل از كافى.
17 - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 427، بحارالأنوار: ج 70، ص 111، ح 14 .
18 - عدّه الداعى: ص 99، س 15.
19 - مستدرك الوسائل: ج 12، ص 402، ح 6.
20 - الجواهرالسنّيه: ص 28، بحارالأنوار: ج 12، ص 386، ح 12، به نقل از كافى.
21 - محاسن برقى: ص 393، ح 4.
22 - بحارالانوار: ج 7، ص 303، ح 61.
23 - وسائل الشّيعه: ج 5، ص 322.
24 - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 528.
25 - وسائل الشّيعه: ج 4، ص 31، ح 4434.
26 - وسائل الشّيعه: ج 3، ص 3، ح 153.
27 - بحارالأنوار: ج 68 ص336، ح 22.
28 - تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 468.
29 ـ تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 468.
30 - خصال صدوق: ج 1، ص 13.
31 - وسائل الشّيعه: ج 11، ص 318.
32 - تحف العقول: ص 221، بحارالأنوار: ج 78، ص 176، ح 5.
33 - تحف العقول: ص 213، بحارالأنوار: ج 78، ص 172، ح 5.
34 - تحف العقول: ص 218، بحارالأنوار: ج 74، ص 111، ح 71.
35 - وسائل الشّيعه: ج 17، ص 37.
36 - وسائل الشّيعه: ج 11، ص 174، ح 12.
37 - وسائل الشّيعه: ج 11، ص 196.
38 - وسائل الشّيعه: ج 11، ص 391.
39 - وسائل الشّيعه: ج 1، ص 436.
40 - تحف العقول: ص 215.

 


حضرت امام صادق (عليه السلام)

1- قالَ الإمامُ جَعْفَرُ بنُ محمّد الصّادقُ (عليه السلام) : «حَديثي حَديثُ أبى، وَ حَديثُ أبى حَديثُ جَدى، وَ حَديثُ جَدّى حَديثُ الْحُسَيْنِ، وَ حَديثُ الْحُسَيْنِ حَديثُ الْحَسَنِ، وَ حَديثُ الْحَسَنِ حَديثُ أميرِالْمُؤْمِنينَ، وَ حَديثُ أميرَالْمُؤْمِنينَ حَديثُ رَسُولِ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم)، وَ حَديثُ رَسُولِ اللهِ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ.» (1)
حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) فرمود: سخن و حديث من همانند سخن پدرم مى باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نيز مانند سخن حسين و نيز سخن او با سخن حسن يكى است و سخن حسن همانند سخن اميرالمؤمنين علىّ و كلام او از كلام رسول خدا مى باشد، كه سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود.
2- قالَ(عليه السلام): «مَنْ حَفِظَ مِنْ شيعَتِنا أرْبَعينَ حَديثاً بَعَثَهُ اللهُ يَوْمَ الْقيامَهِ عالِماً فَقيهاً وَلَمْ يُعَذِّبْهُ.» (2)
فرمود: هركس از شيعيان ما چهل حديث را حفظ كند ـ و به آن ها عمل نمايد ـ، خداوند او را دانشمندى فقيه در قيامت محشور مى گرداند و عذاب نمى شود.
3- قالَ (عليه السلام): «قَضاءُ حاجَهِ الْمُؤْمِنِ أفْضَلُ مِنْ ألْفِ حَجَّه مُتَقَبَّله بِمَناسِكِها، وَ عِتْقِ ألْفِ رَقَبَه لِوَجْهِ اللهِ، وَ حِمْلانِ ألْفِ فَرَس فى سَبيلِ اللهِ بِسَرْجِها وَ لَحْمِها.» (3)
فرمود: برآوردن حوائج و نيازمندى هاى مؤمن از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است.
4- قالَ (عليه السلام): «أَوَّلُ ما يُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاهُ، فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَيْهِ سائِرُ عَمَلِهِ.» (4)
فرمود: اوّلين محاسبه انسان در پيشگاه خداوند پيرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقيه عبادات و اعمالش نيز پذيرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.
5- قالَ (عليه السلام): «إذا فَشَتْ أرْبَعَهٌ ظَهَرَتْ أرْبَعَهٌ: إذا فَشا الزِّنا كَثُرَتِ الزَّلازِلُ، وَ إذا اُمْسِكَتِ الزَّكاهُ هَلَكَتِ الْماشِيَهُ، وَ إذا جارَ الْحُكّامُ فِى الْقَضاءِ اُمْسِكَ الْمَطَرُ مِنَ السَّماءِ، وَ إذا ظَفَرَتِ الذِّمَهُ نُصِرُ الْمُشْرِكُونَ عَلَى الْمُسْلِمينَ.» (5)
فرمود: هنگامى كه چهار چيز در جامعه شايع و رايج گردد چهار نوع بلا و گرفتارى پديد آيد: چنانچه زنا رايج گردد زلزله ـ و مرگ ناگهانى ـ فراوان شود. چنانچه زكات و خمسِ اموال پرداخت نشود حيوانات نابود شود. اگر حاكمان جامعه و قُضات ستم و بى عدالتى نمايند باران ـ رحمت خداوند ـ نمى بارد. و اگر اهل ذمّه تقويت شوند مشركين بر مسلمين پيروز آيند.
6- قالَ (عليه السلام): «مَنْ عابَ أخاهُ بِعَيْب فَهُوَ مِنْ أهْلِ النّارِ.» (6)
فرمود: هركس برادر ـ ايمانى خود را برچسبى بزند و او ـ را متّهم كند از اهل آتش خواهد بود.
7- قالَ (عليه السلام): «الصَّمْتُ كَنْزٌ وافِرٌ، وَ زَيْنُ الْحِلْمِ، وَ سَتْرُالْجاهِلِ.» (7)
فرمود: سكوت همانند گنجى پربهاء، زينت بخش حلم و بردبارى است; و نيز سكوت، سرپوشى بر آبروى شخص نادان و جاهل مى باشد.
8- قالَ (عليه السلام): «اِصْحَبْ مَنْ تَتَزَيَّنُ بِهِ، وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَتَزَّيَنُ لَكَ.» (8)
فرمود: با كسى دوستى و رفت و آمد كن كه موجب عزّت و سربلندى تو باشد، و با كسى كه مى خواهد از تو بهره ببرد و خودنمائى مى كند همدم مباش.
9- قالَ (عليه السلام): «كَمالُ الْمُؤْمِنِ فى ثَلاثِ خِصال: الْفِقْهُ فى دينِهِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَهِ، وَالتَّقْديرُ فِى الْمَعيشَهِ.» (9)
فرمود: شخصيّت و كمال مؤمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احكام دين، صبر در مقابل شدايد و ناملايمات، زندگى او همراه با حساب و كتاب و برنامه ريزى دقيق باشد.
10- قالَ (عليه السلام): «عَلَيْكُمْ بِإتْيانِ الْمَساجِدِ، فَإنَّها بُيُوتُ اللهِ فِى الاْءرْضِ، و مَنْ أتاها مُتَطَهّراً طَهَّرَهُ اللهُ مِنْ ذُنُوبِهِ، وَ كُتِبَ مِنْ زُوّارِهِ.» (10)
فرمود: بر شما باد به دخول در مساجد، چون كه آن ها خانه خداوند بر روى زمين است; و هر كسى كه با طهارت وارد آن شود خداوند متعال او را از گناهان تطهير مى نمايد و در زمره زيارت كنندگانش محسوب مى شوند.
11- قالَ (عليه السلام): «مَن قالَ بَعْدَ صَلوهِ الصُّبْحِ قَبْلَ أنْ يَتَكَلَّمَ: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، وَ لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ إلاّ بِاللهِ الْعَلىّ الْعَظيمِ» يُعيدُها سَبْعَ مَرّات، دَفَعَ اللهُ عَنْهُ سَبْعينَ نَوْعاً مِنْ أنْواعِ الْبَلاءِ، أهْوَنُهَاالْجُذامُ وَالْبَرَصُ.» (11)
فرمود: هر كسى بعد از نماز صبح پيش از آن كه سخنى مطرح كند، هفت مرتبه بگويد:
«بسم الله الرّحمن الرّحيم، لا حول و لا قوّه إلاّ بالله العليّ العظيم» خداوند متعال هفتاد نوع بلا از او دور گرداند كه ساده ترين آن ها مرض پيسى و جذام باشد.
12- قالَ (عليه السلام): «مَنْ تَوَضَّأَ وَ تَمَنْدَلَ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَهٌ، وَ مَنْ تَوَضَّأَ وَلَمْ يَتَمَنْدَلْ حَتّى يَجُفَّ وُضُوئُهُ، كُتِبَ لَهُ ثَلاثُونَ حَسَنَهً.» (12)
فرمود: هركس وضو بگيرد و با حوله خشك نمايد يك حسنه دارد و چنانچه خشك نكند سى حسنه خواهد داشت.
13- قالَ (عليه السلام): «لاَفْطارُكَ فى مَنْزِلِ أخيكَ أفْضَلُ مِنْ صِيامِكَ سَبْعينَ ضِعْفاً.» (13)
فرمود: اگر افطارى روزه ات را در منزل برادر - مؤمنت - ، انجام بدهى ثوابش هفتاد برابر اصل روزه است.
14- قالَ (عليه السلام): «إذا أفْطَرَ الرَّجُلُ عَلَى الْماءِ الْفاتِرِ نَقى كَبِدُهُ، وَ غَسَلَ الذُّنُوبَ مِنَ الْقَلْبِ، وَ قَوىَّ الْبَصَرَ وَالْحَدَقَ.» (14)
فرمود: چنانچه انسان روزه خود را با آب جوش افطار نمايد كبدش پاك و سالم باقى مى ماند، و قلبش از كدورت ها تميز و نور چشمش قوى و روشن مى گردد.
15- قالَ (عليه السلام): «مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ فِى الْمُصْحَفِ مُتِّعَ بِبَصَرِهِ، وَ خُنِّفَ عَلى والِدَيْهِ وَ إنْ كانا كافِرَيْنِ.» (15)
فرمود: هر كه قرآن شريف را از روى آن قرائت نمايد بر روشنائى چشمش افزوده گردد; و نيز گناهان پدر و مادرش سبك شود گرچه كافر باشند.
16- قالَ (عليه السلام): «مَنْ قَرَءَ (قُلْ هُوَاللهُ أحَدٌ) مَرَّهً واحِدَهً فَكَأنَّما قَرَءَ ثُلْثَ الْقُرآنِ وَ ثُلْثَ التُّوراهِ وَ ثُلْثَ الاْنْجيلِ وَ ثُلْثَ الزَّبُورِ.» (16)
فرمود: هر كه يك مرتبه سوره توحيد را تلاوت نمايد، همانند كسى است كه يك سوّم قرآن و تورات و انجيل و زبور را خوانده باشد.
17- قالَ (عليه السلام): «إنَّ لِكُلِّ ثَمَرَه سَمّاً، فَإذا أتَيْتُمْ بِها فأمسُّوهَاالْماء، وَاغْمِسُوها فِى الْماءِ.» (17)
فرمود: هر نوع ميوه و ثمره اى، مسموم و آغشته به ميكرب ها است; هر گاه خواستيد از آن ها استفاده كنيد با آب بشوئيد.
18- قالَ (عليه السلام): «عَلَيْكُمْ بِالشَّلْجَمِ، فَكُلُوهُ وَأديمُوا أكْلَهُ، وَاكْتُمُوهُ إلاّ عَنْ أهْلِهِ، فَما مِنْ أحَد إلاّ وَ بِهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذامِ، فَأذيبُوهُ بِأكْلِهِ.» (18)
فرمود: شلغم را اهميّت دهيد و مرتّب آن را ميل نمائيد و آن را به مخالفين معرّفى نكنيد، شلغم رگ جذام را قطع و نابود مى سازد.
19- قالَ (عليه السلام): «يُسْتَجابُ الدُّعاءُ فى أرْبَعَهِ مَواطِنَ: فِى الْوِتْرِ، وَ بَعْدَ الْفَجْرِ، وَ بَعْدَالظُّهْرِ، وَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ.» (19)
فرمود: در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد: هنگام نماز وِتر، بعد از نماز صبح، بعد از نماز ظهر، بعد از نماز مغرب.
20- قالَ (عليه السلام): «مَنْ دَعا لِعَشْرَه مِنْ إخْوانِهِ الْمَوْتى لَيْلَهَ الْجُمُعَهِ أوْجَبَ اللهُ لَهُ الْجَنَّهَ.» (20)
فرمود: هركس كه در شب جمعه براى ده نفر از دوستان مؤمن خود كه از دنيا رفته اند دعا و طلب مغفرت نمايد، از اهل بهشت قرار خواهد گرفت.
21- قالَ (عليه السلام): «مِشْطُ الرَّأسِ يَذْهَبُ بِالْوَباءِ، وَ مِشْطُاللِّحْيَهِ يُشَدِّدُ الاْضْراسَ.» (21)
فرمود: شانه كردن موى سر موجب نابودى وَبا ـ و مانع ريزش مو ـ مى گردد، و شانه كردن ريش و محاسن ريشه دندان ها را محكم مى نمايد.
22- قالَ (عليه السلام): «أيُّما مُؤْمِن سَئَلَ أخاهُ الْمُؤْمِنَ حاجَهً وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلى قَضائِها فَرَدَّهُ عَنْها، سَلَّطَ اللهُ عَلَيْهِ شُجاعاً فى قَبْرِهِ، يَنْهَشُ مِنْ أصابِعِهِ.» (22)
فرمود: چنانچه مؤمنى از برادر ايمانيش حاجتى را طلب كند و او بتواند خواسته اش را برآورد و انجام ندهد، خداوند در قبرش يك افعى بر او مسلّط گرداند كه هر لحظه او را آزار رساند.
23- قالَ (عليه السلام): «وَلَدٌ واحِدٌ يَقْدِمُهُ الرَّجُلُ، أفْضَلُ مِنْ سَبْعينَ يَبْقُونَ بَعْدَهُ، شاكينَ فِى السِّلاحِ مَعَ الْقائِمِ (عَجَّلَ اللهُ تَعالى فَرَجَهُ الشَّريف).» (23)
فرمود: اگر انسانى يكى از فرزندانش را پيش از خود ـ به عالم آخرت ـ بفرستد بهتر از آن است كه چندين فرزند به جاى گذارد و در ركاب امام زمان (عليه السلام) با دشمن مبارزه كنند.
24- قالَ (عليه السلام): «إذا بَلَغَكَ عَنْ أخيكَ شَيْىءٌ فَقالَ لَمْ أقُلْهُ فَاقْبَلْ مِنْهُ، فَإنَّ ذلِكَ تَوْبَهٌ لَهُ. وَ قالَ (عليه السلام): إذا بَلَغَكَ عَنْ أخيكَ شَيْىءٌ وَ شَهِدَ أرْبَعُونَ أنَّهُمْ سَمِعُوهُ مِنْهُ فَقالَ: لَمْ أقُلْهُ، فَاقْبَلْ مِنْهُ.» (24)
فرمود: چنانچه شنيدى كه برادرت ـ يا دوستت ـ چيزى بر عليه تو گفته است و او تكذيب كرد قبول كن. همچنين فرمود: اگر چيزى را از برادرت بر عليه خودت شنيدى و نيز چهل نفر شهادت دادند، ولى او تكذيب كرد و گفت: من نگفته ام، حرف او را بپذير.
25- قالَ (عليه السلام): «لا يَكْمُلُ إيمانُ الْعَبْدِ حَتّى تَكُونَ فيهِ أرْبَعُ خِصال: يَحْسُنُ خُلْقُهُ، وَ سَيْتَخِفُّ نَفْسَهُ، وَ يُمْسِكُ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ، وَ يُخْرِجَ الْفَضْلَ مِنْ مالِهِ.» (25)
فرمود: ايمان انسان كامل نمى گردد مگر آن كه چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نيكو باشد، نفس خود را سبك شمارد، كنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش ـ حقّ اللّه و حقّ النّاس ـ را بپردازد.
26- قالَ (عليه السلام): «داوُوا مَرْضاكُمْ بِالصَّدَقَهِ، وَ ادْفَعُوا أبْوابَ الْبَلايا بِالاْسْتِغْفارِ.» (26)
فرمود: مريضان خود را به وسيله پرداخت صدقه مداوا و معالجه نمائيد، و بلاها و مشكلات را با استغفار و توبه دفع كنيد.
27- قالَ (عليه السلام): «إنَّ اللهَ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلَواتِ الْخَمْسِ فى أفْضَلِ السّاعاتِ، فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعاءِ فى إدْبارِ الصَّلَواتِ.» (27)
فرمود: خداوند متعال پنج نماز در بهترين اوقات را بر شما واجب گرداند، پس سعى كنيد حوايج و خواسته هاى خود را پس از هر نماز با خداوند مطرح و درخواست كنيد.
28- قالَ (عليه السلام): «كُلُوا ما يَقَعُ مِنَ الْمائِدَهِ فِى الْحَضَرِ، فَإنَّ فيهِ شِفاءٌ مِنْ كُلِّ داء، وَلا تَأكُلُوا مايَقَعُ مِنْها فِى الصَّحارى.» (28)
فرمود: هنگام خوردن غذا در منزل، آنچه كه اطراف سفره و ظرف مى ريزد جمع كنيد و ميل نمائيد كه در آن ها شفاى دردهاى درونى است، ولى چنانچه در بيابان سفره انداختيد; اضافه هاى آن را رها كنيد ـ براى جانوران ـ .
29- قالَ (عليه السلام): «أرْبَعَهٌ مِنْ أخْلاقِ الاْنْبياءِ: الْبِرُّ، وَ السَّخاءُ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَهِ، وَ الْقِيامُ بِحَقِّ الْمُؤمِنِ.» (29)
فرمود: چهار چيز از اخلاق پسنديده پيغمبران الهى است: نيكى، سخاوت، صبر و شكيبائى در مصائب و مشكلات، اجراء حقّ و عدالت بين مؤمنين.
30- قالَ (عليه السلام): «إمْتَحِنُوا شيعتَنا عِنْدَ ثَلاث: عِنْدَ مَواقيتِ الصَّلاهِ كَيْفَ مُحافَظَتُهُمْ عَلَيْها، وَ عِنْدَ أسْرارِهِمْ كَيْفَ حِفْظُهُمْ لَها عِنْدَ عَدُوِّنا، وَ إلى أمْوالِهِمْ كَيْفَ مُواساتُهُمْ لاِخْوانِهِمْ فيها.» (30)
فرمود: شيعيان و دوستان ما را در سه مورد آزمايش نمائيد:
1 ـ مواقع نماز، چگونه رعايت آن را مى نمايند.
2 ـ اسرار يكديگر را چگونه فاش و يا نگهدارى مى كنند.
3 ـ نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به ديگران رسيدگى مى كنند و حقوق خود را مى پردازند.
31- قالَ (عليه السلام): «مَنْ مَلَكَ نَفْسَهُ إذا رَغِبَ، وَ إذا رَهِبَ، وَ إذَااشْتَهى، وإذا غَضِبَ وَ إذا رَضِىَ، حَرَّمَ اللهُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ.» (31)
فرمود: هر كه در چهار موقع، مالك نفس خود باشد: هنگام رفاه و توسعه زندگى، هنگام سختى و تنگ دستى، هنگام اشتهاء و آرزو و هنگام خشم و غضب; خداوند متعال بر جسم او، آتش را حرام مى گرداند.
32- قالَ (عليه السلام): «إنَّ النَّهارَ إذا جاءَ قالَ: يَابْنَ آدَم، أعْجِلْ فى يَوْمِكَ هذا خَيْراً، أشْهَدُ لَكَ بِهِ عِنْدَ رَبِّكَ يَوْمَ الْقيامَهِ، فَإنّى لَمْ آتِكَ فيما مَضى وَلاآتيكَ فيما بَقِىَ، فَإذا جاءَاللَّيْلُ قالَ مِثْلُ ذلِكَ.» (32)
فرمود: هنگامى كه روز فرا رسد گويد: تا مى توانى در اين روز از كارهاى خير انجام بده كه من در قيامت در پيشگاه خداوند شهادت مى دهم و بدان كه من قبلا در اختيار تو نبودم و در آينده نيز پيش تو باقى نخواهم ماند، همچنين هنگامى كه شب فرارسد چنين زبان حالى را خواهد داشت.
33- قالَ (عليه السلام): «يَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ أنْ يَكُونَ فيهِ ثَمان خِصال: وَقُورٌ عِنْدَ الْهَزاهِزِ، صَبُورٌ عِنْدَ الْبَلاءِ، شَكُورٌ عِنْدَ الرَّخاءِ، قانِعٌ بِما رَزَقَهُ اللّهُ، لا يَظْلِمُ الاْعْداءَ، وَ لا يَتَحامَلُ لِلاْصْدِقاءِ، بَدَنُهُ مِنْهُ فى تَعِبٌ، وَ النّاسُ مِنْهُ فى راحَه.» (33)
فرمود: سزاوار است كه هر شخص مؤمن در بردارنده هشت خصلت باشد:
هنگام فتنه ها و آشوب ها باوقار و آرام، هنگام بلاها و آزمايش ها بردبار و صبور، هنگام رفاه و آسايش شكرگزار، به آنچه خداوند روزيش گردانده قانع باشد. دشمنان و مخالفان را مورد ظلم و اذيّت قرار ندهد، بر دوستان برنامه اى را تحميل ننمايد، جسمش خسته; ولى ديگران از او راحت و از هر جهت در آسايش باشند
34- قالَ (عليه السلام): «من ماتَ يَوْمَ الْجُمُعَهِ عارِفاً بِحَقِّنا عُتِقَ مِنَ النّارِ وَ كُتِبَ لَهُ بَرائَهٌ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ.» (34)
فرمود: هركس كه در روز جمعه فوت نمايد و از دنيا برود; و عارف به حقّ ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) ـ باشد، از آتش سوزان دوزخ آزاد مى گردد; و نيز از عذاب شب اوّل قبر در امان خواهد بود.
35- قالَ (عليه السلام): «إنَّ الرَّجُلَ يَذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَحْرُمُ صَلاهَ اللَّيْلِ، إنَّ الْعَمَلَ السَّيِّىءَ أسْرَعُ فى صاحِبِهِ مِنَ السِّكينِ فِى اللَّحْمِ.» (35)
فرمود: چه بسا شخصى به وسيله انجام گناهى از نماز شب محروم گردد، همانا تأثير گناه در ـ روان ـ انسان سريع تر از تأثير چاقو در گوشت است.
36- قالَ (عليه السلام): «لا تَتَخَلَّلُوا بِعُودِالرَّيْحانِ وَ لا بِقَضيْبِ الرُّمانِ، فَإنَّهُما يُهَيِّجانِ عِرْقَ الْجُذامِ.» (36)
فرمود: به وسيله چوب ريحان و چوب انار، دندان هاى خود را خلال نكنيد، زيرا كه تحريك كننده عوامل مرض جذام و پيسى مى باشد.
37- قالَ (عليه السلام): «تَقْليمُ الأظْفارِ يَوْمَ الْجُمُعَهِ يُؤمِنُ مِنَ الْجُذامِ وَ الْبَرَصِ وَ الْعَمى، وَ إنْ لَمْ تَحْتَجْ فَحَكِّها حَكّاً. وَ قالَ (عليه السلام): أخْذُ الشّارِبِ مِنَ الْجُمُعَهِ إلَى الْجُمُعَهِ أمانٌ مِنَ الْجُذامِ.» (37)
فرمود: كوتاه كردن ناخن ها در روز جمعه موجب سلامتى از جذام و پيسى و ضعف بينائى چشم خواهد شد و اگر امكان كوتاه كردن آن نباشد سر آن ها را بتراش. و نيز فرمود: كوتاه كردن سبيل در هر جمعه سبب ايمنى از مرض جذام مى شود.
38- قالَ (عليه السلام): «إذا أوَيْتَ إلى فِراشِكَ فَانْظُرْ ماسَلَكْتَ فى بَطْنِكَ، وَ ما كَسَبْتَ فى يَوْمِكَ، وَ اذْكُرْ أنَّكَ مَيِّتٌ، وَ أنَّ لَكَ مَعاداً.» (38)
فرمود: در آن هنگامى كه وارد رختخواب خود مى شوى، با خود بينديش كه در آن روز چه نوع خوراكى ها و آشاميدنى ها از چه راهى به دست آورده اى و ميل نموده اى. و در آن روز چه چيزهائى را چگونه و از چه راهى كسب و تحصيل كرده اى; و در هر حال متوجّه باش كه مرگ تو را مى ربايد; و سپس در صحراى محشر ـ جهت بررسى گفتار و كردارت ـ حاضر خواهى شد.
39- قالَ (عليه السلام): «إنَّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إثْنَيْ عَشَرَ ألْفَ عالَم، كُلُّ عالَم مِنْهُمْ أكْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَموات وَ سَبْعِ أرَضينَ، ما يُرى عالَمٌ مِنْهُمْ أنّ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عالَماً غَيْرُهُمْ وَ أنَاالْحُجَّهُ عَلَيْهِمْ.» (39)
فرمود: همانا خداوند متعال، دوازده هزار جهان آفريده است كه هر يك از آن ها نسبت به آسمان ها و زمين هاى هفت گانه بزرگ تر مى باشد; و من ـ و ديگر ائمّه دوازده گانه ـ از طرف خداوند بر همه آن ها حجّت و راهنما هستيم.
40- قالَ (عليه السلام): «حَديثٌ فى حَلال وَ حَرام تَأخُذُهُ مِنْ صادِق خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيا وَ ما فيها مِنْ ذَهَب وَفِضَّه.» (40)
فرمود: سخنى را درباره مسائل حلال و حرام و احكام دين خدا، از راست گوى مؤمنى دريافت كنى; بهتر و ارزشمندتر است از تمام دنيا و ثروت هاى آن.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1 - جامع الاحاديث الشيعه: ج 1 ص 127 ح 102، بحارالأنوار: ج 2، ص 178، ح 28.
2 - أمالى الصدوق: ص 253.
3 - أمالى الصدوق: ص 197.
4 - وسائل الشيعه: ج 4 ص 34 ح 4442.
5 - وسائل الشيعه: ج 8 ص 13.
6 - اختصاص: ص 240، بحارالأنوار: ج 75، ص 260، ح 58.
7 - مستدرك الوسائل: ج 9 ص 16 ح 4.
8 - وسائل الشيعه: ج 11 ص 412.
9 - أمالى طوسى: ج 2 ص 279.
10 - وسائل الشيعه: ج 1 ص 380 ح 2.
11 - امالى طوسى: ج 2 ص 343.
12 - وسائل الشيعه: ج 1 ص 474 ح 5.
13 - من لايَحضره الفقيه: ج 2 ص 51 ح 13.
14 - وسائل الشيعه: ج 10 ص 157 ح 3.
15 - وسائل الشيعه: ج 6 ص 204 ح 1.
16 - وسائل الشيعه: ج 6 ص 225 ح 10.
17 - وسائل الشيعه: ج 25 ص 147 ح 2.
18 - وسائل الشيعه: ج 25 ص 208 ح 4.
19 - جامع احاديث الشيعه: ج 5 ص 358 ح 12.
20 - جامع احاديث الشيعه: ج 6 ص 178 ح 78.
21 - وسائل الشيعه: ج 2 ص 124 ح 1.
22 - أمالى طوسى: ج 2، ص 278، س 9، وسائل الشيعه: ج 16، ص 360، ح 10.
23 -
24 - مصادقه الاخوان: ص 82.
25 - امالي طوسى: ج 1 ص 125.
26 - مستدرك الوسائل: ج 7 ص 163 ح 1.
27 - مستدرك الوسائل: ج 6 ص 431 ح 6.
28 - مستدرك الوسائل: ج 16 ص 288 ح 1.
29 - أعيان الشّيعه: ج 1، ص 672، بحارالأنوار: ج 78، ص 260، ذيل ح 108 .
30 - وسائل الشيعه: ج 4 ص 112.
31 - وسائل الشيعه: ج 15 ص 162 ح 8.
32 - وسائل الشيعه: ج 16 ص 93 ح 2.
33 - اصول كافى: ج 2، ص 47، ح 1، ص 230، ح 2، و نزهه النّاظر حلوانى: ص 120، ح 70.
34 - مستدرك الوسائل: ج 6 ص 66 ح 22.
35 - اصول كافى: ج 2 ص 272.
36 - أمالى صدوق: ص 321، بحارالأنوار: ج 66، ص 437، ح 3 .
37 - وسائل الشيعه: ج 7 ص 363 و 356.
38 - دعوات راوندى ص 123، ح 302، بحارالأنوار: ج 71، ص 267، ح 17.
39 - خصال: ص 639، ح 14، بحارالأنوار: ج 27، ص 41، ح 1.
40 - الإمام الصّادق (عليه السلام): ص 143.

 

 

حضرت امام كاظم (عليه السلام)

1- قالَ الإمام موسى بن جعفر الكاظم (عليه السلام) : «وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى أرْبَع: أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ، وَالثّانِيَهُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِكَ، وَالثّالِثَهُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْكَ، وَالرّبِعَهُ أنْ تَعْرِفَ ما يُخْرِجُكَ عَنْ دينِكَ.» (1)
حضرت امام موسي كاظم (عليه السلام) فرمود: تمام علم مردم را در چهار مورد شناسائى كرده ام: اوّلين آن ها اين كه پروردگار و آفريدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پيدا كنى. دوّم، اين كه بفهمى كه از براى وجود تو و نيز براى بقاء حيات تو چه كارها و تلاش هائى صورت گرفته است. سوّم، بدانى كه براى چه آفريده شده اى و منظور چه بوده است. چهارم، معرفت پيدا كنى به آن چيزهائى كه سبب مى شود از دين و اعتقادات خود منحرف شوى (يعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حركت نكنى).
2- قالَ(عليه السلام) : «ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ إِلاّ كانَ كَشْفُ ذلِكَ الْبَلاءِ وَشيكاً، وَ ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُمْسِكُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ كانَ ذلِكَ الْبَلاءُ طَويلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعاءِ وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.» (2)
فرمود: نيست بلائى كه بر مؤمن وارد شود مگر آن كه به وسبله دعا سريع بر طرف مى گردد; و چنانچه دعا نكند طولانى خواهد، پس هنگامى مصيتى و بلائى وارد شد، به درگاه خداوند دعا و تضرّع كنيد .
3- قالَ(عليه السلام) : «لَيْسَ مِنْ دَواء إلاّ وَ هُوَ يُهَيِّجُ داءً، وَ لَيْسَ شَيْءٌ فِي الْبَدَنِ أنْفَعَ مِنْ إمْسَاكِ الْيَدِ إلاّ عَمّا يَحْتاجُ إلَيْهِ.» (3)
فرمود: هيچ داروئى نيست مگر آن كه در اثر عوارض جنبى آن دردى ديگر را تهييج و تحريك مى نمايد; و هيچ درمانى بهتر و سود مندتر از امساك و خوددارى نيست مگر در حال نياز و ضرورت.
4- قالَ(عليه السلام): «رَحِمَ اللهُ عَبْداً تَفَقَّهَ، عَرَفَ النّاسَ وَلايَعْرِفُونَهُ.» (4)
فرمود: خداوند متعال رحمت كند بنده اى را كه در مسائل دينى تفقه و تحقيق نمايد (فقيه و عالم باشد) و نسبت به مردم شناخت پيدا كند، گرچه مردم او را نشناسند و قدر و منزلت او را ندانند.
5- قالَ (عليه السلام) : «إنَّ أهْلَ الاْرْضِ مَرْحُومُونَ ما يَخافُونَ، وَ أدُّوا الاْمانَهَ، وَ عَمِلُوا بِالْحَقِّ.» (5)
فرمود: اهل زمين مورد رحمت - و بركت الهى - هستند، مادامى كه خوف و ترس - از گناه و معصيت داشته باشند -، اداى امانت نمايند و حقّ را دريابند و مورد عمل قرار دهند.
6- قالَ (عليه السلام) : «بِئْسَ الْعَبْدُ يَكُونُ ذاوَجْهَيْنِ وَ ذالِسانَيْنِ.» (6)
فرمود: بد شخصى است آن كه داراى دو چهره و دو زبان مى باشد، - كه در پيش رو چيزى گويد و پشت سر چيز ديگر -.
7- قال (عليه السلام) : «مَنِ اسْتَشارَ لَمْ يَعْدِمْ عِنْدَ الصَّوابِ مادِحاً، وَ عِنْدَالْخَطإ عاذِراً.» (7)
فرمود: كسى كه در امور زندگى خود ـ با اهل معرفت ـ مشورت كند، چنانچه درست و صحيح عمل كرده باشد مورد تعريف و تمجيد قرار مى گيرد و اگر خطا و اشتباه كند عذرش پذيرفته است.
8- قالَ (عليه السلام) : «مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ تَمَكَّنَ مِنْهُ عَدُوُّهُ ـ يعني الشّيطان ـ.» (8)
فرمود: هر كسى عقل و تدبيرش را مورد استفاده قرار ندهد، دشمنش - يعنى; شياطين إنسى و جنّى و نيز هواهاى نفسانى - به راحتى او را مى فريبند و منحرف مى شود.
9- قالَ (عليه السلام): «ما قُسِّمَ بَيْنَ الْعِبادِ أفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ أفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ.» (9)
فرمود: چيزى با فضيلت تر و بهتر از عقل، بين بندگان توزيع نشده است، (تا جائى كه) خواب عاقل - هوشمند - افضل و بهتر از شب زنده دارى جاهل بى خرد است.
10- قالَ (عليه السلام) : «لا تَدْخُلُوا الْحَمّامَ عَلَى الرّيقِ، وَ لا تَدْخُلُوهُ حَتّى تُطْعِمُوا شَيْئاً.» (10)
فرمود: بعد از صبحانه، بدون فاصله حمّام نرويد; همچنين سعى شود با معده خالى داخل حمام نرويد، بلكه حتّى الامكان قبل از رفتن به حمّام قدرى غذا بخوريد.
11- قالَ (عليه السلام) : «اِيّاكَ وَ الْمِزاحَ، فَاِنَّهُ يَذْهَبُ بِنُورِ ايمانِكَ، وَ يَسْتَخِفُّ مُرُوَّتَكَ.» (11)
فرمود: بر حذر باش از شوخى و مزاح ـ بى جا ـ چون كه نور ايمان را از بين مى برد و جوانمردى و آبرو را سبك و بى اهميّت مى گرداند.
12- قالَ (عليه السلام) : «اللَّحْمُ يُنْبِتُ اللَّحْمَ، وَالسَّمَكُ يُذيبُ الْجَسَدَ.» (12)
فرمود: خوردن گوشت، موجب روئيدن گوشت در بدن و فربهى آن مى گردد; ولى خوردن ماهى، گوشت بدن را آب و جسم را لاغر مى گرداند.
13- قالَ (عليه السلام) : «مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَكى عَمَلُهُ، وَ مَنْ حَسُنَتْ نيَّتُهُ زيدَ فى رِزْقِهِ، وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِإخْوانِهِ وَ أهْلِهِ مُدَّ فى عُمْرِهِ.» (13)
فرمود: هر كه زبانش صادق باشد اعمالش تزكيه است، هر كه فكر و نيّتش نيك باشد در روزيش توسعه خواهد بود، هر كه به دوستان و آشنايانش نيكى و احسان كند، عمرش طولانى خواهد شد.
14- قالَ (عليه السلام) : «اِذا ماتَ الْمُؤْمِنُ بَكَتْ عَلَيْهِ الْمَلائِكَهُ وَ بُقاعُ الاَْرضِ.» (14)
فرمود: زمانى كه مؤمن بميرد، ملائكه و ممتازترين قسمتهاي زمين براى او گريه مى كنند.
15- قالَ (عليه السلام) : «الْمُؤْمِنُ بِعَرْضِ كُلِّ خَيْر، لَوْ قُطِّعَ أنْمِلَهً أنْمِلَهً كانَ خَيْراً لَهُ، وَ لَوْ وَلّى شَرْقَها وَ غَرْبَها كانَ خَيْراً لَهُ.» (15)
فرمود: مؤمن (هميشه، در همه حالات) در معرض خير و سعادت خواهد بود، چنانچه (در سختى قرار گيرد و) بندهاى بدنش قطعه قطعه گردد برايش خير و خوشبختى است; و اگر هم تمام شرق و غرب دنيا در اختيارش قرار گيرد، نيز برايش خير و سعادت است.
16- قالَ(عليه السلام): «مَنْ اَرادَ أنْ يَكُونَ أقْوىَ النّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ علَى اللّهِ.» (16)
فرمود: هركس بخواهد (در هر جهتى) قوى ترينِ مردم باشد بايد توكّل در همه امور، بر خداوند سبحان نمايد.
17- قالَ (عليه السلام) : «أداءُ الاْمانَهِ وَ الصِّدقُ يَجْلِبانِ الرِّزْقَ، وَ الْخِيانَهُ وَ الْكِذْبُ يَجْلِبانِ الْفَقْرَ وَ النِّفاقَ.» (17)
فرمود: امانت دارى و راست گوئى، هر دو موجب توسعه روزى مى شوند; وليكن خيانت در امانت و دروغ گوئى موجب فلاكت و بيچارگى و سبب تيرگى دل مى باشد.
18- قالَ (عليه السلام) : «أبْلِغْ خَيْراً وَ قُلْ خَيْراً وَ لا تَكُنْ إمَّعَه.» (18)
فرمود: نسبت به هم نوع خود خير و نيكى داشته باش، و سخن خوب و مفيد بگو، و خود را تابع بى تفاوت و بى مسئوليّت قرار مده.
19- قالَ (عليه السلام) : «تَفَقَّهُوا فى دينَ اللهِ، فَاِنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصيرَهِ، وَ تَمامُ الْعِبادَهِ، وَ السَّبَبُ اِلَى الْمَنازِلِ الرَفيعَهِ وَ الرُّتَبِ الْجَليلَهِ فِى الدّينِ وَ الدّنيا.» (19)
فرمود: مسائل و احكام اعتقادى و عملى دين را فرا گيريد، چون كه شناخت احكام و معرفت نسبت به دستورات خداوند، كليد بينائى و بينش و انديشه مى باشد و موجب تماميّت كمال عبادات و اعمال مى گردد; و راه به سوى مقامات و منازل بلندمرتبه دنيا و آخرت است.
20- قالَ (عليه السلام) : «فَضْلُ الْفَقيهِ عَلَى العابِدِ كَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْكَواكِبِ، وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فى دينِهِ لَمْ يَرْضَ اللّهُ لَهُ عَمَلاً. وَ قالَ (عليه السلام) : عَظِّمِ العالِمَ لِعِلْمِهِ وَدَعْ مُنازَعَتَهُ، وَ صَغِّرِالْجاهِلَ لِجَهْلِهِ وَلاتَطْرُدْهُ وَلكِنْ قَرِّبْهُ وَ عَلِّمْهُ.» (20)
فرمود: ارزش و فضيلت فقيه بر عابد همانند فضيلت خورشيد بر ستاره ها است; و كسى كه در امور دين فقيه و عارف نباشد، خداوند نسبت به اعمال او راضى نخواهد بود. و نيز فرمود: عالم را به جهت عملش تعظيم و احترام كن و با او منازعه منما، و اعتنائى به جاهل مكن ولى طردش هم نگردان، بلكه او را جذب نما و آنچه نمى داند تعليمش بده.
21- قالَ (عليه السلام) : «دَخَلْتُ إلَيْهِ، فَقالَ: لا تَسْتَغْني شيعَتُنا عَنْ أرْبَع: خُمْرَه يُصَلِّي عَلَيْها، وَ خاتَم يَتَخَتَّمُ بِهِ، وَ سِواك يَسْتاكُ بِهِ، وَ سُبْحَه مِنْ طينِ قَبْرِ أبي عَبْدِ اللّهِ ع فيها ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّهً، مَتى قَلَّبَهَا ذاكِراً لِلّهِ كُتِبَ لَهُ بِكُلِّ حَبَّه أرْبَعُونَ حَسَنَهً، وَ إذا قَلَّبَها ساهِياً يَعْبَثُ بِها كُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَهً.» (21)
فرمود: شيعيان و دوستان ما (در هر حال و در هر كجاكه باشند) از چهار چيز نبايد بى نياز باشند: جانمازى كه بر آن نماز بخوانند، انگشترى كه در دست نمايند، مسواكى كه دندانهاى خود را به وسيله آن مسواك كنند; و تسبيحى از تُربت امام حسين (عليه السلام) كه داراى 34 دانه باشد و به وسيله آن ذِكر گويد، كه خداوند متعال در مقابل هر دانه آن چهل حَسَنِه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد; و چنانچه آن را دست گيرد بدون آن كه ذِكرى و دعائى بخواند 20 حسنه به او داده مى شود.
22- قالَ (عليه السلام) : «صَلوهُ النّوافِلِ قُرْبانٌ اِلَى اللهِ لِكُلِّ مُؤمِن.» (22)
فرمود: انجام نمازهاى مستحبّى، هر مؤمنى را به خداوند متعال نزديك مى نمايد.
23- قالَ (عليه السلام) : «مَثَلُ الدّنيا مَثَلُ الْحَيَّهِ، مَسُّها لَيِّنٌ وَ فى جَوْفِهَا السَّمُّ الْقاتِلِ، يَحْذَرُهَاالرِّجالُ ذَوِى الْعُقُولِ وَ يَهْوى اِلَيْهَاالصِّبْيانُ بِأيْديهِمْ.» (23)
فرمود: مَثَل دنيا همانند مار است كه پوست ظاهر آن نرم و لطيف و خوشرنگ، ولى در درون آن سمّ كشنده اى است كه مردان عاقل و هشيار از آن گريزانند و بچّه صفتان و بولهوسان به آن عشق مىورزند.
24- قالَ (عليه السلام) : «مَثَلُ الدُّنيا مَثَلُ ماءِالْبَحْرِ كُلَّما شَرِبَ مِنْهُ الْعطْشانُ اِزْدادَ عَطَشاً حَتّى يَقْتُلُهُ.» (24)
فرمود: مَثَل دنيا (و اموال و زيورآلات و تجمّلات آن) همانند آب دريا است كه انسانِ تشنه، هر چه از آن بياشامد بيشتر تشنه مى شود و آنقدر ميل مى كند تا هلاك شود.
25- قالَ (عليه السلام) : «لَيْسَ الْقَبْلَهُ عَلَى الْفَمِ اِلاّ لِلزَّوْجَهِ وَ الْوَلَدِ الصَّغيرِ.» (25)
فرمود: بوسيدن لب ها و دهان ـ براى يكديگر در هر حالتى ـ صحيح نيست مگر براى همسر و يا فرزند كوچك.
26- قالَ (عليه السلام) : «مَنْ نَظَرَ بِرَأيْهِ هَلَكَ، وَ مَنْ تَرَكَ أهْلَ بَيْتِ نَبيِّهِ ضَلَّ، وَ مَنْ تَرَكَ كِتابَ اللهِ وَ قَوْلَ نَبيِّهِ كَفَرَ.» (26)
فرمود: هركس به رأى و سليقه خود اهميّت دهد و در مسائل دين به آن عمل كند هلاك مى شود، و هركس اهل بيت پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم را رها كند گمراه مى گردد، و هركس قرآن و سنّت رسول خدا را ترك كند كافر مى باشد.
27- قالَ (عليه السلام) : «إنَّ اللهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوّامَ، إنَّ اللهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفارِغَ.» (27)
فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن بنده اى را كه زياد بخوابد، و دشمن دارد آن بنده اى را كه بيكار باشد.
28- قالَ (عليه السلام) : «التَّواضُعُ: أنْ تُعْطِيَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.» (28)
فرمود: تواضع و فروتنى آن است كه آن چه دوست دارى، ديگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره ديگران انجام دهى.
29- قالَ (عليه السلام) : «يُسْتَحَبُّ غَرامَهُ الْغُلامِ فى صِغَرِهِ لِيَكُونَ حَليماً فى كِبَرِهِ وَ يَنْبَغى لِلرَّجُلِ أنْ يُوَسِّعَ عَلى عَيالِهِ لِئَلاّ يَتَمَنَّوْا مَوْتَهَ.» (29)
فرمود: بهتر است پسر را در دوران كودكى به كارهاى مختلف و سخت، وادار نمائى تا در بزرگى حليم و بردبار باشد; و بهتر است مرد نسبت به اهل منزل خود دست و دل باز باشد و در حدّ توان رفع نياز كند تا آرزوى مرگش را ننمايند.
30- قالَ (عليه السلام) : «لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَوْم، فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً إسْتَزادَ اللهَ، وَ إنْ عَمِلَ سَيِّئاً إسْتَغْفَرَاللهَ وَ تابَ اِلَيْهِ.» (30)
فرمود: از شيعيان و دوستان ما نيست، كسى كه هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، كه اگر چنانچه اعمال و نيّاتش خوب بوده، سعى كند بر آن ها بيفزايد و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و جبران نمايد.
31- قالَ (عليه السلام) : «ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن، فَيُلْهِمُهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الدُّعاءَ، إلاّ كانَ كَشْفُ ذلِكَ الْبَلاءِ وَشيكاً، وَ ما مِنْ بَلاء يَنْزِلُ عَلى عَبْد مُؤْمِن فَيُمْسِكُ عَنِ الدُّعاءِ إلاّ كانَ ذلِكَ الْبَلاءُ طَويلاً، فَإذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعاءِ، وَ التَّضَرُّعِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.» (31)
فرمود: بلائ و گرفتارى بر مؤمنى وارد نمى شود مگر آن كه خداوند جلّ و على بر او الهام مى فرستد كه به درگاه بارى تعالى دعا نمايد; و آن بلا سريع بر طرف خواهد شد. و چنانچه از دعا خود دارى نمايد، آن بلا و گرفتارى طولانى گردد. پس هر گاه فتنه و بلائى بر شما وارد شود، به درگاه خداوند مهربان دعا و زارى نمائيد.
32- قالَ (عليه السلام) : «ما فِى الْميزانِ شَيْيءٌ أثْقَلُ مِنَ الصَّلاهِ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمّد.» (32)
فرمود: در ميزان الهى نيست عمل و چيزى، سنگين تر از ذكر صلوات بر محمّد و اهل بيتش (صلوات الله عليهم اجمعين).
33- قالَ (عليه السلام) : «قَليلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقْبُونٌ مُضاعَفٌ وَ كَثيرُالْعَمَلِ مِنْ أهْلِ الْهَوى وَالْجَهْلِ مَرْدُودٌ.» (33)
فرمود: اعمال شخص عاقل مقبول است و چند برابر أجر خواهد داشت گرچه قليل باشد، ولى شخص نادان و هوسران گرچه زيادكار و خدمت و عبادت كند پذيرفته نخواهد بود.
34- قالَ (عليه السلام) : «وَشَعْرُ الْجَسَدِ إذا طالَ قَطَعَ ماءَ الصُّلْبِ، وَأرْخىَ الْمَفاصِلَ، وَ وَرِثَ الضَّعْفَ وَالسِلَّ، وَ إنَّ النُّورَهَ تَزيدُ فِى ماءِالصُّلْبِ، وَ تُقَّوِى الْبَدَنَ، وَتَزيدُ فى شَخْمِ الْكُلْيَتَيْنِ، وَ تَسْمِنُ الْبَدَنَ.» (34)
فرمود: موهاى بدن ـ زير بغل و اطراف عورت ـ چنانچه بلند شود سبب قطع و كمبود آب كمر، سستى مفاصل استخوان و ضعف سينه و گلو خواهد شد، استعمال نوره سبب تقويت تمامى آن ها مى باشد.
35- قالَ (عليه السلام) : «ثَلاثَهٌ يَجْلُونَ الْبَصَرَ: النَّظَرُ إلَى الخُضْرَهِ، وَ النَّظَرُ إلَى الْماءِالْجارى، وَ النَّظَرُ إلَى الْوَجْهِ الْحَسَنِ.» (35)
فرمود: سه چيز بر نورانيّت چشم مى افزايد: نگاه بر سبزه، نگاه بر آب جارى و نگاه به صورت زيبا.
36- قالَ (عليه السلام) : «إنَّ الاْرْضَ لا تَخُلُو مِنْ حُجَّه، وَ أنَا وَ اللهِ ذلِكَ الْحُجَّهُ.» (36)
فرمود: همانا زمين در هيچ موقعيّتى خالى از حجّت خدا نيست و به خدا سوگند كه من خليفه و حجّت خداوند هستم.
37- قالَ (عليه السلام) : «ألْمُؤْمِنُ مِثْلُ كَفَّتَىِ الْميزانِ كُلَّما زيدَ فى ايمانِهِ زيدَ فى بَلائِهِ.» (37)
فرمود: مؤمن همانند دو كفّه ترازو است، كه هر چه ايمانش افزوده شود بلاها و آزمايشاتش بيشتر مى گردد.
38- قالَ (عليه السلام) : «إنَّما أمِرْتُمْ أنْ تَسْئَلُوا، وَ لَيْسَ عَلَيْنَا الْجَوابُ، إنَّما ذلِكَ إلَيْنا.» (38)
فرمود: شماها مأمور شده ايد كه ـ از ما اهل بيت رسول الله ـ سؤال كنيد، وليكن جواب و پاسخ آن ها بر ما واجب نيست بلكه اگر مصلحت بود پاسخ مى دهيم وگرنه ساكت مى باشيم.
39- قالَ (عليه السلام) : «ما ذِئْبانِ ضارِبانِ فى غَنَم قَدْ غابَ عَنْهُ رُعاؤُها، بِأضَرَّ فى دينِ مُسْلِم مِنْ حُبِّ الرِّياسَهِ.» (39)
فرمود: خطر و ضرر علاقه به رياست براى مسلمان بيش از دو گرگ درّنده اى است، به گله گوسفندى كه چوپان ندارند حمله كنند.
40- قالَ (عليه السلام) : «الإيمانُ فَوْقَ الاْسْلامِ بِدَرَجَه، وَالتَّقْوى فَوْقَ الإيمانِ بِدَرَجَه، وَ الْيَقينُ فَوْقَ التَّقْوى بِدَرَجَه، وَ ما قُسِّمَ فِى النّاسِ شَيْيءٌ أقَلُّ مِنَ الْيَقينِ.» (40)
فرمود: ايمان، يك درجه از اسلام بالاتر است; تقوى نيز، يك درجه از ايمان بالاتر; يقين، يك درجه از تقوى بالاتر و برتر مى باشد و درجه اى كمتر از مرحله يقين در بين مردم ثمره بخش نخواهد بود.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1 - كافى: ج 1، ص 50، ح 11، أعيان الشيعه: ج 2، ص 9، نزهه النّاظر: ص 121، ح 1.
2 - اصول كافي: ج 2، ص 471، ح 2. وسائل الشّيعه: ج 7، ص 44، ح 8674.
3 - كافي: ج 8، ص 273، ح 409. وسائل الشّيعه: ج 2، ص 408، ح 2490. بحار: ج 59، ص 68، ح 18.
4 - نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر حلوانى: ص 122، ح 2.
5 - تهذيب الأحكام: ج 6، ص 350، ح 991، وافى: ج 4، ص 433، ح 2273.
6 - تحف العقول: ص 291، بحارالأنوار: ج 1، ص 150، ضمن ح 30.
7 - نزهه الناظر و تنبيه الخاطر: ص 123، ح 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 140، ح 37.
8 - نزهه الناظر و تنبيه الخاطر: ص 124، ح 15.
9 - تحف العقول: ص 213، بحارالأنوار: ج 1، ص 154، ضمن ح 30، و ج 75، ص 312، ضمن ح 1.
10 - وسائل الشّيعه: ج 2، ص 52، ح 1454.
11 - وسائل الشّيعه: ج 12، ص 118، ح 15812.
12 - وسائل الشيعه: ج 25، ص 78، ح 21240.
13- تحف العقول: ص 388، س 17، بحارالأنوار: ج 75، ص 303، ضمن حديث 25.
14 - اصول كافى: ج 1، ص 38، بحارالأنوار: ج 82، ص 177، ح 18.
15 - كتاب التمحيص: ص 55، ح 109، بحار الأنوار: ج 64، ح ص 242، ح 79.
16 - بحارالأنوار: ج 75، ص 327، ضمن ح 4.
17 - تحف العقول: ص 297، بحارالأنوار: ج 75، ص 327، ضمن ح 4.
18 - تحف العقول: ص 304، بحارالأنوار: ج 2، ص 21، ح 62، و ج 75، ص 325، ح 2.
19 - تحف العقول: ص 302، بحارالأنوار: ج 10، ص 247، ح 13.
20 - تحف العقول: ص 303 و ص 209.
21 - تهذيب الأحكام: 6/75، ح 147، بحار الأنوار: 101/132، ح 61.
22 - وسائل الشيعه: ح 4 ص 73، ح 4547.
23 - تحف العقول: ص 292، بحارالأنوار: ج 1، ص 152، ضمن ح 30.
24 - تحف العقول: ص 292، بحارالأنوار: ج 1، ص 152، ضمن ح 30.
25 - تحف العقول: ص 302، بحارالأنوار: ج 10، ص 246، ح 12.
26 - اصول كافى: ج 1 ص 72 ح 10.
27 - وسائل الشّيعه ج 17 ص 58 ح 4.
28 - وسائل الشّيعه: ج 15، ص 273، ح 20497.
29 - وسائل الشّيعه: ج 21، ص 479، ح 27805.
30 - وسائل الشّيعه: ج 16، ص 95، ح 21074.
31 - الكافي: ج 2، ص 471، ح 2، وسائل الشّيعه: ج 7، ص 44،ح 8674.
32 - أصول كافى: ج 2، ص 494، ح 15.
33 - تحف العقول: ص 286، بحارالأنوار: ج 70، ص 111، ح 14.
34 - وسائل الشّيعه: ج 2، ص 65، ح 1499.
35 - وسائل الشّيعه: ج 5، ص 340، ح 3، محاسن برقى: ص 622، ح 69.
36 - كافى ج 1 ص 179 ح 9.
37 - تحف العقول: ص 301، بحارالأنوار: ج 78، ص 320، ضمن ح 3.
38 - مستدرك الوسائل: ج 17، ص 278، ح 35.
39 - وسائل الشّيعه: ج 15، ص 350، ح 1، مستدرك: ج 11، ص 381، ح 1.
40 - وافى: ج 4، ص 145، ح 1، بحارالأنوار: ج 67، ص 136، ح 2.

 

 

حضرت امام رضا (عليه السلام)

1- قال الامام علىّ بن موسى الرّضا (عليه السلام) : «مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ عليه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَ اللهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.» (1)
حضرت امام رضا (عليه السلام) فرمود: هر مؤمنى كه قبر امام حسين عليه السلام را كنار شطّ فرات )در كربلا( زيارت كند همانند كسى است كه خداوند متعال را بر فراز عرش زيارت كرده باشد.
2- كَتَبَ (عليه السلام): أبْلِغْ شيعَتى: «إنَّ زِيارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ألْفَ حَجَّه، فَقُلْتُ لاِبى جَعْفَر (عليه السلام): ألْفُ حَجَّه؟! قالَ: إى وَاللهُ، وَ ألْفُ ألْفِ حَجَّه، لِمَنْ زارَهُ عارِفاً بِحَقِّهِ.» (2)
حضرت به يكى از دوستانش نوشت: به ديگر دوستان و علاقمندان ما بگو: ثواب زيارت ـ قبر ـ من معادل است با يك هزار حجّ.
راوى گويد: به امام جواد (عليه السلام) عرض كردم: هزار حجّ براى ثواب زيارت پدرت مى باشد؟!
فرمود: بلى، هر كه پدرم را با معرفت در حقّش زيارت نمايد، هزار هزار ـ يعنى يك ميليون ـ حجّ ثواب زيارتش مى باشد.
3- قالَ (عليه السلام): «أوَّلُ ما يُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَيْهِ، الصَّلاهُ فَإنْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاهُ صَحَّ ماسِواها، وَ إنْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.» (3)
فرمود: اوّلين عملى كه از انسان مورد محاسبه و بررسى قرار مى گيرد نماز است، چنانچه صحيح و مقبول واقع شود، بقيه اعمال و عبادات نيز قبول مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.
4- قالَ (عليه السلام): «لِلصَّلاهِ أرْبَعَهُ آلاف باب.» (4)
فرمود: نماز داراى چهار هزار در (جزء و شرط) مى باشد.
5- قالَ (عليه السلام): الصَّلاهُ قُرْبانُ كُلِّ تَقىّ.(5)
فرمود: نماز، هر شخص باتقوا و پرهيزكارى را - به خداوند متعال - نزديك كننده است.
6- قالَ (عليه السلام): «يُؤْخَذُ الْغُلامُ بِالصَّلاهِ وَ هُوَ ابْنُ سَبْعِ سِنينَ.» (6)
فرمود: پسران بايد در سنين هفت سالگى به نماز وادار شوند.
7- قالَ (عليه السلام): «فَرَضَ اللهُ عَلَى النِّساءِ فِى الْوُضُوءِ أنْ تَبْدَءَ الْمَرْئَهُ بِباطِنِ ذِراعِها وَ الرَّجُلُ بِظاهِرِ الذِّراعِ.» (7)
فرمود: خداوند در وضو بر زنان لازم دانسته است كه از جلوى آرنج دست، آب بريزند و مردان از پشت آرنج. (اين عمل از نظر فتواى مراجع تقليد مستحبّ مى باشد).
8- قالَ (عليه السلام): «رَحِمَ اللهُ عَبْداً أحْيى أمْرَنا، قيلَ: كَيْفَ يُحْيى أمْرَكُمْ؟ وَ قالَ (عليه السلام) : يَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَيُعَلِّمُها النّاسَ.» (8)
فرمود: رحمت خدا بر كسى باد كه أمر ما را زنده نمايد، سؤال شد: چگونه؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گيرد و به ديگران بياموزد.
9- قالَ (عليه السلام): «لَتَأمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ، اَوْلَيَسْتَعْمِلَنَّ عَلَيْكُمْ شِرارُكُمْ، فَيَدْعُو خِيارُكُمْ فَلا يُسْتَجابُ لَهُمْ.» (9)
فرمود: بايد هر يك از شماها امر به معروف و نهى از منكر نمائيد، وگرنه شرورترين افراد بر شما تسلّط يافته و آنچه كه خوبانِ شما، دعا و نفرين كنند مستجاب نخواهد شد.
10- قالَ (عليه السلام): «مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلى مايُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْيَكْثُرْ مِنْ الصَّلوهِ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، فَإنَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً.» (10)
فرمود: كسى كه توان جبران گناهانش را ندارد، زياد بر حضرت محمّد و اهل بيتش(عليهم السلام)صلوات و درود فرستد، كه همانا گناهانش ـ اگر حقّ الناس نباشد ـ محو و نابود گردد.
11- قالَ (عليه السلام): «الصَّلوهُ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ التَّسْبيحَ وَالتَّهْليلَ وَالتَّكْبيرَ.» (11)
فرمود: فرستادن صلوات و تحيّت بر حضرت محمّد و اهل بيت آن حضرت (عليهم السلام) در پيشگاه خداوند متعال، پاداش گفتن «سبحان الله، لا إله إلاّ الله، الله اكبر» را دارد.
12- قالَ (عليه السلام): «لَوْخَلَتِ الاْرْض طَرْفَهَ عَيْن مِنْ حُجَّه لَساخَتْ بِأهْلِها.» (12)
فرمود: چنانچه زمين لحظه اى خالى از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو مى برد.
13- قالَ (عليه السلام): «عَلَيْكُمْ بِسِلاحِ الاْنْبياءِ، فَقيلَ لَهُ: وَ ما سِلاحُ الاْنْبِياءِ؟ يَا ابْنَ رَسُولِ الله! فَقالَ (عليه السلام): الدُّعاءُ.» (13)
فرمود: بر شما باد به كارگيرى سلاح پيامبران، به حضرت گفته شد: سلاح پيغمبران(عليهم السلام)چيست؟ در جواب فرمود: توجّه به خداوند متعال; و دعا كردن و از او كمك خواستن مى باشد.
14- قالَ (عليه السلام): «صاحِبُ النِّعْمَهِ يَجِبُ عَلَيْهِ التَّوْسِعَهُ عَلى عَيالِهِ.» (14)
فرمود: هر كه به هر مقدارى كه در توانش مى باشد، بايد براى اهل منزل خود انفاق و خرج كند.
15- قالَ (عليه السلام): «المَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهيرٌ وَ رَحْمَهٌ وَلِلْكافِرِ تَعْذيبٌ وَ لَعْنَهٌ، وَ إنَّ الْمَرَضَ لا يَزالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتّى لا يَكُونَ عَلَيْهِ ذَنْبٌ.» (15)
فرمود: مريضى، براى مؤمن سبب رحمت و آمرزش گناهانش مى باشد و براى كافر عذاب و لعنت خواهد بود.
سپس افزود: مريضى، هميشه همراه مؤمن است تا آن كه از گناهانش چيزى باقى نماند و پس از مرگ آسوده و راحت باشد.
16- قالَ (عليه السلام): «إذَا اكْتَهَلَ الرَّجُلُ فَلا يَدَعْ أنْ يَأكُلَ بِاللَّيْلِ شَيْئاً، فَإنَّهُ أهْدَءُ لِنَوْمِهِ، وَ أطْيَبُ لِلنَّكْهَهِ.» (16)
فرمود: وقتى كه مرد به مرحله پيرى و كهولت سنّ برسد، حتماً هنگام شب ـ قبل از خوابيدن ـ مقدارى غذا تناول كند كه براى آسودگى خواب مفيد است، همچنين براى هم خوابى و زناشوئى سودمند خواهد بود.
17- قالَ (عليه السلام): «إنَّما يُرادُ مِنَ الاْمامِ قِسْطُهُ وَ عَدْلُهُ، إذا قالَ صَدَقَ، وَ إذا حَكَمَ عَدَلَ، وَ إذا وَعَدَ أنْجَزَ.» (17)
فرمود: همانا از امام و راهنماى جامعه، مساوات و عدالت خواسته شده است كه در سخنان صادق، در قضاوت ها عادل و نسبت به وعده هايش وفا نمايد.
18- قالَ (عليه السلام): «لا يُجْمَعُ الْمالُ إلاّ بِخَمْسِ خِصال: بِبُخْل شَديد، وَ أمَل طَويل، وَ حِرص غالِب، وَ قَطيعَهِ الرَّحِمِ، وَ إيثارِ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَهِ.» (18)
فرمود: ثروت، انباشته نمى گردد مگر با يكى از پنج خصلت: بخيل بودن، آرزوى طول و دراز داشتن، حريص بر دنيا بودن، قطع صله رحم كردن، آخرت را فداى دنيا كردن.
19- قالَ (عليه السلام): «لَوْ أنَّ النّاسَ قَصَّرَوا فِى الطَّعامِ، لاَسْتَقامَتْ أبْدانُهُمْ.» (19)
فرمود: چنانچه مردم خوراك خويش را كم كنند و پرخورى ننمايند، بدن هاى آن ها دچار امراض مختلف نمى شود.
20- قالَ (عليه السلام): «مَنْ خَرَجَ فى حاجَه وَ مَسَحَ وَجْهَهُ بِماءِالْوَرْدِ لَمْ يَرْهَقْ وَجْهُهُ قَتَرٌ وَلا ذِلَّهٌ.» (20)
فرمود: هركس هنگام خروج از منزل براى حوايج زندگى خود، صورت خويش را با گلاب خوشبو و معطّر نمايد، دچار ذلّت و خوارى نخواهد شد.
21- قالَ (عليه السلام): «إنَّ فِى الْهِنْدِباءِ شِفاءٌ مِنْ ألْفِ داء، ما مِنْ داء فى جَوْفِ الاْنْسانِ إلاّ قَمَعهُ الْهِنْدِباءُ.» (21)
فرمود: گياه كاسنى شفاى هزار نوع درد و مرض است، كاسنى هر نوع مرضى را در درون انسان ريشه كن مى نمايد.
22- قالَ (عليه السلام): «السَّخيُّ يَأكُلُ طَعامَ النّاسِ لِيَأكُلُوا مِنْ طَعامِهِ، وَالْبَخيلُ لا يَأكُلُ طَعامَ النّاسِ لِكَيْلا يَأكُلُوا مِنْ طَعامِهِ.» (22)
فرمود: افراد سخاوتمند از خوراك ديگران استفاده مى كنند تا ديگران هم از امكانات ايشان بهره گيرند و استفاده كنند; وليكن افراد بخيل از غذاى ديگران نمى خورند تا آن ها هم از غذاى ايشان نخورند.
23- قالَ (عليه السلام): «شيعَتُنا المُسَّلِمُونَ لاِمْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لاِعْدائِنا، فَمَنْ لَمْ يَكُنْ كَذلِكَ فَلَيْسَ مِنّا.» (23)
فرمود: شيعيان ما كسانى هستند كه تسليم امر و نهى ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگى ـ در عمل و گفتار ـ خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر كه چنين نباشد از ما نيست.
24- قالَ (عليه السلام) «مَنْ تَذَكَّرَ مُصابَنا، فَبَكى وَ أبْكى لَمْ تَبْكِ عَيْنُهُ يَوْمَ تَبْكِى الْعُيُونُ، وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يُحْيى فيهِ أمْرُنا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.» (24)
فرمود: هر كه مصائب ما ـ اهل بيت عصمت و طهارت ـ را يادآور شود و گريه كند يا ديگرى را بگرياند، روزى كه همه گريان باشند او نخواهد گريست، و هر كه در مجلسى بنشيند كه علوم و فضائل ما گفته شود هميشه زنده دل خواهد بود.
25- قالَ (عليه السلام): «الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَهِ يَعْدِلُ سَبْعينَ حَسَنَه، وَ الْمُذيعُ بِالسَّيِّئَهِ مَخْذُولٌ، وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّيِّئَهِ مَغْفُورٌ لَهُ.» (25)
فرمود: انجام دادن حسنه و كار نيك به صورت مخفى، معادل هفتاد حسنه است; و آشكار ساختن گناه و خطا موجب خوارى و پستى مى گردد و پوشاندن و آشكار نكردن خطا و گناه موجب آمرزش آن خواهد بود.
26- أنَّهُ سُئِلَ مَا الْعَقْلُ؟ فَقالَ (عليه السلام): «التَّجَرُّعُ لِلْغُصَّهِ، وَ مُداهَنَهُ الاْعْداءِ، وَ مُداراهُ الاْصْدِقاءِ.» (26)
از امام رضا(عليه السلام) سؤال شد كه عقل و هوشيارى چگونه است؟
حضرت در جواب فرمود: تحمّل مشكلات و ناملايمات، زيرك بودن و حركات دشمن را زير نظر داشتن، مدارا كردن با دوستان مى باشد - كه اختلاف نظرها سبب فتنه و آشوب نشود -.
27- قالَ (عليه السلام): «مابَعَثَ اللهُ نَبيّاً إلاّ بِتَحْريمِ الْخَمْرِ، وَ أنْ يُقِرَّ بِأنَّ اللهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ.» (27)
فرمود: خداوند هيچ پيغمبرى را نفرستاده مگر آن كه در شريعت او شراب و مُسكرات حرام بوده است، همچنين هر يك از پيامبران معتقد بودند كه خداوند هر آنچه را اراده كند انجام مى دهد.
28- قالَ (عليه السلام): «لا تَتْرُكُوا الطّيبَ فى كُلِّ يَوْم، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَيَوْمٌ وَ يَوْمٌ، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَفى كُلِّ جُمْعَه.» (28)
فرمود: سعى نمائيد هر روز، از عطر استفاده نمائيد و اگر نتوانستيد يك روز در ميان، و اگر نتوانستيد پس هر جمعه خود را معطّر و خوشبو گردانيد (با رعايت شرائط زمان و مكان).
29- قالَ (عليه السلام): «إذا كَذِبَ الْوُلاهُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إذا جارَالسُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَهِ، وَ إذا حُبِسَتِ الزَّكاهُ ماتَتِ الْمَواشى.» (29)
فرمود: هرگاه واليان و مسئولان حكومت دروغ گويند باران نمى بارد، و اگر رئيس حكومت، ظلم و ستم نمايد پايه هاى حكومتش سست و ضعيف مى گردد; و چنانچه مردم زكات ـ و خمس مالشان را ـ نپردازند چهارپايان مى ميرند.
30- قالَ (عليه السلام): «الْمَلائِكَهُ تُقَسِّمُ أرْزاقَ بَنى آدَمِ ما بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إلى طُلُوعِ الشَّمْسِ، فَمَنْ نامَ فيما بَيْنَهُما نامَ عَنْ رِزْقِهِ.» (30)
فرمود: ما بين طلوع سپيده صبح تا طلوع خورشيد ملائكه الهى ارزاق انسان ها را سهميه بندى مى نمايند، هركس در اين زمان بخوابد غافل و محروم خواهد شد.
31- قالَ (عليه السلام): «مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللهُ قَلْبَهُ يَوْمَ الْقِيامَهِ.» (31)
فرمود: هركس مشكلى از مؤمنى را بر طرف نمايد و او را خوشحال سازد، خداوند او را در روز قيامت خوشحال و راضى مى گرداند.
32- قالَ (عليه السلام): «إنّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إذا رَأيْناهُ بِحَقيقَهِ الإيمانِ وَ بِحَقيقَهِ النِّفاقِ.» (32)
فرمود: همانا ما اهل بيت عصمت و طهارت چنانچه شخصى را بنگريم، ايمان و اعتقاد او را مى شناسيم كه اعتقادات درونى و افكار او چگونه است.
33- قالَ (عليه السلام): «لا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً إلاّ أنْ يَكُونَ فيهِ ثَلاثُ خِصال: سُنَّهٌ مِنَ اللهِ وَ سُنَّهٌ مِنْ نَبيِّهِ وَ سُنَّهٌ مِنْ وَليّهِ، أمَّا السَّنَّهُ مِنَ اللهِ فَكِتْمانُ السِّرِّ، أمَّا السُّنَّهُ مِنْ نَبِيِّهِ مُداراهُ النّاسِ، اَمَّا السُّنَّهُ مِنْ وَليِّهِ فَالصَّبْرُ عَلَى النائِبَهِ.» (33)
فرمود: مؤمن، حقيقت ايمان را درك نمى كند مگر آن كه 3 خصلت را دارا باشد:
خصلتى از خداوند، كه كتمان اسرار افراد باشد، خصلتى از پيغمبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) كه مدارا كردن با مردم باشد، خصلتى از ولىّ خدا كه صبر و شكيبائى در مقابل شدائد و سختى ها را داشته باشد.
34- قالَ (عليه السلام): «إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ أبْوابِ الْحِكْمَهِ، يَكْسِبُ الْمَحَبَّهَ، إنَّهُ دَليلٌ عَلى كُلِّ خَيْر.» (34)
فرمود: همانا سكوت و خاموشى راهى از راه هاى حكمت است، سكوت موجب محبّت و علاقه مى گردد، سكوت راهنمائى براى كسب خيرات مى باشد.
35- قالَ (عليه السلام): «مِنَ السُّنَّهِ التَّزْويجُ بِاللَّيْلِ، لاِنَّ اللهَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً، وَالنِّساءُ إنَّماهُنَّ سَكَنٌ.» (35)
فرمود: بهترين وقت براى تزويج و زناشوئى شب است كه خداوند متعال شب را وسيله آرامش و سكون قرار داده، همچنين زنان آرام بخش و تسكين دهنده مى باشند.
36- قالَ (عليه السلام): «ما مِنْ عَبْد زارَ قَبْرَ مُؤْمِن، فَقَرَأ عَلَيْهِ «إنّا أنْزَلْناهُ فى لَيْلَهِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، إلاّ غَفَرَ اللهُ لَهُ وَلِصاحِبِ الْقَبْرِ.» (36)
فرمود: هر بنده اى از بندگان خداوند بر قبر مؤمنى جهت زيارت حضور يابد و هفت مرتبه سوره مباركه ـ إنّا أنزلناه ـ را بخواند، خداوند متعال گناهان او و صاحب قبر را مورد بخشش و آمرزش قرار مى دهد.
37- قالَ (عليه السلام): «الاْخُ الاْكْبَرُ بِمَنْزِلَهِ الاْبِ.» (37)
فرمود: برادر بزرگ جانشين و جايگزين پدر خواهد بود.
38- قالَ (عليه السلام): «انَّما تَغْضَبُ للهِِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَلا تَغْضَبْ لَهُ بِأكْثَرَ مِمّا غَضِبَ عَلى نَفْسِهِ.» (38)
فرمود: چنانچه در موردى خواستى غضب كنى و براى خدا برخورد نمائى، پس متوجّه باش كه غضب و خشم خود را در جهت و محدوده رضايت و خوشنودى خداوند، اِعمال كن.
39- قالَ (عليه السلام): «خَيْرُ الاْعْمالِ الْحَرْثُ، تَزْرَعُهُ، فَيَأكُلُ مِنْهُ الْبِرُّ وَ الْفاجِرُ، أمَّا الْبِرُّ فَما أكَلَ مِنْ شَيْىء إسْتَغْفَرَ لَكَ، وَ أمَّا الْفاجِرُ فَما أكَلَ مِنْهُ مِنْ شَيْىء لَعَنَهُ، وَ يَأكُلُ مِنهُ الْبَهائِمُ وَ الطَّيْرُ.» (39)
فرمود: بهترين كارها، شغل كشاورزى است، چون كه در نتيجه كشت و تلاش، همه انسان هاى خوب و بد از آن استفاده مى كنند.
امّا استفاده خوبان سبب آمرزش گناهان مى باشد، ولى استفاده افراد فاسد و فاسق موجب لعن ايشان خواهد شد، همچنين تمام پرنده ها و چرندگان از تلاش و نتيجه كشت بهره مند خواهند شد.
40- قالَ (عليه السلام): «مَنْ تَرَكَ السَّعْيَ فى حَوائِجِهِ يَوْمَ عاشُوراء، قَضَى اللهُ لَهُ حَوائجَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَهِ، وَ قَرَّتْ بِنا فِى الْجِنانِ عَيْنُهُ.» (40)
فرمود: هركس روز عاشوراى امام حسين (عليه السلام)، دنبال كسب و كار نرود (و مشغول عزادارى و حزن و اندوه گردد)، خداوند متعال خواسته ها و حوائج دنيا و آخرت او را برآورده مى نمايد; و در بهشت چشمش به ديدار ما - اهل بيت - روشن مى گردد.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1 - مستدرك الوسائل: ج 10، ص 250، ح 38.
2 - مستدرك الوسائل: ج 10، ص 359، ح 2.
3 - مستدرك الوسائل: ج 3، ص 25، ح 4.
4 - تهذيب الأحكام: ج 2، ص 242، ح 957.
5 - وسائل الشّيعه: ج 4، ص 43، ح 4469.
6 - وسائل الشّيعه: ج 21، ص 460، ح 27580.
7 - وسائل الشّيعه: ج 1، ص 467، ح 1238.
8 - بحارالأنوار: ج 2، ص 30، ح 13.
9 - الدّرّه الباهره: ص 38، س 3، بحار: ج 75، ص 354، ح 10.
10 - جامع الأخبار ص 59، بحارالأنوار: ج 91، ص 47، ح 2.
11 - أمالى شيخ صدوق ص 68، بحارالأنوار: ج 91، ص 47، ضمن ح 2.
12 - علل الشّرايع: ص 198، ح 21.
13 - بصائرالدّرجات: جزء 6، ص 308، باب 8، ح 5.
14 - وسائل الشّيعه: ج 21، ص 540، ح 27807.
15 - بحارالأنوار: ج 78، ص 183، ح 35، ثواب الأعمال: ص 175.
16 - محاسن برقى: ص 422، ح 208.
17 - الدّرّه الباهره: ص 37، س 13، بحار: ج 75، ص 354، س 5.
18 - وسائل الشّيعه: ج 21، ص 561، ح 27873.
19 - مستدرك الوسائل: ج 2، ص 155، ح 30.
20 - مصادقه الإخوان شيخ صدوق: ص 52، ح 1.
21 - وسائل الشّيعه: ج 25، ص 183، ح 31693.
22 - مستدرك الوسائل: ج 15، ص 358، ح 8.
23 - جامع أحاديث الشّيعه: ج 1، ص 171، ح 234، بحار: ج 65، ص 167، ح 24.
24 - وسائل الشّيعه: ج 14، ص 502، ح 19693.
25 - وسائل الشّيعه: ج 16، ص 63، ح 20990.
26 - أمالى شيخ صدوق: ص 233، ح 17.
27 - بحارالأنوار: ج 4، ص 97، ح 3.
28 - مستدرك الوسائل: ج 6، ص 49، ح 6.
29 - أمالى شيخ طوسى: ص 82، مستدرك الوسائل: ج 6، ص 188، ح 1.
30 - وسائل الشّيعه: ج 6، ص 497، ح 6533.
31 - اصول كافى: ج 2، ص 160، ح 4، وسائل الشّيعه: ج 16، ص 372، ح 6.
32 - إعلام الورى: ج 2، ص 70، بصائرالدّرجات: جزء 8، ص 308، ح 5.
33 - بحارالأنوار: ج 75، ص 334، ح 1، مستدرك الوسائل: ج 9، ص 37، ح 10138.
34 - مستدرك الوسائل: ج 9، ص 16، ح 10073
35 - وسائل الشّيعه: ج 3، ص 91، ح 22040.
36 - من لا يحضره الفقيه: ج 1، ص 115، ح 541، وسائل الشيعه: ج 3، ص 227، ح 3479.
37 - وسائل الشّيعه: ج 20، ص 283، ح 25636.
38 - عيون أخبارالرّضا(عليه السلام): ج 1، ص 292، ح 44.
39 - الكافى: ج 5، ص 260، ح 5.
40 - عيون أخبارالرّضا(عليه السلام): ج 1، ص 299، ح 57.

 

 

حضرت امام جواد (عليه السلام)

1- قالَ الإمام أبوجعفر محمّد التقي الجواد (عليه السلام) : «الْمُؤمِنُ يَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصال: تَوْفيق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.» (1)
حضرت امام محمد جواد (عليه السلام) فرمود: مؤمن در هر حال نيازمند به سه خصلت است:
توفيق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذيرش نصيحت كسى كه او را نصيحت نمايد.
2- قالَ(عليه السلام) : «مُلاقاهُ الاْخوانِ نَشْرَهٌ، وَ تَلْقيحٌ لِلْعَقْلِ وَ إنْ كانَ نَزْراً قَليلا.» (2)
فرمود: ملاقات و ديدار با دوستان و برادران - خوب - ، موجب صفاى دل و نورانيّت آن مى گردد و سبب شكوفائى عقل و درايت خواهد گشت، گرچه در مدّت زمانى كوتاه انجام پذيرد.
3- قالَ (عليه السلام): «إيّاكَ وَ مُصاحَبَهُ الشَّريرِ، فَإنَّهُ كَالسَّيْفِ الْمَسْلُولِ، يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ يَقْبَحُ أثَرُهُ.» (3)
فرمود: مواظب باش از مصاحبت و دوستى با افراد شرور، چون كه او همانند شمشيرى زهرآلود، برّاق است كه ظاهرش زيبا و اثراتش زشت و خطرناك خواهد بود.
4- قالَ (عليه السلام): «كَيْفَ يُضَيَّعُ مَنِ اللهُ كافِلُهُ، وَكَيْفَ يَنْجُو مَنِ الله طالِبُهُ، وَ مَنِ انْقَطَعَ إلى غَيْرِاللهِ وَ كَّلَهُ اللهُ إلَيْهِ.» (4)
فرمود: چگونه گمراه و درمانده خواهد شد كسى كه خداوند سَرپرست و متكفّل اوست.
چطور نجات مى يابد كسى كه خداوند طالبش مى باشد.
هر كه از خدا قطع اميد كند و به غير او پناهنده شود، خداوند او را به همان شخص واگذار مى كند.
5- قالَ (عليه السلام): «مَنْ لَمْ يَعْرِفِ الْمَوارِدَ أعْيَتْهُ الْمَصادِرُ.» (5)
فرمود: هركس موقعيّت شناس نباشد; جريانات، او را مى ربايد و هلاك خواهد شد.
6- قالَ (عليه السلام): «مَنْ عَتَبَ مِنْ غَيْرِارْتِياب أعْتَبَ مِنْ غَيْرِاسْتِعْتاب.» (6)
فرمود: سرزنش كردن ديگران بدون علّت و دليل سبب ناراحتى و خشم خواهد گشت، در حالى كه رضايت آنان نيز كسب نخواهد كرد.
7- قالَ (عليه السلام): «أفْضَلُ الْعِبادَهِ الاْخْلاصُ.» (7)
فرمود: با فضيلت ترين و ارزشمندترين عبادت ها آن است كه خالص و بدون ريا باشد.
8- قالَ (عليه السلام): «يَخْفى عَلَى النّاسِ وِلادَتُهُ، وَ يَغيبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَيْهِمْ تَسْمِيَتُهُ، وَ هُوَ سَمّيُ رَسُول اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) وَ كَنّيهِ.» (8)
فرمود: زمان ولادت امام عصر (عليه السلام) بر مردم ـ زمانش ـ مخفى است، و شخصش از شناخت افراد غايب و پنهان است.
و حرام است كه آن حضرت را نام ببرند; و او همنام و هم كنيه رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم است.
9- قالَ (عليه السلام): «عِزُّ الْمُؤْمِنِ غِناه عَنِ النّاسِ.» (9)
فرمود: عزّت و شخصيّت مؤمن در بى نيازى و طمع نداشتن به ـ مال و زندگى ـ ديگران است.
10- قالَ(عليه السلام): «مَنْ أصْغى إلى ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإنْ كانَ النّاطِقُ عَنِ اللهِ فَقَدْ عَبَدَاللهَ، وَ إنْ كانَ النّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إبليس فَقَدْ عَبَدَ إبليسَ.» (10)
فرمود: هركس به شخصى سخنران علاقمند و متمايل باشد، بنده اوست، پس چنانچه سخنور براى خدا و از ـ احكام و معارف ـ خدا سخن بگويد، بنده خداست، و اگر از زبان شيطان ـ و هوى و هوس و ماديات ـ سخن بگويد، بنده شيطان خواهد بود.
11- قالَ (عليه السلام): «لا يَضُرُّكَ سَخَطُ مَنْ رِضاهُ الْجَوْرُ.» (11)
فرمود: كسى كه طالب رضايت خداوند متعال باشد، دشمنى ستمگران، او را زيان و ضرر نمى رساند.
12- قالَ (عليه السلام): «مَنْ خَطَبَ إلَيْكُمْ فَرَضيتُمْ دينَهُ وَ أمانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ، إلاّ تَفْعَلُوهُ تَكْنُ فِتْنَهٌ فِى الاْرْضِ وَ فَسادٌ كَبيرْ.» (12)
فرمود: هر كه به خواستگارى دختر شما آيد و به تقوا و تديّن و امانتدارى او مطمئن مى باشيد با او موافقت كنيد وگرنه شما سبب فتنه و فساد بزرگى در روى زمين خواهيد شد.
13- قالَ (عليه السلام): «لَوْسَكَتَ الْجاهِلُ مَااخْتَلَفَ النّاسُ.» (13)
فرمود: چنانچه افراد جاهل و بى تجربه ساكت باشند مردم دچار اختلافات و تشنّجات نمى شوند.
14- قالَ (عليه السلام): «مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبيحاً كانَ شَريكاً فيهِ.» (14)
فرمود: هر كه كار زشتى را تحسين و تأييد كند، در عقاب آن شريك مى باشد.
15- قالَ (عليه السلام): «مَنِ انْقادَ إلَى الطُّمَأنينَهِ قَبْلَ الْخِيَرَهِ فَقَدْ عَرَضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَكَهِ وَالْعاقِبَهِ الْمُغْضِبَهِ.» (15)
فرمود: هركس بدون تفّكر و اطمينان نسبت به جوانب (هر كارى، فرمانى، حركتى و...) مطيع و پذيراى آن شود، خود را در معرض سقوط قرار داده; و نتيجه اى جز خشم و عصبانيّت نخواهد گرفت.
16- قالَ (عليه السلام): «مَنِ اسْتَغْنى بِاللهِ إفْتَقَرَ النّاسُ إلَيْهِ، وَ مَنِ اتَّقَى اللهَ أحَبَّهُ النّاسُ وَ إنْ كَرِهُوا.» (16)
فرمود: هر كه خود را به وسيله خداوند بى نياز بداند مردم محتاج او خواهند شد و هر كه تقواى الهى را پيشه خود كند خواه ناخواه، مورد محبّت مردم قرار مى گيرد گرچه مردم خودشان اهل تقوا نباشند.
17- قالَ (عليه السلام): «عَلَّمَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) عَلّياً(عليه السلام)ألْفَ كَلِمَه، كُلُّ كَلِمَه يَفْتَحُ ألْفُ كَلِمَه.» (17)
فرمود: حضرت رسول (صلى الله عليه وآله وسلم)، يك هزار كلمه به امام علىّ(عليه السلام)تعليم نمود كه از هر كلمه اى هزار باب علم و مسأله فرعى باز مى شود.
18- قالَ (عليه السلام): «نِعْمَهٌ لاتُشْكَرُ كَسِيَّئَه لاتُغْفَرُ.» (18)
فرمود: خدمت و نعمتى كه مورد شكر و سپاس قرار نگيرد همانند خطائى است كه غيرقابل بخشش باشد.
19- قالَ (عليه السلام): «مَوْتُ الاْنْسانِ بِالذُّنُوبِ أكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالاْجَلِ، وَ حَياتُهُ بِالْبِرِّ أكْثَرُ مِنْ حَياتِهِ بِالْعُمْرِ.» (19)
فرمود: فرارسيدن مرگ انسان ها، به جهت معصيت و گناه، بيشتر است تا مرگ طبيعى و عادى، همچنين حيات و زندگى ـ لذّت بخش ـ به وسيله نيكى و إحسان به ديگران بيشتر و بهتر است از عمر بى نتيجه.
20- قالَ (عليه السلام): «لَنْ يَسْتَكْمِلَ الْعَبْدُ حَقيقَهَ الاْيمانِ حَتّى يُؤْثِرَ دينَهُ عَلى شَهْوَتِهِ، وَ لَنْ يُهْلِكَ حَتّى يُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلى دينِهِ.» (20)
فرمود: بنده اى حقيقت ايمان را نمى يابد مگر آن كه دين و احكام الهى را در همه جهات بر تمايلات و هواهاى نفسانى خود مقدّم دارد.
و كسى هلاك و بدبخت نمى گردد مگر آن كه هواها و خواسته هاى نفسانى خود را بر احكام إلهى مقدّم نمايد.
21- قالَ (عليه السلام): «عَلَيْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَريضَهٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَهٌ، وَ هُوَ صِلَهُ بَيْنَ الاْخْوانِ، وَ دَليلٌ عَلَى الْمُرُوَّهِ، وَ تُحْفَهٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِى الْغُرْبَهِ.» (21)
فرمود: بر شما باد به تحصيل علم و معرفت، چون فراگيرى آن واجب و بحث پيرامون آن مستحبّ و پرفائده است.
علم وسيله كمك به دوستان و برادران است، دليل و نشانه مروّت و جوانمردى است، هديه و سرگرمى در مجالس است، همدم و رفيق انسان در مسافرت است; و أنيس و مونس انسان در تنهائى مى باشد.
22- قالَ (عليه السلام): «خَفْضُ الْجَناحِ زينَهُ الْعِلْمِ، وَ حُسْنُ الاْدَبِ زينَهُ الْعَقْلِ، وَ بَسْطُ الْوَجْهِ زينَهُ الْحِلْمِ.» (22)
فرمود: تواضع و فروتنى زينت بخش علم و دانش است، أدب داشتن و اخلاق نيك زينت بخش عقل مى باشد، خوش روئى با افراد زينت بخش حلم و بردبارى است.
23- قالَ (عليه السلام): «تَوَسَّدِ الصَّبْرَ، وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ، وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ، وَ خالِفِ الْهَوى، وَ اعْلَمْ أنَّكَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَيْنِ اللهِ، فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ.» (23)
فرمود: در زندگى، صبر را تكيه گاه خود، فقر و تنگ دستى را همنشين خود قرار بده و با هواهاى نفسانى مخالفت كن.
و بدان كه هيچگاه از ديدگاه خداوند پنهان و مخفى نخواهى ماند، پس مواظب باش كه در چه حالتى خواهى بود.
24- قالَ (عليه السلام): «مَنْ أتَمَّ رُكُوعَهُ لَمْ تُدْخِلْهُ وَحْشَهُ الْقَبْرِ.» (24)
فرمود: هركس ركوع نمازش را به طور كامل و صحيح انجام دهد، وحشت قبر بر او وارد نخواهد شد.
25- قالَ (عليه السلام): «الْخُشُوعُ زينَهُ الصَّلاهِ، وَ تَرْكُ ما لا يُعْنى زينَهُ الْوَرَعِ.» (25)
فرمود: خشوع و خضوع زينت بخش نماز خواهد بود، ترك و رها كردن آنچه (براى دين و دنيا و آخرت) سودمند نباشد زينت بخش ورع و تقواى انسان مى باشد.
26- قالَ(عليه السلام): «الاْمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىُ عَنِ الْمُنْكَرِ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَمْن نَصَرَهُما أعَزَّهُ اللهُ، وَ مَنْ خَذَلَهُما خَذَلَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.» (26)
فرمود: امر به معروف و نهى از منكر دو مخلوق الهى است، هر كه آن ها را يارى و اجراء كند مورد نصرت و رحمت خدا قرار مى گيرد و هر كه آن ها را ترك و رها گرداند مورد خذلان و عِقاب قرار مى گيرد.
27- قالَ (عليه السلام): «إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَخْتارُ مِنْ مالِ الْمُؤْمِنِ وَ مِنْ وُلْدِهِ أنْفَسَهُ لِيَأجُرَهُ عَلى ذلِكَ.» (27)
فرمود: همانا خداوند متعال بهترين و عزيزترين ثروت و فرزند مؤمن را مى گيرد (و هلاك و نابود مى گرداند)، چون دنيا و متعلّقات آن بى ارزش است تا در قيامت پاداش عظيمى عطايش نمايد.
28- قالَ له رجل: أَوصِنى بَوَصِيَّه جامِعَه مُخْتَصَرَه؟
فَقالَ (عليه السلام): «صُنْ نَفْسَكَ عَنْ عارِالْعاجِلَهِ وَ نار الاْجِلَهِ.» (28)
شخصى به حضرت عرض كرد: مرا موعظه و نصيحتى كامل و مختصر عطا فرما؟
امام (عليه السلام) فرمود: اعضاء و جوارح ـ ظاهرى و باطنى ـ خود را از ذلّت و ننگ سريع و زودرس، همچنين از آتش و عذاب آخرت، در أمان و محفوظ بدار.
29- قالَ (عليه السلام): «فَسادُ الاْخْلاقِ بِمُعاشَرَهِ السُّفَهاءِ، وَ صَلاحُ الاْخلاقِ بِمُنافَسَهِ الْعُقَلاءِ.» (29)
فرمود: معاشرت و همنشينى با بى خردان و افراد لااُبالى سبب فساد و تباهى اخلاق خواهد شد; و معاشرت و رفاقت با خردمندان هوشيار، موجب رشد و كمال اخلاق مى باشد.
30- قالَ (عليه السلام): «الاْدَبُ عِنْدَ النّاسِ النُّطْقُ بِالْمُسْتَحْسَناتِ لا غَيْرُ، وَ هذا لا يُعْتَدُّ بِهِ ما لَمْ يُوصَلْ بِها إلى رِضَااللهِ سُبْحانَهُ، وَ الْجَنَّهِ، وَ الاْدَبُ هُوَ أدَبُ الشَّريعَهِ، فَتَأدَّبُوا بِها تَكُونُوا أُدَباءَ حَقّاً.» (30)
فرمود: مفهوم و معناى ادب از نظر مردم، تنها خوب سخن گفتن است كه ركيك و سبك نباشد، وليكن اين نظريّه قابل توجّه نيست تا مادامى كه انسان را به خداوند متعال و بهشت نزديك نگرداند.
بنابر اين ادب يعنى رعايت احكام و مسائل دين، پس با عمل كردن به دستورات الهى و ائمّه اطهار (عليهم السلام)، ادب خود را آشكار سازيد.
31- قالَ (عليه السلام): «ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّهُ: الاْنْصافُ فِى الْمُعاشَرَهِ، وَ الْمُواساهُ فِى الشِّدِّهِ، وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلى قَلْب سَليم.» (31)
فرمود: سه خصلت جلب محبّت مى كند: انصاف در معاشرت با مردم، همدردى در مشكلات آن ها، همراه و همدم شدن با معنويات.
32- قالَ (عليه السلام): «التَّوْبَهُ عَلى أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لايَعُودَ.» (32)
فرمود: شرايط پذيرش توبه چهار چيز است: پشيمانى قلبى، استغفار با زبان، جبران كردن گناه ـ نسبت به همان گناه حقّ الله و يا حقّ النّاس ـ ، تصميم جدّى بر اين كه ديگر مرتكب آن گناه نشود.
33- قالَ (عليه السلام): «ثَلاثٌ مِنْ عَمَلِ الاْبْرارِ: إقامَهُ الْفَرائِض، وَاجْتِنابُ الْمَحارِم، واحْتِراسٌ مِنَ الْغَفْلَهِ فِى الدّين.» (33)
فرمود: سه چيز از كارهاى نيكان است: انجام واجبات الهى، ترك و دورى از گناهان، مواظبت و رعايت مسائل و احكام دين.
34- قالَ (عليه السلام): «وَ حَقيقَهُ الاْدَبِ: اِجْتِماعُ خِصالِ الْخيْرِ، وَ تَجافى خِصالِ الشَّرِ، وَ بِالاْدَبِ يَبْلُغُ الرَّجُلُ الْمَكارِمَ الاْخْلاقِ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَهِ، وَ يَصِلُ بِهِ اِلَى الْجَنَّهِ.» (34)
فرمود: حقيقت ادب و تربيت عبارت است از: دارا بودن خصلت هاى خوب، خالى بودن از صفات زشت و ناپسند.
انسان به وسيله أدب - در دنيا و آخرت - به كمالات اخلاقى مى رسد; و نيز با رعايت أدب نيل به بهشت مى يابد.
35- قالَ (عليه السلام): «إنَّ بَيْنَ جَبَلَىْ طُوس قَبْضَهٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّهِ، مَنْ دَخَلَها كانَ آمِناً يَوْمَ الْقِيامَهِ مِنَ النّار.» (35)
فرمود: همانا بين دو سمت شهر طوس قطعه اى مى باشد كه از بهشت گرفته شده است، هر كه داخل آن شود ـ و با معرفت زيارت كند ـ، روز قيامت از آتش در أمان خواهد بود.
36- قالَ (عليه السلام): «مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتى بِقُمْ، فَلَهُ الْجَنَّتهُ.» (36)
فرمود: هركس قبر عمّه ام ـ حضرت معصومه سلام الله عليها ـ را با علاقه و معرفت در قم زيارت كند، أهل بهشت خواهد بود.
37- قالَ (عليه السلام): «مَنْ زارَ قَبْرَ أخيهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَهَ وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ وَقَرَءَ: «إنّاأنْزَلْناهُ فى لَيْلَهِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْكْبَرِ.» (37)
فرمود: هركس بر بالين قبر مؤمنى حضور يابد و رو به قبله بنشيند و دست خود را روى قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مباركه «إنّا أنزلناه» را بخواند از شدايد و سختيهاى صحراى محشر در أمان قرار مى گيرد.
38- قالَ (عليه السلام): «ثَلاثٌ يَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ: كَثْرَهُ الاْسْتِغْفارِ، وَ خَفْضِ الْجْانِبِ، وَ كَثْرَهِ الصَّدَقَهَ.» (38)
فرمود: سه چيز، سبب رسيدن به رضوان خداى متعال مى باشد:
نسبت به گناهان و خطاها، زياد استغفار و اظهار ندامت كردن.
اهل تواضع كردن و فروتن بودن.
صدقه و كارهاى خير بسيار انجام دادن.
39- قالَ(عليه السلام): «الْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَالْمُعينُ لَهُ، وَالرّاضى بِهِ شُرَكاءٌ.» (39)
فرمود: انجام دهنده ظلم، كمك دهنده ظلم و كسى كه راضى به ظلم باشد، هر سه شريك خواهند بود.
40- قالَ (عليه السلام): «التَّواضُعُ زينَهُ الْحَسَبِ، وَالْفَصاحَهُ زينَهُ الْكَلامِ، وَ الْعَدْلُ زينَهُ الاْيمانِ، وَالسَّكينَهُ زينَهُ الْعِبادَهِ، وَالْحِفْظُ زينُهُ الرِّوايَهِ.» (40)
فرمود: تواضع و فروتنى زينت بخش حسب و شرف، فصاحت زينت بخش كلام، عدالت زينت بخش ايمان و اعتقادات، وقار و ادب زينت بخش اعمال و عبادات; و دقّت در ضبط و حفظ آن، زينت بخش نقل روايت و سخن مى باشد.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1 - بحارالأنوار: ج 72، ص 65، ح 3، مستدرك الوسائل: ج 8، ص 329، ح 9576.
2 - امالى شيخ مفيد: ص 328، ح 13، مستدرك: ج 8، ص 324، ح 9562.
3 - أعلام الدّين: ص 309، س 11، مستدرك الوسائل: ج 8، ص 351، ح 9634.
4 - بحارالأنوار: ح 68، ص 155، ح 69.
5 - أعلام الدّين: ص 309، س 5، بحارالأنوار: ج 75، ص 364، ضمن ح 5.
6 - بحارالأنوار: ج 71، ص 181، س 1، أعيان الشّيعه: ج 2، ص 36، س 14.
7 - تنبيه الخواطر: ص 428، بحارالأنوار: ج 67، ص 245، ح 19.
8 - وسائل الشّيعه: ج 16، ص 242، ح 21466.
9 - بحارالأنوار: ج 72، ص 109، ح 12، مستدرك الوسائل: ج 7، ص 230، ح 8114.
10 - مستدرك الوسائل: ج 17، ص 308، ح 5.
11 - بحارالأنوار: ج 75، ص 380، ح 42.
12 - تهذيب الأحكام: ج 7، ص 396، ح 9.
13 - كشف الغمّه: ج 2، ص 349، بحارالأنوار: ج 75، ص 81، ح 75.
14 - كشف الغمّه: ج 2، ص 349، بحارالأنوار: ج 75، ص 82، ح 79.
15 - بحارالأنوار: 68، ص 340، ح 13.
16 - بحارالأنوار: ج 75، ص 79، ح 62.
17 - خصال: ج 2، ص 650، ح 46.
18 - بحارالأنوار: ج 68، ص 53، ح 69.
19 - كشف الغمّه: ج 2، ص 350، س 11.
20 - بحارالأنوار: ج 75، ص 80، ح 63.
21 - حليه الأبرار: ج 4، ص 599، س 11.
22 - كشف الغمّه: ج 2، ص 347.
23 - بحارالأنوار: ج 75، ص 358، ح 1.
24 - كافى: ج 3، ص 321، ح 7.
25 - نور الأبصار: ص 331، س 12، بحارالأنوار: ج 75، ص 80، س 12.
26 - خصال صدوق: ص 42، ح 32.
27 - كافى: ج 3، ص 218، ح 3.
28 - احقاق الحقّ: ج 12، ص 439، س 11.
29 - كشف الغمّه: ج 2، ص 349، بحارالأنوار: ج 75، ص 82، ح 78..
30 - ارشاد القلوب ديلمى: ص 160، س 19.
31 - كشف الغمّه: ج 2، ص 349، س 13.
32 - بحارالأنوار: ج 75، ص 81، ح 74.
33 - كشف الغمّه: ج 2، ص 349، س 3.
34 - ارشاد القلوب ديلمى: ص 160، س 15.
35 - عيون اخبارالرّضا(عليه السلام): ج 2، ص 256، ح 6.
36 - كامل الزيارات: ص 536، ح 827، بحارالانوار: ج 99، ص 265.
37 - اختيار معرفه الرّجال: ص 564، ح 1066.
38 - كشف الغمّه: ج 2، ص 349، س 7.
39 - كشف الغمّه: ج 2، ص 348، س 18، بحار: ج 75، ص 81، ح 69.
40 - كشف الغمّه: ج 2، ص 347، س 19، بحار: ج 75، ص 80، ح 65.

 


حضرت امام هادى (عليه السلام)

1- قالَ الإمامُ أبوالحسن علىّ النقي الهادي (عليه السلام) : «مَنِ اتَّقىَ اللهَ يُتَّقى، وَمَنْ أطاعَ اللّهَ يُطاعُ، وَ مَنْ أطاعَ الْخالِقَ لَمْ يُبالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقينَ، وَمَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ يَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقينَ.» (1)
حضرت امام هادي (عليه السلام) فرمود: كسى كه تقوى الهى را رعايت نمايد و مطيع احكام و مقرّرات الهى باشد، ديگران مطيع او مى شوند و هر شخصى كه اطاعت از خالق نمايد، باكى از دشمنى و عداوت انسان ها نخواهد داشت; و چنانچه خداى متعال را با معصيت و نافرمانى خود به غضب درآورد، پس سزاوار است كه مورد خشم و دشمنى انسان ها قرار گيرد.
2- قالَ (عليه السلام): «مَنْ أنِسَ بِاللّهِ اسْتَوحَشَ مِنَ النّاسِ، وَعَلامَهُ الاُْنْسِ بِاللّهِ الْوَحْشَهُ مِنَ النّاسِ.» (2)
فرمود: كسى كه با خداوند متعال مونس باشد و او را أنيس خود بداند، از مردم احساس وحشت مى كند.
و علامت و نشانه أنس با خداوند وحشت از مردم است ـ يعنى از غير خدا نهراسيدن و از مردم احتياط و دورى كردن ـ .
3- قالَ(عليه السلام): «السَّهَرَ أُلَذُّ الْمَنامِ، وَ الْجُوعُ يَزيدُ فى طيبِ الطَّعامِ.» (3)
فرمود: شب زنده دارى، خواب بعد از آن را لذيذ مى گرداند; و گرسنگى در خوشمزگى طعام مى افزايد ـ يعنى هر چه انسان كمتر بخوابد بيشتر از خواب لذت مى برد و هر چه كم خوراك باشد مزّه غذا گواراتر خواهد بود ـ .
4- قالَ(عليه السلام): «لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ كَدِرْتَ عَلَيْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّكَ إلَيْهِ، فَإنَّما قَلْبُ غَيْرِكَ كَقَلْبِكَ لَهُ.» (4)
فرمود: از كسى كه نسبت به او كدورت و كينه دارى، صميّميت و محبّت مجوى.
همچنين از كسى كه نسبت به او بدگمان هستى، نصيحت و موعظه طلب نكن، چون كه ديدگاه و افكار ديگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آن ها مى باشد.
5- قالَ(عليه السلام): «الْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَالزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَالْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إلَى الْغَمْطِ وَالْجَهْلِ، وَالبُخْلُ أذَمُّ الاْخْلاقِ، وَالطَّمَعُ سَجيَّهٌ سَيِّئَهٌ.» (5)
فرمود: حسد موجب نابودى ارزش و ثواب حسنات مى گردد.
تكبّر و خودخواهى جذب كننده دشمنى و عداوت افراد مى باشد.
عُجب و خودبينى مانع تحصيل علم خواهد بود و در نتيجه شخص را در پَستى و نادانى نگه مى دارد.
بخيل بودن بدترين اخلاق است; و نيز طَمَع داشتن خصلتى ناپسند و زشت مى باشد.
6- قالَ(عليه السلام): «الْهَزْلُ فكاهَهُ السُّفَهاءِ، وَ صَناعَهُ الْجُهّالِ.» (6)
فرمود: مسخره كردن و شوخى هاى - بى مورد - از بى خردى است و كار انسان هاى نادان مى باشد.
7- قالَ(عليه السلام): «الدُّنْيا سُوقٌ رَبِحَ فيها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.» (7)
فرمود: دنيا همانند بازارى است كه عدّه اى در آن ـ براى آخرت ـ سود مى برند و عدّه اى ديگر ضرر و خسارت متحمّل مى شوند.
8- قالَ(عليه السلام): «النّاسُ فِي الدُّنْيا بِالاْمْوالِ وَ فِى الاْخِرَهِ بِالاْعْمالِ.» (8)
فرمود: مردم در دنيا به وسيله ثروت و تجمّلات شهرت مى يابند ولى در آخرت به وسيله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد.
9- قالَ(عليه السلام): «مُخالَطَهُ الاْشْرارِ تَدُلُّ عَلى شِرارِ مَنْ يُخالِطُهُمْ.» (9)
فرمود: همنشين شدن و معاشرت با افراد شرور نشانه پستى و شرارت تو خواهد بود.
10- قالَ(عليه السلام): «أهْلُ قُمْ وَ أهْلُ آبَهِ مَغْفُورٌ لَهُمْ ، لِزيارَتِهِمْ لِجَدّى عَلىّ ابْنِ مُوسَى الرِّضا (عليه السلام) بِطُوس، ألا وَ مَنْ زارَهُ فَأصابَهُ فى طَريقِهِ قَطْرَهٌ مِنَ السَّماءِ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ.» (10)
فرمود: أهالى قم و أهالى آبه ـ يكى از روستاهاى حوالى ساوه ـ آمرزيده هستند به جهت آن كه جدّم امام رضا (عليه السلام)را در شهر طوس زيارت مى كنند.
و سپس حضرت افزود: هر كه جدّم امام رضا (عليه السلام) را زيارت كند و در مسير راه صدمه و سختى تحمّل كند خداوند آتش را بر بدن او حرام مى گرداند.
11- عَنْ يَعْقُوبِ بْنِ السِّكيتْ، قالَ: سَألْتُ أبَاالْحَسَنِ الْهادي(عليه السلام): ما بالُ الْقُرْآنِ لا يَزْدادُ عَلَى النَّشْرِ وَالدَّرْسِ إلاّ غَضاضَه؟
قالَ (عليه السلام): «إنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ يَجْعَلْهُ لِزَمان دُونَ زَمان، وَلالِناس دُونَ ناس، فَهُوَ فى كُلِّ زَمان جَديدٌ وَ عِنْدَ كُلِّ قَوْم غَضٌّ إلى يَوْمِ الْقِيامَهِ.» (11)
يكى از اصحاب حضرت به نام ابن سِكيّت گويد: از امام هادى(عليه السلام) سؤال كردم: چرا قرآن با مرور زمان و زياد خواندن و تكرار، كهنه و مندرس نمى شود; بلكه هميشه حالتى تازه و جديد در آن وجود دارد؟
امام (عليه السلام) فرمود: چون كه خداوند متعال قرآن را براى زمان خاصّى و يا طايفه اى مخصوص قرار نداده است; بلكه براى تمام دوران ها و تمامى اقشار مردم فرستاده است، به همين جهت هميشه حالت جديد و تازه اى دارد و براى جوامع بشرى تا روز قيامت قابل عمل و اجراء مى باشد.
12- قالَ (عليه السلام): «الْغَضَبُ عَلى مَنْ لا تَمْلِكُ عَجْزٌ، وَ عَلى مَنْ تَمْلِكُ لُؤْمٌ.» (12)
فرمود: غضب و تندى در مقابل آن كسى كه توان مقابله با او را ندارى، علامت عجز و ناتوانى است، ولى در مقابل كسى كه توان مقابله و رو در روئى او را دارى علامت پستى و رذالت است.
13- قالَ(عليه السلام): «يَاْتى عَلماءُ شيعَتِنا الْقَوّامُونَ بِضُعَفاءِ مُحِبّينا وَ أهْلِ وِلايَتِنا يَوْمَ الْقِيامَهِ، وَالاْنْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تيجانِهِمْ.» (13)
فرمود: علماء و دانشمندانى كه به فرياد دوستان و پيروان ما برسند و از آن ها رفع مشكل نمايند، روز قيامت در حالى محشور مى شوند كه تاج درخشانى بر سر دارند و نور از آن ها مى درخشد.
14- قالَ(عليه السلام): «لِبَعْضِ قَهارِمَتِهِ: اسْتَكْثِرُوا لَنا مِنَ الْباذِنْجانِ، فَإنَّهُ حارٌّ فى وَقْتِ الْحَرارَهِ، بارِدٌ فى وَقْتِ الْبُرُودَهِ، مُعْتَدِلٌ فِى الاْوقاتِ كُلِّها، جَيِّدٌ عَلى كلِّ حال.» (14)
به بعضى از غلامان خود فرمود: بيشتر براى ما بادمجان پخت نمائيد كه در فصل گرما، گرم و در فصل سرما، سرد است; و در تمام دوران سال معتدل مى باشد و در هر حال مفيد است.
15- قالَ(عليه السلام): «التَّسْريحُ بِمِشْطِ الْعاجِ يُنْبُتُ الشَّعْرَ فِى الرَّأسِ، وَ يَطْرُدُ الدُّودَ مِنَ الدِّماغِ، وَ يُطْفِىءُ الْمِرارَ، وَ يَتَّقِى اللِّثهَ وَ الْعَمُورَ.» (15)
فرمود: شانه كردن موها به وسيله شانه عاج، سبب روئيدن و افزايش مو مى باشد، همچنين سبب نابودى كرم هاى درون سر و مُخ خواهد شد و موجب سلامتى فكّ و لثه ها مى گردد.
16- قالَ(عليه السلام): «اُذكُرْ مَصْرَعَكَ بَيْنَ يَدَىْ أهْلِكَ لا طَبيبٌ يَمْنَعُكَ، وَ لا حَبيبٌ يَنْفَعُكَ.» (16)
فرمود: بياد آور و فراموش نكن آن حالت و موقعى را كه در ميان جمع اعضاء خانواده و آشنايان قرار مى گيرى و لحظات آخر عمرت سپرى مى شود و هيچ پزشكى و دوستى ـ و ثروتى ـ نمى تواند تو را از آن حالت نجات دهد.
17- قالَ(عليه السلام): «إنَّ الْحَرامَ لا يَنْمي، وَإنْ نَمى لا يُبارَكُ فيهِ، وَ ما أَنْفَقَهُ لَمْ يُؤْجَرْ عَلَيْهِ، وَ ما خَلَّفَهُ كانَ زادَهُ إلَى النّارِ.» (17)
فرمود: همانا ـ اموال ـ حرام، رشد و نموّ ندارد و اگر هم احياناً رشد كند و زياد شود بركتى نخواهد داشت و با خوشى مصرف نمى گردد.
و آنچه را از اموال حرام انفاق و كمك كرده باشد أجر و پاداشى برايش نيست و هر مقدارى كه براى بعد از خود به هر عنوان باقى گذارد معاقب مى گردد.
18- قالَ(عليه السلام): «اَلْحِكْمَهُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِ الْفاسِدَهِ.» (18)
فرمود: حكمت اثرى در دل ها و قلب هاى فاسد نمى گذارد.
19- قالَ(عليه السلام): «مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَيْهِ.» (19)
فرمود: هر كه از خود راضى باشد بدگويان او زياد خواهند شد.
20- قالَ(عليه السلام): «اَلْمُصيبَهُ لِلصّابِرِ واحِدَهٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتان.» (20)
فرمود: مصيبتى كه بر كسى وارد شود و صبر و تحمّل نمايد، تنها يك ناراحتى است; ولى چنانچه فرياد بزند و جزع كند دو ناراحتى خواهد داشت.
21- قالَ(عليه السلام): «اِنّ لِلّهِ بِقاعاً يُحِبُّ أنْ يُدْعى فيها فَيَسْتَجيبُ لِمَنْ دَعاهُ، وَالْحيرُ مِنْها.» (21)
فرمود: براى خداوند بقعه ها و مكان هائى است كه دوست دارد در آن ها خدا خوانده شود تا آن كه دعاها را مستجاب گرداند كه يكى از بُقْعه ها حائر و حرم امام حسين (عليه السلام) خواهد بود.
22- قالَ(عليه السلام): «اِنّ اللّهَ هُوَ الْمُثيبُ وَالْمُعاقِبُ وَالْمُجازى بِالاَْعْمالِ عاجِلاً وَآجِلاً.» (22)
فرمود: همانا تنها كسى كه ثواب مى دهد و عِقاب مى كند و كارها را در همان لحظه يا در آينده پاداش مى دهد، خداوند خواهد بود.
23- قالَ(عليه السلام): «مَنْ هانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأمَنْ شَرَّهُ.» (23)
فرمود: هركس به خويشتن إهانت كند و كنترل نفس نداشته باشد خود را از شرّ او در أمان ندان.
24- قالَ(عليه السلام): «اَلتَّواضُعُ أنْ تُعْطَيَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.» (24)
فرمود: تواضع و فروتنى چنان است كه با مردم چنان كنى كه دوست دارى با تو آن كنند.
25- قالَ(عليه السلام): «اِنّ الْجِسْمَ مُحْدَثٌ وَاللّهُ مُحْدِثُهُ وَ مُجَسِّمُهُ.» (25)
فرمود: همانا اجسام، جديد و پديده هستند و خداوند متعال به وجود آورنده و تجسّم بخش آن ها است.
26- قالَ(عليه السلام): «لَمْ يَزَلِ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَيْئىٌ مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْياءَ بَديعاً، وَاخْتارَ لِنَفْسِهِ أحْسَنَ الاْسْماء.» (26)
فرمود: خداوند از أزَل، تنها بود و چيزى با او نبود، تمام موجودات را با قدرت خود آفريده، و بهترين نام ها را براى خود برگزيد.
27- قالَ(عليه السلام): «اِذا قامَ الْقائِمُ يَقْضى بَيْنَ النّاسِ بِعِلْمِهِ كَقَضاءِ داوُد (عليه السلام)وَ لا يَسْئَلُ الْبَيِّنَهَ.» (27)
فرمود: زمانى كه حضرت حجّت (عجّ) قيام نمايد در بين مردم به علم خويش قضاوت مى نمايد; همانند حضرت داود (عليه السلام) كه از دليل و شاهد سؤال نمى فرمايد.
28- قالَ(عليه السلام): «مَنْ اَطاعَ الْخالِقَ لَمْ يُبالِ بِسَخَطِ الْمَخْلُوقينَ وَ مَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ يَحِلَّ بِهِ الْمَخْلُوقينَ.» (28)
فرمود: هركس مطيع و پيرو خدا باشد از قهر و كارشكنى ديگران باكى نخواهد داشت.
29- قالَ(عليه السلام): «اَلْعِلْمُ وِراثَهٌ كَريمَهٌ وَالاْدَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَالْفِكْرَهُ مِرْآتٌ صافَيهٌ.» (29)
فرمود: علم و دانش بهترين يادبود براى انتقال به ديگران است، ادب زيباترين نيكى ها است و فكر و انديشه آئينه صاف و تزيين كننده اعمال و برنامه ها است.
30- قالَ (عليه السلام) : «الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ، داع إلىَ الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ.» (30)
فرمود: خودبينى و غرور، انسان را از تحصيل علوم باز مى دارد و به سمت حقارت و نادانى مى كشاند.
31- قالَ(عليه السلام): «لا تُخَيِّبْ راجيكَ فَيَمْقُتَكَ اللّهُ وَ يُعاديكَ.» (31)
فرمود: كسى كه به تو اميد بسته است نااميدش مگردان، وگرنه مورد غضب خداوند قرار خواهى گرفت.
32- قالَ(عليه السلام): «الْعِتابُ مِفْتاحُ التَّقالى، وَالعِتابُ خَيْرٌ مِنَ الْحِقْدِ.» (32)
فرمود: (مواظب باش كه) عتاب و پرخاش گرى، مقدّمه و كليد غضب است، ولى در هر حال پرخاش گرى نسبت به كينه و دشمنى درونى بهتر است (چون كينه، ضررهاى خظرناك ترى را در بردارد).
33- وَ قالَ(عليه السلام) : «مَا اسْتَراحَ ذُو الْحِرْصِ.» (33)
فرمود: شخص طمّاع و حريص ـ نسبت به اموال و تجمّلات دنيا ـ هيچگاه آسايش و استراحت نخواهد داشت.
34- قالَ(عليه السلام): «الْغِنى قِلَّهُ تَمَنّيكَ، وَالرّضا بِما يَكْفيكَ، وَ الْفَقْرُ شَرَهُ النّفْسِ وَ شِدَّهُ القُنُوطِ، وَالدِّقَّهُ إتّباعُ الْيَسيرِ وَالنَّظَرُ فِى الْحَقيرِ.» (34)
فرمود: بى نيازى و توانگرى در آن است كه كمتر آرزو و توقّع باشد و به آنچه موجود و حاضر است راضى و قانع گردى، وليكن فقر و تهى دستى در آن موقعى است كه آرزوهاى نفسانى اهميّت داده شود، امّا دقّت و توجّه به مسائل، اهميّت دادن به امكانات موجود و مصرف و استفاده صحيح از آن ها است، اگر چه ناچيز و كم باشد.
35- قالَ(عليه السلام): «الاِْمامُ بَعْدى الْحَسَنِ، وَ بَعْدَهُ ابْنُهُ الْقائِمُ الَّذى يَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.» (35)
فرمود: امام و خليفه بعد از من (فرزندم) حسن; و بعد از او فرزندش مهدى ـ موعود(عليهما السلام)ـ مى باشد كه زمين را پر از عدل و داد مى نمايد، همان طورى كه پر از ظلم و ستم گشته باشد.
36- قالَ(عليه السلام): «إذا كانَ زَمانُ الْعَدْلِ فيهِ أغْلَبُ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أنْ يُظُنَّ بِأحَد سُوءاً حَتّى يُعْلَمَ ذلِكَ مِنْهُ.» (36)
فرمود: در آن زمانى كه عدالت اجتماعى، حاكم و غالب بر تباهى باشد، نبايد به شخصى بدگمان بود مگر آن كه يقين و معلوم باشد.
37- قالَ(عليه السلام): «إنَّ لِشيعَتِنا بِوِلايَتِنا لَعِصْمَهٌ، لَوْ سَلَكُوا بِها فى لُجَّهِ الْبِحارِ الْغامِرَهِ.» (37)
فرمود: همانا ولايت ما اهل بيت براى شيعيان و دوستانمان پناهگاه أمنى مى باشد كه چنانچه در همه امور به آن تمسّك جويند، بر تمام مشكلات (مادّى و معنوى) فايق آيند.
38- قالَ(عليه السلام) : «يا داوُدُ لَوْ قُلْتَ: إنَّ تارِكَ التَّقيَّهَ كَتارِكِ الصَّلاهِ لَكُنتَ صادِقاً.» (38)
حضرت به يكى از اصحابش - به نام داود صرّمى - فرمود: اگر قائل شوى كه ترك تقيّه همانند ترك نماز است، صادق خواهى بود.
39- قالَ: سَألْتُهُ عَنِ الْحِلْمِ؟ فَقالَ (عليه السلام) : «هُوَ أنْ تَمْلِكَ نَفْسَكَ وَ تَكْظِمَ غَيْظَكَ، وَ لا يَكُونَ ذلَكَ إلاّ مَعَ الْقُدْرَهِ.» (39)
يكى از اصحاب از آن حضرت پيرامون معناى حِلم و بردبارى سؤال نمود؟
حضرت در پاسخ فرمود: اين كه در هر حال مالك نَفْس خود باشى و خشم خود را فرو برى و آن را خاموش نمائى و اين تحمّل و بردبارى در حالى باشد كه توان مقابله با شخصى را داشته باشى.
40- قالَ (عليه السلام): «اِنّ اللّهَ جَعَلَ الدّنيا دارَ بَلْوى وَالاْخِرَهَ دارَ عُقْبى، وَ جَعَلَ بَلْوى الدّنيا لِثوابِ الاْخِرَهِ سَبَباً وَ ثَوابَ الاْخِرَهِ مِنْ بَلْوَى الدّنيا عِوَضاً.» (40)
فرمود: همانا خداوند، دنيا را جايگاه بلاها و امتحانات و مشكلات قرار داد; و آخرت را جايگاه نتيجه گيرى زحمات، پس بلاها و زحمات و سختى هاى دنيا را وسيله رسيدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنيا را در آخرت عطا مى فرمايد.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1 - بحارالأنوار: ج 68، ص 182، ح 41، أعيان الشّيعه: ج 2، ص 39.
2 - عُدّه الداعى مرحوم راوندى: ص 208.
3 - بحارالانوار: ج 84 ص 172 به نقل از أعلام الدين ديلمى.
4 - بحار الأنوار: ج 75، ص 369، ح 4، أعلام الدّين: ص 312، س 14.
5 - بحارالأنوار: ج 69، ص 199، ح 27.
6 - الدرّه الباهره: ص 42، س 5، بحارالأنوار: ج 75، ص 369، ح 20.
7 - أعيان الشّيعه: ج 2، ص 39، تحف العقول: ص 438.
8 - أعيان الشّيعه: ج 2، ص 39، بحارالأنوار: ج 17.
9 - مستدرك الوسائل: ج 12، ص 308، ح 14162.
10 - عيون أخبار الرّضا(عليه السلام): ج 2، ص 260، ح 22.
11 - أمالى شيخ طوسى: ج 2، ص 580، ح 8.
12- مستدرك الوسائل: ج 12، ص 11، ح 13376.
13- بحارالأنوار: ج 2، ص 6، ضمن ح 13.
14 - كافى: ج 6، ص 373، ح 2، وسائل الشّيعه: ج 25، ص 210، ح 31706.
15 - بحارالأنوار: ج 73، ص 115، ح 16.
16 - أعلام الدّين: ص 311، س 16، بحارالأنوار: ج 75، ص 369، ح 4.
17 - كافى: ج 5، ص 125، ح 7.
18 - نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر: ص 141، ح 23، أعلام الدّين: ص 311، س 20.
19 - بحارالأنوار: ج 69، ص 316، ح 24.
20 - أعلام الدّين: ص 311، س 4، بحارالأنوار: ج 75، ص 369.
21 - تحف: ص 357، بحارالأنوار: ج 98، ص 130، ح 34.
22 - تحف: ص 358، بحارالأنوار: ج 59، ص 2، ضمن ح 6.
23 - تحف العقول: ص 383، بحارالأنوار: ج 75، ص 365.
24 - محجّه البيضاء: ج 5، ص 225.
25 - بحارالأنوار: ج 57، ص 81، ح 51، به نقل از توحيد شيخ صدوق.
26 - بحارالانوار: ج 57، ص 83، ح 64، به نقل از احتجاج طبرسى.
27 - بحارالأنوار: ج 50، ص 264، ح 24، به نقل از مناقب و خرائج.
28 - بحارالأنوار: ج 50، ص 177، ح 56، و ج 71، ص 182 ح 41.
29 - بحارالأنوار: ج 71، ص 324، مستدرك الوسائل: ج 11، ص 184، ح 4.
30 - بحارالأنوار: ج 75، ص 369، س 4.
31 - بحارالأنوار: ج 75، ص 173، ح 2.
32- نزهه النّاظر: ص 139، ح 12، بحارالأنوار: ج 78، ص 368، ضمن ح 3.
33- نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر: ص 141، ح 21، مستدرك الوسائل: ج 2، ص 336، ح 11.
34- الدّرّه الباهره: ص 14، نزهه الناظر: ص 138، ح 7، بحار: ج 75، ص 109، ح 12.
35- بحارالأنوار: ج 50، ص 239، ح 4، به نقل از إكمال الدين صدوق.
36- بحارالأنوار: ج 73، ص 197، ح 17، به نقل از الدّرّه الباهره: ص 42، س 10.
37- بحارالأنوار: ج 50، ص 215، ح 1، س 18، به نقل از أمالى شيخ طوسى.
38- وسائل الشّيعه: ج 16، ص 211، ح 21382، مستطرفات السّرائر: ص 67، ح 10.
39- نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر: ص 138، ح 5، مستدرك الوسائل: ج 2، ص 304، ح 17.
40 - تحف العقول: ص 358.

 

 

حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام)

1- قالَ الإمامُ أبُو مُحَمَّد الْحَسَنِ الْعَسْكَرى (عليه السلام) : «إنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالى بَيَّنَ حُجَّتَهُ مِنْ سائِرِ خَلْقِهِ بِكُلِّ شَىْء، وَ يُعْطِيهِ اللُّغاتِ، وَمَعْرِفَهَ الاْنْسابِ وَالاْجالِ وَالْحَوادِثِ، وَلَوْلا ذلِكَ لَمْ يَكُنْ بَيْنَ الْحُجَّهِ وَالْمَحْجُوحِ فَرْقٌ.» (1)
حضرت امام حسن عسكري( عليه السلام) فرمود: همانا خداوند متعال، حجّت و خليفه خود را براى بندگانش الگو و دليلى روشن قرار داد، همچنين خداوند حجّت خود را ممتاز گرداند و به تمام لغت ها و اصطلاحات قبائل و اقوام آشنا ساخت و أنساب همه را مى شناسد و از نهايت عمر انسان ها و موجودات و نيز جريات و حادثه ها آگاهى كامل دارد و چنانچه اين امتياز وجود نمى داشت، بين حجّت خدا و بين ديگران فرقى نبود.
2- قالَ (عليه السلام) : «عَلامَهُ الاْيمانِ خَمْسٌ: التَّخَتُّمُ بِالْيَمينِ، وَ صَلاهُ الإحْدى وَ خَمْسينَ، وَالْجَهْرُ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، وَ تَعْفيرُ الْجَبين، وَ زِيارَهُ الاْرْبَعينَ.» (2)
فرمود: علامت و نشانه ايمان پنج چيز است: انگشتر به دست راست داشتن، خواندن پنجاه و يك ركعت نماز (واجب و مستحبّ)، خواندن «بسم الله الرّحمن الرّحيم» را (در نماز ظهر و عصر) با صداى بلند، پيشانى را ـ در حال سجده ـ روى خاك نهادن، زيارت اربعين امام حسين(عليه السلام) انجام دادن.
3- قالَ (عليه السلام) : «لَيْسَتِ الْعِبادَهُ كَثْرَهُ الصّيامِ وَالصَّلاهِ، وَ إنَّمَا الْعِبادَهُ كَثْرَهُ التَّفَكُّرِ في أمْرِ اللهِ.» (3)
فرمود: عبادت در زياد انجام دادن نماز و روزه نيست، بلكه عبادت با تفكّر و انديشه در قدرت بى منتهاى خداوند در امور مختلف مى باشد.
4- قالَ (عليه السلام) : «خَصْلَتانِ لَيْسَ فَوْقَهُما شَىْءٌ: الاْيمانُ بِاللهِ، وَنَفْعُ الاْخْوانِ.» (4)
فرمود: دو خصلت و حالتى كه والاتر از آن دو چيز نمى باشد عبارتند از: ايمان و اعتقاد به خداوند، نفع رساندن به دوستان و آشنايان.
5- قالَ (عليه السلام) : «قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً، مُؤْمِنُهُمْ وَ مُخالِفُهُمْ، أمَّا الْمُؤْمِنُونَ فَيَبْسِطُ لَهُمْ وَجْهَهُ، وَ أمَّا الْمُخالِفُونَ فَيُكَلِّمُهُمْ بِالْمُداراهِ لاِجْتِذابِهِمْ إلَى الاْيِمانِ.» (5)
فرمود: با دوست و دشمن خوش گفتار و خوش برخورد باشيد، امّا با دوستان مؤمن به عنوان يك وظيفه كه بايد هميشه نسبت به يكديگر با چهره اى شاداب برخورد نمايند، امّا نسبت به مخالفين به جهت مدارا و جذب به اسلام و احكام آن.
6- قالَ (عليه السلام) : «اللِّحاقُ بِمَنْ تَرْجُو خَيْرٌ مِنَ المُقامِ مَعَ مَنْ لا تَأْمَّنُ شَرَّهُ.» (6)
فرمود: تداوم دوستى و معاشرت با كسى كه احتمال دارد سودى برايت داشته باشد، بهتر است از كسى كه محتمل است شرّ ـ جانى، مالى، دينى و... ـ برايت داشته باشد.
7- قالَ (عليه السلام) : «إيّاكَ وَ الاْذاعَهَ وَ طَلَبَ الرِّئاسَهِ، فَإنَّهُما يَدْعُوانِ إلَى الْهَلَكَهِ.» (7)
فرمود: مواظب باش از اين كه بخواهى شايعه و سخن پراكنى نمائى و يا اين كه بخواهى دنبال مقام و رياست باشى و تشنه آن گردى، چون هر دوى آن ها انسان را هلاك خواهد نمود.
8- قالَ (عليه السلام) : «إنَّ مُداراهَ أَعْداءِاللهِ مِنْ أفْضَلِ صَدَقَهِ الْمَرْءِ عَلى نَفْسِهِ و إخْوانِهِ.» (8)
فرمود: مدارا و سازش با دشمنان خدا ـ و دشمنان اهل بيت (عليهم السلام) در حال تقيّه ـ بهتر است از هر نوع صدقه اى كه انسان براى خود بپردازد.
9- قالَ (عليه السلام) : «حُسْنُ الصُّورَهِ جَمالٌ ظاهِرٌ، وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمالٌ باطِنٌ.» (9)
فرمود: نيكوئى شكل و قيافه، يك نوع زيبائى و جمال در ظاهر انسان پديدار است و نيكو بودن عقل و درايت، يك نوع زيبائى و جمال درونى انسان مى باشد.
10- قالَ (عليه السلام) : «مَنْ وَعَظَ أخاهُ سِرّاً فَقَدْ زانَهُ، وَمَنْ وَعَظَهُ عَلانِيَهً فَقَدْ شانَهُ.» (10)
فرمود: هركس دوست و برادر خود را محرمانه موعظه كند، او را زينت بخشيده؛ و چنانچه علنى باشد سبب ننگ و تضعيف او گشته است.
11- قالَ (عليه السلام) : «مَنْ لَمْ يَتَّقِ وُجُوهَ النّاسِ لَمْ يَتَّقِ اللهَ.» (11)
فرمود: كسى كه در مقابل مردم بى باك باشد و رعايت مسائل اخلاقى و حقوق مردم را نكند، تقواى الهى را نيز رعايت نمى كند.
12- قالَ (عليه السلام) : «ما أقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَهٌ تُذِلُّهُ.» (12)
فرمود: قبيح ترين و زشت ترين حالت و خصلت براى مؤمن آن حالتى است كه داراى آرزوئى باشد كه سبب ذلّت و خوارى او گردد.
13- قالَ (عليه السلام) : «خَيْرُ إخْوانِكَ مَنْ نَسَبَ ذَنْبَكَ إلَيْهِ.» (13)
فرمود: بهترين دوست و برادر، آن فردى است كه خطاهاى تو را به عهده گيرد و خود را مقصّر بداند.
14- قالَ (عليه السلام) : «ما تَرَكَ الْحَقَّ عَزيزٌ إلاّ ذَلَّ، وَلا أخَذَ بِهِ ذَليلٌ إلاّ عَزَّ.» (14)
فرمود: حقّ و حقيقت را هيچ صاحب مقام و عزيزى ترك و رها نكرد مگر آن كه ذليل و خوار گرديد، همچنين هيچ شخصى حقّ را به اجراء در نياورد مگر آن كه عزيز و سربلند شده است.
15- قالَ (عليه السلام) : «مِنَ الْفَواقِرِ الّتى تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إنْ رأى حَسَنَهً أطْفَأها وَ إنْ رَأى سَيِّئَهً أفْشاها.» (15)
فرمود: يكى از مصائب و ناراحتى هاى كمرشكن، همسايه اى است كه اگر به او احسان و خدمتى شود آن را پنهان و مخفى دارد و اگر ناراحتى و اذيّتى متوجّه اش گردد آن را علنى و آشكار سازد.
16- قالَ (عليه السلام) لِشيعَتِهِ: «أوُصيكُمْ بِتَقْوَى اللهِ وَالْوَرَعِ فى دينِكُمْ وَالاْجْتِهادِ لِلّهِ، وَ صِدْقِ الْحَديثِ، وَأداءِ الاْمانَهِ إلى مَنِ ائْتَمَنَكِمْ مِنْ بِرٍّ أوْ فاجِر، وِطُولِ السُّجُودِ، وَحُسْنِ الْجَوارِ.» (16)
به شيعيان و دوستان خود فرمود: تقواى الهى را پيشه كنيد و در امور دين ورع داشته باشيد، در تقرّب به خداوند كوشا باشيد و در صحبت ها صداقت نشان دهيد، هركس امانتى را نزد شما نهاد آن را سالم تحويلش دهيد، سجده هاى خود را در مقابل خداوند طولانى كنيد و به همسايگان خوش رفتارى و نيكى نمائيد.
17- قالَ (عليه السلام) : «مَنْ تَواضَعَ فِى الدُّنْيا لاِخْوانِهِ فَهُوَ عِنْدَ اللهِ مِنْ الصِدّيقينَ، وَمِنْ شيعَهِ علىِّ بْنِ أبى طالِب (عليه السلام)حَقّاً.» (17)
فرمود: هركس در دنيا در مقابل دوستان و هم نوعان خود متواضع و فروتنى نمايد، در پيشگاه خداوند در زُمره صِدّيقين و از شيعيان امام علىّ (عليه السلام) خواهد بود.
18- قالَ (عليه السلام) : «إنَّهُ يُكْتَبُ لِحُمَّى الرُّبْعِ عَلى وَرَقَه، وَ يُعَلِّقُها عَلَى الْمَحْمُومِ: «يا نارُكُونى بَرْداً»، فَإنَّهُ يَبْرَءُ بِإذْنِ اللهِ.» (18)
فرمود: كسى كه ناراحتى تب و لرز دارد، اين آيه شريفه قرآن در «سوره أنبياء، آيه 69» را روى كاغذى بنويسيد و بر گردن او آويزان نمائيد تا با إذن خداوند متعال بهبود يابد.
19- قالَ (عليه السلام) : «أكْثِرُوا ذِكْرَ اللهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ، وَ تَلاوَهَ الْقُرْآنِ، وَالصَّلاهَ عَلى النَّبىِّ (صلى الله عليه وآله وسلم)، فَإنَّ الصَّلاهَ عَلى رَسُولِ اللهِ عَشْرُ حَسَنات.» (19)
فرمود: ذكر و ياد خداوند متعال، مرگ و حالات آن، تلاوت و تدبّر قرآن; و نيز صلوات و درود فرستاد بر حضرت رسول ـ و اهل بيتش (عليهم السلام) ـ را زياد و به طور مكرّر انجام دهيد، همانا پاداش صلوات بر آن ها، ده حسنه و ثواب مى باشد.
20- قالَ (عليه السلام) : «إنَّكُمْ فى آجالِ مَنْقُوصَه وَأيّام مَعْدُودَه، وَالْمَوْتُ يَأتي بَغْتَهً، مَنْ يَزْرَعُ شَرّاً يَحْصَدُ نِدامَهً.» (20)
فرمود: همانا شما انسان ها در يك مدّت و مهلت كوتاهى به سر مى بريد كه مدّت زمان آن حساب شده و معيّن مى باشد و مرگ، ناگهان و بدون اطلاع قبلى وارد مى شود و شخص را مى ربايد، پس متوجّه باشيد كه هركس هر مقدار در عبادت و بندگى و انجام كارهاى نيك تلاش كند ـ فرداى قيامت ـ غبطه مى خورد كه چرا بيشتر انجام نداده است و كسى كه كار خلاف و گناه انجام دهد پشيمان و سرافكنده خواهد بود.
21- قالَ (عليه السلام) : «إنّ الْوُصُولَ إلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لا يُدْرَكُ إلاّ بِامْتِطاءِ اللَّيْلِ.» (21)
فرمود: همانا رسيدن به خداوند متعال و مقامات عاليه يك نوع سفرى است كه حاصل نمى شود مگر با شب زنده دارى ـ و تلاش در عبادت و جلب رضايت او در امور مختلف ـ .
22- قالَ (عليه السلام) : «الْمَقاديرُ الْغالِبَهِ لا تُدْفَعُ بِالْمُغالَبَهِ، وَ الاْرْزاقُ الْمَكْتُوبَهِ لا تُنالُ بِالشَّرَهِ، وَ لا تُدْفَعُ بِالاْمْساكِ عَنْها.» (22)
فرمود: مقدّراتى كه در انتظار ظهور مى باشد با زرنگى و تلاش از بين نمى رود و آنچه مقدّر باشد خواهد رسيد، همچنين رزق و روزى هركس، ثبت و تعيين شده است و با زياده روى در مصرف به جائى نخواهد رسيد; و نيز با نگهدارى هم نمى توان آن را دفع كرد.
23- قالَ (عليه السلام) : «قَلْبُ الاْحْمَقِ فى فَمِهِ، وَفَمُ الْحَكيمِ فى قَلْبِهِ.» (23)
فرمود: انديشه أحمق در دهان اوست، وليكن دهان و سخن عاقل در درون او مى باشد.
(يعنى; افراد أحمق اوّل حرف مى زنند و سپس در جهت سود و زيان آن فكر مى كنند، بر خلاف عاقل كه بدون فكر سخن نمى گويد).
24- قالَ (عليه السلام) : «الْمُؤْمِنُ بَرَكَهٌ عَلَى الْمؤْمِنِ وَ حُجَّهٌ عَلَى الْكافِرِ.» (24)
فرمود: وجود شخص مؤمن براى ديگر مؤمنين بركت و سبب رحمت مى باشد و نسبت به كفّار و مخالفين حجّت و دليل است.
25- قالَ (عليه السلام) : «لا يَشْغَلُكَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض.» (25)
فرمود: مواظب باش كه طلب روزى ـ كه از طرف خداوند متعال تضمين شده ـ تو را از كار و اعمالِ واجب باز ندارد (يعنى; مواظب باش كه به جهت تلاش و كار بيش از حدّ نسبت به واجبات سُست و سهل انگار نباشى).
26- قالَ (عليه السلام) : «جُرْأهُ الْوَلَدِ عَلى والِدِهِ في صِغَرِهِ تَدْعُو إلَى الْعُقُوقِ فى كِبَرِهِ.» (26)
فرمود: رو پيدا كردن و جرئ شدن فرزند هنگام طفوليّت در مقابل پدر، سبب مى شود كه در بزرگى مورد نفرين و غضب پدر قرار گيرد.
27- قالَ (عليه السلام) : «أجْمِعْ بَيْنَ الصَّلاتَيْنِ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ، تَرى ما تُحِبُّ.» (27)
فرمود: نماز ظهر و عصر را دنباله هم ـ در اوّل وقت ـ انجام بده، كه در نتيجه آن فقر و تنگ دستى از بين مى رود و به مقصود خود خواهى رسيد.
28- قالَ (عليه السلام) : «أوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْههِ، أعْبَدُ النّاسِ مَنْ أقامَ الْفَرائِضَ، أزْهَدُ النّاس مَنْ تَرَكَ الْحَرامَ، أشَدُّ النّاسِ اجْتِهاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ.» (28)
فرمود: پارساترين مردم آن كسى است كه از موارد گوناگون شبهه و مشكوك اجتناب و دورى نمايد; عابدترين مردم آن شخصى است كه قبل از هر چيز، واجبات الهى را انجام دهد; زاهدترين انسان ها آن فردى است كه موارد حرام و خلاف را مرتكب نشود; قوى ترين اشخاص آن شخصى است كه هر گناه و خطائى را ـ در هر حالتى كه باشد ـ ترك نمايد.
29- قالَ (عليه السلام) : «لا يَعْرِفُ النِّعْمَهَ إلاَّ الشّاكِرُ، وَلا يَشْكُرُ النِّعْمَهَ إلاَّ الْعارِفُ.» (29)
فرمود: كسى قدر نعمتى را نمى داند مگر آن كه شكرگزار باشد و كسى نمى تواند شكر نعمتى را انجام دهد مگر آن كه اهل معرفت باشد.
30- قالَ (عليه السلام) : «مِنَ الذُّنُوبِ الَّتى لا يُغْفَرُ قَوْلُ الرَّجُلِ: لَيْتَنى لا أُؤاخِذُ إلاّ بِهذا.» (30)
فرمود: بعضى از گناهانى كه آمرزيده نمى شود: خلافى است كه شخصى انجام دهد و بگويد: اى كاش فقط به همين خلاف عِقاب مى شدم، يعنى; گناه در نظرش ناچيز و ضعيف باشد.
31- قالَ (عليه السلام) : «بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ يَكُونُ ذا وَجْهَيْنِ وَ ذالِسانَيْنِ، يَطْرى أخاهُ شاهِداً وَ يَأكُلُهُ غائِباً، إنْ أُعْطِىَ حَسَدَهُ، وَ إنْ ابْتُلِىَ خَذَلَهُ.» (31)
فرمود: بد آدمى است آن كه داراى دو چهره و دو زبان مى باشد; دوست و برادرش را در حضور، تعريف و تمجيد مى كند ولى در غياب و پشت سر، بدگوئى و مذمّت مى نمايد كه همانند خوردن گوشت هاى بدن او محسوب مى شود، چنين شخص دو چهره اگر دوستش در آسايش و رفاه باشد حسادت مىورزد و اگر در ناراحتى و سختى باشد زخم زبان مى زند.
32- قالَ (عليه السلام) : «مِنَ التَّواضُعِ السَّلامُ عَلى كُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الْمَجْلِسِ.» (32)
فرمود: يكى از نشانه هاى تواضع و فروتنى آن است كه به هركس برخورد نمائى سلام كنى و در هنگام ورود به مجلس هر كجا، جا بود بنشينى ـ نه آن كه به زور و زحمت براى ديگران جائى را براى خود باز كنى ـ.
33- قالَ (عليه السلام) : «مَنْ رَضِىَ بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الْمَجْلِسِ لَمْ يَزَلِ اللهُ وَ مَلائِكَتُهُ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ حَتّى يَقُومَ، مِنَ التَّواضُعِ السَّلامُ عَلى كُلِّ مَنْ تَمُّرُ بِهِ.» (33)
فرمود: كسى كه متكبّر نباشد و موقع ورود به مجلس هر كجا جائى بود بنشيند تا زمانى كه حركت نكرده باشد خدا و ملائكه هايش بر او درود و رحمت مى فرستند; از علائم و نشانه هاى تواضع و فروتنى آن است كه به هر شخصى برخورد نمودى سلام كنى.
34- قالَ (عليه السلام) : «لا تُمارِ فَيَذْهَبُ بَهاؤُكَ، وَ لا تُمازِحْ فَيُجْتَرَأُ عَلَيْكَ.» (34)
فرمود: با كسى جدال و نزاع نكن كه بهاء و ارزش خود را از دست مى دهى، با كسى شوخى و مزاح ـ ناشايسته و بى مورد ـ نكن وگرنه افراد بر تو جرىء و چيره خواهند شد.
35- قالَ (عليه السلام) : «مَنْ آثَرَ طاعَهَ أبَوَىْ دينِهِ مُحَمَّد وَ عَلىٍّ عَلَيْهِمَاالسَّلام عَلى طاعَهِ أبَوَىْ نَسَبِهِ، قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِهُ: لاَُؤَ ثِرَنَّكَ كَما آثَرْتَنى، وَلاَُشَرِّفَنَّكَ بِحَضْرَهِ أبَوَىْ دينِكَ كَما شَرَّفْتَ نَفسَكَ بِإيثارِ حُبِّهِما عَلى حُبِّ أبَوَيْ نَسَبِكَ.» (35)
فرمود: كسى كه مقدّم دارد طاعت و پيروى پيغمبر اسلام حضرت محمّد و اميرالمؤمنين امام علىّ صلوات الله عليهما را بر پيروى از پدر و مادر جسمانى خود، خداوند متعال به او خطاب مى نمايد: همان طورى كه دستورات مرا بر هر چيزى مقدّم داشتى، تو را در خيرات و بركات مقدّم مى دارم و تو را همنشين پدر و مادر دينى يعنى حضرت رسول و امام علىّ عليهماالسّلام مى گردانم، همان طورى كه علاقه و محبّت ـ عملى و اعتقادى ـ خود را نسبت به آن ها بر هر چيزى مقدّم داشتى.
36- قالَ (عليه السلام) : «لَيْسَ مِنَ الاْدَبِ إظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزُونِ.» (36)
فرمود: از ادب ـ و اخلاق انسانى و اسلامى ـ نيست كه در حضور شخص مصيبت ديده و غمگين، اظهار شادى و سرور كند.
37- قالَ (عليه السلام) : «مَنْ كانَ الْوَرَعُ سَجّيَتَهُ، وَالْكَرَمُ طَبيعَتَهُ، وَالْحِلْمُ خُلَّتَهُ، كَثُرَ صديقُهُ وَالثَّناءُ عَلَيْهِ.» (37)
فرمود: هركس ورع و احتياط در روش زندگيش، بزرگوارى و سخاوت عادت برنامه اش و صبر و بردبارى برنامه اش باشد; دوستانش زياد و تعريف كنندگانش بسيار خواهند بود.
38- قالَ (عليه السلام) : «أعْرَفُ النّاسِ بِحُقُوقِ إخْوانِهِ، وَأشَدُّهُمْ قَضاءً لَها، أعْظَمُهُمْ عِنْدَاللهِ شَأناً.» (38)
فرمود: هركس حقوق هم نوعان خود را بشناسد و رعايت كند و مشكلات و نيازمندى هاى آن ها را برطرف نمايد، در پيشگاه خداوند داراى عظمت و موقعيّتى خاصّى خواهد بود.
39- قالَ (عليه السلام) : «اِتَّقُوا اللهُ وَ كُونُوا زَيْناً وَ لا تَكُونُوا شَيْناً، جُرُّوا إلَيْنا كُلَّ مَوَّدَه، وَ اَدْفَعُوا عَنّا كُلُّ قَبيح، فَإنَّهُ ما قيلَ فينا مِنْ حُسْن فَنَحْنُ أهْلُهُ، وَ ما قيلَ فينا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ كَذلِكَ.» (39)
فرمود: تقواى الهى را ـ در همه امور ـ رعايت كنيد، و زينت بخش ما باشيد و مايه ننگ ما قرار نگيريد، سعى كنيد افراد را به محبّت و علاقه ما جذب كنيد و زشتى ها را از ما دور نمائيد؛ درباره ما آنچه از خوبى ها بگويند صحيح است و ما از هر گونه عيب و نقصى مبّرا خواهيم بود.
40- قالَ (عليه السلام) : «يَأتي عُلَماءُ شيعَتِنَاالْقَوّامُونَ لِضُعَفاءِ مُحِبّينا وَ أهْلِ وِلايَتِنا يَوْمَ الْقِيامَهِ، وَالاْنْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تيجانِهِمْ عَلى رَأسِ كُلِّ واحِد مِنْهُمْ تاجُ بَهاء، قَدِ انْبَثَّتْ تِلْكَ الاْنْوارُ فى عَرَصاتِ الْقِيامَهِ وَ دُورِها مَسيرَهَ ثَلاثِمِائَهِ ألْفِ سَنَه.» (40)
فرمود: آن دسته از علماء و دانشمندان شيعيان ما كه در هدايت و رفع مشكلات دوستان و علاقه مندان ما، تلاش كرده اند، روز قيامت در حالتى وارد صحراى محشر مى شوند كه تاج كرامت بر سر نهاده و نور وى، همه جا را روشنائى مى بخشد و تمام أهل محشر از آن نور بهره مند خواهند شد.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1 - اصول كافى: ج 1، ص 519، ح 11.
2 - حديقه الشّيعه: ج 2، ص 194، وافى: ج 4، ص 177، ح 42.
3 - مستدرك الوسائل: ج 11، ص 183، ح 12690.
4 - تحف العقول: ص 489، س 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 374، ح 26.
5 - مستدرك الوسائل: ج 12، ص 261، ح 14061.
6 - مستدرك الوسائل: ج 8، ص 351، ح 5، بحارالأنوار: ج 71، ص 198، ح 34.
7 - بحارالأنوار: ج 50، ص 296، ضمن ح 70.
8 - مستدرك الوسائل: ج 12، ص 261،س 15، بحارالأنوار: ج 75، ص 401، ضمن ح 42.
9 - بحارالأنوار: ج 1، ص 95، ح 27.
10 - تحف العقول: ص 489 س 20، بحارالأنوار: ج 75، ص 374، ح 33.
11 - بحارالأنوار: ج 68، ص 336، س 21، ضمن ح 22.
12 - تحف العقول: ص 498 س 22، بحارالأنوار: ج 75، ص 374، ح 35.
13 - بحارالانوار: ج 71، ص 188، ح 15.
14 - تحف العقول: ص 489، س 17، بحارالأنوار: ج 75، ص 374، ح 24.
15 - بحارالأنوار: ج 75، ص 372، ح 11.
16 - أعيان الشّيعه: ج 2، ص 41، س 30، بحارالأنوار: ج 75، ص 372، ح 12.
17 - احتجاج طبرسى: ج 2، ص 517، ح 340، بحارالأنوار: ج 41، ص 55، ح 5.
18 - طب الائمّه سيّد شبّر: ص 331، س 8.
19 - بحارالأنوار: ج 75، ص 372، س 21، ضمن ح 12.
20 - أعيان الشّيعه: ج 2، ص 42، س 2، بحارالأنوار: ج 75، ص 373، ح 19.
21 - أعيان الشّيعه: ج 2، ص 42، س 29، بحارالأنوار: ج 75، ص 380، س 1.
22 - أعلام الدّين: ص 313، س 3، بحارالأنوار: ج 75، ص 379، س 18.
23 - تحف العقول: ص 489، س 8، بحارالأنوار: ج 75، ص 374، ح 21.
24 - تحف العقول: ص 489، س 7، بحارالأنوار: ج 75، ص 374، ح 20.
25 - تحف العقول: ص 489، س 9، بحارالأنوار: ج 75، ص 374، ح 22.
26 - تحف العقول: ص 489، س 14، بحارالأنوار: ج 75، ص 374، ح 27.
27 - كافى: ج 3، ص 287، ح 6.
28 - أعيان الشّيعه: ج 2، ص 42، س 1، بحارالأنوار: ج 75، ص 373، ح 18.
29 - أعلام الدّين ديلمى: ص 313، س 3، بحارالأنوار: ج 75، ص 378، س 16.
30 - غيبه شيخ طوسى: ص 207، ح 176، بحارالأنوار: ج 50، ص 250، ح 4.
31 - بحارالأنوار: ج 75، ص 373، ح 14.
32 - بحارالأنوار: ج 75 ص 372 ح 9.
33 - بحارالأنوار: ج 78، ص 466، ح 12، به نقل از تحف العقول.
34 - أعيان الشّيعه: ج 2، ص 41، س 23، بحارالأنوار: ج 75، ص 370، ح 1.
35 - تفسير الإمام العسكرى (عليه السلام): ص 333، ح 210.
36 - بحارالأنوار: ج 75، ص 374، ح 28.
37 - أعلام الدّين: ص 314، س 7، بحارالأنوار: ج 75، ص 379، س 22.
38 - احتجاج طبرسى: ج 2، ص 517، ح 340.
39 - بحارالأنوار: ج 75، ص 372، س 18.
40 - تفسير الإمام العسكرى (عليه السلام): ص 345، ح 226.

 


حضرت امام مهدى (عجّل الله فرجه الشّريف)

1- قال الإمام المهدي، صاحب العصر و الزّمان (عجّل الله فرجه الشّريف) : «الَّذى يَجِبُ عَلَيْكُمْ وَ لَكُمْ أنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَهٌ وَ أئِمَّهٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فى أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْويلَ الْكِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.» (1)
امام زمان (عجّل الله فرجه الشّريف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود كه معتقد باشيد بر اين كه ما اهل بيت رسالت، محور و اساس امور، پيشوايان هدايت و خليفه خداوند متعال در زمين هستيم.
همچنين ما امين خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشيم، حلال و حرام را مى شناسيم، تأويل و تفسير آيات قرآن را عارف و آشنا هستيم.
2- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «أنَا خاتَمُ الاَْوْصِياءِ، بى يَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شيعَتى.» (2)
فرمود: من آخرين وصيّ پيغمبر خدا هستم به وسيله من بلاها و فتنه ها از آشنايان و شيعيانم دفع و برطرف خواهد شد.
3- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعُوا فيها إلى رُواهِ حَديثِنا (أحاديثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَ أنَا حُجَّهُ اللهِ عَلَيْكُمْ.» (3)
فرمود: جهت حلّ مشكلات در حوادث - امور سياسى، عبادى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و... - به راويان حديث و فقهاء مراجعه كنيد كه آن ها در زمان غيبت خليفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مى باشم.
4- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.» (4)
فرمود: حقانيّت و واقعيّت با ما اهل بيت رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم مى باشد و كناره گيرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا كه ما دست پروره هاى نيكوى پروردگار مى باشيم; و ديگر مخلوقين خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.
5- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «إنَّ الْجَنَّهَ لا حَمْلَ فيها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَهَ، فَإذَا اشْتَهى مُؤْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَيرِ حَمْل وَ لا وِلادَه عَلَى الصُّورَهِ الَّتى يُريدُ كَما خَلَقَ آدَمَ (عجّل الله فرجه الشّريف) عِبْرَهً.» (5)
فرمود: همانا بهشت جايگاهى است كه در آن آبستن شدن و زايمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نمايد، خداوند متعال بدون جريان حمل و زايمان، فرزند دلخواهش را به او مى دهد همان طورى كه حضرت آدم (عجّل الله فرجه الشّريف) را آفريد.
6- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «لا يُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا يَدَّعيهِ إلاّ جاحِدٌ كافِرٌ.» (6)
فرمود: كسى با ما، در رابطه با مقام ولايت و امامت مشاجره و منازعه نمى كند مگر آن كه ستمگر و معصيت كار باشد، همچنين كسى مدّعى ولايت و خلافت نمى شود مگر كسى كه منكر و كافر باشد.
7- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا، لا يَقُولُ ذلِكَ سِوانا إلاّ كَذّابٌ مُفْتَر، وَ لا يَدَّعيهِ غَيْرُنا إلاّ ضالٌّ غَوىٌّ.» (7)
فرمود: حقيقت - در همه موارد و امور - با ما و در بين ما اهل بيت عصمت و طهارت خواهد بود و چنين سخنى را هر فردى غير از ما بگويد دروغ گو و مفترى مى باشد; و كسى غير از ما آن را ادّعا نمى كند مگر آن كه گمراه باشد.
8- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «أبَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماماً وَ لِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقاً.» (8)
فرمود: همانا خداوند متعال، إباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن كه به إتمام و كمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد.
9- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «إنَّهُ لَمْ يَكُنْ لاِحَد مِنْ آبائى إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِه بَيْعَهٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّى أخْرُجُ حينَ أخْرُجُ وَ لا بَيْعَهَ لاِحَد مِنَ الطَّواغيتِ فى عُنُقى.» (9)
فرمود: همانا پدران من (ائمّه و اوصياء عليهم السّلام)، بيعت حاكم و طاغوت زمانشان، بر ذمّه آن ها بود; ولى من در هنگامى ظهور و خروج نمايم كه هيچ طاغوتى بر من منّت و بيعتى نخواهد داشت.
10- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «أنَا الَّذى أخْرُجُ بِهذَا السَيْفِ فَأمْلاَالاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.» (10)
فرمود: من آن كسى هستم كه در آخر زمان با اين شمشير - ذوالفقار - ظهور و خروج مى كنم و زمين را پر از عدل و داد مى نمايم همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است.
11- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «اِتَّقُوا اللهُ وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّوا الاْمْرَ إلَيْنا، فَعَلَيْنا الاْصْدارُ كَما كانَ مِنَّا الاْيراُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّيَ عَنْكُمْ.» (11)
فرمود: از خدا بترسيد و تسليم ما باشيد، و امور خود را به ما واگذار كنيد، چون وظيفه ما است كه شما را بى نياز و سيراب نمائيم همان طورى كه ورود شما بر چشمه معرفت به وسيله ما مى باشد; و سعى نمائيد به دنبال كشف آنچه از شما پنهان شده است نباشيد.
12- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «أمّا أمْوالُكُمْ فَلا نَقْبَلُها إلاّ لِتُطَهِّرُوا، فَمَنْ شاءَ فَلْيَصِلْ، وَ مَنْ شاءَ فَلْيَقْطَعْ.» (12)
فرمود: اموال - خمس و زكوت - شما را جهت تطهير و تزكيه زندگى و ثروتتان مى پذيريم، پس هر كه مايل بود بپردازد، و هر كه مايل نبود نپردازد.
13- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «إنّا نُحيطُ عِلْماً بِأنْبائِكُمْ، وَ لا يَعْزُبُ عَنّا شَيْىءٌ مِنْ أخْبارِكُمْ.» (13)
فرمود: ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشنائيم و چيزى از شما نزد ما پنهان نيست.
14- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «مَنْ كانَتْ لَهُ إلَى اللهِ حاجَهٌ فَلْيَغْتَسِلْ لَيْلَهَ الْجُمُعَهِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّيْلِ وَ يَأْتِ مُصَلاّهُ.» (14)
فرمود: هر كه خواسته اى و حاجتى از پيشگاه خداوند متعال دارد بعد از نيمه شب جمعه غسل كند و جهت مناجات و راز و نياز با خداوند، در جايگاه نمازش قرار گيرد.
15- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «يَابْنَ الْمَهْزِيارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِكُمْ لِبَعْض، لَهَلَكَ مَنْ عَلَيْها، إلاّ خَواصَّ الشّيعَهِ الَّتى تَشْبَهُ أقْوالُهُمْ أفْعالَهُمْ.» (15)
فرمود: اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضى شماها براى همديگر نبود، هركس روى زمين بود هلاك مى گرديد، مگر آن شيعيان خاصّى كه گفتارشان با كردارشان يكى است.
16- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «وَأمّا قَوْلُ مَنْ قالَ: إنَّ الْحُسَيْنَ (عجّل الله فرجه الشّريف) لَمْ يَمُتْ فَكُفْرٌ وَ تَكْذيبٌ وَ ضَلالٌ.» (16)
فرمود: و امّا كسانى كه معتقد باشند حسين (عجّل الله فرجه الشّريف) زنده است و وفات نكرده، كفر و تكذيب و گمراهى است.
17- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «مِنْ فَضْلِهِ، أنَّ الرَّجُلَ يَنْسَى التَّسْبيحَ وَ يُديرُا السَّبْحَهَ، فَيُكْتَبُ لَهُ التَّسْبيحُ.» (17)
فرمود: از فضائل تربت حضرت سيّدالشّهداء (عجّل الله فرجه الشّريف) آن است كه چنانچه تسبيح تربت حضرت در دست گرفته شود ثواب تسبيح و ذكر را دارد، گرچه دعائى هم خوانده نشود.
18- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «فيمَنْ أفْطَرَ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضان مُتَعَمِّداً بِجِماع مُحَرَّم اَوْ طَعام مُحَرَّم عَلَيْهِ: إنَّ عَلَيْهِ ثَلاثُ كَفّارات.» (18)
فرمود: كسى كه روزه ماه رمضان را عمداً با چيز يا كار حرامى افطار - و باطل - نمايد، (غير از قضاى روزه نيز) هر سه نوع كفّاره (60 روزه، اطعام 60 مسكين، آزادى يك بنده) بر او واجب مى شود.
19- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «ألا أُبَشِّرُكَ فِى الْعِطاسِ؟ قُلْتُ: بَلى، فَقالَ: هُوَ أمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَهَ أيّام.» (19)
نسيم خادم گويد: در حضور حضرت عطسه كردم، فرمود: مى خواهى تو را بر فوائد عطسه بشارت دهم؟
عرض كردم: بلى.
فرمود: عطسه، انسان را تا سه روز از مرگ نجات مى بخشد.
20- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّانى فى مَحْفِل مِنَ النّاسِ.»
(وَ قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) :) «مَنْ سَمّانى فى مَجْمَع مِنَ النّاسِ فَعَلَيْهِ لَعْنَهُ اللهِ.» (20)
فرمود: ملعون و مغضوب است كسى كه نام اصلى مرا در جائى بيان كند.
و نيز فرمود: هر كه نام اصلى مرا در جمع مردم بر زبان آورد، بر او لعنت و غضب خداوند مى باشد.
21- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف): «يَعْمَلُ كُلُّ امْرِىء مِنْكُمْ ما يَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَ لْيَتَجَنَّب ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَاِنَّ امْرَءاً يَبْغَتُهُ فُجْأهٌ حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَهٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حُوبَه.» (21)
فرمود: هر يك از شما بايد عملى را انجام دهد كه سبب نزديكى به ما و جذب محبّت ما گردد; و بايد دورى كند از كردارى كه ما نسبت به آن، ناخوشايند و خشمناك مى باشيم، پس چه بسا شخصى در لحظه اى توبه كند كه ديگر به حال او سودى ندارد و نيز او را از عِقاب و عذاب الهى نجات نمى بخشد.
22- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «إنَّ الاْرْضَ تَضِجُّ إلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَوْلِ الاْغْلَفِ أرْبَعينَ صَباحاً.» (22)
فرمود: زمين تا چهل روز از ادرار كسى كه ختنه نشده است ناله مى كند.
23- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «سَجْدَهُ الشُّكْرِ مِنْ ألْزَمِ السُّنَنِ وَ أوْجَبِها.» (23)
فرمود: سجده شكر پس از هر نماز از بهترين و ضرورى ترين سنّتها است.
24- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «إنّى لاَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ، كَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لاِهْلِ السَّماءِ.» (24)
فرمود: به درستى كه من سبب آسايش و امنيّت براى موجودات زمينى هستم، همان طورى كه ستاره ها براى اهل آسمان أمان هستند.
25- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «قُلُوبُنا اَوْعِيَهٌ لِمَشيَّهِ اللهِ، فَإذا شاءَ شِئْنا.» (25)
فرمود: قلوب ما ظرف هائى است براى مشيّت و اراده الهى، پس هرگاه او بخواهد ما نيز مى خواهيم.
26- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «إنَّ اللهَ مَعَنا، فَلا فاقَهَ بِنا إلى غَيْرِهِ، وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا.» (26)
فرمود: خدا با ما است و نيازى به ديگران نداريم; و حقّ با ما است و هر كه از ما روى گرداند باكى نداريم.
27- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «ما أُرْغَمَ أنْفَ الشَّيْطانِ بِشَيْىء مِثُلِ الصَّلاهِ.» (27)
فرمود: هيچ چيزى و عملى همانند نماز، بينى شيطان را به خاك ذلّت نمى مالد و او را ذليل نمى كند.
28- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «لا يَحِلُّ لاِحَد أنْ يَتَصَرَّفَ فى مالِ غَيْرِهِ بِغَيْرِ إذْنِهِ.» (28)
فرمود: براى هيچكس جائز نيست كه در اموال و چيزهاى ديگران تصرّف نمايد مگر با اذن و اجازه صاحب و مالك آن.
29- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «فَضْلُ الدُّعاءِ وَ التَّسْبيحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقيبِ النَّوافِلِ كَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ.» (29)
فرمود: فضيلت تعقيب دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب نسبت به بعد از نمازهاى مستحبّى همانند فضيلت نماز واجب بر نماز مستحبّ مى باشد.
30- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «أفْضَلُ أوْقاتِها صَدْرُا النَّهارِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَهِ.» (30)
فرمود: (براى انجام نماز جعفر طيّار) بهترين و با فضيلت ترين اوقات پيش از ظهر روز جمعه خواهد بود.
31- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أخَّرَ الْغَداهَ إلى أنْ تَنْقَضِى النُّجُومُ.» (31)
فرمود: ملعون و نفرين شده است آن كسى كه نماز صبح را عمداً تأخير بيندازد تا موقعى كه ستارگان ناپديد شوند.
32- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «إنَّ اللهَ قَنَعَنا بِعَوائِدِ إحْسانِهِ وَ فَوائِدِ اِمْتِنانِهِ.» (32)
فرمود: همانا خداوند متعال، ما اهل بيت را به وسيله احسان و نعمت هايش قانع و خودكفا گردانده است.
33- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «إنَّهُ لَيْسَ بَيْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَيْنَ أَحَد قَرابَهٌ، وَ مَنْ أنْكَرَنى فَلَيْسَ مِنّى، وَ سَبيلُهُ سَبيلُ ابْنِ نُوح.» (33)
فرمود: بين خداوند و هيچ يك از بندگانش، خويشاوندى وجود ندارد - و براى هركس به اندازه اعمال و نيّات او پاداش داده مى شود - هركس مرا انكار نمايد از (شيعيان و دوستان) ما نيست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (عجّل الله فرجه الشّريف) خواهد بود.
34- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «أما تَعْلَمُونَ أنَّ الاْرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّه إمّا ظاهِراً وَ إمّا مَغْمُوراً.» (34)
فرمود: آگاه و متوجه باشيد كه در هيچ حالتى، زمين خالى از حجّت خداوند نخواهد بود، يا به طور ظاهر و آشكار؛ و يا به طور مخفى و پنهان.
35- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «إذا أذِنَ اللهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ، وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ.» (35)
فرمود: چنانچه خداوند متعال اجازه سخن و بيان حقايق را به ما بدهد، حقانيّت آشكار مى گردد و باطل نابود مى شود و خفقان و مشكلات برطرف خواهد شد.
36- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «وَ أمّا وَجْهُ الاْنْتِفاعِ بى فى غَيْبَتى فَكَالاْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إذا غَيَّبَها عَنِ الاْبْصارِ السَّحابُ.» (36)
فرمود: چگونگى بهره گيرى و استفاده از من در دوران غيبت همانند انتفاع از خورشيد است در آن موقعى كه به وسيله ابرها از چشم افراد ناپديد شود.
37- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «وَاجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إلَيْنا بِالْمَوَدَّهِ عَلَى السُّنَّهِ الْواضِحَهِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَكُمْ، وَ اللّهُ شاهِدٌ عَلَيَّ وَ عَلَيْكُمْ.» (37)
فرمود: هدف و قصد خويش را نسبت به محبّت و دوستى ما - اهل بيت عصمت و طهارت - بر مبناى عمل به سنّت و اجراء احكام الهى قرار دهيد، پس همانا كه موعظ ها و سفارشات لازم را نموده ام; و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه مى باشد.
38- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «أمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإنَّهُ إلَى اللهِ، وَ كَذَبَ الْوَقّاتُونَ.» (38)
فرمود: زمان ظهور مربوط به اراده خداوند متعال مى باشد و هركس زمان آن را معيّن و معرّفى كند دروغ گفته است.
39- قالَ (عجّل الله فرجه الشّريف) : «أكْثِرُواالدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ، فَإنَّ ذلِكَ فَرَجَكُمْ.» (39)
فرمود: براى تعجيل ظهور من - در هر موقعيّت مناسبى - بسيار دعا كنيد كه در آن فرج و حلّ مشكلات شما خواهد بود.
40- دَفَعَ إلَيَّ دَفْتَراً فيهِ دُعاءُالْفَرَجِ وَ صَلاهٌ عَلَيْهِ، فَقالَ عليه السلام : «فَبِهذا فَادْعُ.» (40)
يكى از مؤمنين به نام أبومحمّد، حسن بن وجناء گويد: زير ناودان طلا در حرم خانه خدا بودم كه حضرت ولىّ عصر امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف را ديدم، دفترى را به من عنايت نمود كه در آن دعاى فرج و صلوات بر آن حضرت بود.
سپس فرمود: به وسيله اين نوشته ها بخوان و براى ظهور و فرج من دعا كن و بر من درود و تحيّت بفرست.
-------------------------------------------
پاورقى ها :
1- تفسير عيّاشى: ج 1، ص 16، بحارالأنوار: ج 89، ص 96، ح 58.
2 - دعوات راوندى: ص 207، ح 563.
3 - بحارالأنوار: ح 2، ص 90، ح 13، و53، ص 181، س 3، وج 75، ص 380، ح 1.
4- بحارالأنوار: ج 53، ص 178، ضمن ح 9.
5- بحارالأنوار: ج 53، ص 163، س 16، ضمن ح 4.
6- بحارالأنوار: ج 53، ص 179، ضمن ح 9.
7- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، ضمن ح 19.
8- بحارالأنوار: ج 53، ص 193، ضمن ح 21.
9- الدّرّه الباهره: ص 47، س 17، بحارالأنوار: ج 56، ص 181، س 18.
10- بحارالانوار: ج 53، ص 179، س 14، و ج 55، ص 41.
11- إكمال الدّين: ج 2، ص 510، بحارالأنوار: ج 53، ص 191.
12- إكمال الدّين: ج 2، ص 484، بحارالأنوار: ج 53، ص 180.
13- احتجاج: ج 2، ص 497، بحارالأنوار: ج 53، ص 175.
14 - مستدرك الوسائل: ج 2، ص 517، ح 2606.
15- مستدرك ج 5، ص 247، ح 5795.
16- غيبه طوسى: ص 177، وسائل الشّيعه: ج 28، ص 351، ح 39.
17- بحارالأنوار: ج 53، ص 165، س 8، ضمن ح 4.
18- من لايحضره الفقيه: ج 2، ص 74، ح 317، وسائل الشّيعه: ج 10، ص 55، ح 12816.
19- إكمال الدّين: ص 430، ح 5، وسائل الشّيعه: ج 12، ص 89، ح 15717.
20- وسائل الشّيعه: ج 16، ص 242، ح 12، بحارالأنوار: ج 53، ص 184، ح 13 و 14.
21- بحارالأنوار: ج 53، ص 176، س 5، ضمن ح 7، به نقل از احتجاج.
22- وسائل الشّيعه: ج 21، ص 442، ح 27534.
23- وسائل الشّيعه: ج 6، ص 490، ح 3، بحارالأنوار: ج 53، ص 161، ضمن ح 3.
24- الدّرّه الباهره: ص 48، س 3.
25- بحارالأنوار: ج 52، ص 51، س 4، به نقل از غيبه نعمانى.
26- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، إكمال الدّين: ج 2، ص 511.
27- بحارالأنوار: ج 53، ص 182، ضمن ح 11.
28- بحارالأنوار: ج 53، ص 183، ضمن ح 11.
29- بحارالأنوار: ج 53، ص 161، ضمن ح 3.
30- بحارالأنوار: ج 56، ص 168، ضمن ح 4.
31- بحارالأنوار: ج 55، ص 16ؤ ضمن ح 13، و ص 86، ص 60، ح 20.
32- بحارالأنوار: ج 52، ص 38، ضمن ح 28.
33- بحارالأنوار: ج 50، ص 227، ح 1، به نقل از احتجاج.
34- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، س 5، ضمن ح 19.
35 - بحارالأنوار: ج 53، ص 196، س 12، ضمن ح 21.
36- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 21، ضمن ح 10.
37- بحارالأنوار: ج 53، ص 179، س 16، ضمن ح 9.
38- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 1، ضمن ح 10.
39- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 23، ضمن ح 10.
40- إكمال الدّين شيخ صدوق: ص 443، ح 17، بحارالأنوار: ج 52، ص 31، ضمن ح 27.


منبع : سايت انديشه قم

نظر خود را اعلام كنید

نظرات كاربران

نظری وجود ندارد
*
*

شبکه فرهنگی الحسنین (علیهما السلام)