شبکه فرهنگی الحسنین (علیهما السلام)

شهيد عدالت (شهادت امام على عليه السلام)

1 نظرات 05.0 / 5

 

پدر خوبى ها

امشب آسمان کوفه گرفته است و چشم بر صحنه اى مى گشاید که شقى ترین انسان، باشمشیر عداوت و کینه، فَرق مبارک عدالت مجسم را مى شکافد و عدالت پیشگان را عزادار شهادتش مى کند. هواپرستان، روشنایى چراغ عدالت امیر والایى ها را تاب نیاوردند و ایشان را درعبادتگاه خویش به شهادت رساندند، واکنون مسجد کوفه نالان و گریان است. غم از دست دادن یاور مظلومان و حامى محرومان، بسیارسخت و سنگین است. یتمیان گرد خانه اش جمع شده اند و بر یتیمیِ همیشگى خود مى گریند که: «اى پدر خوبى ها و اى رهبر بى همتا، چگونه ما را در این دنیاى ظلم پیشه تنها رها کردی؟ پیش از تو، درِ کدامین خانه را بکوبیم و یارى بخواهیم.خدایا، در این شب جان گداز، به فریاد دلمان رس».

 

 

غم تنهایى

غم و ناراحتى بر سراسرکوفه سایه افکنده است. زمین و زمان در غم از دست دادن اولین مظلوم عالم، علیِ عدالت خواه و یتیم نواز خون مى گرید. على جان، چه زود یتیمان را تنها گذاشتی؟ هنوز آنان انتظار نوازش هاى پدرانه ات را مى کشند. دنیا تازه داشت به عدالتت عادت مى کرد و گل لبخند بر لبان محرومان و مستضفان مى رویید، ولى چه زود پر کشیدى و عالمیان را با رفتنت غصه دار کردی.

 

 

شکوه خلقت

على، مفهوم بى انتهایى است که در محدوده قلم و واژه ها نمى گنجد. على، بى کرانه ترین شکوه خلقت است که تا ابد، تلألؤ نورش روشنایى بخش هستى است. بدون تابش و درخشش على، حیرت و ظلمت دنیا را فرا مى گیرد. على، اوج نمایش قدرت خداوندى است. وجود على، جلوه اخلاص و ایثار، صبر و پایدارى، عشق و دوستى، و شجاعت و سخاوت است. على، اقیانوس بى کرانى از معرفت و عشق است که فروغ جاودانگى ش دنیا را دربرگرفته است.

 

 

محبوب ترین آفریده

هنگامى که حضرت على (علیه السلام) براى خواستگارى فاطمه (علیهاالسلام) راه خانه پیامبر را در پیش گرفت، پیش از رسیدن او، فرشته وحى بر پیامبر نازل شد و ازآمدن وى خبر داد. پیامبر در خانه امّ سلمه بود که على (علیه السلام) در زد و پیامبر (صلى الله علیه و آله) ، پیش از آنکه کسى چیزى بگوید، فرمود: «در را بگشایید» و بدین وسیله به او اجازه ورود داد. آن گاه افزود: «ام سلمه، این آزادمرد کسى است که محبوب خدا و پیامبر اوست و او نیز خدا و پیامبرش را دوست مى دارد. او برادر ارجمند، عموزاده گران قدر، و محبوب ترین آفریدگان هستى نزد من است».

 

 

على (علیه السلام) و آیه نجو

با پیشرفت اسلام و گرایش مردم به دین خدا، به تدریج گرد پیامبر اسلام آکنده از مردمى شد که درباره هر مسئله اى مى پرسیدند. در این میان، ثروتمندان به مردم عادى فرصت پرسش نمى دادند و پیامبر از رفتارآنان رنج مى برد. در این حال، فرشته وحى فرود آمد و این آیه را آورد: «اى کسانى که ایمان آورده اید، هنگامى که بر آن شدید تا با پیامبر خدا راز گویید یا پرسشى طرح نمایید، پیش ازاین رازگویى تان باید صدقه اى بدهید». با نزول آیه شریفه، توده مردم که این کار از نظر اقتصادى برایشان گران بود، دست از رازگویى برداشتند و ثروتمندان نیز هنگامى که موضوع صدقه به میان آمد، از دیدار پیامبر گذشته و از دادن صدقه در راه خدا بخل ورزیدند. در این میان، تنها کسى که به آیه مورد نظر عمل کرد، حضرت على (علیه السلام) بود. ایشان مى فرماید: در کتاب پرشکوه خدا، آیه اى است که نه کس پیش از من به آن عمل کرده و نه پس از من. پرسیدند: آن آیه، کدامین است؟ فرمود: آیه رازگویى با پیامبر؛ آیه نجوا.

 

 

فضیلت هشت گانه

در یکى از روزها، فاطمه (علیهاالسلام) گریان به نزد پیامبر آمد و گفت: اى رسول خدا، زنان قریش درباره تهى دستى و نادارى على مرا سرزنش مى کنند... پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) فرمودند: «اى فاطمه، براى على هشت فضلیت است که به هیچ یک از پیشینیان و آیندگان مانند آن داده نشده است: او برادر من در دنیا و آخرت است و تو که بانوى زنان اهل بهشتى، همسر او هستى و حسن و حسین (علیهماالسلام) فرزندان او هستند. برادرش جعفربن ابى طالب، کسى است که با دو بال در بهشت با فرشتگان به هر کجا خواهد پرواز مى کند. نیز علم و دانش اولین و آخرین نزد اوست. او نخستین کسى است که به من ایمان آورد و آخرین کسى است که هنگام مرگ، مرا دیدار مى کند. او وصى من و وارث همه اوصیاست».

 

 

سبقت گیرندگان

حضرت على (علیه السلام) یگانه مردى است که نور وجودش تا ابد روشنگر راه هاست و کلام و سخنانش، هدایت کننده شیعیان است. پیروان آن حضرت، با تأسى به سخنان ارزشمند مولا على (علیه السلام) رستگارترین انسان ها هستند که بهشت مشتاق دیدار آن هاست. رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: «از امت من، هفتاد هزار نفر وارد بهشت مى شوند که نه حسابى براى آنان است و نه عذابی». سپس رو به على کرد و فرمود: «آن ها شیعیان تو هستند و تو پیشواى ایشانی».

 

 

شجاعت بى نظیر

در روز شهادت حضرت على (علیه السلام) ، امام حسن (علیه السلام) در حالى که در غم و اندوه شهادت اولین مظلوم عالم به سر مى برد، خطبه خواندو فرمود: «دیروز مردى از شما جدا شد که نه پیشینیان در علم از او پیشى گرفتندو نه آیندگان به مقام او دست مى یابند. پیامبر، آن حضرت را با پرچم مى فرستاد، در حالى که جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ او قرار داشت و باز نمى گشت، جز با فتح و پیروزی». هم چنین روایت شده که هنگامى که مشرکان در جنگ، على را مى دیدند، از یکدیگر خداحافظى مى کردند.

 

 

زهد على

حضرت على (علیه السلام) تجلى انسان کامل است که در هرزمینه، الگویى براى رهپویان معرفت الهى به شمار مى آید. از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) روایت شده که فرمود: «اى على، خداوند تو را به زینتى آراسته که هیچ یک از بندگان، به زیورى محبوب تر ازآن نزد خدا آراسته نیست؛ خداوند تو را در دنیا زاهد گردانیده و دنیا را در چشمت ناپسند قرار داده است. تهى دستان را براى تو دوست داشتنى کرده و تو آنان را به سان پیروان خود برگزیدى و آن ها به وجود تو خشنودند».

 

 

فخر فرشتگان

خداوند عزّوجلّ، به جبرئیل و میکائیل فرمود: من میان شما برادرى برقرار نمودم و عمر یکى از شما را بیش از دیگرى مقرّر کردم. پس کدام یک از شما برادرش را ترجیح مى دهد؟ هر یک از آن دو، زندگى را برگزید. پس خداوند به آن دو وحى کرد: آیا شما همچون على نیستید که میان او و محمد برادرى برقرار کردم و اکنون على در بستر محمد خوابیده، تا جان خویش فداى او کند و زندگى اش را در راه او ایثار نماید؟ پس به سوى او فرود آیید و از دشمن پاسش دارید. آن دو نیز فرودآمدند و مواظبش بودند، در حالى که جبرئیل در کنار سر حضرت (علیه السلام) قرار داشت و میکائیل کنار پاى او، و جبرئیل مى گفت: «به به به تو اى فرزند ابوطالب!... چه کسى همچون توست که خدا به تو در میان فرشتگانش ببالد».

 

 

حق ستیزى در کلام مولا

انجام کارهاى نیک، انسان را به سرمنزل مقصود مى رساند، ولى با انجام بدى، انسان از هدف متعالى خویش باز مى ماند. طرفدار حق بودن و حمایت از آن در هر زمان و شرایطى، مى تواند زمینه رشد و تعالى انسان را فراهم آورد و برعکس، کسى که با حق سرستیز داشته باشد، نه تنها خوار و ذلیل مى گردد، که محکم به زمین کوبیده مى شود. امام على (علیه السلام) در سخن ارزشمندى مى فرماید: «هر کس با حق درآویزد، حق او را به زمین خواهد زد».

هر آن کس که گردد گلاویز حق   تبه ساز ترتیب و نظم و نَسَق
حق او را زند بر زمین و به خاک   کند پرت و نابود و خوار و هلاک

 

 

خَیْرُالبَریّهَ

على، اوج ایمان و تلألؤ نور در هستى است و ویژگى هاى خُلقى و خَلقى او، تنها با سخن خداوند قابل بیان است. در قرآن کریم، آیاتى وجود دارد ک در شأن على و شیعیان وى نازل شده است. از جمله على (علیه السلام) مى فرماید: پیامبر (صلى الله علیه و آله) فرمود: «اى على، آیا این سخن پروردگار را شنیده ای: کسانى که ایمان آورده اند و کار شایسته کرده اند، آن ها بهترین مردمان اند، مقصود از این آیه، تو و شیعیان توست و وعده گاه من با شما، حوض کوثر است. آن گاه که امت ها براى حسابرسى آورده شوند، شما در حالى فراخوانده مى شوید که پیشانى سپیدانِ حجله نشین هستید».

 

 

عدالت على (علیه السلام)

مساوات و عدالت على (علیه السلام) یکى از ویژگى هاى بارز و امتیازهاى بزرگ آن حضرت در طول تاریخ و ضرب المثلى در نزد همه ملت هاى عالم است. آن حضرت، هر نوع امتیاز قومى نژادى را لغو کرده بود، تا بدانجا که آن بزرگوار در هنگام تقسیم بیت المال، هیچ کس را بر دیگرى برترى نمى داد. نقل شده که زنى قرشى از حجاز به کوفه آمد، تا سهم بیشترى از على (علیه السلام) براى خود بخواهد. هنگامى که وارد کوفه شد، به زنى پارسى زبان که تازه در کوفه ساکن شده بود، برخورد و چون از مقدار عطا و جیره او از بیت المال پرسید، متوجّه شد که سهم آن زن نیز مطابق با سهم خود اوست.
از این رو، با ناراحتى به همراه آن زن پرسى به نزد على (علیه السلام) رفت و در حالى که صدایش را بلند کرده بود، گفت: آیا این از عدالت است که میان من و این کنیز فارسى یکسان عمل کنی؟ امام نگاهى به آن زن کرده، مشتى از خاک روى زمین برداشت و به آن نگریست و آن را در دست خود گرداند و فرمود: «اجزاى این خاک، بر یکدیگر برترى ندارد».

 

 

آگاه ترین فرد

پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) بارها و به مناسبت هاى گوناگون، فضیلت هاى على (علیه السلام) را براى مردم بیان مى کرد و او را به آنان معرفى مى نمود، تا مردم هرچه بیشتر با ویژگى هاى الهى آن حضرت آشنا شوند و براى کسب راهنمایى هاى مختلف زندگى، به دامن وى چنگ بزنند. پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) مى فرمود: «آگاه ترین فرد امت پس از من، على بن ابى طالب است».

 

 

زندگى ساده

على (علیه السلام) نورى است که صفات و اسماى الهى را در دنیا متجلى مى سازد. وى با ویژگى هاى والاى خویش، همواره راهنماى گمراهان، و اسوه کاملى براى عاشقان و عارفان است. آن حضرت، ساده زیست بود و به اندک سرمایه خویش قناعت مى کرد. على (علیه السلام) روزى با پیراهنى وصله دار از خانه بیرون آمد. اصحاب از علت پوشیدن آن لباس پرسیدند و حضرت فرمود: «با پوشیدن این لباس، قلبْ خضوع مى یابد و هرگاه مؤمن آن را بر تن من بیند، از من پیروى مى کند».

 

 

گنجینه علوم

على (علیه السلام) درباره دانش فراوان خویش مى فرماید: «سینه من، گنجینه علومى است که از پیامبر آموخته ام و اگر انسان هاى شایسته اى بیابم که ظرفیت کامل داشته و توان مراقبت ویژه و روایت صحیح آن ها را داشته باشند، مقدارى را به آنان مى آموزم. چنین انسانى داراى دانش هاى فراوانى مى گردد که هر کدام، کلید بخشى از علوم وهر بخشى، داراى هزار فرع از معارف است».

 

 

زمزم جوشان کلام على

بهترین ادب آن است که انسان در حدّ و مرز خود بماند و از اندازه خویش تجاوز نکند.
برگزیدن راستى و دورى از دروغ، زیباترین خوى و برترین ادب است.
ایمان هیچ بنده اى راستین نباشد، مگر زمانى که اعتمد و اطمینان او به آنچه نزد خداست، از آنچه در دست خویش دارد، بیشتر باشد.
حکمت و دانش، بوستان خردمندان و تفرجگاه زیرکان است.
به یاد خدا بودن، باعث زنده بودن دل هاست.
اندیشه، موجب پذیرش پند است و انسان را از لغزش ایمن مى سازد و میوه اش پشتیبان یافتن است.
عقل و خرد، پرده پوش عیب هاست.
انسان بخشنده، در دنیا ستوده شده و در آخرت نیک بخت است.
دوستت را گرامى دار و از دشمنت درگذر، تا فضل و مردانگى براى تو مسلّم گردد.
عجب دارم از کسى که خود را نمى شناسد، چگونه مى خواهد پروردگارش را بشناسد.
در تعجبم از کسى که کبر مى ورزد، در صورتى که دیروز نطفه اى گندیده، و فردا نیز مردارى گندیده خواهد بود.
عجب دارم از کسى که عیب هاى مردم را بد مى داند، در صورتى که عیوب خویش از همگان بیشتر است و او آن ها را نمى بیند.
در عَجَبَم از کسى که مالک مرگ و اجل خود نیست، پس چگونه آرزویش دراز است.
هیچ چیز همچون هواى نفس دشمن خرد نیست.
هیچ چیز مانند خود پسندى به نیکى ها زیان نرساند.
از برترین نیکى ها، نیکى با یتیمان است.
هر که زهد در دنیا را پیشه خویش سازد، دیده اش به بهشت روشن گردد.
هر کس توبه کند، خداوند او را مى بخشدو به اعضاى بدن او دستور مى دهد گناهان او را بپوشانند، به زمین امر مى شود گناهان او را کتمان نمایند، و فرشتگانى که اعمال او را نوشته اند، گناهان وى را فراموش مى کنند.
نیرنگ و فریب، در جهنم است.
هر کس براى رقابت در فخرفروشى چیزى بسازد، خداوند او را رو سیاه محشور مى کند.

 

 

یاران

حضرت على (علیه السلام) در طول عمر پربرکت خویش، افراد بسیارى را در زمینه هاى گوناگون علوم اسلامى تربیت کرد؛ از جمله ابوالاسود دوئلى را در علم نحو، عبدالله بن عباس را تفسیر قرآن، و کمیل بن زیاد، اویس قرنى و رشید حجرى را در عرفان اسلامى و پیمودن راه هاى معرفت پرورش داد و نیز تعدادى از یاران خود مانند مالک اشتر، محمد بن ابى بکر، عبداللّه بن جعفر طیّار و حجر بن عُدَى را براى صحنه هاى جهاد و شهادت و دفاع از کیان اسلامى پرورانْد که اینان، هر کدام الگویى مناسب براى جوانان امروزى به شما مى آیند.

 

 

بوسه بر پاى معشوق

زیارت امامان، تأثیر معنوى بسیارى در افراد مى گذارد و روح زائر را به روح مقدس آن امام نزدیک مى کند. به این علت، ثواب هاى بسیارى براى زیارت این بزرگواران ذکر شده است. ابى شعیب خراسانى مى گوید: از امام رضا (علیه السلام) پرسیدم: زیارت قبر على (علیه السلام) برتر است یا زیارت حسین (علیه السلام) آن حضرت فرمود: «فضیلت زیارت قبر امیرمؤمنان بر زیارت حسین، مثل برترى خود امیرمؤمنان بر حسین است».

 

 

زیارت امین اللّه

براى زیارت حضرت امیرمؤمنان على (علیه السلام) در حرم مطهّر آن حضرت یا از راه دور، زیارت هاى بسیارى وارد شده است. در این میان، زیارت معروف «امین اللّه» در نهایت اعتبار بوده و در تمام کتاب هاى دعا و زیارات نقل گردیده است، به طورى که علامه مجلسى، آن را بهترین زیارت از جهت متن و سند مى داند و تأکید مى کند که باید در همه حرم هاى ائمه، آن را قرائت کرد.

 

 

غبار غربت

عالمان دینى در طول تاریخ، به وسیله نگارش کتاب هاى گوناگون، تلاش هاى بسیارى را در زدودن غبار غربت و مظلومیت از سیماى پر فروغ امامان معصوم انجام داده اند. علامه امینى رحمه الله پس از سال ها کوشش در نوشتن کتاب پرارج الغدیر، در آخرین روزهاى عمر شریفش، هنگامى که از وى پرسیدند: چه آرزویى دارید؟ گفت: «من فقط یک آرزو دارم و آن این که خدا به من یک عمر طولانى بدهد و من در طول این مدت، از همه کناره گرفته و در گوشه بیابانى چادر بزنم و آنجا ساکن شوم و تا آخرعمر بر مظلومیت على (علیه السلام) بگریم».

 

 

کلام جاودانه

نهج البلاغه کتاب پرارزشى است که کلمات گهربار مولا على (علیه السلام) را در خود جاى داده است. نهج البلاغه، مجموعه اى از عمده ترین مباحث و معارف اسلامى است و در آن، از همه آنچه براى انسان مسلمان و جامعه اسلامى ضرورت دارد، سخنى به میان آمده است؛ از اصول دین تا اخلاق اجتماعى، تنظیم روابط اخلاقى و خانوادگى، جنگ، سیاست، حکمت و علم.

 

 

رنگ شهادت

بگشا به سرا پرده جان باب على را   سرمشق خود اى دل بکن آداب على را
تا رتبه این مظهر حق را بشناسى   بشمار یکایک همه القاب على را
فرمان خدا بود که در مسجد احمد   درها همه بستند، مگر باب على را
زیرا که على، خانه یکى شد شب میلاد   خود بیت خدا دان، دل حق یاب على را
دنیاى دنى، جاى کسى همچو على نیست   آغشت به خون، روى جهان تاب على را
تا رد نکند خالق او، خواهش او را   ز آن رنگ شهادت زده، محراب على را

 

نظر خود را اعلام كنید

نظرات كاربران

نظری وجود ندارد
*
*

شبکه فرهنگی الحسنین (علیهما السلام)