فضایل اخلاقی و کمالات معنوی امام حسن عسکری(ع)
اعتراف مخالفان به عظمت امام حسن عسکری(ع)
شخصیت اخلاقی و معنوی امام حسن عسکری(ع) تنها مورد توجه شیعیان و پیروان آن حضرت نبود؛ بلکه برخی کسانی که با خاندان پیامبر(ص) میانهای نداشتند نیز در برابر عظمت شخصیت ایشان زبان به ستایش گشودند.
یکی از مشهورترین این گزارشها درباره احمد بن عبیدالله بن خاقان است که در منابع، به سختگیری و مخالفت با اهلبیت(ع) شناخته شده است. با این همه، هنگامی که سخن از امام حسن عسکری(ع) به میان آمد، گفت:
«ما رَأَيْتُ وَلا عَرَفْتُ بِسُرَّ مَنْ رَأى رَجُلاً مِنَ الْعَلَوِيَّةِ مِثْلَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الرِّضا فِي هَدْيِهِ وَسُكُونِهِ وَعَفافِهِ وَنُبْلِهِ وَكَرَمِهِ...»
یعنی: در سامرا هیچیک از علویان را همانند حسن بن علی(ع) در رفتار، وقار، پاکدامنی، بزرگواری و کرامت ندیدم و نشناختم. او همچنین تصریح میکند که بنیهاشم، فرماندهان، وزیران و عموم مردم برای آن حضرت احترام و جایگاهی ویژه قائل بودند[1]. این گزارش در الکافی نقل شده است.
این اعتراف اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا از زبان یکی از دوستداران و پیروان امام صادر نشده، بلکه از فردی نقل شده است که خود با علویان سر سازگاری نداشت.
عبادتی که زندانبانان را دگرگون می کرد
یکی از برجستهترین ویژگیهای امام حسن عسکری(ع)، عبادت و بندگی عمیق ایشان بود. محمد شاکری، از کسانی که با حضرت ارتباط نزدیک داشت، درباره عبادت ایشان میگوید:
«كانَ يَجْلِسُ فِي الْمِحْرابِ وَيَسْجُدُ، فَأَنامُ وَأَنْتَبِهُ وَأَنامُ وَهُوَ ساجِدٌ»
امام در محراب مینشست و به سجده میرفت؛ من میخوابیدم و بیدار میشدم و دوباره میخوابیدم، در حالی که آن حضرت همچنان در سجده بود[2]. این گزارش در الغیبة شیخ طوسی نقل شده است.
تأثیر این عبادت تنها بر یاران حضرت نبود. حتی مأمورانی که برای مراقبت و آزار امام انتخاب میشدند، گاه تحت تأثیر رفتار و معنویت ایشان قرار میگرفتند.
در دوران زندانی بودن امام نزد صالح بن وصیف، گروهی از عباسیان از او خواستند بر امام سختگیری بیشتری کند. صالح پاسخ داد که دو تن از بدترین و سختگیرترین مأموران خود را بر امام گمارده است، اما همین دو نفر بر اثر معاشرت با آن حضرت به عبادت، نماز و روزه روی آوردهاند. آنان درباره امام میگفتند: با مردی روبهرو هستیم که روزها روزه میگیرد و شبها به عبادت میایستد و جز به عبادت مشغول نمیشود[3]
گزارش مشابهی درباره علی بن اوتامش نیز نقل شده است؛ شخصی که به دشمنی شدید با خاندان ابوطالب شهرت داشت و به او دستور داده بودند بر امام سخت بگیرد. با این حال، حضور کوتاه امام در نزد او چنان تأثیری گذاشت که در برابر حضرت سر فرو میافکند و هنگامی که از ایشان جدا شد، نگاه و سخنش درباره امام کاملاً دگرگون شده بود[4]
این گزارشها نشان میدهد که عبادت امام حسن عسکری(ع) امری فردی و پنهان در گوشه محراب نبود؛ بلکه با اخلاق، وقار و رفتار اجتماعی آن حضرت پیوند خورده و حتی برخی از مأموران دشمن را نیز تحت تأثیر قرار میداد.
جایگاه علمی امام حسن عسکری(ع)
در کنار عبادت، علم و معرفت از دیگر ابعاد برجسته شخصیت امام عسکری(ع) است. ابن صباغ مالکی در وصف آن حضرت عباراتی بسیار بلند دارد و ایشان را «یگانه روزگار»، «سرور اهل عصر» و «سوار میدان دانش که هماوردی ندارد» معرفی میکند و از قدرت حضرت در گشودن مسائل دشوار و آشکار ساختن حقایق سخن میگوید[5]. این توصیف در نسخههای مختلف الفصول المهمة با تفاوت در شماره صفحات منتشر شده است.
در گزارشی که قطب راوندی در الخرائج والجرائح نقل کرده، بختیشوع، پزشک مسیحی دربار عباسی، هنگامی که یکی از شاگردان خود را برای انجام فصد نزد امام حسن عسکری(ع) میفرستد، به او هشدار میدهد که با حضرت مخالفت نکند و درباره ایشان میگوید:
«وَهُوَ أَعْلَمُ فِي يَوْمِنا هذا بِمَنْ هُوَ تَحْتَ السَّماءِ»
او در روزگار ما داناترین کسی است که زیر آسمان زندگی میکند[6]
بنابراین، علم امام تنها در میان شاگردان و شیعیان ایشان مورد توجه نبود، بلکه در برخی گزارشهای تاریخی و مناقب، افرادی خارج از جامعه شیعه نیز به دانش آن حضرت اعتراف کردهاند.
سخاوت و رسیدگی به نیازمندان
سخاوت و توجه به مشکلات مالی مردم، جلوه دیگری از سیره امام حسن عسکری(ع) است. در الکافی داستانی از محمد بن علی بن ابراهیم نقل شده است که او و پدرش گرفتار تنگدستی شدند. پدر تصمیم گرفت نزد امام عسکری(ع) برود؛ با آنکه تا آن زمان حضرت را ندیده بود، درباره بخشندگی ایشان شنیده بود.
در راه، پدر با خود گفت: چه خوب بود اگر امام پانصد درهم به من عطا کند؛ بخشی برای پوشاک، بخشی برای خوراک و بخشی برای دیگر هزینههای زندگی. فرزند نیز در دل آرزو کرد که سیصد درهم دریافت کند تا با بخشی از آن مرکبی بخرد و با بقیه نیازهای خود را تأمین کند.
هنگامی که به خانه امام رسیدند، خادم حضرت آنان را با نام فراخواند. پس از دیدار، وقتی از خانه بیرون آمدند، خادم امام دو کیسه به آنان داد؛ در یکی همان پانصد درهم مورد نیاز پدر و در دیگری سیصد درهم برای فرزند قرار داشت و حتی چگونگی مصرف آن نیز مطابق نیازهایی بود که در ذهن خود گذرانده بودند[7]
این روایت علاوه بر نمایش سخاوت امام، در منابع شیعی از گزارشهایی شمرده شده است که آگاهی ویژه حضرت از نیاز و خواسته درونی افراد را نیز نشان میدهد.
کرامات و آگاهی امام از جاسوس زندان
از ابوالهاشم جعفری نقل شده است که هنگامی که امام حسن عسکری(ع) همراه گروهی در زندان بود، مردی نیز در میان آنان حضور داشت که خود را از علویان معرفی میکرد. امام فرمودند:
«اگر در میان شما کسی نبود که از شما نیست، به شما خبر میدادم چه زمانی آزاد خواهید شد.»
پس از آن، امام به آن مرد اشاره کردند. هنگامی که او از جمع خارج شد، حضرت فرمودند که وی از آنان نیست و در لباس خود گزارشی برای حکومت پنهان کرده است. زندانیان لباس او را جستوجو کردند و نوشتهای یافتند که در آن اخبار و سخنان آنان برای دستگاه حکومت ثبت شده بود[8]
این گزارش در منابع مربوط به مناقب و سیره امام بهعنوان یکی از نمونههای آگاهی خاص آن حضرت نقل شده است.
پاسخ علمی امام به مسئله «تناقض قرآن»
یکی از حکایتهای مشهور درباره فعالیت علمی امام حسن عسکری(ع)، ماجرای منسوب به اسحاق کِندی، فیلسوف مشهور جهان اسلام، است.
ابن شهرآشوب به نقل از کتاب التبدیل ابوالقاسم کوفی گزارش میکند که کندی مشغول تألیف کتابی درباره آنچه خود «تناقضهای قرآن» میپنداشت، شده بود. یکی از شاگردان او نزد امام حسن عسکری(ع) آمد. حضرت از او پرسیدند آیا در میان شما کسی نیست که استادتان را از این کار بازدارد؟
سپس امام راه استدلال را به شاگرد آموختند: از استاد خود بپرس آیا ممکن است گوینده قرآن از سخنانش معنایی غیر از معنایی که تو فهمیدهای اراده کرده باشد؟ اگر چنین احتمالی از نظر زبان و عقل ممکن است، چگونه میتوان بر اساس یک برداشت خاص، سخن را متناقض دانست؟
بر اساس این گزارش، کندی پس از شنیدن این اشکال در آن تأمل کرد و امکان آن را پذیرفت و وقتی فهمید این پرسش از امام حسن عسکری(ع) است، آن را شایسته خاندان پیامبر(ص) دانست[9].
از نظر منبعشناسی، بهتر است این ماجرا در سایت با تعبیر «ابن شهرآشوب به نقل از ابوالقاسم کوفی گزارش کرده است» بیان شود، نه بهعنوان یک واقعه تاریخی بدون قید؛ زیرا مأخذ این گزارش از جنس منابع مناقب است.
ماجرای استسقا و استخوان یکی از پیامبران
از مشهورترین کرامات منسوب به امام حسن عسکری(ع)، واقعهای است که در دوران قحطی سامرا گزارش شده است.
بر اساس نقل الخرائج والجرائح و شماری از منابع بعدی، در دوره خلافت معتمد عباسی، خشکسالی شدیدی رخ داد. مسلمانان چند بار برای نماز استسقا به صحرا رفتند، اما بارانی نبارید. سپس گروهی از مسیحیان همراه راهبان برای دعا بیرون رفتند و با دعای یکی از راهبان باران بارید. تکرار این اتفاق موجب حیرت و تردید برخی مردم شد.
خلیفه که امام حسن عسکری(ع) را در زندان نگاه داشته بود، حضرت را فراخواند. امام خواستند راهبان بار دیگر برای طلب باران حاضر شوند. هنگامی که راهب دست خود را بلند کرد، ابر پدید آمد. امام دستور دادند آنچه میان انگشتان اوست بگیرند. استخوانی از دست او بیرون آوردند. پس از آنکه استخوان از او گرفته شد، با دعای راهب ابری پدید نیامد.
در ادامه این گزارش آمده است که امام آن استخوان را متعلق به یکی از پیامبران الهی دانستند و فرمودند هنگامی که استخوان پیامبری آشکار شود، باران میبارد[10]این واقعه در الخرائج والجرائح، مناقب آل ابیطالب و نیز برخی آثار نویسندگان اهل سنت مانند ابن صباغ مالکی نقل شده است.
این روایت نیز از جنس گزارشهای مناقب و کرامات است و بهتر است در متن علمی سایت با همین عنوان و نه به صورت گزارشی بدون ذکر مأخذ ارائه شود.
پاسخ امام درباره تفاوت سهم ارث زن و مرد
در الکافی نقل شده است که شخصی از امام حسن عسکری(ع) پرسید چرا در برخی موارد ارث، زن یک سهم و مرد دو سهم میبرد؟
حضرت در پاسخ به مجموعهای از تکالیف مالی و اجتماعی اشاره کردند که در فقه اسلامی بر عهده مرد قرار گرفته است؛ از جمله جهاد، نفقه و مشارکت عاقله در پرداخت دیه قتل خطایی، در حالی که این مسئولیتها بر عهده زن نیست.
راوی میگوید در ذهن خود به یاد آورد که پیشتر شنیده بود ابن ابیالعوجاء همین پرسش را از امام صادق(ع) مطرح کرده و همان پاسخ را دریافت کرده است. امام حسن عسکری(ع) بدون آنکه او سخنی بگوید، متوجه اندیشه او شدند و فرمودند مضمون پرسش یکی است و پاسخ ما نیز یکی است؛ زیرا اول و آخر این خاندان در علم همسو هستند[11]
منشور اخلاقی منسوب به امام عسکری(ع)
در منابع شیعی نامهای از امام حسن عسکری(ع) خطاب به علی بن حسین بن بابویه قمی، از فقهای برجسته قم، نقل شده است که مجموعهای ارزشمند از توصیههای عبادی، اخلاقی و اجتماعی را دربر دارد.
در بخشی از این نامه آمده است:
«أُوصيكَ يا شَيْخي وَمُعْتَمَدي وَفَقيهي أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ الْقُمِّي... بِتَقْوَى اللهِ وَإِقامِ الصَّلاةِ وَإيتاءِ الزَّكاةِ...»
سپس امام او را به تقوای الهی، برپا داشتن نماز، پرداخت زکات، گذشت از خطای دیگران، فروبردن خشم، صله رحم، مواسات با برادران دینی، تلاش برای برطرف کردن نیاز آنان، بردباری، تفقه در دین، استواری در امور، انس با قرآن، حسن خلق، امر به معروف و نهی از منکر و دوری از زشتیها سفارش میکنند[12].
و سپس سفارش به صبر و انتظار فرج مطرح میشود:
«وَعَلَيْكَ بِالصَّبْرِ وَانْتِظارِ الْفَرَجِ...»
در این نامه، انتظار فرج نه بهمعنای انفعال و کنارهگیری، بلکه در کنار مجموعهای از تکالیف اخلاقی، عبادی و اجتماعی قرار گرفته است؛ انسانی که منتظر فرج است باید اهل نماز، قرآن، صبر، حسن خلق، خدمت به دیگران، امر به معروف و کنترل خشم نیز باشد.
از نظر منبعشناسی، این نامه در مناقب آل ابیطالب و شماری از منابع متأخر نقل شده است. برخی محققان تصریح کردهاند که انتساب کامل آن در همه نسخههای منابع اولیه یکسان نیست؛ ازاینرو تعبیر «نامه منقول» یا «نامه منسوب به امام عسکری(ع)» برای یک متن پژوهشی دقیقتر است.
جمع بندی
آنچه از مجموعه این گزارشها به دست میآید، تصویری چندبعدی از امام حسن عسکری(ع) است. آن حضرت در شرایطی زندگی میکرد که حکومت عباسی ارتباط ایشان با جامعه را بهشدت محدود کرده و حتی بخشی از عمرشان در مراقبت و زندان سپری شد؛ اما همین فضای بسته نیز نتوانست نفوذ معنوی امام را از میان ببرد.
عبادت طولانی حضرت، زندانبانان را دگرگون میکرد؛ اخلاق و وقار ایشان مخالفان را به اعتراف وامیداشت؛ علم و قدرت استدلالشان در برابر پرسشها و شبهات آشکار میشد و سخاوتشان پناه نیازمندان بود. در کنار همه اینها، توصیههای اخلاقی منقول از آن حضرت نشان میدهد که در مکتب امام عسکری(ع)، معنویت از زندگی اجتماعی جدا نیست؛ تقوا با خدمت به مردم، عبادت با حسن خلق، معرفت با مسئولیت و انتظار فرج با صبر و عمل صالح معنا پیدا میکند.
پی نوشت:
[1] محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۰۳، ح ۱؛ نیز شیخ مفید، الإرشاد، ج ۲، ص ۳۲۱
[2] شیخ طوسی، الغیبة، ص ۲۱۷، ح ۱۷۹؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۰، ص ۲۵۳
[3] کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۱۲، ح ۲۳؛ شیخ مفید، الإرشاد، ج ۲، ص ۳۳۴
[4] کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۰۸، ح ۸؛ شیخ مفید، الإرشاد، ج ۲، ص ۳۲۹
[5] ابن صباغ مالکی، الفصول المهمة فی معرفة الأئمة، ج ۲، ص ۱۰۸۵؛ در برخی چاپها: ص ۲۷۲ یا ۲۹۰
[6] قطبالدین راوندی، الخرائج والجرائح، ج ۱، ص ۴۲۲، ح ۳؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۰، ص ۲۶۰، ح ۲۱
[7] کلینی، الکافی، کتاب الحجة، باب مولد ابیمحمد الحسن بن علی(ع)، روایت محمد بن علی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر
[8] طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، بخش مربوط به امام حسن عسکری(ع)؛ نیز ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، در گزارش کرامات امام عسکری(ع).
[9] ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج ۴، ص ۴۵۷، به نقل از التبدیل ابوالقاسم کوفی؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۰، ص ۳۱۳.
[10] قطب راوندی، الخرائج والجرائح، ج ۱، ص ۴۴۱ـ۴۴۲؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج ۴، ص ۴۵۸؛ ابن صباغ مالکی، الفصول المهمة، ج ۲، صص ۱۰۸۵ـ۱۰۸۷؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۰، ص ۲۷۰، ح ۳۷.
[11] کلینی، الکافی، ج ۷، ص ۸۵، ح ۲، باب «علّة كيف صار للذكر سهمان وللأنثى سهم
[12] المناقب لابن شهر اشوب ج ٤ ص ٤٢٥ ، وعنه في البحار ج ٥٠ ص ٣١٧ ، ومجالس المؤمنين للقاضي نور الله الشوشتري ج ١ ص ٤٥٣ ، وعنه في رياض العلماء ج ٤ ص ٧ ، وروضات الجنات ج ٤ ص ٢٧٣ عن الاحتجاج وغيره ، ولؤلؤة البحرين ص ٣٨٤ ، ومكاتيب الائمة ج ٢ ص ٢٦٥ ، والأنوار ، البهية ص ١٦١ ، ومستدرك الوسائل ج ٣ ص ٥٢٧ عن الاحتجاج

